1
00:00:02,077 --> 00:00:03,729
‫«آنچه گذشت...»

2
00:00:03,754 --> 00:00:05,691
‫- آقا، تو دیگه کدوم...
‫- دیمین دارک‌بلاد.‬

3
00:00:05,715 --> 00:00:07,025
‫کارآگاهِ شیاطین.‬

4
00:00:07,049 --> 00:00:09,361
‫گفتم تو جهنم می‌بینمت.‬

5
00:00:09,385 --> 00:00:11,697
‫یه جای بدتر منتظرته.‬

6
00:00:11,721 --> 00:00:14,449
‫راهی برای برگردوندنت دارم.‬

7
00:00:14,473 --> 00:00:16,934
‫ساکنِ سطحِ زمین با قدرتِ زیاد.‬

8
00:00:18,185 --> 00:00:21,456
‫در برابرِ کاهور تعظیم کنید!‬

9
00:00:21,480 --> 00:00:23,667
‫هر دوتون زنید؟‬

10
00:00:23,691 --> 00:00:26,878
‫برای اینکه جلوی سکوئید‌‌‌ها رو بگیرم
‫مجبور شدم راس رو متوقف کنم.‬

11
00:00:26,902 --> 00:00:28,547
‫کجا داری میری؟‬

12
00:00:28,571 --> 00:00:29,881
‫تا پسرم رو گیر بیارم.

13
00:00:29,905 --> 00:00:33,927
‫من خونه‌م رو می‌فروشم،‬
‫تو هم مالِ خودت رو. بهش فکر کن.‬

14
00:00:33,951 --> 00:00:36,596
‫قدرت‌هام...‬
‫دیگه فقط قاتی نمی‌کنن.‬

15
00:00:36,620 --> 00:00:40,600
‫با خانواده‌ی من درنیفت!‬

16
00:00:40,624 --> 00:00:43,228
‫بسه. خواهش می‌کنم.‬

17
00:00:43,252 --> 00:00:44,503
‫همه‌چی ردیفه؟‬

18
00:00:46,000 --> 00:00:57,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

19
00:00:57,975 --> 00:01:01,479
‫عه... همین‌طوری
‫سرت رو بنداز بیا تو، تعارف نکن.‬

20
00:01:03,189 --> 00:01:05,523
‫چی شده پسر؟‬

21
00:01:09,820 --> 00:01:13,467
‫آرت، من... کارِ وحشتناکی کردم.‬

22
00:01:13,491 --> 00:01:15,493
‫خب...‬

23
00:01:17,411 --> 00:01:21,057
‫فقط... چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم،‬

24
00:01:21,081 --> 00:01:24,126
‫یا حداقل فکر می‌کنم نداشتم.‬
‫ولی نمی‌دونم اصلاً فرقی هم می‌کنه یا نه.‬

25
00:01:25,169 --> 00:01:27,439
‫من...‬

26
00:01:27,463 --> 00:01:29,483
‫یه نفر رو کشتم.‬

27
00:01:29,507 --> 00:01:33,278
‫تسخیر شده بود و داشت پخش می‌شد، ولی...‬

28
00:01:33,302 --> 00:01:34,946
‫بی‌گناه بود.‬

29
00:01:34,970 --> 00:01:36,698
‫تقصیرِ اون نبود.‬

30
00:01:36,722 --> 00:01:39,433
‫ای وای. مارک.‬

31
00:01:41,101 --> 00:01:43,789
‫بدترش اینه که...‬

32
00:01:43,813 --> 00:01:45,457
‫نزدیک بود دوباره این کار رو بکنم.‬

33
00:01:45,481 --> 00:01:47,501
‫حتی بهش فکر هم نکردم. فقط...‬

34
00:01:47,525 --> 00:01:51,755
‫دستم دورِ گلوی یارو بود و می‌خواستم‬

35
00:01:51,779 --> 00:01:55,175
‫به خاطرِ اینکه برادرم رو به خطر انداخته بود، بکشمش.‬

36
00:01:55,199 --> 00:01:57,427
‫ولی نکشتی.‬

37
00:01:57,451 --> 00:02:00,972
‫آره، فقط چون الیور جلوم رو گرفت.‬

38
00:02:00,996 --> 00:02:03,683
‫یه طوری بهم نگاه کرد
‫انگار من رو نمی‌شناخت...

39
00:02:03,707 --> 00:02:05,894
‫وحشت کرده بود.‬

40
00:02:05,918 --> 00:02:08,230
‫من مثلِ اونم، آرت.‬

41
00:02:08,254 --> 00:02:11,024
‫بالاخره اتفاق افتاد.‬

42
00:02:11,048 --> 00:02:15,028
‫باید خیلی بیشتر از این‌ها
‫مرگ و ویرانی پشتِ سرت بذاری‬

43
00:02:15,052 --> 00:02:17,346
‫تا شبیهِ بابات بشی، مارک.‬

44
00:02:19,640 --> 00:02:23,018
‫باید این رو بهت پس بدم.
‫دیگه لیاقتِ پوشیدنش رو ندارم.‬

45
00:02:25,938 --> 00:02:29,817
‫می‌دونی تابه‌حال چه کسی
‫با نگرانی نسبت به اشتباهاتش اومده اینجا؟ ها؟

46
00:02:31,861 --> 00:02:33,755
‫دقیقاً.‬

47
00:02:33,779 --> 00:02:39,469
‫همین که داری از تو خورده میشی یعنی
‫شبیهِ اون نیستی و هیچ‌وقت هم نمیشی.‬

48
00:02:39,493 --> 00:02:41,120
‫من خط قرمز رو رد کردم، آرت.

49
00:02:44,665 --> 00:02:47,769
‫اگه من تسخیر شده بودم و
‫می‌خواستم به یه مشت آدم آسیب بزنم،‬

50
00:02:47,793 --> 00:02:51,898
‫و تنها راهِ متوقف کردنم این بود که، می‌دونی،‬

51
00:02:51,922 --> 00:02:56,444
‫تا خودِ دمِ درِ بهشت ازت تشکر می‌کردم.‬

52
00:02:56,468 --> 00:02:57,887
‫بازم یه مرزی هست.

53
00:02:58,888 --> 00:03:03,076
‫هه. فکر می‌کنی بدتر شدی ولی به نظرِ من‬

54
00:03:03,100 --> 00:03:06,454
‫هنوز همون بچه‌ای هستی که
‫چند سال پیش اومد اینجا‬

55
00:03:06,478 --> 00:03:08,790
‫و می‌خواست دنیا رو جای بهتری تبدیل کنه.‬

56
00:03:08,814 --> 00:03:12,878
‫فقط دنیا اون‌قدری
‫که فکر می‌کردی باهات راه نمیاد.‬

57
00:03:12,902 --> 00:03:15,797
‫فکر می‌کنی دیگه نمی‌تونی این لباس رو بپوشی؟‬

58
00:03:15,821 --> 00:03:18,049
‫خب نپوش.‬

59
00:03:18,073 --> 00:03:22,161
‫نمی‌تونم زمان رو به عقب برگردونم
‫و کاری که کردی رو پاک کنم.‬

60
00:03:23,078 --> 00:03:25,724
‫ولی وقتی آماده بودی که یادت بیاد کی بودی...

61
00:03:25,748 --> 00:03:28,643
‫یه بچه که فقط داشت تمامِ تلاشش رو
‫می‌کرد... حداقلش اینه که

62
00:03:28,667 --> 00:03:31,453
‫می‌تونم ظاهرت رو همون‌طوری کنم.‬

63
00:03:32,463 --> 00:03:35,942
‫آره، حس کردم دوباره
‫به این رنگ‌ها احتیاج پیدا می‌کنیم،‬

64
00:03:35,966 --> 00:03:37,760
‫واسه همین چند وقت پیش ردیفش کردم.‬

65
00:03:39,178 --> 00:03:42,616
‫ممنون آرت. واقعاً میگم.‬

66
00:03:42,640 --> 00:03:44,850
‫ولی این حسی که دارم رو عوض نمی‌کنه...

67
00:03:46,894 --> 00:03:48,038
‫ببخشید.‬

68
00:03:48,062 --> 00:03:49,396
‫سلام، ایو.‬

69
00:03:50,397 --> 00:03:52,107
‫نه، مشکلی نیست.
‫می‌تونم برم سرِ مأموریت.‬

70
00:03:53,275 --> 00:03:55,276
‫کجا؟‬

71
00:03:59,000 --> 00:04:06,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

72
00:04:10,709 --> 00:04:13,921
‫وایل آزاد نمیشه!‬

73
00:04:16,882 --> 00:04:21,053
‫حکومتِ قلمروی زیرین همین حالا تموم میشه!‬

74
00:04:23,263 --> 00:04:28,620
‫شعله‌های این مکان با شدتی بی‌رقیب می‌سوزن.‬

75
00:04:28,644 --> 00:04:35,502
‫و برای قرن‌ها، گوشت و پوستِ شما در
‫گردابِ این خشم آبدیده شده.‬

76
00:04:35,526 --> 00:04:41,508
‫اما این فقط زمزمه‌ای از طوفانیه که
‫درونِ من غوغا می‌کنه.‬

77
00:04:41,532 --> 00:04:44,803
‫هم‌نوع‌های شما در شعله ساخته شدن.‬

78
00:04:44,827 --> 00:04:47,847
‫هم‌نوعِ من خودِ شعله‌ست.‬

79
00:04:47,871 --> 00:04:51,351
‫بیاین. دوباره با من روبرو بشین.‬

80
00:04:51,375 --> 00:04:59,150
‫بدن‌هاتون رو در برابرِ اراده‌ی
‫طغیان‌گر ولکانیکا تکه ‌تکه کنین.‬

81
00:04:59,174 --> 00:05:04,656
‫بذارین اون‌هایی که نمی‌سوزن، دوباره بسوزن.‬

82
00:05:04,680 --> 00:05:10,203
‫چنگال‌های گداخته‌ی من از تسکینِ زودگذری که‬

83
00:05:10,227 --> 00:05:13,063
‫خونِ شما به همراه داره، لذت می‌برن.‬

84
00:05:33,667 --> 00:05:38,714
‫باید صبر می‌کردیم. یه بارِ دیگه
‫طلسمِ احضار رو امتحان می‌کردیم.‬

