WEBVTT

00:04.140 --> 00:05.000
‫بفرما.

00:05.550 --> 00:06.880
‫همه چی آماده‌ست، کایا.

00:16.350 --> 00:18.720
.اوه، ببین ساعت چند شد

00:18.720 --> 00:20.720
‫کایا، همه وسایلت رو برداشتی؟

00:20.720 --> 00:22.240
‫بابا، قمقمه‌ام.

00:22.240 --> 00:24.190
.وای، نزدیک بود یادم بره

00:25.090 --> 00:26.510
.یه لحظه وایسا

00:35.640 --> 00:36.990
‫بفرما، اینم از این.

00:37.320 --> 00:40.250
توی قمقمه‌ت همون چای با طعم جوی
.شیرینیِ که دوست داری ریختم

00:46.470 --> 00:48.590
‫کایا، بریم.

00:49.610 --> 00:50.380
.هوم

00:52.970 --> 00:54.870
‫بزن بریم.

01:01.060 --> 01:03.610
‫ساتو کایا

01:01.810 --> 01:07.650
‫بدجنس؟ خودخواه؟ یا فقط متفاوت؟

01:08.350 --> 01:12.230
بچه‌هایی هستن که توسط بقیه
.اینطوری دیده میشن

01:12.690 --> 01:19.750
اما اگه اون بچه بتونه
چیزی رو ببینه که تو نمیبینی چی؟

01:20.600 --> 01:25.370
‫این داستان کایا - چانِ،
‫دختری که می‌تونست ارواح رو ببینه.

01:25.390 --> 01:35.390
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:36.890 --> 01:38.350
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

01:37.770 --> 01:41.020
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

02:56.050 --> 02:59.510
‫‫‫قسمت ۵: قطارها ترسناک نیستن

02:56.050 --> 02:59.510
‫قسمت ۵: قطارها ترسناک نیستن

02:56.580 --> 02:59.860
‫چی‌ئه - سنسی! کل شب رو
‫صرف تحقیق کردم،

02:58.590 --> 03:01.140
‫اوسامو ماب

02:59.860 --> 03:01.930
و فکر کنم چیزای جالبی
.دستگیرم شد

03:01.140 --> 03:01.930
‫اوسامو ماب

03:02.320 --> 03:05.590
واسه همین فکر کردم
...باید در لحظه بهتون بگم

03:05.590 --> 03:09.150
‫صبر کن، بسه! الان وقتش رو
‫ندارم.

03:06.390 --> 03:09.150
‫تانیگوئه

03:06.390 --> 03:09.150
‫کاوابوکورو

03:06.390 --> 03:09.150
‫شین‌دوبا

03:06.390 --> 03:09.150
‫شیبوکاوا

03:06.390 --> 03:09.150
‫تاته‌هاما

03:06.390 --> 03:09.150
‫شین-تاته‌هاما

03:06.390 --> 03:09.150
‫خط کانجیرو

03:06.390 --> 03:09.150
‫خط یاماتو کورای

03:06.390 --> 03:09.150
‫مقصد

03:06.390 --> 03:09.150
‫قطار محلی

03:06.390 --> 03:09.150
‫قطار سریع‌السیر

03:06.390 --> 03:09.150
‫سوناندای

03:06.390 --> 03:09.150
‫ایموبوکورو

03:06.390 --> 03:09.150
واگن 10

03:06.390 --> 03:09.150
‫واگن 10

03:09.150 --> 03:12.400
با شناختی که ازت دارم، احتمالاً
،خودت هم خبر داری

03:12.400 --> 03:15.130
.ولی امروز اردوی قطار سواری داریم

03:15.130 --> 03:16.530
‫پس وقت ندارم گوش بدم...

03:16.530 --> 03:20.650
‫به هر حال، وقتی داشتم درباره
‫مادر کایا - ساما تحقیق می‌کردم...

03:20.650 --> 03:22.180
اصلاً میشنوی چی میگم؟

03:22.180 --> 03:24.900
‫چی‌ئه - سنسی! شما با گروه آخر برید.

03:23.340 --> 03:25.620
‫بله، معلومه.

03:24.900 --> 03:26.040
‫اوه، فهمیدم.

03:25.620 --> 03:28.390
‫الو، چی‌ئه - سنسی؟ چی‌ئه - سنسی!

03:26.310 --> 03:29.960
.لطفاً بذاریدش برای بعد. فعلاً خداحافظ

03:30.340 --> 03:31.880
‫ای بابا.

