WEBVTT

00:01.000 --> 00:04.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:04.470 --> 00:07.480
‫آنچه گذشت...

00:07.480 --> 00:11.790
‫شماها اومدین تو مسابقه [عامل ترس]
‫فکر کردید الکیه؟‬

00:11.820 --> 00:14.220
‫۱۴ نفر با ترس‌هایی که‬
‫باید باهاشون روبرو می‌شدن...‬

00:14.220 --> 00:17.230
‫بزرگ‌ترین ترسِ زندگیم؟ آتیش.‬

00:17.230 --> 00:20.200
توروخدا نزارید بمیرم
من از ارتفاع می ترسم
نمیخوام بمیرم

00:20.200 --> 00:22.270
‫فکر کنم تقریباً از همه‌چی می‌ترسم.‬

00:22.340 --> 00:24.810
‫...با چالش‌های وحشتناکی‬
‫روبرو شدن...‬

00:24.850 --> 00:27.750
‫- آخ!‬
‫- خفگی!‬

00:27.750 --> 00:30.290
‫- منو بیار بیرون، جانی.‬
‫- داری شوخی می‌کنی؟‬

00:30.360 --> 00:32.390
‫- وای خدای من.‬
‫- ازم دورش کن.‬

00:32.390 --> 00:34.530
‫الانه که آسیب ببینیم.‬

00:34.530 --> 00:37.540
‫قطارِ درد داره‬
‫تخت‌گاز میاد.‬

00:37.600 --> 00:40.380
‫...و توی مراحل نهاییِ‬
‫شیطانی جنگیدن.‬

00:40.410 --> 00:42.810
‫وای خدای من!‬

00:42.810 --> 00:43.850
‫می‌خوام بیام بیرون. می‌خوام بیام بیرون.‬

00:43.880 --> 00:45.950
‫عجله کن!‬

00:45.950 --> 00:48.120
‫با اختلاف چند ثانیه ازت برد.‬

00:48.160 --> 00:49.260
‫کله‌گوسفنده!‬

00:49.260 --> 00:50.960
‫- ایش!‬
‫- همه‌مون دلمون برات تنگ می‌شه.‬

00:52.170 --> 00:54.440
‫هنوز صدای جیغ‌هاشون تو گوشمه

00:57.310 --> 00:59.710
‫زندگی با هم‬
‫توی «خانه‌ی وحشت»...‬

00:59.720 --> 01:00.650
‫ما یه خانواده نیستیم.‬

01:00.720 --> 01:03.860
‫...بزرگ‌ترین تهدیدشون‬
‫همدیگه بودن.‬

01:03.890 --> 01:05.530
‫هیچ‌کس توی این خونه بهت اعتماد نداره.‬

01:05.530 --> 01:07.700
‫از جلوی چشام
گمشو کنار

01:07.730 --> 01:08.970
‫می‌فهمم چی می‌گی.‬

01:08.970 --> 01:09.630
‫خدایی می‌فهمی؟‬
‫یا همینجوری میگی

01:09.830 --> 01:10.570
‫چون می‌خوای‬
‫بحث تموم شه؟‬

01:11.000 --> 01:14.240
‫دقیقاً همون کاری رو می‌کنم‬
‫که برای ادامه دادن لازمه.‬

01:14.240 --> 01:17.150
بفــــرما!‬

01:17.180 --> 01:18.990
‫اتحادهایی شکل گرفت...‬

01:18.990 --> 01:21.520
‫ می‌تونیم یه‬
‫رابطه‌ی مخفیانه داشته باشیم؟‬

01:21.530 --> 01:24.430
‫خوشحال می‌شیم اگه‬
‫جزو چهار نفر اول باشیم.‬

01:24.430 --> 01:27.440
‫- داره با لوندی خرت می‌کنه.‬
‫- ...به دوستی‌ها خیانت شد.‬

01:27.470 --> 01:29.070
‫این لحظه یادت می‌مونه‬
‫و پشیمون می‌شی.‬

01:29.070 --> 01:30.810
‫از دروغگوها خوشم نمیاد. از خیانتکارها‬
‫خوشم نمیاد.

