WEBVTT

01:42.077 --> 01:46.410
« خاندان اژدها »

01:56.300 --> 02:06.300
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:06.300 --> 02:16.300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:32.784 --> 02:34.035
…این باعث افتخار ماست که

02:34.118 --> 02:36.746
در قلعۀ گولدن‌توث
از شما استقبال می‌کنیم، لُرد لنیستر

02:36.830 --> 02:41.042
…من ۵۰۰ تا سربازِ مسلح

02:41.125 --> 02:44.128
و با روحیۀ بالا دارم -
…من ۱۰۰۰ تا شوالیه -

02:44.212 --> 02:47.757
و هفت برابر اون تعداد
تیرانداز و سرباز با خودم آوردم

02:47.841 --> 02:50.552
بعد از پایان کارمون
…با تُفاله‌های ریورلندز

02:50.635 --> 02:52.971
،همه می‌فهمن چرا اسم اون رودخونه
رِدفورک گذاشته شده

02:53.888 --> 02:57.517
به فرمانِ شما آمادۀ حرکت هستیم، سرورم

02:58.309 --> 03:01.104
فکر می‌کنم مایل هستین
فوراً به سمت هارن‌هال حرکت کنین

03:01.187 --> 03:03.815
می‌خوام یه پیغام بفرستم بارانداز پادشاه

03:04.524 --> 03:07.694
که به برادرم بگم
…به محض اینکه شاهزاده ایموند

03:07.777 --> 03:10.613
…بتونن سوار بر ویگار بهمون ملحق بشن

03:11.656 --> 03:12.991
آمادۀ حرکت هستیم

03:13.908 --> 03:18.246
و تا وقتی که پاسخی
از طرف شاهزاده بدست‌مون برسه چی، سرورم؟

03:18.329 --> 03:20.540
افرادم مسیر طولانی‌ای رو سپری کردن

03:20.623 --> 03:23.084
…خیلی مشتاق‌ان بدونن توی قلعۀ شما

03:23.168 --> 03:24.252
چطور ازشون استقبال و پذیرایی میشه

03:38.892 --> 03:41.895
!چطور جرئت می‌کنه منو احضار کنه؟

03:42.604 --> 03:44.439
با عجله»؟»

03:45.064 --> 03:46.941
توانایی‌های لنیسترها
…انقدر محدوده که نمی‌تونن

03:47.025 --> 03:49.444
بدون اسکورت از توث
به سمت هارن‌هال حرکت کنن؟

03:51.613 --> 03:54.365
یه اژدهای بزرگ
توی ریورلندز وجود داره، اعلیحضرت

03:54.449 --> 03:56.367
…ارتشِ برادرم قویـه، اما به‌نظر می‌رسه

03:56.451 --> 03:57.660
…ناسلامتی من شاهزادۀ نایب‌السلطنه‌م

03:57.785 --> 03:59.787
!سگِ کسی نیستم که بخواد احضارم کنه

04:00.580 --> 04:02.749
…به برادرت بگو اگر ارتشش رو

04:02.832 --> 04:05.043
…با عجله» به هارن‌هال نرسونه»

04:05.126 --> 04:07.629
بدونه که فقط اژدهای دیمون تهدیدش نمی‌کنه

04:07.712 --> 04:09.506
…حق داری عصبانی بشی، ایموند

04:09.589 --> 04:11.466
…اما به‌نظر می‌رسه که -
…واسۀ تو هم -

04:11.549 --> 04:13.968
یه مأموریت دارم، سِر تایلند

04:20.099 --> 04:22.143
باید با سه‌سالاری متحد بشیم

04:23.228 --> 04:25.939
از این محاصرۀ لعنتی
به اندازۀ کافی خسته شدم

04:26.022 --> 04:29.651
شاهزادۀ من، خیلی عجیبـه که
پیشنهاد میدین با شهرهای آزاد مذاکره کنیم

04:30.151 --> 04:32.946
ناخداهای کشتی‌هاشون
…مُزدورهای خطرناکی هستن

04:33.029 --> 04:35.114
…بدتر از دزدهای دریایی هستن و -
…فاصلۀ زیادی باهامون ندارن -

04:35.198 --> 04:36.825
و اون طرفِ دریای باریک هستن

04:37.617 --> 04:40.537
اما ماه‌ها طول می‌کشه
تا کشتی‌های لنیستر و های‌تاور برسن

04:41.454 --> 04:45.750
سه‌سالاری از اینکه بتونه دوباره
موی دماغِ مار دریا بشه خوشحال میشه

04:45.834 --> 04:48.086
…بهتره اجازه بدیم محاصره‌ش رو تضعیف کنن

04:48.169 --> 04:50.505
در حالی که متحدهای واقعی‌مون
سفر طولانی‌شون به شرق رو تکمیل می‌کنن

04:51.756 --> 04:55.593
ممکنه سه‌سالاری وانمود کنه که شرایط‌مون رو
قبول می‌کنه، اما نباید بهشون اعتماد کرد

04:55.677 --> 04:57.512
پدرت این موضوع رو می‌دونست

04:58.471 --> 05:00.056
به نامه‌هایی که واسۀ
خاندانِ گِرِیجوی فرستادیم پاسخی داده نشده؟

05:00.140 --> 05:02.308
هیچ پاسخی دریافت نکردیم

05:02.392 --> 05:06.187
کِراکِنِ سُرخ منتظره تا بتونه
از این وضعیت به نفع خودش استفاده کنه
(لقبِ دالتون گِرِیجوی)

05:06.271 --> 05:09.983
،اما در صورت لزوم
شاید بتونیم یه جوری فریبش بدیم

05:10.066 --> 05:12.777
شاید مثلاً… پیشنهاد ازدواج با ملکۀ بیوه

05:13.695 --> 05:15.280
اصلاً حرفشم نزن

05:16.573 --> 05:17.574
حیف شد

05:18.533 --> 05:21.494
حرفِ ملکۀ بیوه منطقی و درسته، اعلیحضرت

05:21.578 --> 05:22.996
…حتی اگر محاصره شکسته بشه

05:23.079 --> 05:25.039
…درسته که این بیگانه‌ها رو به داخلِ

05:25.123 --> 05:27.625
آب‌های خودمون و انقدر نزدیک
به بارانداز پادشاه دعوت کنیم؟

05:27.709 --> 05:30.420
به‌نظرم وقتش رسیده بری هارن‌هال

05:33.339 --> 05:35.300
اعلیحضرت، اگر دیمون
…کنترل ریورلندز رو به دست بگیره

05:35.383 --> 05:37.510
نیروی کافی برای مقابله باهاش رو ندارم

05:39.304 --> 05:42.724
همونجوری که خودتون هم می‌دونین، سربازهای
زیادی رو توی روکس‌رِست از دست دادیم

05:45.477 --> 05:48.688
،هر چقدر بیشتر صبر کنیم
شانسِ دیمون ​​برای پیروزی بیشتر میشه

05:49.397 --> 05:51.858
ارتشِ لنسیتر داره از سمت غرب حرکت می‌کنه

05:51.941 --> 05:53.902
هر تعداد سرباز که داریم رو
…با خودت ببر و دیمون

05:53.985 --> 05:55.904
و لُردهای ریورلندز رو مجبور کن
تا توی دو تا جبهه بجنگن

05:55.987 --> 05:57.363
حرفِ اعلیحضرت منطقی و درسته

05:57.447 --> 05:59.491
…بهتره منتظر ارتشِ های‌تاور باشیم

05:59.574 --> 06:01.743
و در زمانِ مناسب حرکت کنیم -
وقت کمـه -

06:01.826 --> 06:03.786
حرکت به سمت هارن‌هال ۲ هفته طول می‌کشه

06:03.870 --> 06:05.747
باید قبل از اینکه ارتشش رو جمع‌وجور کنه
بهش حمله کنیم

06:05.830 --> 06:07.373
شما چی؟

06:08.166 --> 06:10.793
،وقتش که بشه
با اژدها میام و بهتون ملحق میشم

06:11.711 --> 06:14.130
روبرو شدن با عموم
…چالشیـه که ازش استقبال می‌کنم

06:15.173 --> 06:16.508
البته اگر عموم جرئت کنه باهام روبرو بشه

06:21.971 --> 06:22.972
فکر کنم همه موافق‌ان

06:28.645 --> 06:29.813
اعلیحضرت

06:34.984 --> 06:36.361
…مادر

06:38.112 --> 06:39.322
می‌خوام باهات صحبت کنم

06:46.120 --> 06:49.082
،بهت هشدار میدم، ایموند
…جسور بودن یه چیزه

06:49.165 --> 06:50.375
…اما اعتماد به نفس بیش از حد -
…میشه بهم بگی -

06:50.458 --> 06:52.293
توی شورای کوچک چه نقشی داری؟

06:54.212 --> 06:55.505
…خودت خوب می‌دونی که

06:55.588 --> 06:57.006
…در سال‌های آخر عمر پدرت، نماینده‌ش بودم

06:57.090 --> 07:00.260
و به اِگان هم مشاور داده‌م -
و اینکارو به نحو احسنت انجام دادی -

