1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:23,381 --> 00:00:26,140
‫- داماد رو از کجا می‌شناسی؟
‫- اوه، برادرم‌ـه.

3
00:00:29,021 --> 00:00:31,220
‫- همین‌جا وایسا.
‫- نه. نه، نایل!

4
00:00:32,661 --> 00:00:36,141
‫اوه، خودش اومد. این رو ببین.
‫اومدی برقصی، آره؟

5
00:00:38,261 --> 00:00:41,581
‫چرا اومدی این‌جا؟

6
00:00:43,541 --> 00:00:46,021
‫- من هم از دیدنت خوشحالم بمبی.
‫- من رو این طوری صدا نکن!

7
00:00:46,981 --> 00:00:48,981
‫چرا اومدی این‌‌جا؟

8
00:00:53,301 --> 00:00:56,221
‫این طوری نه.
‫بیا بریم یه جای خلوت.

9
00:00:59,341 --> 00:01:00,421
‫باشه.

10
00:01:31,000 --> 00:01:38,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

11
00:01:38,861 --> 00:01:40,620
‫پس قطعی‌ـه؟

12
00:01:40,621 --> 00:01:43,021
‫بله خانم. همه‌چیز خوب به نظر میرسه.

13
00:01:43,621 --> 00:01:45,300
‫اما امکان نداره.

14
00:01:45,301 --> 00:01:47,460
‫یعنی... بهم گفته بودن نمی‌تونم حامله بشم.

15
00:01:47,461 --> 00:01:48,740
‫بهم گفته بودن امکان نداره
‫هیچ‌وقت اتفاق بیوفته.

16
00:01:48,741 --> 00:01:50,540
‫خب، من 20 ساله دارم این کار رو انجام میدم

17
00:01:50,541 --> 00:01:52,181
‫و می‌‌تونم با اطمینان بگم که حامله‌ای‌ـن.

18
00:01:53,501 --> 00:01:55,260
‫دقیق بخوام بگم، حدوداً نه هفته‌ست.

19
00:02:00,181 --> 00:02:03,340
‫خب، شما سوالی دارین؟

20
00:02:03,341 --> 00:02:06,140
‫این... آره، یعنی...
‫الان چی میشه؟

21
00:02:06,141 --> 00:02:07,780
‫خب، فکر کنم باید شروع کنین به برنامه ریختن.

22
00:02:07,781 --> 00:02:11,340
‫این یه حاملگی در سن بالاست و شما باید
‫هر چیزی توی زندگی‌تون

23
00:02:11,341 --> 00:02:13,060
‫که باعث ایجاد اضطراب میشه رو محدود کنین.

24
00:02:13,061 --> 00:02:14,821
‫یا خدا، نایل! تو باید نقل مکان کنی پس.

25
00:02:17,301 --> 00:02:18,901
‫و اون دستگاه قابل اطمینان‌ـه؟

26
00:02:20,221 --> 00:02:21,300
‫ببخشید؟

27
00:02:21,301 --> 00:02:23,060
‫خب آدم داستان‌هایی می‌شنوه، مگه نه؟

28
00:02:23,061 --> 00:02:24,140
‫می‌دونین، یه سری آدم‌ها که رفتن اسکن شدن

29
00:02:24,141 --> 00:02:25,820
‫و در واقعیت هیچ چیزی اون‌جا نبوده،

30
00:02:25,821 --> 00:02:28,100
‫مثل یه... حاملگی کاذب،
‫فکر کنم اسمش همین باشه،

31
00:02:28,101 --> 00:02:30,461
‫یه چیزی که اون‌جا نیست
‫اما حضورش...

32
00:02:31,581 --> 00:02:32,660
‫حس میشه.

33
00:02:32,661 --> 00:02:34,621
‫اگه به حرف زدنت ادامه بدی،
‫میرم یه رابطه کاذب برقرار می‌کنم.

34
00:02:35,701 --> 00:02:39,620
‫نه، خیالتون جمع باشه آقای کندی،
‫این خیلی هم واقعی‌ـه.

35
00:02:39,621 --> 00:02:41,860
‫و چیزی‌ـه که باید براش برنامه بریزین،

36
00:02:41,861 --> 00:02:44,060
‫بدون در نظر گرفتن این
‫که تصمیم می‌گیرین چی کار کنین.

37
00:02:45,261 --> 00:02:46,661
‫شما رو تنها میذارم تا صحبت کنین.

38
00:02:50,661 --> 00:02:52,780
‫حداقلش یه بد شانسی‌ـه.

39
00:02:52,781 --> 00:02:54,580
‫ما کلاً... شش ماه یه بار سکس می‌کنیم

40
00:02:54,581 --> 00:02:57,500
‫و من حامله شدم.
‫فقط بهش فکر کن نایل.

41
00:02:57,501 --> 00:03:00,381
‫تموم اون گریه کردن‌ها و جیغ زدن‌ها
‫و تغییرات سریع خلق و خو.

42
00:03:01,301 --> 00:03:03,060
‫و بعد باید راجع به بچه فکر کرد.

43
00:03:09,421 --> 00:03:10,981
‫می‌دونی که می‌تونی
‫با من رو راست باشی.

44
00:03:13,661 --> 00:03:16,141
‫- راجع به چی؟
‫- راجع به این که این رو می‌خوای یا نه.

45
00:03:16,861 --> 00:03:19,421
‫بگو. اجازه گفتن هر چیزی رو میدم.
‫قضاوتی در کار نیست.

46
00:03:20,221 --> 00:03:23,300
‫خدایا، نمی‌دونم. یعنی...

47
00:03:23,301 --> 00:03:24,781
‫داری میگی تو می‌خوای انجامش بدی؟

48
00:03:25,541 --> 00:03:26,661
‫فکر کنم.

49
00:03:27,781 --> 00:03:29,220
‫من 42 سالم‌ـه.

50
00:03:29,221 --> 00:03:31,420
‫بهت گفته بودن نمی‌تونم بچه‌دار بشم.

51
00:03:31,421 --> 00:03:34,140
‫این واقعاً ممکنه آخرین فرصتم
‫برای غمگین نبودن باشه.

52
00:03:37,581 --> 00:03:40,100
‫اما هی، نایل، جنبه مثبتش رو ببینیم.

53
00:03:40,101 --> 00:03:42,421
‫حداقل امروز راه کوتاهی تا سر کار دارم.

54
00:03:43,821 --> 00:03:45,661
‫بعداً می‌بینمت.

55
00:03:50,941 --> 00:03:52,260
‫اوه، وایسا. هنوز می‌خوای

56
00:03:52,261 --> 00:03:53,980
‫به شام با روبن و مونا بیای؟

57
00:03:53,981 --> 00:03:56,700
‫امروزه، مگه نه؟ خدایا!

58
00:03:56,701 --> 00:03:58,380
‫دوباره که نمی‌خوان مثل دفعه قبل

59
00:03:58,381 --> 00:04:01,020
‫- از همدیگه بالا برن، می‌خوان؟
‫- نه، فکر نکنم.

60
00:04:01,021 --> 00:04:03,020
‫باهاشون راجع بهش صحبت کردم.

61
00:04:03,021 --> 00:04:04,461
‫پس باشه، میام اون‌جا.

62
00:04:05,501 --> 00:04:06,980
‫خداحافظ نایل.

63
00:04:06,981 --> 00:04:09,541
‫یا بهتره بگم... «بابایی»؟

64
00:04:20,901 --> 00:04:22,820
‫وای، تو خیلی زیباـی، مگه نه؟

65
00:04:24,981 --> 00:04:27,140
‫و این گردن. می‌تونم این گردن رو بخورم.

66
00:04:27,141 --> 00:04:28,620
‫فقط یه کله باشی...

67
00:04:28,621 --> 00:04:29,780
‫...و مقداری شونه.

68
00:04:38,461 --> 00:04:40,860
‫ببخشید، چی داشتی می‌گفتی؟

69
00:04:40,861 --> 00:04:42,260
‫اوه، داشتم راجع به این می‌گفتم که ممکنه

70
00:04:42,261 --> 00:04:43,540
‫یونان دیگه از یورو استفاده نکنه

71
00:04:43,541 --> 00:04:44,861
‫و به دراخما برگرده.

72
00:04:46,621 --> 00:04:49,220
‫آره، آره. لعنت بهش.

73
00:04:49,221 --> 00:04:52,140
‫ببینین، دیگه تمومش کنیم؟
‫به زودی هوا تاریک میشه.

74
00:04:52,141 --> 00:04:54,100
‫هی، امکان نداره. هنوز از نایل
‫راجع به کتاب جدیدش نپرسیدم.

75
00:04:54,101 --> 00:04:55,220
‫اوه، دهنت رو سرویس.

76
00:04:55,221 --> 00:04:56,460
‫آره، بیا تمومش کنیم روبن.

77
00:04:56,461 --> 00:04:58,580
‫- براتون یه تاکسی می‌گیرم.
‫- بگو نایل.

78
00:04:58,581 --> 00:05:00,060
‫من دارم گوش می‌کنم.
‫این یکی راجع به چیه؟

79
00:05:00,061 --> 00:05:03,460
‫خب، یه داستان نیمه زندگی‌نامه‌ست

80
00:05:03,461 --> 00:05:04,500
‫راجع به یه پسر جوان که...

81
00:05:04,501 --> 00:05:06,220
‫یا خدا، داره شروع می‌کنه.
‫عجله کن روبن.

82
00:05:06,221 --> 00:05:07,780
‫دارم با تمام سرعتم پیام میدم.
‫نگران نباش.

83
00:05:07,781 --> 00:05:09,140
‫آره، هوشمندانه بود.

84
00:05:09,141 --> 00:05:10,740
‫وای، بس کن.

85
00:05:10,741 --> 00:05:11,900
‫فقط داریم شوخی می‌کنیم.

86
00:05:11,901 --> 00:05:14,660
‫می‌دونی، یه روزی با یکی وارد رابطه میشم
‫که بهم احترام میذاره.

87
00:05:14,661 --> 00:05:17,900
‫واو. نمی‌تونم برای دیدنش صبر کنم.

88
00:05:17,901 --> 00:05:20,620
‫عاشق این دخترم.

89
00:05:22,541 --> 00:05:25,021
‫خیلی خب. راننده گفت
‫پنج دقیقه فاصله داره.

90
00:05:25,581 --> 00:05:26,861
‫بدرقه‌تون می‌کنم.

91
00:05:30,141 --> 00:05:31,860
‫باورت میشه؟

92
00:05:31,861 --> 00:05:33,380
‫داریم توی باغ شراب می‌خوریم،

93
00:05:33,381 --> 00:05:35,260
‫انگار چندتا کونی با کلاس‌ـیم.

94
00:05:35,261 --> 00:05:36,780
‫اون هم از جایی که ما ازش اومدیم.

95
00:05:36,781 --> 00:05:38,140
‫- پشمام.
‫- می‌دونم.

96
00:05:38,141 --> 00:05:39,220
‫اوه مرد، ببین.

97
00:05:39,221 --> 00:05:42,341
‫می‌دونم باهات شوخی می‌کنم
‫اما فقط خواستم بگم بهت افتخار می‌کنم.

98
00:05:43,461 --> 00:05:44,940
‫یادمه وقتی با همدیگه آشنا شدیم،

99
00:05:44,941 --> 00:05:46,140
‫تو توی تخمی‌ترین سطح بودی مرد،

100
00:05:46,141 --> 00:05:47,220
‫حالا خودت رو ببین.

101
00:05:47,221 --> 00:05:51,340
‫دوست‌دختر خوب، خونه خوب،
‫کتاب جدید، کیر گنده.

102
00:05:51,341 --> 00:05:52,500
‫این همیشه باهات هست.

103
00:05:55,461 --> 00:05:57,300
‫به نظرت کی کارت تموم میشه؟

104
00:05:57,301 --> 00:05:58,540
‫نوشتن؟

105
00:05:58,541 --> 00:06:01,140
‫اوه، به نظرم نباید زیاد طول بکشه.
‫آخرین بخشش‌ـه.

106
00:06:01,141 --> 00:06:03,740
‫فقط... فقط دارم پایانش رو در میارم.

107
00:06:03,741 --> 00:06:04,980
‫آره. آره.

108
00:06:04,981 --> 00:06:07,661
‫خب، یه کتاب به یه پایان‌بندی
‫نیاز داره، مگه نه؟

109
00:06:10,461 --> 00:06:11,461
‫چرا این سوال رو می‌پرسی؟

110
00:06:13,381 --> 00:06:14,621
‫خب، ببین، من...

111
00:06:15,661 --> 00:06:17,141
‫از انجام این کار رو بدم میاد اما من...

112
00:06:18,541 --> 00:06:20,461
‫اون پولی که بهت قرض دادم رو نیاز دارم.

113
00:06:22,261 --> 00:06:24,180
‫- چی؟ همه‌ش رو؟
‫- آره، همه‌ش رو دیگه.

114
00:06:24,181 --> 00:06:27,220
‫یا خدا، روبن، اون 30 هزار دلاره.
‫نمی‌تونیم شش ماه صبر کنیم

115
00:06:27,221 --> 00:06:28,540
‫تا سود نشر در بیاد؟

116
00:06:28,541 --> 00:06:31,220
‫امکان نداره. فقط پایانش رو
‫بنویس و کتاب رو تموم کن.

