WEBVTT

01:42.477 --> 01:46.810
« خاندان اژدها »

02:49.121 --> 02:50.622
!می‌کشم‌شون

02:51.248 --> 02:52.666
!همه‌شون رو می‌کشم

02:53.166 --> 02:55.293
!اون خائن‌ها و اشرار رو می‌کشم

02:55.293 --> 02:57.003
جرئت می‌کنن به من حمله کنن؟ -
اعلیحضرت -

02:57.003 --> 02:59.589
!ناسلامتی من پادشاه‌ام -
اعلیحضرت! بله، بله -

02:59.589 --> 03:02.050
!ناسلامتی من پادشاه‌ام -
بله، اعلیحضرت. خواهش می‌کنم، اعلیحضرت -

03:03.426 --> 03:05.137
!اون خائن‌ها و اشرار رو می‌کشم

03:06.888 --> 03:08.098
!خشمم رو نشون‌شون میدم

03:08.682 --> 03:11.518
!جنگ شروع شده! اعلان جنگ می‌کنم

03:12.936 --> 03:14.896
!اعلان جنگ می‌کنم

03:14.920 --> 03:22.920
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:22.944 --> 03:29.944
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:11.328 --> 04:13.538
دروازه‌ها بسته شده‌ن

04:14.831 --> 04:16.833
جستجو ادامه پیدا می‌کنه

04:17.876 --> 04:19.878
اون شرور رو پیدا می‌کنیم

04:21.296 --> 04:24.132
نباید این اتفاق ما رو متزلزل کنه

04:27.844 --> 04:29.596
…این جنایت

04:33.308 --> 04:36.144
…اون بچه -
اون بچه مُرده -

04:39.272 --> 04:41.108
درد و عزابش تموم شده

04:44.569 --> 04:47.364
اما چه بلایی سر دخترم آورده‌ن

04:47.948 --> 04:49.157
آره

05:03.380 --> 05:06.216
و تقاص اینکارشون رو پس میدن

05:17.102 --> 05:17.936
کی؟

05:17.936 --> 05:21.148
هر کسی که اینکارو انجام داده
یا توی این ماجرا نقشی داشته

05:21.148 --> 05:25.610
و اگر نشه کسی که توی این ماجرا
نقش داشته رو مجازات کرد، چی؟

05:27.237 --> 05:30.532
خدایان مجازات‌مون می‌کنن. منو مجازات می‌کنن

05:32.033 --> 05:33.660
به‌خاطر کدوم گناه؟

05:37.789 --> 05:39.082
دخترم، گوش کن ببین چی میگم

05:39.082 --> 05:46.089
البته که باید عزاداری کنیم، اما
شاید این اتفاق یه خیرتی داشته باشه

05:48.758 --> 05:52.137
،وقتی که اون قاتل پادشاه رو تهدید کرد
اعضای شورا کجا بودن؟

05:52.137 --> 05:53.430
شما رو هم تهدید کردن، اعلیحضرت؟

05:53.430 --> 05:54.723
!ممکن بود اینکارو انجام بدن

05:58.810 --> 06:01.438
!پسرم، میراث منـه

06:02.606 --> 06:05.358
!پسرم، وارث تخت آهنینـه

06:07.319 --> 06:10.655
تو کجا بودی، لُرد فرماندۀ گارد پادشاهی؟

06:10.655 --> 06:13.617
اعلیحضرت، بعد از اینکه شیفت‌ها رو
تقسیم کردم خواب بودم

06:14.201 --> 06:15.202
خواب بودی؟

06:16.036 --> 06:17.245
!خواب بودی؟

06:18.163 --> 06:21.082
!بجای محافظت از خانوادۀ من؟

06:21.708 --> 06:24.753
الان وقتش نیست
اتهام‌های کورکورانه بزنیم، اعلیحضرت

06:24.753 --> 06:26.421
خیلی زود متوجه میشیم
چه کسی اینکارو انجام داده

06:26.421 --> 06:28.965
چه کسی اینکارو انجام داده؟
چه کسی… چی میگی؟

06:28.965 --> 06:31.426
مگه دربارۀ مجرم شک و شبه‌ای وجود داره؟

06:31.426 --> 06:34.888
چه کسی بجز ملکۀ جنده
…و مادر اون حرومزاده‌ها و رئیسِ دیوث

06:34.888 --> 06:37.557
و از خود راضیِ دراگون‌استون
می‌تونسته همچین کاری رو انجام بده؟

06:37.557 --> 06:41.019
توی قلعه‌ش، اون طرفِ خلیج
نشسته و داره بهم می‌خنده

06:41.019 --> 06:43.855
!دارم بهم می‌خنده

06:52.114 --> 06:53.824
تو گفتی نکشیمش

06:53.824 --> 06:56.660
اجازه هست، اعلیحضرت؟
سرورانم؟

06:56.660 --> 06:58.745
یکی از نگهبان‌ها یه نفر رو بازداشت کرده

06:59.329 --> 07:01.957
مردی که دستگیر شده رو می‌شناسیم

07:02.833 --> 07:03.959
یکی از نگهبان‌های شهره

07:04.960 --> 07:06.461
به وحشیگری معروفه

07:06.461 --> 07:08.964
در حالی که سر بچه رو
…توی گونی گذاشته بود و داشت

07:08.964 --> 07:11.299
،از دروازۀ خدایان فرار می‌کرد
دستگیرش کردیم

07:14.010 --> 07:15.387
خودم می‌کشمش

07:15.387 --> 07:19.015
بهتره ببنیم می‌تونیم چه اطلاعتی
از زیر زبونش بیرون بکشیم

07:20.559 --> 07:23.353
به مهارت‌های شما
برای انجام اینکار اعتماد دارم، لرد لاریس

07:23.353 --> 07:25.689
،همیشه میگین باید بررسی بشه
همیشه میگین باید طبق اصول عمل کرد

07:25.689 --> 07:27.065
!ما که می‌دونیم دشمن‌مون کیه

07:27.065 --> 07:30.318
یه پادشاه ممکنه بیشتر از
یه دشمن داشته باشه، اعلیحضرت

07:30.735 --> 07:34.322
بهتره مطمئن بشیم
…کار خدمت‌کارهای خواهرتون بوده

07:34.322 --> 07:37.701
یا اینکه بین‌مون جاسوس داریم

07:37.701 --> 07:39.786
به گمونم حق با توئـه، آیرِن‌راد

07:40.787 --> 07:42.539
ممکنه کار هر کسی باشه

07:43.582 --> 07:46.793
ممکنه کارِ افرادی باشه که الان اینجان

07:56.761 --> 07:58.597
لرد جاسپر درست میگه

07:59.389 --> 08:01.683
…از یه نظر، باید بفهمیم چه اتفاقی افتاده

08:01.683 --> 08:04.686
و اینکه هنوز خطری در رِد کیپ
تهدیدمون می‌کنه یا نه

08:04.686 --> 08:07.063
…و البته از نظر دیگه

08:09.483 --> 08:11.109
مهم نیست

08:14.196 --> 08:16.198
قصد دارین رینیرا رو مقصر جلوه بدین

08:16.990 --> 08:18.950
و به مردم بگین که اون اینکارو انجام داده

08:18.950 --> 08:22.662
،اجازه نمیدم به مردم چیزی بگین
…توی قلعه‌مون

08:22.662 --> 08:26.041
،و بیخ گوش‌مون بهمون حمله کردن
اجازه نمیدن کسی فکر کنه ضعیف‌ام

08:26.041 --> 08:28.668
قبلاً ضعیف بودنت رو دیدن، اگان

08:30.045 --> 08:31.671
…لعنت به

08:37.928 --> 08:40.722
،تاج‌گذاریِ عجولانه
فرار کردن یه اژدها از گودال

08:40.722 --> 08:42.098
مردم این چیزا رو یه نشونه می‌دونن

08:43.016 --> 08:44.518
توی خیابون‌ها پچ‌پچ می‌کنن

08:44.518 --> 08:47.395
میگن… شاید بهتره رینیرا ملکه بشه

08:47.395 --> 08:51.983
و با اینکار، اون رو به عنوان یه هیولا
و قاتل بچه‌ها جلوه میدین

