1
00:00:04,140 --> 00:00:05,000
‫بفرما.

2
00:00:05,550 --> 00:00:06,880
‫همه چی آماده‌ست، کایا.

3
00:00:16,350 --> 00:00:18,720
.اوه، ببین ساعت چند شد

4
00:00:18,720 --> 00:00:20,720
‫کایا، همه وسایلت رو برداشتی؟

5
00:00:20,720 --> 00:00:22,240
‫بابا، قمقمه‌ام.

6
00:00:22,240 --> 00:00:24,190
.وای، نزدیک بود یادم بره

7
00:00:25,090 --> 00:00:26,510
.یه لحظه وایسا

8
00:00:35,640 --> 00:00:36,990
‫بفرما، اینم از این.

9
00:00:37,320 --> 00:00:40,250
توی قمقمه‌ت همون چای با طعم جوی
.شیرینیِ که دوست داری ریختم

10
00:00:46,470 --> 00:00:48,590
‫کایا، بریم.

11
00:00:49,610 --> 00:00:50,380
.هوم

12
00:00:52,970 --> 00:00:54,870
‫بزن بریم.

13
00:01:01,060 --> 00:01:03,610
‫ساتو کایا

14
00:01:01,810 --> 00:01:07,650
‫بدجنس؟ خودخواه؟ یا فقط متفاوت؟

15
00:01:08,350 --> 00:01:12,230
بچه‌هایی هستن که توسط بقیه
.اینطوری دیده میشن

16
00:01:12,690 --> 00:01:19,750
اما اگه اون بچه بتونه
چیزی رو ببینه که تو نمیبینی چی؟

17
00:01:20,600 --> 00:01:25,370
‫این داستان کایا - چانِ،
‫دختری که می‌تونست ارواح رو ببینه.

18
00:01:25,390 --> 00:01:35,390
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

19
00:01:36,890 --> 00:01:38,350
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

20
00:01:36,890 --> 00:01:38,350
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

21
00:01:37,770 --> 00:01:41,020
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

22
00:01:37,770 --> 00:01:41,020
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

23
00:02:56,050 --> 00:02:59,510
‫‫‫قسمت ۵: قطارها ترسناک نیستن

24
00:02:56,050 --> 00:02:59,510
‫قسمت ۵: قطارها ترسناک نیستن

25
00:02:56,580 --> 00:02:59,860
‫چی‌ئه - سنسی! کل شب رو
‫صرف تحقیق کردم،

26
00:02:58,590 --> 00:03:01,140
‫اوسامو ماب

27
00:02:59,860 --> 00:03:01,930
و فکر کنم چیزای جالبی
.دستگیرم شد

28
00:03:01,140 --> 00:03:01,930
‫اوسامو ماب

29
00:03:02,320 --> 00:03:05,590
واسه همین فکر کردم
...باید در لحظه بهتون بگم

30
00:03:05,590 --> 00:03:09,150
‫صبر کن، بسه! الان وقتش رو
‫ندارم.

31
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫تانیگوئه

32
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫کاوابوکورو

33
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫شین‌دوبا

34
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫شیبوکاوا

35
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫تاته‌هاما

36
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫شین-تاته‌هاما

37
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫خط کانجیرو

38
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫خط یاماتو کورای

39
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫مقصد

40
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫قطار محلی

41
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫قطار سریع‌السیر

42
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫سوناندای

43
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫ایموبوکورو

44
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
واگن 10

45
00:03:06,390 --> 00:03:09,150
‫واگن 10

46
00:03:09,150 --> 00:03:12,400
با شناختی که ازت دارم، احتمالاً
،خودت هم خبر داری

47
00:03:12,400 --> 00:03:15,130
.ولی امروز اردوی قطار سواری داریم

48
00:03:15,130 --> 00:03:16,530
‫پس وقت ندارم گوش بدم...

49
00:03:16,530 --> 00:03:20,650
‫به هر حال، وقتی داشتم درباره
‫مادر کایا - ساما تحقیق می‌کردم...

50
00:03:20,650 --> 00:03:22,180
اصلاً میشنوی چی میگم؟

51
00:03:22,180 --> 00:03:24,900
‫چی‌ئه - سنسی! شما با گروه آخر برید.

52
00:03:23,340 --> 00:03:25,620
‫بله، معلومه.

53
00:03:24,900 --> 00:03:26,040
‫اوه، فهمیدم.

54
00:03:25,620 --> 00:03:28,390
‫الو، چی‌ئه - سنسی؟ چی‌ئه - سنسی!

55
00:03:26,310 --> 00:03:29,960
.لطفاً بذاریدش برای بعد. فعلاً خداحافظ

56
00:03:30,340 --> 00:03:31,880
‫ای بابا.

57
00:03:31,880 --> 00:03:35,340
‫خب، گروه سوسک‌ها
‫با چی‌ئه - سنسی میرن...

58
00:03:35,340 --> 00:03:38,240
‫سنسی، من آبمیوه می‌خوام.

59
00:03:38,240 --> 00:03:39,960
‫اجازه نداری.

