WEBVTT

00:34.840 --> 00:36.850
!خیلی تعدادشون زیاده

00:37.350 --> 00:39.120
!اصلاً نمی‌تونم اون‌ها رو نادیده بگیرم

00:39.120 --> 00:41.460
!ولی زمان کافی برای نجات دادن همه‌شون هم ندارم

00:41.460 --> 00:43.400
حالا باید چی کار کنم!؟

00:43.400 --> 00:47.070
!ایستگاه... و گوجو سنسی... اونجا قرار دارن

00:47.070 --> 00:48.140
!خاویار

00:48.140 --> 00:49.360
!این طریقه‌ی صحبت کردن

00:50.830 --> 00:52.160
!اینوماکی سنپای

00:52.160 --> 00:52.940
!سالمون

00:52.940 --> 00:53.770
!خواهش می‌کنم کمک کنین

00:53.770 --> 00:55.000
.سالمون، سالمون

01:03.950 --> 01:06.950
قسمت 37
مقیاس سرخ

01:03.980 --> 01:05.430
!تکون نخورین

01:05.450 --> 01:15.450
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:17.510 --> 01:22.020
جوجوتسو کایسن(نبرد جادویی)

01:17.510 --> 01:22.020
حادثه‌ی شیبویا

02:40.010 --> 02:42.510
ساعت 22:10  ایستگاه شیبویا، قسمت ورودی

02:49.520 --> 02:53.020
منطقه‌ی خطر

03:05.530 --> 03:08.540
باجه‌ی بلیط

03:08.540 --> 03:11.420
خودکار

03:30.680 --> 03:32.320
!ایتادوری یوجی

03:32.640 --> 03:34.320
!قاتل برادرانم

03:37.810 --> 03:38.820
!همسانی

03:37.820 --> 03:38.820
همسانی

03:40.300 --> 03:43.200
.قابلیت دستکاری کردن خون: همسانی

03:43.950 --> 03:48.450
.مهارتی خراق‌العاده به منظور افزایش سطح فشار خون برای فشرده کردن تا اونجایی که می‌شه

03:50.450 --> 03:52.920
...خونی که به وسیله‌ی قابلیت همسانی فشرده شده

03:52.920 --> 03:55.100
.با کوچیک‌ترین حرکت آزاد می‌شه...

03:55.100 --> 03:59.600
...و سرعت اولیه‌ی این خون فشرده با انرژی نفرین افزایش پیدا کرده

03:59.600 --> 04:01.560
.که از سرعت انشار صوت بسیار بیش‌تر است...

04:02.340 --> 04:06.430
...و این هنر مخفی دستکاری کردن خون به نام

04:08.180 --> 04:09.430
انتقال خون

04:08.180 --> 04:09.440
.انتقال خون

04:23.240 --> 04:25.090
یک ضربه‌ی دوگانه؟

04:25.090 --> 04:26.770
.چه تکنیک عجیبی هست

04:42.740 --> 04:43.760
...سوالی هست

04:44.790 --> 04:46.780
.که باید ازت بپرسم...

04:47.760 --> 04:51.400
برادران کوچیک‌ترم توی لحظات آخرشون حرفی یا چیزی زدن؟

04:51.820 --> 04:52.890
برادرات؟

04:52.890 --> 04:53.820
.گندش بزنن

04:54.150 --> 04:57.150
.دارم راجب اون دوتایی صحبت می‌کنم که تو کشتی‌شون

04:59.650 --> 05:01.830
.نه، چیزی نگفتن

05:03.150 --> 05:04.320
...اما

05:06.710 --> 05:07.740
.خیلی گریه کردن

05:11.750 --> 05:12.740
!اِسو

05:12.970 --> 05:14.170
!کِچیزو

05:17.740 --> 05:19.090
...خوب به من نگاه کنین

05:19.480 --> 05:25.010
!این برادر بزرگ‌تر شماست...

