WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.001
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.245 --> 00:25.431
‫« نـیـمـه‌مـَرد »

00:25.432 --> 00:30.432
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:32.720 --> 00:34.719
‫به نظرت چیکار کنیم؟ فرار کنیم؟

00:34.720 --> 00:36.560
‫هر کاری که تو دوست داشته
‫باشی رو انجام می‌دیم، باشه؟

00:37.880 --> 00:40.039
‫می‌تونیم فرار کنیم، می‌تونیم بمونیم،
‫می‌تونیم پلیس رو خبر کنیم…

00:40.040 --> 00:41.639
‫روز عروسیم پلیس رو
‫خبر نمی‌کنم، نایل

00:41.640 --> 00:42.719
‫خدایا

00:42.720 --> 00:43.919
‫خب، نظرت چیه یه گروه کوچیک
‫تشکیل بدیم؟

00:43.920 --> 00:46.039
‫سعی کنیم به زور بندازیمش بیرون؟

00:46.040 --> 00:48.639
‫یه گروه؟ راه‌حلت اینه؟
‫یه گروه تشکیل بدیم؟

00:48.640 --> 00:50.719
‫خب، یه گروه رسمی که نه،
‫فقط چند نفر که به هم کمک کنیم

00:50.720 --> 00:51.799
‫بیخیال، نایل

00:51.800 --> 00:53.639
‫هیچ‌کدوم از آدم‌های این‌جا
‫چیزی در مورد خشونت جسمی نمی‌دونن

00:53.640 --> 00:55.480
‫من می‌دونم.
‫من بوکس بلدم، یادته؟

00:56.600 --> 00:58.919
‫- من بوکسورم
‫- بیخیال

00:58.920 --> 01:00.319
‫از ۲۰ سالگی به بعد بوکس کار نکردی

01:00.320 --> 01:02.359
‫اگه اون‌طوری بخوایم حساب کنیم
‫من هنوز یه دانشجوئم

01:02.360 --> 01:05.799
‫منظورم اینه هر کاری که تو
‫بخوای رو انجام می‌دم، باشه؟

01:05.800 --> 01:08.240
‫- اگه مجبور باشم می‌رم رو در رو حلش می‌کنم
‫- نه

01:09.640 --> 01:10.940
‫اون کار رو نکن

01:12.880 --> 01:14.180
‫بیا فقط انجامش بدیم

01:15.400 --> 01:17.080
‫باشه؟ بیا مراسم رو
‫تا آخر تحمل کنیم

01:18.200 --> 01:19.479
‫فقط امیدوارم سراغ من نیومده باشه

01:19.480 --> 01:20.960
‫برای تو نیومده، باشه؟

01:21.760 --> 01:23.319
‫برای تو نیومده

01:23.320 --> 01:24.680
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

01:25.440 --> 01:26.740
‫چون می‌دونم

01:31.080 --> 01:32.380
‫می‌دونم

02:37.638 --> 02:39.691
‫[ دانشگاه وست گلاسگو ]

02:40.920 --> 02:43.159
‫عوضی چند تا عکس می‌خواد بگیره؟

02:43.160 --> 02:45.679
‫خب، احتمالاً بیشتر از یه عکس

02:45.680 --> 02:47.079
‫ببخشید، بچه‌ها،
‫دنبال نور مناسب می‌گردم

02:47.080 --> 02:48.999
‫یا خدا! این‌جا گلاسگوئه!

02:49.000 --> 02:50.959
‫ماه مِه نور رو از دست می‌دیم

02:50.960 --> 02:52.640
‫عکس رو بگیر دیگه، خب؟

02:56.600 --> 02:57.788
‫تا ده دقیقه‌ی دیگه

02:57.789 --> 02:59.399
‫نسخه‌های چاپی رو می‌ذارم روی میز

02:59.400 --> 03:01.960
‫خداروشکر

03:04.680 --> 03:05.879
‫چیه؟

03:05.880 --> 03:08.119
‫نمی‌فهمم مردم چرا علاقه دارن

03:08.120 --> 03:09.519
‫یه لحظه از زندگی رو ثبت کنن

03:09.520 --> 03:11.279
‫همین‌طوریش هم دیده شدن
‫بیرون از خونه برام سخته،

03:11.280 --> 03:12.980
‫چه برسه بخوام
‫توی زمان هم ثبت بشم

03:18.720 --> 03:20.200
‫اون‌طور نگاهم نکن، نایل

03:21.720 --> 03:23.120
‫می‌دونی خیلی بهت افتخار می‌کنم

03:26.840 --> 03:28.200
‫اون دختره کیه؟

03:29.560 --> 03:30.719
‫جوآنا

03:30.720 --> 03:33.919
‫- ازت خوشش میاد
‫- آره. و خفه‌کننده‌ست

03:33.920 --> 03:35.719
‫داره میاد

03:35.720 --> 03:38.039
‫آروم باش، خیلی‌خب؟

03:38.040 --> 03:39.519
‫و الکی رابطه‌مون رو بزرگ نکن

03:39.520 --> 03:40.820
‫حرف‌های مسخره نزن

03:41.720 --> 03:43.559
‫تو باید مامان نایل باشی.
‫لوری بودی، درسته؟

03:43.560 --> 03:44.639
‫آره، عشقم

03:44.640 --> 03:46.839
‫تو هم باید دوست‌دخترش جوآنا باشی؟

03:46.840 --> 03:50.159
‫چی؟ نه، نیستم!

03:50.160 --> 03:52.159
‫ببخشید. اشتباه کردم

03:52.160 --> 03:54.119
‫آخه خیلی به هم میایید

03:54.120 --> 03:56.679
‫عجب! شنیدی، نایل؟

03:56.680 --> 03:58.399
‫آره. قطعاً شنیدم

03:58.400 --> 03:59.879
‫بگذریم، بعداً برای جشن بزرگ

03:59.880 --> 04:02.319
‫تو مِی‌خونه می‌بینمت؟
‫خیلی از دیدنت خوش‌حال شدم، لوری

04:02.320 --> 04:03.719
‫لطفاً من رو مامان صدا کن

04:03.720 --> 04:07.199
‫عـه! باشه. حتماً

04:07.200 --> 04:10.360
‫- خداحافظ، مامان! بعداً می‌بینمت
‫- خداحافظ

04:12.360 --> 04:15.039
‫ببخشید. خیلی خوب آماده‌م کردی.
‫نتونستم مقاومت کنم

04:15.040 --> 04:16.479
‫می‌دونی، خودش مامان نداره،

04:16.480 --> 04:18.079
‫پس همه‌چیز بدتر می‌شه

04:18.080 --> 04:19.880
‫عالیه!

04:25.280 --> 04:28.479
‫ببین، باید در مورد یه موضوعی
‫باهات حرف بزنم

04:28.480 --> 04:29.759
‫می‌شه بشینیم؟

04:29.760 --> 04:31.399
‫در مورد چه موضوعی؟

04:31.400 --> 04:33.639
‫بیا فقط…
‫وقتی نشستیم بهت می‌گم

04:33.640 --> 04:35.480
‫- نه، همین‌الان بگو، مامان
‫- یا خدا!

04:36.880 --> 04:38.479
‫باید ازت بپرسم

04:38.480 --> 04:40.240
‫اخیراً با روبن حرف زدی؟

04:43.120 --> 04:45.519
‫نه، خیلی نه

04:45.520 --> 04:46.959
‫این روزها دیگه آدم‌ها متفاوتی هستیم

04:46.960 --> 04:48.439
‫باورت می‌شه؟

04:48.440 --> 04:51.279
‫روبن که خیلی شبیه تو شده.
‫این رو باید بهت بگم

04:51.280 --> 04:52.599
‫احتمالاً برای همین این‌قدر ازش متنفری

04:52.600 --> 04:55.639
‫ازش متنفر نیستم. فقط…

04:55.640 --> 04:57.520
‫به نظرم نباید اون کار رو می‌کرد

04:59.600 --> 05:01.879
‫خب، داره جبران می‌کنه، نایل

05:01.880 --> 05:03.399
‫می‌دونی کارهای داوطلبانه انجام می‌ده؟

05:03.400 --> 05:04.700
‫می‌دونم

05:05.640 --> 05:07.359
‫ولی بهش اعتماد ندارم، می‌دونی؟

05:07.360 --> 05:09.799
‫خب اشکالی نداره.
‫اما در هر صورت،

05:09.800 --> 05:11.319
‫بالاخره به زودی می‌بینیش

05:11.320 --> 05:13.599
‫یه‌کم نگران این محاکمه‌ست،

05:13.600 --> 05:15.679
‫و حمایتت خیلی براش تأثیر داره

05:15.680 --> 05:18.279
‫می‌دونی چرا آلبی این‌قدر دیر
‫ازش شکایت کرد؟

05:18.280 --> 05:20.719
‫خب، چون توی کما بود
‫نمی‌تونست شکایت کنه، نه؟

05:20.720 --> 05:22.240
‫می‌دونم، مامان. خدایا

05:22.960 --> 05:24.479
‫فقط…

05:24.480 --> 05:26.959
‫‏۶ ماه توی کما بود.
‫سال‌ها از اون موقع می‌گذره

05:26.960 --> 05:28.039
‫اوه، بیخیال

05:28.040 --> 05:30.839
‫به محض این‌که از کما خارج بشی
‫که سریع نمی‌ری اداره‌ی پلیس

05:30.840 --> 05:32.279
‫احتمالاً چند سال تلاش کرده

05:32.280 --> 05:34.040
‫بفهمه باید از کدوم سوراخ برینه

05:37.080 --> 05:40.159
‫نمی‌دونم. فقط برام عجیبه

05:40.160 --> 05:41.839
‫خب، برای روبن هم عجیبه

05:41.840 --> 05:43.519
‫برای همین باید باهات

05:43.520 --> 05:44.919
‫در مورد عوض کردن تاکتیک
‫حرف بزنه

05:47.120 --> 05:48.279
‫عوض کردن تاکتیک چیه؟

05:48.280 --> 05:50.839
‫ببین، نایل، نمی‌خوام نگرانت کنم،

05:50.840 --> 05:53.079
‫اما ظاهراً پای تو هم وسطه

05:53.080 --> 05:54.720
‫ربطی به تو و آلبی داره؟

05:57.600 --> 05:58.900
‫بگذریم…

06:00.120 --> 06:01.800
‫من برم اون عکس‌ها رو بسوزونم

06:25.640 --> 06:28.719
‫هی! بامبی!

