WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:41.380 --> 01:45.074
‫« خـانـدان اژدهـا »

01:45.075 --> 01:52.075
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:12.952 --> 02:14.745
‫جلو برید!

02:14.951 --> 02:17.423
‫- یالا
‫- راهتون رو ادامه بدید

02:17.424 --> 02:19.139
‫تمام توان‌تون رو بذارید!

02:19.222 --> 02:20.522
‫- همینه!
‫- یالا!

02:20.557 --> 02:21.975
‫- ادامه بدید!
‫- بجنبید

02:24.728 --> 02:26.103
‫سه نفر برن این‌جا

02:28.815 --> 02:30.692
‫سه نفر برن این‌جا

02:31.818 --> 02:33.118
‫تو با اونا برو!

02:33.987 --> 02:35.405
‫دو نفر برن این‌جا

02:39.701 --> 02:41.001
‫دو نفر برن این‌جا

02:48.585 --> 02:50.587
‫شما سه نفر برید این‌جا

02:52.422 --> 02:53.722
‫وای، لطفاً، لطفاً

02:54.925 --> 02:57.010
‫خونه‌مون پره

02:57.094 --> 02:59.721
‫ما ۱۵ هزار نفریم

02:59.805 --> 03:01.139
‫خوش‌حال باش که فقط
‫سه نفر قراره بیان خونه‌ت

03:04.309 --> 03:06.978
‫- شاید شلوغ بودن خیلی هم بد نیست
‫- مراقب رفتارت باش

03:08.230 --> 03:10.899
‫اگه خوشتون نمیاد
‫برید به لُرد اورمند شکایت کنید

03:10.982 --> 03:12.317
‫ببینید چقدر حرف‌تون مهمه

03:25.372 --> 03:29.459
‫در مورد محل اقامت شماست، سرورم

03:29.543 --> 03:32.087
‫از محل اقامتم ناراحتی، لُرد فوتلی؟

03:32.170 --> 03:34.423
‫مسئله اینه که ما خیلی
‫به خانه‌ی اجدادی‌مون علاقه‌مندیم

03:34.506 --> 03:36.341
‫می‌خواید توی اتاق ما بخوابید

03:37.300 --> 03:39.636
‫در برابر مدعی دروغین
‫رینیرا تارگرین زانو زدید،

03:39.720 --> 03:41.638
‫درست نمی‌گم، بانو فوتلی؟

03:41.722 --> 03:43.022
‫درسته

03:43.515 --> 03:46.810
‫پس شاید خوب باشه یادآوری کنم
‫که مجازات خیانت، مرگه

03:46.893 --> 03:48.353
‫ما دنبال جنگ و نزاع نیستیم، سرورم

03:49.062 --> 03:50.731
‫دیوارهای تامبلتون اصلاً
‫برای دفاع ساخته نشدن

03:50.814 --> 03:52.524
‫مردم ما فقط با تجارت آشنا هستن

03:52.607 --> 03:55.317
‫اصلاً فکر نمی‌کردیم پای ما
‫به جنگ باز بشه

03:55.402 --> 03:57.279
‫پس از روی ترس بهش
‫سوگند وفاداری یاد کردید

03:57.362 --> 03:59.948
‫به دلیل این‌که ایشون ملکه‌ست
‫بهش سوگند یاد کردیم

04:03.243 --> 04:04.745
‫جداً؟

04:14.963 --> 04:17.132
‫یا یه جنده‌ست که اژدها داره؟

04:21.428 --> 04:24.973
‫هدف من برگردوندن دودمان مشروع
‫به تخت آهنینه

04:26.057 --> 04:28.560
‫در نتیجه باید خوب استراحت کنم

04:30.020 --> 04:34.316
‫در نتیجه باید محل اقامت
‫قابل قبولی داشته باشم

04:35.317 --> 04:38.570
‫دستور می‌دم سربازهام
‫خیلی خوب رفتار کنن

04:38.653 --> 04:40.238
‫تا زمانی که توی شهر شما هستیم

04:42.282 --> 04:43.700
‫البته به شرطی که…

04:46.661 --> 04:48.830
‫شما هم خیلی خوب رفتار کنید

04:48.914 --> 04:50.248
‫تا بیرون همراهی‌شون کن

04:52.834 --> 04:54.169
‫نیا

04:54.795 --> 04:58.256
‫آدم موقع برخورد با زیردست‌هاش
‫باید منصف، اما قاطع باشه

04:58.340 --> 04:59.758
‫بله، قربان

05:02.844 --> 05:04.071
‫شاهزاده‌ی من

05:04.095 --> 05:06.348
‫سرورم، یه کلاغ از اِستورم اِند اومده

05:06.431 --> 05:09.142
‫و حامل بهانه‌های بیشتری از جانب
‫لرد بوروس باراثیون‌ـه

05:16.399 --> 05:18.944
‫اون احمق ترتیب ازدواج شاهزاده ایموند

05:19.027 --> 05:21.947
‫و یکی از دخترهای بی‌ریختش رو داده

05:22.030 --> 05:23.907
‫ولی الان کجاست؟

05:23.990 --> 05:26.034
‫یه نامه‌ی دیگه بفرستید
‫و بهش بفهمونید

05:26.117 --> 05:28.578
‫این بار به جای کلمات،
‫براش نقاشی بکشید

05:34.376 --> 05:36.127
‫چه خبر از هارن‌هال؟

05:38.421 --> 05:42.634
‫اگه وِیگار نیاد،
‫نمی‌تونیم دفاع کنیم

05:48.390 --> 05:50.225
‫ناامید نشو، دیرن

05:51.935 --> 05:53.603
‫برادرت به زودی بهمون ملحق می‌شه

05:58.608 --> 06:01.111
‫چرا تامبلتون رو گرفته؟

06:01.194 --> 06:04.155
‫یه دژ دفاعی نیست.
‫یه شهر تجاریه

06:04.239 --> 06:07.367
‫لُرد اون‌جا یه بی‌عرضه‌ست.
‫دیوارهاش برای دفاع مناسب نیستن

06:07.450 --> 06:09.786
‫هایتاور می‌تونست به جای اون کار
‫روی سینه‌ش یه هدف برای کماندارها ترسیم کنه!

06:09.870 --> 06:11.170
‫چرا؟

06:11.955 --> 06:14.165
‫می‌خواد حمایت‌شون رو به دست بیاره؟

06:16.251 --> 06:20.672
‫من رو به چالش می‌کشه که
‫به شهری حمله کنم که حامی منه

06:21.339 --> 06:23.633
‫و اون‌وقت تمام سرزمین فکر می‌کنن
‫مِیگورِ بی‌رحم دوباره فرمانروا شده

06:23.717 --> 06:25.552
‫علیه من قیام می‌کنن

06:25.635 --> 06:28.221
‫و خدایانی که تاج‌وتخت رو به من رسوندن

06:28.305 --> 06:29.639
‫به حق من رو سرنگون می‌کنن

06:29.723 --> 06:31.516
‫با اجازه‌تون من صحبت کنم

06:32.433 --> 06:36.605
‫علیاحضرت، ارتش سرزمین‌های رودخانه‌ی شاهزاده دیمون
‫در حال حرکت به سمت بارانداز پادشاه هستن

06:36.688 --> 06:38.982
‫خیلی با تامبلتون فاصله ندارن

06:39.065 --> 06:41.359
‫اگه ارتش به اون‌جا بره…

06:41.443 --> 06:44.362
‫در اون صورت کشتار
‫و خون‌ریزی خواهیم داشت

06:44.446 --> 06:47.490
‫اما خیلی مهربانانه‌تر از اینه
‫که اژدهاهاتون رو بفرستید

06:49.534 --> 06:51.119
‫به شهر حمله می‌کنیم

06:51.202 --> 06:53.622
‫و هایتاورها رو توی
‫هر خونه ریشه‌کن می‌کنیم

06:55.665 --> 06:57.375
‫طرح خوبیه

06:57.459 --> 06:59.085
‫به لُرد تالی خبر بده

07:01.046 --> 07:02.422
‫اوروایل؟

07:04.007 --> 07:07.302
‫تا زمانی که وفادار و مفید باشی…

07:08.470 --> 07:12.390
‫می‌تونی توی شورای من باشی
‫و عنوان استاد اعظم رو نگه داری

07:16.269 --> 07:18.146
‫همچنان مسئول کلاغ‌های قلعه خواهی بود،

07:18.229 --> 07:20.732
‫اما بانو میساریا باید در جریان
‫تمامی رفت‌وآمدها قرار بگیره

07:23.735 --> 07:26.655
‫اونا بقایای یه سیستم منقرض‌شده‌ان

07:29.532 --> 07:32.243
‫ارتش سرزمین‌های رودخانه
‫تا چند هفته‌ی دیگه به تامبلتون نمی‌رسه

07:32.327 --> 07:34.746
‫یه اژدها برای نگهبانی می‌فرستیم

07:34.829 --> 07:37.207
‫اورمند شاید شهر رو تصرف کرده باشه،

07:37.290 --> 07:40.251
‫اما تا زمانی که از اون‌جا بیرون نندازمش،
‫از اون شهر خارج نخواهد شد

