WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.983 --> 00:18.904
‫« آنچه گذشت… »

00:20.074 --> 00:22.535
‫اَبی، وایسا! نه!

00:28.612 --> 00:30.106
‫همچنان توهماتت رو داری؟

00:30.148 --> 00:32.473
‫نه. نه، فقط همون یک بار بود

00:33.202 --> 00:34.863
‫هی، هی، هی!

00:37.129 --> 00:38.255
‫قبلاً هم اینجا بودم

00:38.566 --> 00:39.840
‫چندین و چند بار

00:40.308 --> 00:41.762
‫مادرِ ویکتور بودم

00:42.746 --> 00:44.420
‫دفعه‌ی قبل، یه دختر و پسر همراهت بودن و

00:44.422 --> 00:46.132
‫همه مُردن، به جز پسره

00:46.324 --> 00:47.940
‫حالا هم دوباره با یه پسر و دختر اومدی و

00:47.965 --> 00:49.283
‫مرد زردپوش هم دوباره پیداش شده

00:49.285 --> 00:50.683
مامان، یعنی چی؟ -
…نه، چیزی نیـ -

00:50.685 --> 00:52.699
باید آماده بشی، ایتن -
هی، ویکتور -

00:52.701 --> 00:54.955
باید بدونی چی در انتظارتـه -
نه، ویکتور. باید تمومش کنی -

00:54.957 --> 00:56.566
‫چه مرگتـه تو؟

00:56.568 --> 00:59.402
‫همون چیزی که داخلم بود رو
‫هنوز حسش می‌کنم

00:59.595 --> 01:00.843
‫انگار به هم متصلیم

01:01.110 --> 01:03.629
‫بخشی از وجودم هر چی اون حس کنه رو حس می‌کنه

01:09.336 --> 01:10.621
‫نه

01:13.966 --> 01:15.285
‫نه!

01:15.558 --> 01:16.841
‫می‌خوای بری توی دالان‌هایی که

01:16.866 --> 01:18.861
‫لونه‌ی اون جونورهاست،
‫چون به خیالت استخونِ

01:18.886 --> 01:20.699
‫اون بچه‌ها اونجا چال شده؟

01:20.701 --> 01:23.363
‫آره!
‫اگه دلیلِ گیر افتادنِ این بچه‌ها،

01:24.025 --> 01:26.707
‫همین استخون‌ها باشه چی؟

01:26.927 --> 01:29.512
‫بگو ببینم نقشه‌ی حساب‌شده‌ات چیـه

01:29.941 --> 01:31.683
‫هنوز خودم هم دقیق نمی‌دونم

01:31.694 --> 01:35.285
‫به سلامتیِ این روح مقاوم و جون‌سخت

01:35.799 --> 01:37.980
‫بیا با هم اینجا تاب بیاریم

01:39.473 --> 01:42.605
‫تابحال فکر کردی که شاید همش یه خوابـه؟

01:47.465 --> 01:49.910
‫به هوش اومد.
‫اگه صدام رو می‌شنوی، دو بار پلک بزن.

01:50.277 --> 01:51.485
‫بابا

01:51.487 --> 01:53.379
…ویـ -
بابا. چشمات رو نبند -

01:53.542 --> 01:54.638
‫هنری!

01:54.640 --> 01:55.640
‫هی

02:00.345 --> 02:01.957
‫وقتِ بازیـه

02:03.954 --> 02:05.730
‫می‌دونم هنوز اون داخلی!

02:08.861 --> 02:11.051
‫چی شد یهو؟!

02:12.000 --> 02:19.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:20.254 --> 02:23.082
‫این دفعه مطمئنید مُرده دیگه؟

02:23.116 --> 02:24.824
‫قبلاً یک بار مُرده ها

02:25.651 --> 02:27.058
‫کسی چیزیش نشد؟

02:27.084 --> 02:28.777
‫استیو حسابی لت و پار شد

02:28.819 --> 02:31.176
‫اگه الجین نبود، کارمون زار بود

02:31.452 --> 02:32.505
‫الجین؟

02:32.507 --> 02:34.035
‫همونی که توتم رو فرو کرد…

02:34.772 --> 02:35.954
‫منظورم اونـه

02:36.074 --> 02:39.404
‫هی به من نگو آروم باشم!
‫هیچم اینجا امن و امان نیست!

02:39.459 --> 02:41.887
‫هی، میشه برید بیرون بحث کنید؟

02:44.012 --> 02:45.980
‫هی، دانا، برو توی رختخوابت

02:45.982 --> 02:47.067
‫نه، نه، نه

02:47.069 --> 02:50.988
‫من خوبم. این موضوع مهم‌تره

02:51.301 --> 02:54.002
‫مردم تازه دارن می‌فهمن که
‫طلسم‌ها جلوی همه چیز

02:54.004 --> 02:55.782
‫ازشون مراقبت نمی‌کنن

02:55.807 --> 02:58.181
‫اینو بسپار به ما.
‫تو… فقط یه راهی پیدا کن

02:58.183 --> 03:00.988
‫بدون تلفاتِ سنگین،
‫اون استخون‌ها رو گیر بیاریم

03:01.181 --> 03:02.599
‫توتم جواب داد؟

03:03.749 --> 03:04.867
‫چی؟

03:05.199 --> 03:06.579
‫توتم‌های اقامتگاه

03:06.604 --> 03:08.806
‫شما گفتید قراره امتحان کنید

03:08.808 --> 03:11.254
‫ببینید روی موجوداتِ شب هم کار می‌کنه یا نه

03:11.746 --> 03:13.018
‫جواب داد؟

03:13.020 --> 03:14.188
‫نه

03:15.972 --> 03:17.056
‫چه بد

03:17.105 --> 03:18.169
‫آره

03:18.170 --> 03:19.373
‫بابا؟

03:20.790 --> 03:22.917
‫میشه یه لحظه بیای طبقه‌ی بالا؟

03:23.035 --> 03:24.387
‫- ببخشید
‫- دانا،

03:24.389 --> 03:26.246
‫اگه حالش رو داری، تو هم بیا بی‌زحمت

03:29.740 --> 03:31.426
‫جسدش رو چیکار کنیم؟

03:35.522 --> 03:37.023
‫بسوزونیدش

03:42.239 --> 03:44.796
‫خیلی‌خب، حرفت اینـه که…

03:46.666 --> 03:48.997
‫دیدی کنی گرفتارشون شده

03:49.787 --> 03:52.665
‫بابا، فقط دیدن نبود، بوید

03:53.083 --> 03:55.168
‫انگار خودم اونجا بودم

03:55.278 --> 03:57.638
‫داشتم با چشم‌های اون می‌دیدم

03:57.756 --> 04:00.617
‫با چشم‌هاش… یعنی به نظرت

04:01.130 --> 04:02.979
‫تو باعث شدی کنی زنده مونده؟

04:02.981 --> 04:05.647
‫فکر و خیال نبود، بوید.
‫مطمئنم کار خودم بود.

04:06.283 --> 04:07.793
‫فقط همین نیست

04:08.850 --> 04:10.089
‫بهشون نشون بده

04:11.020 --> 04:12.410
‫چی رو؟

04:15.941 --> 04:18.582
‫بعدِ ارتباطم با اون موجود، حس کردم…

04:20.932 --> 04:22.714
‫نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم

04:22.716 --> 04:24.433
‫حس کردم یه چیزی…

04:25.508 --> 04:27.957
‫توی وجودم یخ کرد

04:29.088 --> 04:30.347
‫خیلی‌خب

04:32.791 --> 04:34.080
‫چی؟

04:35.026 --> 04:37.113
‫صبح دیدم اینطوری شده

04:49.789 --> 04:54.669
‫♪ Doris Day - Que Sera, Sera (Whatever Will Be, Will Be) ♪

04:55.982 --> 04:58.400
‫« منشأ »
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت هشتم: زیرِ آوارِ مسئولیت »