60
00:03:39,960 --> 00:03:42,930
سنسی، میشه برم دستشویی؟

61
00:03:41,410 --> 00:03:42,930
‫منم باید برم دستشویی.

62
00:03:43,230 --> 00:03:47,060
‫ما قراره سوار خط سوزو بشیم، درسته؟
‫پس قطار زرده!

63
00:03:47,060 --> 00:03:50,650
‫ها؟ ولی بابام گفت
‫قطار آبیه.

64
00:03:55,770 --> 00:03:59,370
.‫آکیرا - سنسی، چی‌ئه - سنسی رد داده

65
00:03:59,370 --> 00:04:01,790
.همینطوری نگاه نکن. برو کمکش

66
00:04:02,700 --> 00:04:02,830
‫گروه سوسک‌ها آماده‌ان

67
00:04:02,830 --> 00:04:04,200
‫چیهیرو

68
00:04:02,830 --> 00:04:04,200
‫گروه سوسک‌ها آماده‌ان

69
00:04:02,830 --> 00:04:04,200
‫گروه کفشدوزک‌ها هم همین‌طور

70
00:04:02,830 --> 00:04:04,200
‫هاسومی چیه

71
00:04:04,780 --> 00:04:06,660
‫به نظر میاد همه سالم سوار شدن.

72
00:04:06,660 --> 00:04:08,660
‫وا، واقعاً؟

73
00:04:09,250 --> 00:04:10,420
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

74
00:04:10,420 --> 00:04:11,200
‫منم همین‌طور!

75
00:04:11,200 --> 00:04:12,920
‫چه خوراکی‌هایی آوردی؟

76
00:04:13,210 --> 00:04:18,880
‫بزرگترا پول این قطار رو میدن.
‫شما بچه‌ها مجانی سوار میشید، نه؟

77
00:04:18,880 --> 00:04:20,880
‫پس از روی صندلی‌ها بلند شید!

78
00:04:20,880 --> 00:04:24,120
‫ها؟ ما پول بلیط گروهی رو دادیم.

79
00:04:24,120 --> 00:04:26,520
‫هی، حرفی نزن که
‫اوضاع رو بدتر کنه.

80
00:04:27,050 --> 00:04:31,300
‫ببخشید. ایستادن بچه‌ها خطرناکه،
‫پس لطفاً صندلی‌های ما رو بگیرید.

81
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

82
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

83
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

84
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

85
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

86
00:04:42,910 --> 00:04:45,030

87
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
‫قطار محلی

88
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
‫قطار سریع‌السیر

89
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
‫کوکانی

90
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
‫اوفونه

91
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
‫واگن 10

92
00:04:42,910 --> 00:04:45,030
واگن 10

93
00:04:45,030 --> 00:04:47,000
‫خب، همگی پیاده شید.

94
00:04:47,000 --> 00:04:48,500
‫همه هستن؟

95
00:04:48,500 --> 00:04:49,910
‫بله، هستیم...

96
00:04:51,790 --> 00:04:53,060
‫کایا - چان!

97
00:04:53,060 --> 00:04:54,480
‫کایا - چان هنوز توی قطاره!

98
00:04:54,480 --> 00:04:55,260
‫چی؟

99
00:04:56,090 --> 00:04:57,800
‫چی شده کایا - چان؟

100
00:04:58,080 --> 00:04:59,800
‫در داره بسته میشه.

101
00:04:59,800 --> 00:05:01,070
‫ما داریم پیاده میشیم.

102
00:05:08,640 --> 00:05:09,880
‫آه.

103
00:05:15,150 --> 00:05:19,030
‫خب، حداقلش اینه که
‫تو هم همراهشی.

104
00:05:19,030 --> 00:05:24,800
‫مدیر گفت: «هر ده سال یه بار پیش میاد،
‫پس خودت رو سرزنش نکن.»

105
00:05:24,800 --> 00:05:27,810
‫ه-هر ده سال یه بار؟ و من انجامش دادم؟

106
00:05:27,810 --> 00:05:32,720
‫ما اینجا حواسمون به همه چیز هست،
‫پس عجله نکن. اول ایمنی...

107
00:05:32,720 --> 00:05:33,790
‫آکیرا - سنسی؟

108
00:05:35,000 --> 00:05:36,500
‫تماس قطع شد.

109
00:05:37,250 --> 00:05:39,550
‫شاید آنتن ضعیفه.

110
00:05:39,900 --> 00:05:42,580
‫بی‌خیال. ایستگاه بعدی
‫برمی‌گردیم.

111
00:05:48,060 --> 00:05:50,600
‫بیا. بشین کایا - چان.

112
00:05:53,330 --> 00:05:54,560
‫کایا - چان؟

113
00:05:54,560 --> 00:05:56,270
‫نمی‌تونم اونجا بشینم.

114
00:06:00,530 --> 00:06:02,360
‫شما بچه‌ها مجانی سوار میشید، مگه نه؟

115
00:06:05,660 --> 00:06:07,590
‫اشکالی نداره کایا - چان.

116
00:06:08,240 --> 00:06:10,040
‫به حرف اون مرد توجه نکن.

