WEBVTT

01:42.477 --> 01:46.810
« خاندان اژدها »

02:00.675 --> 02:11.675
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:23.224 --> 02:29.224
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:29.848 --> 02:30.807
چی؟

02:35.729 --> 02:37.564
متوجه نمیشم

02:48.533 --> 02:50.160
واضح صحبت کن

02:54.330 --> 02:55.665
تو باعث شدی من اینجوری بشم، دیمون

02:55.665 --> 02:56.750
بس کن

02:56.750 --> 02:57.792
با این حال، الان قصد داری نابودم کنی

02:57.792 --> 02:58.877
بس کن

03:00.628 --> 03:05.050
به این دلیل که برادرت
منو بیشتر از تو دوست داشت

03:17.771 --> 03:20.690
همیشه دلت می‌خواست همین‌کارو انجام بدی، نه؟

03:30.992 --> 03:32.327
یه پیغام بدست‌مون رسیده

03:37.374 --> 03:39.292
صبح بخیر، اعلیحضرت

03:40.210 --> 03:42.921
امیدوارم خوب خوابیده باشین

03:43.421 --> 03:45.840
همونجوری که گفتم، یه پیغام بدست‌مون رسیده

03:48.301 --> 03:51.596
ارتشِ اِگان دو هفته پیش
بارانداز پادشاه رو ترک کرده

03:51.596 --> 03:56.476
قلعه‌های رازبی و استوک‌ورث
بدون محاصره سقوط کرده‌ن

03:56.476 --> 03:58.853
…پرچم اگان رو برافراشتن

03:58.853 --> 04:02.357
و به ارتش سِر کریستون کول پیوستن

04:03.316 --> 04:05.944
…هر دو خاندان

04:05.944 --> 04:09.614
با قرار گرفتن در وضعیتی اسفبار
با پسر غاصب، رفتارشون رو توجیه کرده‌ن

04:10.698 --> 04:12.283
…تعداد سربازهای

04:12.992 --> 04:18.289
،ارتشِ سِر کریستون سه برابر شده
ممکنه بخواد به سمت قلعۀ هارن‌هال حرکت کنه

04:18.289 --> 04:21.668
حتی اگر بتونین ارتشی از
…سربازهای ریورلندز تشکیل بدین

04:21.668 --> 04:24.713
به موقع واسۀ مقابله با ارتشِ سِر کریستون
آماده نمیشن

04:30.927 --> 04:33.763
بهتره بریم ببینیم فرماندارت چند مرده حلاجـه

04:39.436 --> 04:42.647
شاهزادۀ من… اعلیحضرتِ من

04:42.647 --> 04:44.149
اعلیحضرت

04:45.066 --> 04:48.111
به‌نظر می‌رسه لرد گروور
از چیزی که انتظار داشتم، سالم و سر حال‌تره

04:48.111 --> 04:50.905
،ایشون سِر اسکار تالی
نَوۀ گروور تالی هستن

04:50.905 --> 04:52.574
…ایشون وارثِ ریوران

04:52.574 --> 04:55.702
و فرماندار آیندۀ ریورلندز هستن

04:55.702 --> 04:59.247
،ایشون هم اعلیحضرت
پادشاهِ هم‌نشین، دیمون تارگریان هستن

04:59.247 --> 05:02.000
ملاقات با شما باعث افتخاره، اعلیحضرت -
حتماً همینطوره -

05:08.423 --> 05:10.508
حالِ پدربزرگت چطوره؟

05:14.471 --> 05:17.724
متأسفانه همچنان کاملاً ناتوان‌ان

05:17.724 --> 05:20.435
…همه‌ش توی خواب و بیداری‌ان

05:20.435 --> 05:23.980
،قادر به انجام هیچ کاری نیستن
و فقط یکم مایعات می‌خورن

05:23.980 --> 05:25.940
به سختی و با مصرف این مایعات زنده موندن

05:26.649 --> 05:28.401
پس، زنده‌ست؟

05:28.401 --> 05:30.820
بله، خدایان رو شکر

05:30.820 --> 05:33.573
خب، وقتم کوتاهـه و به یه ارتش نیاز دارم

05:33.573 --> 05:35.867
امکانش هست بتونی یه بالشت بذاری روی صورتش
…و خفه‌ش کنی

05:35.867 --> 05:38.203
و پروسۀ رسیدنت به قدرت رو تسریع کنی؟

05:40.288 --> 05:43.958
پدربزرگم رو مثل پدرم دوست دارم

05:44.667 --> 05:48.296
پدرم در اوج جوانی و به صورت ناگهانی درگذشت

05:48.963 --> 05:51.549
لرد گروور بجای پدرم، منو بزرگ کرد

05:51.549 --> 05:52.926
حرفات خیلی منو تحت تأثیر قرار میده

05:52.926 --> 05:54.928
،الان که اومدی اینجا
حرفِ تو حرفِ پدربزرگتــه؟

05:54.928 --> 05:56.930
حرفِ خاندان تالی و ریورلندزه؟

05:56.930 --> 05:58.515
در حالیکه پدربزرگم هنوز زنده‌ست؟

06:01.184 --> 06:04.687
روشِ ما اینجوری نیست -
پس بدردم نمی‌خوری -

06:05.647 --> 06:07.357
حالا می‌فهمم که چرا
…خاندان‌های بِلَک‌وود و بِرَکِن

06:07.357 --> 06:11.069
،بدون توجه به خواستۀ ارباب‌هاشون
و بدون هیچ ترسی جنگ به‌راه انداختن

06:11.069 --> 06:13.363
خاندانِ تالی مثل یه ماهی بدون سَره

06:13.363 --> 06:17.367
میشه یه بار دیگه بهم بگی
کدوم یکی از هم هموطنانت به اگان ملحق شدن؟

06:17.367 --> 06:19.577
خاندان بِرَکِن بود یا خاندان بِلَک‌وود؟

06:19.577 --> 06:22.288
خاندانِ بِرَکِن
به جناح سبز ملحق شد، اعلیحضرت

06:22.288 --> 06:23.581
کی می‌تونه به یاد داشته باشه؟

06:24.708 --> 06:25.709
خاندانِ بِلَک‌وود رو احضار کن بیان اینجا

06:25.709 --> 06:28.878
به افراد قوی برای رهبریِ
سربازهای ریورلندز نیاز دارم

06:57.741 --> 06:59.159
بانوی من

07:02.704 --> 07:06.374
،اگر قراره عناوین رو در نظر بگیریم
«بهتره بهم بگی «شاهدخت