01:30.810 --> 01:33.010
‫- من آدم این چیزا نیستم.‬
‫-راستشو بخوای،‬

01:33.010 --> 01:35.450
‫- حرکتت خیلی نامردی بود.‬
‫- اوه.‬

01:35.450 --> 01:40.030
‫که منجر به نتیجه‌ای شد‬
‫که هیچ‌کس براش آماده نبود.‬

01:40.030 --> 01:42.330
‫- پزشک؟‬
‫- حالش خوبه؟‬

01:42.400 --> 01:43.070
بد شد که

01:43.230 --> 01:45.870
‫داداش، «عامل ترس»‬
‫شوخی‌بردار نیست.‬

01:48.066 --> 01:50.066
[عامل ترس،خانه وحشت]

01:50.861 --> 01:58.361
‫[شیرین کاری‌هایی که قرار است ببینید توسط افراد
‫حرفه ای طراحی و آزمایش شده اند
‫اینکارها بسیار خطرناک هستند و نباید توسط کسی، هیچ‌جا،هیچوقت،هیچ‌زمانی امتحان شود]

02:05.850 --> 02:08.790
‫فوق‌العاده بود.‬
‫عجب مرحله‌ی نهاییِ وحشیانه‌ای بود.‬

02:08.820 --> 02:09.650
‫- ممنون.‬
‫- آره.‬

02:09.720 --> 02:11.860
‫رفقا، هر کی بیشتر موندگار باشه، برنده‌ست.‬

02:11.930 --> 02:14.330
‫- آخ!‬
‫- هوو!‬

02:14.330 --> 02:16.700
‫داریم می‌ریم فینال.‬
‫باورنکردنیه.‬

02:16.700 --> 02:19.340
‫- با راب و جیلین.‬
‫- آره، ماییم و‬
‫این کبوترهای عاشق.‬

