WEBVTT

01:56.399 --> 02:08.399
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:08.424 --> 02:10.691
.روزهاي بهتر از اينم ديدي، سرورم

02:11.560 --> 02:13.995
يه ملاقات ديگه؟

02:15.363 --> 02:17.764
.به نظر مياد تو آخرين دوستم باشي

02:17.799 --> 02:20.567
نه، نه
.خيلي ها هنوز دوستت دارن

02:20.601 --> 02:23.869
،سانسا" امروز به دادگاه اومد"

02:23.904 --> 02:26.038
.و درخواست حفظ جونت رو کرد

02:27.240 --> 02:29.841
،روي زانوهاش نشست
!و بخاطر من التماس کرد.. هه

02:29.875 --> 02:31.843
تو هم همراه با بقيه بهش خنديدي؟

02:31.877 --> 02:33.678
.شما اشتباه ازم برداشت کردي، سرورم

02:33.712 --> 02:35.913
.ريختنِ خونه شما آخرين چيزيه که من ميخوام

02:35.947 --> 02:37.748
.نمي دونم تو چي ميخواي

02:37.782 --> 02:39.716
.ديگه بيخيال حدس زدنش شدم

02:43.053 --> 02:45.188
...زماني که هنوز يک پسر بودم

02:45.256 --> 02:48.425
...!و قبل از اينکه اونا خايه هامو با چاقوي داغ ببُرن

02:48.459 --> 02:52.762
من همراه با گروهي از بازيگران
.به شهرهاي مختلف سفر مي کرديم

02:54.332 --> 02:57.333
اونا بهم ياد دادن که
.هر مردي، يه نقشي براي بازي کردن داره

02:57.368 --> 03:00.269
.درست مثل هموني که در دادگاه داشتم

03:00.304 --> 03:02.638
!من استاد نجوا کردن هام

03:02.672 --> 03:06.541
،نقش من اينه که آب زير کاه و چاپلوس باشم
.بدون اينکه پشيماني داشته باشم

03:06.576 --> 03:08.977
.من بازيگرِ خوبيم، سرورم

03:09.011 --> 03:12.513
مي توني منو از اين سياهچال آزاد کني؟

03:12.547 --> 03:14.280
.مي تونستم

03:14.315 --> 03:15.948
ولي ميخوام که اينکارو بکنم؟

03:15.982 --> 03:18.616
.نه

03:18.651 --> 03:20.484
،همونجور که گفتم
.من قهرمان نيستم

03:20.519 --> 03:22.552
چي ميخواي؟
.بهم بگو

03:22.586 --> 03:25.553
...!ديگه معما و داستان بسه
بهم بگو، چي ميخواي؟

03:27.188 --> 03:29.255
.صلح

03:29.289 --> 03:32.090
...مي دونستي پسرت با لشگري از شمالي ها

03:32.124 --> 03:35.192
به سمت جنوب در حرکته؟
...پسر وفادار

03:35.227 --> 03:37.862
.ميخواد براي آزادي پدرش بجنگه

03:37.896 --> 03:40.130
راب"؟"

03:40.164 --> 03:42.164
.اون فقط يه بچه ست

03:42.199 --> 03:44.633
.پسراني که در گذشته پيروزي هاي زيادي بدست آوردند

03:44.667 --> 03:46.968
ولي مردي که باعث بيخوابي هاي
...شبانه "سرسي" (ملکه) شده

03:47.003 --> 03:50.571
...برادرِ
.برادرِ بزرگتر پادشاهه

03:50.605 --> 03:54.074
لُرد "استانيس" بيشترين ادعا رو
.براي جانشيني داره

03:54.108 --> 03:57.310
اون يه فرمانده جنگيه قابلي هستش
.و مطلقاً رحم و مروتي توي کارش نيست

03:57.344 --> 03:59.478
"استانيس بارتيون"
.جانشينِ به حقِ "رابرت" هستش

03:59.512 --> 04:01.780
.جانشيني حقِ قانونيشه

04:01.814 --> 04:06.350
.سانسا" با ملايمت زيادي درخواست حفظ جونت رو کرد"

04:06.384 --> 04:08.619
.واقعاً شرم آوره که بخواي کارش رو از بين ببري

04:08.653 --> 04:11.388
.سرسي" احمق نيست"

04:11.423 --> 04:15.425
مي دونه که يک گرگِ رام شده بيشتر از
.يک گرگِ مُرده به دردش مي خوره

04:15.492 --> 04:18.227
،ازم ميخواي به زني که پادشاهم رو به قتل رسوند

04:18.261 --> 04:20.996
،افرادم رو سلاخي کرد
و پسرم رو فلج کرد، خدمت کنم؟

04:21.031 --> 04:23.099
!ازت ميخوام که به مملکتت خدمت کني

04:23.133 --> 04:25.869
،به ملکه بگو که به خيانتِ شرم آورت اعتراف مي کني

04:25.904 --> 04:28.172
،به پسرت هم بگو
،شمشيرش رو زمين بذاره

04:28.207 --> 04:31.476
.و "جافري" رو به عنوان جانشين به حق اعلام کنه

04:33.379 --> 04:36.381
.سرسي" تو رو مردي شريف و باافتخار مي دونه"

04:36.415 --> 04:38.483
...اگر صلحي که اون ميخواد رو بهش بدي

04:38.518 --> 04:41.386
،و قول بدي که رازش رو به گور ببري

04:41.420 --> 04:45.222
اعتقاد دارم که بهت اجازه ميده
...روزهاي سياه باقي مونده از عُمرت رو

04:45.256 --> 04:47.690
همراه با برادرت و پسرِ حرومزاده ات
!در کنار "ديوار" بگذروني

04:49.026 --> 04:51.793
فکر مي کني زندگيم برام چيزِ باارزشيه؟

04:53.229 --> 04:56.631
که شرافتم رو معامله کنم
...با يه چند سالي باقي مونده از

04:56.666 --> 04:58.433
از چي؟

05:03.271 --> 05:05.306
.تو با بازيگران بزرگ شدي

05:06.841 --> 05:10.610
،مهارت بازيگري رو ياد گرفتي
!و خيلي خوب هم ياد گرفتي

05:10.644 --> 05:13.245
.ولي من با سربازان بزرگ شدم

05:15.181 --> 05:18.416
از مدت ها پيش ياد گرفتم
.چطور بميرم

05:20.786 --> 05:23.220
.حيف شد

05:23.255 --> 05:25.522
.خيلي حيف شد

05:32.195 --> 05:34.630
اگر پاي زندگيه دخترت وسط باشه چي، سرورم؟

05:34.664 --> 05:37.766
اون هم چيز با ارزشي برات نيست؟

06:18.731 --> 06:21.532
اين يه پيام تبريک تولد براي
.نوه برادرش "والدا" ست

06:21.567 --> 06:23.668
.يا اينکه "والدر فرِي" ميخواسته تو اينجوري فکر کني

06:23.702 --> 06:26.003
.به پرنده ها تيراندازي کنين
..."نمي تونيم ريسک اينو کنيم که لُرد "والدر

06:26.037 --> 06:28.638
.خبري از حرکت ما به "لنيستر" ها بده

06:28.673 --> 06:31.674
.اون فرمانده لشگر پدربزرگم بود
نمي تونيم ازش انتظار حمايت داشته باشيم؟

06:31.709 --> 06:35.643
انتظارِ هيچي رو از "والدر فري" نداشته باش
.تا هرگز متعجب کاراش نشي

06:35.678 --> 06:37.779
.نگاه کنين

06:38.947 --> 06:40.848
،پدر داره توي زندان مي پوسه

06:40.882 --> 06:42.916
چقدر زمان مونده که سرش رو از تنش جدا کنن؟

06:42.950 --> 06:46.252
ما بايد از پلِ "ترايدنت" عبور کنيم
.و بايد الان اينکارو انجام بديم

06:46.286 --> 06:48.687
با سربازان به پشت دروازه هاش بريم
.و بهش بگيم فقط ميخوايم عبور کنيم

06:48.722 --> 06:51.690
ما پنج برابر اونا نيرو داريم. و اگر مجبور بشي
.مي توني برج هاي "دوقلو" رو مالِ خودت کني

06:51.724 --> 06:55.093
نه در اين زمان. "تايوين لنيستر" همين الان که داريم
.حرف مي زنيم داره به سمت شمال لشگرکشي مي کنه

06:55.127 --> 06:57.861
خاندانِ "فري" 600 ساله که
.پل عبوري رو در اختيار داشته

06:57.895 --> 07:01.297
و براي 600 سال هم هرگز توي
.مطالبه حق عبور شکست نخوردن

07:01.331 --> 07:03.165
.اسبِ منو زين کنين و آماده اش کنين

07:03.199 --> 07:06.902
اگر به تنهايي وارد برج هاي "دوقلو" بشي
.اون تو رو به "لنيستر" ها ميفروشه

