WEBVTT

00:00.540 --> 00:07.500
خیابان شوتو بونکامورا (خارج از حصار)

00:10.990 --> 00:13.450
!نرو کوگیساکی-سان

00:13.780 --> 00:15.950
یادته نانامی-سان چی گفت؟

00:15.950 --> 00:19.340
...تنها دلیلی که در مورد ایری-سان سکوت کردن

00:19.340 --> 00:22.950
این بود که جلوی منو بگیرید...
همچین کله خر بازیی نکنم، درسته؟

00:23.650 --> 00:27.380
.احتمالاً واسه همینه که این آدما دیر رسیدن اینجا

00:29.590 --> 00:30.460
...اما با این حال

00:30.970 --> 00:35.590
من نمی‌تونم تنها کسی باشم که
.برمی‌گرده وقتی اون دوتا دارن می‌جنگن

00:35.590 --> 00:36.970
!ص-صبر کن

00:37.300 --> 00:38.920
!کوگیساکی-سان

00:57.950 --> 01:00.950
قسمت 43
درست و غلط، بخش 2

01:00.970 --> 01:08.970
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:11.510 --> 01:16.030
حادثه شیبویا

01:11.510 --> 01:16.030
جوجوتسو کایزن

02:38.960 --> 02:43.100
.فکر کنم باید به دگون می‌گفتم چندتا آدم دیگه واسم بزاره

02:45.430 --> 02:47.430
!با اینحال، اینم زیاده

02:50.020 --> 02:51.560
!لعنتی

02:58.990 --> 03:00.450
!خوبی تو؟

03:04.410 --> 03:05.670
!آ-آره

03:11.280 --> 03:13.040
!لعنتی

03:50.880 --> 03:52.080
!عالی

04:05.290 --> 04:07.690
.اون مراقب هر دو دستمه

04:08.090 --> 04:11.620
.پس باید گزارش اون جادوگر 7:3 رو دیده باشه

04:11.620 --> 04:13.350
.بامزه نیستی

04:22.640 --> 04:25.160
.ولی من فقط یه کپیم

04:26.530 --> 04:28.790
،هنوز می‌تونم شکل خودم رو تغییر بدم

04:29.230 --> 04:31.530
ولی نمی‌تونم انسان‌های جهش‌یافته خلق کنم

04:31.530 --> 04:34.400
.یا روح بقیه رو دستکاری کنم

04:37.880 --> 04:41.540
مرسی که به دست خودت
!خودت رو عصبی کردی

04:43.560 --> 04:45.200
،بهت گفته بودم

04:45.200 --> 04:47.170
.اون رو من کار نمی‌کنه

04:47.560 --> 04:49.040
می‌دونی دیگه، مگه نه؟

04:50.660 --> 04:54.080
،بعضی وقتا با اینکه می‌دونی فایده نداره
.باید تلاشت رو بکنی

