WEBVTT

01:41.685 --> 01:45.104
‫« خـانـدان اژدهـا »

01:45.128 --> 01:56.128
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:50.000 --> 03:57.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:57.529 --> 03:59.156
‫نتیجه‌ی نبرد...؟

04:00.699 --> 04:02.299
‫پیروز شدیم

04:25.265 --> 04:26.865
‫من...

04:53.376 --> 04:54.976
‫چیکار کردی؟

04:59.966 --> 05:01.566
‫جیس

05:09.935 --> 05:11.535
‫جیس

05:13.563 --> 05:15.163
‫چیکار کردی؟

05:41.091 --> 05:42.691
‫چطور تونستی؟

05:48.557 --> 05:51.685
‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟ چطور؟

05:54.729 --> 05:57.399
‫چطور تونستی این بلا رو سرم بیاری؟

05:58.400 --> 06:00.000
‫جواب منو بده!

06:05.448 --> 06:07.367
‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟

06:08.785 --> 06:12.622
‫جوابمو بده! خواهش می‌کنم!

06:14.124 --> 06:16.709
‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟

06:16.710 --> 06:19.295
‫علیاحضرت، ولش کنین

06:19.296 --> 06:21.047
‫باید ولش کنین، علیاحضرت

06:22.424 --> 06:25.259
‫چطور جرات می‌کنی به من دست بزنی!

06:25.260 --> 06:26.860
‫چطور جرات می‌کنی!

06:46.865 --> 06:48.465
‫ملکه‌ی من...

06:50.784 --> 06:52.384
‫در حقتون کوتاهی کردم

06:59.711 --> 07:01.311
‫باید با جونم تاوانش رو بدم

07:03.924 --> 07:05.592
‫این چه فایده‌ای داره؟

07:07.427 --> 07:09.179
‫پسرم رو زنده می‌کنه؟

07:10.931 --> 07:15.352
‫نتیجه‌ی حماقت اون و تو رو عوض می‌کنه؟

07:18.229 --> 07:19.829
‫و حماقت شماها!

07:20.190 --> 07:23.902
‫همه‌ی شماهایی که می‌دونستین
‫جیسیریس چیکار کرده و هیچ‌کاری نکردین!

07:24.861 --> 07:26.403
‫نباید شماها هم
‫با جون‌تون تاوانش رو بدین؟

07:26.404 --> 07:29.407
‫شماها به ملکه‌تون خیانت نکردین؟

08:18.164 --> 08:19.832
‫لرد کورلیس!

08:35.724 --> 08:37.324
‫لرد کورلیس!

08:43.523 --> 08:45.150
‫لرد کورلیس!

08:55.618 --> 08:57.218
‫وایسا، آروم باش

09:16.347 --> 09:17.947
‫کمکم کنین

09:18.391 --> 09:19.991
‫بانوی من

09:20.518 --> 09:22.771
‫کار وحشتناکی کردم

09:24.230 --> 09:25.982
‫چرا اومدی اینجا؟

09:27.650 --> 09:28.817
‫نبردی درگرفته بود

09:28.818 --> 09:30.820
‫ظاهراً شاهزاده جیسیریس مُرده

09:36.576 --> 09:39.828
‫- وقتشه بری
‫- همه‌جا پر از کشتی و دود بود

09:39.829 --> 09:41.872
‫فقط می‌خواستم کمک کنم، واقعاً میگم

09:41.873 --> 09:43.917
‫- ولی گوسفنددزد ترسید، برای همین...
‫- برام مهم نیست

09:45.877 --> 09:47.836
‫قرار بود الان سوار کشتی
‫در راه پنتوس باشی

09:47.837 --> 09:50.172
‫ازتون پناه می‌خوام، بانوی من

09:50.173 --> 09:53.175
‫- جای دیگه‌ای رو ندارم برم
‫- چطور جرات می‌کنی؟ پناه می‌خوای؟

09:53.176 --> 09:56.512
‫از دست من فرار کردی
‫و همچین فاجعه‌ای برام به ارمغان آوردی

09:56.513 --> 09:59.182
‫- شک نکن ملکه دنبالت می‌گرده
‫- هیچکس ندید منم

10:01.351 --> 10:03.143
‫دلم می‌خواد بگم
‫عقلت رو از دست دادی

10:03.144 --> 10:05.063
‫ولی بعید می‌دونم
‫از همون اول عقلی داشتی

10:07.941 --> 10:09.541
‫دیگه برنگرد اینجا

10:12.654 --> 10:14.254
‫اژدها می‌خواین یا نه؟

10:16.116 --> 10:18.993
‫خودتون گفتین
‫ سر معامله‌تون با ملکه فریب خوردین

10:20.078 --> 10:21.678
‫که شما رو احمق فرض کردن

10:23.039 --> 10:25.500
‫محافظت می‌خواستین
‫دارم همین رو بهتون پیشنهاد میدم

10:32.423 --> 10:34.023
‫ویگار هنوز زنده‌ست

10:35.218 --> 10:37.803
‫گوسفنددزد خیلی وقته
‫اینجا رو خونه‌ی خودش می‌دونه

10:37.804 --> 10:39.404
‫تنها چیزی که از شما می‌خوایم...

10:40.557 --> 10:42.157
‫اینه که ما رو نادیده بگیرین

10:49.440 --> 10:51.040
‫ویل سرزمین وسیعیه

10:52.610 --> 10:55.321
‫نمی‌تونم جلوی یه اژدها رو بگیرم
‫که جایی که دلش می‌خواد نمونه

10:57.782 --> 11:00.451
‫نمی‌خوام دیگه چشمم بهت بیفته

11:06.541 --> 11:08.792
‫داستان نبردی هولناک رو براتون میگم

11:08.793 --> 11:10.252
‫خدایان رو شکر

11:10.253 --> 11:12.546
‫ده هزار نفر سر رسیدن
‫ولی تعداد ما بیشتر بود

11:12.547 --> 11:14.423
‫و دم ساحل گیرشون انداختیم

11:14.424 --> 11:16.258
‫حالا دیگه نمیشه کفِ آب رو دید

11:16.259 --> 11:17.759
‫هی، هی، هی!

11:17.760 --> 11:19.360
‫چون دریاچه پر شده از استخون‌هاشون

11:21.014 --> 11:22.389
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!

11:22.390 --> 11:24.641
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!

11:24.642 --> 11:26.393
‫تار و مار شدن!

11:26.394 --> 11:28.103
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!

11:28.104 --> 11:29.897
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!
‫- خوراک ماهی‌ها شدن!

11:29.898 --> 11:31.690
‫سبزهای لعنتی رو غرق کردیم

11:31.691 --> 11:33.817
‫داستان حقه‌ای زیرکانه رو براتون میگم

11:33.818 --> 11:35.277
‫چه حقه‌ای؟

11:35.278 --> 11:37.154
‫گفتن "ایموند داره میاد، زود باشین فرار کنین"

11:37.155 --> 11:39.239
‫با اون یه چشم سالمش
‫قیافه‌ش کیری شده

11:39.240 --> 11:41.784
‫و ما دیمون رو داریم، پس...

