1
00:00:01,000 --> 00:00:10,001
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:18,245 --> 00:00:25,431
‫« نـیـمـه‌مـَرد »

3
00:00:25,432 --> 00:00:30,432
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

4
00:00:32,720 --> 00:00:34,719
‫به نظرت چیکار کنیم؟ فرار کنیم؟

5
00:00:34,720 --> 00:00:36,560
‫هر کاری که تو دوست داشته
‫باشی رو انجام می‌دیم، باشه؟

6
00:00:37,880 --> 00:00:40,039
‫می‌تونیم فرار کنیم، می‌تونیم بمونیم،
‫می‌تونیم پلیس رو خبر کنیم…

7
00:00:40,040 --> 00:00:41,639
‫روز عروسیم پلیس رو
‫خبر نمی‌کنم، نایل

8
00:00:41,640 --> 00:00:42,719
‫خدایا

9
00:00:42,720 --> 00:00:43,919
‫خب، نظرت چیه یه گروه کوچیک
‫تشکیل بدیم؟

10
00:00:43,920 --> 00:00:46,039
‫سعی کنیم به زور بندازیمش بیرون؟

11
00:00:46,040 --> 00:00:48,639
‫یه گروه؟ راه‌حلت اینه؟
‫یه گروه تشکیل بدیم؟

12
00:00:48,640 --> 00:00:50,719
‫خب، یه گروه رسمی که نه،
‫فقط چند نفر که به هم کمک کنیم

13
00:00:50,720 --> 00:00:51,799
‫بیخیال، نایل

14
00:00:51,800 --> 00:00:53,639
‫هیچ‌کدوم از آدم‌های این‌جا
‫چیزی در مورد خشونت جسمی نمی‌دونن

15
00:00:53,640 --> 00:00:55,480
‫من می‌دونم.
‫من بوکس بلدم، یادته؟

16
00:00:56,600 --> 00:00:58,919
‫- من بوکسورم
‫- بیخیال

17
00:00:58,920 --> 00:01:00,319
‫از ۲۰ سالگی به بعد بوکس کار نکردی

18
00:01:00,320 --> 00:01:02,359
‫اگه اون‌طوری بخوایم حساب کنیم
‫من هنوز یه دانشجوئم

19
00:01:02,360 --> 00:01:05,799
‫منظورم اینه هر کاری که تو
‫بخوای رو انجام می‌دم، باشه؟

20
00:01:05,800 --> 00:01:08,240
‫- اگه مجبور باشم می‌رم رو در رو حلش می‌کنم
‫- نه

21
00:01:09,640 --> 00:01:10,940
‫اون کار رو نکن

22
00:01:12,880 --> 00:01:14,180
‫بیا فقط انجامش بدیم

23
00:01:15,400 --> 00:01:17,080
‫باشه؟ بیا مراسم رو
‫تا آخر تحمل کنیم

24
00:01:18,200 --> 00:01:19,479
‫فقط امیدوارم سراغ من نیومده باشه

25
00:01:19,480 --> 00:01:20,960
‫برای تو نیومده، باشه؟

26
00:01:21,760 --> 00:01:23,319
‫برای تو نیومده

27
00:01:23,320 --> 00:01:24,680
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

28
00:01:25,440 --> 00:01:26,740
‫چون می‌دونم

29
00:01:31,080 --> 00:01:32,380
‫می‌دونم

30
00:02:37,638 --> 00:02:39,691
‫[ دانشگاه وست گلاسگو ]

31
00:02:40,920 --> 00:02:43,159
‫عوضی چند تا عکس می‌خواد بگیره؟

32
00:02:43,160 --> 00:02:45,679
‫خب، احتمالاً بیشتر از یه عکس

33
00:02:45,680 --> 00:02:47,079
‫ببخشید، بچه‌ها،
‫دنبال نور مناسب می‌گردم

34
00:02:47,080 --> 00:02:48,999
‫یا خدا! این‌جا گلاسگوئه!

35
00:02:49,000 --> 00:02:50,959
‫ماه مِه نور رو از دست می‌دیم

36
00:02:50,960 --> 00:02:52,640
‫عکس رو بگیر دیگه، خب؟

37
00:02:56,600 --> 00:02:57,788
‫تا ده دقیقه‌ی دیگه

38
00:02:57,789 --> 00:02:59,399
‫نسخه‌های چاپی رو می‌ذارم روی میز

39
00:02:59,400 --> 00:03:01,960
‫خداروشکر

40
00:03:04,680 --> 00:03:05,879
‫چیه؟

41
00:03:05,880 --> 00:03:08,119
‫نمی‌فهمم مردم چرا علاقه دارن

42
00:03:08,120 --> 00:03:09,519
‫یه لحظه از زندگی رو ثبت کنن

43
00:03:09,520 --> 00:03:11,279
‫همین‌طوریش هم دیده شدن
‫بیرون از خونه برام سخته،

44
00:03:11,280 --> 00:03:12,980
‫چه برسه بخوام
‫توی زمان هم ثبت بشم

45
00:03:18,720 --> 00:03:20,200
‫اون‌طور نگاهم نکن، نایل

46
00:03:21,720 --> 00:03:23,120
‫می‌دونی خیلی بهت افتخار می‌کنم

47
00:03:26,840 --> 00:03:28,200
‫اون دختره کیه؟

48
00:03:29,560 --> 00:03:30,719
‫جوآنا

49
00:03:30,720 --> 00:03:33,919
‫- ازت خوشش میاد
‫- آره. و خفه‌کننده‌ست

50
00:03:33,920 --> 00:03:35,719
‫داره میاد

51
00:03:35,720 --> 00:03:38,039
‫آروم باش، خیلی‌خب؟

52
00:03:38,040 --> 00:03:39,519
‫و الکی رابطه‌مون رو بزرگ نکن

53
00:03:39,520 --> 00:03:40,820
‫حرف‌های مسخره نزن

54
00:03:41,720 --> 00:03:43,559
‫تو باید مامان نایل باشی.
‫لوری بودی، درسته؟

55
00:03:43,560 --> 00:03:44,639
‫آره، عشقم

56
00:03:44,640 --> 00:03:46,839
‫تو هم باید دوست‌دخترش جوآنا باشی؟

57
00:03:46,840 --> 00:03:50,159
‫چی؟ نه، نیستم!

58
00:03:50,160 --> 00:03:52,159
‫ببخشید. اشتباه کردم

59
00:03:52,160 --> 00:03:54,119
‫آخه خیلی به هم میایید

60
00:03:54,120 --> 00:03:56,679
‫عجب! شنیدی، نایل؟

61
00:03:56,680 --> 00:03:58,399
‫آره. قطعاً شنیدم

62
00:03:58,400 --> 00:03:59,879
‫بگذریم، بعداً برای جشن بزرگ

63
00:03:59,880 --> 00:04:02,319
‫تو مِی‌خونه می‌بینمت؟
‫خیلی از دیدنت خوش‌حال شدم، لوری

64
00:04:02,320 --> 00:04:03,719
‫لطفاً من رو مامان صدا کن

65
00:04:03,720 --> 00:04:07,199
‫عـه! باشه. حتماً

66
00:04:07,200 --> 00:04:10,360
‫- خداحافظ، مامان! بعداً می‌بینمت
‫- خداحافظ

67
00:04:12,360 --> 00:04:15,039
‫ببخشید. خیلی خوب آماده‌م کردی.
‫نتونستم مقاومت کنم

68
00:04:15,040 --> 00:04:16,479
‫می‌دونی، خودش مامان نداره،

69
00:04:16,480 --> 00:04:18,079
‫پس همه‌چیز بدتر می‌شه

70
00:04:18,080 --> 00:04:19,880
‫عالیه!

71
00:04:25,280 --> 00:04:28,479
‫ببین، باید در مورد یه موضوعی
‫باهات حرف بزنم

72
00:04:28,480 --> 00:04:29,759
‫می‌شه بشینیم؟

73
00:04:29,760 --> 00:04:31,399
‫در مورد چه موضوعی؟

74
00:04:31,400 --> 00:04:33,639
‫بیا فقط…
‫وقتی نشستیم بهت می‌گم

75
00:04:33,640 --> 00:04:35,480
‫- نه، همین‌الان بگو، مامان
‫- یا خدا!

76
00:04:36,880 --> 00:04:38,479
‫باید ازت بپرسم

77
00:04:38,480 --> 00:04:40,240
‫اخیراً با روبن حرف زدی؟

78
00:04:43,120 --> 00:04:45,519
‫نه، خیلی نه

79
00:04:45,520 --> 00:04:46,959
‫این روزها دیگه آدم‌ها متفاوتی هستیم

80
00:04:46,960 --> 00:04:48,439
‫باورت می‌شه؟

81
00:04:48,440 --> 00:04:51,279
‫روبن که خیلی شبیه تو شده.
‫این رو باید بهت بگم

82
00:04:51,280 --> 00:04:52,599
‫احتمالاً برای همین این‌قدر ازش متنفری

83
00:04:52,600 --> 00:04:55,639
‫ازش متنفر نیستم. فقط…

84
00:04:55,640 --> 00:04:57,520
‫به نظرم نباید اون کار رو می‌کرد

85
00:04:59,600 --> 00:05:01,879
‫خب، داره جبران می‌کنه، نایل

86
00:05:01,880 --> 00:05:03,399
‫می‌دونی کارهای داوطلبانه انجام می‌ده؟

87
00:05:03,400 --> 00:05:04,700
‫می‌دونم

88
00:05:05,640 --> 00:05:07,359
‫ولی بهش اعتماد ندارم، می‌دونی؟

89
00:05:07,360 --> 00:05:09,799
‫خب اشکالی نداره.
‫اما در هر صورت،

90
00:05:09,800 --> 00:05:11,319
‫بالاخره به زودی می‌بینیش

91
00:05:11,320 --> 00:05:13,599
‫یه‌کم نگران این محاکمه‌ست،

92
00:05:13,600 --> 00:05:15,679
‫و حمایتت خیلی براش تأثیر داره

93
00:05:15,680 --> 00:05:18,279
‫می‌دونی چرا آلبی این‌قدر دیر
‫ازش شکایت کرد؟

94
00:05:18,280 --> 00:05:20,719
‫خب، چون توی کما بود
‫نمی‌تونست شکایت کنه، نه؟

95
00:05:20,720 --> 00:05:22,240
‫می‌دونم، مامان. خدایا

96
00:05:22,960 --> 00:05:24,479
‫فقط…

97
00:05:24,480 --> 00:05:26,959
‫‏۶ ماه توی کما بود.
‫سال‌ها از اون موقع می‌گذره

98
00:05:26,960 --> 00:05:28,039
‫اوه، بیخیال

99
00:05:28,040 --> 00:05:30,839
‫به محض این‌که از کما خارج بشی
‫که سریع نمی‌ری اداره‌ی پلیس

100
00:05:30,840 --> 00:05:32,279
‫احتمالاً چند سال تلاش کرده

101
00:05:32,280 --> 00:05:34,040
‫بفهمه باید از کدوم سوراخ برینه

102
00:05:37,080 --> 00:05:40,159
‫نمی‌دونم. فقط برام عجیبه

103
00:05:40,160 --> 00:05:41,839
‫خب، برای روبن هم عجیبه

104
00:05:41,840 --> 00:05:43,519
‫برای همین باید باهات

105
00:05:43,520 --> 00:05:44,919
‫در مورد عوض کردن تاکتیک
‫حرف بزنه

106
00:05:47,120 --> 00:05:48,279
‫عوض کردن تاکتیک چیه؟

107
00:05:48,280 --> 00:05:50,839
‫ببین، نایل، نمی‌خوام نگرانت کنم،

108
00:05:50,840 --> 00:05:53,079
‫اما ظاهراً پای تو هم وسطه

109
00:05:53,080 --> 00:05:54,720
‫ربطی به تو و آلبی داره؟

110
00:05:57,600 --> 00:05:58,900
‫بگذریم…

111
00:06:00,120 --> 00:06:01,800
‫من برم اون عکس‌ها رو بسوزونم

112
00:06:25,640 --> 00:06:28,719
‫هی! بامبی!

