WEBVTT

00:01.000 --> 00:06.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.040 --> 00:10.130
!مردکِ آشغالِ بی‌خاصیتِ رقت‌انگیز

00:10.210 --> 00:12.550
!بچه‌ی بی‌کس و کارِ فسقلی

00:12.574 --> 00:13.923
‫«آنچه گذشت...»

00:14.720 --> 00:19.320
یادت باشه ارزشت توی این دنیا
به قدرت‌هات وابسته‌ست و

00:19.410 --> 00:22.350
بدون اونا هیچی نیستی

00:22.440 --> 00:23.390
وظیفه‌ام نازپرورده کردن شما نیست

00:23.480 --> 00:26.400
‫به حداکثر رسوندنِ قدرت‌های شماست

00:26.480 --> 00:27.980
...همه‌تون می‌تونید -
!ماری -

00:28.070 --> 00:29.320
تحتِ فشار مناسب ‫ارتقا پیدا کنید

00:29.400 --> 00:32.570
وظیفه‌ی من غربال کردنِ این گله‌ست

00:34.320 --> 00:35.530
‫چه غلطا؟

00:37.910 --> 00:40.120
ول کردن شما اشتباه بود

00:40.200 --> 00:41.290
باید برمی‌گشتم

00:42.460 --> 00:43.710
اون خواهرش رو

00:43.790 --> 00:46.670
از مرگ برگردوند و
به این میگن معجزه، لامصب

00:46.750 --> 00:49.040
چطوری زنده‌اش کردی؟ -
فقط به حرف سایفر گوش کردم و -

00:49.130 --> 00:50.760
درمانش کردم

00:50.840 --> 00:51.840
الان می‌رسه

00:51.920 --> 00:55.130
پس می‌تونی آینده رو پیش‌بینی کنی -
فقط یه...تصاویری میان توی ذهنم -

00:55.220 --> 00:56.970
نمی‌تونم کنترل کنم کِی میان -
تو یه پیشگویی -

00:57.050 --> 01:00.600
،اگه این اودسا منم
فقط من می‌تونم سایفر رو شکست بدم

01:00.680 --> 01:02.390
‫فکر کنم می‌تونی قدرت‌هام رو درست کنی

01:02.480 --> 01:04.100
‫شاید بتونم باهاشون بهت کمک کنم

01:04.190 --> 01:06.980
‫فکر می‌کنید اون توماس گادولکینـه؟

01:07.060 --> 01:09.940
،راه‌حلِ کنترل سایفر و تمام ابرانسان‌ها

01:10.020 --> 01:12.690
‫ممکنه داخلِ ذهن اون باشه

01:12.780 --> 01:14.360
پس فکر می‌کنی می‌تونه
‫جلوی سایفر رو بگیره؟

01:14.450 --> 01:18.030
،اگه اون گادولکین باشه
‫می‌تونه جلوی هوملندر رو بگیره

01:21.000 --> 01:28.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:29.000 --> 01:32.000
‫« ترجمه از سینا صداقت و آریـن »

01:35.550 --> 01:36.930
ماری

01:37.930 --> 01:39.510
!ماری. ماری

01:52.530 --> 01:54.570
!ماری. ماری

01:59.570 --> 02:01.950
خدایا، چیـه؟

02:02.030 --> 02:03.240
ماری کجاست؟

02:05.290 --> 02:06.460
لعنتی. نمی‌دونم

02:06.540 --> 02:08.790
!تف توش. ماری

02:09.790 --> 02:11.840
!ماری! ماری

02:13.500 --> 02:14.630
!ماری -
هی، وایسا -

02:14.710 --> 02:17.050
هی. چی شده؟

02:17.130 --> 02:20.050
من...یه چیزی دیدم

02:20.140 --> 02:22.260
ماری...توی دردسر افتاده بود

02:22.350 --> 02:23.600
توی دردسر؟ چطوری؟

02:23.680 --> 02:28.390
خون. همه جا پر از خون بود و
بی‌حرکت افتاده بود روی زمین

02:28.480 --> 02:29.940
ای داد بیداد. ماری؟

02:30.020 --> 02:31.560
!ماری -
!بچه‌ها -

02:31.650 --> 02:34.570
چرا انقدر داد و هوار می‌کنید؟ -
ماری رو ندیدی؟ -

02:34.650 --> 02:36.280
چی...چی شده؟ -
نمی‌دونم -

02:36.360 --> 02:37.570
میگه یه چیزی دیده

02:37.650 --> 02:39.410
...مطمئنی فقط خواب بد یا یجور

02:39.490 --> 02:40.950
نه، نه. خواب نبود

02:41.030 --> 02:43.280
اون زخمی شده بود، یا حتی بدتر

02:43.370 --> 02:46.450
هی، کسی کیت رو ندیده؟
دیشب توی اتاقش نخوابیده بود

02:46.540 --> 02:48.580
صبر کن، کیت...ماری هم نیستش

02:48.660 --> 02:49.920
...این

02:50.000 --> 02:51.080
ای کیر توش

02:51.170 --> 02:53.670
یکی با آسانسور رفته -
متوجه نمیشم -

02:53.750 --> 02:55.460
چرا باید بی‌خبر بذارن و برن؟

02:55.550 --> 02:57.090
نه، نه، نه. لعنت بهت، ماری

02:57.170 --> 02:59.550
بگو که دوباره منو قال نذاشتی

02:59.630 --> 03:00.970
جوردن؟ چی؟

03:01.050 --> 03:02.720
باید با بابابزرگت صحبت کنم

03:02.800 --> 03:04.600
می‌ذاره با ماشینش بریم؟ -
میرم بهش بگم -

03:05.680 --> 03:07.390
می‌خوای ماشینش رو برداری؟

03:08.600 --> 03:10.640
اصلاً چطوری می‌خوای پیداشون کنی؟

03:12.150 --> 03:14.230
چون می‌دونم کجا رفتن

03:17.320 --> 03:19.320
خیلی‌خب، بیا بریم

03:19.400 --> 03:21.450
تا خونه‌ی سایفر تقریباً پنج دقیقه راهـه

03:21.530 --> 03:22.990
ماری؟ -
،می‌تونیم از بین درخت‌ها بریم -

03:23.070 --> 03:24.240
تا کسی ما رو نبینه

03:24.330 --> 03:25.910
ماری -
کیت، دیگه در این باره حرف نمی‌زنیم -

03:25.990 --> 03:28.870
من و جوردن دفعه‌ی قبل
،سر اینکه قدرت‌هام به گا رفتن

03:28.950 --> 03:29.960
به زور تونستیم بریم توی خونه‌اش

03:30.040 --> 03:32.040
مطمئنم از پسش برمیام -
،اگه نمی‌خوای کمکت کنم -

03:32.120 --> 03:34.340
پس چرا من رو با خودت آوردی؟

03:35.420 --> 03:37.670
چون به بقیه می‌گفتی می‌خوام چیکار کنم

03:37.760 --> 03:38.840
تو می‌تونی کمک کنی

03:38.920 --> 03:41.010
فقط تا میرم گادولکین رو پیدا کنم، نگهبانی بده

03:41.090 --> 03:43.800
ولی اگه درمانم کنی، می‌تونم تضمین کنم که
نگهبان جلوی ما رو نمی‌گیره

