WEBVTT

00:17.044 --> 00:18.926
‫« آنچه گذشت »

00:18.926 --> 00:20.926
‫معذرت می‌خوام. این تنها راهه

00:23.571 --> 00:26.454
‫- من کجام؟
‫- توی کمدن ایالت مین هستی

00:26.454 --> 00:29.377
‫برو پی کارت! مگه کری؟ گفتم برو...

00:30.178 --> 00:33.341
‫- اینو از کجا آوردی؟
‫- تو پدر ویکتوری

00:33.341 --> 00:35.944
‫- میرم دنبال زنم بگردم
‫- یکی باید حواسش باشه

00:35.944 --> 00:37.186
‫جیم صحیح و سالم برمی‌گرده

00:37.186 --> 00:38.827
‫من می‌دونم چه حسی داره
‫که یکی از والدینت رو اینجا از دست بدی

00:38.827 --> 00:40.349
‫و حاضر نیستم شاهد این باشم که جولی و ایتن

00:40.349 --> 00:42.150
‫هردو والدینشون رو توی یک هفته از دست میدن

00:42.150 --> 00:43.152
‫ای‌کاش می‌موندی

00:43.152 --> 00:44.176
‫مامان...

00:44.176 --> 00:45.676
‫قول بده مراقب باشی

00:46.836 --> 00:49.159
‫- اینا دیگه چین؟
‫- بنظر خیلی محکم میان

00:49.159 --> 00:51.161
‫می‌تونیم صبح از اینجا شروع کنیم

00:51.842 --> 00:53.604
‫- یه لحظه وایسا
‫- بجنب دیگه!

00:53.604 --> 00:55.606
‫این مدت معده‌م خیلی بهم ریخته

00:55.606 --> 00:57.648
‫الان جز این حیوونا
‫غذای دیگه‌ای نداریم

00:57.648 --> 00:58.658
‫منابع غذایی‌مون هستن

00:58.658 --> 01:01.412
‫باید کاری کنیم منابع‌مون
‫تا جای ممکن برامون باقی بمونه

01:03.254 --> 01:05.256
‫گاوهای لامصب راه افتادن توی خیابون!

01:06.257 --> 01:08.780
‫اون حیوون‌های کوچیک‌تر رو ببر توی آغل!

01:08.780 --> 01:11.543
‫- آلما بیرونه!
‫- نه! برو! ایتن، فرار کن!

01:12.184 --> 01:13.784
‫- جولی!
‫- برو!

01:15.227 --> 01:16.827
‫هیس...

01:18.471 --> 01:20.153
‫- بیا بریم!
‫- زود باش!

01:20.153 --> 01:22.153
‫- نه، نه، نه! تو برگرد!
‫- با همدیگه میریم!

01:25.038 --> 01:27.481
‫- نه!
‫- بوید! بوید!

01:27.481 --> 01:29.483
‫فکر می‌کنی اینجا
‫نمی‌تونه روحیه‌ت رو درهم بشکنه؟

01:29.483 --> 01:31.084
‫خواهیم دید

01:31.084 --> 01:32.806
‫نکن... چه غلطی می‌کنی؟

01:32.806 --> 01:34.128
‫نه، نه، نه، نه!

01:34.128 --> 01:36.250
‫نه، نه، نه، نه! می‌دونم، می‌دونم!

01:36.250 --> 01:39.115
‫می‌دونم، می‌دونم!
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم!

01:39.915 --> 01:50.915
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:50.939 --> 01:57.939
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:01.358 --> 02:03.360
‫نرو

02:06.243 --> 02:07.843
‫یکی باید بره ببینه چه خبره

02:23.021 --> 02:25.344
‫خدایا. یا خدا، نه

02:26.785 --> 02:30.629
‫بوید؟ بوید! هی، هی، هی! هی!

02:32.351 --> 02:34.474
‫کلید

02:34.474 --> 02:38.678
‫هی، هی، هی، بوید!

02:39.039 --> 02:41.041
‫کلید کجاست؟

02:42.122 --> 02:44.364
‫توی جیبمه

02:44.364 --> 02:46.124
‫گذاشتنش توی جیبم

03:00.382 --> 03:06.268
‫متاسفم! واقعاً متاسفم!
‫واقعاً متاسفم!

03:14.237 --> 03:17.000
‫واقعاً متاسفم!

03:18.282 --> 03:23.607
‫لطفاً...

03:25.569 --> 03:27.572
‫کنی!

03:29.854 --> 03:30.927
‫نه

03:30.927 --> 03:31.976
‫نه

03:31.976 --> 03:33.979
‫زود باش بیا اینجا!

03:48.434 --> 03:49.956
‫اینو ببین!

03:49.956 --> 03:51.958
‫داره دور تا دور رشد می‌کنه!

03:55.002 --> 03:58.085
‫اونقدر غذا اینجا هست
‫که غذای تمام مردم شهر رو تامین کنه

04:01.329 --> 04:05.213
‫ببین!

06:23.244 --> 06:25.246
‫چی شد؟

06:28.369 --> 06:30.291
‫اوه، نه. چیزی نیست

06:30.291 --> 06:34.456
‫روی... روی ایوون جلوی خونه‌م بیهوش شدی

06:36.218 --> 06:40.182
‫- شاید... شاید بهتر باشه...
‫- بهتره بشینی

06:40.182 --> 06:44.347
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫متاسفم. متاسفم

06:44.347 --> 06:46.389
‫با ظرف غذایی اومدی اینجا

06:46.389 --> 06:51.314
‫که بچه‌م مدت‌ها پیش...

06:52.756 --> 06:55.399
‫باهاش از اینجا رفته بود

06:55.399 --> 07:00.244
‫پس، باید بهم بگی چطوری پیداش کردی

07:01.125 --> 07:03.127
‫و باید همین الان بهم بگی

07:04.168 --> 07:06.170
‫باشه

07:07.011 --> 07:09.254
‫باشه. خیلی‌خب...

07:12.577 --> 07:14.580
‫اسم من "تابیتا متیوز"ـه

07:15.661 --> 07:17.823
‫من و خانواده‌م عازم سفر شدیم

07:17.823 --> 07:19.305
‫که بریم کلرادو دیدن فامیل‌مون

07:19.305 --> 07:22.428
‫و مجبور شدیم از آزادراه خارج بشیم

07:23.469 --> 07:25.391
‫یه درخت گنده وسط جاده افتاده بود

07:25.391 --> 07:28.515
‫برای همین با خودمون گفتیم دورش بزنیم

07:30.597 --> 07:32.679
‫ولی هیچوقت نتونستیم
‫دوباره جاده رو پیدا کنیم

07:33.720 --> 07:37.405
‫همینطوری رفتیم و... به یه شهری رسیدیم...

07:37.405 --> 07:41.089
‫به یه جایی
‫که نمی‌تونستیم ازش خارج بشیم

07:42.971 --> 07:44.492
‫ولی مردمی اونجا زندگی می‌کردن

07:44.492 --> 07:46.655
‫و تعدادیشون مدت‌ها اونجا بودن

07:46.655 --> 07:48.657
‫- نمی‌دونم چه مدت...
‫- نه، نه، نه

07:49.298 --> 07:51.220
‫ظرف غذا رو از کجا آوردی؟

07:51.220 --> 07:53.943
‫خب، دارم سعی می‌کنم
‫همینو بهت بگم

07:53.943 --> 07:56.225
‫جایی که ازش سر درآوردیم

07:56.225 --> 07:58.908
‫کسایی اونجان که سال‌ها اونجا بودن، در حد...

07:58.908 --> 08:01.471
‫ظرف غذا رو از کجا آوردی؟

08:01.471 --> 08:03.073
‫- خودش بهم داد!
‫- کی؟

08:03.073 --> 08:05.956
‫پسرت. ویکتور
‫خودش بهم داد

08:07.758 --> 08:09.960
‫آها...

08:09.960 --> 08:11.962
‫خودش بهت داد

08:12.483 --> 08:14.485
‫- آره
‫- کی؟

08:15.326 --> 08:19.370
‫- سه، چهار... چهار روز پیش
‫- همم

08:19.370 --> 08:21.933
‫ویکتور زنده‌ست
‫شهری که داشتم در موردش بهت می‌گفتم

08:21.933 --> 08:23.775
‫تمام این سال‌ها اونجا گیر افتاده بوده!

