WEBVTT

01:52.850 --> 02:04.850
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:05.875 --> 02:07.943
...فکر ميکني چند تا از اون انگشتها رو

02:07.977 --> 02:10.378
بتونيم بکنيم توي کونش؟

02:10.413 --> 02:12.147
بستگي داره که قبلا تمرين داشته
.يا نه

02:12.181 --> 02:16.150
با خواهرت از همين کارها ميکردي
ديگه، مگه نه "کينگ اسليير"؟

02:16.184 --> 02:19.920
خواهرت تو را واسه ما
آماده کرده بود؟

02:26.360 --> 02:28.361
.داره ميافته

02:28.395 --> 02:30.997
.داره از روي اسبش ميافته
.يکي بهش کمک کنه

02:40.238 --> 02:42.072
.آب

02:42.106 --> 02:44.107
.آب

02:44.141 --> 02:46.742
.خواهش ميکنم. آب

02:47.611 --> 02:49.278
.آب

02:49.312 --> 02:50.946
.آب. خواهش ميکنم

02:50.980 --> 02:52.880
.خواهش ميکنم
.خواهش ميکنم

03:00.455 --> 03:02.422
،اگر من بميرم
...هيچي گيرتون نمياد

03:02.457 --> 03:03.890
.اوه، بسه ديگه

03:03.924 --> 03:06.025
.بگير

03:11.864 --> 03:15.232
تا حالا نديدم کسي شاش اسب رو
.به اين سرعت بخوره

03:42.324 --> 03:44.525
.بسه

03:52.299 --> 03:53.832
.جلوتر نيا

04:24.157 --> 04:27.860
،يکبار ديگه اينکارو بکن
.تا اون يکي دستت رو هم قطع کنم

04:31.698 --> 04:34.099
.زودباش ، بيا

04:43.942 --> 04:46.409
"اوه، لرد "تيريون
.بفرماييد داخل. بفرماييد

04:46.443 --> 04:48.545
.ميخواستم که باهم حرف بزنيم

04:49.480 --> 04:51.247
.محرمانه

04:51.281 --> 04:54.183
.اوه، هميشه محرمانه ست

04:54.218 --> 04:55.952
در مورد اتفاقات
."درياي سياه"

04:57.588 --> 04:58.954
شايد الان موقع مناسبي نباشه؟

04:58.989 --> 05:00.857
.اوه نه
.زمان بسيار خوبيه

05:01.925 --> 05:03.559
فکر کردم شايد يکي از اون
... خبرچين‌هاي شما

05:03.594 --> 05:06.361
اطلاعاتي راجع به
...نيت خواهرم در مورد

05:06.396 --> 05:07.863
کشتن شما داشته باشه؟

05:07.897 --> 05:10.732
متاسفانه، به همراه
... "مقام "ليتل فينگر

05:10.766 --> 05:12.300
.جاسوس‌هاش نصيب من نشد

05:12.334 --> 05:14.368
،و بخاطر همين
.پيش تو اومدم

05:14.403 --> 05:16.637
.من مدرک ميخوام -
مدرک؟ -

05:16.671 --> 05:19.072
قراره دادگاهي برگذار بشه؟ -
.ميخوام بدونم -

05:20.108 --> 05:23.209
،من هيچ مدرکي ندارم
.فقط در حد حرف بود

05:26.780 --> 05:29.815
،قبل از اين جريانات

05:29.849 --> 05:33.418
ميخواستم که داستان خواجه
.شدنم رو بهت بگم

05:33.453 --> 05:35.154
هنوز هم ميخواي
داستانم رو بشنوي؟

05:35.188 --> 05:37.589
نميدونم. لازمه؟

05:37.623 --> 05:40.358
بچه که بودم، با يک گروه
...از هنرپيشه‌ها

05:40.392 --> 05:42.360
.از ميون شهرها رد ميشديم

05:42.395 --> 05:44.162
،"يک روز توي شهر "مير

05:44.196 --> 05:47.031
يه مردي به ارباب من
...پيشنهاد وسوسه کننده‌اي داد

05:47.065 --> 05:49.133
.که نميشد ردش کرد

05:49.167 --> 05:51.735
من فکر ميکردم که اون مرد ميخواد
...از من سواستفاده کنه

05:51.769 --> 05:53.770
همونطوري که بعضي از مردها از
.پسربچه ها سواستفاده ميکردن

05:53.804 --> 05:56.506
اما چيزي که اون ميخواست
.خيلي بدتر از اين بود

05:57.775 --> 05:59.175
...،به من معجوني داد

05:59.209 --> 06:01.310
که باعث شد بدنم سِر بشه
.و نتونم حرکت کنم يا حرف بزنم

06:01.344 --> 06:04.346
اما حواسم هنوز
.سرجاش بود

06:04.380 --> 06:06.781
با يک چاقو اونجاي من
.رو بريد

06:06.816 --> 06:09.751
.از بيخ و بن
.و تمام مدت رو آواز ميخوند

06:09.785 --> 06:13.387
و اونها رو توي آتش
.سوزوند

06:13.422 --> 06:14.956
.شعله‌ها آبي شدن

06:14.990 --> 06:18.659
شنيدم که صدايي
.به اون جواب ميداد

06:23.564 --> 06:27.166
.هنوز هم خواب اون شب رو ميبينم

06:27.201 --> 06:29.635
...نه خواب اون جادوگر رو

06:29.670 --> 06:31.937
.و يا خواب اون چاقو

06:31.972 --> 06:34.406
من خواب اون صدايي
.که از آتش مي‌يومد رو ميبينم

06:34.441 --> 06:36.642
خدا بود؟
يا شيطان؟

06:36.676 --> 06:38.344
يا حقه‌ی جادوگر؟

06:38.378 --> 06:40.512
.نميدونم

06:40.547 --> 06:44.016
.اما اون جادوگر چيزي رو فرا خوند
.و صدايي به اون جواب داد

06:44.050 --> 06:46.451
...و از اون روز به بعد

06:46.486 --> 06:50.255
من از سحر و جادو و تمام
.کسايي که اون رو انجام ميدن، متنفرم

06:50.289 --> 06:52.691
اما شما ميدونيد که چرا من
...مشتاق بودم که به شما

06:52.725 --> 06:56.093
در جنگ با "استنيس" و اون
.زن کاهن سرخ‌پوش کمک کنم

06:56.128 --> 06:59.830
.به نوعي يک انتقام نمادين بود

06:59.864 --> 07:03.900
بله، من احساس ميکنم به انتقام
.واقعي نياز دارم

07:03.934 --> 07:05.935
.عليه يک انسان واقعي

07:05.969 --> 07:08.469
.که سعي کرد منو بکشه

07:08.504 --> 07:11.839
که اين امر به درجه‌اي از
...نفود احتياج داره

07:11.873 --> 07:14.207
...که شما در حال حاضر

07:14.242 --> 07:16.943
.در اختيار نداريد

07:16.978 --> 07:19.279
... اما من متوجه شدم که

07:19.313 --> 07:22.448
.نفوذ، غالبا به صبر بستگي داره

07:22.482 --> 07:25.851
زماني که من جادوگر رو
،به هدفش رسوندم

07:25.885 --> 07:28.453
اون منو از خونه بيرون انداخت
.تا بميرم

07:28.488 --> 07:31.223
من تصميم گرفتم که
...از سر لج اون

07:31.257 --> 07:32.690
.زنده بمونم

07:32.725 --> 07:34.258
.گدايي کردم

07:34.293 --> 07:37.494
اون قسمتهاي ديگه‌اي از بدنم
.رو که واسم باقي مونده بود، فروختم

07:37.528 --> 07:39.863
.يه دزد فوق‌العاده شدم

07:39.897 --> 07:43.265
و خيلي زود فهميدم که محتويات
...نامه‌هاي يک مرد

07:43.300 --> 07:47.368
،از محتويات توي جيبش
.با ارزش ترن

07:47.403 --> 07:49.838
...قدم به قدم

07:49.872 --> 07:52.640
کارهاي ناخوشايند، يکي پس از
،ديگري

07:52.674 --> 07:56.143
راه خودم رو از کثافت‌دوني‌هاي
..."مير"

07:56.178 --> 07:59.413
.به تالار کوچيک شورا، باز کردم

08:01.383 --> 08:04.284
.نفوذ، مثل يک علف هرزه رشد ميکنه

08:05.519 --> 08:08.054
من با صبر از مال خودم
.نگهداري کردم

08:08.088 --> 08:11.457
تا اينکه ساقه‌هاش از
.قلعه‌ی قرمز" بالا رفت"