07:40.335 --> 07:45.048
‫در این بین، این‌جا توی خونه
‫مسائل بسیار مهمی داریم

07:45.131 --> 07:47.550
‫موفق شدیم مقدار اندکی روغن

07:47.634 --> 07:49.302
‫- برای بازار به دست بیاریم، اما…
‫- دست کجاست؟

07:51.346 --> 07:52.764
‫پناه بر خدایان، این شورا خیلی کوچیکه

07:58.728 --> 08:00.438
‫یه نفر رو به عنوان
‫ارباب سکه‌ها منصوب کنید

08:01.439 --> 08:04.943
‫مردم به زودی متوجه‌ی
‫کمبود منابع می‌شن

08:05.026 --> 08:07.028
‫در اون صورت می‌تونن
‫اون شخص رو مقصر بدونن

08:11.491 --> 08:13.994
‫در مورد سِر تورن ماندرلی تحقیق کن

08:14.077 --> 08:15.829
‫توجه‌م رو جلب کرده

08:15.912 --> 08:18.790
‫اگه مناسب بود، می‌ذاریم طلا
‫دغدغه‌ی اون و دیمون باشه

08:20.417 --> 08:22.919
‫من فقط باید نگران اورمند هایتاور باشم

08:26.589 --> 08:28.299
‫منم به اندازه‌ی خودت می‌شناسمش

08:28.383 --> 08:30.468
‫شک دارم

08:31.469 --> 08:34.222
‫ویسریس پسرت رو به اون داد.
‫من هیچ‌وقت طرف رو ندیدم

08:35.597 --> 08:39.894
‫خیلی وقت پیش
‫خیلی کم اون رو می‌شناختم

08:39.977 --> 08:42.772
‫بعد از این‌که پدرم من رو به دربار برد،
‫خیلی کم به اولدتاون رفتم

08:42.856 --> 08:44.156
‫هر چیزی که می‌دونی رو بهم بگو

08:49.571 --> 08:51.948
‫خودش رو یه محقق می‌دونه

08:53.116 --> 08:54.909
‫تاریخ می‌خونه،

08:54.993 --> 08:58.163
‫فرشینه جمع می‌کنه،
‫اشعار روایی می‌نویسه،

08:58.246 --> 09:00.123
‫از آدم‌های جاهل و بی‌نزاکت متنفره

09:01.624 --> 09:03.376
‫وقتی کوچیک بودیم
‫گواین فکر می‌کرد خیلی آدم ظالمیه،

09:03.460 --> 09:05.754
‫اما گواین در مورد خیلی‌ها
‫اون فکر رو می‌کرد

09:05.837 --> 09:07.137
‫رفتارش با دیرن چطوره؟

09:09.549 --> 09:11.009
‫بهم گفتن مثل یه پدر باهاش رفتار می‌کنه

09:11.760 --> 09:13.887
‫دیرن خیلی کوچیک بود
‫وقتی اون رو به سرپرستی گرفت

09:14.888 --> 09:16.389
‫چیه؟

09:17.265 --> 09:18.767
‫این رو ببین

09:18.850 --> 09:22.020
‫این‌که مجبور بودی فرزندت رو
‫به جای دیگه‌ای بفرستی برات دردآور نبود؟

09:26.649 --> 09:28.318
‫انتخاب خودم بود

09:29.360 --> 09:30.660
‫چرا؟

09:34.491 --> 09:38.745
‫سه تا تارگرین برای
‫ویسریس به دنیا آوردم

09:40.246 --> 09:41.956
‫اما آخرین بچه‌م…

09:43.249 --> 09:45.168
‫می‌خواستم یه هایتاور باشه

09:47.128 --> 09:51.299
‫در واقع خوش‌حالم که اون کار رو انجام دادم،
‫حالا که می‌بینم چه بلایی سر بقیه‌ی پسرهام اومده

09:51.925 --> 09:55.345
‫شاید دور کردن دیرن از این‌جا، صادقانه‌ترین
‫کاری بوده که به عنوان یه مادر انجام دادم

09:58.306 --> 10:01.434
‫اما الان مطمئن نیستم این تصمیم
‫اون رو به چه سرنوشتی دچار کرده

10:09.526 --> 10:11.820
‫می‌دونی که بهش رحم می‌کردم

10:21.621 --> 10:23.957
‫به بوها حساسیت داره

10:25.875 --> 10:27.175
‫اورمند رو می‌گم

10:28.628 --> 10:29.928
‫خیلی شدید

10:32.674 --> 10:36.845
‫جناب دست، ملکه درخواست
‫حضور شما در شورای کوچک رو دارن

10:36.928 --> 10:39.556
‫من دستشم، دهنش نیستم

10:39.639 --> 10:41.808
‫صحبت کردن رو بذار برای کسایی
‫که ازش لذت می‌برن

10:41.891 --> 10:44.769
‫این پیغام رو بهشون برسونم؟
‫این‌که درخواست ملکه رو رد کردید؟

10:44.853 --> 10:47.480
‫در اصل باید بگی
‫من مؤثرتر بهش خدمت می‌کنم

10:47.564 --> 10:50.150
‫قدرتش الان در اژدهاها نهفته‌ست

10:50.233 --> 10:52.402
‫یه مرد دریا نیاز زیادی نداره

10:54.654 --> 10:57.699
‫اما به جای من
‫پسرم باید در کنارش حضور پیدا کنه

10:57.782 --> 10:59.409
‫قطعاً برای این کار مناسبی

11:00.910 --> 11:02.954
‫من برای خدمت در دربار مناسب نیستم

11:03.037 --> 11:04.747
‫نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم

11:04.831 --> 11:07.167
‫اون‌جا فرصت فوق‌العاده‌ای برات هست

11:08.835 --> 11:10.837
‫برای مشروع کردنت کاری ازم برنمیاد،

11:10.920 --> 11:13.423
‫اما می‌تونم بهت این فرصت رو بدم
‫که شرایطت رو بهتر کنی

11:18.469 --> 11:22.056
‫خشم چیزی نیست که بشه
‫با تیغه‌ی شمشیر از بین بردش، سرورم

11:26.603 --> 11:27.903
‫حرکت می‌کنیم!

11:39.199 --> 11:40.499
‫یالا!

12:36.381 --> 12:38.216
‫پسرم

12:39.425 --> 12:40.725
‫من این‌جام

12:42.720 --> 12:44.020
‫پیشتم

12:47.976 --> 12:50.103
‫دست زدن به اژدها یک پنی هزینه داره

12:52.021 --> 12:54.232
‫توی این جنگل هیچی رایگان نیست

12:54.816 --> 12:57.026
‫اگه نیم‌گروت بپردازه
‫می‌تونه روی زین اژدها بشینه

12:57.110 --> 12:58.653
‫همون دست زدن کافیه

12:58.736 --> 13:00.113
‫ممنون

13:05.660 --> 13:07.078
‫دنبال پناهگاه هستیم

13:07.161 --> 13:08.461
‫روکزرست کدوم طرفه؟

13:09.122 --> 13:11.165
‫دو تا دستش رو گذاشته روی اژدها

13:11.249 --> 13:12.549
‫یعنی دو بار بهش دست می‌زنه

13:30.977 --> 13:32.770
‫پات چه مشکلی داره؟

13:37.108 --> 13:41.195
‫اگه بخوای می‌تونی برای چند تا سکه
‫یه مرد باایمان رو بُکُشی

13:42.739 --> 13:45.366
‫اما شک دارم خدایان بهت رحم کنن

13:45.450 --> 13:47.452
‫شبیه یه روحانی نیستی

13:47.535 --> 13:48.995
‫زنده‌ست

13:53.415 --> 13:56.044
‫مطمئنم. زنده‌ست، باید زنده باشه

13:56.127 --> 13:58.129
‫- سان‌فایر رو می‌گم
‫- کافیه، گرگور

13:58.212 --> 13:59.672
‫بیدار شو، سان‌فایر. من این‌جام

13:59.756 --> 14:01.883
‫بهتره بیشتر از این
‫مزاحم این مردم مهربان نشیم

14:01.966 --> 14:03.968
‫بیدار شو، سان‌فایر. من این‌جام

14:04.052 --> 14:05.352
‫آدم ساده‌لوحیه

14:05.946 --> 14:07.246
‫بیدار شو…

14:07.247 --> 14:08.639
‫برخیز!

