1
00:00:01,459 --> 00:00:03,089
‫« آنچه در هیلو گذشت… »

2
00:00:03,133 --> 00:00:04,525
‫می‌خوام برگردم مدریگال

3
00:00:04,569 --> 00:00:06,100
‫وینشر داره کنترل اونجا رو به دست می‌گیره

4
00:00:06,150 --> 00:00:07,651
‫باید عضو مقاومت بشم

5
00:00:07,702 --> 00:00:09,226
‫به جان قول دادم ازت محافظت کنم

6
00:00:09,269 --> 00:00:11,469
‫دلیلی نمی‌بینم قولم رو زیر پا بذارم

7
00:00:12,533 --> 00:00:14,231
‫نیازی به این کار نیست

8
00:00:14,274 --> 00:00:15,449
‫من پرستار بچه لازم ندارم

9
00:00:15,493 --> 00:00:17,799
‫این یه ارتقائـه

10
00:00:17,843 --> 00:00:20,193
‫اون تو رو بهتر هم می‌کنه

11
00:00:20,237 --> 00:00:21,673
‫سلام، مستر چیف

12
00:00:21,716 --> 00:00:23,501
‫من کورتانا هستم

13
00:00:23,544 --> 00:00:24,676
‫پس به فرمان من پاسخ میده؟

14
00:00:24,719 --> 00:00:26,243
‫از نظر من بیشتر یه‌جور همکاریـه

15
00:00:26,286 --> 00:00:30,247
‫می‌خوام مسئولیت گروه تحلیلِ
‫این شیء رو به‌عهده بگیری

16
00:00:30,290 --> 00:00:31,900
‫می‌خوام ماهیت و کارکردش رو مشخص کنی

17
00:00:31,944 --> 00:00:35,295
‫و متوجه بشی که این شیء
‫بخشی از یه‌جور سلاح هست یا نه

18
00:00:35,339 --> 00:00:38,168
‫می‌تونم چون می‌خواستی سفینه‌ی
‫موردعلاقم رو بدزدی، بکُشمت

19
00:00:38,211 --> 00:00:39,604
‫- خانواده‌م پولداره
‫- چقدر پولدار؟

20
00:00:39,647 --> 00:00:41,388
‫پول دوتریوم داره

21
00:00:41,432 --> 00:00:44,174
‫فقط باید منو ببری پیش‌شون و پولتو بگیری

22
00:00:44,217 --> 00:00:46,306
‫- چیزی حس نمی‌کنم
‫- ایمپلنت هورمونیِ

23
00:00:46,350 --> 00:00:48,439
‫توی ستون فقراتت واکنش‌های احساسیِ
‫نامطلوب رو سرکوب می‌کنه

24
00:00:48,482 --> 00:00:50,484
‫بخشی از اسپارتان بودنتـه

25
00:00:50,528 --> 00:00:52,269
‫ایمپلنت رو در بیار…

26
00:00:53,661 --> 00:00:55,533
‫عین این می‌مونه که برای اولین بار…

27
00:00:55,576 --> 00:00:59,276
‫بعد از زندگی توی تاریکی
‫چشم‌هات رو باز کنی

28
00:01:01,278 --> 00:01:03,541
‫اونها خاطرات خانواده‌من

29
00:01:03,584 --> 00:01:05,891
‫- یکی دیگه؟
‫- می‌بینی چطوری میرن تو هم؟

30
00:01:07,719 --> 00:01:09,242
‫دوتا شیء باستانی هست

31
00:01:09,286 --> 00:01:10,678
‫وقتی بچه بودم توی…

32
00:01:10,722 --> 00:01:12,245
‫اریدنسِ ۲ دیدمش

33
00:01:12,289 --> 00:01:13,551
‫میرم اونجا

34
00:01:13,594 --> 00:01:15,422
‫ولی اگه برگشتن به اریدنس

35
00:01:15,466 --> 00:01:17,163
‫خاطرات دیگه‌ای رو یاد جان بیاره…

36
00:01:17,207 --> 00:01:19,252
‫حقیقت ممکنه باعث سرنگونی همه‌مون بشه

37
00:01:19,296 --> 00:01:22,212
‫کورتانا هم واسه همینـه

38
00:01:27,913 --> 00:01:30,481
‫به چپ! چپ!
‫چپ، راست، چپ!

39
00:01:30,524 --> 00:01:32,439
‫آرایش‌تون رو حفظ کنید!

40
00:01:32,483 --> 00:01:33,745
‫عقب نیفتید!

41
00:01:35,703 --> 00:01:37,401
‫خدمت باعث رنج نیست!

42
00:01:37,444 --> 00:01:38,750
‫فقط مایه‌ی افتخاره!

43
00:01:38,793 --> 00:01:43,189
‫چپ! چپ!
‫چپ راست، چپ!

44
00:01:43,233 --> 00:01:45,626
‫چشم‌ها به جلو!
‫یالا، راه برید!

45
00:01:45,670 --> 00:01:49,239
‫چپ! چپ! چپ!

46
00:01:49,282 --> 00:01:51,023
‫- شما کی هستین؟
‫- اسپارتان!

47
00:01:51,066 --> 00:01:54,026
‫- نمی‌شنوم!
‫- اسپارتان!

48
00:01:54,069 --> 00:01:55,375
‫بلندتر!
‫« ریز ۰۲۸ »

49
00:01:55,419 --> 00:01:56,855
‫اسپارتان!
‫« ونک ۱۳۴ »

50
00:01:56,898 --> 00:01:58,422
‫شما کی هستین؟

51
00:01:58,465 --> 00:01:59,710
‫اسپارتان!
‫« کای ۱۲۵ »

52
00:01:59,761 --> 00:02:00,793
‫بلندتر!

53
00:02:00,844 --> 00:02:02,376
‫اسپارتان!
‫« سورن ۰۶۶ »

54
00:02:02,427 --> 00:02:03,585
‫نمی‌شنوم!

55
00:02:03,636 --> 00:02:05,626
‫اسپارتان!

56
00:02:05,676 --> 00:02:08,001
‫« جان ۱۱۷ »

57
00:02:09,000 --> 00:02:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

58
00:02:25,318 --> 00:02:29,366
‫فرمانده‌ی ارشد مندز بهم گفت که
‫باز سعی کردی فرار کنی

59
00:02:29,409 --> 00:02:32,456
‫جان، مشکل چیه؟

60
00:02:32,499 --> 00:02:34,371
‫می‌خوام برم خونه

61
00:02:34,414 --> 00:02:36,721
‫خونه‌ت همین‌جاست

62
00:02:36,764 --> 00:02:38,853
‫همیشه که نبوده

63
00:02:40,377 --> 00:02:41,769
‫متوجهم

64
00:02:42,988 --> 00:02:44,685
‫چی راجع‌بهش می‌دونی؟

65
00:02:44,729 --> 00:02:46,034
‫جای بهم گفت

66
00:02:46,078 --> 00:02:48,602
‫گفت همه‌مونو وادار کردن بیایم اینجا

67
00:02:48,646 --> 00:02:51,344
‫تو حس می‌کنی مجبورت کردن؟

68
00:02:52,476 --> 00:02:53,825
‫یادم نمیاد

69
00:02:53,868 --> 00:02:55,696
‫ازت خواستن که
‫به ما ملحق بشی

70
00:02:55,740 --> 00:02:57,437
‫دلیلش رو می‌دونی؟

71
00:02:57,481 --> 00:02:59,657
‫چون تو خاصی؛

72
00:02:59,700 --> 00:03:02,355
‫و یه مأموریت داری

73
00:03:02,399 --> 00:03:03,574
‫به نظرم از بین تمام اسپارتان‌های جوون،

74
00:03:03,617 --> 00:03:08,231
‫تو توانایی و مهارت‌های ذاتیِ
‫رهبری‌شون رو داری

75
00:03:09,580 --> 00:03:10,842
‫در واقع…

76
00:03:11,973 --> 00:03:13,801
‫امیدوارم این‌طور باشه

77
00:03:16,108 --> 00:03:18,328
‫تو همه‌مونو نجات میدی

78
00:03:33,995 --> 00:03:35,388
‫در چه حاله؟

79
00:03:35,432 --> 00:03:37,999
‫رفتارش اصلاً شبیه اسپارتان‌ها نیست

80
00:03:38,043 --> 00:03:41,699
‫عجیبه که یه سلاح می‌تونه
‫موجب همچین رفتاری بشه

81
00:03:41,742 --> 00:03:44,441
‫من که مجاب نشدم اون سلاحه

82
00:03:44,484 --> 00:03:46,921
‫شیء مدریگالی رو در نظر بگیر

83
00:03:46,965 --> 00:03:50,534
‫مشخصاً می‌تونه انرژی خیلی زیادی
‫از خودش ساطع کنه

