1
00:00:01,463 --> 00:00:03,000
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,754 --> 00:00:06,900
‫ویلترومایت‌ها همیشه‬
‫تهدیدی برای زمین هستن.

3
00:00:06,924 --> 00:00:08,568
‫کی راه میفتیم؟‬

4
00:00:08,592 --> 00:00:10,987
‫آندرسا یه اشتباه بود.‬

5
00:00:11,011 --> 00:00:12,572
‫من تو رو دوست دارم.

6
00:00:12,596 --> 00:00:13,865
‫نه اون رو.‬

7
00:00:13,889 --> 00:00:15,534
‫کون لقت.

8
00:00:15,558 --> 00:00:17,160
‫دیروز چی می‌خواستی بهم بگی؟‬

9
00:00:17,184 --> 00:00:18,495
‫هیچی نبود.‬

10
00:00:18,519 --> 00:00:19,746
‫اون باید برگرده.‬

11
00:00:19,770 --> 00:00:22,124
‫تو حق نداری بهم بگی چیکار کنم.‬

12
00:00:22,148 --> 00:00:24,775
‫<i>پل رو مسدود و‬
‫پروتکل جداسازی رو شروع کنید.</i>‬

13
00:00:26,569 --> 00:00:29,321
‫<i>- مارک کجاست؟‬
‫- نـ... نمی‌دونم.</i>‬

14
00:00:32,825 --> 00:00:35,887
‫دیگه رنگِ نفس کشیدن رو نمی‌بینی!‬

15
00:00:35,911 --> 00:00:38,515
‫<i>شما دوتا برید یه جای امن.‬
‫نمی‌تونید توی این جنگ برنده بشید.</i>‬

16
00:00:38,539 --> 00:00:40,225
‫<i>همه‌ جا رو بگردید! </i>‬

17
00:00:40,249 --> 00:00:41,560
‫<i>حق با تو بود.</i>‬

18
00:00:41,584 --> 00:00:42,978
‫کاملاً جواب داد.‬

19
00:00:43,002 --> 00:00:44,646
‫ما اونجا ولشون کردیم.‬

20
00:00:44,670 --> 00:00:45,880
‫<i>وقتش رسیده.</i>‬

21
00:00:49,800 --> 00:00:53,321
‫<i>وقتِ جنگ رسیده.</i>‬

22
00:00:53,345 --> 00:00:56,366
‫ما، ائتلافِ سیارات،‬

23
00:00:56,390 --> 00:00:58,994
‫هیچ‌وقت تا این حد متحد،‬

24
00:00:59,018 --> 00:01:02,497
‫مصمم و آماده نبودیم.‬

25
00:01:02,521 --> 00:01:06,001
‫و ویلتروم هیچ‌وقت تا این حد ضعیف نبوده.‬

26
00:01:06,025 --> 00:01:10,630
‫پنجاه تا ویلترومایت پشتِ‬
‫ارتش‌های تسخیرشده‌شون قایم شدن،‬

27
00:01:10,654 --> 00:01:15,677
‫در حالی که میلیون‌ها نفر از ما‬
‫با هم علیه‌شون قیام می‌کنیم.‬

28
00:01:15,701 --> 00:01:18,847
‫فکر میکنن ائتلافشون قویه،‬

29
00:01:18,871 --> 00:01:21,725
‫اما در برابرِ قدرت، فداکاری و انتقامِ ما،‬

30
00:01:21,749 --> 00:01:26,229
‫از هم می‌پاشن.‬

31
00:01:26,253 --> 00:01:29,900
‫اونا فکر می‌کنن با ما برابرن،‬

32
00:01:29,924 --> 00:01:33,779
‫اما حتی به گردِ پای ما هم نمیرسن.‬

33
00:01:33,803 --> 00:01:36,490
‫ما به بی‌رحمی‌شون پایان میدیم.‬

34
00:01:36,514 --> 00:01:38,992
‫ما به جنایات‌شون پایان میدیم.‬

35
00:01:39,016 --> 00:01:41,286
‫ما به استبدادشون پایان میدیم.‬

36
00:01:41,310 --> 00:01:43,205
‫ما نامیرا هستیم.‬

37
00:01:43,229 --> 00:01:47,334
‫حتی ویروسِ اسکورج،‬
‫که پست‌ترین سلاحشونه،‬

38
00:01:47,358 --> 00:01:49,169
‫فقط ما رو قوی‌تر کرد.‬

39
00:01:49,193 --> 00:01:53,548
‫ما تقاصِ رنج‌هامون رو‬
‫هزار برابر پس می‌گیریم.‬

40
00:01:53,572 --> 00:01:57,325
‫<i>اونا فکر می‌کنن قدرتشون شکست‌ناپذیره.</i>‬

41
00:01:59,078 --> 00:02:01,038
‫<i>اما اشتباه می‌کنن.</i>‬

42
00:02:04,667 --> 00:02:09,588
‫<i>با هم نقاطِ ضعفشون رو پیدا کردیم.</i>‬

43
00:02:10,422 --> 00:02:13,527
‫<i>و ازشون استفاده می‌کنیم</i>‬

44
00:02:13,551 --> 00:02:16,387
‫<i>تا سلطه‌شون بر کهکشان رو از بین ببریم.</i>‬

45
00:02:17,388 --> 00:02:20,367
‫<i>اونا هیچ برتری‌ای نسبت به ما ندارن.</i>‬

46
00:02:20,391 --> 00:02:23,578
‫<i>اونا در برابرِ ارتش‌های ما شکست می‌خورن، </i>‬

47
00:02:23,602 --> 00:02:27,147
‫<i>به همون راحتی که جلوی مشت‌های ما از پا درمیان.</i>‬

48
00:02:28,000 --> 00:02:39,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

49
00:02:39,910 --> 00:02:42,055
‫<i>دهه‌ها برنامه‌ریزی، </i>‬

50
00:02:42,079 --> 00:02:43,497
‫<i>استراتژی...</i>‬

51
00:02:45,583 --> 00:02:49,336
‫<i>...صبر، اتحاد و امید...</i>‬

52
00:02:50,421 --> 00:02:52,423
‫<i>...ما رو به این لحظه رسونده.</i>‬

53
00:02:54,000 --> 00:03:00,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

54
00:03:01,807 --> 00:03:06,061
‫<i>تلفات و فداکاری‌هایی در پیشه.</i>‬

55
00:03:07,146 --> 00:03:10,709
‫<i>اما این رنج خیلی کمتر از رنجیه که</i>‬

56
00:03:10,733 --> 00:03:15,988
‫<i>ویلتروم در هر لحظه از وجودش‬
‫به ما تحمیل می‌کنه.</i>‬

57
00:03:18,407 --> 00:03:20,385
‫<i>همیشه یادتون باشه، </i>‬

58
00:03:20,409 --> 00:03:25,289
‫<i>اگه در برابرِ امپراتوریِ دردِ اونا متحد بمونیم...</i>‬

59
00:03:27,458 --> 00:03:29,251
‫<i>...پیروز میشیم.</i>‬

60
00:03:30,544 --> 00:03:32,814
‫وظایف‌تون رو می‌دونید.‬

61
00:03:32,838 --> 00:03:36,151
‫حالا برید و حرف‌های آرگال رو به یاد داشته باشید.‬

62
00:03:36,175 --> 00:03:38,552
‫همه‌چیز مالِ ماست.‬

63
00:03:39,637 --> 00:03:42,598
‫بذارید جنگ شروع بشه.‬

64
00:04:18,842 --> 00:04:20,695
‫این حیوون‌ها‬

65
00:04:20,719 --> 00:04:22,697
‫جرئت کردن علیهِ ما قیام کنن؟‬

66
00:04:22,721 --> 00:04:25,659
‫علیهِ ما، که به این دیوانگی ثبات دادیم،‬

67
00:04:25,683 --> 00:04:27,744
‫و به این هرج‌ومرج نظم بخشیدیم.‬

68
00:04:27,768 --> 00:04:32,690
‫اونا مثلِ بچه‌هایی هستن که برای آزادی‌ای گریه می‌کنن‬
‫که نه درکش می‌کنن و نه لیاقتش رو دارن.‬

69
00:04:34,483 --> 00:04:37,420
‫اگه فقط می‌دونستن‬
‫اون خائن چطوری اونا رو‬

70
00:04:37,444 --> 00:04:40,090
‫فدای اهدافِ پلیدِ خودش می‌کنه.‬

71
00:04:40,114 --> 00:04:43,301
‫تئودوس و ائتلاف نابود میشن،‬

72
00:04:43,325 --> 00:04:47,329
‫و ویلتروم جایگاهِ برحقش رو‬
‫توی جهان پس می‌گیره.‬

73
00:04:48,497 --> 00:04:50,624
‫ناامیدتون نمی‌کنم.‬

74
00:05:49,683 --> 00:05:51,518
‫این کارها همش الکیه.