14:08.640 --> 14:10.433
‫چی می‌گه؟

14:10.516 --> 14:12.643
‫سان‌فایر، برگرد پیشم

14:12.727 --> 14:14.854
‫بیدار شو، من این‌جام.
‫می‌دونم هنوز زنده‌ای

14:14.937 --> 14:17.648
‫نباید بیشتر از این بمونیم.
‫شرایط خیلی خطرناکه

14:17.732 --> 14:22.362
‫خیلی متأسفم،
‫اما باید واقعیت رو بپذیرید

14:25.114 --> 14:26.383
‫بیدار شو

14:26.407 --> 14:29.077
‫می‌خواستید اون رو ببینید، الان دیدید

14:30.370 --> 14:32.205
‫- مُرده
‫- نه

14:32.997 --> 14:34.957
‫می‌خواید بمونید و کنارش بپوسید؟

14:36.584 --> 14:39.379
‫یا بلند می‌شید
‫و به زندگی ادامه می‌دید؟

15:55.663 --> 15:57.165
‫گم شدید؟

16:02.086 --> 16:03.713
‫حاکم قلعه کجاست؟

16:06.424 --> 16:07.758
‫کشته شده

16:08.593 --> 16:09.969
‫کسی که جانشینش شده کجاست؟

16:11.929 --> 16:13.431
‫اونم کشته شده

16:13.514 --> 16:15.475
‫و جانشین اون هم کشته شده

16:16.893 --> 16:18.352
‫و تو کی هستی؟

16:19.228 --> 16:21.397
‫یه‌جورایی متولی‌ام

16:22.482 --> 16:24.025
‫در حال حاضر بهتر از من پیدا نمی‌کنید

16:24.108 --> 16:25.776
‫ایشون دست پادشاه هستن

16:26.652 --> 16:28.154
‫دنبال شاهزاده ایموند می‌گردیم

16:30.072 --> 16:32.074
‫مطمئنم خیلی‌ها دنبالش می‌گردن

16:35.578 --> 16:37.830
‫قرار بود این‌جا منتظر ما بمونه

16:37.914 --> 16:39.183
‫اگه می‌دونی کجاست،

16:39.207 --> 16:40.917
‫بهت توصیه می‌کنم حقیقت رو بگی

16:45.796 --> 16:47.131
‫این‌جا بود

16:48.299 --> 16:51.469
‫بعد از این‌که شاهزاده دیمون
‫قلعه رو ترک کرد، این‌جا رو تصرف کرد

16:51.552 --> 16:54.222
‫اما وقتی متوجه شد که رینیرا
‫بارانداز پادشاه رو گرفته،

16:54.305 --> 16:57.141
‫- اون و اژدهاش فرار کردن
‫- رینیرا بارانداز پادشاه رو گرفته؟

17:03.022 --> 17:04.322
‫ای وای

17:05.566 --> 17:07.026
‫خبر نداشتید

17:12.990 --> 17:14.909
‫تمام منطقه رو گشتیم، سرورم

17:14.992 --> 17:17.161
‫آثاری از یک لانه‌ی اژدهای بزرگ وجود داره،

17:17.244 --> 17:18.544
‫اما ترک شده

17:19.622 --> 17:22.250
‫ممکنه شاهزاده ایموند فرار کرده باشه

17:32.843 --> 17:34.470
‫بارانداز پادشاه سقوط کرده،

17:34.554 --> 17:37.682
‫اِگان مُرده،
‫هر دو ملکه به اسارت گرفته شدن،

17:37.765 --> 17:42.228
‫و ما این‌جا یه ارتش کوچیک داریم
‫و هیچ اژدهایی نداریم

17:44.188 --> 17:46.023
‫دشمن همون جاییه که می‌خوایم

17:48.568 --> 17:50.152
‫ایموند تنهام نمی‌ذاره

17:50.236 --> 17:52.905
‫ولی این‌جا نیست، نه؟

17:55.074 --> 17:56.784
‫بهتره یه کلاغ به تامبلتون بفرستیم

17:57.743 --> 17:59.745
‫این خبر رو به قومم بدیم

17:59.829 --> 18:02.331
‫و بهش بگیم که قصد داریم
‫به اون ملحق بشیم

18:02.415 --> 18:05.585
‫اورمند یه آدم وراجِ یک‌دنده‌ست،
‫اما بزدل و احمق نیست

18:06.252 --> 18:08.629
‫حتماً یه نقشه‌ای داره

18:11.382 --> 18:12.682
‫نه

18:18.222 --> 18:21.142
‫بازی تمام شده، سِر کریستون،
‫و شکست خوردیم

18:22.184 --> 18:24.061
‫ادامه دادنش چه فایده‌ای داره؟

18:28.899 --> 18:31.902
‫شما قماش اشراف‌زاده
‫فکر می‌کنید این یه بازیه، نه؟

18:31.986 --> 18:34.572
‫برای پیروز شدن یا شکست خوردن،
‫آخر سر هم می‌رید به خونه‌ی گرم و خوب‌تون

18:36.741 --> 18:38.993
‫من پیاده‌نظام بودم. می‌دونستی؟

18:39.076 --> 18:40.453
‫پسر یه مباشر بودم

18:40.536 --> 18:43.331
‫تمام دارایی پدرم متعلق
‫به اراده‌ی لُرد دونداریون بود

18:43.414 --> 18:45.791
‫و وقتی لطفش رو ازمون دریغ کرد،
‫هر چیزی که داشتیم دود شد و رفت هوا

18:49.045 --> 18:50.880
‫پدرم از غصه مُرد

18:51.881 --> 18:53.924
‫برای آدمی مثل من
‫هیچ خونه‌ای وجود نداره

18:56.552 --> 18:58.554
‫مخصوصاً تا زمانی که رینیرا ملکه‌ست

19:01.891 --> 19:03.476
‫وظیفه‌مون ساده‌ست

19:04.852 --> 19:06.604
‫نذاریم سربازهای آشغال سرزمین‌های رودخانه
‫به بارانداز پادشاه برسن

19:06.687 --> 19:08.397
‫برای اورمند زمان بخریم
‫تا بتونه ارتشش رو تقویت کنه

19:08.481 --> 19:10.775
‫ارتش اونا ده برابر بزرگ‌تر از ارتش ماست

19:10.858 --> 19:12.044
‫بیست برابر

19:12.068 --> 19:13.778
‫اما بیا بهش حمله کنیم…

19:14.612 --> 19:16.614
‫همون‌طور که عقرب
‫به گاو نر حمله می‌کنه

19:19.367 --> 19:22.870
‫بیا همچون اشباح باشیم
‫و کاری کنیم که ترس پرچم‌مون باشه

19:22.953 --> 19:24.413
‫بیا از دل سکوت و تاریکی ضربه بزنیم

19:24.497 --> 19:26.540
‫نبردمون تمیز و عالی نخواهد بود،
‫اما حداقل خالص و شرافتمندانه خواهد بود

19:28.376 --> 19:29.676
‫انسان در مقابل انسان!

19:32.672 --> 19:34.423
‫و هیچ اژدهایی هم در کار نخواهد بود

19:39.720 --> 19:42.306
‫- سِر ادگار!
‫- در نهایت بتونیم یه‌کم معطل‌شون کنیم

19:44.600 --> 19:46.977
‫- باعث نمی‌شه مسیرشون عوض بشه
‫- شاید این‌طور باشه

19:47.061 --> 19:49.355
‫اما همون‌طوره که گفتی، سِر گواین

19:49.438 --> 19:52.983
‫باید به اصول اخلاقی‌مون پایبند باشیم،
‫وگرنه تبدیل به حیوون می‌شیم

20:18.092 --> 20:19.510
‫کی اون‌جاست؟

20:19.593 --> 20:20.970
‫الین از هال

20:21.053 --> 20:22.972
‫می‌بینمش. بیا

20:25.015 --> 20:26.315
‫علیاحضرت

20:27.184 --> 20:29.979
‫لُرد کورلیس از دروازه‌ی اژدها خارج شدن

20:30.062 --> 20:32.565
‫تا دزدان دریایی سه‌سالاری
‫که بلای جان تجارت‌مون هستن رو شکار کنن

20:34.483 --> 20:36.694
‫فرمانده‌های توانمندی داره
‫که می‌تونن اون حمله رو رهبری کنن

20:38.279 --> 20:42.116
‫و ملکه‌ش داره تلاش می‌کنه
‫یه پادشاهی ویران‌شده رو درست کنه

20:46.036 --> 20:47.997
‫علیاحضرت، با اجازه‌تون

20:49.582 --> 20:55.171
‫پدرم چیزهای زیادی رو از دست داده
‫و ناکام مانده

20:56.130 --> 21:00.009
‫شاید حضور در یک درگیری
‫چیزی باشه که نیاز داره

21:08.768 --> 21:12.813
‫این ثمره‌ی زحمات یک عمر پدرمه،
‫بازآفرینی مقر حکومت والیریای کهن

21:14.565 --> 21:16.776
‫فکر کنم براش یه یادآوری بود که…

21:18.861 --> 21:20.780
‫حتی بزرگترین سلسله‌ها هم سقوط می‌کنن

21:21.906 --> 21:24.241
‫این‌که تاج‌وتخت یک بار بر دوششه
‫و نباید هیچ‌وقت اون رو فراموش کنه

21:26.410 --> 21:29.663
‫کسانی می‌گفتن که پدرم ضعیف بود

21:29.747 --> 21:31.047
‫اما…

21:31.624 --> 21:34.835
‫حالا که از دیدگاه اون به مسائل نگاه می‌کنم،
‫فقط شگفت‌زده می‌شم

21:34.919 --> 21:36.879
‫که چطور تونسته اون همه مدت
‫تعادل رو حفظ کنه

21:38.422 --> 21:44.178
‫پدرها توانایی عجیبی دارن که هم‌زمان
‫هم الهام‌بخش باشن، هم آدم رو عصبانی کنن

21:44.929 --> 21:46.229
‫موافق نیستی؟

21:48.557 --> 21:50.351
‫پناه بر خدایان، همه‌جا هستن

21:52.228 --> 21:54.730
‫و به لطف اِگان
‫همه‌ی موش‌گیرها مُردن

21:56.273 --> 21:58.192
‫ما روی عرشه با خودمون گربه می‌بردیم

22:02.321 --> 22:03.656
‫خونسرد باشید

22:04.990 --> 22:08.160
‫باید نیّت و برنامه‌هامون رو مخفی نگه داریم
‫تا زمانی که من خیلی بی‌سروصدا