04:59.583 --> 05:04.379
‫♪ در آن دوران که طفلی خُرد بودم ♪

05:04.400 --> 05:06.887
‫♪ بپرسیدم ز بابایم سؤالی ♪

05:06.889 --> 05:08.915
‫♪ چه می‌سازد زِ من دستِ زمانه؟ ♪

05:10.736 --> 05:13.085
‫♪ رسد دستم به ثروت؟ ♪

05:13.087 --> 05:15.396
‫♪ یا کمالی؟ ♪

05:15.501 --> 05:19.383
‫♪ پدر گفت با لحنی عاری از امیدواری ♪

05:19.676 --> 05:22.674
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

05:23.787 --> 05:26.998
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

05:28.733 --> 05:32.819
‫♪ دویدن سمتِ فرداها سراب است ♪

05:33.164 --> 05:35.875
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

05:38.132 --> 05:41.010
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

05:50.159 --> 05:54.958
‫♪ کنون فرزندی از خود دارم و او ♪

05:55.103 --> 05:57.477
‫♪ بپرسد از منِ حیران همان را ♪

05:57.512 --> 06:00.079
‫♪ چه می‌سازد زِ من دستِ زمانه؟ ♪

06:01.236 --> 06:03.655
‫♪ رسد دستم به ثروت؟ ♪

06:03.680 --> 06:05.961
‫♪ یا جمالی؟ ♪

06:06.024 --> 06:09.555
‫♪ چنین پاسخ دهم کودکم را ♪

06:10.166 --> 06:12.993
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

06:14.271 --> 06:18.133
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

06:19.208 --> 06:23.087
‫♪ دویدن سمتِ فرداها سراب است ♪

06:23.771 --> 06:26.555
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

06:28.648 --> 06:31.650
‫♪ همان گردد که تقدیرت نماید ♪

06:33.563 --> 06:36.477
‫♪ هر چه پیش آید، خوش آید ♪

06:51.585 --> 06:52.628
‫ایتن؟

06:56.875 --> 06:58.377
‫چیکار می‌کنی؟

07:00.232 --> 07:01.525
‫نقاشی

07:05.859 --> 07:08.710
‫ویکتور همیشه می‌گفت
‫نقاشی‌ها همه چی رو ثبت می‌کنن

07:09.773 --> 07:11.608
‫واسه همین، وقتی همه بمیرن و

07:11.675 --> 07:15.663
‫من اینجا تنها بمونم،
‫دلم نمی‌خواد کسی رو فراموش کنم

07:17.994 --> 07:19.287
‫می‌دونم

07:21.541 --> 07:25.317
حرفی که ویکتور دیروز زد از سر ناراحتی بود

07:25.319 --> 07:26.695
‫آره

07:26.712 --> 07:28.547
‫بلایی که سرش اومد، دردناک بود

07:28.661 --> 07:30.691
‫منتها دلیل نمیشه
‫تو هم به سرنوشت اون دچار بشی

07:30.739 --> 07:32.622
‫گفت باید خودم رو آماده کنم،

07:33.717 --> 07:35.349
‫من هم دارم همین کار رو می‌کنم

07:44.256 --> 07:46.427
‫خیلی‌خب. بیا

07:52.466 --> 07:54.138
‫میام پایین پیشتون

07:54.370 --> 07:57.544
‫نگران هم نباشید،
‫یه راهِ چاره پیدا می‌کنیم

07:59.001 --> 08:00.210
‫می‌دونم

08:00.212 --> 08:01.349
‫خیلی‌خب

08:12.497 --> 08:13.943
‫خب… این چیـه؟

08:14.885 --> 08:18.060
‫ماکت دالان‌هاست

08:18.568 --> 08:20.934
‫اینو که فهمیدم.
‫ولی ماکت

08:20.959 --> 08:23.622
‫چه برتری‌ای نسبت به نقشه‌ی کاغذی داره؟

08:25.319 --> 08:26.778
‫من کُلی واسه این زحمت کشیدم

08:26.780 --> 08:28.744
‫جشنواره‌ی خوارزمی نیومدیم ها، جید!

08:28.746 --> 08:30.894
‫سگ توش!
‫خیلی‌خب، اصلاً می‌دونی چیـه؟

08:30.896 --> 08:33.154
‫این ماکت جامع و کاملـه؛

08:33.179 --> 08:34.806
‫تموم اطلاعاتی که از دالان‌ها
‫داریم رو روش پیاده کردم؛

08:34.831 --> 08:36.916
‫از توهمات خودم گرفته تا

08:36.941 --> 08:38.745
‫تموم چیزهایی که از
‫ویکتور و تابیتا دستگیرم شده

08:38.793 --> 08:41.703
‫این همون مسیریـه که تو رفتی، نه؟
‫از سردابه…

08:41.705 --> 08:42.706
‫خیلی‌خب

08:42.731 --> 08:43.976
‫خب، با در نظر گرفتن تموم اینا،

08:44.001 --> 08:46.418
‫چندتا نقشه‌ی مختلف واسه انجامش کشیدم که

08:46.420 --> 08:49.946
‫میزان امنیت و پیچیدگی‌شون با هم فرق داره

08:50.553 --> 08:53.265
‫خب، اول بریم سراغ نقشه‌های ساده
‫ولی به‌شدت خطرناک یا

08:53.267 --> 08:54.314
‫از امن‌ترها شروع کنم که

08:54.316 --> 08:56.029
‫هم پیچیده‌ترن و

08:56.031 --> 08:57.697
‫احتمالاً هم غیرممکن؟

09:00.876 --> 09:03.222
‫این همون دخمه‌ست که
‫استخون‌ها توش چال شدن، خب؟

09:03.352 --> 09:04.353
‫خب

09:04.495 --> 09:06.175
‫این دالان هم

09:06.369 --> 09:08.579
‫تنها راهِ ورود و خروج به دخمه‌ست؟

09:08.662 --> 09:09.964
‫آره

09:11.339 --> 09:12.643
‫هیچ نقشه‌ای نداریم

09:13.691 --> 09:15.570
‫خب، امون بده یه لحظه.
‫اینکه اصلاً حرفی…

09:15.572 --> 09:18.249
‫ببین، توی ارتش که بودم،
‫به همچین موقعیتی می‌گفتیم

09:18.274 --> 09:19.761
‫«قتلگاه»،

09:20.489 --> 09:22.283
‫چون وقتی دشمن نفوذ کنه،

09:22.285 --> 09:24.575
‫رسماً عین ماهی توی تُنگ گیر میفتیم

09:24.612 --> 09:27.300
‫حتی اگه بدون اینکه اون موجودات رو
‫بیدار کنیم، بریم تو و

09:27.325 --> 09:29.901
‫به دخمه برسیم و
‫استخون‌ها رو بکِشیم بیرون،

09:30.374 --> 09:33.010
‫تکلیف چیـه
‫اگه اونا حین انجام کار بیدار بشن؟

09:33.795 --> 09:37.948
‫اگه تنها راهِ خروجمون از اون دخمه رو
‫مسدود کنن چی؟

09:40.233 --> 09:41.693
‫یه نقشه‌ی بهتر لازم داریم

09:42.390 --> 09:43.512
‫چه نقشه‌ای؟

09:43.537 --> 09:45.636
‫من چمی‌دونم. جنابعالی نابغه‌ای

09:45.791 --> 09:47.050
‫خودت یه راهی پیدا کن

09:48.851 --> 09:50.964
‫خیلی‌خب، حالا که مشغولم،
‫نظرت چیـه

09:50.989 --> 09:53.292
‫یه بالنِ کیری بسازم و
‫دسته‌جمعی پرواز کنیم بریم؟

09:53.450 --> 09:54.743
‫محشره

10:07.263 --> 10:08.639
‫وایسا!

10:10.892 --> 10:12.620
‫تو که اصلاً نذاشتی حرفش رو بزنه

10:12.729 --> 10:14.190
‫نیازی هم نبود

10:14.408 --> 10:16.218
‫کنی، بدون راه فرار دوم

10:16.243 --> 10:18.715
‫پات رو توی خاکِ دشمن نذار. والسلام. خب؟

10:18.740 --> 10:21.151
‫فهمیدم.
‫حالا میگی چیکار کنیم؟

10:21.763 --> 10:23.535
‫به همه گفتیم شاید با اون استخون‌ها بتونیم

10:23.560 --> 10:25.002
‫راهِ برگشت به خونه رو پیدا کنیم

10:25.027 --> 10:27.042
‫حالا شاید یه تیم فرستادیم
‫یه سر و گوشی آب بدن

10:27.074 --> 10:29.253
‫یکی دو نفر رو ببریم توی دالان‌ها،

10:29.468 --> 10:30.897
‫ببینیم شاید سوراخ‌سنبه‌ای چیزی

10:30.922 --> 10:32.729
‫توی دخمه هست که
‫از دستمون در رفته

10:32.971 --> 10:35.050
‫خیلی‌خب. اگه نبود چی؟

10:36.601 --> 10:38.073
‫نمی‌دونم

10:38.721 --> 10:42.016
‫ببین، اگه قرار باشه بریم اون تو،
‫باید کاملاً حساب‌شده پیش بریم

10:42.237 --> 10:44.266
‫من قرار نیست مردم رو
‫بکشونم اون پایین، من نمی…

10:49.140 --> 10:50.360
‫بوید؟

10:50.915 --> 10:52.000
‫چی شد؟

10:52.025 --> 10:54.134
‫چی؟ هیچی. من…

10:55.948 --> 10:57.549
‫باید برم درمانگاه

10:57.574 --> 10:59.331
‫به الیس گفته بودم میرم پیششون

10:59.333 --> 11:00.918
‫فاطیما حالش خوبـه؟

11:01.729 --> 11:03.065
‫نمی‌دونم

11:14.545 --> 11:16.917
‫هنری. چیزی لازم داری؟

11:16.927 --> 11:18.612
‫من…

11:19.315 --> 11:20.979
‫اونجا چه خبره؟

11:21.032 --> 11:23.550
‫بوید می‌خواد تموم چیزای انبار بررسی بشن

11:23.881 --> 11:25.392
‫خب، دنبال چی‌ان؟

11:25.684 --> 11:28.768
‫هر چیزی که یه سرش به
‫اون کت‌شلوار زرد برسه که ویکتور پیدا کرد

11:31.919 --> 11:32.920
‫حالت خوبـه؟

11:33.731 --> 11:35.449
‫باید خودم رو سرگرم کنم

11:35.620 --> 11:37.292
‫چند وقتـه…

11:37.518 --> 11:40.667
‫خب، افتادم به عرق‌خوری

11:40.669 --> 11:42.472
‫گمونم کم‌کم داره…

11:44.228 --> 11:48.648
‫بگذریم، با خودم گفتم اگه
‫بتونم خودم رو سرگرم کنم…

11:50.366 --> 11:52.766
‫راستش، توی آشپزخونه به درد می‌خورم ها، اگه…

11:52.780 --> 11:54.793
‫نظرت چیـه واسه ناهار کمکم کنی؟

11:54.927 --> 11:56.103
‫از خدامـه. دمت گرم

11:56.105 --> 11:57.105
‫خیلی‌خب

11:57.130 --> 11:58.340
‫خیلی‌خب

12:01.734 --> 12:03.944
‫نگران نباش. بهش عادت می‌کنی

12:04.455 --> 12:05.489
‫بیا بریم

12:05.630 --> 12:08.630
‫♪ Joni Mitchell - Blue ♪

12:09.780 --> 12:11.936
‫بعضی وقتا قاتی می‌کنه

12:11.938 --> 12:14.270
‫چندین سالـه که این نوار توش گیر کرده

12:15.087 --> 12:17.655
‫اَبی عاشق آهنگ «آبی» بود

12:33.244 --> 12:35.327
‫راستش، قبلاً همچین وضعیتی نداشتیم

12:37.891 --> 12:39.670
‫همیشه ترسناک بود ها،

12:41.343 --> 12:42.577
‫ولی این دیگه…

12:45.076 --> 12:47.600
‫جداً امیدوارم حق با بوید باشه و
‫آوردنِ استخون‌ها جواب بده

12:48.322 --> 12:49.366
‫من هم همینطور

13:23.406 --> 13:24.592
‫کیـه؟

13:24.900 --> 13:26.702
‫در رو باز کن، ویکتور

13:37.089 --> 13:38.678
‫بهش بگو حقیقت نداره

13:41.233 --> 13:42.393
‫چی دقیقاً؟

13:42.418 --> 13:44.087
‫همین که قراره اینجا تنها بمونه

13:44.112 --> 13:46.007
‫بگو که همچین اتفاقی براش نمیفته

13:46.084 --> 13:47.717
‫نمی‌تونم

13:48.382 --> 13:51.178
‫ویکتور، تو درک نمی‌کنی

13:51.920 --> 13:54.405
‫این حرف‌ها دوای دردی نیست؛
‫فقط داره قالب تهی می‌کنه

13:55.262 --> 13:56.538
‫بهم یاد میدی؟

13:57.629 --> 13:59.038
‫چی؟

13:59.909 --> 14:02.773
‫می‌خوام بهم یاد بده
‫چطوری تنهایی اینجا جونِ سالم به در ببرم

14:03.643 --> 14:05.896
‫اصلاً قرار نیست تنها بمونی، ایتن!