11:42.410 --> 11:44.954
‫اژدهات رو بکن تو کونت!

11:45.997 --> 11:48.081
‫سـر سایمون استرانگ تشریف آوردن، اعلی‌حضرت

11:48.082 --> 11:50.168
‫به به

11:51.211 --> 11:52.921
‫آدمو یاد قدیما می‌اندازه

11:54.255 --> 11:55.797
‫دوران شکوه سرزمین‌های رودخانه...

11:55.798 --> 11:58.468
‫که پر از موسیقی و گوشت
‫و مردان جوون قوی‌بنیه بود

11:59.761 --> 12:03.513
‫و کدوم یکی از این‌ها باعث شده
‫این همه راه رو تا اینجا بیای؟

12:03.514 --> 12:08.645
‫براتون پیشکشی آوردم، برای تقدیر بابت
‫پیروزی‌هاتون در ردفورک و ساحل دریاچه

12:09.729 --> 12:12.607
‫بهترین شراب انبار خاندان استرانگ

12:15.276 --> 12:16.876
‫شراب!

12:17.654 --> 12:19.254
‫و یه پیام برای شما آوردم

12:22.617 --> 12:24.217
‫از طرف ملکه‌ست

12:43.930 --> 12:45.530
‫اعلی‌حضرت؟

12:45.765 --> 12:47.365
‫مشکلی پیش اومده؟

12:51.938 --> 12:53.690
‫ولیعهد مُرده

12:56.526 --> 12:59.945
‫به بارانداز پادشاه فرا خونده شدم
‫تا تخت آهنین رو برای ملکه‌مون تصاحب کنم

12:59.946 --> 13:02.656
‫ازتون می‌خوام به سمت جنوب بیاین
‫ و اونجا بهم ملحق بشین

13:02.657 --> 13:05.450
‫و تعدادی رو بفرست در هارنهال مستقر بشن
‫ولی اکثر نیروها رو با خودتون بیارین

13:05.451 --> 13:07.786
‫و وقتی رینیرا
‫تخت آهنین رو تصاحب کرد

13:07.787 --> 13:09.955
‫براتون اژدها می‌فرستیم
‫که از آسمون همراهی‌تون کنن

13:09.956 --> 13:11.957
‫زیرک و ثبات‌قدم باشین

13:11.958 --> 13:13.918
‫هرکس هنوزم جلوتون مقاومت کرد رو بکشین

13:15.461 --> 13:17.254
‫ما مشت ملکه خواهیم بود

13:17.255 --> 13:19.215
‫هیچکس نمی‌تونه جلومون بایسته

13:27.598 --> 13:29.198
‫به امید تسخیر بارانداز پادشاه!

13:30.601 --> 13:33.604
‫- و روزی که دوباره همدیگه رو ببینیم
‫- بارانداز پادشاه!

13:39.152 --> 13:42.363
‫دیدم که اومدنت
‫پیام‌آور پایان بوده

13:43.031 --> 13:45.992
‫- پایان چی؟
‫- خیلی چیزها

13:48.995 --> 13:50.662
‫و شروع چیزهای دیگه

13:50.663 --> 13:52.706
‫دلم می‌خواد بابت کمکت تشکر کنم
‫ولی هنوز مطمئن نیستم

13:52.707 --> 13:54.166
‫چه هدفی داشتی

13:54.167 --> 13:55.792
‫به ملکه خدمت کردم

13:55.793 --> 13:58.379
‫ارتش ۴۰ هزار نفری
‫مردان رودخانه رو به خدمتش درآوردم

13:59.714 --> 14:01.314
‫بهش بگو...

14:02.050 --> 14:03.650
‫هارنهال رو می‌خوام

14:05.720 --> 14:07.971
‫تمام عمرم اونجا زندگی کردم

14:07.972 --> 14:10.557
‫و دیدم چطور دست به دست شده

14:10.558 --> 14:12.851
‫ولی ظاهراً هیچکس قدرش رو نمی‌دونه

14:12.852 --> 14:15.063
‫چرا نباید به من برسه؟

14:16.439 --> 14:20.902
‫نه اسمی داری، نه مقامی
‫نه شوهر اشراف‌زاده‌ای

14:22.111 --> 14:26.157
‫تاج‌و‌تخت قلعه‌هاش رو به ماماها نمیده

14:27.658 --> 14:30.244
‫و فکر می‌کنی
‫من چیزی جز یه ماما نیستم؟

14:35.458 --> 14:37.502
‫باهاش صحبت می‌کنم. شاید...

14:38.628 --> 14:40.797
‫پاداش دیگه‌ای بهت بده

14:41.506 --> 14:43.132
‫پاداش دیگه‌ای؟

14:45.051 --> 14:47.470
‫ازت غذا می‌خوام
‫و به‌جاش بهم وعده‌ی یاقوت میدی

14:49.680 --> 14:51.280
‫هرچقدرم ارزش داشته باشن...

14:52.767 --> 14:55.019
‫هرگز نمی‌تونن من رو سیر کنن

14:57.855 --> 14:59.455
‫برو خونه، دیمون

15:00.817 --> 15:02.693
‫و دیگه برنگرد اینجا

15:04.153 --> 15:05.753
‫یادت نره چی بهت گفتم

15:51.033 --> 15:53.493
‫تابحال خیلی‌ها پدربزرگم رو مُرده فرض کردن

15:53.494 --> 15:55.580
‫و همه‌شون اشتباه می‌کردن

15:56.581 --> 15:58.181
‫پیداش می‌کنیم

16:14.682 --> 16:16.282
‫شما...

16:17.185 --> 16:18.853
‫شما از بچگی ایشون رو می‌شناختین

16:21.647 --> 16:23.900
‫سخت‌گیر...

16:25.776 --> 16:27.376
‫ولی مهربون بود

16:28.112 --> 16:29.712
‫حداقل از نظر من

16:30.031 --> 16:31.656
‫عشقی که به مادربزرگم داشت رو

16:31.657 --> 16:34.534
‫در وجود کمتر مردی
‫نسبت به زن‌هاشون دیدم

16:34.535 --> 16:36.204
‫فکر کنم بخاطر اون بود...

16:37.121 --> 16:41.209
‫که سعی کرد شما رو فراموش کنه

16:43.586 --> 16:45.186
‫برادرت بهم گفت

16:48.549 --> 16:51.427
‫ما خاطرات نبودیم که بخوایم فراموش بشیم

16:53.012 --> 16:54.612
‫نـه

16:56.390 --> 16:58.225
‫مغرور هم هست...

