WEBVTT

00:09.603 --> 00:16.708
‫« نـیـمـه‌مـَرد »

00:16.709 --> 00:27.709
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:48.000 --> 00:55.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:55.640 --> 00:57.719
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- لباس عوض می‌کنم

00:57.720 --> 00:59.480
‫- برای چی؟
‫- فقط عوض می‌کنم

01:09.000 --> 01:10.300
‫چرا باند برای دست‌هات آوردی؟

01:17.120 --> 01:19.439
‫ببین، اگه نمی‌خوای حرف بزنی، روبن،
‫من دیگه این‌جا نمی‌مونم

01:19.440 --> 01:22.120
‫دوستم داری، نه؟

01:25.600 --> 01:26.900
‫چی؟

01:28.480 --> 01:29.780
‫دوستم داری؟

01:31.400 --> 01:33.440
‫- می‌خوای به چی برسی؟
‫- جواب سوال رو بده

01:36.200 --> 01:37.479
‫خب، معلومه که آره. تو…

01:37.480 --> 01:38.879
‫نه

01:38.880 --> 01:41.160
‫بدون نکته و دلیل.
‫فقط احساسات خالص

01:44.760 --> 01:46.719
‫- کجا حسش می‌کنی؟
‫- چی؟

01:46.720 --> 01:48.020
‫عشقی که نسبت بهم داری

01:48.440 --> 01:49.839
‫کجا حسش می‌کنی؟

01:49.840 --> 01:50.919
‫این‌جا؟

01:50.920 --> 01:52.719
‫گوش کن، روبن، نمی‌دونم قضیه چیه

01:52.720 --> 01:54.020
‫جواب سوال رو بده

01:56.040 --> 01:57.759
‫فکر کنم عشق توی قلب
‫حس می‌شه، نه؟

01:57.760 --> 01:59.920
‫نه، کیرم توی اون جواب تخمی

02:00.600 --> 02:02.319
‫به عنوان خودت جواب بده

02:02.320 --> 02:04.360
‫می‌خوام بدونم نایل کندی
‫کجا حسش می‌کنه

02:06.200 --> 02:07.679
‫- همه‌جام حسش می‌کنم
‫- همه‌جا؟

02:07.680 --> 02:09.560
‫آره، می‌شه گفت توی بدنم جریان داره

02:10.760 --> 02:12.839
‫- توصیفش کن
‫- نمی‌تونم! نمی‌تونم توصیفش کنم!

02:12.840 --> 02:14.280
‫چرا، می‌تونی!

02:15.480 --> 02:18.778
‫آقای شاعر برجسته،
‫یا هر کوفتی که برنده‌ش شدی،

02:18.779 --> 02:21.159
‫کلاً کارت اینه که با کلمات توصیف کنی

02:21.160 --> 02:23.680
‫پس بجنب. بگو ببینم

02:24.240 --> 02:25.540
‫مشخص و واضح

02:26.080 --> 02:27.440
‫جوری که من متوجه بشم

02:30.120 --> 02:31.420
‫انگار…

02:33.800 --> 02:35.640
‫- خطرناکه
‫- واقعاً؟

02:36.600 --> 02:37.900
‫هم‌زمان بهترین…

02:38.680 --> 02:41.080
‫و بدترین حس دنیاست

02:42.640 --> 02:44.199
‫تنها حسیه که دارم

02:44.200 --> 02:45.760
‫تنها چیزیه که تا الان حس کردم

02:48.560 --> 02:49.860
‫انگار من…

02:51.800 --> 02:53.320
‫بهت معتادم یا همچین چیزی

02:55.000 --> 02:57.320
‫انگار بهت وابسته‌ام. نمی‌دونم

03:28.840 --> 03:30.200
‫چقدر منتظر موندی؟

03:32.880 --> 03:35.360
‫- منظورت چیه؟
‫- قبل از این‌که وارد عمل بشی

03:37.160 --> 03:38.640
‫قبل از این‌که چیزی
‫که مال منه رو ببری

03:42.920 --> 03:44.679
‫در موردش حرف نمی‌زنم

03:58.320 --> 03:59.719
‫گندش بزنن

04:01.120 --> 04:03.039
‫- آماده‌ای؟
‫- آره، شرمنده. دارم میام

04:10.120 --> 04:11.759
‫خیلی‌خب

04:11.760 --> 04:15.199
‫کی می‌خواد اول سوال بپرسه.
‫بله، خانم
‫[ خورشید تابان - نایل کندی ]

04:15.200 --> 04:16.799
‫نایل، کتابت به عنوان

04:16.800 --> 04:18.679
‫یه شاهکار مدرن در نظر گرفته شده

04:18.680 --> 04:20.479
‫می‌شه بهمون بگی چطور موفق شدی

04:20.480 --> 04:22.799
‫چنین تصویر دقیقی
‫از خشونت مردانه ارائه کنی؟

04:22.800 --> 04:24.919
‫یه رمان‌نویسِ خوب هیچ‌وقت
‫منابعش رو لو نمی‌ده

04:24.920 --> 04:26.239
‫پس منابعت رو لو بده!

04:30.200 --> 04:32.000
‫شرمنده، نمی‌تونم…

04:32.960 --> 04:34.260
‫داداش

04:37.480 --> 04:39.519
‫اما مشخصاً کتاب رو
‫بر اساس برادرت نوشتی،

04:39.520 --> 04:41.759
‫که در دو پرونده‌ی جدی ضرب‌وجرح شدید

04:41.760 --> 04:43.559
‫توی این کشور دخیل بوده،

04:43.560 --> 04:46.479
‫و در آخرین مورد نزدیک بود
‫جون بنجامین تامپسون رو بگیره

04:46.480 --> 04:48.999
‫نه، کتابم هیچ ربطی
‫به اون ماجراها نداشته

04:49.000 --> 04:50.599
‫برادرم تا حدی الهام‌بخش
‫بخشی از تحقیقاتم بوده، آره

04:50.600 --> 04:53.039
‫اما باید یادمون باشه
‫که این یه اثر داستانی و تخیلیه

04:53.040 --> 04:54.679
‫زندگی‌نامه نیست

04:54.680 --> 04:56.719
‫نوشتن یه زندگی‌نامه
‫برام خیلی راحت می‌بود

04:56.720 --> 04:58.599
‫آره، اما کتابت شخصیتی خشن

04:58.600 --> 05:00.359
‫به اسم «کازمو» رو دنبال می‌کنه

05:00.360 --> 05:03.119
‫که با وجود تمام کارهایی که می‌کنه،
‫به عنوان یه قربانی نشون داده می‌شه

05:03.120 --> 05:05.319
‫قربانی احساساتی که نمی‌تونه
‫کنترلشون کنه

05:05.320 --> 05:07.799
‫سعی داشتی از کارهایی
‫که برادرت انجام داده دفاع کنی؟

05:07.800 --> 05:09.039
‫به هیچ عنوان

05:09.040 --> 05:12.799
‫لطفاً میکروفون رو بدید به نفر بعدی

05:12.800 --> 05:15.320
‫یه‌کم آروم باش، خب؟
‫خیلی خشک و سرد رفتار می‌کنی

05:18.400 --> 05:20.279
‫آره، بگو

05:20.280 --> 05:22.759
‫می‌خوام سوال قبلی رو ادامه بدم،

05:22.760 --> 05:25.719
‫به نظر می‌رسه توی پاسخ‌گویی
‫یه‌کم حالت تدافعی داری

05:25.720 --> 05:27.639
‫اما از نظر من محکومیت برادرت

05:27.640 --> 05:29.479
‫یه موضوع عمومی بود

05:29.480 --> 05:31.399
‫قطعاً طبیعیه که
‫این مقایسه‌ها انجام بشن

05:31.400 --> 05:33.039
‫آره، اما دیالوگ‌ها چی؟

05:33.040 --> 05:34.519
‫شخصیت‌ها، تصویرسازی سلامت روان؟

05:34.520 --> 05:36.000
‫اونا هیچ ارتباطی با برادرم ندارن

05:36.480 --> 05:37.639
‫معذرت می‌خوام

05:37.640 --> 05:39.439
‫آخه دوست داریم مردی رو بشناسیم

05:39.440 --> 05:41.159
‫- که پشت اون داستانه
‫- خب، منم

05:41.160 --> 05:42.399
‫من کسی‌ام که داستان رو نوشته

05:42.400 --> 05:44.279
‫- متوجهم، اما…
‫- ببخشید

05:44.280 --> 05:46.160
‫کسی در مورد من سوالی داره؟

05:50.600 --> 05:52.400
‫واقعاً؟

05:54.320 --> 05:55.620
‫اسم خودتون رو گذاشتید روزنامه‌نگار؟

06:00.200 --> 06:02.319
‫پس برای ۲۰ دقیقه‌ی باقی‌مونده

06:02.320 --> 06:03.639
‫فقط سوالاتی رو پاسخ می‌دیم

06:03.640 --> 06:05.068
‫که در مورد نویسنده

06:05.069 --> 06:07.460
‫و روند نوشتن رمان باشن

06:09.240 --> 06:10.720
‫پس کسی در این مورد…

06:12.440 --> 06:13.740
‫سوالی داره؟

06:21.040 --> 06:22.919
‫وای، رفیق، رفیق
‫[ نویسنده‌ی برجسته کنترلش را از دست می‌دهد ]

06:22.920 --> 06:24.639
‫خیلی خنده‌داره

06:24.640 --> 06:28.159
‫وای. رفیق. وای

06:28.160 --> 06:29.799
‫رفیق، چی توی سرت می‌گذشت؟

06:29.800 --> 06:31.999
‫لعنتی. هی، این رو گوش کن

06:32.000 --> 06:34.359
‫«وقتی قرار شد فقط
‫در مورد نویسنده سوال پرسیده شود،

06:34.360 --> 06:36.039
‫سکوت در سالن حکم‌فرما شد

06:36.040 --> 06:38.879
‫در نهایت یه خبرنگار دست بلند کرد

06:38.880 --> 06:41.039
‫اما فقط می‌خواست بداند
‫دستشویی کجاست»