04:54.660 --> 04:56.440
!احمقانه

05:00.680 --> 05:01.770
.واسه تو

05:03.570 --> 05:04.810
!سنجاق سر

05:05.160 --> 05:06.580
پرید پایین؟

05:06.580 --> 05:08.160
این دختره می‌خواد به چی برسه؟

05:08.160 --> 05:09.650
!اینم یکی دیگه

05:13.250 --> 05:14.440
!سنجاق سر

05:15.790 --> 05:17.880
!داره از سوزنایی که قبلاً افتاده استفاده می‌کنه

05:20.290 --> 05:22.390
از وقتی در مورد تکنیکت شنیدم

05:23.290 --> 05:26.300
.در موردش فکر کردم

05:26.300 --> 05:29.060
.شرط می‌بندم این یکی خیلی خوب روت کار کنه

05:30.420 --> 05:32.140
!تشدید

05:41.600 --> 05:43.320
!کوگیساکی؟

05:46.520 --> 05:48.130
...غیرممکنه

05:48.130 --> 05:49.820
!راه نداره

05:50.290 --> 05:56.160
!یوجی ایتادوری تنها دشمن طبیعی من نیست؟

05:59.000 --> 06:00.480
.عجیبه

06:01.080 --> 06:05.590
.احساس کردم انرژی نفرینم دورتر از اینجا منفجر شد

06:05.840 --> 06:08.690
،فشار انرژی نفرین تو هم ضعیف‌تر شده

06:08.690 --> 06:12.150
.اینکه تو می‌تونستی منو زودتر بگیری

06:12.440 --> 06:13.600
...تو

06:14.360 --> 06:17.600
یه کپیی هستی که نمی‌تونی
از تکنیکش استفاده کنه، درسته؟

06:19.150 --> 06:20.710
.درسته

06:33.400 --> 06:35.950
!عواقب تکنیکش واسه مدت طولانی باقی مونده

06:37.920 --> 06:40.920
!هنوز نمی‌تونم اونطور که باید بدنم رو تکون بدم

06:46.640 --> 06:47.670
...کوگیساکی

06:49.220 --> 06:50.210
.ممنونم

06:53.890 --> 06:56.580
.نتونستم کسی رو نجات بدم

06:56.580 --> 06:59.400
.باعث شدم تلاش همه بی‌نتیجه بمونه

07:00.560 --> 07:01.900
...حتی با این حال

07:04.340 --> 07:07.890
!تو اجازه دادی باور کنم تنها نیستم

07:08.410 --> 07:09.410
...به همین دلیل

07:10.640 --> 07:11.900
...من

07:14.920 --> 07:16.160
!می‌کشمت

07:17.530 --> 07:18.980
!همینجا و همین حالا

07:19.890 --> 07:21.880
،الان که تشدید کار می‌کنه

07:21.880 --> 07:25.090
.نباید بتونه مثل قبل سریع حمله کنه

07:25.800 --> 07:27.940
!اینجاست که نبرد واقعی شروع می‌شه

07:31.910 --> 07:33.420
...نه

07:34.440 --> 07:36.310
!الفرار

07:37.670 --> 07:38.810
!ها؟

07:38.810 --> 07:40.310
!وایسا

07:41.140 --> 07:44.060
،می‌تونم ولش کنم و مستقیم برم طبقه بی5

07:44.060 --> 07:46.230
،ولی اگه بزارم اون همینطوری فرار کنه

07:46.230 --> 07:48.060
.فقط باعث می‌شه بعداً باز باعث دردسر بشه

07:55.960 --> 07:56.910
!زیرزمین؟

07:57.570 --> 07:58.790
!خیلیم عالی

07:58.790 --> 08:01.980
!دخلشو میارم و بعد مستقیم می‌رم طبقه بی5

08:08.080 --> 08:10.080
!تیکه تیکه شد؟

08:10.080 --> 08:11.420
کدومشونه؟

08:12.110 --> 08:17.600
!یکیشون باید قسمت اصلی روحش رو داشته باشه تا خردش کنم

08:21.110 --> 08:23.100
!گول خوردی

08:23.100 --> 08:25.110
!لعنتی! گول انرژِ نفرینش رو خوردم

08:33.890 --> 08:35.430
!دوتا ماهیتو هستش؟

08:36.110 --> 08:39.180
!یه کپی داشت که جداگونه عمل می‌کرد؟

08:39.180 --> 08:41.860
!پس نقشه‌اش اینه ترکیب بشه و خودشو بازیابی کنه

08:58.030 --> 08:59.230
!ایتادوری

09:01.540 --> 09:05.720
!فرار کن! کوگیساکی

09:13.330 --> 09:15.000
!زدم به هدف

09:16.920 --> 09:18.160
!سیک کن

09:19.120 --> 09:20.280
!کوگیساکی

09:22.260 --> 09:23.600
. . .خب

09:23.600 --> 09:28.350
نتونستم به طور کامل
. . .کار جادوگر 7:3 رو با یه ضربه بسازم

