1
00:00:05,760 --> 00:00:08,510
!آقا مشـکــوکــه

2
00:00:08,510 --> 00:00:14,100
!دستت به شاگردام نخوره

3
00:00:16,560 --> 00:00:17,580
‫کایا.

4
00:00:19,770 --> 00:00:21,440
‫بیا پیش مامان.

5
00:00:22,900 --> 00:00:24,910
!گولشُ نخور

6
00:00:29,650 --> 00:00:31,560
‫نگاه کن، کایا - ساما!

7
00:00:31,560 --> 00:00:33,370
‫اون فقط ظاهر یه آدم رو گرفته،

8
00:00:33,370 --> 00:00:36,410
‫اما زیر پوستش یه هیولا
‫با روحی شیطانی پنهان شده.

9
00:00:37,090 --> 00:00:40,960
.قطع به یقین اون مادرت نیست

10
00:00:52,090 --> 00:00:54,120
‫تحسین‌برانگیزه، کایا - ساما!

11
00:00:54,120 --> 00:00:55,010
‫ها؟

12
00:00:55,460 --> 00:00:58,510
‫این سومین باره که همدیگه رو می‌بینیم.

13
00:00:59,300 --> 00:01:03,360
‫من عمو اوسامو ماب هستم.
‫همونی که اون روز نجاتش دادی.

14
00:01:05,360 --> 00:01:06,700
‫اون روز؟

15
00:01:07,160 --> 00:01:09,310
‫فهمیدم. من رو یادت نمیاد.

16
00:01:09,960 --> 00:01:16,070
‫عجیب هم نیست، چون اون موقع
‫این‌قدر کوچولو بودی.

17
00:01:16,700 --> 00:01:21,550
‫اما اون جن‌گیری!
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشش کنم.

18
00:01:21,550 --> 00:01:24,700
‫بالاخره می‌تونم جبرانش کنم!

19
00:01:22,350 --> 00:01:26,210
‫«اون موقع»؟ «جن‌گیری»؟
‫«جبران کردن»؟

20
00:01:26,540 --> 00:01:28,710
.برای اینکه بفهمی کی هستم، این رو بگیر

21
00:01:26,790 --> 00:01:28,710
‫خبرنگار
‫امور ماورایی

22
00:01:28,710 --> 00:01:30,460
‫کارت ویزیت؟

23
00:01:32,130 --> 00:01:37,380
‫خبرنگار
‫امور ماورایی

24
00:01:32,850 --> 00:01:37,390
‫اوسامو ماب، خبرنگار ماورایی؟

25
00:01:37,660 --> 00:01:41,090
در مورد کایا - ساما
.میخواستم یه موضوع رو باهاتون مطرح کنم

26
00:01:41,090 --> 00:01:42,610
‫چی؟ در مورد کایا - چان؟

27
00:01:42,610 --> 00:01:44,520
.بیاید یه زمان دیگه دیدار کنیم

28
00:01:44,970 --> 00:01:47,940
‫لطفاً با شماره‌ای که روی
‫کارت ویزیتم هست تماس بگیر.

29
00:01:47,940 --> 00:01:50,030
‫چی؟ من باید به
‫تو زنگ بزنم؟

30
00:01:50,030 --> 00:01:52,280
‫خبرنگار
‫امور ماورایی

31
00:01:51,000 --> 00:01:52,280
‫اون...

32
00:01:52,810 --> 00:01:54,650
.از خلافکارا شک برانگیزتره

33
00:01:54,670 --> 00:02:04,670
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

34
00:02:05,920 --> 00:02:07,380
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

35
00:02:05,920 --> 00:02:07,380
‫مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

36
00:02:06,800 --> 00:02:10,050
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

37
00:02:06,800 --> 00:02:10,050
مگه کایا - چان ترسناک نیست؟

38
00:03:25,000 --> 00:03:27,500
قسمت ۳: آینه‌ها ترسناک نیستند

39
00:03:25,000 --> 00:03:27,500
‫‫قسمت ۳: آینه‌ها ترسناک نیستند

40
00:03:25,000 --> 00:03:27,500
‫مهدکودک هاناموگی

41
00:03:34,590 --> 00:03:36,420
‫اوسامو ماب

42
00:03:34,590 --> 00:03:36,420
‫نوشتن پیام

43
00:03:35,240 --> 00:03:39,430
‫همون شب، از اطلاعات روی کارت ویزیت
‫اون آقای مشکوک استفاده کردم

44
00:03:39,430 --> 00:03:41,610
‫تا بفهمم اون واقعاً
‫کیه.

45
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫اوسامو ماب

46
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫نویسنده و مؤلف

47
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫اوسامو ماب یک رمان‌نویس ژاپنی
‫اهل استان چیبا است.

48
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫او فارغ‌التحصیل دبیرستان و دانشگاه کنشین
‫زیر نظر مؤسسه آموزشی کنشین است.

49
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫تاریخ تولد: مارس ۱۹۸۷ (۳۸ ساله)

50
00:03:39,430 --> 00:03:42,180
‫محل سکونت: استان چیبا

51
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫اوسامو ماب

52
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫نویسنده و مؤلف

53
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫اوسامو ماب یک رمان‌نویس ژاپنی
‫اهل استان چیبا است.

54
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫او فارغ‌التحصیل دبیرستان و دانشگاه کنشین
‫زیر نظر مؤسسه آموزشی کنشین است.

55
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫تاریخ تولد: مارس ۱۹۸۷ (۳۸ ساله)

56
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫محل سکونت: استان چیبا

57
00:03:42,180 --> 00:03:42,300
‫آثار مهم: سری ارواح خبیث،
‫عکاسی از ارواح، مبارزه علمی با اشباح، اعلامیه گمشدن کودک

58
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫نویسنده و مؤلف

59
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫اوسامو ماب یک رمان‌نویس ژاپنی
‫اهل استان چیبا است.