06:41.040 --> 06:45.039
‫خوبه. خیلی خوبه

06:46.560 --> 06:47.719
‫به نظرم بهتره دیگه برم

06:47.720 --> 06:49.839
‫ببین، اون کار رو نکن، عوضی بدعنق

06:49.840 --> 06:52.679
‫بی‌خیال. توی زندانم

06:52.680 --> 06:54.840
‫باید برای شاد کردن خودم
‫از هر چیزی استفاده کنم

06:56.040 --> 06:58.079
‫- نباید این‌قدر ازش لذت ببری
‫- خفه شو

06:58.080 --> 06:59.359
‫چرا این‌قدر برات مهمه، کله‌کیری؟

06:59.360 --> 07:00.660
‫چون…

07:02.080 --> 07:03.239
‫فقط در مورد تو سوال می‌پرسن

07:03.240 --> 07:04.399
‫بی‌خیال، بامبرز

07:04.400 --> 07:06.039
‫من شخصیت اصلی این رابطه‌ام

07:06.040 --> 07:07.559
‫کِی می‌خوای متوجه بشی؟

07:07.560 --> 07:09.159
‫توی بهترین حالت تو دستیارمی

07:09.160 --> 07:12.200
‫توی بدترین حالت آدمی هستی
‫که برام ناهار میاره

07:15.040 --> 07:17.239
‫ببین، می‌فهمم

07:17.240 --> 07:20.199
‫من خیلی مهمم و زیر سایه‌ی منی،
‫حتی وقتی توی زندانم

07:20.200 --> 07:23.159
‫اما هی، اگه نمی‌تونی
‫سوالات رو تحمل کنی،

07:23.160 --> 07:25.359
‫چرا کتاب رو در مورد من نوشتی؟

07:25.360 --> 07:26.660
‫چون…

07:29.520 --> 07:30.820
‫نمی‌دونم…

07:32.080 --> 07:33.380
‫یه چیزی رو حس کردم

07:33.880 --> 07:35.180
‫عذاب‌وجدان؟

07:40.840 --> 07:42.140
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

07:42.480 --> 07:44.440
‫می‌دونی، به‌خاطر قضیه‌ی مونا

07:47.520 --> 07:49.199
‫جانم؟

07:49.200 --> 07:51.279
‫این‌که درست‌وحسابی مراقبش نبودی

07:51.280 --> 07:53.039
‫گذاشتی اون بنجی آشغال
‫وارد عمل بشه

07:53.040 --> 07:54.879
‫آره. نه

07:54.880 --> 07:56.679
‫نه، خب…

07:56.680 --> 07:58.200
‫مشخصاً نمی‌تونستم تمام مدت
‫زیر نظر داشته باشمش

08:00.640 --> 08:02.040
‫مونا هنوزم انکار می‌کنه، می‌دونی

08:02.720 --> 08:04.119
‫قبول نمی‌کنه باهاش رابطه داشته

08:04.120 --> 08:05.639
‫کِی رو می‌گی؟

08:05.640 --> 08:08.080
‫نمی‌دونم، همین یه هفته پیش

08:08.960 --> 08:10.599
‫اومد ملاقاتت؟

08:10.600 --> 08:13.639
‫آره، بعد از ۳ سال
‫برای اولین بار اومد

08:13.640 --> 08:15.239
‫«برد» کوچولو رو هم آورد

08:15.240 --> 08:17.559
‫- عاشق اون کوچولوئم
‫- «برد» رو آورد؟

08:17.560 --> 08:19.759
‫آره. بچه‌ی معجزه‌آسا

08:19.760 --> 08:21.559
‫الان ۳ سالشه. عجیبه

08:21.560 --> 08:24.439
‫باورت می‌شه خودمون پدر هستیم؟

08:24.440 --> 08:26.199
‫می‌دونم نمی‌تونی زیاد بچه‌ت رو ببینی،

08:26.200 --> 08:27.919
‫اما اوضاع‌مون رو می‌بینی؟

08:27.920 --> 08:29.800
‫دو تا بابای هیکلی و قشنگ

08:31.440 --> 08:33.359
‫نمی‌فهمم. فکر می‌کردم قوانینی هست

08:33.360 --> 08:35.159
‫- فکر می‌کردم نمی‌تونی ببینیش
‫- نمی‌تونستم

08:35.160 --> 08:36.960
‫اما مونا نظرش رو عوض کرده

08:37.440 --> 08:39.119
‫می‌دونی،

08:39.120 --> 08:41.039
‫برام بزرگ‌ترین انگیزه‌ست
‫که این‌جا دردسر درست نکنم

08:41.040 --> 08:43.199
‫و قبل از این‌که متوجه بشه من کجام

08:43.200 --> 08:44.319
‫از این‌جا آزاد بشم

08:44.320 --> 08:46.599
‫اما خیلی غیرمنتظره‌ست، روبن

08:46.600 --> 08:47.719
‫چرا اومده بود؟

08:47.720 --> 08:49.119
‫فکر می‌کردم با کَس دیگه‌ای توی رابطه‌ست

08:49.120 --> 08:50.559
‫بود، اما تموم شده

08:50.560 --> 08:52.359
‫چرا؟ چرا تموم شده؟

08:52.360 --> 08:54.639
‫وسط سکس اسم من رو صدا می‌زده

08:54.640 --> 08:55.879
‫نمی‌دونم واقعاً این‌طور بوده یا نه،

08:55.880 --> 08:57.479
‫اما حدس می‌زنم این‌طور بوده باشه

08:58.640 --> 09:01.799
‫اما نگفت چی می‌خواد؟

09:01.800 --> 09:03.119
‫نه

09:03.120 --> 09:04.799
‫اما یه چیزی اذیتش می‌کرد

09:04.800 --> 09:06.759
‫نتونستم بفهمم قضیه چیه

09:06.760 --> 09:08.519
‫از زیر زبونش بیرون نکشیدیش؟

09:08.520 --> 09:09.820
‫نه

09:11.120 --> 09:12.479
‫اما می‌کشم

09:16.360 --> 09:17.660
‫حتماً می‌کشم

09:30.040 --> 09:32.319
‫‏۴ سال می‌گذره، مونا

09:32.320 --> 09:33.919
‫نمی‌فهمم. چرا الان؟

09:33.920 --> 09:35.679
‫تنهام، باشه؟

09:35.680 --> 09:37.399
‫«برد» کوچولو همه‌ش توی مهدکودکه

09:37.400 --> 09:38.839
‫و لوک می‌خواد ترکم کنه،

09:38.840 --> 09:40.399
‫و خیلی دلم براش تنگ می‌شه، می‌دونی؟

09:40.400 --> 09:41.599
‫خب پس نذار ترکت کنه

09:41.600 --> 09:43.559
‫روبن رو می‌گم.
‫دلم برای روبن تنگ می‌شه

09:43.560 --> 09:45.879
‫نه، نه، نه، دوباره شروع نکن

09:45.880 --> 09:47.999
‫یه رابطه‌ی سمیه. فراموشش کن

09:48.000 --> 09:49.959
‫بعد از کاری که انجام دادیم
‫نمی‌تونی اون رابطه رو ادامه بدی

09:49.960 --> 09:51.119
‫اون‌طور رازهایی

09:51.120 --> 09:52.639
‫آدم رو از درون می‌خورن

09:52.640 --> 09:53.940
‫اگه بهش بگم، درست می‌شه

09:54.320 --> 09:56.159
‫اگه یه شروع جدید داشته باشیم

09:56.160 --> 09:57.759
‫مونا، هر دو تامون رو می‌کُشه

09:57.760 --> 09:59.839
‫- تو رو می‌کُشه
‫- و بعدش چی؟

09:59.840 --> 10:01.919
‫اون‌وقت تا آخر عمرتون رابطه‌تون رو

10:01.920 --> 10:04.279
‫توی اتاق ملاقات زندان ادامه می‌دید.
‫مغزت خوب کار نمی‌کنه

10:04.280 --> 10:06.079
‫این رو بذار روی زمین

10:06.080 --> 10:07.480
‫نزدیکم نشو، خوک کثیف!

10:10.640 --> 10:12.319
‫مونا، بی‌خیال

10:12.320 --> 10:14.199
‫منطقی فکر نمی‌کنی

10:14.200 --> 10:17.119
‫جدا کردن مسائل از هم چی شد؟
‫قبلاً خیلی توی اون کار حرفه‌ای بودی

10:17.120 --> 10:19.439
‫نمی‌تونی تا ابد فرار کنی

10:19.440 --> 10:21.599
‫جدا کردن مسائل از هم فقط باعث می‌شه
‫فشار رو از روی ذهنت برداری

10:21.600 --> 10:22.799
‫و منتقلش کنی به روحت

10:22.800 --> 10:24.159
‫بی‌خیال، مونا، مسخره‌ست

10:24.160 --> 10:25.519
‫فقط به فکر خودت هستی

10:25.520 --> 10:27.959
‫نه. در مورد «برد» کوچولو هم هست

10:27.960 --> 10:29.999
‫داره به سنی می‌رسه
‫که نیاز داره توی زندگیش

10:30.000 --> 10:31.599
‫یه الگوی مذکر وجود داشته باشه

10:31.600 --> 10:32.959
‫خب من می‌تونم الگوش بشم

10:32.960 --> 10:34.440
‫نشنیدی الان چی گفتم؟

10:37.560 --> 10:39.599
‫حقیقت اینه که روبن می‌خواد
‫بخشی از زندگی «برد» باشه،

10:39.600 --> 10:40.900
‫و منم قبول کردم

10:41.480 --> 10:42.919
‫و لعنت بهم اگه سکوت کنم

10:42.920 --> 10:45.080
‫و بذارم اون بیچاره بچه رو بزرگ کنه
‫و فکر کنه بچه‌ی خودشه

10:46.360 --> 10:47.959
‫بچه‌ی خودشه

10:47.960 --> 10:49.239
‫نه، بچه‌ی توئه

10:49.240 --> 10:52.679
‫نگو. به زبون نیارش

10:52.680 --> 10:54.519
‫توی سرت خیلی بهش فکر می‌کنی

10:54.520 --> 10:56.439
‫و یه روز که مست کردی

10:56.440 --> 10:58.359
‫مثل احمق‌ها به زبون میاریش

10:59.800 --> 11:02.559
‫چطور زندگیم رو به‌خاطر تو نابود کردم؟

11:02.560 --> 11:05.400
‫یه هیولای کوچولوی کثیف

11:08.000 --> 11:10.399
‫خودت رو جمع‌وجور کن، باشه؟

11:10.400 --> 11:14.200
‫لوک رو برگردون، مشروب رو کنار بذار،
‫الگوی خوبی برای بچه‌ت باش

11:15.200 --> 11:16.720
‫مجبورم نکن دوباره بیام این‌جا

11:30.919 --> 11:34.461
‫[ اِسپای رومی بلونا ]

11:38.756 --> 11:41.095
‫[ تماس از طرف مامان ]

11:44.591 --> 11:45.591
‫[ رد کردن ]

12:06.880 --> 12:08.760
‫خوشگل خانم این‌جاست

12:10.720 --> 12:12.359
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام، باچ

12:12.360 --> 12:13.959
‫مدت زیادی خبری ازت نبود

12:13.960 --> 12:15.639
‫نه، نه، خیلی کار داشتم

12:15.640 --> 12:19.159
‫الان نمی‌تونی کار بکنی

12:21.040 --> 12:24.439
‫موادی برای شیطونی آوردی؟

12:24.440 --> 12:26.159
‫نه، امشب نه

12:26.160 --> 12:27.460
‫امشب می‌خوام یه‌کم
‫آرامش داشته باشم

12:28.440 --> 12:29.740
‫این‌جا؟

12:30.000 --> 12:31.919
‫غیرممکنه

12:34.640 --> 12:36.199
‫ببینیم چقدر دووم میاری

13:02.160 --> 13:03.460
‫هی، باچ؟ بمون تا منم بیام

13:34.820 --> 13:38.080
‫[ مامان: کجایی؟ وقتش رسیده ]

13:38.081 --> 13:39.381
‫وای، گندش بزنن

14:02.480 --> 14:04.999
‫کجا بودی؟

14:05.000 --> 14:06.520
‫خیلی متأسفم.
‫به محض این‌که تونستم اومدم

14:07.440 --> 14:08.800
‫نمی‌تونم…

14:17.320 --> 14:19.200
‫- اون…؟
‫- دیگه آخراشه!