02:19.370 --> 02:20.010
‫ما و کبوترهای عاشق.‬

02:20.210 --> 02:22.480
‫بیا این رابطه‌ی‬
‫عاشقانه رو بهم بزنیم،‬

02:22.510 --> 02:26.320
‫- و از اینجا بندازیمشون بیرون.‬
‫- خب، فینال امروزه.‬

02:26.320 --> 02:27.060
‫چه حسی داری؟‬
‫آماده‌ای؟‬

02:27.290 --> 02:30.660
‫می‌ترسم،‬
‫ولی خیلی دلم می‌خوام برنده بشم.‬

02:30.730 --> 02:32.730
‫اوایل اصلاً فکر نمی‌کردم‬
‫تا اینجاها بیام.‬

02:32.730 --> 02:35.740
‫احتمالاً بیشترش به‌خاطر دوست و خانواده‌ست‬

02:35.740 --> 02:38.280
‫که می‌گفتن:‬
‫«داری چیکار می‌کنی؟‬
‫این دیوونگیه.»‬

02:38.340 --> 02:39.950
‫ولی فکر کنم‬
‫دارم می‌ترکونم.‬

02:39.980 --> 02:42.690
‫می‌خوام به خودم ثابت کنم‬

02:42.750 --> 02:43.720
‫که کارداشیانِ خانواده نیستم، ‬

02:44.020 --> 02:48.260
‫و فکر کنم مردم باید منو توی زندگی جدی‌تر بگیرن‬

02:48.330 --> 02:49.770
‫و از روی ظاهر‬
‫قضاوت نکنن.‬

02:49.800 --> 02:54.510
‫اومدم اینجا که ۲۰۰ هزار دلار رو ببرم و می‌خوام‬

02:54.510 --> 02:56.750
‫یه مقداریش رو به گروه‌های حامی حقوق حیوانات بدم.‬

02:56.750 --> 02:59.820
‫دلم می‌خواد از این فرصت برای آگاه‌سازی استفاده کنم،‬

02:59.890 --> 03:02.660
‫و پیامم رو به بقیه‌ی مردم برسونم.‬

03:02.690 --> 03:04.800
‫- عالیه.‬
‫- هر سال برای کار، ‬

03:04.800 --> 03:07.540
‫به یه خیریه که خودمون انتخاب می‌کنیم کمک می‌کنیم، ‬

03:07.570 --> 03:09.540
‫ من همیشه یه گروه حقوق حیوانات رو انتخاب می‌کنم.‬

03:09.540 --> 03:11.550
‫- واقعاً باحاله.‬
‫- اوم‌هوم.‬

03:11.580 --> 03:13.680
‫ منم تقریباً همین حس رو دارم.‬

03:13.720 --> 03:17.890
‫همیشه دلم می‌خواست‬
‫آدم نترسی باشم،‬

03:17.920 --> 03:19.600
‫و بعدش اون تصادف برام پیش اومد.‬

03:19.660 --> 03:22.900
‫که باعث شد خیلی‬
‫از نظر روحی عقب بیفتم.‬

03:22.970 --> 03:24.500
‫توی طول این مسابقه، ‬

03:24.500 --> 03:28.580
‫یاد گرفتم که ترس فقط ۹۹ درصد ذهنیه،‬

03:28.650 --> 03:30.650
‫باید فقط باهاش رو به رو بشی

03:30.650 --> 03:33.520
‫می‌خوام دوباره موتور بخرم.‬
‫به مامان و بابام نگیا

03:33.560 --> 03:37.400
‫می‌خوام دوباره کارهای دیوانه‌وار‬
‫انجام بدم.‬

03:37.430 --> 03:38.900
‫یه جمله‌ی قشنگی هست که خیلی دوستش دارم.‬

03:38.900 --> 03:41.400
‫«گنجی که دنبالشی‬

03:41.440 --> 03:44.610
‫توی همون غاریه که‬
‫می‌ترسی واردش بشی.»‬

03:44.680 --> 03:46.950
‫و حس می‌کنم همه باید اون قدم رو‬

03:46.980 --> 03:50.120
‫به سمت تاریکی بردارن و ببینن چی منتظرشونه.‬

03:50.120 --> 03:52.330
‫رسیدیم به آخرش.‬
‫دیگه وقتشه.‬

03:52.390 --> 03:55.230
‫- امیدوارم بهترین بازیکن ببره.‬
‫- معلومه، بریم تو کارش

03:56.400 --> 03:59.370
‫فقط به این افتخار می‌کنم که‬
‫جفتمون تا اینجا اومدیم‬

03:59.370 --> 04:00.640
‫چون از همون اول داشتیم درباره‌اش حرف می‌زدیم.‬

04:00.640 --> 04:03.110
‫- واقعاً باحاله.‬
‫- خیلی باحاله.‬

04:03.110 --> 04:04.780
‫آره. آماده‌ای؟‬
‫می‌خوای بترکونی؟‬

04:04.820 --> 04:07.690
‫نمی‌دونم!‬
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.‬

04:07.690 --> 04:10.460
‫امیدوارم بهترینِ
‫ارزش ۲۰۰ هزار دلار رو داشته باشه.‬

04:10.530 --> 04:12.470
‫اوه! پول خیلی زیادیه.‬

04:12.530 --> 04:14.000
‫اصلاً نمی‌تونم تصورش کنم،‬
‫که چه تغییری ایجاد می‌کنه، می‌دونی؟‬

04:14.040 --> 04:15.400
‫آره، واسم باورکردنی نیست.‬

04:15.410 --> 04:17.280
‫- آره.‬
‫- فکر کنم فقط وقتی واقعی می‌شه‬

04:17.340 --> 04:21.320
‫که بیاد توی حساب بانکم‬
‫و اون موقع بگم: «الله اکبر!»‬

04:21.350 --> 04:23.490
‫- «این همه صفر مال منه؟ ها؟»‬
‫- آره!‬

04:23.560 --> 04:25.730
‫من با آدم‌های اوتیستیک کار می‌کنم.‬

04:25.730 --> 04:28.400
‫کارمو دوست دارم،‬
‫ولی بزرگ کردنِ دوتا بچه‬

04:28.400 --> 04:30.700
‫و واقعاً هشت‌م گروِ نه‌م بودن،‬

04:30.000 --> 04:33.580
‫از نظر مالی خیلی تحت فشارم‬
‫و واسه این پول هر کاری می‌کنم.‬

