WEBVTT

00:02.077 --> 00:03.729
‫«آنچه گذشت...»

00:03.754 --> 00:05.691
‫- آقا، تو دیگه کدوم...
‫- دیمین دارک‌بلاد.‬

00:05.715 --> 00:07.025
‫کارآگاهِ شیاطین.‬

00:07.049 --> 00:09.361
‫گفتم تو جهنم می‌بینمت.‬

00:09.385 --> 00:11.697
‫یه جای بدتر منتظرته.‬

00:11.721 --> 00:14.449
‫راهی برای برگردوندنت دارم.‬

00:14.473 --> 00:16.934
‫ساکنِ سطحِ زمین با قدرتِ زیاد.‬

00:18.185 --> 00:21.456
‫در برابرِ کاهور تعظیم کنید!‬

00:21.480 --> 00:23.667
‫هر دوتون زنید؟‬

00:23.691 --> 00:26.878
‫برای اینکه جلوی سکوئید‌‌‌ها رو بگیرم
‫مجبور شدم راس رو متوقف کنم.‬

00:26.902 --> 00:28.547
‫کجا داری میری؟‬

00:28.571 --> 00:29.881
‫تا پسرم رو گیر بیارم.

00:29.905 --> 00:33.927
‫من خونه‌م رو می‌فروشم،‬
‫تو هم مالِ خودت رو. بهش فکر کن.‬

00:33.951 --> 00:36.596
‫قدرت‌هام...‬
‫دیگه فقط قاتی نمی‌کنن.‬

00:36.620 --> 00:40.600
‫با خانواده‌ی من درنیفت!‬

00:40.624 --> 00:43.228
‫بسه. خواهش می‌کنم.‬

00:43.252 --> 00:44.503
‫همه‌چی ردیفه؟‬

00:46.000 --> 00:57.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:57.975 --> 01:01.479
‫عه... همین‌طوری
‫سرت رو بنداز بیا تو، تعارف نکن.‬

01:03.189 --> 01:05.523
‫چی شده پسر؟‬

01:09.820 --> 01:13.467
‫آرت، من... کارِ وحشتناکی کردم.‬

01:13.491 --> 01:15.493
‫خب...‬

01:17.411 --> 01:21.057
‫فقط... چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم،‬

01:21.081 --> 01:24.126
‫یا حداقل فکر می‌کنم نداشتم.‬
‫ولی نمی‌دونم اصلاً فرقی هم می‌کنه یا نه.‬

01:25.169 --> 01:27.439
‫من...‬

01:27.463 --> 01:29.483
‫یه نفر رو کشتم.‬

01:29.507 --> 01:33.278
‫تسخیر شده بود و داشت پخش می‌شد، ولی...‬

01:33.302 --> 01:34.946
‫بی‌گناه بود.‬

01:34.970 --> 01:36.698
‫تقصیرِ اون نبود.‬

01:36.722 --> 01:39.433
‫ای وای. مارک.‬

01:41.101 --> 01:43.789
‫بدترش اینه که...‬

01:43.813 --> 01:45.457
‫نزدیک بود دوباره این کار رو بکنم.‬

01:45.481 --> 01:47.501
‫حتی بهش فکر هم نکردم. فقط...‬

01:47.525 --> 01:51.755
‫دستم دورِ گلوی یارو بود و می‌خواستم‬

01:51.779 --> 01:55.175
‫به خاطرِ اینکه برادرم رو به خطر انداخته بود، بکشمش.‬

01:55.199 --> 01:57.427
‫ولی نکشتی.‬

01:57.451 --> 02:00.972
‫آره، فقط چون الیور جلوم رو گرفت.‬

02:00.996 --> 02:03.683
‫یه طوری بهم نگاه کرد
‫انگار من رو نمی‌شناخت...

02:03.707 --> 02:05.894
‫وحشت کرده بود.‬

02:05.918 --> 02:08.230
‫من مثلِ اونم، آرت.‬

02:08.254 --> 02:11.024
‫بالاخره اتفاق افتاد.‬

02:11.048 --> 02:15.028
‫باید خیلی بیشتر از این‌ها
‫مرگ و ویرانی پشتِ سرت بذاری‬

02:15.052 --> 02:17.346
‫تا شبیهِ بابات بشی، مارک.‬

02:19.640 --> 02:23.018
‫باید این رو بهت پس بدم.
‫دیگه لیاقتِ پوشیدنش رو ندارم.‬

02:25.938 --> 02:29.817
‫می‌دونی تابه‌حال چه کسی
‫با نگرانی نسبت به اشتباهاتش اومده اینجا؟ ها؟

02:31.861 --> 02:33.755
‫دقیقاً.‬

02:33.779 --> 02:39.469
‫همین که داری از تو خورده میشی یعنی
‫شبیهِ اون نیستی و هیچ‌وقت هم نمیشی.‬

02:39.493 --> 02:41.120
‫من خط قرمز رو رد کردم، آرت.

02:44.665 --> 02:47.769
‫اگه من تسخیر شده بودم و
‫می‌خواستم به یه مشت آدم آسیب بزنم،‬

02:47.793 --> 02:51.898
‫و تنها راهِ متوقف کردنم این بود که، می‌دونی،‬

02:51.922 --> 02:56.444
‫تا خودِ دمِ درِ بهشت ازت تشکر می‌کردم.‬

02:56.468 --> 02:57.887
‫بازم یه مرزی هست.

02:58.888 --> 03:03.076
‫هه. فکر می‌کنی بدتر شدی ولی به نظرِ من‬

03:03.100 --> 03:06.454
‫هنوز همون بچه‌ای هستی که
‫چند سال پیش اومد اینجا‬

03:06.478 --> 03:08.790
‫و می‌خواست دنیا رو جای بهتری تبدیل کنه.‬

03:08.814 --> 03:12.878
‫فقط دنیا اون‌قدری
‫که فکر می‌کردی باهات راه نمیاد.‬

03:12.902 --> 03:15.797
‫فکر می‌کنی دیگه نمی‌تونی این لباس رو بپوشی؟‬

03:15.821 --> 03:18.049
‫خب نپوش.‬

03:18.073 --> 03:22.161
‫نمی‌تونم زمان رو به عقب برگردونم
‫و کاری که کردی رو پاک کنم.‬

03:23.078 --> 03:25.724
‫ولی وقتی آماده بودی که یادت بیاد کی بودی...

03:25.748 --> 03:28.643
‫یه بچه که فقط داشت تمامِ تلاشش رو
‫می‌کرد... حداقلش اینه که

03:28.667 --> 03:31.453
‫می‌تونم ظاهرت رو همون‌طوری کنم.‬

03:32.463 --> 03:35.942
‫آره، حس کردم دوباره
‫به این رنگ‌ها احتیاج پیدا می‌کنیم،‬

03:35.966 --> 03:37.760
‫واسه همین چند وقت پیش ردیفش کردم.‬

03:39.178 --> 03:42.616
‫ممنون آرت. واقعاً میگم.‬

03:42.640 --> 03:44.850
‫ولی این حسی که دارم رو عوض نمی‌کنه...

03:46.894 --> 03:48.038
‫ببخشید.‬

03:48.062 --> 03:49.396
‫سلام، ایو.‬

03:50.397 --> 03:52.107
‫نه، مشکلی نیست.
‫می‌تونم برم سرِ مأموریت.‬

03:53.275 --> 03:55.276
‫کجا؟‬

03:59.000 --> 04:06.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:10.709 --> 04:13.921
‫وایل آزاد نمیشه!‬

04:16.882 --> 04:21.053
‫حکومتِ قلمروی زیرین همین حالا تموم میشه!‬

04:23.263 --> 04:28.620
‫شعله‌های این مکان با شدتی بی‌رقیب می‌سوزن.‬

04:28.644 --> 04:35.502
‫و برای قرن‌ها، گوشت و پوستِ شما در
‫گردابِ این خشم آبدیده شده.‬

04:35.526 --> 04:41.508
‫اما این فقط زمزمه‌ای از طوفانیه که
‫درونِ من غوغا می‌کنه.‬

04:41.532 --> 04:44.803
‫هم‌نوع‌های شما در شعله ساخته شدن.‬

04:44.827 --> 04:47.847
‫هم‌نوعِ من خودِ شعله‌ست.‬

04:47.871 --> 04:51.351
‫بیاین. دوباره با من روبرو بشین.‬

04:51.375 --> 04:59.150
‫بدن‌هاتون رو در برابرِ اراده‌ی
‫طغیان‌گر ولکانیکا تکه ‌تکه کنین.‬

04:59.174 --> 05:04.656
‫بذارین اون‌هایی که نمی‌سوزن، دوباره بسوزن.‬

05:04.680 --> 05:10.203
‫چنگال‌های گداخته‌ی من از تسکینِ زودگذری که‬

05:10.227 --> 05:13.063
‫خونِ شما به همراه داره، لذت می‌برن.‬

05:33.667 --> 05:38.714
‫باید صبر می‌کردیم. یه بارِ دیگه
‫طلسمِ احضار رو امتحان می‌کردیم.‬