03:43.890 --> 03:45.930
کیت، نمی‌تونم

03:46.010 --> 03:48.220
چرا، می‌تونی. فقط نمی‌خوای

03:48.310 --> 03:51.390
کیت، وقتی جمجمه‌ات خُرد شده بود
سعی کردم درمانت کنم و نتونستم

03:51.480 --> 03:52.980
ولی الان قوی‌تری

03:53.060 --> 03:55.610
احتمالاً دو هفته پیش
،خواهرت رو هم نمی‌تونستی نجات بدی

03:55.690 --> 03:57.190
ولی الان می‌تونی

03:57.270 --> 03:59.030
نجاتش هم دادی

03:59.110 --> 04:00.650
من رو هم می‌تونی درمان کنی

04:00.740 --> 04:03.200
معلوم نیست -
نمیشه حداقل سعیتو بکنی؟ -

04:03.280 --> 04:05.160
الان وقت این بحث‌ها نیست

04:05.240 --> 04:07.200
ماری، هی، هی. می‌دونم من گند زدم

04:07.280 --> 04:09.620
خیال می‌کردم می‌دونم کار درست چیـه

04:09.700 --> 04:12.920
مطمئن بودم از همه‌ی شما بهتر و قوی‌ترم

04:13.000 --> 04:15.210
تمام دروغ‌هایی که بهم گفتن رو باور کرده بودم

04:16.210 --> 04:19.210
همینطوری آدم رو گول می‌زنن و کنترل می‌کنن

04:19.300 --> 04:22.630
ولی الان می‌دونم چه آدمایی هستن و
چقدر در اشتباه بودم

04:23.970 --> 04:26.220
بهت قول میدم که دیگه هیچوقت از قدرت‌هام

04:26.300 --> 04:28.640
روی هیچکدوم از شما استفاده نمی‌کنم

04:29.890 --> 04:31.060
باشه

04:31.140 --> 04:33.850
،پس الان چون قدرت‌هات کار نمی‌کنن

04:33.940 --> 04:37.440
وعده وعید میدی و
من همینطوری باید اعتماد کنم که

04:37.520 --> 04:40.940
،به محض اینکه درمانت کردم
دوباره نمیشی همون آدم سابق؟

04:41.030 --> 04:43.280
بالاخره یجوری بهت ثابت می‌کنم

04:44.610 --> 04:46.990
خودت می‌بینی. من فرق کردم

04:48.240 --> 04:52.370
ببین، بیا بریم این لباس‌های المایرا رو
در بیاریم و یه چیز دیگه بپوشیم

04:52.450 --> 04:53.620
باشه

04:58.840 --> 05:00.550
نمیشه آروم‌تر بری؟

05:03.510 --> 05:06.390
از اون لاشی‌ها که ترجیح میدن
مرد پشت فرمون باشه که نیستی؟

05:06.470 --> 05:08.050
چی؟ نه بابا

05:08.140 --> 05:10.510
اصلاً -
آها -

05:10.600 --> 05:11.970
خوبـه

05:14.180 --> 05:15.310
نگران نباش

05:15.390 --> 05:18.940
سم و اِما سریع خودشونو
به ماری می‌رسونن و میگن چی دیدی

05:19.020 --> 05:22.280
پس سم...پرواز می‌کنه؟

05:22.360 --> 05:24.650
می‌پره. پرش‌های بلند

05:24.740 --> 05:26.490
سرعتش از ما با ماشین بیشتره

05:26.570 --> 05:28.660
گمونم خیلی دور و بر ابرانسان‌های دیگه نبودی

05:28.740 --> 05:31.330
نه. راستش نه

05:33.040 --> 05:34.040
همیشه اینطوری نیست

05:34.120 --> 05:36.250
فقط ۲۰ درصد مواقع اینطوریـه

05:36.330 --> 05:39.500
بقیه‌اش کسل‌کننده‌ست

05:39.590 --> 05:40.920
من کسل‌کننده دوست دارم

05:46.880 --> 05:48.720
چند وقتـه این قدرت‌ها رو داری؟

05:49.800 --> 05:52.350
یه مدتی هست. از وقتی بچه بودم

05:53.890 --> 05:55.730
...من

05:55.810 --> 05:58.730
دچار کابوس می‌شدم

05:59.900 --> 06:03.570
چند روز هر شب کابوس می‌دیدم

06:05.030 --> 06:08.820
خیلی ازشون می‌ترسیدم و
...بعدش یه روز

06:10.570 --> 06:12.240
به واقعیت پیوست

06:12.330 --> 06:16.120
،من هم که قدرت‌هام رو به دست آوردم
اولش یه مدت مخفی‌شون کردم

06:16.210 --> 06:17.210
چرا؟

06:17.290 --> 06:19.880
نگران بودم پدرم خوشش نیاد

06:19.960 --> 06:22.710
حق با من بود. ولی خوشحالم
این قدرت‌ها رو دارم

06:22.800 --> 06:26.130
...نمی‌تونم خودم رو

06:26.220 --> 06:27.840
بدون قدرت‌هام تصور کنم

06:27.930 --> 06:29.300
آره

06:33.430 --> 06:34.430
...آم

06:36.770 --> 06:40.900
...خب...تو و خواهرم

06:42.310 --> 06:45.570
...شما دوست‌دختر دوست‌پسر یا

06:45.650 --> 06:47.900
دوست‌دختر دوست‌دختری چیزی هستید؟

06:50.820 --> 06:52.320
چنین برداشتی داشتم

07:11.220 --> 07:13.510
مگه نگفتی نگهبان داره؟

07:28.570 --> 07:30.490
سایفر اونجا نگهش می‌داشت

07:35.240 --> 07:36.540
یکی توئـه

07:37.950 --> 07:39.330
ضربان قلب

07:40.330 --> 07:41.460
خیلی ضعیفـه

07:41.540 --> 07:44.130
حتماً خودشـه

07:57.850 --> 08:00.140
مگه نگفتی ضربان قلب می‌شنوی؟

08:01.440 --> 08:02.690
تازه رفته

08:02.770 --> 08:03.900
خدای من

08:03.980 --> 08:05.440
فاصله‌ام با سایفر زیاد نبود

08:05.520 --> 08:06.980
حتماً تازه پیرمرده رو با خودش برده

08:08.150 --> 08:10.610
حالت خوبـه؟

08:10.690 --> 08:12.450
چی...چرا اون رو با خودش بُرده؟ -
نمی‌دونم -

08:12.530 --> 08:13.860
عقلش پاره‌سنگ برداشته

08:13.950 --> 08:15.620
همش میگه باید گله رو غربال کنه

08:15.700 --> 08:17.990
می‌خواد هر ابرانسانی که
از دیدش ضعیفـه رو بکُشه

08:19.830 --> 08:21.910
هی -
نه، باید برم دنبالش -

08:22.000 --> 08:24.330
نه، تو باید بشینی

08:24.420 --> 08:26.880
اصلاً...وضعت خوب نیست

08:28.550 --> 08:30.510
متوجه نیستی

08:30.590 --> 08:35.180
نمی‌دونم چجوری، ولی با قدرت‌هام
می‌تونم جلوی کنترلش دووم بیارم