06:28.720 --> 06:30.559
‫چرا این افتخار نصیبم شده؟

06:30.560 --> 06:33.680
‫نه، آخه مامان گفت
‫می‌خوای یه چیزی رو بهم بگی؟

06:40.880 --> 06:42.920
‫- چای می‌خوری؟
‫- آره، حتماً. ممنون

06:44.360 --> 06:46.599
‫خب، چطور بود؟

06:46.600 --> 06:47.999
‫فارغ‌التحصیلی؟

06:48.000 --> 06:50.680
‫می‌دونی، اون‌قدر معذب بودم
‫انگار توی جهنم بودم

06:52.440 --> 06:53.999
‫ببین، شرمنده که دعوتت نکردم

06:54.000 --> 06:55.440
‫فکر نمی‌کردم خوشت بیاد

06:57.080 --> 07:00.559
‫نه. مهم نیست.
‫خودمون جشن می‌گیریم

07:00.560 --> 07:02.320
‫فقط خودمون دو نفر.
وقتی کارم تموم بشه

07:07.560 --> 07:10.240
‫بگیر. حال بدت رو بشور بره

07:11.760 --> 07:15.159
‫خب، ببین، مامان گفت…

07:15.160 --> 07:17.599
‫پرونده یه تغییراتی کرده،
‫این‌که پای من وسطه؟

07:17.600 --> 07:19.279
‫آره، مربوط به تو و آلبیه

07:19.280 --> 07:20.799
‫چرا؟ چرا؟ چی در موردم گفته؟

07:20.800 --> 07:22.679
‫چرا همیشه این سوال رو می‌پرسی؟

07:22.680 --> 07:25.199
‫چون باید بدونم الکی
‫مزخرف سر هم می‌کنه یا نه

07:25.200 --> 07:28.240
‫باشه. تکیه بده و آروم باش، عوضی

07:37.880 --> 07:40.279
‫باید بگی دستمالیم کرده

07:40.280 --> 07:42.160
‫می‌دونی، قبل از این‌که کتکش بزنم

07:46.320 --> 07:47.959
‫ببخشید، چی؟

07:47.960 --> 07:50.280
‫باید بگی دستمالیم کرده

07:52.000 --> 07:53.119
‫اما دستمالیت نکرد

07:53.120 --> 07:55.239
‫می‌دونم، اما باید با نقشه جلو بریم

07:55.240 --> 07:57.920
‫یه دلیل بیاریم که نشون بده
‫چرا اون‌قدر بد زدمش

08:01.280 --> 08:03.519
‫ببین، نایل

08:03.520 --> 08:05.599
‫ممکنه حکمم ۱۰ سال زندان باشه،

08:05.600 --> 08:08.240
‫و بچگیم هم که اون‌طور بود
‫و دماغ کس‌کش‌ها رو گاز می‌گرفتم

08:09.000 --> 08:10.599
‫نمی‌خوام این مسئولیت رو
‫روی شونه‌هات بذارم،

08:10.600 --> 08:12.200
‫اما تو می‌تونی همه‌چیز رو
‫عوض کنی، داداش

08:12.840 --> 08:14.679
‫جوآنا چیزی ندیده

08:14.680 --> 08:17.399
‫سِلِست غیبش زده
‫و برگشته به فرانسه تا قورباغه بخوره،

08:17.400 --> 08:18.679
‫و هیچ‌کس خبری ازش نداره

08:18.680 --> 08:20.599
‫یعنی فقط ۳ نفر توی اتاق بودن

08:20.600 --> 08:23.239
‫اما… اصلاً مشکوک نمی‌شن

08:23.240 --> 08:25.279
‫که من همون اول این رو نگفتم؟

08:25.280 --> 08:27.359
‫مشکوک‌تر از این‌که یه عوضی
‫از کما خارج شده

08:27.360 --> 08:29.519
‫و همه‌چیز رو خیلی واضح
‫به خاطر آورده؟ بیخیال، پسر

08:33.640 --> 08:34.940
‫نمی‌دونم، روبن

08:37.440 --> 08:38.740
‫فقط بهش فکر کن، باشه؟

08:40.280 --> 08:43.119
‫هی، خودت بیا به مرکز اجتماعی

08:43.120 --> 08:45.200
‫با چشم‌های خودت ببین
‫چه کارهای خوبی می‌کنم

08:46.120 --> 08:47.420
‫با بچه‌ها آشنا شو

08:48.400 --> 08:50.999
‫ببین اگه من زندانی بشم
‫چند تا پسر بیچاره

08:51.000 --> 08:52.300
‫بدبخت و داغون می‌شن

08:53.400 --> 08:56.359
‫اما چرا دستمالی؟
‫روبن، نمی‌فهمم

08:56.360 --> 08:58.959
‫چون همجنس‌گراست،
‫این‌طوری خیلی باورپذیرتره

09:01.600 --> 09:02.900
‫می‌بینی،

09:03.400 --> 09:05.319
‫طبق حرف وکیلم،

09:05.320 --> 09:07.759
‫هیئت منصفه بیشتر از اراذل،

09:07.760 --> 09:12.319
‫از کونی‌ها متنفره

09:19.240 --> 09:22.279
‫- مورا خوابه!
‫- برام مهم نیست!

09:22.280 --> 09:24.119
‫شنیدی روبن ازم می‌خواد چیکار کنم؟

09:24.120 --> 09:26.360
‫خدایا! بیا ببینم

09:33.320 --> 09:34.399
‫آره، شنیدم

09:34.400 --> 09:38.359
‫خب بیمارگونه، بدجنسانه و غیرقانونیه

09:38.360 --> 09:42.439
‫- اصلاً چیکار کنم؟
‫- به نظرم باید انجامش بدی

09:42.440 --> 09:45.999
‫چی؟ جدی می‌گی؟

09:46.000 --> 09:47.079
‫آره، نایل

09:47.080 --> 09:49.279
‫باید بهترین فرصت
‫برای مبارزه رو براش فراهم کنی

09:49.280 --> 09:51.399
‫- داره خیلی تلاش می‌کنه
‫- تلاش چی می‌کنه؟

09:51.400 --> 09:53.759
‫باعث می‌شه بتونی
‫یه نفر رو تا سر حد مرگ کتک بزنی؟

09:53.760 --> 09:55.599
‫ببین، فقط دارم نظرم رو…

09:55.600 --> 09:57.039
‫آره، و من دارم حقایق رو می‌گم

09:58.160 --> 10:00.159
‫ممکنه آینده‌م داغون بشه

10:00.160 --> 10:02.479
‫مصاحبه‌م با آکسفورد
‫دو روز دیگه انجام می‌شه

10:02.480 --> 10:03.999
‫طرف قراره برای دیدن من بیاد این‌جا

10:04.000 --> 10:05.079
‫باید تمرکز کنم

10:05.080 --> 10:06.919
‫نمی‌خوام بری اون‌طور جای شیکی!

10:06.920 --> 10:08.520
‫آره! آره، باید برم!

10:09.320 --> 10:10.639
‫تازه، نویسندگی خلاق‌ـه

10:10.640 --> 10:12.239
‫دارم راه بابا رو ادامه می‌دم

10:12.240 --> 10:13.919
‫چطور داری راه اون رو ادامه می‌دی؟

10:13.920 --> 10:15.399
‫تمام عمرش توی یه بار کار می‌کرد

10:15.400 --> 10:17.040
‫اصلاً داری کاری می‌کنی
‫بهت حسادت کنه

10:19.120 --> 10:22.559
‫تنها چیزی که می‌خوایم
‫اینه که وقت بذاری

10:22.560 --> 10:24.159
‫و درست بهش فکر کنی

10:24.160 --> 10:26.399
‫برو به مرکز، یه‌کم اون‌جا بمون،

10:26.400 --> 10:30.359
‫تا دوباره با هم آشنا بشید،
‫چون آدم دیگه‌ای شده، نایل

10:30.360 --> 10:35.559
‫واقعاً عوض شده، باشه؟
‫قول بده که اون کار رو می‌کنی

10:50.680 --> 10:52.799
‫اومد! مرد موفق اومد!

10:57.800 --> 10:59.879
‫همه واقعاً برات خوش‌حالن، نایل

10:59.880 --> 11:01.359
‫همه‌چیز رو بهشون گفتم.
‫امیدوارم ناراحت نشی

11:01.360 --> 11:03.519
‫همه‌ی پیشنهادات تحصیلات تکمیلی،

11:03.520 --> 11:05.519
‫از جمله مصاحبه‌ت با آکسفورد

11:05.520 --> 11:07.159
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

11:07.160 --> 11:08.460
‫واقعاً…

11:15.480 --> 11:18.519
‫- قضیه چیه؟
‫- خب…

11:18.520 --> 11:20.759
‫- نمی‌دونم
‫- خب، بهتره بهش شک نکنیم

11:20.760 --> 11:22.120
‫دوباره انجام دادنش خیلی راحت‌تره

11:28.160 --> 11:29.559
‫بیا از این‌جا بریم

11:29.560 --> 11:31.119
‫صبر کن! بقیه چی؟

11:31.120 --> 11:32.319
‫توی تابستون یکی‌یکی
‫باهاشون قطع رابطه می‌کنیم،

11:32.320 --> 11:33.620
‫نگران نباش

11:54.320 --> 11:55.620
‫سلام

11:56.040 --> 11:57.520
‫سلام

11:58.920 --> 12:00.440
‫دیشب خیلی عاشقانه بود

12:01.360 --> 12:03.599
‫کباب خوردیم و خوابیدیم

12:03.600 --> 12:05.479
‫آره، اما کباب خوش‌مزه‌ای بود

12:08.440 --> 12:10.519
‫در واقع خیلی ازت ناراحتم، نایل کندی

12:10.520 --> 12:13.079
‫این چهار سال خیلی می‌خواستمت،

12:13.080 --> 12:15.039
‫و الان تصمیم گرفتی یه کاری بکنی؟

12:15.040 --> 12:16.359
‫آره، می‌دونم منظورت چیه

12:16.360 --> 12:18.679
‫آره، و به زودی می‌ری به آکسفورد،

12:18.680 --> 12:21.519
‫و وقتی بری اون‌جا
‫دیگه اصلاً بهم فکر نمی‌کنی

12:21.520 --> 12:23.919
‫خب… بعد از مصاحبه‌ی فردا

12:23.920 --> 12:25.279
‫نگران اون موضوع می‌شیم

12:25.280 --> 12:27.720
‫این جواب درست نبود!