60
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫او فارغ‌التحصیل دبیرستان و دانشگاه کنشین
‫زیر نظر مؤسسه آموزشی کنشین است.

61
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫تاریخ تولد: مارس ۱۹۸۷ (۳۸ ساله)

62
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫محل سکونت: استان چیبا

63
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫آثار مهم: سری ارواح خبیث،
‫عکاسی از ارواح، مبارزه علمی با اشباح، اعلامیه گمشدن کودک

64
00:03:42,300 --> 00:03:42,430
‫ارواح خبیث

65
00:03:42,430 --> 00:03:42,550
‫او فارغ‌التحصیل دبیرستان و دانشگاه کنشین
‫زیر نظر مؤسسه آموزشی کنشین است.

66
00:03:42,430 --> 00:03:42,550
‫تاریخ تولد: مارس ۱۹۸۷ (۳۸ ساله)

67
00:03:42,430 --> 00:03:42,550
‫محل سکونت: استان چیبا

68
00:03:42,430 --> 00:03:42,550
‫آثار مهم: سری «ارواح خبیث»، «عکاسی از ارواح»،
‫«مبارزه علمی با اشباح»، «اعلامیه گمشدن کودک»

69
00:03:42,430 --> 00:03:42,550
‫ارواح خبیث

70
00:03:42,550 --> 00:03:42,680
‫تاریخ تولد: مارس ۱۹۸۷ (۳۸ ساله)

71
00:03:42,550 --> 00:03:42,680
‫محل سکونت: استان چیبا

72
00:03:42,550 --> 00:03:42,680
‫آثار مهم: سری «ارواح خبیث»، «عکاسی از ارواح»،
‫«مبارزه علمی با اشباح»، «اعلامیه گمشدن کودک»

73
00:03:42,550 --> 00:03:42,680
‫ارواح خبیث

74
00:03:42,630 --> 00:03:44,930
اون به اسمش وفادار موند

75
00:03:42,680 --> 00:03:44,930
‫ارواح خبیث

76
00:03:42,680 --> 00:03:44,930
‫ارواح خبیث

77
00:03:42,680 --> 00:03:44,930
‫ماب

78
00:03:42,680 --> 00:03:44,930
‫اوسامو

79
00:03:45,430 --> 00:03:49,830
‫که باعث شد فکر کنم
‫چطور کایا - چان رو می‌شناسه.

80
00:03:50,270 --> 00:03:51,480
‫اوسامو ماب

81
00:03:50,270 --> 00:03:51,480
کاوشگر مخروبه‌ها

82
00:03:50,270 --> 00:03:51,480
‫آخرین مطلب

83
00:03:50,270 --> 00:03:51,480
‫بریم سمت اون ساختمون متروکه...

84
00:03:50,270 --> 00:03:51,480
‫به‌روزرسانی شد

85
00:03:50,810 --> 00:03:52,050
‫این دیگه چیه؟

86
00:03:57,370 --> 00:04:03,330
بیخیالش. مطمئناً اون قضیه‌ی
.جبران کردن" فقط طرز فکر خودش بوده"

87
00:04:03,580 --> 00:04:07,680
‫به هر حال، باید کایا - چان رو
‫از چنگال اون مرد حفظ کنم.

88
00:04:07,680 --> 00:04:10,290
‫هی، کایا - چان.
‫داری چی می‌کشی؟

89
00:04:14,930 --> 00:04:16,800
‫خیلی قشنگه!

90
00:04:19,690 --> 00:04:21,010
‫می‌خوام رنگش کنم.

91
00:04:24,880 --> 00:04:25,540
‫اوه.

92
00:04:25,850 --> 00:04:27,980
‫مداد شمعی‌های مانابی-یا

93
00:04:26,860 --> 00:04:28,180
‫چی شده؟

94
00:04:30,290 --> 00:04:31,540
‫مشکی نیست.

95
00:04:32,100 --> 00:04:34,730
‫راست می‌گی. همه‌ش رو استفاده کردی؟

96
00:04:34,730 --> 00:04:36,030
‫بیشتر داشتم.

97
00:04:36,030 --> 00:04:38,200
‫شاید جایی انداختیش؟

98
00:04:38,200 --> 00:04:40,610
سنسی! مداد مشکی‌ام
.بین مداد شمعی‌هام نیست

99
00:04:40,610 --> 00:04:41,600
عه؟

100
00:04:46,370 --> 00:04:48,040
.اصلاً و ابدا طبیعی نیست

101
00:04:48,040 --> 00:04:49,870
‫راست می‌گی.

102
00:04:49,870 --> 00:04:51,480
‫دزد مداد شمعی‌هاست!

103
00:04:51,480 --> 00:04:53,130
‫کی دزدیدتشون؟

104
00:04:53,420 --> 00:04:54,740
‫آروم باشید.

105
00:04:53,510 --> 00:04:56,060
‫مداد شمعی‌هامون کجاست؟

106
00:04:56,320 --> 00:04:57,670
‫چی شده یوزو - چان؟

107
00:04:57,950 --> 00:05:01,730
‫هـ-هیچی! خوبم.

108
00:05:02,710 --> 00:05:03,470
‫ها؟

109
00:05:10,500 --> 00:05:12,690
‫ا-ام...

110
00:05:13,020 --> 00:05:19,410
‫همین الان کان - چان رو دیدم
‫که کلی مداد شمعی داشت.

111
00:05:19,410 --> 00:05:20,570
‫کان - چان؟

112
00:05:20,570 --> 00:05:22,200
‫رنگ، رنگ.

113
00:05:24,040 --> 00:05:25,450
‫یوزو-تان!

114
00:05:25,750 --> 00:05:29,510
‫کان - چان! روی آینه نقاشی نکش!

115
00:05:29,510 --> 00:05:31,760
.دزد، داداش کوچیکه‌ی یوزو بود

116
00:05:31,760 --> 00:05:35,550
‫کلاس اولی‌ئه. فکر کنم نباید
‫از دستش عصبانی باشیم.