08:36.720 --> 08:38.680
شاید حتی نذارم هیچکدوم‌مون رو کنترل کنه

08:39.810 --> 08:43.390
موج مغناطیسی نورون‌ها رو از کار میندازه؟

08:43.480 --> 08:47.940
احتمالاً یجوری جریان الکتریکی اعصاب رو مختل کرده

08:48.020 --> 08:49.860
...ولی...ولی

08:49.940 --> 08:53.650
،اگه می‌تونه همچین چیزی رو کنترل کنه
سیناپس‌ها رو درگیر می‌کنه و

08:53.740 --> 08:56.530
...من رو از مغزش میندازه بیرون

08:57.780 --> 08:59.370
آره، تمومـه

09:21.560 --> 09:25.230
آره، احتمالاً باید تمومش کنم، نه؟

09:52.340 --> 09:53.670
ببین کی اینجاست

09:54.760 --> 09:56.720
ماری برگشته

09:56.800 --> 10:00.600
همونطور که سیج گفته بود

10:05.390 --> 10:09.060
شاید وقتش باشه یه قربانی بزرگ بدیم

10:19.280 --> 10:20.570
چطوره؟

10:20.660 --> 10:24.490
،هیچ دارویی نداره
توی یخچالش هم فقط

10:24.580 --> 10:26.660
اون نوشیدنی‌های چندشـه که
توی مخلوط‌کن درست می‌کنه

10:26.750 --> 10:29.040
تو واسه چی برگشتی اینجا؟

10:29.120 --> 10:31.540
تنها چیزی که دنبالشـه تویی

10:31.630 --> 10:33.460
باید تا جای ممکن از اینجا دور بشی

10:33.550 --> 10:35.210
فکر می‌کنیم مردی که

10:35.300 --> 10:37.590
،سایفر توی اون محفظه نگه داشته
توماس گادولکینـه

10:37.670 --> 10:39.430
توماس کی؟

10:39.510 --> 10:40.840
چی داری میگی؟

10:40.930 --> 10:43.140
خیلی مسخره‌ست -
استن ادگار یه چیز دیگه میگه -

10:43.220 --> 10:46.770
،ادگار معتقده اگه گادولکین رو گیر بیاریم
اون می‌تونه جلوی سایفر رو بگیره

10:46.850 --> 10:49.600
،حتی اگه این مزخرفات درست باشه

10:49.690 --> 10:51.440
از کجا می‌دونی گادولکین کمک می‌کنه؟

10:51.520 --> 10:53.270
رو چه حساب؟ -
رو این حساب که سایفر -

10:53.360 --> 10:56.400
عین یه نشان افتخار گروگان نگهش داشته

10:56.490 --> 10:59.200
.حتماً می‌خواد ازش انتقام بگیره
.دشمنِ دشمنِ من

10:59.280 --> 11:02.280
ببین، گادولکین می‌تونه حلال تمام مشکلات باشه

11:03.330 --> 11:04.950
راه‌حل کُشتن هوملندر

11:05.040 --> 11:06.410
گادولکین ممکنـه خطرناکتر باشه

11:06.500 --> 11:07.750
فکر نکنم چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشیم -
نه -

11:07.830 --> 11:09.710
من جلوی کنترلش رو گرفتم

11:09.790 --> 11:11.710
حتماً دوباره از پسش برمیام

11:11.790 --> 11:13.420
،حتی اگه بتونی

11:13.500 --> 11:17.210
،باید برای همیشه جلوشو بگیریم
نه که یه بار بزنیمش زمین

11:17.300 --> 11:20.760
هنوزم تنها چیزی که دربارش می‌دونیم
اینـه که خیلی قدرتمنده

11:20.840 --> 11:22.510
،هر کاری هم که کردی
خودت هم داغون شدی

11:22.590 --> 11:24.470
سایفر که هیچی، حتی نمی‌خوره
بتونی جلوی من رو بگیری

11:24.550 --> 11:25.970
...نمی‌تونم

11:26.060 --> 11:29.390
...بعد...بلایی که سر آندره آورد

11:30.810 --> 11:32.440
...بعد

11:33.650 --> 11:34.770
...اون

11:36.360 --> 11:37.980
چه خبره؟

11:38.070 --> 11:39.990
تشنج کرده

11:53.460 --> 11:55.170
ماری؟ ماری

12:23.450 --> 12:24.660
...چی

12:26.320 --> 12:27.780
چیکار کردی؟

12:29.290 --> 12:30.500
چطوری؟

12:32.290 --> 12:34.370
...رعشه‌ها

12:34.460 --> 12:35.830
تموم شدن

12:44.380 --> 12:46.680
خیلی وقت بود مریض بودم

12:48.470 --> 12:51.680
یادم رفته بود سلامتی چه حسی داره

12:51.770 --> 12:53.560
یادم رفته بود

12:54.940 --> 12:56.730
یادم رفته بود

13:04.700 --> 13:06.030
خیلی‌خب، رسیدیم

13:06.110 --> 13:08.370
خدای بزرگ

13:08.450 --> 13:11.290
ممه‌‌هام یخ زدن

13:11.370 --> 13:12.830
...آم

13:12.910 --> 13:15.460
من رو ببر پشت اون درخت -
باشه -

13:15.540 --> 13:17.380
دزدکی نگاه نکنی -
دزدکی چیـه؟ -

13:17.460 --> 13:19.000
من که منحرف نیستم

13:20.130 --> 13:21.340
هی، سم

13:22.920 --> 13:24.420
داداش، کجا بودی؟

13:24.510 --> 13:28.850
هفته‌ی آزمون ورودیـه و داری می‌پیچونی‌مون -
راستش یه مقدار درگیرم -

13:28.930 --> 13:32.270
،آره، خب، هممون کار و زندگی داریم، داداش
ولی همه برای

13:32.350 --> 13:34.270
مهم‌ترین چیز وقت می‌ذاریم،
یعنی انجمن برادری‌مون

13:34.350 --> 13:36.350
اولویت اول اینـه -
آره -

13:36.440 --> 13:38.020
همپل رو بده بهش

13:38.100 --> 13:40.230
باشه. همپل قرمزه بود؟

13:40.320 --> 13:42.360
نمی‌دونم. کلاً یه کار داری، پسر

13:43.360 --> 13:45.900
ما یه تازه‌وارد می‌دیم بهت و
وظیفه‌ی توئـه که

13:45.990 --> 13:49.160
این هفته رُسِش رو بکِشی -
نه، بچه‌ها. بی‌شوخی. وقت ندارم -