09:30.050 --> 09:31.470
ولی اون چطور؟

09:42.560 --> 09:46.060
سال 2009

09:52.790 --> 09:55.560
!بمیر، پلشت

09:57.300 --> 09:59.200
.خیلی نوبی نوبارا - چان

09:59.200 --> 10:01.640
.باید یه کاری کنن نتونن خودشون رو هیل کنن

10:03.320 --> 10:05.320
. . .اون موقع

10:05.640 --> 10:07.330
!موفق باشی

10:07.590 --> 10:11.340
،فکر میکردم همه افراد روستا خل بودن

10:11.730 --> 10:16.300
.و فکر میکردم عاقلشون منم

10:20.340 --> 10:23.000
جوجوتسو کایزن

10:25.970 --> 10:28.010
جوجوتسو کایزن

10:38.030 --> 10:40.440
.میدونی که تا کلاس ششم فقط اونو داری

10:40.440 --> 10:41.950
مطمئنی؟

10:41.950 --> 10:42.930
!هوم

10:43.530 --> 10:46.100
،میدونم مامانم منظورش چیه

10:46.100 --> 10:49.040
.ولی با اینحال آبیه رو انتخاب کردم

10:49.410 --> 10:53.320
همزمان با شروع کلاس اول
.به این روستا مهاجرت کردیم

10:54.380 --> 10:57.450
،یکمی خونواده‌م از معایب حاشیه نشینی نگران بودن

10:57.450 --> 11:01.000
.ولی من دوست نداشتم از دوستام جدا شم

11:03.300 --> 11:05.490
.کل مدرسه نوزده‌تا دانش آموز بیشتر نداشت

11:05.970 --> 11:07.660
.نه فقط یه کلاسا

11:08.400 --> 11:11.230
.همه یا کوله مشکی داشتن یا قرمز

11:11.720 --> 11:14.400
،جفت رنگ‌ها رو دوست داشتم

11:15.060 --> 11:18.070
.ولی انگار همه از آبی بدشون میومد

11:17.840 --> 11:21.090
جدول وظایف تمیزکاری
!مدرسه ما، خانه ما

11:57.470 --> 11:58.240
هه؟

12:01.030 --> 12:03.140
.مـ...ممنونم

12:06.130 --> 12:07.120
،میگم

12:07.120 --> 12:10.160
!بیا کیف‌هامون رو عوض کنیم، فومی

12:11.850 --> 12:12.870
هه؟

12:13.130 --> 12:15.200
!بیا عوضشون کنیم

12:16.280 --> 12:17.630
عــ...هه؟

12:28.970 --> 12:31.790
!من خود خدام

12:32.320 --> 12:34.490
!هوی! کوگیساکی

12:34.490 --> 12:35.400
!ای داد

12:35.400 --> 12:38.670
کوگیساکی! بازم تو؟

12:38.670 --> 12:40.660
!ببند، پیری

12:40.660 --> 12:43.160
!میتونی بیا منُ بگیر

12:44.730 --> 12:48.400
قبل از اینکه روز تموم شه
.کوله‌ام برگشت پیش خودم

12:48.400 --> 12:51.220
.از هرچی کوله‌ست متنفرم

12:51.490 --> 12:52.620
هه؟

12:53.190 --> 12:56.620
بعد از اون روز، نوبارا - چان همش میومد خونه‌مون

12:56.620 --> 12:59.240
.و با بابام بازی میکرد

12:59.900 --> 13:02.270
.توی حملات هوایی بهتر شدی

13:03.690 --> 13:07.010
.نوبارا - چان از باقیه روستایی‌ها متنفر بود

13:07.840 --> 13:10.430
انقدر روستامون کوچیکه

13:10.810 --> 13:14.940
.که سخت میشه غریبه موند تا آشنا

13:17.000 --> 13:20.800
«با خودم گفتم، «مگه چیز خوبی نیست؟

13:22.360 --> 13:24.840
همین که پیرزن همسایه برامون
برنج قرمز آورد

13:24.840 --> 13:27.440
،تا اولین پریودیم رو تبریک بگه

13:27.680 --> 13:32.560
متوجه اون جَو خوفناکی که
.نوبارا - چان منظورش بود شدم

13:36.040 --> 13:37.110
!فومی

13:38.380 --> 13:40.440
!یه پایگاه سری پیدا کردم

13:45.800 --> 13:49.130
گاهاً، نوبارا - چان یه چیزایی میگفت
،که از یه بچه توقع نمیرفت

13:49.130 --> 13:51.390
.ولی یهویی هم از این حرفا میزد

13:52.090 --> 13:54.840
!از امروز اینجا زندگی میکنیم

13:54.840 --> 13:59.240
بهش که فکر میکنم، احتمالاً اونا
.چیزایی بودن که از کس دیگه‌ای یاد گرفته بود

13:59.240 --> 14:01.360
.مثلا مامانش، شاید

14:05.320 --> 14:06.450
!اینجاست

14:08.340 --> 14:11.450
مخفیگاهی که نوبارا - چان ازش میگفت
.خونه یکی دیگه از آب در اومد