07:06.936 --> 07:09.770
،يا تو رو به زندان مي اندازه
!يا گلوت رو مي بره

07:12.240 --> 07:15.209
پدرم هم اگر بود هرکاري انجام ميداد
.تا امنيت عبورمون رو تأمين کنه

07:15.244 --> 07:17.445
.هرکاري که لازم بود

07:17.479 --> 07:19.380
،اگر قراره که فرمانده اين ارتش باشم

07:19.415 --> 07:21.917
،نمي تونم مردان ديگري رو داشته باشم
.که مشغول مذاکره براي فروختنم هستن

07:21.951 --> 07:24.487
.موافقم

07:25.522 --> 07:27.056
!من ميرم -
!نمي توني -

07:27.090 --> 07:29.691
از زمانيکه يک دختر بچه بودم
.لُرد "والدر" رو ميشناختم

07:29.725 --> 07:31.359
.اون هرگز بهم آسيبي نمي رسونه

07:31.394 --> 07:34.028
مگر اينکه اين وسط سودي
.براش وجود داشته باشه

07:39.634 --> 07:41.534
تو چي ميخواي؟

07:41.569 --> 07:45.236
افتخار بزرگيه که بعد از اين همه سال
.شما رو ملاقات مي کنم، سرورم

07:45.271 --> 07:47.071
!اوه تعارف رو بذار کنار

07:47.105 --> 07:50.074
پسرت زيادي مغرور بوده
.که خودش به ملاقاتم نيومده

07:50.108 --> 07:53.376
حالا قراره با تو چيکار کنم؟

07:53.411 --> 07:56.746
.پدر، گويا فراموش کردين
...بانو "استارک" اينجاست

07:56.780 --> 08:00.215
کي از تو سؤال کرد؟
!تو هنوز لُردِ خاندانِ "فري" نشدي

08:00.250 --> 08:02.717
.نه تا زماني که من بميرم
به نظرت من يه مُرده به حساب ميام؟

08:02.742 --> 08:03.662
...پدر، خواهش مي کنم

08:03.687 --> 08:06.300
،حالا بايد درسه نزاکت از تو ياد بگيرم
!حرومزاده؟

08:06.655 --> 08:09.189
...مادرت هنوزم يه شيردوش بود

08:09.224 --> 08:12.125
!اگر آبمو نريخته بودم توي شکمش

08:15.696 --> 08:18.864
،خيلي خب
.مي توني بياي جلوتر

08:30.342 --> 08:32.709
،بياين. حالا شاهدِ نزاکت من بودين

08:32.743 --> 08:36.412
شايد ديگه پسرانم اين افتخار رو بهم بدن
!و دهانشون رو بسته نگه دارن

08:41.718 --> 08:43.718
جايي هست که بتونيم صحبت کنيم؟

08:43.752 --> 08:46.654
.همين الان هم داريم صحبت مي کنيم

08:49.924 --> 08:51.458
.بسيار خب

08:51.492 --> 08:54.126
!بيرون! همه بيرون

09:04.104 --> 09:05.971
.تو هم همينطور

09:13.179 --> 09:15.346
ديديش؟

09:15.381 --> 09:16.981
.فقط 15 سالشه

09:17.016 --> 09:19.450
!يه گلِ کوچولو

09:21.086 --> 09:23.987
!و تمامِ حشرش هم مالِ خودمه

09:26.023 --> 09:28.525
.مطمئنم که اون، پسران زيادي رو براتون به دنيا مياره

09:28.559 --> 09:32.295
!هه! پدرت به عروسيمون نيومد

09:32.329 --> 09:34.664
.اون به شدت بيمار بود، سرورم

09:34.698 --> 09:37.600
!واسه عروسي آخرين زنم هم نيومد

09:37.635 --> 09:40.103
.يا يکي مونده به آخري

09:41.639 --> 09:43.706
.خانوادت هميشه منو خار ميشمردن

09:43.740 --> 09:46.541
...سرورم، من -
.انکارش نکن! مي دوني که حقيقت داره -

09:46.576 --> 09:48.944
...لُرد "تالي" عزيز

09:48.978 --> 09:51.245
هرگز نميخواست هيچکدوم از
.بچه هاش با فرزندانم ازدواج کنن

09:51.279 --> 09:53.213
...مطمئنم يه دلايلي براش وجود داشت که چرا

09:53.247 --> 09:55.882
!من دلايل نميخوام
...فقط ميخواستم از اين

09:55.916 --> 09:59.452
!پسران و دختراني که دورمو گرفتن خلاص بشم
!ديدي چطور روي هم جمع شده بودن؟

10:02.889 --> 10:05.623
چرا اينجايي؟

10:05.658 --> 10:08.291
...تا ازتون درخواست کنم

10:08.326 --> 10:10.626
،دروازه هاتون رو باز کنين، سرورم

10:10.661 --> 10:15.141
"تا اينکه پسرم و سربازانش بتونن از پُلِ "ترايدنت
.عبور کنن و به راه خودشون ادامه بدن

10:15.142 --> 10:16.375
چرا بايد اين اجازه رو بدم؟

10:16.400 --> 10:18.349
...اگر از ديوارهاي برجتون بالا بريد

10:18.701 --> 10:22.203
.مي بينين که 20,000 سرباز بيرون ديوارهاتون ايستاده

10:22.237 --> 10:25.639
وقتي "تايوين لنيستر" به اينجا برسه
!اونا تبديل به 20,000 جسد خواهند شد

10:25.674 --> 10:28.141
،تلاش نکنين منو به وحشت بندازين
"بانو "استارک

10:28.176 --> 10:30.710
"شوهرت توي سلولي در زيرِ "رد کيپ
،تخت پادشاهي در مقر فرمانروايي) هستش)

10:30.745 --> 10:33.646
و پسرت هم هيچ پالتوي پشمي نداره
!که باهاش خايه هاشو گرم نگه داره

10:33.680 --> 10:36.115
.تو به وفاداري به پدرم سوگند ياد کردي

10:36.149 --> 10:38.417
...اوه آره، يه چندتا لغتي از دهنم پريد

10:38.451 --> 10:42.286
و اگر درست يادم بياد، نسبت به
!تاج پادشاه هم سوگند ياد کردم

10:42.321 --> 10:46.122
،جافري" الان پادشاه شده"
...و به نظرم باعث ميشه، پسرت

10:46.157 --> 10:49.692
و سربازانش که به زودي جنازه ميشن
!چيزي جز طغيان گر به حساب نيان

10:51.194 --> 10:53.561
اگر اين احساس رو داشتم که
...خدايان يه ماهي به طعمه ام مينداختن

10:53.595 --> 10:55.630
.هردوتون رو تقديمِ "لنيستر" ها مي کردم

10:55.664 --> 10:58.199
چرا پس اينکارو نمي کني؟ -
..."استارک"، "تالي" -

10:58.233 --> 11:00.501
"لنيستر"، "باراتيون"

11:00.569 --> 11:03.203
...يه دليلِ خوب بهم بده

11:03.238 --> 11:06.673
چرا بايد فکرمو مغشوش هرکدوم از شما بکنم؟

11:06.707 --> 11:10.043
<i>.و... شروع کنين</i>

11:11.243 --> 11:13.576
استاد "آئمون" فکر مي کنه که
کِي قادري از اون دستت استفاده کني؟

11:13.848 --> 11:16.682
.گفت، بزودي -
.خوبه -

11:16.717 --> 11:20.686
.پس براي اين آماده خواهي بود

11:20.721 --> 11:23.956
...فکر کردم شمشيري از خاندان گرگ ها

11:23.990 --> 11:26.058
.بيشتر از خرسها مناسب تو باشه

11:26.093 --> 11:30.062
بنابراين يه دسته جديدي براي اين شمشير
"درست کردم و اسمش رو گذاشتم "چنگالِ دراز

11:30.096 --> 11:33.931
فکر کنم براي يک گرگ هم
.مثل يک خرس خوب جواب بده

11:44.707 --> 11:47.442
.اين شمشيرِ "والرياني" هستش

11:47.476 --> 11:50.244
،اون شمشيرِ پدرم بود

11:50.278 --> 11:52.146
.و قبلش هم شمشير پدربزرگم

11:52.180 --> 11:55.782
.براي 5 قرنه که اين شمشير بوسيله اونا حمل شده

11:55.816 --> 11:57.884
.قرار بود به پسرم "جورا" داده بشه

11:57.918 --> 12:00.653
.اون باعثِ شرمساري خانواده شد

12:00.687 --> 12:03.189
ولي اون اين لطف بهش شد که
...قبل از اينکه

12:03.223 --> 12:05.992
از "وستروس" بره
.شمشير رو بذاره رو بره

12:06.026 --> 12:08.361
،سرورم، باعث افتخارم شدين
...ولي نمي تونم

12:08.395 --> 12:10.962
اوه، مي توني
.و همينکارو خواهي کرد

12:10.997 --> 12:15.332
اگر بخاطر تو و حيوان وحشيت نبود
.من الان اينجا زنده نمونده بودم

