WEBVTT

00:00.500 --> 00:09.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:09.524 --> 00:16.524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:17.284 --> 00:19.286
‫آنچه گذشت...

00:20.367 --> 00:22.569
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:22.569 --> 00:25.211
‫کنی! بیا اینجا رو ببین!

00:25.211 --> 00:28.455
‫اونقدر غذا اینجا هست
‫که تمام مردم شهر رو سیر کنه!

00:28.775 --> 00:31.738
‫فکر می‌کنی اینجا نمی‌تونه
‫روحیه‌ت رو درهم بشکنه؟ خواهیم دید

00:32.178 --> 00:34.821
‫نه، نه! چه غلطی می‌کنی؟
‫نه، نه، نه، نه، نه!

00:34.821 --> 00:36.823
‫تو همراهش توی آغل بودی
‫پیش اون موجودات

00:37.304 --> 00:40.787
‫- چطوری هنوز زنده‌ای؟
‫- می‌خواستن تماشا کنم

00:40.787 --> 00:43.630
‫- کنی
‫- وایسا ببینم. مامانم کجاست؟

00:43.630 --> 00:46.032
‫- رفیق، متاسـ...
‫- نه! بس کن! فقط بس کن!

00:50.717 --> 00:52.759
‫- اطلاعات بیشتری لازم داریم
‫- آره

00:52.759 --> 00:54.321
‫فردا برای یه کاری
‫به کمکت احتیاج دارم

00:54.321 --> 00:56.162
‫چه کاری؟

00:56.162 --> 00:58.205
‫قراره یکی از اون عوضی‌ها رو گیر بندازیم

00:58.205 --> 00:59.926
‫قراره بچه‌دار بشی

00:59.926 --> 01:02.369
‫درحالیکه بهت گفتن هرگز باردار نمیشی

01:02.729 --> 01:03.890
‫با تمام چیزهایی که دیدی

01:03.890 --> 01:05.932
‫یه معجزه برات قابل هضم نیست؟

01:06.293 --> 01:08.054
‫بشدت سوءتغذیه داری

01:08.054 --> 01:10.257
‫فقط نیازه کاری کنیم
‫دوباره به غذا خوردن بیفتی

01:10.257 --> 01:11.538
‫اینا محصولاته؟

01:11.538 --> 01:13.340
‫آره. گفتیم شاید بهتر باشه
‫تبدیلشون کنیم به کود

01:13.340 --> 01:15.342
‫تا ببینیم می‌تونیم
‫اوضاع خاک رو بهتر کنیم یا نه

01:17.723 --> 01:19.203
‫جید؟

01:24.231 --> 01:26.032
‫آماده‌ای بهم بگی چت شده؟

01:26.032 --> 01:28.034
‫هنوز خودمم دارم سعی می‌کنم بفهمم

01:29.035 --> 01:31.158
‫اون دستبندی که برات ساختم یادته؟

01:31.158 --> 01:32.559
‫یعنی میگی یه دستبند مشابه همون دستبندی

01:32.559 --> 01:33.800
‫که درست کرده بودی پیدا کردی؟

01:33.800 --> 01:35.121
‫نه، نه، نه، نه، نه. مشابهش نیست

01:35.121 --> 01:37.484
‫- همین دستبنده‌ست
‫- غیرممکنه

01:38.245 --> 01:40.287
‫این درخت بطری‌هاست

01:40.287 --> 01:43.210
‫مادرم گفت این درخت
‫اونو می‌بره به برج

01:43.210 --> 01:44.691
‫پیش بچه‌ها

01:44.691 --> 01:49.376
‫میراندا کم‌کم یه چیزایی می‌دید
‫هرچی می‌دید رو نقاشی می‌کرد

01:49.376 --> 01:54.861
‫می‌گفت انگار انتخاب شده
‫که بچه‌ها رو آزاد کنه

01:54.861 --> 01:57.504
‫گمونم توام انتخاب شدی

01:58.305 --> 02:00.387
‫وقتی تامس مرد، تو و مامان از هم پاشیدین

02:00.387 --> 02:02.149
‫و هیچکس نبود حواسش به ایتن باشه

02:02.149 --> 02:04.391
‫ازت می‌خوام خودتو جمع و جور کنی

02:04.391 --> 02:05.991
‫باشه

02:09.556 --> 02:10.877
‫الو؟

02:10.877 --> 02:13.240
‫بابا؟ منم تامس

02:21.528 --> 02:23.530
‫بابایی، صدامو می‌شنوی؟

02:24.851 --> 02:26.853
‫تو پسرم نیستی

02:27.294 --> 02:29.296
‫چرا گذاشتی مامانی بره؟

02:30.617 --> 02:32.619
‫چرا می‌خواستی بمیره؟

02:32.979 --> 02:34.501
‫بس کن!

02:34.501 --> 02:36.543
‫بخاطر اینه که دیگه دوستش نداشتی؟

02:38.025 --> 02:39.706
‫چی می‌خوای؟

02:39.706 --> 02:42.949
‫می‌خوام کمک کنم
‫کمک لازم داری، بابایی

02:43.350 --> 02:45.192
‫اینقدر بهم نگو بابا

02:45.192 --> 02:46.513
‫باید حواست به

02:46.513 --> 02:47.954
‫جولی و ایتن باشه

02:47.954 --> 02:50.717
‫نباید بذاری اینقدر نزدیک به تاریک شدن هوا
‫بیرون از خونه بازی کنن

02:53.760 --> 02:56.521
‫بابایی، گوشی دستته؟

03:05.973 --> 03:07.975
‫ایتن!

03:11.618 --> 03:13.620
‫جولی!

03:16.103 --> 03:17.092
‫ایتن!

03:17.116 --> 03:18.105
‫جولی!

03:19.466 --> 03:21.468
‫ایتن!

03:22.589 --> 03:23.991
‫جولی!

03:23.991 --> 03:25.312
‫چیه؟

03:25.312 --> 03:27.914
‫- چیکار دارین می‌کنین؟
‫- به حیوونا غذا میدیم

03:28.475 --> 03:30.717
‫بیاین داخل!

03:30.717 --> 03:33.000
‫- ایتن!
‫- هنوز کارمون تموم نشده!

03:33.000 --> 03:34.681
‫هی، ایتن!
‫گفتم همین الان! بجنب!

03:34.681 --> 03:36.443
‫- جیم!
‫- ها؟

03:36.443 --> 03:37.684
‫حالت خوبه؟

03:37.684 --> 03:40.327
‫آره. دارم با بچه‌هام حرف می‌زنم

03:40.327 --> 03:42.329
‫بیا ایتن

03:42.329 --> 03:44.331
‫- بجنب. بجنب. بجنب
‫- داریم میایم

03:46.173 --> 03:48.175
‫- بزودی هوا تاریک میشه
‫- می‌دونم

03:51.498 --> 03:53.500
‫- حالشون خوبه؟
‫- آره

03:56.343 --> 03:58.543
‫شرمنده

04:00.147 --> 04:02.149
‫اوضاع داره بدتر میشه، مگه نه؟

04:06.994 --> 04:08.594
‫آره

06:22.070 --> 06:30.070
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

06:32.558 --> 06:34.158
‫چی بود...؟

06:38.265 --> 06:40.948
‫- مراقب باش. اینطوری دستت رو می‌بری
‫- آخ!

06:40.948 --> 06:42.950
‫دیدی گفتم

06:46.153 --> 06:49.116
‫تمام شب اون پایین بودی؟ باید بخوابی

06:55.042 --> 06:57.124
‫باید... باید جواب پیدا کنم

06:57.885 --> 06:59.807
‫حتماً یه چیزی توی اون زیرزمین هست

06:59.807 --> 07:01.929
‫توی اون نقاشی‌ها که متوجهش نمیشم

07:02.329 --> 07:05.452
‫این اطراف پانسمان دارم...

07:07.174 --> 07:09.697
‫ایناهاش. نه، باید...

07:09.697 --> 07:11.699
‫- میشه لطفاً کمکم کنی؟
‫- اوه، نه، نه. باشه حتماً

07:14.622 --> 07:20.347
‫خب، اون پسره که لباس سفید پوشیده

07:20.347 --> 07:24.592
‫یعنی میگی اون تو رو کشوند بالای فانوس دریایی

07:24.592 --> 07:28.435
‫- و بعد هلت داد بیرون؟
‫- نه، نه، نه، نه، نه. منو نکشوند اونجا

07:28.435 --> 07:31.479
‫خودم بخاطر... می‌دونی، بچه‌ها رفتم اونجا

07:32.239 --> 07:34.281
‫بچه‌هایی که توی برج حبس بودن

07:34.922 --> 07:36.924
‫آره. آخه می‌دونی...