08:23.775 --> 08:26.178
‫خیلی‌خب، باشه
‫اگر به من نمیگی

08:26.178 --> 08:27.699
‫شاید جلوی پلیس به حرف بیای

08:27.699 --> 08:29.702
‫نه، آقا! لطفاً، لطفاً

08:30.062 --> 08:33.666
‫نباید بهشون زنگ بزنی
‫نمی‌تونم بهشون بگم کی هستم

08:34.227 --> 08:36.349
‫اگر سعی کنم این چیزا رو براشون توضیح بدم

08:36.349 --> 08:38.071
‫شبیه دیوونه‌ها بنظر میام!

08:38.071 --> 08:40.073
‫وقتی ازم پرسیدن خانواده‌م کجاست...

08:41.074 --> 08:43.797
‫چی بهشون بگم؟ نمی‌دونم کجان!

08:44.358 --> 08:45.719
‫خواهش می‌کنم، آقا
‫باید حرفمو باور کنی

08:45.719 --> 08:47.121
‫لطفاً به پلیس زنگ نزن

08:47.121 --> 08:49.643
‫خب، تابیتا، حدوداً 20 دقیقه‌ی پیش

08:49.643 --> 08:53.167
‫به پلیس زنگ زدم
‫احتمالاً بزودی می‌رسن

08:53.167 --> 08:57.011
‫پس، با همدیگه همینجا می‌شینیم

08:57.652 --> 08:59.654
‫تا برسن

09:04.540 --> 09:06.542
‫می‌دونم چطور می‌تونم اثبات کنم دروغ نمیگم

09:12.909 --> 09:15.912
‫نه. حق نداری بیای اینجا، فهمیدی؟

09:16.633 --> 09:18.595
‫شاید بوید با کارهایی که کردی
‫مشکلی نداشته باشه

09:18.595 --> 09:20.918
‫- ولی اگر خیال کردی...
‫- تیان-چن مرده

09:25.843 --> 09:27.845
‫چی؟

09:28.165 --> 09:30.288
‫دیشب یه اتفاقی افتاد

09:30.288 --> 09:33.131
‫حیوونا اومدن توی خیابونا

09:34.012 --> 09:36.014
‫و تیان-چن...

09:37.696 --> 09:39.738
‫من...

09:39.738 --> 09:41.060
‫با خودم گفتم دلت می‌خواد خبردار بشی

09:41.060 --> 09:43.422
‫و مطمئن نبودم کسی...

09:46.706 --> 09:48.708
‫متاسفم

09:55.475 --> 09:58.318
‫کریستی؟ کی بود؟

10:02.643 --> 10:06.007
‫عزیزم

10:06.327 --> 10:08.329
‫هی، چی شده؟

10:10.532 --> 10:12.534
‫چیه؟

10:13.055 --> 10:15.938
‫مامان کنی مرده

10:17.900 --> 10:19.902
‫چی؟

11:04.751 --> 11:06.753
‫ببرش اونجا

11:10.517 --> 11:12.519
‫خیلی‌خب

11:23.772 --> 11:26.503
‫خیلی‌خب

11:26.527 --> 11:29.258
‫خیلی‌خب

11:29.979 --> 11:31.288
‫خیلی‌خب

11:31.312 --> 11:32.621
‫خیلی‌خب

12:05.978 --> 12:10.623
‫آره. همینجا. خیلی‌خب

12:19.713 --> 12:24.158
‫باید... باید مطمئن...

12:25.479 --> 12:26.640
‫باید مطمئن بشیم

12:26.640 --> 12:29.243
‫کنار شوهرش خاک میشه

12:30.525 --> 12:32.527
‫دلش همینو می‌خواست

12:32.887 --> 12:34.889
‫دلش...

12:35.370 --> 12:37.372
‫خیلی‌خب

12:37.773 --> 12:39.214
‫- آره
‫- بوید...

12:39.214 --> 12:41.216
‫بله؟

12:42.698 --> 12:45.421
‫تو باهاش توی آغل بودی
‫همراه اون موجودات

12:45.421 --> 12:47.423
‫آره

12:47.904 --> 12:49.906
‫چطوری هنوز زنده‌ای؟

12:53.750 --> 12:55.752
‫می‌خواستن تماشا کنم

12:56.633 --> 12:59.676
‫می‌خواستن... آره

13:18.857 --> 13:20.860
‫نه! ولم کنین!

13:25.583 --> 13:26.583
‫بوید!

13:28.828 --> 13:30.628
‫بوید!

13:50.372 --> 13:52.374
‫بوید!

13:53.175 --> 13:55.177
‫بوید!

13:55.578 --> 13:58.341
‫حقیقت داره؟

14:00.102 --> 14:02.105
‫تف توش

14:04.708 --> 14:08.111
‫می‌خوام برم ببینمش

14:09.353 --> 14:11.195
‫فکر... فکر نکنم
‫الان فکر خوبی باشه

14:11.195 --> 14:12.596
‫باشه؟

14:12.596 --> 14:16.440
‫خوب میشه، مگه نه؟
‫کریستی دوا درمونش می‌کنه

14:17.842 --> 14:19.484
‫ایتن...

14:19.484 --> 14:21.486
‫باید پتوش رو براش ببریم

14:22.647 --> 14:24.890
‫وقتی پتوش رو ببینه
‫احساس راحتی بیشتری می‌کنه

14:24.890 --> 14:26.772
‫- هی، هی...
‫- می‌خوام برم دیدنش!

14:26.772 --> 14:28.774
‫چیزی نیست

14:29.735 --> 14:31.897
‫بهش بگو باید بریم دیدن تیان-چن!

14:31.897 --> 14:33.899
‫که باید کمک کنیم!

14:35.501 --> 14:40.226
‫- ممنون میشم بیای کمکم کنی
‫- نه، باید برم

14:40.226 --> 14:43.270
‫- باید... باید بری؟
‫- آره، باید برم

14:43.270 --> 14:45.312
‫- هی، با تواما!
‫- باید برم

14:45.312 --> 14:46.753
‫وایسا، چیکار داری می‌کنی؟

14:46.753 --> 14:48.555
‫- دیگه نمی‌تونم اینجا بمونم
‫- چرا؟

14:48.555 --> 14:50.237
‫- به دلایلی
‫- باید بهش کمک کنیم!

14:50.237 --> 14:54.121
‫نمی‌تونیم بهش کمک کنیم! مرده!
‫مرده، ایتن!

14:54.121 --> 14:55.801
‫اینجا مردم می‌میرن!

14:57.205 --> 14:59.447
‫بهت که گفتم! الکی نیست!

14:59.447 --> 15:01.329
‫بهت گفتم اینجا اتفاقات بدی میفته!

15:01.329 --> 15:03.332
‫به من چه که گوش نمیدی!

15:03.892 --> 15:07.336
‫باید برم

15:13.783 --> 15:15.785
‫چیزی نیست

15:16.386 --> 15:17.907
‫خب، آدمای دیگه‌ای هم هستن

15:17.907 --> 15:19.229
‫که می‌تونی دنبالشون بگردی

15:19.229 --> 15:21.912
‫بوید استیونز
‫خانواده‌ش ناپدید شدن

15:21.912 --> 15:25.676
‫دانا... دانا...

15:26.597 --> 15:28.799
‫خیلی‌خب...

15:28.799 --> 15:31.402
‫لیو! لیو! تیان-چن و کنی لیو!

15:31.402 --> 15:33.404
‫خانواده‌ی... خانواده‌ی اونا هم اونجان

15:34.726 --> 15:36.328
‫داری دروغ میگی

15:36.328 --> 15:37.889
‫نمی‌دونم چطوری داری این‌کارو می‌کنی

15:37.889 --> 15:39.771
‫- ولی داری دروغ میگی
‫- نه، نه، نه، نه، نه

15:39.771 --> 15:43.455
‫بخدا دروغ نمیگم
‫به جون بچه‌هام دروغ نمیگم

15:43.455 --> 15:45.658
‫خانواده‌م اونجا گیر افتاده
‫و ویکتورم اونجا گیر افتاده!

15:45.658 --> 15:48.060
‫پس تو چطوری اومدی اینجا؟ ها؟

15:49.061 --> 15:50.543
‫می‌خوای باور کنم

15:50.543 --> 15:53.586
‫از قضا تو تنها کسی بودی

15:53.586 --> 15:56.389
‫که یجورایی تونسته
‫از اون جای وحشتناک فرار کنه؟

15:56.389 --> 15:58.872
‫ببین، منم نمی‌فهمم چطوری
‫ولی آره، آره!

15:59.513 --> 16:02.516
‫- و ویکتور بهم کمک کرد
‫- نه، شروع نکن...