07:06.374 --> 07:09.085
معذرت می‌خوام، شاهدخت

07:10.462 --> 07:12.380
و تو باید آلین باشی

07:12.922 --> 07:15.133
بله، شاهدخت

07:16.509 --> 07:20.013
شنیدم که شوهرم جونش رو مدیون توئــه

07:23.183 --> 07:26.227
اما بهم نگفته بودن ناجیش انقدر خوش‌تیپــه

07:27.520 --> 07:30.023
حتماً مادرت زنِ زیبایی بوده

07:30.023 --> 07:31.232
رینیس

07:39.866 --> 07:42.118
کارت تموم شده؟ -
نه، سرورم -

07:53.421 --> 07:55.465
با ناخداهات صحبت کردم

07:57.509 --> 08:00.845
این همون کسیه که جونت رو نجات داد؟

08:08.561 --> 08:09.562
آره

08:11.064 --> 08:12.732
به ذهنت خطور نکرد این موضوع رو بهم بگی؟

08:13.691 --> 08:15.360
فکر نمی‌کردم موضوع مهمی باشه

08:17.737 --> 08:19.739
من می‌دونم اون کیه، کورلیس

08:22.117 --> 08:25.036
نباید آلین رو به‌خاطر گذشته‌ش سرزنش کرد

08:25.787 --> 08:26.830
جونِ اربابش رو نجات داده

08:26.830 --> 08:29.374
،باید عزت و احترامش کرد
نه اینکه توی حاشیه باشه و بهش بی‌توجهی بشه

08:29.374 --> 08:31.459
واسۀ همین اومدی اینجا؟

08:32.585 --> 08:34.254
اومدی سؤال‌پیچم کنی؟

08:36.506 --> 08:40.301
اومدم بهت بگم که بِیلا
ازم خواسته برم دراگون‌استون

08:40.301 --> 08:41.636
بِیلا؟

08:42.762 --> 08:45.348
اعضای شورا، بِیلا و جِیس رو قورت میدن

08:45.348 --> 08:47.475
در غیابِ رینیرا، صبرشون لبریز شده

08:47.475 --> 08:50.937
اون زن کجا رفته؟

08:50.937 --> 08:54.107
فکر می‌کنم رفته تلاش کنه
نیافتیم توی این پرتگاه

09:16.671 --> 09:19.924
صبح بخیر، علیاحضرت -
صبح بخیر، استادِ اعظم -

09:23.720 --> 09:25.346
همونجوری که خواسته بودین

09:26.347 --> 09:28.975
خودم دَمِش کردم -
ممنونم -

09:29.976 --> 09:31.978
ترتیبی میدم با احتیاط تحویل داده بشه

09:33.480 --> 09:37.650
،اگر واسۀ بیمار
مشکلی پیش اومد، بهم اطلاع بدین

09:37.650 --> 09:40.070
،چرا که گفته میشه این چای
مزاجِ آدم رو بهم می‌ریزه

09:40.904 --> 09:43.031
خودم شخصاً حواسم به دختره هست

09:49.662 --> 09:51.289
استادِ اعظم

09:57.295 --> 10:01.674
شما همیشه مرد عمل
و خدمتگزارِ وفادار پادشاه بودین

10:02.967 --> 10:05.470
و در بدترین شرایط به شوهرم خدمت کردین

10:06.638 --> 10:08.473
وظیفه‌م رو انجام دادم، علیاحضرت

10:10.266 --> 10:11.476
بهم بگین

10:13.770 --> 10:16.773
به‌نظرتون ویسریس دلش می‌خواست
اگان جانشینش بشه؟

10:21.319 --> 10:23.530
اطلاعی ندارم

10:25.448 --> 10:28.451
اعلیحضرت هیچ‌وقت دربارۀ این موضوع
باهام صحبت نکردن

11:28.053 --> 11:31.056
ارتشِ سِر کریستون کول
…واسۀ پنهان کردن حرکاتش

11:31.056 --> 11:32.348
از پوشش درخت‌ها استفاده کرده

11:32.348 --> 11:35.351
شب‌ها حرکت می‌کنن تا اژدهاهامون رو گیج کنن

11:35.351 --> 11:37.312
مقصد کول کجاست؟

11:37.312 --> 11:38.855
…به‌طور قطع نمیشه گفت، اما فکر می‌کنم

11:38.855 --> 11:41.941
که ارتشش در حال حرکت به سمت شمال غرب بود

11:41.941 --> 11:43.401
فکر می‌کنی؟

11:43.401 --> 11:45.487
،باید وقتی که فرصتش رو داشتی
همه‌شون رو می‌سوزوندی

11:45.487 --> 11:46.851
شاید دفعۀ بعد که
…سوار اژدها بودین و دیدین‌شون

11:46.875 --> 11:48.239
شما بتونین اینکارو انجام بدین، سِر آلفرد

11:49.491 --> 11:53.244
،اگر تلاش‌های بِیلا نبود
هیچ‌کدوم از این اطلاعات رو نداشتیم

11:53.244 --> 11:54.913
الان چه اطلاعاتی داریم، شاهزادۀ من؟

11:54.913 --> 11:57.290
،اگر از من می‌پرسین، باید بگم که
اطلاعاتِ زیادی نداریم

11:57.290 --> 12:00.043
می‌دونیم که کول یه ارتش داره
…و داره نیروهاش رو بیشتر می‌کنه

12:00.043 --> 12:01.336
و این یه مشکلــه

12:01.336 --> 12:04.255
دیمون می‌تونه نیروهاش رو به سرعت جمع کنه
تا به وقتش جلوی کول و ارتشش رو بگیره؟

12:04.255 --> 12:05.548
…بر اساس شناخت من از ریورلندز

12:05.548 --> 12:08.143
…کلی گِرهِ کور در انتظارشه

12:08.167 --> 12:10.762
بدتر از اتفاقتی که
توی سکس پارتیِ لایس‌ها میافته

12:10.762 --> 12:14.307
از پدرت خبر داری؟

12:16.851 --> 12:20.355
نه -
…کلاغ‌ها رو فرستادیم هارن‌هال -

12:20.355 --> 12:23.525
تا از پیشرفتِ دیمون
با ارباب‌های ریورلندز اطلاعاتی بدست بیاریم

12:23.525 --> 12:25.985
هیچ‌کدوم از کلاغ‌ها هنوز برنگشته‌ن

12:25.985 --> 12:27.153
…باید بگم که

12:27.695 --> 12:30.073
…ارتشِ دشمن در حال قوی‌تر شدنــه

12:30.073 --> 12:34.953
،و یه جایی در سرزمین‌های پهناور این مملکت
در حال پیشرویــه

12:34.953 --> 12:38.623
،شاید اگر ما هم ارتشی داشتیم
می‌تونستیم یه کاری انجام بدیم

12:38.623 --> 12:39.999
یا اینکه کسی اینجا بود تا ما رو هدایت کنه

12:40.709 --> 12:42.585
حواست باشه چی میگی، سِر آلفرد

12:44.087 --> 12:46.464
حرف اشتباهی می‌زنم، شاهزادۀ من؟

12:46.464 --> 12:48.925
این شورا سمت و سویی نداره

12:48.925 --> 12:51.261
من دارم همۀ تلاشم رو می‌کنم تا
شورا رو به مسیر درست هدایت کنم، سِر آلفرد

12:52.846 --> 12:56.474
واسۀ چی باید به حرف شما گوش بدیم، شاهدخت؟

12:56.474 --> 12:58.393
ملکه شما رو
به عنوان دست راست‌شون انتخاب نکردن

12:58.393 --> 13:00.854
باید به حرف ملکه و
…پادشاه هم‌نشین گوش بدیم

13:00.854 --> 13:04.149
و با خاندان‌های دیگه اتحاد برقرار کنیم
و به نیروهامون فرمان بدیم

