WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:41.977 --> 01:45.104
‫« خـانـدان اژدهـا »

01:56.628 --> 02:03.628
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:16.803 --> 02:18.403
‫تالی از اینجا رد شده

02:19.681 --> 02:22.267
‫یکی از اردوگاه‌هاشون رو
‫یکم جلوتر پیدا کردیم

02:23.518 --> 02:26.521
‫ولی یه اتفاق عجیبی اونجا افتاده

03:04.810 --> 03:06.410
‫همه‌شون مردان رودخانه‌ن

03:08.313 --> 03:09.913
‫کی کشتشون؟

03:10.607 --> 03:12.317
‫هیچ اثری از دشمن‌شون پیدا نکردیم

03:29.918 --> 03:31.518
‫اینجا نمُردن

03:37.968 --> 03:39.720
‫مراقب باشین!

03:39.720 --> 03:41.430
‫تله‌ست!

03:56.027 --> 03:57.627
‫بیاین سمت من!

05:10.727 --> 05:12.312
‫ما راه رو روشن می‌کنیم!

05:12.312 --> 05:15.273
‫- ما راه رو روشن می‌کنیم!
‫- ما راه رو روشن می‌کنیم!

05:34.334 --> 05:35.934
‫نبردمون این نبود

05:43.009 --> 05:44.845
‫اینا کی هستن؟

05:45.971 --> 05:47.571
‫مرگ‌مون که از راه رسیده

05:50.976 --> 05:52.576
‫کریستون کول!

05:54.688 --> 05:59.109
‫خائن، غاصب
‫و پایمال کننده‌ی حق و عدالت

05:59.109 --> 06:00.902
‫بیا با عاقبتت روبه‌رو شو

06:01.528 --> 06:04.573
‫اگر تسلیم بشم
‫به افرادم رحم می‌کنین؟

06:05.407 --> 06:08.076
‫به مُرده‌ها قول دادم، کول

06:08.076 --> 06:10.662
‫بهشون گفتم با استخون‌های خائن‌ها
‫یه عبادتگاه می‌سازم

06:11.538 --> 06:13.206
‫هنوز استخون‌های کافی جمع نکردم

06:21.882 --> 06:24.676
‫اگر قرار باشه اینجا بجنگیم
‫تعداد زیادی از شماها هم می‌میرین

06:25.302 --> 06:26.803
‫برای همین اومدیم

06:26.803 --> 06:30.640
‫چه مرگی بهتر از مرگ در میدان نبرد؟

06:34.936 --> 06:36.536
‫هرجور مایلین

06:55.707 --> 06:57.542
‫پس بیاین با خودمون شروع کنیم

06:59.502 --> 07:01.296
‫من تنها در مقابل شما دو نفر

07:04.090 --> 07:06.426
‫دو نفری از پس من برمیاین؟

08:07.278 --> 08:08.878
‫اینجان

08:19.457 --> 08:22.544
‫عزادار دوستم سر لوترم

08:22.544 --> 08:25.213
‫به‌همراه ۱۴ تا از بهترین افرادش

08:25.213 --> 08:26.881
‫تا الان ۲۵ نفر از نگهبانان شهر

08:26.881 --> 08:28.717
‫به اسم "شاه دیرون" کشته شدن

08:29.718 --> 08:33.221
‫لرد اورمند داره ما رو توی شهر خودمون
‫تحقیر می‌کنه

08:33.221 --> 08:37.517
‫می‌خواد به کل قلمرو نشون بده
‫که حتی نمی‌تونم پایتختم رو اداره کنم

08:38.143 --> 08:41.354
‫جلوی چشم خاندان‌های بزرگ تحقیرم می‌کنه

08:41.354 --> 08:42.954
‫ارتشم کجاست؟

08:43.273 --> 08:44.983
‫سـر کریستون سد راهشون شده

08:45.900 --> 08:49.029
‫نیروهای پیش‌قراول‌مون هنوز ۱۴ روز
‫تا تامبلتون فاصله دارن

08:49.029 --> 08:50.405
‫باید فوراً جواب این توهینش رو بدیم

08:50.405 --> 08:51.781
‫باید همون کاری رو بکنیم
‫که باید از همون اول می‌کردیم

08:51.781 --> 08:53.450
‫باید تمام اون پست‌فطرت‌ها رو بسوزونیم

08:53.450 --> 08:55.118
‫اینطوری اورمند
‫به همون چیزی که می‌خواد می‌رسه

08:55.744 --> 08:58.705
‫ملکه‌ای که رعیت‌های وفادارش رو می‌کشه
‫قابل اعتماد نیست

08:58.705 --> 09:00.582
‫می‌دونیم خائن کجا مخفی شده

09:00.582 --> 09:03.251
‫اگر مستقیم پرواز کنم
‫برم قلعه‌ی خاندان فوتلی...

09:03.251 --> 09:05.086
‫گمونم منظورتون با اژدهاست

09:05.086 --> 09:09.049
‫موجودی که به ظرافت و دقتش
‫توی نبرد مشهوره

09:09.049 --> 09:10.925
‫آها آره، واقعاً شگفت‌انگیزه

09:10.925 --> 09:13.511
‫آتشی که از دهانش درمیاد
‫به‌شکلی جادویی تشخیص میده

09:13.511 --> 09:15.111
‫کی مقصره و کی بی‌گناه...

09:17.307 --> 09:19.476
‫دیگه حوصله‌ی شنیدن حرف‌های
‫کسایی رو ندارم که بزرگ‌ترین نبردی که داشتن

09:19.476 --> 09:20.810
‫با سوءهاضمه‌ بوده

09:20.810 --> 09:24.939
‫منم با لرد و بانوها هم‌نظرم، علیاحضرت

09:24.939 --> 09:27.025
‫ارتش‌تون داره هر روز نزدیک‌تر میشه

09:28.485 --> 09:30.945
‫این عمل شنیع رو
‫قاطعانه و محکم جواب میدین...

09:30.945 --> 09:33.431
‫ولی تر و خشک رو با هم نمی‌سوزونین

09:35.825 --> 09:37.786
‫- فقط کافیه کمی دیگه صبر کنیم
‫- به چه قیمتی؟

09:38.953 --> 09:41.164
‫پیشگویی و رسالت مقدست رو یادت باشه

09:41.164 --> 09:43.625
‫هرکاری در این راه انجام بدی موجهه

09:43.625 --> 09:46.711
‫اگان فاتح در نبرد "دشت آتش"
‫هزاران نفر رو سوزوند، هزاران نفر

09:46.711 --> 09:48.046
‫و با این‌کار تا نسل‌ها
‫برای قلمرو ثبات به‌ارمغان آورد...

09:48.046 --> 09:49.422
‫فاتح...

09:49.422 --> 09:51.424
‫سربازهای دشمن رو سوزوند
‫نه رعیت‌هایی که باهاش بیعت کردن

09:51.424 --> 09:53.468
‫اربابشون با تو بیعت کرده!

09:54.511 --> 09:56.429
‫مردم حاضرن دنبال یه قاطر هم راه بیفتن

09:56.429 --> 09:58.348
‫- اگر...
‫- اگر پدرم بود راضی به این کار نمی‌شد

09:58.348 --> 10:00.183
‫آها، پس بخاطر همینه

10:01.893 --> 10:03.493
‫ولی...

10:04.104 --> 10:06.648
‫صبر منم حدی داره

10:06.648 --> 10:08.650
‫- قاتل می‌فرستم سراغش
‫- خیلی‌خب

10:08.650 --> 10:11.194
‫حداقل قبل از مرگ اون پست‌فطرت
‫می‌تونم باهاش رودررو بشم

10:11.194 --> 10:12.794
‫نه، منظورم تو نیستی

10:14.489 --> 10:16.089
‫باید ازش انتقام بگیرم

10:17.700 --> 10:19.300
‫آره

10:19.661 --> 10:21.913
‫ولی کارآمدترین قاتل‌ها تو چشم نمیان

10:23.623 --> 10:25.917
‫تندروها هنوزم دارن به‌دستور لرد اورمند

10:25.917 --> 10:28.795
‫ بیرون دروازه‌هامون
‫توی خیابون‌ها پرسه می‌زنن

10:28.795 --> 10:30.505
‫این وظیفه‌ی توئه

10:34.092 --> 10:37.303
‫علیاحضرت، تعدادی از
‫سربازان ولاریونی اینجا باقی موندن

10:37.303 --> 10:39.139
‫و آماده‌ن به شاهزاده دیمون کمک...