113
00:06:28,720 --> 00:06:30,559
‫چرا این افتخار نصیبم شده؟

114
00:06:30,560 --> 00:06:33,680
‫نه، آخه مامان گفت
‫می‌خوای یه چیزی رو بهم بگی؟

115
00:06:40,880 --> 00:06:42,920
‫- چای می‌خوری؟
‫- آره، حتماً. ممنون

116
00:06:44,360 --> 00:06:46,599
‫خب، چطور بود؟

117
00:06:46,600 --> 00:06:47,999
‫فارغ‌التحصیلی؟

118
00:06:48,000 --> 00:06:50,680
‫می‌دونی، اون‌قدر معذب بودم
‫انگار توی جهنم بودم

119
00:06:52,440 --> 00:06:53,999
‫ببین، شرمنده که دعوتت نکردم

120
00:06:54,000 --> 00:06:55,440
‫فکر نمی‌کردم خوشت بیاد

121
00:06:57,080 --> 00:07:00,559
‫نه. مهم نیست.
‫خودمون جشن می‌گیریم

122
00:07:00,560 --> 00:07:02,320
‫فقط خودمون دو نفر.
وقتی کارم تموم بشه

123
00:07:07,560 --> 00:07:10,240
‫بگیر. حال بدت رو بشور بره

124
00:07:11,760 --> 00:07:15,159
‫خب، ببین، مامان گفت…

125
00:07:15,160 --> 00:07:17,599
‫پرونده یه تغییراتی کرده،
‫این‌که پای من وسطه؟

126
00:07:17,600 --> 00:07:19,279
‫آره، مربوط به تو و آلبیه

127
00:07:19,280 --> 00:07:20,799
‫چرا؟ چرا؟ چی در موردم گفته؟

128
00:07:20,800 --> 00:07:22,679
‫چرا همیشه این سوال رو می‌پرسی؟

129
00:07:22,680 --> 00:07:25,199
‫چون باید بدونم الکی
‫مزخرف سر هم می‌کنه یا نه

130
00:07:25,200 --> 00:07:28,240
‫باشه. تکیه بده و آروم باش، عوضی

131
00:07:37,880 --> 00:07:40,279
‫باید بگی دستمالیم کرده

132
00:07:40,280 --> 00:07:42,160
‫می‌دونی، قبل از این‌که کتکش بزنم

133
00:07:46,320 --> 00:07:47,959
‫ببخشید، چی؟

134
00:07:47,960 --> 00:07:50,280
‫باید بگی دستمالیم کرده

135
00:07:52,000 --> 00:07:53,119
‫اما دستمالیت نکرد

136
00:07:53,120 --> 00:07:55,239
‫می‌دونم، اما باید با نقشه جلو بریم

137
00:07:55,240 --> 00:07:57,920
‫یه دلیل بیاریم که نشون بده
‫چرا اون‌قدر بد زدمش

138
00:08:01,280 --> 00:08:03,519
‫ببین، نایل

139
00:08:03,520 --> 00:08:05,599
‫ممکنه حکمم ۱۰ سال زندان باشه،

140
00:08:05,600 --> 00:08:08,240
‫و بچگیم هم که اون‌طور بود
‫و دماغ کس‌کش‌ها رو گاز می‌گرفتم

141
00:08:09,000 --> 00:08:10,599
‫نمی‌خوام این مسئولیت رو
‫روی شونه‌هات بذارم،

142
00:08:10,600 --> 00:08:12,200
‫اما تو می‌تونی همه‌چیز رو
‫عوض کنی، داداش

143
00:08:12,840 --> 00:08:14,679
‫جوآنا چیزی ندیده

144
00:08:14,680 --> 00:08:17,399
‫سِلِست غیبش زده
‫و برگشته به فرانسه تا قورباغه بخوره،

145
00:08:17,400 --> 00:08:18,679
‫و هیچ‌کس خبری ازش نداره

146
00:08:18,680 --> 00:08:20,599
‫یعنی فقط ۳ نفر توی اتاق بودن

147
00:08:20,600 --> 00:08:23,239
‫اما… اصلاً مشکوک نمی‌شن

148
00:08:23,240 --> 00:08:25,279
‫که من همون اول این رو نگفتم؟

149
00:08:25,280 --> 00:08:27,359
‫مشکوک‌تر از این‌که یه عوضی
‫از کما خارج شده

150
00:08:27,360 --> 00:08:29,519
‫و همه‌چیز رو خیلی واضح
‫به خاطر آورده؟ بیخیال، پسر

151
00:08:33,640 --> 00:08:34,940
‫نمی‌دونم، روبن

152
00:08:37,440 --> 00:08:38,740
‫فقط بهش فکر کن، باشه؟

153
00:08:40,280 --> 00:08:43,119
‫هی، خودت بیا به مرکز اجتماعی

154
00:08:43,120 --> 00:08:45,200
‫با چشم‌های خودت ببین
‫چه کارهای خوبی می‌کنم

155
00:08:46,120 --> 00:08:47,420
‫با بچه‌ها آشنا شو

156
00:08:48,400 --> 00:08:50,999
‫ببین اگه من زندانی بشم
‫چند تا پسر بیچاره

157
00:08:51,000 --> 00:08:52,300
‫بدبخت و داغون می‌شن

158
00:08:53,400 --> 00:08:56,359
‫اما چرا دستمالی؟
‫روبن، نمی‌فهمم

159
00:08:56,360 --> 00:08:58,959
‫چون همجنس‌گراست،
‫این‌طوری خیلی باورپذیرتره

160
00:09:01,600 --> 00:09:02,900
‫می‌بینی،

161
00:09:03,400 --> 00:09:05,319
‫طبق حرف وکیلم،

162
00:09:05,320 --> 00:09:07,759
‫هیئت منصفه بیشتر از اراذل،

163
00:09:07,760 --> 00:09:12,319
‫از کونی‌ها متنفره

164
00:09:19,240 --> 00:09:22,279
‫- مورا خوابه!
‫- برام مهم نیست!

165
00:09:22,280 --> 00:09:24,119
‫شنیدی روبن ازم می‌خواد چیکار کنم؟

166
00:09:24,120 --> 00:09:26,360
‫خدایا! بیا ببینم

167
00:09:33,320 --> 00:09:34,399
‫آره، شنیدم

168
00:09:34,400 --> 00:09:38,359
‫خب بیمارگونه، بدجنسانه و غیرقانونیه

169
00:09:38,360 --> 00:09:42,439
‫- اصلاً چیکار کنم؟
‫- به نظرم باید انجامش بدی

170
00:09:42,440 --> 00:09:45,999
‫چی؟ جدی می‌گی؟

171
00:09:46,000 --> 00:09:47,079
‫آره، نایل

172
00:09:47,080 --> 00:09:49,279
‫باید بهترین فرصت
‫برای مبارزه رو براش فراهم کنی

173
00:09:49,280 --> 00:09:51,399
‫- داره خیلی تلاش می‌کنه
‫- تلاش چی می‌کنه؟

174
00:09:51,400 --> 00:09:53,759
‫باعث می‌شه بتونی
‫یه نفر رو تا سر حد مرگ کتک بزنی؟

175
00:09:53,760 --> 00:09:55,599
‫ببین، فقط دارم نظرم رو…

176
00:09:55,600 --> 00:09:57,039
‫آره، و من دارم حقایق رو می‌گم

177
00:09:58,160 --> 00:10:00,159
‫ممکنه آینده‌م داغون بشه

178
00:10:00,160 --> 00:10:02,479
‫مصاحبه‌م با آکسفورد
‫دو روز دیگه انجام می‌شه

179
00:10:02,480 --> 00:10:03,999
‫طرف قراره برای دیدن من بیاد این‌جا

180
00:10:04,000 --> 00:10:05,079
‫باید تمرکز کنم

181
00:10:05,080 --> 00:10:06,919
‫نمی‌خوام بری اون‌طور جای شیکی!

182
00:10:06,920 --> 00:10:08,520
‫آره! آره، باید برم!

183
00:10:09,320 --> 00:10:10,639
‫تازه، نویسندگی خلاق‌ـه

184
00:10:10,640 --> 00:10:12,239
‫دارم راه بابا رو ادامه می‌دم

185
00:10:12,240 --> 00:10:13,919
‫چطور داری راه اون رو ادامه می‌دی؟

186
00:10:13,920 --> 00:10:15,399
‫تمام عمرش توی یه بار کار می‌کرد

187
00:10:15,400 --> 00:10:17,040
‫اصلاً داری کاری می‌کنی
‫بهت حسادت کنه

188
00:10:19,120 --> 00:10:22,559
‫تنها چیزی که می‌خوایم
‫اینه که وقت بذاری

189
00:10:22,560 --> 00:10:24,159
‫و درست بهش فکر کنی

190
00:10:24,160 --> 00:10:26,399
‫برو به مرکز، یه‌کم اون‌جا بمون،

191
00:10:26,400 --> 00:10:30,359
‫تا دوباره با هم آشنا بشید،
‫چون آدم دیگه‌ای شده، نایل

192
00:10:30,360 --> 00:10:35,559
‫واقعاً عوض شده، باشه؟
‫قول بده که اون کار رو می‌کنی

193
00:10:50,680 --> 00:10:52,799
‫اومد! مرد موفق اومد!

194
00:10:57,800 --> 00:10:59,879
‫همه واقعاً برات خوش‌حالن، نایل

195
00:10:59,880 --> 00:11:01,359
‫همه‌چیز رو بهشون گفتم.
‫امیدوارم ناراحت نشی

196
00:11:01,360 --> 00:11:03,519
‫همه‌ی پیشنهادات تحصیلات تکمیلی،

197
00:11:03,520 --> 00:11:05,519
‫از جمله مصاحبه‌ت با آکسفورد

198
00:11:05,520 --> 00:11:07,159
‫واقعاً شگفت‌انگیزه

199
00:11:07,160 --> 00:11:08,460
‫واقعاً…

200
00:11:15,480 --> 00:11:18,519
‫- قضیه چیه؟
‫- خب…

201
00:11:18,520 --> 00:11:20,759
‫- نمی‌دونم
‫- خب، بهتره بهش شک نکنیم

202
00:11:20,760 --> 00:11:22,120
‫دوباره انجام دادنش خیلی راحت‌تره

203
00:11:28,160 --> 00:11:29,559
‫بیا از این‌جا بریم

204
00:11:29,560 --> 00:11:31,119
‫صبر کن! بقیه چی؟

205
00:11:31,120 --> 00:11:32,319
‫توی تابستون یکی‌یکی
‫باهاشون قطع رابطه می‌کنیم،

206
00:11:32,320 --> 00:11:33,620
‫نگران نباش

207
00:11:54,320 --> 00:11:55,620
‫سلام

208
00:11:56,040 --> 00:11:57,520
‫سلام

209
00:11:58,920 --> 00:12:00,440
‫دیشب خیلی عاشقانه بود

210
00:12:01,360 --> 00:12:03,599
‫کباب خوردیم و خوابیدیم

211
00:12:03,600 --> 00:12:05,479
‫آره، اما کباب خوش‌مزه‌ای بود

212
00:12:08,440 --> 00:12:10,519
‫در واقع خیلی ازت ناراحتم، نایل کندی

213
00:12:10,520 --> 00:12:13,079
‫این چهار سال خیلی می‌خواستمت،

214
00:12:13,080 --> 00:12:15,039
‫و الان تصمیم گرفتی یه کاری بکنی؟

215
00:12:15,040 --> 00:12:16,359
‫آره، می‌دونم منظورت چیه

216
00:12:16,360 --> 00:12:18,679
‫آره، و به زودی می‌ری به آکسفورد،

217
00:12:18,680 --> 00:12:21,519
‫و وقتی بری اون‌جا
‫دیگه اصلاً بهم فکر نمی‌کنی

218
00:12:21,520 --> 00:12:23,919
‫خب… بعد از مصاحبه‌ی فردا

219
00:12:23,920 --> 00:12:25,279
‫نگران اون موضوع می‌شیم

220
00:12:25,280 --> 00:12:27,720
‫این جواب درست نبود!