117
00:05:35,550 --> 00:05:37,330
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

118
00:05:37,330 --> 00:05:39,710
‫راستش برای ما که مشکلی نیست. ولی...

119
00:05:40,540 --> 00:05:42,970
‫چرا داره روی آینه رو رنگ می‌کنه؟

120
00:05:42,970 --> 00:05:46,720
‫اصلاً نمی‌دونم.
‫می‌دونم نباید اینو بگم،

121
00:05:47,040 --> 00:05:51,610
‫ولی اونم مثل کایا - چان
‫یه جورایی دردسرسازه.

122
00:05:49,390 --> 00:05:50,720
‫تـ-ترسناک.

123
00:05:54,450 --> 00:05:56,100
‫تـ-ترسناک.

124
00:05:57,570 --> 00:06:00,900
‫چی شده؟ چی «ترسناک»ه؟

125
00:06:00,900 --> 00:06:02,240
‫می‌تـ-ترسم.

126
00:06:05,430 --> 00:06:08,410
‫اه. همش همینو می‌گه.

127
00:06:08,410 --> 00:06:10,950
آینه چه ترسی داره؟

128
00:06:12,650 --> 00:06:17,290
‫بخاطر اینه که نسبت به سنش کوچیکه؟
‫بچه‌بازی‌هاش کلافه‌کننده‌ست.

129
00:06:17,290 --> 00:06:19,960
‫مل - سنسی، نباید اینطوری حرف بزنید.

130
00:06:19,960 --> 00:06:25,610
‫ببخشید بچه‌ها. حتماً
‫دعواش می‌کنم. ببخشیدش، باشه؟

131
00:06:25,610 --> 00:06:26,930
‫باشه!

132
00:06:26,930 --> 00:06:31,130
‫آخ، ممنونم. شماها خیلی مهربونید.

133
00:06:31,130 --> 00:06:34,810
‫حتی اگه بچه‌ها نفهمن،
‫نباید اینطوری حرف بزنه.

134
00:06:34,190 --> 00:06:35,820
‫بیاین بریم اون‌طرف بازی کنیم!

135
00:06:35,210 --> 00:06:39,690
‫آره، کارش درست نیست.
‫بعداً باهاش حرف می‌زنم.

136
00:06:49,420 --> 00:06:50,920
‫اوه، چی-سنسی.

137
00:06:50,920 --> 00:06:51,490
‫ها؟

138
00:06:51,490 --> 00:06:52,780
‫مل - سنسی.

139
00:06:52,780 --> 00:06:55,230
.امروز اضافه کاری داری؟ سخته‌ها

140
00:06:55,230 --> 00:06:57,120
‫داری آینه رو تمیز می‌کنی؟

141
00:06:57,120 --> 00:07:01,510
‫آره. کان - چان بلد نیست
‫خودش تمیزکاری کنه،

142
00:07:01,510 --> 00:07:04,920
‫واسه همین من باید
.‫تمیزش کنم. دارم از خستگی هلاک میشم

143
00:07:05,760 --> 00:07:09,760
فکر کنم فعلاً باید با این
.بچه‌های تخس کنار بیایم، نه؟ فعلا

144
00:07:09,760 --> 00:07:12,560
‫سوگند

145
00:07:13,570 --> 00:07:15,730
.مثل کایا - چان

146
00:07:16,800 --> 00:07:18,440
‫تـ-ترسناک.

147
00:07:18,440 --> 00:07:20,100
‫می‌دونم نباید اینو بگم،

148
00:07:20,100 --> 00:07:24,320
ولی اونم مثل کایا - چان
‫یه جورایی دردسرسازه.

149
00:07:24,400 --> 00:07:27,000
‫مثل کایا - چان.

150
00:07:28,610 --> 00:07:29,530
‫هی!

151
00:07:30,910 --> 00:07:34,200
‫تنهایی از پسش برمیای؟
‫می‌خوای کمکت کنم؟

152
00:07:34,200 --> 00:07:36,670
‫نه، نگران نباش.
‫تو مگه شیفت نیستی؟

153
00:07:36,670 --> 00:07:39,380
.سریع برقش میندازم

154
00:07:46,470 --> 00:07:48,260
.خدایا

155
00:07:48,260 --> 00:07:50,790
‫واقعاً سنگ تموم گذاشته.

156
00:07:51,850 --> 00:07:55,910
‫با این حال، ما بزرگترا
‫کلی ترفند تو آستینمون داریم.

157
00:07:55,910 --> 00:07:58,390
...‫خب، با این، کارم تموم می‌شه

158
00:08:01,700 --> 00:08:02,360
‫ها؟

159
00:08:03,660 --> 00:08:05,900
‫چـ-چی؟

160
00:08:06,280 --> 00:08:07,840
‫نـ-نه...

161
00:08:12,570 --> 00:08:13,820
‫اون صدایی که شنیدم...

162
00:08:20,370 --> 00:08:21,600
‫مل - سنسی!

163
00:08:22,210 --> 00:08:23,070
‫نه!

164
00:08:23,630 --> 00:08:25,480
‫کـ-کمکم کنید!

165
00:08:25,930 --> 00:08:27,280
‫کمکم کنید!

166
00:08:34,560 --> 00:08:36,480
‫آخ.

167
00:08:38,220 --> 00:08:39,270
‫حـ-حالتون خوبه؟

168
00:08:39,270 --> 00:08:41,060
‫خـ-خوبم.

169
00:08:41,400 --> 00:08:45,070
چرا اینجوری شدم؟ فکر کنم
.تو آینه که نگاه کردم یه چیزی دیدم

170
00:08:45,650 --> 00:08:48,630
‫بعدش افتادم و ترسیدم.

171
00:08:50,570 --> 00:08:52,750
.شرمنده ترسوندمتون

172
00:08:54,070 --> 00:08:56,700
‫صبح بخیر!