04:41.560 --> 04:42.930
این وامونده دیگه چیه

04:44.160 --> 04:46.170
‫- آره.‬
‫- دارن دست همدیگه رو می‌گیرن!‬

04:46.170 --> 04:49.610
‫- اوه، نه.‬
‫- اونا چی‌ان؟‬

04:49.640 --> 04:54.450
‫قراره چه غلطی بکنیم؟‬

04:54.450 --> 04:57.520
‫به فینال «عامل ترس» خوش اومدید.‬

04:57.590 --> 05:01.360
‫- چه لامصب دندوناشون بزرگه.‬
‫- خب، اول از همه.‬

05:01.400 --> 05:03.800
‫می‌دونم همه‌تون نگرانِ «دیدا» هستید.‬

05:05.440 --> 05:10.350
‫اون رفت بیمارستان و حالش خوب می‌شه.‬

05:10.380 --> 05:12.590
‫- خب.‬
‫- ممنون.‬

05:12.620 --> 05:15.130
‫اون می‌خواد برگردید و روی بردنِ بازی تمرکز کنید.‬

05:15.190 --> 05:16.130
‫- خوبه.‬
‫- عالیه.‬

05:16.190 --> 05:17.000
‫خیلی خب.‬

05:17.260 --> 05:19.500
‫تبریک می‌گم که تا اینجای کار اومدید.‬

05:19.500 --> 05:21.500
‫- ممنون جانی.‬
‫- منظورم اینه که، یه نگاه به اطرافتون بندازید.‬

05:21.510 --> 05:26.850
‫یکی از شما جایزه‌ی بزرگ ۲۰۰ هزار دلاری رو می‌بره.‬

05:26.880 --> 05:28.650
‫با ۱۴ نفر شروع کردیم.‬

05:28.690 --> 05:31.830
‫حالا همه‌چی به شما چهار نفر ختم می‌شه.‬

05:31.890 --> 05:35.500
‫تا الان هر کدومتون واسه رسیدن به اینجا با کلی ترس روبرو شدید.‬

05:35.500 --> 05:37.400
‫چلسی، تو با این هدف وارد مسابقه شدی‬

05:37.440 --> 05:42.310
‫که با ترسِ گیر افتادن و حشرات موذی روبرو بشی.‬

05:42.310 --> 05:44.650
‫- یالا چلسی! بگیرشون، بگیرشون!‬
‫- بگرد دنبالشون! با هر دو دست!‬

05:44.680 --> 05:47.660
‫و می‌خواستی اون ترس‌ها رو به‌خاطر خودت‬

05:47.660 --> 05:51.870
‫و بچه‌هات شکست بدی، و کارت فوق‌العاده بود.‬

05:51.900 --> 05:53.440
‫ممنون. همین‌طوره.‬

05:53.470 --> 05:58.140
‫جیلین، تو با ترس از آبِ عمیق و موجودات موذی اومدی اینجا.‬

05:58.180 --> 06:00.110
‫- وای خدای من!‬
‫- اوه! اوه!‬

06:00.110 --> 06:01.920
‫و با اینکه گیاه‌خواری،‬

06:01.950 --> 06:04.690
‫تونستی از مرحله‌ی حذف‬

06:04.720 --> 06:07.830
‫با خوردنِ اون دسر پوزه‌ی خوکِ کوفتی جون سالم به در ببری.‬

06:07.860 --> 06:10.900
‫فقط بخورش. اصلاً بهش فکر نکن.‬

06:10.940 --> 06:13.040
‫فکر نمی‌کردم بتونی از پسش بربیای.‬

06:13.040 --> 06:15.680
‫خودمم فکر نمی‌کردم بتونم.‬
‫تعجب کردم.‬

06:15.710 --> 06:17.920
‫فکر کردم دیگه داری تسلیم می‌شی،‬
‫ولی ازش رد شدی.‬

06:17.950 --> 06:21.120
‫عالی بود. مخصوصاً وقتی که‬
‫بعدش همه داشتن بالا می‌آوردن.‬