117
00:06:10,330 --> 00:06:11,290
‫ها؟

118
00:06:11,290 --> 00:06:17,290
‫ما پول بلیط دادیم، هیچ قانونی هم
‫نیست که بگه بچه‌ها باید بایستن.

119
00:06:17,290 --> 00:06:18,750
‫هی، تو!

120
00:06:19,600 --> 00:06:22,760
‫تازه، قطار خالیه.

121
00:06:31,120 --> 00:06:33,430
‫چی؟ تا همین یه لحظه پیش
‫کسی اینجا نبود.

122
00:06:33,890 --> 00:06:36,130
چی‌ئه - سنسی شما هم می‌بینیدشون؟

123
00:06:36,130 --> 00:06:38,230
‫توی ایستگاه قبلی کلی آدم
‫سوار شدن.

124
00:06:38,520 --> 00:06:39,150
‫ها؟

125
00:06:39,890 --> 00:06:42,150
.برا همین نتونستم پیاده شم

126
00:06:42,430 --> 00:06:43,800
.باید دست بجنبونیم، کایا - چان

127
00:06:43,800 --> 00:06:46,410
‫اشکالی نداره. اونا کار بدی نمی‌کنن.

128
00:06:50,930 --> 00:06:53,160
‫اون مرده از اونا بدجنس‌تره.

129
00:06:54,600 --> 00:06:56,660
ا- اینطوری فکر میکنی؟

130
00:07:01,500 --> 00:07:02,420
‫داره می‌ایسته.

131
00:07:02,850 --> 00:07:04,760
‫بیا پیاده شیم! باید برگردیم!

132
00:07:04,760 --> 00:07:06,550
‫پیاده نشو.

133
00:07:06,950 --> 00:07:07,590
‫ها؟

134
00:07:07,590 --> 00:07:09,100
!بـ بکش کنار

135
00:07:21,430 --> 00:07:24,890
‫لعنتی. اون قطار دیگه چی بود؟

136
00:07:29,260 --> 00:07:31,720
‫ولی خدایی، خیلی نزدیک بود.

137
00:07:31,720 --> 00:07:34,570
‫کی می‌دونه اگه می‌موندم
‫چه بلایی سرم می‌اومد؟

138
00:07:36,500 --> 00:07:37,580
‫خوب شد که من...

139
00:07:47,320 --> 00:07:49,570
خـ خواب بود؟

140
00:07:52,450 --> 00:07:53,390
تـ تماس؟

141
00:07:53,390 --> 00:07:53,640
‫اوسامو ماب

142
00:07:53,640 --> 00:07:55,640
‫اوسامو ماب

143
00:07:53,680 --> 00:07:55,190
‫ماب - سانه.

144
00:07:57,520 --> 00:08:01,610
‫وقتی جی‌پی‌اس یهو قطع شد فهمیدم
‫یه اتفاقی افتاده...

145
00:08:01,610 --> 00:08:04,020
سر در آوردن از یه ایستگاه...
.عالم ارواح خیلی بدشانسیه

146
00:08:04,410 --> 00:08:06,620
‫خوشبختانه کایا - ساما رو
‫همراهتون داشتید.

147
00:08:06,620 --> 00:08:10,160
‫فکر کردی اگه ریز بهش اشاره کنی
‫من قضیه جی‌پی‌اس رو نادیده می‌گیرم؟

148
00:08:10,160 --> 00:08:14,850
‫خب، از حرفاتون این‌طور فهمیدم که
‫از بقیه گروه جدا شدید؟

149
00:08:14,850 --> 00:08:16,540
‫خب، آره.

150
00:08:17,440 --> 00:08:21,170
،حتی اگه بخوایم بهشون برسیم
.قطاری نیست که سوارش بشیم

151
00:08:21,560 --> 00:08:22,780
‫پس...

152
00:08:22,780 --> 00:08:25,630
‫بهتره یه تاکسی بگیریم
‫تا بهشون برسیم.

153
00:08:25,630 --> 00:08:29,800
!سام‌علیک! تاکسی‌تون رسید

154
00:08:33,110 --> 00:08:35,430
‫شما اینجا چیکار
‫می‌کنید؟

155
00:08:35,430 --> 00:08:38,760
‫ای بابا، بیخیال. حداقل حالا وسیله
‫نقلیه دارید، پس این یه برده.

156
00:08:38,760 --> 00:08:40,890
‫سخت نگیر.

157
00:08:41,160 --> 00:08:45,150
خانم راننده، مشکلی نداری؟
!این آقا دلقک بازی در میاره

158
00:08:45,460 --> 00:08:48,460
‫بله، شوهرم همیشه همین‌طوری بوده.

159
00:08:48,460 --> 00:08:50,490
شوهرت؟

160
00:08:51,250 --> 00:08:53,090
‫شما همون مردی هستید که روح می‌بینه.

161
00:08:53,090 --> 00:08:59,580
‫اوه، این دفعه منو یادتون موند!
‫لطفاً بهم بگید «مابو»، کایا - ساما.

162
00:09:00,670 --> 00:09:01,830
‫مابو.