117
00:06:31,221 --> 00:06:34,220
‫- هر پایانی باشه خوبه.
‫- وای، بیخیال روبن.

118
00:06:34,221 --> 00:06:36,060
‫یعنی... این به خطر انداختن
‫اخلاق هنری‌م‌ـه.

119
00:06:36,061 --> 00:06:37,220
‫وقتی سلامتی‌ت رو به خطر بندازم،

120
00:06:37,221 --> 00:06:38,941
‫حس بهتری راجع بهش پیدا می‌کنی.

121
00:06:44,221 --> 00:06:46,340
‫- خیلی خب، زیادی خشن بود.
‫- لازم نیست عذرخواهی کنی.

122
00:06:46,341 --> 00:06:47,341
‫نکردم.

123
00:06:51,101 --> 00:06:52,380
‫کیفش رو یادت نره.

124
00:06:52,381 --> 00:06:54,140
‫وای، ممنون.

125
00:06:54,141 --> 00:06:56,060
‫آره، از دیدنت خیلی خوشحال شدم.

126
00:06:56,061 --> 00:06:57,900
‫ببین، میشه یه دفعه دیگه
‫راجع به این صحبت کنیم؟

127
00:06:57,901 --> 00:07:00,460
‫- نمی‌خوام ایوا بشنوه.
‫- چرا؟

128
00:07:00,461 --> 00:07:01,820
‫اون که می‌دونه بهم پول بدهکاری.

129
00:07:01,821 --> 00:07:02,900
‫آره، فقط...

130
00:07:02,901 --> 00:07:04,861
‫فکر می‌کنه پولت رو بهت پس دادم.

131
00:07:06,141 --> 00:07:07,821
‫اما تو که پس ندادی.

132
00:07:08,741 --> 00:07:09,941
‫می‌دونم.

133
00:07:10,941 --> 00:07:12,020
‫پشمام.

134
00:07:12,021 --> 00:07:14,140
‫تو 30 هزار دلار از دوست‌دخترت دزدیدی؟

135
00:07:14,141 --> 00:07:15,220
‫از باباش دزدیدم.

136
00:07:15,221 --> 00:07:16,620
‫با این حال باز هم دیوونگی‌ـه.

137
00:07:16,621 --> 00:07:18,501
‫سر چه کوفتی خرجش کردی؟

138
00:07:19,581 --> 00:07:21,020
‫مهم نیست.
‫چیز مهمی نبود.

139
00:07:21,021 --> 00:07:23,141
‫خب، قطعاً از پس دادن
‫پول من مهم‌تر بود.

140
00:07:26,141 --> 00:07:28,620
‫جداً داری بهم میگی
‫که پولم رو داشتی

141
00:07:28,621 --> 00:07:30,501
‫و همه‌ش رو برای خودت نگه داشتی؟

142
00:07:31,381 --> 00:07:32,460
‫آره.

143
00:07:34,421 --> 00:07:35,421
‫متاسفم.

144
00:07:37,701 --> 00:07:39,301
‫نباید این رو بهم می‌گفتی نایل.

145
00:07:41,021 --> 00:07:42,861
‫واقعاً نباید این رو بهم می‌گفتی.

146
00:08:01,061 --> 00:08:02,820
‫این فقط عجیب‌ـه.

147
00:08:02,821 --> 00:08:05,340
‫سالی صد هزار دلار در میاره.
‫برای چی بهش نیاز داره؟

148
00:08:05,341 --> 00:08:06,740
‫نمی‌دونم نایل.

149
00:08:06,741 --> 00:08:08,060
‫چرا تو تئوری‌ت رو بهم نمیگی،

150
00:08:08,061 --> 00:08:10,620
‫تا من ازش برای اشاره کردن
‫به مشکلات شخصیتی‌ت استفاده کنم؟

151
00:08:10,621 --> 00:08:12,700
‫- داره اذیتم می‌کنه.
‫- هوشمندانه بود.

152
00:08:12,701 --> 00:08:13,940
‫تا بابت زندان تلافی کنه.

153
00:08:13,941 --> 00:08:16,340
‫با پس گرفتن پولش
‫توی یه لحظه مهم کرنامه کاریم.

154
00:08:16,341 --> 00:08:17,780
‫وای، بیخیال.

155
00:08:17,781 --> 00:08:19,460
‫با دادن پولی به اندازه
‫یه ساختمون نیمه مجزا بهت

156
00:08:19,461 --> 00:08:21,580
‫داره بابت این که درش گذاشتی تلافی می‌کنه؟

157
00:08:21,581 --> 00:08:23,580
‫من درش نذاشتم.
‫راجع به این حرف زده‌ایم.

158
00:08:23,581 --> 00:08:25,060
‫ما در همدیگه گذاشتیم.

159
00:08:25,061 --> 00:08:27,540
‫- به این توافق رسیدیم.
‫- با این حال باز

160
00:08:27,541 --> 00:08:29,860
‫این یه تلافی خیلی طولانی،
‫سخت و گرونی‌ـه، مگه نه؟

161
00:08:29,861 --> 00:08:32,940
‫بهت پول قرض بده
‫و بدونه که هیچ‌وقت پسش نمی‌گیره؟

162
00:08:32,941 --> 00:08:35,020
‫وقتی شکوندن انگشت‌هات
‫انقدر ارزون در میاد.

163
00:08:35,021 --> 00:08:37,420
‫نه، دارم بهت میگم.
‫کارش همین‌ـه.

164
00:08:37,421 --> 00:08:39,580
‫نایل، این چند سال اخیر،

165
00:08:39,581 --> 00:08:42,180
‫اون بیشتر از هر کسی بهت کمک کرد.
‫از لحاظ مالی تو رو سر پا نگه داشت.

166
00:08:42,181 --> 00:08:44,100
‫بعد از این که تو عملاً با کسشرات‌ت

167
00:08:44,101 --> 00:08:45,261
‫خونه و زندگی‌م رو ازم گرفتی.

168
00:08:47,621 --> 00:08:49,740
‫به نظرم مشکلت این‌ـه که هنوز اون رو

169
00:08:49,741 --> 00:08:51,381
‫به چشم پسربچه‌ای
‫که باهاش بزرگ شدی می‌بینی.

170
00:08:52,421 --> 00:08:55,420
‫فقط باهاش حرف بزن.
‫اون رو به جایی که باهاش حال می‌کنه ببر.

171
00:08:55,421 --> 00:08:56,540
‫یه لحظه خوب سراغش برو.

172
00:08:56,541 --> 00:09:00,060
‫باهاش کنار میاد.
‫شش ماه دیگه هم صبر می‌کنه.

173
00:09:00,061 --> 00:09:01,221
‫بهت قول میدم.

174
00:09:03,501 --> 00:09:06,101
‫زیر همه اون رفتارهاش،
‫واقعاً یه گنده‌بک نرم‌ـه.

175
00:09:09,701 --> 00:09:11,940
‫مادرجنده!

176
00:09:11,941 --> 00:09:13,820
‫فقط به نظرم خیلی مسخره‌ست.

177
00:09:13,821 --> 00:09:15,900
‫گوش کن. دیشب مونا گفت

178
00:09:15,901 --> 00:09:17,740
‫که می‌خواد شروع کنه
‫به آموزش دادن رقص.

179
00:09:17,741 --> 00:09:19,740
‫تا حالا چیزی انقدر احمقانه شنیده بودی؟

180
00:09:21,101 --> 00:09:23,620
‫ازش پرسیدم که از این کار
‫چی بهش میرسه.

181
00:09:23,621 --> 00:09:26,180
‫می‌دونی چی گفت؟
‫خود توانمندسازی.

182
00:09:26,181 --> 00:09:28,700
‫رقت‌انگیزه. اون زن من‌ـه.

183
00:09:28,701 --> 00:09:30,300
‫اون باید تمام قدرتش رو از من بگیره.

184
00:09:30,301 --> 00:09:32,220
‫اون رو لوس کردم

185
00:09:32,221 --> 00:09:33,700
‫و الان داره بهم میگه
‫به یه زندگی نیاز داره

186
00:09:33,701 --> 00:09:35,140
‫وقتی که من بهترین زندگی رو براش مهیا کردم.

187
00:09:35,141 --> 00:09:37,220
‫واقعاً این بی‌ادبی‌ـه.

188
00:09:37,221 --> 00:09:39,140
‫و به اون جنده‌ای که داره ازش
‫درخواست می‌کنه هم اعتماد ندارم.

189
00:09:39,141 --> 00:09:41,900
‫بنجی. کس عمو ریکو.

190
00:09:41,901 --> 00:09:44,500
‫اون قصدهای بدی داره
‫و این عصبانی‌م می‌کنه.

191
00:09:44,501 --> 00:09:46,700
‫دلم می‌خواد برم اون‌جا
‫و بزنم کله‌ش رو بشکافم،

192
00:09:46,701 --> 00:09:48,581
‫روی مغز کیریش برقصم.

193
00:09:53,021 --> 00:09:55,141
‫حالا بیخیال، راجع به چی
‫می‌خواستی باهام صحبت کنیِ؟

194
00:09:56,381 --> 00:09:59,180
‫اوه، فقط این ماجرای پول.

195
00:09:59,181 --> 00:10:00,700
‫اوه، دهنت رو سرویس.
‫برای همین‌ـه که اومدیم این‌جا؟

196
00:10:00,701 --> 00:10:01,940
‫با اسباب‌بازی‌های نرم،
‫دلم رو نرم کنی؟

197
00:10:01,941 --> 00:10:03,660
‫خب، فکر کردم خوب میشه.

198
00:10:03,661 --> 00:10:05,420
‫آره، پولم رو پس میدی نایل.

199
00:10:05,421 --> 00:10:07,300
‫- این منصفانه نیست.
‫- منصفانه نیست؟

200
00:10:07,301 --> 00:10:08,820
‫می‌دونی، تو تنها جنده توی دنیایی

201
00:10:08,821 --> 00:10:09,940
‫که می‌تونه 30 هزار دلار قرض بگیره

202
00:10:09,941 --> 00:10:11,540
‫و بعدش کاری کنه اون یکی جنده
‫به خاطر این که پولش رو

203
00:10:11,541 --> 00:10:12,700
‫پس می‌خواد، احساس غیرمنطقی بودن بکنه.

204
00:10:12,701 --> 00:10:14,540
‫آره اما ما... ما به جاش نمی‌تونیم یه جور...

205
00:10:14,541 --> 00:10:15,620
‫سیستمی پیدا کنیم؟

206
00:10:15,621 --> 00:10:17,300
‫چرا، می‌تونی ماهی 800 دلار بهم بدی.

207
00:10:17,301 --> 00:10:19,260
‫غیرممکن‌ـه.

208
00:10:19,261 --> 00:10:21,460
‫یعنی... به خودم فشار بیارم
‫می‌تونم 200 تا بدم.

209
00:10:21,461 --> 00:10:22,660
‫نه، کافی نیست.

210
00:10:22,661 --> 00:10:24,500
‫خب، پس من گزینه‌هام تموم شدن روبن.

211
00:10:24,501 --> 00:10:27,900
‫به جز این که بیخیال رویام بشن
‫و من این کار رو نمی‌کنم.

212
00:10:27,901 --> 00:10:29,661
‫بیخیال نایل.
‫اون‌ها خودشون بیخیالت شده‌ن.

213
00:10:34,501 --> 00:10:36,420
‫- خیلی خب، زیادی خشن بود.
‫- لازم نیست عذرخواهی کنی.

214
00:10:36,421 --> 00:10:37,661
‫اصلاً عذرخواهی نکردم.

215
00:10:41,581 --> 00:10:44,500
‫ببین، من یه هیولا نیستم، باشه؟

216
00:10:44,501 --> 00:10:45,701
‫راه‌های دیگه‌ای برای حل کردنش هست.

217
00:10:46,341 --> 00:10:47,420
‫چه راه‌های دیگه‌ای؟

218
00:10:47,421 --> 00:10:50,300
‫خب، من به یه باغبون
‫و یه نظافتچی ساعتی 15 پوند میدم.

219
00:10:50,301 --> 00:10:52,660
‫می‌تونم بیرون‌شون کنم،
‫تو می‌تونی به جاشون بیای،

220
00:10:52,661 --> 00:10:54,101
‫پولش رو از کل بدهی کم می‌کنیم.

221
00:10:55,741 --> 00:10:57,020
‫می‌خوای نوکرت باشم؟

222
00:10:57,021 --> 00:10:59,061
‫هی، آقای ردیم نوکر هیچ‌ کس نیست.

223
00:10:59,941 --> 00:11:01,780
‫اما این فقط یه راه برای حل کردنش‌ـه.

224
00:11:01,781 --> 00:11:03,980
‫می‌تونی چند بار در هفته بیای،
‫200 تا در ماه حسابش کنیم.

225
00:11:03,981 --> 00:11:06,060
‫به اون یکی 200 تا اضافه کنیم،
‫در مجموع میشه 400 تا.

226
00:11:06,061 --> 00:11:09,140
‫- فعلاً می‌تونم با این تحمل کنم.
‫- آره اما روبن... خدایا.

227
00:11:09,141 --> 00:11:11,141
‫مطمئن نیستم با انجام این کار راحت باشم.

228
00:11:12,181 --> 00:11:13,181
‫یعنی...

229
00:11:14,501 --> 00:11:16,341
‫تو با این مسئله راحتی؟

230
00:11:17,501 --> 00:11:20,860
‫آره. به نظرم باهاش کنار میام.