06:21.160 --> 06:23.560
‫اونش دیگه خیلی بهتر بود.‬

06:23.560 --> 06:26.330
‫ایتن، تو جوون‌ترین شرکت‌کننده‌ی اینجایی.‬

06:26.330 --> 06:30.010
‫تو اومدی که ترس از حبس شدن و شوک الکتریکی رو در هم بشکنی.‬

06:31.550 --> 06:33.620
‫و توی نیمه‌نهایی دووم آوردی،‬

06:33.680 --> 06:36.890
‫و با شکست دادنِ دوتا رقیب قوی به اینجا رسیدی.‬

06:36.920 --> 06:37.690
‫آره!‬

06:37.890 --> 06:40.730
‫- در کل کارت فوق‌العاده بود.‬
‫- ممنون.‬

06:40.760 --> 06:43.540
‫راب، تو با ترس از آسیب جسمی اومدی اینجا،‬

06:43.540 --> 06:46.840
‫ولی دیدیم که بارها و بارها بر اون ترس غلبه کردی.‬

06:46.840 --> 06:49.280
‫این یکی از تاثیرگذارترین چیزهایی بود که دیدم‬

06:49.280 --> 06:51.720
‫اون سطلِ پر از آبِ یخ‬

06:51.720 --> 06:53.560
‫که پنج دقیقه روی سرت بود.‬

06:53.560 --> 06:54.930
‫آره!‬

06:54.960 --> 06:56.060
‫آره راب!‬

06:56.060 --> 06:58.570
‫- آخ!‬
‫-  عالی بود.‬

06:58.570 --> 07:00.570
‫شنیدنِ این از زبونِ تو خیلی ارزش داره، جانی.‬

07:00.600 --> 07:03.640
‫خب، جایزه‌ی بزرگ در دسترسِ شماست.‬

07:03.710 --> 07:06.920
‫هر کدومتون می‌تونید بگیریدش، ولی قرار نیست آسون باشه.‬

07:06.980 --> 07:10.690
‫- اوم. به نظر هم نمیاد آسون باشه.‬
‫- آره، معلومه.‬

07:12.990 --> 07:16.840
‫چالش بعدی‌تون ترس از غرق شدن‬

07:16.870 --> 07:20.610
‫و این تمساح های مگول و بامزه هستن

07:20.610 --> 07:23.180
‫اسمشو گذاشتیم «زیرِ سطح».‬

07:23.180 --> 07:24.990
‫باید از این‌ها فرار کنید.‬

07:25.020 --> 07:26.990
‫شما داخل اون تانک حبس می‌شید،‬

07:26.990 --> 07:31.730
‫که پر از آبه و چندتا تمسحاح مَگولی هم توشه.‬

07:31.770 --> 07:35.340
‫تمساح های مَگول!
به مولا تمساح هستن هاااا

07:35.370 --> 07:38.210
‫- گاز می‌گیرن؟‬
‫- آره.‬

07:38.240 --> 07:39.650
‫یکم ترس فقط آدمو بیدار می‌کنه.‬

07:39.650 --> 07:42.790
‫وای خدای من.‬
‫یه لحظه هم نمیشه تو این برنامه آرومو قرار داشته باشیم؟‬