163
00:09:03,210 --> 00:09:07,090
‫من، مابو، مطمئن میشم که
‫سالم به مقصد برسید!

164
00:09:07,410 --> 00:09:10,640
‫ولی قبلش،
‫می‌خوام یه پیشنهادی بدم.

165
00:09:10,640 --> 00:09:11,590
‫یه پیشنهاد؟

166
00:09:11,950 --> 00:09:16,830
‫کایا - ساما، دوست دارید برید
‫مادرِ مادرتون، یعنی مادربزرگتون رو ببینید؟

167
00:09:21,100 --> 00:09:26,100
‫مگه کایا - چان

168
00:09:21,100 --> 00:09:26,100
‫ترسناک نیست؟

169
00:09:26,110 --> 00:09:31,110
‫مگه کایا - چان

170
00:09:26,110 --> 00:09:31,110
‫ترسناک نیست؟

171
00:09:31,110 --> 00:09:33,610
‫مادربزرگ کایا - چان؟

172
00:09:31,110 --> 00:09:34,570
‫مادربزرگ ترسناک نیست؟

173
00:09:33,610 --> 00:09:35,610
چی داری میگی؟

174
00:09:35,610 --> 00:09:39,420
‫اون دلیل اصلی‌ای بود که با عجله
‫با شما تماس گرفتم، چی‌ئه - سنسی.

175
00:09:39,930 --> 00:09:42,000
‫اجازه بدید از اول براتون توضیح بدم.

176
00:09:42,000 --> 00:09:46,960
‫وقتی داشتم درباره والدین کایا - ساما
‫تحقیق می‌کردم، یه چیزی پیدا کردم.

177
00:09:47,230 --> 00:09:48,420
‫یه عکس؟

178
00:09:49,010 --> 00:09:51,420
‫ایشون ابیسوموری موتسو - سان هستن.

179
00:09:51,420 --> 00:09:54,430
‫چشم‌های ایشون قدرت
‫بصیرت فوق‌العاده‌ای دارن.

180
00:09:54,430 --> 00:09:59,240
‫می‌گن اون از قدرت‌های روحی‌اش برای
‫شناسایی مجرم یه جنایت هولناک استفاده کرد.

181
00:09:59,240 --> 00:10:03,310
‫یه مدت، قدرت پیش‌گویی‌اش کلی طرفدار
‫توی دنیا پیدا کرد و زندگیش بهم ریخت،

182
00:10:03,310 --> 00:10:07,560
و مجبور شد درخواست پیشگویی
.عامه‌ی مردم رو رد کنه

183
00:10:07,560 --> 00:10:10,320
‫اما توانایی‌های اون فقط به
‫پیش‌گویی محدود نمی‌شد...

184
00:10:07,700 --> 00:10:09,930
‫بازم شروع شد.

185
00:10:10,320 --> 00:10:15,600
‫می‌گن نوه‌اش حتی قدرت‌های
‫الهی هم داره.

186
00:10:16,220 --> 00:10:17,530
‫یعنی منظورت...

187
00:10:17,530 --> 00:10:20,410
‫ها؟ داری درباره کایا - چان حرف می‌زنی؟

188
00:10:20,410 --> 00:10:25,010
‫دقیقاً. با توجه به توانایی‌های کایا - ساما،
‫اصلاً جای تعجب نداره.

189
00:10:25,420 --> 00:10:26,840
‫به عنوان یه فامیل نزدیک،

190
00:10:26,840 --> 00:10:31,260
‫احتمال زیادی هست که اون چیزهایی
‫درباره مادر کایا - ساما بدونه.

191
00:10:31,920 --> 00:10:38,640
‫اتفاقاً، ابیسوموری موتسو - سان همون‌جایی
‫زندگی می‌کنه که قراره اردو برید.

192
00:10:38,640 --> 00:10:41,220
‫وقتی نوه‌اش اونجا باشه،
‫بیشتر حرف می‌زنه،

193
00:10:41,220 --> 00:10:44,360
‫واسه همین منتظر فرصتی بودم
‫که اون رو هم با خودمون ببرم.

194
00:10:44,360 --> 00:10:46,810
‫ها؟ صبر کن. یعنی منظورت اینه که...

195
00:10:47,690 --> 00:10:51,270
نقشه کشیدی کایا - چان رو بدزدی؟

196
00:10:51,270 --> 00:10:54,320
‫اوه، نه، نه. این‌طوری که میگی
‫خیلی بد به نظر میاد.

197
00:10:54,690 --> 00:10:58,950
‫من طبیعتاً قصد داشتم شما هم
‫همراه ما بیاید، چی‌ئه - سنسی.

198
00:10:58,950 --> 00:11:02,380
‫میشه لطفاً من رو
‫شریک جرم‌هات نکنی؟!

199
00:11:02,660 --> 00:11:06,240
‫اما وقتی با پدیده‌های ماورایی
‫طرف هستید،

200
00:11:06,240 --> 00:11:08,920
‫عقل سلیم به تنهایی جواب نمیده.

201
00:11:09,860 --> 00:11:14,260
به اولین باری که کایا - ساما رو دیدی
‫فکر کن. باید درک کنی.