75
00:05:58,692 --> 00:06:01,004
‫حتی کانکوئست هم لایقِ یه...‬

76
00:06:01,028 --> 00:06:02,672
‫اون هیولا بود.‬

77
00:06:02,696 --> 00:06:05,425
‫نزدیک بود من رو بکشه.‬
‫نزدیک بود دو بار مارک رو بکشه.‬

78
00:06:05,449 --> 00:06:07,385
‫وفاداریش به ویلتروم...‬

79
00:06:07,409 --> 00:06:09,095
‫تو اونجا نبودی.‬

80
00:06:09,119 --> 00:06:11,288
‫ندیدی چه بلایی سرِ زمین آورد.‬

81
00:06:12,414 --> 00:06:15,959
‫مردمِ اونجا تقریباً به همون اندازه‌ای‬
‫که از تو متنفرن، از اون هم متنفرن.‬

82
00:06:35,646 --> 00:06:37,582
‫چی شده؟ حالش داره بهتر میشه؟‬

83
00:06:37,606 --> 00:06:40,376
‫قویه. باید خوب بشه.‬

84
00:06:40,400 --> 00:06:43,403
‫باید از اینجا ببریمش، از این سیاره‌ی مسخره به...‬

85
00:06:44,279 --> 00:06:48,343
‫نمی‌دونم، یه جایی که دکتر‬
‫یا بیمارستانی یا چیزی داشته باشه.‬

86
00:06:48,367 --> 00:06:51,387
‫ما وسطِ قلمرو ویلترومایت‌ها هستیم.‬

87
00:06:51,411 --> 00:06:54,307
‫جابه‌جا کردنِ مارک خیلی خطرناکه.‬

88
00:06:54,331 --> 00:06:55,642
‫بهتره مخفی بمونیم‬

89
00:06:55,666 --> 00:06:57,936
‫- و منتظر بمونیم تا حالش خوب بشه.‬
‫- اما...‬

90
00:06:57,960 --> 00:06:59,687
‫از پسش برمیاد.‬

91
00:06:59,711 --> 00:07:01,773
‫فقط باید صبور باشیم.‬

92
00:07:01,797 --> 00:07:03,274
‫چقدر صبور؟‬

93
00:07:03,298 --> 00:07:05,902
‫- احتمالاً چند ماه.‬
‫- چند ماه؟‬

94
00:07:05,926 --> 00:07:08,863
‫ما چند ماه وقت نداریم.‬
‫باید خودمون رو به جنگ برسونیم.‬

95
00:07:08,887 --> 00:07:10,865
‫اگه اونجا نباشیم که کمک کنیم،‬
‫مردم می‌میرن.‬

96
00:07:10,889 --> 00:07:13,451
‫- الیور...‬
‫- من زمین و مامان رو ول نکردم،‬

97
00:07:13,475 --> 00:07:16,687
‫که فقط با تو توی یه سیاره‌ی احمقانه‬
‫گیر بیفتم.‬

98
00:07:22,734 --> 00:07:24,796
‫آخه...‬

99
00:07:24,820 --> 00:07:26,446
‫هیچ‌وقت اوضاع اینقدر بد نبوده.‬

100
00:07:27,614 --> 00:07:30,075
‫حتی بعد از اولین باری که‬
‫با کانکوئست روبرو شدیم.‬

101
00:07:32,661 --> 00:07:35,080
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم‬
‫مارک رو این‌قدر داغون ببینم.‬

102
00:07:36,623 --> 00:07:38,124
‫کاش واقعاً...‬

103
00:07:38,150 --> 00:07:45,150
‫(شکست ناپذیر بود)

104
00:07:54,016 --> 00:07:55,243
‫ژنرال کریگ.‬

105
00:07:55,267 --> 00:08:00,123
‫<i>لوکان، کراد،‬
‫فوراً تغییر مسیر بدید به سمت گلیشیا پرایم.</i>‬

106
00:08:00,147 --> 00:08:03,084
‫<i>منابع ما گزارش دادن که‬
‫نیروهای ائتلاف در راه هستن.</i>‬

107
00:08:03,108 --> 00:08:06,421
‫<i>اونا فکر می‌کنن می‌تونن‬
‫سیاره رو از چنگ ما دربیارن.</i>‬

108
00:08:06,445 --> 00:08:10,175
‫<i>کاری کنید که به قیمت گزافی‬
‫به اشتباهشون پی ببرن.</i>‬

109
00:08:10,199 --> 00:08:14,304
‫ژنرال، ما هنوز‬
‫جای کانکوئست رو پیدا نکردیم.‬

110
00:08:14,328 --> 00:08:17,223
‫یا اون خائن، پسراش و متحدهاشون رو.‬

111
00:08:17,247 --> 00:08:20,268
‫<i>بعداً به حساب شکست‌هاتون رسیدگی می‌کنیم.</i>‬

112
00:08:20,292 --> 00:08:22,020
‫<i>حمله‌ی ائتلاف رو در نطفه خفه کنید</i>‬

113
00:08:22,044 --> 00:08:25,231
‫<i>و شاید اون‌موقع بخشش‬
‫نایب‌السلطنه شامل حالتون بشه.</i>‬

114
00:08:25,255 --> 00:08:26,882
‫<i>اطاعت میشه.</i>‬

115
00:08:28,258 --> 00:08:31,279
‫<i>- وای خدا! حالا چیکار کنیم؟‬
‫- نمی‌دونم.</i>‬

116
00:08:31,303 --> 00:08:33,031
‫<i>یعنی چی نمی‌دونی؟‬
‫این بازیِ توئه.</i>‬

117
00:08:33,055 --> 00:08:36,367
‫<i>زره من هر بار که بازی می‌کنیم،‬
‫همه‌چیز رو از اول خودش می‌سازه.</i>‬

118
00:08:36,391 --> 00:08:37,619
‫<i>سعی کن بری سمت چپ.</i>‬

119
00:08:37,643 --> 00:08:39,746
‫<i>اوه، اوه، اوه.‬
‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه وایسا.</i>‬

120
00:08:39,770 --> 00:08:41,623
‫<i>اون ویلترومی الان چی گفت؟ </i>‬

121
00:08:41,647 --> 00:08:44,042
‫<i>فوراً تغییر مسیر بدید به سمت‬
‫گلیشیا پرایم.</i>‬

122
00:08:44,066 --> 00:08:46,794
‫خودشه. این راه فرارمونه.‬

123
00:08:46,818 --> 00:08:48,004
‫راه فرارمون چیه؟‬

124
00:08:48,028 --> 00:08:51,799
‫اگه اونا دارن میرن به گلیشیا پرایم،‬
‫یعنی ما هم داریم میریم اونجا،‬

125
00:08:51,823 --> 00:08:54,844
‫و اگه ائتلاف هم اونجا باشه،‬
‫می‌تونیم از این قوطیِ حلبی بپریم بیرون‬

126
00:08:54,868 --> 00:08:56,596
‫و بریم سمت آدم‌خوب‌ها.‬

127
00:08:56,620 --> 00:08:58,223
‫گفتی اگه از اتاقک بریم بیرون،‬

128
00:08:58,247 --> 00:09:01,559
‫اون دوتا ویلترومی‬
‫تیکه‌تیکه‌مون می‌کنن.‬

129
00:09:01,583 --> 00:09:03,519
‫و چشم‌هامون رو درمیارن. آره، می‌دونم.‬

130
00:09:03,543 --> 00:09:06,522
‫ولی نه اگه قبل از اینکه این اتفاق بیفته،‬
‫برسیم به خط ائتلاف.‬

131
00:09:06,546 --> 00:09:08,316
‫اون‌وقت اونا هستن که تیکه‌تیکه می‌شن،‬

132
00:09:08,340 --> 00:09:11,110
‫ما هم یه غذای گرم می‌خوریم و دوش می‌گیریم،‬
‫و برمی‌گردیم سرِ این جنگ.‬

133
00:09:11,134 --> 00:09:12,654
‫خیلی خب، بریم تو کارش.‬

134
00:09:12,678 --> 00:09:14,030
‫درست بعد از اینکه...‬

135
00:09:14,054 --> 00:09:15,406
‫این بازی رو تموم کنیم.‬

136
00:09:15,430 --> 00:09:16,824
‫<i>خب هنوز نرسیدیم.</i>‬

137
00:09:16,848 --> 00:09:18,326
‫<i>حتی اگه می‌خواستیم هم‬
‫الان نمی‌تونستیم بریم.</i>‬