16:58.226 --> 16:59.826
‫اونقدر که به ضرر خودش تموم میشه

17:00.603 --> 17:02.203
‫یک‌دنده‌ست

17:08.069 --> 17:11.155
‫این بخش از شخصیتش رو خوب می‌شناسم

17:12.865 --> 17:14.465
‫می‌شناختم

17:15.159 --> 17:16.953
‫به این زودی ناامید نشو

17:24.252 --> 17:25.852
‫نامزدتون چی؟

17:26.546 --> 17:28.146
‫با همدیگه بزرگ شدیم

17:31.175 --> 17:33.844
‫خسته شدم از بس
‫اطرافیانم رو از دست دادم، الین

17:42.144 --> 17:43.771
‫اونم داره می‌گرده

18:46.417 --> 18:49.045
‫- ظاهراً دردتون کمتر شده
‫- نه، نشده

18:50.796 --> 18:52.213
‫دیگه شیر خشخاش نمی‌خواین...

18:52.214 --> 18:54.007
‫چون دیگه با توی لعنتی حرفی ندارم

18:54.008 --> 18:55.717
‫صحیح

18:55.718 --> 18:57.344
‫هنوزم بابت اینکه
‫جون‌تون رو نجات دادم عصبانی هستین

18:57.345 --> 18:59.054
‫هویتم رو به اسیرکننده‌هامون لو دادی

18:59.055 --> 19:01.139
‫که بی‌دلیل جلوشون دراومدین، اعلی‌حضرت

19:01.140 --> 19:02.767
‫می‌خواستن شما رو بکشن

19:03.893 --> 19:05.810
‫حداقل الان دارین به سمت ساحل...

19:05.811 --> 19:07.771
‫که باید می‌رفتین، حرکت می‌کنین

19:07.772 --> 19:09.439
‫آره، و وقتی رسیدیم چی میشه؟

19:09.440 --> 19:10.899
‫وقتی منو کشوندن جلوی رینیرا

19:10.900 --> 19:13.778
‫و دربار کوفتی پر از بی‌شرفش
‫که به ریشم می‌خندن؟

19:16.155 --> 19:17.755
‫چی شده؟

19:19.784 --> 19:21.384
‫چی شده؟

19:21.661 --> 19:22.869
‫پشت سرمون چیزی جز جاده نمی‌بینم

19:22.870 --> 19:24.872
‫ولی تعجبی نداره اگه...

19:26.999 --> 19:28.125
‫اینا دیگه کین؟

19:29.794 --> 19:31.545
‫اشتباه می‌کردم. واقعاً تعجب کردم

19:36.926 --> 19:38.677
‫مرتیکه‌ی خودنما، تایلند لنیستر

19:38.678 --> 19:41.889
‫واقعاً تونسته سه‌سالاری رو راضی کنه
‫علیه رینیرا لشکرکشی کنن

19:43.307 --> 19:44.907
‫ولی ظاهراً نتیجه‌ی مطلوبی نداشته

19:45.851 --> 19:47.451
‫برو دوباره بندازشون توی قفس

19:49.855 --> 19:51.941
‫شنیدین که چی گفت! برین داخل!

19:58.656 --> 20:01.367
‫ظاهراً سفرمون به دراگون‌استون
‫کمی به تاخیر میفته

20:19.093 --> 20:20.693
‫اعلی‌حضرت

20:21.303 --> 20:23.555
‫بهتره هرچه سریع‌تر
‫توی جنگل پناه بگیرین

20:23.556 --> 20:25.515
‫اونقدر طلا دارم
‫که بتونیم سوار کشتی بشیم

20:25.516 --> 20:26.891
‫می‌تونیم بریم داسکندیل

20:26.892 --> 20:28.492
‫میریم روکزرست

20:29.562 --> 20:31.980
‫بهتره نریم اونجا
‫ممکنه دوباره اسیر بشیم

20:31.981 --> 20:33.898
‫کول اونجا نیرو داره، مگه نه؟

20:33.899 --> 20:35.984
‫- اونا بهم وفادارن
‫- ولی مسیر تا اونجا

20:35.985 --> 20:37.585
‫طولانی و خطرناکه، اعلی‌حضرت

20:43.993 --> 20:45.703
‫اگر پیروزی اینه...

20:46.829 --> 20:48.429
‫امیدوارم دیگه هرگز پیروز نشم

21:05.848 --> 21:08.184
‫الین، الان دیگه
‫هیچی ندارم بهتون بدم

21:09.351 --> 21:10.951
‫به‌جز اسمم

21:22.823 --> 21:26.452
‫ولی ارزش این برام...

21:27.828 --> 21:29.428
‫از کوهی از طلا بیشتره

22:08.410 --> 22:10.454
‫با فرمانده لارجنت کار دارم

22:16.836 --> 22:18.436
‫بفرمایید، علیاحضرت

22:21.882 --> 22:24.552
‫ببخشید که مزاحم
‫رداطلایی‌هات شدم، ولی...

22:26.679 --> 22:28.305
‫مسئله بسیار جدیه

22:29.765 --> 22:32.560
‫اگر خبرش پخش بشه
‫به مرگ تمام کسایی که توش دخیلن ختم میشه

22:38.941 --> 22:40.776
‫رینیرا داره برمی‌گرده

22:43.654 --> 22:45.238
‫چطوری این رو می‌دونین؟

22:45.239 --> 22:46.739
‫در نبود شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه

22:46.740 --> 22:49.076
‫اختیار شهر با ملکه‌ی هلیناست

22:50.119 --> 22:51.619
‫در جهت ایجاد صلح

22:51.620 --> 22:55.374
‫می‌خواد اجازه بده رینیرا وارد
‫قلعه‌ی سرخ بشه و تخت پادشاهی رو تصاحب کنه

22:56.417 --> 22:58.460
‫- بعضی‌ها به این‌کار میگن خیانت
‫- آره بعضی‌ها میگن

23:00.754 --> 23:02.354
‫سوال اینه که، توام جزوشونی؟

23:29.366 --> 23:30.993
‫ببین کی اومده، شاهزاده‌ی سرکش

23:36.874 --> 23:38.474
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

23:39.335 --> 23:40.835
‫شاهزاده‌ی من

23:40.836 --> 23:42.795
‫تازه از هارنهال برگشتیم

23:42.796 --> 23:44.396
‫و آب‌گذر

23:45.090 --> 23:47.927
‫مطمئن نبودیم بریم بالا یا نه

23:49.637 --> 23:51.237
‫اتفاق وحشتناکی افتاده

23:53.223 --> 23:55.351
‫ملکه ازتون خواست
‫به ویگار حمله یا تعقیبش کنین

23:57.770 --> 23:59.370
‫نکنه اشتباه می‌کنم؟

23:59.855 --> 24:02.191
‫ایموند نیومد

24:04.234 --> 24:07.655
‫و فقط دو روز صبر کردین
‫و بعد وظیفه‌تون رو رها کردین؟

24:08.322 --> 24:09.238
‫آدام هم رفت

24:09.239 --> 24:12.785
‫فکر کردیم شاید سوءتفاهمی پیش اومده

24:13.744 --> 24:16.120
‫نمی‌دونستم علیاحضرت ملکه
‫الان یا هروقت دیگه

24:16.121 --> 24:20.000
‫ازتون خواسته... فکر کنین

24:23.462 --> 24:25.880
‫ولی چیز پلیدی توی اون جنگل هست

24:25.881 --> 24:27.481
‫جدی میگم

24:27.967 --> 24:31.136
‫صداهای عجیب‌غریبی شنیدیم
‫صدای آدم و اینا، منم یه...