03:31.880 --> 03:35.340
‫خب، گروه سوسک‌ها
‫با چی‌ئه - سنسی میرن...

03:35.340 --> 03:38.240
‫سنسی، من آبمیوه می‌خوام.

03:38.240 --> 03:39.960
‫اجازه نداری.

03:39.960 --> 03:42.930
سنسی، میشه برم دستشویی؟

03:41.410 --> 03:42.930
‫منم باید برم دستشویی.

03:43.230 --> 03:47.060
‫ما قراره سوار خط سوزو بشیم، درسته؟
‫پس قطار زرده!

03:47.060 --> 03:50.650
‫ها؟ ولی بابام گفت
‫قطار آبیه.

03:55.770 --> 03:59.370
.‫آکیرا - سنسی، چی‌ئه - سنسی رد داده

03:59.370 --> 04:01.790
.همینطوری نگاه نکن. برو کمکش

04:02.700 --> 04:02.830
‫گروه سوسک‌ها آماده‌ان

04:02.830 --> 04:04.200
‫چیهیرو

04:02.830 --> 04:04.200
‫گروه سوسک‌ها آماده‌ان

04:02.830 --> 04:04.200
‫گروه کفشدوزک‌ها هم همین‌طور

04:02.830 --> 04:04.200
‫هاسومی چیه

04:04.780 --> 04:06.660
‫به نظر میاد همه سالم سوار شدن.

04:06.660 --> 04:08.660
‫وا، واقعاً؟

04:09.250 --> 04:10.420
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

04:10.420 --> 04:11.200
‫منم همین‌طور!

04:11.200 --> 04:12.920
‫چه خوراکی‌هایی آوردی؟

04:13.210 --> 04:18.880
‫بزرگترا پول این قطار رو میدن.
‫شما بچه‌ها مجانی سوار میشید، نه؟

04:18.880 --> 04:20.880
‫پس از روی صندلی‌ها بلند شید!

04:20.880 --> 04:24.120
‫ها؟ ما پول بلیط گروهی رو دادیم.

04:24.120 --> 04:26.520
‫هی، حرفی نزن که
‫اوضاع رو بدتر کنه.

04:27.050 --> 04:31.300
‫ببخشید. ایستادن بچه‌ها خطرناکه،
‫پس لطفاً صندلی‌های ما رو بگیرید.

04:42.910 --> 04:45.030
‫قطار محلی

04:42.910 --> 04:45.030
‫قطار سریع‌السیر

04:42.910 --> 04:45.030
‫کوکانی

04:42.910 --> 04:45.030
‫اوفونه

04:42.910 --> 04:45.030
‫واگن 10

04:42.910 --> 04:45.030
واگن 10

04:45.030 --> 04:47.000
‫خب، همگی پیاده شید.

04:47.000 --> 04:48.500
‫همه هستن؟

04:48.500 --> 04:49.910
‫بله، هستیم...

04:51.790 --> 04:53.060
‫کایا - چان!

04:53.060 --> 04:54.480
‫کایا - چان هنوز توی قطاره!

04:54.480 --> 04:55.260
‫چی؟

04:56.090 --> 04:57.800
‫چی شده کایا - چان؟

04:58.080 --> 04:59.800
‫در داره بسته میشه.

04:59.800 --> 05:01.070
‫ما داریم پیاده میشیم.

05:08.640 --> 05:09.880
‫آه.

05:15.150 --> 05:19.030
‫خب، حداقلش اینه که
‫تو هم همراهشی.

05:19.030 --> 05:24.800
‫مدیر گفت: «هر ده سال یه بار پیش میاد،
‫پس خودت رو سرزنش نکن.»

05:24.800 --> 05:27.810
‫ه-هر ده سال یه بار؟ و من انجامش دادم؟

05:27.810 --> 05:32.720
‫ما اینجا حواسمون به همه چیز هست،
‫پس عجله نکن. اول ایمنی...

05:32.720 --> 05:33.790
‫آکیرا - سنسی؟

05:35.000 --> 05:36.500
‫تماس قطع شد.

05:37.250 --> 05:39.550
‫شاید آنتن ضعیفه.

05:39.900 --> 05:42.580
‫بی‌خیال. ایستگاه بعدی
‫برمی‌گردیم.

05:48.060 --> 05:50.600
‫بیا. بشین کایا - چان.

05:53.330 --> 05:54.560
‫کایا - چان؟

05:54.560 --> 05:56.270
‫نمی‌تونم اونجا بشینم.