08:52.651 --> 08:55.237
فراتر از این‌ها

08:55.237 --> 08:58.448
،مراسم سوگواری رو برگزار می‌کنیم
اجازه میدیم مردم اون بچه رو ببینن

08:58.448 --> 09:02.702
اجازه میدیم
مردم کارهای مدعیِ تاج‌وتخت رو ببینن

09:05.080 --> 09:06.164
پدر

09:09.167 --> 09:11.169
…پادشاه من -
نه -

09:11.837 --> 09:15.423
اجازه نمیدم جنازۀ پسرم
…مثل جنازۀ یه سگ توی خیابون

09:15.423 --> 09:17.300
اینور اونور بُرده بشه و بهش بی‌احترامی بشه

09:17.300 --> 09:19.386
!به جنازه‌ش بی‌احترامی نمیشه
!اتفاقاً با احترام تشییع میشه

09:20.095 --> 09:24.224
تا گودال اژدها بدرقه و مثل جنازۀ
یه شاهزادۀ تارگریان سوزونده میشه

09:25.267 --> 09:26.435
اعلیحضرت

09:26.435 --> 09:28.311
نه

09:34.526 --> 09:37.154
اصلاً و ابداً فکر نکنین که من عزادار نیستم

09:37.821 --> 09:40.282
جهریس، نوۀ من بود. دوستش داشتم

09:40.282 --> 09:43.201
اجازه نمیدم مرگش بیهوده بوده باشه

09:44.161 --> 09:45.745
و افرادی که به رینیرا
…سوگند وفاداری خوردن

09:45.745 --> 09:48.498
،وقتی که بفهمن همچین کاری کرده
همچنان ازش حمایت می‌کنن؟

09:48.498 --> 09:50.584
یا ترجیح میدن ترکش کنن؟

09:52.878 --> 09:56.882
کاری که مرگِ جهریس واسه‌مون می‌کنه، حتی از
دست هزارتا شوالیه توی میدان نبرد هم برنمیاد

10:03.263 --> 10:05.223
جنگی که منتظرش هستین
اتفاق میافته، اعلیحضرت

10:05.223 --> 10:09.936
،اما اگر یکم صبر کنین
ممکنه بتونین قدرت‌تون رو دو برابر کنین

10:12.606 --> 10:13.815
مادر

10:19.070 --> 10:22.240
دستِ پادشاه
…راه سختی رو انتخاب کرده، عزیزم

10:22.240 --> 10:24.534
اما شاید راه درستی باشه

10:25.285 --> 10:29.331
به خواهران خَموش
بگین شاهزاده رو برای سفر آخرش آماده کنن

10:29.331 --> 10:32.542
…و پشت سر شاهزاده، مادرش، ملکه

10:32.542 --> 10:34.669
و ملکۀ بیوه حضور پیدا می‌کنن

10:34.669 --> 10:36.296
نه، دوست ندارم جلوی مردم نقش بازی کنم

10:36.296 --> 10:39.925
مردم باید عمقِ غم و اندوه سلطنت رو درک کنن

10:39.925 --> 10:43.678
غم و اندوهی که باید
مهربون‌ترین افراد سلطنت نشون دهنده‌ش باشن

10:46.848 --> 10:52.062
فکر می‌کنم موافقین که بهتره
پادشاه اینکارو انجام ندن

11:07.160 --> 11:09.788
قراره مراسم تشییع جنازۀ جهریس برگزار بشه

11:15.252 --> 11:18.255
ازمون خواسته شده که
پشت سر جنازه‌ش حرکت کنیم

11:23.718 --> 11:25.137
دلم نمی‌خواد اینکارو انجام بدم

11:26.763 --> 11:28.390
منم دلم نمی‌خواد

11:30.559 --> 11:32.561
…اما وقتی همچین اتفاقی میافته

11:33.895 --> 11:36.523
ضربه به پادشاه، یعنی ضربه به مملکت

11:37.607 --> 11:39.651
،وقتی که مردم در غم‌مون شریک بشن
بهمون نزدیک‌تر میشن

11:39.651 --> 11:41.403
نمی‌خوام بهمون نزدیک‌تر بشن

11:42.487 --> 11:44.197
نمی‌شناسم‌شون

11:45.365 --> 11:47.284
بعضی وقتا، باید وانمود کنیم

11:49.619 --> 11:50.579
واسۀ چی؟

11:51.746 --> 11:54.207
ما نماینده‌های تاج‌و‌تخت هستیم. وظیفه داریم

11:57.169 --> 11:59.963
هلنا، وقتی که دیشب اومدی
…توی اتاقم یه چیزی دیدی که

11:59.963 --> 12:02.215
این مال پسرمه

13:20.961 --> 13:23.839
دیمون تارگریان بهم گفت اینکارو انجام بدم

13:24.506 --> 13:25.975
…به ما پول داد. نصفش رو همون موقع

13:25.999 --> 13:27.467
نصف دیگه‌ش رو قرار بود
بعد از انجام کار به ما بده

13:27.467 --> 13:29.970
منظورت از «ما» کیه؟ -
یه موش‌گیر -

13:30.929 --> 13:35.100
،یکی از خدمت‌کارها استخدامش کرده بود
اسم واقعیش رو نمی‌دونم

13:43.817 --> 13:50.323
!ببینین رینیرا تارگریان چیکار کرده

13:52.868 --> 13:56.872
!مدعیِ تاج‌وتخت

14:00.125 --> 14:02.002
!قاتلِ پادشاه

14:02.002 --> 14:04.087
بهتون تسلیت میگم، ملکۀ من

14:04.087 --> 14:05.755
دستِ خدایان همراه‌تون باشه، ملکۀ من

14:05.755 --> 14:07.632
ما ازتون حمایت می‌کنیم، ملکه هلنا

14:07.632 --> 14:11.720
!آسیب‌رسان به بیگناهان

14:19.186 --> 14:24.399
!ببینین رینیرای ظالم چیکار کرده

14:27.277 --> 14:29.279
می‌خوای بهم صدمه بزنی؟

14:30.363 --> 14:31.490
نه

14:33.241 --> 14:35.076
ولی نمی‌تونم تضمین بدم
اعلیحضرت اینکارو انجام ندن

15:00.393 --> 15:06.358
!ببینین رینیرا تارگریان چیکار کرده

15:06.358 --> 15:08.193
!ملکه

15:08.193 --> 15:12.280
!مدعیِ تاج‌وتخت

15:15.075 --> 15:17.160
!قاتلِ پادشاه

15:36.930 --> 15:39.141
!ملکه هلنا

15:44.312 --> 15:45.480
چی شده؟

15:48.233 --> 15:49.985
چی شده؟
!خب، تکونش بدین

15:55.365 --> 15:57.701
!ملکه هلنا -
هلنا -

16:04.374 --> 16:06.209
!ملکه هلنا

16:09.754 --> 16:10.839
هلنا

16:11.423 --> 16:13.925
!بلندش کنین! بلندش کنین

16:20.515 --> 16:24.895
!نفرین… نفرین به رینیرای هیولا

16:31.818 --> 16:35.781
هنوز نحوۀ نفوذ به رِد کیپ مشخص نشده

16:35.781 --> 16:38.116
سرِ اون پسر بچه از تنش جدا شده

16:39.075 --> 16:41.703
هزاران نفر شاهد مراسم تشییع جنازه بودن

16:42.329 --> 16:45.624
و منو به دست دشتن
توی این ماجرا متهم می‌کنن؟

16:45.624 --> 16:47.250
اینجوری به‌نظر می‌رسه

16:47.250 --> 16:50.045
…پیغام‌هایی به همین منظور

16:50.045 --> 16:51.338
به سراسر مملکت ارسال شده

16:52.547 --> 16:56.510
ما هم باید پیغام بفرستیم
و این ادعای زشت رو رد کنیم

16:56.510 --> 16:58.220
…فوراً اینکارو انجام میدم

16:58.220 --> 17:00.555
اما مطمئن نیستم که
پیغام‌هامون با حُسن نیّت پذیرفته بشه

17:00.555 --> 17:03.975
و باید امنیت اینجا
و دریفتمارک رو بیشتر کنیم

17:05.143 --> 17:07.354
…ممکنه به هر نحوی که شده بخوان انتقام

17:07.354 --> 17:09.314
ترتیب اینکارو داده‌م، علیاحضرت

17:10.482 --> 17:12.442
اجازه بدین با ورماکس پرواز کنم

17:12.442 --> 17:14.402
رینیس باید توی گالِت باشه
…اما من می‌تونم تحرکاتِ

17:14.402 --> 17:16.446
باراندازه پادشاه رو تحت نظر بگیرم -
نه -

17:17.948 --> 17:21.409
باید بگم که آسیبی که این ماجرا
بهمون زده، بی‌اندازه‌ست

17:21.409 --> 17:25.122
اونم در شرایطی که برای رسیدن به هدف‌مون
به وفاداریِ خاندان‌ها نیاز داریم