16:02.516 --> 16:04.518
‫لطفاً

16:05.359 --> 16:07.482
‫ویکتور مرد خوبیه

16:07.482 --> 16:10.725
‫مهربون و نازنینه، و پسرم دوستش داره

16:11.966 --> 16:15.811
‫و دخترم... جون دخترمو نجات داد

16:19.775 --> 16:21.857
‫فکر کردم اگر منم جون بچه‌هایی که

16:21.857 --> 16:23.859
‫توی برج گیر افتادن رو نجات بدم، اونوقت...

16:24.180 --> 16:25.661
‫بتونم یجورایی از بلایی

16:25.661 --> 16:26.903
‫که داشت سرش میومد نجاتش بدم...

16:26.903 --> 16:29.185
‫وایسا ببینم، وایسا ببینم! چی گفتی؟

16:29.786 --> 16:33.190
‫خب، وقتی توی شهر بودم
‫کم‌کم یه بچه‌هایی رو دیدم

16:33.630 --> 16:36.193
‫یا حداقل تصور می‌کردم دارم می‌بینم

16:36.193 --> 16:38.195
‫و واقعاً ترسناک بودن

16:39.116 --> 16:40.518
‫ویکتور گفت بچه‌هایی هستن

16:40.518 --> 16:43.121
‫که توی برج حبس شدن
‫و اگر نجاتشون بدم

16:43.121 --> 16:44.882
‫اونوقت شاید بتونم...

16:44.882 --> 16:47.685
‫بتونم یجورایی به دخترم کمک کنم
‫از اتفاقی که داره براش میفته خلاص بشه...

16:47.685 --> 16:49.888
‫و نمی‌دونم دارم درست پیش میرم یا نه...

16:49.888 --> 16:52.891
‫- پلیس کمدن!
‫- لطفاً نذار بیان داخل. لطفاً

16:53.652 --> 16:57.016
‫تو رو خدا! دروغ نمیگم! دروغ نمیگم!

17:07.107 --> 17:09.067
‫هنری! هنری، اون تویی؟

17:10.510 --> 17:13.914
‫سلام، پسر. گند زدم پسر
‫فکر کردم دزد اومده خونه‌م

17:14.395 --> 17:17.798
‫و آخرش معلوم شد
‫یه سگه که قلاده‌ش باز شده

17:17.798 --> 17:19.801
‫صاحبش برگشت که...

17:19.801 --> 17:23.244
‫ببین، یه بسته‌ی 12 تایی آبجو طلبت، باشه؟
‫شرمنده

17:24.646 --> 17:26.688
‫خیلی‌خب، هنری
‫مراقب خودت باش

17:26.688 --> 17:29.811
‫باشه، همچنین
‫باشه، شرمنده. ممنون

17:37.620 --> 17:41.384
‫اینو تقریباً 40 سال پیش خریدم...

17:43.346 --> 17:46.710
‫چند سال بعد از ناپدید شدن خانواده‌م

17:46.710 --> 17:50.514
‫حتی یه بارم جرات نکردم
‫حتی پرش کنم، چه برسه بخوام...

17:52.276 --> 17:54.278
‫یه چیزی برات درست می‌کنم بخوری

18:00.365 --> 18:02.127
‫برامون کمین کرده بودن

18:02.127 --> 18:04.209
‫می‌دونستن میریم سراغ حیوونا

18:04.209 --> 18:06.051
‫لعنتیا در آغل رو باز کردن

18:06.051 --> 18:09.815
‫و منتظرمون موندن که مستقیم بریم پیششون

18:09.815 --> 18:11.817
‫چند تا رو نجات دادین؟

18:14.300 --> 18:16.462
‫- چی... چی؟
‫- حیوونا

18:18.064 --> 18:20.066
‫چند تاشون رو نجات دادین؟

18:20.707 --> 18:22.109
‫ارزشش رو داشت؟

18:22.109 --> 18:26.113
‫به خطر انداختن جون همه، بخاطر چی؟
‫یه بز بیشتر؟ یه گاو بیشتر؟

18:26.113 --> 18:30.278
‫وضع الانمون چقدر بهتر از وضع دیروزمونه؟

18:30.278 --> 18:33.161
‫وایسا ببینم، وایسا ببینم
‫یعنی میگی حق انتخاب داشتم؟

18:33.161 --> 18:35.203
‫جز اون حیوونا چیز دیگه‌ای نداریم!

18:35.203 --> 18:36.965
‫نه، بوید!

18:36.965 --> 18:40.719
‫جز خودمون چیز دیگه‌ای نداریم! خودمون!

18:40.743 --> 18:43.011
‫این مردم! این خانواده!

18:43.011 --> 18:45.935
‫جز این چیزی نداریم
‫و حالا، یه نفر کمتر داریم

18:45.935 --> 18:48.578
‫پس، باید... باید چیکار می‌کردم؟

18:48.578 --> 18:50.580
‫همونجا وایمیستادم
‫و تماشا می‌کردم که تنها منبع غذاییمون

18:50.580 --> 18:52.222
‫میره توی جنگل؟

18:52.222 --> 18:54.624
‫- اینجوری از گرسنگی می‌مردیم!
‫- یه راه دیگه پیدا می‌کردیم!

18:54.624 --> 18:57.507
‫دیروز، آماده بودی بیفتی بمیری

18:57.507 --> 18:59.630
‫چون محصولات گندیده بودن!

18:59.630 --> 19:01.472
‫و حالا، اینجا وایسادی و بهم میگی

19:01.472 --> 19:02.993
‫راه دیگه‌ای پیدا می‌کردیم؟

19:02.993 --> 19:05.476
‫که باید... باید می‌ذاشتم...

19:05.476 --> 19:07.839
‫که باید می‌ذاشتم... برو پی کارت بابا!

19:07.839 --> 19:10.602
‫- برو پی کارت بابا...
‫- خیلی‌خب، باشه. نه، حق با توئه

19:10.602 --> 19:11.883
‫حق با توئه

19:11.883 --> 19:13.885
‫کاری که مجبور بودی رو انجام دادی

19:16.007 --> 19:18.010
‫تنها کاری که ازت برمیومد رو انجام دادی...

19:19.932 --> 19:22.094
‫و باختی...

19:23.456 --> 19:27.820
‫چون توی این خراب‌شده، بازی سراسر تقلبه

19:30.824 --> 19:34.508
‫و هرجوری هم بازی کنی، می‌بازی

19:34.508 --> 19:36.910
‫- دانا، دانا...
‫- نه، نه، نه

19:37.711 --> 19:40.755
‫از دست تو عصبانی نیستم، بوید. نیستم

19:41.515 --> 19:45.760
‫از دست خودم عصبانیم
‫از دست خودم...

19:46.681 --> 19:50.005
‫چون بهمون گفتی یه روزی میریم خونه...

19:51.286 --> 19:54.049
‫و اونقدر احمق بودم که باور کردم

19:55.451 --> 19:58.774
‫- من...
‫- ولم کن!

19:59.735 --> 20:03.299
‫باید تا گوشت اون گاو خراب نشده

20:03.299 --> 20:05.301
‫شکمشو خالی کنیم

20:08.945 --> 20:11.868
‫هی. چند وقته از اونجا درنیومدی
‫حالت خوبه؟

20:11.868 --> 20:13.630
‫- آره، خوبم
‫- می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم

20:13.630 --> 20:16.754
‫شاید بهتر باشه بریم دیدن کریستی
‫محض احتیاط

20:21.759 --> 20:25.283
‫ببین، نیازی به این‌کار نیست
‫حالت تهوع صبحگاهیه

20:25.283 --> 20:28.567
‫- میشه حداقل درو باز کنی؟
‫- یه لحظه وایسا

20:29.408 --> 20:30.969
‫می‌دونی چیه، بذار برم ببینم

20:30.969 --> 20:34.493
‫کریستی می‌تونه بیاد اینجا یا نه
‫اینطوری می‌تونی همینجا بمونی

20:34.493 --> 20:36.656
‫ببین، گفتم حالم خوبه!

20:36.656 --> 20:38.137
‫نیازی نیست همه...