07:01.219 --> 07:02.846
…پدرم مُرده

07:03.596 --> 07:05.014
…و اِگان

07:11.437 --> 07:13.231
…در زمان نیاز

07:14.190 --> 07:15.859
به خوبی به مملکت خدمت کردی

07:17.652 --> 07:20.864
اون نیاز دیگه وجود نداره
و دیگه موظف به انجام اینکار نیستی

07:22.073 --> 07:23.074
موظف بودن یا نبودن مهم نیست

07:23.158 --> 07:24.492
این شورا
…به یه آدم میانه‌رو و معتدل نیاز داره

07:24.576 --> 07:26.536
اگر از من می‌پرسی، باید بگم که
به اندازۀ کافی از این آدما داریم

07:26.619 --> 07:30.206
…بی‌پروایی و غرورِ جوونی رو داری

07:30.290 --> 07:31.457
ویژگی‌هایی که مناسب یه پادشاه نیست

07:31.541 --> 07:34.586
به‌نظرم بهتره دیگه توی شورا نباشی

07:35.378 --> 07:38.006
مطمئناً اگر دوباره بری
…و کارهای خونه رو انجام بدی

07:39.299 --> 07:40.925
خوشحال‌تر میشی

07:52.604 --> 07:55.732
هنوز انتقام حقارت‌هایی که
توی بچگی کشیدی رو نگرفتی؟

08:13.625 --> 08:15.835
تاج‌وتخت بابت خدماتت ازت قدردانـه

09:15.228 --> 09:16.688
علیاحضرت

09:23.153 --> 09:24.404
بیارینیش

09:36.332 --> 09:38.751
سِر استفن دارک‌لین اومدن، علیاحضرت

09:41.838 --> 09:45.383
مشکلی پیش اومده، علیاحضرت، سرورانم؟

09:45.467 --> 09:50.138
توی شرایط بسیار سختی گیر افتادم، سِر استفن

09:52.640 --> 09:55.393
شاهدخت رینیس و اژدهاش رو از دست داده‌م

09:55.477 --> 09:58.605
حاکمِ یه جزیره هستم
اما ارتشی روی زمین ندارم

09:58.688 --> 10:02.817
و همونطوری که همیشه بهم گفته میشه
…شخصاً نباید در جنگ شرکت کنم

10:02.942 --> 10:05.195
…به‌خاطر اینکه ممکنه کشته یا دستگیر بشم

10:05.278 --> 10:08.490
،و اگر همچین اتفاقی بیافته
امیدمون برای رسیدن به پیروزی از دست میره

10:09.866 --> 10:14.329
ما هنوز دیمون، کاراکسس
و سربازهای ریورلندز رو داریم

10:15.330 --> 10:17.081
از این بابت مطمئن نیستیم

10:19.375 --> 10:23.546
به هر حال، الان باید طوری عمل کنم
که انگار تنها هستم

10:24.714 --> 10:28.426
و حالا واسه‌م مشخص شده که برای رسیدن
…به این هدف به اژدهاسوارهای بیشتری

10:28.510 --> 10:31.846
برای وِرمیتور، سیلوروینگ
…و سی‌اسموک نیاز دارم

10:31.930 --> 10:33.515
اژدهایی که فکر می‌کنم
دل‌تنگِ اژدهاسوارش شده

10:34.307 --> 10:37.977
اما اژدهاسوار دیگه‌ای
توی خانواده‌تون باقی نمونده، علیاحضرت

10:38.061 --> 10:39.437
پسرهای کوچیک‌ترتون هنوز بچه‌ن

10:42.482 --> 10:44.025
البته شاهدخت رِینا هستن

10:44.567 --> 10:47.529
…قبلاً تلاشش رو کرده، اما متأسفانه

10:47.612 --> 10:50.740
اژدهاهای اینجا رِینا رو
به عنوان اژدهاسوار قبول نکردن

10:50.824 --> 10:52.784
پس چه کسی می‌تونه اینکارو انجام بده؟ -
تو -

10:56.538 --> 10:58.998
تو آدمِ بااصالتی هستی

10:59.082 --> 11:01.167
…و همونجوری که می‌دونی، همیشه شنیده‌م

11:01.251 --> 11:05.505
که دارک‌لین‌ها و تارگریان‌ها
با همدیگه نسبتِ خونی دارن

11:05.588 --> 11:09.259
کتاب‌های تاریخی رو مطالعه کردم
و متوجه شدم که این موضوع درستـه

11:09.342 --> 11:14.264
،مادربزرگِ مادربزرگت، آریانا
یه شاهدختِ تارگریان بوده

11:14.347 --> 11:17.934
و داشتم به این موضوع فکر می‌کردم
که آیا امکانش هست؟

11:19.018 --> 11:21.938
…فقط فکر کردن به همچین چیزی

11:22.021 --> 11:25.775
،باید اعتراض کنم، علیاحضرت
…خطری که در انجام اینکار وجود داره

11:26.985 --> 11:28.987
من یه آدمِ عادی‌ام

11:29.654 --> 11:30.780
اژدهاها مثلِ خدایان هستن

11:32.699 --> 11:36.202
علیاحضرت، شایستۀ این افتخاری
که می‌خواین نصیبم کنین، نیستم

11:41.291 --> 11:45.920
متوجه هستی داری خودت رو
در معرض چه خطری قرار میدی، سِر استفن؟

11:46.296 --> 11:48.506
تو رو مجبور به انجام اینکار نمی‌کنم

11:49.174 --> 11:51.384
اینکار تا حالا هیچ‌وقت امتحان نشده

11:52.552 --> 11:56.514
،وقتی می‌خوای یه اژدها رو رام کنی
باید آمادۀ مُردن هم باشی

11:57.223 --> 12:00.185
ریسکِ اینکارو کاملاً درک می‌کنم
و با کمال میل انجامش میدم

12:00.268 --> 12:03.229
قسم خوردم که با تمام وجودم
…از ملکه‌م محافظت

12:03.313 --> 12:04.898
و خونم رو فداش کنم

12:06.232 --> 12:08.234
قسم خورده‌م، علیاحضرت

12:10.487 --> 12:12.697
پس شاید خدایان
روی خوش‌شون رو بهمون نشون بدن

12:42.519 --> 12:43.937
برادر؟

12:55.365 --> 12:57.575
واقعاً تو این حرف رو زدی؟

12:58.910 --> 13:01.329
«وارث یک روزه»

13:02.247 --> 13:03.957
واقعاً تو این حرف رو زدی؟

13:04.040 --> 13:07.210
چطور می‌تونی بابت اون قضیه
هنوز عصبانی باشی؟

13:07.877 --> 13:11.089
خانوادۀ من نابود شده

13:12.465 --> 13:14.676
…ولی جای اینکه کنار من باشی

13:16.386 --> 13:19.305
تصمیم گرفتی صعود خودت رو جشن بگیری

13:19.389 --> 13:21.057
و به من بخندی

13:21.141 --> 13:24.435
!با فاحشه‌هات و کاسه‌لیس‌هات به من بخندی

13:24.519 --> 13:25.520
نه

13:26.354 --> 13:28.356
توی دربار بجز من متحدی نداری

13:29.357 --> 13:31.359
من همیشه ازت دفاع کرده‌م

13:31.776 --> 13:34.946
،ولی با وجود همۀ چیزهایی که بهت دادم
!فقط نمک‌نشناسی می‌کنی

13:38.783 --> 13:41.369
…تصمیم گرفته‌م -
اینکارو نکن -

13:41.452 --> 13:43.079
وارث جدیدی رو اعلام کنم

13:43.788 --> 13:48.501
تو و همسرت فوراً به رون‌استون برمی‌گردین

13:48.585 --> 13:55.133
و به دستور پادشاهت
بدون جر و بحث اینکارو انجام میدی

14:18.364 --> 14:20.200
!نـه

14:20.992 --> 14:22.243
!در رو باز کنین

14:22.911 --> 14:24.078
!در رو باز کنین

14:37.884 --> 14:40.512
در رو باز کنین. خواهش می‌کنم

14:42.889 --> 14:43.890
خواهش می‌کنم

14:46.309 --> 14:47.477
خواهش می‌کنم

14:52.899 --> 14:55.109
کمکی از دستم برمیاد، اعلیحضرت؟

14:57.111 --> 14:59.197
چه بازی‌ای سر هم کردی، پیر مرد؟ -
…واسه‌م سؤالـه، اعلیحضرت -