12:29.680 --> 12:31.359
‫دارم غیرمستقیم اشاره می‌کنم، نایل

12:31.360 --> 12:33.720
‫می‌خوام بدونم این رابطه چی هست

12:37.480 --> 12:39.960
‫ببین…

12:41.800 --> 12:43.440
‫ازت خوشم میاد، جوآنا.
‫واقعاً جدی می‌گم

12:44.520 --> 12:47.279
‫و تا وقتی این‌جام
‫علاقه‌مندم ببینم چطور پیش می‌ره

12:47.280 --> 12:50.239
‫اما اگه قبول بشم،

12:50.240 --> 12:52.840
‫فکر کنم می‌خوام اون‌جا
‫یه شروع جدید داشته باشم

12:53.840 --> 12:56.159
‫می‌دونی، امیدوارم تغییری باشه

12:56.160 --> 12:59.239
‫که بهش نیاز دارم تا بالاخره
‫خود واقعیم رو نشون بدم

12:59.240 --> 13:01.319
‫نمی‌فهمم

13:01.320 --> 13:03.480
‫چطور من مانعت شدم؟

13:06.600 --> 13:07.839
‫خب…

13:07.840 --> 13:09.119
‫توضیح دادنش سخته

13:09.120 --> 13:10.559
‫خیلی برام عجیبه

13:10.560 --> 13:14.159
‫تا حالا به انگلستان نرفتی،
‫اما الان خیلی دوست داری بری

13:14.160 --> 13:15.720
‫اون‌جا می‌خوای به چی برسی؟

13:16.560 --> 13:17.860
‫توی یه کلمه بگو

13:24.600 --> 13:25.900
‫آزادی

13:37.317 --> 13:40.488
‫[ مرکز اجتماعی فِرلِی ]

13:51.040 --> 13:53.160
‫ایول، رفیق! اومدی!

13:53.920 --> 13:55.879
‫خیلی‌خب، پسرها. گوش کنید!

13:55.880 --> 13:58.239
‫آدم بزرگی به دیدن‌مون اومده

13:58.240 --> 14:00.799
‫این پسری که می‌بینید
‫پادشاه گلاسگوئه

14:00.800 --> 14:03.639
‫بین هم‌ورودی‌هاش نفر اول شده

14:03.640 --> 14:04.799
‫و بچه‌ها، باید چیکار کنیم

14:04.800 --> 14:06.919
‫وقتی کسی توی دانشگاه نفر اول می‌شه؟

14:06.920 --> 14:08.079
‫تشویقش می‌کنیم

14:08.080 --> 14:10.479
‫آره! درسته، سایمون.
‫تشویقش می‌کنیم!

14:13.640 --> 14:14.719
‫قمار سختی کردم

14:14.720 --> 14:16.020
‫ممکن بود بگه «خودارضایی می‌کنیم»

14:17.680 --> 14:19.680
‫بیا تا به همه معرفیت کنم

14:32.080 --> 14:33.400
‫خیلی کار خوبی این‌جا می‌کنی

14:34.000 --> 14:35.999
‫آره، پسر. عاشقشم

14:36.000 --> 14:38.079
‫پشت ساختمون روی دیوار
‫یه شعار دارن

14:38.080 --> 14:39.159
‫که این‌طوره:

14:39.160 --> 14:41.599
‫«کلید رستگاری، کمک به دیگران است»

14:41.600 --> 14:43.759
‫درسته. و تو هم چنین باوری داری؟

14:43.760 --> 14:45.599
‫نه بابا!

14:45.600 --> 14:47.439
‫کلید رستگاری اینه که
‫یه همبرگر از بیگ‌مک بگیری

14:47.440 --> 14:48.759
‫و دستت رو بکنی توی کونت
‫و جلق بزنی

14:50.760 --> 14:52.799
‫اما منظورشون رو درک می‌کنم

14:57.520 --> 14:59.599
‫پس داری این کارها رو می‌کنی

14:59.600 --> 15:01.559
‫تا هیئت منصفه رو گول بزنی؟

15:01.560 --> 15:02.679
‫خفه شو!

15:02.680 --> 15:04.559
‫خیلی قبل‌تر از این‌که
‫اون عوضی ازم شکایت کنه

15:04.560 --> 15:06.519
‫من این‌جا کار می‌کردم.
‫و اگه به دیدنم می‌اومدی

15:06.520 --> 15:08.279
‫این رو کامل می‌دونستی

15:08.280 --> 15:10.359
‫آره، نه. شرمنده، روبن

15:10.360 --> 15:12.599
‫چند سال آخر توی دانشگاه
‫یه‌کم سخت گذشت

15:12.600 --> 15:14.039
‫باید یه‌کم تمرکز می‌کردم

15:14.040 --> 15:16.120
‫آره، آره. همه‌ش بهونه میاری

15:17.520 --> 15:18.839
‫وای! یادم رفت!

15:18.840 --> 15:21.639
‫یک‌شنبه یه بازی جستجوی گنج

15:21.640 --> 15:24.159
‫توی جنگل کاشل برگزار می‌شه.
‫تو هم بیا

15:24.160 --> 15:25.879
‫همیشه دنبال داوطلب می‌گردیم

15:25.880 --> 15:27.799
‫نمی‌دونم، روبن

15:27.800 --> 15:29.479
‫نه! بیا! خیلی حال می‌ده

15:29.480 --> 15:31.119
‫اون روز یه نسیم شمالی هم هست،

15:31.120 --> 15:32.359
‫پس اگه در جهت درست حرکت کنیم،

15:32.360 --> 15:34.479
‫می‌تونم حروم‌زاده کوچولوها رو
‫توی مسیر نسیم قرار بدیم

15:39.320 --> 15:41.759
‫- آره، باشه
‫- عالیه

15:41.760 --> 15:43.359
‫با مالکی حرف می‌زنم،
‫می‌گم سابقه‌ت رو بررسی کنه

15:43.360 --> 15:44.719
‫مطمئن بشیم کسی رو بازی ندادی

15:48.360 --> 15:51.359
‫صبر کن ببینم.
‫تو چطور از این مرحله رد کردی؟

15:51.360 --> 15:53.359
‫وقتی ۱۶ سالم شد
‫سابقه‌م رو پاک کردن

15:53.360 --> 15:55.559
‫بی‌گناه و پاکم، عزیزم

15:55.560 --> 15:58.079
‫راستش رو بخوای کاش قبل از ۱۶ سالگی
‫کارهای بیشتری می‌کردم

15:58.080 --> 16:01.879
‫این ماجرا با آلبی چی؟

16:01.880 --> 16:03.999
‫- مشکلی با اون ندارن؟
‫- نه

16:04.000 --> 16:05.559
‫تا وقتی ثابت نشه گناهکارم، بی‌گناهم

16:05.560 --> 16:07.759
‫تازه، شرایط رو براشون توضیح دادم

16:07.760 --> 16:09.799
‫به همه گفتم که اون عوضی
‫دستمالیم کرده،

16:09.800 --> 16:11.100
‫و راستش رو بخوای،

16:11.920 --> 16:13.839
‫اونا هم اندازه‌ی من عصبانی‌ان

16:30.680 --> 16:33.320
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه

16:35.440 --> 16:36.679
‫جانم؟

16:36.680 --> 16:39.839
‫می‌گم خیلی تحسین‌برانگیزه
‫که این همه نوشتی

16:39.840 --> 16:41.719
‫- در حالی که درس می‌خوندی
‫- اوه

16:41.720 --> 16:44.039
‫چطور وقت کردی؟

16:44.040 --> 16:48.119
‫اوه. می‌دونم چطور باید
‫خودم رو تحت فشار بذارم

16:48.120 --> 16:49.439
‫و در این مدت

16:49.440 --> 16:51.519
‫رئیس انجمن تئاتر هم بودی؟

16:51.520 --> 16:53.639
‫- درسته
‫- وای، خدا

16:53.640 --> 16:56.240
‫واقعاً خیلی تحسین‌برانگیزه، آقای کندی

16:57.280 --> 16:59.560
‫از چی داری فرار می‌کنی؟

17:04.200 --> 17:06.719
‫مجبور نیستی جواب بدی

17:06.720 --> 17:09.320
‫نه، می‌دونم، من… فقط…

17:11.440 --> 17:12.740
‫ببخشید

17:15.160 --> 17:16.519
‫به کسی نیاز داری؟

17:16.520 --> 17:18.159
‫نه! نه. نه، خوبم

17:18.160 --> 17:19.799
‫می‌تونم یه‌کم زودتر تموم کنم…

17:19.800 --> 17:21.320
‫نه! نه! لطفاً!