05:40.466 --> 05:43.945
‫تو می‌خوای اون‌قدر صبر کنی
‫تا این سلیطه سیاره رو دو نیم کنه.‬

05:43.969 --> 05:47.907
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ترسو باشی، برادر.‬

05:47.931 --> 05:51.911
‫یا ترس، یا خرد.‬

05:51.935 --> 05:55.064
‫فهمیدنش... معمولاً خیلی دیر میشه.‬

05:56.106 --> 05:58.692
‫بیا با هم بفهمیم.‬

06:14.875 --> 06:18.313
‫چرا نمی‌تونین مثلِ بقیه‌ی
‫هم‌نوع‌هاتون بکشین کنار؟‬

06:18.337 --> 06:22.067
‫چرا باید این‌قدر قضیه رو
‫برای خودتون سخت کنین؟‬

06:22.091 --> 06:24.986
‫مگمانیت‌های من بی‌شمارن.‬

06:25.010 --> 06:30.075
‫کافیه اراده‌ کنم
‫تا تعدادِ بیشتری رو احضار کنم.‬

06:30.099 --> 06:33.453
‫تختِ جهنمی مالِ منه
‫و به چالش کشیدنِ سلطنتِ من‬

06:33.477 --> 06:35.729
‫یعنی به استقبالِ نابودی شما!‬

06:37.189 --> 06:40.776
‫توی کارایی که سردر‌نمیاری دخالت نکن!‬

06:42.236 --> 06:44.923
‫در نبرد آتش مقابل آتش

06:44.947 --> 06:48.218
‫برنده اونیه که شعله‌اش از همه بیشتره!‬

06:48.242 --> 06:51.161
‫ببین. چطور. می‌سوزم.‬

06:54.123 --> 06:55.456
‫همین الان بگیریدش!

06:57.876 --> 07:00.087
‫بجنگید!‬

07:01.338 --> 07:04.484
‫کلِ قدرتتون همین بود؟‬

07:04.508 --> 07:09.221
‫قدرتِ من با عمیق‌ترین دره‌های
‫این قلمرو برابری می‌کنه!‬

07:37.040 --> 07:38.709
‫هووم...‬

07:49.219 --> 07:54.974
‫دیمین. همیشه پیروزی رو
‫به شکست تبدیل می‌کنی.‬

07:57.019 --> 07:59.539
‫شکست نخوردم.‬

07:59.563 --> 08:02.608
‫متأسفانه شکست خوردی.‬

08:09.948 --> 08:11.199
‫دیمین!‬

08:15.204 --> 08:19.499
‫اوه، نگرانِ برادرتی؟ طفلکی.‬

08:20.584 --> 08:24.296
‫حیف که فقط یه بار می‌تونم جونت رو بگیرم!‬

08:35.140 --> 08:36.600
‫بدجوری زخمی شدی؟‬

08:38.101 --> 08:41.730
‫بابا توی دوران خودش
‫بدتر از اینا سرم آورده.

08:44.441 --> 08:48.880
‫انگار ارتشِت اون‌قدرها هم بی‌انتها نیست.‬

08:48.904 --> 08:54.636
‫اونا به‌زودی این غار رو پر می‌کنن
‫و خاکسترت می‌کنن.‬

08:54.660 --> 08:58.163
‫همش حرف! رقت‌انگیزه!‬

09:00.207 --> 09:02.208
‫می‌بینی چطوری من...‬

09:22.437 --> 09:25.583
‫فکر کردین می‌تونین...‬

09:25.607 --> 09:27.585
‫یه چیزِ جزئی...‬

09:27.609 --> 09:29.337
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونه...‬

09:29.361 --> 09:32.197
‫من...‬

09:42.582 --> 09:44.960
‫نه...‬

09:48.672 --> 09:51.401
‫همش حرف بود، ها؟

09:51.425 --> 09:53.759
‫من که هنوز حرفی نزدم.‬

10:09.860 --> 10:11.695
‫دومینا.‬

10:31.214 --> 10:33.300
‫نه...‬

10:34.384 --> 10:38.323
‫و حالا فقط یکی مونده.‬

10:38.347 --> 10:42.392
‫فکر کردم... شانسی داریم.‬

10:43.643 --> 10:46.080
‫چقدر احمق بودی.‬

10:46.104 --> 10:50.233
‫دقیق بهش بگو چقدر ناتوانی.‬

10:51.318 --> 10:56.382
‫اصلا میل ندارم برای بارِ سوم
‫هیولای بزرگ رو درهم بکوبم.‬

10:56.406 --> 11:02.680
‫در واقع، به شیطان بگو
‫الان من هیولای بزرگ هستم.‬

11:02.704 --> 11:07.541
‫اون... خب، اون هیچی نیست.‬

11:19.054 --> 11:23.058
‫دومینا... خیلی متأسفم.‬

12:07.561 --> 12:11.565
‫من اینجام، دارک‌بلاد.‬

12:12.649 --> 12:15.545
‫نیازی به احضار کردنِ من نیست.‬

12:15.569 --> 12:22.135
‫من صدای آشوب و غرشِ نبردتون رو
‫از اعماقِ پناهگاهم شنیدم.‬

12:22.159 --> 12:25.263
‫خیلی وقته که از شکستت باخبرم.‬

12:25.287 --> 12:27.807
‫متأسفم، ارباب.‬

12:27.831 --> 12:33.813
‫نیروها به قدرِ کافی قوی نبودن. خیلی...
‫پشیمونم.‬

12:33.837 --> 12:37.024
‫صبرم داره لبریز میشه، دارک‌بلاد.‬

12:37.048 --> 12:43.180
‫اوضاعِ ما داره وخیم‌تر می‌شه و نقشه‌هات
‫فقط به شکست ختم شدن.‬

12:48.477 --> 12:51.414
‫عطشِ من همین الانش هم فروکش کرده، دارک‌بلاد.‬

12:51.438 --> 12:55.066
‫این... تیکه‌پاره‌ها در حدِ من نیستن.‬

12:56.151 --> 13:00.131
‫می‌فهمم اوضاع وخیمه. با این حال.‬

13:00.155 --> 13:04.427
‫لازم نیست این‌قدر... کینه‌ای باشید.‬

13:04.451 --> 13:09.974
‫ببخشید. ببخشید. بله.
‫دوباره سرِ پاشون می‌کنم.‬

13:09.998 --> 13:15.813
‫ممکنه زمان ببره چون قدرتم کم شده،
‫اما انجامش میدم.‬

13:15.837 --> 13:18.900
‫ممنونم، هیولای بزرگ.‬

13:18.924 --> 13:24.572
‫من قدردانِ وفاداریِ
‫خاندانِ دارک‌بلاد هستم. این...‬

13:24.596 --> 13:28.183
‫توی وضعیتِ فعلیِ من، بی‌دلیله.‬

13:31.394 --> 13:35.458
‫با پشتکارت بهم افتخار میدی.‬

13:35.482 --> 13:40.546
‫با اینکه همین الانشم
‫ده برابرِ خیانتت رو جبران کردی.‬

13:40.570 --> 13:43.365
‫هووم...‬

13:44.866 --> 13:48.930
‫خشمِ خواهرت چیزِ فوق‌العاده‌ایه.‬

13:48.954 --> 13:51.516
‫اوه، نگران نباش، دومینا.‬

13:51.540 --> 13:56.604
‫به‌زودی یه فرصتِ دیگه پیدا می‌کنی
‫تا من رو به تختم برگردونی.‬

13:56.628 --> 13:57.688
‫نه.‬

13:57.712 --> 14:00.966
‫چی گفتی؟‬

14:02.050 --> 14:04.612
‫امتحان کردنِ دوباره‌ی همون راه بی‌فایده‌ست.‬

14:04.636 --> 14:09.492
‫ولکانیکا ممکنه دفعه‌ی بعد چیزی
‫باقی نذاره که بخوایم درستش کنیم.‬

14:09.516 --> 14:14.080
‫در عوض، یه بارِ دیگه
‫طلسمِ احضار رو امتحان کن.‬

14:14.104 --> 14:16.832
‫هیچ‌وقت جواب نداده.‬

14:16.856 --> 14:20.127
‫تنهایی روبرو شدن با اون هم جواب نداده.‬

14:20.151 --> 14:23.172
‫اَه... طلسمت ایراد داره.‬

14:23.196 --> 14:25.925
‫نه. ایراد نداره.‬

14:25.949 --> 14:30.429
‫هنوز از خونِ صحنه‌ی جرمِ نگهبان باقی مونده.‬

14:30.453 --> 14:33.349
‫قبلاً نگران بودم،‬

14:33.373 --> 14:39.397
‫که اگه محدوده‌ی طلسم رو بیشتر کنم،
‫ممکنه چی رو پایین بکشه.‬