202
00:11:14,990 --> 00:11:20,390
‫با این اوصاف، چیکار می‌تونی براش کنی؟
‫و اصلاً می‌خوای چیکار کنی؟

203
00:11:24,020 --> 00:11:26,940
‫پس من کسی هستم که
‫از تو محافظت می‌کنه، کایا - چان.

204
00:11:29,330 --> 00:11:30,360
‫من...

205
00:11:30,360 --> 00:11:36,620
‫به عنوان یه معلم، وظیفه‌ام اینه که
‫مطمئن بشم بچه‌ها هر روز شاد باشن.

206
00:11:37,110 --> 00:11:39,360
‫پس حتی اگه خودم چیزی نبینم،

207
00:11:39,360 --> 00:11:42,410
‫اگه مشکلی توی خونه باشه،

208
00:11:42,530 --> 00:11:45,800
‫از هر خط قرمزی رد می‌شم تا کمک کنم!

209
00:11:45,800 --> 00:11:48,290
‫آره، همینه!

210
00:11:48,290 --> 00:11:49,540
‫و در هر صورت...

211
00:11:49,870 --> 00:11:54,040
‫تنها گذاشتن تو با کایا - چان
‫خیلی مشکوکه!

212
00:12:01,610 --> 00:12:03,150
‫کجاییم؟

213
00:12:03,150 --> 00:12:07,060
‫اینجا خونه مادربزرگته.
‫بیا بهش سلام کنیم، باشه؟

214
00:12:08,880 --> 00:12:09,830
‫باشه.

215
00:12:10,310 --> 00:12:17,570
‫پذیرش

216
00:12:10,310 --> 00:12:17,570
‫میز

217
00:12:11,870 --> 00:12:14,360
‫اومدم ابیسوموری موتسو - سان رو ببینم.

218
00:12:15,080 --> 00:12:17,570
‫بله. ما از فامیل‌های ایشون هستیم.

219
00:12:17,570 --> 00:12:19,020
‫برو. برو.

220
00:12:19,730 --> 00:12:20,660
‫ها؟

221
00:12:21,450 --> 00:12:23,460
‫برو. برو.

222
00:12:24,940 --> 00:12:26,310
‫برو. برو.

223
00:12:27,530 --> 00:12:28,470
‫اونجا رو ببین.

224
00:12:28,470 --> 00:12:29,310
‫همم؟

225
00:12:31,250 --> 00:12:33,840
‫فکر کنم اونا «جمع‌کننده‌ها» باشن.

226
00:12:33,840 --> 00:12:35,620
‫«جمع‌کننده‌ها»؟

227
00:12:35,930 --> 00:12:37,590
‫من اینجام!

228
00:12:37,590 --> 00:12:40,010
‫خب، اینجا کلی
‫آدم مسن هست.

229
00:12:40,010 --> 00:12:42,160
!هی! این حرفت اصن درست نیست

230
00:12:42,160 --> 00:12:43,600
‫چرا؟

231
00:12:43,600 --> 00:12:46,100
اگه تا زمانی که مهلتشون تموم بشه
.زندگی کرده باشن، کفایت میکنه

232
00:12:46,690 --> 00:12:49,900
‫مرگ بالاخره یه روز سراغ همه میاد.

233
00:12:50,850 --> 00:12:55,230
‫پدیده جمع‌کننده‌ها زیاد دیده میشه.
‫به کسی آسیب نمی‌رسونن.

234
00:12:55,230 --> 00:12:57,780
‫عجیبه که اینقدر آرومی.

235
00:12:58,170 --> 00:12:59,640
‫تحت تأثیر قرار گرفتی؟

236
00:12:59,640 --> 00:13:00,450
‫خفه شو!

237
00:13:09,200 --> 00:13:10,540
...‫خیلی خب، برو بریم

238
00:13:10,540 --> 00:13:11,120
‫برو.

239
00:13:13,330 --> 00:13:15,590
‫اوه! ک-کایا - ساما!

240
00:13:17,730 --> 00:13:19,210
‫اوه، خدای من.

241
00:13:19,490 --> 00:13:22,700
‫چه دختر خوبی هستی. ممنونم.

242
00:13:24,390 --> 00:13:26,470
‫اون صحنه رو دیدی؟

243
00:13:26,720 --> 00:13:27,990
‫ردش کرد.

244
00:13:27,990 --> 00:13:29,100
‫فرستادش پی کارش.

245
00:13:29,100 --> 00:13:30,480
‫ردش کرد.

246
00:13:30,480 --> 00:13:32,390
!اونا هم دیدن

247
00:13:32,390 --> 00:13:33,980
‫ها؟ منظورت چیه؟

248
00:13:34,550 --> 00:13:35,980
‫نمی‌فهمم چی میگی.

249
00:13:35,980 --> 00:13:37,160
‫بیا عجله کنیم.

250
00:13:37,160 --> 00:13:38,010
‫هی!

251
00:13:38,360 --> 00:13:39,850
‫چه خبر شده؟

252
00:13:42,780 --> 00:13:46,060
‫اون «جمع‌کننده» رو رد کرد.