15:09.360 --> 15:11.680
‫خیلی شرمنده، مامان

15:13.360 --> 15:15.280
‫این اواخر دیگه خیلی اذیت می‌کرد

15:17.400 --> 15:20.000
‫ولی خوب بود که هر دو تاتون
‫با یه آمبولانس اومدید

15:21.120 --> 15:24.319
‫اینم کمک من به سیستم درمان

15:26.840 --> 15:28.160
‫الان چی می‌شه؟

15:29.520 --> 15:31.639
‫خب، گواهی فوت رو می‌گیریم

15:31.640 --> 15:34.079
‫بعدش مؤسسه‌ی تدفین میاد می‌برش

15:34.080 --> 15:35.720
‫و بدنش رو پر از مواد نگهدارنده می‌کنن

15:37.400 --> 15:39.600
‫فکر کنم مثل چرب کردن مرغ باشه

15:42.320 --> 15:44.080
‫- به روبن گفتی؟
‫- نه

15:45.120 --> 15:47.000
‫تصمیم گرفتم تو بهش بگی

15:48.160 --> 15:50.759
‫و حتی به این فکر هم نکن
‫که مراسم رو بپیچونی

15:50.760 --> 15:52.599
‫احتمالاً روبن رو برای مراسم آزاد می‌کنن،

15:52.600 --> 15:54.520
‫و باید اون‌جا باشی
‫و مراقبش باشی، خب؟

15:56.640 --> 16:00.719
‫و محض رضای خدا برو دکتر

16:00.720 --> 16:02.879
‫ممکنه به‌خاطر اون جاهایی که می‌ری

16:02.880 --> 16:04.400
‫ویروس‌های وحشتناکی گرفته باشی

16:05.715 --> 16:07.180
‫چشم، خانم

16:12.706 --> 16:15.590
‫[ نام: نایل کندی ]

16:15.591 --> 16:18.337
‫[ کلینیک سلامت جنسی ]

16:23.241 --> 16:26.850
‫[ رابطه‌ی جنسی محافظت‌نشده
‫با چه کسی داشته‌اید؟ ]

16:27.459 --> 16:29.985
‫[ مردان - زنان - هر دو ]

16:32.402 --> 16:34.049
‫[ زنان ]

16:41.298 --> 16:42.298
‫[ مردان ]

16:56.475 --> 16:59.558
‫[ زنان ]

17:04.200 --> 17:06.080
‫لطفاً از این طرف بیا، آقای کندی

17:26.640 --> 17:28.159
‫بشین این‌جا. ممنون

17:28.160 --> 17:32.079
‫ببخشید، اون مردی که اون‌طرف راهرو
‫توی اتاق بود

17:32.080 --> 17:33.279
‫اسمش آلبرته؟

17:33.280 --> 17:35.479
‫آره. درسته. چطور؟

17:35.480 --> 17:36.780
‫فقط این‌که…

17:37.720 --> 17:39.020
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم

17:39.760 --> 17:41.120
‫توی دانشگاه کنار هم زندگی می‌کردیم

17:41.680 --> 17:43.399
‫عجب. دنیای کوچیکیه

17:43.400 --> 17:44.700
‫آره. آره

17:47.320 --> 17:48.620
‫لطفاً بشین

18:05.000 --> 18:06.199
‫…خروجی؟

18:06.200 --> 18:07.999
‫انتهای راهرو سمت چپه

18:08.000 --> 18:10.119
‫ممنون

18:10.120 --> 18:12.080
‫چطوری، رفیق؟
‫یه مردی گفت تو رو می‌شناسه

18:13.040 --> 18:14.560
‫- کِی این‌جا بود؟
‫- تازه رفت

18:20.000 --> 18:21.360
‫نایل!

18:22.440 --> 18:24.600
‫نایل!

18:28.240 --> 18:29.540
‫آلبی!

18:31.120 --> 18:32.800
‫- چه عجیب
‫- می‌دونم من رو دیدی

18:38.800 --> 18:40.100
‫چطور این‌جا کار می‌کنی؟

18:41.040 --> 18:42.759
‫مگه فلسفه نمی‌خوندی؟

18:42.760 --> 18:44.759
‫درسته

18:44.760 --> 18:47.879
‫برگشتم دانشگاه تا زمان
‫از دست رفته رو جبران کنم

18:47.880 --> 18:50.479
‫پرستاری چهارمین مدرکی بود که گرفتم

18:50.480 --> 18:52.519
‫انگار روحیه‌ی سفر و آوارگی دارم

18:54.680 --> 18:55.980
‫خیلی ظاهرت…

18:57.040 --> 18:58.639
‫خوب به نظر می‌رسه

18:58.640 --> 19:00.679
‫خب، از آخرین باری که دیدیم

19:00.680 --> 19:02.879
‫چند تا عمل بازسازی صورت انجام دادم

19:02.880 --> 19:05.239
‫متأسفانه صورتم هنوز بیشتر
‫شبیه نقاشی‌های پیکاسوئه، نه داوینچی،

19:05.240 --> 19:06.680
‫اما آروم‌آروم جلو می‌رم

19:09.720 --> 19:12.000
‫قضیه‌ی کتابت رو شنیدم.
‫هیجان‌انگیزه

19:12.720 --> 19:14.239
‫آره، آره

19:14.240 --> 19:17.679
‫ولی جزئیاتی که این‌جا می‌بینم
‫خیلی هیجان‌انگیز نیستن

19:17.680 --> 19:19.919
‫اون محرمانه نیست؟

19:19.920 --> 19:21.479
‫یه نگاهی بهش انداختم

19:21.480 --> 19:23.400
‫شرمنده

19:24.560 --> 19:25.860
‫زنان

19:26.960 --> 19:28.360
‫واقعاً، نایل؟ زنان؟

19:30.080 --> 19:31.239
‫جهنم و ضرر! دروغ گفتم

19:31.240 --> 19:33.319
‫متأسفم. من…
‫فکر کنم احساس آسیب‌پذیری می‌کردم

19:33.320 --> 19:34.479
‫اصلاً عوض نمی‌شی، نه؟

19:34.480 --> 19:37.280
‫می‌دونم. خیلی غم‌انگیزه

19:38.320 --> 19:41.320
‫خب خوبه که می‌تونیم کمکت کنیم

19:42.960 --> 19:44.260
‫ما…

19:45.080 --> 19:48.359
‫برای افرادی که توی مهمونی‌های
‫مواد مخدر و سکس شرکت می‌کنن

19:48.360 --> 19:49.660
‫خدمات حمایتی ارائه می‌دیم

19:50.600 --> 19:51.900
‫اگه دوست داشته باشی

19:53.120 --> 19:54.999
‫چرا فکر می‌کنی بهش نیاز دارم؟

19:55.000 --> 19:56.239
‫مشخصه

19:56.240 --> 19:59.239
‫بالاخره خودم تجربه‌ش رو دارم

19:59.240 --> 20:02.879
‫کنار گذاشتنش خیلی سخته،
‫از روی تجربه بهت می‌گم

20:09.240 --> 20:10.920
‫از دیدنت خوش‌حال شدم، رفیق قدیمی

20:31.251 --> 20:34.900
‫[ اِسپای رومی بلونا ]

20:57.880 --> 21:00.919
‫ببینید کی اومده، کس‌کشی که قیافه‌ش
‫شبیه اِدگار آلن پوئه
‫(نویسنده و شاعر اهل آمریکا)

21:00.920 --> 21:03.639
‫لعنتی، رفیق

21:03.640 --> 21:05.439
‫باید دیشب این‌جا می‌بودی

21:05.440 --> 21:06.999
‫به شدت گرم بود

21:07.000 --> 21:09.439
‫تنها روز سال که خورشید
‫بهمون لطف می‌کنه

21:09.440 --> 21:11.239
‫و حضور پیدا می‌کنه، تصمیم می‌گیره

21:11.240 --> 21:12.799
‫سلول‌مون رو جهنم کنه

21:12.800 --> 21:15.239
‫واقعاً سوختیم از گرما

21:15.240 --> 21:17.639
‫رفتم برینم و دیدم از گرما

21:17.640 --> 21:19.279
‫تخم‌هام افتادن توی آب

21:19.280 --> 21:20.640
‫روبن، مورا مُرده

21:42.480 --> 21:43.780
‫سریع بود؟

21:44.680 --> 21:46.480
‫- چی سریع بود؟
‫- مرگش

21:47.000 --> 21:48.839
‫خب نه

21:48.840 --> 21:50.559
‫‏۲۰ سال پیش بیمار شد

21:50.560 --> 21:52.999
‫آره، اما در آرامش جون داد؟

21:53.000 --> 21:55.000
‫آره، در آرامش

21:56.000 --> 21:58.119
‫بدیهیه، با توجه به این‌که چند سال اخیر

21:58.120 --> 21:59.719
‫از لحاظ جسمی ضعیف شده بود

21:59.720 --> 22:01.360
‫- فقط بگو آره
‫- آره

22:05.160 --> 22:11.160
‫وقتی مُرد پیشش بودی؟

22:12.600 --> 22:14.000
‫نه. من…

22:15.160 --> 22:16.639
‫توی اتاق انتظار بودم

22:16.640 --> 22:18.119
‫وقتی توی خونه بهش نگاه کردم

22:18.120 --> 22:19.839
‫یه‌کم حالم بد شد،
‫پس پیشش نموندم

22:19.840 --> 22:21.359
‫استفراغ که نکردی، ها؟

22:21.360 --> 22:22.840
‫همیشه استفراغ می‌کنی

22:24.840 --> 22:26.399
‫خب آره، شاید یه‌کم

22:26.400 --> 22:28.159
‫روی اون که استفراغ نکردی؟

22:28.160 --> 22:30.360
‫- خب، من…
‫- لحظه مرگ مادرم روش استفراغ کردی؟

22:32.800 --> 22:34.360
‫خب وقتی اون‌طوری بخوای بگی…

22:37.560 --> 22:40.000
‫انتظار نداشتم این‌طور پیش بره

22:47.320 --> 22:48.620
‫اون کس‌کش عوضی

22:52.360 --> 22:54.040
‫- کی؟
‫- بنجی

22:55.360 --> 22:56.679
‫این سال‌ها رو ازم گرفت

22:56.680 --> 22:58.519
‫نه، روبن، شروع نکن

22:58.520 --> 23:00.599
‫بهت یاد دادن چطور باید
‫خشمت رو رها کنی، نه؟

23:00.600 --> 23:02.279
‫- آره، اما الان برگشته
‫- نه، نه، نه

23:02.280 --> 23:04.039
‫همون‌طوری که بهت یاد دادن
‫هضمش کن

23:04.040 --> 23:05.517
‫فقط ناراحت و عزاداری،

23:05.518 --> 23:07.439
‫و داری به نزدیک‌ترین احساسی که داری
‫منتقلش می‌کنی

23:07.440 --> 23:08.599
‫گوه نخور!

23:08.600 --> 23:10.639
‫من رو روان‌کاوی نکن، توله!