138
00:09:18,350 --> 00:09:20,286
‫<i>آره، دقیقاً.</i>‬

139
00:09:20,310 --> 00:09:22,019
‫<i>مراقب باش! </i>‬

140
00:10:18,994 --> 00:10:20,412
‫امیدوارم گرسنه باشی.‬

141
00:10:25,083 --> 00:10:27,085
‫آره، عمراً اون رو بخورم.‬

142
00:10:38,805 --> 00:10:40,908
‫خیلی چندشه.‬

143
00:10:40,932 --> 00:10:42,368
‫فقط مایعش رو.‬

144
00:10:42,392 --> 00:10:45,270
‫نمی‌خوایم با چیزهای سفت‬
‫گلوش بپره.‬

145
00:11:01,411 --> 00:11:03,806
‫بیا.‬

146
00:11:03,830 --> 00:11:05,040
‫تو هم باید یه چیزی بخوری.‬

147
00:11:06,124 --> 00:11:07,810
‫گرسنه نیستم.‬

148
00:11:07,834 --> 00:11:09,771
‫چند هفته گذشته.‬

149
00:11:09,795 --> 00:11:12,255
‫اگه چیزی نخوری،‬
‫از گرسنگی می‌میری.‬

150
00:11:12,839 --> 00:11:14,383
‫کاش می‌مردم.‬

151
00:11:22,224 --> 00:11:24,452
‫بلند شو.‬

152
00:11:24,476 --> 00:11:25,703
‫میریم برای تمرین.‬

153
00:11:25,727 --> 00:11:27,246
‫مگه ساعت چنده؟‬

154
00:11:27,270 --> 00:11:29,332
‫وقت تمرینه. همین الان بهت گفتم.‬

155
00:11:29,356 --> 00:11:31,084
‫من خوبم.‬

156
00:11:31,108 --> 00:11:32,817
‫خواهش نکردم.‬

157
00:11:36,863 --> 00:11:38,383
‫حالا که اینقدر وقت داریم،‬

158
00:11:38,407 --> 00:11:41,386
‫بهتره آموزشت بدیم‬
‫و برای جنگ آماده‌‌ت کنیم.‬

159
00:11:41,410 --> 00:11:43,012
‫من بلدم چطوری بجنگم.‬

160
00:11:43,036 --> 00:11:44,680
‫اوه، واقعاً بلدی؟‬

161
00:11:44,704 --> 00:11:46,933
‫آره، بلدم.‬

162
00:11:46,957 --> 00:11:48,500
‫موندم چرا تو این رو نمی‌دونی.‬

163
00:11:49,084 --> 00:11:50,853
‫باشه.‬

164
00:11:50,877 --> 00:11:52,129
‫هر چی بلدی رو کن.‬

165
00:12:32,961 --> 00:12:36,858
‫دیدی؟ یه ذره تمرین‬
‫اونقدرها هم بد نیست.‬

166
00:12:36,882 --> 00:12:38,592
‫شاید اون‌طرف کوه‌ها...‬

167
00:12:42,012 --> 00:12:43,739
‫خیلی‌خب.‬

168
00:12:43,763 --> 00:12:44,949
‫الان حالت بهتره؟‬

169
00:12:44,973 --> 00:12:46,141
‫نه!‬

170
00:12:47,434 --> 00:12:49,328
‫اون شب توی خونه صدات رو شنیدم.‬

171
00:12:49,352 --> 00:12:50,663
‫با مامان.‬

172
00:12:50,687 --> 00:12:52,498
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

173
00:12:52,522 --> 00:12:54,041
‫من طبقه بالا بودم.‬

174
00:12:54,065 --> 00:12:55,751
‫گفتی...‬

175
00:12:55,775 --> 00:12:57,837
‫گفتی اون یکی مامانم رو دوست نداشتی.‬

176
00:12:57,861 --> 00:12:59,797
‫مامانِ واقعیم رو.‬

177
00:12:59,821 --> 00:13:01,382
‫گفتی اون یه اشتباه بود.‬

178
00:13:01,406 --> 00:13:05,136
‫من... نمی‌خواستم تو اون حرف‌ها رو بشنوی.‬

179
00:13:05,160 --> 00:13:07,096
‫یعنی منم یه اشتباهم؟‬

180
00:13:07,120 --> 00:13:08,890
‫منظورم این نبود که...‬

181
00:13:08,914 --> 00:13:10,099
‫الیور...‬

182
00:13:10,123 --> 00:13:12,894
‫من می‌خواستم دقیقاً مثل تو باشم.‬

183
00:13:12,918 --> 00:13:14,979
‫مثل اومنی‌من.‬

184
00:13:15,003 --> 00:13:16,856
‫حتی این نمادِ مسخره‌ت رو هم می‌پوشم.‬

185
00:13:16,880 --> 00:13:18,983
‫ولی بعدش اومدی خونه که مارک رو پیدا کنی‬

186
00:13:19,007 --> 00:13:21,068
‫و حتی به خودت زحمت ندادی من رو ببینی.‬

187
00:13:21,092 --> 00:13:22,904
‫اصلا به من اهمیتی نمیدی.

188
00:13:22,928 --> 00:13:24,554
‫هیچ‌وقت ندادی.‬

189
00:13:25,555 --> 00:13:27,158
‫حق با توئه، الیور.‬

190
00:13:27,182 --> 00:13:30,185
‫من برات پدرِ خوبی نبودم.‬

191
00:13:32,187 --> 00:13:34,916
‫ولی دارم سعی می‌کنم بهتر باشم.‬

192
00:13:34,940 --> 00:13:37,793
‫که آدمِ بهتری بشم.‬

193
00:13:37,817 --> 00:13:39,236
‫آخه...‬

194
00:13:40,904 --> 00:13:43,448
‫سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردم.‬

195
00:13:47,994 --> 00:13:49,287
‫دیگه خیلی دیر شده.‬

196
00:13:57,921 --> 00:13:59,398
‫<i>همینه. پیداش کردیم.</i>‬

197
00:13:59,422 --> 00:14:00,816
‫<i>زود باش.</i>‬

198
00:14:00,840 --> 00:14:03,319
‫<i>فقط باید بریم اون بالا و...</i>‬

199
00:14:03,343 --> 00:14:05,321
‫<i>آلن! </i>‬

200
00:14:05,345 --> 00:14:06,638
‫<i>حسش کردی؟ </i>‬

201
00:14:08,473 --> 00:14:10,076
‫فکر کنم وایستادیم.‬

202
00:14:10,100 --> 00:14:11,786
‫راهی هست که بتونم‬
‫یه نگاهی به بیرونِ این چیز بندازم؟‬

203
00:14:11,810 --> 00:14:13,621
‫بدون اینکه، مثلاً، خفه بشی؟‬

204
00:14:13,645 --> 00:14:15,813
‫اوم... یه لحظه صبر کن.‬

205
00:14:17,524 --> 00:14:19,192
‫<i>اوه. عالی شد.</i>‬

206
00:14:20,652 --> 00:14:23,631
‫<i>آره زویی،‬
‫اینطوری به دردم نمی‌خوره.</i>‬

207
00:14:23,655 --> 00:14:25,800
‫<i>نمی‌دونم شماها چطوری اینطوری می‌بینید.</i>‬

208
00:14:25,824 --> 00:14:27,843
‫<i>یه ثانیه.</i>‬

209
00:14:27,867 --> 00:14:30,930
‫<i>خب، حالا شد یه چیزی.</i>‬

210
00:14:30,954 --> 00:14:32,348
‫وای!