221
00:12:29,680 --> 00:12:31,359
‫دارم غیرمستقیم اشاره می‌کنم، نایل

222
00:12:31,360 --> 00:12:33,720
‫می‌خوام بدونم این رابطه چی هست

223
00:12:37,480 --> 00:12:39,960
‫ببین…

224
00:12:41,800 --> 00:12:43,440
‫ازت خوشم میاد، جوآنا.
‫واقعاً جدی می‌گم

225
00:12:44,520 --> 00:12:47,279
‫و تا وقتی این‌جام
‫علاقه‌مندم ببینم چطور پیش می‌ره

226
00:12:47,280 --> 00:12:50,239
‫اما اگه قبول بشم،

227
00:12:50,240 --> 00:12:52,840
‫فکر کنم می‌خوام اون‌جا
‫یه شروع جدید داشته باشم

228
00:12:53,840 --> 00:12:56,159
‫می‌دونی، امیدوارم تغییری باشه

229
00:12:56,160 --> 00:12:59,239
‫که بهش نیاز دارم تا بالاخره
‫خود واقعیم رو نشون بدم

230
00:12:59,240 --> 00:13:01,319
‫نمی‌فهمم

231
00:13:01,320 --> 00:13:03,480
‫چطور من مانعت شدم؟

232
00:13:06,600 --> 00:13:07,839
‫خب…

233
00:13:07,840 --> 00:13:09,119
‫توضیح دادنش سخته

234
00:13:09,120 --> 00:13:10,559
‫خیلی برام عجیبه

235
00:13:10,560 --> 00:13:14,159
‫تا حالا به انگلستان نرفتی،
‫اما الان خیلی دوست داری بری

236
00:13:14,160 --> 00:13:15,720
‫اون‌جا می‌خوای به چی برسی؟

237
00:13:16,560 --> 00:13:17,860
‫توی یه کلمه بگو

238
00:13:24,600 --> 00:13:25,900
‫آزادی

239
00:13:37,317 --> 00:13:40,488
‫[ مرکز اجتماعی فِرلِی ]

240
00:13:51,040 --> 00:13:53,160
‫ایول، رفیق! اومدی!

241
00:13:53,920 --> 00:13:55,879
‫خیلی‌خب، پسرها. گوش کنید!

242
00:13:55,880 --> 00:13:58,239
‫آدم بزرگی به دیدن‌مون اومده

243
00:13:58,240 --> 00:14:00,799
‫این پسری که می‌بینید
‫پادشاه گلاسگوئه

244
00:14:00,800 --> 00:14:03,639
‫بین هم‌ورودی‌هاش نفر اول شده

245
00:14:03,640 --> 00:14:04,799
‫و بچه‌ها، باید چیکار کنیم

246
00:14:04,800 --> 00:14:06,919
‫وقتی کسی توی دانشگاه نفر اول می‌شه؟

247
00:14:06,920 --> 00:14:08,079
‫تشویقش می‌کنیم

248
00:14:08,080 --> 00:14:10,479
‫آره! درسته، سایمون.
‫تشویقش می‌کنیم!

249
00:14:13,640 --> 00:14:14,719
‫قمار سختی کردم

250
00:14:14,720 --> 00:14:16,020
‫ممکن بود بگه «خودارضایی می‌کنیم»

251
00:14:17,680 --> 00:14:19,680
‫بیا تا به همه معرفیت کنم

252
00:14:32,080 --> 00:14:33,400
‫خیلی کار خوبی این‌جا می‌کنی

253
00:14:34,000 --> 00:14:35,999
‫آره، پسر. عاشقشم

254
00:14:36,000 --> 00:14:38,079
‫پشت ساختمون روی دیوار
‫یه شعار دارن

255
00:14:38,080 --> 00:14:39,159
‫که این‌طوره:

256
00:14:39,160 --> 00:14:41,599
‫«کلید رستگاری، کمک به دیگران است»

257
00:14:41,600 --> 00:14:43,759
‫درسته. و تو هم چنین باوری داری؟

258
00:14:43,760 --> 00:14:45,599
‫نه بابا!

259
00:14:45,600 --> 00:14:47,439
‫کلید رستگاری اینه که
‫یه همبرگر از بیگ‌مک بگیری

260
00:14:47,440 --> 00:14:48,759
‫و دستت رو بکنی توی کونت
‫و جلق بزنی

261
00:14:50,760 --> 00:14:52,799
‫اما منظورشون رو درک می‌کنم

262
00:14:57,520 --> 00:14:59,599
‫پس داری این کارها رو می‌کنی

263
00:14:59,600 --> 00:15:01,559
‫تا هیئت منصفه رو گول بزنی؟

264
00:15:01,560 --> 00:15:02,679
‫خفه شو!

265
00:15:02,680 --> 00:15:04,559
‫خیلی قبل‌تر از این‌که
‫اون عوضی ازم شکایت کنه

266
00:15:04,560 --> 00:15:06,519
‫من این‌جا کار می‌کردم.
‫و اگه به دیدنم می‌اومدی

267
00:15:06,520 --> 00:15:08,279
‫این رو کامل می‌دونستی

268
00:15:08,280 --> 00:15:10,359
‫آره، نه. شرمنده، روبن

269
00:15:10,360 --> 00:15:12,599
‫چند سال آخر توی دانشگاه
‫یه‌کم سخت گذشت

270
00:15:12,600 --> 00:15:14,039
‫باید یه‌کم تمرکز می‌کردم

271
00:15:14,040 --> 00:15:16,120
‫آره، آره. همه‌ش بهونه میاری

272
00:15:17,520 --> 00:15:18,839
‫وای! یادم رفت!

273
00:15:18,840 --> 00:15:21,639
‫یک‌شنبه یه بازی جستجوی گنج

274
00:15:21,640 --> 00:15:24,159
‫توی جنگل کاشل برگزار می‌شه.
‫تو هم بیا

275
00:15:24,160 --> 00:15:25,879
‫همیشه دنبال داوطلب می‌گردیم

276
00:15:25,880 --> 00:15:27,799
‫نمی‌دونم، روبن

277
00:15:27,800 --> 00:15:29,479
‫نه! بیا! خیلی حال می‌ده

278
00:15:29,480 --> 00:15:31,119
‫اون روز یه نسیم شمالی هم هست،

279
00:15:31,120 --> 00:15:32,359
‫پس اگه در جهت درست حرکت کنیم،

280
00:15:32,360 --> 00:15:34,479
‫می‌تونم حروم‌زاده کوچولوها رو
‫توی مسیر نسیم قرار بدیم

281
00:15:39,320 --> 00:15:41,759
‫- آره، باشه
‫- عالیه

282
00:15:41,760 --> 00:15:43,359
‫با مالکی حرف می‌زنم،
‫می‌گم سابقه‌ت رو بررسی کنه

283
00:15:43,360 --> 00:15:44,719
‫مطمئن بشیم کسی رو بازی ندادی

284
00:15:48,360 --> 00:15:51,359
‫صبر کن ببینم.
‫تو چطور از این مرحله رد کردی؟

285
00:15:51,360 --> 00:15:53,359
‫وقتی ۱۶ سالم شد
‫سابقه‌م رو پاک کردن

286
00:15:53,360 --> 00:15:55,559
‫بی‌گناه و پاکم، عزیزم

287
00:15:55,560 --> 00:15:58,079
‫راستش رو بخوای کاش قبل از ۱۶ سالگی
‫کارهای بیشتری می‌کردم

288
00:15:58,080 --> 00:16:01,879
‫این ماجرا با آلبی چی؟

289
00:16:01,880 --> 00:16:03,999
‫- مشکلی با اون ندارن؟
‫- نه

290
00:16:04,000 --> 00:16:05,559
‫تا وقتی ثابت نشه گناهکارم، بی‌گناهم

291
00:16:05,560 --> 00:16:07,759
‫تازه، شرایط رو براشون توضیح دادم

292
00:16:07,760 --> 00:16:09,799
‫به همه گفتم که اون عوضی
‫دستمالیم کرده،

293
00:16:09,800 --> 00:16:11,100
‫و راستش رو بخوای،

294
00:16:11,920 --> 00:16:13,839
‫اونا هم اندازه‌ی من عصبانی‌ان

295
00:16:30,680 --> 00:16:33,320
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه

296
00:16:35,440 --> 00:16:36,679
‫جانم؟

297
00:16:36,680 --> 00:16:39,839
‫می‌گم خیلی تحسین‌برانگیزه
‫که این همه نوشتی

298
00:16:39,840 --> 00:16:41,719
‫- در حالی که درس می‌خوندی
‫- اوه

299
00:16:41,720 --> 00:16:44,039
‫چطور وقت کردی؟

300
00:16:44,040 --> 00:16:48,119
‫اوه. می‌دونم چطور باید
‫خودم رو تحت فشار بذارم

301
00:16:48,120 --> 00:16:49,439
‫و در این مدت

302
00:16:49,440 --> 00:16:51,519
‫رئیس انجمن تئاتر هم بودی؟

303
00:16:51,520 --> 00:16:53,639
‫- درسته
‫- وای، خدا

304
00:16:53,640 --> 00:16:56,240
‫واقعاً خیلی تحسین‌برانگیزه، آقای کندی

305
00:16:57,280 --> 00:16:59,560
‫از چی داری فرار می‌کنی؟

306
00:17:04,200 --> 00:17:06,719
‫مجبور نیستی جواب بدی

307
00:17:06,720 --> 00:17:09,320
‫نه، می‌دونم، من… فقط…

308
00:17:11,440 --> 00:17:12,740
‫ببخشید

309
00:17:15,160 --> 00:17:16,519
‫به کسی نیاز داری؟

310
00:17:16,520 --> 00:17:18,159
‫نه! نه. نه، خوبم

311
00:17:18,160 --> 00:17:19,799
‫می‌تونم یه‌کم زودتر تموم کنم…

312
00:17:19,800 --> 00:17:21,320
‫نه! نه! لطفاً!