17:22.840 --> 17:23.919
‫من… متأسفم

17:23.920 --> 17:25.520
‫بیایید تا آخرش رو بمونیم

17:26.440 --> 17:29.120
‫نه، اصرار می‌کنم

17:29.840 --> 17:31.160
‫تمام چیزهایی که نیازه ببینم رو دیدم

17:34.160 --> 17:35.480
‫ممنون، آقای کندی

17:46.320 --> 17:48.320
‫تق تق

17:49.640 --> 17:50.679
‫سلام

17:50.680 --> 17:52.840
‫خودم اومدم داخل.
‫امیدوارم ناراحت نشی

17:53.920 --> 17:55.119
‫جوآنا تماس گرفت

17:55.120 --> 17:56.759
‫گفت یه‌کم پریشونی

17:56.760 --> 17:58.559
‫شماره‌ت رو از کجا پیدا کرده؟

17:58.560 --> 18:01.240
‫فکر کنم از اون نشون‌دهنده‌ی
‫عقده‌ی اُدیپ که روی دیواره

18:02.323 --> 18:05.232
‫[ در مواقع اضطراری
‫با لورین کندی تماس بگیرید ]

18:07.760 --> 18:09.559
‫پس خوب پیش نرفت؟

18:09.560 --> 18:10.860
‫نه

18:11.360 --> 18:13.079
‫گندش بزنن

18:13.080 --> 18:14.879
‫فکر کنم این همون بخشیه

18:14.880 --> 18:17.199
‫که می‌اندازیش گردن روبن

18:17.200 --> 18:18.720
‫نه، خودم گند زدم

18:19.760 --> 18:21.060
‫اما اون ماجرا هم هیچ کمکی نکرد

18:29.501 --> 18:32.306
‫[ ئی.تی. ]

18:43.480 --> 18:45.759
‫آخه… خیلی سخته.
‫واقعاً طاقت‌فرساست

18:45.760 --> 18:47.839
‫- این اتفاقاتی که می‌افتن
‫- می‌دونم، عشقم،

18:47.840 --> 18:50.039
‫اما اگه فکر می‌کردیم مهم نیست

18:50.040 --> 18:51.239
‫چیزی بهت نمی‌گفتیم

18:51.240 --> 18:54.039
‫اما… چه چیزی از آینده‌ی من مهم‌تره؟

18:54.040 --> 18:56.039
‫خوش‌بختی من؟ ارزش‌های من؟

18:56.040 --> 18:58.279
‫نه، جدی می‌گم، مامان.
‫واقعاً جوابم رو بده!

18:58.280 --> 18:59.919
‫چون اگه چیزی می‌دونی

18:59.920 --> 19:01.599
‫که باعث می‌شه بتونم
‫تصمیمم رو بگیرم

19:01.600 --> 19:03.719
‫بهتره الان بگیش

19:03.720 --> 19:06.200
‫چون نمی‌تونم کورکورانه
‫از حرفت اطاعت کنم

19:07.240 --> 19:08.359
‫و بهتره دلیل خوبی هم باشه

19:08.360 --> 19:10.079
‫مثلاً بچه‌ی روبن داره به دنیا میاد،

19:10.080 --> 19:11.879
‫یا مورا داره می‌میره
‫یا همچین چیزی،

19:11.880 --> 19:13.839
‫چون اصلاً نمی‌فهمم

19:13.840 --> 19:15.519
‫چرا من رو توی چنین شرایطی…

19:21.920 --> 19:23.220
‫یا خدا

19:24.840 --> 19:26.280
‫مورا داره می‌میره، نه؟

19:29.600 --> 19:30.900
‫آره، نایل

19:33.920 --> 19:39.040
‫اما… سرطانی چیزیه؟

19:42.520 --> 19:43.820
‫آره، نایل

19:46.480 --> 19:50.680
‫باشه. اما نگرانی
‫که ممکنه جدی باشه؟

19:55.120 --> 19:56.420
‫آره، نایل

20:02.280 --> 20:05.159
‫خدایا، مامان.
‫چرا بهم نگفتی؟

20:05.160 --> 20:08.399
‫نمی‌خواستم قبل از مصاحبه
‫تمرکزت رو به هم بزنم

20:11.400 --> 20:14.359
‫تازه، نمی‌خواستیم به روبن بگی

20:14.360 --> 20:15.719
‫نمی‌دونه

20:15.720 --> 20:18.159
‫و با توجه به این ماجراها

20:18.160 --> 20:19.799
‫باید تمرکز کنه

20:19.800 --> 20:22.239
‫پس برای همین خیلی اصرار داری
‫که این کار رو بکنم

20:22.240 --> 20:25.199
‫حقیقت اینه که بهش نیاز داریم

20:25.200 --> 20:27.639
‫تو قراره بری یه جای دور
‫کتاب‌هات رو بنویسی،

20:27.640 --> 20:30.639
‫و از اون مغز بزرگت کار بکشی

20:30.640 --> 20:32.399
‫واقعاً می‌خوای بی‌خیال همه‌چیز بشی،

20:32.400 --> 20:34.479
‫توی خونه بشینی
‫و هر روز کمکم کنی

20:34.480 --> 20:36.319
‫بین تخت و دستشویی جابه‌جاش کنم؟

20:36.320 --> 20:38.759
‫چون نمی‌ذارمش
‫خونه‌ی سالمندان، نایل

20:38.760 --> 20:40.060
‫امکان نداره

20:40.720 --> 20:42.800
‫فقط برای این‌که حرص تو دربیاد

20:44.920 --> 20:46.799
‫باید یه جواب بهمون بدی، نایل

20:46.800 --> 20:48.959
‫منصفانه نیست که این‌طوری

20:48.960 --> 20:50.999
‫منتظر نگهمون داری

20:51.000 --> 20:52.679
‫مخصوصاً وقتی توی
‫چنین شرایطی هستیم

21:46.840 --> 21:48.360
‫عوضی خوبی هستی
‫که بهم کمک می‌کنی

21:49.480 --> 21:50.799
‫باورت می‌شه بهمون اعتماد کردن

21:50.800 --> 21:52.720
‫که یک‌شنبه این همه
‫آت‌وآشغال رو ببریم براشون؟

22:01.080 --> 22:02.380
‫چیه؟

22:05.800 --> 22:07.100
‫می‌خوام انجامش بدم

22:08.320 --> 22:09.620
‫می‌خوام شهادت بدم

22:12.440 --> 22:15.519
‫ای قهرمان عوضی!

22:20.720 --> 22:23.679
‫وای، پسر، پسر، پسر.
‫ای مادرجنده!

22:23.680 --> 22:25.239
‫این همه منتظر گذاشتیم، حروم‌زاده!

22:25.240 --> 22:28.199
‫واقعاً حروم‌زاده‌ای!

22:28.200 --> 22:31.159
‫پسر، واقعاً چرا این‌قدر طولش دادی؟

22:31.160 --> 22:33.199
‫همه‌مون رو عصبانی کرده بودی،
‫توی فکر بودیم

22:33.200 --> 22:34.799
‫کیا؟

22:34.800 --> 22:37.480
‫من، مورا، مامانت

22:38.200 --> 22:39.519
‫نمی‌تونستیم درک کنیم

22:39.520 --> 22:42.000
‫چرا این‌قدر سعی داشتی
‫ازش محافظت کنی

22:42.720 --> 22:45.199
‫همه‌مون نظریه‌هایی داشتیم

22:45.200 --> 22:46.919
‫این‌که اون…

22:46.920 --> 22:48.679
‫شهریه‌ی دانشگاهت رو می‌ده

22:48.680 --> 22:52.079
‫یا سلست ازت آتو داشته
‫و اونم خبر داشته

22:52.080 --> 22:54.039
‫حتی مورا شوخی کرد

22:54.040 --> 22:55.999
‫و گفت شما دو نفر تشنه‌ی کیر هستید!

22:56.000 --> 22:57.320
‫چی؟

22:58.240 --> 22:59.799
‫خیلی مسخره‌ست!

22:59.800 --> 23:01.100
‫می‌دونم، عوضی

23:01.880 --> 23:03.360
‫باعث شده بود همه‌مون
‫به فکر بیُفتیم. آخه…

23:04.480 --> 23:05.959
‫قطعاً اون روز یه چیزی بود

23:05.960 --> 23:08.279
‫که نمی‌خواستی من بشنومش

23:12.960 --> 23:14.719
‫خوش‌حالم که بالاخره
‫می‌بینمت، جوآنا

23:14.720 --> 23:16.959
‫منم از دیدنت خوش‌حالم!