211
00:14:32,372 --> 00:14:34,207
‫رسیدیم.‬

212
00:14:35,292 --> 00:14:37,645
‫ائتلاف هم همین‌جاست.‬

213
00:14:37,669 --> 00:14:39,272
‫این فرصتِ ماست. اگه الان بریم،‬

214
00:14:39,296 --> 00:14:41,274
‫شاید بتونیم به خطوطِ ائتلاف برسیم‬

215
00:14:41,298 --> 00:14:43,401
‫قبل از اینکه اون دوتا بی‌عرضه تیکه‌تیکه‌مون کنن.‬

216
00:14:43,425 --> 00:14:45,069
‫بالاخره.‬

217
00:14:45,093 --> 00:14:47,196
‫ولی خیلی نزدیکیم.‬

218
00:14:47,220 --> 00:14:51,033
‫احتمالاً بتونیم
‫این مرحله رو توی دو دقیقه تموم کنیم.‬

219
00:14:51,057 --> 00:14:53,869
‫- آره، خیلی بی‌مسئولیتیه.‬
‫- آره، واقعاً باید بریم.‬

220
00:14:53,893 --> 00:14:56,289
‫<i>خب. تا سه می‌شمارم، </i>‬

221
00:14:56,313 --> 00:14:58,147
‫<i>دو...</i>‬

222
00:15:36,645 --> 00:15:38,497
‫<i>آلن؟ </i>‬

223
00:15:38,521 --> 00:15:40,523
‫<i>لعنتی. زود باش.</i>‬

224
00:15:47,113 --> 00:15:49,866
‫<i>همین الانشم توی حداکثرِ سرعتم.</i>‬

225
00:15:53,370 --> 00:15:55,264
‫<i>صبر کن. داری چیکار...</i>‬

226
00:15:55,288 --> 00:15:56,974
‫<i>فقط می‌خوام یه هل بهت بدم.</i>‬

227
00:15:56,998 --> 00:15:59,793
‫<i>پس خودت چی؟ </i>‬

228
00:16:05,799 --> 00:16:08,384
‫<i>من اینجام، احمق.</i>‬

229
00:16:21,856 --> 00:16:24,418
‫<i>پسر. دفعه‌ی قبل خیلی گند بود.</i>‬

230
00:16:24,442 --> 00:16:26,903
‫<i>الان هم همون‌قدر «گند» میشه.</i>‬

231
00:17:06,276 --> 00:17:09,362
‫<i>اوه، واقعاً از این قسمتش بدم میاد.</i>‬

232
00:17:11,030 --> 00:17:13,092
‫<i>زویی! نه! </i>‬

233
00:17:13,116 --> 00:17:15,845
‫<i>خوبه. اینم برگشته که بمیره.</i>‬

234
00:17:15,869 --> 00:17:18,180
‫<i>من اونی نیستم که قراره‬
‫یه ابر سلاح قدرتی</i>‬

235
00:17:18,204 --> 00:17:20,582
‫<i>صاف یه تیر بزنه توی صورتش.</i>‬

236
00:17:39,934 --> 00:17:41,311
‫<i>باشه برای یه وقت دیگه.</i>‬

237
00:17:43,354 --> 00:17:46,250
‫<i>آره. بهتره فرار کنی. یا پرواز کنی.</i>‬

238
00:17:46,274 --> 00:17:49,068
‫<i>حالا هر کوفتی که داریم این بالا انجام میدیم.</i>‬

239
00:17:50,069 --> 00:17:52,965
‫<i>پسر. شماها بهترینید.</i>‬

240
00:17:52,989 --> 00:17:54,759
‫<i>نمی‌تونستم بذارم بمیری.</i>‬

241
00:17:54,783 --> 00:17:56,719
‫<i>وگرنه هیچ‌وقت بازی رو تموم نمی‌کردیم.</i>‬

242
00:17:56,743 --> 00:17:59,221
‫<i>نکته‌ی خوبیه،‬
‫و من هنوزم بابتش ممنونم.</i>‬

243
00:17:59,245 --> 00:18:02,540
‫این جنگ هنوز تموم نشده.‬

244
00:18:18,473 --> 00:18:20,451
‫می‌دونم از ظاهرش خوشت نمیاد،‬

245
00:18:20,475 --> 00:18:22,769
‫ولی این بهترین جاشه.‬

246
00:18:29,108 --> 00:18:31,587
‫نباید، مثلاً، بپزیمش یا چیزی؟‬

247
00:18:31,611 --> 00:18:34,173
‫این یکی خامش بهتره.‬

248
00:18:34,197 --> 00:18:35,614
‫اوم...‬

249
00:18:49,504 --> 00:18:51,690
‫- اونقدرها هم بد نیست، نه؟‬
‫- هوم.‬

250
00:18:51,714 --> 00:18:53,633
‫خوبه.‬

251
00:18:55,134 --> 00:18:56,678
‫بازم هست؟‬

252
00:18:58,471 --> 00:19:01,325
‫می‌دونی، همیشه تو بدغذا بود.

253
00:19:01,349 --> 00:19:03,077
‫وقتی به دنیا اومدی، مامانت همیشه...‬

254
00:19:03,101 --> 00:19:05,435
‫در موردش حرف نزن.‬

255
00:19:08,398 --> 00:19:10,459
‫ولی کلی چیز هست که می‌تونم...‬

256
00:19:10,483 --> 00:19:14,779
‫گفتم که، در موردش حرف نزن.‬

257
00:19:30,712 --> 00:19:33,065
‫چی شده؟ حالش خوبه؟‬

258
00:19:33,089 --> 00:19:34,900
‫زخم‌های مارک درست خوب نمیشن.‬

259
00:19:34,924 --> 00:19:36,718
‫چرا؟‬

260
00:19:38,678 --> 00:19:40,239
‫تمام اون مایعاتی که‬
‫بهش می‌دادیم‬

261
00:19:40,263 --> 00:19:41,991
‫پروتئینِ کافی نداره.‬

262
00:19:42,015 --> 00:19:43,993
‫باید یه چیزِ مقوی‌تر پیدا کنیم‬

263
00:19:44,017 --> 00:19:46,227
‫که مجبور نباشه بجوه.‬

264
00:19:51,941 --> 00:19:53,610
‫همین کارمون رو راه می‌ندازه.‬

265
00:19:55,778 --> 00:19:57,381
‫تو اینجا بمون.‬

266
00:19:57,405 --> 00:19:59,967
‫هر جا تخم باشه، مامانش هم هست.‬

267
00:19:59,991 --> 00:20:02,303
‫باید نگهبانی بدی.‬

268
00:20:02,327 --> 00:20:03,786
‫هر چی تو بگی.‬

269
00:20:10,001 --> 00:20:11,770
‫اوم...‬

270
00:20:11,794 --> 00:20:13,587
‫اشکالی نداره.‬

271
00:20:16,925 --> 00:20:20,302
‫آره، آره، می‌دونم همتون ناراحتید. گمشید.‬

272
00:20:47,121 --> 00:20:48,831
‫ممنون.‬

273
00:20:53,670 --> 00:20:55,314
‫از چیزی که به نظر میاد قوی‌تره.‬

274
00:20:55,338 --> 00:20:57,548
‫و حسابی هم کفری شده.‬

275
00:20:59,258 --> 00:21:00,736
‫تو از سمت چپ برو، منم از راست میرم.‬

276
00:21:00,760 --> 00:21:02,511
‫حواست به اون دمش هم باشه.‬

277
00:21:20,947 --> 00:21:22,216
‫خیلی‌خب.

278
00:21:22,240 --> 00:21:24,283
‫وقتشه تمومش کنیم.‬

279
00:21:25,368 --> 00:21:27,221
‫نه.‬

280
00:21:27,245 --> 00:21:29,348
‫این فقط داشت از تخم‌هاش محافظت می‌کرد.‬

281
00:21:29,372 --> 00:21:31,433
‫الیور، اون موجود یه حیوونه.‬

282
00:21:31,457 --> 00:21:34,919
‫شاید باهوش باشه‬
‫و ما فقط نمی‌دونیم.‬

283
00:21:35,628 --> 00:21:37,856
‫ما به اون تخم‌ها نیاز داریم.‬

284
00:21:37,880 --> 00:21:40,590
‫اگه بکشیمش دیگه نمی‌تونه تخم بذاره.‬

285
00:21:44,595 --> 00:21:46,180
‫حق با توئه.‬

286
00:21:53,146 --> 00:21:54,563
‫اوه.‬

287
00:21:57,734 --> 00:22:01,422
‫آره، تلسکریا خیلی باحاله،‬
‫اما صبر کن تا ببرمت به لیتل اونوپا.‬

288
00:22:01,446 --> 00:22:03,590
‫اوه، اونا بهترین...‬

289
00:22:03,614 --> 00:22:05,241
‫آلن.‬

290
00:22:08,286 --> 00:22:09,912
‫ژنرال تلیا.‬

291
00:22:17,045 --> 00:22:19,213
‫فکر کردم از دستت دادم.‬

292
00:22:20,256 --> 00:22:22,425
‫من همیشه راهم رو به سمتت پیدا می‌کنم.‬

293
00:22:23,593 --> 00:22:26,054
‫وای! از دست شما!