17:25.914 --> 17:27.916
ولی این ماجرا دروغـه

17:28.875 --> 17:31.586
…اینکه به‌خاطر از دست دادن پسرم

17:31.586 --> 17:36.133
دست به یه همچین کاری می‌زنم و از بین
اون همه آدم، یه همچین بلایی سر هلنا میارم؟

17:37.217 --> 17:38.927
یه آدم بیگناه

17:45.016 --> 17:49.479
مرگِ شاهزاده لوسریس یه شوک و توهین بود

17:50.480 --> 17:54.860
،مادری که به این شکل آزرده خاطر شده
طبیعتاً ممکنه به دنبال تلافی باشه

17:54.860 --> 17:56.778
…سِر آلفرد، دارین میگین

17:56.778 --> 17:59.906
که غم و اندوهم باعث شد دستور بدم
سرِ یه بچه از تنش جدا بشه؟

17:59.906 --> 18:03.994
فقط فکر کردم
شاید… دست به اقدام عجولانه‌ای زده باشین

18:03.994 --> 18:05.495
مراقب حرف زدنت باش

18:24.556 --> 18:27.934
آدم‌کش‌ها رو فرستادی
تا یه بچه رو توی خواب بکشن؟

18:27.934 --> 18:29.644
آدم‌کش‌ها رو فرستادم
انتقام قتلِ پسرِ ملکه رو بگیرن

18:29.644 --> 18:31.480
به اون آدم‌کش‌ها گفتی
دقیقاً چطور «انتقام» بگیرن؟

18:31.480 --> 18:33.774
…به اون آدم‌کش‌ها چی گفتی، دیمون

18:33.774 --> 18:35.859
که الان یه بچه مُرده و من
متهم به کشتنش هستم؟

18:35.859 --> 18:38.195
میساریا اسم چند نفر رو بهم گفت و یه روشِ
زیرکانه واسۀ انجام اینکار بهم پیشنهاد داد

18:38.195 --> 18:43.200
:کاملاً واضح گفته بودم
ایموند، برادرِ اگانِ غاصب

18:43.200 --> 18:45.911
نمی‌تونی منو به‌خاطر این خطا مقصر بدونی -
نمی‌تونم مقصر بدونم؟ -

18:51.500 --> 18:55.587
،گفته بودی اگر اگان رو پیدا نکردن
چیکار کنن؟

18:55.587 --> 18:57.047
…اصلاً و ابداً قرار نبود بلایی

18:57.047 --> 18:59.216
سر یه پسر بچه بیاد -
…بهشون گفتی قصدت اینه که -

18:59.216 --> 19:02.844
خونِ یه های‌تاور ریخته بشه
و اگر نتونستن ایموند رو بکشن، هر کسی که شد

19:02.844 --> 19:05.138
نه -
اعتبارم رو خدشه‌دار کردی -

19:05.138 --> 19:07.182
…ادعام نسبت به تاج‌وتخت رو تضعیف کردی

19:07.182 --> 19:11.311
تواناییم واسۀ آماده‌سازی ارتش و
موقعیتم توی شورای خودم رو زیر سؤال بردی

19:11.311 --> 19:13.647
گفتم نه

19:13.647 --> 19:15.649
حرفات رو باور نمی‌کنم

19:26.952 --> 19:29.579
بالاخره کار به اینجا کشید

19:34.251 --> 19:36.253
نمی‌تونم بهت اعتماد کنم، دیمون

19:38.213 --> 19:40.662
،هیچ‌وقت به‌طور کامل بهت اعتماد نداشتم
…با اینکه واقعاً

19:40.686 --> 19:43.135
دلم می‌خواست بتونم و همۀ تلاشم رو هم کردم

19:45.095 --> 19:48.098
اما الان متوجه شده‌م که تو فقط به فکر خودتی

19:48.098 --> 19:51.184
،وقتی که کوچیک بودم
فکر می‌کردم این قضیه واسه‌م یه چالشه

19:51.184 --> 19:53.770
اما الان بزرگتر شده‌م و
به اندازۀ کافی چالش دارم

19:53.770 --> 19:55.939
من صادقانه بهت خدمت کردم -
واقعاً؟ -

19:55.939 --> 19:58.692
…یا ازم به عنوان یه وسیله استفاده کردی

19:58.692 --> 20:01.486
تا بتونی میراث به سرقت رفته‌ت رو پس بگیری؟

20:19.921 --> 20:22.299
…وقتی سِر اِریک تاج رو واسه‌ت آورد

20:22.299 --> 20:25.010
مگه من خودم تاج رو روی سرت نذاشتم؟

20:25.010 --> 20:29.598
آره، اما قبلش، دنبال برنامه‌ریزی
…واسۀ جنگ بودی، در حالی که من

20:29.598 --> 20:32.517
داشتم تنها توی اتاقم
درد زایمان رو تحمل می‌کردم

20:32.517 --> 20:34.519
و بعدش، وقتی که داشتم
…شرایطی که دشمن‌هامون

20:34.519 --> 20:36.772
…بهمون پیشنهاد دادن رو بررسی می‌کردم -
!اشتباه بود! اشتباه بود -

20:36.772 --> 20:38.940
رها کردن تاج‌وتخت برادرم
…و تسلیم شدن در برابر

20:38.940 --> 20:41.526
!دروغ‌های اوتو های‌تاور -
…تاج‌وتختِ من، دیمون -

20:41.526 --> 20:42.986
!تاج‌وتختِ من

20:42.986 --> 20:47.699
فکر می‌کنم حرف‌های منو بهونه کردی
…تا انتقام خودت رو بگیری

20:48.450 --> 20:51.828
تا به نِدای تاریکی که مثل یه شمشیر
توی وجودت غلاف کردی، عمل کنی

20:51.828 --> 20:53.288
…فکر می‌کنی من یه‌جور هیولام که

20:53.288 --> 20:54.623
نمی‌دونم باید درباره‌ت چه فکری بکنم

20:54.623 --> 20:57.042
نمی‌دونم چی هستی یا به چه کسی خدمت می‌کنی

20:57.042 --> 20:59.002
…مگه همین الان قرار نیست

20:59.002 --> 21:01.409
…برم هارن‌هال تا به اسم تو

21:01.433 --> 21:03.840
یه ارتش تشکیل بدم، رینیرا؟
!به اسم تو

21:11.640 --> 21:16.269
منو به عنوان ملکه و فرمانروات قبول داری؟

21:19.189 --> 21:22.400
یا همین الان هم دنبال چیزی هستی
که فکر می‌کنی از دست دادی؟

21:24.736 --> 21:27.322
چیزی که فکر می‌کنم از دست دادم؟ -
از دستش ندادی -

21:27.322 --> 21:29.282
…رهاش کردی

21:29.282 --> 21:32.744
چون همیشه فقط دنبال
…شکوه و موفقیت خودت بودی

21:32.744 --> 21:34.204
…دنبال شکوه و موفقیت پدرم نبودی

21:34.204 --> 21:35.580
اونم درست وقتی که بهت نیاز داشت -
…پدرت یه آدم ترسو بود -

21:35.580 --> 21:38.667
،که می‌دونست من پسر قوی‌ترم
…می‌دونست من توانایی رهبریِ بقیه رو دارم