14:39.421 --> 14:42.549
‫اما الان دیگه ناچارم.‬

15:32.140 --> 15:36.579
‫دومیناری هومینِس.‬

15:36.603 --> 15:38.581
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

15:38.605 --> 15:42.877
‫دومیناری هومینِس.‬

15:42.901 --> 15:46.589
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

15:46.613 --> 15:49.925
‫دومیناری هومینِس.‬

15:49.949 --> 15:53.262
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

15:53.286 --> 15:56.682
‫دومیناری هومینِس.‬

15:56.706 --> 16:00.227
‫آفرته آد اینفرنوس.‬

16:00.251 --> 16:03.397
‫دومیناری هومینِس! ‬

16:03.421 --> 16:07.257
‫آفرته آد اینفرنوس! ‬

16:32.283 --> 16:33.785
‫این دیگه چی بود؟

16:34.869 --> 16:37.807
‫اومنی‌من نیست.‬

16:37.831 --> 16:41.310
‫پسرش خونِ اون رو توی رگ‌هاش داره.‬

16:41.334 --> 16:43.104
‫هووم.‬

16:43.128 --> 16:44.563
‫دیمین دارک‌بلاد؟‬

16:44.587 --> 16:47.274
‫صبر کن، چی؟ ما کجاییم؟‬

16:47.298 --> 16:52.196
‫قلمرویِ زیرین.‬
‫جایی که هم‌نوعات بهش می‌گن... جهنم.‬

16:52.220 --> 16:53.614
‫من تویِ جهنمم؟‬

16:53.638 --> 16:56.659
‫نه. امکان نداره.‬

16:56.683 --> 17:00.496
‫احضارت کردم. به کمکت نیاز دارم.‬

17:00.520 --> 17:03.332
‫موضوعِ خیلی حیاتیه.‬

17:03.356 --> 17:06.502
‫آره، خودم... یه جورایی وسطِ یه کاری بودم.‬

17:06.526 --> 17:10.655
‫شکست‌ناپذیر؟ شکست‌ناپذیر؟ !‬

17:12.741 --> 17:14.969
‫باهاش چیکار کردی؟‬

17:14.993 --> 17:19.390
‫فکر کردی تنها میزبانِ‬
‫مناسبم رو تبعید می‌کنم؟‬

17:19.414 --> 17:21.267
‫فکر کنم داشتی شکست می‌خوردی.‬

17:21.291 --> 17:25.896
‫من جاودان‌ام!‬

17:25.920 --> 17:30.568
‫ولی دیگه نمی‌تونم
‫این مقبره‌یِ زندان‌مانند رو تحمل کنم.‬

17:30.592 --> 17:33.154
‫صبر کن، داری...
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

17:33.178 --> 17:38.617
‫خیلی وقت بود که
‫دنبالِ یه میزبانِ مناسب می‌گشتم.‬

17:38.641 --> 17:43.289
‫باید... خودم رو خار کنم‬

17:43.313 --> 17:46.917
‫و به یه زن راضی بشم.‬

17:46.941 --> 17:49.462
‫یه لحظه صبر کن. من فکر کردم...‬

17:49.486 --> 17:52.798
‫یعنی میگی هر وقت می‌خواستی
‫می‌تونستی میزبانِ زن بگیری‬

17:52.822 --> 17:54.967
‫و فقط خودت نخواستی؟‬

17:54.991 --> 17:57.743
‫اوه، لعنتی.‬

18:13.927 --> 18:18.389
‫این... همچین بدم نیست.‬

18:20.809 --> 18:23.102
‫اصلاً بد نیست.‬

18:28.525 --> 18:32.463
‫همم. اون چطوری...؟‬

18:32.487 --> 18:36.550
‫اون مرده با پرواز آوردتش اینجا.

18:36.574 --> 18:38.928
‫لعنت بهش!‬

18:38.952 --> 18:42.412
‫اه! کاش این یکی قدرت‌هایِ...‬

18:42.461 --> 18:44.349
‫«شکست‌ناپذیر»

18:44.374 --> 18:49.419
‫...با شیطان آشنا شو.
‫شیطان، ایشون هم...‬

18:49.466 --> 18:53.399
‫«شکست‌ناپذیره»

18:53.424 --> 18:56.278
‫عجب! این... شیطانه؟‬

18:56.302 --> 18:58.113
‫- آره، ولی...‬
‫- باشه.‬

18:58.137 --> 19:01.033
‫نه!‬

19:01.057 --> 19:03.768
‫ارباب تاریکی رو آزاد کن!‬

19:05.270 --> 19:10.668
‫اِ، صبر کن. تو... تو من رو نیاوردی
‫جهنم که با شیطان بجنگم؟‬

19:10.692 --> 19:16.006
‫نه. اجازه بده توضیح بدم.‬

19:16.030 --> 19:20.010
‫اوه. اِ... ببخشید. هه.‬

19:20.034 --> 19:22.888
‫خواهش می‌کنم.‬

19:22.912 --> 19:28.561
‫خشونتِ این‌شکلی برایِ هم‌نوعایِ من
‫فقط یه جور معاشقه‌ست.‬

19:28.585 --> 19:30.879
‫پسر... چه چندش!‬

19:31.963 --> 19:34.883
‫بریم بیرون. همین الان.‬

19:39.888 --> 19:45.369
‫عجب! پس... جهنم واقعاً وجود داره؟‬

19:45.393 --> 19:48.581
‫جهنم. اهریمن‌ها. شیطان.‬

19:48.605 --> 19:51.166
‫همش واقعیه.‬

19:51.190 --> 19:54.003
‫هیچ‌کدومش اون‌طوری که تو می‌شناسی نیست.‬

19:54.027 --> 19:56.738
‫بشین. لطفاً.‬

19:57.780 --> 20:00.968
‫سیسل گفت بعد از تحقیق درباره‌یِ بابام
‫برگشتی اینجا،‬

20:00.992 --> 20:02.261
‫ولی فکر نمی‌کردم اون...‬

20:02.285 --> 20:06.432
‫سیسل من رو احضار کرد تا
‫حقیقت پدرت رو مخفی کنه.

20:06.456 --> 20:10.853
‫همون راهی که تو رو آورد اینجا.
‫فقط برعکسش.‬

20:10.877 --> 20:15.274
‫من رو به جهنم احضار کردی؟ یا خدا...‬

20:15.298 --> 20:18.944
‫برایِ کنترلِ قلمرویِ زیرین جنگِ قدرت در جریانه.‬

20:18.968 --> 20:22.907
‫ولکانیکا، حاکمِ مگمانیت‌ها،‬

20:22.931 --> 20:25.701
‫تختِ پادشاهیِ جهنمی رو از شیطان دزدید.‬

20:25.725 --> 20:27.995
‫الان اون به قلمرو زیرین دستور میده.‬

20:28.019 --> 20:30.623
‫باید شکستش بدیم.‬

20:30.647 --> 20:32.374
‫چی؟ توقع داری من...‬

20:32.398 --> 20:35.127
‫ببین، من الان اصلاً اوضاعِ روحیِ خوبی ندارم.‬

20:35.151 --> 20:38.923
‫و نمی‌تونم برایِ شیطان کار کنم.‬

20:38.947 --> 20:42.635
‫مگه شیاطین آدم‌بده نیستن؟ بهت برنخوره.‬

20:42.659 --> 20:47.890
‫نذار خرافاتِ ساکنینِ سطحِ زمین
‫رویِ قضاوتت تأثیر بذاره.‬

20:47.914 --> 20:50.517
‫شیطان خبیث نیست.‬

20:50.541 --> 20:53.729
‫شیطان دنیای شما رو تهدید نمی‌کنه.