294
00:22:26,596 --> 00:22:27,930
‫اوهوم.‬

295
00:22:33,728 --> 00:22:35,414
‫باید عجله کنیم.‬

296
00:22:35,438 --> 00:22:37,106
‫تئودوس منتظره.‬

297
00:22:42,945 --> 00:22:46,759
‫تو... تو زنده موندی؟‬

298
00:22:46,783 --> 00:22:48,510
‫معلومه که موندم، فسقلی.‬

299
00:22:48,534 --> 00:22:51,119
‫صبر کن. چرا اینقدر برات عجیبه؟‬

300
00:22:53,498 --> 00:22:54,892
‫نزدیک بود یادم بره.‬

301
00:22:54,916 --> 00:22:57,752
‫یه نفر دیگه هم هست که می‌خواد ببینتت.‬

302
00:22:58,252 --> 00:23:01,273
‫تاجرها اون رو در حالی که توی فضا شناور بود پیدا کردن،‬
‫دقیقاً دو بخش اون‌طرف‌تر‬

303
00:23:01,297 --> 00:23:04,276
‫از اون زندان ویلترومی که تو و نولان ازش فرار کردید.‬

304
00:23:04,300 --> 00:23:07,279
‫نه. امکان نداره.‬

305
00:23:07,303 --> 00:23:09,990
‫چند روزه که اینجا منتظره.‬

306
00:23:10,014 --> 00:23:13,410
‫حاضر نشد هیچ کاری بکنه‬
‫تا اینکه اول با تو حرف بزنه.‬

307
00:23:13,434 --> 00:23:16,205
‫تو.‬

308
00:23:16,229 --> 00:23:19,083
‫بهم قولِ بیشتری داده بودی.‬

309
00:23:19,107 --> 00:23:21,794
‫نبردِ بیشتر. افتخارِ بیشتر.‬

310
00:23:21,818 --> 00:23:24,088
‫حریف‌های لایق‌تر.‬

311
00:23:24,112 --> 00:23:25,798
‫بیشتر!‬

312
00:23:25,822 --> 00:23:27,466
‫اوه، منم از دیدنت خوشحالم رفیق.‬

313
00:23:27,490 --> 00:23:31,576
‫بگو ببینم، نظرت در مورد جنگ چیه؟‬

314
00:23:33,287 --> 00:23:35,891
‫خوبه که برگشتی آلن،‬

315
00:23:35,915 --> 00:23:40,020
‫و ممنون که به نهضت ما پیوستی، زویی.‬

316
00:23:40,044 --> 00:23:43,440
‫هر دوی شما برای شکست دادن امپراتوری کلیدی هستید.‬

317
00:23:43,464 --> 00:23:45,776
‫نولان و پسراش،‬

318
00:23:45,800 --> 00:23:48,320
‫اونا هم دارن میان پیش ما؟‬

319
00:23:48,344 --> 00:23:50,948
‫هنوز نرسیدن اینجا؟‬

320
00:23:50,972 --> 00:23:54,409
‫ما تیم نجات فرستادیم، اما همتون
‫توی عمق قلمروی دشمن گم شده بودید.‬

321
00:23:54,433 --> 00:23:56,954
‫وقتی جنگ شروع شد،‬
‫مجبور شدیم جست‌وجو رو متوقف کنیم.‬

322
00:23:56,978 --> 00:23:58,747
‫خیلی خطرناک بود.‬

323
00:23:58,771 --> 00:24:02,000
‫اگه نولان، مارک و الیور زنده باشن،‬

324
00:24:02,024 --> 00:24:05,653
‫مثل شما دوتا، اونا هم راهشون رو به اینجا پیدا می‌کنن.‬

325
00:24:06,737 --> 00:24:08,757
‫فقط واقعاً الان بهشون نیاز داریم.‬

326
00:24:08,781 --> 00:24:11,450
‫صبر کن، اوضاع بده؟‬
‫جنگ در چه حالیه؟‬

327
00:24:12,535 --> 00:24:15,389
‫اینا سیاره‌هایی هستن که‬
‫هنوز تحت سلطه ویلترومی‌ها قرار دارن.‬

328
00:24:15,413 --> 00:24:17,808
‫اینا هم اونایی هستن که آزادشون کردیم.‬

329
00:24:17,832 --> 00:24:19,476
‫کارِ راحتی نبوده.‬

330
00:24:19,500 --> 00:24:21,687
‫تونستیم توی این بخش‌ها پیشروی کنیم،‬

331
00:24:21,711 --> 00:24:26,108
‫همین‌طور اینجا،‬
‫اما به قیمت از دست دادن کلی آدمِ خوب تموم شد.‬

332
00:24:26,132 --> 00:24:30,386
‫بدتر اینکه، اونا ما رو اینجا،‬
‫اینجا و اینجا به عقب روندن.‬

333
00:24:31,387 --> 00:24:34,324
‫داریم‬
‫استراتژی‌ها و تاکتیک‌های مختلفی رو امتحان می‌کنیم،‬

334
00:24:34,348 --> 00:24:37,327
‫اما ویلترومی‌ها‬
‫و نیروهاشون خیلی قوی هستن.‬

335
00:24:37,351 --> 00:24:40,247
‫خب، این قراره تغییر کنه.‬

336
00:24:40,271 --> 00:24:42,899
‫و فراموش نکن...‬

337
00:24:44,317 --> 00:24:45,943
‫همون چیزی که اون گفت.‬

338
00:25:23,439 --> 00:25:25,751
‫می‌دونم هر شب داریم‬
‫یه چیز تکراری می‌خوریم،‬

339
00:25:25,775 --> 00:25:29,737
‫اما توی این سیاره گزینه‌های زیادی نداریم.‬

340
00:25:33,783 --> 00:25:36,011
‫می‌تونیم فردا سعی کنیم یه چیز متفاوت پیدا کنیم.‬

341
00:25:36,035 --> 00:25:37,745
‫شاید بریم جاهای دورتر.‬

342
00:25:38,996 --> 00:25:41,225
‫بحث اون نیست.‬

343
00:25:41,249 --> 00:25:43,125
‫یه جورایی دیگه از این چیزا خوشم میاد.‬

344
00:25:44,585 --> 00:25:47,129
‫اگه مامانم برات هیچ ارزشی نداشت،‬
‫پس چرا من رو به دنیا آوردی؟‬

345
00:25:48,172 --> 00:25:53,153
‫الیور، چیزایی که در مورد آندرسا گفتم حقیقت نداشت.‬

346
00:25:53,177 --> 00:25:57,074
‫احمق و ناامید بودم،‬

347
00:25:57,098 --> 00:26:00,768
‫و نمی‌خواستم دبی رو بیشتر از اون چیزی که قبلاً رنجونده بودم، اذیت کنم.‬

348
00:26:03,271 --> 00:26:05,332
‫بعد از اینکه زمین رو ترک کردم،‬

349
00:26:05,356 --> 00:26:08,210
‫سرگردان بودم.‬

350
00:26:08,234 --> 00:26:11,255
‫آندرسا جونم رو نجات داد.‬

351
00:26:11,279 --> 00:26:14,800
‫اون و مردمش... مردمِ تو...‬

352
00:26:14,824 --> 00:26:17,094
‫اینقدر نسبت به فانی بودن خودشون آگاهن‬

353
00:26:17,118 --> 00:26:19,996
‫که وقتی برای غرق شدن توی گذشته ندارن.‬

354
00:26:20,579 --> 00:26:24,309
‫اگه کسی اشتباهی بکنه اما برای جبرانش تلاش کنه،‬

355
00:26:24,333 --> 00:26:27,586
‫بلافاصله می‌بخشن و ازش می‌گذرن.‬

356
00:26:29,588 --> 00:26:33,485
‫اونا بهم نشون دادن که اگه به اندازه‌ی کافی تلاش کنم،‬

357
00:26:33,509 --> 00:26:35,511
‫شاید راهی برای بازگشت وجود داشته باشه.‬

358
00:26:36,012 --> 00:26:38,556
‫یه عده‌شون بخاطر تو مُردن.‬

359
00:26:40,057 --> 00:26:41,451
‫می‌دونم.‬

360
00:26:41,475 --> 00:26:45,479
‫الان می‌دونم که رفتن به تراکسا اشتباه بود.‬

361
00:26:46,689 --> 00:26:50,151
‫اما تو اشتباه نبودی.‬

362
00:26:51,152 --> 00:26:54,172
‫و نه زمانی که با آندرسا گذروندم.‬

363
00:26:54,196 --> 00:26:56,365
‫حق داری از دستم عصبانی باشی.‬

364
00:26:57,366 --> 00:27:00,786
‫من از هر نظری
‫در حق تو کوتاهی کردم.‬

365
00:27:01,996 --> 00:27:05,559
‫و می‌دونم که جبران کردنش،‬

366
00:27:05,583 --> 00:27:09,462
‫اگه اصلاً بتونم، زمان می‌بره.‬

367
00:27:16,302 --> 00:27:18,346
‫از آندرسا برام بگو.‬

368
00:27:19,472 --> 00:27:21,182
‫از مامانم برام بگو.‬

369
00:27:24,000 --> 00:27:31,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

370
00:27:33,110 --> 00:27:37,132
‫<i>♪ همه می‌دونن که من پاش وایسادم ♪</i>‬

371
00:27:37,156 --> 00:27:41,261
‫<i>♪ همه بدشون میاد که حالم با خودم خوبه ♪</i>‬