85
00:05:40,466 --> 00:05:43,945
‫تو می‌خوای اون‌قدر صبر کنی
‫تا این سلیطه سیاره رو دو نیم کنه.‬

86
00:05:43,969 --> 00:05:47,907
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ترسو باشی، برادر.‬

87
00:05:47,931 --> 00:05:51,911
‫یا ترس، یا خرد.‬

88
00:05:51,935 --> 00:05:55,064
‫فهمیدنش... معمولاً خیلی دیر میشه.‬

89
00:05:56,106 --> 00:05:58,692
‫بیا با هم بفهمیم.‬

90
00:06:14,875 --> 00:06:18,313
‫چرا نمی‌تونین مثلِ بقیه‌ی
‫هم‌نوع‌هاتون بکشین کنار؟‬

91
00:06:18,337 --> 00:06:22,067
‫چرا باید این‌قدر قضیه رو
‫برای خودتون سخت کنین؟‬

92
00:06:22,091 --> 00:06:24,986
‫مگمانیت‌های من بی‌شمارن.‬

93
00:06:25,010 --> 00:06:30,075
‫کافیه اراده‌ کنم
‫تا تعدادِ بیشتری رو احضار کنم.‬

94
00:06:30,099 --> 00:06:33,453
‫تختِ جهنمی مالِ منه
‫و به چالش کشیدنِ سلطنتِ من‬

95
00:06:33,477 --> 00:06:35,729
‫یعنی به استقبالِ نابودی شما!‬

96
00:06:37,189 --> 00:06:40,776
‫توی کارایی که سردر‌نمیاری دخالت نکن!‬

97
00:06:42,236 --> 00:06:44,923
‫در نبرد آتش مقابل آتش

98
00:06:44,947 --> 00:06:48,218
‫برنده اونیه که شعله‌اش از همه بیشتره!‬

99
00:06:48,242 --> 00:06:51,161
‫ببین. چطور. می‌سوزم.‬

100
00:06:54,123 --> 00:06:55,456
‫همین الان بگیریدش!

101
00:06:57,876 --> 00:07:00,087
‫بجنگید!‬

102
00:07:01,338 --> 00:07:04,484
‫کلِ قدرتتون همین بود؟‬

103
00:07:04,508 --> 00:07:09,221
‫قدرتِ من با عمیق‌ترین دره‌های
‫این قلمرو برابری می‌کنه!‬

104
00:07:37,040 --> 00:07:38,709
‫هووم...‬

105
00:07:49,219 --> 00:07:54,974
‫دیمین. همیشه پیروزی رو
‫به شکست تبدیل می‌کنی.‬

106
00:07:57,019 --> 00:07:59,539
‫شکست نخوردم.‬

107
00:07:59,563 --> 00:08:02,608
‫متأسفانه شکست خوردی.‬

108
00:08:09,948 --> 00:08:11,199
‫دیمین!‬

109
00:08:15,204 --> 00:08:19,499
‫اوه، نگرانِ برادرتی؟ طفلکی.‬

110
00:08:20,584 --> 00:08:24,296
‫حیف که فقط یه بار می‌تونم جونت رو بگیرم!‬

111
00:08:35,140 --> 00:08:36,600
‫بدجوری زخمی شدی؟‬

112
00:08:38,101 --> 00:08:41,730
‫بابا توی دوران خودش
‫بدتر از اینا سرم آورده.

113
00:08:44,441 --> 00:08:48,880
‫انگار ارتشِت اون‌قدرها هم بی‌انتها نیست.‬

114
00:08:48,904 --> 00:08:54,636
‫اونا به‌زودی این غار رو پر می‌کنن
‫و خاکسترت می‌کنن.‬

115
00:08:54,660 --> 00:08:58,163
‫همش حرف! رقت‌انگیزه!‬

116
00:09:00,207 --> 00:09:02,208
‫می‌بینی چطوری من...‬

117
00:09:22,437 --> 00:09:25,583
‫فکر کردین می‌تونین...‬

118
00:09:25,607 --> 00:09:27,585
‫یه چیزِ جزئی...‬

119
00:09:27,609 --> 00:09:29,337
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونه...‬

120
00:09:29,361 --> 00:09:32,197
‫من...‬

121
00:09:42,582 --> 00:09:44,960
‫نه...‬

122
00:09:48,672 --> 00:09:51,401
‫همش حرف بود، ها؟

123
00:09:51,425 --> 00:09:53,759
‫من که هنوز حرفی نزدم.‬

124
00:10:09,860 --> 00:10:11,695
‫دومینا.‬

125
00:10:31,214 --> 00:10:33,300
‫نه...‬

126
00:10:34,384 --> 00:10:38,323
‫و حالا فقط یکی مونده.‬

127
00:10:38,347 --> 00:10:42,392
‫فکر کردم... شانسی داریم.‬

128
00:10:43,643 --> 00:10:46,080
‫چقدر احمق بودی.‬

129
00:10:46,104 --> 00:10:50,233
‫دقیق بهش بگو چقدر ناتوانی.‬

130
00:10:51,318 --> 00:10:56,382
‫اصلا میل ندارم برای بارِ سوم
‫هیولای بزرگ رو درهم بکوبم.‬

131
00:10:56,406 --> 00:11:02,680
‫در واقع، به شیطان بگو
‫الان من هیولای بزرگ هستم.‬

132
00:11:02,704 --> 00:11:07,541
‫اون... خب، اون هیچی نیست.‬

133
00:11:19,054 --> 00:11:23,058
‫دومینا... خیلی متأسفم.‬

134
00:12:07,561 --> 00:12:11,565
‫من اینجام، دارک‌بلاد.‬

135
00:12:12,649 --> 00:12:15,545
‫نیازی به احضار کردنِ من نیست.‬

136
00:12:15,569 --> 00:12:22,135
‫من صدای آشوب و غرشِ نبردتون رو
‫از اعماقِ پناهگاهم شنیدم.‬

137
00:12:22,159 --> 00:12:25,263
‫خیلی وقته که از شکستت باخبرم.‬

138
00:12:25,287 --> 00:12:27,807
‫متأسفم، ارباب.‬

139
00:12:27,831 --> 00:12:33,813
‫نیروها به قدرِ کافی قوی نبودن. خیلی...
‫پشیمونم.‬

140
00:12:33,837 --> 00:12:37,024
‫صبرم داره لبریز میشه، دارک‌بلاد.‬

141
00:12:37,048 --> 00:12:43,180
‫اوضاعِ ما داره وخیم‌تر می‌شه و نقشه‌هات
‫فقط به شکست ختم شدن.‬

142
00:12:48,477 --> 00:12:51,414
‫عطشِ من همین الانش هم فروکش کرده، دارک‌بلاد.‬

143
00:12:51,438 --> 00:12:55,066
‫این... تیکه‌پاره‌ها در حدِ من نیستن.‬

144
00:12:56,151 --> 00:13:00,131
‫می‌فهمم اوضاع وخیمه. با این حال.‬

145
00:13:00,155 --> 00:13:04,427
‫لازم نیست این‌قدر... کینه‌ای باشید.‬

146
00:13:04,451 --> 00:13:09,974
‫ببخشید. ببخشید. بله.
‫دوباره سرِ پاشون می‌کنم.‬

147
00:13:09,998 --> 00:13:15,813
‫ممکنه زمان ببره چون قدرتم کم شده،
‫اما انجامش میدم.‬

148
00:13:15,837 --> 00:13:18,900
‫ممنونم، هیولای بزرگ.‬

149
00:13:18,924 --> 00:13:24,572
‫من قدردانِ وفاداریِ
‫خاندانِ دارک‌بلاد هستم. این...‬

150
00:13:24,596 --> 00:13:28,183
‫توی وضعیتِ فعلیِ من، بی‌دلیله.‬

151
00:13:31,394 --> 00:13:35,458
‫با پشتکارت بهم افتخار میدی.‬

152
00:13:35,482 --> 00:13:40,546
‫با اینکه همین الانشم
‫ده برابرِ خیانتت رو جبران کردی.‬

153
00:13:40,570 --> 00:13:43,365
‫هووم...‬

154
00:13:44,866 --> 00:13:48,930
‫خشمِ خواهرت چیزِ فوق‌العاده‌ایه.‬

155
00:13:48,954 --> 00:13:51,516
‫اوه، نگران نباش، دومینا.‬

156
00:13:51,540 --> 00:13:56,604
‫به‌زودی یه فرصتِ دیگه پیدا می‌کنی
‫تا من رو به تختم برگردونی.‬

157
00:13:56,628 --> 00:13:57,688
‫نه.‬

158
00:13:57,712 --> 00:14:00,966
‫چی گفتی؟‬

159
00:14:02,050 --> 00:14:04,612
‫امتحان کردنِ دوباره‌ی همون راه بی‌فایده‌ست.‬

160
00:14:04,636 --> 00:14:09,492
‫ولکانیکا ممکنه دفعه‌ی بعد چیزی
‫باقی نذاره که بخوایم درستش کنیم.‬

161
00:14:09,516 --> 00:14:14,080
‫در عوض، یه بارِ دیگه
‫طلسمِ احضار رو امتحان کن.‬

162
00:14:14,104 --> 00:14:16,832
‫هیچ‌وقت جواب نداده.‬

163
00:14:16,856 --> 00:14:20,127
‫تنهایی روبرو شدن با اون هم جواب نداده.‬

164
00:14:20,151 --> 00:14:23,172
‫اَه... طلسمت ایراد داره.‬

165
00:14:23,196 --> 00:14:25,925
‫نه. ایراد نداره.‬

166
00:14:25,949 --> 00:14:30,429
‫هنوز از خونِ صحنه‌ی جرمِ نگهبان باقی مونده.‬

167
00:14:30,453 --> 00:14:33,349
‫قبلاً نگران بودم،‬

168
00:14:33,373 --> 00:14:39,397
‫که اگه محدوده‌ی طلسم رو بیشتر کنم،
‫ممکنه چی رو پایین بکشه.‬