231
00:11:48,381 --> 00:11:49,421
‫اوه.

232
00:11:51,901 --> 00:11:52,901
‫سلام.

233
00:11:53,901 --> 00:11:55,061
‫می‌خوای بهم ملحق بشی؟

234
00:11:58,261 --> 00:11:59,261
‫حتماً.

235
00:12:11,741 --> 00:12:13,741
‫از این که داره مجبورت می‌کنه
‫این کار رو بکنی متنفرم.

236
00:12:16,501 --> 00:12:18,661
‫- خب، خودش کجاست؟
‫- خدا می‌دونه.

237
00:12:19,421 --> 00:12:21,021
‫کل شب رو منتظر بودم.

238
00:12:22,821 --> 00:12:25,580
‫ازش این برداشت رو می‌کنم
‫که دوباره کلاس رقص رو پیشنهاد دادی.

239
00:12:25,581 --> 00:12:26,661
‫درسته؟

240
00:12:27,741 --> 00:12:29,460
‫آره.

241
00:12:29,461 --> 00:12:31,981
‫- قاتی کرد و زد بیرون.
‫- که این طور.

242
00:12:33,221 --> 00:12:34,581
‫می‌خوای ازش دفاع کنی؟

243
00:12:35,741 --> 00:12:37,540
‫نه.

244
00:12:37,541 --> 00:12:40,301
‫با چندتا پیچ و تاب که نمیشه
‫جنگ جهانی سوم رو راه انداخت.

245
00:12:44,421 --> 00:12:47,940
‫شاید بتونی یه فصل توی کتابت
‫راجع به رفتن من به کلاس رقص بنویسی؟

246
00:12:47,941 --> 00:12:50,060
‫می‌تونم بخونمش و اون وقت
‫حس می‌کنم که اون‌جام.

247
00:12:50,061 --> 00:12:52,380
‫اوه، اون چیزی که دنبالشی نمیشه.

248
00:12:52,381 --> 00:12:54,620
‫- تا حالا توی زندگیم نرقصیدم.
‫- وای، بیخیال دیگه.

249
00:12:54,621 --> 00:12:56,220
‫رقص محلی اسکاتلندی توی مدرسه؟

250
00:12:56,221 --> 00:12:57,660
‫وای، گمشو!

251
00:12:57,661 --> 00:12:59,340
‫خجالت‌آورترین تجربه زندگیم.

252
00:12:59,341 --> 00:13:00,740
‫هیچ کس باهام نمی‌رقصید.

253
00:13:00,741 --> 00:13:02,780
‫در همین حین، پنج تا زن

254
00:13:02,781 --> 00:13:04,581
‫از روبن آویزون بودن.

255
00:13:06,501 --> 00:13:07,701
‫پسرمون همینه دیگه.

256
00:13:09,781 --> 00:13:10,781
‫آره.

257
00:13:14,101 --> 00:13:15,821
‫دلم برای اون روبن تنگ شده، می‌دونی؟

258
00:13:18,381 --> 00:13:19,381
‫آره.

259
00:13:20,341 --> 00:13:21,861
‫من هم همین‌طور.

260
00:13:24,221 --> 00:13:25,421
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاد؟

261
00:13:27,781 --> 00:13:28,901
‫داستان مردهاست.

262
00:13:30,181 --> 00:13:32,101
‫همیشه به مرور زمان دور میشن.

263
00:13:40,581 --> 00:13:42,221
‫ببین، در واقع بهتره که من برم.

264
00:13:44,421 --> 00:13:45,781
‫ایوا منتظرم می‌مونه.

265
00:13:46,701 --> 00:13:47,901
‫برو ببر.

266
00:13:53,541 --> 00:13:57,837
‫[وقتی کارت تموم شد برام یه عکس بفرست]

267
00:14:01,101 --> 00:14:02,381
‫اوه، یادم رفت بگم...

268
00:14:05,381 --> 00:14:06,861
‫رقصیدنت رو یادمه...

269
00:14:07,901 --> 00:14:09,261
‫توی مدرسه.

270
00:14:10,781 --> 00:14:14,181
‫توصیفش سخته اما...

271
00:14:14,781 --> 00:14:15,861
‫...یادمه که تو...

272
00:14:16,581 --> 00:14:17,940
‫فقط خیلی...

273
00:14:20,061 --> 00:14:21,061
‫...رها بودی.

274
00:14:48,661 --> 00:14:50,460
‫- روبن؟
‫- بهش چی گفتی؟

275
00:14:50,461 --> 00:14:51,540
‫ببخشید؟

276
00:14:51,541 --> 00:14:53,300
‫امشب داره اولین کلاسش رو بر می‌داره!

277
00:14:53,301 --> 00:14:55,860
‫یه چیزی راجع به این که اون موقع
‫توی مدرسه که می‌رقصید چه جوری بود.

278
00:14:55,861 --> 00:14:57,980
‫اوه، فقط یه نظر دادم.

279
00:14:57,981 --> 00:14:59,460
‫خب، چرا نظر میدی اصلاً؟

280
00:14:59,461 --> 00:15:01,500
‫اون داشت از کل ماجرای تخمی عقب می‌کشید.

281
00:15:01,501 --> 00:15:03,100
‫روبن، واقعاً فکر نمی‌کنم
‫این چیز بزرگی باشه.

282
00:15:03,101 --> 00:15:04,700
‫چرا، هست. من رو به گا دادی.

283
00:15:04,701 --> 00:15:06,380
‫چون الان به جای این که
‫بگه دارم جلوی سرگرمی‌ش رو می‌گیرم،

284
00:15:06,381 --> 00:15:07,620
‫میگه دارم آزادیش رو ازش می‌گیرم.

285
00:15:07,621 --> 00:15:09,300
‫نمی‌فهمم این‌جا مشکل چیه.

286
00:15:09,301 --> 00:15:10,380
‫مشکل این‌ـه

287
00:15:10,381 --> 00:15:12,620
‫که قدیم همیشه کل روز رو
‫خونه بود و منتظر من می‌موند.

288
00:15:12,621 --> 00:15:14,020
‫حالا من بر می‌گردم و اون رفته بیرون

289
00:15:14,021 --> 00:15:15,100
‫و داره بدن تخمیش رو تکون میده.

290
00:15:15,101 --> 00:15:16,020
‫خب؟ لذت بردن

291
00:15:16,021 --> 00:15:17,180
‫از کمی توجه چیز بدی نیست.

292
00:15:17,181 --> 00:15:19,260
‫یعنی... اگه داریش، به نمایش بذارش،
‫نظر من که این‌ـه.

293
00:15:19,261 --> 00:15:20,780
‫هی، هی، هی.
‫اون چیزی نداره.

294
00:15:20,781 --> 00:15:23,540
‫ما ازدواج کردیم.
‫منم که دارمش.

295
00:15:23,541 --> 00:15:25,741
‫برای اون نیست که به نمایش
‫بذارتش، برای من‌ـه که نگهش دارم.

296
00:15:26,741 --> 00:15:28,180
‫قرص‌هات رو می‌خوری روبن؟

297
00:15:28,181 --> 00:15:30,180
‫اگه این رو درست نکنی،
‫همه‌شون رو با هم می‌خورم.

298
00:15:30,181 --> 00:15:31,541
‫خب، ازم می‌خوای چی کار کنم؟

299
00:15:33,861 --> 00:15:35,540
‫ازت می‌خوام به کلاس رقص بری

300
00:15:35,541 --> 00:15:36,741
‫و حواست بهش باشه.

301
00:15:37,781 --> 00:15:39,100
‫ازم می‌خوای زنت رو بپام؟

302
00:15:39,101 --> 00:15:40,820
‫نه، نمی‌خوام زنم رو بپای نایل.

303
00:15:40,821 --> 00:15:42,101
‫یا خدا!

304
00:15:43,141 --> 00:15:45,220
‫فقط نزدیکش باشه. دنبالش کن.

305
00:15:45,221 --> 00:15:46,820
‫یکم اون‌جا پشت سرش برو.

306
00:15:46,821 --> 00:15:48,181
‫اما اون رو نپا.

307
00:15:50,301 --> 00:15:52,261
‫نمی‌دونم روبن.
‫همه این‌ها یکم برام...

308
00:15:53,461 --> 00:15:54,980
‫- حس عجیبی دارن.
‫- اوه، نمی‌دونم.

309
00:15:54,981 --> 00:15:57,340
‫قبلاً کارهای بدتر از این هم
‫انجام دادی، مگه نه؟

310
00:15:57,341 --> 00:16:00,221
‫یعنی... شاید بتونیم بریم طبقه بالا
‫پیش ایوا، بذاریم اون تصمیم بگیره.

311
00:16:01,061 --> 00:16:02,261
‫یا پدرش.

312
00:16:04,621 --> 00:16:08,300
‫اما یعنی چی؟ انتظار داری
‫که من هم... بهش ملحق بشم؟

313
00:16:08,301 --> 00:16:11,620
‫آره، چرا که نه؟
‫اگه انقدر نظرت راجع بهش مثبت‌ـه،

314
00:16:11,621 --> 00:16:13,421
‫شاید تو هم داخلش رهایی پیدا کنی.

315
00:16:14,581 --> 00:16:16,540
‫و نذار الکل بنوشه.

316
00:16:16,541 --> 00:16:18,661
‫همیشه وقتی مست می‌کنه،
‫سفره دلش رو باز می‌کنه.

317
00:16:40,941 --> 00:16:41,981
‫محض رضای خدا!

318
00:16:42,821 --> 00:16:43,901
‫خدایا.

319
00:16:49,461 --> 00:16:51,300
‫خیلی خب بچه‌ها، شروع کنیم؟

320
00:16:58,341 --> 00:17:00,381
‫خیلی خب، دیپ اسکوات میریم.
‫آماده‌این؟

321
00:17:01,021 --> 00:17:03,300
‫سه، دو، یک.

322
00:17:09,861 --> 00:17:11,580
‫آفرین. عاشق کلاس شدم.

323
00:17:11,581 --> 00:17:13,500
‫- می‌دونم. چه طور بود؟
‫- آره.

324
00:17:13,501 --> 00:17:15,700
‫همه داشتن تکون می‌خوردن.
‫الان خودم هم دارم خیلی عرق می‌کنم.

325
00:17:16,941 --> 00:17:19,220
‫- من هم. شاید هم همون موقع بود. عالی بود.
‫- آفرین بهت.

326
00:17:19,221 --> 00:17:20,660
‫- بذار بغلت کنم.
‫- اوه.

327
00:17:28,000 --> 00:17:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

328
00:17:42,541 --> 00:17:44,820
‫متاسفم.

329
00:17:44,821 --> 00:17:47,020
‫می‌دونی وقتی روبن
‫متقاعدکننده میشه، چه جوری میشه.

330
00:17:47,021 --> 00:17:48,100
‫آره، واقعاً می‌دونم،

331
00:17:48,101 --> 00:17:50,820
‫برای همین‌ـه که این دفعه
‫مقابلش تسلیم نمیشم.

332
00:17:50,821 --> 00:17:52,340
‫60 سالم میشه و متوجه میشم

333
00:17:52,341 --> 00:17:53,741
‫که کل زندگیم در اختیار اون بودم.

334
00:17:55,701 --> 00:17:57,340
‫یعنی... اصلاً این واقعاً راجع به رقص‌ـه؟

335
00:17:57,341 --> 00:17:58,381
‫نه.

336
00:17:59,021 --> 00:18:00,661
‫خلی عمیق‌تر از این‌هاست.

337
00:18:02,101 --> 00:18:04,581
‫- خب، ادامه بده. می‌تونی بگی.
‫- نه، نمی‌تونم.

338
00:18:06,701 --> 00:18:07,901
‫اون رو نابود می‌کنه.

339
00:18:11,501 --> 00:18:13,181
‫خب، نظرت چیه به جاش یه چیزی بنوشیم؟

340
00:18:15,461 --> 00:18:16,740
‫چی؟

341
00:18:16,741 --> 00:18:18,180
‫ازت پرسید چند سالت بود؟

342
00:18:18,181 --> 00:18:19,660
‫آره، یه یاروی غریبه.

343
00:18:19,661 --> 00:18:21,380
‫بهم گفت عالیه که می‌بینه من دارم

344
00:18:21,381 --> 00:18:22,460
‫توی این سن براش تلاش می‌کنم.

345
00:18:22,461 --> 00:18:24,700
‫این دیوونه‌واره. تو چی گفتی؟

346
00:18:24,701 --> 00:18:27,260
‫بهش گفتم 30 سالم‌ـه.

347
00:18:27,261 --> 00:18:30,340
‫این کسشره نایل.
‫تو شبیه یه اسیر جنگی هستی.

348
00:18:30,341 --> 00:18:31,740
‫حس یه اسیر جنگی رو هم دارم.

349
00:18:31,741 --> 00:18:33,180
‫اگه دوباره سر کلاس رقص‌م بیای،

350
00:18:33,181 --> 00:18:35,141
‫اسیر جنگی هم میشی،
‫این رو بهت میگم.

351
00:18:35,821 --> 00:18:36,941
‫متاسفم مونا.

352
00:18:37,581 --> 00:18:38,741
‫دور می‌مونم.

353
00:18:39,461 --> 00:18:40,540
‫به هر حال خودم هم نیاز دارم.