10:39.139 --> 10:40.739
‫به هیچ عنوان

10:45.061 --> 10:48.773
‫چند تا سرباز ولاریونی
‫توی بارانداز پادشاه باقی موندن؟

10:48.773 --> 10:50.441
‫حدوداً شصت تا، علیاحضرت

10:50.441 --> 10:52.443
‫از پدرت بخواه افراد بیشتری بفرسته

10:52.443 --> 10:54.779
‫ممکنه برای برقراری امنیت شهر
‫بهشون نیاز پیدا کنیم

10:54.779 --> 10:56.948
‫پس می‌خواین کی رو بفرستین تامبلتون؟

10:57.949 --> 11:01.536
‫ماموریت خطرناکیه
‫و نیازمند توسل به‌زوره

11:03.454 --> 11:06.875
‫ملکه‌ی من، فرستاده‌های
‫خاندان باراثیون از راه رسیدن

11:08.918 --> 11:13.214
‫علیاحضرت، در جواب احضارتون
‫به‌ نمایندگی از خاندان باراثیون

11:13.214 --> 11:14.814
‫بنده رو فرستادن

11:16.843 --> 11:18.136
‫لرد بوروس کجاست؟

11:18.136 --> 11:20.430
‫لرد بوروس خواهش کرده
‫کمی بهش مهلت بدین، ملکه‌ی من

11:20.430 --> 11:23.892
‫با ارتشش به نبرد پادشاه لاشخورها
‫در کوهستان سرخ رفته

11:23.892 --> 11:26.769
‫که ماه‌هاست داره
‫استورم‌لندز رو غارت می‌کنه

11:26.769 --> 11:28.855
‫ملکه‌ش ازش خواسته بیاد شمال

11:28.855 --> 11:31.774
‫و ناگهان به‌ذهنش رسیده
‫که باید لشکرکشی کنه بره جنوب؟

11:33.026 --> 11:35.153
‫وظیفه‌ی اربابمه

11:35.153 --> 11:37.488
‫که در مقابل این تهدید دورنی
‫از قلمرو محافظت کنه

11:37.488 --> 11:39.324
‫همونطور که وظیفه داشت
‫از پسرم محافظت کنه

11:39.324 --> 11:41.784
‫وقتی که برای مذاکره
‫رفته بود قلعه‌ش؟

11:43.036 --> 11:45.079
‫به محض اینکه خطر
‫پادشاه لاشخورها رفع بشه...

11:45.079 --> 11:47.957
‫اربابت به اشتباه فکر کرده
‫خطر یه راهزن ساده

11:47.957 --> 11:50.668
‫برای منافعش، از من بیشتره

11:53.421 --> 11:57.008
‫می‌تونم اعلام کنم خائنه
‫و به‌جاش تو رو اعدام کنم

11:59.260 --> 12:04.057
‫قصد توهین نداشتیم، علیاحضرت
‫نه به شما و نه تلاش‌هاتون

12:04.057 --> 12:05.391
‫فقط...

12:05.391 --> 12:06.809
‫کمی زمان می‌بره

12:06.809 --> 12:08.409
‫زمان می‌بره؟

12:08.728 --> 12:12.440
‫اگر در این لحظه
‫کار دیگه‌ای از دستم برمیومد

12:12.440 --> 12:14.567
‫با کمال میل انجام می‌دادم

12:20.531 --> 12:22.131
‫کمربندت رو بده من

12:54.357 --> 12:55.957
‫خبری نشد؟

13:01.781 --> 13:03.199
‫فردا روز بازاره

13:03.199 --> 13:04.867
‫روزهای بازار توی
‫بارانداز پادشاه رو یادته؟

13:06.703 --> 13:08.303
‫قبل از این جریانات؟

13:11.332 --> 13:12.932
‫دکه‌های میوه

13:14.294 --> 13:16.462
‫صدای غازها، داد و فریاد فروشنده‌ها

13:18.631 --> 13:20.231
‫پای‌های گرم

13:22.760 --> 13:24.470
‫اصلاً قدرشونو ندونستیم، مگه نه؟

13:25.388 --> 13:27.265
‫به‌نظرم به‌زودی
‫اوضاع دوباره مثل سابق میشه

13:27.974 --> 13:30.101
‫ولی ما مثل سابق نیستیم، مگه نه؟

13:30.101 --> 13:31.936
‫اون دوران در خدمت ملکه نبودیم

13:33.646 --> 13:36.899
‫گوش به‌فرمان ملکه نبودیم
‫روی تپه‌ها نمی‌خوابیدیم

13:37.900 --> 13:39.500
‫تنها نبودیم

13:40.862 --> 13:43.281
‫دیگه نمی‌ذاره برم میکده، هیو

13:43.281 --> 13:44.991
‫حتی نمی‌تونم یه لیوان آبجو هم
‫با رفقام بخورم

13:45.950 --> 13:48.828
‫وقتی کسی نیست ببینه
‫اژدها داشتن چه فایده‌ای داره؟

13:51.372 --> 13:53.665
‫حاضری برگردی به اوضاع سابق؟

13:53.665 --> 13:55.668
‫با بدبختی و نداری زندگی کنی؟

13:57.253 --> 13:58.853
‫نه

14:01.591 --> 14:03.885
‫ولی فکر نکنم زندگیم
‫چندان بهتر شده باشه

14:06.095 --> 14:07.695
‫مال تو شده؟

14:13.478 --> 14:15.078
‫خب دیگه...

14:22.278 --> 14:23.878
‫دو روز دیگه می‌بینمت

14:25.406 --> 14:27.006
‫سـر هیو

14:30.411 --> 14:32.011
‫بیا بریم دخترجون

14:46.886 --> 14:48.486
‫تنهامون بذار

14:53.768 --> 14:55.368
‫اگر توام بودی همین‌کارو می‌کردی

14:56.229 --> 14:58.689
‫مگه بهتون رحم نکردم؟

14:58.689 --> 15:02.610
‫حتی در مقابل کسایی که
‫محبتم به شما رو ضعف تلقی کردن؟

15:02.610 --> 15:04.445
‫اونقدر قدرنشناسین

15:04.445 --> 15:06.614
‫- که مدام...
‫- هلینا بارداره

15:11.577 --> 15:13.871
‫برای همین فرار کردین؟

15:14.747 --> 15:17.583
‫که از جون بچه و هلینا محافظت کنم

15:17.583 --> 15:19.961
‫هنوزم که هنوزه
‫در موردم بد قضاوت می‌کنی

15:21.045 --> 15:23.214
‫اگر بچه پسر باشه

15:23.214 --> 15:25.049
‫در نهایت فکر نمی‌کنی ضروریه؟

15:27.552 --> 15:29.178
‫که حداقل گروگان بگیریش؟

15:30.763 --> 15:32.363
‫که ایموند رو از مخفیگاهش بکشی بیرون یا...

15:33.182 --> 15:34.782
‫یا اورمند به‌غرورش بربخوره و بیاد؟

15:36.602 --> 15:39.939
‫یا فقط برای اینکه حکومتت
‫گرفتار مدعی‌های بی‌پایان نشه؟

15:39.939 --> 15:41.983
‫نگهبان‌ها پیداتون کردن

15:44.986 --> 15:47.238
‫نمی‌تونم اینو بی‌جواب بذارم

15:47.238 --> 15:48.906
‫من هلینا رو راضی کردم فرار کنه

15:48.906 --> 15:51.159
‫اگر قراره بی‌رحمی نشون بدی
‫من رو مجازات کن

15:51.159 --> 15:52.759
‫به اون رحم کن

15:53.453 --> 15:55.455
‫مجبورم بیشتر از پیش محدودتون کنم

15:56.247 --> 15:58.124
‫تعداد نگهبان‌هاتون دوبرابر میشه

15:58.124 --> 16:00.460
‫دیگه حق ندارین
‫توی جنگل‌خدایان قدم بزنین

16:00.460 --> 16:02.253
‫- این قضاوتت رو برای خودم می‌پذیرم...
‫- قضاوت من...

16:02.253 --> 16:04.046
‫نیازی به پذیرش تو نداره

16:04.046 --> 16:05.840
‫رینیرا، خودت می‌دونی چجور دختریه

16:05.840 --> 16:08.134
‫دختر حساسیه، نمی‌تونی حبسش کنی

16:08.134 --> 16:09.760
‫حبسش نکرده بودم!

16:09.760 --> 16:11.679
‫و حالا مجبورم بکنم!

16:12.930 --> 16:15.016
‫نباید دیده بشه

16:15.016 --> 16:18.478
‫اگر ببینن وارث اگان تو شکمشه
‫مجبور میشم کاری که نگرانشی رو انجام بدم

16:18.478 --> 16:21.105
‫خب پس... ما رو بفرست بریم
‫یه جای دورافتاده...