84
00:03:50,577 --> 00:03:52,013
‫ولی جان که بهش دست می‌زنه،

85
00:03:52,057 --> 00:03:56,017
‫انگار هدف یا انگیزه‌ی خاصی پیدا می‌کنه؛

86
00:03:56,061 --> 00:03:57,807
‫یا به نیازهای جان پاسخ میده،

87
00:03:57,858 --> 00:04:00,500
‫یا پیش‌بینی می‌کنه که
‫شرایط چی می‌طلبه

88
00:04:00,544 --> 00:04:03,168
‫- که یعنی…
‫- پس یه‌جور هوش پشتشه

89
00:04:03,416 --> 00:04:04,376
‫بله

90
00:04:04,591 --> 00:04:08,421
‫و اگر به هوش بزرگتری
‫توی یه جایی متصل باشه،

91
00:04:08,465 --> 00:04:10,031
‫می‌خوام ببینمش

92
00:04:11,772 --> 00:04:12,947
‫حالا چرا جان؟

93
00:04:12,991 --> 00:04:15,602
‫چرا اونو انتخاب کرده؟

94
00:04:15,646 --> 00:04:17,561
‫چرا اون شده تافته‌ی جدابافته؟

95
00:04:17,604 --> 00:04:21,434
‫منم از وقتی دیدمش
‫دارم همین سؤالو از خودم می‌پرسم

96
00:04:21,478 --> 00:04:25,351
‫قبلاً نمونه خون اصلیش رو بررسی کردم…

97
00:04:26,874 --> 00:04:28,398
‫مستر چیف

98
00:04:28,441 --> 00:04:31,052
‫۱۷ دقیقه تا اریدنس ۲ فاصله داریم

99
00:04:31,096 --> 00:04:33,968
‫از کجا دنبال شیء دوم بگردیم؟

100
00:04:35,796 --> 00:04:37,581
‫چیف؟

101
00:04:37,624 --> 00:04:39,496
‫انگار عوض شده

102
00:04:39,539 --> 00:04:41,149
‫چی دقیقاً؟

103
00:04:41,193 --> 00:04:42,499
‫فضای فرانور

104
00:04:42,542 --> 00:04:45,806
‫راستش، چشم انسان قادر به
‫درک فضای فرانور نیست

105
00:04:45,850 --> 00:04:47,373
‫چیزی که به نظرت می‌بینی در واقع

106
00:04:47,417 --> 00:04:49,506
‫یه معادله‌ی مسیریابی ۱۰ بُعدی موبیوسـه

107
00:04:49,549 --> 00:04:51,856
‫که خروجیش در حال تحوله
‫و فضا-زمانش تحت تأثیر جرم قرار…

108
00:04:51,899 --> 00:04:53,553
‫داری خرابش می‌کنی

109
00:04:55,860 --> 00:04:57,949
‫فشار خون، ضربان قلب،

110
00:04:57,992 --> 00:05:00,473
‫و فعالیت الکتریکی سطح پوستت
‫بالا رفته

111
00:05:00,517 --> 00:05:02,040
‫خب که چی؟

112
00:05:02,083 --> 00:05:05,696
‫براساس داده‌هام
‫دچار اضطراب شدی

113
00:05:05,739 --> 00:05:08,829
‫پس اضطراب همچین حسی داره؟

114
00:05:09,961 --> 00:05:11,528
‫اصولاً آره

115
00:05:15,967 --> 00:05:17,534
‫دارم میرم خونه

116
00:05:19,000 --> 00:05:25,000
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین »
‫:. <font color="#0000ff">Ali</font><font color="#ff0000">99</font> & <font color="#ffff00">Cardinal</font> .:

117
00:05:25,500 --> 00:05:29,500
▷‫ Instagram.com/Aliakbar.1999
▶ <font color="00BFFF">@IST_Subs</font>

118
00:05:31,735 --> 00:05:36,735
‫« سیاره‌ی اریدنس ۲ »
‫« منظومه‌ی اریدنس »

119
00:06:43,716 --> 00:06:47,716
‫« سیار‌ه‌ی مدریگال »
‫« منظومه‌ی ۲۳ ترازو »

120
00:06:53,238 --> 00:06:55,153
‫اثری از سفینه‌های وینشر نیست؟

121
00:06:55,196 --> 00:06:57,446
‫می‌دونی که همه جا
‫نگهبانیِ مجهز به رادار دارن

122
00:06:57,497 --> 00:06:59,555
‫خودم رادارگریزی رو بلدم

123
00:06:59,606 --> 00:07:00,494
‫بهم اعتماد کن

124
00:07:00,545 --> 00:07:03,043
‫دو کلام از یه راهزن:
‫«بهم اعتماد کن»

125
00:07:03,901 --> 00:07:05,511
‫از راهزنی خرده نگیر

126
00:07:05,555 --> 00:07:07,034
‫حالا که حرفش شد،

127
00:07:07,078 --> 00:07:09,167
‫می‌دونی که فقط
‫پول تأمین امنیتت رو نمیدی؟

128
00:07:09,210 --> 00:07:11,038
‫از زمان صبحونه
‫همه‌چی رو حساب می‌کنم

129
00:07:11,082 --> 00:07:12,823
‫اگه فَک نزنی،
‫پول اضافه هم میدم

130
00:07:12,866 --> 00:07:14,172
‫خواهشاً

131
00:07:17,044 --> 00:07:19,569
‫مثل اینکه کم‌خواب شدی

132
00:07:19,612 --> 00:07:20,961
‫خوابم نمی‌بره

133
00:07:24,138 --> 00:07:26,271
‫امان از خاطرات تلخ

134
00:07:27,784 --> 00:07:30,075
‫اولش که از
‫برنامه‌ی اسپارتان‌سازی فرار کردم،

135
00:07:30,126 --> 00:07:31,537
‫هیچ خاطره‌ای نداشتم، از هیچی

136
00:07:31,581 --> 00:07:33,710
‫حافظه‌م کلاً پاک شده بود

137
00:07:35,063 --> 00:07:36,480
‫محشره که

138
00:07:37,251 --> 00:07:38,751
‫راستش افتضاح بود

139
00:07:39,105 --> 00:07:40,710
‫بدونِ خاطراتم گم شده بودم

140
00:07:43,027 --> 00:07:44,960
‫خاطراتت دیگه برنگشتن؟

141
00:07:45,355 --> 00:07:46,522
‫ذره ذره برگشتن

142
00:07:48,336 --> 00:07:51,296
‫تازه یه سال بعدش یادم اومد
‫که پدرم مُرده

143
00:07:53,080 --> 00:07:54,299
‫یه سال بعدتر…

144
00:07:55,387 --> 00:07:58,564
‫یادم اومد که قاتلش خودم بودم

145
00:08:00,653 --> 00:08:02,525
‫اوه

146
00:08:02,568 --> 00:08:04,657
‫حافظه هویتت رو
‫برای خودت مشخص می‌کنه

147
00:08:04,701 --> 00:08:08,966
‫و اولویت‌هات رو بهت یادآوری می‌کنه

148
00:08:18,125 --> 00:08:21,875
‫« سیاره‌ی ریچ »
‫« فرماندهی ناوگان یو.ان.اِس.سی »

149
00:08:29,750 --> 00:08:31,075
‫کای

150
00:08:31,118 --> 00:08:32,990
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی

151
00:08:34,078 --> 00:08:36,907
‫مستر چیف رو ندیدی؟

152
00:08:36,950 --> 00:08:38,735
‫همراه هالزیه

153
00:08:39,910 --> 00:08:41,564
‫رفتن مأموریت

154
00:08:44,958 --> 00:08:46,830
‫روبه‌راهی؟

155
00:08:46,873 --> 00:08:49,136
‫آره. خوبم

156
00:08:50,137 --> 00:08:52,792
‫پس… فعلاً

157
00:09:16,747 --> 00:09:21,497
‫« سیاره‌ی اریدنس ۲ »
‫« تأسیسات ریچ فور لایف »

158
00:10:38,612 --> 00:10:41,085
‫فقط ۶ تا مرکز ریچ فور لایف

159
00:10:41,136 --> 00:10:43,468
‫مراحل آزمایشی رو با موفقیت پشت سر گذاشتن

160
00:10:43,511 --> 00:10:44,918
‫این یکی‌شون بود

161
00:10:46,427 --> 00:10:51,041
‫جنگل‌های حاصل‌خیز توی دلِ
‫یه سیاره‌ی بی‌آب‌وعلف رشد کردن

162
00:10:51,084 --> 00:10:54,392
‫والدینت رهبر این مستعمره بودن

163
00:10:56,394 --> 00:10:58,222
‫اونها قهرمان بودن؛

164
00:10:59,092 --> 00:11:00,398
‫درست مثل پسرشون

165
00:11:10,060 --> 00:11:11,714
‫اون خونه‌مه

166
00:11:18,808 --> 00:11:21,158
‫از جایی که پدرم چاله کَند…

167
00:11:23,813 --> 00:11:26,163
‫می‌شد به وضوح بالکن خونه رو دید

168
00:11:26,206 --> 00:11:27,773
‫مادرم توی بالکن بود

169
00:11:27,817 --> 00:11:30,297
بیا با این کار
‫چرندیات رو تموم کنیم، جان

170
00:11:30,341 --> 00:11:32,386
‫دفنش کن، پسرم

171
00:11:40,177 --> 00:11:41,482
‫اون…

172
00:11:41,526 --> 00:11:43,571
‫نه، نمی‌خوام این کارو کنم!