372
00:27:41,285 --> 00:27:44,205
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

373
00:27:45,998 --> 00:27:48,977
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

374
00:27:49,001 --> 00:27:51,021
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم ♪</i>‬

375
00:27:51,045 --> 00:27:53,065
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

376
00:27:53,089 --> 00:27:55,567
‫<i>♪ هیچ‌کس گوش نمیده ♪</i>‬

377
00:27:55,591 --> 00:27:57,527
‫<i>♪ ولی من صدات رو واضح می‌شنوم ♪</i>‬

378
00:27:57,551 --> 00:28:00,113
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم ♪</i>‬

379
00:28:00,137 --> 00:28:02,657
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

380
00:28:02,681 --> 00:28:04,993
‫<i>♪ وقتی دهنم رو برات باز کردم ♪</i>‬

381
00:28:05,017 --> 00:28:08,830
‫<i>♪ هیچی ازش بیرون نیومد ♪</i>‬

382
00:28:08,854 --> 00:28:11,690
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

383
00:28:19,323 --> 00:28:22,719
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

384
00:28:22,743 --> 00:28:25,722
‫<i>♪ به چیز بیشتری نیاز داشتم،‬
‫یه چیزی باعث شد به این فکر کنم که ♪</i>‬

385
00:28:25,746 --> 00:28:27,849
‫<i>♪ دنبال چی می‌گردم ♪</i>‬

386
00:28:27,873 --> 00:28:29,726
‫<i>♪ زود باش ♪</i>‬

387
00:28:29,750 --> 00:28:33,688
‫<i>♪ زود باش، اصلاً من رو حس می‌کنی؟ ♪</i>‬

388
00:28:33,712 --> 00:28:35,649
‫<i>♪ اصلاً من رو حس می‌کنی؟ ♪</i>‬

389
00:28:35,673 --> 00:28:38,026
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم♪</i>‬

390
00:28:38,050 --> 00:28:40,112
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

391
00:28:40,136 --> 00:28:43,907
‫<i>♪ هیچ‌کس گوش نمیده ،‬
‫ولی من صدات رو واضح می‌شنوم ♪</i>‬

392
00:28:43,931 --> 00:28:46,118
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم ♪</i>‬

393
00:28:46,142 --> 00:28:49,037
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

394
00:28:49,061 --> 00:28:50,664
‫<i>♪ هیچی بیرون نیومد ♪</i>‬

395
00:28:50,688 --> 00:28:54,084
‫<i>♪ وقتی دهنم رو برات باز کردم ♪</i>‬

396
00:28:54,108 --> 00:28:57,754
‫<i>♪ من رو حس می‌کنی؟‬
‫چون من حالم با خودم خوبه ♪</i>‬

397
00:28:57,778 --> 00:28:59,756
‫<i>♪ چرا من رو حس نمی‌کنی؟ ♪</i>‬

398
00:28:59,780 --> 00:29:01,967
‫<i>♪ پس کی من رو حس می‌کنی؟ ♪</i>‬

399
00:29:01,991 --> 00:29:05,804
‫<i>♪ پس من رو حس نمی‌کنی؟‬
‫چون من حالم با خودم خوبه ♪</i>‬

400
00:29:05,828 --> 00:29:08,348
‫<i>♪ چرا من رو حس نمی‌کنی؟ ♪</i>‬

401
00:29:08,372 --> 00:29:10,666
‫<i>♪ پس کی من رو حس می‌کنی؟ ♪</i>‬

402
00:29:12,126 --> 00:29:14,962
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

403
00:29:20,092 --> 00:29:24,906
‫<i>♪ همه می‌دونن که من پاش وایسادم ♪</i>‬

404
00:29:24,930 --> 00:29:28,660
‫<i>♪ همه بدشون میاد که حالم با خودم خوبه ♪</i>‬

405
00:29:28,684 --> 00:29:32,229
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

406
00:29:33,105 --> 00:29:36,418
‫<i>♪ یه چیزی باعث شد بهش فکر کنم ♪</i>‬

407
00:29:36,442 --> 00:29:38,879
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم ♪</i>‬

408
00:29:38,903 --> 00:29:41,214
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

409
00:29:41,238 --> 00:29:42,966
‫<i>♪ هیچ‌کس گوش نمیده ♪</i>‬

410
00:29:42,990 --> 00:29:45,051
‫<i>♪ ولی من صدات رو واضح می‌شنوم ♪</i>‬

411
00:29:45,075 --> 00:29:46,887
‫<i>♪ اونجا بود که متوجه شدم ♪</i>‬

412
00:29:46,911 --> 00:29:49,848
‫<i>♪ من اینجا وجود ندارم ♪</i>‬

413
00:29:49,872 --> 00:29:51,892
‫<i>♪ هیچی بیرون نیومد ♪</i>‬

414
00:29:51,916 --> 00:29:55,377
‫<i>♪ وقتی دهنم رو برات باز کردم ♪</i>‬

415
00:30:03,219 --> 00:30:07,073
‫<i>♪ پس من رو حس نمی‌کنی؟‬
‫چون من حالم با خودم خوبه ♪</i>‬

416
00:30:07,097 --> 00:30:09,201
‫<i>♪ چرا من رو حس نمی‌کنی؟ ♪</i>‬

417
00:30:09,225 --> 00:30:11,101
‫<i>♪ کی من رو حس می‌کنی؟ ♪</i>‬

418
00:30:21,362 --> 00:30:22,631
‫هی، بابا؟‬

419
00:30:22,655 --> 00:30:24,090
‫فکر می‌کنی جنگ چطور پیش میره؟‬

420
00:30:24,114 --> 00:30:25,550
‫به نظرت به پیروزی نزدیکیم؟‬

421
00:30:25,574 --> 00:30:26,968
‫اگه ائتلاف تونسته باشه‬

422
00:30:26,992 --> 00:30:30,013
‫چندتا از سیاره‌های تسخیر شده‌ی امپراتوری رو علیه‌شون کنه،‬

423
00:30:30,037 --> 00:30:32,349
‫شاید شانسی داشته باشن.‬

424
00:30:32,373 --> 00:30:35,125
‫تعداد ویلترومایت‌ها اون‌قدری نیست که همه‌ جا باشن.‬

425
00:30:37,836 --> 00:30:39,046
‫مارک؟‬

426
00:30:41,715 --> 00:30:44,653
‫می‌کـ... کـ...‬

427
00:30:44,677 --> 00:30:46,929
‫می‌کـ... می‌کشمت.‬

428
00:30:51,642 --> 00:30:54,829
‫داره خواب می‌بینه، ولی نشونه‌ی خوبیه.‬

429
00:30:54,853 --> 00:30:56,480
‫همین روزاست که به هوش بیاد.‬

430
00:30:57,481 --> 00:31:00,210
‫- همین روزا؟‬
‫- می‌دونم خیلی منتظر موندی،‬

431
00:31:00,234 --> 00:31:02,295
‫ولی مارک تقریباً...‬

432
00:31:02,319 --> 00:31:04,238
‫نه. منظورم اون نبود...‬

433
00:31:08,993 --> 00:31:10,637
‫می‌دونم که باید برگردیم.‬

434
00:31:10,661 --> 00:31:12,580
‫برگردیم سرِ جنگ، ولی...‬

435
00:31:15,249 --> 00:31:17,209
‫دلم برای اینجا تنگ میشه.‬

436
00:31:33,142 --> 00:31:34,744
‫چطور؟‬

437
00:31:34,768 --> 00:31:39,607
‫نایب‌السلطنه‌ی بزرگ، ما در موقعیت خاص و متزلزلی هستیم.‬

438
00:31:43,444 --> 00:31:44,963
‫چطور؟‬

439
00:31:44,987 --> 00:31:47,382
‫به دو دلیل اصلی.‬

440
00:31:47,406 --> 00:31:51,845
‫اول اینکه، چندین سیاره که قبلاً جزو امپراتوری ما بودن‬

441
00:31:51,869 --> 00:31:56,057
‫بعد از...‬

442
00:31:56,081 --> 00:31:58,101
‫آزادی‌شون، به ائتلاف پیوستن،‬

443
00:31:58,125 --> 00:32:01,253
‫و به تعداد نیروهای دشمن اضافه کردن.‬

444
00:32:01,754 --> 00:32:04,816
‫دوم اینکه، اون خائن به صورت استراتژیک‬

445
00:32:04,840 --> 00:32:06,693
‫چندین متحد قدرتمند رو مستقر کرده،‬

446
00:32:06,717 --> 00:32:09,070
‫و با ترکیب کردن قدرت‌هاشون‬

447
00:32:09,094 --> 00:32:12,806
‫ویلترومایت‌های تنها رو شکست میدن و می‌کشن.‬

448
00:32:13,807 --> 00:32:16,953
‫تئودوس باور داره که این جنگ رو برده.‬

449
00:32:16,977 --> 00:32:20,915
‫و خودش و متحدانش توی سیاره‌ی جدیدش در امان هستن.‬