06:00.530 --> 06:02.360
‫شما بچه‌ها مجانی سوار میشید، مگه نه؟

06:05.660 --> 06:07.590
‫اشکالی نداره کایا - چان.

06:08.240 --> 06:10.040
‫به حرف اون مرد توجه نکن.

06:10.330 --> 06:11.290
‫ها؟

06:11.290 --> 06:17.290
‫ما پول بلیط دادیم، هیچ قانونی هم
‫نیست که بگه بچه‌ها باید بایستن.

06:17.290 --> 06:18.750
‫هی، تو!

06:19.600 --> 06:22.760
‫تازه، قطار خالیه.

06:31.120 --> 06:33.430
‫چی؟ تا همین یه لحظه پیش
‫کسی اینجا نبود.

06:33.890 --> 06:36.130
چی‌ئه - سنسی شما هم می‌بینیدشون؟

06:36.130 --> 06:38.230
‫توی ایستگاه قبلی کلی آدم
‫سوار شدن.

06:38.520 --> 06:39.150
‫ها؟

06:39.890 --> 06:42.150
.برا همین نتونستم پیاده شم

06:42.430 --> 06:43.800
.باید دست بجنبونیم، کایا - چان

06:43.800 --> 06:46.410
‫اشکالی نداره. اونا کار بدی نمی‌کنن.

06:50.930 --> 06:53.160
‫اون مرده از اونا بدجنس‌تره.

06:54.600 --> 06:56.660
ا- اینطوری فکر میکنی؟

07:01.500 --> 07:02.420
‫داره می‌ایسته.

07:02.850 --> 07:04.760
‫بیا پیاده شیم! باید برگردیم!

07:04.760 --> 07:06.550
‫پیاده نشو.

07:06.950 --> 07:07.590
‫ها؟

07:07.590 --> 07:09.100
!بـ بکش کنار

07:21.430 --> 07:24.890
‫لعنتی. اون قطار دیگه چی بود؟

07:29.260 --> 07:31.720
‫ولی خدایی، خیلی نزدیک بود.

07:31.720 --> 07:34.570
‫کی می‌دونه اگه می‌موندم
‫چه بلایی سرم می‌اومد؟

07:36.500 --> 07:37.580
‫خوب شد که من...

07:47.320 --> 07:49.570
خـ خواب بود؟

07:52.450 --> 07:53.390
تـ تماس؟

07:53.390 --> 07:53.640
‫اوسامو ماب

07:53.640 --> 07:55.640
‫اوسامو ماب

07:53.680 --> 07:55.190
‫ماب - سانه.

07:57.520 --> 08:01.610
‫وقتی جی‌پی‌اس یهو قطع شد فهمیدم
‫یه اتفاقی افتاده...

08:01.610 --> 08:04.020
سر در آوردن از یه ایستگاه...
.عالم ارواح خیلی بدشانسیه

08:04.410 --> 08:06.620
‫خوشبختانه کایا - ساما رو
‫همراهتون داشتید.

08:06.620 --> 08:10.160
‫فکر کردی اگه ریز بهش اشاره کنی
‫من قضیه جی‌پی‌اس رو نادیده می‌گیرم؟

08:10.160 --> 08:14.850
‫خب، از حرفاتون این‌طور فهمیدم که
‫از بقیه گروه جدا شدید؟

08:14.850 --> 08:16.540
‫خب، آره.

08:17.440 --> 08:21.170
،حتی اگه بخوایم بهشون برسیم
.قطاری نیست که سوارش بشیم

08:21.560 --> 08:22.780
‫پس...

08:22.780 --> 08:25.630
‫بهتره یه تاکسی بگیریم
‫تا بهشون برسیم.

08:25.630 --> 08:29.800
!سام‌علیک! تاکسی‌تون رسید

08:33.110 --> 08:35.430
‫شما اینجا چیکار
‫می‌کنید؟

08:35.430 --> 08:38.760
‫ای بابا، بیخیال. حداقل حالا وسیله
‫نقلیه دارید، پس این یه برده.

08:38.760 --> 08:40.890
‫سخت نگیر.

08:41.160 --> 08:45.150
خانم راننده، مشکلی نداری؟
!این آقا دلقک بازی در میاره

08:45.460 --> 08:48.460
‫بله، شوهرم همیشه همین‌طوری بوده.

08:48.460 --> 08:50.490
شوهرت؟

08:51.250 --> 08:53.090
‫شما همون مردی هستید که روح می‌بینه.