173
00:11:43,615 --> 00:11:45,182
‫مامان!

174
00:11:53,146 --> 00:11:54,887
‫…همین دور و بر بود

175
00:12:01,328 --> 00:12:02,939
‫بیاید کَندن رو شروع کنیم

176
00:12:11,591 --> 00:12:16,341
‫« سیاره‌ی مدریگال »
‫« مدریگال‌سیتی »

177
00:12:22,436 --> 00:12:24,830
‫نمی‌تونستی ببریمون نزدیکتر؟

178
00:12:24,874 --> 00:12:28,225
‫شاید تو پولش رو بدی؛
‫ولی به روش من جلو میریم

179
00:12:28,268 --> 00:12:30,314
‫من به جان قول دادم که
‫ازت محافظت کنم؛

180
00:12:30,357 --> 00:12:31,881
‫و می‌خوام سر قولم بمونم

181
00:12:31,924 --> 00:12:34,884
‫پس سرتو بگیر پایین
‫و دهنت رو باز نکن

182
00:12:53,076 --> 00:12:54,425
‫یانگ سوک

183
00:12:55,339 --> 00:12:56,427
‫کسب و کار چطوره؟

184
00:12:56,470 --> 00:12:57,994
‫فرماندار وینشر

185
00:13:09,570 --> 00:13:11,398
‫- خانم‌ها
‫- فرماندار وینشر

186
00:13:16,316 --> 00:13:18,405
‫بامِ بیش، برفِ بیشتر

187
00:13:44,605 --> 00:13:46,085
‫به صف شید!

188
00:14:09,717 --> 00:14:10,980
‫بیا پشت سرم

189
00:14:15,506 --> 00:14:19,336
‫این کلاه رسمی و اصلی یو.ان.اس.سیـه، خب؟

190
00:14:19,379 --> 00:14:21,294
‫نگاهش کن، ها؟
‫- نه، خیلیـه

191
00:14:21,338 --> 00:14:23,209
‫می‌بینی؟ یالا

192
00:14:23,253 --> 00:14:24,471
‫باید بخریدش، آقا

193
00:14:24,515 --> 00:14:25,951
‫نصف قیمت میدم

194
00:14:26,366 --> 00:14:29,668
…خیلی‌خب، برو بابا. داری وقتمو تلف -
وایسا. اَتو -

195
00:14:31,202 --> 00:14:32,168
‫کوان؟

196
00:14:34,704 --> 00:14:35,954
‫تو زنده‌ای؟

197
00:14:36,222 --> 00:14:38,094
‫بقیه کجان؟

198
00:14:38,137 --> 00:14:39,617
‫الان کی رهبر شبه‌نظامی‌هاست؟

199
00:14:39,660 --> 00:14:41,097
‫نمی‌تونم باهات صحبت کنم

200
00:14:41,140 --> 00:14:42,562
‫- اتو…
‫- کجا با این عجله؟

201
00:14:42,613 --> 00:14:44,535
‫ملت دنبالتن.
.نباید اینجا باشیم

202
00:14:44,578 --> 00:14:46,406
‫خواهش می‌کنم؛ اگه کسی
‫ما رو کنار هم ببینه…

203
00:14:46,450 --> 00:14:48,017
‫من برای کمک اومدم

204
00:14:48,060 --> 00:14:50,454
‫فقط باید ژنرال‌های پدرم رو پیدا کنم

205
00:14:50,497 --> 00:14:52,456
‫اونها کجان؟

206
00:14:53,757 --> 00:14:54,918
‫من…

207
00:14:55,372 --> 00:14:57,251
‫امشب مراسم یادبود پدرتـه؛

208
00:14:57,302 --> 00:14:58,293
بیا اونجا

209
00:14:58,723 --> 00:15:00,420
‫- مراقب باش
‫- اتو…

210
00:15:00,464 --> 00:15:02,205
‫اتو، وایسا، اتو.
‫اتو، صبر کن

211
00:15:02,248 --> 00:15:03,510
‫خواهش می‌کنم! اتو!

212
00:15:05,556 --> 00:15:07,514
‫آهای، بچه‌جون

213
00:15:16,376 --> 00:15:19,210
‫« تحت تعقیب »
‫« مشمول پاداش »

214
00:15:20,658 --> 00:15:22,703
‫امیدوارم که بدونی
‫داری چیکار می‌کنی

215
00:16:53,838 --> 00:16:54,708
‫وای

216
00:16:55,467 --> 00:16:58,146
‫خیلی‌خب. سلام، اسپارتان‌ها.
‫ممنون که اومدین

217
00:16:58,197 --> 00:17:00,098
‫دکتر کیز، امری دارید؟

218
00:17:00,149 --> 00:17:01,744
‫بله. خیلی وقت‌تونو نمی‌گیرم

219
00:17:01,795 --> 00:17:04,117
‫فقط می‌خواستم یه سری
‫تست زیست‌‌سنجى انجام بدم…‌

220
00:17:04,168 --> 00:17:06,918
‫این همون شیئیـه که ‫من و مستر چیف
‫توی غار مدریگال دیدیم

221
00:17:07,156 --> 00:17:08,418
‫ماجرا همینه؟

222
00:17:08,461 --> 00:17:09,543
‫تا حدی

223
00:17:09,594 --> 00:17:11,812
‫می‌خوام واکنش شیء رو
‫نسبت‌به شما ببینیم

224
00:17:11,856 --> 00:17:14,668
‫تا بفهمم اصلاً چرا…

225
00:17:14,719 --> 00:17:16,643
‫جان این‌قدر خاصه

226
00:17:17,501 --> 00:17:19,001
چون اون مستر چیفـه

227
00:17:20,485 --> 00:17:21,543
‫صد البته

228
00:17:21,692 --> 00:17:23,303
‫اول من تست رو انجام میدم، خانم

229
00:17:23,737 --> 00:17:24,585
‫عالیه

230
00:17:26,827 --> 00:17:30,179
‫ریز ۰۲۸، من از پشت
‫شیشه‌ی ایمنی بهت میگم چیکار کنی

231
00:17:30,222 --> 00:17:31,622
‫میشه شما برید بیرون؟

232
00:17:36,185 --> 00:17:37,795
‫روبه‌راهی، کای ۱۲۵؟

233
00:17:37,838 --> 00:17:40,624
‫بله، خانم. ۱۰۰٪

234
00:17:43,670 --> 00:17:45,933
‫خیلی‌خب. پس شروع کنیم

235
00:17:45,977 --> 00:17:47,718
‫لطفاً کلاهت رو دربیار

236
00:18:07,433 --> 00:18:09,218
‫یه چیزی پیدا کردم

237
00:18:09,261 --> 00:18:11,133
‫شیئـه هست؟

238
00:18:44,470 --> 00:18:45,906
‫نقاشی

239
00:18:52,261 --> 00:18:53,392
‫واسه منـه

240
00:19:00,660 --> 00:19:03,315
‫اینو نمی‌شناسم

241
00:19:04,447 --> 00:19:06,188
‫همه‌شون شبیه همن

242
00:19:14,620 --> 00:19:17,693
‫جان، اینجا چیزی هست که مکان

243
00:19:17,744 --> 00:19:19,876
‫یا کارکرد شیء بزرگتر رو…

244
00:19:20,235 --> 00:19:21,958
نشون‌مون بده؟

245
00:19:22,900 --> 00:19:24,554
جان، شنیدی؟

246
00:19:24,597 --> 00:19:26,338
پرسیدم چی می‌کِشی

247
00:19:33,302 --> 00:19:35,260
‫به نظرم بهتره برگردیم تو سفینه؛

248
00:19:35,304 --> 00:19:38,350
‫و اونجا نقاشی‌ها رو بررسی کنیم

249
00:19:41,310 --> 00:19:43,660
‫جان؟ جان؟

250
00:20:21,959 --> 00:20:24,048
مُزدِ پدرم همینه؟

251
00:20:24,091 --> 00:20:27,791
‫بعد از تمام زحمت‌هایی که برای مردمش کشید،
‫کل شهر باید میومدن

252
00:20:45,591 --> 00:20:46,766
‫اون اَگاتاست

253
00:20:46,810 --> 00:20:49,073
‫یکی از ژنرال‌های پدرمـه

254
00:20:56,559 --> 00:20:57,951
‫اَگاتا

255
00:20:57,995 --> 00:21:00,432
‫وای، کوان!

256
00:21:02,173 --> 00:21:04,001
‫کوان!