253
00:13:46,430 --> 00:13:47,740
‫مال منم رد کن.

254
00:13:48,160 --> 00:13:49,350
‫مال منم همین‌طور.

255
00:13:49,350 --> 00:13:51,730
‫مال منم رد کن بره.

256
00:13:52,160 --> 00:13:56,100
‫من هنوز می‌خوام زندگی کنم.

257
00:14:07,190 --> 00:14:08,440
‫بی‌احتیاطی کردم.

258
00:14:08,440 --> 00:14:11,690
‫می‌گن وقتی مرگ نزدیکه،
‫آدما همه چیز رو شفاف‌تر می‌بینن.

259
00:14:11,690 --> 00:14:15,440
‫خب چه خبره؟ نمی‌فهمم.

260
00:14:15,920 --> 00:14:19,080
‫«جمع‌کننده» تجسمِ
‫مرگِ قریب‌الوقوعِ آدمه.

261
00:14:19,080 --> 00:14:26,450
اگه آدما بفهمن میشه
...دست رد به سینه‌ی عزرائیل زد

262
00:14:28,730 --> 00:14:30,010
‫صبر کنین!

263
00:14:31,000 --> 00:14:33,160
‫چی شده، یاماگوچی - سان؟

264
00:14:33,160 --> 00:14:36,710
.سوزوکی - سان، لطفاً به خودتون فشار نیارید

265
00:14:36,710 --> 00:14:39,040
داری میگی مردنم اهمیتی نداره؟

266
00:14:39,360 --> 00:14:42,550
!یه بچه همین الان عزرائیلُ پس زد

267
00:14:42,550 --> 00:14:45,610
‫من... من نمی‌خوام بمیرم!

268
00:14:46,800 --> 00:14:49,920
‫اونا با وجود سن بالاشون،
‫هنوز از نظر جسمی توانمند هستن.

269
00:14:49,920 --> 00:14:53,930
‫نزدیک شدن اونا به کایا - ساما
‫توی این وضعیت خطرناکه.

270
00:14:54,230 --> 00:14:57,440
‫اتاق مادربزرگ کایا - ساما
‫اون پایین راهروئه.

271
00:14:57,440 --> 00:15:00,570
‫قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج بشه،
‫برو پیشش.

272
00:15:00,570 --> 00:15:01,690
‫تو چی؟

273
00:15:02,040 --> 00:15:04,440
.من به اینجا رسیدگی میکنم

274
00:15:05,740 --> 00:15:06,940
‫ماب - سان.

275
00:15:07,320 --> 00:15:11,060
‫ایول! همیشه دلم می‌خواست اینو بگم.

276
00:15:11,790 --> 00:15:13,580
‫الان وقت شوخی نیست!

277
00:15:13,580 --> 00:15:14,820
‫مابو.

278
00:15:15,460 --> 00:15:18,670
‫ای بابا! خیلی خب، داریم میریم.

279
00:15:18,670 --> 00:15:19,630
‫چشم، حتماً.

280
00:15:19,630 --> 00:15:22,570
‫از خودم بدم میاد که
‫حتی ذره‌ای بهش اعتماد کردم.

281
00:15:23,890 --> 00:15:26,760
‫حالا، با این اوصاف...

282
00:15:27,050 --> 00:15:31,640
‫من هیچ‌وقت توی کارای خشن خوب نبودم،
‫پس کار زیادی از دستم برنمیاد.

283
00:15:31,640 --> 00:15:32,640
‫بسه.

284
00:15:36,180 --> 00:15:38,900
‫اومدم ببینم این همه
‫سروصدا برای چیه.

285
00:15:39,450 --> 00:15:41,930
‫دیگه جوون نیستین، می‌فهمین؟

286
00:15:50,600 --> 00:15:54,540
فرار از جمع‌کننده
.به معنی عمر جاویدان نیست

287
00:15:54,540 --> 00:15:58,000
درعوض، دیگه نمیدونی
.کی مهلتت تموم شده

288
00:15:58,000 --> 00:16:00,020
‫پس همیشه توی اضطراب زندگی می‌کنی.

289
00:16:01,270 --> 00:16:03,170
.‫ابیسوموری - سان

290
00:16:03,730 --> 00:16:10,510
‫پس این ابیسوموری موتسوئه،
‫یکی از برترین روحانیون ژاپنه.

291
00:16:11,430 --> 00:16:12,510
‫هوم؟

292
00:16:13,430 --> 00:16:16,180
‫اینم از مادربزرگ کایا - ساما.

293
00:16:16,540 --> 00:16:18,580
‫اون همه جمع‌کننده‌ها رو رد کرد!

294
00:16:18,580 --> 00:16:21,210
‫خدا به داد برسه. چقدر رقت‌انگیز!

295
00:16:21,500 --> 00:16:24,030
‫چرا یهو این‌طوری قاطی کردین؟

296
00:16:24,030 --> 00:16:26,740
‫پیر شدین. قبولش کنین.