08:53.090 --> 08:59.580
‫اوه، این دفعه منو یادتون موند!
‫لطفاً بهم بگید «مابو»، کایا - ساما.

09:00.670 --> 09:01.830
‫مابو.

09:03.210 --> 09:07.090
‫من، مابو، مطمئن میشم که
‫سالم به مقصد برسید!

09:07.410 --> 09:10.640
‫ولی قبلش،
‫می‌خوام یه پیشنهادی بدم.

09:10.640 --> 09:11.590
‫یه پیشنهاد؟

09:11.950 --> 09:16.830
‫کایا - ساما، دوست دارید برید
‫مادرِ مادرتون، یعنی مادربزرگتون رو ببینید؟

09:21.100 --> 09:26.100
‫مگه کایا - چان

09:21.100 --> 09:26.100
‫ترسناک نیست؟

09:26.110 --> 09:31.110
‫مگه کایا - چان

09:26.110 --> 09:31.110
‫ترسناک نیست؟

09:31.110 --> 09:33.610
‫مادربزرگ کایا - چان؟

09:31.110 --> 09:34.570
‫مادربزرگ ترسناک نیست؟

09:33.610 --> 09:35.610
چی داری میگی؟

09:35.610 --> 09:39.420
‫اون دلیل اصلی‌ای بود که با عجله
‫با شما تماس گرفتم، چی‌ئه - سنسی.

09:39.930 --> 09:42.000
‫اجازه بدید از اول براتون توضیح بدم.

09:42.000 --> 09:46.960
‫وقتی داشتم درباره والدین کایا - ساما
‫تحقیق می‌کردم، یه چیزی پیدا کردم.

09:47.230 --> 09:48.420
‫یه عکس؟

09:49.010 --> 09:51.420
‫ایشون ابیسوموری موتسو - سان هستن.

09:51.420 --> 09:54.430
‫چشم‌های ایشون قدرت
‫بصیرت فوق‌العاده‌ای دارن.

09:54.430 --> 09:59.240
‫می‌گن اون از قدرت‌های روحی‌اش برای
‫شناسایی مجرم یه جنایت هولناک استفاده کرد.

09:59.240 --> 10:03.310
‫یه مدت، قدرت پیش‌گویی‌اش کلی طرفدار
‫توی دنیا پیدا کرد و زندگیش بهم ریخت،

10:03.310 --> 10:07.560
و مجبور شد درخواست پیشگویی
.عامه‌ی مردم رو رد کنه

10:07.560 --> 10:10.320
‫اما توانایی‌های اون فقط به
‫پیش‌گویی محدود نمی‌شد...

10:07.700 --> 10:09.930
‫بازم شروع شد.

10:10.320 --> 10:15.600
‫می‌گن نوه‌اش حتی قدرت‌های
‫الهی هم داره.

10:16.220 --> 10:17.530
‫یعنی منظورت...

10:17.530 --> 10:20.410
‫ها؟ داری درباره کایا - چان حرف می‌زنی؟

10:20.410 --> 10:25.010
‫دقیقاً. با توجه به توانایی‌های کایا - ساما،
‫اصلاً جای تعجب نداره.

10:25.420 --> 10:26.840
‫به عنوان یه فامیل نزدیک،

10:26.840 --> 10:31.260
‫احتمال زیادی هست که اون چیزهایی
‫درباره مادر کایا - ساما بدونه.

10:31.920 --> 10:38.640
‫اتفاقاً، ابیسوموری موتسو - سان همون‌جایی
‫زندگی می‌کنه که قراره اردو برید.

10:38.640 --> 10:41.220
‫وقتی نوه‌اش اونجا باشه،
‫بیشتر حرف می‌زنه،

10:41.220 --> 10:44.360
‫واسه همین منتظر فرصتی بودم
‫که اون رو هم با خودمون ببرم.

10:44.360 --> 10:46.810
‫ها؟ صبر کن. یعنی منظورت اینه که...

10:47.690 --> 10:51.270
نقشه کشیدی کایا - چان رو بدزدی؟

10:51.270 --> 10:54.320
‫اوه، نه، نه. این‌طوری که میگی
‫خیلی بد به نظر میاد.

10:54.690 --> 10:58.950
‫من طبیعتاً قصد داشتم شما هم
‫همراه ما بیاید، چی‌ئه - سنسی.

10:58.950 --> 11:02.380
‫میشه لطفاً من رو
‫شریک جرم‌هات نکنی؟!