173
00:08:54,070 --> 00:08:56,580
‫مهدکودک هاناموگی

174
00:08:58,990 --> 00:09:00,830
‫کان - چان. یوزو - چان.

175
00:09:01,280 --> 00:09:03,310
‫مـ-مل - سنسی.

176
00:09:03,310 --> 00:09:05,090
‫صبح بخیر، سنسی!

177
00:09:05,090 --> 00:09:06,590
‫صبح بخیر.

178
00:09:06,590 --> 00:09:09,640
‫صبح بخیر. بابت دیروز متاسفم.

179
00:09:09,640 --> 00:09:10,190
‫ها؟

180
00:09:10,190 --> 00:09:13,140
.شوکه شدم و واکنش زشتی نشون دادم

181
00:09:13,450 --> 00:09:19,000
‫و یوزو - چان، تو صادق بودی،
‫اما من هیچ‌وقت ازت تشکر نکردم.

182
00:09:19,000 --> 00:09:20,340
‫پس ممنونم.

183
00:09:23,070 --> 00:09:24,110
‫خواهش می‌کنم!

184
00:09:25,100 --> 00:09:27,060
‫من دوستتون دارم، مل - سنسی!

185
00:09:27,060 --> 00:09:28,840
‫آه، خوشحالم که دوستم داری!

186
00:09:27,310 --> 00:09:31,190
‫عجب تغییر رفتاری.
‫آفرین به تو، آکیرا-سنسی.

187
00:09:28,840 --> 00:09:30,520
‫منم همین‌طور! منم دوستت دارم!

188
00:09:30,520 --> 00:09:31,800
‫واقعاً؟

189
00:09:31,190 --> 00:09:32,910
‫ولی بهش چی گفتی؟

190
00:09:31,800 --> 00:09:32,300
‫آره!

191
00:09:32,300 --> 00:09:33,950
‫منم همین‌طور! عاشق جفتتونم!

192
00:09:32,910 --> 00:09:36,770
‫اوه، می‌خواستم امروز باهاش
‫حرف بزنم، ولی...

193
00:09:38,250 --> 00:09:41,180
‫فقط من این‌طور حس می‌کنم یا
‫کلاً حال و هواش عوض شده؟

194
00:09:42,590 --> 00:09:44,540
‫انگار یه آدم دیگه شده.

195
00:09:54,970 --> 00:10:00,970
‫مگه کایا - چان

196
00:09:54,970 --> 00:10:00,970
‫ترسناک نیست؟

197
00:10:00,970 --> 00:10:06,980
‫مگه کایا - چان

198
00:10:00,970 --> 00:10:06,980
‫ترسناک نیست؟

199
00:10:00,970 --> 00:10:06,980
‫ضدعفونی‌کننده!
‫بوگیر!

200
00:10:00,970 --> 00:10:06,980
‫⇠

201
00:10:00,970 --> 00:10:06,980
‫تطهیر کننده

202
00:10:06,980 --> 00:10:10,440
‫استخر ترسناک نیست

203
00:10:09,230 --> 00:10:11,770
‫وقت استخره!

204
00:10:09,710 --> 00:10:11,970
‫هورا!

205
00:10:13,770 --> 00:10:15,820
‫کنار استخر ندوید!

206
00:10:15,820 --> 00:10:17,490
‫اوه. ببخشید.

207
00:10:17,490 --> 00:10:21,250
.اینجا نیستیم که بازی کنیم
چیزیش نمیشه؟

208
00:10:21,250 --> 00:10:23,410
‫خب، ما اینجاییم، پس باید خوب باشه.

209
00:10:23,410 --> 00:10:26,170
‫مایوت خیلی قشنگه، ساکو - چان.

210
00:10:26,170 --> 00:10:29,310
‫واقعاً؟ مامانم برام خریده.

211
00:10:29,310 --> 00:10:30,750
‫مایوی تو چی، کایا - چان؟

212
00:10:32,170 --> 00:10:33,050
‫ساتو کایا

213
00:10:34,120 --> 00:10:36,220
‫نمی‌خوام پوستم برنزه بشه.

214
00:10:36,220 --> 00:10:39,040
‫آ-آره، چون خیلی سفیدی، کایا - چان.

215
00:10:39,040 --> 00:10:42,060
‫واو، مایوی کایا رو ببین! چه ضایع!

216
00:10:42,060 --> 00:10:44,060
!‫این‌طوری نگو، گوساله

217
00:10:44,880 --> 00:10:48,360
.دست از سر بقیه بردار، کن - کن

218
00:10:50,460 --> 00:10:54,080
‫کایا - چان، باید
‫حریفش بشی. یه ضربه محکم!

219
00:10:54,080 --> 00:10:55,240
‫«ضربه محکم»؟

220
00:10:55,240 --> 00:10:57,700
‫خیلی خب بچه‌ها. بیاید گرم کنیم.

221
00:10:57,700 --> 00:10:59,660
‫باشه.

222
00:10:59,660 --> 00:11:01,440
‫بریم، کایا - چان.

223
00:11:01,440 --> 00:11:02,310
‫آره.

224
00:11:15,030 --> 00:11:18,430
‫کایا - چان! نمیای؟

225
00:11:18,930 --> 00:11:20,350
‫بگیر که اومد!

226
00:11:23,810 --> 00:11:25,880
‫به نظر میاد همه دارن خوش می‌گذرونن.

227
00:11:25,880 --> 00:11:28,440
‫ها؟ کایا - چان کجاست؟

228
00:11:28,870 --> 00:11:30,440
‫کایا - چان؟

229
00:11:31,250 --> 00:11:33,270
‫چـ-چی شده؟

230
00:11:33,270 --> 00:11:34,640
.من با استخر میونه خوبی ندارم

231
00:11:34,640 --> 00:11:38,320
‫خوشت نمیاد؟ اگه نمی‌خوای،
‫مجبور نیستی بیای تو.