14:11.450 --> 14:13.370
!یوهـــــــــــو

14:13.370 --> 14:15.800
.آهـ...ها، واقعاً‌ اومدید

14:17.090 --> 14:19.730
خوش اومدید، بیرون سرده، نه؟

14:22.040 --> 14:24.620
،اسم خانومه سائوری - چان بود

14:24.620 --> 14:27.520
و درست بعد از من به روستا
.نقل مکان کرده بود

14:34.240 --> 14:37.040
،همیشه سر زده میرفتیم پیشش

14:37.040 --> 14:40.090
اونم همیشه بدون نشانی
.از نارضایتی ازمون پذیرایی میکرد

14:41.010 --> 14:44.840
،حالا که بهش فکر میکنم
.سائوری - چان همیشه خونه بود

14:45.810 --> 14:49.230
بعد از ملاقات سائوری - چان
.نوبارا - چان هم دگرگون شد

14:49.230 --> 14:52.520
!اوه، آره! چرا که نه

14:52.520 --> 14:54.440
.شبیه ماتسوکو - سان شدی

14:54.950 --> 14:57.920
!فومی، میذاری با موهات، بافتن رو تمرین کنم

14:58.410 --> 14:59.920
دوباره؟

15:01.220 --> 15:03.400
،با لطافت بیشتری حرف میزد

15:03.400 --> 15:08.010
.و اینطور بود که انگار بی غل و غش‌تر شده بود

15:10.170 --> 15:12.080
،هر دو مهاجر بودیم

15:12.080 --> 15:15.590
ولی بین من و سائوری - چان
.همه چیز فرق میکرد

15:19.620 --> 15:21.360
،مدتی بعد

15:21.360 --> 15:24.240
شرایط توی خونه سائوری - چان
.شروع به عجیب شدن کرد

15:26.220 --> 15:28.200
،پر از آشغال و گرافیتی بود

15:28.200 --> 15:31.050
برفی که معلوم بود توسط شخص
.دیگه‌ای روبه‌روی خونه‌ش ریخته شده

15:31.520 --> 15:35.060
.مأمن امنش دیگه حس هولناکی میداد

15:44.470 --> 15:46.970
،خیلی نگذشته بود که

15:48.740 --> 15:50.680
.سائوری - چان از اونجا رفت

15:52.040 --> 15:54.920
،رفتنش رو با نوبارا - چان دیدیم

15:54.920 --> 16:01.440
ولی یادم نمیاد اون موقع هوا چطور بود
.یا اینکه بقیه چی میگفتن

16:02.720 --> 16:09.070
تنها یادمه که نوبارا - چان مثِ
.ابر بهاری گریه میکرد

16:10.680 --> 16:12.570
،فهمیدم اونم میتونه غصه بخوره

16:12.920 --> 16:17.680
و شوکی که اون بهم وارد کرد
.باعث شد نتونم کار دیگه‌ای کنم

16:25.710 --> 16:27.560
،از ژوئن امسال

16:28.840 --> 16:32.450
قرار بود نوبارا - چان
.دبیرستان رو در توکیو شروع کنه

16:37.240 --> 16:41.660
،سر این تصمیم با مادر بزرگش دعواش شد
.و همین هم باعث تاخیرش شد

16:42.480 --> 16:45.790
!خب! کلاه‌ام هم بیوفته نمیام اینجا

16:45.790 --> 16:48.980
پَ تو هم یه کاری کن که
!هرچی سریع‌تر از این خراب شده بزنی بیرون، فومی

16:50.970 --> 16:51.940
.باشه

16:52.920 --> 16:58.260
فکر این که، «یعنی نمیخواد
،به خاطر من گریه که.» به ذهنم خطور کرد

16:58.260 --> 17:00.430
.و نذاشت که کلام از کلام باز کنم

17:01.440 --> 17:05.430
از اون روز به بعد دیگه
.از سائوری - چان حرفی نزدیم

17:09.030 --> 17:10.090
.فومی

17:11.300 --> 17:13.640
بیا یه کاری کنیم بار بعد که هم رو
.میبینیم هر سه‌تامون کنار هم باشیم