13:04.149 --> 13:07.110
اما هیچ‌کدوم‌شون اینجا نیستن -
چه بلایی سر شورا اومده؟ -

13:12.490 --> 13:13.908
سرورم

13:16.911 --> 13:20.290
دشمن‌مون در حال پیشرویــه

13:20.290 --> 13:22.417
تنها کاری که در غیاب ملکه
…می‌تونین انجام بدین

13:22.417 --> 13:25.754
غرولند و شکایت
و تلاش برای کسب نفوذ بیشتره؟

13:31.885 --> 13:34.304
از کارهای ملکه اطلاعی نداریم

13:35.472 --> 13:40.060
اما باید اعتماد کنیم که ایشون هم
با همۀ اعضای این شورا هم‌هدف هستن

13:41.686 --> 13:44.105
پایان دادن به این درگیری

14:05.960 --> 14:08.421
!ای سربازهای خاندانِ دارک‌لین

14:08.421 --> 14:12.509
،همۀ افرادی که به پادشاه حقیقی، اگان
اعلام وفاداری کنن، زنده می‌مونن

14:13.676 --> 14:16.262
…می‌تونین با برافراشتنِ پرچمِ پادشاه اگان

14:16.262 --> 14:20.850
و مبارزه با فاحشۀ دراگون‌استون
آبروی از دست رفته‌تون رو برگردونین

14:21.810 --> 14:23.812
…همۀ کسایی که از اینکار امتناع کنن

14:25.271 --> 14:27.273
کشته میشن

14:41.329 --> 14:42.872
صبح بخیر، لرد دارک‌لین

14:43.707 --> 14:47.127
توی این دنیا، دیگه شرافتی باقی نمونده، کول؟

14:47.127 --> 14:51.965
به قلعه‌های ملکه‌تون حمله می‌کنین
و مردمش رو می‌کشین؟

14:51.965 --> 14:53.675
«شاه‌نشان»

14:58.012 --> 15:00.348
لایق رَدای سفید نیستی

15:03.935 --> 15:06.938
،مرگی که برات انتخاب کردم
بهتر از مرگیــه که لایق یه خائن باشه

15:07.439 --> 15:09.566
باید به‌خاطر این موضوع ازم تشکر کنی

15:11.776 --> 15:14.028
نوبتِ شما هم میشه

15:29.335 --> 15:30.545
جناب دستِ پادشاه

15:46.019 --> 15:49.647
به سمت شمال شرق حرکت
و خط ساحلی رو دنبال می‌کنیم

15:51.191 --> 15:52.776
…تا جایی که می‌دونم، شما در هیچ‌کدوم

15:52.776 --> 15:56.154
از سرزمین‌های این مملکت بدنیا نیومده
و بزرگ نشدین، جناب دستِ پادشاه

15:56.154 --> 15:58.656
اما هارن‌هال در غرب واقع شده

16:02.702 --> 16:04.245
البته که همینطوره

16:07.207 --> 16:10.377
.کون لق‌تون
بهتون گفتم بهتره اژدهاهامون رو بفرستیم

16:10.377 --> 16:12.295
و حالا ببینین چه اتفاقی افتاده

16:12.712 --> 16:15.465
،از بین این همه آدم، دیمون
هارن‌هال رو تصرف کرده

16:15.465 --> 16:17.967
یه وظیفه بهت محول کردم
!و تو گرفتی نشستی سر جات

16:17.967 --> 16:20.470
!ناسلامتی اونجا قلعۀ توئــه

16:22.222 --> 16:26.184
خب، اون قلعه
از من هم بی‌خاصیت‌تره، اعلیحضرت

16:27.560 --> 16:30.355
،دیمون اگر بخواد از اون قلعه چیزی عایدش بشه
جون به لب میشه

16:30.355 --> 16:32.690
اینکار، فراتر از توانایی‌های دیمونــه

16:33.566 --> 16:37.529
،اون قلعه پولی هم در بساط نداره
چرا که اختیار همۀ طلاهای اونجا با منــه

16:37.529 --> 16:41.157
…پس، دیمون توی هارن‌هال چیزی بدست نمیاره

16:41.157 --> 16:43.618
…ملکۀ دروغین توی جزیره‌ش زمین‌گیر میشه

16:43.618 --> 16:46.955
و سِر کریستون
همچنان قلعه‌های مملکت رو یکی‌یکی فتح می‌کنه

16:49.499 --> 16:53.837
اگر قراره باشه آگاهانه تصمیم بگیرم و
فرمانروایی کنم، باید از این مسائل مطلع بشم

16:53.837 --> 16:55.755
…دلم نمی‌خواد دشمن‌هام و متحدهام

16:55.755 --> 16:58.425
فکر کنن من یه احمق‌ام -
تصاحب هارن‌هال باشه واسۀ بعد -

17:02.053 --> 17:04.389
سِر کریستون
در حال پیشروی به سمت روکس‌رِستــه

17:05.265 --> 17:06.975
روکس‌ر… پیروزیِ رقت‌انگیزیــه

17:06.975 --> 17:09.102
…من همچین دستوری ندا -
…قلعۀ کوچیکیــه -

17:10.353 --> 17:11.604
…و استحکامات درست و درمونی نداره

17:11.604 --> 17:14.733
و لرد استانتون توی شورای رینیرا حضور داره

17:14.733 --> 17:16.943
…وقتی که کول اونجا رو نابود کنه

17:16.943 --> 17:19.279
می‌تونیم مسیر زمینی به دراگون‌استون رو
به‌طور مؤثر قطع کنیم

17:21.072 --> 17:23.783
پیروزی در این جنگ
فقط با اژدها بدست نمیاد

17:23.783 --> 17:26.911
اژدهاها باید پشت سر ارتش پرواز کنن

17:26.911 --> 17:30.832
!نـه! بهش بگین برگرده
می‌خوام هارن‌هال رو پس بگیرم

17:32.000 --> 17:34.210
کول در حال آماده‌سازی واسۀ حمله‌ست

17:35.670 --> 17:37.630
تو از کجا می‌دونی؟

17:37.630 --> 17:39.716
بهم خبر داد

17:40.675 --> 17:41.885
به تو؟

17:44.679 --> 17:46.890
…شما دو تا

17:47.432 --> 17:51.269
بدون اجازۀ من نقشه کشیدین؟

17:55.440 --> 17:59.027
شما باید به مسائل مهم‌تری رسیدگی می‌کردین

17:59.736 --> 18:05.075
مثل برگزار کردن جلسه‌های دربار
…و انتخاب کردن عنوان واسۀ خودتون

18:05.617 --> 18:09.037
و انتخاب کردن آدمای بادمجان دور قاب چین
برای وارد شدن به گارد پادشاهی

18:13.625 --> 18:17.003
استراتژی عاقلانه‌تری دارین، پادشاهِ من؟

18:18.922 --> 18:23.218
،اگر اینطوره
بهتره با اعضای شورا در میون بذارین

18:24.552 --> 18:27.389
همه‌مون منتظر راه‌حل‌تون هستیم

18:36.648 --> 18:38.942
…می‌تونم

18:40.402 --> 18:42.570
…اعلان

18:43.238 --> 18:44.572
جنگ کنم؟

18:54.124 --> 18:56.418
هارن‌هال یه باتلاقــه و
می‌تونه به نفع ما باشه

18:56.418 --> 18:59.379
در حالی که ما ارتش‌مون رو تقویت
…و حمایت‌ها از رینیرا رو در خشکی