169
00:14:39,421 --> 00:14:42,549
‫اما الان دیگه ناچارم.‬

170
00:15:32,140 --> 00:15:36,579
‫دومیناری هومینِس.‬

171
00:15:36,603 --> 00:15:38,581
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

172
00:15:38,605 --> 00:15:42,877
‫دومیناری هومینِس.‬

173
00:15:42,901 --> 00:15:46,589
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

174
00:15:46,613 --> 00:15:49,925
‫دومیناری هومینِس.‬

175
00:15:49,949 --> 00:15:53,262
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

176
00:15:53,286 --> 00:15:56,682
‫دومیناری هومینِس.‬

177
00:15:56,706 --> 00:16:00,227
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

178
00:16:00,251 --> 00:16:03,397
‫دومیناری هومینِس! ‬

179
00:16:03,421 --> 00:16:07,257
‫آفرته آد اینفرنوس! ‬

180
00:16:32,283 --> 00:16:33,785
‫این دیگه چی بود؟

181
00:16:34,869 --> 00:16:37,807
‫اومنی‌من نیست.‬

182
00:16:37,831 --> 00:16:41,310
‫پسرش خونِ اون رو توی رگ‌هاش داره.‬

183
00:16:41,334 --> 00:16:43,104
‫هووم.‬

184
00:16:43,128 --> 00:16:44,563
‫دیمین دارک‌بلاد؟‬

185
00:16:44,587 --> 00:16:47,274
‫صبر کن، چی؟ ما کجاییم؟‬

186
00:16:47,298 --> 00:16:52,196
‫قلمرویِ زیرین.‬
‫جایی که هم‌نوعات بهش می‌گن... جهنم.‬

187
00:16:52,220 --> 00:16:53,614
‫من تویِ جهنمم؟‬

188
00:16:53,638 --> 00:16:56,659
‫نه. امکان نداره.‬

189
00:16:56,683 --> 00:17:00,496
‫احضارت کردم. به کمکت نیاز دارم.‬

190
00:17:00,520 --> 00:17:03,332
‫موضوعِ خیلی حیاتیه.‬

191
00:17:03,356 --> 00:17:06,502
‫آره، خودم... یه جورایی وسطِ یه کاری بودم.‬

192
00:17:06,526 --> 00:17:10,655
‫شکست‌ناپذیر؟ شکست‌ناپذیر؟ !‬

193
00:17:12,741 --> 00:17:14,969
‫باهاش چیکار کردی؟‬

194
00:17:14,993 --> 00:17:19,390
‫فکر کردی تنها میزبانِ‬
‫مناسبم رو تبعید می‌کنم؟‬

195
00:17:19,414 --> 00:17:21,267
‫فکر کنم داشتی شکست می‌خوردی.‬

196
00:17:21,291 --> 00:17:25,896
‫من جاودان‌ام!‬

197
00:17:25,920 --> 00:17:30,568
‫ولی دیگه نمی‌تونم
‫این مقبره‌یِ زندان‌مانند رو تحمل کنم.‬

198
00:17:30,592 --> 00:17:33,154
‫صبر کن، داری...
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

199
00:17:33,178 --> 00:17:38,617
‫خیلی وقت بود که
‫دنبالِ یه میزبانِ مناسب می‌گشتم.‬

200
00:17:38,641 --> 00:17:43,289
‫باید... خودم رو خار کنم‬

201
00:17:43,313 --> 00:17:46,917
‫و به یه زن راضی بشم.‬

202
00:17:46,941 --> 00:17:49,462
‫یه لحظه صبر کن. من فکر کردم...‬

203
00:17:49,486 --> 00:17:52,798
‫یعنی میگی هر وقت می‌خواستی
‫می‌تونستی میزبانِ زن بگیری‬

204
00:17:52,822 --> 00:17:54,967
‫و فقط خودت نخواستی؟‬

205
00:17:54,991 --> 00:17:57,743
‫اوه، لعنتی.‬

206
00:18:13,927 --> 00:18:18,389
‫این... همچین بدم نیست.‬

207
00:18:20,809 --> 00:18:23,102
‫اصلاً بد نیست.‬

208
00:18:28,525 --> 00:18:32,463
‫همم. اون چطوری...؟‬

209
00:18:32,487 --> 00:18:36,550
‫اون مرده با پرواز آوردتش اینجا.

210
00:18:36,574 --> 00:18:38,928
‫لعنت بهش!‬

211
00:18:38,952 --> 00:18:42,412
‫اه! کاش این یکی قدرت‌هایِ...‬

212
00:18:42,461 --> 00:18:44,349
‫«شکست‌ناپذیر»

213
00:18:44,374 --> 00:18:49,419
‫...با شیطان آشنا شو.
‫شیطان، ایشون هم...‬

214
00:18:49,466 --> 00:18:53,399
‫«شکست‌ناپذیره»

215
00:18:53,424 --> 00:18:56,278
‫عجب! این... شیطانه؟‬

216
00:18:56,302 --> 00:18:58,113
‫- آره، ولی...‬
‫- باشه.‬

217
00:18:58,137 --> 00:19:01,033
‫نه!‬

218
00:19:01,057 --> 00:19:03,768
‫ارباب تاریکی رو آزاد کن!‬

219
00:19:05,270 --> 00:19:10,668
‫اِ، صبر کن. تو... تو من رو نیاوردی
‫جهنم که با شیطان بجنگم؟‬

220
00:19:10,692 --> 00:19:16,006
‫نه. اجازه بده توضیح بدم.‬

221
00:19:16,030 --> 00:19:20,010
‫اوه. اِ... ببخشید. هه.‬

222
00:19:20,034 --> 00:19:22,888
‫خواهش می‌کنم.‬

223
00:19:22,912 --> 00:19:28,561
‫خشونتِ این‌شکلی برایِ هم‌نوعایِ من
‫فقط یه جور معاشقه‌ست.‬

224
00:19:28,585 --> 00:19:30,879
‫پسر... چه چندش!‬

225
00:19:31,963 --> 00:19:34,883
‫بریم بیرون. همین الان.‬

226
00:19:39,888 --> 00:19:45,369
‫عجب! پس... جهنم واقعاً وجود داره؟‬

227
00:19:45,393 --> 00:19:48,581
‫جهنم. اهریمن‌ها. شیطان.‬

228
00:19:48,605 --> 00:19:51,166
‫همش واقعیه.‬

229
00:19:51,190 --> 00:19:54,003
‫هیچ‌کدومش اون‌طوری که تو می‌شناسی نیست.‬

230
00:19:54,027 --> 00:19:56,738
‫بشین. لطفاً.‬

231
00:19:57,780 --> 00:20:00,968
‫سیسل گفت بعد از تحقیق درباره‌یِ بابام
‫برگشتی اینجا،‬

232
00:20:00,992 --> 00:20:02,261
‫ولی فکر نمی‌کردم اون...‬

233
00:20:02,285 --> 00:20:06,432
‫سیسل من رو احضار کرد تا
‫حقیقت پدرت رو مخفی کنه.

234
00:20:06,456 --> 00:20:10,853
‫همون راهی که تو رو آورد اینجا.
‫فقط برعکسش.‬

235
00:20:10,877 --> 00:20:15,274
‫من رو به جهنم احضار کردی؟ یا خدا...‬

236
00:20:15,298 --> 00:20:18,944
‫برایِ کنترلِ قلمرویِ زیرین جنگِ قدرت در جریانه.‬

237
00:20:18,968 --> 00:20:22,907
‫ولکانیکا، حاکمِ مگمانیت‌ها،‬

238
00:20:22,931 --> 00:20:25,701
‫تختِ پادشاهیِ جهنمی رو از شیطان دزدید.‬

239
00:20:25,725 --> 00:20:27,995
‫الان اون به قلمرو زیرین دستور میده.‬

240
00:20:28,019 --> 00:20:30,623
‫باید شکستش بدیم.‬

241
00:20:30,647 --> 00:20:32,374
‫چی؟ توقع داری من...‬

242
00:20:32,398 --> 00:20:35,127
‫ببین، من الان اصلاً اوضاعِ روحیِ خوبی ندارم.‬

243
00:20:35,151 --> 00:20:38,923
‫و نمی‌تونم برایِ شیطان کار کنم.‬

244
00:20:38,947 --> 00:20:42,635
‫مگه شیاطین آدم‌بده نیستن؟ بهت برنخوره.‬

245
00:20:42,659 --> 00:20:47,890
‫نذار خرافاتِ ساکنینِ سطحِ زمین
‫رویِ قضاوتت تأثیر بذاره.‬

246
00:20:47,914 --> 00:20:50,517
‫شیطان خبیث نیست.‬

247
00:20:50,541 --> 00:20:53,729
‫شیطان دنیای شما رو تهدید نمی‌کنه.