11:02.660 --> 11:06.240
‫اما وقتی با پدیده‌های ماورایی
‫طرف هستید،

11:06.240 --> 11:08.920
‫عقل سلیم به تنهایی جواب نمیده.

11:09.860 --> 11:14.260
به اولین باری که کایا - ساما رو دیدی
‫فکر کن. باید درک کنی.

11:14.990 --> 11:20.390
‫با این اوصاف، چیکار می‌تونی براش کنی؟
‫و اصلاً می‌خوای چیکار کنی؟

11:24.020 --> 11:26.940
‫پس من کسی هستم که
‫از تو محافظت می‌کنه، کایا - چان.

11:29.330 --> 11:30.360
‫من...

11:30.360 --> 11:36.620
‫به عنوان یه معلم، وظیفه‌ام اینه که
‫مطمئن بشم بچه‌ها هر روز شاد باشن.

11:37.110 --> 11:39.360
‫پس حتی اگه خودم چیزی نبینم،

11:39.360 --> 11:42.410
‫اگه مشکلی توی خونه باشه،

11:42.530 --> 11:45.800
‫از هر خط قرمزی رد می‌شم تا کمک کنم!

11:45.800 --> 11:48.290
‫آره، همینه!

11:48.290 --> 11:49.540
‫و در هر صورت...

11:49.870 --> 11:54.040
‫تنها گذاشتن تو با کایا - چان
‫خیلی مشکوکه!

12:01.610 --> 12:03.150
‫کجاییم؟

12:03.150 --> 12:07.060
‫اینجا خونه مادربزرگته.
‫بیا بهش سلام کنیم، باشه؟

12:08.880 --> 12:09.830
‫باشه.

12:10.310 --> 12:17.570
‫پذیرش

12:10.310 --> 12:17.570
‫میز

12:11.870 --> 12:14.360
‫اومدم ابیسوموری موتسو - سان رو ببینم.

12:15.080 --> 12:17.570
‫بله. ما از فامیل‌های ایشون هستیم.

12:17.570 --> 12:19.020
‫برو. برو.

12:19.730 --> 12:20.660
‫ها؟

12:21.450 --> 12:23.460
‫برو. برو.

12:24.940 --> 12:26.310
‫برو. برو.

12:27.530 --> 12:28.470
‫اونجا رو ببین.

12:28.470 --> 12:29.310
‫همم؟

12:31.250 --> 12:33.840
‫فکر کنم اونا «جمع‌کننده‌ها» باشن.

12:33.840 --> 12:35.620
‫«جمع‌کننده‌ها»؟

12:35.930 --> 12:37.590
‫من اینجام!

12:37.590 --> 12:40.010
‫خب، اینجا کلی
‫آدم مسن هست.

12:40.010 --> 12:42.160
!هی! این حرفت اصن درست نیست

12:42.160 --> 12:43.600
‫چرا؟

12:43.600 --> 12:46.100
اگه تا زمانی که مهلتشون تموم بشه
.زندگی کرده باشن، کفایت میکنه

12:46.690 --> 12:49.900
‫مرگ بالاخره یه روز سراغ همه میاد.

12:50.850 --> 12:55.230
‫پدیده جمع‌کننده‌ها زیاد دیده میشه.
‫به کسی آسیب نمی‌رسونن.

12:55.230 --> 12:57.780
‫عجیبه که اینقدر آرومی.

12:58.170 --> 12:59.640
‫تحت تأثیر قرار گرفتی؟

12:59.640 --> 13:00.450
‫خفه شو!

13:09.200 --> 13:10.540
...‫خیلی خب، برو بریم

13:10.540 --> 13:11.120
‫برو.

13:13.330 --> 13:15.590
‫اوه! ک-کایا - ساما!

13:17.730 --> 13:19.210
‫اوه، خدای من.

13:19.490 --> 13:22.700
‫چه دختر خوبی هستی. ممنونم.

13:24.390 --> 13:26.470
‫اون صحنه رو دیدی؟

13:26.720 --> 13:27.990
‫ردش کرد.

13:27.990 --> 13:29.100
‫فرستادش پی کارش.

13:29.100 --> 13:30.480
‫ردش کرد.

13:30.480 --> 13:32.390
!اونا هم دیدن

13:32.390 --> 13:33.980
‫ها؟ منظورت چیه؟

13:34.550 --> 13:35.980
‫نمی‌فهمم چی میگی.

13:35.980 --> 13:37.160
‫بیا عجله کنیم.