13:49.240 --> 13:50.780
پس وقت گیر بیار

13:50.870 --> 13:53.450
آموزش این تازه‌واردها وظیفه‌اتـه

13:53.540 --> 13:55.410
تو سوگند خوردی

13:55.500 --> 13:58.040
به عنوان یه برادر مسئولیت داری

13:58.120 --> 13:59.500
...این انجمن برادری

14:01.800 --> 14:04.630
گمشو بیا اینجا

14:05.720 --> 14:07.760
این سم هستش

14:07.840 --> 14:09.140
الان مال اونی -
نه -

14:09.220 --> 14:10.220
شنیدی؟ -
بله، قربان -

14:10.300 --> 14:11.350
ممنون، قربان -
گوش کن -

14:11.430 --> 14:12.930
...نمی‌شنوی چی میگم -
نه، نه. سم، سم، سم -

14:13.010 --> 14:14.390
جای بحث نداره

14:14.470 --> 14:17.190
باشه؟ همپل دست توئـه

14:17.270 --> 14:18.900
نه، نمی‌خوامش -
گِرگ -

14:18.980 --> 14:20.230
حال کن -
گِرگ -

14:20.310 --> 14:21.440
گِرگ -
خدای من -

14:21.520 --> 14:23.110
سلام

14:23.190 --> 14:25.650
گفتم خدایی نکرده مُردی

14:25.740 --> 14:27.700
نمُردم. خیلی‌خب

14:29.910 --> 14:32.490
فقط خوشحالم دفعه‌ی قبل
خداحافظی نکردیم

14:32.580 --> 14:34.660
آره. ببین، اوضاع از قبل بگایی‌تر شده

14:34.740 --> 14:37.210
من پایه‌ام. چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

14:37.290 --> 14:38.920
باشه. باشه

14:39.000 --> 14:41.380
باید همین الان ماری رو پیدا کنیم

14:41.460 --> 14:42.750
ندیدیش؟ -
نه، ندیدم -

14:42.840 --> 14:45.710
.ولی می‌تونم پرواز کنم
.ببینم پیداش می‌کنم یا نه

14:45.800 --> 14:47.550
.بیا، بذار ببرمت بالا
.با منظره حال می‌کنی

14:47.630 --> 14:49.300
...نه. نه

14:53.260 --> 14:55.390
،اگه از آسمون بگردی
ما از پایین همه جا رو می‌گردیم

14:55.470 --> 14:57.100
صبر کن، با اون؟
بهش اعتماد داری؟

14:57.180 --> 14:59.020
پوشکیـه؟ اون رو که نمی‌شناسم

14:59.100 --> 15:01.060
نه، سم ریوردن -
سم؟ آره، چطور؟ -

15:01.150 --> 15:04.070
همه می‌دونن اون از آدمای واتـه، نیست؟

15:05.820 --> 15:07.990
اون پسره کیـه دیگه؟

15:09.280 --> 15:12.200
سم تابحال کسی مراقبش نبوده

15:12.280 --> 15:14.280
هیچوقت. نصف عمرش رو بستری بوده

15:14.370 --> 15:16.870
می‌دونی، همه همش با مغزش ور میرن

15:16.950 --> 15:19.500
ببین، پیچیده‌ست -
آره -

15:25.380 --> 15:26.550
آهای؟

15:26.630 --> 15:30.380
خب، گِرگ از آسمون می‌گرده
ببینه ماری رو پیدا می‌کنه یا نه

15:30.470 --> 15:33.470
به نظرم جدا شیم تا بهتر بتونیم بگردیم و
...تو و...بچه کونی

15:33.550 --> 15:34.390
همپل هستم

15:35.470 --> 15:36.680
باشه. شما برید سمت تئاتر

15:36.770 --> 15:38.220
من اتاق سایفر و خوابگاه رو می‌گردم

15:38.310 --> 15:41.060
به گِرگ گفتم طرفای ده توی
سالن اجتماع همدیگه رو می‌بینیم

15:41.140 --> 15:42.940
حله؟ -
آره، باشه -

15:43.020 --> 15:44.310
...خب، من میرم

15:45.480 --> 15:47.780
من از...این طرف میرم

15:47.860 --> 15:49.240
دردت رو درک می‌کنم، داداش

15:49.320 --> 15:52.320
شاید اون متوجهش نباشه، ولی من هستم

15:52.410 --> 15:53.620
بزن قدش ببینم

16:03.920 --> 16:07.050
خب، مجبوریم کل این دانشگاه تخمی رو بگردیم

16:08.710 --> 16:11.970
ماری، تو ضربان‌قلب رو تشخیص میدی

16:12.050 --> 16:13.510
،اگه توی گادولکین قایم شده باشه
می‌تونی پیداش کنی

16:13.590 --> 16:16.350
،اگه کل دانشگاه خالی بود، آره

16:16.430 --> 16:19.100
شاید می‌تونستم ضربان‌قلب ضعیف
،یه پیرمرد رو تشخیص بدم

16:19.180 --> 16:21.350
ولی کلی آدم اینجاست

16:21.430 --> 16:23.480
خب، ماری، ضربان‌یاب لازم نداریم

16:23.560 --> 16:26.610
،اگه سایفر همراه یه افلیج صد ساله‌ست
حتماً یکی یه چیزی دیده

16:26.690 --> 16:28.940
...ما هم یکی همراهمونـه که

16:29.030 --> 16:30.780
ذهن افراد دانشگاه رو می‌خونه

16:32.240 --> 16:33.660
...اگه مثل من، اون رو هم درمان کنی

16:33.740 --> 16:35.450
...من

16:35.530 --> 16:38.120
نه. اون ازت خواسته این رو بگی؟

16:38.200 --> 16:39.870
.هیچی بهم نگفته
.فقط راه‌حل منطقی‌ایـه

16:39.950 --> 16:41.450
...خب، در این مورد ضررش

16:41.540 --> 16:42.870
...از سودش بیشتره پس -
درک می‌کنم -

16:42.960 --> 16:45.750
بعد بلایی که سر شما آورد و
...کارهایی که برای وات کرد، ولی

16:45.830 --> 16:47.590
شما جون‌تون رو به خطر انداختید تا نجاتش بدید

16:47.670 --> 16:49.550
اون به خاطر ما افتاده بود المایرا

16:49.630 --> 16:53.090
،حقش این نبود اونجا حبس بشه
ولی دلیل نمیشه بهش اعتماد داشته باشم

16:54.840 --> 16:56.340
ممنونم

16:56.430 --> 16:59.100
سر این قضیه حرف حساب سرش نمیشه

17:00.720 --> 17:02.480
شوخی می‌کنی دیگه؟

17:02.560 --> 17:04.940
حرف حساب سرم نمیشه؟

17:05.020 --> 17:08.820
لازمـه کل لیست دلایلم رو برات شرح بدم؟

17:08.900 --> 17:12.030
...نه، ببخشید. من -
تو از قدرت‌هات روی ما استفاده کردی -

17:13.190 --> 17:16.160
روی من، جوردن، لوک

17:20.410 --> 17:21.660
آندره

17:23.540 --> 17:25.330
تو ما رو به وات فروختی

17:25.420 --> 17:26.790
به خاطر تو افتادیم المایرا

17:26.880 --> 17:28.840
به خاطر تو آندره مُرده

17:28.920 --> 17:30.250
!ماری

17:31.500 --> 17:32.960
،من نمی‌خوام طرفش رو بگیرم

17:33.050 --> 17:36.340
ولی وات آدم رو مجبور می‌کنه
...کارهایی بکنی که هیچوقت

17:44.930 --> 17:48.020
اگه دنبال مقصر مرگ آندره می‌گردی

17:48.100 --> 17:49.360
من رو مقصر بدون

17:49.440 --> 17:51.900
‫من جوری که باید ازش محافظت نکردم

17:51.980 --> 17:53.570
‫من می‌دونستم...