06:42.810 --> 06:44.560
...گندش بزنن

06:45.540 --> 06:48.140
.دوباره ازم فاصله گرفت

06:48.620 --> 06:50.860
.پرتوی خونی که شلیک می‌کنه بسیار بالاست

06:50.860 --> 06:52.640
.به احتمال 50 50 بتونم ازش جاخالی بدم

06:52.640 --> 06:55.400
...اگه تمرکزم رو از دست بدم و اون بهم برخورد کنه

06:55.890 --> 06:57.440
.می‌میرم...

06:59.990 --> 07:01.890
...پس حداقل باید

07:07.930 --> 07:11.910
.مشخص کنم که چه زمانی به سمت من پرتابش می‌کنه...

07:11.910 --> 07:14.100
.داره من رو فریب میده

07:14.100 --> 07:15.520
.خیلی‌خب، باشه

07:35.430 --> 07:36.920
!می‌دونستم

07:36.920 --> 07:39.730
.اون حمله فقط توی پرتاب اول از قدرت بالایی برخورداره

07:39.730 --> 07:41.950
!همین که ازش جاخالی بدم، می‌تونم فشارش رو کاهش بدم

07:43.520 --> 07:45.190
ابراختر

07:44.690 --> 07:45.190
ابراختر

08:17.130 --> 08:18.000
.گندش بزنن

08:18.540 --> 08:20.090
.عجله کردم

08:21.530 --> 08:23.870
.به اندازه‌ی کافی فشرده نشده بود

08:26.140 --> 08:28.640
...گندش بزنن! اون حروم‌زاده

08:31.650 --> 08:32.970
!خیلی قدرتمنده

08:32.970 --> 08:33.960
!هی

08:34.880 --> 08:37.650
هی! اوضاع از چه قراره؟

08:37.650 --> 08:39.800
...مکامارو! تو توی این مدت کجا بود

08:39.800 --> 08:40.660
.انرژی ذخیره می‌کردم

08:40.660 --> 08:42.780
.هنوز کلی کار هست که باید انجام بدم

08:42.780 --> 08:45.380
چوسو! قابلیت دستکاری خون، که این‌طور؟

08:45.380 --> 08:46.180
تو راجب اون می‌دونی؟

08:46.180 --> 08:48.050
.اون هم مثل کامو از یک انرژی نفرین استفاده می‌کنه

08:49.740 --> 08:51.620
همون پسر سال سومی چشم نازک، فهمیدم؟

08:51.620 --> 08:52.900
...پس به عبارت دیگه

08:52.900 --> 08:54.600
.من نقطه ضعفش رو می‌شناسم

08:54.600 --> 08:55.300
!گندش بزنن

08:55.300 --> 09:00.840
.دستکاری کردن خون یک تکنیک موروثی ارزشمند قبیله‌ی کامو هست

09:00.840 --> 09:04.250
...به این دلیل که به خاطر قابلیت همسانی سطح فشار خون رو بالا می‌برن

09:04.250 --> 09:08.040
...و به وسیله‌ی «انتقال خون» و «شمشیر خون» اون رو آزادسازی می‌کنن...

09:08.040 --> 09:11.320
.و به خاطر همین تعادل فوق‌العاده، در حرکات دور-برد و نزدیک و میانی خوب عمل می‌کنن...

09:11.780 --> 09:14.220
.از اون‌جایی که چوسو خون‌ریزی نمی‌کنه، پس هیچ نقطه فراری ازش نیست

09:14.220 --> 09:15.820
...به خاطر این اطلاعات ارزشمند

09:17.320 --> 09:20.660
.من نمی‌دونم نقطه ضعفش چیه، ولی یک فکری دارم

09:20.660 --> 09:22.120
خب چی هست؟

09:22.120 --> 09:24.010
.اول از همه، وارد اون دستشویی شو

09:24.010 --> 09:25.640
دستشویی!؟ آخه برای چی!؟

09:25.640 --> 09:27.670
.بعداً بهت توضیح میدم

09:27.670 --> 09:29.930
.به احتمال 10 درصد موفق بشیم

09:29.930 --> 09:32.680
.شرمنده، اما اگه این کار نتیجه نداد، خودت رو برای مرگ آماده کن