07:42.790 --> 07:44.690
‫واقعاً وحشتناک به نظر می‌رسه.‬

07:44.760 --> 07:47.160
حقیقتاً بامزه‌ان.‬

07:47.230 --> 07:49.000
‫این یه چالش انفرادیه.‬

07:49.030 --> 07:51.870
‫با علامتِ من، می‌رید زیرِ سطحِ آب.‬

07:51.910 --> 07:54.210
‫می‌تونید از طریقِ یه سوراخِ کوچیک‬

07:54.210 --> 07:55.880
‫که روی درِ تانکتون هست نفس بکشید.‬

07:55.910 --> 07:58.250
‫هر چندتا که بخواید می‌تونید نفس بکشید،‬

07:58.280 --> 07:59.920
‫ولی زمانِ باارزشتون رو از دست می‌دید.‬

07:59.920 --> 08:03.090
‫و بعدش برید پایین به سمتِ مارپیچی که کفِ تانکتونه.‬

08:03.160 --> 08:08.270
‫حلش کنید تا بتونید پیچ‌گوشتیِ دوسو رو بردارید.‬

08:08.270 --> 08:10.380
‫از اون برای باز کردنِ پیچی استفاده کنید‬

08:10.410 --> 08:13.720
‫که شما رو اون تو حبس کرده.‬

08:13.780 --> 08:15.990
‫درِ تانک رو با فشار باز کنید‬

08:16.050 --> 08:18.860
‫و اون دکمه رو بزنید تا زمانتون متوقف بشه.‬

08:18.930 --> 08:21.830
‫چالش در دو مرحله انجام می‌شه،‬

08:21.870 --> 08:24.840
‫و گروه‌بندی‌ها هم تصادفی انتخاب شدن.‬

08:24.910 --> 08:28.380
‫راند اول،‬
‫ایتن در مقابل راب.‬

08:28.380 --> 08:31.650
‫راند دوم،‬
‫جیلین در مقابل چلسی.‬

08:31.650 --> 08:36.060
‫هر کی توی هر راند سریع‌تر فرار کنه،‬
‫می‌ره فینال.‬

08:36.090 --> 08:41.270
‫اونی که از همه کندتره حذف می‌شه.‬
‫خب، همگی چه حسی دارید؟‬

08:41.300 --> 08:44.210
‫اصلاً بابت این موضوع هیجان‌زده نیستم.‬

08:44.210 --> 08:47.120
‫حس خوبی نداره که آدم‬
‫با یه غواص آزاد رقابت کنه،‬

08:47.120 --> 08:51.790
‫و امیدوارم اون بیفته توی تانکی که‬
‫ماهی‌های وحشی‌تری داره.‬