450
00:32:20,939 --> 00:32:24,777
‫نایب‌السلطنه، تالِسکِریا بیش از حد تحت حفاظت و دفاعه.‬

451
00:32:25,819 --> 00:32:27,529
‫این‌طوره؟‬

452
00:32:29,907 --> 00:32:32,242
‫حرف از شما، عمل از ما.‬

453
00:32:46,382 --> 00:32:50,487
‫خیلی وقته که خائن باید تقاص جنایت‌هاش رو پس بده.‬

454
00:32:50,511 --> 00:32:53,782
‫با مرگ تئودوس و متحدانش،‬

455
00:32:53,806 --> 00:32:55,867
‫ائتلاف از هم می‌پاشه.‬

456
00:32:55,891 --> 00:32:58,328
‫و شما، امپراتور آرگال،‬

457
00:32:58,352 --> 00:33:01,063
‫بالاخره انتقامتون گرفته میشه.‬

458
00:33:04,191 --> 00:33:07,087
‫بد نبود، بد نبود.‬

459
00:33:07,111 --> 00:33:08,505
‫شوخی می‌کنی؟‬

460
00:33:08,529 --> 00:33:10,507
‫اصلاً نفهمیدی کی اومدم سراغت.‬

461
00:33:10,531 --> 00:33:12,467
‫ضربه‌ی خیلی خفنی هم بود.‬

462
00:33:12,491 --> 00:33:15,494
‫ائتلاف خوشحال میشه که تو رو طرفشون ببینه.‬

463
00:33:19,915 --> 00:33:21,726
‫خوش‌حالم که برای کمک اینجایی.‬

464
00:33:21,750 --> 00:33:24,771
‫ولی بیا امیدوار باشیم بتونیم این جنگ رو زود تموم کنیم‬

465
00:33:24,795 --> 00:33:27,857
‫و هر دوتون رو در اسرع وقت بفرستیم خونه.‬

466
00:33:27,881 --> 00:33:30,360
‫نمی‌دونم بشه به زمین گفت خونه یا نه.‬

467
00:33:30,384 --> 00:33:33,822
‫منظورم اینه که دلم برای مامان...‬
‫یعنی دبی تنگ شده... ولی...‬

468
00:33:33,846 --> 00:33:37,951
‫- ولی چی؟‬
‫- من با بقیه‌ی آدم‌های اونجا فرقم.‬

469
00:33:37,975 --> 00:33:39,661
‫حتی مارک.‬

470
00:33:39,685 --> 00:33:42,872
‫یه مدتی چندتا دوست پیدا کردم،‬
‫ولی بعدش دیگه برام بچه بودن.‬

471
00:33:42,896 --> 00:33:46,418
‫عجیب بود، انگار اونا درکم نمی‌کردن.‬

472
00:33:46,442 --> 00:33:48,503
‫آها.‬

473
00:33:48,527 --> 00:33:52,590
‫یه بار مامان و پاول من رو بردن به یه رستوران دریایی.‬

474
00:33:52,614 --> 00:33:54,676
‫یه آکواریوم پر از خرچنگ داشت.‬

475
00:33:54,700 --> 00:33:56,803
‫خُب...‬

476
00:33:56,827 --> 00:34:00,306
‫یکی‌شون اون تو بود که خیلی قشنگ بود.‬

477
00:34:00,330 --> 00:34:04,436
‫روی تمام پوسته‌اش انگار خال‌خال‌های آبی داشت.‬

478
00:34:04,460 --> 00:34:06,730
‫باعث شد یه حسی داشته باشم،‬

479
00:34:06,754 --> 00:34:10,066
‫نمی‌دونم، انگار تو دلم قند آب میشد؟‬

480
00:34:10,090 --> 00:34:12,402
‫قند آب میشد؟ منظورت اینه که...‬

481
00:34:12,426 --> 00:34:13,820
‫اوه.‬

482
00:34:13,844 --> 00:34:15,554
‫اوم...‬

483
00:34:17,222 --> 00:34:18,974
‫ولی با این حال خوردمش.‬

484
00:34:23,520 --> 00:34:24,813
‫چی؟‬

485
00:35:17,324 --> 00:35:19,552
‫مارک.‬

486
00:35:19,576 --> 00:35:22,472
‫مارک، حالت خوبه.‬

487
00:35:22,496 --> 00:35:23,997
‫الیور.‬

488
00:35:25,749 --> 00:35:27,685
‫اوه، فکر کردم...‬

489
00:35:27,709 --> 00:35:30,563
‫وقتی بیدار شدم و شما دوتا رو پیدا نکردم، من...‬

490
00:35:30,587 --> 00:35:32,941
‫فکر کردم یه اتفاقی افتاده.‬

491
00:35:32,965 --> 00:35:34,651
‫بعدش این رو پیدا کردم.‬

492
00:35:34,675 --> 00:35:36,718
‫فکر کردم...‬

493
00:35:42,015 --> 00:35:43,892
‫ما هر دو خوبیم، مارک.‬

494
00:35:45,185 --> 00:35:46,854
‫همگی خوبیم.‬

495
00:35:47,896 --> 00:35:49,648
‫ریش درآوردی.‬

496
00:35:51,733 --> 00:35:53,818
‫هوم...‬

497
00:35:55,320 --> 00:35:57,114
‫تو هم همین‌طور.‬

498
00:35:59,116 --> 00:36:01,451
‫تقریباً دو ماه بیهوش بودی.‬

499
00:36:03,287 --> 00:36:06,248
‫دو ماه؟‬

500
00:36:07,374 --> 00:36:09,394
‫- ولی...‬
‫- کانکوئست.‬

501
00:36:09,418 --> 00:36:10,812
‫تو کانکوئست رو کشتی؟‬

502
00:36:10,836 --> 00:36:13,171
‫نه. تو کشتیش.‬

503
00:36:18,594 --> 00:36:20,530
‫این جنگه.‬

504
00:36:20,554 --> 00:36:23,557
‫و متأسفانه هنوز تموم نشده.‬

505
00:36:27,561 --> 00:36:31,416
‫می‌دونم همتون سختی‌های وحشتناکی رو تحمل کردید،‬

506
00:36:31,440 --> 00:36:35,336
‫ولی پیروزی‌هامون گویای یه حقیقتِ غیرقابل‌انکاره.‬

507
00:36:35,360 --> 00:36:37,505
‫ما داریم پیروز میشیم.‬

508
00:36:37,529 --> 00:36:38,965
‫ولی به چه قیمتی؟‬

509
00:36:38,989 --> 00:36:44,178
‫تئودوس، ما همین الانش هم بیشتر از توانمون تلفات دادیم.‬

510
00:36:44,202 --> 00:36:49,601
‫تا کی باید از مردممون بخوایم که این خون‌ریزی رو تحمل کنن؟‬

511
00:36:49,625 --> 00:36:52,604
‫غمتون رو درک می‌کنم،‬

512
00:36:52,628 --> 00:36:55,648
‫و دردتون رو حس می‌کنم.‬

513
00:36:55,672 --> 00:36:59,485
‫هر فقدانی در راه مبارزه برای آزادی،‬

514
00:36:59,509 --> 00:37:02,638
‫عمیقاً بهم زخم می‌زنه.‬

515
00:37:10,854 --> 00:37:15,233
‫ولی بهتون قول میدم، این تنها راهه.‬

516
00:37:17,945 --> 00:37:21,782
‫و باید کاری رو که شروع کردیم تموم کنیم.‬

517
00:37:23,700 --> 00:37:25,678
‫قدم بعدیِ ما‬

518
00:37:25,702 --> 00:37:28,014
‫تثبیت دستاوردهاییه که‬

519
00:37:28,038 --> 00:37:29,538
‫در بخش گلداریان داشتیم.‬

520
00:37:52,562 --> 00:37:54,522
‫این دیگه چه کوفتی بود؟‬

521
00:38:23,510 --> 00:38:26,430
‫کسی رو زنده نذارید.‬

522
00:39:11,224 --> 00:39:12,910
‫خائن کجاست؟‬

523
00:39:12,934 --> 00:39:14,144
‫اینجاست.‬

524
00:39:49,221 --> 00:39:51,199
‫من ژنرال تِلیا هستم.‬

525
00:39:51,223 --> 00:39:52,909
‫تمام پشتیبانی‌های هواییِ موجود رو اعزام کنید‬

526
00:39:52,933 --> 00:39:55,393
‫و شبکه‌ی دفاعی‌مون رو دوباره فعال کنید.‬

527
00:40:00,607 --> 00:40:02,043
‫- هی.‬
‫- بهت که گفته بودم.‬

528
00:40:02,067 --> 00:40:03,692
‫یه وقت دیگه.‬

529
00:40:35,767 --> 00:40:37,309
‫زویی!‬

530
00:40:45,485 --> 00:40:48,237
‫آره! کار تیمی همیشه جواب میده.‬

531
00:40:50,240 --> 00:40:52,701
‫زویی؟‬

532
00:41:17,142 --> 00:41:21,645
‫بذار ببینم بدون اون پوستِ گلداریانیت چطوری می‌جنگی.‬