07:37.605 --> 07:40.407
‫برجه درواقع فانوس دریایی بود

07:40.407 --> 07:43.451
‫و برای رسیدن بهش
‫باید از توی یه درخت می‌گذشتم

07:44.291 --> 07:46.013
‫ویکتور منو برد اونجا

07:46.013 --> 07:49.577
‫گفت مادرشم رفته بچه‌ها رو نجات بده

07:49.577 --> 07:52.660
‫شبی که... که...

07:52.660 --> 07:55.142
‫اشکال نداره. می‌تونی بگی

07:55.703 --> 07:58.826
‫خیلی خیلی وقت پیش پذیرفتم

07:58.826 --> 08:00.868
‫که زنم مرده

08:01.549 --> 08:03.551
‫فکر کردم همه‌شون مردن

08:03.911 --> 08:07.835
‫همین که ویکتور یه جایی اون بیرون زنده‌ست...

08:16.484 --> 08:18.486
‫صداشو می‌شنوی؟

08:18.926 --> 08:21.729
‫آها، بطری‌ها. معلومه که می‌شنوم

08:22.490 --> 08:25.933
‫از یه درخت توی حیاط پشتی آویزونن

08:26.934 --> 08:29.096
‫میراندا قدیما بهش می‌گفت "درخت بطری‌ها"

08:34.141 --> 08:38.025
‫یک، دو، سه

09:10.498 --> 09:12.700
‫اصلاً از کجا مطمئنی همچین کاری ممکنه؟

09:12.700 --> 09:16.904
‫آره خب. مطمئن نیستم
‫ولی سنگ‌های طلسم

09:16.904 --> 09:19.226
‫اجازه نمیدن این موجودات
‫وارد خونه‌ها بشن

09:19.226 --> 09:21.349
‫شاید بتونن جلوی خروجشون از جایی رو هم بگیرن

09:21.349 --> 09:22.830
‫ببین. درک می‌کنم، ولی قضیه

09:22.830 --> 09:25.433
‫گیر انداختن یه سگ ولگرد
‫یا گرگ صحرایی نیست، خب؟

09:25.433 --> 09:27.835
‫ما هیچی در مورد اون موجودات نمی‌دونیم

09:27.835 --> 09:29.837
‫آره. خب، شاید وقتشه بفهمیم

09:30.157 --> 09:32.560
‫دیگه نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم
‫و خطر نکنیم

09:33.401 --> 09:35.643
‫خطر نکنیم؟

09:35.643 --> 09:37.245
‫یه شب بیرون توی جنگل بودی

09:37.245 --> 09:38.886
‫و نزدیک بود بخاطرش بمیری

09:38.886 --> 09:41.329
‫و بعد نزدیک بود
‫همه رو به کشتن بده، ولی باشه "خطر نمی‌کنیم"

09:41.329 --> 09:43.331
‫جیم و کنی شب رو توی جنگل سپری کردن، درسته؟

09:43.331 --> 09:44.732
‫و با غذا برگشتن

09:44.732 --> 09:46.814
‫و حالا اونقدر غذا داریم
‫که دوباره همه رو سیر کنیم!

09:46.814 --> 09:48.296
‫منظورم اینه که

09:48.296 --> 09:51.098
‫اوضاع همیشه اونطور که می‌خوایم پیش نمیره

09:51.098 --> 09:53.100
‫ولی معنیش این نیست
‫که نمی‌تونیم خطر کنیم

09:54.061 --> 09:55.583
‫من باهاتم، خب؟

09:55.583 --> 09:57.585
‫من...

09:58.586 --> 10:00.868
‫قضیه‌ی کنی و بقیه چطور پیش رفت؟

10:00.868 --> 10:04.312
‫خوب بود. با چوب قرعه‌کشی کردیم
‫دیل حسابی داد و بیداد کرد

10:04.312 --> 10:06.314
‫و همه‌شون راه افتادن رفتن

10:06.674 --> 10:08.676
‫احتمالاً تا ناهار برسن اونجا

10:10.077 --> 10:12.079
‫و کنی چطور بنظر میومد؟

10:12.440 --> 10:14.442
‫در حدی که میشه انتظار داشت

10:15.323 --> 10:18.806
‫- کریستی هم همراهشونه
‫- خوبه. آره

10:22.810 --> 10:26.214
‫خیلی‌خب. قضیه چیه؟

10:32.460 --> 10:34.462
‫خیلی‌خب. اگر بهش نگی، من میگم

10:38.666 --> 10:40.668
‫می‌خوام یکی از اون موجودات رو گیر بندازم

10:42.150 --> 10:44.232
‫ببخشید، چی گفتی؟

10:44.232 --> 10:46.234
‫اون موجودات هر شب سر و کله‌شون پیدا میشه

10:46.234 --> 10:48.236
‫هر شب کوفتی

10:48.236 --> 10:50.558
‫و هنوزم نمی‌دونیم با چی طرفیم

10:51.319 --> 10:53.441
‫چی هستن، از کجا میان

10:54.202 --> 10:56.003
‫بوید، قبلاً هم این کارها رو کردیم

10:56.003 --> 10:59.006
‫- یکیشون رو گیر انداختی
‫- نه. یکیشون رو کشتم

10:59.006 --> 11:02.370
‫اون فرق می‌کنه
‫ باید در موردشون اطلاعات پیدا کنیم

11:03.411 --> 11:05.012
‫اینو می‌دونیم که حرف می‌زنن

11:05.012 --> 11:07.655
‫پس، یکیشون رو گیر می‌اندازیم
‫و مجبورش می‌کنیم به حرف بیاد

11:07.655 --> 11:09.137
‫عه، می‌خوای مجبورش کنی به حرف بیاد

11:09.137 --> 11:11.459
‫چطوری می‌خوای این‌کارو بکنی؟
‫می‌خوای شکنجه‌ش کنی؟

11:12.180 --> 11:16.424
‫از فاصله‌ی نزدیک با شات‌گان
‫به اون موجودات شلیک کردیم

11:16.424 --> 11:18.626
‫و فقط باعث شده لبخند بزنن!

11:18.626 --> 11:19.947
‫انسان نیستن

11:19.947 --> 11:22.070
‫خب، به گفته‌ی کریستی
‫یه زمانی انسان بودن!

11:22.070 --> 11:23.751
‫عه، و همچین چیزی
‫ از چه نظر بهت اطمینان خاطر میده؟

11:23.751 --> 11:25.353
‫- باید یه کاری بکنیم، خب؟
‫- بابا

11:25.353 --> 11:28.556
‫نمی‌تونیم... باید یه غلطی بکنیم

11:31.279 --> 11:35.203
‫- چطوری می‌خوای انجامش بدی؟
‫- دارم دنبال یه راهی می‌گردم

11:35.643 --> 11:38.486
‫عالیه. بیشتر بگرد

11:50.418 --> 11:52.340
‫ببین

11:52.340 --> 11:55.623
‫منم دلم برای تیان-چن تنگ شده
‫و باور کن

11:55.623 --> 11:58.546
‫اینطور نیست که دلم نخواد بریم اون بیرون

11:58.546 --> 12:00.148
‫و تلافیش رو سرشون دربیاریم

12:00.148 --> 12:02.230
‫ولی نمی‌خوام شاهد مرگت باشم

12:02.230 --> 12:05.233
‫اونم بخاطر یه نقشه‌ی نصفه و نیمه‌ی احمقانه

12:07.755 --> 12:10.118
‫و توام تشویقش نکن

12:12.640 --> 12:14.642
‫بچه‌ت تو راهه

12:15.683 --> 12:18.166
‫دیگه باید نگران چیزی جز خودت هم باشی

12:25.173 --> 12:27.175
‫- بابا...
‫- نه

12:29.257 --> 12:31.259
‫خیلی‌خب

12:33.781 --> 12:35.944
‫- بعداً باهات صحبت می‌کنم
‫- باشه. باشه

12:50.478 --> 12:52.080
‫این چیه؟

12:52.080 --> 12:54.162
‫خب، امروز صبح بقیه‌ی گوشت گاو رو تقسیم کردن

12:54.722 --> 12:56.724
‫اگر خواستی یه عالمه گوشت داریم

12:57.805 --> 12:59.888
‫فکر نکنم

12:59.888 --> 13:01.890
‫بچه‌ت اهل گوشت خوردن نیست، ها؟

13:02.770 --> 13:04.772
‫گمونم نیست

14:48.677 --> 14:50.118
‫چه وحشتناکه

14:50.118 --> 14:52.520
‫باورم نمیشه آدما واقعاً اینجا زندگی می‌کردن

14:53.121 --> 14:54.282
‫مطمئنی آدم بودن؟

14:54.282 --> 14:56.284
‫آخه اینجا رو ببین

14:56.725 --> 14:58.647
‫ببینین کجاها قرار گرفتن

14:58.647 --> 15:00.208
‫ممکنه همونطور که ما از سنگ‌ طلسم‌ها

15:00.208 --> 15:04.172
‫استفاده می‌کنیم، ازشون برای
‫دور کردن ارواح خبیث استفاده می‌کردن