22:09.703 --> 22:11.997
‫امکان کرایه‌ی یه کشتی رو بررسی کنم

22:12.081 --> 22:14.834
‫این پادگان کول‌ـه.
‫اونا به من وفادارن

22:14.917 --> 22:16.544
‫دیگه پادگانی نمونده

22:17.586 --> 22:20.422
‫باید فرض کنیم این مردم
‫فقط به خودشون وفادارن

22:27.304 --> 22:29.223
‫نباید خیلی این‌جا بمونیم

23:01.171 --> 23:03.924
‫روز بخیر، دوست من.
‫دنبال غذا و پناهگاه می‌گردیم

23:06.010 --> 23:08.971
‫مثل خیلی‌های دیگه،
‫ما هم آواره‌های جنگ هستیم

23:09.054 --> 23:10.973
‫از اهالی سرزمین‌های رودخانه‌اید؟

23:12.725 --> 23:16.228
‫ازشون متنفرم

23:16.896 --> 23:18.522
‫اهل شارپ‌پوینت هستیم

23:19.273 --> 23:21.025
‫شاهزاده ایموند با خاک یکسانش کرد

23:22.484 --> 23:23.861
‫بـ بـ با اژ…

23:27.865 --> 23:30.284
‫- چطور جون سالم به در بردید؟
‫- به سختی

23:33.245 --> 23:35.039
‫همون‌طور که می‌بینید

23:46.967 --> 23:48.267
‫خب…

23:49.178 --> 23:51.180
‫تعدادمون همین‌الانش هم خیلی زیاده

23:51.263 --> 23:52.640
‫گورتون رو گم کنید

23:53.849 --> 23:55.392
‫یه‌کم سکه دارم

24:10.032 --> 24:13.327
‫اگه بتونید کار بکنید
‫می‌تونید یه چادر کرایه کنید

24:13.410 --> 24:14.710
‫حرفه‌ای بلدید؟

24:14.787 --> 24:18.832
‫در مورد گیاهان دارویی اطلاعات دارم،
‫و یه‌کم خوندن هم بلدم

24:23.212 --> 24:24.713
‫شاید به درد بخوری

24:25.464 --> 24:27.174
‫مسئول این‌جا منم

24:27.257 --> 24:30.761
‫کاملاً مشخصه، سرورم

24:30.844 --> 24:32.429
‫این زبون‌بسته مسئول دستشوییه

24:33.806 --> 24:36.350
‫ادرار رو برای دباغ‌ها جمع می‌کنه،
‫مدفوع رو برای کشاورزها

24:37.893 --> 24:39.353
‫اون می‌تونه کمکش کنه

24:39.979 --> 24:41.355
‫باید توی سطل‌های جداگونه باشن

24:41.438 --> 24:43.315
‫اگه قاطی‌شون کنی
‫پولی بهت نمی‌دن

24:44.233 --> 24:47.277
‫حتی بهشون دست هم نمی‌زنم…

24:47.361 --> 24:49.321
‫هر کاری که می‌گن رو انجام بده، گرگور

24:49.405 --> 24:51.115
‫- فعلاً، باشه؟
‫- منم مثل اون خوندن بلدم

24:51.198 --> 24:53.492
‫زبون‌بسته و بدقیافه

24:58.122 --> 24:59.832
‫- خیلی به هم میایید
‫- خیلی هم بد نیست…

24:59.915 --> 25:01.709
‫- بهم دست نزن
‫- …وقتی بهش عادت کنی، برادر

25:03.419 --> 25:04.962
‫بیا

25:07.506 --> 25:08.806
‫یالا

25:09.216 --> 25:10.759
‫ولم کن!

25:19.810 --> 25:21.603
‫فکر کنم امشب
‫این‌جا بهمون خوش می‌گذره

25:21.687 --> 25:25.107
‫امشب خوش می‌گذرونیم.
‫از هانی‌هولت هم بهتر می‌شه

25:36.535 --> 25:37.835
‫صبر کن

25:45.794 --> 25:48.172
‫باید اجناس رو بررسی کنم

25:56.722 --> 25:58.022
‫برو یه‌کم رزماری بیار

26:05.147 --> 26:06.690
‫یالا

26:13.155 --> 26:15.365
‫بهش دست نزن!
‫دستت رو بِکِش!

26:16.880 --> 26:18.180
‫مارنا!

26:25.375 --> 26:26.835
‫از این‌جا ببرشون بیرون! ببرشون!

26:26.919 --> 26:29.088
‫به برادرم دست نزنید، هایتاورهای…

26:32.390 --> 26:34.643
‫[ بارانداز پادشاه ]

26:35.075 --> 26:38.089
‫[ تامبلتون ]

26:38.090 --> 26:39.807
‫سِر هیو چکش اومدن، علیاحضرت

26:41.433 --> 26:43.143
‫سِر هیو، بهت اطمینان می‌دم،

26:43.227 --> 26:45.896
‫وقتی در مورد خونه خبر جدیدی بشه،
‫خودم بهت اطلاع می‌دم

26:47.523 --> 26:50.901
‫متوجه شدم قراره سِر اولف
‫به تامبلتون فرستاده بشه

26:50.984 --> 26:53.487
‫- درسته
‫- اگه موافق باشید، علیاحضرت،

26:53.570 --> 26:55.864
‫من با ورمیتور نگهبانی بدم

26:58.033 --> 27:00.202
‫همسرت توی تامبلتون‌ـه، درسته؟

27:00.285 --> 27:01.745
‫سِر اولف هیچ منفعت شخصی‌ای
‫در اون‌جا نداره

27:01.829 --> 27:03.372
‫من رو بفرستید،
‫چون منفعت شخصی دارم

27:04.373 --> 27:07.126
‫وقتی محبوبم توی اون شهره
‫اصلاً از نگهبانی خسته نمی‌شم

27:10.838 --> 27:12.172
‫نوبتی نگهبانی بدید

27:12.256 --> 27:14.675
‫مراقب شهر و همدیگه باشید

27:14.758 --> 27:16.301
‫تو می‌تونی اول شروع کنی

27:16.385 --> 27:18.095
‫به اولف هم خبر بده

27:20.013 --> 27:21.390
‫علیاحضرت

27:29.606 --> 27:31.400
‫حال به هم زنه

27:35.445 --> 27:37.114
‫چی نوشته؟

27:40.492 --> 27:42.035
‫«ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها»

27:43.245 --> 27:46.540
‫طرفداران هایتاور در تلاشن تا جنگی
‫که قبلاً توش شکست خوردن رو ادامه بدن

27:46.541 --> 27:50.505
‫[ ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها ]

27:53.255 --> 27:55.883
‫- سِر اولف
‏- سلطان برگشته

27:59.428 --> 28:01.221
‫- یالا!
‫- یالا

28:01.305 --> 28:03.265
‫- عصر بخیر، سِر!
‫- سلام!

28:03.348 --> 28:06.810
‫اولفِ اژدهاسوار! سلام!

28:06.894 --> 28:08.562
‫بیشتر شبیه یه خدائه، تا یه انسان

28:08.645 --> 28:11.982
‫هی، به دوست‌هاتون افتخار می‌دید
‫و یه دور مشروب مهمون‌شون می‌کنید، سرورم؟

28:12.065 --> 28:14.151
‫قیمت‌ها مدام بالا می‌رن،
‫دیگه وسع‌مون نمی‌رسه

28:14.234 --> 28:16.069
‫- بهش بگو، اولف
‫- برای همه

28:16.153 --> 28:17.696
‫شنیدید؟

28:17.779 --> 28:20.449
‫مشروب برای همه!

28:25.495 --> 28:27.039
‫- دستم رو شکوند
‫- اون دماغم رو شکوند

28:27.122 --> 28:28.183
‫- به خواهرم حمله کرد
‫- اسم خودتون رو گذاشتید سرباز؟

28:28.207 --> 28:29.267
‫مایه‌ی ننگه

28:29.291 --> 28:30.751
‫- بچه‌ها خیلی ترسیدن
‫- چی شده؟

28:32.544 --> 28:35.964
‫گفتید سربازهاتون شریف هستن،
‫این یکی گناه کرده

28:39.176 --> 28:41.261
‫بهم گفته شد توی خونه‌ی آهنگر
‫مستقر بشم، قربان

28:41.345 --> 28:44.056
‫اما آهنگر راضی نبود

28:44.139 --> 28:46.558
‫شاید از حضور من ناراحت بود

28:47.601 --> 28:49.728
‫شاید هم به رینیرا وفاداره

28:50.646 --> 28:51.946
‫اما بهم حمله کرد

28:52.022 --> 28:55.400
‫سرورم. با اجازه‌تون،
‫ما کینه‌ای نسبت به شما نداریم

28:55.484 --> 28:57.861
‫اما این مرد قصد داشت
‫به خواهرم تجاوز کنه

28:57.945 --> 29:00.656
‫و وقتی همسرم می‌خواست
‫جلوش رو بگیره، دستش رو شکوند

29:00.739 --> 29:02.407
‫همسرم یه بافنده‌ست

29:02.491 --> 29:04.368
‫به همون درآمد کمش هم نیاز داریم

29:05.494 --> 29:07.746
‫- حقیقت داره؟
‫- نه، سرورم

29:07.829 --> 29:09.373
‫- دروغ‌گو!
‫- دست این زن رو ببینید

29:09.456 --> 29:11.750
‫- اون بهم حمله کرد
‫- دیگه توی خونه‌های خودمون هم امنیت نداریم؟

29:11.751 --> 29:12.875
‫بهم توهین کرد!