232
00:11:39,270 --> 00:11:42,630
پس کایا - چان شنا بلد نیست؟
.یکم عجیبه

233
00:11:47,070 --> 00:11:49,330
چیکار میکنی، کایا؟

234
00:11:49,800 --> 00:11:53,600
اوه، نکنه شنا بلد نیستی؟
!چه خیار

235
00:11:55,090 --> 00:11:57,330
.هوی، بیا منو بگیر

236
00:11:57,330 --> 00:11:59,470
‫می‌خوای برات کله‌پاچه‌اش کنم؟

237
00:12:00,230 --> 00:12:02,970
‫کایا - چان، این کار قشنگی نیست.

238
00:12:02,970 --> 00:12:04,560
‫می‌خوای از تخته شنا استفاده کنی؟

239
00:12:04,560 --> 00:12:04,970
‫باشه.

240
00:12:04,970 --> 00:12:06,520
‫هورا!

241
00:12:06,520 --> 00:12:07,600
‫اوه.

242
00:12:07,950 --> 00:12:09,480
‫اوه، ببخشید.

243
00:12:11,500 --> 00:12:12,480
‫ها؟

244
00:12:14,420 --> 00:12:17,910
‫فکر کردم همین الان به یکی خوردم.

245
00:12:23,020 --> 00:12:24,280
‫هی، رفت زیر آب!

246
00:12:24,280 --> 00:12:26,080
!کن - کن، زیر آبی نرو

247
00:12:26,400 --> 00:12:28,080
‫بیا بیرون!

248
00:12:28,780 --> 00:12:30,540
‫بچه‌ها معمولاً بی‌صدا غرق می‌شن.

249
00:12:30,970 --> 00:12:34,030
‫به این می‌گن
‫«واکنش غریزی غرق‌شدگی».

250
00:12:34,030 --> 00:12:36,090
‫با اینکه خیلی شناخته‌شدست،

251
00:12:36,090 --> 00:12:41,800
‫دلیل دقیقش هنوز
‫کاملاً مشخص نیست.

252
00:12:42,340 --> 00:12:47,760
‫توی مهدکودک‌ها، پاشیدن زیاد آب
‫می‌تونه غرق شدن بچه رو پنهان کنه،

253
00:12:47,760 --> 00:12:54,110
‫و گاهی تا وقتی استخر خالی نشه،
‫کسی متوجهش نمی‌شه.

254
00:12:57,070 --> 00:12:59,530
.کن - کن فلنگو بست

255
00:13:18,670 --> 00:13:19,900
چی بود؟

256
00:13:19,900 --> 00:13:23,140
‫کایا - چان با تخته شنا پرید تو آب!

257
00:13:25,430 --> 00:13:28,560
‫دماغم درد گرفت! فکر کردم مردم!

258
00:13:28,560 --> 00:13:31,270
!عجب انفجاری بود
!یدونه‌ای کایا - چان

259
00:13:31,270 --> 00:13:34,310
‫نه، اصلاً عالی نبود!
‫اگه غرق می‌شدی چی؟

260
00:13:34,640 --> 00:13:37,750
‫کن-کن، کایا - چان!
‫هر دوتون از استخر بیاید بیرون!

261
00:13:37,750 --> 00:13:39,070
‫باشه.

262
00:13:43,070 --> 00:13:47,780
کایا، اومدی نجاتم بدی، نه؟

263
00:13:49,040 --> 00:13:50,330
چرا؟

264
00:13:51,890 --> 00:13:52,910
‫چون که...

265
00:13:54,780 --> 00:13:56,030
‫خب، بی‌خیال.

266
00:13:56,690 --> 00:13:59,510
.وقتی شنا بلد نیستی، کار احمقانه‌ایه

267
00:14:02,170 --> 00:14:04,220
‫بابت رفتار بدم ازت معذرت می‌خوام!

268
00:14:08,140 --> 00:14:09,140
‫اشکالی نداره.

269
00:14:12,020 --> 00:14:14,560
‫چند بار بگم توی استخر شیطونی نکنید؟
‫ممکن بود آسیب ببینید، تخته سلاح نیست!

270
00:14:14,560 --> 00:14:16,230
‫مهدکودک هاناموگی

271
00:14:18,500 --> 00:14:20,690
.سنسی، خدافظ

272
00:14:20,690 --> 00:14:22,620
‫خداحافظ.

273
00:14:24,250 --> 00:14:24,990
‫ها؟

274
00:14:28,020 --> 00:14:31,510
‫چیه-سنسی، داری اذیت می‌کنی!

275
00:14:32,580 --> 00:14:34,400
‫الان داری تعقیبم می‌کنی؟

276
00:14:34,400 --> 00:14:37,190
من شبیه آدمیم که
از اینکارا بکنه؟

277
00:14:39,840 --> 00:14:41,040
‫دقیقاً.

278
00:14:41,040 --> 00:14:42,300
.بیخیالش

279
00:14:42,300 --> 00:14:44,760
‫بهت گفتم بهم زنگ بزن. یادت هست؟

280
00:14:42,300 --> 00:14:47,050
پیامی یافت نشد

281
00:14:44,760 --> 00:14:47,050
چی باعث شد فکر کنی
بهت زنگ میزنم؟

282
00:14:47,050 --> 00:14:51,060
‫اگه همین الان باهام جلسه نذاری،
‫بازم میام سراغت!

283
00:14:51,060 --> 00:14:53,810
‫این دقیقاً تعریفِ یه
‫مزاحمه!

284
00:14:53,810 --> 00:14:56,190
‫ها؟ چه جور جلسه‌ای؟

285
00:14:56,190 --> 00:14:59,360
‫باید درباره کایا - ساما صحبت کنیم.

286
00:14:56,350 --> 00:14:59,330
‫فوق محرمانه

287
00:14:59,640 --> 00:15:02,070
‫درباره کایا - چان؟

288
00:15:02,860 --> 00:15:06,320
‫عمو اوسامو ماب ترسناک نیست؟

289
00:15:05,800 --> 00:15:07,250
‫این دیگه چیه...