15:04.172 --> 15:06.494
‫عه، خیالم خیلی راحت‌تر شد

15:08.136 --> 15:10.098
‫هر اتفاقی اینجا افتاده
‫مال خیلی وقت پیش بوده

15:10.098 --> 15:12.460
‫مردم شهر حسابی گرسنه‌ن

15:12.460 --> 15:14.943
‫خیلی‌خب، من و جیم قبل از رفتن

15:14.943 --> 15:17.185
‫تا جایی که می‌تونستیم چیدیم و جمع کردیم

15:17.185 --> 15:18.466
‫توی اون آلونکیه که اونجاست

15:18.466 --> 15:21.630
‫پس، دیل و جید و راجر

15:21.630 --> 15:23.071
‫شماها می‌تونین از اونجا شروع کنین

15:23.071 --> 15:25.274
‫بقیه‌مون میریم هرچی می‌تونیم جمع می‌کنیم

15:26.274 --> 15:28.557
‫- بریم! روز داره هدر میره
‫- عالیه

15:28.557 --> 15:30.158
‫- مراقب باش
‫- عالیه

15:30.158 --> 15:32.721
‫بیاین از کنار این برج جادویی ترسناک بگذریم

15:32.721 --> 15:34.723
‫و بریم یکم سبزیجات جمع کنیم

15:45.774 --> 15:48.296
‫با هرچی برامون مونده بود
‫بهترین چیزی که می‌تونستم رو درست کردم

15:50.579 --> 15:51.940
‫خبر خوب اینه که

15:51.940 --> 15:53.942
‫وقتی کنی و بقیه با غذاها برگشتن

15:54.422 --> 15:56.424
‫دیگه لازم نیست جیره‌بندی کنیم

15:56.865 --> 15:58.867
‫خیلی خوب میشه مگه نه؟

15:59.467 --> 16:01.469
‫آره گمونم

16:04.032 --> 16:06.795
‫ناهار درست کردم. می‌خوری؟

16:06.795 --> 16:08.917
‫- نه
‫- خیلی‌خب

16:12.481 --> 16:14.483
‫کی قراره خاکش کنه؟

16:15.403 --> 16:18.446
‫- چی؟
‫- کی قراره مامان رو خاک کنه؟

16:19.608 --> 16:21.610
‫از این حرفا نزن!

16:23.251 --> 16:25.253
‫ولی آخه...

16:26.014 --> 16:28.376
‫اگر جسدش اون بیرون افتاده باشه

16:28.376 --> 16:30.058
‫و حشرات و عنکبوت‌ها بیان سراغش چی؟

16:30.058 --> 16:33.261
‫جسدش همونجا میفته
‫تا اینکه شروع کنه به گندیدن؟

16:33.261 --> 16:35.464
‫ایتن

16:35.464 --> 16:37.586
‫ولی اگر یه روزی یکی پیداش کنه

16:37.586 --> 16:39.548
‫و ندونه کیه چون فقط استخون پیدا کرده چی؟

16:39.548 --> 16:41.510
‫بس کن!

16:41.510 --> 16:43.992
‫خدا لعنتت کنه! بس کن!

16:48.557 --> 16:49.798
‫معذرت می‌خوام...

16:49.798 --> 16:51.800
‫واقعاً می‌خوای پدر نمونه‌ی سال بشی، ها؟

17:19.868 --> 17:21.670
‫میراندا هنرمند بود

17:21.670 --> 17:25.113
‫همه‌جور آثار هنری سراسر شهر نصب می‌کرد

17:25.113 --> 17:27.275
‫این همیشه یکی از آثار موردعلاقه‌ش بود

17:27.275 --> 17:29.598
‫یعنی میگی توی شهری که ازش اومدی

17:29.598 --> 17:31.600
‫یه همچین چیزی وجود داره؟

17:31.960 --> 17:34.323
‫نه. فرق می‌کرد

17:35.644 --> 17:37.646
‫اینجا نیست

17:39.167 --> 17:40.969
‫دنبال چی می‌گردی؟

17:40.969 --> 17:44.573
‫درختی که ویکتور منو برد پیشش یجور...

17:44.893 --> 17:50.819
‫فضای خالی توش داشت، می‌دونی...
‫یه فضایی که می‌تونی بری توش

17:51.820 --> 17:54.983
‫و تو رو می‌بره یه جای دیگه

17:56.305 --> 18:00.188
‫پس، می‌رفتی توی درخت

18:00.188 --> 18:02.190
‫و تله‌پورتی چیزی می‌کردی؟

18:03.472 --> 18:05.514
‫مهم نیست. یه درخت بیشتر نیست

18:06.114 --> 18:09.518
‫خب، نمی‌دونم مهم هست یا نه
‫ولی این درخت اصلی نیست

18:11.039 --> 18:12.361
‫چی؟

18:12.361 --> 18:15.244
‫خب، همونطور که گفتم
‫همه‌جا آثار هنری نصب می‌کرد

18:15.244 --> 18:18.447
‫اینقدر این یکی رو دوست داشت
‫که یه نسخه دیگه ازش برای...

18:19.368 --> 18:20.969
‫حیاط درست کرد

18:20.969 --> 18:23.892
‫گفت می‌خواد نزدیکش باشه

18:24.773 --> 18:28.777
‫اصلیش چند شهر دورتر
‫توی یه پارکه

18:30.178 --> 18:31.780
‫درواقع...

18:31.780 --> 18:33.382
‫چی؟ درواقع چی؟

18:33.382 --> 18:37.546
‫خب، با همدیگه اونجا اسید خوردیم

18:38.587 --> 18:42.951
‫میشه گفت تمام این قضایا
‫از اون درخت شروع شد

18:43.992 --> 18:46.475
‫خدایا، چقدر تا اینجا فاصله داره؟

18:46.475 --> 18:47.796
‫سی چهل دقیقه

18:47.796 --> 18:49.238
‫خیلی‌خب. باید همین الان
‫منو ببری اونجا

18:49.238 --> 18:51.240
‫- باید یکم بخوابی
‫- نه، نه، نه، نه، نه

18:51.240 --> 18:52.961
‫باید همین الان
‫منو ببری اونجا، هنری!

18:52.961 --> 18:55.043
‫اگر دوباره سر از بیمارستان دربیاری

18:55.043 --> 18:56.245
‫به هیچکدوممون کمکی نکردی

18:56.245 --> 18:57.766
‫نمیرم بیمارستان

18:57.766 --> 19:00.169
‫فقط باید برم پیش اون درخته
‫لطفاً منو ببر اونجا! بجنب!

19:07.576 --> 19:08.697
‫خب، اینم بخشی از

19:08.697 --> 19:10.699
‫نقشه‌ی شرورانه‌ی توئه؟

19:16.185 --> 19:18.427
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی
‫یکی از اون موجودات رو گیر بندازی؟