17:55.860 --> 17:58.530
‫می‌دونستم قدرت‌هام دارن من رو می‌کشن
‫ولی بهش نگفتم

18:00.950 --> 18:04.200
‫بهش نگفتم ممکنه همین اتفاقِ لامصب
‫برای اونم بیفته

18:07.460 --> 18:10.670
‫نمی‌تونم به کسی مثل کیت اعتماد کنم و
دوباره همچین قدرتی بهش بدم

18:14.170 --> 18:15.470
‫خب...

18:16.840 --> 18:21.350
‫اگه کسی ایده‌ی دیگه‌ای داره که
‫چطوری این لاشی رو پیدا کنیم،

18:21.430 --> 18:23.010
‫ازش استقبال می‌کنم

18:26.000 --> 18:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

18:36.740 --> 18:39.570
‫ماری، خوش برگشتی

18:41.660 --> 18:44.950
‫گمون نکنم اومده باشی
‫آموزشت رو تکمیل کنی

18:45.040 --> 18:47.330
‫پولاریتی پیشنهادم رو بهت گفت؟

18:47.410 --> 18:51.420
‫با من تمرین کن تا هیچ کاری
به کار خودت و رفقات نداشته باشم

18:53.250 --> 18:56.010
‫اون بهم گفت می‌خوای «گله رو غربال کنی»

18:56.090 --> 18:57.840
‫ابرانسان‌های بی‌مصرف رو بکشی

18:57.920 --> 18:59.720
‫صبر کن ببینم، اومدی دنبالم؟

18:59.800 --> 19:02.850
‫وای ماری، تو خیلی بامزه‌ای.
‫فکر می‌کنی قراره همه رو نجات بدی؟

19:02.930 --> 19:05.560
‫یا از کاری که با خواهر کوچولوت کردم
‫عصبانی هستی

19:05.640 --> 19:06.890
‫تو گلوش رو بُریدی

19:06.980 --> 19:08.600
‫آره و بعد تو درمانش کردی،

19:08.690 --> 19:10.350
‫همونطور که می‌دونستم می‌کنی

19:10.440 --> 19:14.362
‫بدون اون لحظه‌ی حیاتی
‫هرگز به اون سطح از قدرت نمی‌رسیدی

19:14.386 --> 19:15.610
‫پس قابلت رو نداشت، عزیزم

19:15.690 --> 19:17.900
‫تو مریضی

19:17.990 --> 19:19.780
‫- روانی هستی
‫- و تو در آستانه‌ی

19:19.860 --> 19:22.910
‫تبدیل شدن به قدرتمندترین موجودی هستی که
‫دنیا تا به حال به خودش دیده

19:22.990 --> 19:24.200
‫خودت هم این رو می‌دونی

19:24.280 --> 19:26.290
‫سرنوشتت با عظمت گره خورده

19:26.370 --> 19:30.250
‫تو می‌دونی که بهتری و از بقیه قوی‌تری

19:30.330 --> 19:31.670
‫قبولش کن

19:31.750 --> 19:33.670
‫به پیشنهادم فکر کن

19:33.750 --> 19:35.800
‫تنها راه خلاصی برای همه‌تونه

19:42.970 --> 19:44.260
‫خب؟

19:44.350 --> 19:46.140
‫صدای بسته شدن اتاق تمرین رو شنیدم

19:47.140 --> 19:48.310
‫اون اونجاست

19:57.230 --> 19:58.320
‫اوه!

19:58.400 --> 19:59.780
‫اوه!

19:59.860 --> 20:01.450
‫- چیه؟
‫- کمکم کن

20:08.540 --> 20:10.410
‫- باید عجله کنیم. نزدیک‌تر شده
‫- باشه

20:10.500 --> 20:12.290
‫باشه، باید کمکم کنی.
‫چی می‌بینی؟

20:12.370 --> 20:13.460
‫یه اتاق بزرگ

20:13.540 --> 20:15.840
‫عه، نمی‌دونم...

20:15.920 --> 20:19.130
‫ستون‌های بلندی داره،

20:19.210 --> 20:20.470
‫و بعدش پنجره‌ها...

20:20.550 --> 20:22.590
‫- میله دارن و...
‫- سالنِ سمینار. یالا، یالا

20:22.680 --> 20:23.930
‫خیلی‌خب، از این طرف

20:28.180 --> 20:29.470
‫دارم بهت میگم برو

20:29.560 --> 20:30.560
‫برو پی کارت، داداش

20:30.640 --> 20:32.100
‫هرچی که هستی نمی‌خوامت

20:32.190 --> 20:34.690
‫برده‌ی جنسی.
‫به ما میگن برده‌ی جنسی.

20:34.770 --> 20:35.940
‫ضمناً می‌دونم فقط سعی داری گولم بزنی

20:36.020 --> 20:37.400
‫نه، نمی‌خوام گولت بزنم لامصب.
‫برو پی کارت.

20:37.480 --> 20:39.730
‫خب، کسی که سعی داره برده‌ی جنسی رو
‫گول بزنه همین رو میگه

20:39.820 --> 20:40.940
‫ببخشید. ببخشید

20:41.030 --> 20:42.240
‫- چی؟
‫- هی

20:42.320 --> 20:44.118
‫ماری یا کیت توی دفترِ سایفر یا خوابگاه نبودن

20:44.142 --> 20:47.450
‫خبرِ خوب این که لباس‌هایی برداشتم که
‫بوی خایه‌های خیس الاغ نمیدن

20:48.950 --> 20:51.080
‫اوه. خبری از گرگ نشد؟

20:51.160 --> 20:53.080
‫نه، خبری از گرگ نشد

20:53.160 --> 20:55.540
‫خب، داستانش چیه؟

20:56.540 --> 20:58.000
‫گرگ دوستمـه

20:59.250 --> 21:00.593
‫- دوست
‫- نه، ولی اگه می‌خواستم

21:00.617 --> 21:02.050
‫باهاش بیشتر از دوست باشم،

21:02.130 --> 21:03.510
‫به تو هیچ ربطی نداره

21:03.590 --> 21:06.180
‫گرگ می‌تونه انقدر انگشتم کنه تا آبش بیاد،

21:06.260 --> 21:07.890
‫تو هم حق نداری حسودی کنی

21:07.970 --> 21:09.100
‫- مفهومه؟
‫- باشه. آره، آره

21:09.180 --> 21:12.100
‫اِما، ببین، فقط این حس
‫برام تازگی داره. خب؟

21:12.180 --> 21:14.480
‫یعنی این که احساسِ...