23:10.640 --> 23:12.479
‫هیچی در مورد احساسات من نمی‌دونی

23:12.480 --> 23:13.639
‫خب، یه‌کم می‌دونم

23:13.640 --> 23:15.079
‫بابای من هم مُرده، یادته؟

23:15.080 --> 23:16.399
‫خفه شو!

23:16.400 --> 23:18.399
‫حداقل فرصت داشتی
‫باهاش خداحافظی کنی

23:18.400 --> 23:20.319
‫تصور کن به‌خاطر یه کس‌کش

23:20.320 --> 23:21.720
‫نمی‌تونستی لحظه‌ی مرگش کنارش باشی

23:22.840 --> 23:24.879
‫- نه، وحشتناکه
‫- آره، دقیقاً!

23:24.880 --> 23:26.639
‫پس قبل از این‌که بخوای
‫در مورد احساساتم حرف بزنی

23:26.640 --> 23:27.940
‫خوب بهش فکر کن!

23:29.160 --> 23:32.639
‫و به اون بنجی کس‌کش بگو،
‫هر جهنمی که هست،

23:32.640 --> 23:34.559
‫وقتی آزاد بشم می‌رم پیداش می‌کنم

23:34.560 --> 23:36.159
‫و کاری که همون بار اول
‫باید انجام می‌دادم رو

23:36.160 --> 23:37.759
‫این بار انجام می‌دم

23:37.760 --> 23:39.079
‫اون کار رو نمی‌کنم، روبن

23:39.080 --> 23:40.519
‫اون کار رو می‌کنی، باشه؟

23:40.520 --> 23:42.599
‫اون کار رو می‌کنی، نایل کندی!

23:42.600 --> 23:43.799
‫بگو! خب؟

23:43.800 --> 23:45.319
‫چون تخم‌هات مثل موم
‫توی دست‌های منن

23:45.320 --> 23:46.719
‫هیچ‌وقت یادت نره!

23:46.720 --> 23:48.079
‫باید اون کار رو بکنی!

23:48.080 --> 23:49.599
‫خب؟ می‌شنوی؟

23:49.600 --> 23:52.039
‫نمی‌تونی به من نه بگی، کس‌کش!

23:52.040 --> 23:53.559
‫باید اون کار رو بکنی، خب؟

23:53.560 --> 23:54.719
‫آره!

23:54.720 --> 23:56.159
‫کوچولوی عوضی!

23:56.160 --> 23:57.519
‫کوچولوی آشغال عوضی!

23:57.520 --> 23:58.759
‫باید انجامش بدی!

23:58.760 --> 24:00.799
‫حق نداری به من نه بگی

24:00.800 --> 24:02.439
‫کس‌کش!

24:02.440 --> 24:04.519
‫باید انجامش بدی!

24:15.000 --> 24:16.300
‫نایل کندی؟

24:21.600 --> 24:22.900
‫لطفاً از این طرف بیا

24:28.600 --> 24:32.279
‫ببخشید. نمی‌دونستم
‫قراره تو انجامش بدی

24:32.280 --> 24:36.519
‫گفتم شاید حضور من بتونه
‫فضای امن‌تری برات به وجود بیاره

24:36.520 --> 24:38.480
‫تا راستش رو بگی

24:46.880 --> 24:48.400
‫این رو پر کن

25:07.920 --> 25:09.719
‫عجب، نصف گلاسگو رو گرفتی

25:12.720 --> 25:16.520
‫صحیح. خیلی‌خب

25:17.680 --> 25:20.040
‫اول خبر بد رو بگم، یا خبر خوب رو؟

25:20.400 --> 25:21.700
‫خبر بد رو

25:22.080 --> 25:23.759
‫پاسخ رایج همینه

25:23.760 --> 25:28.120
‫خبر بد اینه که سیفلیس و کلامیدیا داری

25:29.480 --> 25:31.600
‫اما خبر خوب اینه که قابل درمانن

25:32.640 --> 25:34.359
‫بهت آنتی‌بیوتیک می‌دیم

25:34.360 --> 25:36.159
‫بین ۳ تا ۶ هفته درمان می‌شی

25:36.160 --> 25:37.460
‫خیلی راحت و آسون

25:37.720 --> 25:39.760
‫ممنون

25:43.760 --> 25:45.240
‫کمک دیگه‌ای می‌تونم بهت بکنم؟

25:48.600 --> 25:50.800
‫آره. من…

25:53.600 --> 25:55.120
‫ساعت چند شیفتت تموم می‌شه؟

25:57.200 --> 25:58.500
‫حدوداً ۱۰ دقیقه‌ی دیگه

26:01.000 --> 26:02.300
‫می‌گم…

26:04.480 --> 26:05.880
‫دلت نمی‌خواد بریم
‫یه لیوان مشروب بخوریم؟

26:08.400 --> 26:11.440
‫خب، با این سابقه‌ی جنسی گسترده…

26:12.840 --> 26:14.140
‫چطور می‌تونم قبول نکنم؟

26:19.360 --> 26:20.759
‫و شروع کرد به فریاد زدن؟

26:20.760 --> 26:22.519
‫آره، خیلی وحشتناک بود

26:22.520 --> 26:23.999
‫گفت می‌خواد طرف رو بُکُشه

26:24.000 --> 26:26.640
‫و این یارو بنجی با زنش خوابیده؟

26:28.000 --> 26:30.400
‫آره، فکر کنم

26:30.960 --> 26:32.360
‫مرد شجاعیه

26:34.000 --> 26:37.200
‫و روبن و مونا با هم یه بچه دارن؟

26:38.560 --> 26:39.860
‫آره؟

26:40.520 --> 26:41.920
‫می‌گی ممکنه بچه‌ی بنجی باشه؟

26:43.680 --> 26:46.280
‫روبن باروریش کمه

26:47.360 --> 26:49.599
‫ولی حتماً شک کرده، نه؟

26:49.600 --> 26:51.479
‫مطمئن نیستم

26:51.480 --> 26:52.839
‫حتی اگه بهش فکر کرده باشه،

26:52.840 --> 26:54.239
‫فکر نکنم خیلی بهش توجه کنه

26:54.240 --> 26:56.199
‫خیلی دلش بچه می‌خواست

26:56.200 --> 26:58.240
‫قطعاً به هر تفکر منطقی‌ای غلبه می‌کنه

27:00.840 --> 27:02.140
‫بهش گفتی همجنس‌گرایی؟

27:03.880 --> 27:05.399
‫دوجنس‌گرا هستم

27:05.400 --> 27:08.279
‫- بهش گفتی دوجنس‌گرایی؟
‫- نه

27:08.280 --> 27:10.759
‫- به کسی گفتی دوجنس‌گرایی؟
‫- واقعاً نه

27:10.760 --> 27:12.060
‫به خودت گفتی؟

27:17.600 --> 27:18.900
‫نه

27:19.920 --> 27:21.320
‫وای، نایل

27:22.760 --> 27:24.560
‫خیلی بهت امیدوار بودم

27:28.480 --> 27:30.759
‫اصلاً شده تا حالا به خودت اجازه بدی

27:30.760 --> 27:32.120
‫نسبت به یه مرد
‫احساساتی داشته باشی؟

27:36.960 --> 27:38.260
‫آره، فقط یک‌بار

27:40.040 --> 27:41.340
‫چطور آدمی بود؟

27:42.560 --> 27:43.860
‫اون…

27:45.520 --> 27:46.820
‫عالی بود

27:49.000 --> 27:51.600
‫واقعاً شگفت‌انگیز بود

27:56.640 --> 27:58.119
‫تو رو دارم می‌گما

27:58.120 --> 28:00.480
‫خودم حدس می‌زدم

28:04.760 --> 28:06.060
‫ببین…

28:07.600 --> 28:08.900
‫تو…

28:11.800 --> 28:14.799
‫دوست نداری دوباره
‫همدیگه رو خوب بشناسیم، نه؟

28:14.800 --> 28:18.479
‫اگه دوست داری
‫می‌تونی بهش فکر کنی

28:18.480 --> 28:20.680
‫احتمالاً ترجیح می‌دی
‫سیلی بزنی به صورتم، اما…

28:22.000 --> 28:23.880
‫فکر نکنم بتونم با خودم
‫کنار بیام اگه…

28:27.960 --> 28:29.260
‫جمعه چطوره؟

28:32.040 --> 28:33.340
‫حتماً

28:34.080 --> 28:35.380
‫اون موقع می‌بینمت

28:37.520 --> 28:39.679
‫و درست رفتار کن!
‫نمی‌خوام بشنوم

28:39.680 --> 28:41.480
‫دوباره رفتی اون‌طور جاهایی

28:50.760 --> 28:52.060
‫لطفاً یکی بده

29:02.320 --> 29:03.760
‫پس به طرف علاقه داری؟

29:05.400 --> 29:06.700
‫آره، فکر کنم

29:08.120 --> 29:10.480
‫حس می‌کنم ممکنه رابطه‌مون
‫به یه جایی برسه، می‌دونی؟

29:12.520 --> 29:13.820
‫عالیه، عزیزم

29:14.520 --> 29:15.820
‫واقعاً برات خوش‌حالم

29:22.640 --> 29:24.000
‫باچ؟

29:25.920 --> 29:27.220
‫قضیه‌ی اون چیه؟

29:27.960 --> 29:29.260
‫مردم تماشا می‌کنن، عزیزم

29:30.200 --> 29:31.839
‫دیگه تا الان باید فهمیده باشی

29:31.840 --> 29:33.599
‫آره، اما با خودش ور نمی‌ره

29:33.600 --> 29:35.759
‫فقط داره تماشا می‌کنه

29:35.760 --> 29:38.919
‫باشه. یه لحظه صبر کن

29:46.200 --> 29:48.200
‫آره. آره

29:49.720 --> 29:51.020
‫یه خل‌وچله

29:52.920 --> 29:54.439
‫یه چیزی بگم؟

29:54.440 --> 29:55.919
‫- مثلاً چی بگی؟
‫- نمی‌دونم

29:55.920 --> 29:57.359
‫«چرا با خودت ور نمی‌ری؟»