19:18.427 --> 19:20.429
‫شاید

19:24.113 --> 19:27.556
‫بوید، چند وقته اینجایی؟
‫یک سال و نیم؟

19:29.558 --> 19:31.680
‫از خیلی جهات کارت خیلی خوب بوده، می‌دونی

19:32.361 --> 19:34.641
‫اکثر کسایی که
‫اگر نبودی می‌مردن رو زنده نگه داشتی

19:36.645 --> 19:38.647
‫البته بجز من

19:40.489 --> 19:42.491
‫پس چرا الان می‌خوای اوضاع رو عوض کنی؟

19:44.413 --> 19:45.734
‫یه نگاهی به اطرافت بنداز

19:45.734 --> 19:47.456
‫ببین این اواخر چه اتفاقاتی افتاده

19:47.456 --> 19:49.458
‫واقعاً می‌خوای همچین سوالی ازم بپرسی؟

19:53.102 --> 19:55.064
‫خب، حداقل یه نقشه‌ی
‫درست و حسابی داری، درسته؟

19:55.064 --> 19:57.266
‫یکی از اون موجودات رو می‌کشونی توی یه خونه

19:57.266 --> 19:59.228
‫یه سنگ طلسم می‌زنی بیرون در خونه

19:59.228 --> 20:00.909
‫توی خونه گیرش می‌اندازی

20:00.909 --> 20:02.511
‫فرداش، میری اونجا. میری داخل

20:02.511 --> 20:05.514
‫توی خونه می‌چرخی
‫توی تک تک اتاق‌ها دنبالش می‌گردی

20:05.514 --> 20:07.156
‫تا اینکه از یه جایی بپره بیرون

20:07.156 --> 20:08.997
‫و تکه‌پاره‌ت کنه

20:08.997 --> 20:10.879
‫آره، حالا می‌بینم چرا
‫ارتش اونقدر بهت اعتماد داشت

20:10.879 --> 20:12.881
‫که می‌ذاشت نقشه بریزی

20:15.284 --> 20:17.286
‫متوجه نیستی، مگه نه؟

20:17.686 --> 20:18.847
‫بوید، حتی متوجه

20:18.847 --> 20:20.369
‫چیز به این واضحی هم نیستی

20:20.369 --> 20:21.770
‫متوجه چی؟

20:21.770 --> 20:23.892
‫اون موجودات گفتن می‌خوان
‫روحیه‌ت رو درهم بشکنن

20:23.892 --> 20:25.894
‫و این یعنی می‌خواستن تغییرت بدن

20:27.416 --> 20:29.698
‫تا اینجا که خوب پیش رفتن
‫چون اون بویدی که من می‌شناختم

20:29.698 --> 20:31.460
‫هرگز کاری به این احمقانگی نمی‌کرد

20:31.460 --> 20:33.540
‫آره خب، بویدی که می‌شناختی
‫تو رو به کشتن داد

20:35.024 --> 20:37.306
‫شاید بهتر باشه هرازگاهی یه سر

20:37.306 --> 20:40.029
‫- از اون صلیبت بیای پایین، می‌دونی؟
‫- می‌دونی چیه؟ گور بابات

20:40.029 --> 20:42.111
‫بخاطر این مردم
‫چون داشتم سعی می‌کردم به بقیه کمک کنم

20:42.791 --> 20:44.353
‫تیان-چن بخاطر این مرد

20:44.353 --> 20:46.035
‫چون می‌خواست به بقیه کمک کنه

20:46.035 --> 20:47.737
‫اصلاً می‌دونی چقدر متکبرانه‌ست

20:47.737 --> 20:50.799
‫که با گفتن اینکه بخاطر تو بوده
‫ارزش فداکاریش رو اینقدر پایین بیاری؟

20:51.840 --> 20:53.682
‫ولی اثر هنری قشنگت رو دوست دارم

20:53.682 --> 20:55.684
‫قشنگه

20:56.165 --> 20:58.167
‫تخته‌ی خاطراته

20:59.568 --> 21:03.412
‫قبرستون هیچ علامتی
‫و سنگ قبری نداره، فقط جسد داره

21:03.412 --> 21:05.734
‫احتمالاً این اطراف همه‌جا جسد خاک شده

21:06.655 --> 21:08.657
‫باید اسم‌هاشون رو یه جایی ثبت کنیم

21:09.378 --> 21:12.461
‫اسم تو، اسم تیان-چن

21:14.543 --> 21:16.745
‫می‌دونی، وقتی دارم کارهای فیزیکی انجام میدم
‫ذهنم بهتر کار می‌کنه

21:16.745 --> 21:18.747
‫پس دست از سرم بردار، ها؟

21:28.771 --> 21:35.771
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:53.142 --> 21:55.584
‫- سلام
‫- سلام

21:57.947 --> 21:59.949
‫چیزی لازم داری؟

22:00.870 --> 22:02.872
‫آره

22:04.753 --> 22:06.755
‫می‌خوای بیای داخل؟

22:14.363 --> 22:18.888
‫- خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- این دیگه چیه؟

22:22.091 --> 22:24.093
‫برادرم برام ساخته بود

22:24.613 --> 22:26.735
‫فکر نکنم بتونم دوباره درستش کنم

22:26.735 --> 22:29.538
‫ولی می‌خوام سعیمو بکنم

22:32.421 --> 22:34.423
‫روتختی داری؟

22:35.264 --> 22:37.346
‫آره، طبقه‌ی بالا چند تایی دارم. چرا؟

22:38.868 --> 22:40.870
‫باید یه قلعه بسازیم

22:41.951 --> 22:43.953
‫بعد یه داستان تعریف می‌کنم

22:49.919 --> 22:52.281
‫منم تیلی

22:53.402 --> 22:55.404
‫می‌تونم بیام داخل؟

22:56.926 --> 22:59.769
‫الان حالم چندان خوب نیست

23:04.613 --> 23:06.615
‫قدیما پوسته‌ی تخم‌مرغ لیس می‌زدم

23:09.739 --> 23:11.380
‫وقتی با بچه‌ی اولم حامله بودم

23:11.380 --> 23:14.063
‫داخل پوسته‌ی تخم‌مرغ‌ها رو لیس می‌زدم

23:14.784 --> 23:18.467
‫آره. تحمل دیدن یا بوی

23:18.467 --> 23:20.870
‫غذاهای موردعلاقه‌م رو نداشتم

23:20.870 --> 23:21.951
‫ولی اگر یه تخم‌مرغ می‌شکستی

23:21.951 --> 23:23.953
‫و پوستش رو روی پیشخون ول می‌کردی؟

23:24.313 --> 23:27.236
‫حتی وقتی شوهرم حواسش نبود

23:27.236 --> 23:29.238
‫یواشکی از آشغالا درشون میاوردم

23:31.881 --> 23:34.123
‫حدوداً توی...

23:34.123 --> 23:38.007
‫سه‌ ماهه‌ی دوم حاملگیم شروع شد

23:38.327 --> 23:39.608
‫سه هفته طول کشید

23:39.608 --> 23:43.372
‫و بعد به همون اسرارآمیزی
‫که شروع شده بود، تموم شد

23:45.254 --> 23:48.858
‫قضیه هرچی که هست
‫قول میدم می‌گذره

23:53.983 --> 23:55.985
‫آره، شاید

24:05.795 --> 24:08.517
‫چیزی نیست. چیزی نیست

24:09.398 --> 24:11.400
‫نمی‌تونم...

24:12.081 --> 24:14.363
‫نمی‌تونم با کسی صحبت کنم

24:16.525 --> 24:18.808
‫خودت می‌دونی اینجا چیکار می‌کنن

24:18.808 --> 24:20.808
‫می‌ترسم که نکنه فکر کنن...

24:24.213 --> 24:26.974
‫و الیس، خیلی...

24:29.939 --> 24:35.144
‫دوباره شاد شده، واقعاً خوشحاله

24:35.585 --> 24:39.869
‫و داره... داره حسابی تلاش می‌کنه

24:39.869 --> 24:42.191
‫خیلی تلاش می‌کنه بهم امید بده

24:43.072 --> 24:46.035
‫و نمی‌تونم...

24:47.436 --> 24:49.438
‫نمی‌تونی چی؟

24:51.320 --> 24:54.524
‫نمی‌تونم بهش بگم چقدر می‌ترسم

24:57.366 --> 25:00.570
‫اگر بچه مشکلی داشته باشه چی؟

25:00.570 --> 25:02.572
‫اگر...

25:02.932 --> 25:06.375
‫هرکس اولین بار حامله میشه
‫همچین احساساتی پیدا می‌کنه

25:07.777 --> 25:09.779
‫من قرار نبوده مامان بشم

25:10.940 --> 25:13.302
‫قرار نبوده هیچوقت مامان بشم! آماده...

25:14.383 --> 25:17.186
‫قرار نبوده هیچوقت بتونم حامله بشم

25:18.067 --> 25:23.392
‫ولی، به هر طریقی، اینجا...