248
00:20:53,753 --> 00:20:57,983
‫دنیایِ شما بخاطر شیطان وجود داره.‬

249
00:20:58,007 --> 00:21:00,903
‫خب، چی؟‬

250
00:21:00,927 --> 00:21:05,574
‫ساکنینِ سطحِ زمین تویِ
‫ششمین عصرِ هستی زندگی می‌کنن.‬

251
00:21:05,598 --> 00:21:08,911
‫و از پنج عصرِ قبلی بی‌خبرن.‬

252
00:21:08,935 --> 00:21:14,500
‫حتماً متوجهِ هیولاهایِ غول‌پیکر و
‫موجوداتِ عظیمی‬ که باقی موندن شدی؟‬

253
00:21:14,524 --> 00:21:17,294
‫اونا بخاطر تشعشعات نیستن؟‬

254
00:21:17,318 --> 00:21:19,880
‫اونا مالِ عصرِ دوم هستن.‬

255
00:21:19,904 --> 00:21:26,136
‫و خوشبختانه موجوداتِ ضعیف‌تری‬
‫نسبت به قدیمی‌هایِ عصرِ اول هستن.‬

256
00:21:26,160 --> 00:21:30,683
‫شیطان و اهریمن‌ها مالِ عصرِ پنجم هستن.‬

257
00:21:30,707 --> 00:21:35,020
‫ما درباره‌یِ عصرِ سوم حرف نمی‌زنیم.‬

258
00:21:35,044 --> 00:21:36,313
‫درسته.‬

259
00:21:36,337 --> 00:21:38,482
‫خب، عصرِ چهارم رو هم جا انداختی.‬

260
00:21:38,506 --> 00:21:42,403
‫داشتم برایِ جذابیتِ دراماتیکِ داستان
‫زمینه‌چینی می‌کردم.‬

261
00:21:42,427 --> 00:21:46,407
‫عصرِ چهارم هرج‌ومرج بود.‬

262
00:21:46,431 --> 00:21:53,831
‫برایِ میلیون‌ها سال،‬
‫وایل‌ها بر کل سیاره حکومت می‌کردن.‬

263
00:21:53,855 --> 00:21:58,085
‫اونا موجوداتِ کثیف سیری‌ناپذیری هستن.‬

264
00:21:58,109 --> 00:22:00,087
‫نمیشه اونا رو کُشت.‬

265
00:22:00,111 --> 00:22:03,257
‫یه جوری تا عصرِ پنجم زنده موندن.‬

266
00:22:03,281 --> 00:22:07,386
‫جنگِ بینِ ما قرن‌ها طول کشید.‬

267
00:22:07,410 --> 00:22:10,621
‫و سیاره رو با نابودی تهدید کرد.‬

268
00:22:12,540 --> 00:22:15,978
‫اهریمن‌ها، وایل‌ها رو به اینجا کشوندن.‬

269
00:22:16,002 --> 00:22:17,563
‫قلمرو زیرین.‬

270
00:22:17,587 --> 00:22:23,610
‫زندانی‌شون کردن و با شکنجه
‫ضعیف نگهشون داشتن.‬

271
00:22:23,634 --> 00:22:27,406
‫خیلی‌ها برایِ انجامِ این کار جون دادن.‬

272
00:22:27,430 --> 00:22:32,828
‫بدونِ فداکاریِ اهریمن‌ها،
‫انسان‌ها هرگز تکامل پیدا نمی‌کردن.‬

273
00:22:32,852 --> 00:22:35,664
‫هرگز رشد نمی‌کردن. نه شهری بود،‬

274
00:22:35,688 --> 00:22:40,377
‫نه زبانی و نه تویی.‬

275
00:22:40,401 --> 00:22:47,551
‫شیطان اهریمن‌ها رو علیه وایل‌ها رهبری کرد
‫تا بقیه بتونن در آرامش زندگی کنن.‬

276
00:22:47,575 --> 00:22:51,972
‫هم‌نوع‌های تو
‫همه‌چیزشون رو مدیون اون هستند.‬

277
00:22:51,996 --> 00:22:57,144
‫اوه. اوم... ممنون، فکر کنم؟‬

278
00:22:57,168 --> 00:23:01,857
‫فداکاری ما کاملاً از روی بشردوستی نیست.‬

279
00:23:01,881 --> 00:23:07,196
‫شکنجه‌ی بی‌پایان هم کارِ ما بود.‬

280
00:23:07,220 --> 00:23:11,075
‫اوه... پس اینجا.‬
‫فقط... اعماقِ زمینه؟‬

281
00:23:11,099 --> 00:23:12,576
‫آره.‬

282
00:23:12,600 --> 00:23:16,330
‫پس اگه بخوام برم،‬
‫فقط کافیه... رو به بالا پرواز کنم؟‬

283
00:23:16,354 --> 00:23:24,004
‫احتمالاً قبلِ رسیدن به سطح خسته میشی.‬
‫احتمالاً می‌میری.‬

284
00:23:24,028 --> 00:23:26,298
‫شاید.‬

285
00:23:26,322 --> 00:23:29,468
‫ولکانیکا از انسان‌ها متنفره.‬

286
00:23:29,492 --> 00:23:34,348
‫اون قصد داره تمامِ وایل‌ها رو آزاد کنه‬
‫و بفرسته به سطح زمین.‬

287
00:23:34,372 --> 00:23:37,142
‫این یعنی پایانِ دنیا.‬

288
00:23:37,166 --> 00:23:41,480
‫خیلی‌ها، اگه نگم همه، می‌میرن.‬

289
00:23:41,504 --> 00:23:43,857
‫قهرمان‌های دیگه‌ای هم
‫هستن که بتونن کمک کنن.‬

290
00:23:43,881 --> 00:23:46,902
‫بقیه‌ی قهرمان‌ها اینجا نیستن.‬

291
00:23:46,926 --> 00:23:50,072
‫نه. نه. تو متوجه نیستی.‬

292
00:23:50,096 --> 00:23:53,534
‫من... من آدمِ این کار نیستم.‬
‫فقط من رو بفرست خونه.‬

293
00:23:53,558 --> 00:23:59,414
‫اگه جلوی ولکانیکا و وایل‌ها گرفته نشه،‬
‫دیگه خونه‌ای نیست که بهش برگردی.‬

294
00:23:59,438 --> 00:24:01,291
‫من فقط اوضاع رو بدتر می‌کنم.‬

295
00:24:01,315 --> 00:24:04,044
‫اوضاع همین الانشم در بدترین حالتِ ممکنه.‬

296
00:24:04,068 --> 00:24:06,296
‫بس کن... وای... فقط بس کن...‬

297
00:24:06,320 --> 00:24:09,424
‫که حرف‌های خودم رو برعلیه خودم استفاده کنی.‬
‫جدی می‌گم.‬

298
00:24:09,448 --> 00:24:12,886
‫وضعیت هم خیلی جدیه.‬

299
00:24:12,910 --> 00:24:16,640
‫عذر می‌خوام.

300
00:24:16,664 --> 00:24:20,561
‫قصد ندارم دروغ بگم.‬

301
00:24:20,585 --> 00:24:26,174
‫فقط حقیقته. گزینه‌ی دیگه‌ای نیست.‬

302
00:24:27,925 --> 00:24:31,572
‫اگه کمکت کنم،‬
‫من رو می‌فرستی خونه؟‬

303
00:24:31,596 --> 00:24:32,990
‫آره.‬

304
00:24:33,014 --> 00:24:36,142
‫من به کسی صدمه نمی‌زنم. خب؟‬

305
00:24:37,643 --> 00:24:41,331
‫صدمه زدن رو بسپار به ما.‬

306
00:24:41,355 --> 00:24:43,542
‫می‌خوای چیکار کنم؟‬

307
00:24:43,566 --> 00:24:47,588
‫من خاندانِ دارک‌بلاد رو احیا می‌کنم.‬

308
00:24:47,612 --> 00:24:53,117
‫تو چیزی رو پس می‌گیری که من رو احیا می‌کنه.‬

309
00:24:54,493 --> 00:25:01,435
‫وایل‌ها... ولکانیکا‬
‫و مگمانیت‌ها اهریمن‌ها رو فراری دادن.‬

310
00:25:01,459 --> 00:25:03,645
‫به شکنجه پایان دادن.‬

311
00:25:03,669 --> 00:25:10,277
‫وایل‌ها فعلاً توسط شعله‌های قلمروی زیرین‬
‫مهار شدن، اما دارن بهبود پیدا می‌کنن.‬

312
00:25:10,301 --> 00:25:13,238
‫به‌زودی فرار می‌کنن.‬

313
00:25:13,262 --> 00:25:17,600
‫تمامِ زندگیِ زیر و روی زمین رو تهدید می‌کنن.‬

314
00:25:18,684 --> 00:25:20,186
‫اونجا.‬

315
00:25:22,000 --> 00:25:29,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

316
00:25:31,155 --> 00:25:34,009
‫اه. قراره بریم اون پایین؟‬

317
00:25:34,033 --> 00:25:36,803
‫تاجِ گداخته‌ی شیطان.‬

318
00:25:36,827 --> 00:25:40,390
‫ساخته شده از درد و منبعِ قدرت.‬

319
00:25:40,414 --> 00:25:43,977
‫ولکانیکا انداختش توی یه گودالِ بی‌انتها.‬

320
00:25:44,001 --> 00:25:48,148
‫هیچ‌کس توی قلمرو زیرین‬
‫قدرتِ برگردوندنش رو نداره.‬

321
00:25:48,172 --> 00:25:50,943
‫دلیلِ این‌که تو رو آوردم این‌جا همینه.‬

322
00:25:50,967 --> 00:25:54,011
‫منتظرِ اومنی‌من بودم.‬

323
00:25:56,472 --> 00:25:59,892
‫به گمونم طلسمت
‫نتونسته ما رو از هم تشخیص بده.‬

324
00:26:04,814 --> 00:26:08,085
‫پدرم مرده. یا احتمالاً مرده.‬

325
00:26:08,109 --> 00:26:10,337
‫ویلترومایت‌ها اونو به اعدام محکوم کردن.‬

326
00:26:10,361 --> 00:26:17,678
‫ممم. مطمئن نیستم باید تسلیت بگم یا تبریک.‬

327
00:26:17,702 --> 00:26:21,890
‫اصلاً چرا فکر کردی این حرفت کمکم می‌کنه؟‬
‫اون‌قدرها هم طرفدارت نبود.‬

328
00:26:21,914 --> 00:26:24,309
‫فکر کردم می‌تونم متقاعدش کنم.‬

329
00:26:24,333 --> 00:26:31,566
‫نجاتِ سیاره به نفعِ خودشه،‬
‫حتی برای کسی مثل اون.‬

330
00:26:31,590 --> 00:26:36,363
‫خب، دقیقاً چطوری می‌ریم تهِ گودالِ بی‌انتها؟‬

331
00:26:36,387 --> 00:26:42,077
‫در واقع بی‌انتها نیست.‬
‫فقط خیلی عمیقه.‬

332
00:26:42,101 --> 00:26:44,162
‫خب، چرا خودت نرفتی پایین و برش داری؟‬

333
00:26:44,186 --> 00:26:49,793
‫احمق نیستیم. موجودی با قدرتِ زیاد‬
‫اون پایین از تاج محافظت می‌کنه.‬