08:52.990 --> 08:55.000
‫دلم نمی‌خواد برم توی اون آبِ سرد.‬

08:55.030 --> 08:56.970
‫- مشکل بزرگ منم همینه.‬
‫- سرد هم هست؟‬

08:56.970 --> 09:00.310
‫- آره، گرم‌کن نداره.‬
‫- عالی شد.‬

09:00.340 --> 09:02.850
‫خب، ایتن و راب،‬

09:02.880 --> 09:05.890
‫شما اولید،‬
‫پس بیاین شروع کنیم.‬

09:11.000 --> 09:14.170
‫به‌به. بذار آخرین‬
‫فکرم رو بهت بگم.‬

09:14.200 --> 09:15.940
جووون بابا

09:15.940 --> 09:18.750
‫عجب تیکه‌ای! سلاملکم گل پسر!‬

09:18.750 --> 09:21.890
‫- بزن بریم پسرا!‬
‫- زود باشین.‬

09:21.920 --> 09:24.360
‫آروم باشید بچه‌ها.‬
‫وای خدای من.‬

09:26.730 --> 09:28.800
‫اون یکی خیلی وحشی به نظر می‌رسه.‬

09:35.850 --> 09:38.220
‫خیلی خب آقایون،‬
‫وقتشه برید توی تانک‌ها.‬

09:39.350 --> 09:41.320
‫این چالش دیوانه‌کننده‌ست.‬

09:41.360 --> 09:43.900
‫ایتن سخت‌ترین رقیب منه.‬

09:43.930 --> 09:45.870
‫من تقریباً دو برابرِ‬
‫این پسره سن دارم.‬

09:45.900 --> 09:48.140
‫ولی تجربه‌ام از اون بیشتره.‬

09:48.170 --> 09:51.340
‫استرس دارم.‬
‫قلبم داره از سینه‬
‫می‌زنه بیرون.‬

09:51.380 --> 09:53.050
خیلی برام مهمه

09:53.050 --> 09:55.620
‫خیلی به بردنِ‬
‫اون ۲۰۰ هزار دلار نزدیکم.‬

10:00.300 --> 10:03.030
‫الان یه جورایی‬
‫دارم پس می‌افتم.‬

10:03.030 --> 10:06.470
‫راب نسبت به من‬
‫یه مزیتِ بزرگ داره.‬

10:06.470 --> 10:08.480
‫من توی حبس کردنِ نفسم خوبم، ‬

10:08.480 --> 10:12.490
‫احتمالاً تا یک و نیم دقیقه زیرِ آب.‬

10:12.520 --> 10:14.060
‫ولی از اون طرف راب، ‬

10:14.060 --> 10:16.430
‫می‌گه تا چهار دقیقه می‌تونه دووم بیاره.‬

10:16.490 --> 10:18.830
‫و منم تمامِ تمرکزم رو گذاشتم، ‬

10:18.900 --> 10:22.070
‫چون می‌دونم باید راب رو‬
‫از دورِ رقابت حذف کنم.‬

10:22.070 --> 10:25.110
‫با صدای بوق، مسابقه شروع می‌شه.‬

10:27.220 --> 10:31.390
‫سه، دو، یک، برو!‬

10:32.830 --> 10:35.260
‫بدو ایتن!‬
‫بدو راب!‬

10:37.770 --> 10:39.410
‫دارن با سرعت می‌رن.‬

10:41.510 --> 10:42.950
‫زود باش! بدو، بدو!‬

10:42.980 --> 10:44.450
‫نذارید اون ماهی‌های سرسوسماری‬

10:44.520 --> 10:46.250
‫به جاهای حساستون نوک بزنن!‬

10:48.190 --> 10:49.430
‫نه! ‬

10:54.970 --> 10:58.040
‫بدو ایتن!‬
‫بدو راب!‬

11:01.080 --> 11:02.990
‫ترس باعث می‌شه آدم‬
‫توی این بازی‌ها سوتی بده، ‬

11:02.990 --> 11:06.930
‫و من باید توی این شرایط‬
‫خونسردی‌م رو حفظ کنم.‬

11:09.740 --> 11:13.010
‫- آروم باشید بچه‌ها.‬
‫- استراتژیِ من اینجا‬

11:13.070 --> 11:17.180
‫اینه‌ که کلِ بخشِ پازل رو‬
‫با یه نفس برم.‬

11:18.990 --> 11:20.960
‫قلبم داره از سینه‬
‫می‌زنه بیرون، ‬

11:20.990 --> 11:22.830
‫که این بدترین اتفاقِ ممکنه، ‬

11:22.860 --> 11:24.330
‫وقتی که لازم داری‬
‫نفست رو حبس کنی.‬

11:24.360 --> 11:26.230
‫خدای من.‬

11:26.270 --> 11:29.210
‫هیچ‌کدومشون هنوز‬
‫برای نفس گرفتن نیومدن بالا.‬

11:32.980 --> 11:34.880
‫باید دست از عجله کردن بردارم.‬

11:34.880 --> 11:37.490
‫کمکی نمی‌کنه،‬
‫چون هی دارم خرابش می‌کنم.‬

11:42.900 --> 11:45.470
‫زود باش!‬
‫بدو، بدو!‬

11:45.470 --> 11:48.410
‫ایول
ایتن هزار تو رو حل کرد

11:48.410 --> 11:52.150
‫- وای خدای من.‬
‫- حالا فقط باید با پیچ‌گوشتی‬
‫در رو باز کنه.‬

11:52.190 --> 11:53.490
‫- باریکلا راب!‬
‫- پیچ رو پیدا کن!‬

11:57.860 --> 12:01.170
‫- زود باش راب!‬
‫- ایول پسر، راب هم تموم کرد

12:01.170 --> 12:04.010
‫- اوه، شونه به شونه‌ی همن.‬
‫- بدو، بدو!‬

12:04.040 --> 12:07.180
‫پسر،‬
‫رقابت خیلی نزدیک شده.‬

12:07.180 --> 12:09.520
‫- ادامه بده، ادامه بده.‬
‫- می‌تونی.‬

12:09.520 --> 12:12.530
‫بدو راب!‬
‫همین‌طوری ادامه بده.‬

12:14.530 --> 12:16.230
‫دمت گرم ایتن.‬

12:17.640 --> 12:19.270
‫چیزی نمونده.‬

12:26.450 --> 12:31.930
‫رقابت خیلی تنگاتنگه.‬
‫ایتن اول تموم کرد،‬
‫ولی راب بهش رسید.‬