25:25.034 --> 25:27.194
‫فقط می‌خوام بدونم
‫مشکلی برای بچه پیش میاد یا نه

25:31.601 --> 25:33.883
‫خب، پس بیا بریم بفهمیم

25:42.532 --> 25:44.534
‫قفل نیست

25:47.657 --> 25:50.339
‫خیلی‌خب

26:00.470 --> 26:02.552
‫گاهی اوقات اینطوری میشه

26:02.552 --> 26:05.074
‫سال‌هاست نوار توش گیر کرده

26:05.795 --> 26:08.077
‫"آبی" آهنگ موردعلاقه‌ی میراندا بود

26:11.881 --> 26:14.644
‫تابیتا؟ حالت خوبه؟

26:14.644 --> 26:17.567
‫آره. آخه... آخه آهنگ
‫موردعلاقه‌ی من و شوهرمه

26:19.208 --> 26:20.910
‫چه دنیای کوچیکی

26:33.222 --> 26:35.224
‫دارم بهتون میگم، تقلب کردن

26:35.985 --> 26:37.867
‫دانا می‌تونست دقیقاً کی قراره

26:37.867 --> 26:39.869
‫چوب‌های کوتاه رو بکشه بیرون

26:42.752 --> 26:44.994
‫اگر بهمون کمک کنی نمی‌میریا

26:44.994 --> 26:46.836
‫مرتیکه

26:46.836 --> 26:48.558
‫این اواخر بدجوری قاطی کرده

26:48.558 --> 26:51.040
‫آره مشخصه
‫اومده ولی هیچ غلطی نمی‌کنه

26:52.602 --> 26:54.444
‫اگر می‌خواین پچ‌پچ کنین

26:54.444 --> 26:56.446
‫سعی کنین واقعاً پچ‌پچ کنیین

26:58.368 --> 27:01.491
‫ببین، اینجا همه داره بهشون سخت می‌گذره

27:01.491 --> 27:03.613
‫فقط تو نیستی
‫همه‌مون اینجا گیر افتادیم

27:03.973 --> 27:05.415
‫و مثل کله‌گنده‌ها واسه خودت می‌چرخی

27:05.415 --> 27:07.377
‫و فکر می‌کنی از همه باهوش‌تری

27:07.377 --> 27:09.899
‫چون قدیما یه شرکت مسخره داشتی

27:09.899 --> 27:12.662
‫اوه، چقدر غم‌انگیزه که اینجا گیر افتادی

27:12.662 --> 27:16.145
‫- درحالیکه بقیه‌مون...
‫- ای بابا، میشه خفه‌خون بگیری؟

27:16.906 --> 27:19.269
‫روحتم خبر نداره چه سختی‌هایی اینجا کشیدم

27:19.269 --> 27:21.511
‫روحتم خبر نداره چیا دیدم!

27:23.273 --> 27:25.515
‫خیلی‌خب، بیاین همگی...

27:26.596 --> 27:28.638
‫کجا داری میری؟

27:28.638 --> 27:30.640
‫به تو هیچ ربطی نداره لعنتی!

27:31.681 --> 27:34.284
‫عوضی. مرتیکه‌ی پفیوز

27:37.126 --> 27:41.571
‫به تو هیچ ربطی نداره، دیل

28:48.598 --> 28:53.043
‫ولم کن! ولم کن... ولم کن لعنتی!

28:53.443 --> 28:56.886
‫چه مرگته تو؟

29:00.450 --> 29:02.732
‫تف توی این وضع!

29:08.498 --> 29:11.421
‫فکر کنم این یکی پر شده

29:14.304 --> 29:16.106
‫آره باید مطمئن بشیم

29:16.106 --> 29:19.029
‫این دفعه‌ی اولی که برمی‌گردیم
‫تا جای ممکن غذا ببریم

29:20.270 --> 29:22.272
‫کنی؟

29:24.114 --> 29:26.116
‫- کنی، منو نگاه کن
‫- چیه؟

29:26.876 --> 29:29.079
‫ببین، حتی نمی‌تونم تصور کنم

29:29.079 --> 29:30.480
‫الان داری چی می‌کشی

29:30.480 --> 29:33.523
‫و نمی‌خوام تظاهر کنم
‫می‌دونم باید چه کلماتی بگم

29:33.523 --> 29:35.525
‫- که یهویی حالت...
‫- کیفت کجاست؟

29:35.966 --> 29:38.008
‫- چی؟
‫- کیفت

29:38.808 --> 29:40.330
‫همونی که باید توش محصولات می‌ذاشتی

29:40.330 --> 29:42.292
‫پر شده؟

29:42.292 --> 29:44.374
‫برای همین اومدی اینجا؟
‫که پرستاربازی دربیاری؟

29:44.374 --> 29:47.417
‫- نه کنی، چون بهت اهمیت میدم اومدم
‫- خب، عالیه

29:47.417 --> 29:49.019
‫نظرت چیه در حین انجام کارت
‫بهم اهمیت بدی؟

29:49.019 --> 29:51.061
‫چون دو ساعت برامون مونده

29:51.061 --> 29:53.103
‫- و اگر تا جای ممکن غذا برنگردونیم...
‫- نمی‌تونی همینطوری ول کنی بری

29:53.103 --> 29:54.584
‫می‌تونم هر غلطی خواستم بکنم

29:54.584 --> 29:55.865
‫و الان، می‌خوام برم

29:55.865 --> 29:59.029
‫- هی! چی شده؟
‫- دارم برمی‌گردم شهر

29:59.029 --> 30:02.112
‫ولی آخه، جید، عمراً نمی‌تونی
‫قبل از تاریک شدن هوا برگردی

30:02.112 --> 30:03.633
‫خب، اینجا که عمراً نمی‌مونم!

30:03.633 --> 30:05.515
‫بیاین همه یه نفس عمیق بکشیم، باشه؟

30:05.515 --> 30:08.398
‫من با مسخره‌بازی
‫"بیاین با چوب قرعه‌کشی کنیم"

30:08.398 --> 30:11.041
‫"و ببینیم کی بره دنبال غذا"
‫راه اومدم

30:11.041 --> 30:12.562
‫- اومدم کمک کنم!
‫- باشه

30:12.562 --> 30:15.285
‫- از اینجا خوشم نمیاد
‫- آخه کدوم خری از جایی خوشش میاد؟

30:15.285 --> 30:17.367
‫- ناسلامتی یه جنگل پر از کابوسه!
‫- نه، اینجا فرق می‌کنه

30:17.367 --> 30:18.528
‫این یکی فرق... ببین

30:18.528 --> 30:20.650
‫می‌خوام کمک کنم. جدی میگم، خب؟
‫می‌خوام کمک کنم

30:20.650 --> 30:23.053
‫ولی... ولی توی شهر
‫بیشتر می‌تونم مفید واقع بشم

30:23.053 --> 30:24.214
‫هی، هی، هی، هی!

30:24.214 --> 30:25.535
‫نمی‌تونی برسی شهر، خب؟

30:25.535 --> 30:27.057
‫حتی شاید نتونی
‫به آلونک سنگ طلسم‌ها هم برسی

30:27.057 --> 30:29.779
‫- پس یه نفس عمیق بکش، باشه؟
‫- اگر بدوم می‌رسم

30:29.779 --> 30:34.224
‫بس کن دیگه. خیلی‌خب؟ بس کن، بس کن
‫اینجا سرپناه داریم

30:34.224 --> 30:35.946
‫اینجا... اینجا سنگ طلسم داریم

30:35.946 --> 30:37.387
‫و به این غذاها نیاز داریم

30:37.387 --> 30:39.910
‫جید، اگر دست خالی برگردیم شهر

30:39.910 --> 30:41.912
‫مردم از گرسنگی می‌میرن

30:42.552 --> 30:44.394
‫موفق باشین

30:44.394 --> 30:45.836
‫جید!

30:45.836 --> 30:47.077
‫درست میگه. اگر با سرعت بره
‫احتمالاً می‌تونه

30:47.077 --> 30:48.558
‫قبل از غروب آفتاب
‫به آلونک سنگ‌ طلسم‌ها برسه

30:48.558 --> 30:50.360
‫- جید! جید، وایسا!
‫- کریستی!

30:50.360 --> 30:52.923
‫- داری اشتباهی میری!
‫- جید!

30:54.484 --> 30:56.366
‫کریستی!

30:56.366 --> 30:58.048
‫جید، یه لحظه وایسا!

30:58.048 --> 30:59.529
‫اصلاً نمی‌دونی کجا داری میری!

30:59.529 --> 31:01.211
‫میشه یه ثانیه وایسی

31:01.211 --> 31:02.853
‫- و به کاری که داری می‌کنی فکر کنی؟
‫- اوه، باور کن

31:02.853 --> 31:05.135
‫این مدت فقط داشتم
‫به کارام فکر می‌کردم!

31:05.135 --> 31:06.496
‫نباید این بیرون باشم!

31:06.496 --> 31:08.498
‫باید توی کافه باشم
‫و سعی کنم بفهمم چطوری...

31:08.939 --> 31:11.101
‫لعنتی!