24:36.141 --> 24:37.741
‫اشتباه کردین

24:38.560 --> 24:40.603
‫هر سه‌تاتون اشتباه کردین
‫و این اشتباه‌تون برامون گرون تموم میشه

24:40.604 --> 24:42.397
‫بخشی از نیروهامون و یکی از
‫خاندان‌های وفادارمون رو اونجا رها کردم

24:42.398 --> 24:45.525
‫زنی اومد و بهمون گفت نبردی درگرفته

24:45.526 --> 24:46.901
‫فکر کردم یکی از استادهاست

24:46.902 --> 24:48.528
‫یا...

24:48.529 --> 24:50.155
‫شاید یه ساحره‌ست

24:52.491 --> 24:54.450
‫- همراه دیگه‌تون کجاست؟
‫- همراه بانو بیلا

24:54.451 --> 24:56.051
‫برگشته آب‌گذر

25:00.916 --> 25:03.460
‫الان برگردیم هارنهال، شاهزاده‌ی من؟

25:18.559 --> 25:20.159
‫داخله؟

25:20.811 --> 25:23.313
‫از زمان فوت جیس
‫گفته نمی‌خواد کسی رو ببینه

25:24.898 --> 25:27.775
‫و در این حین، آهنگر و دائم‌الخمر
‫اجازه دادن ایموند یک‌چشم

25:27.776 --> 25:30.069
‫- از چنگ‌شون فرار کنه
‫- ملکه عزاداره

25:30.070 --> 25:31.947
‫- کارهای ایشون رو زیر سوال می‌برین؟
‫- کارهای ملکه رو نه

25:32.948 --> 25:34.741
‫کارهای اونا رو زیر سوال می‌برم

25:34.742 --> 25:36.342
‫و کارهای تو

25:36.910 --> 25:38.494
‫وقتی رفتم زندانی بودی

25:38.495 --> 25:41.372
‫و قولی که بهم داده بودین رو شکستین

25:41.373 --> 25:44.208
‫مثل یه مار خودتو به ملکه نزدیک کردی

25:44.209 --> 25:47.462
‫اعتراف می‌کنم که
‫زیرکیت رو دست‌کم گرفتم

25:47.463 --> 25:50.256
‫هرچقدر می‌خواین من رو تحریک کنین

25:50.257 --> 25:54.010
‫من اعتماد ملکه رو جلب کردم
‫کاری که شما هنوز نکردین

25:54.011 --> 25:56.345
‫- ملکه زن منه
‫- پس چرا درد و رنجی

25:56.346 --> 25:57.930
‫که مجبور بوده تحمل کنه رو بیشتر کردین؟

25:57.931 --> 25:59.767
‫مسائل بین ما به تو ربطی نداره

26:01.477 --> 26:03.077
‫نقشه‌ت چیه؟

26:03.896 --> 26:07.024
‫که انتقام توهین و تحقیرهایی که تحمل کردی
‫ یا خیال می‌کنی تحمل کردی رو بگیری؟

26:08.734 --> 26:11.737
‫اینجا چنبره زدی
‫که زهرت رو بهم بریزی؟

26:13.572 --> 26:16.575
‫همه‌چی بخاطر تو نیست، دیمون

26:29.338 --> 26:31.840
‫پس نمی‌دونیم ایموند کجاست

26:46.980 --> 26:49.941
‫به‌نظرت تصمیمات ملکه منطقیه؟

26:49.942 --> 26:51.902
‫اگر اینطور نبود
‫بهشون خدمت نمی‌کردم

26:53.153 --> 26:56.489
‫ولی داره بابت حرف الیسنت هایتاور
‫خطر بزرگی به‌جون می‌خره

26:56.490 --> 26:58.090
‫آره

26:59.159 --> 27:00.759
‫در اون دیدارشون حضور نداشتم

27:01.620 --> 27:04.206
‫همونطور که همه می‌دونن
‫با همدیگه بزرگ شدن

27:05.415 --> 27:08.251
‫به‌نظرتون بعد از اتفاقاتی
‫که از اون موقع افتاده

27:08.252 --> 27:10.546
‫هنوزم صمیمیتی بین‌شون باقی مونده؟

27:11.547 --> 27:13.147
‫شاید

27:14.925 --> 27:16.525
‫این برات ناراحت‌کننده‌ست؟

27:18.053 --> 27:21.556
‫من فقط نگران ملکه‌م

27:21.557 --> 27:23.349
‫علاقه‌ای به خاندان هایتاور ندارم

27:23.350 --> 27:25.434
‫سر این موضوع هم‌نظریم
‫ولی به‌نظرم الیسنت

27:25.435 --> 27:27.353
‫ذاتاً فتنه‌گره

27:27.354 --> 27:29.439
‫و کسی نیست که
‫آشکارا دشمنش رو فریب بده

27:30.315 --> 27:32.567
‫یا شایدم ابزار دیگرانه

27:32.568 --> 27:34.318
‫عذر می‌خوام، شاهزاده‌ی من

27:34.319 --> 27:37.823
‫ظاهراً ویگار رو دیدن
‫که داره بارانداز پادشاه رو ترک می‌کنه...

27:38.866 --> 27:41.618
‫و به سمت سرزمین‌های رودخانه میره

27:42.202 --> 27:44.328
‫می‌خواستم به ملکه اطلاع بدم، ولی...

27:44.329 --> 27:45.929
‫خودم میرم

28:01.597 --> 28:03.197
‫علیاحضرت!

28:03.932 --> 28:06.018
‫فضای قلعه متشنجه

28:09.021 --> 28:12.524
‫به‌نظرم بهتره دیگه بدون من جایی نرید

28:13.275 --> 28:15.526
‫می‌خوام با سِـر سورن
‫فرمانده‌ی نگهبانان سلطنتی صحبت کنم