313
00:17:22,840 --> 00:17:23,919
‫من… متأسفم

314
00:17:23,920 --> 00:17:25,520
‫بیایید تا آخرش رو بمونیم

315
00:17:26,440 --> 00:17:29,120
‫نه، اصرار می‌کنم

316
00:17:29,840 --> 00:17:31,160
‫تمام چیزهایی که نیازه ببینم رو دیدم

317
00:17:34,160 --> 00:17:35,480
‫ممنون، آقای کندی

318
00:17:46,320 --> 00:17:48,320
‫تق تق

319
00:17:49,640 --> 00:17:50,679
‫سلام

320
00:17:50,680 --> 00:17:52,840
‫خودم اومدم داخل.
‫امیدوارم ناراحت نشی

321
00:17:53,920 --> 00:17:55,119
‫جوآنا تماس گرفت

322
00:17:55,120 --> 00:17:56,759
‫گفت یه‌کم پریشونی

323
00:17:56,760 --> 00:17:58,559
‫شماره‌ت رو از کجا پیدا کرده؟

324
00:17:58,560 --> 00:18:01,240
‫فکر کنم از اون نشون‌دهنده‌ی
‫عقده‌ی اُدیپ که روی دیواره

325
00:18:02,323 --> 00:18:05,232
‫[ در مواقع اضطراری
‫با لورین کندی تماس بگیرید ]

326
00:18:07,760 --> 00:18:09,559
‫پس خوب پیش نرفت؟

327
00:18:09,560 --> 00:18:10,860
‫نه

328
00:18:11,360 --> 00:18:13,079
‫گندش بزنن

329
00:18:13,080 --> 00:18:14,879
‫فکر کنم این همون بخشیه

330
00:18:14,880 --> 00:18:17,199
‫که می‌اندازیش گردن روبن

331
00:18:17,200 --> 00:18:18,720
‫نه، خودم گند زدم

332
00:18:19,760 --> 00:18:21,060
‫اما اون ماجرا هم هیچ کمکی نکرد

333
00:18:29,501 --> 00:18:32,306
‫[ ئی.تی. ]

334
00:18:43,480 --> 00:18:45,759
‫آخه… خیلی سخته.
‫واقعاً طاقت‌فرساست

335
00:18:45,760 --> 00:18:47,839
‫- این اتفاقاتی که می‌افتن
‫- می‌دونم، عشقم،

336
00:18:47,840 --> 00:18:50,039
‫اما اگه فکر می‌کردیم مهم نیست

337
00:18:50,040 --> 00:18:51,239
‫چیزی بهت نمی‌گفتیم

338
00:18:51,240 --> 00:18:54,039
‫اما… چه چیزی از آینده‌ی من مهم‌تره؟

339
00:18:54,040 --> 00:18:56,039
‫خوش‌بختی من؟ ارزش‌های من؟

340
00:18:56,040 --> 00:18:58,279
‫نه، جدی می‌گم، مامان.
‫واقعاً جوابم رو بده!

341
00:18:58,280 --> 00:18:59,919
‫چون اگه چیزی می‌دونی

342
00:18:59,920 --> 00:19:01,599
‫که باعث می‌شه بتونم
‫تصمیمم رو بگیرم

343
00:19:01,600 --> 00:19:03,719
‫بهتره الان بگیش

344
00:19:03,720 --> 00:19:06,200
‫چون نمی‌تونم کورکورانه
‫از حرفت اطاعت کنم

345
00:19:07,240 --> 00:19:08,359
‫و بهتره دلیل خوبی هم باشه

346
00:19:08,360 --> 00:19:10,079
‫مثلاً بچه‌ی روبن داره به دنیا میاد،

347
00:19:10,080 --> 00:19:11,879
‫یا مورا داره می‌میره
‫یا همچین چیزی،

348
00:19:11,880 --> 00:19:13,839
‫چون اصلاً نمی‌فهمم

349
00:19:13,840 --> 00:19:15,519
‫چرا من رو توی چنین شرایطی…

350
00:19:21,920 --> 00:19:23,220
‫یا خدا

351
00:19:24,840 --> 00:19:26,280
‫مورا داره می‌میره، نه؟

352
00:19:29,600 --> 00:19:30,900
‫آره، نایل

353
00:19:33,920 --> 00:19:39,040
‫اما… سرطانی چیزیه؟

354
00:19:42,520 --> 00:19:43,820
‫آره، نایل

355
00:19:46,480 --> 00:19:50,680
‫باشه. اما نگرانی
‫که ممکنه جدی باشه؟

356
00:19:55,120 --> 00:19:56,420
‫آره، نایل

357
00:20:02,280 --> 00:20:05,159
‫خدایا، مامان.
‫چرا بهم نگفتی؟

358
00:20:05,160 --> 00:20:08,399
‫نمی‌خواستم قبل از مصاحبه
‫تمرکزت رو به هم بزنم

359
00:20:11,400 --> 00:20:14,359
‫تازه، نمی‌خواستیم به روبن بگی

360
00:20:14,360 --> 00:20:15,719
‫نمی‌دونه

361
00:20:15,720 --> 00:20:18,159
‫و با توجه به این ماجراها

362
00:20:18,160 --> 00:20:19,799
‫باید تمرکز کنه

363
00:20:19,800 --> 00:20:22,239
‫پس برای همین خیلی اصرار داری
‫که این کار رو بکنم

364
00:20:22,240 --> 00:20:25,199
‫حقیقت اینه که بهش نیاز داریم

365
00:20:25,200 --> 00:20:27,639
‫تو قراره بری یه جای دور
‫کتاب‌هات رو بنویسی،

366
00:20:27,640 --> 00:20:30,639
‫و از اون مغز بزرگت کار بکشی

367
00:20:30,640 --> 00:20:32,399
‫واقعاً می‌خوای بی‌خیال همه‌چیز بشی،

368
00:20:32,400 --> 00:20:34,479
‫توی خونه بشینی
‫و هر روز کمکم کنی

369
00:20:34,480 --> 00:20:36,319
‫بین تخت و دستشویی جابه‌جاش کنم؟

370
00:20:36,320 --> 00:20:38,759
‫چون نمی‌ذارمش
‫خونه‌ی سالمندان، نایل

371
00:20:38,760 --> 00:20:40,060
‫امکان نداره

372
00:20:40,720 --> 00:20:42,800
‫فقط برای این‌که حرص تو دربیاد

373
00:20:44,920 --> 00:20:46,799
‫باید یه جواب بهمون بدی، نایل

374
00:20:46,800 --> 00:20:48,959
‫منصفانه نیست که این‌طوری

375
00:20:48,960 --> 00:20:50,999
‫منتظر نگهمون داری

376
00:20:51,000 --> 00:20:52,679
‫مخصوصاً وقتی توی
‫چنین شرایطی هستیم

377
00:21:46,840 --> 00:21:48,360
‫عوضی خوبی هستی
‫که بهم کمک می‌کنی

378
00:21:49,480 --> 00:21:50,799
‫باورت می‌شه بهمون اعتماد کردن

379
00:21:50,800 --> 00:21:52,720
‫که یک‌شنبه این همه
‫آت‌وآشغال رو ببریم براشون؟

380
00:22:01,080 --> 00:22:02,380
‫چیه؟

381
00:22:05,800 --> 00:22:07,100
‫می‌خوام انجامش بدم

382
00:22:08,320 --> 00:22:09,620
‫می‌خوام شهادت بدم

383
00:22:12,440 --> 00:22:15,519
‫ای قهرمان عوضی!

384
00:22:20,720 --> 00:22:23,679
‫وای، پسر، پسر، پسر.
‫ای مادرجنده!

385
00:22:23,680 --> 00:22:25,239
‫این همه منتظر گذاشتیم، حروم‌زاده!

386
00:22:25,240 --> 00:22:28,199
‫واقعاً حروم‌زاده‌ای!

387
00:22:28,200 --> 00:22:31,159
‫پسر، واقعاً چرا این‌قدر طولش دادی؟

388
00:22:31,160 --> 00:22:33,199
‫همه‌مون رو عصبانی کرده بودی،
‫توی فکر بودیم

389
00:22:33,200 --> 00:22:34,799
‫کیا؟

390
00:22:34,800 --> 00:22:37,480
‫من، مورا، مامانت

391
00:22:38,200 --> 00:22:39,519
‫نمی‌تونستیم درک کنیم

392
00:22:39,520 --> 00:22:42,000
‫چرا این‌قدر سعی داشتی
‫ازش محافظت کنی

393
00:22:42,720 --> 00:22:45,199
‫همه‌مون نظریه‌هایی داشتیم

394
00:22:45,200 --> 00:22:46,919
‫این‌که اون…

395
00:22:46,920 --> 00:22:48,679
‫شهریه‌ی دانشگاهت رو می‌ده

396
00:22:48,680 --> 00:22:52,079
‫یا سلست ازت آتو داشته
‫و اونم خبر داشته

397
00:22:52,080 --> 00:22:54,039
‫حتی مورا شوخی کرد

398
00:22:54,040 --> 00:22:55,999
‫و گفت شما دو نفر تشنه‌ی کیر هستید!

399
00:22:56,000 --> 00:22:57,320
‫چی؟

400
00:22:58,240 --> 00:22:59,799
‫خیلی مسخره‌ست!

401
00:22:59,800 --> 00:23:01,100
‫می‌دونم، عوضی

402
00:23:01,880 --> 00:23:03,360
‫باعث شده بود همه‌مون
‫به فکر بیُفتیم. آخه…

403
00:23:04,480 --> 00:23:05,959
‫قطعاً اون روز یه چیزی بود

404
00:23:05,960 --> 00:23:08,279
‫که نمی‌خواستی من بشنومش

405
00:23:12,960 --> 00:23:14,719
‫خوش‌حالم که بالاخره
‫می‌بینمت، جوآنا

406
00:23:14,720 --> 00:23:16,959
‫منم از دیدنت خوش‌حالم!

407
00:23:18,040 --> 00:23:20,040
‫عزیزم، بیا بهت نشون بدم
‫باید کتت رو کجا آویزون کنی

408
00:23:28,720 --> 00:23:30,439
‫ببین، خیلی متأسفم که…

409
00:23:30,440 --> 00:23:31,879
‫نه، نگران نباش

410
00:23:31,880 --> 00:23:33,240
‫نیاز نیست وارد اون بحث بشیم

411
00:23:34,200 --> 00:23:36,000
‫فقط خیلی ازت ممنونم، نایل

412
00:23:38,720 --> 00:23:40,239
‫این ۶ سال منتظر بودم

413
00:23:40,240 --> 00:23:41,559
‫یه کاری برام بکنی،

414
00:23:41,560 --> 00:23:43,280
‫و تنها کاری که نیاز بود بکنم
‫این بود که سرطان بگیرم

415
00:23:47,080 --> 00:23:48,380
‫ممنون

416
00:23:58,440 --> 00:24:00,159
‫گلاسگو هم بهش پیشنهاد داد

417
00:24:00,160 --> 00:24:03,039
‫یعنی تا الان ۶ تا دانشگاه
‫سر نبوغش رقابت می‌کنن

418
00:24:03,040 --> 00:24:04,639
‫از گلاسگو خسته نشدی؟

419
00:24:04,640 --> 00:24:07,799
‫شاید یه‌کم.
‫به هر حال انتخاب اولم نیست

420
00:24:07,800 --> 00:24:09,519
‫انتخاب اولت چیه؟

421
00:24:09,520 --> 00:24:11,159
‫خب، آکسفورد بود، اما…

422
00:24:11,160 --> 00:24:13,079
‫فکر نکنم دیگه شدنی باشه

423
00:24:13,080 --> 00:24:15,559
‫در هر حال اصلاً دلت نمی‌خواد
‫بری به آکسفورد، نایل

424
00:24:15,560 --> 00:24:16,639
‫خدایا،

425
00:24:16,640 --> 00:24:18,519
‫پور خرد می‌اندازن جلوی پات

426
00:24:18,520 --> 00:24:20,599
‫اصلاً حرف مفید می‌زنی؟

427
00:24:20,600 --> 00:24:21,959
‫نه، واقعاً نه

428
00:24:21,960 --> 00:24:23,840
‫اما وقتی بزنم، پشم‌هات می‌ریزه

429
00:24:25,600 --> 00:24:27,399
‫به نظرم خیلی رابطه‌ی قشنگی دارید

430
00:24:27,400 --> 00:24:28,559
‫به نظرم واقعاً همدیگه رو دوست دارید

431
00:24:28,560 --> 00:24:31,480
‫می‌دونی، منم همچین حسی
‫نسبت به شما دو نفر دارم

432
00:24:35,120 --> 00:24:37,839
‫خب، برنامه‌ی تو چیه، جوآنا،
‫حالا که دانشگاه تموم شده؟