31:11.101 --> 31:13.623
‫- کریستی! کریستی!
‫- پام!

31:13.623 --> 31:16.306
‫هی، لعنتی ولش... ولش... ولش کن!

31:16.306 --> 31:17.387
‫چه غلطی کردی؟ چی شد؟

31:17.387 --> 31:18.508
‫تقصیر اون نبود!

31:18.508 --> 31:20.070
‫فقط این کوفتی رو باز کنین

31:20.070 --> 31:21.751
‫چیه؟

31:21.751 --> 31:23.553
‫باید یه اهرم برای باز شدن داشته باشه

31:23.553 --> 31:26.116
‫- نمی‌دونم
‫- آره

31:27.037 --> 31:29.477
‫- این لعنتی رو باز کنین
‫- باشه، باشه، باشه، باشه، باشه

31:31.521 --> 31:33.723
‫حالت خوبه. نفس بکش

31:33.723 --> 31:35.485
‫- این دیگه چه وضعشه؟
‫- خیلی‌خب. پیداش کردم

31:35.485 --> 31:38.208
‫هی

31:38.568 --> 31:41.609
‫اوه، گندش بزنن

31:54.985 --> 31:57.347
‫- این چطوره؟
‫- بنظر من که خوبه

31:57.788 --> 31:59.589
‫نظرت چیه اینا رو ببری پشت

31:59.589 --> 32:01.712
‫- و تمیزشون کنی؟
‫- باشه

32:04.715 --> 32:07.237
‫- سلام آقا کوچولو
‫- سلام کلانتر

32:07.838 --> 32:09.800
‫شماها دارین چیکار می‌کنین؟

32:09.800 --> 32:12.242
‫داریم همه‌چیز رو
‫همونطور که تیان-چن می‌خواست

32:12.242 --> 32:14.244
‫تمیز می‌کنیم و می‌ذاریم سر جاش

32:15.485 --> 32:17.487
‫عه، عجب. واقعاً...

32:19.770 --> 32:21.772
‫مطمئنم از این‌ کارتون قدردانه

32:22.733 --> 32:24.735
‫امیدوارم

32:28.859 --> 32:30.781
‫اومدم یکی از اون قابلمه‌های گنده رو ببرم

32:30.781 --> 32:32.262
‫تا برای "خونه‌ی مستعمره" سوپ درست کنم

32:32.262 --> 32:35.465
‫و... وقتی رسیدم اینجا
‫دیدم داره تمیزکاری می‌کنه

32:36.707 --> 32:38.108
‫بچه‌ی بیچاره

32:38.108 --> 32:40.590
‫قبل از اینم بقدر کافی سختی کشیده بود

32:42.432 --> 32:45.355
‫تو چی؟ تو چطوری؟

32:46.116 --> 32:49.239
‫بجز تلاش برای هضم تمام اتفاقاتی...

32:49.239 --> 32:51.241
‫که این اواخر افتاده...

32:51.241 --> 32:54.444
‫از جمله اینکه چطوری
‫یه لالایی که مادربزرگم برام می‌خوند...

32:54.444 --> 32:56.446
‫به طریقی...

32:56.967 --> 32:59.650
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم حالم چطوره

32:59.650 --> 33:01.892
‫اگر بخوام صادقانه بگم

33:01.892 --> 33:05.576
‫- تو می‌دونی؟
‫- این مدت خیلی سخت بوده

33:06.817 --> 33:08.819
‫همیشه اوضاع همینطوره؟

33:09.139 --> 33:11.061
‫بدتر هم میشه؟

33:11.061 --> 33:13.063
‫خب، اگر بخوام صادقانه بگم

33:13.063 --> 33:14.825
‫نمی‌دونم

33:14.825 --> 33:18.749
‫ولی... ولی اینو می‌دونم
‫که اینجا هر سنگی هم

33:18.749 --> 33:21.832
‫جلوی پامون بندازه
‫بالاخره برنده میشیم، خب؟

33:22.873 --> 33:24.555
‫هر اتفاقی هم اینجا بیفته

33:24.555 --> 33:26.717
‫یه راهی برای برگشتن به خونه پیدا می‌کنیم

33:27.477 --> 33:29.479
‫اگر راهی نبود چی؟

33:30.080 --> 33:32.242
‫خب، معلومه که هست

33:32.242 --> 33:34.244
‫اینجا که یه راهی هست، درسته؟

33:34.244 --> 33:36.647
‫اگر اینجا یه راهی هست
‫پس یه راهی برای برگشتن به خونه هم هست

33:36.647 --> 33:39.610
‫تو که نمی‌دونی. فقط امیدواری راهی باشه

33:40.290 --> 33:42.412
‫تیان-چن فکر می‌کرد
‫قراره برگرده خونه

33:42.412 --> 33:43.654
‫و مادرمم همینطور

33:43.654 --> 33:47.578
‫هی، از مادرت قطع امید نمی‌کنیم، باشه؟

33:48.619 --> 33:50.621
‫شاید بهتره قطع امید کنین

33:55.083 --> 33:56.583
‫آره

34:02.232 --> 34:06.036
‫شرمنده. شرمنده. اوه، گندش بزنن

34:06.036 --> 34:08.679
‫این تله حتماً ده سالی میشه که اینجا بوده

34:08.679 --> 34:10.360
‫و خوب شد ده ساله اینجاست

34:10.360 --> 34:11.760
‫چون این همه زنگ‌زدگی و آت و آشغال
‫احتمالاً پات رو نجات دادن

34:11.784 --> 34:13.884
‫- چقدر من خوش‌شانسم
‫- بذار ببینم می‌تونم اینو بکنم توش

34:13.884 --> 34:15.526
‫- خیلی‌خب، تو برو عقب. برو عقب
‫- دارم سعی می‌کنم کمک کنم

34:15.526 --> 34:16.967
‫بقدر کافی کمک کردی! بدش به من

34:16.967 --> 34:18.489
‫می‌خوای برگردی شهر، برو!
‫گمشو برو

34:18.489 --> 34:20.491
‫کنی، باید قبل از غروب آفتاب

34:20.491 --> 34:21.932
‫پاش رو از توی این دربیاریم!

34:21.932 --> 34:24.975
‫- خدایی، جید؟ ممنون! برو گمشو دیگه!
‫- بس کنین!

34:25.456 --> 34:27.538
‫این تقصیر هیچکس نیست
‫پس این مزخرفات رو بذارین کنار

34:27.538 --> 34:28.939
‫و بیاین یه راهی براش پیدا کنیم!

34:28.939 --> 34:30.661
‫نظرتون چیه زنجیر رو بشکنیم؟

34:30.661 --> 34:32.102
‫حداقل اینطوری می‌تونیم ببریمش داخل

34:32.102 --> 34:34.705
‫- با چی بشکنیمش؟
‫- نمی‌دونم، باهوش‌خان

34:34.705 --> 34:36.707
‫خیر سرت نابغه تویی

34:36.707 --> 34:40.471
‫معذرت می‌خوام. شرمنده

34:42.072 --> 34:44.835
‫شرمنده

34:44.835 --> 34:46.076
‫تف توش!

34:46.076 --> 34:47.478
‫یه چیزی لازم داریم

34:47.478 --> 34:49.760
‫که اهرم بهتری باشه، خب؟ یه...

34:52.363 --> 34:55.165
‫- تو، همراهم بیا
‫- چی؟

34:56.046 --> 34:58.607
‫فقط تا برنگشتیم کاری نکنین!

35:03.013 --> 35:07.057
‫می‌دونم یه جایی همین جاها هستن

35:07.057 --> 35:10.741
‫بیچاره نیرویی براش نمونده

35:10.741 --> 35:13.223
‫خوشحالم بالاخره تونست بگیره بخوابه

35:15.586 --> 35:17.828
‫عه. اینجان

35:25.556 --> 35:27.037
‫همون چیزین که فکر می‌کنم؟

35:27.037 --> 35:29.279
‫اگر فکر می‌کنی ورق‌های تاروت هستن، آره

35:29.279 --> 35:30.801
‫جدی که نمیگی؟

35:30.801 --> 35:33.804
‫اوه! می‌خوای بدونی بچه‌ت سالمه یا نه؟

35:33.804 --> 35:35.886
‫اینا بهمون میگن

35:39.209 --> 35:42.092
‫- فکر احمقانه‌ای بود
‫- هی! کجا داری میری؟

35:43.213 --> 35:45.055
‫کجا دارم میرم؟

35:45.055 --> 35:48.699
‫باهات دردودل کردم. بهت اعتماد کردم...