14:59.280 --> 15:00.657
به اندازۀ کافی می‌خوابین؟

15:00.740 --> 15:02.784
…از اونجایی که اینجا یه قلعۀ قدیمیـه -
داری منو مسخره می‌کنی؟ -

15:02.909 --> 15:04.536
نه -
!بشینین سر جاتون -

15:07.163 --> 15:10.208
یا نکنه تو مسئول بهم خوردنِ آرامشم
توی این مدت هستی؟

15:10.291 --> 15:12.293
روزا دوستی و شبا دشمن؟

15:13.253 --> 15:14.838
از اینکار چه هدفی می‌تونم داشته باشم؟ -
شاید واسۀ اینکه از شر من خلاص بشی -

15:17.757 --> 15:22.762
شاید از بودنِ من در اینجا متنفری

15:24.180 --> 15:25.598
…شاید

15:26.850 --> 15:32.063
یکی از مأمورهای های‌تاورهای دیوث هستی

15:33.606 --> 15:35.608
یا نکنه هنوز با
برادرزادۀ پاچنبریت در ارتباطی؟

15:36.025 --> 15:39.195
!یا با خودِ رینیرا؟ -
…بهتون اطمینان میدم -

15:39.279 --> 15:41.156
بهتون اطمینان میدم، اعلیحضرت

15:53.001 --> 15:54.669
…هر نقشه‌ای که داشته باشی، استرانگ

15:56.212 --> 15:58.006
…مطمئن باش

15:58.882 --> 16:02.302
حواسِ پادشاهت کاملاً جمعـه -
بله، اعلیحضرت -

16:06.598 --> 16:08.600
و انقدر منو زیر نظر نداشته باش

16:43.718 --> 16:45.094
نمی‌خواستی باهام خداحافظی کنی؟

16:45.178 --> 16:46.805
یه چیزیم شده

16:47.639 --> 16:49.098
یه نفر منو مسموم کرده

16:49.766 --> 16:51.309
…غذا یا شراب

16:51.392 --> 16:52.811
،یا شاید به‌خاطر آب‌وهوای باتلاقی اینجاست
…یا

16:52.894 --> 16:54.437
…روحِ هارنِ سیاه داره از داخلِ

16:54.521 --> 16:56.606
بُرجِ کینگ‌اسپایر نفرین‌هاش رو ناله می‌کنه

16:56.689 --> 16:58.566
!این حرفا همه‌ش مزخرفـه

16:58.650 --> 17:01.152
ارواح، نفرین‌ها و
!تختِ چوبیِ مخوف و نفرت‌انگیزِ

17:01.277 --> 17:04.572
!دیگه بسـه -
آهان، آره. همیشه روشت همینـه، نه؟ -

17:04.656 --> 17:06.866
وقتی از شرایط ناراضی هستی، فرار می‌کنی

17:07.450 --> 17:10.912
،چه توی دراگون‌استون، چه توی استپ‌استونز
چه توی پنتوس و حالا هم توی هارن‌هال

17:10.995 --> 17:12.831
از خواب بیدار میشم و نمی‌دونم کجا بوده‌م

17:13.998 --> 17:20.463
چیزهایی توی این دنیا وجود داره که
از من، تو و هر خاطرۀ زنده‌ای قدیمی‌ترن

17:22.131 --> 17:26.094
،تو بازیکن نیستی
تو فقط یه مُهره روی تختۀ بازی هستی

17:27.095 --> 17:29.305
البته خودمم همینطور

17:31.516 --> 17:32.892
من مثل تو نیستم

17:34.310 --> 17:36.187
از یه جهاتی آره

17:36.771 --> 17:39.357
درکِ اینکه یه چیزهایی
عصبانی و کورت کرده، واسه‌ت سختـه

17:39.482 --> 17:41.359
رینیرا هیچ‌وقت نمی‌خواستش

17:42.443 --> 17:44.904
تاج‌وتخت رو میگم. اصلاً بهش فکر نمی‌کرد

17:44.988 --> 17:47.448
خب، شاید واسۀ همینـه که
برادرت تاج‌وتخت رو به رینیرا سپرد

17:47.532 --> 17:50.785
شاید کسایی که بیش از حد واسه‌ش
لَه‌لَه می‌زنن، مناسبِ این جایگاه نیستن

17:50.869 --> 17:52.704
!واسۀ من سخنرانی نکن

17:58.376 --> 18:01.546
،اگر یادت باشه
ویسریس هم هیچ‌وقت دنبال تاج‌وتخت نبود

18:03.047 --> 18:05.758
تاج‌وتخت اومد سراغش
و اونم همۀ تلاشش رو کرد

18:05.842 --> 18:07.686
…تاج‌وتخت جایزه‌ای نیست که باید واسۀ

18:07.710 --> 18:09.554
،برنده شدنش تلاش کرد
بلکه باریـه که باید به دوشش کشید

18:26.905 --> 18:28.948
اگر بتونی بهم مشاوره بدی که چطور
…با لُردهای ریورلندز ارتباط برقرار کنم

18:29.032 --> 18:30.492
خوشحال میشم

18:35.955 --> 18:38.750
دیمون تارگریان کمک می‌خواد؟

18:38.833 --> 18:40.043
مشاوره می‌خوام

18:45.089 --> 18:48.134
خاندانِ تالی
…بزرگ‌ترین خاندان در ریورلندز نیست

18:48.218 --> 18:51.304
،ثروتمندترین خاندان هم نیست
اما باثبات‌ترین خاندانـه

18:52.555 --> 18:54.149
خاندان‌های ریورلندز
…به لطف عقل و خردِ خاندانِ تالی

18:54.173 --> 18:55.767
،در طول قرن‌ها
نظم و انضباط‌شون رو حفظ کرده‌ن

18:55.850 --> 18:57.560
…اگر به‌خاطر کنترلِ ارباب‌هاشون نبود

18:57.644 --> 18:59.187
تا آخرین نفر همدیگرو می‌کشتن

19:00.772 --> 19:03.149
اون پیرِ خِرِفت فایده‌ای واسه‌مون نداره

19:04.526 --> 19:07.654
اما گروور تالی فرماندار منطقه‌ست

19:08.363 --> 19:11.741
بدون اون، هیچ‌وقت متحد نمیشن

19:11.825 --> 19:13.243
مردم ریورلندز از گِل آفریده شده‌ن

19:13.868 --> 19:16.871
ترجیح میدن توی زمین‌شون بمونن و بمیرن
اما یه تیکه از زمین‌شون رو به همدیگه ندن

19:16.955 --> 19:18.540
پس کاری از دستم برنمیاد

19:18.623 --> 19:19.624
…از دستِ تو

19:20.708 --> 19:21.543
نه

19:30.135 --> 19:31.970
به کمک احتیاج دارم، آلیس

19:34.639 --> 19:36.266
فعلاً کاری نکن

19:37.851 --> 19:40.603
‫۳ روز دیگه، شرایط تغییر می‌کنه

21:29.796 --> 21:32.423
آروم، آروم

21:32.507 --> 21:33.508
آروم باش

21:33.591 --> 21:34.634
!یا خودِ خدایان

21:36.553 --> 21:38.346
خدمت کن

21:44.769 --> 21:46.396
…سی‌اسموک

21:48.314 --> 21:49.440
اطاعت کن

21:51.818 --> 21:53.987
آروم باش، سی‌اسموک

21:54.070 --> 21:55.280
!آروم باش

21:56.447 --> 21:57.448
!اطاعت کن

21:59.993 --> 22:01.619
ترس از خودتون نشون ندین

22:03.037 --> 22:04.372
!اطاعت کن

22:07.500 --> 22:09.377
خدمت کن، سی‌اسموک

23:20.615 --> 23:22.033
موفق شدم

23:26.120 --> 23:29.415
خدمت کن، سی‌اسموک

23:30.208 --> 23:31.376
نه

23:51.646 --> 23:52.814
!مادر

23:59.028 --> 24:01.656
!ببرینش بالا! بالا، بالا

24:05.160 --> 24:06.578
!آلین

24:07.287 --> 24:08.705
سرورم

24:10.540 --> 24:12.125
از پیشرفت‌مون راضی‌ام

24:12.667 --> 24:15.086
این کشتی تا چند روز دیگه آمادۀ حرکت میشه

24:15.879 --> 24:17.255
…قطعاً محاصره‌مون به چالش کشیده میشه

24:17.338 --> 24:18.798
حالا یا بوسیلۀ شیرها یا بوسیلۀ کِراکِن‌ها
(لقب خاندان‌های لنیستر و گِرِیجوی)