13:37.160 --> 13:38.010
‫هی!

13:38.360 --> 13:39.850
‫چه خبر شده؟

13:42.780 --> 13:46.060
‫اون «جمع‌کننده» رو رد کرد.

13:46.430 --> 13:47.740
‫مال منم رد کن.

13:48.160 --> 13:49.350
‫مال منم همین‌طور.

13:49.350 --> 13:51.730
‫مال منم رد کن بره.

13:52.160 --> 13:56.100
‫من هنوز می‌خوام زندگی کنم.

14:07.190 --> 14:08.440
‫بی‌احتیاطی کردم.

14:08.440 --> 14:11.690
‫می‌گن وقتی مرگ نزدیکه،
‫آدما همه چیز رو شفاف‌تر می‌بینن.

14:11.690 --> 14:15.440
‫خب چه خبره؟ نمی‌فهمم.

14:15.920 --> 14:19.080
‫«جمع‌کننده» تجسمِ
‫مرگِ قریب‌الوقوعِ آدمه.

14:19.080 --> 14:26.450
اگه آدما بفهمن میشه
...دست رد به سینه‌ی عزرائیل زد

14:28.730 --> 14:30.010
‫صبر کنین!

14:31.000 --> 14:33.160
‫چی شده، یاماگوچی - سان؟

14:33.160 --> 14:36.710
.سوزوکی - سان، لطفاً به خودتون فشار نیارید

14:36.710 --> 14:39.040
داری میگی مردنم اهمیتی نداره؟

14:39.360 --> 14:42.550
!یه بچه همین الان عزرائیلُ پس زد

14:42.550 --> 14:45.610
‫من... من نمی‌خوام بمیرم!

14:46.800 --> 14:49.920
‫اونا با وجود سن بالاشون،
‫هنوز از نظر جسمی توانمند هستن.

14:49.920 --> 14:53.930
‫نزدیک شدن اونا به کایا - ساما
‫توی این وضعیت خطرناکه.

14:54.230 --> 14:57.440
‫اتاق مادربزرگ کایا - ساما
‫اون پایین راهروئه.

14:57.440 --> 15:00.570
‫قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج بشه،
‫برو پیشش.

15:00.570 --> 15:01.690
‫تو چی؟

15:02.040 --> 15:04.440
.من به اینجا رسیدگی میکنم

15:05.740 --> 15:06.940
‫ماب - سان.

15:07.320 --> 15:11.060
‫ایول! همیشه دلم می‌خواست اینو بگم.

15:11.790 --> 15:13.580
‫الان وقت شوخی نیست!

15:13.580 --> 15:14.820
‫مابو.

15:15.460 --> 15:18.670
‫ای بابا! خیلی خب، داریم میریم.

15:18.670 --> 15:19.630
‫چشم، حتماً.

15:19.630 --> 15:22.570
‫از خودم بدم میاد که
‫حتی ذره‌ای بهش اعتماد کردم.

15:23.890 --> 15:26.760
‫حالا، با این اوصاف...

15:27.050 --> 15:31.640
‫من هیچ‌وقت توی کارای خشن خوب نبودم،
‫پس کار زیادی از دستم برنمیاد.

15:31.640 --> 15:32.640
‫بسه.

15:36.180 --> 15:38.900
‫اومدم ببینم این همه
‫سروصدا برای چیه.

15:39.450 --> 15:41.930
‫دیگه جوون نیستین، می‌فهمین؟

15:50.600 --> 15:54.540
فرار از جمع‌کننده
.به معنی عمر جاویدان نیست

15:54.540 --> 15:58.000
درعوض، دیگه نمیدونی
.کی مهلتت تموم شده

15:58.000 --> 16:00.020
‫پس همیشه توی اضطراب زندگی می‌کنی.

16:01.270 --> 16:03.170
.‫ابیسوموری - سان

16:03.730 --> 16:10.510
‫پس این ابیسوموری موتسوئه،
‫یکی از برترین روحانیون ژاپنه.

16:11.430 --> 16:12.510
‫هوم؟

16:13.430 --> 16:16.180
‫اینم از مادربزرگ کایا - ساما.

16:16.540 --> 16:18.580
‫اون همه جمع‌کننده‌ها رو رد کرد!

16:18.580 --> 16:21.210
‫خدا به داد برسه. چقدر رقت‌انگیز!

16:21.500 --> 16:24.030
‫چرا یهو این‌طوری قاطی کردین؟

16:24.030 --> 16:26.740
‫پیر شدین. قبولش کنین.