29:12.876 --> 29:14.503
‫آروم باشید!

29:18.799 --> 29:21.385
‫- اسمت چیه؟
‫- گریک، سرورم

29:21.468 --> 29:22.768
‫از وایت‌گروو

29:22.844 --> 29:24.805
‫گریک از وایت‌گروو

29:25.973 --> 29:27.724
‫تو رسم مهمان‌نوازی رو زیر پا گذاشتی

29:28.558 --> 29:32.145
‫به یه زن تعارض کردی
‫و یه زن دیگه رو مجروح کردی

29:32.229 --> 29:34.189
‫مجازاتت درخور جنایتت خواهد بود

29:34.273 --> 29:35.816
‫اخته می‌شی

29:35.899 --> 29:39.152
‫و دستت شکسته خواهد شد

29:39.236 --> 29:42.572
‫می‌تونی توی ارتشم خدمت کنی، اما اگر
‫یک بار دیگه مرتکب گناه بشی، اعدام خواهی شد

29:42.656 --> 29:45.117
‫سرورم. همسر دارم

29:45.200 --> 29:47.411
‫وای! سرورم!

29:47.494 --> 29:48.870
‫- یالا!
‫- نه!

29:48.954 --> 29:51.331
‫اونا رو ببرید خونه‌شون.
‫به یه استاد بگید به زخم‌هاشون رسیدگی کنه

29:52.457 --> 29:53.757
‫نه!

29:54.668 --> 29:55.968
‫سرورم!

29:57.337 --> 29:58.637
‫باید کنترل اوضاع رو در دست بگیریم

29:59.214 --> 30:00.590
‫تنش داره بالا می‌گیره

30:01.591 --> 30:04.636
‫بی‌قانونی و آشوب
‫به پشت دروازه‌ها رسیده

30:04.720 --> 30:06.020
‫بله، قربان

30:07.000 --> 30:14.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:15.856 --> 30:17.274
‫می‌خوام تمامی مکاتبات

30:17.357 --> 30:20.694
‫بین قلعه‌ی سرخ و اورمند هایتاور
‫بعد از مرگ پدرم رو ببینم

30:21.486 --> 30:22.786
‫علیاحضرت

30:25.574 --> 30:28.118
‫هایتاورها تا چه اندازه

30:28.201 --> 30:29.911
‫بر مذهب تسلط دارن؟

30:29.995 --> 30:34.041
‫خب، اونا هزینه‌ی ساخت
‫سپتِ ستاره‌ای رو دادن

30:34.124 --> 30:36.168
‫و اولدتاون قرن‌ها پیش از فتح…

30:36.251 --> 30:38.170
‫مقر اصلی خاندانشون بود

30:39.212 --> 30:41.840
‫مذهب هفت به همون اندازه که اژدها
‫در وجود خاندان تارگرین ریشه دوانده،

30:41.923 --> 30:44.968
‫در وجود خاندان هایتاور ریشه دوانده

30:45.052 --> 30:46.887
‫اما فکر نمی‌کنم تسلطی داشته باشن

30:46.970 --> 30:50.015
‫مذهب اون‌قدر مغروره
‫که چنین نفوذی رو نمی‌پذیره

30:51.933 --> 30:54.561
‫روحانی اعظم قبول نکرد
‫مراسم تدهین من رو انجام بده

30:56.813 --> 31:00.108
‫مذهب به شدت به اقتدار خودش پایبنده

31:03.111 --> 31:07.407
‫اگه جسارت نباشه، علیاحضرت،
‫می‌تونم بپرسم…

31:08.283 --> 31:09.659
‫مهمه؟

31:10.577 --> 31:11.877
‫علیاحضرت، شما ملکه هستید

31:11.953 --> 31:14.998
‫مردم به عنوان یه رهایی‌بخش
‫ازتون استقبال کردن

31:15.082 --> 31:16.625
‫اژدهاهاتون بر آسمان‌ها سلطنت می‌کنن

31:16.708 --> 31:19.211
‫اینا به اندازه‌ی کافی نماد قدرت نیستن؟

31:20.712 --> 31:23.173
‫شاید بتونم حذفش کنم

31:23.256 --> 31:27.886
‫مقامات سلطنتی همیشه
‫در انتخاب روحانی اعظم نفوذ داشتن،

31:27.969 --> 31:30.931
‫اما کنار گذاشتن کامل اون بدون شک…

31:31.014 --> 31:33.975
‫مذهب و در نتیجه
‫پیروان اون رو تحریک می‌کنه

31:36.144 --> 31:38.522
‫مگه این‌که چیزی که مد نظر شماست…

31:40.649 --> 31:42.234
‫حذف دائمی باشه

31:44.361 --> 31:46.154
‫فکر نمی‌کردم این‌قدر
‫خشن باشی، اوروایل

31:46.238 --> 31:48.198
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

31:48.281 --> 31:49.741
‫ولی متأسفانه نه

31:49.825 --> 31:51.827
‫وقتی نامه‌های اورمند رو جمع کردی
‫بیارشون برام

31:51.910 --> 31:55.539
‫خبری از شاهزاده دیمون
‫و کارهایی که انجام داده نداری؟

31:55.622 --> 31:57.374
‫هنوز نه، علیاحضرت

32:03.171 --> 32:06.216
‫فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت
‫توی وِیل نمی‌بینم‌تون، شاهزاده دیمون

32:07.050 --> 32:09.970
‫مخصوصاً بعد از مرگ غم‌انگیز
‫همسر اول‌تون

32:11.513 --> 32:14.224
‫ولی پشت سر هم از پرچم‌دارهام
‫کلاغ‌های نامه‌بر دریافت می‌کردم

32:14.307 --> 32:17.144
‫و از پیشروی شما در سرزمینم
‫مطلع می‌شدم

32:18.603 --> 32:21.106
‫گذر زمان حتی عمیق‌ترین
‫زخم‌ها رو هم التیام می‌بخشه

32:23.150 --> 32:25.986
‫خیلی خوش‌حالم که به این‌جا
‫برگشتم، بانوی من

32:28.363 --> 32:31.283
‫و اصلاً امکان نداره کسی مجذوب…

32:31.783 --> 32:32.844
‫مهمان‌نوازی شما نشه

32:32.868 --> 32:34.578
‫اما نمی‌تونم زیاد بمونم

32:34.661 --> 32:37.831
‫شما قول دادید در ازای یک اژدها
‫برای تاج‌وتخت سرباز بفرستید

32:37.914 --> 32:40.250
‫اژدهاتون رو دریافت کردید،
‫ولی سربازی برای ما نفرستادید

32:42.210 --> 32:44.379
‫به جای سرباز باید بچه بفرستم

32:44.463 --> 32:45.922
‫اژدهای شاهزاده جفری
‫اون‌قدر کوچیک بود

32:46.006 --> 32:47.883
‫که نمی‌تونست از وِیل دفاع کنه،

32:47.966 --> 32:49.593
‫و رینیرا حتی اون رو هم ازمون گرفت

32:50.594 --> 32:52.345
‫اگر آدم کم‌صبرتری جای من بود

32:52.429 --> 32:54.347
‫ممکن بود پیشنهاد تاج‌وتخت رو
‫یه توهین در نظر بگیره

32:54.431 --> 32:57.142
‫- باید به پیمان وفا کرد
‫- تصور من این بود

32:57.225 --> 32:59.269
‫که توی جنگ پیروز شدید، شاهزاده‌ی من

32:59.352 --> 33:02.772
‫چه نیازی به سرباز بیشتر داره؟

33:04.441 --> 33:05.741
‫راستش رو بخواید…

33:06.860 --> 33:09.571
‫من برای گرفتن سرباز نیومدم.
‫برای گرفتن طلا اومدم

33:09.654 --> 33:11.656
‫پس خزانه‌تون خالیه؟

33:11.740 --> 33:13.158
‫به‌خاطر خیانت هایتاورهاست

33:13.241 --> 33:16.578
‫اما شاید هدیه‌ی سخاوتمندانه از طلا
‫وفاداری شما…

33:17.787 --> 33:19.915
‫به تاج‌وتخت رو نشون بده

33:19.998 --> 33:23.502
‫شاهزاده دیمون تارگرین
‫توی تالار قصر من ایستاده،

33:23.585 --> 33:25.795
‫مثل گدایی که سکه می‌خواد

33:27.380 --> 33:29.216
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫چنین چیزی رو ببینم

33:29.299 --> 33:32.886
‫اگر هدیه‌ای از طلا بدید
‫از مزیت رفتن سریع من بهره‌مند می‌شید

33:38.391 --> 33:39.726
‫بسیار خب

33:46.983 --> 33:48.283
‫هی!

33:49.910 --> 33:51.820
‫آروم باش، کاراکسس

33:51.821 --> 33:54.598
‫می‌خوایم بریم خونه

33:55.033 --> 33:56.333
‫هی!

33:58.189 --> 33:59.489
‫آروم باش

34:00.857 --> 34:02.588
‫آروم باش!

34:04.635 --> 34:06.367
‫نه، کاراکسس!

34:08.046 --> 34:10.655
‫داری مسیر رو اشتباه می‌ری!

34:13.316 --> 34:15.189
‫اطاعت کن!

35:10.358 --> 35:11.985
‫خودت رو نشون بده!