08:11.492 --> 08:14.827
اين همه راه، از دورترين
...نقطه‌ی سرزمين

08:14.861 --> 08:18.797
جايي که تونستم اونها
.رو به دور يک چيزي حلقه کنم

08:18.831 --> 08:20.932
.يه چيز خاص

08:25.537 --> 08:28.605
.جادوگر

08:28.639 --> 08:32.074
.سلام، دوست قديمي من

08:32.108 --> 08:35.276
.خيلي وقته که نديدمت

08:35.311 --> 08:38.479
هيچ شکي ندارم
...که اون انتقامي که تو ميخواي

08:38.514 --> 08:40.081
.به موقعش، نصيبت ميشه

08:40.115 --> 08:43.150
اگر که جرات انجامش
.رو داشته باشي

08:46.154 --> 08:48.554
وقتي که مردم راجع به
،نگهبانان شب حرف ميزنن

08:48.589 --> 08:51.023
هيچوقت چيزي از
.بيل زدن نميگن

08:51.058 --> 08:53.292
.يا اين کثافت ها

08:53.326 --> 08:56.027
.راجع به افتخار باهات صحبت ميکنن
...بخشش گناهان

08:56.061 --> 08:57.461
.و دفاع از سرزمين

08:57.495 --> 09:01.831
اما بيشترش
.بيل زدنه

09:01.866 --> 09:05.568
،و اينکه بهت حمله بشه
.يا کشته بشي، يا شايد بدتر از اون

09:05.602 --> 09:08.070
اما وقتي که بهت حمله نميشه
...يا کشته نميشي

09:08.104 --> 09:09.404
.معمولا در حال بيل زدني

09:09.438 --> 09:12.207
.اوه، ببين

09:12.241 --> 09:13.975
.کثافت بيشتر

09:15.144 --> 09:16.910
مونده بودم که باقي
...روزم رو

09:16.945 --> 09:18.712
.چکار بايد بکنم

09:18.747 --> 09:21.081
.ما بايد از اينجا بريم

09:22.316 --> 09:24.617
،وقتي که لرد فرمانده بگه که بريم
.ما هم ميريم

09:24.652 --> 09:27.586
لرد فرمانده به ما گفت که بريم به منطقه‌ی
."مشت اولين مردان"

09:27.621 --> 09:30.421
خب، چي نصيبمون شد؟ -
.اون به هيچ وجه نميدونست که اونطور ميشه -

09:30.456 --> 09:31.923
.خب حالا ما ميدونيم

09:31.957 --> 09:33.658
.ما ميدونيم که اونجا چه موجوداتي هست

09:33.692 --> 09:36.727
کرستر" اينجا تونست"
.زنده بمونه

09:36.761 --> 09:39.363
خب حالا اون محافظ جديد توئه؟

09:39.397 --> 09:40.897
رفيق خوبمون "کرستر"؟

09:40.932 --> 09:42.632
ما مثل پسرهايي هستيم
.که اون هيچوقت نداشت

09:42.667 --> 09:45.235
مورمونت" نميتونه شما"
.رو نجات بده

09:45.269 --> 09:48.605
اين آدم کودن که اينجاست
.هم نميتونه شما رو نجات بده

09:48.639 --> 09:49.973
...وقتي که "واکرها" به اينجا بيان

09:50.007 --> 09:52.675
کرستر" ما رو مثل"
.يه مشت خوک بهشون تقديم ميکنه

09:54.178 --> 09:56.044
...اگر ميخواييم که زنده بمونيم

09:58.247 --> 10:00.681
بايد خودمون از خودمون
.محافظت کنيم

10:14.559 --> 10:17.661
.بيدارش کردي -
.ببخشيد -

10:19.997 --> 10:22.131
.چه خوشگله -

10:26.970 --> 10:28.704
.خوشگله

10:28.738 --> 10:30.772
اسم واسش انتخاب کردي؟

10:30.806 --> 10:34.408
.نه -
نميخواي واسش اسمي انتخاب کني؟ -

10:34.442 --> 10:35.976
براي چي؟

10:39.947 --> 10:42.114
.بيا

10:42.149 --> 10:44.550
."گيلي" -
.تو گفتي واست نگهش دارم تا برگردي -

10:44.584 --> 10:46.118
.حالا برگشتي -
.ميخواستم که براي تو باشه -

10:46.152 --> 10:48.119
من اين انگشتانه‌ی احمقانه‌ات
.رو نميخوام

10:48.154 --> 10:51.422
.من ميخوام جون بچه‌ام رو نجات بدم
ميتوني اينکارو بکني؟

10:51.457 --> 10:53.491
ميتوني؟

10:55.327 --> 10:57.427
.من براي تو وقت ندارم

10:57.462 --> 10:59.762
من براي هيچ کسي به جز اون
.وقت ندارم

10:59.797 --> 11:02.999
چون اون وقت زيادي
.نداره

11:28.088 --> 11:30.422
.بايد بري دنبالش

11:30.456 --> 11:32.324
چطوري؟

11:32.358 --> 11:34.425
.ميدوني چطوري

11:57.548 --> 12:00.249
"برندون"

12:00.283 --> 12:03.685
.مامان -
چندبار بايد بهت بگم؟ -

12:03.720 --> 12:06.121
.از جايي بالا نرو -
.مامان، من بايد پيداش کنم -

12:06.155 --> 12:07.889
.اينجاست. داره منو صدا ميکنه -
.ميخوام که بهم قول بدي -

12:07.923 --> 12:09.857
.ديگه از جايي بالا نرو
.قول بده

12:09.891 --> 12:11.558
.قول بده
.قول بده

12:11.592 --> 12:13.894
!مامان. مامان -
."قول بده. بمن قول بده "برن -

12:13.928 --> 12:15.162
!قول بده

12:28.542 --> 12:30.509
خيلي بزرگ بوده؟

12:30.544 --> 12:32.311
ظاهرا که از حد معمول
.بزرگتر نبود

12:32.345 --> 12:35.380
...و با اين وجود گفتن که اون -
.فوق العاده بود -

12:35.414 --> 12:38.016
فوق العاده‌ترين مردي که تا حالا
.باهاش بودن

12:38.050 --> 12:39.483
.و تا الان با کلي مرد بودن

12:39.518 --> 12:41.518
"داريم راجع به همون "پادريک
خودمون صحبت ميکنيم؟

12:41.553 --> 12:44.087
همون پسر ساکتي که
.خدمتکار لرد "تيريون" ـه

12:44.122 --> 12:45.689
که يجورايي ساده بنظر مياد؟

12:47.291 --> 12:48.725
باهاشون چکار کرده؟

12:48.759 --> 12:50.025
.من نميدونم، سرورم

12:50.060 --> 12:52.428
دخترها معمولا با تمام جزئيات
.تعريف ميکنن

12:52.462 --> 12:54.396
خب، چي گفتن؟

12:54.430 --> 12:57.465
.گفتن که توصيفش خيلي سخته

12:59.101 --> 13:03.838
،چيزهاي غيرعادي
.در غيرعادي‌ترين جاها اتفاق مي‌افتن

13:03.872 --> 13:08.075
ليتل فينگر" راجع به اين پول"
از دست رفته چي گفت؟

13:08.110 --> 13:10.177
پرمشغله تر از اونيه که
.متوجه بشه

13:10.211 --> 13:12.512
.بزودي به طرف "ايري" ميره

13:12.546 --> 13:14.046
من دارم کمکش ميکنم که
.براي سفر آماده بشه

13:14.081 --> 13:16.681
آه، آره. که دنبال
...عشق بي‌پايانش نسبت به

13:16.716 --> 13:20.218
بانو "آرين" و همينطور
.مقام و منصبي که بهمراش هست، بره

13:20.252 --> 13:22.353
.غم انگيزه، واقعا

13:22.387 --> 13:24.354
...تمام چيزي که لازم بود تا

13:24.388 --> 13:27.490
دوستمون، علاقه‌ش رو به
اون "سانسا"ي بيچاره از دست بده، همين بود؟

13:28.759 --> 13:31.060
،تا اونجايي که من ميدونم
...از آخرين بار تا الان

13:31.095 --> 13:32.895
.باهاش حرف نزده

13:32.929 --> 13:35.564
اما فکر نميکنم که علاقه‌اش
.رو از دست داده باشه

13:35.598 --> 13:37.699
چي شده که اين حرف رو ميزني؟

13:39.402 --> 13:42.103
.فهرست اجناسي که به کشتي ميبره -

13:43.905 --> 13:45.406
.تو خوندن بلدي

13:45.440 --> 13:47.507
،براي زني توي حرفه‌ی تو
.عجيبه

13:47.542 --> 13:50.542
.حرفه‌ی قبلي -
.البته -

13:50.577 --> 13:54.145
،احياناً يه چيز بديهي رو نميبينم
که قراره تو بهم نشونش بدي؟

13:54.180 --> 13:56.080
.دوتا تخت

13:56.115 --> 13:58.649
ميخواد دوتا تخت داخل کابين
.ببره

14:00.452 --> 14:02.987
"چه کسي اونقدر براي "ليتل فينگر
...اهميت داره

14:03.021 --> 14:05.823
که لياقت يک تخت رو در کنار
ليتل فينگر" داشته باشه؟"