334
00:26:49,817 --> 00:26:52,796
‫البته که این‌طوریه.‬

335
00:26:52,820 --> 00:26:54,405
‫بریم تمومش کنیم.‬

336
00:26:56,699 --> 00:26:58,701
‫وای! خیلی‌خب.‬

337
00:27:09,670 --> 00:27:13,317
‫انرژی ذخیره کن.‬
‫بذار جاذبه کمک کنه.‬

338
00:27:13,341 --> 00:27:16,093
‫فقط قبلِ رسیدن به تهش خودت رو نگه دار.‬

339
00:27:17,219 --> 00:27:21,349
‫اوم، آره، خب قدرت‌هام اون‌قدرها هم خسته‌کننده نیست،‬
‫ولی باشه، می‌تونیم این کار رو بکنیم.‬

340
00:27:23,434 --> 00:27:25,811
‫اوه. این‌طوری راحت‌تره.‬

341
00:27:27,772 --> 00:27:30,751
‫هی، اگه جهنم وجود داره،‬
‫یعنی بهشت هم هست؟‬

342
00:27:30,775 --> 00:27:33,462
‫بهشتی که ما بشناسیم وجود نداره.‬

343
00:27:33,486 --> 00:27:37,507
‫دنیا اون تعادلی که انسان‌ها‬
‫تظاهر می‌کنن وجود داره رو نداره.‬

344
00:27:37,531 --> 00:27:42,203
‫هیچ‌کس آمارِ کارهای خوب و
‫کارهای بد رو نداره.‬

345
00:27:43,454 --> 00:27:45,182
‫اوه.‬

346
00:27:45,206 --> 00:27:47,309
‫این رو خبرِ بدی می‌بینی؟‬

347
00:27:47,333 --> 00:27:49,353
‫جورِ دیگه فکر کن.‬

348
00:27:49,377 --> 00:27:55,108
‫اگه دنیا واقعاً به سمتِ خوبی کشیده بشه،‬
‫دیگه نیازی به تعادل نیست.‬

349
00:27:55,132 --> 00:28:00,947
‫زمین رو تبدیل به بهشت کن،‬
‫به جای اون خیالیش توی آسمونه.‬

350
00:28:00,971 --> 00:28:02,699
‫

351
00:28:02,723 --> 00:28:06,328
‫بارها با پدرت کار کردم.‬

352
00:28:06,352 --> 00:28:09,081
‫اومنی‌من هیچ‌وقت سوال نمی‌پرسید.‬

353
00:28:09,105 --> 00:28:11,917
‫فقط مشت می‌زد.‬

354
00:28:11,941 --> 00:28:16,755
‫یه رگه‌هایی از کارآگاه بودن
‫توی وجودت هست، شکست‌ناپذیر.‬

355
00:28:16,779 --> 00:28:19,633
‫یا شاید فقط دارم یه دورانی رو می‌گذرونم‬

356
00:28:19,657 --> 00:28:23,220
‫و اینجا داره واقعاً اعصابم رو... چرا...‬

357
00:28:23,244 --> 00:28:25,097
‫چرا مدام این کار رو می‌کنی؟‬

358
00:28:25,121 --> 00:28:26,348
‫چه کاری؟‬

359
00:28:26,372 --> 00:28:27,724
‫همین.‬

360
00:28:27,748 --> 00:28:29,393
‫چی؟‬

361
00:28:29,417 --> 00:28:32,187
‫همین! قضیه‌ی کلاه‌خودت.‬

362
00:28:32,211 --> 00:28:34,231
‫هر بار که حرف می‌زنی،
‫از روی سرت کنار میره

363
00:28:34,255 --> 00:28:35,482
‫و وقتی حرفت تموم می‌شه برمی‌گرده سر جاش.‬

364
00:28:35,506 --> 00:28:39,277
‫بدونِ کلاه‌خود واضح‌تر صحبت می‌کنم.‬

365
00:28:39,301 --> 00:28:42,489
‫فکر می‌کنی وقتی کلاه‌خود سرته
‫صدات رو نمی‌شنوم؟‬

366
00:28:42,513 --> 00:28:44,282
‫مهم نیست.‬

367
00:28:44,306 --> 00:28:47,869
‫آره، باشه. قبول. ولی... آخه چرا؟‬

368
00:28:47,893 --> 00:28:49,788
‫چرا چی؟‬

369
00:28:49,812 --> 00:28:53,125
‫آه، اصلاً چرا کلاه‌خود باید این‌طوری باشه؟‬

370
00:28:53,149 --> 00:28:56,294
‫خیلی پیچیده به نظر می‌رسه. چرا فقط یه میکروفون‬
‫یا یه چیزی شبیهش نذاشتن؟‬

371
00:28:56,318 --> 00:28:58,338
‫من طراحیش نکردم.‬

372
00:28:58,362 --> 00:29:01,758
‫باشه، ولی آخه هرکی این کارو کرده،‬
‫حتماً به این موضوع فکر کرده، نه؟‬

373
00:29:01,782 --> 00:29:03,718
‫و مثلاً، چه موقعیتی پیش میاد

374
00:29:03,742 --> 00:29:06,054
‫که مجبور باشی کلاهخودت رو‬
‫به این سرعت بذاری و برداری؟‬

375
00:29:06,078 --> 00:29:07,848
‫حمله غافلگیرانه؟‬

376
00:29:07,872 --> 00:29:11,893
‫هم‌نوع‌های من از ازل‬
‫همین‌طوری زره می‌پوشیدن.‬

377
00:29:11,917 --> 00:29:16,440
‫شاید تکنولوژی واسه تو عجیبه.‬

378
00:29:16,464 --> 00:29:19,192
‫چی هست اصلا اینا؟‬
‫نانوربات‌های شیطانی؟‬

379
00:29:19,216 --> 00:29:21,361
‫بعد چطوری از یه کلاه‌خودِ یک‌تکه بهتره؟‬

380
00:29:21,385 --> 00:29:24,013
‫می‌تونی راحت درشون بیاری و،‬
‫اگه لازم شد، دستت بگیری.‬

381
00:29:26,265 --> 00:29:28,034
‫خفن به نظر می‌رسه.‬

382
00:29:28,058 --> 00:29:31,079
‫باشه، کلِ جامعه‌ی شما وقفِ‬
‫شکنجه کردنِ موجوداتِ خبیث شده‬

383
00:29:31,103 --> 00:29:34,958
‫که زمین رو تهدید می‌کنن‬
‫اونوقت تو به خفن بودن اهمیت میدی؟‬

384
00:29:34,982 --> 00:29:37,627
‫این‌طوری جذاب‌تر میشه.‬

385
00:29:37,651 --> 00:29:39,546
‫باشه بابا. هرچی تو بگی.‬

386
00:29:39,570 --> 00:29:42,424
‫من اصلاً نمی‌فهمم کی اولش به فکرِ‬
‫یه کلاه‌خودِ جمع‌شونده افتاده.‬

387
00:29:42,448 --> 00:29:47,637
‫خیلی عجیبه. مثلاً چه مشکلی وجود داشته‬
‫که این راهِ حلش بوده؟‬

388
00:29:47,661 --> 00:29:50,623
‫داریم می‌رسیم تهش. لطفاً من رو بگیر.‬

389
00:29:51,957 --> 00:29:53,083
‫هوم.‬

390
00:29:54,168 --> 00:29:56,212
‫خیلی خب، آره، واقعاً خفنه.‬

391
00:30:01,592 --> 00:30:03,570
‫چیزی نمی‌بینم.‬

392
00:30:03,594 --> 00:30:05,137
‫تاج.‬

393
00:30:12,394 --> 00:30:14,998
‫گفتی یه چیزی داره‬
‫از این محافظت می‌کنه؟‬

394
00:30:15,022 --> 00:30:19,377
‫سربروس. زمانی از ورودیِ‬
‫قلمرو زیرین محافظت می‌کرد.‬

395
00:30:19,401 --> 00:30:22,214
‫نتونست جلویِ ولکانیکا رو بگیره.‬

396
00:30:22,238 --> 00:30:24,156
‫به اینجا تبعید شد.‬

397
00:30:25,324 --> 00:30:27,636
‫خب، شاید خوابیده. بیا بریم.‬

398
00:30:27,660 --> 00:30:31,539
‫دست بجنبون تا...

399
00:30:37,294 --> 00:30:38,563
‫خوبی؟‬

400
00:30:38,587 --> 00:30:40,588
‫نه...‬

401
00:30:48,389 --> 00:30:50,075
‫فکر کنم از پسش بربیام.‬

402
00:30:50,099 --> 00:30:51,868
‫اما تو...‬

403
00:30:51,892 --> 00:30:53,578
‫نگران نباش، دوباره می‌گیرمت.‬

404
00:30:53,602 --> 00:30:54,979
‫چی؟‬

405
00:31:10,494 --> 00:31:12,121
‫هوم.‬

406
00:31:19,587 --> 00:31:22,339
‫هوم...‬

407
00:31:33,809 --> 00:31:35,727
‫شکست‌ناپذیر؟‬

408
00:31:37,021 --> 00:31:39,815
‫شکست‌ناپذیر!‬

409
00:31:44,153 --> 00:31:45,964
‫شکست‌ناپذیر!‬

410
00:31:45,988 --> 00:31:47,090
‫گرفتمت!‬

411
00:31:47,114 --> 00:31:49,676
‫نگاه کن.‬
‫اون‌قدری که به نظر می‌رسه داغ نیست.‬

412
00:31:49,700 --> 00:31:53,555
‫دیگه هیچ‌وقت این کار رو نکن.‬

413
00:31:53,579 --> 00:31:55,974
‫راستش، دیگه نمی‌خوام‬
‫هیچ‌کدوم از این کارا رو تکرار کنم.‬