35:50.781 --> 35:51.902
‫می‌دونی چیه؟

35:51.902 --> 35:53.624
‫این ادا اطوارهای "تیلی" خل و چل
‫ و عجیب غریب که درمیاری

35:53.624 --> 35:57.027
‫اکثر مواقع اشکال نداره
‫ ولی چطور جرات می‌کنی؟

35:57.027 --> 36:01.752
‫وایسا ببینم، همچین دیدی نسبت به من داری؟

36:01.752 --> 36:04.114
‫که "تیلی" خل و چل و عجیب غریب

36:04.114 --> 36:06.036
‫حاضره در مورد چیزی که اینقدر برات مهمه

36:06.036 --> 36:09.960
‫مسخره‌بازی دربیاره؟
‫همچین دیدی نسبت به من داری؟

36:10.561 --> 36:12.243
‫نمی‌دونم

36:12.243 --> 36:15.806
‫هیچی در موردت نمی‌دونم
‫ببین، فقط...

36:15.806 --> 36:19.970
‫خب پس، باور نداری؟ هیچ اشکالی نداره

36:20.331 --> 36:23.013
‫ولی قبل از اینکه
‫اون درخت رو توی جاده ببینی

36:23.013 --> 36:25.896
‫شرط می‌بندم به نصف چیزایی
‫که شبانه‌روزی اینجا می‌بینیم هم

36:25.896 --> 36:28.219
‫باور نداشتی، داشتی؟

36:29.180 --> 36:32.424
‫این چیزا توی یه مقطع حساس

36:32.424 --> 36:35.426
‫نقش خیلی مهمی توی زندگیم ایفا کردن

36:36.827 --> 36:38.829
‫فقط می‌خوام باهات به اشتراک بذارمشون

36:43.554 --> 36:46.036
‫یه دختری به اسم "گرتی"

36:46.036 --> 36:48.038
‫این ورق‌ها رو بهم داد

36:48.959 --> 36:51.840
‫توی همون مرکز مراقبت تسکینی
‫که شوهرم توش بود بستری بود

36:53.644 --> 36:57.448
‫بعد از فوت شوهرم فالم رو گرفت

36:57.448 --> 36:59.170
‫لطفاً بُر بزن

36:59.170 --> 37:02.613
‫اون زمان فکر می‌کردم مسخره‌ست

37:02.613 --> 37:07.298
‫ولی حالا متوجه شدم که اون ورق‌ها...

37:08.419 --> 37:11.982
‫در مورد سرطانم بهم گفتن
‫در مورد اینجا بهم گفتن

37:12.423 --> 37:14.265
‫شاید نه بطور واضح و مستقیم

37:14.265 --> 37:18.989
‫ولی اگر می‌دونستم چطوری بفهممشون
‫تمام نشونه‌ها رو بهم دادن

37:20.711 --> 37:23.194
‫لطفاً؟ ممنون

37:23.194 --> 37:25.996
‫بلدی چطوری بخونیشون؟

37:26.517 --> 37:29.600
‫آره، از قبل خیلی بهتر بلدم

37:36.807 --> 37:39.063
‫ازشون یه سوال بپرس

37:39.087 --> 37:41.972
‫تا ببینیم چه جوابی میدن

37:42.333 --> 37:43.734
‫بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته

37:43.734 --> 37:46.097
‫اینه که وقتی کارمون تموم شد
‫یکم احساس مسخره بودن می‌کنی

37:52.703 --> 37:54.705
‫بچه‌م حالش خوبه؟

37:56.267 --> 37:58.347
‫ببینیم ورق‌ها چی میگن

38:01.072 --> 38:05.316
‫این دیگه چی بود؟

38:25.977 --> 38:28.779
‫این فکر خیلی بدیه

38:29.100 --> 38:30.341
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای اونقدر قوی نیست

38:30.341 --> 38:32.063
‫که بتونه تله رو باز کنه

38:32.063 --> 38:33.544
‫واقعاً می‌خوای

38:33.544 --> 38:37.188
‫برج باستانی وحشت‌ها رو تکه‌پاره کنی؟

38:37.188 --> 38:39.190
‫مطمئنم هرکی درستش کرده ناراحت نمیشه

38:39.870 --> 38:43.754
‫اوه، یا خدا! لعنتی!

38:47.238 --> 38:48.679
‫کدوم گورین؟

38:48.679 --> 38:50.681
‫- کنی، گوش کن چی میگم
‫- بله؟

38:51.122 --> 38:54.325
‫- اگر خوب پیش نرفت...
‫- هی، هی، بس کن، بس کن. خوب میشی، باشه؟

38:54.325 --> 38:56.567
‫- خیلی‌خب، کن... کنی!
‫- هنوزم یه عالمه تا غروب مونده

38:56.567 --> 38:58.329
‫بسه، باشه؟

38:58.329 --> 39:00.091
‫از این تله درت میاریم

39:00.091 --> 39:02.493
‫- و حالت خوب میشه، باشه؟
‫- بوید بهم گفت مادرت چی گفته

39:04.255 --> 39:06.978
‫هر اتفاقی هم اینجا بیفته، تنها نیستی

39:06.978 --> 39:08.980
‫می‌فهمی چی میگم؟

39:09.540 --> 39:11.542
‫هیچوقت تنها نیستی، باشه؟

39:12.383 --> 39:14.385
‫- چیزیت نمیشه
‫- می‌دونم

39:15.266 --> 39:17.268
‫فقط بگو شنیدی چی گفتم

39:18.589 --> 39:20.952
‫- بگو که متوجه شدی
‫- باشه، باشه، شنیدم چی گفتی

39:20.952 --> 39:24.395
‫متوجهم که...
‫کجا بودین؟ بجنبین دیگه!

39:24.395 --> 39:26.077
‫رفته بودم یه اهرم بیارم!
‫خیلی‌خب، شروع کنیم

39:26.077 --> 39:27.318
‫- برو پشت سرش
‫- باشه، باشه

39:27.318 --> 39:29.240
‫برو اون سمت

39:29.240 --> 39:31.402
‫خیلی‌خب، به محض اینکه باز شد
‫بکشش بیرون، باشه؟

39:31.402 --> 39:33.484
‫- آماده‌ای؟ خیلی‌خب، بزن بریم
‫- باشه. خیلی‌خب

39:33.484 --> 39:36.167
‫بکش!

39:36.727 --> 39:39.170
‫- یا خدا!
‫- تو فقط بکش! تو فقط بکش!

39:39.170 --> 39:40.770
‫گندش بزنن

39:42.213 --> 39:43.935
‫- چیه؟ حالت خوبه؟
‫- قو... قو... قو... قو... قوزک پام

39:43.935 --> 39:45.776
‫- از جا دررفته. باید بندازیمش سر جاش
‫- چی؟ چی... چی؟

39:45.776 --> 39:47.778
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

39:47.778 --> 39:50.541
‫پام رو بگیر، کنی
‫دیل، ازت می‌خوام بیای پشت سر من

39:50.541 --> 39:52.143
‫جید، ازت می‌خوام اون یکی پام رو بگیری

39:52.143 --> 39:54.185
‫- باشه، باشه، باشه، باشه. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب

39:54.185 --> 39:57.028
‫کنی، یه دستت رو بالای... بالای پام نگه دار

39:57.028 --> 39:59.550
‫و اون یکی رو بذار... زیر قوزک پام

39:59.550 --> 40:03.754
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. خب؟ خیلی‌خب

40:18.209 --> 40:21.612
‫جید! هی!

40:21.612 --> 40:23.735
‫- تمرکز کن، باشه؟
‫- باشه

40:23.735 --> 40:25.857
‫خیلی‌خب. حواست با منه؟

40:25.857 --> 40:27.939
‫- آره
‫- آره. خیلی‌خب

40:27.939 --> 40:33.064
‫یک، دو، سه!

40:33.064 --> 40:36.267
‫خوبی؟ حالت خوبه؟

40:36.267 --> 40:38.189
‫- خوبی؟ آره؟
‫- لعنتی

40:38.189 --> 40:40.231
‫- خدایا
‫- حالت خوبه؟

40:40.231 --> 40:42.994
‫خیلی‌خب، بیاین...
‫بیاین برش گردونیم توی اردوگاه

40:42.994 --> 40:44.756
‫- بزودی هوا تاریک میشه
‫- باشه، باشه، باشه

40:44.756 --> 40:46.918
‫خیلی‌خب. بزن بریم. آماده‌این؟

40:46.918 --> 40:50.201
‫- تف توش! آخ، لعنتی!
‫- بریم اون سمت. برید، برید، برید

40:50.561 --> 40:53.084
‫- مراقب جلوی پات باشه
‫- بزن بریم

41:29.080 --> 41:32.003
‫هی

41:32.483 --> 41:34.485
‫کسی نیست منم

41:35.486 --> 41:37.488
‫توام...