18:59.379 --> 19:01.631
تضعیف می‌کنیم، به اندازۀ کافی
دیمون رو مشغول و سرگرم می‌کنه

19:01.631 --> 19:04.676
به موقعش میریم سراغ ریورلندز

19:04.676 --> 19:09.055
…اما الان، روکس‌رِست یه هدف آسونــه

19:09.055 --> 19:11.057
و ارزشش رو داره برای تصاحبش تلاش کنیم

19:12.183 --> 19:15.145
موافق نیستین، پادشاهِ من؟

19:30.118 --> 19:31.411
بیا داخل

19:35.582 --> 19:37.208
لرد لاریس

19:41.046 --> 19:46.009
،بعد از غیبت‌تون در جلسۀ شورای کوچک
گفتم بهتره یه سری بهتون بزنم، علیاحضرت

19:46.009 --> 19:48.053
ترسیدم مشکلی پیش اومده باشه

19:49.179 --> 19:53.725
،لطف کردین، لردِ من
اشتباهم این بود که زیاده‌روی کردم

19:53.725 --> 19:56.978
…دیشب واسۀ شام، کیکِ مارماهی داشتیم

19:56.978 --> 19:58.897
و متأسفانه زیاده‌روی کردم

20:05.403 --> 20:07.822
زیاده‌روی یه جور شهوتــه

20:08.698 --> 20:12.285
اما به‌نظر من محروم کردن
خودمون از خواسته‌ها و شهوت‌هامون، گناهــه

20:12.285 --> 20:15.580
،همین چیزها باعث میشه ما انسان‌های فانی
احساس سرزندگی کنیم

20:19.876 --> 20:22.253
موضوع مهمی در شورا مطرح نشد؟

20:22.253 --> 20:24.661
…دربارۀ تصاحب هارن‌هال توسط دیمون

20:24.685 --> 20:27.092
و نارضایتیِ واضح اعلیحضرت
از این موضوع صحبت شد

20:27.092 --> 20:30.970
فکر می‌کردم شما بیشتر از هر کسی
از این اتفاق ناراحت بشین، لردِ من

20:32.097 --> 20:34.307
به‌نظر من این اتفاق، ضایعه‌ایـه
که به هدف بزرگ‌تری منتهی میشه

20:35.850 --> 20:38.228
حواسِ همه توی دراگون‌استون به شدت پرت شده

20:38.228 --> 20:41.481
اولش به ریورلندز و گالِت
و حالا به سرزمین‌های مملکت

20:42.482 --> 20:44.359
سِر کریستون به هر چالشی
که می‌رسه، پیروز میشه

20:44.359 --> 20:47.862
این موضوع باعث عصبانیت رینیرا میشه

20:48.613 --> 20:51.241
سِر کریستون مطمئناً
افتخارات زیادی بدست آورده

20:52.367 --> 20:54.828
و این موضوع شما رو نگران می‌کنه؟

20:55.328 --> 20:57.539
…محافظ قسم‌خورده‌تون

20:58.540 --> 21:01.459
،در حالی که در معرض تهدید اژدهاهاست
در حال پیشرویــه؟

21:01.459 --> 21:03.503
سفر خطرناکی در پیش داره

21:06.923 --> 21:08.925
سِر کریستون دستِ راستِ پادشاهــه

21:10.260 --> 21:12.887
همه‌مون باید دعا کنیم که پیروزی بشه
و سالم برگرده

21:13.972 --> 21:15.181
البته

21:25.150 --> 21:28.570
…منو به‌خاطر جسارتم ببخشین، ملکۀ من

21:34.284 --> 21:36.703
اما اخیراً یه جوری شدین

21:38.246 --> 21:40.540
…تا همین چند هفتۀ پیش شوهرم زنده

21:40.540 --> 21:42.625
و صلح در مملکت برقرار بود

21:43.084 --> 21:47.881
و حالا، در حالیکه عزاداریم واسۀ مصیبتِ
…قبلی تموم نشده، یه مصیبت دیگه رخ میده

21:47.881 --> 21:50.842
متأسفم که یه جوری شدم

21:55.180 --> 21:57.807
…نمی‌دونستم که شما هم مثل شوهرتون

21:58.892 --> 22:00.727
عاشق تاریخ هستین

22:02.145 --> 22:05.065
،اگر مثل شوهرم عاشق تاریخ هم نباشم
قطعاً علاقۀ شدیدی بهش دارم

22:06.900 --> 22:08.610
صدای تاریخ، ویسریس رو هدایت می‌کرد

22:08.610 --> 22:11.738
،می‌دونست اگر فقط به عقل و خردش اکتفا کنه
موفقیت چندانی عایدش نمیشه

22:12.113 --> 22:14.616
…به‌نظرتون به همین دلیل، در نهایت

22:15.992 --> 22:17.410
نظرشون رو تغییر دادن؟

22:18.620 --> 22:20.548
…صرف نظر از اینکه فکر می‌کردن رینیرا

22:20.572 --> 22:22.499
مناسب‌ترین فرد
…برای به ارث بردن تاج و تختــه

22:22.499 --> 22:27.128
…به قول شما، صدای تاریخ

22:27.128 --> 22:30.840
بهشون گفته بود که مملکت ممکنه
چه واکنشی نسبت به جانشینی رینیرا نشون بده؟

22:30.840 --> 22:32.467
…توی اون لحظه‌های آخر، نمی‌شد فهمید

22:32.467 --> 22:34.386
توی ذهنش چی می‌گذره

22:35.637 --> 22:37.847
الان به نیّت‌شون شک کردین؟

22:45.563 --> 22:48.191
حامیانِ رینیرا
چیزی که دل‌شون می‌خواد رو باور می‌کنن

22:48.817 --> 22:50.819
حامیانِ اگان هم همینطور

22:51.653 --> 22:54.948
…جنگ میشه، آدم‌های زیادی کشته میشن

22:56.199 --> 22:58.827
،و در نهایت، شخصی که برنده میشه
روی تخت پادشاهی می‌شینه

23:00.745 --> 23:03.748
نیّتِ ویسریس بعد از مرگش دیگه اهمیتی نداره

23:10.505 --> 23:11.965
بله، همینطوره

23:19.989 --> 23:26.989
آوا‌.مـ ـووی

24:49.437 --> 24:52.107
‫الان واسه پرسه‌زدن توی یه قلعۀ غریبه

24:52.108 --> 24:54.192
‫و سلاخی کردنِ آدمای داخلش
‫یه‌خرده دیر وقتـه

24:54.193 --> 24:55.485
‫تو

24:56.653 --> 24:58.488
‫اسم من آلیس‌ـه

24:59.072 --> 25:00.532
‫استرانگ؟

25:00.533 --> 25:01.741
‫«ریورز»