290
00:15:07,610 --> 00:15:11,540
اینا بخشی از اطلاعاتی هست که درباره
.کایا - ساما بدست آوردم

291
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

292
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫پرونده راهنمایی دانش‌آموز (یادداشت‌های ‫آموزشی)

293
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫ساتو کایا

294
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫تاریخ تولد: آوریل 2020

295
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫جنسیت: زن

296
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
:هدف
(حمایت از رشد و توسعه)
‫رفتار پرانرژی و تجربه حس رضایت
تحرک فعال بدنی و تمایل به انجام
‫فعالیت‌های فیزیکی
ایجاد عادت‌ها و نگرش‌های سالم و ایمن
‫برای زندگی و رفتار مهربانانه
‫لذت بردن از مهدکودک و تجربه
‫حس رضایت از استقلال در کارها
دوستی با بقیه و تقویت روابط،
‫ساخت حس اعتماد و عاطفه با همکاری
‫پرورش عادت‌ها و نگرش‌های مطلوب
‫برای زندگی اجتماعی
راحتی در محیط جدید و شکوفایی
‫حس کنجکاوی با گشتن در طبیعت
درگیری فعال با محیط، لذت از کشف کردن
‫و به کارگیری آموخته‌ها در زندگی

297
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫ایجاد فرصت برای برنامه‌ریزی کارها،
‫همکاری با دوستان و تقویت استقلال
‫یادگیری بیان افکار با فعالیت‌های مختلف
‫و رشد همدلی در تعاملات اجتماعی
‫ارتباط با هم‌سن‌ها، یادگیری قوانین گروهی
‫و لذت بردن از فعالیت‌های مهدکودک
حرف زدن مداوم با مربی‌ها و دوست‌ها
‫برای یادگیری ابراز خود در روابط سالم
‫موقع ثبت‌نام گریه نکرد، ولی به مربی محل نداد
‫و همش دم در منتظر مامان باباش بود.
‫خیلی مضطرب بود و از چشم تو چشم شدن در می‌رفت.
‫اما مهارت‌های حرکتی‌اش عالیه، توی اریگامی
‫و تمرکز کردن حرف نداره.
‫سوادش هم از همون اول خوب بود و
‫هیراگانا و اعداد رو کامل بلد بود.

298
00:15:07,610 --> 00:15:09,910
‫کایا - ساما و خانواده‌اش

299
00:15:11,540 --> 00:15:13,500
‫ها؟ واقعاً داره اعتراف می‌کنه؟

300
00:15:13,500 --> 00:15:17,250
‫اسم، سن، آدرس
‫خونه و شماره تلفنش؟

301
00:15:17,250 --> 00:15:19,500
‫اینا حرف‌های
‫مربی‌ها درباره اونه؟

302
00:15:19,790 --> 00:15:21,170
‫چطور اینا رو گیر آوردی؟

303
00:15:21,480 --> 00:15:23,880
‫بذار به تخیل خودت بسپارمش.

304
00:15:24,690 --> 00:15:26,970
‫از ما جاسوسی کردی
‫و ازش عکس گرفتی؟

305
00:15:26,970 --> 00:15:29,020
‫این کار کاملاً غیرقانونیه!

306
00:15:29,020 --> 00:15:31,710
‫همون‌جا بمون. دارم
‫به پلیس زنگ می‌زنم.

307
00:15:31,710 --> 00:15:34,470
!چی؟ جون بچه‌ات اینکارو نکن

308
00:15:34,470 --> 00:15:37,310
‫اگه قصد بدی داشتم،
‫اصلاً حرفی نمی‌زدم.

309
00:15:37,310 --> 00:15:39,800
‫مخصوصاً به کسی که
‫باهاش در ارتباطه.

310
00:15:39,800 --> 00:15:41,740
‫لطفاً اول به حرفام گوش کن.

311
00:15:41,740 --> 00:15:44,710
‫بعدش می‌تونی ازم شکایت کنی.

312
00:15:47,660 --> 00:15:51,180
‫من خیلی به کایا - ساما مدیونم.

313
00:15:51,180 --> 00:15:55,830
‫برام مهم نیست اگه مجبور بشم کار غیرقانونی
‫بکنم تا بتونم جبران کنم.

314
00:15:56,110 --> 00:16:01,210
‫جبران کنی؟ کایا - چانِ پنج ساله
‫چه کاری ممکنه برات کرده باشه؟

315
00:16:02,950 --> 00:16:06,470
‫چهار سال پیش اتفاق افتاد.

316
00:16:06,470 --> 00:16:07,590
‫ها؟ فلش‌بک؟

317
00:16:09,470 --> 00:16:11,220
‫بابایی!

318
00:16:11,970 --> 00:16:14,870
‫بیا بریم پارک ماجراجویی!

319
00:16:15,470 --> 00:16:17,730
‫پارک
‫ماجراجویی

320
00:16:26,260 --> 00:16:29,320
‫من یه همسر و یه دختر داشتم.

321
00:16:29,730 --> 00:16:31,170
‫من رفتم!

322
00:16:31,170 --> 00:16:33,320
‫روز خوبی داشته باشی، کیوکو.

323
00:16:34,790 --> 00:16:36,830
‫کیوکو - چان!

324
00:16:54,240 --> 00:16:58,430
‫همه دلسوزی می‌کردن و سعی داشتن
‫روحیه بدن،

325
00:16:59,000 --> 00:17:02,690
‫ولی من اون‌قدر که فکر می‌کردن
‫داغون نبودم.

326
00:17:02,690 --> 00:17:03,790
‫بابایی.

327
00:17:04,610 --> 00:17:07,740
‫چون می‌تونستم چیزهایی رو ببینم.

328
00:17:09,250 --> 00:17:10,730
‫متأسفم.