12:16.868 --> 12:19.636
يه مُرده لعنتي
!سعي کرد منو بکشه

12:21.271 --> 12:24.473
،پس قبولش مي کني
.و ديگه حرفي در موردش نمي شنوم

12:24.508 --> 12:27.242
مفهوم شد؟ -
.بله سرورم -

12:27.276 --> 12:30.344
.درسته
...الانم فکر نکني اين به اون معنيه

12:30.379 --> 12:32.680
...مسئله احمقانه اي که بين تو

12:32.715 --> 12:34.782
.و "آليسر ترون" پيش اومد رو تأييد مي کنم

12:34.816 --> 12:37.350
،اون يه شمشيره مردانه ست

12:37.385 --> 12:40.053
.و براي چرخوندنش يه مرد ميخواد

12:40.087 --> 12:42.089
.امشب از سر "آليسر" عذرخواهي مي کنم

12:42.124 --> 12:43.557
.نه اينکارو نمي کني

12:43.592 --> 12:45.659
.ديروز اون رو به مقر فرمانروايي فرستادم

12:45.693 --> 12:47.895
...دست اون موجودي که

12:47.929 --> 12:49.496
...گرگ تو از مُچ دريده بود

12:49.531 --> 12:53.233
به "آليسر ترون" دستور دادم
...که شخصاً به دستِ اين

12:53.267 --> 12:55.101
.بچه پادشاه برسونه

12:55.135 --> 12:57.970
اون بايد توجه "جافري" جوان رو
.به خودش جلب کنه

12:58.004 --> 13:01.505
...و از اين طريق هزاران کيلومتر

13:01.539 --> 13:04.307
.بين تو و "آليسر ترون" فاصله ميوفته

13:04.341 --> 13:06.843
...الان هم برو و شمشيرت رو يه جاي امن بذار

13:06.877 --> 13:09.478
.و شام منو برام بيار

13:09.512 --> 13:11.979
.بله، سرورم

13:22.524 --> 13:25.091
.کارت عالي بود -
.کارت عالي بود -

13:26.894 --> 13:28.862
"تو بدستش آوردي، "اسنو

13:32.732 --> 13:34.865
.کارت عالي بود

13:39.268 --> 13:40.601
،زود باش
.بذار يه نگاهي بهش بندازيم

13:40.635 --> 13:43.037
به چي؟ -
.شمشير! شمشير رو نشونمون بده -

13:43.071 --> 13:46.274
!شمشير! شمشير
!شمشير! شمشير

13:54.717 --> 13:56.351
.بذار نگاش کنم -
!گمشو -

13:56.386 --> 13:59.387
.ولش کنين
.گمشين

13:59.422 --> 14:01.856
.زود باش، ميخوام توي نور بهش نگاه کنم

14:05.361 --> 14:07.429
!بيارش اينجا

14:07.463 --> 14:09.331
چي شده؟

14:09.365 --> 14:11.433
...من -
!به چشمان دسته اش نگاه کنين -

14:11.467 --> 14:13.001
.بدش من -
.نمي تونم -

14:13.036 --> 14:15.804
چي رو نمي توني؟

14:15.838 --> 14:20.374
.من... واقعاً قرار نيست که بگم

14:20.409 --> 14:23.877
.و بااينحال واقعاً ميخواي که بگي

14:23.911 --> 14:26.646
...ميخواي بگي که؟

14:29.316 --> 14:31.918
.يک پيک اومده بود

14:31.952 --> 14:34.320
.من پيغام رو براي استاد "آئمون" خوندم

14:35.922 --> 14:38.123
.در موردِ برادرت "راب" هست

14:38.157 --> 14:40.291
چي؟

14:40.326 --> 14:42.126
در موردش چي نوشته؟

14:43.461 --> 14:45.095
.داره به سمتِ جنوب ميره

14:45.130 --> 14:46.997
.براي جنگيدن

14:48.900 --> 14:52.335
تمامِ سربازانش هم درکنارش هستن
.اونا سالم نگهش ميدارن

14:54.138 --> 14:56.505
.من بايد اونجا باشم

14:58.307 --> 15:00.842
.بايد در کنارش باشم

15:14.688 --> 15:17.188
،اگر اينکارو بکنيم...
.اونا هرگز نمي تونن از وسط برگردن

15:18.891 --> 15:20.758
خب؟

15:20.792 --> 15:23.293
چي گفتش؟

15:23.327 --> 15:26.195
.لُرد "والدر" اجازه عبورتون رو داد

15:27.931 --> 15:31.166
.سربازانش هم در اختيار شماست

15:31.200 --> 15:33.401
...کمتر از 400 سرباز رو هم اينجا نگه ميداره

15:33.436 --> 15:35.137
تا بتونه با کساني که خواستن
.به دنبالتون بيان مقابله کنه

15:35.171 --> 15:36.572
و در اِزاش چي ميخواد؟

15:36.606 --> 15:40.208
تو پسرش "اوليور" رو به عنوانِ
.شواليه شخصيت انتخاب مي کني

15:40.242 --> 15:43.945
.اون در زمانِ خوبي انتظار مقام شواليه اي داره -
.باشه، باشه -

15:45.915 --> 15:47.381
و؟

15:47.416 --> 15:50.417
..."و "آريا

15:50.452 --> 15:52.619
...با پسرش "والدرون" ازدواج خواهد کرد

15:52.653 --> 15:55.722
.زماني که هردوشون به سن قانوني رسيدن -
.آريا" در اين مورد خوشحال نميشه" -

16:00.294 --> 16:01.861
و؟

16:03.530 --> 16:05.598
...و اينکه

16:05.633 --> 16:08.668
...وقتي که جنگ به پايان رسيد

16:10.371 --> 16:12.572
.تو هم با يکي از دخترانش ازدواج مي کني

16:13.508 --> 16:15.542
.هرکدوم که خودت بخواي

16:15.576 --> 16:19.079
...تعدادي دختر داره و فکر مي کنه
.يکي شون مناسبت باشه

16:19.113 --> 16:21.181
.متوجه شدم

16:22.716 --> 16:25.318
تو دختراش رو ديدي؟

16:25.352 --> 16:27.119
.آره

16:27.153 --> 16:29.387
و؟

16:30.456 --> 16:32.590
...يکي شون

16:38.163 --> 16:39.863
قبول مي کني؟

16:39.898 --> 16:41.832
مي تونم قبول نکنم؟

16:41.866 --> 16:44.033
!اگر بخواي که از پل عبور کني، نه

16:47.470 --> 16:49.505
.پس موافقم

17:34.345 --> 17:36.646
سم" گفت که ميخواستي منو ببيني؟"

17:36.680 --> 17:38.548
.درواقع درسته

17:38.582 --> 17:42.247
.شايد اونقدر مهربان باشي که کمکم کني

17:45.550 --> 17:47.985
،بهم بگو
...تابحال برات سؤال نبوده

17:48.019 --> 17:50.887
...چرا مرداني که بعنوان "نگهبان شب" هستن

17:50.921 --> 17:53.789
هيچ همسري اختيار نمي کنن
و پدرِ هيچ بچه اي نيستن؟

17:53.824 --> 17:55.924
.نه

17:55.959 --> 17:58.393
.براي اينه که عاشق نشن

17:58.427 --> 18:01.962
.عشق به معنيه مرگ در وظيفشونه

18:01.997 --> 18:05.966
...اگر روزي فرا برسه که پدرت مجبور بشه

18:06.000 --> 18:08.601
...از بين افتخار و شرفش در يک دست

18:08.636 --> 18:11.270
،و اونايي که دوستشون داره
،در دست ديگه، يکيشون رو انتخاب کنه

18:11.305 --> 18:13.339
به نظرت چيکار مي کنه؟

18:13.373 --> 18:17.742
.اون کاري که درسته رو انجام ميده
.مهم نيست چي باشه

18:17.777 --> 18:22.547
،پس لُرد "استارک" يکي از در ميان 10,000 نفره

18:22.581 --> 18:25.716
.چون بيشتر ما، اونقدر قوي نيستيم

18:25.750 --> 18:27.584
...چيزي که افتخار و شرف به حساب مياد

18:27.618 --> 18:30.220
در مقايسه با عشق به يک زن؟

18:30.254 --> 18:32.822
...و معنيه وظيفه چيه

18:32.856 --> 18:36.392
در مقابل پسرِ تازه متولد شده اي که در آغوشته؟

18:36.426 --> 18:40.095
يا يک لبخند برادر به برادر؟

18:43.132 --> 18:44.832
.سم" بهت گفت"