24:18.882 --> 24:21.593
،افرادتون از اینکه کنارشون هستین
خوشحال میشن

24:21.676 --> 24:23.136
ازت می‌خوام همراهم بیای

24:24.471 --> 24:26.097
به عنوان دستیار اولم

24:26.973 --> 24:29.517
…از پیشنهادتون ممنونم، سرورم، اما

24:29.601 --> 24:30.935
به سمت شارپ‌پوینت حرکت می‌کنیم

24:31.019 --> 24:34.731
لُرد بار اِمون مایلـه برادرزاده‌ش
به عنوان ملوانِ ارشد همراهی‌مون کنه

24:34.814 --> 24:37.442
شما نیروهای باتجربه‌تری تحت فرمان‌تون دارین

24:39.194 --> 24:43.156
،وقتی اولین سفر دریاییم رو انجام دادم
از تو کوچیک‌تر بودم

24:44.032 --> 24:46.326
…توی استپ‌استونز خودت رو نشون دادی

24:46.409 --> 24:48.620
و احترام خدمه رو بدست آوردی

24:50.163 --> 24:52.790
گزینۀ خوبی واسۀ این جایگاه هستی

24:55.793 --> 24:57.962
این یه دستوره یا یه درخواستـه؟

25:01.299 --> 25:04.928
ازت انتظار دارم فردا
آمادۀ انجام وظیفه‌ت باشی

25:06.596 --> 25:08.223
هر چی شما بگین، سرورم

25:30.829 --> 25:32.872
به‌نظرت یکم کم نشده؟ -
فقط همین و ماهی داریم -

25:32.956 --> 25:35.375
توی این شهر لعنتی بجز ماهی چیزی پیدا نمیشه

25:38.336 --> 25:39.963
واسه‌م آبجو بیار

25:41.798 --> 25:43.591
نمی‌خوای باهاش ​​غذا بخوری؟

25:43.675 --> 25:45.718
اشتها ندارم، دختر

25:45.802 --> 25:48.429
آره، انتخابِ درستی کردی

25:51.141 --> 25:52.851
حالِ آدم بد میشه، نه؟

25:52.934 --> 25:56.271
اینکه بدونیم هر شب توی قلعه
…ضیافت برگزار می‌کنن

25:56.354 --> 25:58.731
اما ما چیزی واسۀ خوردن نداریم -
فکر نمی‌کنم اینطوری باشه -

25:58.815 --> 26:02.569
چند شب پیش اومدن دخترام رو بُردن توی رِدکیپ

26:02.652 --> 26:06.322
به افتخار شاهزادۀ نایب‌السلطنۀ جدید
جشن و شادی برپا بوده

26:06.781 --> 26:09.367
!نه بابا
!اون که همیشه ادای آدم خوبا رو درمیاورد

26:09.450 --> 26:11.369
باید بگم که آدم ناخن‌خشکی نیست

26:12.036 --> 26:14.914
پولِ خوب گرفتن، غذای خوب خوردن

26:15.915 --> 26:18.418
چی خوردن؟ بجز ماهی چیزی داریم؟

26:18.501 --> 26:24.090
.دَندۀ بَرّه خوردن، عزیزم
…کلوچۀ گوشتی، کیکِ عسل

26:24.174 --> 26:25.925
گوشت گاو و آبگوشت

26:26.551 --> 26:27.969
…و علاوه بر همۀ این‌ها

26:28.052 --> 26:31.431
فردا هم قراره دوباره جشن و رقص برپا باشه

26:31.514 --> 26:32.932
این درست نیست

26:33.725 --> 26:35.727
ببخشید، دوستِ من

26:37.312 --> 26:39.481
نباید انقدر آزادانه و صریح صحبت می‌کردم

26:39.564 --> 26:41.149
…حتی اگر حرفام درست هم باشه

26:41.232 --> 26:44.444
خانوادۀ سلطنتی اجازه نمیدن دربارۀ
رفاه‌شون اینجوری صحبت کنم

26:45.528 --> 26:49.324
پادشاه ویسریس عاشق جشن گرفتن
…و مشروب خوردن بود

26:49.407 --> 26:52.118
اما نه وقتی که ما مردمِ عادی
چیزی واسۀ خوردن نداشتیم

26:52.619 --> 26:55.246
…آره، اما پادشاه ویسریس مُرده

26:56.623 --> 26:59.501
و اجازه ندادن
وارثِ قانونیش به تاج‌وتخت برسه

27:04.547 --> 27:08.551
خب، اینکه بخوایم فکر کنیم ممکن بود
چه اتفاقاتی بیافته، فایده‌ای نداره

27:24.609 --> 27:25.985
…از بین اعضای شوراتون، فقط من نیستم که

27:26.069 --> 27:28.446
فکر می‌کنه، اون ماجرا به نتیجۀ غم‌انگیزی
منتهی شد، علیاحضرت

27:28.530 --> 27:32.951
سی‌اسموک از دراگون‌استون فرار کرده
و سِر استفن یه شوالیۀ شجاع بود

27:33.034 --> 27:37.080
این یه نتیجۀ بسیار ناگوار
اما قابل انتظار بود

27:37.163 --> 27:40.667
اگر به‌خاطر داشته باشین، من شخصاً
…مایل بودم با لُرد موتون مذاکره کنیم

27:40.750 --> 27:41.835
تا به سمت قلعۀ روکس‌رِست حرکت کنه

27:41.918 --> 27:44.409
ترجیح می‌دادم
…یه رویکردِ متعارف‌تر رو دنبال کنیم

27:44.433 --> 27:46.923
که البته به این اندازه هیجان‌انگیز نبود

27:47.006 --> 27:51.052
،تعداد نیروهاش کم بود
…اما این امکان وجود داشت که بتونیم

27:54.305 --> 27:57.142
فکر می‌کنم مقصر خودم‌ام
که یادتون رفته ازم بترسین

28:38.516 --> 28:40.977
صرف نظر از نتیجه، ارزش ریسک کردن رو داشت

28:41.060 --> 28:43.104
به این قیمت که افرادِ خوبِ بیشتری کشته بشن؟

28:43.730 --> 28:46.024
تقصیر من بود -
سر استفن اینکارو به میل خودش انجام داد -

28:46.107 --> 28:47.901
ایدۀ اشتباه و بی‌پروایی بود

28:48.526 --> 28:49.974
اینکه فکر کردیم که
…یه جانورِ باستانیِ والریایی ممکنه

28:49.998 --> 28:51.446
یه نفر از خاندانِ دارک‌لین رو
به عنوان سوارکار خودش بپذیره

28:51.529 --> 28:53.781
مطمئناً سِر استفن تنها واجد شرایط نبوده

28:53.865 --> 28:56.493
یعنی هیچ آدم بااصالتِ دیگه‌ای
توی هفت قلمرو وجود نداره؟

28:56.576 --> 28:58.441
چه کسی انقدر احمقـه
…که بعد از شنیدن بلایی که

28:58.465 --> 29:00.330
،سَرِ سِر استفن اومد
دوباره حاضر باشه اینکارو انجام بده؟

29:06.961 --> 29:08.588
بازم می‌گردم

29:09.797 --> 29:12.717
اما دارک‌لین محتمل‌ترین گزینه بود

29:12.801 --> 29:14.719
خبرای خوب دارم

29:14.803 --> 29:17.430
مردمِ عادیِ بارانداز پادشاه دارن گوش میدن

29:17.514 --> 29:19.265
به اندازۀ کافی مایل به گوش دادن بودن

29:19.349 --> 29:21.267
غاصبانِ تاج‌وتخت رهاشون کرده‌ن

29:21.351 --> 29:24.562
گرسنه هستن
و باید یه نفر رو به‌خاطر این قضیه سرزنش کنن

29:25.980 --> 29:27.148
کافیـه؟

29:27.232 --> 29:28.650
تازه فقط هیزم ریختیم توی آتیش

29:28.733 --> 29:31.820
امشب روشنش می‌کنیم
و شعله‌ور شدنش رو تماشا می‌کنیم

29:31.945 --> 29:33.988
،و وقتی که این اتفاق بیافته
ایموند با زور خاموشش می‌کنه

29:34.072 --> 29:35.573
اونجوری آتیش بیشتر گُر می‌گیره

29:36.115 --> 29:38.368
نمی‌تونه شهرش رو نابود کنه که

29:38.451 --> 29:39.744
مردم هم که نمی‌تونن سرنگونش کنن

29:39.828 --> 29:43.039
شاید اینطور باشه، اما وقتی که
…حفظ صلح در سرزمین خودی ضروری باشه