16:21.105 --> 16:23.399
‫بفرستم برین؟ الان؟

16:24.734 --> 16:26.110
‫پسرت هنوزم فراریه

16:26.110 --> 16:28.738
‫پسرعموت هنوزم داره
‫توی شهرم آشوب به‌پا می‌کنه

16:30.156 --> 16:32.950
‫حتی امروز هم مجبورم
‫جواب یکی دیگه از خیانت‌های خونینش رو بدم

16:35.244 --> 16:38.706
‫تو یه هایتاوری
‫از نظر دربار من، تو دشمنی

16:39.665 --> 16:41.265
‫از نظر تو چی؟

16:43.336 --> 16:44.936
‫صبرمو لبریز نکن

16:50.927 --> 16:52.527
‫چی بهتون گفت؟

16:53.804 --> 16:55.556
‫هلینا بارداره

16:57.934 --> 16:59.644
‫کس دیگه‌ای هم خبر داره؟

17:01.020 --> 17:02.620
‫فکر نکنم

17:03.314 --> 17:04.914
‫خودت شک نکرده بودی؟

17:05.775 --> 17:07.375
‫نه

17:08.027 --> 17:09.627
‫نه

17:20.122 --> 17:21.874
‫اون یکی

17:21.874 --> 17:23.834
‫دزد و دروغگوئه

17:25.836 --> 17:27.463
‫وقتی انجام شد بهم خبر بده

17:44.939 --> 17:46.539
‫انتقام خواهیم گرفت

17:48.985 --> 17:50.820
‫حتی اگر صد سال هم طول بکشه

18:00.871 --> 18:02.471
‫قضیه چیه؟

18:05.710 --> 18:08.045
‫معذرت می‌خوام، شاهزاده‌ی من

18:08.045 --> 18:09.714
‫پاسخ‌تون اینه؟

18:11.632 --> 18:12.758
‫ترک خدمت؟

18:12.758 --> 18:15.011
‫ملکه ازمون وفاداری خواست

18:15.011 --> 18:16.846
‫و من حاضر بودم صبر کنم

18:18.347 --> 18:20.558
‫ولی بچه‌هام دیگه
‫آه در بساط ندارن

18:22.101 --> 18:24.061
‫نمی‌خوام سایه‌ی پدر هم
‫از سرشون کم بشه

18:24.061 --> 18:26.897
‫وقتی بوی گند بزدلی‌تون
‫شهر رو برداشته

18:26.897 --> 18:29.817
‫تعجبی نداره کرم‌های هایتاور
‫به‌جون خیابون‌هامون افتادن

18:29.817 --> 18:32.612
‫مهم‌ترین وظیفه‌م در قبال خانوادمه

18:33.696 --> 18:36.282
‫از راه دیگه‌ای پول درمیارم

18:36.282 --> 18:38.826
‫و وقتی اراذل و اوباش
‫ریختن توی خونه‌ت

18:38.826 --> 18:43.247
‫خوراک بچه‌هات رو ازشون گرفتن
‫و هرکاری دلشون خواست با زنت کردن...

18:45.666 --> 18:47.266
‫همه‌تون...

18:49.086 --> 18:51.005
‫یادتون رفته این شهر
‫یه زمانی چطوری بود!

18:52.715 --> 18:55.718
‫قبل از اینکه از شما اوباش
‫یه ارتش بسازم

18:55.718 --> 18:58.929
‫قبل از اینکه شما رو از بدبختی و بیچارگی
‫بکشم بیرون و ازتون مرد بسازم!

19:02.642 --> 19:04.242
‫ننگ‌آوره!

19:35.383 --> 19:37.677
‫توی شهر میگن
‫تلاش دلیرانه‌ای از خودتون نشون دادین

19:38.844 --> 19:40.744
‫حملات نیروهای سه‌سالاری
‫ خیلی کاهش پیدا کردن

19:42.056 --> 19:43.656
‫کارهای زیادی باقی مونده

19:44.934 --> 19:46.560
‫همیشه همینطوره

19:48.396 --> 19:49.897
‫چیکار داری، الین؟

19:49.897 --> 19:53.275
‫اورمند هایتاور داره توی بارانداز پادشاه
‫حملات غافلگیرانه‌ انجام میده

19:53.275 --> 19:54.875
‫و قصد داره هرج‌و‌مرج راه بندازه

19:55.695 --> 19:57.780
‫نگهبانان شهر دارن کم میارن

19:57.780 --> 19:59.407
‫می‌خوام یه پیام به دریفت‌مارک بفرستیم

19:59.407 --> 20:01.783
‫تا نیروهای نگهبان شهر رو
‫با سربازان خوب ولاریون تقویت کنیم

20:01.783 --> 20:03.869
‫پس خواسته‌ی بیشتری ازم داره

20:05.496 --> 20:07.581
‫من دارم ازتون می‌خوام

20:10.000 --> 20:12.962
‫خودت این‌کارو بکن
‫خواسته‌هاش تمومی ندارن

20:14.672 --> 20:17.299
‫هنوز خشم‌تون فروکش نکرده؟

20:17.299 --> 20:18.899
‫طرف اونو می‌گیری...

20:19.885 --> 20:22.513
‫با اینکه هنوز حاضر نشده
‫بهتون مشروعیت ببخشه

20:22.513 --> 20:25.975
‫چند سال طول کشید
‫تا شما این‌کارو بکنین؟

20:32.106 --> 20:33.706
‫چیزهایی شنیدم...

20:35.401 --> 20:37.611
‫وقتی داشتم از این دزدان دریایی
‫ بازجویی می‌کردم

20:39.363 --> 20:41.907
‫بهش بگو تایلند لنیستر
‫از آب‌گذر جون سالم به‌در برده...

20:43.826 --> 20:45.494
‫و داره میره سمت روکزرست

21:03.846 --> 21:06.265
‫- همین کافیه
‫- سگ‌ها پیداش می‌کنن

21:07.558 --> 21:08.934
‫بذار پیداش کنن

21:08.934 --> 21:10.519
‫تا وقتی سر برسن، ما رفتیم

21:10.519 --> 21:12.605
‫ولی نمی‌تونیم زیاد دور بشیم
‫و اگر بقیه بفهمن...

21:12.605 --> 21:16.650
‫اگر می‌خوای بیشتر بکنی، لرد لریس
‫بیل رو بردار و بکن

21:27.703 --> 21:31.165
‫یه کشتی تجاری کرایه کردم
‫که قراره از میدن‌پول به سمت براووس بره

21:32.500 --> 21:35.419
‫باید چند روز تا جایی که میشه
‫جلب ‌توجه نکنیم

21:35.419 --> 21:37.171
‫و مایحتاج تهیه کنیم، ولی...

21:39.131 --> 21:41.258
‫به‌نظرم بتونیم قبل از
‫ماه کامل راه بیفتیم

21:42.259 --> 21:43.928
‫بنده مخالفم، پادشاه من

21:45.095 --> 21:48.808
‫هنوزم حس می‌کنم
‫رفتن‌تون از وستروس اشتباهه

21:50.392 --> 21:53.145
‫بهتره تشریف ببرین کسترلی‌راک

21:53.145 --> 21:56.148
‫اونجا می‌تونیم درباری تشکیل بدیم و افرادی
‫که هنوز بهتون وفادارن رو فرا بخونیم

21:56.148 --> 22:00.194
‫به‌نظر تو آدم وحشتناکیم، سر تایلند؟

22:03.697 --> 22:05.297
‫هرگز همچین حرفی نمی‌زنم...

22:06.283 --> 22:07.883
‫البته...

22:08.536 --> 22:11.163
‫شاید همیشه با تمام
‫تصمیماتتون موافق نبوده...

22:13.374 --> 22:14.974
‫خب...

22:17.461 --> 22:19.061
‫عقیده دارم...

22:19.797 --> 22:22.216
‫در وجود همه‌مون...

22:23.342 --> 22:26.554
‫خوبی‌ها و بدی‌های زیادی وجود داره

22:40.192 --> 22:41.819
‫پس به سمت اسوس حرکت می‌کنیم

23:27.489 --> 23:28.789
‫این برای صورت‌تونه

23:35.456 --> 23:38.042
‫خیلی وقت بود کسی
ازم دفاع نکرده بود

23:40.127 --> 23:41.921
‫مدیون‌تون هستم

23:43.464 --> 23:45.090
‫ظاهراً منم مدیون توئم

23:46.216 --> 23:48.928
‫اما خوش‌حالم که الان می‌تونم
‫در حالی این‌جا رو ترک کنم که بی‌حساب شدیم

23:52.014 --> 23:54.016
‫کجا می‌خواید برید؟

23:54.099 --> 23:55.601
‫باید اژدهام رو پیدا کنم

23:56.602 --> 24:00.481
‫امکان نداره با میل خودش ترکم کرده باشه،
‫و بدون اون زنده نمی‌مونم

24:04.026 --> 24:06.278
‫قورباغه توی زمستان
‫زیر یخ می‌خوابه

24:07.237 --> 24:08.781
‫بی‌حرکت و آرام

24:10.658 --> 24:11.958
‫بذارید زخم‌هاتون شفا پیدا کنن

24:13.077 --> 24:14.411
‫قدرت‌تون رو بازیابی کنید

24:15.788 --> 24:20.042
‫بذارید تمام دنیا فکر کنن شما مُردید
‫تا زمانی که یخ‌ها آب بشن