21:38.667 --> 21:40.252
و می‌ترسید زیر سایۀ من قرار بگیره

21:40.252 --> 21:41.878
همچین دیدگاهی نسبت به برادرت داری؟

21:41.878 --> 21:44.631
،خودت بهتر از من پدرت رو می‌شناسی
چه کسی کنارش بزرگ شد؟

21:44.631 --> 21:47.592
فکر می‌کنی به‌خاطر خِرَدِ زیادت
تو رو به عنوان وارثش انتخاب کرد؟

21:47.592 --> 21:48.927
به‌خاطر فضیلتت؟

21:49.845 --> 21:52.180
!چطور جرئت می‌کنی؟ -
…یا اینکه ازت به عنوان یه وسیله -

21:52.180 --> 21:55.684
استفاده کرد تا منو سر جام بشونه
چون ازم می‌ترسید؟

21:55.684 --> 21:58.562
،چون می‌دونست برخلافِ من، میراثِ تو
میراثش رو تحت‌الشعاع قرار نمیده

21:58.562 --> 22:01.857
!پدرم ازت نمی‌ترسید، دیمون

22:02.649 --> 22:07.696
نمی‌تونست بهت اعتماد کنه، درست مثل من

22:07.696 --> 22:10.615
پدرت یه آدم احمق بود
…که به دنبال عظمت بود، اما

22:10.615 --> 22:12.409
از ریختن خون
برای رسیدن به عظمت خودداری می‌کرد

22:12.409 --> 22:14.703
و روزی رو می‌بینم که تو هم
به همون سرنوشت دچار بشی

22:15.954 --> 22:17.914
تو یه بچه رو کشتی

22:21.918 --> 22:23.837
اون ماجرا یه اشتباه بود

22:28.425 --> 22:30.135
تو رقت‌انگیزی

23:05.629 --> 23:07.005
پدر؟

23:16.223 --> 23:18.433
می‌خواستین منو ببینین، علیاحضرت؟

23:27.567 --> 23:33.406
صبح که شد، با مون‌دَنسِر برو و
بارانداز پادشاه رو تحت نظر بگیر

23:33.406 --> 23:35.325
باید بفهمم حرکت بعدی‌شون چیه

23:35.909 --> 23:37.702
حواسم رو جمع می‌کنم

23:38.203 --> 23:39.621
روت حساب می‌کنم، بِیلا

23:40.872 --> 23:43.333
توی ارتفاع بالا پرواز و فاصله‌ت رو
باهاشون حفظ کن

23:44.584 --> 23:47.212
جایی واسۀ اشتباه‌های دیگه نداریم

23:56.763 --> 23:58.265
پدرم چی؟

24:02.352 --> 24:04.771
باید راه خودش رو بره

25:57.008 --> 25:58.969
اجازه میدین، سرورم؟

27:23.220 --> 27:25.222
به کسی نگفتی؟

27:28.225 --> 27:30.060
فکر می‌کنین چه‌جور آدمی هستم؟

27:32.104 --> 27:33.939
کسی که دنبال بخششه

27:35.232 --> 27:37.734
با کاری که من انجام داده‌م
جایی واسۀ بخشش نمونده

29:14.581 --> 29:16.208
این دیگه چه وضعیه؟

29:19.419 --> 29:21.588
به گمونم یادگاری دیروزه

29:21.588 --> 29:23.507
مسیر تشییع گِل‌آلود بود

29:23.507 --> 29:26.009
باید عوضش کنم -
همین الان برو عوضش کن -

29:29.221 --> 29:30.931
شب طولانی و شلوغی رو
پشت سر گذاشتیم، سِر کریستون

29:30.931 --> 29:34.559
…و من هنوز فرصت نکردم غذا بخو -
داری اقتدارم رو زیر سؤال می‌بری، سِر آریک -

29:36.353 --> 29:37.521
همچین کاری نمی‌کنم

29:37.521 --> 29:42.025
رَدای سفید نماد پاکی، وفاداری ماست

29:43.110 --> 29:44.986
عضو گارد پادشاهی بودن، یه امانت مقدسـه

29:44.986 --> 29:48.782
می‌خوای به همین سادگی
عزت و شرافت باستانی‌مون رو خدشه‌دار کنی؟

30:02.587 --> 30:04.589
اشتباه کردم، سرورم

30:05.799 --> 30:07.425
اشتباهم را تصحیح می‌کنم

30:12.764 --> 30:15.392
وقتی جهریس به قتل رسید کجا بودی؟

30:19.354 --> 30:20.730
پیش پادشاه اگان بودم

30:22.399 --> 30:25.527
یعنی دَمِ اتاق‌های خانوادۀ سلطنتی نبودی
تا بتونی از وقوع جرم جلوگیری کنی

30:26.236 --> 30:29.364
اعلیحضرت مایل بودن از همراه‌هاشون در
اتاقی که تخت آهنین قرار داره میزبانی کنن

30:29.364 --> 30:31.032
اما اگر به فکرت خطور می‌کرد
…بری طبقۀ بالا

30:31.032 --> 30:32.784
شما کجا بودین، لُرد فرمانده؟

30:34.369 --> 30:36.830
و چرا برای ملکه هلنا
محافظ قسم خورده انتخاب نشده؟

30:36.830 --> 30:38.248
مسلماً باید وقتی که
…به عنوان ملکه انتخاب شدن واسه‌شون

30:38.248 --> 30:41.293
!برادرت دزد و خائن به تاج‌وتختـه

30:50.343 --> 30:51.803
خودتون خوب می‌دونین که این موضوع
چقدر منو اذیت می‌کنه

30:51.803 --> 30:53.847
…از کجا باید بدونیم که در خفا باهاش

30:53.847 --> 30:56.349
هم‌نظر نیستی؟ -
در حضور پادشاه از برادرم اعلام برائت کردم -

30:56.767 --> 30:59.561
درسته که مثل یه روح توی دو تا بدن بودیم

30:59.561 --> 31:02.522
،اما اگر باهاش هم‌نظر بودم
باهاش فرار می‌کردم

31:04.232 --> 31:07.152
اولش، برادرت بهمون خیانت می‌کنه

31:09.279 --> 31:11.239
…و بعدش وقتی که موقع

31:12.240 --> 31:15.702
،پُست دادن تو بوده
شاهزادۀ جوان به قتل می‌رسه

31:15.702 --> 31:18.673
عقل‌تون رو از دست دادین، سِر
!عقل‌تون رو از دست دادین

31:18.697 --> 31:20.268
…مطمئناً فکر که نمی‌کنین، من

31:20.292 --> 31:21.666
!اینکارو انجام دادم؟ -
اینکه من چه فکری می‌کنم، مهم نیست -

31:24.669 --> 31:27.297
باعث شدی آبروی گارد پادشاهی بره

31:30.550 --> 31:32.969
و الان باید آبروی از دست رفته رو برگردونی

31:34.638 --> 31:35.972
چطور باید اینکارو انجام بدم؟

31:52.447 --> 31:56.910
میری دراگون‌استون و رینیرا رو می‌کشی

31:58.745 --> 32:01.331
همون بلایی که
رینیرا می‌خواست سر ایموند بیاره

32:01.391 --> 32:04.231
‫همون بلایی که شاهدخت سرمون آورد
‫رو سرش در میاریم

32:06.232 --> 32:09.233
‫- تنهایی برم؟
‫- دل و جرئت کم آوردی، سِر آریک؟

32:09.234 --> 32:10.966
‫بحثِ دل و جرئت نیست

32:10.967 --> 32:14.575
‫اون قصر برای مقابله با هر دشمنی
‫آماده و مستحکم شده، خصوصاً الان

32:15.884 --> 32:17.884
‫- چطوری وارد اونجا بشم؟
‫- برادر دوقلوت اونجا خدمت می‌کنه،