14:05.857 --> 14:08.092
ممکنه يکي از دخترها رو با
خودش ببره؟

14:08.126 --> 14:10.427
.به اونها علاقه‌اي نداره، سرورم

14:10.462 --> 14:12.196
تو از کجا ميدوني؟

14:12.230 --> 14:14.631
.براي اينکه من يکي از اون دخترها هستم

14:14.665 --> 14:18.100
واقعا که اتفاقات غيرعادي
.در جاهاي غيرعادي اتفاق ميافته

14:19.469 --> 14:22.638
"رينيرا تايگرين"
،توسط يکي از برادرهاش کشته شد

14:22.672 --> 14:25.140
.يا شايد يکي از اژدها‌هاش

14:25.174 --> 14:27.775
اون رو خورد
.درحالي که پسرش داشت تماشا ميکرد

14:29.378 --> 14:32.647
چيزي که ازش موند رو توي
.دخمه‌هاي اين زير دفن کردن

14:35.417 --> 14:38.752
مراسم بصورت سنتي در تالار اصلي
.معبد برگذار ميشه

14:38.787 --> 14:42.022
که 700 نفر رو به راحتي
.در خودش جا ميده

14:42.056 --> 14:44.724
،بنظر مياد که مقدار زيادي فضا
... در جاهاي ديگه‌ی

14:44.758 --> 14:47.359
.ساختمان براي بقيه وجود داشته باشه

14:47.393 --> 14:50.562
،تعداد آدمهايي که اهميت خاصي داشته باشن
.از 700 تا بيشتر نيست

14:50.596 --> 14:53.731
نه، بقيه اينجا هستن
...تا با نگاهي حاکي از ستايش

14:53.765 --> 14:55.799
.به اون 700 نفر نگاه کنن
...و بهشون يادآور بشن که

14:55.834 --> 14:59.003
که چقدر برتر از بقيه بودن که بهترين
.جايگاهها براي نشستن نصيبشون شده

14:59.037 --> 15:00.537
...و اونجا، تو اون گلدون

15:00.572 --> 15:02.906
"خاکستر "آريون تايگرين
.رو ريختن

15:02.940 --> 15:04.908
،بهش ميگفتن
"آريون با شعله هاي درخشان"

15:04.942 --> 15:08.111
فکر ميکرد اگر مواد آتشزا بخوره
.به اژدها تبديل ميشه

15:08.145 --> 15:11.347
.اشتباه ميکرد

15:11.382 --> 15:13.416
و البته اينم که
.پادشاه ديوانه"ست"

15:13.450 --> 15:15.184
.که توسط داييم کشته شد

15:15.219 --> 15:18.420
ميخواي ببيني که آخرين "تايگرين"ها
کجا دفن شدن؟

15:18.454 --> 15:21.423
مطمئني که بانو "مارجري" اينچيزها
رو کمي ترسناک و مخوف نميدونه؟

15:21.457 --> 15:23.191
.نه، هيچ اشکالي نداره، سرورم

15:23.225 --> 15:25.793
خيلي دلم ميخواد
.که مقبره هاشون رو ببينم

15:25.827 --> 15:28.129
.مثل قدم زدن در تاريخ ميمونه

15:32.100 --> 15:34.401
.مقبره اين بالاست -
.خيلي هيجان انگيزه -

15:34.435 --> 15:36.069
سرورم، شما اينجا ازدواج کرديد؟

15:36.103 --> 15:39.271
.بله -
.حتما براي شما مثل همين ديروز بوده -

15:39.305 --> 15:41.072
.انگار که صد سال پيش بود

15:41.107 --> 15:43.441
،همسرتون
ايشون هم همينجا دفن شدن؟

15:43.475 --> 15:46.577
نه، ميخواست که بقاياش
.به قلعه‌ی "استورمز اِند" برگردونده بشه

15:46.611 --> 15:50.180
.عجب مصيبتي -
.يک مصيبت کاملا قابل پيش‌بيني -

15:50.214 --> 15:51.748
شکار و شراب
.با هم جور درنميان

15:51.782 --> 15:53.350
.منم همينطور فکر ميکنم

15:53.384 --> 15:55.452
.پسر من هم شکار ميکنه
...بهش کمک ميکنه که فراموش کنه

15:55.486 --> 15:58.354
که هيچوقت به يک کيلومتري
.يک جنگ واقعي هم نزديک نشده

15:58.389 --> 16:01.357
فکر ميکنم که ايشون
،در بهترين ماههاي سال

16:01.391 --> 16:02.925
قلعه‌ی "استومز اند" رو در محاصره‌ی
.خودشون داشتن

16:02.959 --> 16:04.693
...تمام چيزي رو که محاصره کرده بود

16:04.728 --> 16:07.029
ميز ضيافتي بود که توي
.چادر فرماندهي بپا کرده بودن

16:07.063 --> 16:10.298
من بهش گفتم که خودش رو قاطي
.شورش "رابرت" نکنه

16:10.333 --> 16:13.835
اون که عرضه‌ی مبارزه
.با يک جنگجوي واقعي رو نداشت

16:14.770 --> 16:17.304
...ما مادرها همه کاري ميکنيم

16:17.338 --> 16:19.506
.تا پسرهامون رو از مردن نجات بديم

16:19.540 --> 16:21.541
اما انگار خيلي براي مُردن
.مشتاق هستن

16:21.575 --> 16:24.309
ما براشون از فهم و
،درايت ميگيم

16:24.344 --> 16:27.846
اما از اين گوش مياد و
.از اون گوش بيرون ميره

16:28.948 --> 16:30.849
و با اينحال هنوز هم
.دنيا در دستاي اونهاست

16:30.883 --> 16:33.785
که بنظرم عجب نظم
.مسخره ايه

16:37.488 --> 16:39.689
بهرحال خدايان که اينجوري
.صلاح ديدن

16:41.557 --> 16:43.391
پدرم نميخواست که
.اينها اينجا باشن

16:43.425 --> 16:45.059
ميخواست که اجسادشون
.سوزونده بشه

16:45.094 --> 16:46.760
و توي درياي سياه
.ريخته بشن

16:46.795 --> 16:50.296
اما کاهن اعظم
.نظرش رو عوض کرد

16:50.331 --> 16:51.965
.خوشحالم که اينکارو کرد

16:53.901 --> 16:55.367
.ببخشيد، سرورم

16:55.402 --> 16:57.135
ميدونم که در آخر، کارهاي وحشتناکي
...انجام دادن

16:57.170 --> 17:01.072
اما اجداد اونها
.اينجا رو ساختن

17:03.008 --> 17:04.908
،بعضي وقتها خشونت

17:04.942 --> 17:07.076
بهايي ـه که براي شکوه و عظمت
.مي پردازيم

17:08.279 --> 17:11.414
.کاملا باهاتون موافقم

17:21.024 --> 17:23.458
بريم و ببينيمشون؟

17:23.492 --> 17:25.927
،اگر عشقت رو نثارشون کني

17:25.962 --> 17:29.397
اونها هزار برابر اون رو به
.تو برميگردونن

17:29.431 --> 17:31.933
.من باهاشون صحبت کردم

17:31.967 --> 17:34.301
ميدونم که درمورد تو چه
.احساسي دارن

17:34.335 --> 17:37.771
تو رهبري دفاع از قلمرو
.پادشاه رو به عهده داشتي

17:39.273 --> 17:41.508
.اونها تو رو ستايش ميکنن

17:49.516 --> 17:52.051
.درها رو باز کنيد

17:59.758 --> 18:01.392
."جافري"

18:02.561 --> 18:04.228
.صبرکن

18:05.497 --> 18:07.164
."بانو "مارجري -
."بانو "مارجري -

18:07.198 --> 18:09.966
،درود بر شما
!"بانو "مارجري

18:10.000 --> 18:12.435
!"بانو "مارجري -
!"بانو "مارجري -

18:12.470 --> 18:15.505
"مارجري" -
"زنده باد "بانو مارجري -

18:15.539 --> 18:18.040
"شاه "جافري

18:20.143 --> 18:23.311
."شاه "جافري
."شاه "جافري

18:23.345 --> 18:25.446
."شاه "جافري

18:25.480 --> 18:27.748
."درود بر شاه "جافري

18:33.586 --> 18:35.487
"چقدر مونده تا به "ديپوود مات
برسيم؟

18:35.521 --> 18:37.088
.چيز زيادي نمونده سرورم

18:37.122 --> 18:39.090
خواهرتون در اونجا
.منتظرتونه

18:39.124 --> 18:40.925
اون تو رو فرستاد که منو نجات بدي؟ -
.بله -

18:40.959 --> 18:44.795
من بهشون خدمت ميکردم. به آدمهايي
.که شما رو شکنجه ميدادن

18:44.829 --> 18:47.398
.کاري که اونها ميگفتن رو انجام ميدادم
.و منتظر فرصت مناسب بودم