23:18.040 --> 23:20.040
‫عزیزم، بیا بهت نشون بدم
‫باید کتت رو کجا آویزون کنی

23:28.720 --> 23:30.439
‫ببین، خیلی متأسفم که…

23:30.440 --> 23:31.879
‫نه، نگران نباش

23:31.880 --> 23:33.240
‫نیاز نیست وارد اون بحث بشیم

23:34.200 --> 23:36.000
‫فقط خیلی ازت ممنونم، نایل

23:38.720 --> 23:40.239
‫این ۶ سال منتظر بودم

23:40.240 --> 23:41.559
‫یه کاری برام بکنی،

23:41.560 --> 23:43.280
‫و تنها کاری که نیاز بود بکنم
‫این بود که سرطان بگیرم

23:47.080 --> 23:48.380
‫ممنون

23:58.440 --> 24:00.159
‫گلاسگو هم بهش پیشنهاد داد

24:00.160 --> 24:03.039
‫یعنی تا الان ۶ تا دانشگاه
‫سر نبوغش رقابت می‌کنن

24:03.040 --> 24:04.639
‫از گلاسگو خسته نشدی؟

24:04.640 --> 24:07.799
‫شاید یه‌کم.
‫به هر حال انتخاب اولم نیست

24:07.800 --> 24:09.519
‫انتخاب اولت چیه؟

24:09.520 --> 24:11.159
‫خب، آکسفورد بود، اما…

24:11.160 --> 24:13.079
‫فکر نکنم دیگه شدنی باشه

24:13.080 --> 24:15.559
‫در هر حال اصلاً دلت نمی‌خواد
‫بری به آکسفورد، نایل

24:15.560 --> 24:16.639
‫خدایا،

24:16.640 --> 24:18.519
‫پور خرد می‌اندازن جلوی پات

24:18.520 --> 24:20.599
‫اصلاً حرف مفید می‌زنی؟

24:20.600 --> 24:21.959
‫نه، واقعاً نه

24:21.960 --> 24:23.840
‫اما وقتی بزنم، پشم‌هات می‌ریزه

24:25.600 --> 24:27.399
‫به نظرم خیلی رابطه‌ی قشنگی دارید

24:27.400 --> 24:28.559
‫به نظرم واقعاً همدیگه رو دوست دارید

24:28.560 --> 24:31.480
‫می‌دونی، منم همچین حسی
‫نسبت به شما دو نفر دارم

24:35.120 --> 24:37.839
‫خب، برنامه‌ی تو چیه، جوآنا،
‫حالا که دانشگاه تموم شده؟

24:37.840 --> 24:39.719
‫واقعاً خودمم نمی‌دونم

24:39.720 --> 24:40.919
‫شاید برگردم خونه،

24:40.920 --> 24:42.679
‫و مثل بقیه‌ی دخترها

24:42.680 --> 24:44.479
‫در سن پایین حامله بشم

24:44.480 --> 24:46.639
‫- رشته‌ت چی بود؟
‫- آموزش ابتدایی

24:46.640 --> 24:48.079
‫خب چرا سر کار نمی‌ری؟

24:48.080 --> 24:49.879
‫چون باید برای آدم‌هایی
‫مثل خودم تدریس کنم

24:49.880 --> 24:51.479
‫و بخشی از وجودم می‌خواد
‫این چرخه رو بشکونه

24:51.480 --> 24:52.999
‫می‌دونید، این‌طور برای بشریت بهتره

24:56.080 --> 24:57.840
‫- دختر خوبیه
‫- اوهوم

24:59.360 --> 25:01.559
‫می‌دونی، مورا،
‫فکر نمی‌کردم با هم کنار بیاییم

25:01.560 --> 25:03.079
‫بعد از کاری که روبن انجام داد،

25:03.080 --> 25:05.239
‫اما یاد گرفتم همیشه باید

25:05.240 --> 25:06.540
‫والدین رو از بچه جدا کرد

25:13.720 --> 25:15.020
‫منظورت چیه؟

25:16.120 --> 25:17.879
‫اگه بچه رو یه سیب بد در نظر بگیریم،

25:17.880 --> 25:20.159
‫به این معنی نیست که والدین
‫درخت سیب هستن،

25:20.160 --> 25:22.080
‫یا هر چیزی که می‌گن

25:24.320 --> 25:25.620
‫متوجه نمی‌شم

25:26.960 --> 25:29.483
‫منظورش اینه که والدین

25:29.484 --> 25:30.999
‫می‌تونن با بچه‌هاشون متفاوت باشن

25:31.000 --> 25:32.679
‫مثلاً بابای خودش اول فکر می‌کنه

25:32.680 --> 25:34.080
‫بعد حرفش رو می‌زنه

25:36.800 --> 25:38.280
‫ببخشید. حرف عجیبی زدم؟

25:39.440 --> 25:42.319
‫نه. فقط می‌خوام توضیح بدی
‫منظورت چی بود

25:42.320 --> 25:43.679
‫ببینید، بی‌فایده‌ست

25:43.680 --> 25:46.799
‫مامان، قرار نبود الان
‫یه سریالی رو ببینیم؟

25:46.800 --> 25:48.100
‫نه، فکر نکنم

25:50.560 --> 25:52.359
‫پسرم مشکلاتی داشته،

25:52.360 --> 25:54.319
‫و خیلی راحت می‌شه رفتار رو دید

25:54.320 --> 25:55.620
‫اما بیماری رو ندید

25:56.480 --> 25:57.780
‫بیماریش چیه؟

25:58.280 --> 26:00.439
‫عصبانیت. خشم کور

26:04.640 --> 26:05.719
‫چیه، عشقم؟

26:05.720 --> 26:07.239
‫نه، آخه…

26:07.240 --> 26:10.399
‫وقتی بهم گفت «جنده‌ی زشت»
‫و تف کرد توی صورتم

26:10.400 --> 26:11.559
‫هیچ خشم کوری ندیدم

26:11.560 --> 26:14.000
‫در واقع یادمه داشت لبخند می‌زد

26:16.480 --> 26:17.999
‫حالش خوب نیست، جوآنا

26:18.000 --> 26:19.999
‫آره، خیلی‌ها خوب نیستن،

26:20.000 --> 26:22.079
‫اما بدون هیچ دلیلی
‫ساعت ۲ بعدازظهر

26:22.080 --> 26:23.159
‫مردم رو کتک نمی‌زنن

26:23.160 --> 26:25.759
‫خب، در واقع دلیل داشته، جوآنا

26:25.760 --> 26:26.839
‫آلبی دستمالیش کرد

26:26.840 --> 26:29.039
‫شوخی می‌کنی؟

26:29.040 --> 26:30.879
‫نه. اون رو دستمالی کرد

26:30.880 --> 26:33.759
‫مزخرف‌ترین چیزیه که شنیدم

26:33.760 --> 26:34.839
‫ببخشید

26:34.840 --> 26:37.439
‫حقیقت داره، جوآنا.
‫فقط از خودش دفاع کرده

26:37.440 --> 26:40.199
‫خدایا، اگه اون دفاع از خود باشه،
‫شاید من باید برگردم توی اون مغازه

26:40.200 --> 26:42.400
‫که بقیه‌ی پولم رو نداد
‫و با خاک یکسانش کنم

26:52.400 --> 26:54.679
‫ببین، تو اون‌جا نبودی، جوآنا

26:54.680 --> 26:55.839
‫نیازی نیست اون‌جا بوده باشم

26:55.840 --> 26:57.959
‫می‌دونم چه کارهایی از برادرت برمیاد

26:57.960 --> 27:00.759
‫تازه، چرا تا حالا این رو نگفته بودی؟

27:00.760 --> 27:02.520
‫اخیراً یادم اومد

27:07.920 --> 27:09.220
‫صبر کن

27:10.160 --> 27:12.360
‫قصد که نداری این رو
‫توی دادگاه بگی، ها؟

27:13.480 --> 27:16.599
‫- خب من…
‫- یا خدا. نایل، نباید این کار رو بکنی

27:16.600 --> 27:19.239
‫اگه در جایگاه شاهد دروغ بگی
‫خیلی توی دردسر می‌افتی

27:19.240 --> 27:20.479
‫دروغ نیست، باشه؟

27:20.480 --> 27:22.239
‫یه… یه دعوای بچگونه بود،

27:22.240 --> 27:23.319
‫بعدش یه اتفاقی افتاد،

27:23.320 --> 27:24.799
‫و شاید دستمالی در کار بود.
‫حتماً بود

27:24.800 --> 27:26.319
‫لطفاً بگید دارید اذیتم می‌کنید

27:26.320 --> 27:29.759
‫نه، جوآنا. فقط دخالت نکن

27:29.760 --> 27:31.319
‫ببین، تصمیم گرفتی دخالت نکنی،

27:31.320 --> 27:32.359
‫و تصمیمش با خودت بود

27:32.360 --> 27:35.531
‫چون گفتی رابطه‌مون رو خراب می‌کنه

27:35.532 --> 27:37.120
‫می‌بینی حالا؟ داره خراب می‌کنه

27:40.640 --> 27:41.960
‫باورم نمی‌شه

27:54.600 --> 27:55.900
‫شرمنده

28:00.960 --> 28:02.260
‫ازش خوشم میاد!

28:06.160 --> 28:08.319
‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای
‫این کار رو بکنی

28:08.320 --> 28:10.319
‫فقط در مورد برادرت غر می‌زنی

28:10.320 --> 28:11.879
‫- نه، غر نمی‌زنم
‫- چرا، می‌زنی!

28:11.880 --> 28:13.679
‫اون روز گفتی کاش می‌رفت
‫یه کشور دیگه

28:13.680 --> 28:15.759
‫- تا بتونی آزاد باشی
‫- مست بودم

28:15.760 --> 28:17.799
‫دقیقاً. خودت همیشه می‌گی

28:17.800 --> 28:19.039
‫آدم موقع مستی حقیقت رو می‌گه

28:19.040 --> 28:20.359
‫ولی وقتی اون حرف رو زدم
‫هنوز مست نشده بودم

28:20.360 --> 28:21.719
‫پس نباید باور کنی

28:21.720 --> 28:23.679
‫صبر کن! برگرد!

28:23.680 --> 28:25.799
‫نایل، فرار نکن

28:25.800 --> 28:27.440
‫نایل، گوش می‌دی؟

28:28.120 --> 28:29.420
‫نایل، بمون!

28:32.080 --> 28:34.679
‫لطفاً، باید بدونم

28:34.680 --> 28:36.800
‫آلبی واقعاً روبن رو دستمالی کرده؟

28:40.800 --> 28:42.100
‫آره

28:44.480 --> 28:46.120
‫شک که نداری، بامبی؟

29:00.000 --> 29:01.300
‫جوآنا

29:01.520 --> 29:02.820
‫روبن

29:04.360 --> 29:06.239
‫در واقع قصد داشتم باهات حرف بزنم

29:06.240 --> 29:08.999
‫ممنون که بهم لطف کردی
‫و شهادت ندادی

29:09.000 --> 29:10.279
‫بهت لطف نکردم

29:10.280 --> 29:12.519
‫فقط چیزی ندیدم
‫و نمی‌خوام دخالت کنم

29:12.520 --> 29:13.599
‫من مثل سوئیس بی‌طرفم

29:13.600 --> 29:14.900
‫از سوئیس خوشم میاد

29:15.440 --> 29:16.740
‫یه بار رفتم اون‌جا

29:19.680 --> 29:22.279
‫باشه، برای این هفته
‫تنش دیگه کافیه

29:22.280 --> 29:23.580
‫بریم؟

29:24.640 --> 29:27.320
‫آره، بامبرز. بزن بریم

29:29.600 --> 29:30.900
‫صبر کن

29:31.880 --> 29:33.180
‫نایل، بمون!

29:35.640 --> 29:37.880
‫نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

29:39.560 --> 29:41.720
‫چرا. خداحافظ

30:10.960 --> 30:12.260
‫همه‌چیز خوبه، روبن؟

30:12.720 --> 30:14.199
‫نه، عصبانی‌ام!