14:06.646 --> 14:08.297
‫از کجا معلوم؟!

14:09.068 --> 14:11.112
‫حرف‌های دیروزش درست بود

14:11.430 --> 14:14.022
‫میراندا با اون و الوئیز اومدن

14:14.721 --> 14:16.173
‫تو هم با من و جولی

14:16.175 --> 14:18.302
‫خب که چی؟
‫اصلاً ربطی نداره!

14:18.577 --> 14:19.770
‫شاید هم داشته باشه

14:19.779 --> 14:22.115
‫اگه بدونم باید چیکار کنم،
‫دیگه اونقدرها نمی‌ترسم

14:22.531 --> 14:23.741
‫لطفاً

14:26.021 --> 14:27.355
‫فکر خوبیـه

14:32.885 --> 14:34.220
‫باشه. خیلی‌خب

14:45.093 --> 14:46.221
‫خیلی‌خب. آره

14:46.263 --> 14:48.307
‫هیچ آسیبِ داخلی‌ای نمی‌بینم

14:48.539 --> 14:50.634
‫قصد جسارت ندارم،
‫ولی بچه رو هم نتونستی تشخیص بدی

14:50.697 --> 14:52.073
‫الیس!

14:52.107 --> 14:53.817
‫نه، راست میگه

14:54.060 --> 14:56.922
‫چیز زیادی نمی‌تونم بگم جز
‫اینکه از لحاظ جسمی،

14:56.924 --> 14:58.366
‫وضعیتت بحرانی نیست

14:58.622 --> 15:00.050
پس مشکل چیـه؟

15:00.637 --> 15:02.789
‫خب، راستش، اگه هر جایی غیرِ اینجا بودیم،

15:02.791 --> 15:04.650
‫می‌گفتم واریس

15:04.652 --> 15:08.228
‫ناشی از ورم شکمـه،
‫ولی الان اینجاییم و…

15:08.358 --> 15:12.143
‫دیگه علم پزشکی جوابگو نیست

15:17.912 --> 15:21.463
‫گفته بودی اون موجودات
‫یه زمانی انسان بودن

15:22.734 --> 15:23.945
‫کالبدشکافی‌شون که کردی،

15:23.970 --> 15:26.369
‫گفتی تموم اندام‌های داخلی‌شون عین آدمیزاده

15:27.751 --> 15:28.763
‫امکانش هست که

15:28.765 --> 15:31.512
‫من هم دارم تبدیل میشم به یکی از اونا؟

15:31.568 --> 15:32.568
‫نه

15:34.268 --> 15:35.994
‫نه، اصلاً…

15:36.166 --> 15:37.741
‫قرار نیست همچین اتفاقی بیفته. بهش بگو…

15:37.766 --> 15:39.420
‫بگو که قرار نیست همچین اتفاقی بیفته

15:39.445 --> 15:40.691
‫می‌تونی جلوشو بگیری؟

15:40.693 --> 15:42.654
‫الیس، ما اصلاً نمی‌دونیم با چی طرفیم

15:43.400 --> 15:45.910
‫شاید هم چیز بدی نباشه

15:45.935 --> 15:47.010
‫چی؟

15:47.353 --> 15:49.670
‫کنی به خاطر همینـه که زنده‌ست.
‫فاطیما جونش رو نجات داد

15:49.695 --> 15:51.879
‫شاید اصلاً نباید تمرکزمون رو بذاریم
‫روی متوقف کردنش

15:51.904 --> 15:53.791
‫شکمش رو دیدی دیگه؟

15:54.534 --> 15:55.910
‫کجای این وضعیتِ تخمی

15:55.935 --> 15:58.174
‫به چشمت چیز خوبیـه؟
‫چی داری میگی واسه خودت؟

15:58.176 --> 16:00.535
‫از کجا معلوم؟!
‫شاید یه عارضه‌ی موقتی باشه. خب؟

16:00.537 --> 16:02.660
‫چیزی که موندگاره این حقیقتـه که

16:02.685 --> 16:04.848
‫اگه فاطیما نبود،
‫جای اینکه کنی رو زنده ببینیم،

16:04.873 --> 16:06.846
‫الان باید خاکش می‌کردیم، خب؟

16:06.848 --> 16:08.707
متوجه نیستی که این می‌تونه
‫برگ برنده‌ی ما باشه؟

16:08.732 --> 16:10.455
‫نخیر! هیچم نمی‌تونه برگ برنده‌ی ما باشه!

16:10.457 --> 16:12.666
‫- هی!
‫- خیلی‌خب، بس کنید دیگه!

16:12.668 --> 16:14.728
‫یه لحظه خونسردیتون رو حفظ کنید

16:16.953 --> 16:21.166
‫فاطیما، می‌خوام اینجا
‫تحت نظر خودم باشی

16:21.168 --> 16:23.307
‫می‌تونیم علائم حیاتی‌ات رو چک کنیم و

16:23.309 --> 16:25.728
‫حواسمون به تغییرات یهویی باشه

16:25.978 --> 16:27.654
‫می‌خوای بری در حد چند روز

16:27.658 --> 16:29.118
‫وسایل جمع کنی بیای اینجا

16:29.120 --> 16:31.416
‫تا ببینیم بعدش چی میشه. خب؟

16:35.456 --> 16:37.479
‫آره، فقط و فقط یک راهِ ورود هست

16:40.026 --> 16:41.971
‫از کجا معلوم؟!
‫تو یک بار بیشتر نرفتی اونجا!

16:41.996 --> 16:44.229
‫آره، تصویر اون دخمه

16:44.254 --> 16:46.284
‫توی ذهنِ کوفتیم حک شده!

16:46.376 --> 16:48.612
‫یه ورودی بیشتر نداره!

16:49.441 --> 16:50.567
‫فکر نکن قراره بریم

16:50.592 --> 16:52.862
‫گشت و گذار و یهو ببینیم که:
‫«عه!

16:52.887 --> 16:55.231
‫یه خروجی تر و تمیزِ دیگه هم هست که
‫ندیده بودیم!»

16:55.256 --> 16:57.358
‫بعید نیست استخون‌ها رو
‫به خاطر همین توی دخمه

16:57.360 --> 16:58.807
‫چال نکرده باشن

17:01.276 --> 17:03.348
‫خیلی‌خب، شاید بتونیم

17:03.373 --> 17:04.455
‫یه جوری… شاید بشه یه چیزی…

17:04.459 --> 17:06.823
‫کنی. کنی. کنی.
‫گوش کن بهم. ببین.

17:07.429 --> 17:08.825
‫اینو از روی رفاقت میگم، خب؟

17:08.850 --> 17:11.377
‫الان اینجا بودنت
‫هیچ دردی از من دوا نمی‌کنه

17:11.673 --> 17:15.176
‫آها، آره. آره، مشکل منم

17:16.486 --> 17:18.113
‫کنی، بس کن!

17:18.612 --> 17:20.771
‫بوید از تو حرف‌شنوی داره، خب؟

17:21.015 --> 17:23.674
‫تو باید حالیش کنی که
‫این از اون نقشه‌ها نیست که

17:23.699 --> 17:26.024
‫همه صحیح و سالم برن تو و برگردن

17:26.078 --> 17:28.231
‫یعنی از من می‌خوای برم به بوید بگم

17:28.256 --> 17:30.974
‫قبول کنه که قراره این وسط تلفات بدیم؟

17:31.046 --> 17:33.235
‫- شاید
‫- عمراً

17:34.876 --> 17:36.974
‫خب، پس، با این حساب
‫رنگِ خونه رو هم نمی‌بینیم!

17:37.191 --> 17:39.931
‫بی‌دلیل نیست که تا حالا هیچکس
‫از اینجا جون سالم به در نبرده و

17:39.969 --> 17:42.228
‫شاید دلیلش اینـه که
‫تا امروز هیچکس حاضر نبوده

17:42.253 --> 17:44.219
‫تصمیم‌های سخت بگیره!

17:45.711 --> 17:48.384
‫بذار حدس بزنم. تو خودت حاضری

17:48.409 --> 17:49.766
‫بری توی دالان‌ها؟

17:49.912 --> 17:51.872
‫تصمیم‌های سخت رو بگیری؟

17:53.781 --> 17:54.919
‫آره

17:55.723 --> 17:57.093
‫فکرشو می‌کردم

18:11.926 --> 18:13.520
‫کیری!

18:17.318 --> 18:19.442
‫مادرجنده!