257
00:21:04,044 --> 00:21:06,743
‫فکر کردم تو رو هم از دست دادیم

258
00:21:06,786 --> 00:21:10,529
‫اینجا خطرناکـه.
‫اگه وینشر پیدات کنه…

259
00:21:10,573 --> 00:21:12,052
‫می‌دونم

260
00:21:12,096 --> 00:21:13,837
‫بهم بگو نقشه چیه

261
00:21:14,794 --> 00:21:16,013
‫نقشه؟

262
00:21:16,056 --> 00:21:18,972
‫وقتی بهمون حمله شد،
‫رافائل توی پایگاه نبود

263
00:21:19,016 --> 00:21:21,932
‫اون رهبر مقاومتـه؟
‫بقیه چی شدن؟

264
00:21:21,975 --> 00:21:24,630
‫کوان، رافائل مُرده

265
00:21:24,674 --> 00:21:27,154
‫وینشر اعدامش کرد تا
‫درس عبرتی بشه برای بقیه

266
00:21:27,198 --> 00:21:29,809
‫آروِن، سوک، کیم و
‫دیویلی رو هم همین‌طور…

267
00:21:29,853 --> 00:21:31,420
‫یا خدا

268
00:21:31,463 --> 00:21:34,510
‫حمله به پایگاه
‫همه چیزو عوض کرد، کوان

269
00:21:34,553 --> 00:21:35,772
‫همه چیزو

270
00:21:36,990 --> 00:21:39,602
‫مردم ترسیده‌ن

271
00:21:39,645 --> 00:21:42,822
‫الان تنها خواسته‌شون
‫محافظت دربرابر کاوننت‌هاست

272
00:21:42,866 --> 00:21:44,084
‫وینشر ازشون محافظت می‌کنه؟

273
00:21:44,128 --> 00:21:46,826
‫آره. یو.ان.اس.سی هم پشتشه

274
00:21:46,870 --> 00:21:48,915
‫- تکاورها تحت فرمانشـن…
‫- ولی نباید همین‌جوری تسلیم بشیم

275
00:21:48,959 --> 00:21:50,439
‫باید بجنگیم!

276
00:21:50,482 --> 00:21:52,092
‫متأسفم، کوان

277
00:21:52,136 --> 00:21:56,575
‫وینشر بهمون اجازه داد تا
‫اجساد رو از تو پایگاه جمع کنیم؛

278
00:21:56,619 --> 00:21:59,535
‫ولی انقلاب تمومه

279
00:22:01,580 --> 00:22:03,495
‫خیلی‌خب دیگه

280
00:22:03,539 --> 00:22:06,106
‫ممنون بابت کمکت

281
00:22:06,150 --> 00:22:07,499
‫بیا بریم

282
00:22:07,543 --> 00:22:08,892
‫نه، نه، وایسا

283
00:22:08,935 --> 00:22:10,720
‫اگاتا، تو وفادارترین دوست پدرم بودی

284
00:22:10,763 --> 00:22:14,463
‫اگه قرار بود کسی رهبری شورشی‌ها رو
‫به دست بگیره، تو بودی

285
00:22:14,506 --> 00:22:18,118
‫با این وجود، وینشر فقط تو رو نکُشته

286
00:22:19,729 --> 00:22:22,558
‫وینشر بابت خیانت به شورش
‫چند بهت میده؟

287
00:22:22,601 --> 00:22:24,211
‫باید بری

288
00:22:24,255 --> 00:22:26,905
‫- همه‌مونو به خظر میندازی…
‫- تو خائنی!

289
00:22:28,172 --> 00:22:30,350
‫همه‌تون خائنید‍!
‫پدرم به‌خاطر آزادی شما

290
00:22:30,400 --> 00:22:31,131
‫جنگید و مُرد!

291
00:22:31,175 --> 00:22:33,046
‫حالا وایسادین دعا می‌کنید

292
00:22:33,090 --> 00:22:34,221
‫و به ادعای خودتون بهش احترام می‌ذارید؛

293
00:22:34,265 --> 00:22:35,832
‫ولی همه‌تون یه مشت بُزدلین!

294
00:22:35,875 --> 00:22:37,964
‫نیروهای امنیتی!

295
00:22:57,723 --> 00:22:58,898
‫بیا بریم

296
00:23:01,205 --> 00:23:02,685
‫خیلی‌خب، ونک؛

297
00:23:02,728 --> 00:23:04,861
‫دست راستت رو بذار روی شیء

298
00:23:04,904 --> 00:23:06,166
‫آروم، لطفاً

299
00:23:08,995 --> 00:23:11,041
‫خیلی‌خب، حالا دست چپت

300
00:23:16,916 --> 00:23:18,004
‫تو هم مثل ریز

301
00:23:18,048 --> 00:23:20,529
‫کای ۱۲۵،
‫نوبت توئه

302
00:23:26,317 --> 00:23:28,001
‫باید کلاهت رو در بیاری

303
00:23:28,052 --> 00:23:29,625
‫نمی‌تونیم خطر سوختنِ
‫تجهیزات‌مون رو به جون بخریم

304
00:23:29,668 --> 00:23:31,668
‫می‌دونی که هالزی
برام صورت‌حساب می‌فرسته

305
00:23:34,717 --> 00:23:36,283
‫خیلی‌خب

306
00:23:36,327 --> 00:23:38,634
‫مشکلی هست، خانم؟

307
00:23:38,677 --> 00:23:41,724
‫موهات. خودت این‌جوریش کردی؟

308
00:23:41,767 --> 00:23:43,116
‫آره

309
00:23:43,160 --> 00:23:45,075
‫عالیـه

310
00:23:45,118 --> 00:23:48,034
‫دکتر، ما که برای تو اهمیتی نداریم، داریم؟

311
00:23:49,732 --> 00:23:51,081
‫رو چه حسابی اینو میگی؟

312
00:23:51,124 --> 00:23:53,083
‫یه حدسـه

313
00:23:53,126 --> 00:23:55,085
‫خبر نداشتم اسپارتان‌ها هم حدس می‌زنن

314
00:23:55,128 --> 00:23:57,217
‫با حدس میشه جنگ رو بُرد

315
00:23:57,261 --> 00:24:00,046
‫من از ۶ سالگی
‫راهبردهای نظامی رو خوندم؛

316
00:24:00,090 --> 00:24:01,918
‫از کتاب سون تزو گرفته
‫تا پرستون کول

317
00:24:01,961 --> 00:24:05,835
‫ریز زبان و گویش تمام
‫سیاره‌های مستعمره‌شده رو بلده

318
00:24:05,878 --> 00:24:09,099
‫اکتشافات ونک توی میدان نبرد
‫راجع‌به ویژگی‌های شمشیر پلاسما

319
00:24:09,142 --> 00:24:12,189
‫توی طراحی زره‌های قوی‌تر
‫به تکاورها کمک کرد

320
00:24:13,973 --> 00:24:15,932
‫از دید تو ما یه مشت رباتیم

321
00:24:16,976 --> 00:24:18,848
‫ولی اگه واقعاً می‌خوای
‫از کارکردمون سر در بیاری،

322
00:24:18,891 --> 00:24:20,676
‫باید یه‌خرده عمقی‌تر بگردی

323
00:24:20,719 --> 00:24:22,025
‫وایسا!

324
00:24:23,243 --> 00:24:25,550
‫تست دیگه‌ای ندارید، خانم؟

325
00:24:31,042 --> 00:24:32,625
‫« اتحاد رمز پیروزی‌ست »

326
00:25:13,990 --> 00:25:15,600
‫کورتانا؟

327
00:25:15,644 --> 00:25:18,908
‫می‌تونی نشونم بدی خونه‌مون
‫قبلاً چه شکلی بوده؟

328
00:25:18,951 --> 00:25:20,866
‫اگر داده‌های بصری کافی رو داشته باشم،

329
00:25:20,910 --> 00:25:22,172
‫می‌تونم یه تصویر واقع‌گرایانه از محیط رو

330
00:25:22,215 --> 00:25:26,306
‫با میان‌یابی روی نمایشگر کلاهت بازسازی کنم

331
00:25:29,005 --> 00:25:30,267
‫بازسازی کن

332
00:25:31,007 --> 00:25:33,052
‫یه هشدار بدم

333
00:25:33,096 --> 00:25:37,622
‫معلوم نیست که چه تصاویر وحشتناک و درهمی
‫ممکنه از گذشته‌ت پدیدار بشه

334
00:25:37,666 --> 00:25:42,671
‫یادت باشه، لزوماً تمام چیزهایی که
‫به یاد میاری، بازتابی از واقعیت نیستن

335
00:25:42,714 --> 00:25:44,368
‫متوجهم

336
00:25:44,411 --> 00:25:45,717
‫خیلی‌خب

337
00:25:52,202 --> 00:25:55,031
‫الان داده‌های بصری رو می‌ذارم کنار هم

338
00:26:04,780 --> 00:26:05,998
‫نه

339
00:26:06,042 --> 00:26:08,174
‫اون میزه اونجا بود

340
00:26:27,759 --> 00:26:29,631
‫آزمایشگاه گیاه بابا

341
00:26:39,031 --> 00:26:41,251
‫مامان نقاشی‌هام رو اینجا آویزون می‌کرد

342
00:27:03,229 --> 00:27:04,927
‫اتاق‌خوابم این سمتـه

343
00:27:04,970 --> 00:27:07,146
‫یادمه

344
00:27:07,190 --> 00:27:09,235
‫توی این اتاق چی بود؟

345
00:27:20,769 --> 00:27:22,814
‫کورتانا…

346
00:27:22,858 --> 00:27:25,425
‫- نمی‌بینمش
‫- متأسفم، جان

347
00:27:25,469 --> 00:27:27,776
‫متأسفانه اینجا زیادی خراب شده

348
00:27:27,819 --> 00:27:31,388
‫داده‌های کافی برای بازسازی دقیق
‫اون فضا رو ندارم