20:53.753 --> 20:57.983
‫دنیایِ شما بخاطر شیطان وجود داره.‬

20:58.007 --> 21:00.903
‫خب، چی؟‬

21:00.927 --> 21:05.574
‫ساکنینِ سطحِ زمین تویِ
‫ششمین عصرِ هستی زندگی می‌کنن.‬

21:05.598 --> 21:08.911
‫و از پنج عصرِ قبلی بی‌خبرن.‬

21:08.935 --> 21:14.500
‫حتماً متوجهِ هیولاهایِ غول‌پیکر و
‫موجوداتِ عظیمی‬ که باقی موندن شدی؟‬

21:14.524 --> 21:17.294
‫اونا بخاطر تشعشعات نیستن؟‬

21:17.318 --> 21:19.880
‫اونا مالِ عصرِ دوم هستن.‬

21:19.904 --> 21:26.136
‫و خوشبختانه موجوداتِ ضعیف‌تری‬
‫نسبت به قدیمی‌هایِ عصرِ اول هستن.‬

21:26.160 --> 21:30.683
‫شیطان و اهریمن‌ها مالِ عصرِ پنجم هستن.‬

21:30.707 --> 21:35.020
‫ما درباره‌یِ عصرِ سوم حرف نمی‌زنیم.‬

21:35.044 --> 21:36.313
‫درسته.‬

21:36.337 --> 21:38.482
‫خب، عصرِ چهارم رو هم جا انداختی.‬

21:38.506 --> 21:42.403
‫داشتم برایِ جذابیتِ دراماتیکِ داستان
‫زمینه‌چینی می‌کردم.‬

21:42.427 --> 21:46.407
‫عصرِ چهارم هرج‌ومرج بود.‬

21:46.431 --> 21:53.831
‫برایِ میلیون‌ها سال،‬
‫وایل‌ها بر کل سیاره حکومت می‌کردن.‬

21:53.855 --> 21:58.085
‫اونا موجوداتِ کثیف سیری‌ناپذیری هستن.‬

21:58.109 --> 22:00.087
‫نمیشه اونا رو کُشت.‬

22:00.111 --> 22:03.257
‫یه جوری تا عصرِ پنجم زنده موندن.‬

22:03.281 --> 22:07.386
‫جنگِ بینِ ما قرن‌ها طول کشید.‬

22:07.410 --> 22:10.621
‫و سیاره رو با نابودی تهدید کرد.‬

22:12.540 --> 22:15.978
‫اهریمن‌ها، وایل‌ها رو به اینجا کشوندن.‬

22:16.002 --> 22:17.563
‫قلمرو زیرین.‬

22:17.587 --> 22:23.610
‫زندانی‌شون کردن و با شکنجه
‫ضعیف نگهشون داشتن.‬

22:23.634 --> 22:27.406
‫خیلی‌ها برایِ انجامِ این کار جون دادن.‬

22:27.430 --> 22:32.828
‫بدونِ فداکاریِ اهریمن‌ها،
‫انسان‌ها هرگز تکامل پیدا نمی‌کردن.‬

22:32.852 --> 22:35.664
‫هرگز رشد نمی‌کردن. نه شهری بود،‬

22:35.688 --> 22:40.377
‫نه زبانی و نه تویی.‬

22:40.401 --> 22:47.551
‫شیطان اهریمن‌ها رو علیه وایل‌ها رهبری کرد
‫تا بقیه بتونن در آرامش زندگی کنن.‬

22:47.575 --> 22:51.972
‫هم‌نوع‌های تو
‫همه‌چیزشون رو مدیون اون هستند.‬

22:51.996 --> 22:57.144
‫اوه. اوم... ممنون، فکر کنم؟‬

22:57.168 --> 23:01.857
‫فداکاری ما کاملاً از روی بشردوستی نیست.‬

23:01.881 --> 23:07.196
‫شکنجه‌ی بی‌پایان هم کارِ ما بود.‬

23:07.220 --> 23:11.075
‫اوه... پس اینجا.‬
‫فقط... اعماقِ زمینه؟‬

23:11.099 --> 23:12.576
‫آره.‬

23:12.600 --> 23:16.330
‫پس اگه بخوام برم،‬
‫فقط کافیه... رو به بالا پرواز کنم؟‬

23:16.354 --> 23:24.004
‫احتمالاً قبلِ رسیدن به سطح خسته میشی.‬
‫احتمالاً می‌میری.‬

23:24.028 --> 23:26.298
‫شاید.‬

23:26.322 --> 23:29.468
‫ولکانیکا از انسان‌ها متنفره.‬

23:29.492 --> 23:34.348
‫اون قصد داره تمامِ وایل‌ها رو آزاد کنه‬
‫و بفرسته به سطح زمین.‬

23:34.372 --> 23:37.142
‫این یعنی پایانِ دنیا.‬

23:37.166 --> 23:41.480
‫خیلی‌ها، اگه نگم همه، می‌میرن.‬

23:41.504 --> 23:43.857
‫قهرمان‌های دیگه‌ای هم
‫هستن که بتونن کمک کنن.‬

23:43.881 --> 23:46.902
‫بقیه‌ی قهرمان‌ها اینجا نیستن.‬

23:46.926 --> 23:50.072
‫نه. نه. تو متوجه نیستی.‬

23:50.096 --> 23:53.534
‫من... من آدمِ این کار نیستم.‬
‫فقط من رو بفرست خونه.‬

23:53.558 --> 23:59.414
‫اگه جلوی ولکانیکا و وایل‌ها گرفته نشه،‬
‫دیگه خونه‌ای نیست که بهش برگردی.‬

23:59.438 --> 24:01.291
‫من فقط اوضاع رو بدتر می‌کنم.‬

24:01.315 --> 24:04.044
‫اوضاع همین الانشم در بدترین حالتِ ممکنه.‬

24:04.068 --> 24:06.296
‫بس کن... وای... فقط بس کن...‬

24:06.320 --> 24:09.424
‫که حرف‌های خودم رو برعلیه خودم استفاده کنی.‬
‫جدی می‌گم.‬

24:09.448 --> 24:12.886
‫وضعیت هم خیلی جدیه.‬

24:12.910 --> 24:16.640
‫عذر می‌خوام.

24:16.664 --> 24:20.561
‫قصد ندارم دروغ بگم.‬

24:20.585 --> 24:26.174
‫فقط حقیقته. گزینه‌ی دیگه‌ای نیست.‬

24:27.925 --> 24:31.572
‫اگه کمکت کنم،‬
‫من رو می‌فرستی خونه؟‬

24:31.596 --> 24:32.990
‫آره.‬

24:33.014 --> 24:36.142
‫من به کسی صدمه نمی‌زنم. خب؟‬

24:37.643 --> 24:41.331
‫صدمه زدن رو بسپار به ما.‬

24:41.355 --> 24:43.542
‫می‌خوای چیکار کنم؟‬

24:43.566 --> 24:47.588
‫من خاندانِ دارک‌بلاد رو احیا می‌کنم.‬

24:47.612 --> 24:53.117
‫تو چیزی رو پس می‌گیری که من رو احیا می‌کنه.‬

24:54.493 --> 25:01.435
‫وایل‌ها... ولکانیکا‬
‫و مگمانیت‌ها اهریمن‌ها رو فراری دادن.‬

25:01.459 --> 25:03.645
‫به شکنجه پایان دادن.‬

25:03.669 --> 25:10.277
‫وایل‌ها فعلاً توسط شعله‌های قلمروی زیرین‬
‫مهار شدن، اما دارن بهبود پیدا می‌کنن.‬

25:10.301 --> 25:13.238
‫به‌زودی فرار می‌کنن.‬

25:13.262 --> 25:17.600
‫تمامِ زندگیِ زیر و روی زمین رو تهدید می‌کنن.‬

25:18.684 --> 25:20.186
‫اونجا.‬

25:22.000 --> 25:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:31.155 --> 25:34.009
‫اه. قراره بریم اون پایین؟‬

25:34.033 --> 25:36.803
‫تاجِ گداخته‌ی شیطان.‬

25:36.827 --> 25:40.390
‫ساخته شده از درد و منبعِ قدرت.‬

25:40.414 --> 25:43.977
‫ولکانیکا انداختش توی یه گودالِ بی‌انتها.‬

25:44.001 --> 25:48.148
‫هیچ‌کس توی قلمرو زیرین‬
‫قدرتِ برگردوندنش رو نداره.‬

25:48.172 --> 25:50.943
‫دلیلِ این‌که تو رو آوردم این‌جا همینه.‬

25:50.967 --> 25:54.011
‫منتظرِ اومنی‌من بودم.‬

25:56.472 --> 25:59.892
‫به گمونم طلسمت
‫نتونسته ما رو از هم تشخیص بده.‬

26:04.814 --> 26:08.085
‫پدرم مرده. یا احتمالاً مرده.‬

26:08.109 --> 26:10.337
‫ویلترومایت‌ها اونو به اعدام محکوم کردن.‬

26:10.361 --> 26:17.678
‫ممم. مطمئن نیستم باید تسلیت بگم یا تبریک.‬

26:17.702 --> 26:21.890
‫اصلاً چرا فکر کردی این حرفت کمکم می‌کنه؟‬
‫اون‌قدرها هم طرفدارت نبود.‬

26:21.914 --> 26:24.309
‫فکر کردم می‌تونم متقاعدش کنم.‬

26:24.333 --> 26:31.566
‫نجاتِ سیاره به نفعِ خودشه،‬
‫حتی برای کسی مثل اون.‬

26:31.590 --> 26:36.363
‫خب، دقیقاً چطوری می‌ریم تهِ گودالِ بی‌انتها؟‬

26:36.387 --> 26:42.077
‫در واقع بی‌انتها نیست.‬
‫فقط خیلی عمیقه.‬

26:42.101 --> 26:44.162
‫خب، چرا خودت نرفتی پایین و برش داری؟‬

26:44.186 --> 26:49.793
‫احمق نیستیم. موجودی با قدرتِ زیاد‬
‫اون پایین از تاج محافظت می‌کنه.‬