18:30.157 --> 18:31.158
‫آهای

18:36.057 --> 18:37.377
‫چرا نرفتی؟

18:43.848 --> 18:46.071
‫وایسادم با خودم کلنجار میرم
‫بلکه جرئتِ گفتنِ

18:46.073 --> 18:47.498
‫حقیقت رو پیدا کنم

18:47.991 --> 18:49.194
‫من…

18:50.258 --> 18:52.047
‫اون روز بهت دروغ گفتم

18:52.870 --> 18:55.748
‫ازم پرسیدی هنوز توهم می‌زنم یا نه و
‫من هم گفتم نه

18:56.383 --> 18:57.551
‫خب

18:57.928 --> 18:59.711
‫دفعاتش داره بیشتر میشه…

19:01.695 --> 19:03.307
‫یه چیزهایی می‌بینم،

19:03.332 --> 19:05.334
‫یه صداهایی می‌شنوم

19:05.508 --> 19:08.156
‫آخه، نمی‌تونم اینجا رو…

19:08.492 --> 19:12.640
‫نمی‌تونم اینجا رو بچرخونم،
‫وقتی نمی‌تونم به ذهن خودم اعتماد…

19:12.665 --> 19:13.673
‫بیخیال!

19:13.698 --> 19:15.955
‫- بوید؟ هی! منو نگاه
‫- من فقط…

19:16.617 --> 19:18.908
‫این توهماتی که میگی،

19:18.933 --> 19:21.602
‫ربطی به لرزش دستت دارن؟

19:22.164 --> 19:24.987
‫یعنی همزمان اتفاق میفتن؟

19:24.989 --> 19:27.100
‫نمی… نمی‌دونم. گاهی وقتا، شاید

19:27.125 --> 19:28.459
‫راستش، دقت…

19:28.461 --> 19:31.506
‫بوید، چی رو داری ازم مخفی می‌کنی؟

19:33.369 --> 19:35.008
‫همشون به اَبی ختم میشه

19:36.117 --> 19:38.506
‫چیزهایی که می‌بینم،
‫صداهایی که می‌شنوم

19:38.979 --> 19:42.144
‫چند روز پیش، رفتم… سرِ خاکش

19:42.877 --> 19:45.796
‫دست‌های کوفتیش از توی گور دراومد و
‫منو گرفت

19:46.383 --> 19:48.164
‫- یا خدا
‫- ببین،

19:48.166 --> 19:52.094
‫می‌دونم اینجا ذهنمون رو بازی میده،
‫اما این…

19:52.478 --> 19:53.771
‫این فرق داره

19:55.203 --> 19:56.695
‫مدام صدای شلیک می‌پیچه تو سرم

19:59.732 --> 20:01.818
‫آدم هیچوقت صدای گلوله‌ای که…

20:01.820 --> 20:03.332
‫هی…

20:03.372 --> 20:06.515
‫آخه چرا الان اینطوری شده؟ نه؟

20:06.854 --> 20:09.049
‫نباید الان از هم بپاشم،

20:09.051 --> 20:11.804
‫اون هم الان که شاید به یه سرنخ
‫درست و حسابی رسیده باشیم. فقط…

20:12.385 --> 20:15.898
‫خیلی‌خب. از من می‌خوای چیکار کنم؟

20:16.894 --> 20:18.757
‫یه قرصی چیزی بهم بده

20:19.398 --> 20:21.318
‫چمی‌دونم.
‫اصلاً یه چسب‌زخم بده، هر چیزی.

20:21.320 --> 20:22.859
‫من… هر چی…

20:23.040 --> 20:26.511
‫اگه حرفِ جید درباره‌ی استخون‌ها
‫درست باشه، پس،

20:26.513 --> 20:29.390
‫فقط باید یه ذره‌ی دیگه
‫دندون رو جیگر بذارم و وا ندم

20:30.357 --> 20:33.777
‫تو رو خدا، فقط… یه چیزی بهم بده که

20:34.239 --> 20:36.625
‫کمکم کنه یکم بیشتر دووم بیارم

20:39.321 --> 20:42.968
‫بوید، خیلی دلم می‌خواد کمکت کنم.
‫جدی میگم.

20:43.599 --> 20:46.343
‫منتها، آره، فکر نکنم
کار خاصی از دستم بربیاد

20:52.502 --> 20:53.502
‫باشه

20:58.926 --> 21:00.179
کسی هست؟

21:03.165 --> 21:04.375
‫کلانتر بوید؟

21:07.874 --> 21:09.070
‫هستید؟

22:33.272 --> 22:34.834
‫دیشب کجا بودی؟!

22:34.866 --> 22:37.115
‫من… واقعاً شرمنده‌ام. چیزه…

22:37.156 --> 22:39.285
‫شنیدم بوید چه نقشه‌ای توی سرشـه و

22:39.287 --> 22:42.592
‫یهو ترس برم داشت. اون موقع هم
‫طرف‌های خونه‌ی اجتماعات بودم…

22:42.594 --> 22:43.780
‫اگه قراره هم‌خونه باشیم،

22:43.805 --> 22:45.196
‫باید بهم خبر بدی شب کجایی

22:45.221 --> 22:47.056
‫- نمیشه که همینطوری…
‫- شرمنده، من…

22:47.147 --> 22:48.362
‫تو خیلی بهم محبت کردی،

22:48.387 --> 22:49.930
نمی‌خواستم نگرانت کنم

22:50.009 --> 22:51.552
‫قول میدم دیگه تکرار نشه

22:55.459 --> 22:56.794
‫توی کیفت چیـه؟

22:58.325 --> 22:59.858
‫هیچی. فقط…

23:01.016 --> 23:02.839
‫خیلی خسته‌ام، خب؟

23:03.449 --> 23:04.659
‫هی

23:06.840 --> 23:08.091
‫ماجرا چیـه؟

23:08.301 --> 23:10.198
‫چند دست لباسـه، خب؟

23:11.335 --> 23:13.933
‫با خودم گفتم اگه یه دست لباس جدید بپوشم،

23:13.935 --> 23:16.059
‫شا… شاید… یکم آروم بگیرم…

23:16.719 --> 23:17.753
‫ولی بعدش فهمیدم

23:17.755 --> 23:19.240
‫اینا لباس‌های یه مشت آدم مُرده‌ست و

23:19.265 --> 23:21.374
‫هیچکدومشون هم اندازه‌ام نیست و
‫من فقط…

23:24.053 --> 23:25.996
‫گمونم اصلاً حالم خوب نیست

23:26.312 --> 23:27.355
‫هی

23:29.655 --> 23:30.926
‫آروم باش

23:31.798 --> 23:33.024
‫چیزی نیست

23:33.547 --> 23:35.449
‫حتماً پیش خودت میگی خیلی ضعیفم

23:36.307 --> 23:38.709
‫اتفاقاً خیلی بهتر از روزهای اولِ من

23:38.734 --> 23:40.360
‫داری با قضایا کنار میای

23:40.761 --> 23:41.761
‫جدی؟

23:43.035 --> 23:44.394
‫من…

23:44.949 --> 23:47.276
‫یه جایی رو می‌شناسم که
‫کُلی لباس خوب پیدا میشه

23:47.301 --> 23:49.003
‫پس، چطوره بعداً با هم بریم

23:49.005 --> 23:50.840
‫چندتاشون رو تنت کنی؟

23:51.471 --> 23:52.887
‫پایه‌ام

23:55.799 --> 23:57.592
‫تو آدم خوبی هستی، سارا

23:59.434 --> 24:00.769
‫من میرم غذاخوری

24:00.771 --> 24:04.650
‫توی مرتب کردنِ انبار کمکشون کنم.
‫کاری داشتی، من اونجام.

24:05.050 --> 24:06.093
‫باشه

24:35.981 --> 24:38.942
‫اون صبحی که از سردابه اومدم بیرون و…

24:39.511 --> 24:41.651
‫وقتی دیدم همه مُردن،

24:41.907 --> 24:44.535
‫اونجا بود که برای اولین بار
‫پسرک سفیدپوش رو دیدم

24:44.777 --> 24:48.654
‫بهم گفت سه‌تا چیز لازم دارم

24:48.679 --> 24:50.347
‫اولیش غذا بود

24:52.269 --> 24:54.452
‫اون موقع مثل الان
‫همه چیز مهیا نبود

24:54.477 --> 24:57.676
‫مثلاً حیوون و شیر و این چیزها نداشتم

24:58.057 --> 25:00.759
‫برای همین، منو آورد اینجا و

25:01.168 --> 25:03.230
‫کل این کامیون

25:03.398 --> 25:06.363
‫پُر از کمپوت هلو بود

25:07.683 --> 25:10.424
‫فقط همین رو برای خوردن داشتی؟
‫کمپوت هلو؟

25:10.449 --> 25:12.535
‫بعضی وقتا، چیزهای دیگه هم می‌خوردم

25:12.642 --> 25:15.176
‫گیاه… یا حشرات؛

25:15.414 --> 25:17.130
‫اون هم فقط از سرِ ناچاری

25:18.465 --> 25:19.761
‫بیا

25:20.324 --> 25:22.199
‫اولش دربازکُن نداشتم،

25:22.449 --> 25:26.230
‫واسه همین یاد گرفتم چطوری با

25:26.301 --> 25:27.902
‫این سنگ بازشون کنم

25:28.468 --> 25:30.629
‫پس، این پیشت باشه بد نیست

25:33.121 --> 25:34.388
‫ببین

25:35.059 --> 25:36.352
‫آره

25:38.053 --> 25:42.850
‫ایتن، بدترین قسمتش اونجاست که
‫حس تنهایی بهت دست میده

25:42.985 --> 25:46.933
‫وقتی تنهایی، همه چیز ترسناک‌تره

25:47.308 --> 25:51.192
‫واسه همین، باید وانمود کنی تنها نیستی

25:51.217 --> 25:54.030
‫این موردِ دوم بود که
‫پسرک سفیدپوش بهم گفت

25:54.032 --> 25:55.635
‫خب، راهش چیـه؟

25:55.824 --> 25:57.723
‫اول‌هاش سخت بود. باید…

25:57.748 --> 25:59.752
‫مجبور بودم با وسایل توی کامیون دوست بشم؛

25:59.754 --> 26:04.215
‫از دیوارها گرفته تا کفش و کارتن‌ها

26:04.217 --> 26:07.644
‫روشون اسم گذاشتم و
‫باهاشون حرف می‌زدم

26:07.777 --> 26:10.086
‫ولی تو مجبور نیستی این کار رو بکنی،

26:10.205 --> 26:14.144
‫چون من یه فکر بهتر به ذهنم رسید

26:14.508 --> 26:15.746
‫خب؟

26:16.373 --> 26:17.513
‫کجا؟

26:17.535 --> 26:20.769
‫فقط… همینجا بمونید.
‫من الانب رمی‌گردم.