329
00:17:12,980 --> 00:17:15,700
‫دیگه کار از کار گذشته.

330
00:17:16,640 --> 00:17:19,280
‫پس حداقل پیش ما بمون، باشه؟

331
00:17:20,160 --> 00:17:21,540
‫بابایی!

332
00:17:22,170 --> 00:17:24,570
‫باشه، همین کار رو می‌کنم!

333
00:17:24,570 --> 00:17:27,740
‫همیشه پیش تو و مامان می‌مونم.

334
00:17:27,740 --> 00:17:31,760
‫برای من، انگار
‫دخترم هنوز زنده بود.

335
00:17:33,740 --> 00:17:36,390
‫بابایی، بیا بریم پارک ماجراجویی.

336
00:17:36,640 --> 00:17:38,870
‫خیلی خب. بیا دوباره بریم اونجا.

337
00:17:38,870 --> 00:17:42,770
‫عزیزم... می‌دونم درد داره.

338
00:17:43,140 --> 00:17:44,520
‫ولی ما باید...

339
00:17:44,520 --> 00:17:47,400
‫اشتباه متوجه شدی. برو، کیوکو.

340
00:17:47,400 --> 00:17:49,150
‫ما رفتیم!

341
00:17:49,550 --> 00:17:52,040
‫اون گفت: «ما رفتیم!»

342
00:17:54,480 --> 00:17:58,910
نگران نباش. از شدت غم
.دیوونه‌ای چیزی نشدم

343
00:18:01,910 --> 00:18:05,670
‫وقتی حالم بهتر شد برمی‌گردم
‫\\h\\h\\h

344
00:18:02,270 --> 00:18:03,300
‫مامانی کجاست؟

345
00:18:03,300 --> 00:18:05,670
‫هوم؟ اون درگیر کارشه.

346
00:18:06,040 --> 00:18:09,190
‫متأسفانه همسرم نمی‌تونست کیوکو رو ببینه.

347
00:18:09,190 --> 00:18:10,660
‫بابایی!

348
00:18:11,200 --> 00:18:13,310
‫اون مرد همیشه اینجاست.

349
00:18:13,310 --> 00:18:14,680
‫خیلی آدم عجیبیه.

350
00:18:14,990 --> 00:18:16,550
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

351
00:18:16,550 --> 00:18:21,360
‫فقط اونجا نشسته،
‫کاری هم از دستمون برنمیاد.

352
00:18:21,360 --> 00:18:23,940
‫بهترین کار اینه که
‫آدمایی مثل اون رو به حال خودشون بذاریم.

353
00:18:25,580 --> 00:18:28,300
‫پارک تا چند دقیقه دیگه تعطیل می‌شه.

354
00:18:28,300 --> 00:18:30,260
‫انقدر زود شد؟

355
00:18:31,160 --> 00:18:33,510
‫خیلی خب، بریم خونه، کیوکو.

356
00:18:36,940 --> 00:18:40,200
‫آره، خسته‌ام.

357
00:18:40,200 --> 00:18:42,980
‫نمی‌دونستم روح‌ها هم خسته می‌شن.

358
00:18:42,980 --> 00:18:44,210
‫آره.

359
00:18:44,210 --> 00:18:47,710
‫کیوکو گفت خسته‌ست،

360
00:18:47,710 --> 00:18:53,460
‫ولی این خستگی‌ای نبود که مثل آدما
‫با یه خواب ساده برطرف بشه.

361
00:18:54,060 --> 00:18:55,340
‫روزها که می‌گذشت،

362
00:18:55,590 --> 00:18:57,470
‫شکل و شمایل کیوکو تغییر می‌کرد.

363
00:18:57,840 --> 00:19:00,470
‫و من فقط می‌تونستم تماشاش کنم.

364
00:19:00,850 --> 00:19:02,090
‫و...

365
00:19:03,150 --> 00:19:05,980
‫کیوکو تبدیل به یه شبح شد.

366
00:19:05,980 --> 00:19:07,340
‫بابایی.

367
00:19:08,170 --> 00:19:11,960
موجودات هوشیاری که
،با گم کردن مقصدشون تو این دنیا میمونن

368
00:19:11,960 --> 00:19:14,610
‫در نهایت به شبح تبدیل می‌شن.»

369
00:19:15,010 --> 00:19:19,680
،اونایی که بدنشون رو از دست میدن"
".باید هرچه سریعتر به سمت نیستی برن

370
00:19:19,680 --> 00:19:22,310
‫این چیزی بود که تو کتاب خودم نوشته بودم.

371
00:19:22,310 --> 00:19:26,370
‫پس چرا فکر می‌کردم دخترم
‫یه استثناست؟

372
00:19:26,770 --> 00:19:28,420
‫بابایی.

373
00:19:28,420 --> 00:19:29,880
‫پارک.

374
00:19:29,880 --> 00:19:30,790
‫کیوکو.

375
00:19:31,180 --> 00:19:33,900
‫بابایی. پارک.

376
00:19:34,750 --> 00:19:36,140
‫پارک ماجراجویی، هان؟

377
00:19:37,720 --> 00:19:43,100
‫گیشه بلیت

378
00:19:37,950 --> 00:19:39,840
‫یه بزرگسال و یه کودک، لطفاً.

379
00:19:39,840 --> 00:19:40,480
‫بسیار خب.

380
00:19:40,480 --> 00:19:43,300
‫بابایی. پارک.

381
00:19:44,240 --> 00:19:46,720
‫من همین‌جا می‌شینم.

382
00:19:46,720 --> 00:19:48,200
‫بابا.

383
00:19:49,130 --> 00:19:50,650
‫اونجا.

384
00:19:51,380 --> 00:19:53,860
‫بیا مامان رو هم ببریم اونجا.

385
00:19:57,690 --> 00:20:03,120
.بابات رو سرزنش کن. همه‌ش تقصیر منه

386
00:20:04,460 --> 00:20:08,390
‫من رو با خودت ببر. ولی...