20:38.137 --> 20:40.620
‫بنظر خوب نمیای

20:45.625 --> 20:47.948
‫نه می‌خوابی، نه غذای درست و حسابی می‌خوری

20:51.151 --> 20:53.154
‫فاطیما؟

20:58.079 --> 21:00.081
‫فاطیما؟ هی. بگو ببینم چی شده؟

21:11.654 --> 21:13.336
‫فاطیما، داری منو می‌ترسونی
‫اذیت نکن

21:13.336 --> 21:15.338
‫میشه لطفاً درو باز کنی؟

21:20.343 --> 21:22.025
‫فکر کنم حق با توئه

21:22.025 --> 21:24.027
‫بنظرم بهتره بریم دیدن کریستی

21:28.352 --> 21:30.955
‫کریستی؟ اینجایی؟

21:32.637 --> 21:34.439
‫همینجا وایسا

21:34.439 --> 21:36.441
‫- کسی نیست؟
‫- دارم میام

21:39.164 --> 21:40.766
‫- سلام
‫- کریستی اینجاست؟

21:40.766 --> 21:43.929
‫رفته... رفته شهر

21:43.929 --> 21:46.932
‫خبر تیان-چن خیلی براش سخت بود

21:46.932 --> 21:48.214
‫ببین، می‌تونیم بذاریمش برای یه وقت دیگه

21:48.214 --> 21:49.775
‫- نه، نمیشه
‫- زن بیچاره...

21:49.775 --> 21:51.858
‫بیاین داخل
‫خودم یه نگاهی بهت می‌اندازم

21:54.060 --> 21:56.743
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید بهتر باشه منتظر کریستی بمونیم

21:58.185 --> 22:00.347
‫کریستی الان مشغله‌های زیادی داره

22:01.228 --> 22:03.230
‫آره، ولی...

22:03.671 --> 22:05.473
‫ببین، توهین نباشه‌ها
‫ولی تو دکتر نیستی

22:05.473 --> 22:07.675
‫ولی پرستار بخش کودکان هستم

22:08.236 --> 22:10.398
‫پس، وقتی پای حاملگی وسط باشه، من...

22:10.398 --> 22:12.400
‫عملاً همه‌جور موردی رو دیدم

22:12.761 --> 22:14.763
‫بیاین. بیا

22:20.209 --> 22:22.211
‫برای شنا هوا یکم سرده

22:25.494 --> 22:28.858
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- یهویی متوجه شدم...

22:30.059 --> 22:32.502
‫اصلاً یادم نمیاد این وانت کی بوده

22:33.743 --> 22:35.746
‫اینقدر آدم تابحال...

22:37.828 --> 22:39.830
‫دنی

22:40.391 --> 22:44.395
‫- و... و دوست‌دخترش "شی"
‫- آها آره

22:44.395 --> 22:46.397
‫دنی و شی

22:47.839 --> 22:49.841
‫بچه‌های خوبی بودن، آره

22:54.126 --> 22:56.128
‫اتفاقی که دیشب افتاد...

22:58.130 --> 23:00.012
‫تقصیر تو نبود

23:00.012 --> 23:02.134
‫می‌دونی چیه، با کمال احترامی
‫که برات قائلم کریستی...

23:02.895 --> 23:04.497
‫نیومدم اینجا کسی بهم قوت قلب بده

23:04.497 --> 23:06.499
‫با کمال احترامی که برات قائلم، بوید
‫به جهنم

23:07.660 --> 23:09.222
‫ببین، بعد از قضیه‌ی سارا

23:09.222 --> 23:11.545
‫ وقتی سعی کرد
‫به ایتن صدمه بزنه...

23:12.706 --> 23:14.868
‫منو توی اون غذاخوری نشوندی

23:14.868 --> 23:16.430
‫و بهم گفتی تقصیر من نبوده

23:16.430 --> 23:17.932
‫که تقصیر اینجاست

23:17.932 --> 23:20.434
‫که جون خیلی‌ها رو نجات دادم

23:20.434 --> 23:22.357
‫و اینکه قراره تا پایان این قضایا

23:22.357 --> 23:24.239
‫ جون خیلیای دیگه رو نجات بدم

23:24.239 --> 23:26.241
‫پس، اونا همه‌ش مزخرفاتی بود

23:26.241 --> 23:29.204
‫که برای بهتر کردن حال من گفتی
‫یا از ته دل بود؟

23:33.449 --> 23:37.493
‫هی. تقصیر تو نیست، خب؟

23:41.337 --> 23:43.780
‫خب، بیا بریم
‫بریم یه دستی به سر و روت بکشیم

23:43.780 --> 23:47.985
‫هی، بچه‌ها! سلام! غذا پیدا کردیم!

23:47.985 --> 23:50.227
‫ببینین... اینو ببینین!

23:50.227 --> 23:51.588
‫یه...

23:51.588 --> 23:53.390
‫یه دریاچه هست و... و همه‌چی داره!

23:53.390 --> 23:55.112
‫هم... هم سبزیجات داره...

23:55.112 --> 23:57.155
‫غذا پیدا کردیم!

23:57.155 --> 23:59.157
‫خیلی‌خب

24:01.639 --> 24:03.722
‫هم... هم سیب‌زمینی داره

24:03.722 --> 24:06.685
‫حتی شاید توی آب ماهی هم باشه

24:08.727 --> 24:10.327
‫چی شده؟

24:17.817 --> 24:20.340
‫- بچه‌هام کجان؟
‫- حالشون خوبه

24:21.141 --> 24:23.143
‫حالشون... حالشون خوبه

24:23.704 --> 24:26.306
‫- این خون کیه؟
‫- کنی...

24:29.470 --> 24:31.070
‫ماما...

24:33.114 --> 24:36.197
‫وایسا ببینم. مامانم... مامانم کجاست؟

24:36.197 --> 24:38.199
‫کنی، شاید بهتر باشه بریم داخل

24:39.200 --> 24:41.483
‫- کنی!
‫- مامان؟

24:48.330 --> 24:50.333
‫مامان!

24:51.694 --> 24:54.657
‫مامان!

24:54.657 --> 24:56.980
‫- ببین، کنی...
‫- بس کن! نه، نه، نه، نه!

25:00.984 --> 25:02.906
‫- ببین منو، رفیق. کن؟
‫- نه، بس کن!

25:02.906 --> 25:04.909
‫- رفیق، متاسفـ...
‫- نه!

25:04.909 --> 25:06.070
‫- واقعاً...
‫- بس کن، بس کن!

25:06.070 --> 25:09.233
‫- ببین، واقعاً متاسـ...
‫- نه! نه، نه. بس کن! فقط بس کن!

25:09.233 --> 25:11.235
‫- باشه
‫- باشه؟

25:20.486 --> 25:22.488
‫خیلی‌خب

25:25.891 --> 25:27.531
‫- خودم باهاش حرف می‌زنم
‫- باشه

25:43.831 --> 25:45.833
‫واقعاً متاسفم. واقعاً...

25:46.674 --> 25:48.676
‫واقعاً متاسفم

25:53.602 --> 25:55.083
‫کنی، هی

25:55.083 --> 25:58.767
‫چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست
‫حالم خوبه، حالم خوبه، حالم خوبه

25:59.991 --> 26:06.991
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:08.218 --> 26:10.220
‫حالم خوبه

26:11.541 --> 26:13.624
‫حالم خوبه

26:13.624 --> 26:15.626
‫حالم خوبه

26:18.829 --> 26:20.831
‫کجاست؟

26:21.472 --> 26:23.112
‫توی کلیساست

26:32.524 --> 26:34.526
‫فقط...

26:35.327 --> 26:39.532
‫فقط... نیاز دارم یکم اینجا بشینم

26:39.532 --> 26:42.695
‫- باشه؟
‫- باشه. خیلی‌خب

26:49.743 --> 26:51.745
‫آخرین باری که غذا خوردی کی بود؟

26:52.466 --> 26:55.269
‫سه روز؟ چهار روز پیش؟

26:55.750 --> 26:57.792
‫هرچی می‌خوره بالا میاره

26:57.792 --> 26:58.993
‫سعی کردم

26:58.993 --> 27:01.956
‫ولی حتی بوی غذا هم...

27:03.678 --> 27:06.161
‫نفس عمیق بکش

27:08.924 --> 27:11.287
‫- مطمئنی بهتر نیست کریستی رو خبر کنیم؟
‫- الیس، لطفاً...

27:11.287 --> 27:13.609
‫حالت چطور بوده، از وقتی...

27:14.170 --> 27:16.172
‫از وقتی چی؟

27:16.532 --> 27:20.136
‫از وقتی ترک کردم
‫یا از وقتی اینجا...