26:49.817 --> 26:52.796
‫البته که این‌طوریه.‬

26:52.820 --> 26:54.405
‫بریم تمومش کنیم.‬

26:56.699 --> 26:58.701
‫وای! خیلی‌خب.‬

27:09.670 --> 27:13.317
‫انرژی ذخیره کن.‬
‫بذار جاذبه کمک کنه.‬

27:13.341 --> 27:16.093
‫فقط قبلِ رسیدن به تهش خودت رو نگه دار.‬

27:17.219 --> 27:21.349
‫اوم، آره، خب قدرت‌هام اون‌قدرها هم خسته‌کننده نیست،‬
‫ولی باشه، می‌تونیم این کار رو بکنیم.‬

27:23.434 --> 27:25.811
‫اوه. این‌طوری راحت‌تره.‬

27:27.772 --> 27:30.751
‫هی، اگه جهنم وجود داره،‬
‫یعنی بهشت هم هست؟‬

27:30.775 --> 27:33.462
‫بهشتی که ما بشناسیم وجود نداره.‬

27:33.486 --> 27:37.507
‫دنیا اون تعادلی که انسان‌ها‬
‫تظاهر می‌کنن وجود داره رو نداره.‬

27:37.531 --> 27:42.203
‫هیچ‌کس آمارِ کارهای خوب و
‫کارهای بد رو نداره.‬

27:43.454 --> 27:45.182
‫اوه.‬

27:45.206 --> 27:47.309
‫این رو خبرِ بدی می‌بینی؟‬

27:47.333 --> 27:49.353
‫جورِ دیگه فکر کن.‬

27:49.377 --> 27:55.108
‫اگه دنیا واقعاً به سمتِ خوبی کشیده بشه،‬
‫دیگه نیازی به تعادل نیست.‬

27:55.132 --> 28:00.947
‫زمین رو تبدیل به بهشت کن،‬
‫به جای اون خیالیش توی آسمونه.‬

28:00.971 --> 28:02.699
‫

28:02.723 --> 28:06.328
‫بارها با پدرت کار کردم.‬

28:06.352 --> 28:09.081
‫اومنی‌من هیچ‌وقت سوال نمی‌پرسید.‬

28:09.105 --> 28:11.917
‫فقط مشت می‌زد.‬

28:11.941 --> 28:16.755
‫یه رگه‌هایی از کارآگاه بودن
‫توی وجودت هست، شکست‌ناپذیر.‬

28:16.779 --> 28:19.633
‫یا شاید فقط دارم یه دورانی رو می‌گذرونم‬

28:19.657 --> 28:23.220
‫و اینجا داره واقعاً اعصابم رو... چرا...‬

28:23.244 --> 28:25.097
‫چرا مدام این کار رو می‌کنی؟‬

28:25.121 --> 28:26.348
‫چه کاری؟‬

28:26.372 --> 28:27.724
‫همین.‬

28:27.748 --> 28:29.393
‫چی؟‬

28:29.417 --> 28:32.187
‫همین! قضیه‌ی کلاه‌خودت.‬

28:32.211 --> 28:34.231
‫هر بار که حرف می‌زنی،
‫از روی سرت کنار میره

28:34.255 --> 28:35.482
‫و وقتی حرفت تموم می‌شه برمی‌گرده سر جاش.‬

28:35.506 --> 28:39.277
‫بدونِ کلاه‌خود واضح‌تر صحبت می‌کنم.‬

28:39.301 --> 28:42.489
‫فکر می‌کنی وقتی کلاه‌خود سرته
‫صدات رو نمی‌شنوم؟‬

28:42.513 --> 28:44.282
‫مهم نیست.‬

28:44.306 --> 28:47.869
‫آره، باشه. قبول. ولی... آخه چرا؟‬

28:47.893 --> 28:49.788
‫چرا چی؟‬

28:49.812 --> 28:53.125
‫آه، اصلاً چرا کلاه‌خود باید این‌طوری باشه؟‬

28:53.149 --> 28:56.294
‫خیلی پیچیده به نظر می‌رسه. چرا فقط یه میکروفون‬
‫یا یه چیزی شبیهش نذاشتن؟‬

28:56.318 --> 28:58.338
‫من طراحیش نکردم.‬

28:58.362 --> 29:01.758
‫باشه، ولی آخه هرکی این کارو کرده،‬
‫حتماً به این موضوع فکر کرده، نه؟‬

29:01.782 --> 29:03.718
‫و مثلاً، چه موقعیتی پیش میاد

29:03.742 --> 29:06.054
‫که مجبور باشی کلاهخودت رو‬
‫به این سرعت بذاری و برداری؟‬

29:06.078 --> 29:07.848
‫حمله غافلگیرانه؟‬

29:07.872 --> 29:11.893
‫هم‌نوع‌های من از ازل‬
‫همین‌طوری زره می‌پوشیدن.‬

29:11.917 --> 29:16.440
‫شاید تکنولوژی واسه تو عجیبه.‬

29:16.464 --> 29:19.192
‫چی هست اصلا اینا؟‬
‫نانوربات‌های شیطانی؟‬

29:19.216 --> 29:21.361
‫بعد چطوری از یه کلاه‌خودِ یک‌تکه بهتره؟‬

29:21.385 --> 29:24.013
‫می‌تونی راحت درشون بیاری و،‬
‫اگه لازم شد، دستت بگیری.‬

29:26.265 --> 29:28.034
‫خفن به نظر می‌رسه.‬

29:28.058 --> 29:31.079
‫باشه، کلِ جامعه‌ی شما وقفِ‬
‫شکنجه کردنِ موجوداتِ خبیث شده‬

29:31.103 --> 29:34.958
‫که زمین رو تهدید می‌کنن‬
‫اونوقت تو به خفن بودن اهمیت میدی؟‬

29:34.982 --> 29:37.627
‫این‌طوری جذاب‌تر میشه.‬

29:37.651 --> 29:39.546
‫باشه بابا. هرچی تو بگی.‬

29:39.570 --> 29:42.424
‫من اصلاً نمی‌فهمم کی اولش به فکرِ‬
‫یه کلاه‌خودِ جمع‌شونده افتاده.‬

29:42.448 --> 29:47.637
‫خیلی عجیبه. مثلاً چه مشکلی وجود داشته‬
‫که این راهِ حلش بوده؟‬

29:47.661 --> 29:50.623
‫داریم می‌رسیم تهش. لطفاً من رو بگیر.‬

29:51.957 --> 29:53.083
‫هوم.‬

29:54.168 --> 29:56.212
‫خیلی خب، آره، واقعاً خفنه.‬

30:01.592 --> 30:03.570
‫چیزی نمی‌بینم.‬

30:03.594 --> 30:05.137
‫تاج.‬

30:12.394 --> 30:14.998
‫گفتی یه چیزی داره‬
‫از این محافظت می‌کنه؟‬

30:15.022 --> 30:19.377
‫سربروس. زمانی از ورودیِ‬
‫قلمرو زیرین محافظت می‌کرد.‬

30:19.401 --> 30:22.214
‫نتونست جلویِ ولکانیکا رو بگیره.‬

30:22.238 --> 30:24.156
‫به اینجا تبعید شد.‬

30:25.324 --> 30:27.636
‫خب، شاید خوابیده. بیا بریم.‬

30:27.660 --> 30:31.539
‫دست بجنبون تا...

30:37.294 --> 30:38.563
‫خوبی؟‬

30:38.587 --> 30:40.588
‫نه...‬

30:48.389 --> 30:50.075
‫فکر کنم از پسش بربیام.‬

30:50.099 --> 30:51.868
‫اما تو...‬

30:51.892 --> 30:53.578
‫نگران نباش، دوباره می‌گیرمت.‬

30:53.602 --> 30:54.979
‫چی؟‬

31:10.494 --> 31:12.121
‫هوم.‬

31:19.587 --> 31:22.339
‫هوم...‬

31:33.809 --> 31:35.727
‫شکست‌ناپذیر؟‬

31:37.021 --> 31:39.815
‫شکست‌ناپذیر!‬

31:44.153 --> 31:45.964
‫شکست‌ناپذیر!‬

31:45.988 --> 31:47.090
‫گرفتمت!‬

31:47.114 --> 31:49.676
‫نگاه کن.‬
‫اون‌قدری که به نظر می‌رسه داغ نیست.‬

31:49.700 --> 31:53.555
‫دیگه هیچ‌وقت این کار رو نکن.‬

31:53.579 --> 31:55.974
‫راستش، دیگه نمی‌خوام‬
‫هیچ‌کدوم از این کارا رو تکرار کنم.‬