414
00:31:55,998 --> 00:31:57,082
‫هیچ‌وقت.‬

415
00:32:01,712 --> 00:32:05,299
‫صدایِ وحشتناکی می‌شنوی؟‬

416
00:32:06,592 --> 00:32:08,653
‫نه. باید بشنوم؟‬

417
00:32:08,677 --> 00:32:12,115
‫صدایِ ناله قطع شد.‬

418
00:32:12,139 --> 00:32:14,492
‫وایل‌ها تقریباً بهبود پیدا کردن.‬

419
00:32:14,516 --> 00:32:18,312
‫چیزی نمونده که فرار کنن.‬
‫باید عجله کنیم.‬

420
00:32:24,860 --> 00:32:26,463
‫تاجت رو گرفتیم.‬

421
00:32:26,487 --> 00:32:28,238
‫نه!‬

422
00:32:35,537 --> 00:32:40,518
‫تاج شکننده‌ست.‬

423
00:32:40,542 --> 00:32:42,812
‫گفتی از درد ساخته شده.‬

424
00:32:42,836 --> 00:32:45,065
‫کجایِ این به نظر شکننده میاد؟‬

425
00:32:45,089 --> 00:32:51,780
‫ممنونم، ای ساکنِ سطح،‬
‫که چیزی رو که حقِ منه بهم برگردوندی.‬

426
00:32:51,804 --> 00:32:56,993
‫قرن‌ها پیش، من از خاکسترِ سیاه برخاستم‬

427
00:32:57,017 --> 00:33:02,415
‫از دورانِ هرج‌ومرج‬
‫و تختِ پادشاهیِ جهنمی رو تصاحب کردم.‬

428
00:33:02,439 --> 00:33:05,877
‫من این تاجِ گداخته رو ساختم‬

429
00:33:05,901 --> 00:33:11,049
‫و روحِ شکست‌خوردگان رو‬
‫در اون دمیدم.‬

430
00:33:11,073 --> 00:33:15,220
‫با قدرتی که در رگ‌هایِ من جریان داره،‬

431
00:33:15,244 --> 00:33:24,210
‫بر دورانی از صلح حکومت کردم‬
‫که قلمرو زیرین هرگز به خودش ندیده بود.‬

432
00:33:24,211 --> 00:33:32,260
‫در طولِ هزاران سالِ حکومتم،‬
‫هیچ دندونی بدونِ گوشت برایِ جویدن نموند.‬

433
00:33:32,261 --> 00:33:36,825
‫هم‌نوع‌هایِ ما چاق و سیر شدن.‬

434
00:33:36,849 --> 00:33:39,059
‫اما ضعیف هم شدن.‬

435
00:33:40,644 --> 00:33:47,127
‫شکنجه کردنِ وایل‌ها آدم رو‬
‫واسه جنگ آماده نمی‌کنه.‬

436
00:33:47,151 --> 00:33:51,631
‫باید از خاطراتِ قدیمی‌مون کمک بگیریم،‬

437
00:33:51,655 --> 00:33:57,595
‫از پاره کردنِ عضلات،‬
‫از خرد کردنِ استخون‌ها،‬

438
00:33:57,619 --> 00:34:00,598
‫از شکوهِ سلطه!‬

439
00:34:00,622 --> 00:34:06,604
‫باید این غارها رو با قدرتمون به لرزه دربیاریم‬

440
00:34:06,628 --> 00:34:16,137
‫تا وقتی که قربانی‌هامون با فک‌هایِ خردشده‬
‫زیرِ زانو‌هامون، التماسِ بخشش کنن!‬

441
00:34:20,601 --> 00:34:24,497
‫آره جونم! ایول!‬

442
00:34:24,521 --> 00:34:29,461
‫هیکلم درشت شده. بدجنس به نظر میام.‬

443
00:34:29,485 --> 00:34:32,714
‫ایول! خیلی جذاب شدم. اوه، آره.‬

444
00:34:32,738 --> 00:34:36,050
‫اوه، ایول!‬

445
00:34:36,074 --> 00:34:41,705
‫آره! من برگشتم!‬

446
00:34:42,790 --> 00:34:44,416
‫سرورم.‬

447
00:34:49,797 --> 00:34:53,216
‫اوم... من جلویِ شیطان تعظیم نمی‌کنم.‬

448
00:35:00,724 --> 00:35:03,077
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست.‬

449
00:35:03,101 --> 00:35:04,788
‫نه.‬

450
00:35:04,812 --> 00:35:10,627
‫دنیایِ سطح، جهنم رو به یه قصه‌یِ قبلِ خواب‬
‫تبدیل کرده تا آدم‌ها رو خوب نگه داره.‬

451
00:35:10,651 --> 00:35:14,839
‫ولی آدم‌ها بدونِ اون هم خوبن.‬

452
00:35:14,863 --> 00:35:17,217
‫نمی‌دونم...‬

453
00:35:17,241 --> 00:35:18,718
‫می‌دونی.‬

454
00:35:18,742 --> 00:35:19,969
‫چی رو می‌دونم؟‬

455
00:35:19,993 --> 00:35:21,763
‫خودت می‌دونی.‬

456
00:35:21,787 --> 00:35:24,432
‫وگرنه، اصلاً چرا قهرمان بشیم؟‬

457
00:35:24,456 --> 00:35:29,753
‫چرا به بقیه کمک کنیم اگه ارزشِ کمک کردن ندارن؟‬

458
00:35:30,963 --> 00:35:35,819
‫دارم راجع به یکی حرف می‌زنم.

459
00:35:35,843 --> 00:35:39,179
‫کمکت کردم تاج رو بگیری.
‫دیگه فقط من رو برگردون بره.‬

460
00:35:40,848 --> 00:35:43,618
‫راهِ خیر سخته.‬

461
00:35:43,642 --> 00:35:47,121
‫گاهی باید بینِ بد و بدتر یکی رو انتخاب کرد.‬

462
00:35:47,145 --> 00:35:50,542
‫شیاطین وایل رو شکنجه می‌کنن، دنیا امن می‌مونه.‬

463
00:35:50,566 --> 00:35:54,879
‫شیاطین وایل رو شکنجه نکنن، همه می‌میرن.‬

464
00:35:54,903 --> 00:35:58,049
‫نه. اینا همش چرت‌وپرته.‬

465
00:35:58,073 --> 00:36:01,660
‫همیشه یه راهِ دیگه هست که توش
‫شکنجه نباشه یا کشتن.‬

466
00:36:03,662 --> 00:36:09,042
‫شاید. ولی هنوز پیدا نشده و
‫دنیا نمی‌تونست منتظر بمونه.‬

467
00:36:10,252 --> 00:36:11,771
‫هوم.‬

468
00:36:11,795 --> 00:36:14,691
‫یه بارِ دیگه به کمک احتیاج دارم.‬

469
00:36:14,715 --> 00:36:17,777
‫ولکانیکا رو شکست بده. شیاطین رو آزاد کن.‬

470
00:36:17,801 --> 00:36:20,053
‫جلوی وایل رو بگیر.‬

471
00:36:21,597 --> 00:36:23,348
‫خواهش می‌کنم.‬

472
00:36:32,941 --> 00:36:38,172
‫وقتش رسیده، خاندانِ دارک‌بلاد.‬

473
00:36:38,196 --> 00:36:40,741
‫خواهرم کجاست؟‬

474
00:36:51,335 --> 00:36:53,754
‫دومینا.‬

475
00:36:57,257 --> 00:37:00,278
‫نه. انرژی‌ت رو نگه دار.‬

476
00:37:00,302 --> 00:37:04,073
‫بدونِ من که نمی‌تونی بری جنگ.‬

477
00:37:04,097 --> 00:37:05,408
‫باید بتونم.‬

478
00:37:05,432 --> 00:37:07,911
‫وایل تقریباً احیا شده.‬

479
00:37:07,935 --> 00:37:10,163
‫زمانِ کمی باقی مونده.‬

480
00:37:10,187 --> 00:37:13,189
‫پس اون رو بردار.‬

481
00:37:21,198 --> 00:37:24,886
‫نه. اون دیگه مال توئه.‬

482
00:37:24,910 --> 00:37:27,597
‫حتی مطمئن نیستم بتونم بلندش کنم.‬

483
00:37:27,621 --> 00:37:33,311
‫خواهش می‌کنم.
‫اون‌قدر قوی بودی که از قلمرو زیرین فرار کنی.‬

484
00:37:33,335 --> 00:37:35,939
‫قوی‌ترینِ ما بودی.‬

485
00:37:35,963 --> 00:37:41,176
‫وقتی همش خون و استخونه،
‫به چه دردِ من می‌خوره؟‬

486
00:37:43,011 --> 00:37:46,223
‫پدر می‌خواست که تو داشته باشیش.‬

487
00:37:47,474 --> 00:37:50,686
‫بیستی‌ماگوریا صدات می‌زنه.‬

488
00:37:57,693 --> 00:38:00,338
‫بهت ایمان دارم، برادر.‬

489
00:38:00,362 --> 00:38:04,115
‫بزن دهنِ اون سلیطه‌ی زشت رو سرویس کن.‬

490
00:38:07,744 --> 00:38:10,223
‫وقتِ تو نزدیکه.‬

491
00:38:10,247 --> 00:38:16,980
‫تو بشریت رو می‌بلعی و دنیای روی
‫زمین رو پاک‌سازی می‌کنی.‬

492
00:38:17,004 --> 00:38:24,278
‫و من و مگمانیت‌هام بر قلمروی آتشینی که
‫جاش رو می‌گیره حکومت می‌کنیم.‬

493
00:38:24,302 --> 00:38:26,406
‫همینه. آره.‬

494
00:38:26,430 --> 00:38:28,574
‫برخیزید.‬

495
00:38:28,598 --> 00:38:34,038
‫برخیزید و جایگاهِ برحقتون رو
‫توی این دنیا پس بگیرید.‬

496
00:38:34,062 --> 00:38:40,044
‫چیزی رو که این شیاطین مدت‌ها
‫ازتون دریغ کردن، به دست بیارید.‬

497
00:38:40,068 --> 00:38:42,171
‫هوی، دهن‌گندیده!‬

498
00:38:42,196 --> 00:38:45,666
‫دیگه خسته شدم از اراجیفت، زنیکه!