18:47.432 --> 18:49.800
چرا تو براي من جونت
رو به خطر انداختي؟

18:49.835 --> 18:52.836
.من در "سالت کليف" بزرگ شدم
.سرورم

18:52.871 --> 18:56.005
،وقتي که شما رو گرفتن و بردن
.من فقط يک پسربچه بودم

18:56.040 --> 18:58.007
پدرم، من و برادرهام رو به
...بالاي پرتگاه برد

18:58.041 --> 19:01.043
تا بتونيم اون کشتي که شما
.رو ميبرد، ببينيم

19:01.077 --> 19:04.112
،چهره‌ی پدرم يادمه
که بهمون گفت

19:04.146 --> 19:06.948
"اون آخرين پسر زنده‌ی "بِيلون گريجوي"
."هستش

19:08.350 --> 19:10.684
وقتي که ديدم دارن
.با تو چکار ميکنن

19:10.718 --> 19:13.019
اينها کلماتي بود که بارها
.و بارها شنيدم

19:13.053 --> 19:15.054
...اون آدمها

19:15.088 --> 19:18.090
گفتن که پدرم ميدونه که
.اونها دارن با من چکار ميکنن

19:19.825 --> 19:21.993
واقعا ميدونست؟

19:22.027 --> 19:24.963
.من نميدونم، سرورم

19:24.997 --> 19:28.466
هيچوقت چيز زيادي به
.من نگفتن

19:37.508 --> 19:39.075
افراد خواهرم، بهش
.وفادارن

19:39.110 --> 19:41.277
لازم نيست که از اونها
.مخفي بشيم

19:41.312 --> 19:43.346
همه‌ی اونها افراد
.خواهرتون نيستن

19:43.380 --> 19:46.081
بعضي هاشون به پدرتون
.وفادار هستن

19:49.418 --> 19:51.418
چي شده؟

19:51.453 --> 19:53.053
داشتم فکر ميکردم که چقدر
...حسادت کردم

19:53.087 --> 19:55.222
زماني که پدرم به "يارا" گفت
.که اينجا رو تصرف کنه

19:55.256 --> 19:57.023
به شما چه ماموريتي داد؟

19:57.058 --> 19:59.258
به دهکده هاي ماهيگيرها
.حمله کنم

19:59.293 --> 20:01.127
.به من اعتماد نداشت

20:01.161 --> 20:02.928
.فکر ميکرد من يکي از "استارک"ها هستم

20:02.963 --> 20:05.898
من هيچوقت نميتونستم
.يه "استارک" باشم

20:05.932 --> 20:08.400
راب استارک" هميشه اينو"
.بهم يادآوري ميکرد

20:08.434 --> 20:10.936
پيش شما اداي لردها رو در مياورد؟ -
.لازم نبود که اينکارو بکنه -

20:10.970 --> 20:14.138
.فقط لازم بود که خودش باشه

20:15.241 --> 20:18.176
،همون چيزي که بدنيا اومده بود
.که باشه

20:18.210 --> 20:20.678
.زندگي اون کاملا برازنده ـشه

20:20.713 --> 20:23.214
چطور آدمي مثل اون ميتونه
برادر من باشه؟

20:23.249 --> 20:25.516
.اون پادشاه شماله

20:25.550 --> 20:26.850
...و من

20:26.885 --> 20:29.552
... پدرم بهم يک انتخاب داد

20:29.587 --> 20:31.487
.و من هم پذيرفتم

20:32.956 --> 20:34.824
من هيچوقت نميتونم يه
.استارک" باشم"

20:34.858 --> 20:38.327
،ولي يک زاده‌ی آهن

20:38.362 --> 20:40.997
من بدنيا اومدم
.که اين باشم

20:45.836 --> 20:48.437
"من بهاي آهن رو با "وينترفل
.دادم

20:55.411 --> 20:57.045
.من اون پسربچه‌ها رو کشتم

21:00.182 --> 21:01.949
پسرهاي "استارک"؟

21:03.452 --> 21:05.052
.نتونستيم پيداشون نکرديم

21:05.087 --> 21:08.722
فقط چند تا بچه‌ی يتيم بيچاره
.که با کشاورز زندگي ميکردن

21:11.525 --> 21:14.926
"من اجازه دادم که "دگمر
.گلوشون رو پاره کنه

21:14.961 --> 21:17.129
...و جسدشون رو بسوزونه

21:18.765 --> 21:21.566
که بتونم "وينترفل" رو
...براي خودم نگه دارم

21:23.736 --> 21:26.104
.و باعث افتخار پدرم بشم

21:27.072 --> 21:29.607
.شايد خيلي دير نشده

21:32.677 --> 21:34.778
.شده

21:42.285 --> 21:45.820
پدر واقعي من سرش رو توي
.قلمرو پادشاه از دست داد

21:47.990 --> 21:49.891
...من انتخابم رو انجام دادم

21:52.127 --> 21:54.461
.و اشتباه انتخاب کردم

21:56.964 --> 21:59.632
و حالا همه چيز رو
.خاکستر کردم

22:01.268 --> 22:03.669
،همه چيز رو نه
.سرورم

22:06.505 --> 22:07.805
.خواهرتون همين بالاست

22:20.650 --> 22:22.717
."يارا" -

22:22.752 --> 22:24.286
.صبرکن

22:32.961 --> 22:35.396
.من اون رو برگردوندم
.اون بقيه رو کشت

22:35.430 --> 22:37.264
.چي؟ نه، من نکشتم

22:37.298 --> 22:39.466
...شما نميتونيد

22:39.500 --> 22:42.202
نه، خواهش ميکنم
.دست نگه داريد

22:44.905 --> 22:47.539
!نه

22:47.573 --> 22:49.340
بذاريدش همونجايي
.که بهش تعلق داره

23:13.896 --> 23:15.296
.بخور

23:19.234 --> 23:20.834
چکار داري ميکني؟

23:21.703 --> 23:23.470
.من دارم ميميرم

23:23.504 --> 23:26.472
.تو نميتوني بميري

23:26.507 --> 23:28.808
،لازمه که زنده بموني

23:28.842 --> 23:31.310
.تا انتقام بگيري

23:31.344 --> 23:33.811
انتقام گرفتن واسم
.مهم نيست

23:33.846 --> 23:35.813
.اي بزدل

23:37.148 --> 23:39.749
يه بدشانسي کوچيک آوردي
.و دست کشيدي

23:41.318 --> 23:43.352
...بدشانـســـ

23:43.387 --> 23:44.954
بدشانسي؟

23:44.988 --> 23:46.755
.تو دستت رو از دست دادي

23:46.790 --> 23:49.524
.دستي که باهاش شمشير ميزدم
.اون دست همه چيز من بود

23:51.594 --> 23:54.095
...بالاخره مزه ی

23:54.129 --> 23:56.830
...مزه‌ی دنياي واقعي رو چشيدي

23:56.865 --> 23:59.967
،جايي که چيزهاي با ارزش مردم
...ازشون گرفته ميشه

24:00.001 --> 24:02.769
بعد تو نشستي اينجا
.گريه و زاري ميکني و بيخيال هم نميشي

24:02.803 --> 24:05.271
.مثله زن‌ها شدي

24:30.961 --> 24:33.295
.ميدونم که چه کاري براي من کردي

24:34.564 --> 24:37.566
.بهشون گفتي که "تارت"، پر از ياقوت کبودــه

24:41.570 --> 24:43.537
...به خاطر اينکه آب درياش، آبي‌ــه

24:43.572 --> 24:45.740
.بهش جزيره‌ی ياقوت کبود ميگن

24:48.676 --> 24:50.843
.تو اين رو ميدونستي

24:57.984 --> 25:00.318
براي چي به من کمک کردي؟

25:26.373 --> 25:28.107
ميخواستي با من صحبت کني؟

25:28.141 --> 25:30.509
."آره، در مورد "جِيمي

25:31.578 --> 25:33.178
در مورد چي‌ـش؟

25:33.212 --> 25:34.612
...ميخواستم مطمئن شم که

25:34.647 --> 25:37.081
.هرکاري که لازمه براي برگردوندنش انجام ميديم

25:40.418 --> 25:43.286
...کاتلين استارک"، وقتي که "تيريون" رو اسير کرد"

25:44.889 --> 25:46.623
من در جوابش چيکار کردم؟

25:46.657 --> 25:49.692
.جنگ راه انداختين -
...اگه واسه‌ی اون کوتوله‌ی شهوت‌پرست -

25:49.726 --> 25:52.094
...جنگ راه انداختم

25:52.128 --> 25:55.297
فکر ميکني براي پسر بزرگ و وارثم چيکار ميکنم؟

25:55.331 --> 25:57.999
.هرکاري که بتونيد

25:58.034 --> 26:00.802
.هرکاري که بتونم

26:12.647 --> 26:14.915
.هنوز اينجايي -
.بله -

26:17.651 --> 26:20.086
چرا؟

26:20.120 --> 26:21.520
...تا حالا به ذهنتون خطور کرده که

26:21.554 --> 26:23.555
...ممکنه من اون کسي باشم که شايسته‌ی

26:23.589 --> 26:26.057
اعتماد و اطمينان شماست، نه اون پسراتون؟

26:26.091 --> 26:28.960
.نه "جِيمي" و نه "تيريون"، بلکه من

26:28.994 --> 26:31.195
...سال‌هاي سال، سخنراني راجع به خاندان

26:31.229 --> 26:33.297
...و ميراث

26:33.331 --> 26:34.831
...دقيقاً همون سخنراني‌ها

26:34.866 --> 26:38.168
...فقط يه سري تغييرات کوچيک و خسته کننده

26:38.202 --> 26:39.936
...تا حالا به ذهنت خطور کرده که شايد دخترت

26:39.970 --> 26:43.639
تنها کسي بوده که بهشون گوش کرده باشه؟
باهاشون زندگي کرده باشه؟