32:17.909 --> 32:19.408
‫خدمت‌رسانِ اون به اصطلاح «ملکه»ست

32:19.409 --> 32:21.783
‫اگه نقشتو خوب بازی کنی،
‫می‌تونی خودتو جای اون جا بزنی

32:22.782 --> 32:25.216
‫ما سوگند خوردیم که صادقانه خدمت کنیم،

32:25.217 --> 32:26.584
‫نه که با فریب‌کاری کارامونو پیش ببریم

32:26.585 --> 32:28.217
‫اگر اون «مدعی» رو بُکشی

32:28.218 --> 32:30.992
‫قبل از شروع این جنگ، بهش پایان دادی

32:39.031 --> 32:41.064
‫- اگه اونا هردوی ما رو ببینن...
‫- نباید این اجازه رو بدی

32:41.065 --> 32:44.305
‫- این‌جوری منو به استقبال مرگ می‌فرستید
‫- یا به استقبال پیروزی

32:46.373 --> 32:48.342
‫و شکوه

32:53.780 --> 32:56.779
‫حالا بگو میری؟

32:56.780 --> 32:59.721
‫یا که باید وفاداری‌ات به پادشاه رو
‫زیر سؤال ببریم؟

33:05.525 --> 33:08.830
‫هر چه شما فرمان بدید... سرورم

33:18.972 --> 33:20.972
‫نیومدی شام بخوری

33:20.973 --> 33:22.972
‫گرسنه‌ام نبود

33:22.973 --> 33:25.212
‫فکر کنم بقیه هم گرسنه نبودن

33:25.911 --> 33:27.915
‫خیلی از صندلی‌ها خالی بود

33:29.316 --> 33:30.513
‫می‌دونی اون کجا رفته؟

33:30.514 --> 33:33.755
‫فکر می‌کنم هارن‌هال

33:37.824 --> 33:40.027
‫بعضی‌وقتا احساس می‌کنم ازش متنفرم

33:43.529 --> 33:47.496
‫سخته... کنار اومدن با پدرها

33:47.497 --> 33:49.737
‫از دایی من چی به خاطر داری؟

33:50.570 --> 33:52.774
‫اون بهمون ماهیگیری یاد می‌داد...

33:54.039 --> 33:56.876
‫و خوندن آواز ملوان‌ها رو.

33:56.877 --> 33:59.714
‫دلش ضعف می‌رفت برای کیک و شیرینی

34:01.581 --> 34:05.586
‫و...
‫سِر هاروین استرانگ؟

34:07.415 --> 34:10.858
‫اون آروم بود... و جنگی

34:13.559 --> 34:17.564
‫بهش می‌گفتن «استخوان‌شکن»

34:19.232 --> 34:21.636
‫اون ما رو دوست داشت.. فکر کنم البته

34:23.570 --> 34:25.572
‫معلومه که دوست‌تون داشت

34:30.910 --> 34:32.747
‫دلم برای لوک تنگ شده

35:13.687 --> 35:15.923
‫دیمون اونا رو فرستاده بود
‫که منو بُکشن

35:18.358 --> 35:19.994
‫ولی من بیرون بودم

35:20.860 --> 35:22.329
‫پیش من بودی

35:23.129 --> 35:25.132
‫راستش، افتخار می‌کنم به اینکه...

35:26.098 --> 35:28.502
‫من رو همچین دشمن قابلی می‌دونه

35:30.436 --> 35:32.940
‫و به دنبال اینه که
‫منو تو تختم به قتل برسونه

35:33.973 --> 35:35.810
‫اون از من می‌ترسه

35:36.676 --> 35:38.512
‫باید هم بترسه

35:39.813 --> 35:42.146
‫اون پسر بچه دیگه مردی شده برای خودش

35:42.147 --> 35:44.819
‫هوم.. نه، اینجا نه

35:49.485 --> 35:52.487
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

35:55.027 --> 35:57.364
‫ولی از کاری که با لوک کردم پشیمونم

35:58.698 --> 36:00.864
‫اون روز کنترلمـو از دست دادم

36:00.865 --> 36:02.536
‫بابت اون کار شرمنده‌ام

36:03.202 --> 36:06.140
‫خوشحالم اینو می‌شنوم

36:08.040 --> 36:10.678
‫اونا قبلاً اذیتم می‌کردن، می‌دونستی؟

36:13.046 --> 36:15.149
‫چون‌که باهاشون فرق داشتم

36:17.583 --> 36:21.619
‫باید بهت یادآوری کنم که
‫وقتی شاهزاده‌ها کنترل‌شونو از دست میدن،

36:21.620 --> 36:24.058
‫معمولاً بقیۀ آدما آسیب می‌بینن

36:27.260 --> 36:30.893
‫رعیت‌هایی... مثل من

36:35.602 --> 36:36.966
‫حالش چطوره؟

36:37.769 --> 36:39.802
‫مثل قبل

36:51.216 --> 36:54.517
‫از زمان محاصره، بازار یکم خالی شده

36:54.518 --> 36:57.722
‫مطمئناً شهر هنوز به کمبود غذا نخورده

36:57.723 --> 37:00.328
‫منم بعید می‌دونم، ولی مردم ترسیده‌ان

37:00.927 --> 37:03.698
‫کسایی که توانش رو دارن،
‫دارن تا جایی که می‌تونن احتکار می‌کنن

37:05.965 --> 37:09.433
‫امروز دو ساعت راه رفتم
‫تا برای خوراک‌مون یه مرغ گیر بیارم

37:09.434 --> 37:12.139
‫و دوبله سوبله هم باهام حساب کردن

37:26.319 --> 37:28.188
‫الحق که مردم خودخواهی داریم

37:28.788 --> 37:30.671
‫نمی‌تونم آدما رو برای انجام کاری
‫سرزنش کنم که

37:30.672 --> 37:32.555
‫خودم هم اگر می‌تونستم انجام می‌دادم

37:32.556 --> 37:34.224
‫فکر نکنم تو می‌ذاشتی
‫بچه‌های کوچک گرسنگی بکشن

37:34.225 --> 37:36.560
‫و خودت انبارهاتـو پُر می‌کردی

37:36.561 --> 37:39.226
‫خوش‌بختانه اون‌قدری سکه نداریم
‫که ببینیم چه اتفاقی میفتاد

37:41.167 --> 37:44.171
‫پادشاه قولِ کمک داده بهمون

37:45.805 --> 37:47.441
‫گفته برای کِی؟

37:54.281 --> 37:56.483
‫من می‌ترسم، هیو

38:05.925 --> 38:07.794
‫می‌بینم که ماجراجویی‌های پرتکرارت

38:07.795 --> 38:09.664
‫هیچ کمکی به ریخت و قیافه‌ات نکرده

38:13.263 --> 38:16.537
‫خوشحالم می‌بینمت برادر،
‫بعد از چندین ماه دوری

38:26.313 --> 38:27.744
‫دلتنگت بودم

38:29.711 --> 38:31.013
‫یه‌عالمه دزد دریایی کُشتی؟

38:31.014 --> 38:32.749
‫مطمئن باش بیشتر از تو کشتم

38:32.750 --> 38:34.416
‫هه، تیکه میندازی

38:34.417 --> 38:37.521
‫امشب که تنها نشستی غذا خوردی
‫از این کارت پشیمون میشی

38:37.522 --> 38:39.355
‫همین‌الان پشیمون شدم

38:39.356 --> 38:41.424
‫از بس بیسکوییت دریاییِ سفت خوردم
‫همه دندونام شکسته، آدام

38:41.425 --> 38:45.129
‫بگو که یه قابلمه از اون
‫خوراک گوشت بُزت رو بار گذاشتی

38:45.130 --> 38:47.364
‫شانس آوردی

38:47.365 --> 38:49.068
‫اونم نه فقط توی این مورد.