297
00:16:27,610 --> 00:16:30,850
‫ببخشید. شما ابیسوموری موتسو - سان هستین؟

298
00:16:30,850 --> 00:16:35,380
‫ها؟ این صدا رو نمی‌شناسم.
‫تو کی هستی؟

299
00:16:35,380 --> 00:16:37,830
‫اسم من اوسامو ماب هست، یه نویسنده‌ام.

300
00:16:38,540 --> 00:16:42,210
‫امروز کسی رو دارم که
‫می‌خوام باهاش ملاقات کنین.

301
00:16:43,520 --> 00:16:45,890
‫نمی‌دونم ماب - سان حالش خوبه یا نه.

302
00:16:46,210 --> 00:16:48,210
‫ابیسوموری موتسو

303
00:16:48,210 --> 00:16:50,470
‫پیداش کردم. اتاقش اینجاست.

304
00:16:51,740 --> 00:16:54,220
‫ببخشید.

305
00:16:54,220 --> 00:16:55,310
‫ها؟

306
00:16:59,900 --> 00:17:01,430
‫انگار اینجا نیست.

307
00:17:03,950 --> 00:17:05,360
‫این دیگه چیه؟

308
00:17:06,330 --> 00:17:08,020
یه محرابه؟

309
00:17:08,570 --> 00:17:10,110
‫تنشو
‫کوتای جینگو

310
00:17:12,250 --> 00:17:14,670
‫اوه، این عکس خانوادگیه؟

311
00:17:16,470 --> 00:17:20,460
‫اون دختری که ته عکسه،
‫مادر کایا - چان نیست؟

312
00:17:21,120 --> 00:17:22,840
‫خیلی بامزه‌ست.

313
00:17:22,840 --> 00:17:23,720
‫اوه.

314
00:17:23,720 --> 00:17:25,250
‫چی شده کایا - چان؟

315
00:17:26,410 --> 00:17:27,170
‫کایا - چان؟

316
00:17:30,490 --> 00:17:32,630
‫دخترشه؟

317
00:17:32,630 --> 00:17:35,440
‫درسته.
‫اون نوه شما هم هست.

318
00:17:35,440 --> 00:17:36,890
‫تا حالا دیدیش؟

319
00:17:37,180 --> 00:17:41,040
‫نه. حتی بهم نگفته بود
‫که بچه‌دار شده.

320
00:17:41,040 --> 00:17:44,020
‫دختر بی‌عاطفه‌ایه،
‫به خدا قسم.

321
00:17:44,570 --> 00:17:47,530
‫حالا این بچه از من چی می‌خواد؟

322
00:17:47,530 --> 00:17:50,530
‫بیاین توی اتاق در موردش حرف بزنیم.

323
00:17:51,030 --> 00:17:54,160
‫ولی اول، فکر کنم بهتره
‫خودتون تنها باهاش حرف بزنین.

324
00:17:54,710 --> 00:17:57,240
‫پس اون یه دختر داشته، هوم؟

325
00:17:57,540 --> 00:18:01,630
‫کایا - ساما، مادربزرگ موتسو اینجاست.

326
00:18:07,490 --> 00:18:08,580
‫کایا؟

327
00:18:34,660 --> 00:18:37,450
‫نه!

328
00:18:37,450 --> 00:18:38,450
‫ها؟

329
00:18:38,450 --> 00:18:40,500
‫حالا فهمیدم!

330
00:18:43,420 --> 00:18:44,640
‫چقدر وحشتناکه!

331
00:18:44,640 --> 00:18:45,960
‫ابیسوموری-سان؟

332
00:18:46,240 --> 00:18:47,280
‫چرا؟

333
00:18:49,460 --> 00:18:53,460
‫مـ... مادربزرگ؟ اون...

334
00:18:53,460 --> 00:18:54,720
‫ساتو
‫کایا

335
00:18:54,720 --> 00:18:54,840
‫ساتو
‫کایا

336
00:18:54,840 --> 00:18:54,970
‫ساتو
‫کایا

337
00:18:54,970 --> 00:18:55,720
‫ساتو
‫کایا

338
00:18:55,720 --> 00:18:58,840
‫نانا... چه بلایی سر نانا اومد؟

339
00:18:59,470 --> 00:19:05,620
‫اون... اون هیچ کار اشتباهی نکرد!
‫ همه‌ش تقصیر منه!

340
00:19:05,620 --> 00:19:10,050
‫پـ... پس اگه می‌خوای
‫کسی رو بکشی، منو بکش!

341
00:19:10,050 --> 00:19:11,740
‫فقط منو ببر!

342
00:19:10,730 --> 00:19:13,280
‫ساتو
‫کایا

343
00:19:11,740 --> 00:19:13,280
‫نانا...

344
00:19:13,280 --> 00:19:16,450
‫چطور می‌تونی همچین چیزی
‫به یه بچه بگی؟!

345
00:19:15,130 --> 00:19:16,450
‫التماست می‌کنم!

346
00:19:16,850 --> 00:19:18,700
‫حالت خوبه کایا - چان؟

347
00:19:19,280 --> 00:19:22,700
‫فـ... فهمیدم.

348
00:19:29,750 --> 00:19:31,380
‫کـ... کایا - چان!