41:37.929 --> 41:40.371
‫چی شده؟

41:41.252 --> 41:43.254
‫هیچی. فکر کردم...

41:44.015 --> 41:46.017
‫- هی، حالت خوبه؟
‫- آره

41:46.497 --> 41:48.499
‫اون روز که حیوون‌ها اومدن بیرون...

41:51.102 --> 41:53.104
‫چی می‌خوای لعنتی؟

41:53.504 --> 41:55.506
‫ها؟

41:56.147 --> 41:58.149
‫با خودم گفتم...

41:59.030 --> 42:01.112
‫شاید بهتر باشه امشب عوض کنیم

42:01.112 --> 42:05.116
‫- چیو عوض کنیم؟
‫- جامون رو. تو برو کلانتری

42:05.116 --> 42:07.358
‫- من توی اتوبوس می‌مونم
‫- چرا؟

42:08.119 --> 42:09.601
‫چون می‌خوام وقتی دوستامون

42:09.601 --> 42:11.523
‫امشب از جنگل دراومدن ببینمشون

42:11.523 --> 42:13.525
‫ببینم چیکار می‌کنن

42:15.727 --> 42:17.729
‫- می‌خوای نگاه کنی، ها؟
‫- آره

42:18.610 --> 42:20.652
‫چرا؟

42:20.652 --> 42:22.333
‫خب...

42:22.333 --> 42:23.855
‫بنظرم وقتشه

42:23.855 --> 42:25.857
‫اوضاع رو یکم عوض کنیم

42:31.623 --> 42:33.625
‫حالت خوبه؟

42:34.425 --> 42:36.427
‫آره، فقط... بخاطر ماشین یکم حالت تهوع گرفتم

42:36.427 --> 42:38.469
‫همین

42:38.469 --> 42:41.953
‫- چقدر دیگه مونده؟
‫- خب، یکم جلوتره

42:42.273 --> 42:45.477
‫باید یکم بیسکوییت توی داشبورد باشه

42:45.477 --> 42:48.439
‫- شاید معده‌ت رو آروم کنه
‫- باشه

43:07.258 --> 43:09.260
‫اینو از کجا آوردی؟

43:10.622 --> 43:13.705
‫میراندا اینو برام درست کرد، پس...

43:17.228 --> 43:21.312
‫- چی شده؟
‫- خیلی احمقم

43:23.755 --> 43:26.037
‫خیلی احمقم. خیلی احمقم
‫خیلی... خیلی احمقم

43:26.037 --> 43:28.760
‫ این... این نمی‌تونه واقعی باشه
‫ نمی‌تونه واقعی باشه

43:32.924 --> 43:34.926
‫من...

43:35.527 --> 43:37.328
‫من... من... من از یه درخت جادویی گذشتم

43:37.328 --> 43:38.490
‫و سر از یه فانوس دریایی درآوردم

43:38.490 --> 43:39.971
‫عین قصه‌های پریان

43:39.971 --> 43:44.255
‫یهویی توی بیمارستانی بیدار شدم
‫که از قضا اینجا بود

43:44.816 --> 43:49.821
‫از قضا تو اینجا بودی
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

43:50.141 --> 43:51.783
‫نه، نه

43:51.783 --> 43:54.185
‫نه، ولی این... این اشتباه تو بود

43:54.946 --> 43:57.469
‫- اینجا دیگه زیاده‌روی کردی
‫- متوجه نمیشم

43:57.469 --> 43:58.750
‫این... این چه ربطی به...

43:58.750 --> 44:01.633
‫اینو مدت‌ها پیش برای شوهرم درست کردم

44:01.633 --> 44:04.155
‫و شوهرم گمش کرد. و بعد اینو توی...

44:05.997 --> 44:08.760
‫- رستوران پیدا کردم
‫- خیلی‌خب

44:13.084 --> 44:16.288
‫واقعاً توی کمدن ایالت مین نیستیم، مگه نه؟

44:16.808 --> 44:18.610
‫چی؟

44:18.610 --> 44:20.612
‫بازم همینجاست که داره...

44:21.773 --> 44:23.775
‫شکنجه‌م می‌کنه
‫مجازاتم می‌کنه، مگه نه؟

44:23.775 --> 44:25.817
‫چی داری میگی واسه خودت؟

44:26.538 --> 44:28.700
‫- زود باش بزن کنار!
‫- چی؟ کجا...؟

44:28.700 --> 44:30.502
‫لطفاً زود باش بزن کنار!

44:30.502 --> 44:32.544
‫خیلی‌خب، باشه، باشه
‫دارم می‌زنم کنار

44:36.708 --> 44:38.630
‫متوجه نمیشم
‫ببین، من... من... من...

44:38.630 --> 44:41.433
‫اگر از ماشین پیاده بشم چی میشه؟

44:41.433 --> 44:44.636
‫- از ماشین پیاده...؟
‫- حاضر نشم این بازی رو ادامه بدم چی میشه؟

44:44.636 --> 44:46.558
‫بازم... بازم سر از بیمارستان درمیارم؟

44:46.558 --> 44:47.879
‫همه‌چی از اول شروع میشه؟

44:47.879 --> 44:50.402
‫ببین، نمی‌دونم... نمی‌دونم قضیه چیه

44:50.402 --> 44:52.444
‫ولی... ولی... ولی پارک، درخته

44:52.444 --> 44:53.525
‫ آخر همین خیابونه!

44:53.525 --> 44:55.006
‫- نه، نه، نه، نه، نه
‫- خواهش می‌کنم!

44:55.006 --> 44:57.649
‫- نه، نه، نه، نه
‫- حق نداری اینطوری بکنی

44:57.649 --> 44:59.731
‫حق نداری یهویی بیای دم در خونه‌م

44:59.731 --> 45:03.495
‫اون حرفا رو بهم بزنی
‫بهم بگی پسرم زنده‌ست

45:03.495 --> 45:06.097
‫- نه، نه، نه
‫- پسرم، که یه جایی اون بیرونه...

45:06.097 --> 45:09.180
‫- نه!
‫- و یهویی تصمیم بگیری که می‌خوای بیخیال بشی

45:09.180 --> 45:10.702
‫- نمی‌تونم
‫- نه، نه

45:10.702 --> 45:12.544
‫- نه، نه!
‫- ولم کن!

45:12.544 --> 45:14.144
‫میریم اونجا!

45:25.157 --> 45:27.319
‫من کجام؟

45:27.319 --> 45:29.321
‫- بلند نشو. حالت خوبه
‫- جیم؟

45:30.362 --> 45:33.044
‫حالت خوبه. تصادف کردی

45:33.405 --> 45:35.407
‫یا خدا

45:37.048 --> 45:40.332
‫خب، پس خانمی که ظرف غذا داشته تویی

45:40.332 --> 45:42.894
‫همم. چی؟

45:42.894 --> 45:44.896
‫توی گزارش بیمارستانت نوشته بود

45:45.577 --> 45:48.380
‫یا خدا. حالش خوبه؟

45:48.380 --> 45:50.382
‫یه‌خرده ضربه خورده
‫ولی زیر نظر داریمش

45:51.583 --> 45:53.905
‫- خیلی‌خب
‫- کارکنان بیمارستان نگرانت بودن

45:53.905 --> 45:55.867
‫از اون روز که فرار کردی
‫خودروهای گشتی‌ پلیس

45:55.867 --> 45:57.229
‫داشتن دنبالت می‌گشتن

45:57.229 --> 45:58.870
‫- ولی حالت خوب میشه
‫- نه، نه، نه

45:58.870 --> 46:00.752
‫نمی... نمی.. نمی‌خوام برم بیمارستان...

46:00.752 --> 46:02.874
‫- تکون نخور، دراز بکش
‫- خانم

46:02.874 --> 46:04.876
‫- لطفاً، حالم خوبه
‫- خانم، خواهش می‌کنم

46:04.876 --> 46:06.878
‫فقط... فقط وایسین و بذارین پیاده شم

46:07.999 --> 46:09.481
‫هی، همه‌چی مرتبه؟

46:09.481 --> 46:11.483
‫یه درخت وسط جاده افتاده

46:16.328 --> 46:19.411
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

46:19.411 --> 46:22.174
‫نه، نه، نه. خدای من

46:35.540 --> 46:55.540
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