26:43.673 --> 26:47.242
...شايد بيشترين همکاري رو توي ميراثي داشته که

26:47.276 --> 26:50.178
حتي از بچه‌هات هم بيشتر دوستش داري؟

26:57.219 --> 27:00.320
.باشه
.همکاري کن

27:02.690 --> 27:05.091
.تايرل"ها دردسرساز شدن"

27:06.427 --> 27:09.695
تايرل"ها به ما کمک کردن تا"
.استنيس باراتيون" رو شکست بديم"

27:09.730 --> 27:12.998
.تايرل"ها، جون تو و بچه‌ات رو نجات دادن"

27:14.400 --> 27:16.734
.مارجري"،"جافرِي" رو تو مشت خودش داره"

27:18.537 --> 27:20.737
.ميدونه چجوري بازيش بده

27:20.772 --> 27:22.139
.خوبه

27:22.173 --> 27:24.274
.کاشکي تو ميدونستي چجوري بازيش بدي

27:25.676 --> 27:28.244
.من به خاطر اينکه تو يک زني بهت بي اعتماد نيستم

27:28.279 --> 27:31.781
،به خاطر اينکه اونقدري که فکر ميکني
.باهوش نيستي بهت بي اعتمادم

27:31.815 --> 27:34.584
...تو اجازه دادي که اون پسر روي تو و

27:34.618 --> 27:37.587
.بقيه آدم‌هاي اين شهر سوار بشه

27:42.593 --> 27:44.961
...شايد

27:44.995 --> 27:48.464
شما بايد جلوي کارهايي که
.دوست داره انجام بده رو، بگيري

27:52.803 --> 27:54.937
.ميگيرم

27:56.272 --> 27:58.173
نانا"، اين رو دوست داريد؟"

27:58.207 --> 28:01.075
.يه رز طلايي ديگه
.چقدر خلاقانه

28:01.110 --> 28:03.511
.توي بشقابي غذا ميخورم که نشان گل رز داره

28:03.545 --> 28:05.746
ملافه‌اي که توش ميخوابم
.گلدوزيِ گل رز داره

28:05.781 --> 28:08.649
.روي قوري اتاقم هم رز طلايي نقاشي شده

28:08.683 --> 28:11.084
.انگار اينجوري خوشبوترش ميکنه

28:11.119 --> 28:12.786
.گل‌هاي رز(تايرل‌ها) کسل کننده‌ان، عزيزم

28:12.820 --> 28:15.355
".با قدرت رشد ميکنن"

28:15.389 --> 28:18.490
.احمقانه‌ترين شعار بين تمام خاندان‌ها

28:18.525 --> 28:20.425
"!زمستان در راهه"

28:20.459 --> 28:22.494
.ها! اين تو ذهن آدم ميمونه

28:22.528 --> 28:25.596
".ما بذر کشت نميکنيم"
.خيلي قويه. قوي

28:25.631 --> 28:27.665
اين‌ها خاندان‌هايي هستن که
.بايد حواست بهشون باشه

28:27.699 --> 28:31.835
.دايِروُلفز" و "کراکِنز"، حيوون‌هاي درنده"

28:31.869 --> 28:33.870
...گل رز(تايرل) با قدرت رشد ميکنه

28:33.904 --> 28:37.273
.به دل آدم وحشت ميندازه

28:38.508 --> 28:41.743
.نگاه کنين عزيزان

28:41.778 --> 28:43.678
.يه عنکبوت اومده توي باغ

28:44.814 --> 28:46.514
.ميتونيد الان برين

28:46.549 --> 28:48.483
.با قدرت رشد کنين

28:50.519 --> 28:52.052
.بانوي من

28:52.087 --> 28:55.422
ميخواستم شخصاً ورودتون رو
.به قلمرو پادشاه خير مقدم بگم

28:55.456 --> 28:57.924
.شهر رو با حضورتون منور کرديد

28:57.959 --> 29:01.027
شهر رو با حضورم منور کردم؟

29:01.061 --> 29:03.429
هميشه همين رو ميگيد، لرد "واريس"؟

29:03.463 --> 29:05.030
اومدين اينجا من رو اغفال کنين؟

29:05.065 --> 29:06.732
.يه کم واضح بود، شايد

29:06.767 --> 29:08.667
.نه، خواهش ميکنم

29:08.701 --> 29:12.070
.اغفالم کن
.خيلي وقته که کسي اينکار رو نکرده

29:12.105 --> 29:14.472
.البته ترجيح ميدم که چيزي در عوضش نخواين

29:14.506 --> 29:18.142
چه اتفاقي ميوفته وقتي
يه خواجه سر راه يه پيرزن سبز ميشه؟

29:19.344 --> 29:21.445
.يه سوال مخصوص فيلسوف‌ها

29:21.479 --> 29:24.514
.ولي شما واسه خاطر چيزي تا اينجا اومدين

29:24.548 --> 29:26.682
خب؟ -
ميتونم بشينم؟ -

29:26.716 --> 29:28.617
.نه

29:28.651 --> 29:31.819
.شنيدم که شما مرد بسيار زيرکي هستيد

29:31.854 --> 29:34.555
.واسم سواله که شما چرا اومدين سراغ من

29:35.757 --> 29:38.325
.شما اخيرا نظرتون به "سانسا استارک" جلب شده

29:38.359 --> 29:39.492
جداً؟

29:39.527 --> 29:41.394
...براي اينکه يک بار که باهاش توي اين باغ حرف زدم

29:41.428 --> 29:44.330
.يکي ار اين خبرچين‌هاي کوچولوت سريع دويد تا بهت بگه

29:44.365 --> 29:45.665
براي چي نبايد نظرم رو جلب کنه؟

29:45.699 --> 29:47.466
.دختر جالبيه -
جداً؟ -

29:47.501 --> 29:49.301
.نه به اون صورت

29:49.335 --> 29:51.370
.ولي کودکيِ جالبي داشته

29:51.404 --> 29:54.172
.آره، متاسفانه

29:54.206 --> 29:56.507
.خب، ببخشيد که وقتتون رو گرفتم

29:56.541 --> 29:59.876
.من فکر کردم که جفتمون نگران سلامتيش هستيم

29:59.911 --> 30:01.377
.بيا، بيا

30:01.411 --> 30:03.979
.خيلي زود تسليم ميشي

30:05.482 --> 30:06.849
.بيا با من قدم بزن

30:06.883 --> 30:08.617
...ميدونم که ديوارها گوش دارن ولي

30:08.651 --> 30:10.986
.ظاهرا بوته‌زار هم داره

30:11.020 --> 30:13.822
...من هم‌پيمانانم رو خيلي با دقت انتخاب ميکنم

30:13.856 --> 30:16.824
.دشمنانم رو با دقت‌تر

30:16.858 --> 30:18.759
سانسا استارک" جزء کدومشونه؟"

30:18.793 --> 30:21.595
.هيچکدوم
.يه دختر معصوم توي جنگل

30:21.629 --> 30:23.830
.پدرش رو تحسين ميکردم -
.بله -

30:23.865 --> 30:25.965
...ند استارک" خيلي تحسين کننده داشت"

30:26.000 --> 30:27.433
...ولي کدومشون وقتي که جلاد خواست

30:27.467 --> 30:30.035
سرش رو قطع کنه، پا پيش گذاشتن؟

30:30.070 --> 30:31.636
.من نميتونستم به لرد "استارک" کمک کنم

30:31.671 --> 30:34.906
.شايد بتونم به دخترش کمک کنم -
چطور؟ -

30:34.940 --> 30:38.409
شما تنها کسي نيستين که نظرتون
.بهش جلب شده

30:38.443 --> 30:40.210
.اصلاً تعجب‌آور نيست

30:40.245 --> 30:42.579
.يه دختر زيباست با يه نام خانوادگيِ مشهور

30:42.613 --> 30:46.149
،درسته. براي يک خواستگار مناسب
.زوج دوست‌داشتني‌اي ميشه

30:46.184 --> 30:49.051
.حس ميکنم کم کم داري به اصل مطلب ميرسي

30:49.086 --> 30:51.720
.ليتل فينگر" ديگه اشتياقي به توي پايتخت موندن نداره"