349
00:19:46,390 --> 00:19:50,790
‫همه‌ش به خاطر پیشنهاد بی‌فکرانه من بود.
‫باید بیشتر بهش فکر می‌کردم.

350
00:19:50,790 --> 00:19:54,530
‫نه، موافقت منم اشتباه بود.

351
00:19:58,970 --> 00:20:00,280
‫چیه-سنسی.

352
00:20:00,740 --> 00:20:04,110
‫کایا - چان! حالت خوبه؟
‫واقعاً خوبی؟

353
00:20:05,150 --> 00:20:06,050
‫آره.

354
00:20:06,960 --> 00:20:08,560
‫مادربزرگم.

355
00:20:08,560 --> 00:20:09,400
‫آره؟

356
00:20:09,790 --> 00:20:11,450
‫نتونستیم ببینیمش؟

357
00:20:13,160 --> 00:20:13,980
‫ها؟

358
00:20:14,800 --> 00:20:21,800
‫پارکینگ فقط برای کاربران مجاز

359
00:20:14,800 --> 00:20:21,800
‫وسایل نقلیه
‫استاندارد

360
00:20:14,800 --> 00:20:21,800
‫وسایل نقلیه
‫سنگین

361
00:20:16,770 --> 00:20:21,310
‫کایا - چان خاطرات قبل و بعد از
‫ملاقات با مادربزرگش رو از دست داده بود.

362
00:20:22,300 --> 00:20:27,240
‫خاطره‌ی خیلی خوشحال‌کننده‌ای نیست.
‫فکر کنم بهتره بذاریم همون‌طور بمونه.

363
00:20:27,240 --> 00:20:30,360
‫وقتی اوضاع آروم‌تر شد،
‫دوباره میرم ببینمش.

364
00:20:30,900 --> 00:20:32,310
‫امم، باشه.

365
00:20:32,310 --> 00:20:34,460
‫موبوئو، بای‌بای.

366
00:20:36,470 --> 00:20:37,550
‫بای‌بای.

367
00:20:40,930 --> 00:20:42,770
‫یه چیزی به ذهنم رسید.

368
00:20:43,160 --> 00:20:45,280
‫کایا - چان!

369
00:20:45,280 --> 00:20:47,520
‫چرا این‌قدر طولش دادی؟

370
00:20:46,100 --> 00:20:48,160
‫سلام. خوشحالم که به موقع رسیدین.

371
00:20:48,160 --> 00:20:50,870
‫مجبور شدم تاکسی بگیرم، می‌دونی که.

372
00:20:50,870 --> 00:20:51,950
‫تاکسی؟

373
00:20:52,420 --> 00:20:56,850
‫حالا که همه اینجاییم،
‫بیاین با هم توی جنگل بگردیم.

374
00:20:56,850 --> 00:20:58,670
‫باشه!

375
00:21:03,200 --> 00:21:06,310
‫اگه کایا - چان واقعاً حافظه‌ش رو
‫از دست نداده باشه چی؟

376
00:21:07,330 --> 00:21:11,450
‫اگه اون کسی که توی اتاق بود، کایا - چان
‫نبوده باشه چی؟

377
00:21:12,600 --> 00:21:13,790
‫سنسی!

378
00:21:13,790 --> 00:21:15,820
‫زود باشین!

379
00:21:15,820 --> 00:21:18,540
‫اگه گم بشین، دنبالتون نمی‌گردیم‌ها!

380
00:21:19,140 --> 00:21:20,400
‫صبر کنین!

381
00:21:21,380 --> 00:21:23,910
‫ولی پس اون کی بود؟

382
00:21:27,580 --> 00:21:29,290
‫چی پیدا کردی؟

383
00:21:27,580 --> 00:21:29,290
‫نگاه کن، یه بلوط.

384
00:21:29,290 --> 00:21:30,370
‫واو!

385
00:21:29,290 --> 00:21:33,340
‫جواب اون سوال،
‫کمی بعد مشخص شد.

386
00:21:30,370 --> 00:21:31,670
‫خیلی قشنگه!

387
00:21:32,550 --> 00:21:34,070
‫کجا پیداش کردی؟

388
00:21:34,090 --> 00:21:44,090
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

389
00:23:10,050 --> 00:23:40,080
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

390
00:23:10,050 --> 00:23:40,080
‫کایا - چان
 ترسناک نیست

391
00:23:11,190 --> 00:23:15,690
‫ارواحی که به سالمندان می‌چسبن،
‫برای آدما بی‌خطرن.

392
00:23:16,050 --> 00:23:18,270
‫اونا هیچ
‫نیت بدی ندارن،

393
00:23:18,270 --> 00:23:21,250
‫و فقط کنار کسایی می‌مونن که
‫عمرشون رو به پایانه.

394
00:23:21,730 --> 00:23:29,020
،برای اینکه کمتر ترسناک باشن
.نقابی شبیه به آدمای نزدیک اون فرد میزنن

395
00:23:30,080 --> 00:23:33,030
‫پس اگه خودتون یکی از اونا رو دیدین،

396
00:23:33,660 --> 00:23:36,520
‫لطفاً نترسین.