09:32.680 --> 09:33.870
.اصلاً منصفانه نیست

09:33.870 --> 09:36.540
.در این صورت، همین‌جا بشین و آماده مرگ شو

09:45.730 --> 09:47.310
.احمق

09:47.310 --> 09:50.480
.تنها راه رسیدن به دستشویی آسانسور هست

09:50.480 --> 09:53.490
.مهم نیست به کجا فرار کنی، مثل موش توی دام می‌افتی

09:57.570 --> 09:59.020
این صدای چی هست؟

09:59.780 --> 10:02.380
.این پسر برادرانم رو شکست داده

10:02.380 --> 10:04.550
.اون دوتا از چنین آدم احمقی شکست نمی‌خورن

10:04.960 --> 10:08.300
.البته یک صدای دیگه هم شنیدم که ناگهانی پیداش شد

10:09.520 --> 10:12.160
.پس حتماً باید یک نقشه‌ای کشیده باشن

10:12.160 --> 10:13.310
.نباید دفاع خودم رو پایین بیارم

10:13.310 --> 10:14.500
چی شده؟

10:14.500 --> 10:16.040
نمی‌خوای بیای؟

10:16.910 --> 10:19.000
ترسیدی، درسته؟

10:19.000 --> 10:21.240
.درست مثل برادرات ترسیدی

10:22.310 --> 10:23.770
!می‌کشمت

10:26.430 --> 10:29.020
جوجوتسو کایسن(نبرد جادویی)

10:30.280 --> 10:32.400
.تو واقعاً شبیه همون‌ها هستی

10:36.480 --> 10:39.490
.هر سه نفر شما تا این اندازه به هم‌دیگه اهمیت می‌دادین

10:39.490 --> 10:41.610
.برای همین حریفان خامی هستین

10:48.760 --> 10:50.830
.تا اینجا که خوب پیش رفته

10:50.830 --> 10:52.250
...الان فقط همه چیز به شانس بستگی داره

10:52.250 --> 10:53.540
!ایتادوری یوجی...

11:05.830 --> 11:07.660
.بد شد

11:08.730 --> 11:11.190
.این آخرین شانست بود

11:11.190 --> 11:14.270
!تو دیگه هیچ راهی برای فرار نداری

11:20.280 --> 11:22.600
همسانی غیرفعال شد!؟

11:23.710 --> 11:27.330
...برای اینکه قابلیت تکنیک دستکاری کردن خون رو از بین برد

11:27.330 --> 11:31.280
.فقط لازمه که کاری انجام داد که کاربر از خاصیت انعقاد خون استفاده نکنه...

11:31.960 --> 11:37.290
.به همین خاطر، خون چوسو راحت‌تر از خون بقیه در آب حل می‌شه

11:37.570 --> 11:40.960
...علاوه بر این، وقتی در معرض آب قرار می‌گیره

11:40.960 --> 11:46.410
فشار اسمزی باعث می‌شه گلبول‌های قرمز خون منبسط شده...
.و دیواره‌ی سلولی آن آسیب ببینه

11:47.370 --> 11:53.840
...و به همین خاطر باعث شد که نتونه از ظرفیت 45% خون استفاده کنه

11:53.840 --> 11:56.310
.و همین باعث شکسته شدن همسانی شد...

11:57.160 --> 11:59.760
.مکامارو هدف درستی داشت

12:00.190 --> 12:02.160
...در این شرایط

12:02.160 --> 12:06.710
.برای چوسو غیرممکن بود که خارج از بدنش از قابلیت دستکاری خون استفاده کنه...