38:49.801 --> 38:53.808
‫شنیدم که لرد کورلیس شخصاً
‫فرمان داده به خدمتش بری

38:56.241 --> 38:58.377
‫- درسته
‫- میری باهاش دریانوری،

38:58.378 --> 39:00.514
‫وقتی کشتی‌اش تعمیر شد؟

39:01.347 --> 39:03.847
‫من یکی از ده دوازده تعمیرکاری‌ام
‫از هال که فراخونده شدن

39:03.848 --> 39:05.586
‫که با نهایتِ سرعت روی ناوگان‌تون کار کنن

39:06.986 --> 39:08.555
‫اون پیشنهادی بهم نداده

39:09.321 --> 39:11.855
‫و راستشو بخوای، ترجیح هم میدم که نده

39:11.856 --> 39:14.095
‫حماقت نکن، آلین

39:15.729 --> 39:18.829
‫اگر شونه‌به‌شونۀ «مار دریا» خدمت کنی
‫بارت رو بستی

39:18.830 --> 39:20.963
‫من اگه همچین موقعیتی به‌دست می‌آوردم
‫دو دستی می‌چسبیدمش

39:20.964 --> 39:23.237
‫واسه اینکه تو چیزهایی که من دیدم رو ندیدی

39:23.603 --> 39:26.035
‫ما در شُرف وقوع یک جنگ هستیم، آدام

39:26.036 --> 39:29.907
‫- یه جنگ واقعی
‫- یک فرصت دیگه برای اثبات خودت

39:29.908 --> 39:32.475
‫- و بهش یادآوری کنی چقدر ارزشمندی
‫- من نیازی به لطف کسی ندارم

39:32.476 --> 39:35.416
‫ولی برادر، اون بهت مدیونـه،
‫به ما مدیونـه

39:37.750 --> 39:39.754
‫تو خوراکت هویج هم ریختی؟

39:45.024 --> 39:47.028
‫به این سکوت بدگمان‌ام

39:48.561 --> 39:51.966
‫موقعی که بیشتر از همیشه روی زمین
‫به دیمون احتیاج داریم، پرواز می‌کنه میره

39:53.099 --> 39:55.865
‫از اول هم خیلی آدم متعهد و وفاداری نبود

39:55.866 --> 40:00.608
‫هرجا میره، دوست داره ارباب خودش باشه

40:02.442 --> 40:04.879
‫خب، اون مشاور پادشاهـه

40:08.147 --> 40:11.200
‫اما پادشاه نیست

40:11.201 --> 40:14.255
‫منم پادشاه نیستم، ولی مدارا می‌کنم

40:17.056 --> 40:19.390
‫منم عدم مقبولیت از سمت سلطنت رو احساس کردم

40:19.391 --> 40:21.729
‫پذیرفتنش آسون نیست

40:24.463 --> 40:28.035
‫و حالا ویسریس مُرده و
‫هیچکس مدعی قطعی پادشاهی نیست

40:28.901 --> 40:32.306
‫تو که فکر نمی‌کنی...
‫دیمون برای رینیرا رقیب بشه؟

40:34.308 --> 40:35.943
‫نه دقیقاً

40:39.979 --> 40:42.980
‫ولی نمی‌تونه ازش دستور هم بگیره

40:42.981 --> 40:44.251
‫حیف

40:45.118 --> 40:49.323
‫من گاهی از این دستور شنیدن‌ها...
‫خیلی هم لذت می‌برم

40:54.160 --> 40:56.597
‫حالا بیا به حرفش اعتماد کنیم

40:57.797 --> 41:00.802
‫اگه بتونه هارن‌هال رو فتح کنه،
‫همه‌چیز بخشیده میشه

41:01.801 --> 41:04.205
‫تا اون موقع، هم من اینجام

41:05.639 --> 41:07.374
‫و هم «ملیس»

41:10.443 --> 41:13.047
‫نمی‌ذاریم ملکه تضعیف بشه

41:42.008 --> 41:45.012
‫علیاحضرت، بانو میساریا

41:55.654 --> 41:58.726
‫شما در جریان اتفاقی که دیروز
‫در بارانداز پادشاه رخ داده هستید؟

42:00.360 --> 42:01.661
‫بله

42:02.527 --> 42:04.629
‫بهم بگو چه نقشی درش داشتی

42:04.630 --> 42:06.295
‫هیچ ارتباطی به من نداره

42:06.296 --> 42:08.864
‫می‌دونم که رابطۀ نزدیکی
‫با اون غاصب‌ها داری،

42:08.865 --> 42:11.335
‫به اون‌ها کمک کردی که
‫منو از حق مادرزادی‌ام محروم کنند

42:11.336 --> 42:13.571
‫من صرفاً از یک اتفاق ناگزیر سود بردم

42:13.572 --> 42:15.791
‫الان هم ازش پشیمونم

42:15.792 --> 42:18.012
‫حتماً همین‌طوره

42:20.413 --> 42:21.515
‫تو کی هستی؟

42:23.250 --> 42:24.752
‫یه اسیر

42:36.696 --> 42:40.330
‫من فقط دو تا اسم به دیمون دادم.
‫همین و بس

42:40.331 --> 42:43.004
‫و همین‌قدرشم نمی‌خواستم انجام بدم

42:43.703 --> 42:45.539
‫ولی اون گفت این بهای آزادیمـه

42:54.614 --> 42:56.650
‫اون چیز دیگه‌ای گفته؟

42:57.216 --> 42:58.820
‫اون گذاشته رفته

43:00.386 --> 43:01.989
‫تا کِی؟

43:03.122 --> 43:06.560
‫یک هفته، شایدم تا همیشه.
‫اطلاع ندارم

43:11.564 --> 43:15.569
‫این کار عادتشـه، مگه نه؟

43:24.677 --> 43:26.681
‫الان منو به خاطر آوردین

43:30.583 --> 43:32.019
‫گفته بود با تو ازدواج می‌کنه

43:34.453 --> 43:38.889
‫- گفته بود تو ازش بارداری
‫- شوخی‌اش برای همه خنده‌دار نبود

43:38.890 --> 43:41.391
‫و بنظر الان بازم همون کارو کرده،

43:41.392 --> 43:44.394
‫یه قولی داد و بعدش فلنگـو بست

43:44.395 --> 43:47.280
‫تو اسرارِ رد کیپ رو معامله می‌کنی

43:47.281 --> 43:50.166
‫تارهای پنهانت در سرتاسر بارانداز پادشاه رخنه کرده

43:50.167 --> 43:54.119
‫و حالا که دشمن من داره خودشو
‫برای حمله به من آماده می‌کنه...

43:54.144 --> 43:55.171
‫الان هیچ‌کاری از دست من برنمیاد

43:55.172 --> 43:58.679
‫جز اینکه ازتون خواهش کنم
‫قولِ همسرتون رو عملی کنید

43:59.178 --> 44:01.182
‫آزاد کردن تو کمکی به من نمی‌کنه

44:03.816 --> 44:07.154
‫در بهترین حالت، یه سرمایۀ مهم رو از دست میدم

44:09.611 --> 44:11.951
‫و در بدترین حالتش،
‫دوباره به شکل کثیفی بهم خیانت می‌کنی

44:11.976 --> 44:14.982
‫من هیچ قصد و غرضی برای
‫خیانت به شما ندارم، علیاحضرت

44:16.724 --> 44:17.965
‫همه‌ش حرفـه

44:27.139 --> 44:29.874
‫من وقتی به وستروس اومدم هیچی نداشتم

44:29.875 --> 44:32.642
‫سخت سگ‌دو می‌زدم،
‫دزدی می‌کردم

44:32.643 --> 44:35.780
‫درازای سکه یا نون
‫تن خودم رو می‌فروختم

44:35.781 --> 44:38.047
‫و خوب گوش می‌دادم

44:38.048 --> 44:42.620
‫اعتماد افرادی رو جلب کردم.
‫خودمو برای مردهای قدرتمند ارزشمند کردم

44:42.621 --> 44:45.571
‫ذره‌ذره، درآمدی به دست آوردم

44:45.572 --> 44:48.523
‫یک عمارت، یک خانواده، یک خونۀ گرم

44:49.089 --> 44:50.865
‫بعدش همه‌شـو به آتش کشیدن

44:52.498 --> 44:56.736
‫- کی این کارو کرد؟
‫- فکر کنم های‌تاورها دیگه

44:57.336 --> 45:02.343
‫دست پادشاه... خوشش نیومد
‫وقتی فهمید من ناتوان نیستم

45:03.677 --> 45:06.075
‫ولی به‌خاطرش ازش سپاسگزارم

45:06.076 --> 45:11.215
‫مدت زیادی، هدف من این بود که
‫مهرۀ باارزشی باشم

45:11.216 --> 45:16.487
‫ولی حالا فهمیده‌ام که
‫اون خواستۀ بچگانه‌ای بود

45:16.488 --> 45:20.336
‫دیمون.
‫اوتو های‌تاور

45:20.656 --> 45:22.592
‫فرقی ندارن

45:22.593 --> 45:24.994
‫اونا هیچ‌وقت منو نمی‌پذیرن

45:25.448 --> 45:28.688
‫بهتر بود به همون فاحشگیم ادامه می‌دادم

45:34.240 --> 45:35.999
‫کجا اون زخم رو برداشتی؟

47:15.607 --> 47:17.011
‫وای نه

47:17.878 --> 47:19.213
‫پسرم

47:35.828 --> 47:38.833
‫- اینا کی بودن؟
‫- موش‌گیر

47:39.933 --> 47:41.603
‫خدمتگزار پادشاه

47:43.770 --> 47:45.172
‫چه غلطی کرده بودن؟

48:13.032 --> 48:14.869
‫چی کار کردی؟

48:19.139 --> 48:21.375
‫موش‌گیرها!