27:20.577 --> 27:22.579
‫بهم تجاوز ذهنی کرد؟

27:26.063 --> 27:29.506
‫ببین، می‌دونم ترسناکه

27:29.506 --> 27:32.029
‫و اگر نگرانیتون برطرف میشه
‫باید بگم دقیقاً داری

27:32.029 --> 27:33.831
‫همون‌کاری که باید بکنی رو انجام میدی

27:33.831 --> 27:35.153
‫بر اساس رسم

27:35.153 --> 27:37.155
‫تمام اولین پدرهای کل دنیا

27:37.475 --> 27:38.837
‫بدجوری وحشت کردی...

27:38.837 --> 27:40.599
‫و داری هر سوالی...

27:40.599 --> 27:42.801
‫که می‌تونی می‌پرسی

27:42.801 --> 27:45.844
‫و تو، بشدت سوء تغذیه داری

27:45.844 --> 27:47.846
‫عجیبه که فقط یه دندونت افتاده

27:48.167 --> 27:51.010
‫شاید چیزی به اسم
‫"هایپراِمِسیس گراویداروم" هم داشته باشی
‫(تهوع و استفراغ شدید بارداری)

27:51.651 --> 27:53.613
‫چی هست؟ چیز ناجوریه؟

27:53.613 --> 27:55.695
‫عملاً حالت تهوع صبحگاهی خیلی شدیده

27:56.015 --> 27:58.138
‫فقط نیازه دوباره به غذا خوردن بیفتی

27:58.138 --> 27:59.499
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

27:59.499 --> 28:01.662
‫خب، اگر می‌تونی اینو
‫به بدغذاترین آدم دنیا بگو

28:01.662 --> 28:04.425
‫میرم ببینم چیزی داریم

28:04.425 --> 28:05.906
‫که معده‌ت رو آروم کنه یا نه

28:05.906 --> 28:09.510
‫ولی بچه چی؟ مشکلی نداره؟

28:09.510 --> 28:12.033
‫تا جایی که می‌بینم، همه‌چی مرتبه

28:12.714 --> 28:14.716
‫الان برمی‌گردم

28:18.360 --> 28:22.284
‫دیدی؟ دیدی گفتم؟

28:23.565 --> 28:26.248
‫- همه‌چی مرتبه
‫- تو بودی گفتی؟

28:26.248 --> 28:28.251
‫- آره
‫- عه... عه تو اینو گفتی؟

28:28.251 --> 28:30.133
‫آره، آره، خود خودم بودم، می‌دونی

28:30.133 --> 28:33.376
‫آروم، خونسرد و متین بودم

28:33.857 --> 28:35.859
‫آره. فکر کنم حواسم نبوده ندیدم

28:39.703 --> 28:41.705
‫شنیدی چی گفت؟

28:42.426 --> 28:45.670
‫همه‌چی درست میشه

28:51.476 --> 28:53.718
‫هرموقع اوضاع اینجا خیلی خراب می‌شد، اون...

28:56.041 --> 28:58.043
‫اون همیشه می‌گفت...

29:00.806 --> 29:02.848
‫"هرچقدرم اوضاع ناجور شد..."

29:04.210 --> 29:06.212
‫"دیگه هرگز امروز رو تجربه نمی‌کنیم"

29:10.056 --> 29:13.460
‫همیشه تکرارش می‌کرد
‫تا مطمئن بشه تو مغزم فرو رفته

29:30.839 --> 29:32.841
‫زجر...

29:34.243 --> 29:36.245
‫زجر کشید؟

29:37.366 --> 29:38.968
‫- کنی، من...
‫- نه آخه...

29:38.968 --> 29:40.970
‫اشکال نداره. لازم نیست...

29:48.698 --> 29:50.260
‫دیدیش؟

29:50.260 --> 29:52.623
‫دیدی باهاش چیکار کردن؟

29:52.623 --> 29:54.625
‫نه، هنوز نه

29:56.026 --> 29:58.029
‫هرموقع به بابام فکر می‌کنم...

30:01.472 --> 30:03.595
‫نمی‌تونم...

30:03.595 --> 30:06.558
‫تنها چیزی که می‌بینم
‫جسدشه که توی زیرزمین افتاده بود

30:09.001 --> 30:11.724
‫نمی‌تونم به بابام فکر کنم
‫و اون شکلی تو ذهنم نیاد

30:12.845 --> 30:14.847
‫نمی‌خوام برای مادرمم اینطوری باشه

30:15.247 --> 30:18.211
‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟

30:21.414 --> 30:23.456
‫آره

30:23.456 --> 30:25.459
‫حتماً

30:25.939 --> 30:28.982
‫میشه...

30:29.583 --> 30:33.788
‫میشه کاری کنی...
‫میشه کاری کنی شبیه خودش بشه؟

30:34.709 --> 30:36.711
‫میشه کاری کنی ظاهرش خوب باشه؟

30:37.432 --> 30:39.314
‫خیلی ناراحت میشه

30:39.314 --> 30:41.316
‫اگر...

30:41.957 --> 30:43.959
‫اگر شبیه خودش نباشه

30:45.881 --> 30:48.243
‫آره. آره، حتماً

30:48.604 --> 30:52.446
‫ممنون

30:54.851 --> 30:56.853
‫ممنون

31:01.418 --> 31:03.901
‫اگر... اگر هرچیزی نیاز داشتی، هرچی باشه

31:03.901 --> 31:05.943
‫به یکی بگو بیاد منو خبر کنه، باشه؟

31:07.264 --> 31:09.266
‫باشه. باشه

31:10.227 --> 31:12.310
‫باشه

31:34.573 --> 31:37.257
‫بس کن. بسه

31:44.425 --> 31:47.348
‫بس کن!

31:47.348 --> 31:50.712
‫بس کن لعنتی! خفه‌خون بگیر!

32:18.022 --> 32:20.264
‫برگشتی

32:20.264 --> 32:22.266
‫آره

32:26.271 --> 32:28.273
‫تیان-چن مرده

32:30.075 --> 32:32.077
‫می‌دونم

32:36.842 --> 32:39.044
‫- ببین...
‫- ایتن طبقه‌ی بالاست

32:41.087 --> 32:42.608
‫- جولی...
‫- نه

32:42.608 --> 32:44.971
‫نگو. لطفاً هیچی نگو

32:44.971 --> 32:47.253
‫جولی، الان هر حسی داری...

32:48.655 --> 32:51.538
‫اشکال نداره

32:51.538 --> 32:53.260
‫چرا، داره

32:53.260 --> 32:56.984
‫چه مرگته تو؟ نزدیک بود ایتن هم بمیره

32:59.106 --> 33:00.908
‫می‌دونستی؟

33:00.908 --> 33:03.191
‫باید اینجا می‌بودی، بابا. من...

33:03.631 --> 33:06.875
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم مثل قبل باشم
‫- هی، وایسا

33:06.875 --> 33:08.717
‫منظورت... منظورت چیه؟

33:08.717 --> 33:11.600
‫نمی‌تونم وقتی تو قاطی می‌کنی
‫جای والدینشو پر کنم

33:11.600 --> 33:14.123
‫رفته بودم دنبال مادرتون بگردم

33:14.123 --> 33:16.405
‫مامان دیگه مرده! خب؟ مرده!

33:16.405 --> 33:18.127
‫از یه درخت رد شد. و حالا دیگه مرده

33:18.127 --> 33:20.129
‫از کجا معلوم

33:20.770 --> 33:22.772
‫بابا...

33:23.413 --> 33:25.776
‫مردم بدون سنگ طلسم نمی‌تونن
‫بیشتر از چند ساعت

33:25.776 --> 33:29.139
‫توی جنگل دووم بیارن
‫مامان چهار روزه که رفته

33:29.780 --> 33:32.142
‫می‌دونم... می‌دونم عذاب وجدان داری
‫که چرا جلوشو نگرفتی

33:32.142 --> 33:34.343
‫ولی من نمی‌تونم...

33:39.070 --> 33:40.992
‫وقتی تامس مرد، تو و مامان از هم پاشیدین

33:40.992 --> 33:42.994
‫و هیچکس نبود حواسش به ایتن باشه

33:43.515 --> 33:45.517
‫من 15 سالم بود

33:47.159 --> 33:49.161
‫نمی‌تونم دوباره اونطوری باشم

33:49.481 --> 33:52.365
‫نمی‌تونم. نه ایندفه

33:53.926 --> 33:56.970
‫ازت می‌خوام خودتو جمع و جور کنی، باشه؟

33:57.770 --> 33:59.773
‫باشه

34:07.061 --> 34:09.063
‫همم

34:16.551 --> 34:19.074
‫چندان... چندان پیش نمیاد
‫کسی بهم سر بزنه

34:19.674 --> 34:22.235
‫حداقل الان می‌دونم
‫یهویی غش نمی‌کنی

34:25.761 --> 34:28.965
‫قبل از ناپدید شدنش

34:28.965 --> 34:31.928
‫زنم میراندا، کم‌کم یه صداهایی می‌شنید

34:34.290 --> 34:37.414
‫گفت صدای بچه‌هاییه که دارن صداش می‌کنن

34:38.855 --> 34:41.098
‫اینکه یه جایی...