387
00:20:11,300 --> 00:20:12,410
‫مامانت رو نه.

388
00:20:18,110 --> 00:20:19,170
‫کایا!

389
00:20:19,170 --> 00:20:21,970
‫خیلی معذرت می‌خوام. تازه راه افتاده.

390
00:20:22,410 --> 00:20:24,470
‫اذیتتون که نکرد؟

391
00:20:24,470 --> 00:20:26,760
‫اوه، اصلاً.

392
00:20:26,760 --> 00:20:28,020
‫خدا رو شکر.

393
00:20:28,020 --> 00:20:30,770
‫به اون آقا بگو بای‌بای. بای‌بای.

394
00:20:31,240 --> 00:20:32,580
‫بای‌بای.

395
00:20:33,420 --> 00:20:35,560
‫کیوکو.

396
00:20:38,280 --> 00:20:40,030
آرامگاه ‫خانواده ماب

397
00:20:50,380 --> 00:20:53,170
‫اگه کایا - ساما اونجا نبود،

398
00:20:53,580 --> 00:20:56,270
‫تمام خانواده‌ام از بین می‌رفتن.

399
00:20:56,970 --> 00:21:00,170
‫می‌فهمم چرا این‌قدر روی کایا - چان حساسی.

400
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫ولی اگه این‌قدر بهش مدیونی، این خودش
‫دلیل نمی‌شه که تعقیبش نکنی؟

401
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

402
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫پرونده راهنمایی دانش‌آموز (یادداشت‌های ‫آموزشی)

403
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫ساتو کایا

404
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫تاریخ تولد: آوریل 2020

405
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫جنسیت: زن

406
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
:هدف
(حمایت از رشد و توسعه)
‫رفتار پرانرژی و تجربه حس رضایت
تحرک فعال بدنی و تمایل به انجام
‫فعالیت‌های فیزیکی
ایجاد عادت‌ها و نگرش‌های سالم و ایمن
‫برای زندگی و رفتار مهربانانه
‫لذت بردن از مهدکودک و تجربه
‫حس رضایت از استقلال در کارها
دوستی با بقیه و تقویت روابط،
‫ساخت حس اعتماد و عاطفه با همکاری
‫پرورش عادت‌ها و نگرش‌های مطلوب
‫برای زندگی اجتماعی
راحتی در محیط جدید و شکوفایی
‫حس کنجکاوی با گشتن در طبیعت
درگیری فعال با محیط، لذت از کشف کردن
‫و به کارگیری آموخته‌ها در زندگی

407
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫ایجاد فرصت برای برنامه‌ریزی کارها،
‫همکاری با دوستان و تقویت استقلال
‫یادگیری بیان افکار با فعالیت‌های مختلف
‫و رشد همدلی در تعاملات اجتماعی
‫ارتباط با هم‌سن‌ها، یادگیری قوانین گروهی
‫و لذت بردن از فعالیت‌های مهدکودک
حرف زدن مداوم با مربی‌ها و دوست‌ها
‫برای یادگیری ابراز خود در روابط سالم
‫موقع ثبت‌نام گریه نکرد، ولی به مربی محل نداد
‫و همش دم در منتظر مامان باباش بود.
‫خیلی مضطرب بود و از چشم تو چشم شدن در می‌رفت.
‫اما مهارت‌های حرکتی‌اش عالیه، توی اریگامی
‫و تمرکز کردن حرف نداره.
‫سوادش هم از همون اول خوب بود و
‫هیراگانا و اعداد رو کامل بلد بود.

408
00:21:00,170 --> 00:21:06,680
‫کایا - ساما و خانواده‌اش

409
00:21:06,680 --> 00:21:08,950
‫می‌فهمم چی می‌گی.

410
00:21:08,950 --> 00:21:13,560
‫و تا چند سال، اصلاً نمی‌دونستم
‫حالش چطوره.

411
00:21:14,410 --> 00:21:17,830
‫اما اوضاع عوض شده.

412
00:21:18,650 --> 00:21:21,740
‫چند ماه پیش، وقتی داشتم روی کارهای
‫مربوط به مسائل ماورایی کار می‌کردم،

413
00:21:21,740 --> 00:21:24,600
‫اطلاعاتی درباره یه خونه خیلی
‫عجیب و غریب به دستم رسید.

414
00:21:24,600 --> 00:21:26,080
‫یه خونه عجیب؟

415
00:21:26,490 --> 00:21:31,210
‫بعد از کمی تحقیق، فهمیدم اونجا
‫خونه کایا - ساماست.

416
00:21:31,670 --> 00:21:32,670
‫و...

417
00:21:33,740 --> 00:21:35,940
‫یه «چیزی» هست...

418
00:21:37,190 --> 00:21:38,220
‫اون توئه.

419
00:21:38,240 --> 00:21:48,240
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

420
00:23:09,970 --> 00:23:40,000
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100

421
00:23:09,970 --> 00:23:40,000
‫کایا - چان
 ترسناک نیست

422
00:23:10,610 --> 00:23:14,560
‫توی این قسمت، یه روح توی آینه کلاس
‫سال‌اولی‌ها ظاهر شد،

423
00:23:14,870 --> 00:23:18,020
.و سعی داشت مل - سنسی رو به داخل بکشه

424
00:23:18,730 --> 00:23:23,400
به لطف کایا - چان که اون روح رو شکست داد
،اتفاق بدی نیوفتاد

425
00:23:23,760 --> 00:23:27,040
‫اما از اون روز به بعد، شخصیت
‫مل - سنسی...

426
00:23:27,040 --> 00:23:31,130
.از این رو به اون رو شد

427
00:23:31,450 --> 00:23:36,060
تا حالا شده به اطرافیانت نگاه کنی و بگی
"وای، چقدر عوض شده؟"

428
00:23:36,340 --> 00:23:39,060
‫اگه اینطوره، شاید اونا...