433
00:24:37,840 --> 00:24:39,719
‫واقعاً خودمم نمی‌دونم

434
00:24:39,720 --> 00:24:40,919
‫شاید برگردم خونه،

435
00:24:40,920 --> 00:24:42,679
‫و مثل بقیه‌ی دخترها

436
00:24:42,680 --> 00:24:44,479
‫در سن پایین حامله بشم

437
00:24:44,480 --> 00:24:46,639
‫- رشته‌ت چی بود؟
‫- آموزش ابتدایی

438
00:24:46,640 --> 00:24:48,079
‫خب چرا سر کار نمی‌ری؟

439
00:24:48,080 --> 00:24:49,879
‫چون باید برای آدم‌هایی
‫مثل خودم تدریس کنم

440
00:24:49,880 --> 00:24:51,479
‫و بخشی از وجودم می‌خواد
‫این چرخه رو بشکونه

441
00:24:51,480 --> 00:24:52,999
‫می‌دونید، این‌طور برای بشریت بهتره

442
00:24:56,080 --> 00:24:57,840
‫- دختر خوبیه
‫- اوهوم

443
00:24:59,360 --> 00:25:01,559
‫می‌دونی، مورا،
‫فکر نمی‌کردم با هم کنار بیاییم

444
00:25:01,560 --> 00:25:03,079
‫بعد از کاری که روبن انجام داد،

445
00:25:03,080 --> 00:25:05,239
‫اما یاد گرفتم همیشه باید

446
00:25:05,240 --> 00:25:06,540
‫والدین رو از بچه جدا کرد

447
00:25:13,720 --> 00:25:15,020
‫منظورت چیه؟

448
00:25:16,120 --> 00:25:17,879
‫اگه بچه رو یه سیب بد در نظر بگیریم،

449
00:25:17,880 --> 00:25:20,159
‫به این معنی نیست که والدین
‫درخت سیب هستن،

450
00:25:20,160 --> 00:25:22,080
‫یا هر چیزی که می‌گن

451
00:25:24,320 --> 00:25:25,620
‫متوجه نمی‌شم

452
00:25:26,960 --> 00:25:29,483
‫منظورش اینه که والدین

453
00:25:29,484 --> 00:25:30,999
‫می‌تونن با بچه‌هاشون متفاوت باشن

454
00:25:31,000 --> 00:25:32,679
‫مثلاً بابای خودش اول فکر می‌کنه

455
00:25:32,680 --> 00:25:34,080
‫بعد حرفش رو می‌زنه

456
00:25:36,800 --> 00:25:38,280
‫ببخشید. حرف عجیبی زدم؟

457
00:25:39,440 --> 00:25:42,319
‫نه. فقط می‌خوام توضیح بدی
‫منظورت چی بود

458
00:25:42,320 --> 00:25:43,679
‫ببینید، بی‌فایده‌ست

459
00:25:43,680 --> 00:25:46,799
‫مامان، قرار نبود الان
‫یه سریالی رو ببینیم؟

460
00:25:46,800 --> 00:25:48,100
‫نه، فکر نکنم

461
00:25:50,560 --> 00:25:52,359
‫پسرم مشکلاتی داشته،

462
00:25:52,360 --> 00:25:54,319
‫و خیلی راحت می‌شه رفتار رو دید

463
00:25:54,320 --> 00:25:55,620
‫اما بیماری رو ندید

464
00:25:56,480 --> 00:25:57,780
‫بیماریش چیه؟

465
00:25:58,280 --> 00:26:00,439
‫عصبانیت. خشم کور

466
00:26:04,640 --> 00:26:05,719
‫چیه، عشقم؟

467
00:26:05,720 --> 00:26:07,239
‫نه، آخه…

468
00:26:07,240 --> 00:26:10,399
‫وقتی بهم گفت «جنده‌ی زشت»
‫و تف کرد توی صورتم

469
00:26:10,400 --> 00:26:11,559
‫هیچ خشم کوری ندیدم

470
00:26:11,560 --> 00:26:14,000
‫در واقع یادمه داشت لبخند می‌زد

471
00:26:16,480 --> 00:26:17,999
‫حالش خوب نیست، جوآنا

472
00:26:18,000 --> 00:26:19,999
‫آره، خیلی‌ها خوب نیستن،

473
00:26:20,000 --> 00:26:22,079
‫اما بدون هیچ دلیلی
‫ساعت ۲ بعدازظهر

474
00:26:22,080 --> 00:26:23,159
‫مردم رو کتک نمی‌زنن

475
00:26:23,160 --> 00:26:25,759
‫خب، در واقع دلیل داشته، جوآنا

476
00:26:25,760 --> 00:26:26,839
‫آلبی دستمالیش کرد

477
00:26:26,840 --> 00:26:29,039
‫شوخی می‌کنی؟

478
00:26:29,040 --> 00:26:30,879
‫نه. اون رو دستمالی کرد

479
00:26:30,880 --> 00:26:33,759
‫مزخرف‌ترین چیزیه که شنیدم

480
00:26:33,760 --> 00:26:34,839
‫ببخشید

481
00:26:34,840 --> 00:26:37,439
‫حقیقت داره، جوآنا.
‫فقط از خودش دفاع کرده

482
00:26:37,440 --> 00:26:40,199
‫خدایا، اگه اون دفاع از خود باشه،
‫شاید من باید برگردم توی اون مغازه

483
00:26:40,200 --> 00:26:42,400
‫که بقیه‌ی پولم رو نداد
‫و با خاک یکسانش کنم

484
00:26:52,400 --> 00:26:54,679
‫ببین، تو اون‌جا نبودی، جوآنا

485
00:26:54,680 --> 00:26:55,839
‫نیازی نیست اون‌جا بوده باشم

486
00:26:55,840 --> 00:26:57,959
‫می‌دونم چه کارهایی از برادرت برمیاد

487
00:26:57,960 --> 00:27:00,759
‫تازه، چرا تا حالا این رو نگفته بودی؟

488
00:27:00,760 --> 00:27:02,520
‫اخیراً یادم اومد

489
00:27:07,920 --> 00:27:09,220
‫صبر کن

490
00:27:10,160 --> 00:27:12,360
‫قصد که نداری این رو
‫توی دادگاه بگی، ها؟

491
00:27:13,480 --> 00:27:16,599
‫- خب من…
‫- یا خدا. نایل، نباید این کار رو بکنی

492
00:27:16,600 --> 00:27:19,239
‫اگه در جایگاه شاهد دروغ بگی
‫خیلی توی دردسر می‌افتی

493
00:27:19,240 --> 00:27:20,479
‫دروغ نیست، باشه؟

494
00:27:20,480 --> 00:27:22,239
‫یه… یه دعوای بچگونه بود،

495
00:27:22,240 --> 00:27:23,319
‫بعدش یه اتفاقی افتاد،

496
00:27:23,320 --> 00:27:24,799
‫و شاید دستمالی در کار بود.
‫حتماً بود

497
00:27:24,800 --> 00:27:26,319
‫لطفاً بگید دارید اذیتم می‌کنید

498
00:27:26,320 --> 00:27:29,759
‫نه، جوآنا. فقط دخالت نکن

499
00:27:29,760 --> 00:27:31,319
‫ببین، تصمیم گرفتی دخالت نکنی،

500
00:27:31,320 --> 00:27:32,359
‫و تصمیمش با خودت بود

501
00:27:32,360 --> 00:27:35,531
‫چون گفتی رابطه‌مون رو خراب می‌کنه

502
00:27:35,532 --> 00:27:37,120
‫می‌بینی حالا؟ داره خراب می‌کنه

503
00:27:40,640 --> 00:27:41,960
‫باورم نمی‌شه

504
00:27:54,600 --> 00:27:55,900
‫شرمنده

505
00:28:00,960 --> 00:28:02,260
‫ازش خوشم میاد!

506
00:28:06,160 --> 00:28:08,319
‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای
‫این کار رو بکنی

507
00:28:08,320 --> 00:28:10,319
‫فقط در مورد برادرت غر می‌زنی

508
00:28:10,320 --> 00:28:11,879
‫- نه، غر نمی‌زنم
‫- چرا، می‌زنی!

509
00:28:11,880 --> 00:28:13,679
‫اون روز گفتی کاش می‌رفت
‫یه کشور دیگه

510
00:28:13,680 --> 00:28:15,759
‫- تا بتونی آزاد باشی
‫- مست بودم

511
00:28:15,760 --> 00:28:17,799
‫دقیقاً. خودت همیشه می‌گی

512
00:28:17,800 --> 00:28:19,039
‫آدم موقع مستی حقیقت رو می‌گه

513
00:28:19,040 --> 00:28:20,359
‫ولی وقتی اون حرف رو زدم
‫هنوز مست نشده بودم

514
00:28:20,360 --> 00:28:21,719
‫پس نباید باور کنی

515
00:28:21,720 --> 00:28:23,679
‫صبر کن! برگرد!

516
00:28:23,680 --> 00:28:25,799
‫نایل، فرار نکن

517
00:28:25,800 --> 00:28:27,440
‫نایل، گوش می‌دی؟

518
00:28:28,120 --> 00:28:29,420
‫نایل، بمون!

519
00:28:32,080 --> 00:28:34,679
‫لطفاً، باید بدونم

520
00:28:34,680 --> 00:28:36,800
‫آلبی واقعاً روبن رو دستمالی کرده؟

521
00:28:40,800 --> 00:28:42,100
‫آره

522
00:28:44,480 --> 00:28:46,120
‫شک که نداری، بامبی؟

523
00:29:00,000 --> 00:29:01,300
‫جوآنا

524
00:29:01,520 --> 00:29:02,820
‫روبن

525
00:29:04,360 --> 00:29:06,239
‫در واقع قصد داشتم باهات حرف بزنم

526
00:29:06,240 --> 00:29:08,999
‫ممنون که بهم لطف کردی
‫و شهادت ندادی

527
00:29:09,000 --> 00:29:10,279
‫بهت لطف نکردم

528
00:29:10,280 --> 00:29:12,519
‫فقط چیزی ندیدم
‫و نمی‌خوام دخالت کنم

529
00:29:12,520 --> 00:29:13,599
‫من مثل سوئیس بی‌طرفم

530
00:29:13,600 --> 00:29:14,900
‫از سوئیس خوشم میاد

531
00:29:15,440 --> 00:29:16,740
‫یه بار رفتم اون‌جا

532
00:29:19,680 --> 00:29:22,279
‫باشه، برای این هفته
‫تنش دیگه کافیه

533
00:29:22,280 --> 00:29:23,580
‫بریم؟

534
00:29:24,640 --> 00:29:27,320
‫آره، بامبرز. بزن بریم

535
00:29:29,600 --> 00:29:30,900
‫صبر کن

536
00:29:31,880 --> 00:29:33,180
‫نایل، بمون!

537
00:29:35,640 --> 00:29:37,880
‫نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

538
00:29:39,560 --> 00:29:41,720
‫چرا. خداحافظ

539
00:30:10,960 --> 00:30:12,260
‫همه‌چیز خوبه، روبن؟

540
00:30:12,720 --> 00:30:14,199
‫نه، عصبانی‌ام!