28:15.527 --> 28:16.569
‫به‌نظرت الان کجاست؟

28:16.570 --> 28:18.197
‫هرجایی ممکنه باشه

28:19.615 --> 28:21.991
‫- می‌تونم یه پیام براش بفرستم
‫- ممنون، نمی‌خواد

28:21.992 --> 28:24.577
‫لطفاً برو مطمئن شو
‫اتاق شورای کوچک امنه

28:24.578 --> 28:26.537
‫- می‌خوام فوراً اونجا جلسه تشکیل بدم
‫- علیاحضرت؟

28:26.538 --> 28:28.138
‫این یه دستوره

28:29.166 --> 28:30.958
‫زود باش، سـر ریکارد

28:30.959 --> 28:32.559
‫هرچی شما امر بفرمایید

28:39.134 --> 28:41.094
‫در راه جنگیدن برای ملکه‌ش مُرد

28:42.804 --> 28:44.404
‫همونطوری که می‌خواست

28:47.100 --> 28:48.700
‫از دستورم سرپیچی کرد

28:51.188 --> 28:52.788
‫پسرها کارشون همینه

28:55.567 --> 28:57.194
‫یه اژدهای دیگه بود

28:58.695 --> 29:00.738
‫بیلا میگه گوسفنددزد بوده

29:00.739 --> 29:02.339
‫یه اژدهای وحشی؟

29:03.200 --> 29:04.800
‫یه سوارکار داشته

29:06.578 --> 29:08.913
‫غیرممکنه. هرگز نمیشه
‫یه اژدهای وحشی رو رام کرد

29:08.914 --> 29:12.542
‫به مون‌دنسر حمله کردن
‫و جیس رو به کام مرگ کشوندن

29:13.877 --> 29:15.753
‫سبزها چطور تونستن
‫یه اژدهای دیگه رو تصاحب کنن؟

29:15.754 --> 29:17.881
‫- ازت می‌خوام پیداشون کنی
‫- بله حتماً

29:24.763 --> 29:27.139
‫ولی قبلش مسائل مهم‌تری هست

29:27.140 --> 29:28.740
‫نه، حوصله‌ی این حرفا رو ندارم

29:32.771 --> 29:34.606
‫ویگار بارانداز پادشاه رو ترک کرده

29:38.000 --> 29:45.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:52.958 --> 29:55.002
‫پسرهایی که...

29:56.628 --> 29:58.228
‫بهم می‌چسبیدن، که...

30:00.173 --> 30:03.175
‫صورت‌های کوچیک‌شون رو
‫زیر دامنم قایم می‌کردن، مُردن

30:03.176 --> 30:06.596
‫تا من بتونم روی تختی
‫از جنس شمشیر بشینم؟

30:12.477 --> 30:14.477
‫می‌خوای بذاری مرگ‌شون
‫برای هیچ و پوچ باشه؟

30:22.863 --> 30:24.448
‫دیدمش، رینیرا

30:25.991 --> 30:27.492
‫توی هارنهال

30:28.035 --> 30:31.705
‫ظلمتی که در شمال نهفته‌ست
‫نغمه‌ی یخ و آتش

30:33.582 --> 30:36.667
‫دختری با موهای نقره‌ای رو
‫در صحراهای دوردست دیدم

30:36.668 --> 30:40.463
‫و اژدهاهایی روی سینه‌ش نشسته بودن

30:40.464 --> 30:42.340
‫خیلی خسته‌م

30:42.341 --> 30:43.941
‫نه، نه

30:45.010 --> 30:46.928
‫ولی اگر حقیقت داشته باشه...

30:47.596 --> 30:51.558
‫اون چیزهایی که برادرم بهت گفت...

30:53.685 --> 30:56.104
‫اگر حقیقت داشته باشن

30:57.939 --> 31:00.067
‫اون‌موقع چیکار می‌کنی؟

31:12.037 --> 31:13.337
‫خب

31:16.083 --> 31:17.459
‫ببخشید؟

31:17.542 --> 31:20.462
‫چه موجود کوچیک کوشایی هستی

31:20.545 --> 31:22.631
‫همه‌جا هستی.
‫یه عالمه کار انجام می‌دی

31:22.714 --> 31:24.674
‫بهتره جایگاهت رو فراموش نکنی، لرد جسپر

31:24.758 --> 31:27.094
‫جایگاهم رو خوب یادمه

31:27.928 --> 31:30.055
‫جایگاه تو رو هم یادمه، علیاحضرت،

31:30.138 --> 31:33.809
‫زمانی که در اوج جوونی
‫مثل یه مار توی راهروهای قدرت می‌خزیدی

31:35.394 --> 31:36.694
‫خیلی جوون بودی

31:38.438 --> 31:39.981
‫خیلی جسور بودی

31:42.651 --> 31:45.570
‫من با وفاداری به ویسریس خدمت کردم.
‫با وفاداری به این قلمرو خدمت کردم

31:45.654 --> 31:47.489
‫کاری که لازم بود رو انجام دادی

31:48.865 --> 31:50.492
‫هیچ مردی نمی‌تونه
‫این رو انکار کنه

31:54.121 --> 31:55.421
‫زندگی کوتاهه

31:55.914 --> 31:57.214
‫خدایان بی‌رحم هستن

31:57.541 --> 32:02.045
‫در حال که دنیا به سمت تاریکی می‌ره
‫هر لذتی که می‌تونیم رو تجربه می‌کنیم

32:05.882 --> 32:07.300
‫خود تو…

32:07.384 --> 32:08.684
‫به عنوان مثال

32:11.513 --> 32:14.391
‫خیلی لذت بردی

32:17.310 --> 32:18.645
‫با سِر کریستون

32:20.355 --> 32:22.023
‫- مگه نه؟
‫- لرد…

32:22.899 --> 32:24.127
‫لرد جسپر

32:24.151 --> 32:25.451
‫خیلی…

32:26.194 --> 32:27.463
‫لذت بردی

32:27.487 --> 32:29.281
‫مجازات چنین کاری مرگه

32:29.364 --> 32:30.782
‫اون‌وقت مجازات کار تو چیه

32:30.866 --> 32:32.242
‫که مخفیانه با نگهبانان شهر دیدار داشتی؟

32:32.325 --> 32:34.119
‫می‌خوام بدونم اون‌جا چیکار داشتی؟

32:34.202 --> 32:35.502
‫لرد جسپر، لطفاً

32:36.496 --> 32:38.915
‫- بازم بگو
‫- چی؟

32:40.250 --> 32:41.710
‫التماسم کن

32:43.211 --> 32:44.511
‫نه!

32:57.601 --> 32:58.703
‫نه!

32:58.727 --> 33:00.270
‫نه! نه!

33:01.229 --> 33:03.231
‫نه! نه!

33:04.608 --> 33:06.693
‫نه! نه!

33:06.776 --> 33:08.076
‫نه!

33:11.281 --> 33:12.581
‫لرد جسپر

33:17.746 --> 33:19.046
‫اورویل…

33:19.456 --> 33:20.756
‫خوبه

33:21.583 --> 33:23.418
‫به نظر می‌رسه یه خائن داریم

33:24.461 --> 33:26.004
‫می‌خواستم خبرت کنم، سِر سورن

33:26.087 --> 33:28.548
‫باید دستگیر بشه
‫تا دیگه دردسر درست نکنه

33:28.632 --> 33:30.175
‫استاد اعظم، التماس می‌کنم

33:30.258 --> 33:31.885
‫ازش بپرس یه ساعت پیش کجا بوده

33:33.345 --> 33:35.472
‫نمی‌دونم ممکنه کجا بوده باشن

33:36.223 --> 33:39.184
‫اما می‌دونم با چشم‌هام چی دیدم

33:39.267 --> 33:40.567
‫دستگیرش کنید!

33:40.685 --> 33:43.230
‫جرأت کرده به مادر پادشاه
‫دست‌درازی کنه!