31:55.998 --> 31:57.082
‫هیچ‌وقت.‬

32:01.712 --> 32:05.299
‫صدایِ وحشتناکی می‌شنوی؟‬

32:06.592 --> 32:08.653
‫نه. باید بشنوم؟‬

32:08.677 --> 32:12.115
‫صدایِ ناله قطع شد.‬

32:12.139 --> 32:14.492
‫وایل‌ها تقریباً بهبود پیدا کردن.‬

32:14.516 --> 32:18.312
‫چیزی نمونده که فرار کنن.‬
‫باید عجله کنیم.‬

32:24.860 --> 32:26.463
‫تاجت رو گرفتیم.‬

32:26.487 --> 32:28.238
‫نه!‬

32:35.537 --> 32:40.518
‫تاج شکننده‌ست.‬

32:40.542 --> 32:42.812
‫گفتی از درد ساخته شده.‬

32:42.836 --> 32:45.065
‫کجایِ این به نظر شکننده میاد؟‬

32:45.089 --> 32:51.780
‫ممنونم، ای ساکنِ سطح،‬
‫که چیزی رو که حقِ منه بهم برگردوندی.‬

32:51.804 --> 32:56.993
‫قرن‌ها پیش، من از خاکسترِ سیاه برخاستم‬

32:57.017 --> 33:02.415
‫از دورانِ هرج‌ومرج‬
‫و تختِ پادشاهیِ جهنمی رو تصاحب کردم.‬

33:02.439 --> 33:05.877
‫من این تاجِ گداخته رو ساختم‬

33:05.901 --> 33:11.049
‫و روحِ شکست‌خوردگان رو‬
‫در اون دمیدم.‬

33:11.073 --> 33:15.220
‫با قدرتی که در رگ‌هایِ من جریان داره،‬

33:15.244 --> 33:24.210
‫بر دورانی از صلح حکومت کردم‬
‫که قلمرو زیرین هرگز به خودش ندیده بود.‬

33:24.211 --> 33:32.260
‫در طولِ هزاران سالِ حکومتم،‬
‫هیچ دندونی بدونِ گوشت برایِ جویدن نموند.‬

33:32.261 --> 33:36.825
‫هم‌نوع‌هایِ ما چاق و سیر شدن.‬

33:36.849 --> 33:39.059
‫اما ضعیف هم شدن.‬

33:40.644 --> 33:47.127
‫شکنجه کردنِ وایل‌ها آدم رو‬
‫واسه جنگ آماده نمی‌کنه.‬

33:47.151 --> 33:51.631
‫باید از خاطراتِ قدیمی‌مون کمک بگیریم،‬

33:51.655 --> 33:57.595
‫از پاره کردنِ عضلات،‬
‫از خرد کردنِ استخون‌ها،‬

33:57.619 --> 34:00.598
‫از شکوهِ سلطه!‬

34:00.622 --> 34:06.604
‫باید این غارها رو با قدرتمون به لرزه دربیاریم‬

34:06.628 --> 34:16.137
‫تا وقتی که قربانی‌هامون با فک‌هایِ خردشده‬
‫زیرِ زانو‌هامون، التماسِ بخشش کنن!‬

34:20.601 --> 34:24.497
‫آره جونم! ایول!‬

34:24.521 --> 34:29.461
‫هیکلم درشت شده. بدجنس به نظر میام.‬

34:29.485 --> 34:32.714
‫ایول! خیلی جذاب شدم. اوه، آره.‬

34:32.738 --> 34:36.050
‫اوه، ایول!‬

34:36.074 --> 34:41.705
‫آره! من برگشتم!‬

34:42.790 --> 34:44.416
‫سرورم.‬

34:49.797 --> 34:53.216
‫اوم... من جلویِ شیطان تعظیم نمی‌کنم.‬

35:00.724 --> 35:03.077
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست.‬

35:03.101 --> 35:04.788
‫نه.‬

35:04.812 --> 35:10.627
‫دنیایِ سطح، جهنم رو به یه قصه‌یِ قبلِ خواب‬
‫تبدیل کرده تا آدم‌ها رو خوب نگه داره.‬

35:10.651 --> 35:14.839
‫ولی آدم‌ها بدونِ اون هم خوبن.‬

35:14.863 --> 35:17.217
‫نمی‌دونم...‬

35:17.241 --> 35:18.718
‫می‌دونی.‬

35:18.742 --> 35:19.969
‫چی رو می‌دونم؟‬

35:19.993 --> 35:21.763
‫خودت می‌دونی.‬

35:21.787 --> 35:24.432
‫وگرنه، اصلاً چرا قهرمان بشیم؟‬

35:24.456 --> 35:29.753
‫چرا به بقیه کمک کنیم اگه ارزشِ کمک کردن ندارن؟‬

35:30.963 --> 35:35.819
‫دارم راجع به یکی حرف می‌زنم.

35:35.843 --> 35:39.179
‫کمکت کردم تاج رو بگیری.
‫دیگه فقط من رو برگردون بره.‬

35:40.848 --> 35:43.618
‫راهِ خیر سخته.‬

35:43.642 --> 35:47.121
‫گاهی باید بینِ بد و بدتر یکی رو انتخاب کرد.‬

35:47.145 --> 35:50.542
‫شیاطین وایل رو شکنجه می‌کنن، دنیا امن می‌مونه.‬

35:50.566 --> 35:54.879
‫شیاطین وایل رو شکنجه نکنن، همه می‌میرن.‬

35:54.903 --> 35:58.049
‫نه. اینا همش چرت‌وپرته.‬

35:58.073 --> 36:01.660
‫همیشه یه راهِ دیگه هست که توش
‫شکنجه نباشه یا کشتن.‬

36:03.662 --> 36:09.042
‫شاید. ولی هنوز پیدا نشده و
‫دنیا نمی‌تونست منتظر بمونه.‬

36:10.252 --> 36:11.771
‫هوم.‬

36:11.795 --> 36:14.691
‫یه بارِ دیگه به کمک احتیاج دارم.‬

36:14.715 --> 36:17.777
‫ولکانیکا رو شکست بده. شیاطین رو آزاد کن.‬

36:17.801 --> 36:20.053
‫جلوی وایل رو بگیر.‬

36:21.597 --> 36:23.348
‫خواهش می‌کنم.‬

36:32.941 --> 36:38.172
‫وقتش رسیده، خاندانِ دارک‌بلاد.‬

36:38.196 --> 36:40.741
‫خواهرم کجاست؟‬

36:51.335 --> 36:53.754
‫دومینا.‬

36:57.257 --> 37:00.278
‫نه. انرژی‌ت رو نگه دار.‬

37:00.302 --> 37:04.073
‫بدونِ من که نمی‌تونی بری جنگ.‬

37:04.097 --> 37:05.408
‫باید بتونم.‬

37:05.432 --> 37:07.911
‫وایل تقریباً احیا شده.‬

37:07.935 --> 37:10.163
‫زمانِ کمی باقی مونده.‬

37:10.187 --> 37:13.189
‫پس اون رو بردار.‬

37:21.198 --> 37:24.886
‫نه. اون دیگه مال توئه.‬

37:24.910 --> 37:27.597
‫حتی مطمئن نیستم بتونم بلندش کنم.‬

37:27.621 --> 37:33.311
‫خواهش می‌کنم.
‫اون‌قدر قوی بودی که از قلمرو زیرین فرار کنی.‬

37:33.335 --> 37:35.939
‫قوی‌ترینِ ما بودی.‬

37:35.963 --> 37:41.176
‫وقتی همش خون و استخونه،
‫به چه دردِ من می‌خوره؟‬

37:43.011 --> 37:46.223
‫پدر می‌خواست که تو داشته باشیش.‬

37:47.474 --> 37:50.686
‫بیستی‌ماگوریا صدات می‌زنه.‬

37:57.693 --> 38:00.338
‫بهت ایمان دارم، برادر.‬

38:00.362 --> 38:04.115
‫بزن دهنِ اون سلیطه‌ی زشت رو سرویس کن.‬

38:07.744 --> 38:10.223
‫وقتِ تو نزدیکه.‬

38:10.247 --> 38:16.980
‫تو بشریت رو می‌بلعی و دنیای روی
‫زمین رو پاک‌سازی می‌کنی.‬

38:17.004 --> 38:24.278
‫و من و مگمانیت‌هام بر قلمروی آتشینی که
‫جاش رو می‌گیره حکومت می‌کنیم.‬

38:24.302 --> 38:26.406
‫همینه. آره.‬

38:26.430 --> 38:28.574
‫برخیزید.‬

38:28.598 --> 38:34.038
‫برخیزید و جایگاهِ برحقتون رو
‫توی این دنیا پس بگیرید.‬

38:34.062 --> 38:40.044
‫چیزی رو که این شیاطین مدت‌ها
‫ازتون دریغ کردن، به دست بیارید.‬

38:40.068 --> 38:42.171
‫هوی، دهن‌گندیده!‬

38:42.196 --> 38:45.666
‫دیگه خسته شدم از اراجیفت، زنیکه!