541
00:30:14,200 --> 00:30:17,080
‫از دست تو.
‫این‌که توی خونه مردد بودی

542
00:30:17,680 --> 00:30:19,599
‫واقعاً؟ من…

543
00:30:19,600 --> 00:30:21,959
‫من… فقط غافل‌گیر شدم

544
00:30:21,960 --> 00:30:23,439
‫خب، وقتی جلوی اون کودن
‫غافل‌گیر شدی،

545
00:30:23,440 --> 00:30:25,999
‫فکر می‌کنی وقتی هیئت منصفه
‫بهت خیره شده باشن چه واکنشی نشون می‌دی؟

546
00:30:26,000 --> 00:30:27,399
‫یه کودن نیست، روبن

547
00:30:27,400 --> 00:30:29,360
‫خب، قطعاً یه وکیل که نیست

548
00:30:32,000 --> 00:30:33,959
‫باید قوی باشی، نایل

549
00:30:33,960 --> 00:30:37,039
‫باید هر کسی که می‌پرسه
‫با یقین جوابش رو بدی

550
00:30:37,040 --> 00:30:39,239
‫خدایا. نمی‌دونستم این ماجرا

551
00:30:39,240 --> 00:30:40,319
‫کلاس بازیگری هم نیاز داره

552
00:30:40,320 --> 00:30:42,279
‫معلومه که نیاز داره!
‫به زبون آوردنش کافی نیست

553
00:30:42,280 --> 00:30:44,799
‫باید قطعیت داشته باشی
‫و از چشم‌هات مشخص باشه

554
00:30:44,800 --> 00:30:46,959
‫خب، من هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫اون‌طوری باشم، نه؟

555
00:30:46,960 --> 00:30:48,399
‫- چرا نمی‌تونی؟
‫- چون ازم می‌خوای

556
00:30:48,400 --> 00:30:51,039
‫به چیزی باور داشته باشم
‫که می‌دونم دروغه

557
00:30:51,040 --> 00:30:52,559
‫و هیچ‌کدوم از ترفندهای ذهنی

558
00:30:52,560 --> 00:30:53,839
‫نمی‌تونن تغییرش بدن

559
00:30:53,840 --> 00:30:55,239
‫درسته. به جهنم!

560
00:30:57,320 --> 00:31:01,239
‫چیکار می‌کنی، روبن؟
‫هی، هی، هی! روبن، بمون!

561
00:31:01,240 --> 00:31:03,560
‫خدایا، روبن، رفتی روی یه چیزی!

562
00:31:11,680 --> 00:31:12,959
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پیاده شو

563
00:31:12,960 --> 00:31:14,119
‫چی؟ چیکار می‌کنی؟

564
00:31:14,120 --> 00:31:15,999
‫- گفتم پیاده شو!
‫- نه، نه! من…

565
00:31:16,000 --> 00:31:17,300
‫تن لشت رو بیار بیرون!

566
00:31:21,040 --> 00:31:22,439
‫چیکار می‌کنی؟

567
00:31:22,440 --> 00:31:23,919
‫می‌خوایم تمرین کنیم

568
00:31:23,920 --> 00:31:25,959
‫مسخره می‌کنی.
‫دیرت نمی‌شه؟

569
00:31:25,960 --> 00:31:28,119
‫بگو

570
00:31:28,120 --> 00:31:29,199
‫بگو من رو دستمالی کرده

571
00:31:29,200 --> 00:31:30,919
‫بیخیال، روبن. مسخره‌ست

572
00:31:30,920 --> 00:31:31,999
‫نه، نیست

573
00:31:32,000 --> 00:31:33,959
‫می‌خوام توی چشم‌هات ببینمش، نایل

574
00:31:33,960 --> 00:31:36,839
‫می‌خوام باور داشتنت رو ببینم،
‫تا هیئت منصفه هم ببینن

575
00:31:36,840 --> 00:31:39,200
‫- بمون سر پا!
‫- وای!

576
00:31:40,160 --> 00:31:41,520
‫بگو دیگه!

577
00:31:47,720 --> 00:31:49,020
‫تو رو دستمالی کرد

578
00:31:51,400 --> 00:31:52,700
‫دوباره

579
00:31:55,480 --> 00:31:57,079
‫تو رو دستمالی کرد!

580
00:31:57,080 --> 00:31:59,079
‫رفیق، رفیق، رفیق، رفیق…

581
00:31:59,080 --> 00:32:01,199
‫- مشکل چیه؟
‫- تویی!

582
00:32:01,200 --> 00:32:03,199
‫«تو رو دستمالی کرد!
‫تو رو دستمالی کرد!»

583
00:32:03,200 --> 00:32:05,319
‫هیچ‌وقت رابطه‌ی مخفیانه
‫نداشته باش، نایل، هیچ‌وقت

584
00:32:05,320 --> 00:32:08,200
‫- دارم تلاشم رو می‌کنم
‫- به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنی!

585
00:32:08,720 --> 00:32:09,839
‫یالا، یالا!

586
00:32:09,840 --> 00:32:11,959
‫توی دانشگاه اون همه
‫نقش بازی کردی، نه؟

587
00:32:11,960 --> 00:32:13,239
‫باید برات آسون باشه!

588
00:32:13,240 --> 00:32:14,679
‫چه ربطی داره؟

589
00:32:14,680 --> 00:32:16,679
‫چون اگه می‌تونی وانمود کنی
‫که شاهزاده‌ی دانمارکی،

590
00:32:16,680 --> 00:32:17,919
‫می‌تونی وانمود کنی که اون کونی

591
00:32:17,920 --> 00:32:19,220
‫به تخم‌های من دست زده

592
00:32:21,960 --> 00:32:23,879
‫نمی‌دونم، روبن

593
00:32:23,880 --> 00:32:26,039
‫واقعاً به نظرم این موضوع سخت‌تره

594
00:32:26,040 --> 00:32:27,399
‫جدی می‌گی؟

595
00:32:27,400 --> 00:32:29,439
‫کلاً به زبون خارجی حرف زدید، نایل

596
00:32:29,440 --> 00:32:31,079
‫یه جا داشتی با یه جمجمه
‫حرف می‌زدی

597
00:32:31,080 --> 00:32:34,239
‫عوضی مُرده بود!
‫چرا با اون حرف می‌زدی؟

598
00:32:34,240 --> 00:32:36,079
‫خب، در اصل وقتی داشت حرف می‌زد

599
00:32:36,080 --> 00:32:38,200
‫- جمجمه رو دستش گرفته بود…
‫- به تخمم هم نیست

600
00:32:39,160 --> 00:32:41,759
‫منظورم اینه که باید برات راحت باشه

601
00:32:41,760 --> 00:32:43,639
‫من برادرتم!

602
00:32:43,640 --> 00:32:45,399
‫اون عوضی رو فقط ۵ دقیقه بود
‫دیده بودی

603
00:32:45,400 --> 00:32:47,160
‫آره، می‌فهمم، روبن.
‫فکر کنم…

604
00:32:48,160 --> 00:32:50,759
‫فقط برام سخته بعضی بخش‌ها رو

605
00:32:50,760 --> 00:32:52,060
‫باور کنم

606
00:32:55,720 --> 00:32:57,020
‫کدوم بخش‌ها؟

607
00:32:57,480 --> 00:32:59,079
‫نمی‌دونم

608
00:32:59,080 --> 00:33:01,480
‫شاید کل منطق بحث رو؟

609
00:33:02,920 --> 00:33:04,220
‫توضیح بده

610
00:33:04,760 --> 00:33:06,520
‫خب، اگه یه نفر کیرت رو بگیره،

611
00:33:07,360 --> 00:33:09,280
‫قابل درکه که بزنیش

612
00:33:10,520 --> 00:33:12,199
‫اما این‌که کاری کنی
‫‏۶ ماه بره توی کما؟

613
00:33:12,200 --> 00:33:13,639
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

614
00:33:13,640 --> 00:33:15,600
‫چرا باید باعث بشه
‫اون‌قدر شدید واکنش نشون بدی

615
00:33:16,600 --> 00:33:18,599
‫به نظرت باعث نمی‌شه؟

616
00:33:18,600 --> 00:33:19,879
‫نه!

617
00:33:19,880 --> 00:33:22,279
‫حداقل نه در اون حدی
‫که بخوای بُکُشیش

618
00:33:22,280 --> 00:33:23,879
‫تا دیگه اون کار رو نکنه

619
00:33:23,880 --> 00:33:26,439
‫بیخیال، روبن.
‫یه بار دیدم با چاقو زدنت

620
00:33:26,440 --> 00:33:27,519
‫و فردا صبحش غلات صبحانه می‌خوردی

621
00:33:27,520 --> 00:33:28,999
‫- انگار هیچی نشده بود
‫- که چی!؟

622
00:33:29,000 --> 00:33:31,079
‫بهش چسب قطره‌ای زدی
‫و روش ودکا ریختی

623
00:33:31,080 --> 00:33:32,279
‫در حالی که تلویزیون می‌دیدی

624
00:33:32,280 --> 00:33:34,559
‫- مهم نیست
‫- چرا، مهمه!

625
00:33:34,560 --> 00:33:36,879
‫اگه نزدیک باشه جونت رو از دست بدی
‫و اصلاً وحشت‌زده نباشی،

626
00:33:36,880 --> 00:33:38,959
‫چطور باید باور کنم با لمس شدن بیضه‌هات
‫اون‌قدر وحشت‌زده می‌شی؟

627
00:33:38,960 --> 00:33:41,040
‫چون خیلی فرق داره!

628
00:33:43,360 --> 00:33:46,159
‫اگه یه نفر با چاقو بزنت،
‫به بدنت حمله کرده

629
00:33:46,160 --> 00:33:48,680
‫اگه یه نفر دستمالیت کنه،
‫حمله کرده به…

630
00:33:49,680 --> 00:33:52,079
‫به روح کوفتیت!

631
00:33:52,080 --> 00:33:54,600
‫به عنوان یه مرد اون هویتته!
‫برای همین فرق داره!

632
00:33:57,800 --> 00:34:00,719
‫حلش کن، نایل!
‫هر کاری که نیازه بکنی

633
00:34:00,720 --> 00:34:02,919
‫تا اون بالا هر کسی باشی
‫به جز خودت، انجامش بده

634
00:34:02,920 --> 00:34:04,359
‫چون اگه این‌طوری
‫واکنش نشون بدی،

635
00:34:04,360 --> 00:34:07,440
‫بعدش خودم بهت اتهام می‌زنم
‫که به بیضه‌هام دست زدی

636
00:34:16,040 --> 00:34:18,759
‫می‌خوای یه بار دیگه امتحان کنم؟

637
00:34:18,760 --> 00:34:20,440
‫نه، نمی‌خوام یه بار دیگه امتحان کنی

638
00:34:23,240 --> 00:34:25,680
‫برگرد توی ماشین.
‫می‌خوام برم بشاشم

639
00:34:40,360 --> 00:34:41,660
‫روبن؟

640
00:34:43,040 --> 00:34:44,800
‫فکر کنم یه مشکلی داریم

641
00:34:50,880 --> 00:34:52,679
‫واقعاً نیازه این آشغال‌ها رو ببریم؟

642
00:34:52,680 --> 00:34:54,119
‫آره، عوضی!

643
00:34:54,120 --> 00:34:56,520
‫نمی‌شه که حروم‌زاده کوچولوها
‫بیان و هیچی نداشته باشیم

644
00:34:58,000 --> 00:34:59,839
‫هنوز از دستم عصبانی هستی، نه؟

645
00:34:59,840 --> 00:35:01,839
‫آره! همه‌ش تقصیر توئه

646
00:35:01,840 --> 00:35:02,959
‫چطور؟

647
00:35:02,960 --> 00:35:04,879
‫مثل بزدل‌ها مردد شده بودی

648
00:35:04,880 --> 00:35:07,599
‫باعث شدی عصبانی بشم
‫و حواسم به رانندگی نباشه

649
00:35:07,600 --> 00:35:08,959
‫جدی می‌گی؟

650
00:35:08,960 --> 00:35:11,279
‫این‌که از روی اون تخته‌های چوبی
‫رد شدی هم تقصیر منه؟

651
00:35:11,280 --> 00:35:12,319
‫معلومه که تقصیر توئه!