30:14.200 --> 30:17.080
‫از دست تو.
‫این‌که توی خونه مردد بودی

30:17.680 --> 30:19.599
‫واقعاً؟ من…

30:19.600 --> 30:21.959
‫من… فقط غافل‌گیر شدم

30:21.960 --> 30:23.439
‫خب، وقتی جلوی اون کودن
‫غافل‌گیر شدی،

30:23.440 --> 30:25.999
‫فکر می‌کنی وقتی هیئت منصفه
‫بهت خیره شده باشن چه واکنشی نشون می‌دی؟

30:26.000 --> 30:27.399
‫یه کودن نیست، روبن

30:27.400 --> 30:29.360
‫خب، قطعاً یه وکیل که نیست

30:32.000 --> 30:33.959
‫باید قوی باشی، نایل

30:33.960 --> 30:37.039
‫باید هر کسی که می‌پرسه
‫با یقین جوابش رو بدی

30:37.040 --> 30:39.239
‫خدایا. نمی‌دونستم این ماجرا

30:39.240 --> 30:40.319
‫کلاس بازیگری هم نیاز داره

30:40.320 --> 30:42.279
‫معلومه که نیاز داره!
‫به زبون آوردنش کافی نیست

30:42.280 --> 30:44.799
‫باید قطعیت داشته باشی
‫و از چشم‌هات مشخص باشه

30:44.800 --> 30:46.959
‫خب، من هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫اون‌طوری باشم، نه؟

30:46.960 --> 30:48.399
‫- چرا نمی‌تونی؟
‫- چون ازم می‌خوای

30:48.400 --> 30:51.039
‫به چیزی باور داشته باشم
‫که می‌دونم دروغه

30:51.040 --> 30:52.559
‫و هیچ‌کدوم از ترفندهای ذهنی

30:52.560 --> 30:53.839
‫نمی‌تونن تغییرش بدن

30:53.840 --> 30:55.239
‫درسته. به جهنم!

30:57.320 --> 31:01.239
‫چیکار می‌کنی، روبن؟
‫هی، هی، هی! روبن، بمون!

31:01.240 --> 31:03.560
‫خدایا، روبن، رفتی روی یه چیزی!

31:11.680 --> 31:12.959
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پیاده شو

31:12.960 --> 31:14.119
‫چی؟ چیکار می‌کنی؟

31:14.120 --> 31:15.999
‫- گفتم پیاده شو!
‫- نه، نه! من…

31:16.000 --> 31:17.300
‫تن لشت رو بیار بیرون!

31:21.040 --> 31:22.439
‫چیکار می‌کنی؟

31:22.440 --> 31:23.919
‫می‌خوایم تمرین کنیم

31:23.920 --> 31:25.959
‫مسخره می‌کنی.
‫دیرت نمی‌شه؟

31:25.960 --> 31:28.119
‫بگو

31:28.120 --> 31:29.199
‫بگو من رو دستمالی کرده

31:29.200 --> 31:30.919
‫بیخیال، روبن. مسخره‌ست

31:30.920 --> 31:31.999
‫نه، نیست

31:32.000 --> 31:33.959
‫می‌خوام توی چشم‌هات ببینمش، نایل

31:33.960 --> 31:36.839
‫می‌خوام باور داشتنت رو ببینم،
‫تا هیئت منصفه هم ببینن

31:36.840 --> 31:39.200
‫- بمون سر پا!
‫- وای!

31:40.160 --> 31:41.520
‫بگو دیگه!

31:47.720 --> 31:49.020
‫تو رو دستمالی کرد

31:51.400 --> 31:52.700
‫دوباره

31:55.480 --> 31:57.079
‫تو رو دستمالی کرد!

31:57.080 --> 31:59.079
‫رفیق، رفیق، رفیق، رفیق…

31:59.080 --> 32:01.199
‫- مشکل چیه؟
‫- تویی!

32:01.200 --> 32:03.199
‫«تو رو دستمالی کرد!
‫تو رو دستمالی کرد!»

32:03.200 --> 32:05.319
‫هیچ‌وقت رابطه‌ی مخفیانه
‫نداشته باش، نایل، هیچ‌وقت

32:05.320 --> 32:08.200
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم
‫- به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنی!

32:08.720 --> 32:09.839
‫یالا، یالا!

32:09.840 --> 32:11.959
‫توی دانشگاه اون همه
‫نقش بازی کردی، نه؟

32:11.960 --> 32:13.239
‫باید برات آسون باشه!

32:13.240 --> 32:14.679
‫چه ربطی داره؟

32:14.680 --> 32:16.679
‫چون اگه می‌تونی وانمود کنی
‫که شاهزاده‌ی دانمارکی،

32:16.680 --> 32:17.919
‫می‌تونی وانمود کنی که اون کونی

32:17.920 --> 32:19.220
‫به تخم‌های من دست زده

32:21.960 --> 32:23.879
‫نمی‌دونم، روبن

32:23.880 --> 32:26.039
‫واقعاً به نظرم این موضوع سخت‌تره

32:26.040 --> 32:27.399
‫جدی می‌گی؟

32:27.400 --> 32:29.439
‫کلاً به زبون خارجی حرف زدید، نایل

32:29.440 --> 32:31.079
‫یه جا داشتی با یه جمجمه
‫حرف می‌زدی

32:31.080 --> 32:34.239
‫عوضی مُرده بود!
‫چرا با اون حرف می‌زدی؟

32:34.240 --> 32:36.079
‫خب، در اصل وقتی داشت حرف می‌زد

32:36.080 --> 32:38.200
‫- جمجمه رو دستش گرفته بود…
‫- به تخمم هم نیست

32:39.160 --> 32:41.759
‫منظورم اینه که باید برات راحت باشه

32:41.760 --> 32:43.639
‫من برادرتم!

32:43.640 --> 32:45.399
‫اون عوضی رو فقط ۵ دقیقه بود
‫دیده بودی

32:45.400 --> 32:47.160
‫آره، می‌فهمم، روبن.
‫فکر کنم…

32:48.160 --> 32:50.759
‫فقط برام سخته بعضی بخش‌ها رو

32:50.760 --> 32:52.060
‫باور کنم

32:55.720 --> 32:57.020
‫کدوم بخش‌ها؟

32:57.480 --> 32:59.079
‫نمی‌دونم

32:59.080 --> 33:01.480
‫شاید کل منطق بحث رو؟

33:02.920 --> 33:04.220
‫توضیح بده

33:04.760 --> 33:06.520
‫خب، اگه یه نفر کیرت رو بگیره،

33:07.360 --> 33:09.280
‫قابل درکه که بزنیش

33:10.520 --> 33:12.199
‫اما این‌که کاری کنی
‫‏۶ ماه بره توی کما؟

33:12.200 --> 33:13.639
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

33:13.640 --> 33:15.600
‫چرا باید باعث بشه
‫اون‌قدر شدید واکنش نشون بدی

33:16.600 --> 33:18.599
‫به نظرت باعث نمی‌شه؟

33:18.600 --> 33:19.879
‫نه!

33:19.880 --> 33:22.279
‫حداقل نه در اون حدی
‫که بخوای بُکُشیش

33:22.280 --> 33:23.879
‫تا دیگه اون کار رو نکنه

33:23.880 --> 33:26.439
‫بیخیال، روبن.
‫یه بار دیدم با چاقو زدنت

33:26.440 --> 33:27.519
‫و فردا صبحش غلات صبحانه می‌خوردی

33:27.520 --> 33:28.999
‫- انگار هیچی نشده بود
‫- که چی!؟

33:29.000 --> 33:31.079
‫بهش چسب قطره‌ای زدی
‫و روش ودکا ریختی

33:31.080 --> 33:32.279
‫در حالی که تلویزیون می‌دیدی

33:32.280 --> 33:34.559
‫- مهم نیست
‫- چرا، مهمه!

33:34.560 --> 33:36.879
‫اگه نزدیک باشه جونت رو از دست بدی
‫و اصلاً وحشت‌زده نباشی،

33:36.880 --> 33:38.959
‫چطور باید باور کنم با لمس شدن بیضه‌هات
‫اون‌قدر وحشت‌زده می‌شی؟

33:38.960 --> 33:41.040
‫چون خیلی فرق داره!

33:43.360 --> 33:46.159
‫اگه یه نفر با چاقو بزنت،
‫به بدنت حمله کرده

33:46.160 --> 33:48.680
‫اگه یه نفر دستمالیت کنه،
‫حمله کرده به…

33:49.680 --> 33:52.079
‫به روح کوفتیت!

33:52.080 --> 33:54.600
‫به عنوان یه مرد اون هویتته!
‫برای همین فرق داره!

33:57.800 --> 34:00.719
‫حلش کن، نایل!
‫هر کاری که نیازه بکنی

34:00.720 --> 34:02.919
‫تا اون بالا هر کسی باشی
‫به جز خودت، انجامش بده

34:02.920 --> 34:04.359
‫چون اگه این‌طوری
‫واکنش نشون بدی،

34:04.360 --> 34:07.440
‫بعدش خودم بهت اتهام می‌زنم
‫که به بیضه‌هام دست زدی

34:16.040 --> 34:18.759
‫می‌خوای یه بار دیگه امتحان کنم؟

34:18.760 --> 34:20.440
‫نه، نمی‌خوام یه بار دیگه امتحان کنی

34:23.240 --> 34:25.680
‫برگرد توی ماشین.
‫می‌خوام برم بشاشم

34:40.360 --> 34:41.660
‫روبن؟

34:43.040 --> 34:44.800
‫فکر کنم یه مشکلی داریم

34:50.880 --> 34:52.679
‫واقعاً نیازه این آشغال‌ها رو ببریم؟

34:52.680 --> 34:54.119
‫آره، عوضی!

34:54.120 --> 34:56.520
‫نمی‌شه که حروم‌زاده کوچولوها
‫بیان و هیچی نداشته باشیم

34:58.000 --> 34:59.839
‫هنوز از دستم عصبانی هستی، نه؟

34:59.840 --> 35:01.839
‫آره! همه‌ش تقصیر توئه

35:01.840 --> 35:02.959
‫چطور؟

35:02.960 --> 35:04.879
‫مثل بزدل‌ها مردد شده بودی

35:04.880 --> 35:07.599
‫باعث شدی عصبانی بشم
‫و حواسم به رانندگی نباشه

35:07.600 --> 35:08.959
‫جدی می‌گی؟

35:08.960 --> 35:11.279
‫این‌که از روی اون تخته‌های چوبی
‫رد شدی هم تقصیر منه؟

35:11.280 --> 35:12.319
‫معلومه که تقصیر توئه!