30:51.754 --> 30:53.755
...يکي از افراد مورد اعتمادم گفته که

30:53.789 --> 30:56.690
.وقتي بره، "سانسا استارک" هم باهاش ميره

30:56.725 --> 30:59.026
براي چي اين‌ها رو داري به من ميگي؟

30:59.060 --> 31:02.863
ليتل فينگر" وقتي به دنيا آمد، نه زميني داشت"
.نه ثروت و نه ارتشي

31:02.897 --> 31:04.631
.دوتاي اول رو بدست آورد

31:04.665 --> 31:06.399
چقدر طول ميکشه که ارتش خودش رو داشته باشه؟

31:06.434 --> 31:08.534
...شايد براي شما خنده‌دار باشه

31:08.569 --> 31:10.602
...ولي من اون رو از همه بهتر ميشناسم

31:10.637 --> 31:12.838
.و اين حقيقت محضه

31:12.872 --> 31:17.476
.ليتل فينگر" يکي از خطرناک‌ترين افراد توي "وستروس"ــه"

31:17.510 --> 31:19.878
...اگه "راب استارک" شکست بخوره

31:19.912 --> 31:22.313
.سانسا استارک" کليد رسيدن به شمالِ"

31:22.347 --> 31:25.315
،اگه "ليتل فينگر" باهاش عروسي کنه
.يعني اون کليد رو توي جيبش گذاشته

31:25.349 --> 31:27.117
.که خيلي مايه‌ی شرمساريه

31:27.151 --> 31:29.252
...چرا بايد يه آدمي با اين اعتبار پايين

31:29.286 --> 31:31.254
همچين عروس زيبايي رو بدزده؟

31:31.288 --> 31:33.355
.حتماً ازش نفرت دارين

31:33.390 --> 31:35.523
.دارين سخت تلاش ميکنين که خرابش کنين

31:35.558 --> 31:38.492
.در واقع ازش لذت ميبرم

31:38.527 --> 31:40.627
اما ايشون اگر
...ارباب خاکستر بود

31:40.662 --> 31:43.062
.اين شهر رو به آتش ميکشيد

31:43.097 --> 31:45.131
."شما مرد زيرکي هستيد، لرد "واريس

31:45.166 --> 31:46.699
.شما خيلي مهربان هستين

31:46.733 --> 31:49.668
.فکر کنم يه راه حل شدني دارم

31:49.702 --> 31:51.470
.براي اين نيازي نيست که باهوش باشي

31:51.504 --> 31:53.071
خيلي واضحه، مگه نه؟

32:06.283 --> 32:08.316
.نميخواستم مزاحمتون بشم

32:08.351 --> 32:10.084
.نشدين

32:10.119 --> 32:11.886
.ميخوايم تنها باشيم، لطفاً

32:11.920 --> 32:14.121
.اگه مشکلي نيست، ميتونيد بريد داخل برج منتظر بايستيد

32:16.690 --> 32:18.558
يا شايد هم انقدر مهربان هستين
...که اسمتون رو به من بديد

32:18.592 --> 32:21.494
.خودم از پادشاه ميخوام که شخصاً باهاتون صحبت کنه

32:25.498 --> 32:27.199
براي چه چيزي داشتي دعا ميکردي؟

32:27.233 --> 32:29.868
.نميتونم بهت بگم -
چرا؟ -

32:29.902 --> 32:32.603
بهت ميگم که امروز صبح
.توي معبد براي چه چيزي دعا کردم

32:32.638 --> 32:36.440
...بذار ببينم، براي سلامتي و خشنودي خانواده‌ام

32:36.474 --> 32:39.709
.براي تموم شدن جنگ، براي يه زمستون کوتاه

32:39.744 --> 32:42.378
.کسل کننده و سنتي

32:42.412 --> 32:46.214
تو چي؟ -
.متاسفم، نميتونم -

32:46.248 --> 32:47.816
..."دختر خاله‌ام "آلانا

32:47.850 --> 32:50.385
.زيباترين دختري بود که تا حالا ديدم

32:50.419 --> 32:52.553
...وقتي 12 سالم بود، خيلي لاغر مردني بودم

32:52.588 --> 32:55.055
.آلانا" هم مثله يه الهه بود که اومده بود من رو عذاب بده"

32:55.090 --> 32:56.890
."بهم ميگفت "صورت خوکي

32:56.925 --> 32:58.792
صورت خوکي"؟"
.خيلي مسخره‌اس

32:58.826 --> 33:01.061
.فکر کنم به خاطر دماغم اين رو ميگفت

33:01.095 --> 33:03.496
.وقتي از کنارم رد ميشد، صداي خوک درمياورد

33:06.567 --> 33:09.368
.واسه همين دعا کردم که يه مريضي پوستي سخت بگيره

33:09.403 --> 33:11.837
،هفته‌ی بعدش وقتي اومد
.ديدم که طاعون پوستي گرفته

33:11.871 --> 33:14.472
طاعون پوستي؟ -
تو شمال همچين چيزي ندارين؟ -

33:14.507 --> 33:16.908
...پوستت شروع ميکنه به تاول زدن

33:16.942 --> 33:19.743
آخر سر هم پوست صورتت
.از بين ميره و با درد ميميري

33:19.777 --> 33:21.678
.خيلي وحشتناکه که

33:23.881 --> 33:26.416
...تو

33:26.450 --> 33:28.418
.باورم شده بود

33:28.452 --> 33:30.353
.طاعون پوستي
.من چقدر احمقم

33:30.387 --> 33:32.588
.اينجوري نگو
.تو احمق نيستي

33:32.623 --> 33:35.223
چه بلايي سر "آلانا" اومد؟

33:35.257 --> 33:37.358
... يه زن بسيار زيبا شد و

33:37.392 --> 33:40.327
با يه لرد خوش‌قيافه ازدواج کرد
...و بچه‌هاي خوشگلي دارن

33:40.362 --> 33:42.162
.الانم توي يه قلعه کنار دريا زندگي ميکنن

33:42.196 --> 33:44.798
.به شدت کسل کننده‌ست

33:44.832 --> 33:47.534
.مطمئنم که الان بهت حسودي ميکنه

33:47.568 --> 33:49.835
...تو داري اينجا توي پايتخت عروسي ميکني

33:49.870 --> 33:53.538
و اون مجبوره بياد اينجا،نگاه کنه و
.وانمود کنه که خوشحاله که ملکه شدي

33:56.342 --> 34:00.111
.ميخوام که با هم دوست باشيم، دوست‌هاي خوب

34:00.146 --> 34:02.346
.باعث خوشحاليه منه

34:03.981 --> 34:05.815
.تو بايد "هايگاردن" رو ببيني

34:05.850 --> 34:07.884
.عاشق اونجا ميشي
.مطمئنم

34:07.918 --> 34:10.819
،شب‌هايي که ماه کامله
.يه مراسم بزرگ بالماسکه داريم

34:10.854 --> 34:12.287
.بايد لباس‌ها رو ببيني

34:12.322 --> 34:14.023
.روي لباساشون چند ماه وقت ميذارن

34:15.191 --> 34:17.492
...فکر نکنم که ملکه بذاره

34:17.526 --> 34:19.027
.من قلمرو پادشاه رو ترک بکنم

34:19.061 --> 34:20.861
.ملکه‌ی نايب‌السلطنه منظورته

34:20.896 --> 34:23.263
.وقتي که با "جافرِي" ازدواج کنم، من ملکه ميشم

34:25.066 --> 34:29.369
...و اگه قرار باشه با "لوراس" ازدواج کني

34:31.772 --> 34:35.574
اونوقت "هايگاردن" ميشه خونه‌ی تو، مگه نه؟

34:36.609 --> 34:38.977
.من و تو هم ميشيم خواهر

34:39.012 --> 34:40.945
اين رو دوست داري؟

34:54.792 --> 34:57.426
.اسمش "بانِن" بود

34:57.460 --> 34:59.161
.مرد خوبي بود

34:59.195 --> 35:01.130
.يه نگهبان خوب

35:01.164 --> 35:03.298
...اون از

35:04.867 --> 35:06.935
از کجا اومده بود؟

35:06.969 --> 35:09.704
."لنگرگاه سفيد"

35:09.738 --> 35:11.872
.اون از "لنگرگاه سفيد" اومده بود پيش ما

35:11.907 --> 35:14.941
.هيچوقت توي انجام وظيفه‌اش شکست نخورد

35:14.975 --> 35:18.077
.به عهدش به بهترين شکل پايبند بود

35:18.111 --> 35:22.014
،راه دوري رو سواري کرد
.شجاعانه جنگيد

35:24.117 --> 35:26.551
.ديگه شبيه‌ش رو نميبينيم

35:26.586 --> 35:30.021
.اکنون نگهباني او به پايان رسيد

35:31.289 --> 35:33.824
.اکنون نگهباني او به پايان رسيد

35:38.162 --> 35:41.430
.فکر نميکردم يه پاي شکسته بتونه آدم رو بکشه

35:41.464 --> 35:44.332
.به خاطر پاش نمرد

35:44.367 --> 35:47.035
.اون "کرستر" حرومزاده تا سر حد مرگ بهش گشنگي داد

35:47.069 --> 35:48.870
.کرستر" بايد به دخترهاش غذا بده"