18:44.867 --> 18:46.767
.همه ما انسانيم

18:46.801 --> 18:50.369
و همه ما وظيفه مون رو وقتي انجام ميديم
.که هزينه اي ديگه برامون در بر نداشته باشه

18:50.404 --> 18:53.205
.پس شرافت به راحتي بدست مياد

18:53.239 --> 18:56.175
،حالا چه زودتر، چه ديرتر

18:56.209 --> 18:59.077
...در زندگي هر مردي

18:59.112 --> 19:01.980
،روزي فرا ميرسه
،وقتي که براش ساده نباشه

19:02.014 --> 19:05.282
.روزي که بايد انتخاب کنه

19:07.118 --> 19:09.085
و روز من هم فرا رسيده؟

19:09.119 --> 19:11.220
اين چيزيه که ميخواي بگي؟

19:11.255 --> 19:14.390
.ناراحت کنندست، پسر
.درسته

19:14.424 --> 19:17.492
.مي دونم -
!تو هيچي نمي دوني -

19:19.128 --> 19:21.296
.هيچکس نمي دونه

19:23.232 --> 19:25.199
،شايد يه حرومزاده باشم

19:25.234 --> 19:27.702
،ولي اون پدرمه
.و "راب" هم برادرمه

19:32.008 --> 19:35.844
خدايان نيز وقتي ميخواستن سوگند منو
.مورد آزمايش قرار بدن خيلي ظالم بودن

19:35.879 --> 19:38.348
.اونا صبر کردن تا اينکه پير شدم

19:40.051 --> 19:43.487
،وقتي که پيک ها خبرهايي رو از جنوب
...در مورد خراب شدن خونه ام

19:43.521 --> 19:46.422
،يا مرگ اعضاي خانواده ام مياوردن
چيکار مي تونستم بکنم؟

19:46.457 --> 19:49.091
...من درمانده

19:49.125 --> 19:51.926
.کور و نحيف شده بودم

19:53.528 --> 19:56.630
...ولي وقتي شنيدم

19:56.664 --> 19:59.265
اونا پسر برادرم رو کشته بودن

19:59.299 --> 20:01.367
...همچنين، پسر بيچاره اش رو

20:01.401 --> 20:02.834
!و تمام فرزندانش رو

20:02.869 --> 20:06.071
!حتي بچه هاي کوچکش رو

20:07.006 --> 20:09.173
تو کي هستي؟

20:11.243 --> 20:15.045
...اسم کوچک پدرم

20:15.079 --> 20:17.413
.مايکر" بود"

20:17.447 --> 20:21.650
"برادرم "اگون
.بعد از اون حکومت رو ادامه داد

20:21.684 --> 20:24.652
،وقتي که از جانشيني سر باز زده بودم

20:24.687 --> 20:28.256
،جانشيني اون نيز بوسيله پسرش "ايريس" ادامه يافت

20:28.290 --> 20:30.958
!کسي که همه اون رو پادشاه "ديوانه" صدا مي کردن

20:30.992 --> 20:34.294
!تو "ايمون تارگرين" هستي

20:34.328 --> 20:37.263
.من استاد (فرمانده) اين قلعه هستم

20:37.298 --> 20:42.835
"و به خدمت در قلعه "سياه
.و "نگهبانان شب" مقيد شدم

20:44.871 --> 20:49.107
.من بهت نميگم که بموني يا بري

20:49.141 --> 20:52.610
،تو خودت بايد اين تصميم رو بگيري

20:52.644 --> 20:56.646
.و تا آخر عمرت با اين تصميمت کنار بياي و زندگي کني

20:59.049 --> 21:01.083
.همونجور که خودم اينکارو کردم

21:20.298 --> 21:21.835
...سرور من

21:22.298 --> 21:24.835
...خورشيد و ستارگان من

21:26.805 --> 21:28.705
."دروگو"

21:40.245 --> 21:41.982
...اسبم

21:41.983 --> 21:43.982
...همخونِ من

21:43.983 --> 21:47.982
.نه، من بايد سوار اسبم بشم

21:47.983 --> 21:54.982
.اون از اسبش افتاد
.کال" ـي که نتونه سوار اسب بشه، "کال" نيست"

21:55.245 --> 21:57.982
.اون خسته ست، همين. بايد استراحت کنه

21:58.245 --> 22:02.982
.امروز به اندازه ي کافي راه اومديم
.اردوگاه رو همينجا ميزنيم

22:03.245 --> 22:04.982
.اينجا جاي اردوگاه زدن نيست

22:05.245 --> 22:07.982
.يه زن به ما دستور نميده
."حتي يه "کاليسي

22:08.245 --> 22:11.982
.همينجا اردوگاه ميزنيم
.بهشون بگو "کال دروگو" دستور داده

22:12.245 --> 22:14.982
."تو به من دستور نميدي، "کاليسي

22:15.245 --> 22:17.982
.ميري مز دور" رو پيدا کن"
.بيارش پيش من

22:18.245 --> 22:20.982
همون جادوگر؟
."سرش رو برات ميارم، "کاليسي

22:21.245 --> 22:26.982
بدون اينکه بهش آسيب بزني بيارش پيش من
.وگرنه "کال دروگو" ميفهمه چرا عصبانيم کردي

22:55.252 --> 22:56.919
<i>ديده بان هامون بهمون گفتن که</i>

22:56.954 --> 22:59.622
<i>ارتش "استارک" از جنوب و از
"برج هاي دوقلوي "فري</i>

22:59.656 --> 23:02.357
.به همراه سربازان اون، عبور کرده

23:02.391 --> 23:04.492
.يه روزه که از شمال لشکرکشي کردن

23:04.526 --> 23:07.195
اون پسر ممکنه به اندازه ي کافي
،حس قدرت و تجربه نداشته باشه

23:07.229 --> 23:10.298
<i>ولي ممکنه آدم بي فکري</i>

23:10.332 --> 23:13.634
.توي منطقه ي خودش هم باشه

23:17.104 --> 23:19.371
.اوه، ادامه بدين
.نميخواستم مزاحم بشم

23:19.406 --> 23:21.907
اميدوارم اون وحشي هايي که آوردي
،يه مقدار به دردمون بخورن

23:21.941 --> 23:23.909
.وگرنه الکي بهشون فولاد و چيزاي ديگه ميديم

23:23.943 --> 23:27.345
اون يکي که از همه پشمالوتر بود، گفت
...که بايد دوتا تبر داشته باشه

23:27.379 --> 23:29.914
،از فولاد سياهِ سنگين
.و دولبه

23:29.948 --> 23:31.882
.شاگا" از تبر خوشش مياد"

23:31.916 --> 23:34.517
،وقتي جنگ شروع بشه
تو و اون وحشي ها

23:34.552 --> 23:36.752
<i>.شما جلوي لشکر قرار ميگيريد</i>

23:36.786 --> 23:38.220
<i>جلوي لشکر؟</i>

23:38.254 --> 23:40.121
من و اون قبيله ي
وحشي ها تو خط حمله؟

23:40.156 --> 23:43.659
<i>.اونا کارهاي وحشيانه انجام ميدن</i>

23:45.829 --> 23:49.032
وحشيانه؟
ديشب

23:49.066 --> 23:52.702
يکي "برادران ماه" يه "کلاغ سنگي" رو
.تيکه تيکه ش کرد

23:52.737 --> 23:56.607
سه تا از "کلاغ هاي سنگي" هم جمع شدن
.و گلوي اونو بريدن

23:56.642 --> 23:59.610
بران" تونست جلوي "شاگا" رو بگيره"
،که کير اون يارو رو نبره

23:59.645 --> 24:01.846
،که شانس آورد
ولي هنوز هم

24:01.880 --> 24:03.681
،آلف" پولِ خون اونو ميخواد"