29:57.360 --> 29:59.479
‫فرصت می‌دی بهت انتقاد کنن، عزیزم

29:59.480 --> 30:00.799
‫آره، اما وقتی این‌طور بهم زل زده

30:00.800 --> 30:02.100
‫نمی‌تونم لذت ببرم

30:03.880 --> 30:05.180
‫صورتش رو تکون نمی‌ده

30:05.800 --> 30:07.239
‫بهش توجه نکن، عزیزم

30:07.240 --> 30:08.479
‫به زودی مواد اثرش رو می‌ذاره

30:08.480 --> 30:10.160
‫و دیگه هیچی حس نمی‌کنی

30:10.800 --> 30:12.120
‫نه، می‌خوام یه چیزی بگم

30:17.840 --> 30:19.140
‫می‌تونم کمکت کنم، رفیق؟

30:19.880 --> 30:21.180
‫آره

30:22.120 --> 30:23.420
‫می‌شناسمت؟

30:26.360 --> 30:27.920
‫امیدوارم نشناسی

31:09.080 --> 31:10.599
‫نگران نباش

31:10.600 --> 31:12.560
‫من بهترین وکیل این بازی‌ام

31:13.960 --> 31:17.199
‫فقط محض رضای خدا
‫یادت باشه پلک بزنی

31:17.200 --> 31:21.279
‫آقایون، این مکان در واقع
‫یه کلاب جنسی معروفه

31:23.400 --> 31:24.960
‫توضیح می‌دید چرا این‌جا بودید؟

31:25.640 --> 31:28.919
‫در واقع یه اِسپای لختیه

31:28.920 --> 31:31.519
‫می‌دونی، وقتی با اون مدل لباسی بیایی،

31:31.520 --> 31:32.880
‫مردم اشتباه برداشت می‌کنن

31:35.720 --> 31:37.160
‫لطفاً نفس عمیق بکش و بیرون بده

31:49.520 --> 31:50.820
‫الان برمی‌گردم

31:52.480 --> 31:54.119
‫هیچ کمکی نمی‌کنی

31:54.120 --> 31:56.119
‫- فقط برو. بعداً می‌بینمت
‫- حرفشم نزن

31:56.120 --> 31:58.959
‫تنهات نمی‌ذارم که توی
‫یه مٔوسسه‌ی همجنس‌گراستیز بمیری

31:58.960 --> 32:00.999
‫جایی که خدا می‌دونه
‫چه بلایی ممکنه سرت بیارن

32:01.000 --> 32:03.279
‫یه تصادف ساده‌ست، باچ،
‫کسی رو که نکشتم

32:03.280 --> 32:04.759
‫و بریتانیاست، نه چچن

32:04.760 --> 32:07.240
‫فقط برو، قبل از این‌که
‫هر دو تامون رو دستگیر کنن

32:08.480 --> 32:09.780
‫نفس مشکلی نداره

32:10.520 --> 32:12.559
‫اما متأسفانه باید آزمایش خون بگیریم

32:12.560 --> 32:16.079
‫نه، ببین، یه لحظه ماشین منحرف شد.
‫فقط همین

32:16.080 --> 32:17.754
‫گوش کن، خیلی متأسفم،

32:17.755 --> 32:19.359
‫اما باید ببریمت پاسگاه

32:19.360 --> 32:20.839
‫قبل از این‌که اون کار رو بکنید،

32:20.840 --> 32:22.680
‫می‌خوام با موکلم دو کلام حرف بزنم

32:25.520 --> 32:27.159
‫نگران نباش، میام سراغت

32:27.160 --> 32:28.759
‫باشه؟ و اگه چیزی همراهت داری،

32:28.760 --> 32:30.999
‫پیشنهاد می‌کنم قایمش کنی
‫زیر بیضه‌هات

32:31.000 --> 32:33.640
‫برای همچین جرم کوچیکی نمی‌تونن
‫بازرسی کامل بدنی انجام بدن

32:35.000 --> 32:36.399
‫اون‌جا می‌بینمت

32:36.400 --> 32:38.000
‫صبر کن، می‌خوای رانندگی کنی؟

32:50.000 --> 32:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:13.880 --> 33:15.839
‫خداروشکر!

33:15.840 --> 33:18.079
‫امروز باید توی یه مراسم تشییع
‫شرکت کنم و خیلی از خونه دورم

33:18.080 --> 33:19.199
‫واقعاً؟

33:19.200 --> 33:21.080
‫آره، دوست مامانم مُرده، اما اونا…

33:21.880 --> 33:23.279
‫خیلی صمیمی‌ان

33:23.280 --> 33:25.159
‫به نظرم یه بهونه‌ست، بچه‌جون

33:25.160 --> 33:26.680
‫خب متهمم کنید!

33:27.200 --> 33:29.559
‫نشئه بودم! ثبتش کنید!

34:02.760 --> 34:04.879
‫نتیجه‌ی آزمایش خون وجود مت‌آمفتامین

34:04.880 --> 34:06.180
‫و کوکائین کراک رو تأیید کرد

34:07.160 --> 34:08.460
‫عـه

34:09.360 --> 34:11.120
‫از دومی خبر نداشتم

34:14.280 --> 34:16.279
‫می‌شه توضیح بدی

34:16.280 --> 34:18.479
‫چرا تحت تأثیر مواد مخدر
‫تصمیم گرفتی رانندگی کنی؟

34:18.480 --> 34:22.279
‫ببین، ممکنه موکلم رو
‫چیزخور کرده باشن،

34:22.280 --> 34:24.239
‫پس پیشنهاد می‌کنم بهش اتهام بزنید،

34:24.240 --> 34:26.559
‫و تا آخر می‌جنگیم

34:26.560 --> 34:29.200
‫موکلت خودش قبل‌تر
به یکی مأمورها اعتراف کرده

34:30.800 --> 34:32.920
‫صحیح. اعتراف کردی؟

34:34.440 --> 34:36.120
‫به فکر خودت نیستی، ها؟

34:37.720 --> 34:40.559
‫نایل برندون کندی،

34:40.560 --> 34:44.382
‫رسماً به رانندگی
‫تحت تأثیر مواد مخدر متهم می‌شی

34:44.520 --> 34:46.759
‫- مجبور نیستی حرفی بزنی
‫- برندون؟

34:46.760 --> 34:48.839
‫اما اگه در طول بازجویی
‫چیزی رو ذکر نکنی که بعداً بخوای

34:48.840 --> 34:51.319
‫توی دادگاه بهش استناد کنی،
‫ممکنه به ضرر دفاعت تموم بشه

34:51.320 --> 34:53.559
‫طبق شرایطی با قرار وثیقه
‫می‌تونی آزاد بشی،

34:53.560 --> 34:55.520
‫و جزئیاتش در زمان مناسب
‫برات توضیح داده می‌شه

35:06.232 --> 35:08.603
‫[ ناشر ]

35:18.000 --> 35:21.679
‫خداحافظی کردن هیچ‌وقت آسون نیست

35:21.680 --> 35:24.719
‫اما با دونستن این موضوع آروم می‌گیریم

35:24.720 --> 35:28.199
‫که در حالی که ماجراجوییِ
‫زمینیش به پایان رسیده،

35:28.200 --> 35:34.520
‫روحش در آغوش خدای کریم
‫آروم گرفته

35:35.440 --> 35:38.119
‫مورا زن سربلندی بود،

35:38.120 --> 35:41.279
‫- خودبین نبود
‫- ببخشید. شرمنده، دوستان

35:41.280 --> 35:43.999
‫- خودپسند نبود
‫- ببخشید. ببخشید. ببخشید

35:53.200 --> 35:55.639
‫همیشه باوقار بود

35:55.640 --> 35:56.879
‫شرمنده که دیر اومدم

35:56.880 --> 35:58.799
‫- و با قدرتی…
‫- مایه‌ی ننگی

35:58.800 --> 36:00.240
‫…که نیازی به جلب توجه نداشت

36:01.720 --> 36:04.359
‫زن مهربونی بود، فقط در حرف نه،

36:04.360 --> 36:07.239
‫بلکه در عمل

36:07.240 --> 36:09.119
‫اگه همسایه‌ش کمک نیاز داشت،

36:09.120 --> 36:10.879
‫دوستش ناراحت بود،

36:10.880 --> 36:13.720
‫یا یه غریبه که سر راهش قرار گرفته بود…

36:22.880 --> 36:26.519
‫و حالا، پسر عزیزش، روبن پالیستر،

36:26.520 --> 36:28.239
‫می‌خواد چند کلمه‌ای صحبت کنه

36:43.600 --> 36:45.439
‫ممنون از همگی که تشریف آوردید

36:45.440 --> 36:47.119
‫اون پشتی‌ها صدام رو می‌شنوید؟

36:51.680 --> 36:53.080
‫می‌دونید، من…

36:54.960 --> 36:57.280
‫خیلی سعی کردم بتونم
‫با کلمات توصیف کنم

36:58.760 --> 37:00.199
‫که مامانم چه معنایی برام داره،

37:00.200 --> 37:03.120
‫و این نهایت تلاشم بود

37:05.600 --> 37:06.900
‫فقط یه طرف یه برگه‌ی آچهار

37:09.840 --> 37:12.040
‫راستش رو بخواید نمی‌دونم
‫الان باید چه حسی داشته باشم

37:13.560 --> 37:16.560
‫یه‌کم احساس عذاب‌وجدان دارم،
‫یه عالمه خشم،

37:17.120 --> 37:19.199
‫یه عالمه پشیمونی

37:19.200 --> 37:22.400
‫آخرین چیزی که حس می‌کنم…

37:24.600 --> 37:25.900
‫غم و اندوهه

37:31.320 --> 37:33.119
‫می‌دونید، جالبه

37:33.120 --> 37:35.479
‫با این‌که بیشتر از ۱۰ سال

37:35.480 --> 37:37.560
‫انتظار فرا رسیدن این روز رو داشتم،

37:38.680 --> 37:40.520
‫اما هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫خیلی خوب براش آماده بشی

37:41.520 --> 37:43.160
‫هر بار کسی با زندان تماس می‌گرفت…

37:45.080 --> 37:46.380
‫فکر می‌کردم خبر اون رو
‫می‌خواد بهم بده

37:47.560 --> 37:51.120
‫«شوخی می‌کنم. هنوز زنده‌ام»

37:52.240 --> 37:53.680
‫اگرچه خیلی شوخی نمی‌کرد

37:58.040 --> 38:02.920
‫می‌دونید، بعضی‌وقت‌ها
‫به این فکر می‌کنم که مرگ…

38:04.160 --> 38:05.719
‫در مورد از دست دادن یه نفر نیست،

38:05.720 --> 38:09.720
‫در مورد اینه که فکر می‌کنی
‫چه رابطه‌ای می‌تونستی باهاش داشته باشی