35:36.760 --> 35:38.303
‫رینا

35:54.304 --> 35:57.120
‫- آروم باش، کاراکسس
‫- نه، آروم باش

35:58.031 --> 35:59.949
‫- آروم باش!
‫- نه!

36:00.033 --> 36:01.493
‫آروم باش!

36:11.544 --> 36:13.755
‫چه بلایی سر خودت آوردی؟

36:19.219 --> 36:20.845
‫چطور؟

36:23.640 --> 36:25.016
‫بهش گوسفند دادم

36:28.937 --> 36:31.314
‫رینیرا فکر می‌کنه به‌خاطر
‫این اژدها و سوارکارش…

36:33.650 --> 36:35.276
‫جِیس جونش رو از دست داده

36:39.656 --> 36:41.866
‫- فقط می‌خواستم کمک کنم
‫- نه

36:41.950 --> 36:44.744
‫تا به اون و شما نشون بدم که…
‫اصلاً قصدم این نبود که…

36:46.454 --> 36:49.369
‫- رنج می‌کشه؟
‫- یه کار احمقانه‌ست!

36:51.376 --> 36:53.169
‫جِین آرین می‌دونه تو این‌جایی

36:53.253 --> 36:55.004
‫قرار بود پسرهام رو
‫تا پنتوس همراهی کنی

36:55.088 --> 36:56.673
‫خیلی خوب ازشون مراقبت می‌شه.
‫در امان هستن

36:56.756 --> 36:58.925
‫- قسم خوردی سرپرست‌شون باشی
‫- و چیکار کنم؟

37:01.219 --> 37:03.346
‫بهشون یاد بدم چطور
‫بانوان شایسته‌ی این سرزمین باشن؟

37:04.514 --> 37:06.266
‫اون‌جا هیچ فایده‌ای ندارم

37:06.349 --> 37:08.393
‫همون‌طور که این‌جا هم
‫هیچ فایده‌ای نداشتم

37:11.980 --> 37:14.816
‫اگه همین‌الان بری اون جایی
‫که قرار بوده باشی،

37:14.899 --> 37:16.085
‫رینیرا متوجه نمی‌شه

37:16.109 --> 37:18.153
‫یه کشتی پیدا می‌کنیم.
‫اژدها رو می‌ذاریم همین‌جا

37:19.070 --> 37:20.572
‫تنهاش نمی‌ذارم

37:20.655 --> 37:21.924
‫اون مثل بقیه نیست، رینا

37:21.948 --> 37:23.575
‫وحشیه. نمی‌شه بهش اعتماد کرد

37:23.658 --> 37:26.035
‫مال منه. بخشی از وجودمه

37:27.704 --> 37:29.414
‫تمام زندگیم تنها بودم

37:31.332 --> 37:35.378
‫یه تارگرین که اژدها نداره.
‫بی‌اهمیت شمرده شدم، یا…

37:35.462 --> 37:36.689
‫یا بدتر

37:36.713 --> 37:38.013
‫دل همه به حالم می‌سوخت

37:39.632 --> 37:42.844
‫واقعاً می‌تونید بگید که تا حالا
‫بیشتر از یه نگاه گذرا بهم انداختید؟

37:42.927 --> 37:45.013
‫رینای بیچاره

37:46.598 --> 37:48.892
‫رینا، کم‌اهمیت‌ترین فرزندتون

37:52.562 --> 37:54.189
‫پس همراهم بیا بریم به بارانداز پادشاه

37:54.272 --> 37:55.899
‫- نه
‫- ما…

37:57.192 --> 37:59.444
‫با هم باهاش حرف می‌زنیم.
‫بهش می‌گیم یه اشتباه بوده

37:59.527 --> 38:03.656
‫چطور می‌تونم بعد از کاری که انجام دادم
‫جلوش حاضر بشم؟

38:04.699 --> 38:06.743
‫نه، هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم

38:06.826 --> 38:10.580
‫همین‌جا می‌مونم،
‫تنها و در تبعید

38:10.663 --> 38:13.124
‫- کفاره‌ی گناه من همینه
‫- پیدات می‌کنه

38:14.042 --> 38:15.342
‫همین‌الان هم داره دنبالت می‌گرده

38:15.418 --> 38:18.171
‫بهتره برام سوگواری کنن
‫و فکر کنن توی دریا غرق شدم

38:21.299 --> 38:23.134
‫مگه این‌که بهم خیانت کنید

38:23.218 --> 38:25.303
‫ازم می‌خوای اون رو فریب بدم.
‫اون کار خیانته

38:25.386 --> 38:29.015
‫هیچی ازتون نخواستم، پدر،
‫تمام زندگیم هیچی نخواستم

38:31.184 --> 38:32.852
‫فقط همین یه چیز رو ازتون می‌خوام

38:32.936 --> 38:34.604
‫رینا، رینا

38:34.687 --> 38:35.987
‫رینا!

38:37.982 --> 38:39.282
‫رینا!

38:56.459 --> 38:57.759
‫هیس!

39:07.060 --> 39:10.227
‫ساکت باشید

39:12.493 --> 39:14.505
‫سروصدا نکنید!

39:40.837 --> 39:43.673
‫یه کلاغ از هارن‌هال اومده، سرورم

39:43.756 --> 39:45.800
‫مهر خاندان هایتاور روی نامه‌ست

40:10.950 --> 40:12.250
‫برو بیرون

40:12.785 --> 40:14.412
‫چی فرمودین، شاهزاده‌ی من؟

40:14.495 --> 40:16.331
‫برو بیرون. همین‌الان

40:29.552 --> 40:31.888
‫بزدل به درد نخور!

40:31.971 --> 40:33.431
‫کس‌کش!

40:36.601 --> 40:38.853
‫کس‌کش! کس‌کش!

40:38.937 --> 40:40.813
‫کس‌کش!

41:09.467 --> 41:11.719
‫دایی گواین‌ـت نامه فرستاده

41:13.846 --> 41:18.101
‫به نظر می‌رسه برادرت ایموند
‫قرار نیست بهمون ملحق بشه

41:21.396 --> 41:22.696
‫یعنی…

41:23.564 --> 41:25.400
‫گواین قراره بیاد به تامبلتون؟

41:28.194 --> 41:30.113
‫باید نقشه‌مون رو عوض کنیم

41:34.617 --> 41:37.078
‫سِر اوتو به طور منظم
‫برای اورمند نامه می‌فرستاده

41:37.912 --> 41:39.497
‫اما پاسخی دریافت نمی‌کرده

41:39.580 --> 41:42.000
‫مطمئنی هیچ اشتباهی رخ نداده؟

41:42.083 --> 41:43.383
‫هیچی نیست؟

41:45.795 --> 41:47.296
‫چه نتیجه‌ای باید از این بگیرم؟

41:48.673 --> 41:51.509
‫فکر کنم فقط این‌که لُرد اورمند

41:51.592 --> 41:54.971
‫اولدتاون رو طوری اداره کرده
‫که انگار یه پادشاهی مستقله

42:14.824 --> 42:18.077
‫سِر اولف سفید هنوز بیرونه، علیاحضرت

42:18.161 --> 42:19.461
‫عـه…

42:20.538 --> 42:21.838
‫بیا

42:24.000 --> 42:25.300
‫علیاحضرت

42:26.669 --> 42:32.383
‫باعث افتخارمه که در خدمت‌تون هستم
‫و زندگیم رو وقف آرمان شما می‌کنم