24:03.715 --> 24:06.317
که "شاگا" و "گانتور" نميخوان
.بدن

24:06.351 --> 24:09.453
،وقتي سربازها نظم نداشته باشن
.تقصير ميفته گردن فرمانده

24:09.488 --> 24:11.021
مطمئناً راه هاي زيادي هست که منو به کشتن بده

24:11.056 --> 24:13.091
که خيلي کمتر از حضور
.در جنگ خرج داره

24:13.125 --> 24:15.827
ديگه نميخوام در اينباره
.حرف بزنم

24:20.065 --> 24:23.267
.بنظر مياد ديگه گرسنه نيستم

24:23.301 --> 24:25.169
.عذر ميخوام، سروران من

24:37.814 --> 24:40.849
از کجا يه خوشگلش رو
تو اين ساعت پيدا کردي؟

24:40.883 --> 24:43.618
.گرفتمش -
گرفتيش؟ -

24:43.652 --> 24:46.687
از کي؟ -
...از، آم -

24:46.721 --> 24:48.588
جنابِ...اسمش چي بود؟

24:48.623 --> 24:51.324
.نميدونم
.از چادر هرزه هاي "جينجر"، سه تا چادر پايين تر

24:51.358 --> 24:54.561
<i>و اونم هيچي براي گفتن نداشت؟</i>

24:54.595 --> 24:58.097
.چرا يه چيزي گفت

25:00.200 --> 25:03.167
خب، فعلاً که چيزاي عجيبي داره واسم
اتفاق ميفته

25:03.202 --> 25:05.803
.اينم از اون که خيلي مصرّانه ميخواد انتقام بگيره

25:05.837 --> 25:08.238
.فردا قراره جلوي لشکر باشيم

25:10.908 --> 25:13.108
.اوه، خب

25:14.377 --> 25:18.413
.من...فکر ميکنم بايد برم واسه خودم يکي ديگه پيدا کنم

25:21.951 --> 25:23.383
تو کي هستي؟

25:23.417 --> 25:25.718
تو دوست داري من کي باشم؟

25:25.719 --> 25:28.154
مادرت چي صدات ميکرد؟

25:28.188 --> 25:29.940
."شِي"

25:29.965 --> 25:31.701
مادر تو چي صدات ميکرد؟

25:31.892 --> 25:34.294
.مادر من سر زا رفت

25:34.328 --> 25:37.864
بخاطر همين اومديم اينجا؟
که درباره ي مادرامون حرف بزنيم؟

25:37.899 --> 25:41.400
اين ديگه چجور لهجه ايه؟ -
.خارجي -

25:41.468 --> 25:43.268
...خـ

25:44.670 --> 25:46.404
از من چي ميخواي؟

25:46.439 --> 25:49.173
ازت چي ميخوام؟

25:49.207 --> 25:52.543
.ميخوام بياي تو چادر من

25:52.577 --> 25:55.612
،برام شراب بريزي
،به جک هام بخندي

25:55.646 --> 25:58.449
بعد از يه سوارکاري طولانيِ
.روزانه، پاهام رو بمالي

25:58.483 --> 26:00.751
ميخوام با هيچ مرد ديگه اي نخوابي

26:00.785 --> 26:02.752
.تا موقعي که با هم هستيم

26:02.787 --> 26:06.956
و ميخوام منو يه جوري شاد کني جوري که
...انگار آخرين روزيه که تو اين دنيا هستم

26:06.990 --> 26:09.259
.که شايدم باشه

26:09.293 --> 26:10.895
و چي بهم ميدي؟

26:10.929 --> 26:14.165
.يک : امنيت

26:14.199 --> 26:16.935
تا موقعي که مال مني
.کسي بهت صدمه نميزنه

26:18.004 --> 26:20.337
،دو : لذت همراهي کردن من

26:20.372 --> 26:23.339
.که شنيدم خيلي فوق العاده ست

26:23.374 --> 26:25.708
کي اينو بهت گفته؟
زن هايي که بهشون پول دادي؟

26:25.742 --> 26:28.844
و سه : طلاي خيلي زيادي

26:28.878 --> 26:32.346
<i>که بتوني بيشتر از اون
.نزديک هزار سال باهاش زندگي کني</i>

26:32.380 --> 26:35.482
پيشنهاد منو قبول ميکني؟

26:53.730 --> 26:57.032
بذار با آخرين شبِ تو
.تو اين دنيا شروع کنيم

27:29.925 --> 27:31.326
<i>."کاليسي"</i>

27:31.360 --> 27:32.760
.بيا تو

27:35.130 --> 27:37.164
.اون خيلي قويه

27:37.198 --> 27:40.333
.هيچکس نميفهمه اون چقدر قويه

27:58.616 --> 28:02.218
."اون امشب ميميره، "کاليسي -
.نميتونه -

28:02.252 --> 28:04.954
.نميتونه
.من نميذارم بميره

28:04.988 --> 28:08.223
.حتي يه ملکه هم اين قدرت رو نداره

28:10.893 --> 28:14.128
بايد زود حرکت کنيم. شنيدم
...يه بندرگاهِ خوب توي "آشاي" هست

28:14.162 --> 28:18.365
.من اونو ول نميکنم -
."اون همين الانشم مرده، "کاليسي -

28:20.468 --> 28:22.368
...حتي اگه

28:22.403 --> 28:25.471
،حتي اگه اون بميره...

28:25.506 --> 28:28.308
<i>من چرا بايد فرار کنم؟</i>

28:28.342 --> 28:30.543
<i>من "کاليسي" ام</i>

28:30.577 --> 28:34.180
و...و پسرم بعد از
."دروگو" ميشه "کال"

28:34.214 --> 28:37.283
اينجا "وستروس" نيست که
.جانشيني خوني باشه

28:37.317 --> 28:40.319
.اينجا تنها افتخار، براي جانشيني خونه
يه جنگ انجام ميشه

28:40.353 --> 28:42.154
<i>.بعد از اينکه "دروگو" بميره</i>

28:42.188 --> 28:44.824
هر کسي اون جنگ رو پيروز بشه
.ميشه "کالِ" جديد

28:44.858 --> 28:47.059
.اون هيچ رقيبي هم نميخواد

28:47.094 --> 28:49.695
بچه ت رو هم از تو شکمت در ميارن

28:49.729 --> 28:51.897
<i>.و ميدن به سگ ها</i>

28:51.932 --> 28:55.634
.من ولش نميکنم

29:05.145 --> 29:08.113
.زخمش عفونت کرده

29:08.245 --> 29:11.982
.تو اين کار رو کردي جادوگر -
!بس کن -

29:12.245 --> 29:13.982
.نميخوام بهش آسيب برسه

29:14.245 --> 29:18.982
نه؟ نه؟
نميخواي بهش آسيب برسه؟

29:19.745 --> 29:26.982
.برو دعا کن، ما به تو هم آسيب نزنيم
.تو گذاشتي اين جادوگر به "کالِ" ما دست بزنه

29:27.245 --> 29:30.982
.حواست باشه چي داري ميگي
.اون هنوز "کاليسيِ" توئه

29:31.245 --> 29:33.982
.فقط تا موقعي که همخونِ من زنده بمونه

29:37.245 --> 29:41.982
.وقتي بميره، اون هيچي نيست

29:46.245 --> 29:52.982
.من هيچ وقت هيچي نبودم
.من همخونِ اژدهام

29:54.245 --> 30:00.982
."همه ي اژدها ها مردن، "کاليسي

30:08.136 --> 30:11.004
فکر ميکنم امشب بايد
."زره ت رو بپوشي، جناب "مورمونت

30:11.038 --> 30:13.639
.فکر ميکنم حق با شماست

30:18.177 --> 30:19.845
.شما يه بار ديگه منو نجات دادين

30:19.879 --> 30:22.514
<i>.و حالا تو بايد اونو نجات بدي</i>

30:22.549 --> 30:24.917
.بيماريشون فراتر از تواناييِ شفادهنده هاست

30:24.951 --> 30:27.652
.فقط ميتونم راه مرگش رو آسونتر کنم

30:27.686 --> 30:29.820
.نجاتش بده، منم آزادت ميکنم
.قسم ميخورم

30:31.057 --> 30:33.124
...بايد يه راهي بلد باشي

30:33.158 --> 30:34.992
...يه جور

30:35.026 --> 30:36.893
.يه جور جادو

30:39.497 --> 30:41.397
.يه جادويي هست

30:41.431 --> 30:43.665
.بعضيا ميگن مرگ بهتر از اين جادوئه

30:54.477 --> 30:56.211
.انجامش بده

30:56.245 --> 30:58.312
.نجاتش بده

30:58.347 --> 31:00.146
.يه قيمتي داره

31:00.171 --> 31:01.685
...بهت طلا ميدم
.هرچي که بخواي

31:01.749 --> 31:04.183
.مسأله طلا نيست
.درباره ي "جادوي خوني" داريم حرف ميزنيم

31:04.218 --> 31:06.485
.تنها بهاي زندگي، مرگه

31:09.655 --> 31:11.388
مرگِ من؟

31:11.423 --> 31:14.424
.نه
."مرگ شما نه، "کاليسي

31:16.026 --> 31:17.594
.اسبش رو برام بياريد

31:41.020 --> 31:42.654
،"کاليسي"
.اين کار رو نکنين

31:42.688 --> 31:46.457
<i>.بذاريد اين جادوگر رو بکشم -
.اونو بکشي، يعني "کال" رو هم کشتي -</i>