29:43.122 --> 29:45.959
جنگیدن در خارج از کشور سخت میشه

29:47.669 --> 29:49.629
پس بهتره ببینیم نقشه‌مون چطور پیش میره

29:54.801 --> 29:56.803
…علیاحضرت، اگر اجازه بدین، باید بگم که

29:58.221 --> 30:00.682
شمشیر دست گرفتن بهتون میاد

30:17.949 --> 30:20.326
آخریشـه -
ممنون -

30:20.410 --> 30:23.246
چی شده؟ تموم کرد، نه؟ -
هیچی ندارم -

30:24.122 --> 30:25.748
هیچی نمونده

30:25.832 --> 30:27.572
کُلِ روز رو اینجا بودم. هر چیزی داری می‌برم

30:27.596 --> 30:29.335
تَه‌موندۀ بارت هم تموم شده؟

30:39.053 --> 30:42.348
واسۀ اژدهاهاتون به اندازۀ کافی
گوسفند دارین، اما واسۀ ما نه

30:42.432 --> 30:45.393
سهم گوشتِ ما کجاست؟
!ما گوشت می‌خوایم

30:49.814 --> 30:54.027
اعلیحضرت، به‌نظر می‌رسه
طاقتِ مردمِ عادی طاق شده

30:54.527 --> 30:55.528
خب؟

30:55.612 --> 30:58.156
غذای کافی توی شهر وجود نداره

30:58.156 --> 31:01.075
‫کسانی که دست‌شون به دهن‌شون می‌رسه
‫بیشتر برای خودشون احتکار کردن

31:01.075 --> 31:03.828
‫دقیقاً به همین خاطر سِر تایلند
‫باید به محاصره پایان بده

31:03.828 --> 31:08.291
‫و تا اون‌موقع، مردم گرسنه می‌مونن
‫و شدت عصبانیت‌شون هرروز بیشتر میشه

31:09.667 --> 31:11.461
‫دشمن خارجی رو شاید بتونیم
‫با سلاح و شمشیر شکست بدیم

31:11.461 --> 31:13.838
‫اما دشمن داخلی مهلک‌تره

31:13.838 --> 31:15.715
‫چرا مردم از دست ما خشمگین‌ان؟

31:16.466 --> 31:18.760
‫رینیرای مدعی بود که فرمان داد
‫گالِت رو محاصره کنند

31:18.760 --> 31:20.553
‫و مردم رو ول کرد به حال خودشون
‫که گرسنگی بکشن

31:20.553 --> 31:23.229
‫بااین‌حال مردم هنوز برای تأمین رفاه‌شون
‫روی شما حساب می‌کنند

31:24.098 --> 31:25.642
‫این مسئولیتِ حکم‌بودنـه

31:26.851 --> 31:28.853
‫اما شما نباید تنهایی باهاش دست‌وپنجه نرم کنید

31:30.313 --> 31:33.525
‫این‌طور که متوجه شدم
‫عالی‌جناب هنوز دست‌شون رو انتخاب نکردن

31:34.400 --> 31:36.277
‫البته که سِر کریستون
‫به برادرتون خدمت می‌کردن،

31:36.277 --> 31:39.030
‫اما شما به فردی احتیاج دارید
‫که اهداف‌تون رو

31:39.739 --> 31:41.460
‫با ظرافت و زیرکیِ خاصی جلو ببره

31:43.076 --> 31:44.828
‫منو خر فرض کردی؟

31:48.456 --> 31:50.333
‫- اتفاقاً برعکس، شاهزادۀ من
‫- من زیاد از

31:50.333 --> 31:52.335
‫آدمای مغرور و پرمدعا خوشم نمیاد، لرد لاریس

31:52.335 --> 31:55.088
‫و از آدم‌های چاپلوس و چرب‌زبون حتی کمتر

31:56.422 --> 31:57.966
‫اما در این مورد حق با شماست

31:58.967 --> 32:00.593
‫هر پادشاهی به یک دست نیاز داره

32:02.428 --> 32:03.763
‫مسئولیتش رو می‌سپرم به تو

32:06.975 --> 32:08.935
‫شاهزادۀ من، من هرگز خودم رو

32:08.935 --> 32:12.063
‫- شایستۀ این مقام نمی‌دونستم
‫- منظورم این نیست که تو دست بشی، احمق

32:12.063 --> 32:15.233
‫مسئولیت پیدا کردنش با توئه.
‫برای اوتو های‌تاور خبر بفرست

32:15.233 --> 32:16.943
‫پدربزرگ من شاید زیادی آدم محتاطی باشه،

32:16.943 --> 32:20.155
‫اما هیچ شک و شبهه‌ای در
‫وفاداریش به خاندانش وجود نداره

32:21.600 --> 32:22.977
‫راست و ریستش کن

32:23.158 --> 32:24.826
‫عالی‌جناب

32:26.035 --> 32:26.870
‫دیر اومدی

32:26.870 --> 32:30.290
‫خبر خوشی دارم
‫که اعلیحضرت همایونی

32:30.290 --> 32:34.335
‫امروز صبح هوشیاری‌شون رو به‌دست آوردن،
‫گرچه به مدت چند ثانیه

32:34.335 --> 32:36.379
‫شما که گفته بودی خیلی امیدی نیست

32:36.379 --> 32:38.631
‫ایشون قوی‌تر از اونیه که فکرشو می‌کردم

32:38.631 --> 32:40.842
‫از امروز صبح کمی راحت‌تر نفس می‌کشن

32:40.842 --> 32:43.678
‫امکانِ بهبودی‌شون وجود داره، خدایان رو شکر

32:44.095 --> 32:45.930
‫چه خبر فرخنده‌ای

32:47.954 --> 32:54.954
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:03.948 --> 33:05.116
‫می‌خوام با برادرم صحبت کنم

33:06.451 --> 33:07.660
‫تنها

33:30.099 --> 33:31.518
‫چی به یاد داری؟

33:37.106 --> 33:38.399
‫هیچی

33:52.372 --> 33:54.374
‫رفته بودی با ملیس بجنگی

33:56.376 --> 33:58.002
‫تصمیم احمقانه‌ای بود

34:01.089 --> 34:04.050
‫هیچی یادم نمیاد

34:17.981 --> 34:19.232
‫جناب شاهزاده؟

34:19.232 --> 34:21.985
‫شما تحت درمانِ استاد بسیار توانایی
‫هستید، اعلیحضرت

34:29.784 --> 34:33.413
‫این‌طور که بنظر میاد حالا حالاها مونده
‫تا برادرم سر پا بشه، استاد بزرگ

34:35.874 --> 34:38.710
‫امکانات استراحت‌شون رو
‫تمام و کمال فراهم کنید

34:43.965 --> 34:48.094
‫و به این نتیجه رسیدم که
‫نگرانی و کج‌خلقی هیچ فایده‌ای نداره

34:48.970 --> 34:53.308
‫به گمونم همه‌ی ما
‫برای کارهای بزرگ ساخته نشدیم

34:55.351 --> 34:57.562
‫بعضی‌ها باید خدمات کوچک‌تری انجام بدیم

34:58.646 --> 35:01.816
‫حتی اگر اون چیزی نباشه که
‫برای خودمون می‌خواستیم

35:03.735 --> 35:04.861
‫یعنی جسارت نباشه

35:05.778 --> 35:07.780
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقا تقصیر تو نیست

35:10.241 --> 35:11.868
‫مادرم رو می‌خوام

35:13.244 --> 35:16.247
‫آره، خب...

35:17.499 --> 35:19.250
‫می‌دونم سخته، ولی...

36:00.500 --> 36:02.293
‫خبرهای خوبی دارم، رِینا

36:03.044 --> 36:05.380
‫شاهزاده «رجیو» به نامه‌ت پاسخ دادن

36:05.380 --> 36:07.715
‫گفتن که با کمال میل به پسرهای کوچک رینیرا

36:07.715 --> 36:09.843
‫در «پنتوس» پناه میدن.

36:10.885 --> 36:13.096
‫و همین‌طور به خواهر ناتنی‌شون

36:17.016 --> 36:19.018
‫فکر می‌کردم خوشحال شی

36:20.562 --> 36:22.605
‫یا حداقل یکم اخماتو باز کنی

36:23.606 --> 36:25.191
‫تو که از اینجا منتفر بودی

36:28.403 --> 36:30.321
‫شما منو فریب دادید، بانوی من

36:32.782 --> 36:33.992
‫چی‌کار کردم؟

36:36.077 --> 36:38.913
‫یه اژدهای بزرگ توی وِیل هست

36:43.543 --> 36:46.546
‫شایعه‌ش کمی بعد از شروع جنگ زبان‌زد شد

36:47.046 --> 36:49.299
‫به‌خاطر غذا بیشتر و بیشتر شایع شد...