24:21.835 --> 24:23.170
‫باید یه اسب پیدا کنم

24:24.171 --> 24:25.756
‫تا کجا برید؟

24:26.715 --> 24:28.550
‫می‌خواید تمام این هفت پادشاهیِ
‫پهناور رو بگردید؟

24:28.634 --> 24:30.427
‫ویگار میاد پیشم

24:30.511 --> 24:33.055
‫شاید از این قلعه‌ی متروکه فراریه

24:33.138 --> 24:35.391
‫اگه هم این‌طور نباشه،
‫می‌رم به بارانداز پادشاه

24:36.433 --> 24:38.227
‫می‌گن قبل از به دنیا اومدن من

24:38.310 --> 24:39.979
‫توی تپه‌های اطراف شهر پرسه می‌زده

24:40.062 --> 24:41.897
‫برای سرتون جایزه گذاشتن

24:44.149 --> 24:49.321
‫همه‌ی مزدورها به امید این‌که بتونن شب
‫گلوی شما رو بِبُرن دارن جنگل‌ها رو می‌گردن

24:51.115 --> 24:52.908
‫و نیمی از مردم عادی هم
‫دنبال شما می‌گردن

24:55.786 --> 24:57.579
‫حتی شما هم به خواب نیاز دارید

24:59.623 --> 25:01.959
‫جایی برای استراحت کردن ندارید

25:03.210 --> 25:04.837
‫پس این‌جا هم در امان نیستم

25:06.547 --> 25:08.924
‫تو هم در امان نیستی،
‫چون بهم پناه دادی

25:10.718 --> 25:15.848
‫ممکنه فرار کردنِ ویگار
‫راهی برای محافظت کردن از شما باشه؟

25:18.642 --> 25:20.269
‫بدون اون، کسی نمی‌تونه پیداتون کنه

25:22.479 --> 25:25.065
‫ملکه فکر می‌کنه هر جایی
‫که اژدهاتون باشه…

25:27.151 --> 25:28.777
‫شما هم همون‌جا هستید

25:33.782 --> 25:35.451
‫ملکه نیست

25:35.534 --> 25:39.371
‫و وقتی اژدهاتون رو پیدا کنید،
‫به سوی مرگ پرواز خواهید کرد؟

25:41.206 --> 25:43.500
‫رینیرا ۶ تا اژدها داره
‫و شما ۱ دونه دارید

25:44.793 --> 25:47.087
‫تنهایی سقوط می‌کنید

25:47.171 --> 25:48.471
‫و برای چی؟

25:55.179 --> 25:56.889
‫هیچ‌وقت از جذابیتش کم نمی‌شه

26:06.648 --> 26:08.108
‫همون‌طور که دستور دادید، بانوی من

26:21.747 --> 26:23.457
‫آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫بهت چی گفتم؟

26:25.417 --> 26:26.835
‫مون‌دنسر رو دیدم…

26:28.045 --> 26:31.632
‫اژدهای خواهرم رو دیدم،
‫به سمت آیرون اوکس پرواز می‌کرد

26:31.715 --> 26:33.217
‫و چه ربطی به تو داره؟

26:34.218 --> 26:36.136
‫خواهرمه، من…

26:37.221 --> 26:39.223
‫گفتم فقط برم چهره‌ش رو ببینم

26:39.306 --> 26:42.684
‫پس از مخفی‌گاهت خارج شدی،
‫توافق‌مون رو نقض کردی،

26:42.768 --> 26:46.188
‫و به سمت شهری پرواز کردی
‫که توش هزاران جفت چشم وجود داره،

26:46.271 --> 26:49.399
‫و همه می‌خوان بدونن
‫ظاهرت چه چیزی رو نشون می‌ده

26:49.483 --> 26:51.527
‫اصلاً نتونستم ببینمش.
‫رفته بود

26:51.610 --> 26:53.737
‫و اگه نرفته بود
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی می‌افتاد؟

26:57.282 --> 26:59.785
‫ملکه فکر می‌کنه
‫سوارِ گوسفنددزد مُرده

26:59.868 --> 27:02.871
‫به همین دلیل زنده‌ای.
‫اگه خبر به گوشش برسه…

27:05.749 --> 27:08.293
‫به همین زودی فراموش کردی
‫چه سرنوشتی در انتظارته؟

27:10.963 --> 27:12.263
‫و در انتظار منه

27:13.757 --> 27:15.092
‫به‌خاطر این‌که بهت پناه دادم

27:16.927 --> 27:19.012
‫به‌خاطر این‌که اجازه دادم
‫تحت تأثیر قرار بگیرم

27:20.347 --> 27:22.099
‫متأسفم

27:22.641 --> 27:26.270
‫تمام زندگیم می‌خواستم
‫یه اژدها داشته باشم

27:28.480 --> 27:31.275
‫الان یه اژدها دارم،
‫اما همه‌چیز رو از دست دادم

27:33.527 --> 27:34.827
‫تصمیم خودت بود

27:36.071 --> 27:37.531
‫دیگه اونا برات مُردن

27:38.615 --> 27:41.535
‫اما به چیزی
‫که می‌خواستی، رسیدی. برو

27:42.786 --> 27:44.872
‫و بار بعدی که دست از پا خطا کنی،
‫آخرین بارت خواهد بود

27:55.090 --> 27:56.842
‫روی تخت راحت‌تر می‌تونید بخوابید

27:59.511 --> 28:00.811
‫بانوی من

28:02.723 --> 28:04.023
‫دارم می‌رم

28:04.766 --> 28:06.852
‫فقط یه‌کم زمان بیشتری می‌خواستم

28:06.935 --> 28:10.022
‫می‌دونم خیلی خسته بودن
‫چه حسی داره

28:13.400 --> 28:14.860
‫من…

28:15.527 --> 28:16.987
‫امروز پدرم رو دیدم

28:19.531 --> 28:21.533
‫می‌خواستم بدونم می‌تونید
‫باهاش صحبت کنید یا نه

28:24.036 --> 28:28.165
‫یه فاصله‌ای افتاده،
‫انگار خودش رو کامل جدا کرده

28:29.541 --> 28:30.841
‫گفتم…

28:32.211 --> 28:35.255
‫شاید الان…

28:37.216 --> 28:38.516
‫بهم توجه کنه

28:41.178 --> 28:42.763
‫منم در مورد پدرم چنین فکری می‌کردم

28:44.723 --> 28:48.977
‫نمی‌تونن با گذشته روبه‌رو بشن،
‫پس سعی می‌کنن ازش فرار کنن

28:50.562 --> 28:52.189
‫حتی اگه مجبور باشن
‫ما رو هم جا بذارن

28:54.107 --> 28:58.528
‫مدام در حال رفت‌وآمدن، تنبیه می‌کنن،
‫می‌جنگن، همه‌کاری می‌کنن

29:02.741 --> 29:04.159
‫من نمی‌تونم کمکش کنم، الین

29:05.702 --> 29:07.788
‫مسئولیت‌ها و وظایف خودم رو دارم

29:22.678 --> 29:23.978
‫من…

29:24.429 --> 29:25.889
‫بهتره برید بخوابید

29:39.403 --> 29:40.862
‫خیلی آدم وظیفه‌شناسی هستی

29:45.867 --> 29:47.167
‫من فرزند بزرگ‌ترم

29:49.454 --> 29:51.081
‫حتماً خیلی خسته‌کننده‌ست…

29:52.499 --> 29:54.668
‫که همیشه مراقب بقیه باشی

29:58.422 --> 29:59.756
‫شاید یه‌کم

30:02.843 --> 30:04.678
‫هیچ‌وقت نشده بخوای
‫همه‌چیز رو فراموش کنی؟

30:06.430 --> 30:07.931
‫و کاری که می‌خوای رو انجام بدی؟

30:13.000 --> 30:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:32.622 --> 30:37.753
‫پس سِـر کریستون به جنگیدن ادامه داده،
‫ولی تو برگشتی

30:37.836 --> 30:39.136
‫چون…

30:40.172 --> 30:42.007
‫چون جنگیدن دیوونگی بود

30:45.802 --> 30:48.180
‫فکر می‌کنی من دیوونه‌ام، عالی‌جناب؟

30:48.263 --> 30:50.307
‫نه، قربان

30:52.351 --> 30:53.727
‫قصد داری به جنگیدن ادامه بدی؟

30:54.728 --> 30:56.521
‫با چی؟

30:56.605 --> 30:58.774
‫یه اژدها بالای سرمون روی تپه نشسته،

30:58.857 --> 31:00.567
‫و ۵ اژدهای دیگه بیست‌وچند فرسنگ
‫دورتر منتظر هستن

31:01.276 --> 31:03.737
‫رینیرا رعیت خودش رو نمی‌سوزونه

31:03.820 --> 31:05.197
‫یه زنه

31:06.365 --> 31:07.824
‫دل‌نازک و حساسه

31:07.908 --> 31:11.411
‫اگه ارتش از این‌جا خارج بشه، می‌سوزه

31:13.121 --> 31:16.166
‫ایموند فرار کرده و رینیرا
‫خواهرم رو گروگان گرفته

31:17.167 --> 31:19.211
‫ارتش سرزمین‌های رودخانه
‫روزبه‌روز بهمون نزدیک‌تر می‌شه

31:19.294 --> 31:21.380
‫چه راه دیگه‌ای داریم؟

31:21.463 --> 31:24.341
‫داییت فاقد تخیل و شجاعته

31:27.344 --> 31:31.264
‫من یه جنگجو از هایتاور رو
‫به سه مرد گل‌نشینِ تالی ترجیح می‌دم