16:27.610 --> 16:30.850
‫ببخشید. شما ابیسوموری موتسو - سان هستین؟

16:30.850 --> 16:35.380
‫ها؟ این صدا رو نمی‌شناسم.
‫تو کی هستی؟

16:35.380 --> 16:37.830
‫اسم من اوسامو ماب هست، یه نویسنده‌ام.

16:38.540 --> 16:42.210
‫امروز کسی رو دارم که
‫می‌خوام باهاش ملاقات کنین.

16:43.520 --> 16:45.890
‫نمی‌دونم ماب - سان حالش خوبه یا نه.

16:46.210 --> 16:48.210
‫ابیسوموری موتسو

16:48.210 --> 16:50.470
‫پیداش کردم. اتاقش اینجاست.

16:51.740 --> 16:54.220
‫ببخشید.

16:54.220 --> 16:55.310
‫ها؟

16:59.900 --> 17:01.430
‫انگار اینجا نیست.

17:03.950 --> 17:05.360
‫این دیگه چیه؟

17:06.330 --> 17:08.020
یه محرابه؟

17:08.570 --> 17:10.110
‫تنشو
‫کوتای جینگو

17:12.250 --> 17:14.670
‫اوه، این عکس خانوادگیه؟

17:16.470 --> 17:20.460
‫اون دختری که ته عکسه،
‫مادر کایا - چان نیست؟

17:21.120 --> 17:22.840
‫خیلی بامزه‌ست.

17:22.840 --> 17:23.720
‫اوه.

17:23.720 --> 17:25.250
‫چی شده کایا - چان؟

17:26.410 --> 17:27.170
‫کایا - چان؟

17:30.490 --> 17:32.630
‫دخترشه؟

17:32.630 --> 17:35.440
‫درسته.
‫اون نوه شما هم هست.

17:35.440 --> 17:36.890
‫تا حالا دیدیش؟

17:37.180 --> 17:41.040
‫نه. حتی بهم نگفته بود
‫که بچه‌دار شده.

17:41.040 --> 17:44.020
‫دختر بی‌عاطفه‌ایه،
‫به خدا قسم.

17:44.570 --> 17:47.530
‫حالا این بچه از من چی می‌خواد؟

17:47.530 --> 17:50.530
‫بیاین توی اتاق در موردش حرف بزنیم.

17:51.030 --> 17:54.160
‫ولی اول، فکر کنم بهتره
‫خودتون تنها باهاش حرف بزنین.

17:54.710 --> 17:57.240
‫پس اون یه دختر داشته، هوم؟

17:57.540 --> 18:01.630
‫کایا - ساما، مادربزرگ موتسو اینجاست.

18:07.490 --> 18:08.580
‫کایا؟

18:34.660 --> 18:37.450
‫نه!

18:37.450 --> 18:38.450
‫ها؟

18:38.450 --> 18:40.500
‫حالا فهمیدم!

18:43.420 --> 18:44.640
‫چقدر وحشتناکه!

18:44.640 --> 18:45.960
‫ابیسوموری-سان؟

18:46.240 --> 18:47.280
‫چرا؟

18:49.460 --> 18:53.460
‫مـ... مادربزرگ؟ اون...

18:53.460 --> 18:54.720
‫ساتو
‫کایا

18:54.720 --> 18:54.840
‫ساتو
‫کایا

18:54.840 --> 18:54.970
‫ساتو
‫کایا

18:54.970 --> 18:55.720
‫ساتو
‫کایا

18:55.720 --> 18:58.840
‫نانا... چه بلایی سر نانا اومد؟

18:59.470 --> 19:05.620
‫اون... اون هیچ کار اشتباهی نکرد!
‫ همه‌ش تقصیر منه!

19:05.620 --> 19:10.050
‫پـ... پس اگه می‌خوای
‫کسی رو بکشی، منو بکش!

19:10.050 --> 19:11.740
‫فقط منو ببر!

19:10.730 --> 19:13.280
‫ساتو
‫کایا

19:11.740 --> 19:13.280
‫نانا...

19:13.280 --> 19:16.450
‫چطور می‌تونی همچین چیزی
‫به یه بچه بگی؟!

19:15.130 --> 19:16.450
‫التماست می‌کنم!

19:16.850 --> 19:18.700
‫حالت خوبه کایا - چان؟

19:19.280 --> 19:22.700
‫فـ... فهمیدم.