33:43.313 --> 33:45.815
‫ملکه‌ی بیوه بهمون خیانت کرده

33:45.899 --> 33:48.151
‫محافظ سوگندخورده‌ش
‫بهم هشدار داد

33:48.235 --> 33:49.903
‫باید همراه‌مون بیایید، لرد جسپر

33:49.986 --> 33:53.031
‫محض رضای خدایان
‫من ارباب قوانین هستیم

33:54.074 --> 33:55.450
‫ولم کنید!

34:03.625 --> 34:05.835
‫مدیون‌تون هستم، ارباب اعظم

34:08.380 --> 34:10.715
‫نمی‌دونم چیکار کردید، علیاحضرت

34:11.550 --> 34:13.467
‫می‌ترسم از سرِ استیصال
‫دست به کاری زده باشید

34:34.322 --> 34:36.116
‫از صمیم قلب بهتون
‫تسلیت می‌گیم، علیاحضرت

34:37.492 --> 34:38.594
‫این…

34:38.618 --> 34:40.161
‫اتفاق خیلی فاجعه‌باریه

34:43.623 --> 34:45.667
‫می‌خوام برم به بارانداز پادشاه

34:46.458 --> 34:47.918
‫چی؟ علیاحضرت، شما نمی‌تونید…

34:48.003 --> 34:49.879
‫چیزی که من از حرف ملکه شنیدم
‫هیچ ابهامی نداشت،

34:49.963 --> 34:51.840
‫لرد بارتیموس، به نظرت ابهام داشت؟

34:51.922 --> 34:53.842
‫من همراه با همسرم به اون‌جا می‌رم

34:53.925 --> 34:55.635
‫و اژدهاسوارهای جدیدم هم
‫به عنوان محافظ در کنارم خواهند بود

34:55.719 --> 34:58.555
‫خیلی خوبه، اما نمی‌تونید با اژدهاتون

34:58.638 --> 35:00.974
‫وارد قلعه بشید، ملکه‌ی من

35:01.057 --> 35:03.184
‫ارتش ولاریون پراکنده شده

35:03.268 --> 35:05.228
‫اونا رو برای محافظت ندارید

35:05.312 --> 35:06.646
‫من رو داره

35:06.730 --> 35:09.858
‫اِیموند به هارنهال رفته،
‫همون‌طور که آلیسون وعده داد

35:09.941 --> 35:11.610
‫و وقتی برگرده،
‫فرصت‌مون رو از دست می‌دیم

35:11.693 --> 35:16.573
‫من رو ببخشید، ملکه‌ی من،
‫اما به نظر می‌رسه یه تله باشه

35:16.656 --> 35:18.950
‫اگه تله باشه هم برام مهم نیست.
‫دیگه نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

35:22.370 --> 35:24.789
‫بذارید سِر لورنت خودش
‫انتخاب کنه چطور می‌خواد بمیره

35:31.630 --> 35:33.214
‫فکر کنم به این نیاز پیدا می‌کنید

35:38.219 --> 35:40.180
‫امیدوارم من رو فراموش نکنید

35:43.642 --> 35:45.935
‫یادتون باشه چه کسایی
‫بهتون وفادار بودن

36:04.412 --> 36:07.123
‫از وقتی رفتم
‫خیلی چیزها عوض شدن

36:07.207 --> 36:08.583
‫مشاور جدیدی انتخاب کردی

36:08.667 --> 36:11.336
‫کارهای زیادی برامون انجام داده

36:11.419 --> 36:13.880
‫- برای من
‫- حدس می‌زدم

36:13.963 --> 36:16.174
‫نیازی به تأیید تو ندارم

36:17.092 --> 36:18.551
‫فقط نظرم رو گفتم

36:21.763 --> 36:23.807
‫شاهزاده. علیاحضرت

36:27.602 --> 36:28.902
‫سیراکس!

36:37.320 --> 36:39.614
‫امروز، بارانداز پادشاه
‫میزبان ملکه‌ش خواهد بود

36:41.116 --> 36:43.243
‫برای محافظت پرواز می‌کنید. منطقه‌ی وسیعی رو
‫پوشش بدید و مراقب باشید

36:43.326 --> 36:44.626
‫نمی‌ذارید از آسمون کسی نزدیک بشه

36:44.703 --> 36:46.621
‫دستورات به اندازه‌ی کافی
‫براتون ساده هستن؟

36:47.956 --> 36:49.332
‫بله

36:49.416 --> 36:51.126
‫تا وقتی بهتون خبر بدم
‫باید مراقب باشید

36:51.209 --> 36:53.253
‫و هیچ موقع نیاز نیست

36:53.336 --> 36:54.754
‫بخواید فکر بکنید،

36:54.838 --> 36:58.383
‫یا تصمیم‌گیری بکنید
‫و ایده‌های جدید به سرتون بزنه

37:00.635 --> 37:03.304
‫- نه، اعلی‌حضرت
‫- نه

37:05.098 --> 37:07.934
‫وقتی شهر رو تصاحب کردیم،
‫دوباره روی وِیگار تمرکز می‌کنیم

37:09.978 --> 37:12.647
‫از این لحظه به بعد
‫همه باید طبق نقشه عمل کنن

37:16.484 --> 37:18.069
‫ناامیدم نکنید

37:51.686 --> 37:53.938
‫هلینا. هلینا

37:55.607 --> 37:58.443
‫عجیبه. الان فصلش نیست

37:58.526 --> 38:00.528
‫رینیرا داره میاد

38:00.612 --> 38:03.364
‫- بهت نیاز دارم
‫- قراره درگیری رخ بده؟

38:03.448 --> 38:04.866
‫نه. نه

38:04.949 --> 38:08.077
‫بهش اجازه‌ی ورود می‌دیم
‫و بعدش فرار می‌کنیم

38:08.161 --> 38:09.954
‫باهاش صحبت کردی؟

38:11.414 --> 38:12.714
‫اما معطل شدم

38:12.749 --> 38:14.584
‫به نظر می‌رسه سِر ریکارد
‫بهم خیانت کرده

38:15.668 --> 38:16.825
‫باید نگهبانان مستقر روی دیوارها

38:16.826 --> 38:18.880
‫و محافظ‌های کاخ رو تا جایی که می‌تونیم
‫وادار به تسلیم بکنیم

38:18.963 --> 38:20.263
‫فکر می‌کنن دیوونه شدی

38:21.132 --> 38:22.318
‫اما از یه ملکه اطاعت می‌کنن

38:22.342 --> 38:24.511
‫تو یه ملکه‌ای

38:24.594 --> 38:26.221
‫هلینا، ملکه تویی

38:26.304 --> 38:27.764
‫بجنب

38:28.848 --> 38:30.725
‫گفتی پدرم نظرش رو عوض کرده

38:31.684 --> 38:33.978
‫تو اِگان رو پادشاه کردی،
‫تو و سِر کریستون

38:34.062 --> 38:36.231
‫و پدربزرگم، و روحانی

38:36.314 --> 38:38.191
‫اشتباه کردم

38:38.274 --> 38:40.235
‫- اما با گوش‌های خودت شنیدی
‫- دیگه خودمم نمی‌دونم

38:40.318 --> 38:41.618
‫واقعاً چی شنیدم

38:41.694 --> 38:42.994
‫اما هلینا…

38:44.030 --> 38:46.115
‫خودت چند وقت پیش بهم گفتی

38:46.199 --> 38:47.909
‫که قبل از ملکه شدن
‫خیلی خوش‌حال‌تر بودی

38:48.785 --> 38:50.537
‫اون حرفت مثل نیزه
‫قلبم رو سوراخ کرد

38:52.247 --> 38:57.043
‫الان به این فکر نمی‌کنم که سزاوار چی هستی،
‫فقط دنبال اینم که خوش‌حال بشی