26:26.373 --> 26:27.847
‫واقعاً تأثیری داره؟

26:28.422 --> 26:29.887
‫یه ذره، گمونم

26:35.347 --> 26:39.618
‫فهمیدم که بیشتر از همه دلم
‫برای مامانم و الوئیز تنگ شده

26:41.584 --> 26:44.629
‫برای همین هم اینا رو پیدا کردم و…

26:46.599 --> 26:48.726
‫لباس پوشوندم تنشون

26:52.668 --> 26:54.433
‫بعدش، تا چند وقت،

26:54.458 --> 26:58.238
‫حس می‌کردم دوباره برگشتن پیشم

27:00.838 --> 27:03.794
‫اون موقع، وقتی می‌نشستم
‫باهاشون حرف می‌زدم،

27:03.887 --> 27:06.938
‫می‌تونستم تصور کنم که
‫در جوابم چی میگن و

27:06.963 --> 27:09.043
‫اینطوری دیگه اینقدر
‫حس تنهایی بهم دست نمی‌داد

27:10.590 --> 27:13.450
‫ولی ما…
‫می‌تونیم اینا رو شبیه

27:13.967 --> 27:15.512
‫خانواده‌ی تو درست کنیم

27:15.731 --> 27:18.110
‫این می‌تونه… مامانت باشه

27:18.363 --> 27:20.629
‫این هم جولی

27:20.631 --> 27:22.355
‫می‌دونم یه خره کوچیکـه، ولی…

27:22.357 --> 27:26.028
‫ولی شاید بتونیم یه چیز بزرگ‌تر پیدا کنیم

27:26.082 --> 27:28.539
‫چیزی جایگزین بابات پیدا نکردم،
‫ولی گفتم شاید…

27:28.564 --> 27:30.199
‫نه، دیگه تمومش کن

27:30.201 --> 27:32.568
‫- …بتونیم یه مترسک بسازیم
‫- همین الان تمومش کن، ویکتور!

27:32.593 --> 27:33.639
‫مگه چی شده؟

27:33.664 --> 27:36.394
‫دیگه بسـه. تا همینجا کافیـه

27:36.791 --> 27:37.791
‫بس کن

27:40.871 --> 27:42.289
ایتن، گوش بده چی میگم

27:42.723 --> 27:45.208
قرار نیست تنها بمونی

27:45.984 --> 27:49.154
عمراً بذارم همچین اتفاقی بیفته

27:49.456 --> 27:50.810
…قسم می‌خورم که

27:52.161 --> 27:53.701
از اینجا نجاتت میدم

27:56.163 --> 27:58.081
مامانم هم همین رو می‌گفت

28:04.532 --> 28:05.658
کجا بذارمش؟

28:05.660 --> 28:07.097
ساعت‌ها باید برن اونجا

28:07.099 --> 28:08.099
خیلی‌خب

28:09.740 --> 28:11.316
واقعاً بلدی ها

28:12.370 --> 28:14.058
خب… خیلی خوبـه

28:14.060 --> 28:16.394
واقعاً ممنون که گذاشتی کمک کنم

28:16.396 --> 28:18.800
خب، مهمـه که آدم ذهنش مشغول باشه

28:18.802 --> 28:20.191
قطعاً همینطوره

28:20.193 --> 28:21.480
مخصوصاً اینجا

28:28.636 --> 28:29.847
…چـ

28:36.751 --> 28:38.932
!بابا؟ بابا

28:38.964 --> 28:40.433
!بابابزرگ دوباره به هوش اومد

28:44.629 --> 28:46.300
!خیلی‌خب. سریع برو دکتر رو خبر کن

28:46.415 --> 28:47.534
بابا؟

28:47.867 --> 28:50.024
سلام، بابا. حواست به من باشه. بابا

28:50.026 --> 28:52.816
ویکتور -
آره -

28:53.659 --> 28:55.732
اینجا چه خبره؟

28:55.878 --> 28:59.280
بابا، تو توی خانه‌ی سالمندانی -
…کجا… من -

28:59.464 --> 29:01.269
چی؟

29:01.271 --> 29:03.198
…نه، من

29:03.386 --> 29:06.660
من توی غذاخوری بودم و
سبزی خُرد می‌کردم

29:06.662 --> 29:09.292
نه، بابا، واقعی نبوده

29:09.470 --> 29:12.620
به حرفم گوش بده، خب؟

29:13.676 --> 29:15.972
شاید شنیدش برات سخت باشه

29:17.112 --> 29:18.425
،خیلی وقت پیش

29:18.823 --> 29:21.144
مامان واسه تولدت غافلگیرت کرد

29:21.518 --> 29:23.605
با دوتا ال‌اس‌دی اومد خونه

29:23.607 --> 29:24.683
یادتـه؟

29:24.685 --> 29:26.399
معلومـه یادمـه

29:26.401 --> 29:27.644
خیلی‌خب

29:28.409 --> 29:30.097
خب، یه مشکلی پیش اومد

29:31.155 --> 29:33.306
ال‌اس‌دی‌ها یه مشکلی داشتن و

29:33.308 --> 29:35.534
اصلاً بهت نساختن و

29:36.325 --> 29:38.956
انگار دیگه خودت نبودی و

29:39.888 --> 29:42.871
از اون موقع توی این
خانه‌ی سالمندان بستری بودی

29:44.972 --> 29:47.745
اون پسره کی بود؟

29:48.683 --> 29:50.730
،پسر منـه

29:50.739 --> 29:53.933
سباستین. نوه‌ات

29:55.830 --> 29:57.204
من نوه دارم؟

29:57.206 --> 29:58.415
آره

29:59.162 --> 30:01.214
دووم بیار، خب؟

30:01.815 --> 30:03.844
همین الان با الوئیز صحبت کردم و

30:04.042 --> 30:05.753
گفت سوار هواپیما شده و

30:05.755 --> 30:08.112
داره میاد که ببینتت

30:08.549 --> 30:11.336
الوئیز؟ زنده‌ست؟

30:11.338 --> 30:13.048
معلومـه زنده‌ست

30:14.162 --> 30:16.120
می‌دونستی معلم مدرسه شده؟

30:18.109 --> 30:19.558
…معلم

30:22.058 --> 30:26.706
نه، نه، امکان نداره

30:26.708 --> 30:28.960
نه، نه، همش توهمـه

30:29.062 --> 30:31.393
بابا، بابا، طاقت بیار

30:31.940 --> 30:34.089
نه، بابا، نخواب

30:34.700 --> 30:35.808
خواهش می‌کنم؟

30:38.784 --> 30:40.658
بیا. بذار کمکت کنم

30:48.646 --> 30:49.987
خوبی؟

30:54.788 --> 30:57.870
…فکر کنم

30:59.063 --> 31:02.237
ممنون گذاشتی کمک کنم ولی فکر کنم باید برم

31:05.489 --> 31:07.602
…هی، من برمی‌گردم

31:09.461 --> 31:10.907
چیکار می‌کنی؟

31:11.391 --> 31:13.133
من هم توی درمانگاه پیشت می‌مونم

31:14.133 --> 31:15.499
لازم نیست

31:15.532 --> 31:18.383
آره، می‌دونم. فقط نمی‌خوام تنها بمونی

31:18.417 --> 31:20.545
برای این نمی‌خوای بیای

31:22.747 --> 31:24.946
نمی‌فهمم چطور می‌تونه بگه که

31:24.948 --> 31:27.162
این اتفاقات ممکنـه خوب باشن

31:28.730 --> 31:30.187
اگه باشه چی؟

31:30.430 --> 31:33.389
چی؟ شوخیت گرفته؟ -
الیس، اونقدر وحشت کرده بودم که -

31:33.391 --> 31:35.673
اصلاً به ذهنم نرسید

31:36.280 --> 31:38.321
من به اون موجود وصل شدم

31:38.579 --> 31:40.430
کنترلش کردم

31:41.048 --> 31:44.319
اگه بتونم یاد بگیرم ازش برای
،کمک به خودمون استفاده کنم

31:44.321 --> 31:45.680
چرا نباید سعیم رو بکنم؟

31:45.682 --> 31:47.540
…می‌فهمم چه حسی داری، ولی

31:47.542 --> 31:50.008
نه، نمی‌فهمی. شرمنده

31:51.013 --> 31:52.305
،با این اتفاقاتی که افتاده

31:52.307 --> 31:54.610
اصلاً نمی‌دونی چه حالی داره که توی

31:54.612 --> 31:56.614
،همچین جایی اینقدر عاجز باشی

31:56.999 --> 31:59.280
احساس کنی اسیر دستِ موجوداتی شدی که

31:59.282 --> 32:00.610
،رفتن توی مغزت

32:00.612 --> 32:02.364
!رفتن توی بدنم

32:02.418 --> 32:05.477
.اون موجود داخل بدنم بود
واقعاً می‌تونی تو چشم‌هام نگاه کنی و