499
00:38:48,702 --> 00:38:51,747
‫پس بالاخره آماده‌ی مردنی؟‬

500
00:39:01,089 --> 00:39:02,275
‫

501
00:39:02,299 --> 00:39:04,485
‫شیطان رو به ولکانیکا برسون!

502
00:39:04,509 --> 00:39:07,637
‫اون شکست بخوره، بقیه هم شکست می‌‌خورن!

503
00:39:20,067 --> 00:39:25,173
‫آه. یه اسباب‌بازیِ جدید برای تیکه‌تیکه کردن.‬

504
00:39:25,197 --> 00:39:28,991
‫مشتاقم ببینم خونت چه مزه‌ای میده.‬

505
00:39:39,294 --> 00:39:43,047
‫من راه رو باز می‌کنم، بعدش دیگه با شماها.‬

506
00:40:31,054 --> 00:40:32,365
‫ به دام افتاده در برزخ ‬

507
00:40:32,389 --> 00:40:35,141
‫ جسمی بی‌جان، اما زنده... ‬

508
00:40:41,690 --> 00:40:45,419
‫دیگه تمومه. تسلیم شو.‬

509
00:40:45,443 --> 00:40:48,404
‫من رو بگو که فکر می‌کردم باهوششون تویی.

510
00:41:11,428 --> 00:41:16,784
‫چقدر برازنده‌ست که یه میراثِ خانوادگی
‫به عمرِ خانواده‌ت پایان بده.‬

511
00:41:16,808 --> 00:41:19,935
‫ زمانت داره از دست میره ‬

512
00:41:22,480 --> 00:41:23,940
‫مهم نیست.‬

513
00:41:31,406 --> 00:41:33,699
‫نه...‬

514
00:41:40,081 --> 00:41:42,977
‫ بارشِ خون ‬

515
00:41:43,001 --> 00:41:45,229
‫ از آسمونی که شرحه‌شرحه شده ‬

516
00:41:45,253 --> 00:41:47,773
‫ وحشتش رو بیرون می‌ریزه ‬

517
00:41:47,797 --> 00:41:49,734
‫ و ساختارِ من رو شکل میده ‬

518
00:41:49,758 --> 00:41:52,195
‫ حالا من در خون پادشاهی خواهم کرد ‬

519
00:41:52,219 --> 00:41:54,655
‫اوه، دیمینِ بیچاره.‬

520
00:41:54,679 --> 00:41:57,867
‫ببین، من داشتم قبلاً باهات بازی می‌کردم.‬

521
00:41:57,891 --> 00:42:02,246
‫بهت امید می‌دادم تا بالاخره
‫ارباب تاریکی رو برام بیاری.‬

522
00:42:02,270 --> 00:42:06,834
‫فکر کردی گذاشتم تو و خاندانت
‫زنده بمونید فقط برای تفریح؟‬

523
00:42:06,858 --> 00:42:10,630
‫حالا خودِ شیطان رو دارم.

524
00:42:10,654 --> 00:42:14,675
‫این آخرین ماجراجوییته، کارآگاه.‬

525
00:42:14,699 --> 00:42:16,719
‫ولی نگران نباش.‬

526
00:42:16,743 --> 00:42:19,931
‫بعد از مرگِ شما، خیلی زود
‫میلیون‌ها نفرِ دیگه هم می‌میرن‬

527
00:42:19,955 --> 00:42:23,768
‫وقتی که وایل‌ها زمین رو از تمامِ ساکنینِ
‫سطحش پاک می‌کنه‬

528
00:42:23,792 --> 00:42:26,687
‫و اون رو برای حکومتِ من آماده می‌کنه.‬

529
00:42:26,711 --> 00:42:29,589
‫نمی‌ذارم این کار رو بکنی.‬

530
00:42:31,508 --> 00:42:35,220
‫و چطوری می‌خوای جلوم رو بگیـ...‬

531
00:42:50,902 --> 00:42:52,463
‫می‌خواست تو رو بکشه.‬

532
00:42:52,487 --> 00:42:54,840
‫و بعدش بقیه رو. حـ... حتی اگه نگهبان‌ها‬

533
00:42:54,864 --> 00:42:58,219
‫یـ... یا یه نفر موفق می‌شد
‫جلوش رو بگیره، باز هم مردم می‌مردن.‬

534
00:42:58,243 --> 00:43:01,121
‫بله. ممنونم.‬

535
00:43:02,205 --> 00:43:03,540
‫شکست‌ناپذیر!‬

536
00:43:16,052 --> 00:43:21,617
‫هوم. کاری هست بتونیم بکنیم که دیگه برنگرده؟‬

537
00:43:21,641 --> 00:43:24,870
‫اینجا پیروزی‌ای در کار نیست.‬

538
00:43:24,894 --> 00:43:28,564
‫شما فقط وقوعِ امرِ ناگزیر رو عقب انداختید.‬

539
00:43:31,192 --> 00:43:36,363
‫این رو فراموش نمی‌کنم، ای ساکنِ سطحِ زمین.‬

540
00:43:43,913 --> 00:43:45,914
‫منم همین‌طور.‬

541
00:43:50,462 --> 00:43:52,481
‫هوم.‬

542
00:43:52,505 --> 00:43:55,609
‫خیلی راحت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم.‬

543
00:43:55,633 --> 00:43:59,238
‫اگه برگشت، دوباره احضارم کن.‬

544
00:43:59,262 --> 00:44:01,638
‫حداقل این دفعه یه لباسِ دیگه رو به باد ندادم.‬

545
00:44:04,893 --> 00:44:08,122
‫وایل‌ها! احیا شدن!‬

546
00:44:08,146 --> 00:44:10,272
‫برید عقب! من...‬

547
00:44:13,276 --> 00:44:14,402
‫همش مال خودت.‬

548
00:44:24,204 --> 00:44:27,874
‫خیلی نزدیک بود.‬

549
00:44:31,378 --> 00:44:33,939
‫برید. هم‌نوعاتون رو جمع کنید.‬

550
00:44:33,963 --> 00:44:37,860
‫بهشون بگید قبل از اینکه وایل‌‌ها فرار کنن،‬
‫شکنجه رو از سر بگیرن.‬

551
00:44:37,884 --> 00:44:41,513
‫اگه قرار باشه این دنیا زنده بمونه،‬
‫کار ما باید ادامه پیدا کنه.‬

552
00:44:47,644 --> 00:44:51,165
‫تا ابد مدیونتم، شکست‌ناپذیر.‬

553
00:44:51,189 --> 00:44:54,835
‫تو خیلی قوی‌تر از‬
‫هر انسانی هستی که تا حالا دیدم.‬

554
00:44:54,859 --> 00:44:56,962
‫من کاملاً انسان نیستم.‬

555
00:44:56,986 --> 00:45:01,050
‫پدرم یه ویلترومایتی بود... یه آدم‌فضایی.‬
‫از یه سیاره‌ی دیگه.‬

556
00:45:01,074 --> 00:45:04,220
‫موجودات فضایی از یه دنیای دیگه.‬

557
00:45:04,244 --> 00:45:07,622
‫کی باورش میشه همچین چیزی‬
‫ممکن باشه؟‬

558
00:45:14,254 --> 00:45:17,840
‫یادم رفته بود چقدر‬
‫عاشق این صداهام.‬

559
00:45:20,176 --> 00:45:22,321
‫دمت گرم، برادر.‬

560
00:45:22,345 --> 00:45:26,242
‫تنها چیزی که مونده،
‫فرستادنِ شکست‌ناپذیر به خونه‌ست.‬

561
00:45:26,266 --> 00:45:28,953
‫نه فقط شکست‌ناپذیر.‬

562
00:45:28,977 --> 00:45:32,039
‫دِینت رو ادا کردی، حتی بیشتر از اون.‬

563
00:45:32,063 --> 00:45:34,875
‫جات اینجا نیست، دیمین.‬

564
00:45:34,899 --> 00:45:40,005
‫بد نیست که هم‌نوعای ما
‫روی سطح زمین هم‬ چشم و گوش داشته باشن.‬

565
00:45:40,029 --> 00:45:44,033
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی کِی ممکنه عصر هفتم‬
‫از راه برسه.‬

566
00:45:45,118 --> 00:45:48,246
‫نمی‌دونم... چی بگم.‬

567
00:45:50,248 --> 00:45:53,602
‫ما بهت مدیونیم، دیمین دارک‌بلاد.‬

568
00:45:53,626 --> 00:45:56,004
‫سربلندمون کن.‬

569
00:45:57,088 --> 00:46:00,008
‫حتماً، سرورم.‬

570
00:46:06,347 --> 00:46:08,784
‫وای خدای من.‬

571
00:46:08,808 --> 00:46:11,787
‫قراره خوشگل‌ترین بچه‌ی ابرقهرمانیِ‬
‫دنیا بشه.‬

572
00:46:11,811 --> 00:46:14,104
‫تبریک میگم!‬

573
00:46:16,649 --> 00:46:18,502
‫یا شایدم نه؟‬

574
00:46:18,526 --> 00:46:21,797
‫نه ویلیام.‬
‫این چیزی نیست که من بخوام.‬

575
00:46:21,821 --> 00:46:27,261
‫اصلاً آمادگیِ داشتنِ یه...‬
‫بچه رو ندارم.‬

576
00:46:27,285 --> 00:46:28,661
‫خدایا.‬

577
00:46:30,830 --> 00:46:33,851
‫این اولین باریه که‬
‫بلند به زبونش آوردم.‬

578
00:46:33,875 --> 00:46:35,352
‫هوم.‬

579
00:46:35,376 --> 00:46:38,314
‫من هوات رو دارم.‬
‫هر چی لازم داشتی بگو.‬

580
00:46:38,338 --> 00:46:40,232
‫ممنون.‬

581
00:46:40,256 --> 00:46:43,319
‫راستی، به مارک گفتی؟‬

582
00:46:43,343 --> 00:46:45,613
‫نه، هنوز نه.‬

583
00:46:45,637 --> 00:46:48,574
‫احتمالاً باید بگی، نه؟‬

584
00:46:48,598 --> 00:46:53,412
‫می‌دونم. فقط...‬
‫هنوز موقعیتِ مناسبش رو پیدا نکردم.‬

585
00:46:53,436 --> 00:46:55,915
‫پس یعنی معلومه که شما دوتا نمی‌خواستین...‬

586
00:46:55,939 --> 00:47:01,420
‫نه، اصلاً. قصدش رو نداشتیم. من...‬

587
00:47:01,444 --> 00:47:04,632
‫یهو اتفاق افتاد.‬
‫حواسمون بود و پیشگیری می‌کردیم.‬

588
00:47:04,656 --> 00:47:06,967
‫مارک ابرقهرمانه.‬

589
00:47:06,991 --> 00:47:10,286
‫یعنی ممکنه اون‌چیزاش هم،‬
‫می‌دونی، ابرقدرت داشته باشن؟‬

590
00:47:12,455 --> 00:47:15,059
‫اما الان بحثِ اون نیست.‬

591
00:47:15,083 --> 00:47:18,020
‫یه زمانی دلم می‌خواد بچه‌دار بشم.‬

592
00:47:18,044 --> 00:47:20,439
‫یعنی فکر کنم دلم بخواد، ولی...‬

593
00:47:20,463 --> 00:47:22,858
‫الان نه.