652
00:35:12,320 --> 00:35:14,680
‫و تقصیر توئه که قراره
‫‏۱۰ سال حکم زندان بهم بدن

653
00:35:19,160 --> 00:35:20,879
‫ببین، اگه بخوای می‌تونیم
‫دوباره تلاش کنیم

654
00:35:20,880 --> 00:35:25,079
‫نمی‌خوام تلاش کنی، نایل.
‫نمی‌فهمی؟

655
00:35:25,080 --> 00:35:28,120
‫می‌خوام کنارم باشی
‫و هر لحظه آماده‌ی نبرد باشی

656
00:35:31,720 --> 00:35:32,919
‫گریه که نمی‌خوای بکنی، نه؟

657
00:35:32,920 --> 00:35:34,119
‫گوه نخور. یه بار توی زندگیم
‫گریه کردم

658
00:35:34,120 --> 00:35:35,600
‫دیگه قصد تکرارش رو ندارم

659
00:35:36,680 --> 00:35:37,759
‫چه اتفاقی افتاده بود؟

660
00:35:37,760 --> 00:35:40,559
‫هشت سالم بود.
‫بابام سکته‌ی قلبی کرده بود

661
00:35:40,560 --> 00:35:42,759
‫خدایا. خیلی دلیل خوبی
‫برای گریه کردنه

662
00:35:42,760 --> 00:35:44,199
‫نه، به‌خاطر اونش گریه نکردم

663
00:35:44,200 --> 00:35:45,999
‫وقتی برگشت خونه گریه کردم

664
00:35:46,000 --> 00:35:48,000
‫وقتی دیدم داره به سمت خونه میاد

665
00:35:57,240 --> 00:35:59,399
‫کیرم توی این آت‌وآشغال‌ها!

666
00:36:11,640 --> 00:36:12,940
‫می‌ترسم، نایل

667
00:36:14,760 --> 00:36:16,060
‫خیلی می‌ترسم

668
00:36:20,480 --> 00:36:22,240
‫مطمئنم مورا بیماره، می‌دونی

669
00:36:25,000 --> 00:36:26,400
‫چرا چنین فکری می‌کنی؟

670
00:36:28,720 --> 00:36:30,680
‫اخیراً خیلی باهام مهربون شده

671
00:36:33,440 --> 00:36:34,959
‫ببین، فکر نکنم
‫معنی خاصی داشته باشه

672
00:36:34,960 --> 00:36:38,920
‫نه، اون روز بهم زنگ زد
‫و ازم پرسید حالم چطوره

673
00:36:39,800 --> 00:36:41,880
‫همین. فقط برای همین زنگ زده بود

674
00:36:44,040 --> 00:36:45,340
‫مطمئنم سرطان داره

675
00:36:48,200 --> 00:36:50,160
‫- خب، جای تو باشم نگران نمی‌شم
‫- خب، نگرانم

676
00:36:51,240 --> 00:36:53,719
‫و در هر صورت ۱۰ سال خیلی زیاده

677
00:36:53,720 --> 00:36:55,239
‫نمی‌خوام آخرین خاطره‌ای
‫که ازم داره

678
00:36:55,240 --> 00:36:57,040
‫این باشه که پشت
‫یه شیشه‌ی پلکسی من رو دیده

679
00:36:58,560 --> 00:36:59,639
‫تازه، زندان هم هست

680
00:36:59,640 --> 00:37:01,680
‫می‌دونم به محض این‌که برم زندان
‫دیگه برنمی‌گردم

681
00:37:09,000 --> 00:37:10,560
‫ببین، احتمالاً بهتره راهمون رو بریم

682
00:37:11,160 --> 00:37:12,759
‫بچه‌ها احتمالاً منتظرن

683
00:37:15,080 --> 00:37:16,380
‫آره

684
00:37:18,165 --> 00:37:19,520
‫[ طبیعت وحشی ]

685
00:37:31,423 --> 00:37:32,724
‫آره، آره، بچه‌ها!

686
00:37:33,880 --> 00:37:36,199
‫روبن! کجا رفتی؟

687
00:37:38,360 --> 00:37:40,360
‫چیزی نیست، رفیق.
‫الان این‌جام

688
00:38:03,360 --> 00:38:04,660
‫روبن؟

689
00:38:06,960 --> 00:38:08,260
‫چیه؟

690
00:38:15,920 --> 00:38:17,220
‫تو رو دستمالی کرد

691
00:38:29,720 --> 00:38:31,020
‫دوباره

692
00:38:33,680 --> 00:38:34,980
‫تو رو دستمالی کرد

693
00:38:51,480 --> 00:38:53,280
‫خدایا، جوآنا!

694
00:38:55,640 --> 00:38:57,120
‫فکر می‌کردم برگشتی گلاسگو؟

695
00:38:57,800 --> 00:39:00,480
‫برگشتم. رفتن دیدن آلبی

696
00:39:04,080 --> 00:39:05,999
‫آخرین بار وقتی
‫سال اولی بودیم دیدمش،

697
00:39:06,000 --> 00:39:08,159
‫و خیلی داغون شده، نایل

698
00:39:08,160 --> 00:39:09,720
‫واقعاً خیلی داغون شده

699
00:39:17,040 --> 00:39:18,340
‫چی گفت؟

700
00:39:20,800 --> 00:39:22,100
‫همه‌چیز رو بهم گفت

701
00:39:25,320 --> 00:39:28,719
‫می‌دونی، همیشه می‌دیدم
‫چقدر زجر می‌کشی،

702
00:39:28,720 --> 00:39:32,239
‫و اصلاً نمی‌تونستم درک کنم
‫چطور کسی که این‌قدر بااستعداد،

703
00:39:32,240 --> 00:39:35,400
‫خوش‌تیپ و باهوشه
‫می‌تونه این‌قدر ناراحت باشه

704
00:39:38,160 --> 00:39:41,160
‫و فکر کنم الان می‌دونم

705
00:39:47,720 --> 00:39:49,280
‫به کسی نمی‌گی؟

706
00:39:50,000 --> 00:39:51,300
‫نه

707
00:39:52,200 --> 00:39:54,320
‫اما به نظرم اگه خودت بگی
‫خیلی به نفعته

708
00:39:56,360 --> 00:39:57,660
‫اون اتفاق نمی‌افته

709
00:40:06,440 --> 00:40:07,800
‫می‌خواد توی دادگاه همه‌چیز رو بگه؟

710
00:40:09,480 --> 00:40:11,319
‫نه

711
00:40:11,320 --> 00:40:13,759
‫اما فقط به این دلیل
‫که به نفعش نیست

712
00:40:13,760 --> 00:40:16,319
‫یه چیزی در این مورد گفت
‫که هیئت منصفه

713
00:40:16,320 --> 00:40:17,839
‫با همجنس‌گراها بیشتر
‫از جنایتکارها مشکل دارن،

714
00:40:17,840 --> 00:40:20,520
‫و واقعاً باعث می‌شه
‫حالم بد بشه

715
00:40:30,200 --> 00:40:33,039
‫هی، هی. بیا بغلم

716
00:40:33,040 --> 00:40:35,119
‫- اشکالی نداره
‫- اشکال داره!

717
00:40:35,120 --> 00:40:36,439
‫- اشکال داره!
‫- اشکالی نداره!

718
00:40:36,440 --> 00:40:38,880
‫نگاه کن. من رو ببین!

719
00:40:40,560 --> 00:40:41,860
‫اشکالی نداره

720
00:40:44,320 --> 00:40:46,999
‫آدمی که هستی هیچ اشکالی نداره

721
00:40:48,800 --> 00:40:52,079
‫ولی کاری که می‌خوای
‫با آلبی بکنی اشکال داره

722
00:40:52,080 --> 00:40:53,919
‫همین‌طوریش به اندازه‌ی کافی

723
00:40:53,920 --> 00:40:55,039
‫از خودت متنفر نیستی؟

724
00:40:55,040 --> 00:40:57,239
‫بدون این‌که بخوای
‫توی یه اتاق پر از آدم

725
00:40:57,240 --> 00:40:59,079
‫- اون‌طوری دروغ بگی؟
‫- می‌دونم، می‌دونم!

726
00:40:59,080 --> 00:41:00,679
‫اما… اما مورا بیماره، جوآنا

727
00:41:00,680 --> 00:41:02,399
‫- یعنی خیلی…
‫- خب، وحشتناکه،

728
00:41:02,400 --> 00:41:03,679
‫و متأسفم،

729
00:41:03,680 --> 00:41:06,119
‫اما بازم باعث نمی‌شه
‫بخوای اون‌طوری دروغ بگی

730
00:41:06,120 --> 00:41:08,439
‫آره، می‌دونم. اما روبن
‫واقعاً عوض شده

731
00:41:08,440 --> 00:41:09,740
‫مزخرفه!

732
00:41:10,480 --> 00:41:12,239
‫مارها پوست می‌اندازن، نایل،

733
00:41:12,240 --> 00:41:14,360
‫اما همیشه به خزیدن ادامه می‌دن

734
00:41:24,120 --> 00:41:25,439
‫این رابطه…

735
00:41:25,440 --> 00:41:26,740
‫دیگه تمومه؟

736
00:41:28,640 --> 00:41:29,940
‫آره

737
00:41:31,080 --> 00:41:32,400
‫اما مهم نیست

738
00:41:34,520 --> 00:41:37,120
‫چیزی که می‌خوای
‫توی دادگاه بگی مهمه

739
00:41:38,520 --> 00:41:39,880
‫بهش فکر کن

740
00:41:40,480 --> 00:41:41,719
‫یه فرصت داری

741
00:41:41,720 --> 00:41:43,543
‫که همه‌ی اینا رو کنار بذاری

742
00:41:43,544 --> 00:41:45,159
‫و یه شروع جدید
‫توی آکسفورد داشته باشه

743
00:41:45,160 --> 00:41:47,039
‫چرا با وجدان راحت اون کار رو نکنی؟

744
00:41:47,040 --> 00:41:49,040
‫خب، من که هنوز نمی‌دونم
‫می‌تونم برم اون‌جا یا نه

745
00:41:57,200 --> 00:41:58,500
‫چرا، می‌دونی

746
00:42:00,640 --> 00:42:02,120
‫مامانت بازش کرد

747
00:42:05,280 --> 00:42:07,519
‫آزادیت رو به دست آوردی، نایل

748
00:42:07,520 --> 00:42:11,280
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام
‫اینه که آلبی رو از آزادیش محروم نکنی

749
00:42:21,831 --> 00:42:23,139
‫[ دانشگاه آکسفورد ]

750
00:42:33,040 --> 00:42:38,040
‫♪ The Last Rose of Summer - Renée Fleming ♪

751
00:43:36,520 --> 00:43:39,816
‫[ دیوان عالی دادگستری ]

752
00:43:46,200 --> 00:43:47,500
‫بقیه‌ش رو نگه دار

753
00:43:57,000 --> 00:43:58,300
‫بگو

754
00:43:58,880 --> 00:44:00,180
‫لطفاً، باید بشنومش

755
00:44:01,280 --> 00:44:02,580
‫من کی هستم؟

756
00:44:08,160 --> 00:44:09,920
‫برادرم از یه معشوقه‌ی دیگه

757
00:44:32,040 --> 00:44:33,639
‫نایل کندی

758
00:44:33,640 --> 00:44:35,159
‫به جایگاه شهود فراخوانده می‌شه

759
00:45:44,640 --> 00:45:47,999
‫لطفاً دست راستت رو بلند کن
‫و این سوگند رو تکرار کن

760
00:45:48,000 --> 00:45:51,039
‫«به خداوند متعال سوگند یاد می‌کنم
‫شهادتی که خواهم داد،

761
00:45:51,040 --> 00:45:53,479
‫عین حقیقت، تمام حقیقت،

762
00:45:53,480 --> 00:45:54,920
‫و چیزی جز حقیقت نباشد»