34:41.098 --> 34:43.901
‫توی یه برج حبس شدن

34:44.822 --> 34:46.344
‫که دارن گریه و زاری می‌کنن
‫یکی نجاتشون بده

34:46.344 --> 34:48.346
‫ازشون وحشت داشت

34:48.666 --> 34:52.070
‫تنها کسی که اینو بهش گفتم

34:52.070 --> 34:55.033
‫کارآگاه پرونده‌ش بود

34:56.154 --> 34:58.997
‫و اونم 20 سال پیش مرده

35:00.359 --> 35:03.482
‫وقتی کارت تموم شد، می‌خوام...
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

35:04.403 --> 35:06.405
‫باشه

35:08.928 --> 35:11.331
‫ازت می‌خوام به این اتاق نگاه کنی

35:20.581 --> 35:22.743
‫اینجا جاییه که بچه‌هام می‌خوابیدن

35:23.704 --> 35:25.947
‫پسر کوچولوم

35:25.947 --> 35:27.949
‫دختر کوچولوم

35:29.431 --> 35:31.433
‫چراغ زندگیم بودن

35:33.715 --> 35:35.717
‫و وقتی ناپدید شدن...

35:37.279 --> 35:39.442
‫زندگیم رو متلاشی کرد

35:41.804 --> 35:44.527
‫اتهام‌ها برام مهم نبود

35:44.527 --> 35:46.369
‫برام مهم نبود که همه فکر می‌کردن

35:46.369 --> 35:48.371
‫کار منه، ولی...

35:50.494 --> 35:53.937
‫تنها چیزی که تو فکرم بود
‫تنها چیزی... که یادم میومد...

35:54.938 --> 35:56.941
‫حتی الان...

35:56.941 --> 36:00.304
‫آخرین کلماتیه که بهشون گفتم

36:02.146 --> 36:04.429
‫"اتاقتون رو تمیز کنین
‫وگرنه تلوزیون بی تلوزیون"

36:06.191 --> 36:08.193
‫و بعد رفتم سر کار

36:09.074 --> 36:11.076
‫وقتی برگشتم خونه...

36:11.957 --> 36:13.959
‫رفته بودن

36:17.363 --> 36:19.365
‫چرا داری اینو نشونم میدی؟

36:21.007 --> 36:23.570
‫نمی‌دونم از کجا در مورد

36:23.570 --> 36:26.853
‫اون بچه‌هایی که زنم
‫صداشونو می‌شنید فهمیدی

36:26.853 --> 36:30.337
‫نمی‌دونم ظرف غذای
‫پسرمو از کجا آوردی یا...

36:30.898 --> 36:32.980
‫چطور تونستی اون مقاله‌های

36:32.980 --> 36:36.023
‫اینترنتی رو جعل کنی. فقط...

36:36.023 --> 36:39.787
‫تنها توضیحی که به ذهنم می‌رسه...

36:41.750 --> 36:43.752
‫اینه که واقعاً...

36:45.434 --> 36:49.278
‫داری حقیقت رو میگی
‫و این یعنی پسرم زنده‌ست

36:52.201 --> 36:54.203
‫و این...

36:56.926 --> 36:58.808
‫این یعنی چیزی که حتی...

36:58.808 --> 37:00.530
‫حتی نمی‌دونم به چه شکل...

37:00.530 --> 37:02.452
‫حسمو نسبت بهش بیان کنم

37:02.452 --> 37:05.536
‫پس... اگر تو...

37:06.416 --> 37:08.419
‫اگر این حقیقت نداره...

37:09.059 --> 37:11.342
‫همین الان بهم بگو

37:12.183 --> 37:15.506
‫اگر تمام این قضیه
‫یه سرکاری بی‌رحمانه و...

37:15.506 --> 37:18.109
‫نه، نه، نه، نه. بخدا نیست

37:19.671 --> 37:21.994
‫بنظرم بخاطر این به اینجا فرستاده شدم...

37:23.435 --> 37:25.597
‫که... که تو رو پیدا کنم

37:25.597 --> 37:27.600
‫نه

37:29.281 --> 37:31.524
‫فکر کنم بخاطر چیزی
‫که توی زیرزمینه اومدی اینجا

37:47.862 --> 37:49.864
‫نمی‌خواستم تنها باشه

37:53.428 --> 37:55.430
‫برام چایی درست می‌کرد

38:21.378 --> 38:23.421
‫یکم... یکم تنهات می‌ذارم

38:29.707 --> 38:31.710
‫صبر کن

38:33.632 --> 38:37.196
‫باید قبل از اینکه کنی ببینتش
‫سر و وضعش رو مرتب کنم

38:38.677 --> 38:40.679
‫و نمی‌دونم چطوری این‌کارو بکنم

38:42.001 --> 38:44.123
‫آخه...

38:44.123 --> 38:46.205
‫- آخه من که متصدی کفن و دفن نیستم
‫- هی، هی، هی

38:46.806 --> 38:48.688
‫- نمی‌دونم...
‫- هی

38:48.688 --> 38:50.690
‫بذار کمکت کنم

38:53.934 --> 38:56.617
‫وقتی بچه بودم
‫زیاد خاله‌بازی می‌کردم

39:00.221 --> 39:02.343
‫از پسش برمیایم. باشه؟

39:12.835 --> 39:14.596
‫رسیدیم

39:14.596 --> 39:16.879
‫خیلی‌خب، بیا بریم داخل... اوه

39:16.879 --> 39:18.641
‫بهت غذا بدیم

39:18.641 --> 39:21.965
‫ببینیم معجون سحرآمیز ماریل
‫کارساز هست یا نه، باشه؟

39:21.965 --> 39:23.967
‫نظرت چیه بری دیدن بابات؟

39:24.768 --> 39:26.770
‫من فقط باید برم تو رختخواب

39:26.770 --> 39:28.772
‫و پدرت امروز خیلی داغونه

39:30.093 --> 39:31.415
‫مطمئنی؟

39:31.415 --> 39:33.978
‫آره. برو. برو. عاشقتم

39:35.659 --> 39:37.662
‫منم عاشقتم

39:40.425 --> 39:42.427
‫بیا

39:43.588 --> 39:45.751
‫- زودی برمی‌گردم
‫- سلاممو بهش برسون، باشه؟

39:45.751 --> 39:47.753
‫باشه

39:59.085 --> 40:01.087
‫هیچکدوم اینا به درد نمی‌خورن

40:01.608 --> 40:02.889
‫همه‌شون حال بهم‌زنن

40:02.889 --> 40:04.891
‫میشه اینا رو ببری آشپزخونه؟

40:07.454 --> 40:09.016
‫اینا محصولاتن؟

40:09.016 --> 40:11.018
‫آره. گفتیم شاید بهتر باشه
‫تبدیلشون کنیم به کود

40:11.018 --> 40:13.020
‫تا ببینیم می‌تونیم
‫اوضاع خاک رو بهتر کنیم یا نه

40:14.061 --> 40:16.824
‫- بنظرت این روش جواب میده؟
‫- کی می‌دونه والا

40:18.987 --> 40:21.830
‫بابت دیروز شرمنده
‫قضیه‌ی دستشویی، آخه...

40:21.830 --> 40:25.033
‫اشکال نداره. این روزا...
‫این روزا همه پریشونن، پس...

40:25.033 --> 40:27.516
‫ولی بازم دلیل نمیشه
‫عوضی بازی دربیارم. شرمنده

41:41.397 --> 41:42.999
‫ویکتور؟

41:42.999 --> 41:46.082
‫ایتن، اینجا چیکار می‌کنی؟

41:48.525 --> 41:50.887
‫- ویکتور رو دیدی؟
‫- نه، ندیدم

41:52.008 --> 41:54.131
‫توی اتاقش نیست

41:54.131 --> 41:56.694
‫خیلی ناراحت بود

41:59.817 --> 42:02.019
‫این گاویه که دیشب مرد؟

42:02.940 --> 42:04.780
‫آره

42:07.065 --> 42:08.587
‫تابحال ندیده بودم

42:08.587 --> 42:10.589
‫داخل موجودات چه شکلیه

42:11.029 --> 42:13.031
‫تیان-چن هم این شکلی شده بود...