32:05.479 --> 32:07.251
بهم بگی می‌فهمی چه حسی دارم؟

32:08.969 --> 32:10.054
نه

32:10.056 --> 32:11.327
حالا بالاخره ممکنـه

32:11.329 --> 32:13.897
،راهی پیدا کرده باشم که کنترل رو دستم بگیرم

32:13.899 --> 32:15.805
،بتونم مقابله کنم

32:16.088 --> 32:18.171
یه کاری بکنم که شاید
!کمکمون کنه برگردیم خونه

32:18.173 --> 32:19.618
اونوقت می‌خوای بیخیالش بشم؟

32:19.620 --> 32:21.258
نه، می‌خوام بدونی که این ممکنـه

32:21.260 --> 32:22.377
!واقعاً چه بلایی سرت بیاره

32:22.379 --> 32:23.728
!برام مهم نیست چه بلایی سرم میاره

32:23.730 --> 32:25.440
!برای من مهمـه

32:26.106 --> 32:27.566
…اگه تو رو از دست بدم

32:28.743 --> 32:33.056
دیگه برگشتن به خونه برام معنایی نداره

32:34.484 --> 32:35.681
…الیس

32:38.126 --> 32:39.502
لعنتی

32:43.378 --> 32:45.158
می‌فهمم می‌خوای کمک کنی و

32:47.595 --> 32:50.588
،می‌خوام حس کنی دوباره کنترل دست توئـه

32:50.761 --> 32:52.189
…ولی

32:56.436 --> 32:58.564
این موضوع بدجوری من رو می‌ترسونه

33:01.000 --> 33:08.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:10.463 --> 33:13.720
ببین، حقیقت اینـه که

33:14.725 --> 33:16.502
…چیزی که ازش می‌ترسی

33:16.924 --> 33:19.289
ممکنـه همین الان هم
در حال اتفاق افتادن باشه

33:19.560 --> 33:22.002
،اگه اینطور باشه

33:23.380 --> 33:27.095
پس باید نهایت استفاده رو ازش ببرم

33:30.881 --> 33:32.048
آره

33:43.144 --> 33:44.144
سلام

33:44.146 --> 33:45.230
سلام

33:45.430 --> 33:46.642
میشه صحبت کنیم؟

33:46.879 --> 33:47.994
البته

33:48.487 --> 33:50.282
اون چه کاری بود کردی؟

33:51.312 --> 33:53.572
نباید اون حرفا رو به فاطیما می‌زدی

33:54.024 --> 33:57.103
چی؟ شوخیت گرفته؟

33:57.105 --> 33:59.424
ما نمی‌دونیم چه بلایی داره سرش میاد

33:59.558 --> 34:00.877
حسابی ترسیده

34:00.879 --> 34:02.916
اصلاً جاش نبود که اون چیزها رو بهش بگی

34:02.918 --> 34:04.509
،جاش نبود؟ کریستی

34:04.511 --> 34:06.580
اون جون یکی رو نجات داده

34:06.888 --> 34:09.072
چرا بقیه‌تون متوجه ارزش این کار نیستید؟

34:09.074 --> 34:11.142
نمیگم بی‌ارزشـه

34:11.206 --> 34:12.665
پس منظورت چیـه؟

34:12.693 --> 34:13.853
خدایا، موجوداتی هستن که

34:13.855 --> 34:16.252
شب‌ها از توی جنگل میان تا شکارمون کنن

34:16.956 --> 34:19.797
باید از هر چی که داریم استفاده کنیم

34:19.799 --> 34:22.135
شرمنده اگه زمان‌بندیم مناسب نبود

34:22.197 --> 34:25.189
فقط دارم میگم باید مراقب باشیم، خب؟

34:25.191 --> 34:26.931
اینجا بعضی وقتا باعث میشه خیال کنی که

34:26.933 --> 34:28.477
،داری کار مفیدی می‌کنی

34:28.855 --> 34:30.732
کاری که به خیال خودت به بقیه کمک می‌کنه

34:30.972 --> 34:32.391
آره، بعضی وقتا هم کاری می‌کنه

34:32.393 --> 34:33.994
اونقدر بترسی که هیچ کاری نکنی

34:36.413 --> 34:38.322
کریستی، دلم می‌خواد بریم خونه

34:38.475 --> 34:40.811
دلم می‌خواد برگردیم
سر زندگی‌هایی که حق‌مونـه

34:42.474 --> 34:43.838
من هم همینطور

34:44.064 --> 34:45.806
پس بحث سر چیـه؟

34:48.654 --> 34:51.314
ببین، می‌دونم همه حسابی ترسیدیم

34:52.116 --> 34:53.603
خودم هم وحشت کردم

34:54.091 --> 34:56.736
ولی نمی‌دونیم چه بلایی
داره سر فاطیما میاد و

34:56.754 --> 34:58.955
نمی‌خوام جونش رو توی خطر بندازم تا

34:58.968 --> 35:00.400
خودم کمتر بترسم

35:00.408 --> 35:01.470
…کریستی

35:01.472 --> 35:04.611
،اون مریض منـه، مسئولیتش با منـه

35:04.613 --> 35:07.361
،اگه خواستی چیزی بهش بگی
قبلش به من میگی

35:15.252 --> 35:17.455
باشه، اگه خواستی

35:17.457 --> 35:19.705
ملحفه‌ای چیزی عوض بشه بهم بگو

35:26.810 --> 35:28.791
.فقط یه راه ورود و خروج هست»