36:49.883 --> 36:51.885
‫طبق حدس استادهام

36:56.014 --> 37:01.603
‫اون اژدهای عظیم‌الجثه و سهمگینیـه،
‫اما متأسفانه وحشیـه

37:03.146 --> 37:04.439
‫بله متأسفانه

37:06.774 --> 37:10.987
‫یه کشتی تجاری به نام «گی اباندن»
‫می‌رسوندتون به پنتوس

37:13.531 --> 37:15.867
‫شش تا سرباز خوب همراه‌تون می‌فرستم
‫که تو این سفر ازتون محافظت کنن

37:27.420 --> 37:30.048
‫حتماً می‌دونی که کسی رو گول نزدی

37:32.133 --> 37:37.222
‫لرد کورلیس تصمیم گرفت تو رو بزرگ کنه
‫که شونه‌به‌شونه‌اش خدمت کنی

37:37.972 --> 37:41.601
‫اما تو هنوز داری بهونه می‌تراشی

37:42.185 --> 37:44.229
‫نمی‌خوام افرادم فکر بد بکنن

37:44.229 --> 37:45.522
‫درمورد چی؟

37:49.818 --> 37:51.069
‫تو هم عینِ اونی

37:52.695 --> 37:54.447
‫وای، تو استادِ تحریک‌کردن منی

37:54.447 --> 37:56.658
‫تو جون اونو نجات دادی، برادر

37:56.658 --> 37:58.952
‫هیچ‌وقت به این فکر نکردی که
‫چه چیزهایی می‌تونیم به‌دست بیاریم؟

37:59.828 --> 38:01.663
‫یا حداقل تو به‌دست بیاری

38:02.789 --> 38:06.292
‫ثروت، خدمتکار،

38:07.544 --> 38:08.753
‫تاج و تختِ دریفت‌وود

38:08.753 --> 38:10.171
‫ما تمام عمرمون رو

38:10.171 --> 38:13.383
‫زیر سایۀ کاخ بزرگِ «مار دریا» زندگی کردیم

38:13.383 --> 38:15.593
‫دیگه خوش ندارم بیشتر از این
‫اونجا بپلکم

38:16.177 --> 38:18.805
‫پس تو این موقعیت بی‌نظیر رو رد می‌کنی

38:19.681 --> 38:23.685
‫درحالی‌که من.. اون منو نادیده می‌گیره

38:24.477 --> 38:26.271
‫مثل همیشه

38:28.523 --> 38:34.154
‫مار دریا تسلیم کردنِ های‌تاید رو ترجیح میده
‫به این‌که ما رو پسر خودش بخونه.

38:36.072 --> 38:39.659
‫سر اتفاقی که هیچ‌وقت قرار نیست بیفته
‫انقدر عمرتـو تلف نکن

39:04.893 --> 39:06.394
‫کار جسورانه‌ای بود

39:07.187 --> 39:08.980
‫به‌خاطرش تحسینت می‌کنم

39:12.901 --> 39:15.111
‫میگن امروز زدید تو گوشِ لرد بارتیموس

39:16.154 --> 39:18.156
‫جلوی همه نگهبان‌ها و کارکنان

39:19.491 --> 39:21.493
‫سروصداش کل دربار رو برداشته

39:23.244 --> 39:25.163
‫شانس آورد ندادم زبونشـو ببُرن

39:26.122 --> 39:29.250
‫حالا مگه چی گفت که...

39:29.250 --> 39:31.002
‫مستحقِ این شد؟

39:33.880 --> 39:36.299
‫من دیگه خسته شدم از بس ازم مراقبت کردن،

39:36.758 --> 39:37.967
‫جیس

39:41.262 --> 39:43.598
‫من بیشتر اونا رو یادِ مادرهاشون

39:43.598 --> 39:45.308
‫یا دخترهاشون میندازم.

39:46.226 --> 39:48.478
‫اونا باید من رو به چشم یک حاکم قدرتمند ببینن

39:48.478 --> 39:50.855
‫و نماد حاکمیت و اقتدار
‫جواهر و لباس زنونه نیست،

39:50.855 --> 39:52.398
‫شمشیر و سپره.

39:52.398 --> 39:54.692
‫حاکم من، مادرمـه

39:55.443 --> 39:57.862
‫جور دیگه‌ای هم نمی‌خوام باشه

40:00.573 --> 40:02.367
‫خودتون ما رو در جنگ رهبری می‌کنید؟

40:02.367 --> 40:03.910
‫خب، صددرصد نمی‌تونم بشینم اینجا

40:03.910 --> 40:06.496
‫راهروهای قلعه رو متر کنم، و منتظر بمونم
‫شکست و ناامیدی گریبانم رو بگیرن

40:06.496 --> 40:09.082
‫- بابا حرفای مسخره نزن
‫- من دارم هرکاری ازم برمیاد رو می‌کنم

40:09.082 --> 40:11.417
‫به لرد موتون دستور دادم
‫به سمت روکس‌رست لشکرکشی کنه،

40:11.417 --> 40:13.169
‫و یه کلاغ دیگه هم به ویل فرستادم که...

40:13.169 --> 40:18.132
‫ما می‌تونیم قدرت‌های ویل،
‫میدنپول و دیگر متحدین‌مون رو یکی کنیم

40:18.716 --> 40:21.928
‫اما بازم زورمون به سپاهیان سبز نمی‌رسه

40:23.471 --> 40:26.641
‫ما به دیمون و اژدهاش نیاز داریم

40:26.641 --> 40:28.143
‫میشه لطفاً فقط یک ساعت

40:28.143 --> 40:30.395
‫از اشارۀ مداوم به دیمون و دیمون و دیمون
‫دست بردارین...

40:30.395 --> 40:31.896
‫علیاحضرت

40:32.772 --> 40:34.399
‫بانو میساریا تشریف آوردن

40:36.401 --> 40:39.612
‫ملکۀ من، هدیه‌مون ارسال شد

40:43.366 --> 40:44.784
‫چه هدیه‌ای؟

40:45.994 --> 40:48.329
‫بیاید دعا کنیم آسمونِ بلک‌واتر امشب ابری باشه

43:09.971 --> 43:11.431
‫تو گفتی وضعیتش بهبود پیدا کرده

43:13.683 --> 43:17.145
‫اعلیحضرت از هر ۱۰ ساعت ۹ ساعتش رو خوابن

43:17.896 --> 43:21.774
‫ولی چشماشون رو باز کردن و صحبت کردن،
‫هرچند کوتاه

43:21.774 --> 43:24.235
‫روند بهبودی‌شون ممکنه طولانی و دردناک باشه

43:24.360 --> 43:28.990
‫اما از صمیم قلب امید دارم که
‫اعلیحضرت جان سالم به‌در خواهند برد

43:28.990 --> 43:31.396
‫و در صورت زنده موندن، چی ازش می‌مونه؟

43:40.418 --> 43:43.755
‫نامه‌هایی که به پدرم فرستادم

43:45.882 --> 43:50.970
‫من مجدداً به های‌گاردن و اولدتاون
‫کلاغ نامه‌رسان فرستادم

43:50.970 --> 43:53.515
‫و الان هم به تمام خاندان‌های بزرگِ ناحیۀ «ریچ»

43:54.390 --> 43:56.684
‫تا به این لحظه هیچ خبری از

43:56.684 --> 43:58.186
‫سِر اوتو نرسیده

44:03.691 --> 44:06.861
‫منطقه ریچ الان درگیر جنگـه، والاحضرت

44:06.861 --> 44:10.782
‫خاندان بیزبری به جنگِ ارتش های‌تاور رفته

44:10.782 --> 44:14.285
‫برای گرفتن انتقامِ خون لردشون

44:42.313 --> 44:43.940
‫من متأسفم

44:45.400 --> 44:46.568
‫شرمنده‌ام

45:26.608 --> 45:27.650
‫خواهر

45:28.401 --> 45:29.611
‫گواین

45:31.237 --> 45:33.239
‫خوب شد که پیدات کردم

45:34.157 --> 45:36.159
‫می‌خواستم دعام رو همراهت کنم

45:36.743 --> 45:37.952
‫خب...

45:38.661 --> 45:41.289
‫از ملکۀ بیوه سپاس فراوان دارم

45:46.878 --> 45:49.464
‫میگم تو از پدر خبری نداری؟

45:49.464 --> 45:53.384
‫من به های‌گاردن و اولدتاون کلاغ فرستادم
‫ولی جوابی دریافت نکردم

45:53.384 --> 45:54.594
‫منم چیزی نشنیدم،

45:55.512 --> 45:57.472
‫البته پیغامی هم نفرستادم

45:58.014 --> 46:02.101
‫اگرم نامه‌ای بنویسه، برای تو می‌فرسته.
‫تو همیشه سوگلی‌اش بودی

46:02.644 --> 46:04.312
‫خیلی عجیبه که خبری ازش نیست

46:05.063 --> 46:07.315
‫اوتو های‌تاور آدم بسیار تواناییـه

46:08.191 --> 46:10.652
‫هروقت خبر حسابی‌ای داشته باشه،
‫خودش خبر می‌فرسته

46:13.988 --> 46:17.492
‫گاهی به این فکر می‌کنم که اگه به‌جاش
‫تو رو به دربار آورده بود، چی می‌شد

46:20.453 --> 46:22.038
‫من پسر ارشد خانواده‌ام

46:22.038 --> 46:24.082
‫همون درست بود که تو اولدتاون بزرگ شم

46:24.082 --> 46:25.625
‫ولی تو یه پسر بچه ۸ سالۀ بی‌مادر بودی

46:25.625 --> 46:27.001
‫حتماً برات سخت بوده

46:27.001 --> 46:29.712
‫خب باید باهاش کنار بیای دیگه، نه؟

46:31.297 --> 46:33.299
‫وقتی چاره‌ای وجود نداره

46:36.719 --> 46:38.054
‫پسرم، دارون

46:41.432 --> 46:43.059
‫اون در چه حاله؟

46:43.643 --> 46:46.896
‫- مگه برات نامه نمی‌نویسه؟
‫- هر روز کمتر و کمتر

46:49.607 --> 46:51.151
‫دیگه ۱۶ سالش شده.