25:02.826 --> 25:03.993
‫پس حرام‌زاده‌ای

25:04.536 --> 25:07.163
‫یکم منو بیشتر بشناسی،
‫می‌بینی که اونقدرم آدم بدی نیستم

25:07.914 --> 25:12.377
‫- پس چی هستی؟ استادی، چیزی؟
‫- می‌شه این‌طور گفت

25:12.378 --> 25:16.047
‫بعد از اینکه نفر قبلی شبونه فلنگـو بست،
‫وظایفش رو من برعهده گرفتم

25:16.048 --> 25:19.417
‫- فلنگو بست؟ چرا؟
‫- راستش هیچ‌وقت اینجا احساس راحتی نکرد

25:21.720 --> 25:23.763
‫شما چطور، راحتی؟

25:24.431 --> 25:27.642
‫من دیگه چهره‌های خواب‌ندیده رو
‫خوب تشخیص میدم

25:28.226 --> 25:31.499
‫خوابیدن توی این قلعه...
‫به راحتی امکان‌پذیر نیست

25:32.657 --> 25:34.774
‫تو چمیدونی وضعیت خواب من چه‌جوریـه؟

25:35.859 --> 25:40.196
‫هارن‌هال رو از زمانی که
‫اولین خِشتش نهاده شد طلسم کردن

25:40.197 --> 25:42.657
‫«هارنِ سیاه»، درخت‌های ویروودی که

25:42.658 --> 25:44.867
‫تو این زمین‌ها رشد می‌کرد رو قطع کرد

25:44.868 --> 25:47.078
‫درخت‌های قلبی که
‫مملوء از ارواحِ کسانی بودن

25:47.079 --> 25:49.204
‫که خیلی قبل‌تر از اون زندگی می‌کردند

25:49.205 --> 25:52.917
‫- میگن هنوزم گاهی زمزمه‌هاشون به گوش می‌رسه
‫- قصه‌ست

25:52.918 --> 25:56.588
‫خب همون تختی که شما روش می‌خوابی
‫هم با همین درخت‌های قلبی ساخته شده

25:58.298 --> 26:01.885
‫تا حالا چیز قابل‌توجهی تجربه نکردید؟

26:02.552 --> 26:04.971
‫الحق که زن عجیب‌وغریبی هستی

26:05.388 --> 26:08.183
‫نه، من زن نیستم.
‫من یه جغد هستم

26:08.184 --> 26:10.440
‫که طلسم شدم به شکل یک انسان زندگی کنم

26:12.899 --> 26:16.024
‫پس بعد از جرّ بحث با همسرت
‫پاشدی اومدی اینجا؟

26:16.025 --> 26:17.108
‫چی؟

26:18.443 --> 26:21.071
‫تک و تنها اومدی اینجا که
‫قلعه رو تصاحب کنی

26:21.072 --> 26:23.323
‫و بااین‌حال، هنوز کلاغ پیغام‌رسونی نفرستادی

26:25.575 --> 26:28.244
‫می‌خوای خودت ادعای تاج و تخت کنی؟

26:28.745 --> 26:30.914
‫- شاید واسه اینکه خودتـو به اون ثابت کنی
‫- با حرف‌های مزخرفت

26:30.915 --> 26:32.915
‫صبر منو لبریز نکن، ساحره

26:32.916 --> 26:34.792
‫به گمونم خیلی باید سخت باشه،

26:34.793 --> 26:37.962
‫تعظیم و تواضع دربرابر کسی که
‫به‌عنوان ولیعهد جایگزین تو شد.

26:40.423 --> 26:43.092
‫تازه فکر کن زن هم باشه.
‫یک...

26:43.093 --> 26:45.762
‫دختر بچه‌ای که قبلنا باهاش بازی می‌کردی

26:48.098 --> 26:50.892
‫میگم حالا که مشروعیتش رو
‫به چالش کشیدن، دلت خنک نشده؟

26:50.893 --> 26:52.976
‫درحالی‌که تو اینجایی...

26:52.977 --> 26:55.604
‫با یه قلعه و یه اژدها...

26:55.605 --> 26:57.816
‫و قصد داری یه ارتش
‫برای خودت جذب کنی

27:02.946 --> 27:04.531
‫بیا. اینو بنوش

27:06.449 --> 27:10.120
‫اگر می‌خوای این قلعه رو با خودت همراه کنی
‫به یه خواب خوب احتیاج داری

27:19.629 --> 27:21.419
‫از حالا به‌عنوان نایب‌السلطنه
‫برای خاندانم حکمرانی می‌کنم

27:21.444 --> 27:23.462
‫تا روزی که برادرزاده‌ام بنجیکات
‫به سن قانونی برسه

27:28.471 --> 27:31.473
‫خاندان «برَکن» پست و رشوه‌خوارن،

27:31.474 --> 27:33.309
‫و باید به‌خاطر خیانت‌شون به

27:33.310 --> 27:35.145
‫قوانین الهی و بشری تقاص پس بدن

27:36.312 --> 27:38.356
‫و خیانت به پادشاهی

27:38.357 --> 27:39.940
‫تو کی هستی؟

27:39.941 --> 27:41.609
‫سِر ویلم بلک‌وود از خاندان بلک‌وود هستن،

27:41.610 --> 27:44.654
‫همون‌طور که بهتون گفتم، اعلیحضرت

27:48.491 --> 27:49.659
‫خوش‌وقتم

27:50.702 --> 27:52.536
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

27:52.537 --> 27:56.207
‫شما بنده رو فرا خوندید، اعلیحضرت

27:56.208 --> 27:58.042
‫این‌طور به بنده تفهیم شده که

27:58.043 --> 27:59.877
‫شما یک ارتش می‌خواستید

27:59.878 --> 28:01.670
‫خب این روزا کی ارتش نمی‌خواد؟

28:01.671 --> 28:03.548
‫شما بلک‌وودها هم که هیچ‌وقت فرصتی برای

28:03.549 --> 28:07.010
‫خونی‌کردن شمشیرهاتون
‫رو از دست نمی‌دین، درست نمیگم؟

28:07.677 --> 28:08.844
‫حدود ۲۰ سال پیش،

28:08.845 --> 28:11.013
‫لردِ ما با شاه ویسریس بیعت کرد

28:11.014 --> 28:14.392
‫و شاهدخت رینیرا رو به‌عنوان
‫وارث برحق ایشون به رسمیت شناخت

28:14.393 --> 28:16.185
‫پس شما به‌خاطر اون سوگند قدیمی می‌جنگید؟

28:16.186 --> 28:19.189
‫و نه البته به‌خاطر دشمنیِ هزار ساله‌تون
‫با خاندان برَکن

28:20.899 --> 28:24.027
‫من یه دورانی در تلاش بودم
‫با ملکه رینیرا ازدواج کنم...

28:24.028 --> 28:26.362
‫قبل اینکه ایشون با سِر لینور ازدواج کنن

28:26.363 --> 28:28.698
‫همیشه دل و جرئتِ ایشون رو دوست داشتم

28:29.240 --> 28:31.200
‫واقعاً خون اژدها داخل رگ‌هاشون جاری بود

28:31.201 --> 28:35.205
‫و شما آمادگی اینو دارید که
‫بدون اجازۀ لُردتون به جنگ...