35:32.745 --> 35:34.877
.به همچین موقعیتی می‌گفتیم قتلگاه
«.من توی ارتش بودم

35:54.986 --> 35:56.517
پشمام

35:59.407 --> 36:00.510
بوید؟

36:01.032 --> 36:02.283
اینجام

36:07.632 --> 36:08.875
چی شده؟

36:09.252 --> 36:10.744
یکی اینجا بوده

36:12.180 --> 36:14.204
مطمئنی؟

36:14.500 --> 36:17.736
.آره، مطمئنم
.کت‌شلوار زرد نیستش

36:17.830 --> 36:18.994
چی؟

36:20.267 --> 36:22.502
،خسته شده بودم اینقدر جلو چشمم بود

36:22.504 --> 36:25.416
،واسه همین گذاشتمش این داخل

36:25.418 --> 36:27.564
شاید هم خیال کردم که گذاشتم

36:27.566 --> 36:29.720
چرا یکی باید بیاد اینجا و
فقط کت‌شلوار زرد رو برداره؟

36:29.722 --> 36:31.098
نمی‌دونم، کنی

36:31.147 --> 36:32.345
شاید صاحبش از

36:32.347 --> 36:35.158
لخت پلکیدن توی جنگل خسته شده. نمی‌دونم

36:35.162 --> 36:38.166
به نظرت ممکنـه ویکتور یا هنری
برداشته باشنش؟

36:38.222 --> 36:39.597
!بوید

36:41.927 --> 36:43.987
!بوید! آهای

36:45.075 --> 36:46.409
تو کت‌شلوار رو برداشتی؟

36:46.565 --> 36:48.556
چی؟ -
،کت‌شلوار زرد -

36:48.558 --> 36:49.688
غیبش زده

36:49.887 --> 36:52.515
!فراموشش کن
!فهمیدم! یافتم

36:52.575 --> 36:54.714
!فهمیدم چطوری بریم داخل غار و بیایم بیرون

36:54.716 --> 36:55.967
خیلی‌خب

36:56.180 --> 36:59.433
!درخت بطری -
چی؟ -

36:59.518 --> 37:01.050
!فقط بیا! بیا بریم

37:05.338 --> 37:06.535
آهای؟

37:57.685 --> 37:59.145
ایتن، بیا بریم

37:59.238 --> 38:01.968
نمی‌تونیم. هنوز کارمون تموم نشده

38:02.909 --> 38:04.786
ببین، جید و بوید همین الان

38:04.788 --> 38:07.577
دارن روی یه نقشه برای
برگشت به خونه کار می‌کنن

38:07.701 --> 38:08.702
یالا

38:08.704 --> 38:10.249
ولی اگه جواب نده چی؟

38:11.062 --> 38:12.789
،میراندا خیال می‌کرد همه رو می‌بره خونه

38:12.791 --> 38:14.167
ولی همه مُردن

38:14.235 --> 38:16.468
از کجا معلوم دوباره این اتفاق تکرار نشه؟

38:23.032 --> 38:24.452
…چون

38:25.806 --> 38:27.718
این بار قضیه فرق می‌کنه

38:28.008 --> 38:29.802
الان یه چیزایی می‌دونیم

38:30.202 --> 38:31.679
…من و جید

38:32.523 --> 38:35.093
خاطراتی داریم که میراندا نداشته

38:38.080 --> 38:39.616
اون سعیش رو کرد، ویکتور

38:40.485 --> 38:42.320
نهایت تلاشش رو کرد

38:43.068 --> 38:46.382
می‌دونم چون می‌دونم چه حسی داشته

38:50.076 --> 38:51.734
می‌دونم چقدر دوستت داشته

38:53.550 --> 38:56.226
می‌دونم چقدر دلش می‌خواسته تو رو
برگردونه خونه

38:58.958 --> 39:00.085
…فقط

39:00.099 --> 39:02.351
جواب‌هایی که لازم داشته رو نداشته

39:08.828 --> 39:10.148
ولی من دارم

39:12.937 --> 39:15.085
به خاطر اونـه که این جواب‌ها رو دارم

39:15.468 --> 39:18.077
،اون بود که من رو رسوند به اون برج

39:18.893 --> 39:20.444
پیش پدرت

39:23.274 --> 39:25.986
به خاطر اونـه که می‌تونی برگردی خونه

39:26.359 --> 39:27.577
چی؟

39:30.670 --> 39:33.671
فکر نمی‌کنم فقط به خاطر
نجات بچه‌ها برگشته باشم

39:37.794 --> 39:39.921
به خاطر تو برگشتم، ویکتور

39:42.307 --> 39:43.905
می‌برمت خونه

39:52.263 --> 39:53.931
پس، الان بیاید بریم داخل شهر

40:01.583 --> 40:04.839
دیگه هم از نقاشی خبری نیست چون

40:04.841 --> 40:09.074
هیچکدومتون دیگه قرار نیست تنها بمونید

40:10.628 --> 40:11.921
قول میدم

40:36.015 --> 40:38.393
ببین، از اون موقع روی ورودی‌ها و خروجی‌هایی

40:38.395 --> 40:40.194
تمرکز کرده بودم که الان اونجا وجود دارن

40:40.196 --> 40:41.948
ولی باید روی خروجی‌ای که

40:41.950 --> 40:43.874
!قبلاً اونجا بوده تمرکز می‌کردم

40:43.984 --> 40:45.038
چی داری میگی؟

40:45.040 --> 40:47.608
!یه سوراخ توی سقف بود

40:47.610 --> 40:49.155
یه سری ریشه هم بودن که

40:49.157 --> 40:51.686
…یه نمادی درست کرده بودن
نماده رو یادتـه

40:52.585 --> 40:53.727
آره

40:53.772 --> 40:54.995
…ویکتور گفت

40:55.093 --> 40:57.421
ویکتور گفت اون ریشه‌ها تبدیل به درخت شدن

40:58.312 --> 40:59.515
این درخت

41:02.710 --> 41:06.726
،آقایون، در حال حاضر

41:07.295 --> 41:09.653
بالای غاری وایسادیم که

41:09.655 --> 41:11.491
اون استخون‌ها داخلشن

41:13.374 --> 41:16.020
گفتی بدونِ یه خروجی دوم نمی‌تونیم
،بریم داخل دالان‌ها

41:16.022 --> 41:17.517
پس بیا یکی بسازیم

41:18.210 --> 41:21.271
چی؟ می‌خوای درخت رو قطع کنی؟

41:21.273 --> 41:23.585
می‌خوام از ریشه بکِشمش بیرون

41:24.772 --> 41:26.107
،قبل از اینکه بگی ممکن نیست

41:26.109 --> 41:27.952
،یه فضای باز حدود ۹۰ متریِ اینجا هست

41:27.954 --> 41:29.706
جاده خیلی با این فضای باز فاصله نداره

41:29.708 --> 41:31.179
…کامیون و ون رو می‌بریم اونجا

41:31.181 --> 41:32.882
،هر چی بتونیم زنجیر جمع می‌کنیم

41:32.884 --> 41:34.799
از درخت‌های دیگه هم
،به عنوان اهرم کمک می‌گیریم

41:34.801 --> 41:37.663
،اگه درست انجامش بدیم
مثل باز کردنِ درِ بطری، راحت میاد بیرون

41:37.843 --> 41:38.929
بهش فکر کن

41:38.931 --> 41:41.640
یه تیم رو وقتی اون موجودات خوابن
،می‌فرستیم اون پایین

41:41.642 --> 41:43.616
،میرن توی دخمه
،ورودی رو می‌بندن

41:43.618 --> 41:45.515
یه طلسم هم محض اطمینان می‌ذارن و

41:45.578 --> 41:46.921
،شروع می‌کنن به درآوردنِ استخون‌ها

41:46.923 --> 41:49.155
اون یکی تیم هم سعی می‌کنن
درخت رو در بیارن

41:49.157 --> 41:51.421
،تا وقتی استخون‌ها از خاک در بیان
درخت هم از ریشه در میاد

41:51.423 --> 41:53.819
،همه رو میاریم بیرون
،برمی‌گردیم شهر

41:53.821 --> 41:56.866
.تا قبل غروب آفتاب میریم داخل خونه‌ها
.آب خوردن

41:59.452 --> 42:01.843
بوید، ممکنـه جواب بده

42:02.966 --> 42:04.134
بوید؟

42:05.185 --> 42:06.522
…اگه

42:08.477 --> 42:10.061
،اگه وقتی گروه اول اون پایینن

42:10.085 --> 42:11.726
درخت از ریشه در نیاد چی؟

42:12.249 --> 42:13.780
اگه زنجیر پاره بشه یا

42:13.782 --> 42:16.155
زورمون نرسه درش بیاریم چی؟

42:16.213 --> 42:17.673
اینجوری نمیشه

42:17.701 --> 42:19.954
وایسا. مطمئنی؟

42:20.257 --> 42:22.997
چون می‌خوام بدونم نقشه‌ی دومت برای وقتی که

42:22.999 --> 42:24.271
درخت از ریشه در نیاد و

42:24.273 --> 42:25.921
پنج شیش نفر اون پایین توی

42:25.923 --> 42:28.885
یه تله‌ی مرگ بدونِ هیچ راه فراری
گیر افتاده باشن چیـه؟

42:28.975 --> 42:30.226
نقشه‌ی دوم؟

42:30.228 --> 42:31.604
آره

42:34.522 --> 42:37.116
گفتی یه راه‌حل واسه
یه مشکل غیرممکن بهت تحویل بدم

42:37.118 --> 42:40.124
من هم دودستی تقدیمت کردم

42:40.126 --> 42:41.808
حالا بهم میگی یه نقشه‌ی دوم هم بگم؟

42:41.810 --> 42:43.263
درستـه -
…خیلی‌خب

42:43.265 --> 42:47.239
نه! بذار تا می‌تونم واست روشنش کنم

42:47.284 --> 42:49.942
من ملت رو دست‌خالی و به این امید که

42:49.953 --> 42:51.825
،درخت جادویی از ریشه در بیاد

42:51.827 --> 42:54.830
!نمی‌فرستم توی اون دالان‌ها

42:54.896 --> 42:57.567
!باغبونی که نشد نقشه

42:58.513 --> 43:00.161
!باغبونی؟ کون لقت

43:00.163 --> 43:02.216
!عالی شد! دیگه حرفی نمونده

43:06.396 --> 43:08.935
هی، یکم بهش وقت بده

43:10.846 --> 43:12.302
«باغبونی»

43:19.967 --> 43:21.093
بوید؟

43:21.333 --> 43:22.876
!آهای، بیا اینجا

43:27.484 --> 43:28.551
!کنی

43:29.495 --> 43:31.325
!کنی! نه

43:31.343 --> 43:33.278
!هی. نه، نه، نه، نه. هی

43:33.310 --> 43:34.529
حرف نزن، خب؟

43:35.278 --> 43:36.573
!دووم بیار، رفیق

43:36.575 --> 43:38.356
!کنی. هی، ببین

43:38.419 --> 43:39.724
من رو ببین

43:39.836 --> 43:41.849
!کنی! کنی

43:41.870 --> 43:42.996
!هی

43:43.194 --> 43:45.458
!گندش بزنن

44:19.686 --> 44:20.937
ابی؟

44:28.634 --> 44:29.732
!لعنتی

44:34.116 --> 44:35.725
!خدایا

44:35.863 --> 44:40.285
!از جونم چی می‌خوای؟

45:01.591 --> 45:03.134
اصلاً نمی‌دونم الان

45:03.136 --> 45:05.045
چرا اینجا وایسادم

45:06.842 --> 45:09.881
،همیشه اونی که باایمان بود تو بودی

45:09.883 --> 45:11.635
باهوشه تو بودی

45:14.718 --> 45:17.569
…این چیزها که دارم می‌بینم

45:18.710 --> 45:20.647
!یعنی واقعی‌ان؟

45:22.079 --> 45:23.872
…یعنی تمام این مدت

45:24.042 --> 45:25.809
اشتباه می‌کردم؟

45:29.183 --> 45:32.418
خب، انگار اینکه مغزم به خاطر
ال‌اس‌دی به فنا رفته باشه

45:32.689 --> 45:35.254
خیلی منطقی‌تر از

45:36.194 --> 45:37.691
تمام ایناست

45:41.486 --> 45:46.902
اونجایی که دیدم همه چی خیلی

45:46.904 --> 45:49.582
گل و بلبلـه

45:50.213 --> 45:51.949
…ویکتور

45:52.891 --> 45:55.191
کت‌شلوار می‌پوشه و کراوات می‌زنه

45:55.897 --> 46:00.363
تازه، نوه هم داریم

46:00.863 --> 46:02.918
چشماش به تو رفته

46:03.675 --> 46:05.285
…الوئیز هم

46:06.100 --> 46:07.101
…تو نمُـ

46:08.379 --> 46:09.762
سوار هواپیمایی

46:10.494 --> 46:13.207
…سوار هواپیمایی و

46:14.215 --> 46:16.217
،نمی‌دونم از کجا داری میای

46:16.378 --> 46:19.004
…ولی دفعه‌ی بعد می‌پرسم که

46:23.630 --> 46:27.861
یعنی اینقدر عقلم رو از دست دادم؟

46:28.564 --> 46:31.189
…تمام اون مدت

46:31.539 --> 46:32.744
…یا

46:34.425 --> 46:36.416
،این همه راه اومدم

46:37.481 --> 46:39.205
…تا بالاخره بتونم

46:41.828 --> 46:43.121
برم خونه؟

46:46.089 --> 46:47.806
…اگه واقعی باشه

46:48.736 --> 46:51.299
کمکم کن. کمکم کن

46:52.736 --> 46:54.322
تو رو خدا کمکم کن

46:55.377 --> 46:56.822
چی؟

47:04.861 --> 47:05.861
بابا

47:07.545 --> 47:08.838
داره جواب میده

47:08.931 --> 47:10.718
♪ Joni Mitchell - Blue ♪

47:10.791 --> 47:12.043
سلام، بابا

47:12.330 --> 47:14.874
این آهنگ موردعلاقه‌ات بود، یادتـه؟

47:15.121 --> 47:19.164
آره. چقدر می‌خندیدیم

47:22.107 --> 47:23.107
هنری؟

47:25.051 --> 47:28.149
.می‌خوام تمرکز کنی
.داری قوی‌تر میشی

47:28.224 --> 47:29.308
خیلی وقت بود که

47:29.310 --> 47:31.438
اینقدر به کرات به هوش نمیومدی

47:31.664 --> 47:33.226
،ولی اگه می‌خوای موندگار بشی

47:33.303 --> 47:35.109
باید یه کاری انجام بدی

47:35.246 --> 47:37.081
می‌خوای اینجا بمونی، هنری؟

47:37.562 --> 47:39.357
آره. آره

47:39.609 --> 47:41.203
آره، می‌خوام

47:42.574 --> 47:43.574
خوبـه

47:44.855 --> 47:47.648
پس، باید کاری که میگم رو
مو به مو انجام بدی

47:47.685 --> 47:48.750
خیلی‌خب

47:48.752 --> 47:51.296
ببین، مغز آدم همیشه جذبِ
چیزایی میشه که می‌شناسه

47:51.327 --> 47:53.724
تو هم اینقدر زمان زیادی توی
این توهم سِیر کردی که

47:53.726 --> 47:55.648
ذهنت باور کرده واقعیـه

47:55.806 --> 47:58.609
اینکه صرفاً به خودت بگی واقعی نیست کافی نیست

47:59.749 --> 48:02.500
،باید به زور هم که شده

48:02.551 --> 48:06.398
خودت رو از هر چیزی که به اون نسخه از
واقعیت زنجیرت کرده، جدا کنی