31:46.491 --> 31:49.293
.اين "جادوي خوني" ـه
.اين کار ممنوعه

31:49.327 --> 31:53.096
.من "کاليسيِ" تو هستم
.من ميگم چي ممنوعه

32:03.374 --> 32:04.808
!يالا برو

32:04.842 --> 32:07.044
.اونو با خودت ببر

32:07.078 --> 32:09.246
!ببرش

32:11.549 --> 32:12.683
ايريا"؟"

32:13.951 --> 32:15.519
.شما هم بايد بريد، بانو

32:15.553 --> 32:17.854
<i>،وقتي من شروع به آواز خوندن کردم
.هيچ کس نبايد وارد چادر بشه</i>

32:17.889 --> 32:20.657
.مرده امشب اينجا ميرقصه

32:33.237 --> 32:35.739
.هيچکس وارد نميشه

32:43.848 --> 32:46.283
.بهم برش گردون

33:02.767 --> 33:04.668
چيکار کردين؟

33:04.702 --> 33:07.003
.بايد نجاتش بدم

33:07.038 --> 33:10.173
تا الان ميتونستيم، به سمت "آشاي"، 10
.مايل از اينجا دور شده باشيم

33:10.208 --> 33:12.409
.شما بايد در امنيت باشين

33:20.205 --> 33:22.817
.نبايد اينطور باشه -
.چرا، بايد باشه -

33:24.205 --> 33:25.817
.جادوگر

33:27.205 --> 33:28.817
.نه، تو نميتوني اين کار رو بکني

33:28.893 --> 33:31.027
!"کاليسي"

33:32.205 --> 33:34.817
.جلوتر نميتوني بري، اسب سوار

34:15.002 --> 34:16.636
صدمه ديدين؟

34:16.670 --> 34:18.137
...بچه -
چي؟ -

34:18.172 --> 34:19.806
.داره بدنيا مياد...

34:19.840 --> 34:22.375
.زنهاي قبيله رو خبر کن -
.اونا نميان -

34:22.410 --> 34:24.411
.ميگن اون نفرين شده ست

34:24.445 --> 34:26.981
.يا ميان، يا سرشون رو ازتنشون جدا ميکنم

34:28.250 --> 34:30.751
...اون جادوگر
.ميتونه بچه رو بدنيا بياره

34:30.786 --> 34:33.322
.شنيدم اين کار رو ميکنه

34:55.537 --> 34:57.270
داريد درد ميکشيد، سرور من؟

34:57.304 --> 34:59.872
.نه -
.ولي بنظر مياد که داره دردتون مياد -

34:59.907 --> 35:03.275
آتيش داره پوستِ
.زيبا و لطيفتون رو ميسوزونه

35:10.215 --> 35:12.983
.لعنت به تو، زن
تو در مقابل درد چيزي رو حس نميکني؟

35:13.017 --> 35:15.218
.فقط بهش عادت کردم -
.نوشيدني -

35:17.254 --> 35:19.989
.بياين يه بازي جديد بکنيم

35:20.023 --> 35:23.124
يه بازي هست به اسم "چاقوي براووسي" که
...ميتونم يادتون بدم

35:23.159 --> 35:25.960
تو اين بازي امکان از دست دادن
انگشت هم هست؟

35:25.995 --> 35:28.962
.اگه ببري نه -
!نه -

35:28.996 --> 35:31.497
،نه بازي با آتيش
.نه بازي با چاقو

35:31.531 --> 35:34.433
.بياين يه بازي بکنيم که من توش ماهرم

35:34.467 --> 35:36.668
تو، توي چي ماهري؟

35:36.702 --> 35:38.669
من هميشه توي قضاوت
.کردن درباره ي آدما خوب بودم

35:38.704 --> 35:41.104
<i>.بنظر بازيِ خسته کننده اي مياد -
.نه نيست -</i>

35:41.138 --> 35:43.907
<i>: بازي اينطوريه
من يه جمله ميگم</i>

35:43.941 --> 35:46.376
.درباره ي گذشته ي شما
،اگه درست گفتم

35:46.410 --> 35:48.644
.شما شراب ميخوريد
.اگه من اشتباه کردم، من شراب ميخورم

35:48.679 --> 35:51.379
.و دروغ هم نميگيد
.اگه دروغ بگيد ميفهمم

35:51.413 --> 35:53.481
.من نميخوام اين بازي رو انجام بدم

35:53.515 --> 35:55.716
.خيلي خب
."اول "بران

35:59.621 --> 36:02.055
.پدرت تو رو زده

36:07.193 --> 36:09.660
.ولي مادرم بدتر زده

36:12.397 --> 36:15.599
اولين مرد رو قبل از اينکه 12
.سالِت بشه، کشتي

36:15.633 --> 36:17.534
.يه زن بود

36:20.004 --> 36:22.171
.روي من تبر کشيده بود

36:23.773 --> 36:25.507
.تو شمالِ ديوار رفتي

36:28.544 --> 36:30.645
چي کشونده بودت اونجا؟

36:31.814 --> 36:32.948
.کار

36:33.016 --> 36:35.017
...و

36:35.018 --> 36:37.086
خيلي سال پيش عاشق يه
،زني شده بودي

36:37.120 --> 36:40.389
ولي خيلي بد تموم شد، بنابراين
.هيچ وقت نذاشتي که دوباره عاشق کسي بشي

36:42.191 --> 36:44.626
.اوه، صبر کن، اين که منم

36:47.830 --> 36:50.698
،نوبت توئه
.زيبايِ مرموزِ خارجيِ من

36:50.733 --> 36:52.567
.من نميخوام بازي کنم

36:52.601 --> 36:56.471
!خوش ميگذره
.ببين به ماها چقدر داره خوش ميگذره

36:59.608 --> 37:01.142
.مادرت يه فاحشه بوده

37:02.577 --> 37:04.979
.بخور

37:10.519 --> 37:12.419
.خيلي خب

37:12.454 --> 37:15.189
وقتي خيلي جوون بودي، پدرت خونواده رو
،ترک کرد و رفت

37:15.223 --> 37:17.224
.و هيچ وقت هم برنگشت -
.بخور -

37:18.432 --> 37:20.183
قوانين رو درباره ي دروغ گفتن، گقتم؟

37:20.208 --> 37:21.408
!بخور

37:28.736 --> 37:30.570
.يه زندگي متفاوت ميخواستي

37:30.605 --> 37:33.739
از يه جايي اومدي و ميخواستي
.که يه جاي ديگه باشي

37:33.774 --> 37:36.342
تمام دنيا ديگه بايد با اين
.جمله، هرکدومشون يه جام شراب بخورن

37:36.376 --> 37:38.644
...خيلي خاص

37:38.678 --> 37:41.881
،ميخواستي يه جاي ديگه باشي
ولي چطوري ميخواستي به اونجا برسي؟

37:41.915 --> 37:45.585
فکر نميکنم زندگي خيلي آروم
.و بي دغدغه اي داشتي

37:45.619 --> 37:49.889
پس يه دخترِ پست تو يه خونواده چيکار ميکنه؟

37:53.260 --> 37:55.494
.بخور

37:57.230 --> 38:00.199
...مطمئني -
!بخور -

38:04.738 --> 38:08.408
و هيچ وقت ديگه درباره ي مادر و پدر من حرف نزن

38:08.443 --> 38:11.880
.وگرنه چشمات رو از حدقه درميارم

38:15.417 --> 38:18.452
بانوي عزيز من، اگه بهتون
.توهين کردم، عذر ميخوام

38:18.486 --> 38:20.653
.نوبت منه

38:20.688 --> 38:23.089
.باشه باشه

38:23.123 --> 38:25.424
.بپرسيد

38:25.458 --> 38:28.527
.سعي کنين توي شخصيت مبهمِ من نفوذ کنين

38:28.561 --> 38:31.329
عاشق کي بودي؟ -
.بازي اينطوري نيست -

38:31.363 --> 38:33.697
.واسم مهم نيست بازي چطوريه

38:33.732 --> 38:35.833
.اين لردِ ما قبلاً ازدواج کرده

38:36.935 --> 38:38.936
ازدواج؟ -
تو از کجا ميدوني؟ -

38:38.970 --> 38:42.507
وقتي با سربازهاي "لنيستر" تاس
.بازي ميکني، چيزاي زيادي ميفهمي