763
00:45:57,240 --> 00:45:58,599
‫آم…

764
00:45:58,600 --> 00:46:02,279
‫«به خداوند متعال سوگند یاد می‌کنم
‫شهادتی که خواهم داد،

765
00:46:02,280 --> 00:46:05,644
‫عین حقیقت، تمام حقیقت،

766
00:46:05,645 --> 00:46:07,440
‫و چیزی جز حقیقت نباشد»

767
00:46:09,440 --> 00:46:13,200
‫بسیار خب.
‫دادستان می‌تونه شروع کنه

768
00:46:18,040 --> 00:46:19,640
‫اسم کامل شما چیه؟

769
00:46:21,920 --> 00:46:23,220
‫ببخشید؟

770
00:46:24,240 --> 00:46:25,540
‫اسم کامل‌تون

771
00:46:26,440 --> 00:46:28,279
‫من…

772
00:46:28,280 --> 00:46:30,559
‫نایل برندون کندی

773
00:46:30,560 --> 00:46:32,799
‫به عنوان یه شاهد فراخوانده شدید

774
00:46:32,800 --> 00:46:36,239
‫تا در مورد وقایع ۱۰ سپتامبر
‫سال ۱۹۸۹ صحبت کنید،

775
00:46:36,240 --> 00:46:37,519
‫روزی که تأیید شده

776
00:46:37,520 --> 00:46:40,480
‫آلبرت صفدی دچار
‫جراحات شدیدی شده

777
00:46:42,280 --> 00:46:44,000
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫شما حضور داشتید؟

778
00:46:47,400 --> 00:46:50,279
‫آم… بله.
‫حضور داشتم، بله

779
00:46:50,280 --> 00:46:51,799
‫و همچنین در آخرین اظهارات‌تون

780
00:46:51,800 --> 00:46:54,119
‫ادعا کردید که شاهد بودید

781
00:46:54,120 --> 00:46:57,519
‫آلبرت صفدی پیش از شروع درگیری

782
00:46:57,520 --> 00:47:00,840
‫آقای پالیستر رو آزار جنسی دادن.
‫درسته؟

783
00:47:24,200 --> 00:47:25,500
‫بله، درسته

784
00:47:27,560 --> 00:47:28,860
‫باورم نمی‌شه!

785
00:47:30,560 --> 00:47:32,959
‫دروغه! یه دروغ آشکاره!

786
00:47:32,960 --> 00:47:34,260
‫کافیه!

787
00:47:35,240 --> 00:47:38,439
‫نیازه بهتون یادآوری کنم
‫که توی دادگاه هستید؟

788
00:47:39,720 --> 00:47:41,279
‫وقتی بعد از اون اتفاق

789
00:47:41,280 --> 00:47:42,799
‫اظهارات‌تون رو گرفتن،

790
00:47:42,800 --> 00:47:45,582
‫در مورد این آزار ادعایی
‫چیزی به پلیس نگفتید

791
00:47:45,583 --> 00:47:47,040
‫می‌تونید دلیلش رو توضیح بدید؟

792
00:47:51,440 --> 00:47:52,839
‫من…

793
00:47:52,840 --> 00:47:57,079
‫من… از هوش رفته بودم،

794
00:47:57,080 --> 00:48:01,119
‫و نمی‌تونستم چیزی
‫که دیده بودم رو درک کنم

795
00:48:01,120 --> 00:48:03,079
‫اما شما در همین اظهارات‌تون

796
00:48:03,080 --> 00:48:05,439
‫اطلاعات دیگه‌ای رو
‫با جزئیات ذکر کردید

797
00:48:05,440 --> 00:48:07,559
‫که به درگیری مربوط می‌شد

798
00:48:07,560 --> 00:48:10,200
‫میشه لطفاً مدرک «بی» رو
‫مقابلشون بذارید؟

799
00:48:22,920 --> 00:48:26,560
‫می‌شه لطفاً با صدای بلند
‫بخش مشخص‌شده رو بخونید؟

800
00:48:33,320 --> 00:48:34,879
‫«سعی کردم بِکِشمش کنار،

801
00:48:34,880 --> 00:48:36,180
‫اما نتونستم

802
00:48:37,520 --> 00:48:40,240
‫کنترلش رو از دست داده بود
‫و هیچی نمی‌تونست جلوش رو بگیره

803
00:48:41,240 --> 00:48:42,999
‫فکر کنم سه یا چهار بار سعی کردم

804
00:48:43,000 --> 00:48:44,999
‫بعدش من رو هل داد

805
00:48:45,000 --> 00:48:46,959
‫اون موقع با پشت رفتم
‫و سرم ضربه خورد»

806
00:48:48,640 --> 00:48:50,759
‫پس برای شفاف‌سازی
‫جهت اطلاع دادگاه،

807
00:48:50,760 --> 00:48:54,359
‫یادتون بود سه یا چهار بار سعی کردید
‫اون رو کنار بِکِشید،

808
00:48:54,360 --> 00:48:57,279
‫اما مطلب مهمی مثل آزار جنسی

809
00:48:57,280 --> 00:49:00,040
‫قبل از درگیری رو یادتون نبود؟

810
00:49:03,360 --> 00:49:05,400
‫این‌طور به نظر می‌رسه، بله

811
00:49:10,280 --> 00:49:11,720
‫سوال دیگه‌ای ندارم

812
00:49:17,640 --> 00:49:21,120
‫وکیل مدافع می‌تونه شروع کنه

813
00:49:22,720 --> 00:49:24,919
‫بیایید از اول شروع کنیم

814
00:49:24,920 --> 00:49:30,279
‫آلبرت صفدی رو اون هفته،
‫‏۷اُم سپتامبر سال ۱۹۸۹ دیدید

815
00:49:30,280 --> 00:49:32,479
‫- درسته؟
‫- بله، قربان

816
00:49:32,480 --> 00:49:33,999
‫و متوجه‌ی…

817
00:49:34,000 --> 00:49:37,360
‫موضوع غیرعادی‌ای در مورد
‫زندگی خصوصی‌شون نشدید؟

818
00:49:47,120 --> 00:49:49,040
‫من…

819
00:49:50,440 --> 00:49:54,160
‫من… اون… فکر کنم اون…

820
00:49:55,360 --> 00:49:57,160
‫اون… خب… اون…

821
00:49:58,200 --> 00:49:59,500
‫همجنس‌گرا بود

822
00:50:00,440 --> 00:50:01,760
‫چطور متوجه شدید؟

823
00:50:04,040 --> 00:50:08,039
‫اون… خودش بهم گفت

824
00:50:08,040 --> 00:50:12,039
‫چطور تمایلات جنسیش رو ابراز کرد؟

825
00:50:12,040 --> 00:50:14,879
‫خب اون… اون… بهم گفت

826
00:50:14,880 --> 00:50:17,920
‫پس خیلی مایل بودن
‫که اون اطلاعات رو به اشتراک بذارن؟

827
00:50:18,880 --> 00:50:21,439
‫شما… من…

828
00:50:21,440 --> 00:50:22,879
‫می‌شه این‌طور گفت، بله

829
00:50:22,880 --> 00:50:25,097
‫هیچ‌وقت احساس خطر نکردید

830
00:50:25,098 --> 00:50:28,079
‫که آقای صفدی به اون شکل
‫در مورد تمایلات جنسی‌شون صریح بودن؟

831
00:50:28,080 --> 00:50:29,380
‫من…

832
00:50:30,120 --> 00:50:31,959
‫مطمئن نیستم بدونم منظورتون چیه

833
00:50:31,960 --> 00:50:34,679
‫به نظر می‌رسه آقای صفدی
‫خیلی تلاش کردن

834
00:50:34,680 --> 00:50:37,119
‫تا تمایلات جنسی‌شون رو
‫به شما نشون بدن

835
00:50:37,120 --> 00:50:40,199
‫براتون تهدیدآمیز و ترسناک بود؟

836
00:50:40,200 --> 00:50:41,880
‫وای، نه، واقعاً نه

837
00:50:44,200 --> 00:50:46,879
‫یعنی بله. بله، شاید. نمی‌دونم

838
00:50:46,880 --> 00:50:48,399
‫ببخشید، می‌شه لطفاً

839
00:50:48,400 --> 00:50:49,479
‫سوال رو دوباره بپرسید؟

840
00:50:49,480 --> 00:50:51,359
‫به نظرتون یه منحرف جنسی بوده،

841
00:50:51,360 --> 00:50:52,660
‫آقای کندی؟

842
00:51:00,360 --> 00:51:04,240
‫من…

843
00:51:05,800 --> 00:51:07,100
‫من… من… نمی‌تونم

844
00:51:09,760 --> 00:51:11,399
‫نمی‌تونم… نمی‌تونم این کار رو بکنم

845
00:51:11,400 --> 00:51:14,719
‫من… اشتباه کردم

846
00:51:14,720 --> 00:51:16,440
‫چه اشتباهی، آقای کندی؟

847
00:51:19,720 --> 00:51:21,020
‫آقای کندی؟

848
00:51:23,680 --> 00:51:26,159
‫اون روبن رو دستمالی نکرد.
‫اصلاً بهش دست هم نزد!

849
00:51:28,920 --> 00:51:32,039
‫عوضی! می‌کُشمت!

850
00:51:32,040 --> 00:51:35,399
‫نه، نه، نه، نه! روبن!
‫روبن، بس کن! روبن، تمومش کن!

851
00:51:35,400 --> 00:51:37,079
‫خائن عوضی!

852
00:51:37,080 --> 00:51:40,319
‫کار خودت رو کردی!
‫حالت رو می‌گیرم!

853
00:51:40,320 --> 00:51:42,679
‫می‌شنوی؟ دیگه هیچ‌وقت
‫مثل قبل نمی‌شیم!

854
00:51:42,680 --> 00:51:44,799
‫کاری می‌کنم کسی به صورتت
‫نگاه هم نکنه، می‌فهمی؟

855
00:51:44,800 --> 00:51:46,399
‫زشت و زخمیت می‌کنم!

856
00:52:01,880 --> 00:52:03,180
‫وای، خدا

857
00:52:44,960 --> 00:52:46,760
‫خب، دعا کردن نجاتت نمی‌ده

858
00:52:48,080 --> 00:52:49,679
‫شیطان از قبل رسیده

859
00:52:49,680 --> 00:52:52,759
‫آره، احتمالاً بهتره
‫شروع کنیم به مشروب خوردن

860
00:52:52,760 --> 00:52:54,960
‫آره، اگه چیزی برامون مونده باشه

861
00:53:02,760 --> 00:53:04,279
‫روبن این‌جا چیکار می‌کنه؟

862
00:53:04,280 --> 00:53:05,960
‫نمی‌دونم، اما…

863
00:53:07,160 --> 00:53:08,680
‫خیلی می‌ترسم

864
00:53:09,840 --> 00:53:11,879
‫نگران نباش،
‫امروز مهم‌ترین روز زندگیته

865
00:53:11,880 --> 00:53:13,399
‫نمی‌ذارم خرابش کنه

866
00:53:13,400 --> 00:53:14,519
‫بهت قول می‌دم

867
00:53:14,520 --> 00:53:15,820
‫- برو کنار
‫- باشه

868
00:53:16,440 --> 00:53:17,740
‫محض رضای خدا

869
00:53:31,680 --> 00:53:32,980
‫خیلی‌خب

870
00:53:44,880 --> 00:53:46,180
‫شروع کنیم؟

871
00:53:53,160 --> 00:53:54,879
‫سلام

872
00:53:54,880 --> 00:53:58,760
‫کسایی که من رو نمی‌شناسن،
‫من روبن پالیسترم

873
00:54:01,600 --> 00:54:03,600
‫و می‌خوام براتون در مورد
‫نایل کندی صحبت کنم

874
00:54:05,040 --> 00:54:25,040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