46:52.777 --> 46:55.780
‫احتمالاً دیگه حوصلۀ نامه نوشتن نداره

47:00.285 --> 47:02.287
‫پسر تنومندیـه

47:03.163 --> 47:04.080
‫و باهوش

47:04.622 --> 47:07.625
‫همون‌قدر که سازِ لوت رو خوب می‌زنه،
‫شمشیرزن قهاری هم هست

47:08.835 --> 47:12.839
‫و این ویژگی‌ایـه که مطمئنم
‫دلِ خیلی از دخترها رو می‌بره

47:17.010 --> 47:18.344
‫اون پسر مهربونیـه

47:22.307 --> 47:23.933
‫خیلی خوبه

47:25.977 --> 47:30.190
‫مهربونی خصلتیـه که توی برادراش کم دیده میشه

47:30.565 --> 47:32.734
‫کار خوبی کردی فرستادیش به منطقه

47:33.443 --> 47:36.946
‫آره، آخه بنظر رد کیپ با وجود تمام مزیت‌هاش،

47:36.946 --> 47:40.658
‫احتمالاً خیلی مکان سالمی برای

47:40.658 --> 47:42.577
‫پرورش و بزرگ‌کردن پسرهای کوچیک نیست

47:43.912 --> 47:46.664
‫دربار اونو فرستاد بره یا مادرش؟

47:48.958 --> 47:50.960
‫مطمئنم تو تمام سعیت رو کردی

47:56.841 --> 47:59.385
‫دیگه باید برم به سر کریستون ملحق شم

48:00.178 --> 48:02.013
‫برامون دعا کن، خواهر

48:03.097 --> 48:05.350
‫به درگاه «جنگجو» دعا می‌کنم
‫که به سلامت برگردید

48:10.855 --> 48:12.065
‫خدانگهدار

48:54.107 --> 48:55.525
‫والاحضرت

48:58.528 --> 49:00.238
‫این یکی دیگه آواز نمی‌خونه

49:01.531 --> 49:03.533
‫عجیب نیست؟

49:05.702 --> 49:07.912
‫به‌نظرم بد نباشه یه شمعی روشن کنیم

49:09.080 --> 49:10.498
‫برای اِگان

49:11.916 --> 49:13.918
‫و تمام عزیزان از دست رفته‌مون

49:45.450 --> 49:46.868
‫هی، این غذاها رو از کجا آوردین؟

49:46.868 --> 49:48.453
‫- کشتی‌های رینیرا
‫- کشتی؟

49:48.453 --> 49:51.164
‫نصفه‌شبی رسیدن به ساحل
‫به همراه هدایا ملکه

49:51.164 --> 49:53.249
‫اون زن به فکرِمونـه، حتی تو این وضعیت!

50:07.931 --> 50:09.140
‫اونو بده من ببینم!

50:11.601 --> 50:13.228
‫گفتم بده‌ش من!

50:17.774 --> 50:19.692
‫برید کنار!

50:39.254 --> 50:42.966
‫والاحضرت‌های عزیز، همین‌الان باید از اینجا بریم

50:48.721 --> 50:50.723
‫ملکه‌ها رو برسونید به اتاق کشتی!

50:54.644 --> 50:57.063
‫حواس‌تون به طرفین باشه.
‫از گوشه‌ها مراقبت کنید

50:59.065 --> 51:01.943
‫حرکت کنید. از این‌طرف، والاحضرت

51:04.237 --> 51:05.947
‫ملکه ماهی‌ها اومد!

51:07.991 --> 51:09.659
‫حرکت کنید!

51:10.201 --> 51:12.120
‫زنده‌باد ملکه رینیرا!

51:13.204 --> 51:14.455
‫بریم به کشتی!

51:14.455 --> 51:15.748
‫زنده‌باد ملکه رینیرا!

51:15.874 --> 51:16.916
‫هلینا!

51:17.667 --> 51:19.085
‫والاحضرت!

51:20.503 --> 51:22.380
‫- ملکۀ من!
‫- ولم کن!

51:22.380 --> 51:23.965
‫نه! نه!

51:25.383 --> 51:27.051
‫شمشیرهاتونو غلاف کنید!

51:28.761 --> 51:30.263
‫شمشیرهاتون رو غلاف کنید!

51:32.682 --> 51:34.184
‫شنیدید ملکه چی گفتن!

51:34.184 --> 51:35.894
‫شمشیرهاتونو غلاف کنید!

51:43.902 --> 51:45.195
‫نه!

51:47.155 --> 51:49.282
‫- برید عقب!
‫- برو هلینا، تو برو!

51:49.282 --> 51:51.451
‫برید کنار! گم شین کنار!

51:58.625 --> 52:00.126
‫استرمونت!

52:01.252 --> 52:04.506
‫ملکه‌های من! از این طرف، برید داخل!

52:17.894 --> 52:20.104
‫زنده‌باد ملکه رینیرا!

52:21.940 --> 52:24.526
‫زنده‌باد ملکه رینیرا!

52:26.778 --> 52:28.446
‫اگر لازم شد زیرشون کن!

52:30.198 --> 52:32.575
‫حرکت کن! برو!

53:09.529 --> 53:11.197
‫فعلاً بسه

53:11.197 --> 53:15.034
‫سرورم. فقط دارم دستور استاد بزرگ رو اجرا می‌کنم

53:15.034 --> 53:19.229
‫پادشاه یک ساعت دیگه
‫عطش بیشتری برای نوشیدنی خواهند داشت

53:31.676 --> 53:36.222
‫اون نوشیدنی دردتون رو تسکین میده،
‫ولی ذهن‌تون رو کُند می‌کنه

53:37.265 --> 53:38.433
‫باید خوشحال باشید، اعلیحضرت،

53:38.433 --> 53:40.393
‫شما همین‌الان از خودتون افسانه ساختید

53:40.393 --> 53:42.687
‫از آتش اژدها جان سالم به‌در بردید

53:45.690 --> 53:47.525
‫اما متأسفانه هیچ‌وقت کامل خوب نمی‌شید

53:49.110 --> 53:51.738
‫استاد اوروایل تمام زورش رو زده.

53:52.697 --> 53:54.324
‫پاتون رو بسته،

53:56.326 --> 53:58.495
‫اما شما دیگه نمی‌تونید بدوئید

54:00.079 --> 54:01.289
‫ذهن و فکرتون،

54:01.956 --> 54:03.458
‫تنها چیزیه که براتون می‌مونه

54:04.083 --> 54:06.002
‫این رو اصلاً با خرسندی نمیگم

54:09.839 --> 54:11.800
‫من با جیغ و فریاد از شکم مادرم بیرون اومدم

54:11.800 --> 54:14.886
‫در اعماق یکی از برج‌های بزرگِ هارن

54:16.805 --> 54:22.018
‫ریه‌هام قوی بودن،
‫ولی پام چنان گِره خورده بود

54:23.102 --> 54:26.105
‫که پدرم می‌گفت سحر و جادوئه

54:27.440 --> 54:33.112
‫و یکی از اعضای خونه‌مون رو
‫به انجام جادوی سیاه متهم کرد

54:35.865 --> 54:37.283
‫خب.

54:38.117 --> 54:40.245
‫مردم برات دلسوزی می‌کنن

54:40.245 --> 54:41.913
‫حالا یا پشت سرت،

54:42.747 --> 54:44.499
‫یا جلو روت

54:46.376 --> 54:48.378
‫و بهت...

54:50.547 --> 54:52.549
‫زُل خواهند زد...

54:55.218 --> 54:56.386
‫یا روشون رو برمی‌گردونن

55:00.265 --> 55:02.684
‫و دست کم می‌گیرنت

55:04.686 --> 55:06.729
‫و این برتری‌ات خواهد بود

55:06.729 --> 55:08.940
‫نه، نه...