19:29.750 --> 19:31.380
‫کـ... کایا - چان!

19:46.390 --> 19:50.790
‫همه‌ش به خاطر پیشنهاد بی‌فکرانه من بود.
‫باید بیشتر بهش فکر می‌کردم.

19:50.790 --> 19:54.530
‫نه، موافقت منم اشتباه بود.

19:58.970 --> 20:00.280
‫چیه-سنسی.

20:00.740 --> 20:04.110
‫کایا - چان! حالت خوبه؟
‫واقعاً خوبی؟

20:05.150 --> 20:06.050
‫آره.

20:06.960 --> 20:08.560
‫مادربزرگم.

20:08.560 --> 20:09.400
‫آره؟

20:09.790 --> 20:11.450
‫نتونستیم ببینیمش؟

20:13.160 --> 20:13.980
‫ها؟

20:14.800 --> 20:21.800
‫پارکینگ فقط برای کاربران مجاز

20:14.800 --> 20:21.800
‫وسایل نقلیه
‫استاندارد

20:14.800 --> 20:21.800
‫وسایل نقلیه
‫سنگین

20:16.770 --> 20:21.310
‫کایا - چان خاطرات قبل و بعد از
‫ملاقات با مادربزرگش رو از دست داده بود.

20:22.300 --> 20:27.240
‫خاطره‌ی خیلی خوشحال‌کننده‌ای نیست.
‫فکر کنم بهتره بذاریم همون‌طور بمونه.

20:27.240 --> 20:30.360
‫وقتی اوضاع آروم‌تر شد،
‫دوباره میرم ببینمش.

20:30.900 --> 20:32.310
‫امم، باشه.

20:32.310 --> 20:34.460
‫موبوئو، بای‌بای.

20:36.470 --> 20:37.550
‫بای‌بای.

20:40.930 --> 20:42.770
‫یه چیزی به ذهنم رسید.

20:43.160 --> 20:45.280
‫کایا - چان!

20:45.280 --> 20:47.520
‫چرا این‌قدر طولش دادی؟

20:46.100 --> 20:48.160
‫سلام. خوشحالم که به موقع رسیدین.

20:48.160 --> 20:50.870
‫مجبور شدم تاکسی بگیرم، می‌دونی که.

20:50.870 --> 20:51.950
‫تاکسی؟

20:52.420 --> 20:56.850
‫حالا که همه اینجاییم،
‫بیاین با هم توی جنگل بگردیم.

20:56.850 --> 20:58.670
‫باشه!

21:03.200 --> 21:06.310
‫اگه کایا - چان واقعاً حافظه‌ش رو
‫از دست نداده باشه چی؟

21:07.330 --> 21:11.450
‫اگه اون کسی که توی اتاق بود، کایا - چان
‫نبوده باشه چی؟

21:12.600 --> 21:13.790
‫سنسی!

21:13.790 --> 21:15.820
‫زود باشین!

21:15.820 --> 21:18.540
‫اگه گم بشین، دنبالتون نمی‌گردیم‌ها!

21:19.140 --> 21:20.400
‫صبر کنین!

21:21.380 --> 21:23.910
‫ولی پس اون کی بود؟

21:27.580 --> 21:29.290
‫چی پیدا کردی؟

21:27.580 --> 21:29.290
‫نگاه کن، یه بلوط.

21:29.290 --> 21:30.370
‫واو!

21:29.290 --> 21:33.340
‫جواب اون سوال،
‫کمی بعد مشخص شد.

21:30.370 --> 21:31.670
‫خیلی قشنگه!

21:32.550 --> 21:34.070
‫کجا پیداش کردی؟

21:34.090 --> 21:44.090
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:10.050 --> 23:40.080
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

23:10.050 --> 23:40.080
‫کایا - چان
ترسناک نیست

23:11.190 --> 23:15.690
‫ارواحی که به سالمندان می‌چسبن،
‫برای آدما بی‌خطرن.

23:16.050 --> 23:18.270
‫اونا هیچ
‫نیت بدی ندارن،

23:18.270 --> 23:21.250
‫و فقط کنار کسایی می‌مونن که
‫عمرشون رو به پایانه.

23:21.730 --> 23:29.020
،برای اینکه کمتر ترسناک باشن
.نقابی شبیه به آدمای نزدیک اون فرد میزنن

23:30.080 --> 23:33.030
‫پس اگه خودتون یکی از اونا رو دیدین،

23:33.660 --> 23:36.520
‫لطفاً نترسین.