38:11.400 --> 38:13.480
‫می‌تونستیم رابطه‌ی خاصی داشته باشیم،

38:14.440 --> 38:17.760
‫من و مامانم، اگه من…

38:19.880 --> 38:21.180
‫یه‌کم تمرکز می‌کردم

38:25.040 --> 38:30.799
‫یه بازه‌ی زمانی توی زندگیم بود
‫که حس کردم

38:30.800 --> 38:33.239
‫برای اولین بار،
‫اوضاع می‌تونه بین‌مون خوب بشه

38:33.240 --> 38:34.540
‫و…

38:35.760 --> 38:39.400
‫توی مدرسه توی یه امتحانی
‫قبول شدم، و…

38:41.840 --> 38:43.880
‫یه لبخند خاصی زد. نمی‌دونم

38:45.440 --> 38:49.039
‫انگار برای اولین بار چشم‌هاش
‫به دهنش وصل شدن

38:49.040 --> 38:54.759
‫صورتش به نوعی… کامل شد

38:54.760 --> 38:57.239
‫نمی‌… ببخشید، من…

38:57.240 --> 38:58.839
‫یه‌کم از نوشته‌هام فاصله گرفتم

39:02.560 --> 39:03.860
‫معلوم بود خیالش راحت شده

39:06.240 --> 39:07.540
‫معلوم بود افتخار می‌کنه

39:12.160 --> 39:13.800
‫خب، توی اون امتحان تقلب کردم

39:15.400 --> 39:17.240
‫و وقتی متوجه شد، صورتش…

39:18.800 --> 39:20.760
‫برگشت به همون حالت قبل

39:22.120 --> 39:24.959
‫با دهنش لبخند می‌زد،
‫اما با چشم‌هاش نه

39:24.960 --> 39:27.199
‫سنگین‌تر شده بود و…

39:27.200 --> 39:29.720
‫زمانی که هر هفته می‌اومد
‫زندان ملاقات من،

39:31.160 --> 39:32.800
‫دیگه قابل تشخیص نبود

39:35.920 --> 39:38.200
‫می‌بینید، اشتباهات زیادی
‫توی زندگیم کردم

39:40.880 --> 39:42.400
‫‏۱۷ سال توی زندان بودم

39:44.760 --> 39:47.200
‫یک سوم زندگیم توی یه سلول بودم

39:49.000 --> 39:51.640
‫در حالی که می‌تونستم آزاد باشم
‫و پیش مادرم باشم

40:02.720 --> 40:04.120
‫و بهش قول دادم…

40:04.840 --> 40:07.159
‫وقتی اولین بار آزاد شدم،

40:07.160 --> 40:09.599
‫قول دادم تا وقتی نفس می‌کشه

40:09.600 --> 40:11.320
‫دیگه زندان نمی‌رم

40:14.240 --> 40:15.640
‫خب، اون قول رو زیر پا گذاشتم

40:18.040 --> 40:19.640
‫و خیلی زود دیگه نفس نمی‌کشید

40:26.720 --> 40:28.020
‫پس متأسفم، مامان

40:31.040 --> 40:32.439
‫متأسفم که مجبور بودی این‌قدر صبر کنی

40:32.440 --> 40:36.000
‫تا بشنوی من مسئولیت قبول می‌کنم

40:39.560 --> 40:41.720
‫و متأسفم که باعث شدم
‫اون‌قدر زجر بکشی

40:44.960 --> 40:46.260
‫می‌دونی،

40:47.280 --> 40:48.580
‫به طرز عجیبی…

40:49.760 --> 40:52.240
‫یه‌جورایی خوش‌حالم که سرطان برگشت
‫تا جونت رو بگیره…

40:54.280 --> 40:56.680
‫چون الان دیگه من به کشتنت ندادم

40:59.600 --> 41:01.000
‫پس روحت قرین رحمت، مامان

41:03.960 --> 41:05.440
‫توی زندگی بعدی می‌بینمت…

41:08.080 --> 41:09.840
‫توی اون زندگی تمام تلاشم رو می‌کنم…

41:11.720 --> 41:13.020
‫تا این زندگی رو جبران کنم

41:33.520 --> 41:34.919
‫حالت خوبه؟

41:34.920 --> 41:36.240
‫سلام، کوچولو

41:44.360 --> 41:47.679
‫عصبانی؟ می‌گی عصبانی‌ام یا نه؟

41:47.680 --> 41:49.599
‫معنی کلمه‌ی «عصبانی» رو نمی‌دونم

41:49.600 --> 41:51.239
‫خیلی خشمگینم

41:51.240 --> 41:52.999
‫بیا مرحله به مرحله بررسی کنیم

41:53.000 --> 41:54.439
‫امروز بعدازظهر چیکار کردی

41:54.440 --> 41:58.079
‫دیر اومدی، مثل یه پدوفیل عرق می‌کردی،

41:58.080 --> 42:00.439
‫و بیشتر زمانی که اون‌جا بودی رو
‫توی دستشویی کوکائین استنشاق می‌کردی

42:00.440 --> 42:01.599
‫ببخشید، مامان

42:01.600 --> 42:02.839
‫چرا اعتراف نمی‌کنی؟

42:02.840 --> 42:05.319
‫از همون اول برنامه‌ت این بود
‫که مراسم رو خراب کنی

42:05.320 --> 42:07.439
‫- نه
‫- بی‌خیال

42:07.440 --> 42:09.559
‫از اول باهاش مشکل داشتی

42:09.560 --> 42:10.919
‫می‌خواستی این‌طور انتقام بگیری

42:10.920 --> 42:12.719
‫نه، اشتباه می‌کنی.
‫بهت قول می‌دم که…

42:12.720 --> 42:14.680
‫باشه؟ الان برمی‌گردم

42:17.160 --> 42:19.039
‫ببخشید، مامان، می‌شه یه لحظه
‫من رو ببخشی؟

42:19.040 --> 42:20.340
‫نه، نرو!

42:25.840 --> 42:27.140
‫چیکار می‌کنی؟

42:28.360 --> 42:30.639
‫همبستگی نشون می‌دم

42:30.640 --> 42:33.599
‫بهترین همبستگی‌ای که می‌تونی نشون بدی
‫اینه که فاصله‌ت رو حفظ کنی

42:33.600 --> 42:34.799
‫بی‌خیال

42:34.800 --> 42:37.159
‫فقط تو می‌تونی نیازهای خودخواهانه‌ت رو
‫بالاتر از مراسم تشییع در اولویت بذاری

42:37.160 --> 42:38.880
‫ببین، بهت گفتم…

42:43.520 --> 42:44.820
‫بیا

42:46.400 --> 42:47.999
‫ببین، همبستگی نشون دادی

42:48.000 --> 42:50.039
‫و عالیه، اما دیگه باید ازش فاصله بگیری

42:50.040 --> 42:51.959
‫- چرا؟
‫- چون فقط دوباره بهش آسیب می‌زنی

42:51.960 --> 42:53.799
‫تو این حرف رو می‌زنی؟
‫خودت فقط بهش آسیب می‌زنی

42:53.800 --> 42:56.319
‫حقیقت نداره! به مدت ۴ سال
‫هر هفته رفتم ملاقاتش

42:56.320 --> 42:58.079
‫من کسی نیستم که
‫با یه آدم باکلاس فرار کردم

42:58.080 --> 43:00.279
‫و بعدش چون نتونستم تنهایی رو
‫تحمل کنم، برگشتم

43:00.280 --> 43:02.759
‫- خیلی عوضی هستی
‫- نه، نیستم

43:02.760 --> 43:05.039
‫من توی این ماجرا
‫کارهای بیشتری نسبت به تو کردم

43:05.040 --> 43:06.159
‫توی کتاب‌ها ازش تعریف کردم

43:06.160 --> 43:08.849
‫کلاً ماجرای کتک زدن اون بیچاره رو
‫تغییر دادم

43:08.850 --> 43:11.568
‫یه خیانت زشت
‫و حال به هم زن رو جبران کردم

43:11.569 --> 43:12.960
‫- همه‌چیز رو جبران کردم
‫- ‏۴ سال

43:13.600 --> 43:14.719
‫به خودم این رو گفتم

43:14.720 --> 43:16.919
‫گفتم اگه بعد از ۴ سال
‫هنوز عذاب‌وجدان داشته باشم،

43:16.920 --> 43:18.199
‫یه کاری در موردش بکنم

43:18.200 --> 43:19.680
‫خب، می‌دونی می‌تونی چیکار کنی؟

43:20.600 --> 43:22.119
‫خودت رو بُکُشی

43:22.120 --> 43:23.679
‫چون در هر صورت قراره بمیری

43:28.320 --> 43:30.119
‫می‌دونی چه چیزی مانع این می‌شه

43:30.120 --> 43:31.440
‫که همین الان بهش نگم؟

43:32.880 --> 43:36.720
‫از این نمی‌ترسم که چه واکنشی
‫نشون می‌ده یا چقدر ناراحت می‌شه

43:38.480 --> 43:40.599
‫مشکل اینه که نمی‌دونم
‫دوست دارم بهش بگم،

43:40.600 --> 43:43.120
‫یا فقط می‌خوام تو رو بیچاره کنم

43:44.600 --> 43:47.560
‫بهش بگم چه کرم کوچولوی خائنی هستی

43:50.960 --> 43:53.399
‫چی رو بهم بگی؟

43:55.840 --> 43:57.359
‫ببخشید، روبن

43:57.360 --> 43:58.920
‫فکر کردم طبقه‌ی پایین پیش بِردی

44:06.160 --> 44:07.560
‫چند وقته اون‌جایی؟

44:08.120 --> 44:09.420
‫به اندازه‌ی کافی

44:19.560 --> 44:20.879
‫نگهبانت کجاست؟

44:20.880 --> 44:23.280
‫توی جیبمه

44:24.440 --> 44:26.159
‫نباید کل این مدت پیش اون باشی؟

44:26.160 --> 44:27.460
‫خفه شو

44:37.760 --> 44:39.319
‫به نظر می‌رسه این‌جا یه خبری هست

44:39.320 --> 44:40.620
‫که من باید ازش مطلع بشم

44:42.040 --> 44:44.200
‫نه، نیست

44:46.520 --> 44:48.000
‫در واقع مونا داشت می‌رفت

44:49.880 --> 44:51.180
‫نه، هیچ‌جا نمی‌ری

44:57.720 --> 44:59.040
‫اول باید توضیح بدید

45:02.600 --> 45:03.799
‫چی رو توضیح بدیم؟

45:03.800 --> 45:06.440
‫این زمزمه کردن‌ها
‫و صحبت‌های مخفیانه رو!

45:08.600 --> 45:10.480
‫چون تا جایی که من خبر داشتم
‫اصلاً با هم در ارتباط نبودید

45:12.480 --> 45:14.840
‫ولی الان جوری بحث می‌کنید
‫انگار یه عمر با هم زندگی کردید

45:16.600 --> 45:17.900
‫پس قضیه چیه؟

45:24.800 --> 45:26.100
‫قضیه چیه؟

45:39.720 --> 45:41.560
‫بهتون ۱۰ ثانیه فرصت می‌دم…

45:44.200 --> 45:45.500
‫تا توضیح بدید…

45:48.960 --> 45:50.680
‫چه چیزی می‌تونه اون‌قدر مهم باشه

45:51.880 --> 45:54.919
‫که توی مراسم مادرم
‫بلند شدید اومدید این بالا

45:54.920 --> 45:57.640
‫و دور از چشم من حرف می‌زنید

46:04.920 --> 46:06.220
‫پس قضیه چیه؟

46:12.160 --> 46:13.479
‫مادرجنده‌ها

46:18.560 --> 46:20.319
‫اگه دوست دارید
‫می‌تونیم شمارش معکوس داشته باشیم

46:20.320 --> 46:23.119
‫- روبن، گوش کن
‫- پنج، چهار…

46:23.120 --> 46:24.919
‫- نه
‫- روبن، لطفاً گوش کن

46:24.920 --> 46:26.359
‫- سه…
‫- روبن، لطفاً…

46:26.360 --> 46:27.660
‫روبن!

46:31.200 --> 46:33.000
‫فکر کردم می‌خوای بری دستشویی

46:35.760 --> 46:37.060
‫آره

46:38.040 --> 46:39.340
‫اما بحث بالا گرفت

46:40.200 --> 46:42.000
‫خب، نباید این کار رو بکنی، پسر

46:42.760 --> 46:44.400
‫نزدیک بود گزارشت رو بدم. یالا

46:46.880 --> 46:48.759
‫ماجرا تموم نشده

46:48.760 --> 46:50.479
‫وقتی یه چیزی رو ازم
‫پنهان می‌کنید، می‌فهمم

46:50.480 --> 46:53.119
‫- یالا!
‫- می‌دونم چه مواقعی بهم دروغ می‌گی، موش

46:53.120 --> 46:54.959
‫مراسم مادرمه!