17:38.240 --> 17:39.150
!باشه

17:56.260 --> 17:59.240
سائوری، چرا یکم استراحت نمیکنی؟

18:02.720 --> 18:05.950
. . .نمیشه. مدارک باید تا فردا آماده بشن

18:05.950 --> 18:08.460
یا نکنه مهلتش تا دیروز بود؟

18:09.240 --> 18:11.280
.تا امروز صبح وقت هست

18:24.880 --> 18:27.980
.آیـــــــــــ، چه جوشی زدم

18:27.980 --> 18:30.920
شیبویا توی بحرانه. تروریستیه، فک کنم؟

18:32.850 --> 18:36.440
سنپای، تا حالا شده بخوای ازدواج کنی؟

18:36.440 --> 18:39.590
هه؟ اینُ دیگه از کجات آوردی؟

18:40.090 --> 18:44.320
خب، داشتم فکر میکردم که قرار
.نبود همه چی اینطوری شه

18:45.410 --> 18:48.380
حول و حوش دوم راهنمایی
.به روستا نقل مکان کردم

18:48.380 --> 18:49.450
بخاطر خانواده؟

18:49.450 --> 18:54.240
نه، مامانم از اون احمقای
.عشق اوگانیک و فضای روحانی‌ طوری بود

18:54.240 --> 18:56.390
.گرفتم چی میگی

18:58.560 --> 19:01.360
. . .اونجا که بودم، با دوتا دختر آشنا شدم

19:01.360 --> 19:07.080
،هفت سال کوچیک‌تر بودن، فک کنم، و یکی‌شون
.نوبارا - چان، خیلی باهام جور بود

19:09.410 --> 19:11.680
،منم بچه بودم

19:11.680 --> 19:14.840
فک میکردم نوبارا - چان کیوت‌تری
،بچه‌ایه که تاحالا دیدم

19:14.840 --> 19:18.010
و به خودم قبولوندم که باید
.مثِ آبجی بزرگه‌ش باشم، شاید که ازم خوشش بیاد

19:23.400 --> 19:26.000
.براشون چایی سِرو میکردم

19:27.170 --> 19:29.360
!اونم به کلاس اولیا

19:30.410 --> 19:31.680
.چه کار قشنگی

19:35.480 --> 19:38.780
.ولی، هیچی وقت شماره‌م رو بهشون ندادم

19:39.610 --> 19:42.440
میترسیدم به مرور زمان از
،هم فاصله بگیریم

19:44.550 --> 19:48.530
و همین که داشتم از روستا
.میرفتم مثِ ابر بهاری گریه میکرد

19:49.840 --> 19:50.900
. . .گرچه

19:51.280 --> 19:55.940
یعنی از این که الان منُ تو
!این وضع ببینه ناامید میشه

20:00.250 --> 20:02.560
.امیدوارم حالش خوب باشه

20:03.300 --> 20:05.970
.موندم الان کجاست و داره چیکار میکنه

20:13.580 --> 20:17.720
.«همه توی روستا دیوونه‌ بودن»

20:18.400 --> 20:20.320
.اون افکار هیچ وقت درست نبودن

20:20.830 --> 20:23.940
،ولی هرچی دیوونه‌تر سر و صداشون بیشتر

20:23.940 --> 20:26.890
و یه کاری میکردن انگار فقط خودشونن

20:26.890 --> 20:30.320
.تا بتونن رو سر زندگیه بقیه مردم خراب شن

20:38.160 --> 20:41.360
.با اینحال فکر نمیکنم که همه‌اش همین بود

21:03.800 --> 21:05.400
.شرمنده،‌ فومی

21:09.670 --> 21:12.520
.نتوستم رو قولم بمونم

21:19.080 --> 21:20.580
.ایتادوری

21:20.580 --> 21:22.290
:از طرف من به همه بگو

21:24.970 --> 21:26.570
!زندگی اونقدرا هم بد نبود

21:52.720 --> 21:53.960
کوگیساکی؟

21:53.980 --> 22:07.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:25.480 --> 23:28.010
،همین که پام رو توی ایستگاه توکیو گذاشتم

23:28.010 --> 23:32.360
یکم خورد تو ذوقم چون
.انگار داشتم از اگزوز خاور تنفس میکردم

23:32.360 --> 23:34.800
.ولی دیگه اذیتم میکنه

23:34.930 --> 23:39.930
قسمت بعد

23:34.930 --> 23:39.930
درست و غلط، بخش سوم

23:36.870 --> 23:39.550
.به نظر، زندگی پر از فراز  و نشیبه