21:17.610 --> 21:18.610
‫حسادت می‌کنم

21:18.690 --> 21:20.820
این که هر احساسی دارم

21:20.900 --> 21:25.740
‫ببین، عقلم بهم میگه که اینجوری نباشم،

21:25.820 --> 21:27.870
‫ولی فکر کنم فقط...

21:27.950 --> 21:30.280
‫آره، فکر کنم یکم وقت لازم دارم که
‫روش کار کنم،

21:30.370 --> 21:34.500
‫که سعی کنم عادی باشم

21:36.750 --> 21:39.000
‫ببخشید. ببخشید

21:39.090 --> 21:40.750
‫ببخشید که رفتارم...

21:42.010 --> 21:43.380
‫رفتارم عجیب و غریب شده

21:45.130 --> 21:46.590
‫سم، اینطور نیست

21:51.640 --> 21:53.390
‫تو فقط مثل خودت رفتار می‌کنی

21:53.470 --> 21:55.100
‫اِما!

21:56.770 --> 21:58.230
‫پیداش کردم. توی ساختمونِ سمیناره

21:58.310 --> 21:59.310
‫وایسا ببینم، مطمئنی؟

21:59.400 --> 22:00.690
‫- آره، می‌برمت اونجا
‫- نه، ردیفـه، داداش

22:00.770 --> 22:02.360
‫- خودم می‌برمش
‫- نه رفیق، اشکالی نداره

22:02.440 --> 22:05.110
‫نه، من می‌تونم خیلی سریع‌تر
‫از پرواز کردنت بپرم. پس...

22:05.190 --> 22:06.530
‫شک دارم. مطمئنم پرواز کردن سریع‌تره

22:06.610 --> 22:07.990
‫پریدن شاید...

22:16.000 --> 22:17.830
‫آدم‌های زیادی داخل هستن

22:18.920 --> 22:20.670
‫- ولی اون اونجاست
‫- سایفر؟

22:20.750 --> 22:21.670
‫گادولکین

22:21.750 --> 22:23.250
‫یه ضربانِ قلب ضعیف هست

22:23.340 --> 22:25.090
‫فکر کنم داره می‌میره

22:26.170 --> 22:27.090
‫باید توی زیرزمین باشه

22:27.180 --> 22:29.010
‫ضربانِ قلب از زیرمون میاد

22:30.140 --> 22:32.810
‫ماری! صبر کن! صبر کن!

22:32.890 --> 22:34.270
‫لعنتی

22:34.350 --> 22:35.680
‫ماری!

22:35.770 --> 22:36.680
‫صبر کن

22:36.770 --> 22:37.648
‫هی!

22:37.672 --> 22:39.770
‫فقط تا با آنابث حرف نزدی
‫هیچ کاری نکن

22:39.850 --> 22:41.440
‫- جریان چیه؟
‫- هیچی

22:41.520 --> 22:43.610
‫من از هیچکدومتون نخواستم بیاید

22:43.690 --> 22:45.906
‫باید همونجا که امن بود می‌موندید

22:45.930 --> 22:48.820
‫نه، تو قراره صدمه ببینی، ماری. یا بدتر

22:48.910 --> 22:51.078
‫اگه بری اون داخل،
‫یه اتفاق بد میفته

22:51.102 --> 22:52.990
‫«یه اتفاق بد»

22:53.080 --> 22:54.240
‫یعنی...

22:54.330 --> 22:55.540
‫یعنی می‌میری، ماری

22:56.870 --> 22:58.000
‫فکر کنم خیلی‌ها می‌میرن

22:58.080 --> 23:00.830
‫برای همین باید الان برگردی و بری

23:00.920 --> 23:02.630
‫من بیشتر از یه بار دیدمش

23:02.710 --> 23:04.670
‫ببین، تو رو دیدم

23:04.750 --> 23:07.300
‫غرق خون و زخمی

23:07.380 --> 23:10.300
‫- تو این رو نمی‌دونی
‫- اون می‌تونه آینده رو ببینه

23:10.380 --> 23:11.640
‫مطمئنم شاید این رو بدونه، ماری

23:11.720 --> 23:14.680
‫جسارت نباشه، ولی اون یه پیشگوئه که
وات دستگیرش کرد و

23:14.760 --> 23:16.720
‫افتاد توی یه سلول ‫و گلوش رو بُریدن

23:16.810 --> 23:19.190
‫اون هیچکدوم از اینا رو نمی‌دونست

23:19.270 --> 23:20.600
‫- ماری...
‫- نه!

23:20.690 --> 23:23.820
‫اگر هم خطری هست به خاطر اینه که
‫شما دنبالم اومدید

23:23.900 --> 23:25.730
‫- من از پس سایفر برمیام
‫- ماری

23:26.820 --> 23:28.756
‫قبل از این که اون اتفاق
‫برای مامان و بابا بیفته،

23:28.780 --> 23:30.320
‫من یه کابوس دیدم

23:30.400 --> 23:32.820
‫من اونا رو دیدم. اونا رو دیدم که

23:32.910 --> 23:35.990
‫غرق در خون در حال مرگ بودن

23:38.290 --> 23:40.870
‫من تمام عمرم می‌دونستم می‌تونستم
جلوش رو بگیرم و

23:40.960 --> 23:43.290
‫این کارو نکردم. برام آسون‌تر بود که

23:43.380 --> 23:45.340
‫تمام این مدت به جای خودم
‫از تو متنفر باشم،

23:45.420 --> 23:47.420
‫ولی با این حال از خودم متنفرم

23:49.590 --> 23:52.050
‫نمی‌خوام دوباره اون اتفاق تکرار شه

23:53.640 --> 23:54.930
‫خواهش می‌کنم

23:56.310 --> 23:57.890
‫فقط بس کن

23:59.350 --> 24:00.560
‫آنابث

24:02.940 --> 24:05.190
‫خیلی متأسفم

24:05.270 --> 24:11.367
‫که این همه وقت مجبور بودی
‫با این عذاب وجدان زندگی کنی

24:15.660 --> 24:17.660
‫ولی باید این کارو بکنم

24:17.740 --> 24:19.950
‫- ماری...
‫- این قضیه بزرگ‌تر از ماست

24:20.040 --> 24:21.830
‫من تنها کسی‌ام

24:21.910 --> 24:23.460
‫که می‌تونم گادولکین رو بیدار کنم،

24:23.540 --> 24:24.790
‫جلوی سایفر رو بگیرم،

24:24.880 --> 24:26.670
‫جلوی هوملندر رو بگیرم

24:26.750 --> 24:28.880
‫پس خواهش می‌کنم

24:28.960 --> 24:30.800
‫فقط برید!