38:58.461 --> 39:00.463
‫شاید بتونم تو رو به رستگاری برسونم

39:06.219 --> 39:09.222
‫فکر کنم دوست دارم مرغ پرورش بدم

39:17.397 --> 39:19.190
‫- ملکه‌ی من
‫- علیاحضرت

39:21.943 --> 39:23.212
‫- علیاحضرت
‫- ملکه‌ی من

39:23.236 --> 39:24.536
‫تو

39:24.612 --> 39:26.781
‫- فرمانده‌ت کیه؟
‫- سِر فردریک، علیاحضرت

39:32.036 --> 39:33.371
‫مشکلی پیش اومده، علیاحضرت؟

39:33.454 --> 39:35.623
‫نباید هیچ اقدامی انجام بدید، سِر فردریک

39:35.707 --> 39:37.542
‫به دستور ملکه هلینا

39:39.502 --> 39:41.462
‫دستور ثابت ما اینه، علیاحضرت

39:41.546 --> 39:43.047
‫هر اژدهایی به جز ویگار
‫به این‌جا نزدیک بشه رو هدف قرار می‌دیم

39:43.131 --> 39:44.632
‫دستورات‌تون لغو می‌شن

39:45.216 --> 39:48.636
‫- اما شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه…
‫- شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه شهر رو ترک کرده

39:48.720 --> 39:50.847
‫الان تحت اختیار ملکه هستید

39:52.098 --> 39:54.267
‫نمی‌خوام هیچ جونوری آسیب ببینه

39:58.146 --> 40:00.523
‫رینیرا تارگرین قراره بیاد، سِر فردریک

40:01.691 --> 40:04.027
‫با شاهزاده دیمون و چند نفر دیگه میاد

40:04.944 --> 40:06.244
‫پادشاه کناره‌گیری کرده

40:06.279 --> 40:08.573
‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه
‫از شهر فرار کرده

40:09.532 --> 40:11.326
‫مبارزه می‌کنید و جون‌تون رو
‫از دست می‌دید،

40:11.409 --> 40:13.036
‫و بارانداز پادشاه هم
‫به آتش کشیده می‌شه،

40:13.119 --> 40:15.705
‫یا به امید صلح و آرامش
‫بهش اجازه‌ی ورود می‌دید؟

40:15.788 --> 40:17.707
‫پسرهاش همیشه مهربان بودن

40:21.544 --> 40:22.844
‫سِر فردریک

40:58.206 --> 40:59.506
‫به هارنهال می‌ریم

41:00.416 --> 41:01.716
‫به هارنهال می‌ریم!

41:44.627 --> 41:45.927
‫اژدها!

41:48.245 --> 41:49.649
‫اژدها!

43:27.980 --> 43:29.941
‫دنبال دیمون تارگرین هستم

43:31.359 --> 43:33.361
‫باید اعتراف کنم که انتظار
‫اومدن شما رو نداشتیم

43:36.114 --> 43:37.414
‫شمشیر بکش

43:39.033 --> 43:41.744
‫- اعلی‌حضرت، من شمشیر ندارم
‫- پس یه شمشیر پیدا کن

43:45.456 --> 43:47.333
‫نمی‌خوام در برابر شما بایستم

43:52.255 --> 43:54.715
‫چندین سالی می‌شه
‫که دست به شمشیر نشدم

43:56.467 --> 44:00.263
‫حتماً یه راه دیگه‌ای وجود داره
‫که براتون راضی‌کننده باشه؟

44:05.726 --> 44:07.353
‫ارتش از این‌جا رفته

44:09.814 --> 44:11.816
‫چیزی جلوتون رو نمی‌گیره

44:20.616 --> 44:21.916
‫پدر!

45:35.233 --> 45:36.533
‫کمکم کن

45:41.197 --> 45:42.740
‫کمک…

46:06.041 --> 46:07.614
‫دست نگه دارید

47:00.301 --> 47:02.235
‫برو پایین، کاراکسس

48:02.797 --> 48:04.507
‫آلیسون به قولش عمل کرده

48:06.509 --> 48:08.386
‫آزمون واقعی داخله

48:11.680 --> 48:13.057
‫نترسید

48:15.684 --> 48:17.311
‫اومدم همه‌چیز رو درست کنم

48:47.384 --> 48:48.684
‫صبر کن

49:20.416 --> 49:23.794
‫چه کَس دیگه‌ای جرأت داره
‫توی خونه‌ی خودمون علیه‌مون شمشیر بکشه؟

50:04.877 --> 50:06.177
‫علیاحضرت

50:37.701 --> 50:39.245
‫ایست!

50:47.169 --> 50:48.469
‫اِگان کجاست؟

50:48.504 --> 50:50.381
‫هیچ ربطی به شما نداره

50:50.464 --> 50:51.764
‫باهاش کار دارم

50:51.840 --> 50:54.552
‫توله‌سگ تازه به دوران رسیده
‫اون‌قدر بزدله که با ملکه‌ش رو در رو نمی‌شه؟

50:54.635 --> 50:56.887
‫باید اعتراف کنم که جسور هستید

50:57.930 --> 50:59.230
‫جسور یا احمق

51:01.225 --> 51:03.435
‫فکر کنم به این بستگی داره
‫که پیروز بشم یا شکست بخورم

51:07.314 --> 51:09.316
‫این چیزیه که تا حالا ندیده بودم

51:19.034 --> 51:20.578
‫نزدیکم بمون، رینیرا

51:40.723 --> 51:42.023
‫از دیدنت خوش‌حالم…

51:42.725 --> 51:44.025
‫سِر لوتر

51:46.020 --> 51:49.148
‫ما نگهبانان شهر فرمانده‌مون
‫دیمون تارگرین…

51:50.649 --> 51:52.568
‫و مکله رینیرا،

51:52.651 --> 51:54.820
‫تنها وارث برحقِ تخت آهنین رو یادمونه

51:57.197 --> 51:59.617
‫نگهبانان دروازه‌ها شمشیرهاشون رو
‫روی زمین گذاشتن

51:59.700 --> 52:02.953
‫شما هم همین کار رو بکنید،
‫وگرنه به عنوان خائن کشته خواهید شد

52:22.139 --> 52:25.017
‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه
‫چنین چیزی رو تحمل نخواهد کرد

52:25.100 --> 52:27.311
‫- دست پادشاه هم همین‌طور!
‫- دستگیرشون کنید!