38:48.702 --> 38:51.747
‫پس بالاخره آماده‌ی مردنی؟‬

39:01.089 --> 39:02.275
‫

39:02.299 --> 39:04.485
‫شیطان رو به ولکانیکا برسون!

39:04.509 --> 39:07.637
‫اون شکست بخوره، بقیه هم شکست می‌‌خورن!

39:20.067 --> 39:25.173
‫آه. یه اسباب‌بازیِ جدید برای تیکه‌تیکه کردن.‬

39:25.197 --> 39:28.991
‫مشتاقم ببینم خونت چه مزه‌ای میده.‬

39:39.294 --> 39:43.047
‫من راه رو باز می‌کنم، بعدش دیگه با شماها.‬

40:31.054 --> 40:32.365
‫ به دام افتاده در برزخ ‬

40:32.389 --> 40:35.141
‫ جسمی بی‌جان، اما زنده... ‬

40:41.690 --> 40:45.419
‫دیگه تمومه. تسلیم شو.‬

40:45.443 --> 40:48.404
‫من رو بگو که فکر می‌کردم باهوششون تویی.

41:11.428 --> 41:16.784
‫چقدر برازنده‌ست که یه میراثِ خانوادگی
‫به عمرِ خانواده‌ت پایان بده.‬

41:16.808 --> 41:19.935
‫ زمانت داره از دست میره ‬

41:22.480 --> 41:23.940
‫مهم نیست.‬

41:31.406 --> 41:33.699
‫نه...‬

41:40.081 --> 41:42.977
‫ بارشِ خون ‬

41:43.001 --> 41:45.229
‫ از آسمونی که شرحه‌شرحه شده ‬

41:45.253 --> 41:47.773
‫ وحشتش رو بیرون می‌ریزه ‬

41:47.797 --> 41:49.734
‫ و ساختارِ من رو شکل میده ‬

41:49.758 --> 41:52.195
‫ حالا من در خون پادشاهی خواهم کرد ‬

41:52.219 --> 41:54.655
‫اوه، دیمینِ بیچاره.‬

41:54.679 --> 41:57.867
‫ببین، من داشتم قبلاً باهات بازی می‌کردم.‬

41:57.891 --> 42:02.246
‫بهت امید می‌دادم تا بالاخره
‫ارباب تاریکی رو برام بیاری.‬

42:02.270 --> 42:06.834
‫فکر کردی گذاشتم تو و خاندانت
‫زنده بمونید فقط برای تفریح؟‬

42:06.858 --> 42:10.630
‫حالا خودِ شیطان رو دارم.

42:10.654 --> 42:14.675
‫این آخرین ماجراجوییته، کارآگاه.‬

42:14.699 --> 42:16.719
‫ولی نگران نباش.‬

42:16.743 --> 42:19.931
‫بعد از مرگِ شما، خیلی زود
‫میلیون‌ها نفرِ دیگه هم می‌میرن‬

42:19.955 --> 42:23.768
‫وقتی که وایل‌ها زمین رو از تمامِ ساکنینِ
‫سطحش پاک می‌کنه‬

42:23.792 --> 42:26.687
‫و اون رو برای حکومتِ من آماده می‌کنه.‬

42:26.711 --> 42:29.589
‫نمی‌ذارم این کار رو بکنی.‬

42:31.508 --> 42:35.220
‫و چطوری می‌خوای جلوم رو بگیـ...‬

42:50.902 --> 42:52.463
‫می‌خواست تو رو بکشه.‬

42:52.487 --> 42:54.840
‫و بعدش بقیه رو. حـ... حتی اگه نگهبان‌ها‬

42:54.864 --> 42:58.219
‫یـ... یا یه نفر موفق می‌شد
‫جلوش رو بگیره، باز هم مردم می‌مردن.‬

42:58.243 --> 43:01.121
‫بله. ممنونم.‬

43:02.205 --> 43:03.540
‫شکست‌ناپذیر!‬

43:16.052 --> 43:21.617
‫هوم. کاری هست بتونیم بکنیم که دیگه برنگرده؟‬

43:21.641 --> 43:24.870
‫اینجا پیروزی‌ای در کار نیست.‬

43:24.894 --> 43:28.564
‫شما فقط وقوعِ امرِ ناگزیر رو عقب انداختید.‬

43:31.192 --> 43:36.363
‫این رو فراموش نمی‌کنم، ای ساکنِ سطحِ زمین.‬

43:43.913 --> 43:45.914
‫منم همین‌طور.‬

43:50.462 --> 43:52.481
‫هوم.‬

43:52.505 --> 43:55.609
‫خیلی راحت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم.‬

43:55.633 --> 43:59.238
‫اگه برگشت، دوباره احضارم کن.‬

43:59.262 --> 44:01.638
‫حداقل این دفعه یه لباسِ دیگه رو به باد ندادم.‬

44:04.893 --> 44:08.122
‫وایل‌ها! احیا شدن!‬

44:08.146 --> 44:10.272
‫برید عقب! من...‬

44:13.276 --> 44:14.402
‫همش مال خودت.‬

44:24.204 --> 44:27.874
‫خیلی نزدیک بود.‬

44:31.378 --> 44:33.939
‫برید. هم‌نوعاتون رو جمع کنید.‬

44:33.963 --> 44:37.860
‫بهشون بگید قبل از اینکه وایل‌‌ها فرار کنن،‬
‫شکنجه رو از سر بگیرن.‬

44:37.884 --> 44:41.513
‫اگه قرار باشه این دنیا زنده بمونه،‬
‫کار ما باید ادامه پیدا کنه.‬

44:47.644 --> 44:51.165
‫تا ابد مدیونتم، شکست‌ناپذیر.‬

44:51.189 --> 44:54.835
‫تو خیلی قوی‌تر از‬
‫هر انسانی هستی که تا حالا دیدم.‬

44:54.859 --> 44:56.962
‫من کاملاً انسان نیستم.‬

44:56.986 --> 45:01.050
‫پدرم یه ویلترومایتی بود... یه آدم‌فضایی.‬
‫از یه سیاره‌ی دیگه.‬

45:01.074 --> 45:04.220
‫موجودات فضایی از یه دنیای دیگه.‬

45:04.244 --> 45:07.622
‫کی باورش میشه همچین چیزی‬
‫ممکن باشه؟‬

45:14.254 --> 45:17.840
‫یادم رفته بود چقدر‬
‫عاشق این صداهام.‬

45:20.176 --> 45:22.321
‫دمت گرم، برادر.‬

45:22.345 --> 45:26.242
‫تنها چیزی که مونده،
‫فرستادنِ شکست‌ناپذیر به خونه‌ست.‬

45:26.266 --> 45:28.953
‫نه فقط شکست‌ناپذیر.‬

45:28.977 --> 45:32.039
‫دِینت رو ادا کردی، حتی بیشتر از اون.‬

45:32.063 --> 45:34.875
‫جات اینجا نیست، دیمین.‬

45:34.899 --> 45:40.005
‫بد نیست که هم‌نوعای ما
‫روی سطح زمین هم‬ چشم و گوش داشته باشن.‬

45:40.029 --> 45:44.033
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی کِی ممکنه عصر هفتم‬
‫از راه برسه.‬

45:45.118 --> 45:48.246
‫نمی‌دونم... چی بگم.‬

45:50.248 --> 45:53.602
‫ما بهت مدیونیم، دیمین دارک‌بلاد.‬

45:53.626 --> 45:56.004
‫سربلندمون کن.‬

45:57.088 --> 46:00.008
‫حتماً، سرورم.‬

46:06.347 --> 46:08.784
‫وای خدای من.‬

46:08.808 --> 46:11.787
‫قراره خوشگل‌ترین بچه‌ی ابرقهرمانیِ‬
‫دنیا بشه.‬

46:11.811 --> 46:14.104
‫تبریک میگم!‬

46:16.649 --> 46:18.502
‫یا شایدم نه؟‬

46:18.526 --> 46:21.797
‫نه ویلیام.‬
‫این چیزی نیست که من بخوام.‬

46:21.821 --> 46:27.261
‫اصلاً آمادگیِ داشتنِ یه...‬
‫بچه رو ندارم.‬

46:27.285 --> 46:28.661
‫خدایا.‬

46:30.830 --> 46:33.851
‫این اولین باریه که‬
‫بلند به زبونش آوردم.‬

46:33.875 --> 46:35.352
‫هوم.‬

46:35.376 --> 46:38.314
‫من هوات رو دارم.‬
‫هر چی لازم داشتی بگو.‬

46:38.338 --> 46:40.232
‫ممنون.‬

46:40.256 --> 46:43.319
‫راستی، به مارک گفتی؟‬

46:43.343 --> 46:45.613
‫نه، هنوز نه.‬

46:45.637 --> 46:48.574
‫احتمالاً باید بگی، نه؟‬

46:48.598 --> 46:53.412
‫می‌دونم. فقط...‬
‫هنوز موقعیتِ مناسبش رو پیدا نکردم.‬

46:53.436 --> 46:55.915
‫پس یعنی معلومه که شما دوتا نمی‌خواستین...‬

46:55.939 --> 47:01.420
‫نه، اصلاً. قصدش رو نداشتیم. من...‬

47:01.444 --> 47:04.632
‫یهو اتفاق افتاد.‬
‫حواسمون بود و پیشگیری می‌کردیم.‬

47:04.656 --> 47:06.967
‫مارک ابرقهرمانه.‬

47:06.991 --> 47:10.286
‫یعنی ممکنه اون‌چیزاش هم،‬
‫می‌دونی، ابرقدرت داشته باشن؟‬

47:12.455 --> 47:15.059
‫اما الان بحثِ اون نیست.‬

47:15.083 --> 47:18.020
‫یه زمانی دلم می‌خواد بچه‌دار بشم.‬

47:18.044 --> 47:20.439
‫یعنی فکر کنم دلم بخواد، ولی...‬

47:20.463 --> 47:22.858
‫الان نه.