48:22.141 --> 48:25.312
‫آها... گفتم اعدام‌شون کنن

48:27.980 --> 48:31.198
‫اون آشغالی که پسرمـو ازم گرفت
‫اعتراف کرد یه شریک‌جرم داشته

48:31.199 --> 48:34.375
‫نگفت دقیقاً کدوم‌شون بوده برای همین...

48:34.376 --> 48:38.150
‫- احمق!
‫- مراقب لحن صحبت‌تون با پادشاه باشید، سرورم

48:38.151 --> 48:41.839
‫پادشاه نوۀ منه و نوۀ من احمقی بیش نیست!

48:41.840 --> 48:45.527
‫از احمق هم اونورتره!
‫چندتا مرد بی‌گناه رو زده کُشته!

48:45.528 --> 48:50.034
‫- و یک گناهکار رو.
‫- و از دیوارهای شهر آویزون‌شون کرده که همه ببینن!

48:50.035 --> 48:52.268
‫اگر علیه شاه توطئه کنید،
‫ده برابرش رو سرتون...

48:52.269 --> 48:55.345
‫اون پدر و برادر و فرزندِ یه بنده‌خداهایی بودن!

48:55.674 --> 48:59.310
‫و زن و بچه‌هاتون الان جمع شدن
‫پشت درهای قصر، گریه می‌کنن

48:59.311 --> 49:00.948
‫و به نام تو دُشنام میگن!

49:12.792 --> 49:14.892
‫ما با خونِ بچه‌ات..

49:14.893 --> 49:16.577
‫تأییدِ مردم رو خریدیم

49:16.578 --> 49:18.337
‫و با اشک‌های مادرت

49:18.338 --> 49:20.545
‫در مقابل محرومیت‌های پیش رو

49:20.570 --> 49:22.267
‫فداکاری تلخی کردیم

49:22.268 --> 49:24.706
‫و تو با این کار همه‌شو به باد دادی

49:25.705 --> 49:27.521
‫بعد از تمام زحمت‌هایی که برات کشیدم

49:27.546 --> 49:30.583
‫بی‌فکر، بی‌عرضه...

49:31.845 --> 49:33.309
‫عیاش

49:33.310 --> 49:35.277
‫حداقل من یه کاری کردم

49:35.278 --> 49:38.281
‫جوابِ ضرر و زیانی که به
‫سلطنت وارد شده رو با چی می‌دادم؟

49:38.282 --> 49:41.786
‫ماتم گرفتن و
‫خواهش و تمنا از زن‌های ماهیگیرا؟

49:41.787 --> 49:43.452
‫هرگز خودم رو ضعیف جلوه نمی‌دم

49:43.453 --> 49:46.090
‫حتی الان هم اخبار جنایت بی‌رحمانۀ رینیرا

49:46.091 --> 49:47.524
‫به گوش تمام قلمروها رسیده

49:47.525 --> 49:48.958
‫خاندان‌های بزرگ به شک افتادن

49:48.959 --> 49:51.129
‫هیچ چاره‌ای ندارن جز اینکه
‫به ما بپیوندن

49:51.130 --> 49:53.300
‫من می‌خوام خون بریزم،
‫نه فقط جوهر مصرف کنم!

49:54.401 --> 49:56.037
‫ما باید عمل نشون بدیم

49:56.836 --> 49:59.396
‫سِر کریستون کول هم عملگرایی‌اش رو نشون داده

50:07.880 --> 50:13.888
‫و این... سر کریستون کول دقیقاً
‫چی‌کار کرده؟

50:15.154 --> 50:17.859
‫سر آریک رو فرستاده که رینیرا رو بُکشه

50:23.230 --> 50:24.431
‫تک و تنها؟

50:26.866 --> 50:29.236
‫قراره نقش برادر دوقلوشـو بازی کنه.
‫خیلی زیرکانه‌ست

50:34.107 --> 50:36.143
‫خدا به دادمون برسه

50:36.576 --> 50:39.213
‫وقتشه که اون ملکۀ هرزه
‫برای کاراش تقاص پس بده

50:42.516 --> 50:46.184
‫و تو با این کار، با این شوخی مسخره،
‫موافقت کردی

50:46.185 --> 50:49.853
‫بدون اینکه با من یا شورا مشورتی کنی؟

50:49.854 --> 50:52.990
‫تو به‌جای نشون دادن قدرت قضاوت،
‫بی‌پروایی‌ات رو به رخ می‌کشی

50:52.991 --> 50:56.026
‫و ما رو در چشم دشمنان کوچیک می‌کنی!

50:56.027 --> 50:58.900
‫ما رو احمق و کوچک جلوه میدی!

51:09.308 --> 51:11.943
‫هیچ‌وقت شده یادی از پدرت کنی؟

51:11.944 --> 51:12.980
‫اون...

51:14.314 --> 51:16.217
‫خودداری‌ای که داشت، اون...

51:17.116 --> 51:19.386
‫خردمندی‌اش...

51:22.388 --> 51:24.554
‫وقار و شرافت‌اش

51:24.555 --> 51:28.595
‫گور بابای وقار!
‫من دنبال انتقام‌ام

51:31.231 --> 51:33.234
‫پدر من مُرده

51:35.602 --> 51:37.004
‫درسته

51:38.904 --> 51:41.743
‫و زیانِ قابل توجهیِ به ما وارد شده

51:56.623 --> 51:58.960
‫درمورد تو درست می‌گفت

52:01.527 --> 52:03.363
‫اون منو پادشاه کرد

52:07.967 --> 52:10.171
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

52:16.709 --> 52:19.714
‫نشان‌ات رو تحویل بده، سر اوتو

52:27.487 --> 52:29.691
‫تو دست پدرم بودی

52:30.991 --> 52:32.393
‫دست من نیستی

52:33.293 --> 52:34.696
‫تحویلش بده

52:36.963 --> 52:38.863
‫جرئتشـو نداری

52:41.867 --> 52:43.537
‫اتفاقاً جرئت کردم...

52:44.437 --> 52:46.674
‫و خیلی هم برام هیجان‌انگیزه

52:56.516 --> 52:58.519
‫تولۀ گستاخ

53:02.483 --> 53:04.120
‫خیال کردی خیلی زرنگی،

53:04.121 --> 53:07.995
‫ولی بدون یک دست قدرتمند در کنارت...