354
00:18:40,541 --> 00:18:42,180
‫کم کم ایوا داره فکر می‌کنه
‫که دارم ازش دوری می‌کنم.

355
00:18:42,181 --> 00:18:43,500
‫چرا باید ازش دوری کنی؟

356
00:18:47,461 --> 00:18:49,501
‫خب، این طور که معلومه، اون حامله‌ست.

357
00:18:51,661 --> 00:18:54,541
‫واو. تبریک میگم. سریع بود.

358
00:18:55,661 --> 00:18:58,661
‫- آره.
‫- مشکل چیه؟ داری بهش شک می‌کنی؟

359
00:19:01,501 --> 00:19:03,500
‫یه ساله که با همدیگه‌ایم

360
00:19:03,501 --> 00:19:06,540
‫- و به زور همدیگه رو می‌شناسیم.
‫- خب، به نظر من،

361
00:19:06,541 --> 00:19:08,460
‫بهتر از این‌ـه که همه‌ چیز رو
‫راجع به یکی بدونی.

362
00:19:08,461 --> 00:19:09,980
‫آره، شاید.

363
00:19:09,981 --> 00:19:11,940
‫فقط باعث میشه برام سوال بشه
‫که آیا واقعی‌ـه اصلاً؟ می‌دونی؟

364
00:19:17,301 --> 00:19:19,700
‫روبن وقتی بفهمه ایوا حامله‌ست،

365
00:19:19,701 --> 00:19:22,101
‫- از عصبانیت جوش میاره.
‫- عه، واقعاً؟ چرا؟

366
00:19:26,861 --> 00:19:28,181
‫اون ناباروره.

367
00:19:32,021 --> 00:19:34,100
‫- چی؟
‫- خب، باروری‌ش پایین‌ـه

368
00:19:34,101 --> 00:19:36,221
‫اما تقریباً فرقی با ناباروری نداره.

369
00:19:37,541 --> 00:19:39,140
‫برای همینه که انقدر حسودیش میشه؟

370
00:19:39,141 --> 00:19:40,260
‫آره.

371
00:19:40,261 --> 00:19:41,820
‫فکر می‌کنه قراره برای مردی
‫که بتونه چیزهاـی رو بهم بده

372
00:19:41,821 --> 00:19:43,141
‫که اون نمی‌تونه بده، ترکش می‌کنم.

373
00:19:44,861 --> 00:19:48,100
‫- واو. روبن؟
‫- چرا برات انقدر شوکه‌کننده‌ست؟

374
00:19:48,101 --> 00:19:50,381
‫فقط برای یه مردی
‫که با خایه‌هاش پیش میره...

375
00:19:51,181 --> 00:19:52,421
‫این خنده‌دار نیست.

376
00:19:53,341 --> 00:19:55,181
‫نه. متاسفم.

377
00:20:00,461 --> 00:20:01,980
‫در مورد به فرزندخوندگی گرفتن صحبت کردین؟

378
00:20:01,981 --> 00:20:05,420
‫یه بار، اما روبن سینک آشپزخونه رو
‫از دیوار کند.

379
00:20:05,421 --> 00:20:07,740
‫فکر نکنم متوجه بشی
‫اوضاع چه قدر بده.

380
00:20:07,741 --> 00:20:09,187
‫انگار...

381
00:20:09,601 --> 00:20:11,934
‫سر این موضوع
‫کل عقلش رو از دست داده.

382
00:20:13,861 --> 00:20:16,740
‫مست می‌کنه و راجع به این
‫صحبت می‌کنه که چه طور بچه‌دار شدن

383
00:20:16,741 --> 00:20:19,821
‫«نقشه خدا» براش‌ـه
‫که بتونه چرخه رو بشکونه.

384
00:20:22,501 --> 00:20:24,020
‫به نظرت منظورش از این حرف چی‌ـه؟

385
00:20:24,021 --> 00:20:25,180
‫خدا می‌دونه.

386
00:20:25,181 --> 00:20:27,020
‫فکر کنم فقط می‌خواد یه بچه‌ای داشته باشه
‫که بتونه بهش اهمیت بده

387
00:20:27,021 --> 00:20:29,141
‫چون باباش خیلی خوب
‫باهاش برخورد نکرد.

388
00:20:31,581 --> 00:20:32,581
‫آره.

389
00:20:34,661 --> 00:20:36,660
‫اما به هرحال، بیا موضوع رو عوض کنیم.

390
00:20:36,661 --> 00:20:39,340
‫- این افسرده‌کننده‌ست.
‫- آره.

391
00:20:39,341 --> 00:20:41,780
‫به سلامتی روابط به گا رفته‌مون.

392
00:20:41,781 --> 00:20:44,540
‫به سلامتی... زندگی‌های به گا رفته‌مون.

393
00:20:47,341 --> 00:20:49,620
‫اوه، دوستش دارم.

394
00:21:08,861 --> 00:21:10,141
‫یا خدا نایل.

395
00:21:15,461 --> 00:21:16,741
‫تو کجا بودی؟

396
00:21:20,461 --> 00:21:21,741
‫به نظرم باید انجامش بدیم.

397
00:21:25,381 --> 00:21:26,940
‫به نظرم باید با همدیگه بچه‌دار بشیم.

398
00:21:49,261 --> 00:21:51,660
‫ایوا حامله‌ست و ما قراره بچه‌دار بشیم.

399
00:21:51,661 --> 00:21:53,860
‫عه، واقعاً؟

400
00:21:53,861 --> 00:21:55,700
‫همین؟ عه، واقعاً؟

401
00:21:55,701 --> 00:21:57,140
‫فقط منتظر هشدارش بودم.

402
00:21:57,141 --> 00:21:58,980
‫نه، هشداری در کار نیست.
‫انجامش میدیم.

403
00:21:58,981 --> 00:22:01,900
‫- دیشب بهش گفتم.
‫- کی حامله شد؟

404
00:22:01,901 --> 00:22:03,300
‫یه هفته پیش فهمیدم.

405
00:22:03,301 --> 00:22:05,620
‫خب، به نظر خیلی مطمئن نمیای.

406
00:22:05,621 --> 00:22:07,340
‫خب، فقط داشتم بهش فکر می‌کردم.

407
00:22:07,341 --> 00:22:08,500
‫رابطه من و ایوا هنوز خیلی جدیده

408
00:22:08,501 --> 00:22:10,420
‫و این مسئله بزرگی‌ـه
‫که توی مرکز بقیه مسائل بذاریش.

409
00:22:12,501 --> 00:22:14,620
‫می‌تونی دوباره همین رو بگی.

410
00:22:14,621 --> 00:22:17,220
‫یعنی... بدون در نظر گرفتن چیزهای دیگه‌،
‫همین الانش به اندازه کافی سخت هست.

411
00:22:17,221 --> 00:22:20,341
‫- «چیزهای دیگه» یعنی؟
‫- گرایش‌ت.

412
00:22:23,141 --> 00:22:25,020
‫اون تموم شد مامان.
‫این رو که بهت گفتم.

413
00:22:25,021 --> 00:22:26,180
‫واقعاً تموم شده؟

414
00:22:26,181 --> 00:22:28,340
‫برای من خیلی راحت به نظر میاد
‫که در لحظه‌ای روبن برگشت توی زندگی‌ت،

415
00:22:28,341 --> 00:22:30,260
‫تو بخش دگرجنس‌گرات رو پیدا کردی.

416
00:22:30,261 --> 00:22:31,740
‫چند دفعه بگم؟
‫فقط یه فاز بود.

417
00:22:31,741 --> 00:22:33,900
‫اون یه فاز نبود نایل.

418
00:22:33,901 --> 00:22:36,340
‫- یه مشکل جدی بود.
‫- خب، پس چرا متوقف شد؟

419
00:22:36,341 --> 00:22:39,220
‫چون برای خدمات یه کشیش اسم نوشتی.

420
00:22:39,221 --> 00:22:41,300
‫هیچ کس برای در اومدن از یه فاز لعنتی

421
00:22:41,301 --> 00:22:43,301
‫- انقدر هزینه نمی‌کنه.
‫- اون یه کشیش نبود.

422
00:22:44,341 --> 00:22:45,341
‫اون یه...

423
00:22:46,221 --> 00:22:47,300
‫شخصیت عرفانی بود.

424
00:22:47,301 --> 00:22:48,981
‫اون یه شارلاتان بود و تو یه احمق‌ـی.

425
00:22:55,501 --> 00:22:56,941
‫خب، جواب داد، مگه نه؟

426
00:22:57,581 --> 00:22:59,500
‫اوه، حتماً جواب داده.

427
00:22:59,501 --> 00:23:01,700
‫واقعاً فکر می‌کنی گرایشت
‫با خوردن چند فنجون سم

428
00:23:01,701 --> 00:23:04,740
‫از بین میره؟ کودن نباش نایل. خدایا!

429
00:23:04,741 --> 00:23:06,420
‫خب، پس چرا از اون موقع

430
00:23:06,421 --> 00:23:07,580
‫هیچ کاری انجام ندادم؟

431
00:23:07,581 --> 00:23:09,100
‫چون هنوز امتحان نشدی.

432
00:23:09,101 --> 00:23:12,100
‫بهم اعتماد کن. توی تاریک‌ترین لحظه
‫به سراغت میاد.

433
00:23:12,101 --> 00:23:13,180
‫این چیزها همیشه همین‌ـن.

434
00:23:13,181 --> 00:23:14,900
‫خدایا، فقط بس کن، باشه؟

435
00:23:14,901 --> 00:23:16,380
‫تو باید برای من خوشحال باشی.

436
00:23:16,381 --> 00:23:18,460
‫من خوشحال‌ـم عشقم.

437
00:23:18,461 --> 00:23:20,580
‫فقط سعی دارم کاری کنم
‫تصویر بزرگ‌تر رو ببینی.

438
00:23:20,581 --> 00:23:21,940
‫صادقانه می‌تونی توی چشمم نگاه کنی

439
00:23:21,941 --> 00:23:23,380
‫و بگی مطمئنی که یه بچه می‌خوای؟

440
00:23:23,381 --> 00:23:25,341
‫آره مامان. آره، می‌تونم.

441
00:23:27,021 --> 00:23:28,461
‫خب، پس بگو.

442
00:23:31,901 --> 00:23:33,021
‫من مطمئن‌ـم.

443
00:23:43,941 --> 00:23:47,500
‫هر چیزی که کتاب بهتون میگه رو فراموش کنین.

444
00:23:47,501 --> 00:23:51,660
‫حقیقت این‌ـه که برای شکل گرفتن
‫اون ارتباط ممکنه مدتی طول بکشه،

445
00:23:51,661 --> 00:23:53,461
‫مخصوصاً برای باباها.

446
00:23:55,341 --> 00:23:56,341
‫ببخشید.

447
00:23:57,021 --> 00:23:59,501
‫تو... نایل‌ـی، درسته؟

448
00:24:00,781 --> 00:24:01,860
‫آره.

449
00:24:01,861 --> 00:24:03,261
‫من الان چی گفتم؟

450
00:24:04,421 --> 00:24:08,140
‫عه... یه چیزی راجع به باباها؟

451
00:24:08,141 --> 00:24:10,700
‫آره. نزدیک به یه جامله کامل بود.

452
00:24:13,501 --> 00:24:15,900
‫فقط این که برای بابا طبیعی‌ـه

453
00:24:15,901 --> 00:24:18,221
‫که بیشتر طول بکشه
‫تا با بچه ارتباط بگیرن.

454
00:24:19,661 --> 00:24:20,821
‫مرتیکه کونی.

455
00:24:22,061 --> 00:24:23,341
‫«من چی گفتم؟»

456
00:24:24,581 --> 00:24:26,700
‫انگار یه بچه مدرسه‌ای‌ـم.

457
00:24:26,701 --> 00:24:28,300
‫فقط می‌خواد مطمئن بشه
‫که همه دارن با یه سرعت

458
00:24:28,301 --> 00:24:29,980
‫- پیش میرن.
‫- آره، اما همیشه وقتی می‌خواد

459
00:24:29,981 --> 00:24:31,340
‫نکات منفی رو بگه،
‫به من نگاه می‌کنه.

460
00:24:31,341 --> 00:24:33,540
‫خب، تو

461
00:24:33,541 --> 00:24:35,140
‫- چه طوری؟
‫- توی خانواده‌تون جریان داره.

462
00:24:35,141 --> 00:24:37,180
‫پدرت یه پدر غایب بود، مگه نه؟

463
00:24:37,181 --> 00:24:38,900
‫- اون مرد.
‫- دقیقاً.

464
00:24:38,901 --> 00:24:40,500
‫از این غایب‌تر که نمی‌تونی بشی، مگه نه؟

465
00:24:44,221 --> 00:24:46,820
‫وای، یا خدا، الان دیگه چیه؟

466
00:24:46,821 --> 00:24:48,541
‫اون این‌جا چه غلطی می‌کنه؟

467
00:25:00,341 --> 00:25:01,341
‫روبن؟

468
00:25:02,341 --> 00:25:03,341
‫این‌جا چی کار می‌کنی؟

469
00:25:04,221 --> 00:25:06,981
‫- نیاز دارم صحبت کنم.
‫- همه‌چیز خوبه؟

470
00:25:08,461 --> 00:25:09,941
‫مشکلی برامون پیش نمیاد.