47:22.882 --> 47:25.402
‫آماده نیستم. حداقل...‬

47:25.426 --> 47:27.863
‫حداقل فکر نمی‌کنم باشم.‬

47:27.887 --> 47:31.492
‫انگاری... مطمئن نیستی.

47:31.516 --> 47:35.829
‫نمی‌دونم. واقعاً نمی‌دونم.‬

47:35.853 --> 47:39.917
‫مارک رو دوست دارم، ولی...‬

47:39.941 --> 47:46.590
‫خب پس با خودش حرف بزن. تو رو خدا به جای من،‬
‫با اون حرف بزن.‬

47:46.614 --> 47:48.425
‫ببخشید، ببخشید.‬

47:48.449 --> 47:49.909
‫من پیشتم عزیزم.‬

48:04.257 --> 48:07.677
‫آفرین بهت، بچه.‬

48:08.720 --> 48:10.614
‫ می‌خوام ذهنم رو آزاد کنم ‬

48:10.638 --> 48:13.701
‫ می‌خوام اون بیرون باشم ‬

48:13.725 --> 48:15.244
‫ می‌خوام زنده باشم ‬

48:15.268 --> 48:19.248
‫ دعا می‌کنم دوباره بیدار شم ‬

48:19.272 --> 48:22.525
‫ خونه، باید برگردم خونه ‬

48:24.402 --> 48:27.488
‫ خونه جاییه که می‌خوام با تو باشم ‬

48:29.115 --> 48:33.637
‫ می‌دونم، خدا می‌دونه که می‌دونم ‬

48:33.661 --> 48:37.415
‫ برای رسیدن بهت از دلِ آتیش رد میشم ‬

48:40.168 --> 48:41.979
‫همون‌طور که حتماً متوجه شدین، ‬

48:42.003 --> 48:45.858
‫من و پاول توی این شش ماهِ اخیر‬
‫خیلی به هم نزدیک شدیم.‬

48:45.882 --> 48:47.776
‫دیدیم داشتین لب می‌گرفتین! ‬

48:47.800 --> 48:49.820
‫الیور. خواهش می‌کنم.‬

48:49.844 --> 48:53.365
‫ما خیلی با هم حرف زدیم و هردومون
‫می‌خوایم رابطه‌مون رو‬

48:53.389 --> 48:56.160
‫ببریم به مرحله‌ی بعد. برای همین...‬

48:56.184 --> 48:59.955
‫قراره با هم یه خونه بخریم
‫و این یکی رو بفروشیم.‬

48:59.979 --> 49:01.624
‫داری خونه رو می‌فروشی؟‬

49:01.648 --> 49:04.418
‫نمی‌تونی خونه رو بفروشی مامان!‬
‫من کجا زندگی کنم؟‬

49:04.442 --> 49:06.837
‫هردوتون با ما زندگی می‌کنید.‬

49:06.861 --> 49:08.922
‫تا هر وقت که بخواید.‬

49:08.946 --> 49:12.051
‫نمی‌خوام با پاول زندگی کنم.‬
‫خیلی حال‌گیره.‬

49:12.075 --> 49:13.260
‫الیور.‬

49:13.284 --> 49:15.220
‫ولی مهربونه!‬

49:15.244 --> 49:17.306
‫ولی حال‌گیره.‬

49:17.330 --> 49:19.808
‫این اتفاق کِی میفته؟‬
‫خونه رو برای فروش گذاشتی؟‬

49:19.832 --> 49:24.396
‫نه. معلومه که نه.‬
‫اول می‌خواستم به شما دوتا بگم.‬

49:24.420 --> 49:28.257
‫اصلاً باورم نمی‌شه.‬

49:30.718 --> 49:33.238
‫متأسفم.‬

49:33.262 --> 49:35.699
‫اگه این کار خوشحالت می‌کنه
‫باید انجامش بدی.‬

49:35.723 --> 49:40.645
‫پاول آدمِ فوق‌العاده‌ایه و خوشحالم که‬
‫داری باهاش میری جلو.‬

49:41.813 --> 49:43.832
‫ممنونم.‬

49:43.856 --> 49:45.525
‫اول من اتاقِ جدیدم رو انتخاب می‌کنم!‬

49:51.739 --> 49:55.034
‫مارک؟ مامانت گفت اینجایی.‬

49:56.244 --> 49:58.847
‫الو؟ کجایی مارک؟‬

49:58.871 --> 50:02.434
‫ببخشید. داشتم فکر می‌کردم.‬

50:02.458 --> 50:04.687
‫اوهوم. در مورد چی؟‬

50:04.711 --> 50:08.232
‫مامانم می‌خواد خونه رو بفروشه‬
‫و بره با پاول زندگی کنه.‬

50:08.256 --> 50:09.650
‫اوه.‬

50:09.674 --> 50:11.318
‫در ضمن، جهنم واقعیه.‬

50:11.342 --> 50:12.653
‫چی؟‬

50:12.677 --> 50:14.780
‫خب، نه دقیقاً.‬

50:14.804 --> 50:17.241
‫فکر کنم اسمش دنیای زیرین
‫یا یه همچین چیزیه.‬

50:17.265 --> 50:19.743
‫یه شیطان هست‬
‫و اهریمن‌هایی که مردم رو شکنجه می‌کنن،‬

50:19.767 --> 50:21.328
‫ولی اون‌ها در واقع آدم نیستن.‬

50:21.352 --> 50:24.998
‫و اساسا چیز خوبیه.

50:25.022 --> 50:27.626
‫همون‌قدر که به نظر میرسه عجیبه.‬

50:27.650 --> 50:29.444
‫حالت خوبه؟‬

50:30.611 --> 50:33.698
‫نه... نیستم.‬

50:35.825 --> 50:37.720
‫حالم خوب نیست.‬

50:37.744 --> 50:40.997
‫ولی شاید دارم بهتر میشم.‬

50:44.250 --> 50:48.939
‫هیچ‌وقت زمان مناسبی برای این کار نیست، اما...‬

50:48.963 --> 50:50.006
‫مارک؟‬

50:51.090 --> 50:53.008
‫لعنتی.‬

50:56.846 --> 50:58.532
‫وای خدا جون!

50:58.556 --> 51:02.351
‫متأسفم مارک. راه دیگه‌ای نیست.‬
‫بهت نیاز داریم.‬

51:03.436 --> 51:06.397
‫زمان جنگ فرا رسیده.‬

51:11.830 --> 51:31.830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

51:35.551 --> 51:38.386
‫دارک‌بلاد.‬

51:41.307 --> 51:46.371
‫ولکانیکا قرن‌ها راضی بود که توی‬
‫اعماق این سیاره زندگی کنه، ‬

51:46.395 --> 51:50.417
‫اما حالا می‌خواد با ساکنین‬
‫روی زمین بجنگه.‬

51:50.441 --> 51:52.461
‫چرا؟ ‬

51:52.485 --> 51:55.214
‫تشنه‌ی قدرته؟‬

51:55.238 --> 51:57.674
‫قضیه فراتر از این حرفاست.‬

51:57.698 --> 52:01.220
‫یه کاری که آدما انجام میدن
‫عصبانیش کرده.‬

52:01.244 --> 52:05.098
‫بفهم چیه و بهم گزارش بده.‬

52:05.122 --> 52:08.894
‫حس می‌کنم شاید لازم باشه که‬
‫تنِ سوخته‌ام‬

52:08.918 --> 52:14.965
‫یه بار دیگه گرمای ملایم خورشید رو‬
‫حس کنه.‬

52:18.553 --> 52:19.970
‫هوم.‬

52:23.599 --> 52:25.977
‫از همین می‌ترسیدم.‬