35:12.320 --> 35:14.680
‫و تقصیر توئه که قراره
‫‏۱۰ سال حکم زندان بهم بدن

35:19.160 --> 35:20.879
‫ببین، اگه بخوای می‌تونیم
‫دوباره تلاش کنیم

35:20.880 --> 35:25.079
‫نمی‌خوام تلاش کنی، نایل.
‫نمی‌فهمی؟

35:25.080 --> 35:28.120
‫می‌خوام کنارم باشی
‫و هر لحظه آماده‌ی نبرد باشی

35:31.720 --> 35:32.919
‫گریه که نمی‌خوای بکنی، نه؟

35:32.920 --> 35:34.119
‫گوه نخور. یه بار توی زندگیم
‫گریه کردم

35:34.120 --> 35:35.600
‫دیگه قصد تکرارش رو ندارم

35:36.680 --> 35:37.759
‫چه اتفاقی افتاده بود؟

35:37.760 --> 35:40.559
‫هشت سالم بود.
‫بابام سکته‌ی قلبی کرده بود

35:40.560 --> 35:42.759
‫خدایا. خیلی دلیل خوبی
‫برای گریه کردنه

35:42.760 --> 35:44.199
‫نه، به‌خاطر اونش گریه نکردم

35:44.200 --> 35:45.999
‫وقتی برگشت خونه گریه کردم

35:46.000 --> 35:48.000
‫وقتی دیدم داره به سمت خونه میاد

35:57.240 --> 35:59.399
‫کیرم توی این آت‌وآشغال‌ها!

36:11.640 --> 36:12.940
‫می‌ترسم، نایل

36:14.760 --> 36:16.060
‫خیلی می‌ترسم

36:20.480 --> 36:22.240
‫مطمئنم مورا بیماره، می‌دونی

36:25.000 --> 36:26.400
‫چرا چنین فکری می‌کنی؟

36:28.720 --> 36:30.680
‫اخیراً خیلی باهام مهربون شده

36:33.440 --> 36:34.959
‫ببین، فکر نکنم
‫معنی خاصی داشته باشه

36:34.960 --> 36:38.920
‫نه، اون روز بهم زنگ زد
‫و ازم پرسید حالم چطوره

36:39.800 --> 36:41.880
‫همین. فقط برای همین زنگ زده بود

36:44.040 --> 36:45.340
‫مطمئنم سرطان داره

36:48.200 --> 36:50.160
‫- خب، جای تو باشم نگران نمی‌شم
‫- خب، نگرانم

36:51.240 --> 36:53.719
‫و در هر صورت ۱۰ سال خیلی زیاده

36:53.720 --> 36:55.239
‫نمی‌خوام آخرین خاطره‌ای
‫که ازم داره

36:55.240 --> 36:57.040
‫این باشه که پشت
‫یه شیشه‌ی پلکسی من رو دیده

36:58.560 --> 36:59.639
‫تازه، زندان هم هست

36:59.640 --> 37:01.680
‫می‌دونم به محض این‌که برم زندان
‫دیگه برنمی‌گردم

37:09.000 --> 37:10.560
‫ببین، احتمالاً بهتره راهمون رو بریم

37:11.160 --> 37:12.759
‫بچه‌ها احتمالاً منتظرن

37:15.080 --> 37:16.380
‫آره

37:18.165 --> 37:19.520
‫[ طبیعت وحشی ]

37:31.423 --> 37:32.724
‫آره، آره، بچه‌ها!

37:33.880 --> 37:36.199
‫روبن! کجا رفتی؟

37:38.360 --> 37:40.360
‫چیزی نیست، رفیق.
‫الان این‌جام

38:03.360 --> 38:04.660
‫روبن؟

38:06.960 --> 38:08.260
‫چیه؟

38:15.920 --> 38:17.220
‫تو رو دستمالی کرد

38:29.720 --> 38:31.020
‫دوباره

38:33.680 --> 38:34.980
‫تو رو دستمالی کرد

38:51.480 --> 38:53.280
‫خدایا، جوآنا!

38:55.640 --> 38:57.120
‫فکر می‌کردم برگشتی گلاسگو؟

38:57.800 --> 39:00.480
‫برگشتم. رفتن دیدن آلبی

39:04.080 --> 39:05.999
‫آخرین بار وقتی
‫سال اولی بودیم دیدمش،

39:06.000 --> 39:08.159
‫و خیلی داغون شده، نایل

39:08.160 --> 39:09.720
‫واقعاً خیلی داغون شده

39:17.040 --> 39:18.340
‫چی گفت؟

39:20.800 --> 39:22.100
‫همه‌چیز رو بهم گفت

39:25.320 --> 39:28.719
‫می‌دونی، همیشه می‌دیدم
‫چقدر زجر می‌کشی،

39:28.720 --> 39:32.239
‫و اصلاً نمی‌تونستم درک کنم
‫چطور کسی که این‌قدر بااستعداد،

39:32.240 --> 39:35.400
‫خوش‌تیپ و باهوشه
‫می‌تونه این‌قدر ناراحت باشه

39:38.160 --> 39:41.160
‫و فکر کنم الان می‌دونم

39:47.720 --> 39:49.280
‫به کسی نمی‌گی؟

39:50.000 --> 39:51.300
‫نه

39:52.200 --> 39:54.320
‫اما به نظرم اگه خودت بگی
‫خیلی به نفعته

39:56.360 --> 39:57.660
‫اون اتفاق نمی‌افته

40:06.440 --> 40:07.800
‫می‌خواد توی دادگاه همه‌چیز رو بگه؟

40:09.480 --> 40:11.319
‫نه

40:11.320 --> 40:13.759
‫اما فقط به این دلیل
‫که به نفعش نیست

40:13.760 --> 40:16.319
‫یه چیزی در این مورد گفت
‫که هیئت منصفه

40:16.320 --> 40:17.839
‫با همجنس‌گراها بیشتر
‫از جنایتکارها مشکل دارن،

40:17.840 --> 40:20.520
‫و واقعاً باعث می‌شه
‫حالم بد بشه

40:30.200 --> 40:33.039
‫هی، هی. بیا بغلم

40:33.040 --> 40:35.119
‫- اشکالی نداره
‫- اشکال داره!

40:35.120 --> 40:36.439
‫- اشکال داره!
‫- اشکالی نداره!

40:36.440 --> 40:38.880
‫نگاه کن. من رو ببین!

40:40.560 --> 40:41.860
‫اشکالی نداره

40:44.320 --> 40:46.999
‫آدمی که هستی هیچ اشکالی نداره

40:48.800 --> 40:52.079
‫ولی کاری که می‌خوای
‫با آلبی بکنی اشکال داره

40:52.080 --> 40:53.919
‫همین‌طوریش به اندازه‌ی کافی

40:53.920 --> 40:55.039
‫از خودت متنفر نیستی؟

40:55.040 --> 40:57.239
‫بدون این‌که بخوای
‫توی یه اتاق پر از آدم

40:57.240 --> 40:59.079
‫- اون‌طوری دروغ بگی؟
‫- می‌دونم، می‌دونم!

40:59.080 --> 41:00.679
‫اما… اما مورا بیماره، جوآنا

41:00.680 --> 41:02.399
‫- یعنی خیلی…
‫- خب، وحشتناکه،

41:02.400 --> 41:03.679
‫و متأسفم،

41:03.680 --> 41:06.119
‫اما بازم باعث نمی‌شه
‫بخوای اون‌طوری دروغ بگی

41:06.120 --> 41:08.439
‫آره، می‌دونم. اما روبن
‫واقعاً عوض شده

41:08.440 --> 41:09.740
‫مزخرفه!

41:10.480 --> 41:12.239
‫مارها پوست می‌اندازن، نایل،

41:12.240 --> 41:14.360
‫اما همیشه به خزیدن ادامه می‌دن

41:24.120 --> 41:25.439
‫این رابطه…

41:25.440 --> 41:26.740
‫دیگه تمومه؟

41:28.640 --> 41:29.940
‫آره

41:31.080 --> 41:32.400
‫اما مهم نیست

41:34.520 --> 41:37.120
‫چیزی که می‌خوای
‫توی دادگاه بگی مهمه

41:38.520 --> 41:39.880
‫بهش فکر کن

41:40.480 --> 41:41.719
‫یه فرصت داری

41:41.720 --> 41:43.543
‫که همه‌ی اینا رو کنار بذاری

41:43.544 --> 41:45.159
‫و یه شروع جدید
‫توی آکسفورد داشته باشه

41:45.160 --> 41:47.039
‫چرا با وجدان راحت اون کار رو نکنی؟

41:47.040 --> 41:49.040
‫خب، من که هنوز نمی‌دونم
‫می‌تونم برم اون‌جا یا نه

41:57.200 --> 41:58.500
‫چرا، می‌دونی

42:00.640 --> 42:02.120
‫مامانت بازش کرد

42:05.280 --> 42:07.519
‫آزادیت رو به دست آوردی، نایل

42:07.520 --> 42:11.280
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام
‫اینه که آلبی رو از آزادیش محروم نکنی

42:21.831 --> 42:23.139
‫[ دانشگاه آکسفورد ]

42:33.040 --> 42:38.040
‫♪ The Last Rose of Summer - Renée Fleming ♪

43:36.520 --> 43:39.816
‫[ دیوان عالی دادگستری ]

43:46.200 --> 43:47.500
‫بقیه‌ش رو نگه دار

43:57.000 --> 43:58.300
‫بگو

43:58.880 --> 44:00.180
‫لطفاً، باید بشنومش

44:01.280 --> 44:02.580
‫من کی هستم؟

44:08.160 --> 44:09.920
‫برادرم از یه معشوقه‌ی دیگه

44:32.040 --> 44:33.639
‫نایل کندی

44:33.640 --> 44:35.159
‫به جایگاه شهود فراخوانده می‌شه

45:44.640 --> 45:47.999
‫لطفاً دست راستت رو بلند کن
‫و این سوگند رو تکرار کن

45:48.000 --> 45:51.039
‫«به خداوند متعال سوگند یاد می‌کنم
‫شهادتی که خواهم داد،

45:51.040 --> 45:53.479
‫عین حقیقت، تمام حقیقت،

45:53.480 --> 45:54.920
‫و چیزی جز حقیقت نباشد»