38:44.944 --> 38:46.245
.شايد يه شب ديگه بهتر باشه

38:46.279 --> 38:49.582
.يه شب ديگه نه
.امشب

38:51.019 --> 38:52.753
.داستان لذت بخشي نيست

38:54.791 --> 38:57.928
.يا اينکه شايد گريه کردم -
،فکر ميکنم من و اين بانو -

38:57.962 --> 39:00.698
ميتونيم داستان هاي بدتر از
.داستان هاي تو تعريف کنيم

39:03.098 --> 39:05.365
...خب

39:08.569 --> 39:12.172
شونزده سالم بود. من و برادرم
،جيمي"، داشتيم اسب سواري ميکرديم"

39:12.206 --> 39:15.908
.تا وقتي که يه صدايي شنيديم
،اون دختر دويد اومد تو جاده

39:15.942 --> 39:18.609
لباساش پاره شده بود
.و دو تا مرد هم داشتن دنبالش ميکردن

39:18.644 --> 39:23.179
وقتي من داشتم اون دختر رو زيرِ ردام، پناه
.ميدادم، "جيمي"، اون مردها رو فراري داد

39:23.213 --> 39:25.268
،خيلي ترسيده بود نميتونست خودش بره

39:25.293 --> 39:27.140
بنابراين وقتي "جيمي" رفت دنبال اون دوتا متجاوزا

39:27.184 --> 39:30.319
.بردمش به نزديک ترين مهمونخونه و بهش غذا دادم

39:30.353 --> 39:33.121
.اسمش "تايشا" بود

39:33.155 --> 39:35.390
.اون يتيم بود، پدرش چرخ ساز بود

39:35.424 --> 39:37.558
...و گرسنه بود

39:37.593 --> 39:40.995
با همديگه سه تا مرغ
.و يه تُنگ شراب رو تموم کرديم

39:41.029 --> 39:44.430
خيلي غيرممکن بنظر ميومد، چون اون موقع
.زماني بود که من با شراب اينقدرها آشنايي نداشتم

39:44.465 --> 39:47.299
،يادم رفته بود چقدر ميترسيدم نزديک دخترا باشم

39:47.334 --> 39:50.737
اينکه چقدر هميشه منتظر بودم
بهم بخندن

39:50.771 --> 39:53.205
يا اينکه با ترحم بهم نگاه کنن

39:53.240 --> 39:55.640
يا اينکه درباره ي برادرِ
.قدبلند و خوش قيافه م ازم بپرسن

39:55.675 --> 39:58.777
.همه چي رو غير از "تايشا" فراموش کردم

40:00.045 --> 40:02.413
.و يه جورايي ديدم که تو تختشم

40:02.447 --> 40:04.882
،با سه تا مرغي که خوردي
.اگه نميرفتي بعيد بود

40:04.917 --> 40:08.786
زياد طول نکشيد. من نميدونستم
.چه غلطي دارم ميکنم

40:08.821 --> 40:11.422
.ولي اون باهام خوب بود

40:11.457 --> 40:13.558
بعد از اون ماجرا منو ميبوسيد

40:13.592 --> 40:16.494
.و برام آواز ميخوند

40:16.528 --> 40:21.633
و تا صبح شده بود، اينقدر غرق در عشق شده
.بودم، که تونستم دستش رو بگيرم

40:21.667 --> 40:24.369
،چندتا دروغ، چند سکه ي طلا
يه دختر مست شده

40:24.403 --> 40:26.805
...و انجام ميشد
.ميشدين زن و شوهر

40:26.839 --> 40:30.442
،تا اينکه يه شب
اون دختر مست خونش به جوش اومده بود

40:30.476 --> 40:32.510
.و به پدرم گفت

40:32.545 --> 40:35.513
.فکر ميکنم اين آخرش بود

40:35.547 --> 40:37.581
.نه، نبود

40:37.616 --> 40:41.219
اولش، پدرم "جيمي" رو وادار کرد
.حقيقت رو بگه

40:42.421 --> 40:45.356
،نکته اينه
.اون دختر يه فاحشه بود

40:46.926 --> 40:48.860
،جيمي" ترتيب همه اينا رو داده بود"

40:48.894 --> 40:51.729
...جاده، متجاوزا
.همه ي اينا رو

40:51.764 --> 40:54.365
.فکر ميکرد وقتشه من زن بگيرم

40:56.335 --> 40:58.503
<i>،بعد از اينکه برادرم اعتراف کرد</i>

40:58.537 --> 41:01.839
پدرم همسرم رو احظار کرد

41:01.874 --> 41:04.642
.و اونو داد به نگهباناش

41:04.676 --> 41:08.212
<i>...خوب پولي بهش داد
.براي هر نفر يه سکه ي نقره</i>

41:08.246 --> 41:11.215
چندتا فاحشه همچين
قيمتي بهشون تحميل ميشه؟

41:12.751 --> 41:16.187
اون منو برد تو سربازخونه
.و وادارم کرد نگاه کنم

41:16.221 --> 41:19.623
،تموم که شد
اينقدر سکه ي نقره داشت

41:19.657 --> 41:22.592
که سکه ها از بين انگشت هاش ليز ميخوردن

41:22.627 --> 41:25.428
.و ميفتادن رو زمين

41:28.166 --> 41:31.168
اگه من بودم آدمي که اين
.کار رو باهام کرده بود ميکشتم

41:31.202 --> 41:34.438
بايد ميدونستي که اون
.يه فاحشه بوده

41:34.472 --> 41:36.773
واقعاً؟

41:36.807 --> 41:39.643
،من شونزده سالم بود
...مست و عاشق

41:39.677 --> 41:41.578
دختري که بهش تجاوز شده

41:41.613 --> 41:44.581
دو ساعت بعدش، يه مرد رو
.دعوت نميکنه بياد تو تختش

41:46.183 --> 41:50.486
،گفتم که
.جوون بودم و احمق

41:52.689 --> 41:55.124
.هنوزم جووني و احمق

42:36.865 --> 42:38.499
چي شده؟
چي ميخواي؟

42:38.533 --> 42:40.368
.وسط جنگ گرفتي خوابيدي

42:40.402 --> 42:43.304
چي؟ -
.اونا شبونه بهمون شبيخون زدن -

42:43.338 --> 42:45.572
.يه مايل با شمال اينجا فاصله دارن

42:45.607 --> 42:48.208
<i>!سرباز منو بيار -
.سرباز نداري -</i>

42:50.578 --> 42:52.912
.اگه مُردم، واسم اشک بريز

42:54.147 --> 42:57.249
.ميميري
از کجا ميدوني؟

43:03.293 --> 43:05.260
.ميدونم

43:20.111 --> 43:21.978
.سرتو بدزد

43:22.013 --> 43:24.114
سرمو بدزدم؟

43:24.148 --> 43:26.716
،اگه خوش شانس باشي
.کسي متوجه تو نميشه

43:26.750 --> 43:29.286
.من خوش شانس بدنيا اومدم

43:31.989 --> 43:34.191
،"قبيله ي اهل "ويل

43:34.225 --> 43:37.061
!جمع شيد

43:37.095 --> 43:39.597
!"کلاغ هاي سنگي"

43:39.632 --> 43:41.899
!"گوش سياه ها"
!"مردان سوخته"