24:30.880 --> 24:32.510
‫ماری!

24:32.590 --> 24:35.390
‫اون الان بهت گفت تهش چی میشه

24:38.810 --> 24:40.680
‫نمی‌تونم بذارم بری اون تو

24:42.640 --> 24:44.310
‫متأسفم

24:50.360 --> 24:52.400
‫- ماری. بس کن!
‫- چیکار می‌کنی؟

24:58.490 --> 24:59.990
‫کیت

25:00.080 --> 25:02.660
‫اگه درمانت کنم،

25:02.750 --> 25:04.170
‫باید اونا رو وادار کنی

25:04.250 --> 25:05.830
‫مجبورشون کنی از اینجا برن

25:05.920 --> 25:07.340
‫این کارو می‌کنی؟

25:07.420 --> 25:09.550
‫ماری، من...

25:09.630 --> 25:12.720
‫کیت، برای محافظت ازشون
‫مجبورشون کن از اینجا برن

25:12.800 --> 25:14.380
‫نه

25:14.470 --> 25:17.680
‫ماری، گفتم هرگز از قدرت‌هام
روی هیچکدوم از شما استفاده نمی‌کنم

25:17.760 --> 25:19.060
‫باید بس کنی

25:19.140 --> 25:21.220
‫ماری، ولشون کن!

25:34.200 --> 25:36.660
‫تو سرِ سایفر رو گرم کن

25:36.740 --> 25:38.870
‫من گادولکین رو پیدا می‌کنم

25:53.090 --> 25:55.220
‫چیه؟

25:55.300 --> 25:58.510
‫قراره با اون آت و آشغالا «گله رو غربال» کنی؟

25:59.600 --> 26:00.930
‫عه...

26:01.010 --> 26:02.100
‫نه

26:02.180 --> 26:05.350
قراره خودشون با این‌ها دخل خودشونو بیارن

26:24.500 --> 26:27.370
‫فکر می‌کردم قبلاً در موردش صحبت کردیم

26:28.580 --> 26:30.040
‫- تو نمی‌تونی بهم صدمه بزنی
‫- ولی مطمئنم

26:30.130 --> 26:31.960
‫اگه سرت رو قطع کنم، کارت تموم میشه

26:32.040 --> 26:34.260
‫هه، غافلگیر میشی

26:42.140 --> 26:44.520
‫می‌بینم که حالت خیلی بهتر
‫از دفعه‌ی قبلـه که دیدمت

26:44.600 --> 26:46.890
‫اون ماری مورو واقعاً اعجوبه‌ست

26:46.980 --> 26:48.560
‫مگه نه؟

26:48.640 --> 26:50.270
‫صبر کن

26:51.770 --> 26:53.400
‫ماری کجاست؟

27:05.490 --> 27:08.080
‫تو که واقعاً فکر نمی‌کنی
‫می‌تونی جلوم رو بگیری

27:08.160 --> 27:10.330
‫- نه؟
‫- اوه، لعنتی!

27:10.420 --> 27:11.960
بچه‌ها

27:12.040 --> 27:14.550
‫نذارید از این اتاق تخمی بره بیرون

27:20.630 --> 27:22.010
‫ماری کجاست؟

27:22.090 --> 27:24.220
‫گفت گادولکین زیرِ ماست

27:24.310 --> 27:25.560
‫پایین توی یجور زیرزمینـه

27:25.640 --> 27:26.979
‫یالا، یه راه به پایین پیدا کنید

27:43.450 --> 27:45.410
‫فهمیدم ترفند کوچیکت چیه،

27:45.490 --> 27:48.370
‫پولاریتی. مثل تی‌ام‌اسـه

27:48.450 --> 27:50.830
‫«تحریک مغناطیسی مغز»

27:50.920 --> 27:55.920
‫تو با ایجاد میدان‌های مغناطیسی متغیر،
‫سلول‌های عصبی مغز رو دستکاری می‌کنی

27:56.000 --> 27:58.050
‫از چی حرف می‌زنه؟

27:58.130 --> 28:00.340
‫اگه سعی کنه هر کدوم از ما رو کنترل کنه،

28:00.420 --> 28:02.010
‫- می‌تونم جلوش رو بگیرم
‫- آره

28:02.090 --> 28:03.220
‫خب، از نظر تئوری اینطوره

28:03.300 --> 28:07.010
‫پس گمونم الان لازم نیست بترسی، جوردن،
‫ولی پولاریتی،

28:07.100 --> 28:08.560
‫برام سؤاله...

28:08.640 --> 28:10.560
‫تا حالا «موش و چکش» بازی کردی؟

28:14.110 --> 28:16.480
‫شاید بتونی من رو بندازی بیرون

28:16.570 --> 28:18.110
‫ولی مسئله اینه که...

28:19.440 --> 28:21.280
‫می‌تونی هدف بعدیم رو پیش‌بینی کنی؟

28:28.080 --> 28:29.950
‫سم، منم!

28:40.050 --> 28:42.470
‫تو توماس گادولکین هستی؟

29:01.570 --> 29:03.990
‫ما سعی داریم جلوی مردی رو بگیریم که
‫تو رو اسیر کرده و

29:04.070 --> 29:05.610
‫بهت صدمه می‌زنه

29:05.700 --> 29:07.530
‫اگه درمانت کنم،

29:07.620 --> 29:09.620
‫می‌تونی کمک کنی؟

30:39.880 --> 30:42.840
‫ماری. ماری. ماری

30:42.920 --> 30:44.380
‫آنابث، این همون لحظه‌ست؟

30:44.460 --> 30:45.460
‫این چیزیـه که دیدی؟

30:45.550 --> 30:46.840
‫- دقیقاً نه
‫- بیدار شو

30:46.920 --> 30:48.720
‫ماری

31:04.360 --> 31:05.360
‫بیدار شو، ماری

31:07.990 --> 31:08.990
‫خدای من

31:10.110 --> 31:11.370
‫تو موفق شدی

31:20.710 --> 31:22.790
‫تو درمانم کردی

31:27.970 --> 31:29.550
‫عه، به کمکت نیاز داریم

31:29.630 --> 31:30.840
‫باید جلوی سایفر رو بگیریم

31:30.930 --> 31:32.390
‫می‌تونی چیزی بهمون بگی؟

31:32.470 --> 31:33.890
‫باورم نمیشه...

31:33.970 --> 31:36.850
‫می‌تونم حس کنم

31:36.930 --> 31:37.930
‫می‌تونم...

31:42.020 --> 31:43.610
‫درد

31:43.690 --> 31:45.860
‫درد از بین رفته

31:45.940 --> 31:48.030
‫مثل اینه که...

31:51.030 --> 31:52.820
‫ممنونم

32:01.000 --> 32:02.080
‫ممنونم

32:10.170 --> 32:11.340
‫وای، نه

32:12.550 --> 32:13.800
‫این به خاطر آندره‌ست

32:13.890 --> 32:15.680
‫نه، من اون نیستم، من اون نیستم

32:15.760 --> 32:16.680
‫من اون نیستم!