42:13.352 --> 42:15.594
‫بعد از بلایی که سرش آوردن؟

42:16.115 --> 42:18.117
‫نه، عزیزدلم

42:19.278 --> 42:21.280
‫برف همه‌جا رو گرفته...

42:22.322 --> 42:24.324
‫و بیرون خیلی متفاوت شده

42:25.525 --> 42:27.527
‫بنظرم اگر می‌دید خوشش میومد

42:29.369 --> 42:32.172
‫میگما، نظرت چیه من و تو...

42:32.172 --> 42:34.174
‫میرم خونه

42:38.179 --> 42:40.181
‫ایتن؟

42:41.783 --> 42:43.785
‫اون دوستت داشت

42:44.145 --> 42:46.067
‫تیان-چن

42:46.067 --> 42:48.070
‫خیلی دوستت داشت

42:48.470 --> 42:50.472
‫می‌دونم

43:29.275 --> 43:31.277
‫ببخشید...

43:36.803 --> 43:38.805
‫وقتی توی غذافروشی کار می‌کردم...

43:39.766 --> 43:41.768
‫یکی از...

43:46.614 --> 43:49.457
‫گاهی اوقات لباس‌ها رو امتحان می‌کردیم...

43:50.818 --> 43:52.820
‫وقتی مشتری کم بود

43:53.861 --> 43:55.902
‫و می‌رفتیم انبار و...

43:58.386 --> 44:00.389
‫خب، مسخره‌بازی درمیاوردیم

44:02.751 --> 44:04.994
‫ولی این لباسی بود که همیشه...

44:10.359 --> 44:12.362
‫این یکی رو بیشتر از همه دوست داشت

44:15.245 --> 44:17.607
‫گفت روزی که همه رفتیم خونه
‫همین لباسو می‌پوشه

44:17.607 --> 44:19.890
‫با خودم گفتم...

44:19.890 --> 44:21.892
‫ممنونم، سارا

44:24.135 --> 44:25.735
‫ممنون

45:03.538 --> 45:06.301
‫چه بارش سنگینی
‫حتی به نسبت همچین روزی

45:07.502 --> 45:09.504
‫کاری که الان می‌خوام انجام بدم...

45:10.025 --> 45:12.107
‫انجامش میدم... ختم کلام

45:12.107 --> 45:14.229
‫- نه می‌خوام حرف بزنم، نه چیزی بشنوم
‫- کنی

45:15.631 --> 45:17.633
‫این بطری‌ها برای چیه؟

45:19.235 --> 45:21.998
‫دارم میرم توی تونل‌ها

45:22.398 --> 45:24.400
‫میرم اون موجودات رو پیدا می‌کنم...

45:25.161 --> 45:29.486
‫و تک تکشون رو آتیش می‌زنم

45:33.851 --> 45:36.333
‫- بنظرت جواب میده؟
‫- آخری رو که سوزوندیم

45:36.333 --> 45:38.616
‫- آخری از قبل مرده بود
‫- برام مهم نیست

45:40.057 --> 45:42.060
‫برام مهم نیست

45:42.620 --> 45:44.622
‫کاری می‌کنم اون آشغالا زجر بکشن

45:49.788 --> 45:51.069
‫باشه

45:51.069 --> 45:52.711
‫باشه چی؟

45:52.711 --> 45:54.713
‫باشه. بزن بریم

45:58.077 --> 46:00.079
‫بزن بریم

46:08.729 --> 46:10.531
‫ویکتور و تابیتا گفتن...

46:10.531 --> 46:12.253
‫اون پایین پر از اون موجوداته

46:12.253 --> 46:14.415
‫ولی وقتی "جید" رفت اونجا

46:14.415 --> 46:17.018
‫مشخصاً چیزهای وحشتناکی دید

46:17.018 --> 46:19.020
‫ولی چیزی که ندید...

46:19.981 --> 46:22.264
‫اون موجودات بودن، حتی یکی هم ندید

46:22.784 --> 46:24.786
‫هنوزم فکر می‌کنی توی اون تونل‌هان؟

46:25.187 --> 46:27.229
‫نمی‌دونم

46:27.229 --> 46:29.231
‫شاید رفتن یه جای دیگه بعد از اینکه...

46:29.912 --> 46:33.436
‫تابیتا و ویکتور پیداشون کردن
‫یا شایدم رفتن تو اعماق تونل‌ها

46:37.000 --> 46:39.002
‫ولی اینو می‌دونم

46:39.963 --> 46:41.965
‫دلشون می‌خواد همینطوری باشیم

46:43.246 --> 46:46.690
‫عصبانی... تلوتلوخوران توی تاریکی

46:48.012 --> 46:50.014
‫اینم می‌دونم که...

46:50.735 --> 46:52.376
‫هی

46:52.376 --> 46:54.379
‫اگر پیداشون کردیم...

46:54.779 --> 46:57.222
‫احتمالش زیاده که زنده برنگردیم

46:57.902 --> 46:59.905
‫ولی اگر می‌خوای همچین کاری بکنی...

47:01.106 --> 47:03.629
‫همراهت میام، تا آخرش کنارتم...

47:04.510 --> 47:06.832
‫و هرچند تا از اون حرومیا رو

47:06.832 --> 47:08.834
‫که تونستیم می‌کشیم

47:11.878 --> 47:16.483
‫هرکاری می‌کنم این فکر
‫از ذهنم نمیره که... چقدر...

47:18.645 --> 47:20.848
‫چقدر ترسیده بوده

47:20.848 --> 47:22.850
‫چقدر احساس تنهایی می‌کرده

47:23.851 --> 47:25.853
‫هی

47:27.375 --> 47:28.975
‫تنها نبود

47:31.059 --> 47:33.061
‫چی؟

47:35.223 --> 47:37.225
‫مجبورم کردن تماشا کنم

47:37.746 --> 47:39.708
‫نتونستم کمکش کنم. نتونستم...

47:39.708 --> 47:41.991
‫هی، مجبورم کردن تماشا کنم

47:41.991 --> 47:43.993
‫مجبورم کردن تماشا کنم

47:45.995 --> 47:48.358
‫نتونستم کمکش کنم. نتونستم...

47:48.358 --> 47:50.119
‫هی. ولی...

47:50.119 --> 47:51.521
‫هی

47:51.521 --> 47:54.404
‫- قوی بود، کنی. قوی بود
‫- نه، نه

47:54.404 --> 47:57.327
‫گوش کن، گوش کن چی میگم
‫شجاع بود

47:57.768 --> 47:59.370
‫بهم نگاه کرد

47:59.370 --> 48:02.093
‫و چشم ازم برنداشت

48:02.093 --> 48:04.095
‫و قبل از...

48:04.095 --> 48:06.097
‫قبل از اینکه بمیره، گفت...

48:12.464 --> 48:16.588
‫می‌دونی، حتی نمی‌دونم
‫دارم درست میگم یا نه

48:23.075 --> 48:25.078
‫"مراقبش باش"

48:25.078 --> 48:27.080
‫معنیش اینه

48:27.841 --> 48:29.843
‫"مراقبش باش"

48:32.686 --> 48:36.410
‫"حالا دیگه تنهاست"

48:36.410 --> 48:38.853
‫هی، هی. هی، هی، هی

48:38.853 --> 48:41.416
‫هی، بیا بغلم
‫بیا بغلم، پسر. بیا بغلم

48:42.457 --> 48:44.459
‫چیزی نیست

48:44.979 --> 48:46.982
‫هواتو دارم، داداش

48:48.784 --> 48:50.786
‫هی، بیا برگردیم، باشه؟

48:51.547 --> 48:53.549
‫بیا برگردیم

48:55.110 --> 48:58.114
‫بیا برگردیم. آره. بیا بریم

49:11.168 --> 49:13.170
‫بنظرت موهاش درسته؟

49:16.093 --> 49:18.096
‫آره، بنظرم موهاش عالیه

49:19.017 --> 49:20.418
‫آرایشش چی؟ بنظرت...

49:20.418 --> 49:22.420
‫بنظرت آرایشش خوبه؟

49:23.982 --> 49:26.104
‫راستشو بخوای، فکر کنم
‫اگر سعی کنی بیشتر از این آرایشش کنی

49:26.104 --> 49:28.026
‫احتمالاً تیان-‌چن بلند شه و با پشت دست

49:28.026 --> 49:29.228
‫رژ لب رو از دستت بندازه

49:29.228 --> 49:32.071
‫فقط... فقط می‌خوام
‫از نظر کنی خوب باشه

49:34.353 --> 49:36.396
‫خوبه

49:36.396 --> 49:38.398
‫باشه؟

49:39.439 --> 49:41.519
‫خوبه

49:47.928 --> 49:49.930
‫وقتی رفتیم همراه ما میای

51:15.784 --> 51:17.786
‫فقط خواستم ازت تشکر کنم...