28:57.435 --> 28:59.312
‫اعلیحضرت؟

29:00.647 --> 29:02.398
‫و زمانی که شما و اژدهاتون

29:02.399 --> 29:05.568
‫عدالتِ ملکه رو برای برکن‌ها اجرا کردید...

29:05.985 --> 29:07.987
‫ارتش ما در خدمت شما خواهد بود

29:17.247 --> 29:19.519
‫لردهامون در سرزمین‌های پادشاهی
‫گله‌مند هستن

29:19.520 --> 29:21.486
‫گله‌های گاو و گوسفندشون پاسخگوی

29:21.511 --> 29:23.585
‫اشتهای سیری‌ناپذیرِ اژدهاهامون هستن

29:23.586 --> 29:26.401
‫- به‌خصوص اشتهای ویگار
‫- اونا یا باید نیازهای سلطنت رو

29:26.402 --> 29:29.217
‫برطرف کنند، یا که باید اموال‌شون رو ضبط کنیم

29:29.218 --> 29:31.240
‫خب این‌طوری خیلی خوب میشه،

29:31.241 --> 29:33.315
‫چون دیگه سکه‌ای برای
‫اختصاص دادن به این کار نداریم

29:33.316 --> 29:35.729
‫واقعاً منابع‌مون محدود شده

29:35.754 --> 29:37.057
‫به‌خاطر این محاصره

29:37.058 --> 29:38.977
‫تقاضا از آهنگران و اسلحه‌سازان و دباغ‌ها

29:38.978 --> 29:40.228
‫برای ساختن تجهیزات خیلی بیشتر شده،

29:40.229 --> 29:41.770
‫به‌خاطر ارتش سِر کریستون

29:41.771 --> 29:43.773
‫خب، حداقلش کول
‫کارش رو به نحو احسن انجام داده،

29:43.774 --> 29:45.774
‫و تمام قلعه‌ها و ارتش‌هایی که
‫سر راهش می‌بینه رو

29:45.775 --> 29:48.820
‫با ما همراه می‌کنه، از جمله «داسکندیل».
‫دستش درد نکنه.

29:48.821 --> 29:50.904
‫بهش لقبِ «شاه‌نشان» رو دادن

29:50.905 --> 29:53.115
‫و همچنین با وجود ایموند و ویگار،

29:53.116 --> 29:55.326
‫ما واقعاً رقیب سرسختی هستیم

29:56.619 --> 29:58.329
‫حوصله‌ام رو سر می‌بری

30:01.166 --> 30:03.168
‫همه‌تون حوصله‌مـو سر می‌برید

30:19.164 --> 30:21.811
‫شاید سِر کریستون بتونه در حین رزم

30:21.812 --> 30:23.812
‫گاو و گوسفند بیشتری برامون تأمین کنه

30:23.837 --> 30:26.865
‫هرچندتا سکه صرفه‌جویی کنیم،
‫بنده از صمیم قلب استقبال می‌کنم

30:36.493 --> 30:37.951
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنی؟

30:37.952 --> 30:39.536
‫کتاب‌های پدرت کجاست؟

30:39.537 --> 30:41.498
‫دستور دادم ببرن‌شون بیرون

30:41.499 --> 30:42.937
‫بدون اینکه هیچ اهمیتی برای قرن‌ها دانش

30:42.938 --> 30:44.942
‫و اطلاعات داخل اون صفحات، قائل بشی

30:51.049 --> 30:52.675
‫اعلیحضرت

30:54.219 --> 30:56.888
‫گفتم از اینجا ببرن‌شون،
‫نسوزوندم‌شون که.

31:02.102 --> 31:03.519
‫چی شده؟

31:03.520 --> 31:05.855
‫نظر من براشون مهم نیست

31:08.525 --> 31:10.859
‫- کی‌ها، اگان؟
‫- اعضای شورام

31:10.860 --> 31:13.028
‫کول. ایموند.
‫خودشون به جنگ میرن،

31:13.029 --> 31:15.779
‫بدون اینکه کمک یا حتی نظرِ منو بخوان

31:18.410 --> 31:19.869
‫اون‌وقت تو چه نظراتی داری؟

31:21.410 --> 31:23.245
‫چی.. ناسلامتی من شاه‌ام

31:26.710 --> 31:30.088
‫خیال می‌کنی صرفاً با تاج‌گذاری
‫تبدیل به یه آدم دانا میشی؟

31:36.219 --> 31:39.639
‫اون آدمایی که دور میز شورات نشستن...

31:40.598 --> 31:42.642
‫جایگاه‌شون رو با تلاش به‌دست آوردن

31:43.571 --> 31:45.999
‫من امیدوار بودم که
‫وقتی بر تخت پادشاهی نشستی،

31:46.000 --> 31:48.898
‫بارِ سنگین وظایف جدیدت رو جدی بگیری،

31:48.899 --> 31:50.774
‫سکوت کنی،

31:50.775 --> 31:54.446
‫و تلاش کنی از ذهن‌های تحصیل‌کرده‌ترِ
‫دور و برت یاد بگیری

31:55.947 --> 31:58.950
‫به امید اینکه بتونی فقط
‫نصفِ پادشاهی باشی که پدرت بود

32:00.577 --> 32:02.996
‫- مراقب حرف‌هات باش
‫- وگرنه چی‌کار می‌کنی؟

32:04.748 --> 32:07.750
‫من رو هم مثل موش‌گیرهات اعدام می‌کنی؟

32:07.751 --> 32:10.754
‫یا مثل دست‌ات تبعیدم می‌کنی؟

32:11.880 --> 32:13.297
‫من داشتم حکمرانی می‌کردم

32:13.298 --> 32:15.716
‫در زمان غیبتِ پدرت
‫به‌خاطر بیماری طولانی‌اش،

32:15.717 --> 32:18.428
‫و اوتو های‌تاور زیرک‌ترین
‫سیاستمداری بود که بشر به خودش دیده

32:18.429 --> 32:23.641
‫تو باید از خداتم باشه که
‫از ما نظر و مشاوره بخوای

32:25.977 --> 32:27.979
‫روحت هم خبر نداره
‫چه فداکاری‌هایی صورت گرفته

32:27.980 --> 32:30.273
‫تا تو روی اون تخت بشینی

32:34.944 --> 32:35.945
‫چیه...

32:38.156 --> 32:40.825
‫می‌خوای من چی‌کار کنم، مادر؟

32:42.118 --> 32:44.537
‫فقط همون چیزی که ازت انتظار میره:

32:46.289 --> 32:47.665
‫هیچ‌کاری نکن

33:17.821 --> 33:19.864
‫بلند شید!

33:21.157 --> 33:23.159
‫همه به سوی قلعۀ روکس‌رست!

33:24.327 --> 33:25.745
‫به سوی نبرد!