471
00:25:10,821 --> 00:25:12,221
‫فقط یه لحظه بهمون وقت بده، باشه؟

472
00:25:33,581 --> 00:25:34,621
‫اون شب.

473
00:25:35,701 --> 00:25:36,861
‫کلاس رقص.

474
00:25:38,301 --> 00:25:39,821
‫می‌خوام بدونم چی دیدی.

475
00:25:41,701 --> 00:25:42,941
‫من هیچی ندیدم.

476
00:25:45,141 --> 00:25:46,261
‫بنجی اون‌جا بود؟

477
00:25:47,781 --> 00:25:48,861
‫آره، فکر کنم.

478
00:25:50,101 --> 00:25:51,141
‫چه اتفاقی افتاد؟

479
00:25:52,141 --> 00:25:53,260
‫هیچی.

480
00:25:53,261 --> 00:25:54,380
‫- حرف زدن؟
‫- آره.

481
00:25:54,381 --> 00:25:55,860
‫خب، بعدش یه اتفاقی افتاد، مگه نه؟

482
00:25:55,861 --> 00:25:57,421
‫خب، حرف زدن معنی خاصی نداره.

483
00:25:58,861 --> 00:25:59,861
‫توصیفش کن.

484
00:26:00,901 --> 00:26:01,981
‫ارتباط رو.

485
00:26:04,461 --> 00:26:06,980
‫خب، اون... آخر کلاس رفت پیشش.

486
00:26:06,981 --> 00:26:08,180
‫- همدیگه رو بغل کردن...
‫- بغل کردن؟

487
00:26:08,181 --> 00:26:09,660
‫- آره.
‫- همدیگه رو بغل کردن.

488
00:26:09,661 --> 00:26:12,540
‫- مادرجنده!
‫- روبن، این بیش...

489
00:26:12,541 --> 00:26:15,380
‫این بیش از حده! اون فقط...

490
00:26:15,381 --> 00:26:17,220
‫فقط... فقط یه بغل دوستانه بود.

491
00:26:17,221 --> 00:26:18,540
‫- روی من انجامش بده.
‫- نه.

492
00:26:18,541 --> 00:26:20,620
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم...
‫- بغل رو. روی من انجامش بده.

493
00:26:20,621 --> 00:26:23,821
‫خیلی خب، من مونام.
‫تو بنجی‌ـی. روی من انجامش بده.

494
00:26:25,261 --> 00:26:28,541
‫- یالا.
‫- خب، این طوری بود...

495
00:26:30,861 --> 00:26:32,580
‫می‌تونست بره کیرش رو هم بخوره!

496
00:26:32,581 --> 00:26:35,620
‫- این دیوونگی‌ـه!
‫- نه، نیست. باشه؟

497
00:26:35,621 --> 00:26:37,860
‫می‌خوام از این‌جا به بعد،
‫کارت رو بهتر انجام بدی.

498
00:26:37,861 --> 00:26:39,820
‫نمی‌تونم این کار رو ادامه بدم.
‫نمی‌تونم. من یه زندگی دارم.

499
00:26:39,821 --> 00:26:41,420
‫تو چه زندگی‌ـی داری اخه؟

500
00:26:41,421 --> 00:26:43,540
‫- عملاً بی‌کاری.
‫- خب، با این حال،

501
00:26:43,541 --> 00:26:45,100
‫قرار نیست با جاسوسی
‫سر زن تو بگذرونمش.

502
00:26:45,101 --> 00:26:46,980
‫همینه که هست!

503
00:26:46,981 --> 00:26:48,580
‫وقتی برای خودت یه زندگی
‫به پا کردی، اون موقعی می‌تونی

504
00:26:48,581 --> 00:26:49,700
‫غر بزنی که دارم از زندگی‌ت میندازمت.

505
00:26:49,701 --> 00:26:52,140
‫پس، این کار تخمی رو انجام میدی، باشه؟

506
00:26:52,141 --> 00:26:54,020
‫چون تخم‌هات توی دست‌های من‌ـه بمبی.

507
00:26:54,021 --> 00:26:55,381
‫این رو یادت نره، باشه؟

508
00:26:56,861 --> 00:26:58,541
‫باشه؟ متوجه میشی؟

509
00:27:01,101 --> 00:27:02,621
‫- متوجه میشی؟
‫- آره.

510
00:27:04,741 --> 00:27:05,741
‫خوبه.

511
00:27:06,381 --> 00:27:07,740
‫خوبه.

512
00:27:07,741 --> 00:27:09,701
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

513
00:27:13,101 --> 00:27:14,101
‫آره.

514
00:27:15,261 --> 00:27:16,261
‫عه...

515
00:27:19,221 --> 00:27:20,381
‫ایوا حامله‌ست.

516
00:27:31,861 --> 00:27:32,861
‫واو.

517
00:27:34,621 --> 00:27:35,621
‫واو.

518
00:27:37,581 --> 00:27:38,621
‫این فوق‌العاده‌ست.

519
00:27:40,741 --> 00:27:42,221
‫راستش رو بگم، این...

520
00:27:44,021 --> 00:27:45,981
‫این فوق‌العاده‌ست.

521
00:27:50,141 --> 00:27:52,260
‫من قراره عمو بشم.

522
00:27:52,261 --> 00:27:56,341
‫ها؟ عمو روب.

523
00:27:58,021 --> 00:28:00,861
‫هی، به گوش می‌شینه. آره.

524
00:28:02,021 --> 00:28:03,140
‫من اون کسی میشم که میاد

525
00:28:03,141 --> 00:28:06,340
‫و ترفند سکه پشت گوش رو میزنه، ها؟

526
00:28:06,341 --> 00:28:07,900
‫اجازه نداری این رو بهش یاد بدی.

527
00:28:07,901 --> 00:28:10,861
‫هی، این ترفند من‌ـه، باشه؟
‫مرتیکه دخترباز بزرگ.

528
00:28:11,541 --> 00:28:13,860
‫باشه؟ بهت افتخار می‌کنم.

529
00:28:13,861 --> 00:28:15,340
‫برادرم از یه معشوقه دیگه، آره؟

530
00:28:15,341 --> 00:28:16,820
‫از کیرت کار کشیدی.

531
00:28:16,821 --> 00:28:18,660
‫هی، هی. هی.

532
00:28:18,661 --> 00:28:21,260
‫باید بذارنش توی موزه، مگه نه؟

533
00:28:21,261 --> 00:28:24,100
‫کیرت رو به نمایش بذارن، آره؟
‫می‌تونی تصور کنی؟

534
00:28:24,101 --> 00:28:26,060
‫یه کیر بزرگ با بذر قوی.

535
00:28:26,061 --> 00:28:29,340
‫همه آدم‌هاـی که دارن توی موزه
‫می‌چرخن بهش نگاه می‌کنم.

536
00:28:29,341 --> 00:28:31,940
‫شرط می‌بندم عمراً فکر کنن

537
00:28:31,941 --> 00:28:35,140
‫که به همچین بدن شل و ولی وصل بوده.

538
00:28:35,141 --> 00:28:38,580
‫آره، یا به همچین صورت لاغری، ها؟

539
00:28:38,581 --> 00:28:40,060
‫شرط می‌بندم فکر می‌کنن

540
00:28:40,061 --> 00:28:42,580
‫به یه آدمی اندازه گاومیش وصل بوده،

541
00:28:42,581 --> 00:28:45,220
‫به یه دخترباز عضلانی یونانی،

542
00:28:45,221 --> 00:28:47,260
‫یا یه روسی کیری، آره؟

543
00:28:47,261 --> 00:28:49,100
‫- آره؟ هی، هی.
‫- نکن...

544
00:28:49,101 --> 00:28:50,620
‫هی، چرا بهم نشونش نمیدی، آره؟

545
00:28:50,621 --> 00:28:51,620
‫گور باباش، ها؟

546
00:28:51,621 --> 00:28:52,900
‫- یالا، بهم نشون بده، ها؟
‫- نکن...

547
00:28:52,901 --> 00:28:54,540
‫هی. نایل، بهم نشونش بده.
‫بهم نشون بده.

548
00:28:54,541 --> 00:28:55,660
‫- بهم نشون بده، ها؟
‫- روبن، نکن!

549
00:28:55,661 --> 00:28:57,340
‫فقط می‌خوام یه نیم نگاهی
‫بهش بندازم. بیخیال رفیق.

550
00:28:57,341 --> 00:28:58,900
‫- نکن... ولم کن!
‫- هی. هی. هی. نه، نه.

551
00:28:58,901 --> 00:29:00,660
‫شبیه یه جام کیری‌ـه، مگه نه؟

552
00:29:00,661 --> 00:29:02,180
‫هی، هی، بهم نشونش بده.

553
00:29:02,181 --> 00:29:04,380
‫آره. یالا. یالا نایل، ها؟

554
00:29:04,381 --> 00:29:06,620
‫شبیه یه جام کیری بزرگ‌ـه، مگه نه؟

555
00:29:06,621 --> 00:29:07,700
‫- هی.
‫- ولم کن!

556
00:29:07,701 --> 00:29:10,580
‫یالا نایل، باشه؟
‫باشه؟ یالا دیگه نایل.

557
00:29:10,581 --> 00:29:11,900
‫- یالا، برای...
‫- نه!

558
00:29:11,901 --> 00:29:13,980
‫یالا نایل. در بیارش، باشه؟

559
00:29:13,981 --> 00:29:15,620
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

560
00:29:15,621 --> 00:29:17,820
‫باشه؟ نه، نه، نه،
‫یالا، یالا، یالا دیگه.

561
00:29:17,821 --> 00:29:20,260
‫- بیخیال، می‌خوام ببینم این کیر بزرگ...
‫- نه! ولم کن دیگه!

562
00:29:20,261 --> 00:29:22,620
‫- ...حامله‌کن رو ببینم.
‫- روبن، بس کن!

563
00:29:22,621 --> 00:29:24,940
‫از این‌جا به بعد قراره برام
‫بهتر عمل کنی، باشه؟

564
00:29:24,941 --> 00:29:26,380
‫قراره حواس کیری‌ت بهش باشه.

565
00:29:26,381 --> 00:29:28,100
‫قراره حواس کیری‌ت بهش باشه، باشه؟

566
00:29:28,101 --> 00:29:29,420
‫- ها؟ آره؟
‫- بس کن!

567
00:29:29,421 --> 00:29:30,580
‫- ها؟
‫- ولم کن!

568
00:29:30,581 --> 00:29:32,300
‫- آره؟
‫- روبن!

569
00:29:34,501 --> 00:29:35,981
‫این‌جا چه خبر شده؟

570
00:29:41,261 --> 00:29:44,181
‫هیچی. داریم مسخره‌بازی در میاریم.

571
00:29:47,741 --> 00:29:48,900
‫ببین، دیروقت شده، آره،

572
00:29:48,901 --> 00:29:51,181
‫پس شاید بتونی یه زمان دیگه بیای.

573
00:30:03,581 --> 00:30:06,621
‫مرتیکه دخترباز بزرگ.

574
00:30:08,501 --> 00:30:12,181
‫دخترباز بزرگ! آره!

575
00:30:48,501 --> 00:30:50,661
‫- هی جناب.
‫- هی.

576
00:30:53,381 --> 00:30:54,581
‫روبن کجاست؟

577
00:30:55,941 --> 00:30:58,381
‫امروز صبح به ابردین رفت.

578
00:30:59,501 --> 00:31:01,060
‫هفته بعد میره اون ور آب

579
00:31:01,061 --> 00:31:03,981
‫و همه بابت دوری ازش
‫یکم به آرامش می‌رسیم.

580
00:31:06,181 --> 00:31:08,820
‫کمی سوپ می‌خوای؟
‫می‌خوام یه دیگ بذارم.

581
00:31:08,821 --> 00:31:13,940
‫- حتماً. کار این بالا رو الان تموم می‌کنم.
‫- نه، نمی‌کنی.

582
00:31:13,941 --> 00:31:15,821
‫کارهای مهم‌تری برای انجام دادن داری.

583
00:31:16,661 --> 00:31:17,821
‫دنبالم کن.

584
00:31:20,101 --> 00:31:22,861
‫تو احتمالاً اولین نفری باشی
‫که از این استفاده می‌کنه.

585
00:31:23,901 --> 00:31:25,940
‫داشتم فکر می‌کردم که شاید
‫بتونی بخشی از کتابت رو بنویسی

586
00:31:25,941 --> 00:31:27,141
‫و بعداً برام بخونی.

587
00:31:28,101 --> 00:31:29,341
‫این رمز وای‌فای‌ـه.

588
00:31:30,301 --> 00:31:31,380
‫و اگه سردت شد،

589
00:31:31,381 --> 00:31:33,101
‫لباس خواب روبن پشت دره.

590
00:31:34,621 --> 00:31:36,301
‫برای خوندن یکمش ذوق دارم.

591
00:31:51,421 --> 00:31:54,061
‫بفرما.

592
00:31:55,461 --> 00:31:57,261
‫- یکم داغ‌ـه.
‫- وای، ممنون.

593
00:31:59,781 --> 00:32:00,861
‫بیا دیگه.

594
00:32:02,261 --> 00:32:04,820
‫- یکمش رو برام بخون.
‫- اوه، نه، نه.

595
00:32:04,821 --> 00:32:06,780
‫یکم خجالت می‌کشم.