594
00:47:22,882 --> 00:47:25,402
‫آماده نیستم. حداقل...‬

595
00:47:25,426 --> 00:47:27,863
‫حداقل فکر نمی‌کنم باشم.‬

596
00:47:27,887 --> 00:47:31,492
‫انگاری... مطمئن نیستی.

597
00:47:31,516 --> 00:47:35,829
‫نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.‬

598
00:47:35,853 --> 00:47:39,917
‫مارک رو دوست دارم، ولی...‬

599
00:47:39,941 --> 00:47:46,590
‫خب پس با خودش حرف بزن. تو رو خدا به جای من،‬
‫با اون حرف بزن.‬

600
00:47:46,614 --> 00:47:48,425
‫ببخشید، ببخشید.‬

601
00:47:48,449 --> 00:47:49,909
‫من پیشتم عزیزم.‬

602
00:48:04,257 --> 00:48:07,677
‫آفرین بهت، بچه.‬

603
00:48:08,720 --> 00:48:10,614
‫ می‌خوام ذهنم رو آزاد کنم ‬

604
00:48:10,638 --> 00:48:13,701
‫ می‌خوام اون بیرون باشم ‬

605
00:48:13,725 --> 00:48:15,244
‫ می‌خوام زنده باشم ‬

606
00:48:15,268 --> 00:48:19,248
‫ دعا می‌کنم دوباره بیدار شم ‬

607
00:48:19,272 --> 00:48:22,525
‫ خونه، باید برگردم خونه ‬

608
00:48:24,402 --> 00:48:27,488
‫ خونه جاییه که می‌خوام با تو باشم ‬

609
00:48:29,115 --> 00:48:33,637
‫ می‌دونم، خدا می‌دونه که می‌دونم ‬

610
00:48:33,661 --> 00:48:37,415
‫ برای رسیدن بهت از دلِ آتیش رد میشم ‬

611
00:48:40,168 --> 00:48:41,979
‫همون‌طور که حتماً متوجه شدین، ‬

612
00:48:42,003 --> 00:48:45,858
‫من و پاول توی این شش ماهِ اخیر‬
‫خیلی به هم نزدیک شدیم.‬

613
00:48:45,882 --> 00:48:47,776
‫دیدیم داشتین لب می‌گرفتین! ‬

614
00:48:47,800 --> 00:48:49,820
‫الیور. خواهش می‌کنم.‬

615
00:48:49,844 --> 00:48:53,365
‫ما خیلی با هم حرف زدیم و هردومون
‫می‌خوایم رابطه‌مون رو‬

616
00:48:53,389 --> 00:48:56,160
‫ببریم به مرحله‌ی بعد. برای همین...‬

617
00:48:56,184 --> 00:48:59,955
‫قراره با هم یه خونه بخریم
‫و این یکی رو بفروشیم.‬

618
00:48:59,979 --> 00:49:01,624
‫داری خونه رو می‌فروشی؟‬

619
00:49:01,648 --> 00:49:04,418
‫نمی‌تونی خونه رو بفروشی مامان!‬
‫من کجا زندگی کنم؟‬

620
00:49:04,442 --> 00:49:06,837
‫هردوتون با ما زندگی می‌کنید.‬

621
00:49:06,861 --> 00:49:08,922
‫تا هر وقت که بخواید.‬

622
00:49:08,946 --> 00:49:12,051
‫نمی‌خوام با پاول زندگی کنم.‬
‫خیلی حال‌گیره.‬

623
00:49:12,075 --> 00:49:13,260
‫الیور.‬

624
00:49:13,284 --> 00:49:15,220
‫ولی مهربونه!‬

625
00:49:15,244 --> 00:49:17,306
‫ولی حال‌گیره.‬

626
00:49:17,330 --> 00:49:19,808
‫این اتفاق کِی میفته؟‬
‫خونه رو برای فروش گذاشتی؟‬

627
00:49:19,832 --> 00:49:24,396
‫نه. معلومه که نه.‬
‫اول می‌خواستم به شما دوتا بگم.‬

628
00:49:24,420 --> 00:49:28,257
‫اصلاً باورم نمی‌شه.‬

629
00:49:30,718 --> 00:49:33,238
‫متأسفم.‬

630
00:49:33,262 --> 00:49:35,699
‫اگه این کار خوشحالت می‌کنه
‫باید انجامش بدی.‬

631
00:49:35,723 --> 00:49:40,645
‫پاول آدمِ فوق‌العاده‌ایه و خوشحالم که‬
‫داری باهاش میری جلو.‬

632
00:49:41,813 --> 00:49:43,832
‫ممنونم.‬

633
00:49:43,856 --> 00:49:45,525
‫اول من اتاقِ جدیدم رو انتخاب می‌کنم!‬

634
00:49:51,739 --> 00:49:55,034
‫مارک؟ مامانت گفت اینجایی.‬

635
00:49:56,244 --> 00:49:58,847
‫الو؟ کجایی مارک؟‬

636
00:49:58,871 --> 00:50:02,434
‫ببخشید. داشتم فکر می‌کردم.‬

637
00:50:02,458 --> 00:50:04,687
‫اوهوم. در مورد چی؟‬

638
00:50:04,711 --> 00:50:08,232
‫مامانم می‌خواد خونه رو بفروشه‬
‫و بره با پاول زندگی کنه.‬

639
00:50:08,256 --> 00:50:09,650
‫اوه.‬

640
00:50:09,674 --> 00:50:11,318
‫در ضمن، جهنم واقعیه.‬

641
00:50:11,342 --> 00:50:12,653
‫چی؟‬

642
00:50:12,677 --> 00:50:14,780
‫خب، نه دقیقاً.‬

643
00:50:14,804 --> 00:50:17,241
‫فکر کنم اسمش دنیای زیرین
‫یا یه همچین چیزیه.‬

644
00:50:17,265 --> 00:50:19,743
‫یه شیطان هست‬
‫و اهریمن‌هایی که مردم رو شکنجه می‌کنن،‬

645
00:50:19,767 --> 00:50:21,328
‫ولی اون‌ها در واقع آدم نیستن.‬

646
00:50:21,352 --> 00:50:24,998
‫و اساسا چیز خوبیه.

647
00:50:25,022 --> 00:50:27,626
‫همون‌قدر که به نظر میرسه عجیبه.‬

648
00:50:27,650 --> 00:50:29,444
‫حالت خوبه؟‬

649
00:50:30,611 --> 00:50:33,698
‫نه... نیستم.‬

650
00:50:35,825 --> 00:50:37,720
‫حالم خوب نیست.‬

651
00:50:37,744 --> 00:50:40,997
‫ولی شاید دارم بهتر میشم.‬

652
00:50:44,250 --> 00:50:48,939
‫هیچ‌وقت زمان مناسبی برای این کار نیست، اما...‬

653
00:50:48,963 --> 00:50:50,006
‫مارک؟‬

654
00:50:51,090 --> 00:50:53,008
‫لعنتی.‬

655
00:50:56,846 --> 00:50:58,532
‫وای خدا جون!

656
00:50:58,556 --> 00:51:02,351
‫متأسفم مارک. راه دیگه‌ای نیست.‬
‫بهت نیاز داریم.‬

657
00:51:03,436 --> 00:51:06,397
‫زمان جنگ فرا رسیده.‬

658
00:51:11,830 --> 00:51:31,830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

659
00:51:35,551 --> 00:51:38,386
‫دارک‌بلاد.‬

660
00:51:41,307 --> 00:51:46,371
‫ولکانیکا قرن‌ها راضی بود که توی‬
‫اعماق این سیاره زندگی کنه، ‬

661
00:51:46,395 --> 00:51:50,417
‫اما حالا می‌خواد با ساکنین‬
‫روی زمین بجنگه.‬

662
00:51:50,441 --> 00:51:52,461
‫چرا؟ ‬

663
00:51:52,485 --> 00:51:55,214
‫تشنه‌ی قدرته؟‬

664
00:51:55,238 --> 00:51:57,674
‫قضیه فراتر از این حرفاست.‬

665
00:51:57,698 --> 00:52:01,220
‫یه کاری که آدما انجام میدن
‫عصبانیش کرده.‬

666
00:52:01,244 --> 00:52:05,098
‫بفهم چیه و بهم گزارش بده.‬

667
00:52:05,122 --> 00:52:08,894
‫حس می‌کنم شاید لازم باشه که‬
‫تنِ سوخته‌ام‬

668
00:52:08,918 --> 00:52:14,965
‫یه بار دیگه گرمای ملایم خورشید رو‬
‫حس کنه.‬

669
00:52:18,553 --> 00:52:19,970
‫هوم.‬

670
00:52:23,599 --> 00:52:25,977
‫از همین می‌ترسیدم.‬