42:32.467 --> 42:33.767
‫آره. مطمئنم همین‌طوره

42:34.552 --> 42:37.555
‫- چی شده؟
‫- می‌خواستم بدونم

42:37.638 --> 42:41.017
‫امکانش هست که به عنوان
‫خدمت‌گزار ناچیز شما،

42:41.100 --> 42:44.562
‫درخواست چند لطف
‫و محبت ازتون داشته باشم

42:45.354 --> 42:46.731
‫بگو ببینم

42:46.814 --> 42:50.026
‫برای مردی به اسم «ماجا»،

42:50.109 --> 42:54.113
‫یه قطعه زمین کشاورزی کوچیک
‫در نزدیکی روزبی،

42:54.197 --> 42:56.657
‫و معافیت مالیاتی،
‫با سپاس از علیاحضرت گرامی

42:56.741 --> 42:59.035
‫و برای مردی به اسم «کِلِی»،

42:59.118 --> 43:02.580
‫عفو بابت چند جرم جزئی

43:02.663 --> 43:04.582
‫نیاز نیست وارد جزئیاتش بشیم،
‫و اجازه رفتن به…

43:04.665 --> 43:06.250
‫این درخواست‌ها که برای خودت نیستن

43:06.334 --> 43:08.169
‫نه، نه، علیاحضرت

43:10.004 --> 43:11.464
‫برای دوستانی هستن…

43:12.799 --> 43:14.759
‫در مِی‌خانه‌ای که می‌رم…

43:14.842 --> 43:17.345
‫- قبلاً زیاد می‌رفتم
‫- مِی‌خانه

43:19.597 --> 43:23.684
‫و اگه یکی از گماشته‌های هایتاورها

43:23.768 --> 43:25.978
‫یه چاقو رو توی شکمِ
‫پر از آبجوت فرو کنه چی؟

43:26.062 --> 43:28.606
‫نه، اون‌طور جایی نیست. تازه…

43:31.025 --> 43:33.945
‫- شکم خودمه
‫- ولی نیست

43:34.028 --> 43:37.240
‫نه، تو الان متعلق به تاج‌وتخت هستی

43:37.323 --> 43:39.992
‫اگه اتفاقی برای تو یا شکمت بیُفته،

43:40.076 --> 43:43.913
‫من یه اژدها از دست می‌دم
‫و وحدت کشور به خطر می‌افته

43:43.996 --> 43:47.166
‫نه، دیگه نباید به مِی‌خانه بری

43:47.250 --> 43:48.709
‫چی؟

43:48.793 --> 43:50.962
‫خب، متأسفانه باید…

43:51.045 --> 43:53.339
‫آبجوت رو توی قلعه‌ی سرخ پیدا کنی

43:53.422 --> 43:55.216
‫همون جایی که باید باشی…

43:56.175 --> 43:58.136
‫به جز زمان‌هایی
‫که به گودال اژدها می‌ری

43:58.219 --> 43:59.519
‫تا وظیفه‌ت در تامبلتون رو انجام بدی

44:00.847 --> 44:02.890
‫اگه حرف دیگه‌ای نداری،
‫می‌تونی بری

44:12.859 --> 44:14.159
‫بهتون اعتراض دارن

44:15.319 --> 44:18.281
‫می‌دونید، مردم شهر

44:19.282 --> 44:22.201
‫دیدم که روی دیوارها
‫کلمات زننده‌ای می‌نویسن

44:23.995 --> 44:25.295
‫می‌نویسن…

44:26.789 --> 44:28.207
‫«ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها»

44:31.919 --> 44:36.799
‫مطمئنم کارِ عده‌ای
‫از رعیت‌های گمراه شماست

44:36.883 --> 44:40.052
‫که به اشتباه فکر می‌کنن
‫ملکه‌شون نامهربانه

44:44.932 --> 44:46.232
‫علیاحضرت

45:04.869 --> 45:06.913
‫می‌تونی پیغامم رو
‫به سِر لوتر برسونی؟

45:06.996 --> 45:10.374
‫به رداطلایی‌هایش بگید
‫توی خیابون‌های شهر

45:10.458 --> 45:12.376
‫دنبال دیوارنوشته‌های تحریک‌آمیز بگردن،
‫پاک‌شون کنن…

45:13.711 --> 45:15.171
‫و عاملان رو پیدا کنن

45:16.005 --> 45:17.305
‫و بیارن‌شون خدمت شما، علیاحضرت؟

45:17.340 --> 45:19.926
‫فقط کاری کنید تموم بشه، لطفاً

45:40.905 --> 45:43.908
‫یک کشتی تجاری براووس تا چند روز دیگه
‫از داسکندیل حرکت می‌کنه

45:44.825 --> 45:47.161
‫- فکر کنم می‌تونم اسب پیدا کنم
‫- من پادشاه لعنتی‌ام

45:47.245 --> 45:48.996
‫اگه می‌دونستن من بین‌شون هستم…

45:49.914 --> 45:52.792
‫حتی اگه حرف‌تون رو باور کنن،
‫رینیرا الان تاج‌وتخت رو تصاحب کرده

45:52.875 --> 45:54.543
‫و هیچ اژدهایی ندارید

45:54.627 --> 45:57.004
‫بهمون لطف کرده و اعلام کرده
‫شما مُردید

45:59.507 --> 46:00.609
‫مُردم؟

46:00.633 --> 46:02.134
‫به دست برادرتون ایموند کشته شدید

46:03.427 --> 46:05.137
‫این‌طور می‌گن؟

46:06.847 --> 46:07.991
‫ایموند رو می‌کُشم

46:08.015 --> 46:10.017
‫- رینیرا رو هم می‌کُشم…
‫- به وقتش

46:12.311 --> 46:14.772
‫از حرف‌وحدیث‌های این اردوگاه
‫چیزهای زیادی می‌شه فهمید

46:14.855 --> 46:18.526
‫ناشناس بودن به نفع‌مونه

46:19.360 --> 46:23.739
‫باعث می‌شه بازگشت شما…

46:26.200 --> 46:28.244
‫به چیزی تبدیل بشه که در ترانه‌ها
‫و افسانه‌ها ازش یاد می‌کنن

46:32.164 --> 46:33.541
‫برید یه چیزی میل کنید

46:42.341 --> 46:43.801
‫چیزی برای خودمون نمونده

46:43.884 --> 46:45.303
‫بعضی‌وقت‌ها این اتفاق می‌افته، اما…

46:46.220 --> 46:48.806
‫فردا غذا بهمون می‌رسه

46:49.640 --> 46:51.017
‫فردا؟

46:54.103 --> 46:56.188
‫چنین چیزی رو تحمل نمی‌کنم

46:57.189 --> 46:58.489
‫شرم‌آوره!

46:59.358 --> 47:01.652
‫این‌طوری این‌جا رو رهبری می‌کنی؟
‫غذا برای بعضی‌ها نمی‌مونه؟

47:04.405 --> 47:05.990
‫جوابم رو بده!

47:07.074 --> 47:09.785
‫بشین، قبل از این‌که بشونَمِت

47:09.869 --> 47:11.169
‫فکر می‌کنی داری با کی حرف می‌زنی؟

47:11.245 --> 47:12.955
‫می‌گم زبونت رو بِبُرن، میمون گستاخ

47:13.956 --> 47:15.256
‫- هی، هی، هی، هی
‫- لطفاً

47:15.333 --> 47:19.045
‫و من مثل یه ماهی
‫دل و روده‌ت رو می‌ریزم بیرون، کس‌کش

47:19.128 --> 47:20.755
‫بیا…

47:20.838 --> 47:22.138
‫عجول نباشیم

47:26.260 --> 47:28.012
‫زانو بزن،

47:28.095 --> 47:29.395
‫اگه می‌خوای زنده بمونی

47:54.205 --> 47:55.748
‫پاهام رو ببوس

47:57.958 --> 48:00.294
‫- حرفم رو پس می‌گیرم
‫- یا بمیر

48:00.378 --> 48:01.678
‫فرقی برام نداره

48:03.964 --> 48:05.591
‫اما از این به بعد…

48:06.425 --> 48:08.677
‫- بهم می‌گی «سرورم»
‫- جانوس

48:08.761 --> 48:10.179
‫تو هم همین‌طور؟

48:37.123 --> 48:39.166
‫بررسی دقیقی صورت گرفت

48:39.250 --> 48:41.377
‫مطمئن هستیم هر کجا که باشن،

48:41.460 --> 48:44.922
‫دارایی‌های تاج‌وتخت دیگه…

48:45.005 --> 48:46.305
‫عدالت رو برقرار کردم

48:50.845 --> 48:52.388
‫انتقام گرفتم

48:53.973 --> 48:55.307
‫طلا هم آوردم

48:57.685 --> 49:00.062
‫- این چیه؟
‫- سرِ سواره‌ی گوسفنددزد

49:01.105 --> 49:05.443
‫همراه با ۱۰ هزار اژدهای طلایی
‫از طرف بانو جِین آرین

49:07.695 --> 49:09.572
‫از پرچم‌دارهاش در وِیل خبری نیست؟

49:10.781 --> 49:13.200
‫هنوز منتظر پاسخ
‫خاندان‌های بزرگ هستیم

49:13.284 --> 49:16.078
‫و بانک آهنین هنوز
‫به درخواست وام‌مون پاسخ نداده

49:16.162 --> 49:18.122
‫می‌شه لطفاً بگی اون کیه؟

49:18.205 --> 49:21.792
‫سِر تورن ماندرلی هستم، شاهزاده،
‫ارباب سکه‌های جدید

49:21.876 --> 49:24.086
‫ارباب همین سکه‌های کمی که باقی موندن

49:24.170 --> 49:26.714
‫خب شرط می‌بندم فکر می‌کنی
‫آدم باهوشی هستی، مگه نه، ماندرلی؟

49:26.797 --> 49:28.097
‫- خب…
‫- باید بدونی

49:28.132 --> 49:29.592
‫که باهوشِ این‌جا منم

49:31.719 --> 49:33.721
‫- متوجه شدم
‫- همین مقدار اندک طلایی

49:33.804 --> 49:37.224
‫که دیمون به دست آورده
‫باید صرف کاهش رنج

49:37.308 --> 49:39.226
‫- و سختی مردم عادی بشه
‫- نگهبانان شهر خیلی تحت فشارن

49:39.310 --> 49:40.644
‫باید به سربازهامون پول بدیم

49:40.728 --> 49:43.272
‫و سربازهای بیشتری جذب کنیم،
‫وگرنه آشوب به پا می‌شه

49:43.355 --> 49:44.655
‫- علیاحضرت…
‫- اگه مردم حس کنن

49:44.732 --> 49:46.275
‫تاج‌وتخت خشم‌شون رو نادیده می‌گیره
‫حتماً آشوب به پا می‌شه

49:46.358 --> 49:48.611
‫کسی به مالیات گرفتن فکر کرده؟

49:48.694 --> 49:50.279
‫اتاق رو خالی کنید

50:07.213 --> 50:08.513
‫این چیه؟

50:10.216 --> 50:11.485
‫عدالت ملکه

50:11.509 --> 50:12.843
‫طرف کی بود؟

50:13.886 --> 50:16.180
‫و چطور یه اژدهای وحشی رو
‫رام کرده بود؟

50:16.263 --> 50:18.599
‫تنها بود یا…

50:18.682 --> 50:21.143
‫با ایموند یا اورمند متحد بوده؟

50:21.227 --> 50:24.480
‫منم همین جواب‌ها رو می‌خواستم،
‫اما اژدها برای جواب سوال گرفتن مناسب نیست