12:12.800 --> 12:16.770
مقیاس سرخ-انباشته شدن

12:16.770 --> 12:19.580
...چوسو به اندازه‌ی کافی تجربه‌ی مبارزه نداشته

12:19.580 --> 12:22.840
.برای همین نمی‌دونست که چه اتفاقی داره براش می‌افته...

12:23.290 --> 12:25.460
...اون به سختی واقعیت رو پذیرفت

12:25.460 --> 12:28.880
.و قابلیت دستکاری کردن خون رو در بدنش به گردش درآورد...

12:30.210 --> 12:32.280
.اصلاً متوجه دلیلش نمی‌شم

12:32.280 --> 12:35.040
.و فرصت این رو هم نداشتم که دلیلش رو بپرسم

12:35.040 --> 12:37.860
.اما... الان متوجه یک چیز هستم

12:38.400 --> 12:40.620
!من اون رو به سمت خودم کشیدم

13:49.300 --> 13:50.520
!می‌تونم برنده بشم

13:52.390 --> 13:57.090
...چوسو مدام با انرژی نفرین شده لخته‌ی خونش رو تقویت می‌کرد

13:57.090 --> 14:00.750
...تا از قرار گرفتن و حل شدن اون در آب بتونه جلوگیری کنه...

14:00.750 --> 14:03.960
...و به همین خاطر توده‌ی خون رو تا حدالمکان فشرده می‌کرد...

14:05.820 --> 14:08.620
...برای همین وقتی ایتادوری یوجی فکر می‌کرد پیروز شده...

14:08.620 --> 14:10.370
.سینه‌ش رو سوراخ کرد...

14:11.320 --> 14:15.320
...دستکاری خون : خون شهاب‌سنگی

14:15.320 --> 14:18.360
!گند زدم! فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونه از قابلیتش استفاده کنه

14:18.920 --> 14:21.040
الان چی؟ به کجا باید ضربه بزنم؟

14:21.330 --> 14:24.320
!این اصلاً شبیه اون اتفاقی نیست که یک سوراخ توی سینه‌م به وجود اومد

14:24.320 --> 14:26.920
!اون چیزی رو نابود کرد که نباید نابود می‌شد

14:27.340 --> 14:28.480
...من قراره شکست بخورم

14:29.000 --> 14:29.930
!و بمیرم...

14:36.360 --> 14:39.850
.متوجه نقشم شدم

14:39.850 --> 14:42.680
...فوشیگورو، کوگی‌ساکی

14:42.680 --> 14:46.200
...سال بالایی‌هام، و بقیه...

14:46.200 --> 14:49.620
.همه برای گوجو سنسی اینجا اومدن و از جون‌ـِشون گذشتن...

14:49.620 --> 14:53.120
.برای همین اگه بمیرم، حتماً کار این آدم رو تموم می‌کنم

14:53.490 --> 14:58.080
.هیچ اشکالی نداره من اون کسی نباشم که گوجو سنسی رو نجات میده

14:59.280 --> 15:00.960
.سه ضربه

15:00.960 --> 15:03.110
...فقط با سه ضربه

15:03.110 --> 15:05.290
.بدون احتساب اون ضربه‌هایی که جلوگیری کردم...

15:05.760 --> 15:09.800
...اون ضربه‌های ایتادوری تا این اندازه به من صدمه وارد کرده

15:10.660 --> 15:12.790
.تنها نقطه قوت من شهاب‌سنگ خون بود...

15:12.790 --> 15:15.600
.برای همین به اندازه کافی سرعت و تاثیر خون رسانی رو نداره...

15:15.600 --> 15:20.310
.اگه غافلگیرش نمی‌کردم، نمی‌تونستم الان شکستش بدم

15:20.920 --> 15:23.170
...در حالت عادی، جادوگرانی که قابلیت دستکاری کردن خون دارن

15:23.170 --> 15:26.400
.هرگز نمی‌تونن از قابلیت خون شهاب‌سنگ به این شکل که اون استفاده کرد استفاده کنن...