32:16.760 --> 32:18.100
‫- بکُشش!
‫- نه! خدایا، خدایا،

32:18.180 --> 32:19.354
‫خواهش می‌کنم این کارو نکنید!

32:19.378 --> 32:21.730
‫کمر و دنده‌های وامونده‌ام درد می‌کنن!

32:21.810 --> 32:24.360
‫من اون نیستم. من اون نیستم

32:24.440 --> 32:25.560
‫خواهش می‌کنم. من اون نیستم

32:25.650 --> 32:27.860
‫ببین، می‌دونم این به نظرت خیلی احمقانه‌ست،

32:27.940 --> 32:29.490
‫ولی دوست‌هام توی دردسر بزرگی افتادن

32:29.570 --> 32:31.450
‫می‌تونی کمکمون کنی یا نه؟

32:32.860 --> 32:34.490
‫حق با اون بود

32:35.780 --> 32:37.200
‫اون می‌دونست

32:37.280 --> 32:39.160
‫تو نمی‌تونستی جلوی خودت رو بگیری

32:39.240 --> 32:41.120
‫باید برمی‌گشتی اینجا...

32:41.210 --> 32:44.040
‫تا قهرمانِ بزرگ قصه باشی و

32:45.130 --> 32:46.750
‫همه رو نجات بدی

32:48.630 --> 32:49.550
‫یعنی چی؟

32:50.880 --> 32:53.720
‫باهوش بودنش کفرِ آدم رو در میاره

32:55.590 --> 32:56.600
‫من داگ هستم

32:56.680 --> 32:58.470
‫اسمِ من داگـه. داگ. داگ برایتبیل

32:58.560 --> 32:59.850
‫یه گربه به اسمِ باستر دارم

32:59.930 --> 33:03.940
‫با یه ماشین که توش زندگی می‌کردیم.
‫یه هوندا سیویک قرمز بود،

33:03.964 --> 33:06.770
‫چون از کارم توی بلاک‌باستر اخراج شده بودم

33:06.860 --> 33:08.690
‫- حرفت رو باور نمی‌کنم!
‫- نه، خواهش می‌کنم! لطفاً

33:08.770 --> 33:10.610
‫لطفاً من رو نکُش

33:10.690 --> 33:12.030
‫من نمی‌خوام بمیرم لعنتی

33:12.110 --> 33:13.360
‫خواهش می‌کنم

33:13.450 --> 33:15.570
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

33:15.660 --> 33:17.910
‫اون الان از ذهنم خارج شده

33:17.990 --> 33:19.580
‫فقط می‌خوام زنده بمونم

33:19.660 --> 33:21.750
‫چون اون بالأخره از ذهنم رفته بیرون

33:21.830 --> 33:24.080
‫کی توی ذهنت نیست؟ سایفر؟

33:24.160 --> 33:26.290
‫نه، سایفری در کار نیست

33:26.380 --> 33:27.630
‫فقط اونـه

33:27.710 --> 33:28.920
‫تنها اونـه

33:31.000 --> 33:32.630
‫خدایا، فقط و فقط اونـه

33:36.300 --> 33:37.640
‫ماری کجاست؟

33:40.890 --> 33:44.980
‫دیگه داغون و بی‌مصرف نیستم

33:47.440 --> 33:49.900
نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم

33:53.400 --> 33:55.900
‫ارزشِ ما توی این دنیا

33:55.990 --> 34:00.910
‫به قدرت‌هامون وابسته‌ست

34:00.990 --> 34:02.330
‫و بدون اونا...

34:02.410 --> 34:05.290
‫ما...

34:05.370 --> 34:06.710
‫هیچی نیستیم

34:10.000 --> 34:11.920
‫باید همین الان بریم

34:12.000 --> 34:14.170
‫- چی؟ چرا؟
‫- اون سایفره

34:14.260 --> 34:16.180
‫- چی؟
‫- اون سایفره

34:19.970 --> 34:22.060
‫- یالا. بیا بریم، ماری
‫- لعنتی، لعنتی

34:22.140 --> 34:23.640
‫لعنتی، لعنتی

34:23.720 --> 34:25.600
‫خیلی‌خب، بریم

34:42.200 --> 34:44.160
‫هوا بوی شگفت‌انگیزی نمیده؟

34:46.000 --> 34:48.210
‫بویی که حس می‌کنم
‫مالِ چمن تازه کوتاه‌شده‌ست؟

34:49.210 --> 34:52.170
‫و هوا توی ریه‌های آدم...

34:53.460 --> 34:55.340
‫فوق‌العاده‌ست

34:55.420 --> 34:58.510
‫خیلی... فوق‌العاده‌ست

34:59.090 --> 35:00.590
‫- خیلی‌خب
‫- آدم یادش میره

35:00.680 --> 35:05.430
‫چیزی به سادگیِ تابش آفتاب روی پوستش
‫چه حسی داره

35:05.520 --> 35:08.390
‫باعث میشه آدم باورش بشه
‫بهشتی وجود داره...

35:08.480 --> 35:10.940
‫که کاملاً کُس‌شعره، می‌دونم

35:11.020 --> 35:13.270
‫چرا پوشک پاتـه، داداش؟

35:13.360 --> 35:15.190
‫آخه به سن و سالت نمی‌خوره تازه‌وارد باشی

35:15.780 --> 35:16.860
‫قدرتت چیه؟

35:16.940 --> 35:18.990
‫- چی‌ام؟
‫- قدرتت

35:19.070 --> 35:20.660
‫چه قدرتی داری؟

35:20.684 --> 35:24.620
‫چیزِ چندان جالبی نیست، پس... نمی‌دونم

35:26.410 --> 35:28.160
‫پاهامـه

35:28.250 --> 35:30.000
‫می‌تونم پاهام رو تبدیل به دست کنم

35:31.420 --> 35:34.750
‫در واقع انگشت‌های بزرگ پام
‫تبدیل به شست‌های مقابل میشن

35:34.840 --> 35:37.210
‫همپل، درسته؟

35:37.300 --> 35:38.760
‫تو من رو می‌شناسی؟

35:38.840 --> 35:44.510
‫تو با این قدرتِ احمقانه
‫قطعاً بین ۱۰ درصد پایین رده‌بندی هستی

35:44.600 --> 35:46.560
‫- درسته؟
‫- آره

35:46.640 --> 35:50.270
‫احتمالاً دو درصد پایینـه...

35:52.230 --> 35:54.270
حالا شد

35:54.360 --> 35:57.570
‫بیا همین الان تمومش کنیم

36:03.740 --> 36:06.160
‫می‌خوایم خدایان روی زمین قدم بزنن

36:06.240 --> 36:08.500
‫نه موجودات عجیب‌الخلقه‌ی سیرک

36:13.710 --> 36:16.840
‫خدایا، چه روزِ قشنگی

36:16.920 --> 36:19.720
‫خیلی‌خب، نفرِ بعدی کیه؟

36:21.800 --> 36:41.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