596
00:32:06,781 --> 00:32:09,341
‫خب، پس من چشم‌هام رو می‌بندم.
‫می‌تونی برام زمزمه کنی.

597
00:32:20,581 --> 00:32:23,581
‫«بیلی نگاهی به کازموـی انداخت
‫که هر چه بود که او نبود.

598
00:32:24,541 --> 00:32:26,580
‫اون ویژگی‌های خشن و نترسی داشت،

599
00:32:26,581 --> 00:32:29,100
‫یه جوری که انگار هر لحظه
‫ممکنه یه جوری رد بده.»

600
00:32:29,101 --> 00:32:30,700
‫شبیه روبن به نظر میرسه.

601
00:32:35,981 --> 00:32:39,700
‫«او قد بلند، لاغر با موهای مشکی پرکلاغی بود

602
00:32:39,701 --> 00:32:41,380
‫و به نظر می‌رسید که دختران زیادی

603
00:32:41,381 --> 00:32:43,180
‫دائماً خودشون رو توی بغلش پرت می‌کنن،

604
00:32:43,181 --> 00:32:45,020
‫و او بدون هیچ اهمیتی

605
00:32:45,021 --> 00:32:46,741
‫اون‌ها رو نادیده می‌گرفت.

606
00:32:47,781 --> 00:32:49,900
‫همه رو به جز کارا آلیس،

607
00:32:49,901 --> 00:32:52,340
‫دختر برتر کل مدرسه.

608
00:32:52,341 --> 00:32:56,541
‫تمام پسرها آرزوی با اون بودن رو داشتن.

609
00:32:57,741 --> 00:33:00,180
‫اون یه جور ویژگی کمیاب و مبهم داشت،

610
00:33:00,181 --> 00:33:02,860
‫انگار که یه جورهایی دست‌نیافتنی بود.

611
00:33:02,861 --> 00:33:04,500
‫و بیلی نمی‌دونست به خاطر جوونی‌ـه

612
00:33:04,501 --> 00:33:06,460
‫یا ظاهر خوب یا به بلوغ رسیدن

613
00:33:06,461 --> 00:33:08,141
‫خودش‌ـه اما اون...»

614
00:33:10,341 --> 00:33:11,341
‫عه...

615
00:33:14,821 --> 00:33:15,941
‫ادامه بده.

616
00:33:19,861 --> 00:33:21,701
‫«...همانند گرد افسون‌گری قدم بر می‌داشت...

617
00:33:22,821 --> 00:33:25,061
‫با این حال با درخشش تمام گوشه
‫و کنار مدرسه رو نورانی می‌کرد.»

618
00:33:36,901 --> 00:33:40,181
‫خب، تو رو نمی‌دونم...

619
00:33:41,301 --> 00:33:43,941
‫اما من جز به جز این کتاب رو
‫دارم حس می‌کنم.

620
00:34:04,981 --> 00:34:09,220
‫- واقعاً مشکلی نیست.
‫- روبن؟ چه کوفتی‌‌ـه؟

621
00:34:09,221 --> 00:34:10,741
‫فکر کردم امروز به ابردین رفتی.

622
00:34:11,661 --> 00:34:13,380
‫آره، من... یکم دیگه میرم.

623
00:34:13,381 --> 00:34:15,941
‫فقط اومدم تا این‌ها رو بدم.

624
00:34:16,781 --> 00:34:18,141
‫تبریک بگم.

625
00:34:23,501 --> 00:34:24,541
‫بشین.

626
00:34:37,621 --> 00:34:38,661
‫ببین، من...

627
00:34:39,901 --> 00:34:42,141
‫مرد نبودم اگه نمیومدم بگم...

628
00:34:43,021 --> 00:34:44,101
‫براتون خوشحالم.

629
00:34:48,581 --> 00:34:49,661
‫می‌دونی ایوا...

630
00:34:50,661 --> 00:34:52,140
‫تو قراره یه مادر عالی بشی.

631
00:34:55,581 --> 00:34:58,341
‫و نایل، تو قراره یه بابا بشی.

632
00:35:03,461 --> 00:35:04,901
‫اما اومدم این‌جا...

633
00:35:07,581 --> 00:35:10,020
‫تا بگم بدهی‌م رو می‌خوام.

634
00:35:17,021 --> 00:35:18,221
‫روبن، این کار رو نکن.

635
00:35:19,861 --> 00:35:22,381
‫- چه بدهی‌ـی؟
‫- نایل به من 30 هزار بدهکاره.

636
00:35:23,581 --> 00:35:25,100
‫چی؟ فکر کردم پولش رو دادی.

637
00:35:25,101 --> 00:35:27,460
‫- چرا داری این کار رو می‌کنی روبن؟
‫- چون وقتی بچه‌دار بشی،

638
00:35:27,461 --> 00:35:29,261
‫قرار نیست هیچ‌وقت پولی
‫برای پس دادن بهم داشته باشی.

639
00:35:29,941 --> 00:35:31,661
‫نایل، این‌جا چه خبره؟

640
00:35:34,421 --> 00:35:36,061
‫به خاطر این‌ـه که ایوا حامله‌ست؟

641
00:35:40,541 --> 00:35:42,540
‫چی باعث شد این رو بگی برادر؟

642
00:35:42,541 --> 00:35:44,020
‫من براتون خوشحالم.

643
00:35:44,021 --> 00:35:46,141
‫نه، فقط می‌دونم که تو خیلی در تلاش بودی.

644
00:35:52,141 --> 00:35:53,221
‫بهت گفت؟

645
00:35:59,821 --> 00:36:01,061
‫واقعاً بهت گفت؟

646
00:36:02,301 --> 00:36:04,500
‫- اون بهت گفت!
‫- روبن، وایسا، وایسا!

647
00:36:04,501 --> 00:36:07,820
‫اون بهت گفت!
‫من می‌کشمش!

648
00:36:07,821 --> 00:36:10,300
‫- میرم می‌کشمش!
‫- وای خدای من، نایل.

649
00:36:10,301 --> 00:36:12,300
‫حالت خوبه؟

650
00:36:12,301 --> 00:36:14,420
‫- لازمه برم دنبالش.
‫- نه، نه، لازم نیست.

651
00:36:14,421 --> 00:36:16,540
‫- نایل، ممکنه سرت آسیب دیده باشه.
‫- نه، باید برم.

652
00:36:16,541 --> 00:36:17,860
‫- نه.
‫- باید برم.

653
00:36:17,861 --> 00:36:18,940
‫- نایل، نه.
‫- ایوا!

654
00:36:18,941 --> 00:36:20,020
‫- نه!
‫- بذار برم.

655
00:36:20,021 --> 00:36:21,781
‫نایل!

656
00:36:27,421 --> 00:36:29,060
‫وای، لعنتی!

657
00:36:29,061 --> 00:36:31,220
‫- وسایل تخمی‌ت رو...
‫- روبن. روبن، بس کن. وایسا!

658
00:36:31,221 --> 00:36:33,740
‫- ...از توی خونه من جمع کن!
‫- وایسا، می‌تونیم راجع بهش صحبت کنیم روبن.

659
00:36:33,741 --> 00:36:36,340
‫باورم نمیشه. واقعاً باورم نمیشه.
‫روبن، لطفاً!

660
00:36:36,341 --> 00:36:38,860
‫- کسشراتم رو بهش میگی.
‫- لطفاً! چرا داری این کار رو می‌کنی؟

661
00:36:38,861 --> 00:36:41,500
‫این رو بهت گفتم، مگه نه؟
‫من بهت گفته بودم.

662
00:36:41,501 --> 00:36:43,380
‫- بیا راجع بهش صحبت کنیم.
‫- این‌جا چه خبره؟

663
00:36:43,381 --> 00:36:45,180
‫این چیزی‌ـه که گیرت میاد.
‫تقصیر اون‌ـه!

664
00:36:45,181 --> 00:36:47,260
‫- کسشراتم رو به بقیه میگه!
‫- روبن، بس کن.

665
00:36:47,261 --> 00:36:48,740
‫دهنش رو وا می‌کنه و جار میزنه!

666
00:36:48,741 --> 00:36:50,940
‫روبن، قبل از این که یکی
‫به پلیس زنگ بزنه بس کن. بس کن.

667
00:36:50,941 --> 00:36:52,540
‫- مسئله‌ی تو نیست که بگیش!
‫- بس کن!

668
00:36:52,541 --> 00:36:54,900
‫می‌فهمی؟ من بهت گفته بودم!

669
00:36:54,901 --> 00:36:56,300
‫این‌جا مشکلی هست؟

670
00:36:56,301 --> 00:36:58,180
‫- دهن تخمی‌ت رو ببند!
‫- روبن، بس کن.

671
00:36:58,181 --> 00:36:59,540
‫- دهن تخمی‌ت رو ببند.
‫- روبن، بس کن!

672
00:36:59,541 --> 00:37:01,660
‫- کونی چاقالو! تنت می‌خاره، آره؟
‫- ببین...

673
00:37:01,661 --> 00:37:03,580
‫- کونی چاق ایکبیری!
‫- روبن، من رو ببین!

674
00:37:03,581 --> 00:37:04,940
‫- برو! برو!
‫- من رو ببین!

675
00:37:04,941 --> 00:37:06,820
‫- من رو ببین! بس کن!
‫- آره، داری به چی نگاه می‌کنی؟

676
00:37:06,821 --> 00:37:09,340
‫- بس کن! هی، من رو ببین!
‫- آره، گمشو راهت رو برو!

677
00:37:09,341 --> 00:37:13,260
‫اگه الان نزنی به چاک،
‫همه‌چیزت رو از دست میدی!

678
00:37:13,261 --> 00:37:14,507
‫ببین چه چیزی ساختی.

679
00:37:14,532 --> 00:37:15,620
‫ببین چه چیزی داری.

680
00:37:15,621 --> 00:37:17,900
‫اگه به پلیس زنگ بزنن،
‫همه‌ش رو از دست میدی

681
00:37:17,901 --> 00:37:19,661
‫و دوباره کارت به زندان می‌کشه.

682
00:37:37,061 --> 00:37:38,700
‫- روبن، متاسفم.
‫- حتی اصلاً چیزی نگو.

683
00:37:38,701 --> 00:37:40,421
‫- من متا...
‫- حتی اصلاً راجع به این کسشر چیزی نگو.

684
00:38:04,821 --> 00:38:05,901
‫کیرم توش!

685
00:38:08,541 --> 00:38:10,820
‫بهش چی گفتی؟

686
00:38:10,821 --> 00:38:13,220
‫خیلی متاسفم مونا.
‫مجبورم کرد بهش بگم.

687
00:38:13,221 --> 00:38:14,300
‫حالت خوبه؟

688
00:38:14,301 --> 00:38:15,660
‫- تو حالت خوبه؟
‫- ببین چی کار کرده.

689
00:38:15,661 --> 00:38:17,460
‫می‌دونم. می‌دونم.
‫نمی‌دونستم این طوری می‌کنه.

690
00:38:17,461 --> 00:38:19,060
‫چرا تو رو نبریم داخل، باشه؟

691
00:38:19,061 --> 00:38:20,260
‫- باشه.
‫- و من این رو درست می‌کنم. خیلی خب.

692
00:38:20,261 --> 00:38:21,261
‫بیا.

693
00:38:22,341 --> 00:38:23,701
‫بیا بریم. بیا بریم.

694
00:38:24,581 --> 00:38:25,861
‫همه‌چیز رو تر و تمیز می‌کنیم.

695
00:38:53,421 --> 00:38:54,421
‫هی.

696
00:38:55,381 --> 00:38:56,501
‫هی، چی شده؟

697
00:38:57,581 --> 00:39:00,901
‫کیرم توش. این زندگی‌م‌ـه.

698
00:39:05,421 --> 00:39:06,861
‫می‌دونم باید ترکش کنم...

699
00:39:07,981 --> 00:39:08,981
‫اما من فقط...

700
00:39:11,221 --> 00:39:12,541
‫خیلی دوستش دارم.

701
00:39:15,301 --> 00:39:16,741
‫می‌دونم نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره.

702
00:39:19,101 --> 00:39:20,341
‫اما داره من رو می‌کشه.

703
00:39:23,461 --> 00:39:25,100
‫ببین، با گفتن این حرف حس می‌کنم

704
00:39:25,101 --> 00:39:26,341
‫دارم بهش خیانت می‌کنم اما...

705
00:39:28,501 --> 00:39:29,741
‫لیاقت‌ت بهتر از اون‌ـه.

706
00:39:31,381 --> 00:39:33,181
‫روبن رو دوست دارم.

707
00:39:34,141 --> 00:39:35,661
‫اما اون عقلش رو از دست داده.

708
00:39:37,061 --> 00:39:38,741
‫الان توی هپروت با پری‌هاست.

709
00:39:40,661 --> 00:39:42,940
‫در واقع، حتی پری‌ها هم
‫دیگه از دستش خسته شده‌ان.

710
00:39:52,861 --> 00:39:53,861
‫نه.

711
00:40:00,000 --> 00:40:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

712
00:41:23,341 --> 00:41:24,661
‫خدای من!

713
00:41:26,061 --> 00:41:27,221
‫حالت خوبه؟

714
00:41:28,301 --> 00:41:29,341
‫متاسفم.

715
00:41:30,781 --> 00:41:31,901
‫متاسفم.

716
00:41:32,741 --> 00:41:34,740
‫عذرخواهی نکن.
‫فقط بگو چه خبره دقیقاً.