51:18.227 --> 51:19.949
‫بابت کاری که دیشب کردی

51:19.949 --> 51:21.711
‫خواهش می‌کنم

51:21.711 --> 51:24.914
‫یه اتفاقی برام افتاد... چند روز پیش

51:24.914 --> 51:27.197
‫- یه...
‫- آره شنیدم

51:27.197 --> 51:29.199
‫خوبی؟

51:29.920 --> 51:32.282
‫نه. نه چندان

51:36.166 --> 51:38.249
‫فکر کنم اینجا روی ذهنم تاثیر گذاشته

51:39.530 --> 51:41.532
‫و از اینکه چه تاثیری ممکنه بذاره می‌ترسم

51:42.854 --> 51:45.376
‫نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم
‫نمی‌... نمی‌خوام...

51:45.376 --> 51:47.379
‫مشکلی نیست

51:47.379 --> 51:49.381
‫راحت بگو

51:51.583 --> 51:53.585
‫نمی‌خوام آخر عاقبتم مثل تو بشه

51:54.186 --> 51:56.188
‫منم بودم نمی‌خواستم

52:01.914 --> 52:04.077
‫اگر زمانی خواستی با کسی حرف بزنی...

52:04.077 --> 52:06.079
‫ممنون

52:11.725 --> 52:15.089
‫خب، باور کنی یا نه
‫همه‌چیز از روز تولدم شروع شد

52:15.089 --> 52:18.453
‫آخه می‌دونی، من و میراندا هیپی بودیم

52:18.453 --> 52:19.774
‫توی دوران جوونی‌مون

52:19.774 --> 52:22.457
‫ولی وقتی ویکتور رو حامله شد

52:22.457 --> 52:24.459
‫ بیخیال مواد کشیدن‌ها
‫و مشروب خوردن‌ها شدیم

52:24.860 --> 52:29.865
‫بعد یه روز، سال‌ها بعد
‫تولد 35 سالگیم بود

52:29.865 --> 52:32.107
‫یهویی میراندا گیر سه‌پیچ داد

52:32.107 --> 52:35.191
‫که بیا یادی از گذشته کنیم

52:35.191 --> 52:40.236
‫دو تکه اسید برامون گرفت
‫بچه‌ها رو بردیم خونه‌ی والدینش

52:40.236 --> 52:41.878
‫که شب اونجا بمونن

52:41.878 --> 52:45.282
‫و به یاد دوران گذشته
‫برای آخرین بار نشئه کردیم

52:45.722 --> 52:50.728
‫همون‌موقع توهمات شنیداری و بیناییش شروع شد

52:51.489 --> 52:54.612
‫هرچی که می‌دید رو نقاشی می‌کرد

53:00.859 --> 53:02.861
‫یا خدا

53:08.347 --> 53:10.189
‫منم اینا رو دیدم

53:10.189 --> 53:13.553
‫گفت انگار انتخاب شده

53:14.914 --> 53:19.719
‫گفت یه مکانیه... که همه‌جا هست

53:20.080 --> 53:22.402
‫ولی اگر سعی کنی هم
‫نمی‌تونی پیداش کنی

53:22.402 --> 53:25.165
‫یا خدا. یا خدا

53:25.165 --> 53:28.970
‫مکانی که از هر جایی
‫می‌تونی بی‌خبر واردش بشی، ولی...

53:29.570 --> 53:31.572
‫هیچوقت راه خروجی پیدا نمی‌کنی

53:34.776 --> 53:37.579
‫گفت افرادی اونجان...

53:42.384 --> 53:44.426
‫افرادی که گم شدن...

53:45.508 --> 53:47.510
‫و می‌ترسن

53:50.073 --> 53:54.197
‫کسایی که دیدن دارن توی کابوسی زندگی می‌کنن

53:54.558 --> 53:56.560
‫که راه فراری ازش ندارن...

54:00.324 --> 54:04.168
‫و درگیر نبردی هستن
‫که می‌دونن نمی‌تونن توش پیروز بشن

54:07.892 --> 54:10.815
‫گفت امیدشون رو حفظ کردن

54:13.819 --> 54:16.862
‫و وقتی اون امید از بین رفت...

54:19.985 --> 54:22.188
‫امیدشون به همدیگه بود

54:27.073 --> 54:30.116
‫حرفاش مثل معما بود

54:30.116 --> 54:32.359
‫انگار چرت و پرت بود

54:32.359 --> 54:35.242
‫گفت از بین تمام کسایی

54:35.242 --> 54:38.405
‫که سر از اونجا درمیارن

54:39.366 --> 54:41.809
‫اون کسیه که انتخاب شده

54:41.809 --> 54:44.492
‫تا... بچه‌ها رو آزاد کنه

54:47.055 --> 54:49.658
‫ولی اولین نفر نبوده

54:49.978 --> 54:52.861
‫قبل از اونم افراد دیگه‌ای انتخاب شدن

54:53.422 --> 54:56.225
‫می‌تونست تک ‌تکشون رو ببینه

54:57.466 --> 54:59.468
‫هیچکدوم موفق نشدن

55:00.149 --> 55:04.033
‫هیچکدوم نتونسته بودن
‫بچه‌ها رو آزاد کنن

55:04.033 --> 55:07.677
‫و هیچکدومشون نتونستن برگردن خونه

55:08.198 --> 55:13.524
‫پس، اگر این بچه‌ها رو دیدی
‫اگر تو رو صدا زدن

55:13.524 --> 55:16.727
‫گمونم الان توام انتخاب شدی

55:19.010 --> 55:20.652
‫پس...

55:20.652 --> 55:23.174
‫- چطوری از اونجا دراومدی؟
‫- یا خدا

55:53.207 --> 55:55.209
‫حالت چطوره؟

55:58.213 --> 55:59.494
‫بابا؟

55:59.494 --> 56:01.776
‫خوب نیستم

56:01.776 --> 56:03.779
‫خوب نیستم

56:06.261 --> 56:08.264
‫ببین، می‌دونم که...

56:09.825 --> 56:11.908
‫بابت اینجا بار سنگینی
‫روی شونه‌هات حس می‌کنی...

56:13.109 --> 56:16.793
‫و... می‌دونم...
‫می‌دونم بنظر میاد...

56:16.793 --> 56:18.475
‫که تمام اتفاقاتی که اینجا میفته...

56:18.475 --> 56:20.437
‫نمی‌تونیم همینطوری ادامه بدیم

56:20.437 --> 56:22.279
‫نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم

56:22.279 --> 56:24.441
‫و منتظر بمونیم ببینم چی...

56:24.441 --> 56:26.483
‫- اطلاعات بیشتری لازم داریم
‫- آره

56:28.285 --> 56:31.609
‫فردا برای یه کاری
‫به کمکت احتیاج دارم، باشه؟

56:33.371 --> 56:35.373
‫باشه، باشه، خیلی‌خب
‫ولی برای چه کاری؟

56:36.414 --> 56:38.657
‫قراره یکی از اون آشغالا رو گیر بندازیم

56:42.100 --> 56:44.223
‫هنوزم قراره اینجا زندگی کنیم؟

56:44.223 --> 56:46.225
‫با اینکه تیان-چن مرده؟

56:46.665 --> 56:48.708
‫نمی‌دونم

56:48.708 --> 56:50.830
‫باید قدم به قدم جلو بریم

56:52.752 --> 56:54.874
‫نمیای داخل؟

56:54.874 --> 56:56.236
‫نه، میرم ببینم حیوونا چطورن

56:56.236 --> 56:57.918
‫و مطمئن بشم بهشون غذا دادن

56:57.918 --> 56:59.119
‫هوا داره تاریک میشه

56:59.119 --> 57:00.441
‫زیاد طولش نمیدم

57:00.441 --> 57:02.443
‫منم میرم

57:03.644 --> 57:05.886
‫خب، فقط مراقب باشین

57:06.407 --> 57:08.009
‫خیلی‌خب، باشه

57:08.009 --> 57:10.011
‫دوستتون دارم

58:08.395 --> 58:09.756
‫الو؟

58:09.756 --> 58:12.439
‫بابا؟ منم تامس

58:13.463 --> 58:43.463
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