349
00:27:31,431 --> 00:27:33,042
‫شاید بهتره برگردیم
‫سراغ نقاشی‌ها، جان

350
00:27:33,085 --> 00:27:34,391
‫وایسا

351
00:27:38,308 --> 00:27:40,397
‫یالا، الی

352
00:27:45,881 --> 00:27:47,447
‫مواظب باش، جان

353
00:27:52,191 --> 00:27:53,323
‫مامان

354
00:27:53,366 --> 00:27:55,194
‫جان، بیا اینجا

355
00:27:55,238 --> 00:27:56,500
‫اینو ببین

356
00:28:02,288 --> 00:28:04,726
‫داریم حیات جدید خلق می‌کنیم، جان

357
00:28:08,817 --> 00:28:12,864
‫اگه اینجا برای حیات گیاه مناسبـه، پس چی؟

358
00:28:12,908 --> 00:28:14,736
‫پس ما هم می‌تونیم اینجا زندگی کنیم

359
00:28:17,477 --> 00:28:19,784
‫بوی صابون میدی

360
00:28:22,526 --> 00:28:26,486
‫تو هم بوی گِل میدی، شاسکول

361
00:28:26,530 --> 00:28:28,097
‫راستی، امروز چی بازی می‌کردی؟

362
00:28:28,140 --> 00:28:29,359
‫نمی‌دونم

363
00:28:29,402 --> 00:28:31,293
فقط با اِلی رفتیم اینور اونور

364
00:28:31,444 --> 00:28:32,210
جدی؟ -

365
00:28:33,363 --> 00:28:36,043
خب، پس گمونم ارزشش رو داشته که
یکم خودتو کثیف کنی

366
00:28:36,322 --> 00:28:38,085
یالا. بیا قبل غذا تمیزت کنیم

367
00:28:49,248 --> 00:28:51,381
اینجا. اینجا

368
00:29:16,232 --> 00:29:17,799
چی می‌کِشی؟

369
00:29:26,546 --> 00:29:28,070
خیلی دور نشو، جان

370
00:29:28,113 --> 00:29:29,593
مواظب باش

371
00:29:29,636 --> 00:29:31,464
یالا، اِلی

372
00:29:39,951 --> 00:29:41,251
جان، شنیدی؟

373
00:29:41,416 --> 00:29:43,085
پرسیدم چی می‌کِشی

374
00:29:49,918 --> 00:29:51,528
میشه ببینم؟

375
00:30:52,241 --> 00:30:54,983
تو اینو کنترل می‌کنی؟ -
من دیگه تصویرپردازی نمی‌کنم -

376
00:30:55,026 --> 00:30:57,115
هر چی که می‌بینه، کار من نیست

377
00:31:09,258 --> 00:31:10,563
!نه، این یکی

378
00:31:24,795 --> 00:31:26,362
شیر

379
00:31:39,462 --> 00:31:42,421
بازم درست گفتی؟
برای بار دهم

380
00:31:42,465 --> 00:31:44,119
دوباره امتحان کنیم؟ -
آره -

381
00:31:50,429 --> 00:31:51,648
شیر

382
00:31:53,824 --> 00:31:56,653
خب، چه بچه‌ی خوش‌شانسی هستی

383
00:31:58,655 --> 00:32:00,222
می‌دونی نظر من چیـه؟

384
00:32:02,137 --> 00:32:04,356
راستش فکر کنم منم که خوش‌شانسم

385
00:32:04,400 --> 00:32:06,228
میشه دوباره ببینمت؟

386
00:32:06,271 --> 00:32:07,664
حتماً

387
00:32:07,707 --> 00:32:09,622
میشه این بین خودمون بمونه؟ -
آره -

388
00:32:15,585 --> 00:32:17,761
جان، خوبی؟

389
00:32:49,749 --> 00:32:53,144
آزمایش روی سه‌تا اسپارتان و شیء تموم شد

390
00:32:53,188 --> 00:32:56,582
به نظر میاد اسپارتان ۱۱۷
خصوصیت خاصی داره که

391
00:32:56,626 --> 00:32:58,497
بقیه‌ی اسپارتان‌ها ندارن

392
00:32:58,541 --> 00:33:02,103
شاید باید بیشتر در سطح دی‌ان‌ای
…آزمایش انجام بشه، تا مشخص بشه که

393
00:33:02,154 --> 00:33:04,503
ریز، اینجا رو -
هی، هی، کای -

394
00:33:04,547 --> 00:33:06,325
سلاح کاوننت موردعلاقمـه

395
00:33:06,376 --> 00:33:08,485
میشه لطفاً بذاریش زمین؟ -
مشکلی نیست -

396
00:33:08,567 --> 00:33:10,205
این سوراخ‌های بالاش رو می‌بینی؟

397
00:33:10,248 --> 00:33:12,076
تیرهای سوزنی از اینجا پر میشن

398
00:33:12,120 --> 00:33:13,512
،ماشه رو که بکشی

399
00:33:13,556 --> 00:33:16,211
یجوری می‌دونن چطوری بافت زنده رو هدف بگیرن

400
00:33:16,254 --> 00:33:18,613
نزدیک‌ترین چیز ممکن
به «شلیک و بعد هیچ»، خانم

401
00:33:18,918 --> 00:33:22,501
،به محض اینکه سوزن‌ها به هدف می‌خورن
یه ترکیب انفجاری می‌سازن و بوم

402
00:33:22,972 --> 00:33:26,293
فقط یه مه بزرگ صورتی می‌بینی
از خون و مایعاتِ بدنیِ تبخیرشده

403
00:33:26,612 --> 00:33:29,126
آسیب سنگینی می‌زنه -
می‌دونم نیدلر چیـه، کای -

404
00:33:30,020 --> 00:33:31,895
خب، کاوننت‌ها یه اسم دیگه براش دارن

405
00:33:31,939 --> 00:33:32,793
چی می‌گفتن؟

406
00:33:32,844 --> 00:33:34,577
خوِپاس -
آره، همینـه -

407
00:33:34,918 --> 00:33:37,160
خوپاس. خوپاس

408
00:33:37,793 --> 00:33:38,624
درستـه

409
00:33:38,668 --> 00:33:40,168
اینو…اینو از کجا می‌دونید؟

410
00:33:40,322 --> 00:33:42,335
خب، وقتی می‌گیریمش سمت‌شون همینو میگن

411
00:33:43,192 --> 00:33:45,098
ولی گمونم ممکنـه این معنی رو هم بده که

412
00:33:45,168 --> 00:33:47,254
«لعنت. تو رو خدا منو نکُش»

413
00:33:47,305 --> 00:33:48,601
این هم درستـه

414
00:33:48,852 --> 00:33:51,420
تابحال شنیدی یه گرانت
واسه جونش التماس کنه؟

415
00:33:51,463 --> 00:33:52,769
رقت‌انگیزه

416
00:33:53,726 --> 00:33:55,424
راستش یجورایی خنده‌داره

417
00:33:55,467 --> 00:33:58,209
اوه، کاوننت‌ها بهترین تکنولوژی رو دارن

418
00:33:58,253 --> 00:33:59,428
شکی درش نیست

419
00:34:01,169 --> 00:34:04,172
،فنتومی که باهاش از مدریگال برگشتیم
فوق‌العاده بود

420
00:34:04,215 --> 00:34:07,305
میشه دوباره تکرارش کنی؟
لغت کاوننت واسه نیدلر

421
00:34:07,349 --> 00:34:08,654
خوپاس

422
00:34:08,698 --> 00:34:10,221
خوپاس

423
00:34:14,225 --> 00:34:15,661
البته

424
00:34:15,705 --> 00:34:19,709
شما اسپارتان‌ها بیشتر از هر کسی
پیش کاوننت‌ها بودید

425
00:34:20,710 --> 00:34:22,146
خانم؟

426
00:34:23,930 --> 00:34:26,324
دیگه چه کلمات سنگیلی‌ای بلدید؟

427
00:34:33,549 --> 00:34:34,724
چی…؟

428
00:34:39,424 --> 00:34:41,209
لعنتی

429
00:34:42,427 --> 00:34:45,126
لعنتی. لعنتی. لعنتی

430
00:34:48,738 --> 00:34:50,392
چه غلطی می‌کنی؟

431
00:34:50,435 --> 00:34:52,481
سفینه‌ام رو پس می‌گیرم و میرم خونه

432
00:34:52,524 --> 00:34:54,309
خیلی زیادن

433
00:34:54,352 --> 00:34:55,962
نه، اونقدرا هم زیاد نیستن

434
00:34:56,006 --> 00:34:57,529
اگه الان بری، به پولت نمی‌رسی

435
00:34:57,573 --> 00:34:59,009
ما یه قراری داشتیم

436
00:34:59,052 --> 00:35:01,707
قرارمون این بود که کمکت کنم
مقاومت رو پیدا کنی

437
00:35:01,751 --> 00:35:02,969
این کار رو کردیم

438
00:35:03,013 --> 00:35:04,710
وینشر آش و لاش‌شون کرد

439
00:35:04,754 --> 00:35:06,451
صدقه سر تو -
نه، نه، نه -

440
00:35:06,495 --> 00:35:08,680
هنوز توی مدریگال کسایی هستن که
به پدرم وفادارن. مطمئنم