43:41.933 --> 43:44.669
<i>!"برادران ماه" -
!"و "سگهاي نقاشي شده -</i>

43:44.703 --> 43:47.071
!"و "سگهاي نقاشي شده

43:47.105 --> 43:50.574
!مالکيت شما بر "ويل" الان شروع ميشه

43:50.608 --> 43:53.477
!پيش بسوي چيزي که مال شماست

43:53.511 --> 43:55.946
!کوتوله! کوتوله

43:55.980 --> 43:58.915
!کوتوله
!کوتوله

43:58.949 --> 44:02.151
!کوتوله! کوتوله

44:02.185 --> 44:04.119
.پيش بسوي جنگ

44:46.357 --> 44:48.692
<i>.يه جنگجوي داغون</i>

44:50.728 --> 44:52.695
من زنده ام؟

44:52.730 --> 44:56.064
.زنده اي

45:00.670 --> 45:02.470
پيروز شديم؟

45:02.505 --> 45:05.106
اگه نبرده بوديم
.الان با هم حرف نميزديم

45:17.985 --> 45:20.787
مرداي اون قبيله چيکار کردن؟

45:21.923 --> 45:24.124
.آره، خوبن

45:24.159 --> 45:27.294
<i>.خوبه ميبينيم اونا دارن ميجنگن</i>

45:27.328 --> 45:29.396
<i>.تو زخمي شدي</i>

45:29.431 --> 45:32.631
.خوبه که متوجه شدي

45:32.665 --> 45:34.766
.شنيدم پيروز شديم

45:34.800 --> 45:37.435
.خبرچينا اشتباه خبر رسوندن

45:37.469 --> 45:41.505
،دو هزار تا سرباز "استارک" ي بودن
.نه 20 هزار تا

45:42.640 --> 45:44.675
تونستيم حداقل اون پسره "استارک" رو بگيريم؟

45:44.709 --> 45:46.743
.اينجا نبود

45:46.778 --> 45:48.612
پس کجا بود؟

45:48.646 --> 45:51.314
.با 18 هزار نفره ديگه ش

45:54.217 --> 45:56.685
و اونا کجان؟

46:06.794 --> 46:09.130
.بايد بريم، بانوي من -
!نه -

46:13.967 --> 46:16.602
!بانوي من

46:51.631 --> 46:55.367
،به محض اينکه بفهمن قراره اتفاق بيفته
.اتفاق افتاده بود

46:58.604 --> 47:00.805
."بانو "استارک
،من شمشيرم رو بهتون تقديم ميکنم

47:00.840 --> 47:02.840
.ولي بنظر مياد گمش کردم

47:02.874 --> 47:05.408
.من شمشيرت رو نميخوام

47:05.443 --> 47:08.077
.دخترام رو بهم برگردون

47:08.144 --> 47:10.212
.شوهرم رو بهم برگردون

47:10.246 --> 47:12.447
،منم اونا رو از دست دادم
.متأسفانه

47:12.481 --> 47:15.049
<i>."بکشش، "راب
.سرش رو براي پدرش بفرست</i>

47:15.083 --> 47:17.251
...اون 10 نفر از افرادمون رو کشت
.خودت ديدي

47:17.285 --> 47:20.187
.زنده ش بيشتر به دردمون ميخوره تا مرده ش

47:20.221 --> 47:23.289
.ببرينش و غل و زنجيرش کنين

47:23.324 --> 47:26.092
،ميتونيم اين جنگ رو همين الان تموم کنيم، پسر

47:26.126 --> 47:28.160
.زندگي هزاران نفر رو نجات بديم

47:28.195 --> 47:31.063
،شما براي "استارک" ها ميجنگيد
.من براي "لنيستر" ها

47:31.098 --> 47:34.365
...شمشير يا نيزه، با چنگ و دندون
سلاحتون رو انتخاب کنين

47:34.399 --> 47:36.967
.و بذاريد اينجا و همين الان تمومش کنيم

47:39.169 --> 47:41.837
،اگه به روش تو انجامش بديم
،خائن پادشاه

47:41.872 --> 47:44.572
.تو برنده ميشي

47:46.775 --> 47:48.943
.ما به روش تو کاري رو انجام نميديم

47:50.879 --> 47:52.979
.زود باش بيا، خوشگله

48:01.355 --> 48:04.157
.من امروز باعث مرگ 2000 نفر شدم

48:04.191 --> 48:06.726
شاعران از فداکاري اونها
.سرودهايي خواهند خواند

48:06.760 --> 48:09.996
.آره. ولي مرده ها اون سرودها رو نميشنون

48:16.836 --> 48:19.538
يه پيروزي، معنيش اين نيست
.که کاملاً پيروز شديم

48:21.474 --> 48:24.109
آيا پدرم رو آزاد کرديم؟

48:24.143 --> 48:27.045
آيا خواهرانم رو از دست ملکه نجات داديم؟

48:28.681 --> 48:32.218
آيا شمال رو از دست کسايي که
ميخوان ما زانو بزنيم نجات داديم؟

48:36.923 --> 48:39.990
.اين جنگ تا تموم شدن خيلي فاصله داره

49:10.120 --> 49:12.087
ميتونم يه دونه بردارم؟

49:12.122 --> 49:14.723
...يه دونه ليمويي
.يا هرکدومشون رو

49:14.757 --> 49:16.291
.سه سکه

49:17.360 --> 49:18.893
يه کبوترِ چاق چطوره؟

49:18.928 --> 49:20.828
.برو گمشو
.يالا

49:20.863 --> 49:23.731
چيزي که از ديروز مونده باشه، نداريد؟

49:23.766 --> 49:25.900
يا اينکه سوخته باشه؟ -
!برو گمشو -

49:33.343 --> 49:35.711
هي، مردم کجا دارن ميرن؟
چي شده؟

49:35.745 --> 49:37.195
."دارن ميبرنش در مقابل "بيلور
(بيلور : نام يکي از خدايان)

49:37.196 --> 49:38.089
کيو؟

49:38.090 --> 49:40.024
.مشاور اعظم رو

50:47.585 --> 50:49.817
!خائن -
!ترسو -

50:49.851 --> 50:51.719
."بيلور"

50:51.753 --> 50:53.386
!"بيلور"

50:59.059 --> 51:01.694
!خائن
!خائن

51:21.645 --> 51:23.746
،"من، "ادارد استارک

51:23.780 --> 51:26.180
"فرمانرواي "وينترفل

51:26.215 --> 51:28.382
.و مشاور اعظم هستم

51:37.224 --> 51:39.725
من در مقابل شما آمدم
تا به خيانتم اعتراف کنم

51:39.759 --> 51:43.161
<i>.در مقابل خدايان و انسان ها</i>

51:44.530 --> 51:46.598
<i>من به ايمانِ پادشاهم خيانت کردم</i>

51:46.632 --> 51:50.001
."و همچنين به اعتماد دوستم، "رابرت

51:51.270 --> 51:54.405
من قسم خوردم از
،فرزندانش محافظت کنم

51:54.439 --> 51:56.807
ولي قبل از اينکه خونِ اون خشک بشه

51:56.841 --> 51:59.342
<i>...نقشه ي قتل پسرش رو کشيدم</i>

52:00.777 --> 52:03.112
.و ميخواستم تخت پادشاهي رو تصرف کنم

52:03.146 --> 52:05.781
!خائن

52:14.021 --> 52:16.089
بگذاريد خداوندگان

52:16.123 --> 52:19.726
و "بيلور" مقدس به چيزي که
: ميخواهم بگويم شاهد باشند

52:22.230 --> 52:24.765
"جافري باراتيون"

52:24.799 --> 52:27.634
،تنها وارثِ واقعيِ تخت آهنين

52:27.668 --> 52:31.304
<i>،و در حفاظت تمام خدايان</i>

52:31.338 --> 52:33.873
فرمانرواي هفت اقليم

52:33.907 --> 52:36.175
.و محافظ کشور است

52:42.550 --> 52:45.819
،همونطور که ما گناه ميکنيم

52:45.887 --> 52:47.788
.بايد زجر هم بکشيم

52:47.822 --> 52:50.691
اين مرد به گناهانش، در مقابل

52:50.725 --> 52:53.394
.خدايان و انسان ها اعتراف کرد

52:53.428 --> 52:56.930
فقط خدايان ميدانند

52:56.965 --> 52:59.800
ولي "بيلور" مقدس به ما ياد داد

52:59.834 --> 53:03.636
.که آنها ميتوانند بخشيده شوند

53:06.374 --> 53:08.041
با اين خائن

53:08.075 --> 53:10.543
،چکار کنيم
سرور من؟

53:15.450 --> 53:18.552
مادرم ميخواد که من اجازه بدم
.لرد "ادارد استارک" به "نگهبانان شب" بپيونده

53:18.587 --> 53:21.255
،تمام درجات و مناسِب از او گرفته بشه

53:21.289 --> 53:23.925
و در يک جا براي
.هميشه به کشورش خدمت کنه

53:23.959 --> 53:25.660
"و همچنين بانوي من "سانسا

53:25.694 --> 53:29.163
<i>.براي بخشوده شدن پدرش التماس کرد</i>

53:32.701 --> 53:35.836
.ولي اينها قلب رئوف زنانه دارند

53:35.871 --> 53:38.405
،بنابراين از اونجايي که من پادشاه شما هستم

53:38.440 --> 53:42.343
<i>.خيانت هيچگاه نبايد بدون مجازات بمونه</i>

53:42.377 --> 53:44.444
،"جناب "ايلين

53:44.479 --> 53:46.079
!سرش رو برام بياريد

53:46.113 --> 53:48.281
!نه! وايسيد

53:48.315 --> 53:50.417
!بابا
!يکي جلوش رو بگيره

54:01.562 --> 54:03.597
.پسرم، اين ديوونگيه

54:04.432 --> 54:07.367
<i>!بنشونيدش</i>

54:13.041 --> 54:14.775
!نگاه نکن -
.بذار برم -

54:14.810 --> 54:17.778
!ولم کن بذار برم -
.دهنت رو ببند. منو نگاه کن -

54:17.812 --> 54:20.581
!منو نگاه کن -
!وايسين! بابا -

54:20.615 --> 54:22.683
!صبر کنين! نه، نه -
!خائن -

54:22.717 --> 54:24.251
<i>!صبر کنين</i>

54:27.722 --> 54:29.655
!جلوشو بگيرين، صبر کنين

54:30.394 --> 54:50.394
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