717
00:41:34,741 --> 00:41:37,821
‫نه، هستم. متاسفم.
‫خیلی خیلی متاسفم.

718
00:41:39,141 --> 00:41:41,060
‫پول چی شد، نایل؟

719
00:41:41,061 --> 00:41:42,861
‫- نمی‌تونم بگم.
‫- چرا می‌تونی.

720
00:41:43,781 --> 00:41:47,181
‫اون پول بابام بود.
‫باید بدونم خرج چی کردیـش.

721
00:41:53,101 --> 00:41:54,500
‫نایل؟

722
00:41:54,501 --> 00:41:57,501
‫- خرج چی کردیـش؟
‫- یه دوره‌هایی برداشتم.

723
00:41:58,981 --> 00:42:00,101
‫دوره‌هایی که...

724
00:42:02,381 --> 00:42:04,101
‫درستم کنن.

725
00:42:06,341 --> 00:42:07,341
‫چی؟

726
00:42:09,901 --> 00:42:11,501
‫کار درستی نیست، نایل.

727
00:42:17,781 --> 00:42:18,981
‫چی کار کردن؟

728
00:42:31,301 --> 00:42:32,461
‫یه چیزهایی خوردم.

729
00:42:34,661 --> 00:42:36,381
‫تصویرهایی نگاه کردم. یکم بالا آوردم.

730
00:42:38,701 --> 00:42:41,181
‫- اونوقت ۳۰ هزارتا خرجش کردی؟
‫- نه.

731
00:42:42,901 --> 00:42:45,741
‫نه، درخواست جابجاییِ مستقیم کرد
‫و بعدش حسابم رو خالی کرد.

732
00:42:47,221 --> 00:42:48,621
‫ای خدا.

733
00:42:53,021 --> 00:42:54,061
‫نایل.

734
00:42:55,621 --> 00:42:58,300
‫چرا دیگه نمی‌تونی از اون روی خودت راضی باشی؟

735
00:42:58,301 --> 00:43:01,020
‫الان قرن ۲۱اُمه.
‫دیگه کسی براش مهم نیست.

736
00:43:01,021 --> 00:43:02,781
‫حال من رو بهتر نمی‌کنه.

737
00:43:04,021 --> 00:43:05,660
‫یعنی، این واقعیت که دنیا داره پیشرفت می‌کنه

738
00:43:05,661 --> 00:43:08,341
‫فقط به مشکل اضافه می‌کنه،
‫چون نه تنها خجالت می‌کشم...

739
00:43:10,021 --> 00:43:12,700
‫- خیلی هم غیرمنطقی شده برام.
‫- درک می‌کنم.

740
00:43:12,701 --> 00:43:15,580
‫ولی وقتی بهم گفتی، گفتم مهم نیست.

741
00:43:15,581 --> 00:43:18,420
‫تا وقتی تو رابطه‌مون دخالت نکنه.

742
00:43:18,421 --> 00:43:21,421
‫تازه، هرکی مهمه خبر داره.

743
00:43:22,381 --> 00:43:24,981
‫مامانت می‌دونه. من می‌دونم.

744
00:43:26,021 --> 00:43:28,861
‫طبق چیزی که فهمیدم، تمام راننده‌کامیون‌های گلاسگو هم می‌دونن.

745
00:43:32,821 --> 00:43:35,621
‫- نمی‌فهمم چرا مشکله.
‫- چون من نمی‌دونم!

746
00:43:40,021 --> 00:43:41,701
‫ببین، باید بهت کمک بشه.

747
00:43:43,301 --> 00:43:44,621
‫کمک درست و حسابی.

748
00:43:46,141 --> 00:43:47,300
‫چون من در توانم نیست

749
00:43:47,301 --> 00:43:49,381
‫کسی رو درست کنم که خودشـو بهم نشون نمیده.

750
00:43:50,701 --> 00:43:51,861
‫نشون میدم.

751
00:43:54,981 --> 00:43:56,461
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

752
00:44:01,901 --> 00:44:03,541
‫با بزرگترین مسئله شروع کن

753
00:44:05,261 --> 00:44:06,581
‫و از اونجا برو پایین.

754
00:44:24,501 --> 00:44:27,860
‫مونا ببین، فقط خواستم یه سر بیام
‫و ببینم حالت چطوره.

755
00:44:27,861 --> 00:44:30,381
‫آره، خوبم به گمونم.

756
00:44:31,621 --> 00:44:32,741
‫یه لحظه...

757
00:44:34,261 --> 00:44:35,861
‫دیوانه شدیم، ولی...

758
00:44:36,861 --> 00:44:40,861
‫فکر نکنم خوب باشه که درگیرش بشیم
‫یا خودمون رو مجازات کنیم.

759
00:44:41,461 --> 00:44:42,661
‫آره، موافقم.

760
00:44:53,981 --> 00:44:57,141
‫پس حست بهش خوبه؟

761
00:45:00,181 --> 00:45:01,900
‫راستش نمی‌دونم چه حسی داشته باشم.

762
00:45:01,901 --> 00:45:04,581
‫نذاشتم احساساتی بشم.
‫از اون جهت خوبم.

763
00:45:05,181 --> 00:45:06,781
‫آره، ولی این مسئله بزرگیه، مونا.

764
00:45:08,261 --> 00:45:09,581
‫با برادرش خوابیدی،

765
00:45:10,461 --> 00:45:13,341
‫کف آشپزخونه‌ی خونه‌اش،
‫کفی که خودش کاشی کرده.

766
00:45:13,861 --> 00:45:16,581
‫آره می‌دونم. خودم بودم نایل.

767
00:45:19,461 --> 00:45:21,341
‫ببخشید مونا. همه‌چیز روبراهه؟

768
00:45:21,981 --> 00:45:24,740
‫داری یکم سرد برخورد می‌کنی.

769
00:45:24,741 --> 00:45:27,180
‫فقط دارم بخش‌بخشـش می‌کنم.

770
00:45:27,181 --> 00:45:29,260
‫- اینجوری با مسائل کنار میام.
‫- آره، درک می‌کنم.

771
00:45:29,261 --> 00:45:31,940
‫- ولی آخه با برادرش، مونا؟
‫- دست بردار!

772
00:45:31,941 --> 00:45:35,260
‫واقعاً می‌خوای کاری کنی
‫عذاب‌وجدان بگیرم، نایل؟

773
00:45:35,261 --> 00:45:37,501
‫- برادره خودِ تویی!
‫- آره، می‌دونم اینـو. فقط...

774
00:45:41,621 --> 00:45:45,021
‫ببین، می‌شه خواهشاً اون کار رو نکنی؟
‫ای بابا، مونا.

775
00:45:47,101 --> 00:45:48,781
‫چرا اینقدر نسبت بهش خونسردی؟

776
00:45:54,541 --> 00:45:55,821
‫اگه می‌خوای بدونی...

777
00:45:57,901 --> 00:45:59,421
‫قبلاً هم تکرارش کردم.

778
00:46:03,501 --> 00:46:04,661
‫به روبن؟

779
00:46:06,381 --> 00:46:08,741
‫این اولین باره که بدون اطلاعش سکس کردم.

780
00:46:12,621 --> 00:46:14,541
‫صبرکن، داری بنجی رو میگی؟

781
00:46:15,381 --> 00:46:17,301
‫اون لاشی سیبیلو؟

782
00:46:18,341 --> 00:46:19,780
‫مهم نیست کی بوده.

783
00:46:19,781 --> 00:46:21,621
‫خدای من، اونه، نه؟

784
00:46:23,101 --> 00:46:25,540
‫پس تمام شک‌هایی که روبن به ماجرا داره، توجیه داره.

785
00:46:25,541 --> 00:46:26,861
‫توجیه نداره، نایل.

786
00:46:27,421 --> 00:46:29,060
‫بهونه‌ای واسه این رفتارش با من نیست،

787
00:46:29,061 --> 00:46:31,300
‫- هرکاری هم کرده باشم.
‫- توی کثافت دیوانه‌اش کردی!

788
00:46:31,301 --> 00:46:32,740
‫- خودش وادارم کرد!
‫- واقعاً؟

789
00:46:32,741 --> 00:46:34,461
‫دستت رو هم زورکی برد روی کیر طرف؟

790
00:46:45,941 --> 00:46:47,141
‫می‌دونی چیه نایل؟

791
00:46:47,941 --> 00:46:51,221
‫فکر نکنم این داستان به روبن یا همچین چیزی مربوط بشه.

792
00:46:52,421 --> 00:46:53,660
‫به این واقعیت مربوطه

793
00:46:53,661 --> 00:46:56,141
‫که فهمیدی اونقدری که فکر می‌کردی خاص نیستی.

794
00:47:01,701 --> 00:47:04,940
‫حالا می‌شه زحمت رو کم کنی؟
‫باید آرایش کنم.

795
00:47:04,941 --> 00:47:06,461
‫می‌تونیم یه وقت دیگه درباره‌اش صحبت کنیم.

796
00:47:13,381 --> 00:47:15,421
‫نوزادها خیلی سردشون می‌شه.

797
00:47:15,901 --> 00:47:19,020
‫پس اولین کاری که باید بکنید
‫اینه که مقدار زمانی

798
00:47:19,021 --> 00:47:22,101
‫که بدون لباس هستن رو کاهش بدید،
‫ولی بهترین کار اینه که...

799
00:47:22,821 --> 00:47:27,901
‫کمک، کمک.
‫یه بچه با لباس کامل داره غرق می‌شه.

800
00:47:28,421 --> 00:47:32,060
‫نایل کندی.
‫حق داری سکوت اختیار کنی.

801
00:47:32,061 --> 00:47:34,781
‫- هر حرفی که بزنی...
‫- چطوره گمت رو گور کنی؟

802
00:47:49,221 --> 00:47:51,301
‫باشه، پس بهترین کار...

803
00:47:52,381 --> 00:47:54,100
‫- اون چی بود؟
‫- اون یه لاشیه.

804
00:47:54,101 --> 00:47:55,900
‫- برگرد عذرخواهی کن.
‫- عمراً.

805
00:47:55,901 --> 00:47:57,740
‫اون باید از من عذرخواهی کنه.
‫من بهش پول میدم.

806
00:47:57,741 --> 00:47:59,740
‫حق نداره اونجوری باهام صحبت کنه.

807
00:47:59,741 --> 00:48:02,740
‫خب، منـم به تو پول میدم، پس می‌تونم
‫هر جوری خواستم باهات صحبت کنم دیگه.

808
00:48:02,741 --> 00:48:05,740
‫تو مایه ننگی، نایل کندی،
‫یه بچه تو لباس مرد بالغ.

809
00:48:05,741 --> 00:48:08,541
‫- باشه باشه، فردا سرم داد بزن.
‫- الان سرت داد می‌زنم!

810
00:48:10,181 --> 00:48:12,100
‫خونه خواهرم می‌مونم

811
00:48:12,101 --> 00:48:14,540
‫تا به کاری که اینجا کردی فکر کنی.

812
00:48:14,541 --> 00:48:18,300
‫چون نمی‌تونی پولم رو بدزدی
‫و این کلاس‌ها رو هم به گا بدی.

813
00:48:18,301 --> 00:48:21,781
‫و باور کن، اگه باز انجامش بدی،
‫ملاقات‌هات تحت‌نظر خواهند بود!

814
00:48:28,421 --> 00:48:29,781
‫آخرین شانس تخمیـته.

815
00:48:36,701 --> 00:48:39,341
‫سلام، روبن هستم. پیغام بذارید.

816
00:48:40,181 --> 00:48:42,381
‫سلام، روبن هستم. پیغام بذارید.

817
00:48:42,981 --> 00:48:45,261
‫سلام، روبن هستم. پیغام بذارید.

818
00:48:55,941 --> 00:48:57,540
‫روبن، منم نایل.

819
00:48:57,541 --> 00:49:03,020
‫می‌دونم الان خارج از کشوری،
‫ولی یه اطلاعاتی از بنجی پیدا کردم،

820
00:49:03,021 --> 00:49:04,101
‫و...

821
00:49:05,421 --> 00:49:08,101
‫ببین، گوش کن، دارم میام ابردین.

822
00:49:11,461 --> 00:49:13,540
‫سلام. آره، سلام.

823
00:49:13,541 --> 00:49:16,660
‫می‌خواستم ببینم می‌شه با روبن پالیستر صحبت کنم یا نه.

824
00:49:16,661 --> 00:49:19,141
‫من برادرشـم و من...

825
00:49:19,621 --> 00:49:22,061
‫باید یه جوری باهاش صحبت کنم.

826
00:49:22,781 --> 00:49:24,301
‫- روبن پالیستر؟
‫- بله.

827
00:49:25,021 --> 00:49:26,141
‫اصلاً نمی‌شناسمش.

828
00:49:27,421 --> 00:49:30,580
‫آره، اینجا در نقش ریگر کار می‌کنه.

829
00:49:30,581 --> 00:49:34,140
‫ولی هر از گاهی واسه مسائل مالی
‫میاد اینجا، نمی‌دونم.

830
00:49:34,141 --> 00:49:36,501
‫ولی خب، اون... قطعاً اینجا کار می‌کنه.

831
00:49:38,061 --> 00:49:41,661
‫بیل. تو... کسی به نام روبن پالیستر می‌شناسی؟

832
00:49:43,941 --> 00:49:47,980
‫- پالی. اونـو میگی؟
‫- آره، آره.