53:10.697 --> 53:11.894
‫که راهنمایی‌ات کنه؟

53:15.602 --> 53:17.004
‫بده‌اش به کول

53:21.741 --> 53:22.944
‫اعلیحضرت؟

53:27.446 --> 53:30.814
‫تو در این موقعیت، ثابت کردی که از

53:30.815 --> 53:33.054
‫صدتا پیرمرد، باارزش‌تری

53:36.390 --> 53:40.728
‫دست جدیدم.. یک مشت آهنین خواهد داشت

53:41.528 --> 53:46.267
‫از این تصمیمت.. پشیمون خواهی شد

53:47.901 --> 53:49.536
‫بده بهش

54:07.287 --> 54:09.037
‫مرخصی

54:19.797 --> 54:21.701
‫من نمی‌دونم بهت اعتماد دارم یا نه

54:22.301 --> 54:26.140
‫و احساس می‌کنم که
‫تو هنوز می‌تونی خطرآفرین باشی

54:27.774 --> 54:29.273
‫اما به قول خاندانم عمل می‌کنم

54:29.274 --> 54:31.312
‫اگر که میگی همچین قولی داده شده

54:39.086 --> 54:40.149
‫می‌تونی بری

54:41.463 --> 54:42.919
‫علیاحضرت

54:42.920 --> 54:44.622
‫یک کشتی خاندان ولاریون تو بندر هست

54:44.623 --> 54:46.490
‫و قراره به مقصد میر از راهِ پنتوس حرکت کنه

54:46.491 --> 54:48.528
‫هماهنگ می‌کنم که بتونی باهاش بری

54:49.194 --> 54:51.431
‫البته اون‌قدر ساده‌لوح نیستم
‫که اجازه بدی تنها بری

54:51.697 --> 54:54.702
‫من...
‫ازتون ممنونم

54:57.770 --> 55:00.104
‫سر اِریک، میساریا از پیش ما میره

55:00.105 --> 55:01.555
‫اجازه بدید بره وسایلش رو جمع کنه

55:01.556 --> 55:03.005
‫بعد بگید یه نفر بیاد همراهیش کنه

55:03.006 --> 55:05.276
‫و ببره برسونتش به کشتی «کورین»

55:05.277 --> 55:06.513
‫چشم علیاحضرت

55:52.526 --> 55:54.161
‫یه لحظه لطفاً

56:23.557 --> 56:25.026
‫سِر اِریک...

56:26.092 --> 56:30.027
‫- فکر می‌کردم داخل باشید
‫- عدم هشیاری‌تون تأسف‌باره

56:30.028 --> 56:31.766
‫دشمن در همین حوالیـه، عزیزان

58:33.352 --> 58:35.786
‫لطفاً سعی کنید استراحت کنید، علیاحضرت

58:35.787 --> 58:37.825
‫ممنونم، الیندا

59:01.515 --> 59:02.917
‫سر اِریک

59:04.918 --> 59:06.786
‫امروز روز عجیبی بود

59:07.552 --> 59:10.457
‫خیلی بی‌قرارم.
‫امشب من کشیک وایمیستم

59:24.270 --> 59:26.273
‫امشب باید حتماً بخوابید، علیاحضرت

59:26.773 --> 59:28.817
‫اجازه بدید به طبیب بگم
‫براتون یه دمنوش حاضر کنه

59:29.409 --> 59:31.245
‫شاید خوب باشه

59:33.045 --> 59:34.445
‫مرسی، الیندا

59:45.620 --> 59:47.061
‫سر اِریک؟

59:54.801 --> 59:58.134
‫باور کنید که چارۀ دیگه‌ای نداشتم

59:58.135 --> 01:00:00.071
‫متوجه نمی‌شم

01:00:00.072 --> 01:00:02.056
‫برادر!

01:00:04.043 --> 01:00:05.346
‫این کارو نکن.

01:00:06.246 --> 01:00:07.581
‫ازت خواهش می‌کنم

01:00:09.682 --> 01:00:11.686
‫اونی که به ما خیانت کرد تو بودی، اِریک

01:00:34.006 --> 01:00:36.844
‫فرار کن، الیندا!
‫بدو برو سِر لورنت رو بیار!

01:01:14.648 --> 01:01:16.350
‫- علیاحضرت!
‫- سر لورنت!

01:01:23.022 --> 01:01:25.026
‫همراه من بیاید، علیاحضرت!

01:01:30.330 --> 01:01:31.365
‫کدومشونه؟! اِریک کدومـه؟

01:01:42.408 --> 01:01:45.613
‫- ما با هم به‌دنیا اومدیم
‫- تو ترک‌مون کردی!

01:01:47.680 --> 01:01:49.717
‫ولی من هنوز دوستت دارم، داداش

01:02:43.103 --> 01:02:44.305
‫علیاحضرت

01:02:48.008 --> 01:02:49.243
‫اِریک

01:02:50.110 --> 01:02:51.512
‫من رو عفو کنید

01:02:52.645 --> 01:02:53.945
‫نه!

01:02:53.946 --> 01:02:54.982
‫نه!

01:03:04.424 --> 01:03:08.029
‫به‌خاطر تکبر و نادونیـه

01:03:09.695 --> 01:03:13.329
‫خودت هم خوب می‌دونی که
‫اگان باید کنترل بشه

01:03:13.330 --> 01:03:15.970
‫و همین‌طور سر کریستون.
‫هردوشون رو میگم...

01:03:17.537 --> 01:03:19.540
‫سر کریستون چندان میانه‌رو نیست...

01:03:20.607 --> 01:03:22.104
‫ولی بحثی توی وفاداریش نیست.

01:03:22.105 --> 01:03:25.510
‫- اگر کار به جنگ کشیده بشه...
‫- اون جنگ رو قطعی کرده

01:03:25.511 --> 01:03:26.976
‫اون جوون و تحصیل‌نکرده‌ست

01:03:26.977 --> 01:03:29.680
‫به شمشیر و اسلحه دل بسته

01:03:29.681 --> 01:03:31.982
‫اصلاً چشم‌انداز دور رو نمی‌بینه

01:03:31.983 --> 01:03:33.453
‫هیچ‌کدومشون نمی‌بینن

01:03:34.053 --> 01:03:36.987
‫اونا الان دنبالِ صلاح قلمرو نیستن،

01:03:36.988 --> 01:03:39.923
‫فقط دنبال ارضای روحیۀ انتقام‌جوشون‌ان

01:03:43.363 --> 01:03:45.961
‫اگان هنوزم قابل کنترلـه

01:03:45.962 --> 01:03:48.736
‫فقط مرگ پسرش بی‌قرارش کرده

01:03:55.408 --> 01:03:57.411
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم

01:03:59.379 --> 01:04:01.582
‫از شوراء اخراج شدم

01:04:03.049 --> 01:04:05.043
‫و حالا باید شاهد نابود شدن برنامه‌هامون باشم

01:04:05.044 --> 01:04:07.321
‫برمی‌گردم به اولدتاون

01:04:09.021 --> 01:04:10.654
‫های‌تاورها هنوز قدرت دارن،

01:04:10.655 --> 01:04:13.723
‫و تو اونجا یه پسر داری

01:04:13.724 --> 01:04:16.478
‫که از این یکی پسرت حرف‌گوش‌کن‌تره

01:04:16.479 --> 01:04:19.233
‫«دارون» شاید بتونه
‫تو هفته‌های آتی بهمون کمک کنه

01:04:24.070 --> 01:04:26.073
‫بهتره به های‌گاردن بری

01:04:28.508 --> 01:04:30.341
‫باید خاندان تایرل رو مدیریت کنیم

01:04:30.342 --> 01:04:32.808
‫وفاداریِ پرچم‌دارهاشون متزلزل شده

01:04:32.809 --> 01:04:35.246
‫تا تو برگردی، من باهاش صحبت می‌کنم
‫سر عقل بیاد

01:04:35.247 --> 01:04:37.547
‫کم کم آروم می‌گیره

01:04:37.548 --> 01:04:39.420
‫به وقتش می‌تونی برگردی سر کارت

01:04:52.865 --> 01:04:55.468
‫این جوون‌ها مثل طاووس‌ان...

01:04:55.469 --> 01:04:58.072
‫فقط بلدن پَراشونو باز کنن و جیغ بزنن

01:05:00.705 --> 01:05:05.312
‫اما باورم دارم که ما بازم پیروز می‌شیم
‫و صلح رو به ارمغان میاریم

01:05:06.646 --> 01:05:08.883
‫تا زمانی که من و تو متحد بمونیم

01:05:21.894 --> 01:05:23.731
‫من مرتکب یه گناهی شدم

01:05:27.500 --> 01:05:30.337
‫دوست ندارم بشنومش

01:07:40.615 --> 01:08:00.615
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