35:48.904 --> 35:50.304
تو طرف اوني؟

35:50.338 --> 35:53.407
.نميتونيم همينجوري بيايم و هرچي غذا داره بدزديم که

35:53.441 --> 35:56.076
.ما برادرهاي "نگهبان شب"ـيم، دزد که نيستيم

35:56.110 --> 35:57.911
...روزي که ما بريم

35:57.978 --> 36:01.547
...کرستر" يکي از بشکه‌هاي شراب ما رو باز ميکنه"

36:01.582 --> 36:04.718
با گوشت خوک و سيب‌زميني
.....براي خودش ضيافت راه ميندازه

36:04.752 --> 36:06.720
...به ريش ما که توي سرما

36:06.754 --> 36:08.989
.گشنگي ميکشيم، ميخنده

36:11.758 --> 36:13.693
.يه حيوون وحشي بيشتر نيست

36:16.430 --> 36:19.731
.نميدونستم "بانِن" ميتونه انقدر بوش خوب باشه

36:30.308 --> 36:33.877
تو يه پسر داري، مگه نه "مورمونت"؟

36:35.446 --> 36:37.646
.99اُميش به دنيا اومد

36:38.849 --> 36:41.817
تا حالا کسي رو ديدي 99 تا پسر داشته باشه؟

36:43.586 --> 36:47.088
.و دخترهاي بيشتر که نميتونم حتي بشمرمشون

36:47.123 --> 36:49.523
.برات خوشحالم -
خوشحالي؟ -

36:49.558 --> 36:53.227
.من وقتي خوشحالم که تو و افرادت از اينجا بريد

36:53.261 --> 36:55.329
.هر موقع زخمي‌ها به اندازه کافي قوي شدن، ميريم

36:57.331 --> 36:59.432
.بيشتر از اين قوي نميشن

37:01.334 --> 37:02.735
... واسه چي گلوي اونايي که

37:02.769 --> 37:04.870
دارن ميميرن رو نميبُري و راحت بشي؟

37:06.906 --> 37:10.107
...يا اگه جراتش رو نداري بذارشون اينجا

37:10.142 --> 37:11.675
.من خودم ترتيبشون رو ميدم

37:13.011 --> 37:15.879
گلوي کي رو ميخواي ببري پيرمرد؟

37:19.316 --> 37:20.650
.بيرون وايسا

37:20.684 --> 37:24.086
.بيرون سرده و چيزي براي خوردن نيست

37:24.121 --> 37:25.621
.زن‌هاي من بهتون نون دادن

37:25.655 --> 37:28.891
.توي اون نون‌ها، خاک‌ارّه بود

37:28.925 --> 37:30.459
...اگه خوشت نيومد

37:30.493 --> 37:32.861
.برو بيرون و برف بخور

37:37.766 --> 37:41.601
.ترجيح ميدم اون غذاهايي رو که قايم کردي، بخورم

37:43.704 --> 37:46.671
.بهت گفتم بيرون وايسا

37:46.706 --> 37:48.539
...نشسته اونجا داره از شراب ما ميخوره

37:48.574 --> 37:50.274
.شکمش رو پر ميکنه درحالي که ما داريم ميميريم

37:51.443 --> 37:53.944
.به اندازه کافي به شما کلاغ‌ها دادم

37:53.978 --> 37:55.245
.من بايد زن‌هاي خودم رو سير کنم

37:55.279 --> 37:57.179
پس خودتم تاييد ميکني که
يه انبار خوراکي مخفي داري؟

37:57.214 --> 37:58.694
پس چجوري ميخواستي زمستون رو پشت سر بذاري؟

37:58.715 --> 38:01.718
!کافيه
!بريد بيرون

38:01.752 --> 38:03.620
.من يه مرد با خدام

38:03.654 --> 38:05.154
.تو يه حرومزاده‌ی خسيسي

38:05.188 --> 38:06.555
حرومزاده؟

38:06.590 --> 38:10.092
.برو بيرون، دزد کثيف

38:10.126 --> 38:13.495
!و تو
!و تو

38:15.231 --> 38:17.765
.بريد توي سرما با شکم خالي بخوابين

38:20.135 --> 38:21.902
...دست نفر بعدي که بهم بگه حرومزاده رو

38:21.937 --> 38:24.271
.قطع ميکنم

38:39.351 --> 38:40.985
.تو يه حرومزاده‌اي

38:43.654 --> 38:47.156
.تو يه وحشي حرومزاده‌اي که دخترهاي خودش رو ميکنه

38:55.031 --> 38:56.965
.خدا به خاطر اين کار ما رو نفرين ميکنه

38:57.000 --> 39:00.334
...به خاطر تمام قانون‌هايي -
.اينور ديوار هيچ قانوني نيست -

39:00.369 --> 39:01.902
...حالا بهمون بگو کجا غذاهاش رو قايم ميکنه

39:01.937 --> 39:04.037
.وگرنه تو هم آخر و عاقبتت همين ميشه

39:04.072 --> 39:06.473
.ولش کن

39:06.507 --> 39:08.374
.به خاطر اينکار بايد سرت رو قطع کنم

39:59.820 --> 40:02.188
.زود باشين. زود باشين -
چه اتفاقي افتاده؟ -

40:02.222 --> 40:05.790
.من اون بيرون نميرم -
!بايد بريم، همين حالا -

40:11.062 --> 40:13.496
.دنبالم بيا
.من راه رو بلدم

40:15.332 --> 40:17.233
.زودباش

40:22.872 --> 40:24.806
.تندتر بدو، خوک کوچولو

40:24.840 --> 40:27.141
.خوب بخوابي

40:27.176 --> 40:30.111
.بالاخره يه شب گلوت رو ميبرم

40:35.416 --> 40:36.949
ميتونم اين کيسه رو بردارم؟

40:36.984 --> 40:38.717
...شرمنده دختر خانوم

40:38.752 --> 40:41.453
.ولي بهتره که نبيني داريم کجا ميريم

40:46.825 --> 40:48.959
.بايستيد

40:54.397 --> 40:56.865
اين چيه؟ -
.عرق نيشکر -

40:59.435 --> 41:01.703
.توي زمان جنگ، شيره‌ی قند سخت پيدا ميشه

41:01.737 --> 41:03.604
.من يه کم ميخوام

41:07.175 --> 41:08.608
.بريم خونه

41:25.623 --> 41:27.390
اين جا کجاست؟

41:27.424 --> 41:30.526
يه جايي که نه شيرها و
.نه گرگ‌ها سمتش پرسه نميزنن

41:39.501 --> 41:42.303
.همتون شبيه يه مشت خوک چرونين

41:42.337 --> 41:44.372
.بعضي‌هامون خوک‌چرون بوديم

41:44.406 --> 41:47.074
.بعضي‌هامون دباغ و بعضي‌هامون هم سنگ‌تراش بوديم

41:47.108 --> 41:48.475
.اون مال قبل بود

41:48.510 --> 41:50.444
... شما هنوز خوک چرون و

41:50.478 --> 41:53.380
.دباغ و سنگ‌تراش هستين

41:53.415 --> 41:56.416
فکر کردي سرباز شدي حالا که يه نيزه‌ی کج گرفتي دستت؟

41:56.451 --> 41:59.652
.نه

41:59.686 --> 42:02.988
.وقتي سرباز ميشي که توي جنگ، مبارزه کرده باشي

42:03.022 --> 42:05.056
بريک دونداريان"؟"

42:05.091 --> 42:06.791
.حال و روزت بهتر از اينا بود

42:06.825 --> 42:09.360
.ديگه اون روزها رو نمي بينم

42:10.762 --> 42:12.763
.فراري‌ها شمال

42:12.797 --> 42:15.398
.فراري‌هاي پايتخت

42:15.433 --> 42:17.000
.شماها اصلاً توي جنگ نبودين

42:17.034 --> 42:18.534
.همش درحال فرار بودين

42:18.569 --> 42:20.870
،آخرين باري که شنيدم
.تو سگ نگهبان شاه "جافرِي" بودي

42:20.904 --> 42:24.773
.ولي الان اينجايي، 1000مايل دورتر از خونه

42:24.807 --> 42:26.508
کدوممون حالا داريم فرار ميکنيم؟

42:26.543 --> 42:28.610
.اين طناب‌ها رو باز کن تا بفهميم

42:28.645 --> 42:32.347
داري چيکار ميکني؟
يه دسته روستايي رو رهبري ميکني؟

42:32.381 --> 42:35.182
"ند استارک" به فرمان شاه"رابرت"
...به من دستور داد

42:35.216 --> 42:36.516
.تا برادرت رو اعدام کنم

42:36.551 --> 42:39.019
.ند استارک" مرده"