31:33.642 --> 31:37.312
‫وقتی ارتش غاصب بیاد،
‫طبق شرایط و توی خاک خودمون می‌جنگیم

31:40.315 --> 31:42.150
‫مشخصاً خودمون دستِ برتر رو داریم

31:43.318 --> 31:47.114
‫در این بین، مردم بارانداز پادشاه رو
‫علیه اون جنده‌ی خودخواه می‌کنیم،

31:47.197 --> 31:49.699
‫آروم‌آروم و کم‌کم

31:50.951 --> 31:53.662
‫ضعف و عدم صلاحیتش
‫برای حکومت رو آشکار می‌کنیم

31:55.163 --> 31:57.374
‫خاندان‌های بزرگ چاره‌ای
‫جز همکاری با خودمون ندارن

31:58.458 --> 31:59.835
‫تا حالا هیچ خاندانی اومده؟

32:01.920 --> 32:04.714
‫شکارچی صبور سرانجام شکار می‌کنه

32:07.342 --> 32:09.886
‫این چیزیه که بعضی از بزدل‌های
‫این جمع باید یادش بگیرن

32:12.180 --> 32:15.892
‫مسیر زیادی رو پیمودم،
‫جنگیدم و کُشتم،

32:15.976 --> 32:18.645
‫و شاهد کشته شدن هم‌رزم‌هام بودم

32:18.728 --> 32:20.272
‫آره، سختی‌های زیادی رو تحمل کردی

32:22.107 --> 32:25.986
‫مطمئنم در کنار بعضی از هم‌رزم‌هات
‫آرامش پیدا کردی

32:27.070 --> 32:29.114
‫خسته‌ام

32:29.197 --> 32:31.533
‫هفته‌هاست روی یه تختِ
‫درست‌وحسابی نخوابیدم

32:32.534 --> 32:34.161
‫با اجازه‌ت

32:34.244 --> 32:37.164
‫سـر گواین رو تا محل اقامتش
‫همراهی کن، اعلی‌حضرت

32:37.247 --> 32:38.748
‫حواست باشه حتماً حموم کنه

32:43.920 --> 32:45.630
‫و…

32:46.965 --> 32:48.265
‫مراقب خودت باش

32:49.092 --> 32:51.011
‫مراقب اطرافت باش

32:54.431 --> 32:57.225
‫- "اعلی‌حضرت"؟
‫- ببخشید. مجبور بودم قبول کنم

32:57.309 --> 32:59.769
‫این‌طوری؟ با چاپلوسی کردن؟

32:59.853 --> 33:01.188
‫دیرون

33:01.271 --> 33:03.273
‫تو رو پادشاه اعلام کرده

33:03.356 --> 33:04.858
‫من رو پیشش تنها گذاشتی

33:05.609 --> 33:07.068
‫می‌دونی چطور آدمیه

33:07.152 --> 33:08.820
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که نذارم اون…

33:10.030 --> 33:11.330
‫می‌دونی

33:12.032 --> 33:13.658
‫چاره‌ای نداشتم

33:13.742 --> 33:15.160
‫نه

33:15.243 --> 33:17.454
‫اما از رفتن هم خیلی ناراحت نبودی

33:21.082 --> 33:23.627
‫وقتی کنار اون هستم
‫خیلی از خودم متنفرم

33:23.710 --> 33:26.671
‫یه عروسک خیمه‌شب‌بازی احمقم،
‫مثل یه بچه می‌شم

33:26.755 --> 33:29.299
‫ولی ظاهراً می‌خواد
‫حکومت رو به تو بده

33:30.592 --> 33:33.011
‫چون خودش نمی‌تونه پادشاه بشه

33:33.094 --> 33:35.680
‫نه، من رو جلو می‌اندازه
‫و از درون نابودم می‌کنه

33:35.764 --> 33:37.349
‫تا زمانی که چیزی باقی نمونه

33:37.432 --> 33:39.559
‫پس بهش بگو حاضر نیستی
‫اون کار رو بکنی

33:39.643 --> 33:41.144
‫اون‌وقت کی ازم محافظت می‌کنه؟

33:42.479 --> 33:45.273
‫برای مقابله با وحشی‌ها
‫یه ارتش جمع می‌کنی؟

33:48.652 --> 33:51.613
‫اگه پادشاه می‌شدی،
‫می‌تونستی برکنارش کنی

33:51.696 --> 33:54.324
‫من هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شم، دایی،
‫هر دو تامون می‌دونیم

33:56.868 --> 33:58.370
‫باید استراحت کنم

33:58.453 --> 34:00.497
‫- این‌جا می‌مونی، نه؟
‫- بمونم چیکار کنم؟

34:01.790 --> 34:05.210
‫شاهد این باشم که اورمند
‫خاندان‌مون رو به نابودی می‌کشه؟

34:07.003 --> 34:09.755
‫من نفر دوم جانشینی‌ام.
‫برمی‌گردم به اولدتاون

34:09.839 --> 34:11.675
‫و برای جمع‌وجور کردن اوضاع
‫خودم رو آماده می‌کنم

34:11.757 --> 34:14.928
‫دوباره تنهام نذار. لطفاً

34:15.011 --> 34:18.681
‫تو الان گنجینه‌ی کوچیکش هستی.
‫مشکلی برات پیش نمیاد

34:21.184 --> 34:23.103
‫وقتی توی بارانداز پادشاه بودی…

34:28.149 --> 34:29.693
‫مادرم رو دیدی؟

34:34.614 --> 34:36.324
‫نمی‌خوری؟

34:40.411 --> 34:43.623
‫از دیروز هیچی نخوردی
‫و اصلاً حرف نزدی

34:50.589 --> 34:51.889
‫هلینا

34:54.926 --> 34:59.139
‫میساریا از نقشه‌مون باخبر بود،
‫اما چیزی در مورد جهیرا نگفت

35:01.266 --> 35:03.768
‫واقعاً قرار بر این بوده

35:03.852 --> 35:06.855
‫که جلوتر بیاد بهمون ملحق بشه؟

35:13.361 --> 35:14.661
‫که این‌طور

35:17.157 --> 35:18.742
‫ببخشید، هلینا

35:18.825 --> 35:22.162
‫مسیر پرخطری در پیش داشتیم

35:22.245 --> 35:23.747
‫- بردن یه بچه‌ی کوچیک…
‫- دروغ گفتی

35:26.583 --> 35:28.710
‫فقط می‌خواستم از این‌جا نجاتت بدم

35:29.711 --> 35:31.011
‫من رو؟

35:32.464 --> 35:33.764
‫یا خودت رو؟

35:36.426 --> 35:38.053
‫چه فرقی می‌کنه؟

35:40.388 --> 35:43.850
‫مسیر پرپیچ‌وخمی رو پشت سر گذاشتم.
‫خیلی چیزها رو فدا کردم