46:54.960 --> 46:56.759
‫کس‌کش دروغ‌گو

47:04.320 --> 47:05.620
‫ازش دور می‌مونم، باشه؟

47:07.200 --> 47:08.500
‫قول می‌دم

47:12.840 --> 47:14.140
‫آره

47:38.240 --> 47:42.400
‫بگیر. دارو و چند تا بروشور

47:46.120 --> 47:48.280
‫این کاغذ برای مواد کشیدن خوبه

47:51.680 --> 47:54.920
‫شوخی می‌کنم. می‌خونم‌شون

47:58.920 --> 48:00.220
‫چی شد؟

48:01.440 --> 48:03.080
‫امروز دستگیر و متهم شدم

48:05.200 --> 48:06.759
‫جلوی بلونا با ماشین تصادف کردم

48:06.760 --> 48:08.200
‫ای خدا، نایل

48:09.000 --> 48:10.300
‫مت‌آمفتامین؟

48:11.800 --> 48:13.100
‫آره

48:13.920 --> 48:15.560
‫مدیربرنامه‌م هم باهام تماس گرفت

48:16.200 --> 48:17.840
‫یه نفر ازم عکس گرفته

48:19.600 --> 48:21.600
‫روزنامه‌ی «د سان» می‌خواد
‫گزارشی در موردش منتشر کنه

48:22.800 --> 48:24.840
‫احتمالاً به جای پارک ماشین اشاره می‌کنن

48:26.080 --> 48:27.380
‫و این‌که من کجا بودم

48:30.920 --> 48:32.320
‫همه می‌فهمن

48:33.080 --> 48:34.999
‫وای، نایل

48:36.360 --> 48:40.039
‫این باری که روی دوشته خیلی سنگینه

48:40.040 --> 48:42.879
‫به نظرت این کار کائنات نیست
‫که بهت فشار میاره یه کاری بکنی؟

48:44.560 --> 48:46.079
‫به اون چیزها اعتقاد ندارم

48:46.080 --> 48:47.380
‫خب، من دارم

48:48.560 --> 48:51.839
‫واقعاً دوست داری مردم از طریق
‫یه گزارش توی یه تیکه برگه‌ی کوفتی

48:51.840 --> 48:53.600
‫از این موضوع باخبر بشن؟

48:55.200 --> 48:58.159
‫دقیقاً از چی می‌ترسی؟

48:58.160 --> 49:00.160
‫این‌که مردم چه فکری می‌کنن

49:02.320 --> 49:03.679
‫اما همه‌ی آدم‌های مهم زندگیت

49:03.680 --> 49:05.000
‫از این ماجرا خبر ندارن؟

49:06.720 --> 49:08.020
‫روبن خبر نداره

49:09.600 --> 49:10.999
‫چرا بهش نمی‌گی، نایل؟

49:11.000 --> 49:12.300
‫نمی‌تونم

49:14.520 --> 49:15.820
‫من فقط…

49:17.480 --> 49:19.560
‫- نمی‌تونم
‫- می‌تونی

49:21.720 --> 49:24.999
‫شاید اولش راحت نباشه،

49:25.000 --> 49:27.999
‫اما باور کن به نیرویی
‫از درونت دست پیدا می‌کنی

49:28.000 --> 49:29.840
‫که اصلاً ازش خبر نداشتی

49:31.360 --> 49:35.399
‫از این فرصت استفاده کن
‫و خودت رو به دنیا نشون بده

49:35.400 --> 49:37.919
‫وگرنه باید بذاری یه روزنامه‌نگار بی‌مغز

49:37.920 --> 49:39.480
‫داستانت رو برات تعریف کنه

49:40.360 --> 49:43.239
‫و بیا صادق باشیم،
‫بعد از دو کتاب آخرت،

49:43.240 --> 49:44.759
‫اگه بازم مطالب بدی راجع بهت بنویسن

49:44.760 --> 49:45.959
‫به کلی بیچاره می‌شی

49:45.960 --> 49:47.399
‫کون لقت

49:53.720 --> 49:55.020
‫ببین، فقط…

49:55.880 --> 49:57.679
‫فردا برو زندان،

49:57.680 --> 50:01.080
‫توی چشم‌های نگاه کن
‫و بگو: «من این‌طورم»

50:04.400 --> 50:05.799
‫یا شاید اون‌قدر مرد نیستی

50:05.800 --> 50:07.100
‫که اعتراف کنی مرد می‌کنی

50:13.520 --> 50:14.999
‫چای می‌خوری؟

50:51.360 --> 50:53.079
‫فکر نمی‌کردم دیگه ببینمت

50:58.360 --> 51:00.240
‫آخرین باری که اون‌جور ترسوندمت،

51:01.400 --> 51:02.800
‫بیشتر از یک دهه در ارتباط نبودیم

51:04.920 --> 51:06.220
‫آره

51:08.880 --> 51:11.480
‫می‌خوای بهم بگی چه قضیه‌ای
‫بین شما دو نفر هست؟

51:13.280 --> 51:14.999
‫- هیچی
‫- مزخرف می‌گی

51:15.000 --> 51:17.639
‫- یه چیزی هست
‫- آروم باش، روبن

51:17.640 --> 51:19.719
‫- می‌دونم یه اتفاقی افتاده
‫- من همجنس‌گرام

51:23.720 --> 51:25.360
‫خب، دوجنس‌گرام، اما…

51:27.960 --> 51:29.600
‫شاید درست‌تر این باشه
‫که بگم همجنس‌گرام

51:33.720 --> 51:35.560
‫- دوجنس‌گرایی؟
‫- درسته

51:36.760 --> 51:38.799
‫من و مونا در مورد همین بحث می‌کردیم

51:38.800 --> 51:40.239
‫می‌خواست بهت بگه

51:40.240 --> 51:42.280
‫چون بنجی رو بهت گفته بودم
‫می‌خواست ازم انتقام بگیره

51:47.920 --> 51:49.220
‫دوجنس‌گرایی

51:49.960 --> 51:51.079
‫آره

51:51.080 --> 51:53.119
‫تو؟ دوجنس‌گرایی؟

51:53.120 --> 51:54.420
‫نه، من…

51:55.480 --> 51:56.920
‫فکر کنم همجنس‌گرام. ببخشید

51:57.640 --> 51:58.940
‫بذار حرفم رو پس بگیرم

52:00.040 --> 52:01.199
‫من همجنس‌گرام

52:01.200 --> 52:02.399
‫تو همجنس‌گرایی

52:02.400 --> 52:03.700
‫من همجنس‌گرام

52:20.400 --> 52:22.479
‫- پس غافل‌گیر شدی؟
‫- آره

52:22.480 --> 52:26.119
‫از این‌که بالاخره اعتراف کردی

52:26.120 --> 52:29.079
‫بی‌خیال، بامبرز.
‫همیشه بهت مشکوک بودم

52:29.080 --> 52:31.399
‫- از کِی؟
‫- از همون اول

52:31.400 --> 52:33.159
‫از وقتی اون مزخرفات «دکتر هو» رو

52:33.160 --> 52:36.360
‫توی کمدت پیدا کردم، احمق

52:37.680 --> 52:38.980
‫صبر کن، پس تو…

52:40.000 --> 52:41.679
‫- ناراحت نیستی؟
‫- ناراحت؟

52:41.680 --> 52:43.239
‫چه ربطی به من داره؟

52:43.240 --> 52:45.079
‫خب، روبن، معمولاً از به کار بردن

52:45.080 --> 52:46.239
‫الفاظ تحقیرآمیز خجالت نمی‌کشی

52:46.240 --> 52:48.199
‫- فقط حرف‌های مسخره‌ان
‫- نه، فقط حرف نیستن

52:48.200 --> 52:49.959
‫- به آدم آسیب می‌زنن
‫- فقط اگه خودت اجازه بدی

52:49.960 --> 52:51.260
‫خب من بهشون اجازه می‌دم!

52:53.480 --> 52:56.080
‫هر روز از این زندگی کوفتی
‫بهشون اجازه می‌دم!

53:01.440 --> 53:02.960
‫منظورت چیه که ناراحت نیستی؟

53:03.960 --> 53:05.639
‫هیچی نیستم

53:05.640 --> 53:06.940
‫برام مهم نیست کی رو می‌کنی.
‫چرا باید مهم باشه؟

53:08.320 --> 53:10.479
‫- مامان‌هامون همجنس‌گرا هستن
‫- آره، اما برای زن‌ها اشکالی نداره

53:10.480 --> 53:11.919
‫قبلاً همیشه همین رو می‌گفتی

53:11.920 --> 53:14.160
‫وقتی ۱۷ سالم بود

53:15.160 --> 53:16.479
‫اگه چیزی از مامان‌هامون
‫یاد گرفته باشیم،

53:16.480 --> 53:18.400
‫اینه که در واقع همجنس‌گرایی زن‌ها
‫اصلاً هم جالب نیست

53:21.720 --> 53:23.239
‫فقط به خودت ربط داره، پسر

53:23.240 --> 53:24.679
‫هیچ ربطی به من نداره

53:24.680 --> 53:26.359
‫حرفشم نزن، روبن

53:26.360 --> 53:28.079
‫همیشه بهم می‌گفتی کونی

53:28.080 --> 53:31.359
‫آره. و همیشه بهت می‌گفتم
‫زشت و لاغرمردنیِ احمق

53:31.360 --> 53:33.720
‫اما در مورد اونا چیزی نمی‌گی

53:37.560 --> 53:39.600
‫می‌دونی توی زندگیت…

53:40.320 --> 53:42.268
‫همجنس‌گراستیز واقعی کی بوده؟

53:44.400 --> 53:45.700
‫بیا جلو

53:47.080 --> 53:48.380
‫بهت می‌گم

53:53.880 --> 53:55.180
‫خودت

54:00.280 --> 54:02.000
‫فقط برای خودت مهم بوده، نایل

54:03.440 --> 54:05.119
‫- از اول همین‌طور بودی
‫- نه، واقعاً نه

54:05.120 --> 54:06.479
‫توی مدرسه خیلی اذیتم می‌کردن

54:06.480 --> 54:07.879
‫باورت نمی‌شه چه چیزهایی

54:07.880 --> 54:10.639
‫- بهم می‌گفتن
‫- آره، اما گوش می‌دادی

54:10.640 --> 54:12.319
‫وقتی به سبک خودت پیش بری

54:12.320 --> 54:13.559
‫حرف بقیه برات اهمیتی نداره،

54:13.560 --> 54:14.719
‫نظر من که اینه

54:14.720 --> 54:16.159
‫آره، اما به همین سادگی نیست، روبن

54:16.160 --> 54:18.400
‫هست، نایل. هست

54:21.280 --> 54:22.760
‫کل زندگیت رو حروم کردی

54:23.560 --> 54:25.400
‫و با آهنگ دیگران می‌رقصیدی

54:26.760 --> 54:29.159
‫ولی بیا روراست باشیم،
‫از اول هم آهنگی برای خودت نداشتی

54:29.160 --> 54:31.959
‫اما حاضر نیستم بشینم این‌جا

54:31.960 --> 54:34.479
‫و تو همه‌ی مشکلاتت رو گردنم بندازی

54:34.480 --> 54:37.239
‫‏۱۰ تا ۱۵ درصد مشکلاتت رو گردن می‌گیرم،
‫اما بیشتر نه

54:48.720 --> 54:50.020
‫پس ناراحت نیستی؟

54:50.600 --> 54:51.900
‫نه

54:53.200 --> 54:56.000
‫اصلاً بهت افتخار هم می‌کنم

54:59.560 --> 55:01.400
‫می‌تونن بهمون بگن همجنس‌گراهای مفتخر

55:09.920 --> 55:11.220
‫عجب، من…

55:15.920 --> 55:19.000
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- مجبور نیستی چیزی بگی