441
00:35:08,724 --> 00:35:10,586
،اگه پیداشون کنیم
…می‌تونیم راضی‌شون کنم قیام کنن و

442
00:35:10,629 --> 00:35:12,588
…کوان

443
00:35:12,631 --> 00:35:14,720
هیچکس قیام نمی‌کنه

444
00:35:14,764 --> 00:35:17,158
باید با واقعیت روبرو بشی

445
00:35:18,333 --> 00:35:20,596
دیگه قهرمانی وجود نداره

446
00:35:22,424 --> 00:35:23,599
عمه‌ام

447
00:35:23,642 --> 00:35:25,731
باید بریم دیدن عمه‌ام

448
00:35:25,775 --> 00:35:28,908
ثروت خانوادگی‌مون رو اون کنترل می‌کنه

449
00:35:30,345 --> 00:35:31,694
می‌دونم کجا پیداش کنم

450
00:35:31,737 --> 00:35:34,305
انقدری داره که سفینه‌ام رو پس بگیره؟

451
00:35:34,349 --> 00:35:35,698
همم؟

452
00:35:35,741 --> 00:35:39,397
اگه الان بری، دست خالی برمی‌گردی خونه

453
00:35:40,790 --> 00:35:42,618
چجور راهزنی هستی؟

454
00:35:56,022 --> 00:35:57,589
دیر کردی

455
00:35:59,069 --> 00:36:01,245
خواهرم برای مراقبت از بچه‌ها دیر اومد

456
00:36:02,768 --> 00:36:04,335
،با پولی که بهت میدم

457
00:36:04,379 --> 00:36:06,946
باید یه پرستار درست حسابی بگیری

458
00:36:08,296 --> 00:36:09,340
سلام، فرانکو

459
00:36:09,384 --> 00:36:10,950
لازمم داری، وینشر؟

460
00:36:10,994 --> 00:36:12,735
من نه، عزیزم

461
00:36:12,778 --> 00:36:15,259
یو.ان.اس.سی و مردم مدریگال لازمت دارن

462
00:36:15,303 --> 00:36:17,522
ورود یه دردسرساز، صلح و آرامش

463
00:36:17,566 --> 00:36:19,350
سیاره‌ی خوب‌مون رو به خطر انداخته

464
00:36:19,394 --> 00:36:20,786
یه آشوبگر

465
00:36:20,830 --> 00:36:22,832
یه فتنه راه‌انداز

466
00:36:22,875 --> 00:36:27,576
می‌خوام قبل اینکه فتنه راه بندازه
شرش کم بشه

467
00:36:27,619 --> 00:36:29,230
کی؟

468
00:36:31,319 --> 00:36:32,711
کوان حا

469
00:36:33,625 --> 00:36:35,584
فقط یه دختربچه‌ست

470
00:36:35,627 --> 00:36:38,413
خب، بعضی دختربچه‌ها
بزرگ میشن و شر میشن

471
00:36:38,856 --> 00:36:41,424
یکی رو همراهش آورده تا
ازش حفاظت کنه

472
00:36:42,591 --> 00:36:43,896
سورن

473
00:36:45,463 --> 00:36:46,769
همون راهزن؟

474
00:36:48,336 --> 00:36:49,859
کسی نیست که از پسش برنیای

475
00:36:51,469 --> 00:36:53,515
الانش هم یه جایزه واسش گذاشتی، نه؟

476
00:36:53,558 --> 00:36:57,562
این سیاره شورشی‌های زیادی داره

477
00:36:57,606 --> 00:37:00,913
،آخرین چیزی که لازم دارم
یه حای شهید دیگه‌ست

478
00:37:00,957 --> 00:37:03,264
این کار باید بی‌سر و صدا انجام بشه

479
00:37:04,003 --> 00:37:05,918
یه حرفه‌ای لازمـه

480
00:37:06,832 --> 00:37:08,704
می‌خوای من ترتیبش رو بدم

481
00:37:14,100 --> 00:37:16,407
!چه غلطی…؟ نه

482
00:37:23,980 --> 00:37:25,416
!بسه

483
00:37:28,593 --> 00:37:30,378
کوان -
عمه سوجین -

484
00:37:32,380 --> 00:37:33,555
شایعات رو شنیدم

485
00:37:33,598 --> 00:37:35,426
بذار نگات کنم

486
00:37:35,470 --> 00:37:36,949
عمه جون، به کمکت نیاز داریم

487
00:37:36,993 --> 00:37:39,909
کوان، تو نباید برمی‌گشتی

488
00:37:39,952 --> 00:37:41,737
زود باهام بیا

489
00:37:41,780 --> 00:37:42,999
نباید کسی تو رو ببینه

490
00:37:43,042 --> 00:37:46,785
من خیلی برای این تلاش کردم

491
00:37:47,917 --> 00:37:49,832
حسابی زحمت کشیدم

492
00:37:49,875 --> 00:37:51,877
هر کاری می‌تونستم کردم

493
00:37:51,921 --> 00:37:53,792
الان نوبت منـه

494
00:38:03,976 --> 00:38:05,848
این رو برام درست کن، فرانکو

495
00:38:06,849 --> 00:38:08,851
باید تمام مخالف‌هام رو از بین ببرم

496
00:38:18,643 --> 00:38:19,731
اینجا

497
00:38:22,734 --> 00:38:24,083
وایسا

498
00:38:24,127 --> 00:38:27,086
مطمئنید می‌خواید دوباره اونطوری
آبروتون رو ببرم؟

499
00:38:27,130 --> 00:38:30,002
.مشکلی نیست، سورن
.پیش عمه سوجین جام امنـه

500
00:38:31,656 --> 00:38:33,136
تو پول رو بگیر

501
00:38:33,179 --> 00:38:36,487
من میرم دیدن یکی واسه سفینه

502
00:38:43,059 --> 00:38:45,191
شیش تا لحن فضایی جدید

503
00:38:45,235 --> 00:38:48,934
ده دوازده‌تا واج و واژه‌نگاشت

504
00:38:48,978 --> 00:38:50,806
باورم نمیشه سال‌ها پیش این کار رو نکردیم

505
00:38:50,849 --> 00:38:52,416
،خب، خانم، با کمال احترام

506
00:38:52,460 --> 00:38:54,418
این اولین باریـه که باهامون صحبت کردید

507
00:38:54,462 --> 00:38:57,029
خب، مادرم هیچوقت نمی‌ذاشت بهتون نزدیک بشم

508
00:38:57,073 --> 00:39:00,685
همیشه برام سؤال بود که
چرا شما رو به من ترجیح میده

509
00:39:00,729 --> 00:39:03,166
احتمالاً فکر می‌کردم واسه اینـه که
شماها باحال‌ترید

510
00:39:03,209 --> 00:39:05,386
حتماً خیلی براتون سخت بوده

511
00:39:09,694 --> 00:39:11,870
…آه، بگذریم

512
00:39:11,914 --> 00:39:15,961
بعید می‌دونم تمرینات‌تون چندان
شامل خوش‌گذرونی بوده باشه

513
00:39:16,005 --> 00:39:17,963
اوه، خوش‌گذرونی داشتیم -
جدی؟ -

514
00:39:18,007 --> 00:39:20,923
یه بار به هممون یه حیوون خونگی دادن

515
00:39:20,966 --> 00:39:23,578
من یه توله سگ داشتم. کودی

516
00:39:23,621 --> 00:39:26,450
ریز، تو یه گربه داشتی -
الوئیز -

517
00:39:27,582 --> 00:39:28,670
نه بابا

518
00:39:28,713 --> 00:39:31,455
ونک، تو یه خوک داشتی

519
00:39:31,499 --> 00:39:32,630
آیوان -
آیوان -

520
00:39:32,674 --> 00:39:34,719
آیوانِ مخوف

521
00:39:34,763 --> 00:39:37,853
ببین، داشتیم استراتژی‌های
گله‌ی گرگ رو بررسی می‌کردیم و

522
00:39:37,896 --> 00:39:39,985
دکتر هالزی تیم‌بندی می‌کرد

523
00:39:40,029 --> 00:39:42,640
شکارها و شکارچی‌ها

524
00:39:42,684 --> 00:39:44,468
انگار خیلی خوش می‌گذشت

525
00:39:44,512 --> 00:39:46,209
،دو روز توی جنگل بودیم

526
00:39:46,252 --> 00:39:48,907
مشغول ردیابی و خوردن
هر چی می‌شد پیدا کرد و

527
00:39:48,951 --> 00:39:51,170
تعقیب و کشتن طعمه

528
00:39:51,214 --> 00:39:53,912
،هر گروهی که می‌باخت
حیوونش رو از دست می‌داد

529
00:39:55,000 --> 00:39:56,785
چی؟ اونا رو ازتون می‌گرفت؟

530
00:39:56,828 --> 00:39:59,570
نه. مجبورمون می‌کرد اونا رو بکُشیم

531
00:40:02,660 --> 00:40:03,879
بیخیال

532
00:40:03,922 --> 00:40:06,534
هر شکستی، عواقبی داره

533
00:40:06,577 --> 00:40:09,667
،من نُه بار سمت برنده بودم
تا اینکه باختم

534
00:40:09,711 --> 00:40:11,800
من سر مأموریت سومم باختم

535
00:40:11,843 --> 00:40:13,628
من هیچوقت نباختم

536
00:40:13,671 --> 00:40:16,631
پس تونستی آیوان رو نگه داری

537
00:40:16,674 --> 00:40:18,937
دکتر هالزی کُشتش

538
00:40:18,981 --> 00:40:23,551
اسپارتان‌ها باید فقط و فقط
به همدیگه وابسته باشن