35:45.560 --> 35:47.896
‫اگه حتی نتونم دخترم رو نجات بدم…

35:57.781 --> 35:59.240
‫هلینا، خواهش می‌کنم

36:01.743 --> 36:03.912
‫لطفاً، باید یه چیزی بخوری

36:37.737 --> 36:39.037
‫یک‌چشم

36:48.415 --> 36:49.833
‫رازتون رو نگه داشتم

36:51.042 --> 36:52.711
‫و هنوز هم نگهش می‌دارم

36:52.794 --> 36:54.421
‫می‌تونستی من رو هم بکشی

36:55.547 --> 36:56.881
‫و از رینیرا جایزه بگیری

36:58.091 --> 37:00.135
‫کارهای زیادی می‌تونستم باهاتون بکنم

37:02.011 --> 37:03.847
‫پس چه بازی‌ای راه انداختی؟

37:05.515 --> 37:06.975
‫خودتون باید بفهمید

37:08.393 --> 37:10.019
‫اگه مایل و آماده باشید

37:29.581 --> 37:31.332
‫تاریخ‌تون رو فراموش کردید؟

37:33.001 --> 37:34.461
‫دریم‌فایر

37:34.544 --> 37:36.921
‫یکی از اجدادتون،

37:37.005 --> 37:41.009
‫یعنی رینا تارگرین بعد از مرگ دخترش
‫اومد به هارن‌هال

37:42.218 --> 37:45.096
‫و این‌‌جا عزاداری کرد و پیر شد

37:46.097 --> 37:48.892
‫اژدهاش قبل از مرگ خود رینا
‫چندین تخم گذاشت،

37:48.975 --> 37:53.605
‫و این صد سال این تخم‌ها
‫این‌جا توی سرما بودن

37:55.356 --> 37:57.233
‫من خیلی با اژدهاها آشنایی ندارم،

37:57.317 --> 38:01.029
‫اما سال‌ها بازگشت تارگرین‌ها…

38:01.112 --> 38:03.573
‫به این جایگاه باستانی رو تصور کردم

38:10.789 --> 38:12.582
‫به‌خاطر گناهانم نفرین شدم…

38:13.750 --> 38:15.050
‫الیس

38:16.419 --> 38:19.047
‫به هر چیزی که دست می‌زنم
‫پژمرده و بی‌جان می‌شه

38:20.340 --> 38:24.219
‫فکر می‌کنید فقط خودتون می‌دونید
‫نفرین شدن چه حسی داره؟

38:27.597 --> 38:30.642
‫دیگه از این زندگی پوچ خسته شدم

38:32.477 --> 38:34.479
‫و فکر می‌کنم شما هم خسته شدید

38:38.358 --> 38:41.069
‫تمام زندگیت تنها بودی، ایموند

38:43.321 --> 38:45.532
‫نمی‌تونی تصور کنی…

38:46.825 --> 38:48.243
‫چطور می‌شد…

38:49.911 --> 38:52.163
‫اگه شرایط متفاوت می‌بود؟

39:00.255 --> 39:01.673
‫گرمه

39:07.178 --> 39:09.389
‫یه قدرت باستانی این‌جاست

39:11.140 --> 39:13.434
‫بذار خدایان بهمون پشت کنن

39:13.518 --> 39:15.770
‫خودمون سرنوشت‌مون رو رقم می‌زنیم

39:18.731 --> 39:20.650
‫من بانوی آب می‌شم

39:23.444 --> 39:24.744
‫و تو…

39:27.198 --> 39:30.869
‫اربابِ اژدها، در کنارم خواهی بود

39:35.623 --> 39:38.376
‫اما تا اون زمان،
‫یه شاهزاده‌ی تارگرینی

39:40.670 --> 39:42.881
‫و پسرهات…

39:42.964 --> 39:46.718
‫در وقت مناسب شاهزاده‌های
‫خاندان تارگرین می‌شن

39:56.686 --> 39:59.188
‫پیه کمیاب و قیمتش سه برابر شده

39:59.272 --> 40:00.899
‫دیگه نمی‌تونیم مشعل روشن کنیم

40:00.982 --> 40:02.442
‫جوابم رو می‌دونی

40:02.525 --> 40:04.861
‫سـر تورن ماندرلی ارباب سکه‌هاست

40:04.944 --> 40:08.072
‫تقسیم کردن منابعی که داریم
‫وظیفه‌ی اونه

40:09.032 --> 40:11.326
‫پیشنهاد می‌کنم با خودِ
‫سـر تورن صحبت کنی

40:12.493 --> 40:13.912
‫نفر بعد

40:15.538 --> 40:17.582
‫علیاحضرت

40:17.665 --> 40:20.919
‫صومعه تا همین اواخر

40:21.002 --> 40:22.712
‫تحت حفاظت نگهبانان شهر بود

40:23.963 --> 40:26.049
‫ولی الان در خطریم

40:26.966 --> 40:31.262
‫همین دیشب یکی
‫از دخترهامون رو بردن

40:32.263 --> 40:34.265
‫تسلیت می‌گم. من…

40:36.351 --> 40:38.978
‫بار بعدی که از معبد دیدن کنم
‫حتماً براش یه شمع روشن می‌کنم

40:42.732 --> 40:45.068
‫گودریک هستم، علیاحضرت.
‫یه بنا

40:45.151 --> 40:47.904
‫با وحشت تماشا کردیم
‫که رداطلایی‌ها رو بین ما به قتل رسوندن،

40:47.987 --> 40:51.407
‫و شنیدم تعداد زیادی ازشون استعفا دادن،

40:51.491 --> 40:52.909
‫و خیابون‌ها رو بدون دفاع رها کردن

40:52.992 --> 40:54.953
‫آره، جنایت‌های هایتاورها هستن

40:55.912 --> 40:58.081
‫اورمند بزدل از تامبلتون بهم ضربه می‌زنه،

40:58.164 --> 41:00.917
‫و خودش رو بین بی‌گناهان پنهان کرده

41:01.000 --> 41:02.144
‫این رو می‌دونیم

41:02.168 --> 41:03.878
‫اما الان چه کسی ازمون محافظت می‌کنه؟

41:03.962 --> 41:06.547
‫اگه نگهبانان شهر تواناییش رو ندارن،
‫پس چه کسی نظم رو برقرار می‌کنه؟

41:06.631 --> 41:08.508
‫سربازهای ولاریون رو احضار کردم

41:08.591 --> 41:10.551
‫تا دشمن‌های توی شهرمون رو
‫ریشه‌کن کنن

41:10.635 --> 41:12.178
‫زمانی که برسن، شهر دوباره به…

41:12.261 --> 41:13.888
‫چه کسی از اونا محافظت می‌کنه؟

41:13.972 --> 41:16.641
‫‏۱۶ سال بیشتر نداشت!

41:18.810 --> 41:21.479
‫علیاحضرت، می‌ترسیم

41:21.562 --> 41:25.608
‫و مشکل از هر جایی که هست،
‫الان به جز شما هیچ‌کسی رو نداریم

42:28.254 --> 42:29.589
‫دیمون تارگرین

42:31.007 --> 42:32.800
‫چند نفر؟

42:32.884 --> 42:34.761
‫چند نفرید؟

42:35.636 --> 42:38.181
‫- چند نفرید؟!
‫- تعداد مشخصی نداریم

42:38.264 --> 42:40.058
‫همه‌جا هستیم

42:43.728 --> 42:45.563
‫اورمند هایتاور چه وعده‌ای
‫بهت داده؟ طلا؟

42:46.939 --> 42:48.733
‫یه صندلی دور میزش
‫وقتی به قدرت برسه؟

42:48.816 --> 42:52.028
‫یه پادشاه بیرون از دیوارها منتظره

42:52.111 --> 42:54.197
‫و تا زمانی که دیرونِ دلیر
‫جایگاه برحقش رو به دست نیاره،

42:54.280 --> 42:55.698
‫آروم نمی‌گیریم

42:55.782 --> 43:00.036
‫پس امثال تو توی آتش اژدها سوزونده می‌شید،
‫یا توسط ارتشم هلاک می‌شید

43:00.912 --> 43:03.206
‫شهرِ خودش رو ویران می‌کنه؟

43:03.289 --> 43:05.708
‫علیه مردم خودش شمشیر می‌کشه؟

43:05.792 --> 43:07.019
‫هیچ‌وقت پیدامون نمی‌کنید

43:07.043 --> 43:08.503
‫ما مردم هفت پادشاهی هستیم

43:08.586 --> 43:10.254
‫هیچ نشونه یا پرچمی نداریم

43:10.338 --> 43:11.756
‫و وقتی بهمون ضربه می‌زنید،

43:11.839 --> 43:14.675
‫فقط افراد بیشتری رو
‫به سمت آرمان ما می‌کِشونید

43:16.636 --> 43:20.139
‫علیه کسی شورش کردید که هیچ آسیبی
‫بهتون نرسونده، و حتی قصدش رو هم نداشته

43:21.182 --> 43:24.060
‫می‌تونید ما رو بسوزونید.
‫می‌تونید ما رو بُکُشید

43:24.143 --> 43:26.062
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌تونید کاری کنید
‫اون رو بپذیریم

43:47.083 --> 43:48.383
‫جلوی پای کوفتیت رو…

43:49.794 --> 43:51.094
‫شاهزاده

43:52.255 --> 43:53.555
‫اعلی‌حضرت

43:54.090 --> 43:55.633
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

43:55.716 --> 43:58.052
‫من… فکر کردم…

43:59.053 --> 44:00.429
‫من…

44:00.513 --> 44:01.813
‫من فقط…

44:02.181 --> 44:03.599
‫اومدم هوا بخورم

44:03.683 --> 44:06.227
‫بهت دستور داده نشده
‫که توی قلعه تحت مراقبت بمونی؟

44:08.896 --> 44:10.196
‫خب، بله

44:11.399 --> 44:13.526
‫به تعبیری

44:13.609 --> 44:14.986
‫احمق گستاخ

44:15.820 --> 44:18.406
‫چندین روز متوالی روی اون تپه‌ی لامصبم

44:19.532 --> 44:21.492
‫مردها حق دارن از لذت‌های ساده‌شون
‫نهایت لذت رو ببرن

44:22.827 --> 44:24.203
‫همینا آدم رو سر پا نگه می‌دارن

44:25.413 --> 44:27.039
‫خود شما باید درک کنید…

44:32.128 --> 44:33.629
‫یه بار دیگه پات رو توی شهر بذاری

44:33.713 --> 44:35.590
‫چشم‌هات رو از حدقه درمیارم

45:22.637 --> 45:24.180
‫بمون

45:25.014 --> 45:26.766
‫سلام، دوست من

45:34.690 --> 45:37.276
‫یالا! تمام توان‌تون رو بذارید!

45:39.820 --> 45:41.120
‫یالا!