48:07.194 --> 48:08.404
چطوری؟

48:09.007 --> 48:11.014
باید زنجیر رو از بین ببری

48:14.528 --> 48:15.898
چی شد؟

48:16.225 --> 48:17.684
آنتنم رفت

48:17.767 --> 48:19.609
هنری؟ هنری

48:22.255 --> 48:23.592
چی؟

48:24.148 --> 48:25.358
!نه

48:26.516 --> 48:28.046
نه، تو رو خدا برگردید

48:28.048 --> 48:29.703
منظورت چی بود؟

48:29.705 --> 48:32.523
چطوری به زور خودم رو جدا کنم؟

48:32.675 --> 48:33.906
…چـ

48:34.687 --> 48:37.570
!میراندا، خواهش می‌کنم

48:37.632 --> 48:40.492
!کمکم کن برگردم

48:40.494 --> 48:42.039
خواهش می‌کنم؟

48:42.089 --> 48:43.515
!لطفاً

48:45.013 --> 48:47.117
چی؟ اینجا کجاست؟

49:06.477 --> 49:09.700
سرگیجه نداری؟

49:09.984 --> 49:10.984
نه

49:10.986 --> 49:12.568
تنگی نفس؟

49:12.570 --> 49:13.571
نه

49:13.588 --> 49:15.173
چشمات سیاهی نمیره؟

49:15.417 --> 49:16.584
نه چندان

49:16.597 --> 49:18.169
درد نداری؟

49:18.612 --> 49:21.029
به جز این ردها، حالم خوبـه

49:21.031 --> 49:23.700
…اون احساس سرمایی که گفتی

49:23.750 --> 49:25.001
دیگه نیست

49:27.373 --> 49:29.583
،اون حرفی که زدی

49:30.068 --> 49:33.003
،گفتی شاید بتونیم کنترلش کنیم

49:33.906 --> 49:35.745
به نظرت واقعاً ممکنـه؟

49:35.877 --> 49:37.839
گفتنش سختـه

49:38.565 --> 49:41.073
ولی حتماً یه فکری داشتی دیگه

49:43.502 --> 49:45.837
فکر کنم یه راه‌هایی هست که
می‌تونیم امتحان کنیم، آره

49:45.839 --> 49:47.066
میشه صحبت کنیم؟

49:47.889 --> 49:49.120
اونجا

49:56.090 --> 49:57.206
کافیـه

49:57.208 --> 49:58.628
خب؟ بسـه. شنیدی چی گفت

49:58.630 --> 50:00.394
خودش می‌خواد. می‌خواد تلاش کنه

50:00.396 --> 50:02.261
واقعاً می‌خوای بهش بگی که
…نمی‌تونه از

50:02.263 --> 50:06.167
فشار خونش پنج روی ۳ئـه

50:06.394 --> 50:07.448
چی؟

50:07.450 --> 50:11.808
ضربان قلبش ۱۹ در دقیقه‌ست

50:12.066 --> 50:13.269
امکان نداره

50:13.393 --> 50:14.686
می‌دونم. دوباره چک کردم

50:14.688 --> 50:15.761
،از نظر پزشکی

50:15.763 --> 50:17.691
فاطیما الان اصلاً نباید زنده باشه

50:29.146 --> 50:31.190
مامان، اجازه میدی که

50:31.192 --> 50:33.544
برم خونه‌ی اجتماعات به دانا سر بزنم؟

50:36.583 --> 50:37.989
فکر کنم خوشحال بشه

50:39.260 --> 50:40.958
برو. من هم بعداً میام

51:27.133 --> 51:28.270
الو؟

51:28.312 --> 51:30.818
مامان؟ منم، توماس

51:33.591 --> 51:35.468
چیزی نمیگی؟

51:40.298 --> 51:41.700
چی می‌خوای؟

51:42.754 --> 51:44.232
،بیا دم کاروان

51:44.524 --> 51:46.638
وگرنه یه بلایی سر جولی و ایتن میارم

51:59.997 --> 52:01.715
می‌دونی که جید هر چقدرم نقشه بکِشه

52:01.717 --> 52:03.271
باز هم تو راضی نمیشی دیگه، نه؟

52:03.273 --> 52:05.130
ببین، حوصله‌ی صحبت با
تو یکی رو ندارم

52:09.364 --> 52:10.406
…ببین

52:10.408 --> 52:13.327
!نه! خدایا، نه
شنیدی چی گفتم؟

52:13.692 --> 52:15.200
!خسته شدم دیگه، خب؟

52:15.202 --> 52:17.997
!اگه حرفی داری، بنال

52:18.140 --> 52:19.341
خیلی‌خب

52:21.755 --> 52:23.340
باید باهاش کنار بیای

52:23.427 --> 52:24.622
جان؟

52:24.624 --> 52:27.210
باید با این حقیقت که زنت رو کُشتی کنار بیای

52:27.629 --> 52:29.172
باید قبول کنی که اون کار رو کردی چون

52:29.174 --> 52:30.794
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی و

52:30.796 --> 52:33.583
هیچ جوره نمی‌تونستی نجاتش بدی

52:37.723 --> 52:40.036
این رو هم باید قبول کنی که

52:41.020 --> 52:42.644
،هر چقدر هم نقشه‌ات عالی باشه

52:42.646 --> 52:44.888
احتمالاً چند نفر توی اون دالان‌ها
جون‌شون رو از دست میدن

52:44.896 --> 52:46.716
نه بابا؟ -
آره -

52:47.792 --> 52:50.208
دوران صلح و صفا تموم شده، بوید

52:50.272 --> 52:53.708
مسئله محافظت از همه نیست

52:54.155 --> 52:56.786
خیال می‌کنی این شهر قبلاً مقاومت کرده؟

52:57.328 --> 52:59.950
نه، بوید. من رو ببین

53:01.433 --> 53:03.005
دیگه وقتشـه

53:03.938 --> 53:06.747
باید موضعِ خودت رو مشخص کنی

53:07.431 --> 53:09.224
،قرار نیست همه رو نجات بدی

53:09.226 --> 53:12.036
قراره تا می‌تونی آدمای بیشتری رو نجات بدی

53:13.016 --> 53:14.372
،به ابی که شلیک کردی

53:14.880 --> 53:16.685
الیس رو نجات دادی

53:17.320 --> 53:20.448
،وقتی بری توی دالان‌ها
،استخون‌ها رو جمع کنی، آره

53:21.325 --> 53:22.974
احتمالاً چند نفری می‌میرن ولی

53:23.117 --> 53:25.427
می‌تونی خیلیای دیگه رو نجات بدی

53:26.037 --> 53:29.505
،پس، خودت رو جمع و جور کن
تصمیمت رو بگیر و پاش وایسا

53:56.152 --> 53:57.364
کسی اینجاست؟

54:16.082 --> 54:17.340
ممنون که اومدی

54:19.560 --> 54:21.013
مطمئن نبودم بیای

54:22.644 --> 54:23.989
من رو می‌شناسی؟

54:28.764 --> 54:31.153
هنوز اون بخشش رو یادت نیومده

54:32.286 --> 54:33.552
…می‌دونی

54:33.554 --> 54:36.153
شوهرت همونجا که وایسادی جون داد

54:39.597 --> 54:41.021
جیم خیلی شجاع بود

54:43.139 --> 54:44.693
واقعاً ازش خوشم میومد

54:45.577 --> 54:47.623
یکی از دندون‌هاشو نگه داشتم، می‌دونستی؟

54:50.219 --> 54:51.982
گفتی بیام اینجا که من رو بکُشی؟

54:52.068 --> 54:53.263
بکُشمت؟

54:53.872 --> 54:55.294
معلومـه که نه

54:55.547 --> 54:57.903
من و تو ماجراها با هم داشتیم

54:59.982 --> 55:02.403
برام مثل دوستِ نداشته‌ام می‌مونی

55:03.647 --> 55:04.849
،تو و جید

55:05.746 --> 55:08.209
این بار خیلی خوب دارید پیش میرید

55:08.563 --> 55:10.064
اصلاً نمی‌خوام بکُشمت

55:11.837 --> 55:13.005
هنوز نه

55:16.357 --> 55:18.196
پس چرا گفتی بیام؟ -
گفتم بیای چون -

55:18.198 --> 55:19.529
قراره کاری بکنی که

55:19.531 --> 55:21.021
تابحال نکردی

55:21.800 --> 55:24.302
…این بازی رو زیاد انجام دادیم

55:25.429 --> 55:28.342
ولی فکر اینکه استخون‌ها رو
از زیر خاک بکِشید بیرون؟

55:30.366 --> 55:32.615
شاید بالاخره کلیدِ

55:33.396 --> 55:36.240
آزادیِ اون بچه‌ها و

55:36.451 --> 55:38.677
برگردوندنِ بچه‌هات به خونه رو پیدا کرده باشی

55:39.973 --> 55:41.141
…یا

55:41.974 --> 55:45.894
قراره بلایی به سر همه نازل کنی که

55:46.075 --> 55:48.927
حتی تصورش رو هم نمی‌تونی بکنی

55:56.183 --> 55:57.709
واقعاً خوشحال شدم

55:59.398 --> 56:01.273
خیلی دلم برات تنگ شده بود

56:04.340 --> 56:05.621
به زودی می‌بینمت

56:24.048 --> 56:25.048
خدای من

56:26.000 --> 56:46.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