539
00:40:38,304 --> 00:40:41,873
بهت هشدار داده بودم که
،به یاد آوردن خاطرات گذشته‌ات

540
00:40:41,917 --> 00:40:44,006
بی‌ثباتت می‌کنه

541
00:40:44,049 --> 00:40:46,922
…الان نگرانم که

542
00:40:46,965 --> 00:40:50,969
،حتی وقتی به شیء دست نمی‌زنی هم
تصاویری رو ببینی

543
00:40:51,013 --> 00:40:53,145
باید ببریمت خونه

544
00:40:53,189 --> 00:40:54,843
…تا بتونیم نقاشی‌ها رو مطالعه

545
00:40:54,886 --> 00:40:57,019
تو رو دیدم

546
00:40:58,368 --> 00:41:00,283
یه پسربچه بودم

547
00:41:00,326 --> 00:41:02,067
تو هم پیشم بودی

548
00:41:03,286 --> 00:41:05,941
…البته که پیشت بودم -
نه -

549
00:41:05,984 --> 00:41:08,596
توی یتیم‌خونه رو نمیگم. اینجا

550
00:41:08,639 --> 00:41:09,901
توی خونه‌ام

551
00:41:09,945 --> 00:41:12,121
پدر و مادرم هنوز زنده بودن

552
00:41:14,993 --> 00:41:16,908
اینجا چیکار می‌کردی؟

553
00:41:16,952 --> 00:41:18,083
طبیعیـه

554
00:41:18,127 --> 00:41:19,607
خاطرات به هم می‌ریزن

555
00:41:19,650 --> 00:41:21,652
مخصوصاً وقتی آسیب روحی در کار باشه

556
00:41:21,696 --> 00:41:27,049
وقتی همدیگه رو دیدیم خیلی کوچیک بودی و
حسابی تحت تأثیر غم از دست دادن والدینت

557
00:41:27,092 --> 00:41:29,573
من ازت مراقبت کردم

558
00:41:31,009 --> 00:41:34,056
،از اونموقع کنارت بودم

559
00:41:34,099 --> 00:41:36,275
هنوز هم مراقبتم

560
00:42:08,220 --> 00:42:10,745
خب؟ -
خبرهای بدی دارم، دوست من -

561
00:42:10,788 --> 00:42:12,616
منظورت چیـه، خبرهای بد داری؟

562
00:42:12,660 --> 00:42:15,314
یعنی، مگه چقدر بابت سفینه‌ام می‌خوان؟

563
00:42:15,358 --> 00:42:17,316
مسئله پولش نیست

564
00:42:17,360 --> 00:42:18,970
سفینه‌ات اوراق شده

565
00:42:19,014 --> 00:42:22,757
دل و روده‌اش رو ریختن بیرون و
بال‌هاش تو راه «سِدرا»ن

566
00:42:22,800 --> 00:42:24,759
حیوون‌های کثافت

567
00:42:24,802 --> 00:42:27,326
اگه دنبال سریع‌ترین راه
،برای رفتن از مدریگالی

568
00:42:27,370 --> 00:42:30,982
هر شب سفینه‌های مسافربری
به مقصد نیوکارتج

569
00:42:31,026 --> 00:42:33,326
ساعت ۱۱ به وقت خورشیدیِ
متوسطِ محلی حرکت می‌کنن

570
00:42:34,812 --> 00:42:36,335
سفینه‌ها از کجا حرکت می‌کنن؟

571
00:42:36,379 --> 00:42:40,252
گرنادا. ۲۰۰ کیلومتر سمت جنوب

572
00:42:42,428 --> 00:42:44,735
‏۲۰۰ کیلومتر؟ -
از توی صحرا -

573
00:42:44,779 --> 00:42:48,260
،با…قیمت مناسب
می‌تونم ببرمت اونجا

574
00:42:51,699 --> 00:42:53,788
همم

575
00:42:55,006 --> 00:42:56,268
چه کلاه خوبی

576
00:42:57,530 --> 00:42:59,750
خیلی شیکـه

577
00:43:05,016 --> 00:43:07,149
موتور رو هم برمی‌دارم

578
00:43:10,718 --> 00:43:13,155
بابا فقط با ۵۰تا جنگجو شروع کرد

579
00:43:13,198 --> 00:43:15,853
می‌تونیم حداقل اینقدر پیدا کنیم و
…با پول خانواده‌مون

580
00:43:15,897 --> 00:43:17,681
هیچی نمونده، کوان

581
00:43:17,725 --> 00:43:20,379
پدرت هر چی داشتیم رو
خرج انقلاب کرد

582
00:43:20,423 --> 00:43:22,860
،وقتی هم که پول تموم شد
مردم هم رفتن

583
00:43:22,904 --> 00:43:25,907
،اونا ترسیدن و ناامیدن

584
00:43:25,950 --> 00:43:27,212
ولی می‌تونیم وینشر رو شکست بدیم

585
00:43:27,256 --> 00:43:30,825
فقط باید به مردم یادآوری کرد که
برای چی می‌جنگیدن

586
00:43:30,868 --> 00:43:33,958
بیا. افرادم صحیح و سالم
از شهر می‌برنت و

587
00:43:34,002 --> 00:43:35,394
…دیگه نباید بیای

588
00:43:35,438 --> 00:43:37,832
نمی‌تونم ناامیدش کنم

589
00:43:37,875 --> 00:43:39,137
اون برای نجات من مُرد

590
00:43:39,181 --> 00:43:40,835
باید راهش رو ادامه بدم

591
00:43:40,878 --> 00:43:43,011
نه! من اجازه نمیدم

592
00:43:43,054 --> 00:43:44,969
من می‌تونم درست مثل اون بجنگم

593
00:43:45,013 --> 00:43:47,189
!پدرت واسه یه دروغ می‌جنگید

594
00:43:48,233 --> 00:43:50,192
چی داری میگی؟

595
00:43:52,890 --> 00:43:56,328
هیچوقت نمی‌خواستم تصوری که
از پدرت داری رو خراب کنم

596
00:43:57,852 --> 00:43:59,157
بهم بگو

597
00:44:02,334 --> 00:44:05,294
،سال‌ها پیش، قبل از جنگ

598
00:44:05,337 --> 00:44:07,862
پدرت رفتن دیدن یه گروهی توی صحرا

599
00:44:09,428 --> 00:44:10,821
یه سری سالک

600
00:44:10,865 --> 00:44:13,911
،وقتی برگشت

601
00:44:13,955 --> 00:44:15,739
همه چی عوض شد

602
00:44:18,046 --> 00:44:19,308
اون عوض شده بود

603
00:44:20,309 --> 00:44:22,050
چی بهش گفتن؟

604
00:44:22,093 --> 00:44:24,052
هیچوقت نگفت

605
00:44:24,095 --> 00:44:29,318
ولی متقاعد شده بود که
آزاد کردن مدریگال وظیفه‌ی اونـه

606
00:44:29,361 --> 00:44:33,757
بهم گفت تنها راهِ آشکار شدن
هدف واقعی خانواده‌ی حاست

607
00:44:33,801 --> 00:44:35,150
چه هدف واقعی‌ای؟

608
00:44:35,193 --> 00:44:38,762
دلیل اصلی اینکه توی مدریگالیم

609
00:44:38,806 --> 00:44:40,372
،و دلیل جنگیدن‌مون

610
00:44:40,416 --> 00:44:43,201
طبق گفته‌ی صحرانشین‌ها

611
00:44:44,202 --> 00:44:45,752
اون هم حرف‌شون رو باور کرده بود

612
00:44:45,802 --> 00:44:48,305
پدرت چیزی رو باور کرد
که خودش می‌خواست

613
00:44:50,078 --> 00:44:52,080
این سالک‌ها کجان؟

614
00:44:52,123 --> 00:44:53,821
کوان، نه

615
00:44:55,257 --> 00:44:56,824
صدای چی بود؟

616
00:45:01,524 --> 00:45:03,134
!کوان، برو

617
00:45:05,093 --> 00:45:06,442
سلام، کوان

618
00:45:07,835 --> 00:45:08,966
اینجا چیکار می‌کنی؟

619
00:45:09,010 --> 00:45:10,446
گند پدرت رو جمع می‌کنم

620
00:45:10,489 --> 00:45:12,796
مثل همیشه. دوستت کو؟

621
00:45:17,148 --> 00:45:19,107
!عمه سوجین

622
00:45:19,150 --> 00:45:21,283
!نه

623
00:45:22,850 --> 00:45:24,242
!هی

624
00:45:33,948 --> 00:45:36,777
عمه سوجین

625
00:45:37,690 --> 00:45:40,476
لعنتی! نباید از رابل میومدم

626
00:45:42,217 --> 00:45:44,219
سفینه‌ام رو هم از دست دادم. یالا

627
00:45:44,262 --> 00:45:48,919
الان تمام ارتش وینشر میان سر وقت‌مون

628
00:45:54,098 --> 00:45:55,317
زودباش

629
00:45:55,760 --> 00:45:57,022
بیا بریم

630
00:46:03,542 --> 00:46:05,022
!سرتو بدزد

631
00:46:13,988 --> 00:46:15,293
!برو! برو! برو

632
00:46:36,358 --> 00:46:38,447
پشت سرت

633
00:46:38,490 --> 00:46:39,578
!برو

634
00:46:45,976 --> 00:46:47,064
دکتر هالزی

635
00:46:49,980 --> 00:46:54,202
آنالیزهای کورتانا از اسکن‌های
مغزیِ امروز مسترچیف