52:29.813 --> 52:33.108
‫و هر کسی که نشان خاندان هایتاور رو
‫بر تن داره رو هم دستگیر کنید

52:41.492 --> 52:43.494
‫ممنونم، سِر لوتر

52:44.536 --> 52:47.956
‫شخص شاهزاده دیمون
‫به ما این رداهای طلایی رو داد…

52:49.291 --> 52:50.834
‫‏۲۰ سال پیش

52:51.710 --> 52:53.253
‫می‌دونستم دوباره یه روزی می‌بینمت

52:55.005 --> 52:56.840
‫کاش می‌تونستم بگم منم مطمئن بودم
‫یه روزی شما رو می‌بینم

53:04.264 --> 53:05.974
‫تخت سلطنت شماست، ملکه‌ی من

53:07.434 --> 53:08.811
‫هنوز نه

53:10.854 --> 53:12.189
‫اِگانِ…

53:13.357 --> 53:14.733
‫غاصب رو…

53:15.859 --> 53:17.778
‫بیارید پیش من!

53:42.344 --> 53:44.096
‫- این‌جا نیست
‫- پس کجاست؟

53:44.179 --> 53:45.479
‫نمی‌دونم

53:47.015 --> 53:48.315
‫قسم می‌خورم

53:48.851 --> 53:49.911
‫فرار کرده،

53:49.935 --> 53:51.770
‫و ارباب نجواها هم همراهش رفته

53:51.854 --> 53:53.081
‫چه قانع‌کننده و راحت!

53:53.105 --> 53:55.607
‫وقتی اِگان پادشاه شد
‫من این‌جا موندم

53:56.734 --> 53:58.569
‫من یه شوالیه نیستم،
‫نگران جونم هستم

53:59.653 --> 54:02.322
‫اما هر کاری ازم برمی‌اومد
‫انجام دادم، ملکه‌ی بیوه می‌تونه تأیید کنه

54:02.406 --> 54:03.706
‫اون هم این‌جا نیست

54:06.368 --> 54:11.165
‫من به وارث برحق ویسریس
‫وفاداری خودم رو اعلام می‌کنم،

54:11.248 --> 54:13.500
‫ملکه‌ای به حقِ خون و به موجب سوگند

54:20.048 --> 54:23.719
‫اگه غاصب فرار کرده، پس همون‌طور
‫که خودت خوب می‌دونی باید سر چند نفر رو جدا کنیم

54:23.802 --> 54:26.221
‫با این‌که مایل نیستم
‫خون یه استاد رو بریزم

54:26.305 --> 54:27.973
‫اگه نیازه، من رو بکشید

54:30.184 --> 54:32.728
‫اما می‌تونم کَس دیگه‌ای رو
‫بهتون پیشنهاد بدم که بیشتر…

54:33.896 --> 54:35.314
‫راضی‌کننده‌ست

54:50.496 --> 54:52.039
‫نمی‌تونیم این‌طوری فرار کنیم

55:03.383 --> 55:05.469
‫- آزادشون کنید
‫- چشم، شاهزاده

55:12.518 --> 55:14.853
‫- چی شده؟
‫- اورویل تو رو قربانی کرد

55:15.979 --> 55:19.316
‫خیلی خوبه که می‌بینم
‫مثل عنکبوت به جون هم افتادید

55:19.399 --> 55:22.903
‫همه‌ش تقصیر اونه.
‫جنده کوچولوی حقه‌باز

55:22.986 --> 55:25.864
‫اگه به حرف زدن ادامه بدی
‫قبل از بریدن سرت، کیرت رو می‌برم،

55:25.948 --> 55:27.217
‫فقط برای تفریح و خوش‌گذرونی

55:27.241 --> 55:28.909
‫با اجازه‌تون، شاهزاده‌ی من

55:31.870 --> 55:34.623
‫این هدیه برای شما نگهداری شده،

55:34.706 --> 55:36.291
‫برای چنین زمانی که برمی‌گردید

55:37.459 --> 55:39.336
‫از طرف لرد لاریس اِسترانگ

56:35.434 --> 56:38.061
‫لرد "مری‌ودر" و بانو "فل"

56:38.145 --> 56:40.397
‫به دلیل پایبندی به سوگندشون
‫زندانی شدن، علیاحضرت

56:42.065 --> 56:45.027
‫- بانو فل
‫- ملکه‌ی من

56:45.110 --> 56:47.195
‫لرد مری‌ودر، ازتون ممنونم

56:49.364 --> 56:51.199
‫ارباب قوانین،

56:51.283 --> 56:53.118
‫که با غاصب تبانی کرد

56:53.201 --> 56:55.454
‫به‌خاطر این کار به دار آویخته می‌شی!

56:55.537 --> 56:57.164
‫اگه نسوزی

56:58.040 --> 56:59.708
‫چه کسی از اعضای شوراتون زنده‌ست؟

57:00.959 --> 57:04.838
‫موش‌های سیاه‌چال‌های بلک‌سلز
‫به طرز غیرمعمولی‌ای بزرگ شدن

57:20.145 --> 57:22.481
‫انتظار دیگه‌ای هم نداشتم

57:38.455 --> 57:39.957
‫زانو بزن

57:50.217 --> 57:52.761
‫حدس می‌زنم همه مُردن

57:56.515 --> 57:59.559
‫اِگان فرار کرده، اما این دوست قدیمی
‫می‌تونه جاش رو بگیره

58:05.565 --> 58:07.734
‫سریع تمومش کنید، خب؟

58:11.113 --> 58:12.413
‫همه دارن نگاه می‌کنن

58:23.875 --> 58:26.962
‫اگه می‌خوای حکومت کنی،
‫نشون‌شون بده که تردید نمی‌کنی

58:27.045 --> 58:28.839
‫نمی‌دونم تواناییش رو دارم یا نه

58:31.967 --> 58:33.301
‫بذار دیمون انجامش بده

58:37.347 --> 58:39.349
‫حداقل کاری که می‌تونی بکنی
‫اینه که بذاری با یه ضربه‌ی شمشیر بمیرم

59:01.455 --> 59:03.707
‫اگه پدرت می‌تونست ببینه
‫اوضاع چطور شده…

59:04.750 --> 59:06.376
‫هرگز تصورش رو هم نمی‌کرد

59:06.460 --> 59:07.760
‫دیگه حرف نزن

59:14.718 --> 59:17.846
‫از این لحظه، ملکه می‌شی

59:57.511 --> 59:58.811
‫تمام تلاشم…

01:00:23.703 --> 01:00:25.003
‫به همسرم بگید…

01:02:05.096 --> 01:02:06.396
‫راه رو باز کنید!

01:02:08.391 --> 01:02:09.691
‫راه رو باز کنید!

01:02:10.352 --> 01:02:11.728
‫برید کنار!

01:02:37.621 --> 01:02:57.621
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