42:39.053 --> 42:41.287
.شاه "رابرت" مرده

42:41.322 --> 42:43.523
.برادر من هنوز زنده‌س

42:45.859 --> 42:47.726
.تو داري براي روح‌ها ميجنگي

42:47.761 --> 42:49.628
...اين همون چيزيه که ما هستيم

42:49.662 --> 42:53.499
.يه سري روح که تو تاريکي منتظرتن

42:53.533 --> 42:55.900
...نميتوني ما رو ببيني

42:55.935 --> 42:57.869
.ولي ما تو رو ميبينيم

42:57.903 --> 43:00.171
...مهم نيست شنل کي رو تن کردي

43:00.205 --> 43:02.840
...لنيستر"ها، "استارک"ها، "باراتيون"ها"

43:02.874 --> 43:04.875
...به فقرا ظلم کني

43:04.910 --> 43:07.745
.انجمن برادري بدون پرچم" تو رو ميکشه"

43:07.779 --> 43:09.813
خدا رو پيدا کردي؟
اينطور نيست؟

43:09.848 --> 43:12.482
...آره. من در نور خداي بر حق

43:12.516 --> 43:14.483
.دوباره متولد شدم

43:15.319 --> 43:17.019
.همينطور که همه ما شديم

43:17.053 --> 43:19.554
همينطور که هر مردي اگه چيزهايي
.که ما ديديم رو ببينه، ميشه

43:19.588 --> 43:22.290
.اگه ميخواين من رو بکشين، خب سريعتر بکشين

43:22.325 --> 43:25.493
."تو به زودي ميميري، "سگ

43:25.527 --> 43:29.063
.ولي اين قتل نيست، عدالته

43:29.097 --> 43:31.031
و سرنوشتي شفقت آميز تر
.از اون چيزي که لياقتش رو داري

43:31.065 --> 43:32.565
شماهايي که به خودتون
."ميگيد "شير

43:32.600 --> 43:35.801
...توي "مامرز فورد" به يه دختر هفت ساله تجاوز کردن

43:35.836 --> 43:38.069
... به نوزاد شيرخوار رو

43:38.104 --> 43:39.771
.جلوي چشم‌هاي مادرش از وسط نصف کردن

43:39.805 --> 43:42.073
.من توي "مامرز فورد" نبودم

43:42.108 --> 43:44.608
.بچه‌هاي مرده‌تون رو جلوي در يکي ديگه بريزين

43:44.642 --> 43:47.010
.خاندان "کلگان" روي همين بچه‌هاي مرده بنا شد

43:47.044 --> 43:49.579
... من ديدم که شاهزاده "آگون" و خواهرش "رِينِز" رو

43:49.613 --> 43:51.147
.جلوي "تخت آهني" دفن کردن

43:51.181 --> 43:52.914
تو من رو به خاطر برادرم گرفتي؟

43:52.949 --> 43:55.417
يه "کلگان" به دنيا اومدن، جُرمه؟

43:55.451 --> 43:58.486
.قتل يه جُرمه -
.من به بچه‌هاي "تارگارين" دست نزدم -

43:58.520 --> 44:01.322
...من نه ديدمشون، نه بوشون کردم

44:01.357 --> 44:03.224
.نه صداي فريادشون رو شنيدم

44:03.259 --> 44:06.928
،ميخواين گلوي من رو ببرين
.سريع‌تر اين کار رو بکنين

44:06.962 --> 44:08.996
...ولي به من نگين قاتل

44:09.031 --> 44:10.865
.و جوري وانمود نکنين که خودتون نيستين

44:10.899 --> 44:12.934
.تو "مايکا" رو کشتي

44:12.968 --> 44:14.468
.پسرِ قصاب

44:14.503 --> 44:16.437
.دوست من

44:16.471 --> 44:19.706
.12سالش بود
.مسلح نبود

44:19.740 --> 44:21.107
.از روش با اسب رد شدي

44:21.141 --> 44:23.843
.مثله يه گوزن با طناب بستيش به اسبت

44:23.877 --> 44:26.445
.آره، داشت ازش خون ميرفت

44:27.614 --> 44:29.180
کشتن اين پسر رو انکار نميکني؟

44:29.215 --> 44:30.848
.من محافظ قسم خورده‌ی "جافرِي" بودم

44:30.883 --> 44:32.884
.اون پسر به شاهزاده حمله کرد -
.دروغه -

44:32.918 --> 44:36.321
.من "جافرِي" رو زدم
.مايکا" فقط فرار کرد"

44:36.355 --> 44:37.989
.پس بايد تو رو ميکشتم

44:38.023 --> 44:41.224
.در مقامي نيستم که از شاهزاده‌ها سوال کنم

44:42.727 --> 44:44.728
.تو به اتهام قتل اينجا ايستادي

44:44.762 --> 44:47.097
...ولي هيچکس از حقيقت اتهام خبر نداره

44:47.131 --> 44:49.466
.پس دست ما نيست که تو رو قضاوت کنيم

44:49.500 --> 44:52.302
.فقط خداي روشنايي ميتونه اين کار رو بکنه

44:54.304 --> 44:56.972
.من تو رو به يه مبارزه محکوم ميکنم

44:59.042 --> 45:01.443
خب، کي ميتونه باشه؟

45:02.645 --> 45:04.379
...الان وقتشه که بفهميم خداي آتش شما

45:04.413 --> 45:06.714
چقدر دوستتون داره، کشيش؟

45:06.748 --> 45:10.317
يا تو کماندار؟ ببينيم وقتي شمشير
بگيري دستت چقدر مي‌ارزي؟

45:11.753 --> 45:14.320
يا شايد هم اين دحتر کوچولو که از همتون شجاع‌تره؟

45:16.457 --> 45:18.424
.آره

45:18.458 --> 45:20.526
.شايد شجاعتر باشه

45:22.629 --> 45:24.697
.ولي اوني که باهاش ميجنگي، منم

45:48.419 --> 45:50.921
.ارباب ميگن که اينا آزمونشون رو پس نداده‌ان

45:53.190 --> 45:57.126
ميگه که اگه باهوش باشي
.اول آموزششون رو تمام ميکني

45:57.160 --> 45:59.761
...کلي شهر کوچيک بين اينجا و اونجا هست

45:59.796 --> 46:01.897
.شهرهايي که آماده‌ان براي غارت کردن

46:03.833 --> 46:05.867
...شما بايد اسير بگيرين

46:05.901 --> 46:09.069
.ارباب پول خوبي بابت سالم‌هاشون ميده

46:12.840 --> 46:15.141
کسي چه ميدونه؟

46:15.176 --> 46:19.278
...10سال ديگه، بعضي از اون پسرهايي که شما فرستادين

46:19.312 --> 46:21.513
.شايد سرباز "آنساليد" شدن

46:21.548 --> 46:23.682
.باشد که همگي موفق شويم

47:17.227 --> 47:20.429
ديگه تمومه؟
مال منن؟

47:23.452 --> 47:24.999
.تمومه

47:25.119 --> 47:26.949
.شلاق دست شماست

47:27.069 --> 47:28.770
.شلاق دست شماست

47:29.003 --> 47:33.008
.اين جنده هم ارتش خودش رو داره

47:54.828 --> 47:56.395
."سربازهاي "آنساليد

48:03.200 --> 48:05.263
.به پيش بياييد

48:06.553 --> 48:08.508
.بايستيد

48:13.826 --> 48:17.721
.به اون جنده بگو اين حيوون آروم نميشه

48:18.617 --> 48:21.645
.اژدها، برده نيست

48:23.442 --> 48:25.864
تو به زبون "والريان" صحبت ميکني؟

48:25.984 --> 48:29.211
.من "دنريس استورم بورن" از خاندان "تارگرين" هستم

48:29.331 --> 48:31.069
.از خون "والريا"ي پير

48:31.845 --> 48:34.438
.والريان" زبون مادريمه"

48:38.890 --> 48:40.858
."سربازهاي "آنساليد

48:40.978 --> 48:42.274
.ارباب‌ها رو بکشيد

48:42.394 --> 48:46.890
سربازها رو بکشيد، هرکسي که
.شلاق دستش هست رو بکشين

48:47.010 --> 48:48.654
.به بچه‌ها آسيبي نرسونين

48:48.774 --> 48:51.132
.زنجير همه برده‌ها رو پاره کنين

48:53.821 --> 48:55.654
.ارباب شما منم

48:55.980 --> 48:58.559
!بکشينش! بکشينش

48:58.679 --> 49:00.029
!بکشينش

49:00.149 --> 49:01.850
."دراکاريس"

50:30.191 --> 50:32.691
."سربازهاي "آنساليد

50:33.692 --> 50:37.442
.شما تمام عمرتون رو برده بوديد
.از امروز به بعد آزادين

50:37.443 --> 50:45.443
،هرکس که بخواد، ميتونه اينجا رو ترک کنه
.کسي به اون صدمه‌اي نميزنه

50:46.274 --> 50:48.624
.من بهتون قول ميدم

50:50.005 --> 50:54.505
حاضريد به عنوان يه مرد آزاد، براي من بجنگيد؟

50:54.529 --> 51:14.529
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