50:25.564 --> 50:27.149
‫گوسفنددزد چی؟

50:27.233 --> 50:29.318
‫فرار کرد. بدون سوار

50:29.401 --> 50:31.237
‫رام کردن یه اژدهای وحشی
‫کار جنون‌آمیزیه

50:31.320 --> 50:32.863
‫بعیده دوباره شاهدش باشیم

50:39.620 --> 50:42.831
‫می‌خواستم طرف رو ببینم

50:46.961 --> 50:51.048
‫می‌خواستم کسی
‫که پسرم رو کشته رو ببینم

50:55.344 --> 50:56.929
‫تا خودت تنبیهش کنی؟

50:59.515 --> 51:01.642
‫اما فکر می‌کنی اون‌طوری
‫غم و غصه‌ت از بین می‌رفت؟

51:02.685 --> 51:04.270
‫فقط سعی کردم بهت خدمت کنم

51:15.656 --> 51:19.076
‫طلاهایی که آوردی
‫صرف کمک به مردم عادی می‌شن

51:20.286 --> 51:23.205
‫نگهبانان شهر بهت اعتماد دارن.
‫ازشون بخواه صبوری کنن

51:24.540 --> 51:26.417
‫تاج‌وتخت بدهیش رو صاف می‌کنه…

51:27.543 --> 51:28.877
‫یه‌کم دیگه

51:35.217 --> 51:36.517
‫فکر کنم…

51:37.720 --> 51:39.388
‫باید ازت تشکر کنم

51:48.606 --> 51:52.276
‫وقتی نتیجه‌ی مشاوره‌هات
‫روی سرش خراب بشه،

51:52.359 --> 51:54.945
‫عقلش سر جاش میاد

51:55.779 --> 51:57.323
‫اون سرِ کدوم بدبختیه؟

52:37.112 --> 52:40.366
‫افراد خوبی رو فرستادم
‫تا پیکر پدرت رو

52:40.449 --> 52:41.992
‫به اولدتاون برسونن

52:50.376 --> 52:51.835
‫ویسریس اگه زنده بود
‫چنین چیزی رو می‌خواست

52:54.672 --> 52:55.972
‫ممنون

53:17.820 --> 53:19.120
‫بده به من

53:31.834 --> 53:33.252
‫هلینا

53:39.633 --> 53:40.860
‫خیابون‌ها رو خالی کنید

53:40.884 --> 53:42.302
‫خیابون‌ها رو خالی کنید!

53:42.386 --> 53:44.722
‫مقررات منع رفت‌وآمد رو رعایت کنید!

53:47.808 --> 53:49.309
‫همه برید داخل!

53:51.145 --> 53:52.646
‫خیابون‌ها رو خالی کنید!

53:55.190 --> 53:57.818
‫توی خونه بمونید،
‫وگرنه اعدام می‌شید!

53:57.901 --> 53:59.737
‫اژدها!

54:00.237 --> 54:01.537
‫اژدها!

54:26.889 --> 54:29.892
‫به دستور ملکه درها رو باز کنید

54:29.975 --> 54:32.186
‫این‌جا! این‌جا!

54:33.395 --> 54:34.730
‫- همراه من بیایید
‫- این بالا

54:34.813 --> 54:36.815
‫از خونه‌هاشون بیاریدشون بیرون!

54:36.899 --> 54:38.199
‫این کار چه کسیه؟

54:39.193 --> 54:41.069
‫کدوم خائنی این دیوارها رو آلوده کرده؟

54:41.153 --> 54:42.380
‫دست‌هایی که این دیوارها رو
‫آلوده کردن رو پیدا کنید

54:42.404 --> 54:44.281
‫پاک کنید. پاک کنید!

54:46.867 --> 54:48.167
‫بیاریدشون بیرون!

55:09.306 --> 55:11.683
‫- اعتراف کرده؟
‫- هنوز نه

55:11.767 --> 55:14.144
‫من هیچ کاری نکردم. لطفاً

55:15.604 --> 55:16.904
‫خواهش می‌کنم

55:17.898 --> 55:20.275
‫صبور باش، دخترم

55:21.193 --> 55:23.445
‫به زودی دوباره پرواز می‌کنیم

55:27.241 --> 55:29.618
‫بهت هشدار دادم که به اون جونور

55:29.701 --> 55:31.078
‫وابسته نشو

55:33.455 --> 55:34.755
‫آروم باش

55:39.920 --> 55:41.220
‫می‌دونم

55:51.265 --> 55:52.724
‫پسر خوبی هستی

55:54.393 --> 55:57.062
‫محترمانه صحبت می‌کنی
‫و از دعا غافل نمی‌شی

55:58.230 --> 55:59.982
‫تو رو بر اساس مذهب هفت تربیت کردم

56:00.065 --> 56:01.900
‫و پدر ازت خشنوده

56:03.902 --> 56:05.946
‫اما خونت آلوده‌ست

56:07.489 --> 56:10.200
‫تارگرین‌ها نژادی وحشی هستن،

56:10.284 --> 56:12.494
‫هر چقدر عقل و خرد کم دارن،
توی حیله‌گری‌ استادن

56:14.246 --> 56:17.082
‫با جادوی سیاه
‫موجوداتی شنیع آفریدن

56:17.165 --> 56:19.001
‫تا چیزی که به حق متعلق
‫به ما بود رو تصاحب کنن

56:22.921 --> 56:24.590
‫ما نژاد برتر هستیم

56:25.674 --> 56:27.926
‫اما در مقابل اون…

56:29.761 --> 56:31.138
‫نتونستیم مقاومت کنیم

56:39.730 --> 56:42.357
‫خدایان تو رو برای هدف مقدسی
‫برگزیدن، پسرم

56:43.442 --> 56:45.485
‫چه هدفی، سرورم؟

56:46.862 --> 56:50.574
‫اون وحشی‌ها یه زن رو
‫روی تخت آهنین نشوندن

56:51.408 --> 56:52.594
‫بی‌حرمتیه!

56:52.618 --> 56:55.287
‫منطق کجاست؟ شأن کجاست؟

56:56.330 --> 56:58.498
‫این‌که تو به اولدتاون فرستاده شدی
‫یه نعمت بود

56:59.541 --> 57:01.960
‫برادرهات گمراه شدن، اما تو…

57:02.961 --> 57:05.005
‫هنوز یه هایتاوری،

57:05.088 --> 57:07.382
‫در سایه‌ی سیتادل،

57:07.466 --> 57:09.927
‫در نور سپتِ ستاره‌ای بزرگ شدی

57:14.932 --> 57:16.232
‫حالا…

57:17.100 --> 57:18.727
‫باید پادشاه بشی

57:23.857 --> 57:26.109
‫مطمئناً دلتون نمی‌خواد

57:26.193 --> 57:28.612
‫به برادرانم خیانت کنم

57:28.695 --> 57:30.948
‫تو نظم کهن رو دوباره برقرار می‌کنی

57:31.031 --> 57:33.992
‫پیروزی از آن ما خواهد بود.
‫خواسته‌ی خدایان همینه

57:36.244 --> 57:37.788
‫فکر کردم اون رو آزاد کردید

57:38.705 --> 57:42.542
‫یه پادشاه عادل باید نشون بده
‫که دارای همه‌ی فضیلت‌هاست

57:42.626 --> 57:44.294
‫شرافت، خرد

57:45.087 --> 57:46.105
‫عدالت

57:46.129 --> 57:48.340
‫فقط چون سرباز ما به یه زن
‫حمله کرده بود، اون کار رو کرده

57:48.423 --> 57:50.133
‫روی یه هایتاور دست بلند کرده

57:50.217 --> 57:53.428
‫اون سرباز نماینده‌ی تو و تاج‌وتخته

57:53.512 --> 57:54.972
‫باید عدالت اجرا بشه

57:55.055 --> 57:57.224
‫مگه رحم و مروت
‫یکی از فضیلت‌های پادشاهان نیست؟

57:57.307 --> 57:59.559
‫شبیه حرف‌های پدرته

58:04.147 --> 58:05.447
‫متأسفم

58:27.212 --> 58:30.132
‫برای رسوندن تو به این جایگاه
‫خیلی خطر کردم

58:31.967 --> 58:34.011
‫مطمئناً دلت نمی‌خواد ناامیدم کنی

58:50.944 --> 58:52.244
‫سرورم

58:52.738 --> 58:55.240
‫سرورم، لطفاً. خواهش می‌کنم

58:55.323 --> 58:57.784
‫نه، لطفاً، التماس‌تون می‌کنم

58:57.868 --> 58:59.244
‫سرورم

59:00.954 --> 59:02.956
‫لطفاً. التماس‌تون می‌کنم

59:04.875 --> 59:06.960
‫خانواده دارم، سرورم

59:07.044 --> 59:08.754
‫خانواده دارم. خواهش می‌کنم

59:10.172 --> 59:11.923
‫لطفاً، لطفاً

01:00:06.812 --> 01:00:08.271
‫و حالا، شروع می‌کنیم

01:00:10.272 --> 01:00:30.272
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