45:44.700 --> 45:46.000
‫مشکلی نداره!

45:47.411 --> 45:48.746
‫بگیر

45:59.715 --> 46:03.511
‫عموم مردم اساساً بی‌اهمیتن
‫و مایه‌ی نگرانی نیستن

46:03.594 --> 46:07.181
‫اما نباید هرگز به کسی اعتماد کنی
‫که به سختی خودش رو به قدرت رسونده

46:07.265 --> 46:10.434
‫جاه‌طلبی اغلب ناشی از یه کمبوده

46:11.352 --> 46:14.730
‫از شرم، شهوت، یا خشم

46:17.942 --> 46:20.319
‫وقتی می‌خوای دست رو انتخاب کنی
‫باید بهش فکر کنی

46:20.403 --> 46:23.406
‫رینیرا به طرز عجیبی انتخاب معقولانه‌ای داشت
‫و کورلیس ولاریون رو انتخاب کرد

46:24.365 --> 46:26.492
‫نجابت در تربیتش پیداست

46:26.575 --> 46:29.161
‫عطش حقیر آدم‌های
‫تازه‌به‌دوران‌رسیده رو نداره

46:30.454 --> 46:31.831
‫پدربزرگم چطوره؟

46:33.374 --> 46:34.959
‫اوتو؟

46:35.042 --> 46:36.585
‫از کجا شروع کنم؟

46:36.669 --> 46:41.340
‫سرورم، خاندان باراثیون فرستاده‌ای برای
‫صحبت کردن با پادشاه جدید فرستادن

46:43.551 --> 46:46.012
‫بذارید استورم‌لندز پیشگام بشه

46:46.095 --> 46:48.139
‫های‌گاردن چاره‌ای
‫جز پیروی نخواهد داشت

46:49.640 --> 46:51.350
‫بلند شید

46:51.434 --> 46:52.734
‫بلند شید، هر دو تاتون

46:55.104 --> 46:58.858
‫لرد اورمند هایتاور، مشعلِ جنوب،

46:58.941 --> 47:03.946
‫محافظ سیتادل، و صدای اولدتاون

47:07.158 --> 47:08.743
‫از دیدن‌تون خوش‌حالم، لُرد اورمند

47:09.660 --> 47:12.288
‫من فرستاده‌ی لُرد بوروس باراثیون هستم

47:12.371 --> 47:14.540
‫حاکم عالیِ استورم‌لندز

47:19.295 --> 47:22.590
‫- خیلی خوش اومدید، سـر…
‫- سـر آریون باراثیون

47:22.673 --> 47:24.633
‫قومِ لُرد بوروس هستم

47:28.888 --> 47:31.849
‫متأسفم که توی چنین شرایطی
‫خدمت شما اومدیم

47:31.932 --> 47:33.809
‫مسیر طولانی و کثیف بود،

47:33.893 --> 47:36.437
‫اما گفتم بهتره فوراً باهاتون صحبت کنم

47:36.520 --> 47:37.820
‫باعث افتخارمونه که به این‌جا اومدید

47:38.731 --> 47:40.733
‫و چه خبری از لُرد بوروس آوردید؟

47:40.816 --> 47:43.235
‫خاندان باراثیون جلوی اعلی‌حضرت

47:43.319 --> 47:45.780
‫پادشاه دیرون تارگرین زانو می‌زنه
‫و پرچم‌های فراوانش رو

47:45.863 --> 47:47.615
‫در اتحاد با خاندان هایتاور عرضه می‌کنه

47:49.700 --> 47:51.702
‫بهم دستور داده شده
‫که از طرف لُرد بوروس

47:51.786 --> 47:53.996
‫به پادشاه جدید اعلام وفاداری کنم

47:55.706 --> 47:58.209
‫لُرد تصمیم خیلی عاقلانه‌ای گرفته

48:01.420 --> 48:05.466
‫اگه بتونیم شخصاً پادشاه رو ببینیم،
‫می‌تونیم جلوشون زانو بزنیم

48:08.844 --> 48:11.430
‫اعلی‌حضرت، دیرون تارگرین

48:13.641 --> 48:15.101
‫اولین با نام او

48:17.144 --> 48:20.022
‫پادشاه آندال‌ها، روینارها و نخستین…

48:21.190 --> 48:22.490
‫نه! جلوش رو بگیرید!

48:22.525 --> 48:23.825
‫جلوش رو بگیرید!

48:23.901 --> 48:25.236
‫- جلوش رو بگیرید!
‫- نه!

48:26.654 --> 48:30.282
‫اینا آدم‌کُش‌هایی هستن
‫که برای دیرون و تو فرستاده شدن

48:45.589 --> 48:49.593
‫سـر آریون باراثیون
‫موهای شاه‌بلوطیِ روشن داره

48:49.677 --> 48:52.471
‫حدوداً ۳۰ سانتی‌متر بلندتره،
‫و اتفاقاً…

48:53.389 --> 48:54.689
‫خیلی خوش‌چهره‌تره

48:59.145 --> 49:02.356
‫اون جنده رو از بالای سرش
‫تا بین پاهاش می‌شکافم

49:03.357 --> 49:05.401
‫کاری می‌کنم آرزو کنه
‫هیچ‌وقت جرئت نمی‌کرد…

49:07.695 --> 49:08.995
‫جرئت نمی‌کرد…

49:19.498 --> 49:20.798
‫کت

49:34.638 --> 49:36.682
‫فکر می‌کردم مُردی

49:50.237 --> 49:52.072
‫دنبالت گشتم

49:52.156 --> 49:53.949
‫رفتم خونه، اما نبودی

49:54.033 --> 49:55.910
‫چه چاره‌ای داشتم؟

49:57.495 --> 49:58.795
‫تنها بودم

50:00.164 --> 50:03.125
‫توی هرج‌ومرج فرار کردم.
‫اومدم این‌جا پیش برادرم

50:04.126 --> 50:05.711
‫و الان اون هم مُرده

50:08.380 --> 50:10.049
‫اما کت، موفق شدم

50:11.050 --> 50:12.676
‫یه اژدها رو رام کردم

50:13.594 --> 50:15.763
‫ورمیتور، خشم برنزی

50:15.846 --> 50:17.515
‫یه شوالیه شدم

50:18.641 --> 50:20.476
‫و ملکه وعده داده…

50:25.022 --> 50:26.607
‫قضیه از این قراره؟

50:28.025 --> 50:29.610
‫اژدها؟

50:32.321 --> 50:35.074
‫- بوی دیگه‌ای می‌دی
‫- الان دیگه پول کافی خواهیم داشت

50:35.157 --> 50:36.992
‫یه خونه‌ی خوب،
‫هر چیزی که بخوای

50:37.910 --> 50:40.079
‫می‌تونم از این‌جا خارجت کنم
‫و ببرمت یه جای امن

50:40.162 --> 50:41.462
‫نمی‌بینی؟

50:41.497 --> 50:44.124
‫شوهرت یه اژدهاسواره

50:45.209 --> 50:46.919
‫می‌دونی چند روز طول می‌کشه…

50:48.212 --> 50:50.548
‫تا پیاده از بارانداز پادشاه تا این‌جا بیایی؟

50:53.384 --> 50:57.429
‫می‌دونی برای یه زن تنها
‫توی مسیر چه اتفاقی ممکنه بیُفته؟

50:57.972 --> 50:59.640
‫اتفاقی افتاد؟

51:01.267 --> 51:02.893
‫اتفاقات زیادی افتاد

51:05.062 --> 51:08.482
‫در حالی که تو توی دراگون‌استون بودی…

51:09.441 --> 51:11.735
‫- و دنبال شکوه و عزت خودت بودی
‫- برای تو اون کار رو کردم

51:11.819 --> 51:13.279
‫من نمی‌خواستمش!

51:15.197 --> 51:18.409
‫این‌جا بهت نیاز داشتم

51:19.535 --> 51:21.120
‫روی زمین

51:25.791 --> 51:27.876
‫متأسفم. واقعاً می‌گم

51:27.960 --> 51:29.837
‫اما نمی‌تونم بیشتر از این این‌جا بمونم

51:29.920 --> 51:31.630
‫اگه بفهمن من این‌جام…

51:31.714 --> 51:33.299
‫فقط همراهم بیا

51:34.592 --> 51:36.510
‫خانواده‌م رو ترک نمی‌کنم

51:38.804 --> 51:40.139
‫وقت نداریم. کت، باید بریم

51:40.222 --> 51:42.725
‫- نه!
‫- این‌جا توی خطر رهات نمی‌کنم

51:42.808 --> 51:44.108
‫چیکار می‌کنی؟

51:46.937 --> 51:48.237
‫تو کی هستی؟!