33:30.875 --> 33:32.835
‫الان که هوا روشنـه

33:32.836 --> 33:36.339
‫باید همین‌جا اردو بزنیم و آماده بشیم
‫که شب محاصره‌شون کنیم

33:36.340 --> 33:38.341
‫باید همین‌الان حرکت کنیم
‫و توی روز حمله کنیم

33:38.342 --> 33:39.696
‫غافلگیر میشن

33:39.697 --> 33:41.051
‫غافلگیر میشن،

33:41.052 --> 33:43.221
‫چون‌که این کار خودِ دیوانگیـه

33:45.014 --> 33:46.349
‫یادت رفته توی راهِ رازبی

33:46.350 --> 33:48.059
‫به کی برخورد کردیم؟

33:48.727 --> 33:49.936
‫من که یادم نرفته

33:51.855 --> 33:54.858
‫قلعۀ دراگون‌استون و اژدهاهاشون
‫فاصله‌ای باهامون ندارن

33:56.276 --> 33:58.278
‫چیه؟ از زندگی خسته شدی؟

33:59.237 --> 34:00.864
‫ترسیدی، سِر؟

34:01.865 --> 34:04.200
‫بدتر. دارم منطقی فکر می‌کنم

34:06.244 --> 34:08.203
‫حرکت می‌کنیم

34:28.266 --> 34:30.059
‫من چارۀ دیگه‌ای نمی‌بینم

34:30.060 --> 34:32.562
‫- باید یه اژدها بفرستیم
‫- به کجا؟

34:37.605 --> 34:38.734
‫برای کمک به نبردی که

34:38.735 --> 34:41.905
‫هم‌پیمان‌هاتون داشتن در غیاب شما
‫درش می‌جنگیدن...

34:41.906 --> 34:43.156
‫علیاحضرت

34:44.449 --> 34:47.701
‫سپاه کول هر روز داره بزرگ‌تر میشه

34:47.702 --> 34:50.246
‫اون سربازهای قلعه‌های
‫رازبی و استوک‌ورث رو جذب کرده

34:50.247 --> 34:52.791
‫و با ادغام قدرت‌شون،
‫موفق شدن داسکندیل رو نابود کنن

34:52.792 --> 34:54.416
‫داسکندیل؟

34:54.417 --> 34:56.460
‫اون شهر سقوط کرده

34:56.461 --> 34:58.421
‫خیلی از اعضای خاندان دارک‌لین
‫اِگان رو به رسمیت شناختن

34:58.422 --> 35:00.107
‫کسانی که مقاومت کردن هم کُشته شدن

35:00.132 --> 35:01.987
‫پدرم، چی؟

35:02.012 --> 35:03.866
‫اون سوگندش رو زیر پا نذاشت

35:04.094 --> 35:05.970
‫و به همین خاطر کول اون رو گردن زد.

35:08.181 --> 35:10.891
‫شما این چند روز اخیر کجا بودید؟

35:10.892 --> 35:13.603
‫بدون هیچ حرفی گذاشتی رفتی

35:14.312 --> 35:17.440
‫خب به‌خاطر غیبت و پنهان‌کاریم
‫عذر می‌خوام،

35:17.441 --> 35:19.442
‫اما ضروری بود

35:20.276 --> 35:22.278
‫رفته بودم به «بارانداز پادشاه»

35:23.279 --> 35:24.766
‫دقیقاً با چه هدفی؟

35:24.791 --> 35:27.355
‫برای ملاقات با ملکه آلیسنت
‫و مذاکره برای صلح

35:27.513 --> 35:30.078
‫- رفتی آلیسنت رو دیدی؟
‫- بله

35:30.079 --> 35:32.454
‫ممکن بود اسیر یا حتی کُشته شی!

35:32.455 --> 35:36.334
‫من ۸۰ سال صلح و آرامش
‫از پدرم به ارث بردم

35:36.335 --> 35:38.001
‫قبل اینکه بخوام همه‌ش رو به باد بدم،

35:38.002 --> 35:41.047
‫می‌خواستم مطمئن بشم که
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

35:43.633 --> 35:45.218
‫و حالا مطمئن شدم

35:48.656 --> 35:50.910
‫الان فقط یک حق انتخاب دارم:

35:50.935 --> 35:54.356
‫یا باید بر مسند قدرت بشینم،
‫یا می‌میرم

35:56.688 --> 35:58.982
‫ما آماده و گوش به فرمان‌ایم

35:59.858 --> 36:02.152
‫پیروزی‌هایی که کول به‌دست آورده
‫اون رو جسورتر کرده

36:02.153 --> 36:04.008
‫حرکت کرده به سمت قلعۀ روکس‌رست

36:04.009 --> 36:05.863
‫وقتی کلاغ‌های لرد استاونتون راه افتادن

36:05.864 --> 36:08.992
‫- سپاهش فقط چند ساعت با اونجا فاصله داشت
‫- حالا چرا قلعۀ روکس‌رست؟

36:08.993 --> 36:10.367
‫اونم بعد از داسکندیل؟

36:10.368 --> 36:12.536
‫اون که یه قلعۀ کوچیک ساحلی بیشتر نیست

36:12.537 --> 36:16.331
‫به‌خاطر اینه که لرد استاونتون عضو این شوراست

36:16.332 --> 36:20.295
‫و چون قلعۀ ایشون کوچیک و آسیب‌پذیره
‫و راحت قابل تصاحبـه

36:20.296 --> 36:22.713
‫کول خوب می‌دونه که ما
‫توی خشکی‌ها سرباز نداریم

36:22.714 --> 36:25.300
‫- خیلی گستاخ شده
‫- داره ما رو به جنگ دعوت می‌کنه

36:25.301 --> 36:28.428
‫باید یه اژدها بفرستیم اونجا

36:35.268 --> 36:39.272
‫گویا یک‌سری احتیاطِ من رو با ضعف اشتباه گرفتن

36:43.902 --> 36:45.904
‫بذارید براشون درس بشه

36:46.780 --> 36:49.031
‫- من خودم میرم
‫- ملکۀ من...

36:49.032 --> 36:51.868
‫- نمی‌شه
‫- من حاضر نیستم توی کاخم قایم بشم

36:51.869 --> 36:53.243
‫و اژدهاهام رو توی جنگ از دست بدم

36:53.244 --> 36:56.414
‫متحدین ما برای شما
‫پرچم برافراشته می‌کنن، مادر

36:56.415 --> 36:58.657
‫بله، درسته

36:58.682 --> 37:01.267
‫اگر شما بمیرید، همه‌چیز از دست میره

37:01.587 --> 37:03.212
‫- من رو بفرست
‫- نه

37:03.213 --> 37:05.152
‫میرم سپاه کول رو به آتش می‌کشم
‫و برمی‌گردم، قبل اینکه اصلاً

37:05.153 --> 37:07.898
‫- آژیر خطر تو بارانداز پادشاه به صدا دربیاد
‫- تو تجربۀ کافی نداری

37:10.095 --> 37:12.389
‫باید من رو اعزام کنید، علیاحضرت

37:14.641 --> 37:16.371
‫ملیس بزرگ‌ترین اژدهای شماست

37:16.372 --> 37:18.103
‫و با جنگ هم غریبه نیست

37:20.897 --> 37:22.732
‫من به دیدارِ کول میرم

38:31.342 --> 38:33.178
‫من فقط می‌خوام برای شما بجنگم،

38:33.179 --> 38:35.263
‫برای حق پادشاهی شما و خودم

38:35.264 --> 38:36.723
‫من...