55:25.000 --> 55:26.300
‫ممنون

55:38.960 --> 55:40.960
‫می‌تونم یه چیزی رو بهت بگم، نایل

55:42.800 --> 55:44.100
‫حالا که داریم حقیقت‌ها رو می‌گیم

55:52.000 --> 55:53.300
‫در مورد بابامه

55:55.440 --> 55:56.740
‫آره

55:58.560 --> 55:59.860
‫ازش متنفر بودم

56:01.040 --> 56:02.340
‫می‌دونم

56:05.240 --> 56:07.720
‫به‌خاطر کاری که باهام کرد
‫ازش متنفر بودم

56:11.200 --> 56:12.500
‫کتکت می‌زد؟

56:16.960 --> 56:18.280
‫اون بهترین بخشش بود

56:18.960 --> 56:21.000
‫خب؟

56:32.880 --> 56:34.280
‫اون بهترین بخشش بود

56:38.320 --> 56:40.160
‫یا خدا، روبن، خیلی متأسفم

56:44.400 --> 56:45.720
‫آدم رو به هم می‌ریزه، پسر

56:46.800 --> 56:48.439
‫باعث می‌شه یه نیمه‌مرد بشی

56:48.440 --> 56:49.740
‫نه، رفیق

56:50.360 --> 56:52.480
‫رفیق، تو هر چیزی هستی
‫به جز یه نیمه‌مرد

56:54.000 --> 56:56.439
‫اگه تو یه نیمه‌مرد باشی،
‫دوست ندارم فکر کنم من چی هستم

56:56.440 --> 56:57.999
‫یک‌چهارم‌مرد

56:58.000 --> 56:59.159
‫یه نقطه‌مرد

56:59.160 --> 57:01.959
‫آره، اما تمام عمرم رو
‫صرف ثابت کردنش کردم

57:01.960 --> 57:04.519
‫می‌دونی، دوباره خودم رو قوی
‫و سر پا نشون بدم

57:04.520 --> 57:07.240
‫خب، موفق شدی.
‫هیچ شکی نیست

57:10.400 --> 57:11.700
‫می‌دونی…

57:13.520 --> 57:14.920
‫بدنم…

57:17.560 --> 57:19.160
‫بعضی‌وقت‌ها واکنش
‫نشون می‌داد، می‌دونی؟

57:26.520 --> 57:27.820
‫درسته

57:30.400 --> 57:33.080
‫از خیلی از جهات، اون نزدیک‌ترین رابطه‌ای بوده
‫که تا حالا با کسی داشتم

57:40.000 --> 57:41.300
‫زیاده‌رویه؟

57:42.360 --> 57:43.660
‫نه

57:45.160 --> 57:46.460
‫نه، مشکلی نیست

57:50.880 --> 57:52.180
‫می‌دونی، من…

57:56.960 --> 57:58.840
‫بعضی‌وقت‌ها آبم می‌اومد

57:59.800 --> 58:01.100
‫می‌دونی؟

58:07.680 --> 58:08.980
‫زیاده‌رویه

58:09.520 --> 58:10.820
‫ببخشید

58:11.600 --> 58:12.900
‫زیاده‌رویه

58:19.400 --> 58:23.000
‫الان فکر می‌کنی آدم بی‌ارزشی هستم؟

58:25.040 --> 58:27.159
‫چی؟ معلومه که نه

58:27.160 --> 58:29.919
‫حرف‌های مسخره نزن. تو…

58:29.920 --> 58:32.119
‫تو قهرمان زندگی منی

58:32.120 --> 58:34.760
‫و الان خیلی بیشتر بهت احترام می‌ذارم
‫چون می‌دونم زره‌ت از کجا اومده

58:38.145 --> 58:40.079
‫خیلی متأسفم

58:40.080 --> 58:41.959
‫ببین، لازم نیست متأسف باشی، خب؟

58:41.960 --> 58:44.799
‫حس کردی نمی‌تونی
‫باهام روراست باشی

58:44.800 --> 58:46.679
‫همه‌ش تقصیر خودم بوده، خب؟
‫خیلی متأسفم

58:46.680 --> 58:48.399
‫خیلی دوستت دارم، برادر. خب؟

58:48.400 --> 58:49.639
‫خیلی دوستت دارم، رفیق

58:49.640 --> 58:51.199
‫خیلی دوستت دارم، خب؟

58:51.200 --> 58:52.479
‫خیلی دوستت دارم، برادر

58:52.480 --> 58:54.399
‫خیلی دوستت دارم، برادر. خب؟

58:54.400 --> 58:55.720
‫منم خیلی دوستت دارم، خب؟

58:56.440 --> 58:58.920
‫خیلی دوستت دارم

59:02.760 --> 59:04.600
‫وای!

59:06.880 --> 59:08.399
‫لعنتی

59:08.400 --> 59:10.999
‫قطعاً الان شبیه دو تا همجنس‌گرا هستیم

59:17.000 --> 59:18.560
‫لعنتی

59:19.600 --> 59:21.560
‫وای، پسر

59:26.000 --> 59:29.879
‫لعنتی. حس می‌کنم سبک‌تر شدم

59:29.880 --> 59:31.799
‫چیزی دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

59:33.520 --> 59:35.599
‫آره، بهتره الان همه‌چیز رو بگم، نه؟

59:35.600 --> 59:39.239
‫آره. بگو. بگو

59:39.240 --> 59:42.280
‫وای، لعنتی. خب…

59:43.560 --> 59:44.959
‫آلبی رو یادته؟

59:44.960 --> 59:47.919
‫آره، همونی که داغونش کردم

59:47.920 --> 59:49.220
‫- یادته؟
‫- آره

59:50.200 --> 59:52.960
‫- باهاش می‌رم سر قرار
‫- چی؟ امکان نداره!

59:53.800 --> 59:55.919
‫آره

59:55.920 --> 59:57.919
‫- فکر کنم نیمه‌ی گم‌شده‌مه
‫- چی؟

59:57.920 --> 59:59.639
‫چند وقته وارد رابطه شدید؟

59:59.640 --> 01:00:01.759
‫یه هفته. حتی کمتر

01:00:01.760 --> 01:00:03.639
‫چی؟ کس‌کش روانی

01:00:03.640 --> 01:00:04.959
‫وقتی طرف رو ببینی
‫حسش می‌کنی، درسته؟

01:00:04.960 --> 01:00:06.719
‫فکر کنم

01:00:06.720 --> 01:00:08.519
‫صبر کن، صبر کن

01:00:08.520 --> 01:00:09.839
‫اون موقع توی آشپزخونه

01:00:09.840 --> 01:00:11.319
‫- می‌خواست همین رو بهم بگه؟
‫- آره

01:00:11.320 --> 01:00:12.439
‫کس‌کش عوضی

01:00:12.440 --> 01:00:14.999
‫سر اون قضیه بیشتر
‫از یک دهه توی زندان بودم

01:00:15.000 --> 01:00:16.919
‫اگه می‌گفت اصلاً مهم نبود برام!

01:00:16.920 --> 01:00:19.519
‫عوضی. کس‌کش کثافت

01:00:19.520 --> 01:00:22.120
‫متأسفم

01:00:26.480 --> 01:00:28.560
‫صبر کن، تو بگو! تو بگو!

01:00:30.160 --> 01:00:33.159
‫سلست رو یادته؟

01:00:33.160 --> 01:00:35.079
‫چی؟ همون سلست
‫که توی یه خوابگاه بودیم؟

01:00:35.080 --> 01:00:36.159
‫- آره
‫- آره

01:00:36.160 --> 01:00:37.919
‫وقتی آزاد شدم گاییدمش

01:00:37.920 --> 01:00:39.279
‫چی؟ امکان نداره!

01:00:39.280 --> 01:00:41.199
‫- یه مأموریت بود برام
‫- چی؟ قبول کرد؟

01:00:41.200 --> 01:00:45.199
‫مثل سگ دلش می‌خواست

01:00:45.200 --> 01:00:46.839
‫ازت متنفر نبود؟

01:00:46.840 --> 01:00:48.279
‫آره، متنفر بود

01:00:48.280 --> 01:00:50.719
‫جنده‌ی قورباغه‌خور
‫نزدیک بود لگنم رو بشکونه

01:00:56.640 --> 01:00:58.599
‫یالا، تو یه چیزی بگو

01:00:58.600 --> 01:01:00.999
‫- یالا، بگو
‫- از مامانت متنفر بودم

01:01:01.000 --> 01:01:02.759
‫آره، منم از مامانت متنفر بودم

01:01:07.400 --> 01:01:09.959
‫یادته لباس‌های ورزشیت

01:01:09.960 --> 01:01:11.519
‫همیشه توی مدرسه گم می‌شدن؟

01:01:11.520 --> 01:01:12.719
‫- آره
‫- کار من بود

01:01:12.720 --> 01:01:16.119
‫لعنتی. عوضی

01:01:16.120 --> 01:01:18.439
‫آره، خیلی کیف می‌داد وقتی می‌دیدم

01:01:18.440 --> 01:01:21.439
‫با اون کفش‌های رسمیت توی
‫زمین فوتبال می‌دوئیدی و لیز می‌خوردی

01:01:21.440 --> 01:01:23.960
‫آره، هر هفته شبیه احمق‌ها می‌شدم

01:01:27.360 --> 01:01:29.759
‫کس‌کش عوضی. آشغال کثافت

01:01:39.200 --> 01:01:43.159
‫خیلی‌خب

01:01:43.160 --> 01:01:45.039
‫چیز دیگه‌ای هست؟

01:01:45.040 --> 01:01:48.560
‫آره، وقتی خونه نبودی
‫من مونا رو گاییدم

01:01:55.120 --> 01:01:57.720
‫«برد» بچه‌ی منه

01:02:49.605 --> 01:02:51.879
‫اهل جنگ و مقاومت هم هستی، نه؟

01:02:51.880 --> 01:02:53.279
‫- یالا!
‫- نه!

01:02:59.320 --> 01:03:02.320
‫لعنتی!

01:03:30.520 --> 01:03:35.280
‫نه! نه! نه! نه!
‫نه! نه! نه!

01:03:48.480 --> 01:03:50.079
‫خیلی دوستت دارم، برادر. خب؟

01:03:50.080 --> 01:03:52.119
‫خیلی دوستت دارم. خب؟

01:03:52.120 --> 01:03:55.840
‫آره!

01:06:12.080 --> 01:06:13.380
‫لعنتی

01:06:30.589 --> 01:06:50.589
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