52:20.054 --> 52:21.680
‫کارت خوب بود

52:22.348 --> 52:25.059
‫خیلی خشن باهات رفتار کردم،
‫و از این بابت معذرت می‌خوام

52:26.477 --> 52:28.312
‫به‌خاطر فشارهای لشکرکشیه

52:32.024 --> 52:34.735
‫اگه می‌خوای می‌تونی برگردی به اولدتاون

52:34.818 --> 52:37.154
‫یه گروه کوچیک از سربازها
‫توجه اژدهاها رو جلب نمی‌کنه

52:38.656 --> 52:40.491
‫- من جلوت رو نمی‌گیرم
‫- شما سه نفرید

52:40.574 --> 52:42.701
‫باید آسون باشه. از اول

52:44.828 --> 52:46.372
‫پادشاه خوبی می‌شه

52:48.374 --> 52:49.958
‫البته که برای تو مهم نیست

52:54.213 --> 52:56.674
‫فکر می‌کنی من خیلی بی‌عاطفه‌ام

52:57.633 --> 53:01.011
‫به نظرم بقیه رو فدا می‌کنی
‫تا غرورت رو ارضا کنی

53:03.639 --> 53:05.849
‫اما می‌دونم هیچ‌وقت حاضر نیستی
‫جون خودت رو فدا کنی

53:09.144 --> 53:10.444
‫پس بهم بگو

53:12.606 --> 53:13.982
‫هدفت چیه؟

53:18.070 --> 53:19.488
‫بگو چیکار داری

53:21.156 --> 53:22.456
‫هلینا

53:23.325 --> 53:24.785
‫نمی‌تونه زندانی بمونه

53:26.203 --> 53:28.914
‫وضعیت ذهنیش ناپایداره،
‫با توجه به شرایطی که داره

53:28.997 --> 53:31.583
‫اطلاعات به درد بخوری برام داری
‫یا اشتباه بهم گفتن؟

53:34.962 --> 53:36.422
‫می‌دونم ایموند کجاست

53:39.258 --> 53:41.844
‫- این همه مدت می‌دونستی؟
‫- همین اخیراً فهمیدم

53:44.763 --> 53:47.224
‫باید بهم تضمین بدی
‫که آزادمون می‌کنی

53:48.100 --> 53:49.476
‫هر دو تامون رو،
‫همون‌طور که توافق کردیم

53:49.560 --> 53:52.312
‫توی جایگاه و شرایطی نیستی
‫که تضمین بخوای

53:52.396 --> 53:54.440
‫وقتی ایموند کشته بشه
‫دیگه سلطنتت تثبیت می‌شه

53:55.941 --> 53:57.168
‫اورمند تسلیم می‌شه یا می‌میره

53:57.192 --> 53:58.694
‫من و هلینا هیچ تهدیدی برات نیستیم

53:58.777 --> 54:00.988
‫غیب‌مون می‌زنه.
‫دیگه هیچ خبری ازمون نمی‌شنوی

54:07.077 --> 54:08.620
‫کجاست؟

54:09.747 --> 54:11.047
‫هارن‌هال

54:11.957 --> 54:14.460
‫سوارکارهام اون‌جا دنبال ویگار گشتن

54:14.543 --> 54:17.379
‫- حدوداً ۶ بار
‫- نگفتم جای ویگار رو بلدم

54:20.966 --> 54:22.634
‫از کجا فهمیدی؟

54:24.553 --> 54:26.013
‫هلینا یه وقت‌هایی…

54:26.972 --> 54:28.515
‫هلینا یه چیزهایی می‌بینه

54:29.433 --> 54:31.143
‫خیلی دیوونه‌وار به نظر می‌رسه

54:31.226 --> 54:33.771
‫کابوس یا معما هستن

54:35.939 --> 54:38.734
‫اما چیزهایی که گاهی اوقات می‌بینه
‫بعداً اتفاق می‌افتن

54:40.986 --> 54:42.446
‫رؤیا می‌بینه

54:44.573 --> 54:46.241
‫یه رؤیابینه

54:47.835 --> 54:49.745
‫مثل دنیس که نابودی والیریا رو
‫پیش‌بینی کرد

54:56.126 --> 54:58.212
‫اگه حرفت حقیقت داشته باشه،

54:58.295 --> 55:01.590
‫اگه ایموند به نحوی
‫از اژدهاش جدا شده باشه…

55:03.509 --> 55:04.809
‫اون‌وقت…

55:06.178 --> 55:08.305
‫یه مَردِ پیاده‌ست…

55:09.807 --> 55:11.141
‫و تحت تعقیبه

55:13.393 --> 55:15.479
‫خودش رو قایم کرده
‫که کسی پیداش نکنه

55:15.562 --> 55:16.980
‫هر چیزی که می‌دونم رو بهت گفتم

55:17.064 --> 55:19.483
‫گرفتنش دست تو و شوراته

55:19.566 --> 55:20.866
‫نه

55:24.738 --> 55:27.199
‫اگه سرباز بفرستم…

55:29.326 --> 55:31.245
‫دوباره فرار می‌کنه،
‫مخفی می‌شه،

55:31.328 --> 55:32.628
‫و دیگه پیداش نمی‌کنیم، اما…

55:38.377 --> 55:40.003
‫اگه فقط یه نفر رو بفرستم…

55:45.884 --> 55:47.678
‫یه نفر که اون بهش اعتماد داره…

55:56.061 --> 55:57.771
‫نه، من توی این کار دخالت نمی‌کنم

56:00.148 --> 56:03.443
‫- نه، لطفاً، رینیرا
‫- دست علیاحضرت رو ول کنید

56:07.364 --> 56:08.664
‫من…

56:09.366 --> 56:10.666
‫من…

56:10.701 --> 56:12.411
‫نمی‌تونم هلینا رو تنها بذارم

56:18.750 --> 56:20.252
‫خودم مراقبش هستم

56:21.503 --> 56:22.921
‫تا زمانی که برگردی

56:28.886 --> 56:30.186
‫بهت هشدار ندادم…

56:31.597 --> 56:33.015
‫که کارت به این‌جا می‌کشه؟

56:53.827 --> 56:55.370
‫نمی‌خوام تنها باشم

56:58.165 --> 56:59.465
‫منم نمی‌خوام

57:01.251 --> 57:02.551
‫چاره‌ای ندارم

57:07.132 --> 57:08.432
‫بگیر

57:09.426 --> 57:11.136
‫می‌تونی قبول نکنی

57:15.182 --> 57:16.892
‫و ایموند هنوزم احتمالاً می‌میره

57:19.019 --> 57:21.063
‫نمی‌خوای آزاد بشی؟

57:24.358 --> 57:25.734
‫چرا من این‌جام؟

57:29.154 --> 57:31.698
‫هیچ لُردی وجود نداشت
‫که از من خواستگاری کنه؟

57:35.535 --> 57:41.458
‫یا این میل و خواسته‌ی خودت بود
‫که من با برادرم ازدواج کنم؟

57:48.757 --> 57:50.384
‫خواسته‌ی پدرم بود

57:53.387 --> 57:54.930
‫اما منم مخالفتی نداشتم

57:57.432 --> 58:01.395
‫با خودم می‌گفتم بهتره پیش خودم باشی
‫تا توی یه مکان دورافتاده

58:01.478 --> 58:03.855
‫پیش مردی باشی که نمی‌شناسیش

58:13.448 --> 58:15.909
‫لطفاً. خواهش می‌کنم

58:19.413 --> 58:23.583
‫هنوز فرصت آزاد شدن داریم، هلینا

58:25.460 --> 58:27.796
‫اما تا زمانی که مطمئن نشم
‫حالت خوبه نمی‌تونم برم

58:31.258 --> 58:32.558
‫لطفاً

58:45.981 --> 58:47.281
‫آفرین

58:50.277 --> 58:53.613
‫به محض این‌که بتونم برمی‌گردم پیشت

58:53.697 --> 58:55.449
‫بهت قول می‌دم

58:55.532 --> 58:58.326
‫برمی‌گردم سراغت و ما…

58:59.244 --> 59:01.163
‫زیر نور خورشید قدم می‌زنیم

59:29.983 --> 59:31.735
‫معذرت می‌خوام که بدموقع
‫مزاحم شدم، علیاحضرت،

59:34.571 --> 59:38.492
‫یه سوارکار از تامبلتون اومده

59:47.084 --> 59:48.710
‫"به این سگ لگد بزن…

59:49.836 --> 59:52.047
‫تا دستت رو گاز بگیره"

59:59.554 --> 01:00:02.390
‫مثل کوسه‌ها جنگیدید

01:00:03.725 --> 01:00:06.019
‫سریع و خستگی‌ناپذیر

01:00:07.604 --> 01:00:12.901
‫دشمن‌مون رو پرپر کردیم
‫و کامل شکست‌شون دادیم!

01:00:14.569 --> 01:00:18.156
‫اما الان بهتون توی شهر نیاز دارن

01:00:21.743 --> 01:00:23.043
‫و من…

01:00:24.663 --> 01:00:26.456
‫خیلی وقته دور بودم

01:00:39.886 --> 01:00:41.186
‫شما کی هستید؟

01:00:42.472 --> 01:00:44.015
‫چیکار دارید؟

01:00:59.614 --> 01:01:19.614
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