38:38.141 --> 38:39.821
‫یه چیزی رو باید بهت بگم، جیس

38:42.353 --> 38:45.814
‫موضوعی که... باید همون اول که

38:45.815 --> 38:48.026
‫وارثِ سلطنت شدی، بهت می‌گفتم

38:49.152 --> 38:52.259
‫رازی که ویسریس وقتی من رو

38:52.260 --> 38:55.366
‫جانشین خودش اعلام کرد،
‫بهم گفت.

38:55.367 --> 38:58.724
‫و تمام پادشاه‌ها این راز رو
‫به ولیعهد خودشون گفتن...

38:58.725 --> 39:02.082
‫از دوران پادشاهی «اِگان فاتح»

39:10.382 --> 39:12.717
‫هیچ‌وقت این راز رو بهت نگفتم
‫چون‌که خودم هم

39:12.718 --> 39:15.121
‫نمی‌دونستم بهش باور دارم یا نه

39:15.720 --> 39:18.889
‫اون تارگرینی که روی تخت آهنین می‌شینه

39:18.890 --> 39:21.371
‫صرفاً یک پادشاه یا ملکه نیست

39:21.372 --> 39:23.853
‫اون فرد یک محافظـه

39:24.268 --> 39:27.768
‫باز داریم به جنگ می‌ریم، دختر پیر

39:28.274 --> 39:30.527
‫کسی که منصوب میشه
‫تا هفت پادشاهی رو رهبری کنه،

39:30.528 --> 39:32.445
‫و تقویت‌شون کنه...

39:34.364 --> 39:38.368
‫و اونا رو برای نبرد با
‫یک دشمن مشترک متحد کنه.

39:42.914 --> 39:47.167
‫ویسریس من رو به‌عنوان جانشین خودش انتخاب کرد

39:47.168 --> 39:49.879
‫و تمام عمرش به این عهد پایبند موند

39:55.427 --> 39:59.054
‫پدرم باور داشت که من، و فقط من،

39:59.055 --> 40:01.765
‫قرار بوده که اون «محافظ» باشم

40:01.766 --> 40:04.853
‫اونا حداقل ۱۴۰۰-۵۰۰ تا سرباز دارن، سرورم

40:06.354 --> 40:07.855
‫اما من برای متحد کردنِ این قلمرو،

40:07.856 --> 40:10.442
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه
‫اژدهاها رو به جنگ بفرستم

40:18.575 --> 40:22.245
‫اتفاقات وحشتناکی که قراره بیفته
‫نمی‌تونه صرفاً به‌خاطر یک تاج باشه

40:24.330 --> 40:26.415
‫به همین خاطر من باید چیزی که ویسریس

40:26.416 --> 40:29.586
‫بهم گفت وقتی منو ولیعهد خودش اعلام کرد
‫رو باور کنم.

40:29.587 --> 40:32.588
‫و چیزی که جهریس به اون گفته بود.

40:32.589 --> 40:35.050
‫و چیزی که من الان می‌خوام به تو بگم

40:37.761 --> 40:38.803
‫چیه؟

40:45.143 --> 40:47.353
‫رؤیای اگان فاتح

40:49.522 --> 40:53.193
‫بهش می‌گفت «نغمۀ یخ و آتش»

41:02.952 --> 41:04.954
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

41:06.122 --> 41:09.167
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

41:10.293 --> 41:12.629
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

41:17.300 --> 41:18.343
‫هل بدین!

41:19.511 --> 41:21.346
‫اژدها!

41:21.347 --> 41:22.972
‫اژدها!

41:27.477 --> 41:30.146
‫ایشالا بری به هفت جهنم، کول!

41:30.563 --> 41:33.051
‫فقط مونده بود برای اعلام حضورمون
‫یه شیپور بزنی!

41:33.076 --> 41:34.984
‫به سپاه دارک‌لین بگو
‫جدا بشن و جلوتر حرکت کنن

41:34.985 --> 41:36.861
‫باید حواس اژدهاها رو پرت و گیج‌شون کنیم

41:36.862 --> 41:39.092
‫- علامت رو بفرست
‫- کدوم علامت؟

41:39.093 --> 41:41.324
‫همه‌چیز داره طبق نقشه پیش میره

42:37.973 --> 42:39.199
‫احمق

42:41.766 --> 42:44.062
‫صبر داشته باش، ویگار

42:44.383 --> 42:46.211
‫هنوز وقتش نیست

43:12.916 --> 43:14.583
‫برو، سان‌فایر!

43:14.584 --> 43:16.795
‫سریع‌تر!

43:17.658 --> 43:19.422
‫اژدها!

43:19.423 --> 43:21.278
‫اون اژدهای کیه؟

43:21.279 --> 43:23.380
‫اعلیحضرت، مال پادشاهـه

43:24.260 --> 43:26.241
‫نقشۀ پنهانیت این بود، کول؟

43:26.242 --> 43:28.222
‫که خود حضرت پادشاه براشون کمین کنه

43:28.223 --> 43:30.558
‫- و شاید در این راه جون بده!؟
‫- نه!

43:30.559 --> 43:32.435
‫باز با تیرهای بیشتر علامت بفرستید!

43:35.814 --> 43:38.108
‫مردانِ باوفای خاندان تارگرین،

43:39.359 --> 43:42.736
‫پادشاه‌تون با شما همراه شده!

43:42.737 --> 43:45.510
‫شجاعانه و باهوش عمل کنید!

43:45.858 --> 43:48.284
‫چرا که هفت پادشاهی
‫این سپاه رو موردِ رحمت و حفاظت خودش

43:48.285 --> 43:50.821
‫قرار داده با هدفی الهی!

43:50.846 --> 43:53.651
‫برای یگانه پادشاه حقیقی، اِگان!

43:54.025 --> 43:56.334
‫حمله کنید!

44:04.467 --> 44:06.553
‫پس کجایی، ایموند؟

44:18.352 --> 44:20.555
‫حمله کن، ملیس!

44:21.651 --> 44:23.153
‫دراکاریس

45:02.108 --> 45:04.151
‫یکی دیگه اونجاست!

45:04.152 --> 45:06.404
‫به اون مردهای خاندان رازبی شلیک کنید!

45:06.405 --> 45:08.448
‫بهشون امون ندید!

45:17.874 --> 45:19.876
‫بهتره که ببریم‌تون به پناهگاه، سرورم

46:08.550 --> 46:10.468
‫خدا رو شکر!

46:11.970 --> 46:13.221
‫دراکاریس

46:13.222 --> 46:14.264
‫

46:18.768 --> 46:20.854
‫نه!

46:39.977 --> 46:41.833
‫اعلیحضرت!

46:58.358 --> 47:00.304
‫حمله کن، ملیس!

51:48.264 --> 51:50.433
‫جمع شید پشت سر من!

51:51.434 --> 51:53.435
‫حمله می‌کنیم!

52:24.968 --> 52:27.470
‫پادشاه سقوط کردن. باید پیداشون کنیم

53:17.429 --> 53:18.722
‫ایموند!

53:34.329 --> 53:36.373
‫اعلیحضرت کجاست؟

53:36.897 --> 53:56.897
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