533
00:41:31,823 --> 00:41:36,620
‫اوه، الان دیگه حسابی تو دردسر افتادید.‬

534
00:41:39,915 --> 00:41:42,393
‫این سربازها برده شدن.‬

535
00:41:42,417 --> 00:41:45,062
‫سعی کنید نکشیدشون تا وقتی آزاد شدن بتونن بهمون کمک کنن.‬

536
00:41:45,086 --> 00:41:46,463
‫حله.‬

537
00:42:02,979 --> 00:42:04,648
‫پشتیبانی هوایی کجاست؟‬

538
00:42:13,156 --> 00:42:15,676
‫الیور، دنبال من بیا.‬

539
00:42:15,700 --> 00:42:17,094
‫چی؟‬

540
00:42:17,118 --> 00:42:19,388
‫داریم چیکار می‌کنیم؟‬

541
00:42:19,412 --> 00:42:20,413
‫اوه.‬

542
00:42:52,112 --> 00:42:53,488
‫نه!‬

543
00:43:34,362 --> 00:43:36,322
‫ویلترومایت‌ها!‬

544
00:44:03,933 --> 00:44:06,478
‫آره! گورتون رو گم کنین!‬

545
00:44:15,779 --> 00:44:17,654
‫مارک؟‬

546
00:44:20,992 --> 00:44:23,161
‫دهنتو. زود باش.‬

547
00:45:06,871 --> 00:45:08,914
‫ادامه بدید!‬

548
00:45:33,731 --> 00:45:36,460
‫شبکه دفاع سیاره‌ایمون دوباره وصل شد.‬

549
00:45:36,484 --> 00:45:39,255
‫خبری از نیروهای کمکی ویلترومایت نیست.‬

550
00:45:39,279 --> 00:45:42,198
‫- خوبه.‬
‫- بردیم؟‬

551
00:45:47,120 --> 00:45:48,413
‫ببخشید.‬

552
00:45:49,414 --> 00:45:51,207
‫سوال احمقانه‌ای بود.‬

553
00:46:08,349 --> 00:46:11,328
‫همچین اتفاقاتی...‬

554
00:46:11,352 --> 00:46:13,539
‫نباید اینجا بیفته.‬

555
00:46:13,563 --> 00:46:15,958
‫این فقط یه عقب‌گرد جزئیه‬

556
00:46:15,982 --> 00:46:20,254
‫و این یعنی ویلترومایت‌ها واقعاً چقدر ناامیدن.‬

557
00:46:20,278 --> 00:46:22,965
‫«عقب‌گرد جزئی»؟‬

558
00:46:22,989 --> 00:46:25,468
‫می‌دونی امروز چند نفر رو از دست دادیم؟‬

559
00:46:25,492 --> 00:46:30,139
‫باید به کلِ جنگ فکر کنی آلن، نه فقط به این نبرد.‬

560
00:46:30,163 --> 00:46:32,892
‫ترجیح میدم این کار رو نکنم.‬

561
00:46:32,916 --> 00:46:35,436
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.‬

562
00:46:35,460 --> 00:46:37,646
‫یه نفر سیستم دفاع سیاره‌ایمون رو از کار انداخته،‬

563
00:46:37,670 --> 00:46:40,483
‫ولی هیچ‌کس خارج از شبکه‌ی ما نمی‌تونست همچین کاری بکنه.‬

564
00:46:40,507 --> 00:46:42,091
‫غیرممکنه.‬

565
00:46:42,675 --> 00:46:44,236
‫نفوذی.‬

566
00:46:44,260 --> 00:46:47,281
‫همه‌ی دستورها از یه کنسول صادر شده...‬

567
00:46:47,305 --> 00:46:48,388
‫وای نه!

568
00:46:58,525 --> 00:46:59,960
‫خب، عوضی.‬

569
00:46:59,984 --> 00:47:02,630
‫چرا ما رو به ویلترومایت‌ها فروختی؟‬

570
00:47:02,654 --> 00:47:04,006
‫چی؟‬

571
00:47:04,030 --> 00:47:05,466
‫تو راهشون دادی.‬

572
00:47:05,490 --> 00:47:07,384
‫همش تقصیر توئه!‬

573
00:47:07,408 --> 00:47:09,053
‫مـ... مـ... من این کار رو نکردم.‬

574
00:47:09,077 --> 00:47:10,971
‫نمی‌دونم چی داری میگی.‬

575
00:47:10,995 --> 00:47:13,766
‫کنسولِ تو دفاعمون رو از کار انداخت.‬

576
00:47:13,790 --> 00:47:16,977
‫نه! نه، نه. نه، مـ... مـ... من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم!‬

577
00:47:17,001 --> 00:47:19,044
‫پس کار کیه؟‬

578
00:47:22,924 --> 00:47:24,467
‫تو.‬

579
00:47:35,645 --> 00:47:38,082
‫چطور تونستی؟‬

580
00:47:38,106 --> 00:47:41,126
‫ما زندگی‌مون رو وقفِ ائتلاف کردیم.‬

581
00:47:41,150 --> 00:47:43,944
‫و تو، تو به همه‌مون خیانت کردی!‬

582
00:47:47,198 --> 00:47:49,510
‫متأسفم.‬

583
00:47:49,534 --> 00:47:54,247
‫چند وقته داری با امپراتوری ویلتروم‌ها بهمون خیانت می‌کنی؟‬

584
00:47:55,540 --> 00:47:56,934
‫سال‌هاست.‬

585
00:47:56,958 --> 00:48:00,104
‫می‌دونستم... می‌دونستم اونا قراره برنده بشن،‬

586
00:48:00,128 --> 00:48:03,440
‫و مـ... من نمی‌خواستم بمیرم.‬

587
00:48:03,464 --> 00:48:06,884
‫اگه نمی‌خوای همین الان بمیری، هر چی می‌دونی رو بهمون میگی.‬

588
00:48:08,886 --> 00:48:11,973
‫اونا باز هم برنده میشن.‬

589
00:48:13,057 --> 00:48:14,785
‫دوباره بهش شلیک کن.‬

590
00:48:14,809 --> 00:48:16,495
‫صبر کن!‬

591
00:48:16,519 --> 00:48:18,122
‫ثرگ داره برمی‌گرده به ویلتروم.‬

592
00:48:18,146 --> 00:48:21,292
‫می‌خواد اونجا تجدید قوا کنه و برای یه حمله‌ی دیگه نقشه بکشه.‬

593
00:48:21,316 --> 00:48:24,753
‫- کی؟‬
‫- وقتی بقیه‌ی ویلترومایت‌ها برسن.‬

594
00:48:24,777 --> 00:48:26,946
‫داره همه رو دعوت می‌کنه.‬

595
00:48:29,574 --> 00:48:33,262
‫چرا... چـ... چرا داری می‌خندی؟

596
00:48:33,286 --> 00:48:35,848
‫اگه همین الان به ثرگ ضربه بزنیم،‬

597
00:48:35,872 --> 00:48:39,310
‫قبل از اینکه بقیه‌ی نیروهاش بهش ملحق بشن،‬

598
00:48:39,334 --> 00:48:43,671
‫ممکنه فرصتی داشته باشیم که این جنگ رو برای همیشه تموم کنیم.‬

599
00:48:48,468 --> 00:48:49,945
‫آخ.‬

600
00:48:49,969 --> 00:48:54,700
‫بدون رهبرشون، بقیه‌ی ویلترومایت‌ها متفرق میشن،‬

601
00:48:54,724 --> 00:48:57,911
‫و اینطوری می‌تونیم تک‌تک‌شون رو از پا دربیاریم.‬

602
00:48:57,935 --> 00:48:59,330
‫صبر کن.‬

603
00:48:59,354 --> 00:49:00,831
‫می‌خوای ما بریم به...‬

604
00:49:00,855 --> 00:49:03,917
‫قلبِ امپراتوری‌شون.‬

605
00:49:05,007 --> 00:49:07,007
‫سیاره‌ی ویلتروم.

606
00:49:07,500 --> 00:49:27,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