15:26.400 --> 15:29.540
...حتی شمشیر خون تنها خون‌های بیرونی رو مستحکم می‌کنه

15:29.540 --> 15:33.240
.و خون رو با سرعت بالا به گردش در میاره تا کشندگی رو بالا ببره...

15:33.240 --> 15:36.040
...حتی جادوگرانی که از قابلیت دستکاری کردن خون استفاده می‌کنن نمی‌تونن

15:36.040 --> 15:39.080
.در آن واحد به این شکل دقت و تمرکز خودشون رو در تمام رگ‌های خونی گسترش بدن...

15:39.080 --> 15:41.880
...به همین خاطر وقتی خون خود را به شدت منعقد می‌کنن

15:41.880 --> 15:46.090
.همراه خطر «ترومبوز شدن خود جوش» را به جون می‌خرن...

15:46.490 --> 15:47.490
.بیا جلو

15:48.480 --> 15:55.850
.با این حال، چوسو متوجه شد که خطر ناشی از ایتادوری یوجی از این خیلی بیش‌تر هست

16:21.800 --> 16:22.410
!خیلی قدرتمنده

16:32.360 --> 16:33.600
دندان!؟

16:37.230 --> 16:39.030
اون تظاهر کرد!؟

17:47.590 --> 17:48.590
!هنوز نه

17:52.090 --> 17:55.080
.من از همون ابتدا از مشت چپم استفاده نکردم

17:56.540 --> 17:59.350
.احتمالاً داره پیش خودش فکر می‌کنه که نمی‌تونم ازش استفاده کنم

17:59.720 --> 18:02.810
...برای همین با مشت راستم حواسش رو پرت می‌کنم

18:06.220 --> 18:07.390
!و بعد ضربه می‌زنم...

18:11.450 --> 18:14.440
این چی بود که من الان احساس کردم؟

18:30.750 --> 18:32.210
.متاسفم

18:47.880 --> 18:50.830
.هنوز نفس می‌کشه

19:00.990 --> 19:02.750
...الان دیگه

19:03.490 --> 19:06.010
!به برادرانم در زندگی پس از مرگ ملحق می‌شی...

19:10.300 --> 19:12.270
.مسخره‌ـست

19:12.270 --> 19:15.880
.از این بدتر نمی‌شد که این‌جوری شکست بخوری

20:02.330 --> 20:04.200
چی شد؟

20:10.060 --> 20:11.080
...در آن لحظه

20:11.080 --> 20:13.940
.خاطرات به درون ذهن چوسو هجوم برد...

20:13.940 --> 20:16.940
خاطراتی
که
وجود
ندارد

20:13.940 --> 20:17.020
.خاطراتی که وجود ندارد...

21:02.770 --> 21:03.760
!هی

21:04.480 --> 21:05.990
!داداشی، بیا توئم بخور

21:18.000 --> 21:21.410
...چه اتفاقی افتاد؟ تو

21:40.340 --> 22:00.340
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:22.420 --> 23:23.320
.اونجاست

23:31.240 --> 23:33.600
زنده‌ـست، درسته؟

23:33.600 --> 23:34.480
.اوهوم

23:35.780 --> 23:38.320
.پس، باید شروع کنیم

23:40.840 --> 23:42.240
دو-شنبه؟

23:42.240 --> 23:43.250
.دوشنبه

23:43.250 --> 23:44.200
!سه‌شنبه

23:44.200 --> 23:45.200
!همم، همم

23:45.200 --> 23:46.640
چاروشنبه؟

23:46.640 --> 23:47.330
.چهارشنبه درسته

23:47.330 --> 23:48.680
!مسخره‌م نکن

23:48.680 --> 23:49.890
.قسمت بعد: نوسانات

23:48.780 --> 23:56.660
قسمت بعد
نوسانات

23:49.890 --> 23:52.130
آخه کی گفته این درس‌های مسخره‌ رو بخونیم!؟

23:52.130 --> 23:54.620
.احمق جان، هرکسی از تو باهوش‌تره