636
00:46:54,245 --> 00:46:56,160
همم

637
00:46:56,204 --> 00:46:58,032
یعنی، حق با شما بود

638
00:46:58,075 --> 00:47:01,644
اون خوشه‌های عصبی‌ای رو
توی آمیگدالش دوباره باز کرده

639
00:47:04,560 --> 00:47:06,997
آره، احساسات تلفیق شده با خاطره

640
00:47:07,041 --> 00:47:08,216
آره

641
00:47:08,259 --> 00:47:10,392
و نمیشه تشخیص داد که

642
00:47:10,435 --> 00:47:12,611
،توی هر خوشه‌ی عصبی چی پنهانـه

643
00:47:12,655 --> 00:47:15,571
پس نمیشه فهمید دقیقاً چی یادش اومده

644
00:47:21,011 --> 00:47:22,970
یادم میاد

645
00:47:24,536 --> 00:47:26,538
…شیء دوم اینجاست

646
00:47:27,496 --> 00:47:29,063
روی اریدنس

647
00:47:30,455 --> 00:47:31,979
من هم می‌دونم کجاست

648
00:47:53,391 --> 00:47:55,306
همینجا نگهش دار

649
00:47:55,350 --> 00:47:57,569
آره، اون…اون کلمه یعنی چی؟

650
00:47:57,613 --> 00:48:00,007
،اولش به کلمه‌ی «بنیاد» رسیدم

651
00:48:00,050 --> 00:48:03,010
ولی اون یکی هجا یعنی
این نیست، درستـه؟

652
00:48:03,053 --> 00:48:04,185
آره

653
00:48:04,228 --> 00:48:05,969
اوک…اوگاکا

654
00:48:06,013 --> 00:48:08,450
می‌تونه…«سنگ‌کلید» باشه. شاید

655
00:48:09,320 --> 00:48:11,061
ممکنه منظورشون همون شیء باشه؟

656
00:48:11,105 --> 00:48:14,325
به اطلاعات نمایشگرهامون از غار
دسترسی داری؟

657
00:48:14,369 --> 00:48:16,588
آره…صبر کن

658
00:48:21,289 --> 00:48:23,639
تو کاملاً باهام روراست نبودی

659
00:48:27,251 --> 00:48:28,992
چی…منظورت چیـه؟

660
00:48:31,038 --> 00:48:32,387
موهام

661
00:48:32,430 --> 00:48:34,041
افتضاحـه

662
00:48:35,129 --> 00:48:38,654
نه -
فقط نمی‌دونم چی بهم غلبه کرد -

663
00:48:38,697 --> 00:48:42,092
،یه حرکت کوچیک برای سرکشی بوده
شاید در برابر هالزی

664
00:48:42,136 --> 00:48:45,008
خب، شاید در برابر خیلی چیزها بوده

665
00:48:46,575 --> 00:48:49,012
الان برش می‌دارم

666
00:48:59,196 --> 00:49:00,545
واو -
چیـه؟ -

667
00:49:00,589 --> 00:49:03,635
این کلمه توی مخابره‌ی سنگیلی

668
00:49:03,679 --> 00:49:05,681
چانگاگمو

669
00:49:08,095 --> 00:49:09,835
به «حلقه‌ی مقدس» رسیدم

670
00:49:11,101 --> 00:49:11,934
نگاه کن

671
00:49:13,136 --> 00:49:14,398
حلقه‌ی مقدس

672
00:49:16,689 --> 00:49:18,335
هاله
(هیلو)

673
00:49:24,761 --> 00:49:26,751
به نظرت کاوننت درباره‌ی این حرف می‌زنه؟

674
00:49:29,501 --> 00:49:32,447
می‌دونم که تو مستقیماً
…به هالزی جواب پس میدی ولی

675
00:49:33,735 --> 00:49:35,580
میشه این بین خودمون بمونه؟

676
00:49:36,168 --> 00:49:38,105
…حداقل فعلاً، تا اینکه بفهمم تمام اینا

677
00:49:38,148 --> 00:49:39,376
آره، مشکلی نیست

678
00:49:40,672 --> 00:49:42,413
راز خودمونـه

679
00:49:42,457 --> 00:49:45,329
،می‌دونی، از دید من

680
00:49:45,373 --> 00:49:48,071
ما یجورایی خواهریم

681
00:49:49,333 --> 00:49:51,770
…رزم‌آور، باید بگم

682
00:49:53,207 --> 00:49:55,470
یه چیزی دربارت خیلی عجیبـه

683
00:49:56,601 --> 00:49:58,081
خانم؟

684
00:50:00,127 --> 00:50:03,173
دکتر هالزی همه چی رو
اونطور که می‌خواد درست می‌کنه

685
00:50:04,653 --> 00:50:07,438
وقتی مخلوقاتش رفتارهای
،غیرمنتظره از خودشون نشون میدن

686
00:50:07,482 --> 00:50:09,658
بی‌قرار میشه

687
00:50:11,399 --> 00:50:15,664
خب، منظور از رفتار غیرمنتظره چیـه؟

688
00:50:16,708 --> 00:50:18,841
…عین یه انسان

689
00:50:18,884 --> 00:50:20,190
گمونم

690
00:50:23,237 --> 00:50:26,370
،از دید دکتر هالزی
انسان‌ها آشفته و

691
00:50:26,414 --> 00:50:28,242
غیرمنطقی و پرآشوبن

692
00:50:28,285 --> 00:50:32,811
اونا براساس احساسات
و علایق‌شون تصمیم می‌گیرن

693
00:50:44,475 --> 00:50:47,174
هالزی فرق می‌کنه

694
00:50:47,217 --> 00:50:50,786
اون دنیا رو یه سری داده می‌بینه که
باید بهینه بشن و

695
00:50:50,829 --> 00:50:53,745
دردهای موقت و فداکاری‌های
توی این راه براش مهم نیستن

696
00:51:00,012 --> 00:51:01,710
،در برابر این سطح از تعهد

697
00:51:01,753 --> 00:51:04,293
بقیه‌مون بالاخره کم میاریم

698
00:51:11,332 --> 00:51:13,335
،وقتی هم که بقیه ناامیدش می‌کنن

699
00:51:13,667 --> 00:51:15,461
…دکتر هالزی به سبک خودش

700
00:51:16,116 --> 00:51:17,824
اونا رو از زندگیش خارج می‌کنه

701
00:51:19,126 --> 00:51:21,126
ولی هالزی دست‌بردار نیست

702
00:51:21,744 --> 00:51:23,513
به راهش ادامه میده و

703
00:51:23,564 --> 00:51:26,460
مصممـه ما رو به تصورش از آینده
نزدیک و نزدیک‌تر کنه

704
00:51:27,910 --> 00:51:31,914
اون متقاعد شده که یه چیزی اون بیرون هست که
نمی‌تونیم بهش دست پیدا کنیم

705
00:51:34,003 --> 00:51:36,701
جواب سؤالی که همیشه داشتیم

706
00:51:36,745 --> 00:51:38,486
ما کی هستیم؟

707
00:51:38,529 --> 00:51:41,358
به چه سمتی میریم؟
پتانسیل واقعی‌مون چقدره؟

708
00:51:51,776 --> 00:51:54,751
اون زندگیش رو صرف
رسیدن به جواب این سؤالات کرده

709
00:51:57,394 --> 00:51:58,894
…هیچوقت هم تسلیم نمیشه

710
00:52:01,033 --> 00:52:02,673
به هر قیمتی که شده

711
00:52:04,626 --> 00:52:07,918
کای، این حرکت سرکشانه‌ات
،ممکنه فقط یه نقص فنی باشه

712
00:52:12,737 --> 00:52:14,739
…ولی با شناختی که از دکتر هالزی دارم

713
00:52:25,558 --> 00:52:27,589
اون تحمل نقص‌های فنی رو نداره

714
00:52:28,000 --> 00:52:34,000
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین »
‫:. <font color="#0000ff">Ali</font><font color="#ff0000">99</font> & <font color="#ffff00">Cardinal</font> .:

715
00:52:34,500 --> 00:52:38,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