55:15.780 --> 55:17.740
‫الان برادرتون به جای شما داره حکومت می‌کنه

55:17.740 --> 55:20.827
‫و این یعنی جان شما در خطره

55:22.829 --> 55:24.956
‫اما فکر کنم خودتون اینو خوب می‌دونید

55:29.627 --> 55:31.045
‫کمکم کن

56:16.841 --> 56:18.051
‫برادر

56:20.678 --> 56:22.680
‫دیمون.. اون مُرده

56:35.819 --> 56:37.445
‫واقعاً متأسفم

56:43.493 --> 56:45.328
‫تو به من نیاز داشتی

56:47.622 --> 56:49.457
‫الان اینجام

56:58.758 --> 57:00.343
‫الان پیشتم

57:05.890 --> 57:07.517
‫اعلیحضرت

57:10.270 --> 57:13.606
‫خبر ناراحت‌کننده‌ای از ریورران
‫دریافت کردیم، پادشاه من

57:14.983 --> 57:17.110
‫لرد گروور فوت شده

57:21.197 --> 57:22.615
‫اون پیرمرده

57:22.615 --> 57:23.700
‫بله خودشه

57:24.534 --> 57:28.913
‫اسکار تالیِ جوان الان
‫فرماندار منطقۀ ریورلندز شده

57:31.541 --> 57:33.835
‫لرد گروور به چه شکلی از دنیا رفت؟

57:33.835 --> 57:36.546
‫خب، خیلی وقت بود که بیمار بود

57:37.380 --> 57:42.051
‫استادهای ریورران کاری ازشون برنمی‌اومد

57:42.051 --> 57:47.515
‫طبیب خودمون، آلیس ریورز،
‫داوطلب شد که مهارت‌های ویژه‌اش رو به کار ببره

57:47.515 --> 57:49.350
‫ابزارش رو به کار گرفت، اما

57:51.519 --> 57:53.521
‫کاری از دست کسی ساخته نبود

58:31.518 --> 58:33.102
‫هی، نگاه کنین!

58:35.230 --> 58:38.191
‫برید داخل! زود باشین!

01:00:11.576 --> 01:00:14.746
‫پرچم‌هاتون رو از کشتی به داخل شهر بردن

01:00:14.746 --> 01:00:16.915
‫حتی تا دروازۀ رِد کیپ هم بردن

01:00:16.915 --> 01:00:18.249
‫قبل اینکه بتونن جمع‌شون کنن

01:00:18.249 --> 01:00:20.502
‫همون‌طور شد که امیدوار بودیم،
‫هشداری برای اون غاصبین

01:00:20.502 --> 01:00:23.588
‫که قدرتِ شما بیشتر از چیزیه که
‫اونا ادعا می‌کردن

01:00:25.673 --> 01:00:27.509
‫فکر می‌کردم خوشحال بشین

01:00:29.385 --> 01:00:31.387
‫فکر نمی‌کنم بتونم تو این جنگ پیروز شم

01:00:33.723 --> 01:00:35.099
‫من فکر کنم شما خسته‌اید

01:00:35.099 --> 01:00:38.019
‫پسر خودم به توانایی‌هام شک داره

01:00:40.480 --> 01:00:42.482
‫اون فکر می‌کنه که به دیمون در کنارم نیاز دارم

01:00:44.859 --> 01:00:49.489
‫- و همین‌طور به خودِ دیمون
‫- دیمون همیشه فقط به نفع خودش کار کرده

01:00:53.993 --> 01:00:56.204
‫اون دقیقاً همون‌جوری بود که
‫من دوست داشتم باشم

01:00:57.539 --> 01:00:58.748
‫آزاد و رها.

01:00:59.749 --> 01:01:01.167
‫خطرناک

01:01:02.794 --> 01:01:04.003
‫یک مَرد

01:01:05.338 --> 01:01:07.298
‫منم چیزی بود که اون آرزوشـو داشت

01:01:07.298 --> 01:01:11.219
‫سوگلی و وارثِ پدرم

01:01:11.219 --> 01:01:13.513
‫ما مکمل همدیگه بودیم

01:01:16.307 --> 01:01:18.309
‫اون هیچ‌وقت طعم آرامش رو نچشید

01:01:20.395 --> 01:01:23.857
‫اون می‌خواست من رو تسخیر کنه،
‫اما نمی‌خواست تسخیر بشه

01:01:23.857 --> 01:01:28.628
‫و ببینه چیزی رو تصاحب می‌کنم
‫که اون همیشه معتقد بود متعلق به خودشـه

01:01:30.738 --> 01:01:32.490
‫نگرانم از تصمیمی که الان ممکنه گرفته باشه

01:01:39.205 --> 01:01:41.166
‫می‌ترسم برعلیه‌ام شده باشه

01:01:41.166 --> 01:01:43.543
‫اون بیشتر عادت داره ناپدید شه.

01:01:43.543 --> 01:01:46.045
‫درهرصورت، اون رو از دست دادم

01:01:46.963 --> 01:01:48.923
‫و همین‌طور کاراکسس رو.

01:01:48.923 --> 01:01:51.050
‫رینیس و اژدهاش مُرده‌ان

01:01:51.050 --> 01:01:53.219
‫و من سایرکس و دوتا اژدهای جوون دارم

01:01:53.219 --> 01:01:55.472
‫ما تنهایی از پسِ ویگار برنمیایم

01:01:55.472 --> 01:01:56.639
‫درضمن، ارتشی هم ندارم

01:01:56.639 --> 01:01:59.726
‫شما ناوگان ولاریون
‫و جنگجوهاش رو در اختیار دارید

01:02:01.352 --> 01:02:02.770
‫کفایت نمی‌کنه

01:02:04.022 --> 01:02:06.566
‫و حتی اگر یک‌درصد هم پیروز شدیم

01:02:06.566 --> 01:02:09.923
‫چطوری می‌خوام به یک امپراتوری حکومت کنم
‫وقتی حتی پسر خودم بهم شک داره؟

01:02:10.653 --> 01:02:11.654
‫من رو داری

01:02:14.491 --> 01:02:17.911
‫منم ازت متشکرم. واقعاً میگم

01:02:30.548 --> 01:02:32.759
‫کار پدرم بود

01:02:38.348 --> 01:02:40.099
‫هنوز بچه بودم

01:02:40.642 --> 01:02:44.646
‫ازم سوءاستفاده کرد

01:02:45.313 --> 01:02:47.106
‫و بعد از چند ماه ادامه دادنِ اون کار

01:02:47.106 --> 01:02:51.820
‫مشخص شد که باردارم کرده

01:02:59.577 --> 01:03:01.788
‫یه زخم هم روی تنم موند.

01:03:03.456 --> 01:03:05.667
‫من نمی‌تونم بچه‌دار شم

01:03:07.544 --> 01:03:09.170
‫اون منو ول کرد که بمیرم،

01:03:10.672 --> 01:03:11.881
‫ولی من زنده موندم

01:03:12.423 --> 01:03:13.591
‫خیلی متأسفم

01:03:13.591 --> 01:03:15.927
‫با خودم عهد کردم که
‫دیگه به احدی اعتماد نکنم

01:03:15.927 --> 01:03:19.430
‫و اون عهد تا الان خیلی به‌دردم خورده

01:03:20.223 --> 01:03:25.603
‫این دنیای بی‌رحم و ظالمیـه
‫و آدمای محکم و استوارِ کمی توش وجود دارن

01:03:26.521 --> 01:03:30.483
‫به‌نظر من شما آدم استواری هستید

01:03:31.192 --> 01:03:35.029
‫شما من رو لایق دونستید،
‫حتی برابر با خودتون

01:03:36.030 --> 01:03:38.449
‫و به همین خاطر من بهتون خدمت می‌کنم

01:03:39.033 --> 01:03:41.870
‫باور دارم که شما مستحق ملکه‌شدن هستید

01:04:53.316 --> 01:04:56.236
‫عذر می‌خوام مزاحم میشم، علیاحضرت

01:04:56.986 --> 01:05:00.698
‫اژدها «سی‌اسموک» در حال پرواز
‫بر فراز اسپایس‌تاون دیده شده

01:05:00.698 --> 01:05:02.492
‫آره، عادتشـه

01:05:02.492 --> 01:05:04.202
‫طبق چیزی که ما شنیدیم،

01:05:04.744 --> 01:05:06.162
‫یه سواره هم داشته

01:05:06.579 --> 01:05:09.791
‫- کی؟
‫- از روی زمین قابل تشخیص نبوده

01:05:10.542 --> 01:05:13.044
‫- از جناح سبز؟
‫- نمی‌دونم دیگه کی می‌تونه باشه

01:05:13.962 --> 01:05:15.473
‫برای شوراءتون فراخوان بفرستم؟

01:05:36.526 --> 01:05:37.986
‫مادر!

01:05:38.510 --> 01:05:58.510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