45:57.240 --> 45:58.599
‫آم…

45:58.600 --> 46:02.279
‫«به خداوند متعال سوگند یاد می‌کنم
‫شهادتی که خواهم داد،

46:02.280 --> 46:05.644
‫عین حقیقت، تمام حقیقت،

46:05.645 --> 46:07.440
‫و چیزی جز حقیقت نباشد»

46:09.440 --> 46:13.200
‫بسیار خب.
‫دادستان می‌تونه شروع کنه

46:18.040 --> 46:19.640
‫اسم کامل شما چیه؟

46:21.920 --> 46:23.220
‫ببخشید؟

46:24.240 --> 46:25.540
‫اسم کامل‌تون

46:26.440 --> 46:28.279
‫من…

46:28.280 --> 46:30.559
‫نایل برندون کندی

46:30.560 --> 46:32.799
‫به عنوان یه شاهد فراخوانده شدید

46:32.800 --> 46:36.239
‫تا در مورد وقایع ۱۰ سپتامبر
‫سال ۱۹۸۹ صحبت کنید،

46:36.240 --> 46:37.519
‫روزی که تأیید شده

46:37.520 --> 46:40.480
‫آلبرت صفدی دچار
‫جراحات شدیدی شده

46:42.280 --> 46:44.000
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫شما حضور داشتید؟

46:47.400 --> 46:50.279
‫آم… بله.
‫حضور داشتم، بله

46:50.280 --> 46:51.799
‫و همچنین در آخرین اظهارات‌تون

46:51.800 --> 46:54.119
‫ادعا کردید که شاهد بودید

46:54.120 --> 46:57.519
‫آلبرت صفدی پیش از شروع درگیری

46:57.520 --> 47:00.840
‫آقای پالیستر رو آزار جنسی دادن.
‫درسته؟

47:24.200 --> 47:25.500
‫بله، درسته

47:27.560 --> 47:28.860
‫باورم نمی‌شه!

47:30.560 --> 47:32.959
‫دروغه! یه دروغ آشکاره!

47:32.960 --> 47:34.260
‫کافیه!

47:35.240 --> 47:38.439
‫نیازه بهتون یادآوری کنم
‫که توی دادگاه هستید؟

47:39.720 --> 47:41.279
‫وقتی بعد از اون اتفاق

47:41.280 --> 47:42.799
‫اظهارات‌تون رو گرفتن،

47:42.800 --> 47:45.582
‫در مورد این آزار ادعایی
‫چیزی به پلیس نگفتید

47:45.583 --> 47:47.040
‫می‌تونید دلیلش رو توضیح بدید؟

47:51.440 --> 47:52.839
‫من…

47:52.840 --> 47:57.079
‫من… از هوش رفته بودم،

47:57.080 --> 48:01.119
‫و نمی‌تونستم چیزی
‫که دیده بودم رو درک کنم

48:01.120 --> 48:03.079
‫اما شما در همین اظهارات‌تون

48:03.080 --> 48:05.439
‫اطلاعات دیگه‌ای رو
‫با جزئیات ذکر کردید

48:05.440 --> 48:07.559
‫که به درگیری مربوط می‌شد

48:07.560 --> 48:10.200
‫میشه لطفاً مدرک «بی» رو
‫مقابلشون بذارید؟

48:22.920 --> 48:26.560
‫می‌شه لطفاً با صدای بلند
‫بخش مشخص‌شده رو بخونید؟

48:33.320 --> 48:34.879
‫«سعی کردم بِکِشمش کنار،

48:34.880 --> 48:36.180
‫اما نتونستم

48:37.520 --> 48:40.240
‫کنترلش رو از دست داده بود
‫و هیچی نمی‌تونست جلوش رو بگیره

48:41.240 --> 48:42.999
‫فکر کنم سه یا چهار بار سعی کردم

48:43.000 --> 48:44.999
‫بعدش من رو هل داد

48:45.000 --> 48:46.959
‫اون موقع با پشت رفتم
‫و سرم ضربه خورد»

48:48.640 --> 48:50.759
‫پس برای شفاف‌سازی
‫جهت اطلاع دادگاه،

48:50.760 --> 48:54.359
‫یادتون بود سه یا چهار بار سعی کردید
‫اون رو کنار بِکِشید،

48:54.360 --> 48:57.279
‫اما مطلب مهمی مثل آزار جنسی

48:57.280 --> 49:00.040
‫قبل از درگیری رو یادتون نبود؟

49:03.360 --> 49:05.400
‫این‌طور به نظر می‌رسه، بله

49:10.280 --> 49:11.720
‫سوال دیگه‌ای ندارم

49:17.640 --> 49:21.120
‫وکیل مدافع می‌تونه شروع کنه

49:22.720 --> 49:24.919
‫بیایید از اول شروع کنیم

49:24.920 --> 49:30.279
‫آلبرت صفدی رو اون هفته،
‫‏۷اُم سپتامبر سال ۱۹۸۹ دیدید

49:30.280 --> 49:32.479
‫- درسته؟
‫- بله، قربان

49:32.480 --> 49:33.999
‫و متوجه‌ی…

49:34.000 --> 49:37.360
‫موضوع غیرعادی‌ای در مورد
‫زندگی خصوصی‌شون نشدید؟

49:47.120 --> 49:49.040
‫من…

49:50.440 --> 49:54.160
‫من… اون… فکر کنم اون…

49:55.360 --> 49:57.160
‫اون… خب… اون…

49:58.200 --> 49:59.500
‫همجنس‌گرا بود

50:00.440 --> 50:01.760
‫چطور متوجه شدید؟

50:04.040 --> 50:08.039
‫اون… خودش بهم گفت

50:08.040 --> 50:12.039
‫چطور تمایلات جنسیش رو ابراز کرد؟

50:12.040 --> 50:14.879
‫خب اون… اون… بهم گفت

50:14.880 --> 50:17.920
‫پس خیلی مایل بودن
‫که اون اطلاعات رو به اشتراک بذارن؟

50:18.880 --> 50:21.439
‫شما… من…

50:21.440 --> 50:22.879
‫می‌شه این‌طور گفت، بله

50:22.880 --> 50:25.097
‫هیچ‌وقت احساس خطر نکردید

50:25.098 --> 50:28.079
‫که آقای صفدی به اون شکل
‫در مورد تمایلات جنسی‌شون صریح بودن؟

50:28.080 --> 50:29.380
‫من…

50:30.120 --> 50:31.959
‫مطمئن نیستم بدونم منظورتون چیه

50:31.960 --> 50:34.679
‫به نظر می‌رسه آقای صفدی
‫خیلی تلاش کردن

50:34.680 --> 50:37.119
‫تا تمایلات جنسی‌شون رو
‫به شما نشون بدن

50:37.120 --> 50:40.199
‫براتون تهدیدآمیز و ترسناک بود؟

50:40.200 --> 50:41.880
‫وای، نه، واقعاً نه

50:44.200 --> 50:46.879
‫یعنی بله. بله، شاید. نمی‌دونم

50:46.880 --> 50:48.399
‫ببخشید، می‌شه لطفاً

50:48.400 --> 50:49.479
‫سوال رو دوباره بپرسید؟

50:49.480 --> 50:51.359
‫به نظرتون یه منحرف جنسی بوده،

50:51.360 --> 50:52.660
‫آقای کندی؟

51:00.360 --> 51:04.240
‫من…

51:05.800 --> 51:07.100
‫من… من… نمی‌تونم

51:09.760 --> 51:11.399
‫نمی‌تونم… نمی‌تونم این کار رو بکنم

51:11.400 --> 51:14.719
‫من… اشتباه کردم

51:14.720 --> 51:16.440
‫چه اشتباهی، آقای کندی؟

51:19.720 --> 51:21.020
‫آقای کندی؟

51:23.680 --> 51:26.159
‫اون روبن رو دستمالی نکرد.
‫اصلاً بهش دست هم نزد!

51:28.920 --> 51:32.039
‫عوضی! می‌کُشمت!

51:32.040 --> 51:35.399
‫نه، نه، نه، نه! روبن!
‫روبن، بس کن! روبن، تمومش کن!

51:35.400 --> 51:37.079
‫خائن عوضی!

51:37.080 --> 51:40.319
‫کار خودت رو کردی!
‫حالت رو می‌گیرم!

51:40.320 --> 51:42.679
‫می‌شنوی؟ دیگه هیچ‌وقت
‫مثل قبل نمی‌شیم!

51:42.680 --> 51:44.799
‫کاری می‌کنم کسی به صورتت
‫نگاه هم نکنه، می‌فهمی؟

51:44.800 --> 51:46.399
‫زشت و زخمیت می‌کنم!

52:01.880 --> 52:03.180
‫وای، خدا

52:44.960 --> 52:46.760
‫خب، دعا کردن نجاتت نمی‌ده

52:48.080 --> 52:49.679
‫شیطان از قبل رسیده

52:49.680 --> 52:52.759
‫آره، احتمالاً بهتره
‫شروع کنیم به مشروب خوردن

52:52.760 --> 52:54.960
‫آره، اگه چیزی برامون مونده باشه

53:02.760 --> 53:04.279
‫روبن این‌جا چیکار می‌کنه؟

53:04.280 --> 53:05.960
‫نمی‌دونم، اما…

53:07.160 --> 53:08.680
‫خیلی می‌ترسم

53:09.840 --> 53:11.879
‫نگران نباش،
‫امروز مهم‌ترین روز زندگیته

53:11.880 --> 53:13.399
‫نمی‌ذارم خرابش کنه

53:13.400 --> 53:14.519
‫بهت قول می‌دم

53:14.520 --> 53:15.820
‫- برو کنار
‫- باشه

53:16.440 --> 53:17.740
‫محض رضای خدا

53:31.680 --> 53:32.980
‫خیلی‌خب

53:44.880 --> 53:46.180
‫شروع کنیم؟

53:53.160 --> 53:54.879
‫سلام

53:54.880 --> 53:58.760
‫کسایی که من رو نمی‌شناسن،
‫من روبن پالیسترم

54:01.600 --> 54:03.600
‫و می‌خوام براتون در مورد
‫نایل کندی صحبت کنم

54:05.040 --> 54:25.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