833
00:49:47,981 --> 00:49:50,741
‫آره، یادمه.
‫خیلی وقت پیش اخراج شد.

834
00:49:51,541 --> 00:49:52,621
‫صبرکن، چی؟

835
00:49:53,861 --> 00:49:56,981
‫نه نه نه، امکان نداره، چون آخه اون...

836
00:49:57,861 --> 00:50:00,101
‫نه آخه، الان خارج از کشوره، درسته؟

837
00:50:00,701 --> 00:50:02,541
‫می‌تونم برات چک کنم.

838
00:50:09,501 --> 00:50:11,421
‫نه، روبن پالیستر نداریم.

839
00:50:14,101 --> 00:50:15,141
‫باشه.

840
00:50:15,661 --> 00:50:18,621
‫خب، می‌دونی کجا ممکنه پیداش کنم؟

841
00:50:20,341 --> 00:50:24,020
‫فکر کنم پیش یه همکار قدیمی باشه.

842
00:50:24,021 --> 00:50:25,941
‫- یه یارو به نام روی.
‫- باشه.

843
00:50:27,061 --> 00:50:28,101
‫خب...

844
00:50:29,781 --> 00:50:31,301
‫آدرسش رو دارید؟

845
00:51:08,541 --> 00:51:09,581
‫روبن!

846
00:51:12,381 --> 00:51:14,781
‫روبن! روبن، وایسا!

847
00:51:29,021 --> 00:51:30,021
‫بفرمایید.

848
00:51:39,141 --> 00:51:40,181
‫باهام حرف بزن.

849
00:51:42,381 --> 00:51:43,981
‫داری بهم میگی اخراج شدی.

850
00:51:45,061 --> 00:51:46,741
‫خب، اگه چیزی که اون‌ها میگن این‌ـه آره.

851
00:51:49,461 --> 00:51:50,821
‫این برای کی‌ـه؟

852
00:51:51,781 --> 00:51:52,901
‫حدوداً یه سال پیش.

853
00:51:54,581 --> 00:51:55,701
‫یه سال؟

854
00:51:57,461 --> 00:51:59,660
‫اما تو همیشه این‌جاـی.

855
00:51:59,661 --> 00:52:02,540
‫آره، خب، باید تا موقعی
‫که می‌فهمیدم باید چی کار کنم،

856
00:52:02,541 --> 00:52:04,420
‫تظاهر رو نگه می‌داشتم.

857
00:52:04,421 --> 00:52:06,581
‫برای همین‌ـه که گوشی‌م هم خاموش بوده.

858
00:52:07,021 --> 00:52:08,701
‫خدایا، روبن.

859
00:52:10,981 --> 00:52:12,101
‫چه اتفاقی افتاد؟

860
00:52:12,861 --> 00:52:15,540
‫هیچی. کسشر منابع انسانی بود.

861
00:52:15,541 --> 00:52:17,300
‫ناظر تخمی‌م داشت بهم فشار میاورد

862
00:52:17,301 --> 00:52:19,221
‫و من هم از کوره در رفتم.
‫اون‌قدرها هم بد نبود.

863
00:52:19,821 --> 00:52:21,380
‫- عه، واقعاً؟
‫- آره.

864
00:52:21,381 --> 00:52:23,220
‫فقط به دیوار چسبوندمش،

865
00:52:23,221 --> 00:52:24,621
‫تهدید کردم که خانواده‌ش رو می‌کشم.

866
00:52:27,941 --> 00:52:29,341
‫یه هفته نشده اخراج شدم.

867
00:52:31,221 --> 00:52:34,580
‫متوجه نمیشم. یه سال پیش،
‫تو داشتی بهم پول قرض می‌دادی.

868
00:52:34,581 --> 00:52:38,541
‫آره، خب، برای نگه داشتنش
‫از سقف کلی کارت اعتباری استفاده کردم.

869
00:52:39,101 --> 00:52:40,141
‫چی؟

870
00:52:41,461 --> 00:52:44,581
‫- و این کار رو برای من انجام دادی؟
‫- این کار رو برای همه انجام دادم.

871
00:52:48,701 --> 00:52:49,701
‫چرا؟

872
00:52:54,501 --> 00:52:55,661
‫چون خوشم میومد.

873
00:52:58,021 --> 00:52:59,541
‫از این که فراهم‌کننده باشم خوشم میاد.

874
00:53:01,821 --> 00:53:03,421
‫جایگاهم توی دنیا رو می‌شناختم.

875
00:53:06,701 --> 00:53:08,901
‫پس برای همین بود که همه‌ش رو
‫می‌خواستی پس بگیری؟

876
00:53:12,861 --> 00:53:14,060
‫اما نمی‌تونی به این کار ادامه بدی.

877
00:53:14,061 --> 00:53:16,060
‫- باید اعلام ورشکستگی کنی.
‫- نه، کیرم توش.

878
00:53:16,061 --> 00:53:18,300
‫مردها اعلام ورشکستگی نمی‌کنن.
‫حرف‌های مسخره نزن.

879
00:53:18,301 --> 00:53:20,141
‫فقط لازمه یه کار جدید پیدا کنم.

880
00:53:21,341 --> 00:53:22,341
‫اما سخته.

881
00:53:23,981 --> 00:53:25,581
‫با حکم زندان و این داستان‌ها.

882
00:53:31,061 --> 00:53:32,301
‫یعنی... بیخیال.

883
00:53:33,741 --> 00:53:35,381
‫من چه جور مردی میشم...

884
00:53:36,821 --> 00:53:39,580
‫اگه در کنار این که نمی‌تونم بهش بچه بدم،

885
00:53:39,581 --> 00:53:41,501
‫نتونم پول وام‌مون رو هم بدم؟

886
00:53:46,061 --> 00:53:47,941
‫و می‌دونی بدترین بخش
‫همه این داستان‌ها چیه؟

887
00:53:49,861 --> 00:53:51,181
‫کاملاً حق با تو بود.

888
00:53:53,621 --> 00:53:55,861
‫توی بیمارستان گفتی من به گاش میدم.

889
00:53:57,061 --> 00:53:58,141
‫و به گا دادم.

890
00:53:59,661 --> 00:54:01,461
‫پس می‌تونی پاپکورن‌ت رو بخوری نایل.

891
00:54:02,381 --> 00:54:03,661
‫امیدوارم طعمش دلنشین باشه.

892
00:54:05,941 --> 00:54:08,741
‫خب، نیست روبن.
‫می‌تونم خیالت رو از این بابت جمع کنم.

893
00:54:15,501 --> 00:54:17,061
‫اون نباید بفهمه پسرم.

894
00:54:22,261 --> 00:54:24,060
‫اون نباید بفهمه.

895
00:54:24,061 --> 00:54:25,820
‫اما روبن، مطمئناً نمی‌تونی
‫تا ابد این کار رو انجام بدی.

896
00:54:25,821 --> 00:54:27,060
‫اون ارزشش رو نداره.

897
00:54:27,061 --> 00:54:29,140
‫اون ارزش یه عمر بدهی رو نداره.

898
00:54:29,141 --> 00:54:31,340
‫ارزشش رو داره رفیق.

899
00:54:31,341 --> 00:54:35,140
‫ارزش این و ارزشی بیشتر از این
‫و هرچیزی مابین‌ش رو داره.

900
00:54:35,141 --> 00:54:36,221
‫بهم گوش کن.

901
00:54:38,141 --> 00:54:41,220
‫باشه؟ دارم بهت التماس می‌کنم.

902
00:54:41,221 --> 00:54:44,900
‫هیچی نگو.
‫نه به اون، نه به هیچ کس.

903
00:54:47,181 --> 00:54:48,341
‫ببین، لطفاً برادر.

904
00:54:51,341 --> 00:54:52,501
‫برای من این کار رو بکن.

905
00:55:21,021 --> 00:55:22,581
‫به کسی که نمیگی، میگی؟

906
00:55:25,181 --> 00:55:26,261
‫نه.

907
00:55:27,461 --> 00:55:28,461
‫معلومه.

908
00:55:32,701 --> 00:55:34,261
‫با تمام چیزهاـی که پشت سر گذاشتیم...

909
00:55:36,341 --> 00:55:38,101
‫هنوز به تو بیشتر از هر کسی اعتماد دارم.

910
00:57:09,981 --> 00:57:11,021
‫سلام عزیزم.

911
00:57:14,381 --> 00:57:15,421
‫بیا تو.

912
00:57:31,261 --> 00:57:32,941
‫این دفعه بهونه‌ت چیه؟

913
00:57:45,741 --> 00:57:47,421
‫با یه فاحشه مرد بودم.

914
00:57:52,901 --> 00:57:53,901
‫اوه.

915
00:58:00,341 --> 00:58:01,461
‫خوب بود؟

916
00:58:04,061 --> 00:58:05,061
‫نه.

917
00:58:07,061 --> 00:58:08,061
‫واقعاً نه.

918
00:58:11,941 --> 00:58:13,221
‫نتونستم آروم بشم.

919
00:58:17,981 --> 00:58:19,101
‫ارضا شدی؟

920
00:58:21,941 --> 00:58:23,221
‫آره، اما من، عه...

921
00:58:25,141 --> 00:58:26,141
‫می‌دونی...

922
00:58:28,541 --> 00:58:29,701
‫آروم نبود.

923
00:58:35,981 --> 00:58:37,341
‫اصلاً نمی‌تونم.

924
00:59:24,261 --> 00:59:25,301
‫چی شده؟

925
00:59:35,221 --> 00:59:37,180
‫می‌تونیم بشینیم؟

926
00:59:37,181 --> 00:59:38,580
‫نیاز دارم راجع به یه چیزی
‫باهات صحبت کنم.

927
00:59:38,581 --> 00:59:39,621
‫دیروقت‌ـه.

928
00:59:43,581 --> 00:59:44,661
‫بیا بریم این تو.

929
01:00:10,781 --> 01:00:11,941
‫تو یه چیزی می‌دونی.

930
01:00:14,301 --> 01:00:16,701
‫- منظورت چیه؟
‫- تو یه چیزی می‌دونی.

931
01:00:17,981 --> 01:00:19,461
‫گوشی‌م رو روشن کردم.

932
01:00:21,861 --> 01:00:23,061
‫پیغام صوتی‌ت رو گرفتم.

933
01:00:25,861 --> 01:00:27,781
‫وقتی من نبودم، یه اتفاقی افتاد.

934
01:00:28,621 --> 01:00:30,181
‫یه ربطی به بنجی داره.

935
01:00:32,741 --> 01:00:34,741
‫اوه، نه. من...

936
01:00:36,061 --> 01:00:37,741
‫اشتباه برداشت کردم.

937
01:00:43,141 --> 01:00:45,381
‫می‌دونی که من راه‌های دیگه‌ای
‫برای حرف کشیدن از زیر زبونت دارم.

938
01:00:49,581 --> 01:00:50,861
‫توی ذهن خودت‌ـه.

939
01:00:53,381 --> 01:00:54,381
‫قسم می‌خورم.

940
01:00:57,341 --> 01:00:58,381
‫نه.

941
01:00:59,261 --> 01:01:00,661
‫یکی اون رو عوض کرده.

942
01:01:03,741 --> 01:01:05,821
‫می‌تونم توی فضای بینمون حسش کنم.

943
01:01:06,981 --> 01:01:08,301
‫یه جوری انگار خودش نیست.

944
01:01:13,101 --> 01:01:14,541
‫هیچ مدرکی نیست روبن.

945
01:01:16,581 --> 01:01:18,621
‫قبل از این که بیام این‌جا رفتم خونه.

946
01:01:24,661 --> 01:01:26,141
‫لباس خوابم رو...

947
01:01:27,781 --> 01:01:29,421
‫روی زمین دفترم پیدا کردم.

948
01:01:31,581 --> 01:01:33,221
‫بوی یکی دیگه رو می‌داد، عه...

949
01:01:34,861 --> 01:01:36,061
‫نمی‌تونستم بگم کی.

950
01:01:50,541 --> 01:01:52,820
‫خب، نمی‌دونم شدتش در چه حده.

951
01:01:52,821 --> 01:01:55,620
‫- مادرجنده!
‫- وایسا، من که چیزی نگفتم!

952
01:01:55,621 --> 01:01:57,300
‫روبن، نذاشتی حرفم تموم بشه!

953
01:01:57,301 --> 01:01:58,700
‫- لازم نبود!
‫- وایسا.

954
01:01:58,701 --> 01:02:00,780
‫- ریدم توش!
‫- روبن!

955
01:02:00,781 --> 01:02:03,941
‫روبن، وایسا!

956
01:02:07,501 --> 01:02:09,700
‫آدرس! آدرس تخمی رو نیاز دارم!

957
01:02:09,701 --> 01:02:11,700
‫- وایسا، چی؟ کدوم آدرس؟
‫- خب، آدرس کیری بنجی!

958
01:02:11,701 --> 01:02:13,860
‫- روبن الان توی راه اون‌جاست!
‫- وای خدای من! وای خدای من!

959
01:02:13,861 --> 01:02:16,580
‫- خیلی خب... خیابون بلنچارد، پلاک 16.
‫- خیلی خب.

960
01:02:16,581 --> 01:02:17,740
‫خیلی خب. کیرم توش!

961
01:02:18,500 --> 01:02:38,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