12:31.970 --> 12:35.200
‫- ادامه بده! پیچ رو پیدا کن!‬
‫- باریکلا راب. بدو!‬

12:35.240 --> 12:38.910
‫اوه نه، پیچ‌گوشتی‬
‫از دستش لیز خورد.‬

12:38.950 --> 12:40.220
‫اوه، گندش بزنن‬

12:40.250 --> 12:43.350
‫اوه، رقابت به مو بنده.‬

12:43.350 --> 12:46.230
‫- وای خدای من.‬
‫- وای خدا، این دیوانه‌کننده‌ست.‬

12:46.260 --> 12:49.670
‫حالا راب مجبوره‬
‫بیاد بالا نفس بگیره.‬

12:49.670 --> 12:51.300
‫زود باش، بگیرش!‬
‫می‌تونی!‬

12:51.340 --> 12:55.040
‫ادامه بدید پسرا!‬
‫می‌تونید. تمرکزتون رو حفظ کنید.‬

12:55.080 --> 12:57.420
‫- چیزی نمونده!‬
‫- زود باش! می‌تونی!‬

12:57.450 --> 12:59.420
‫آخراشه.‬

12:59.450 --> 13:02.060
‫اوه! وای خدای من.‬

13:02.090 --> 13:05.530
‫وای خدای من!‬
‫ایتن برد.‬

13:05.570 --> 13:08.100
‫- ایتن!‬
‫- اوه، واو.‬

13:08.140 --> 13:11.440
‫- ایتن رفت فینال.‬
‫- آره!‬

13:11.480 --> 13:13.350
‫ایول!‬

13:17.990 --> 13:20.900
‫راب، متأسفانه،‬
‫باید بره خونه.‬

13:20.960 --> 13:23.940
‫- ای خدا.‬
‫- هورا!‬

13:23.970 --> 13:27.010
‫جایگاهم رو توی فینال قطعی کردم!‬

13:27.080 --> 13:31.890
‫وای خدای من، راب رو بردم.‬
‫باورنکردنیه.‬

13:31.950 --> 13:35.890
‫متأسفم راب،‬
‫ولی این خیلی حسِ خوبی داره.‬

13:36.700 --> 13:39.330
‫وای خدای من.‬

13:39.370 --> 13:40.470
‫اشکالی نداره.‬

13:43.170 --> 13:47.620
‫- واو.‬
‫- خیلی نزدیک بود.‬

13:47.620 --> 13:50.250
‫دمتون گرم بچه‌ها.‬

13:53.230 --> 13:54.630
‫دمت گرم پسر.‬

13:54.630 --> 13:56.470
‫ممنون.‬

14:01.110 --> 14:03.010
‫خیلی از دست خودم شاکیم.‬

14:03.010 --> 14:06.050
‫چطور گذاشتم توی این یکی ببازم؟‬

14:06.120 --> 14:07.150
‫بین این همه چالش،‬

14:07.160 --> 14:09.730
‫حالا باید تو چالش غواصی میباختم!
که خیرسرم مهارت داشتم

14:09.760 --> 14:12.030
‫خوب بود. عیبی نداره.‬

14:12.030 --> 14:15.040
‫- وای خدا.‬
‫- مطمئن بودم می‌برم،‬

14:15.040 --> 14:18.380
‫و همینم باعث می‌شه بیشتر بسوزم.‬

14:18.380 --> 14:19.450
‫دمتون گرم بچه‌ها.‬

14:19.450 --> 14:22.350
‫واقعاً به ایتن افتخار می‌کنم.‬
‫حقش بود ببره.‬

14:22.420 --> 14:24.290
‫هر چی باشه، رقابت با یه غواص‬

14:24.320 --> 14:27.500
‫و برنده شدن توی این مسابقه،‬
‫کارش عالی بود.‬

14:27.530 --> 14:29.270
‫اولین فینالیستمون رو داریم‬

14:29.300 --> 14:33.140
‫که برای جایزه‌ی بزرگ ۲۰۰ هزار دلاری‬
‫رقابت می‌کنه.‬

14:33.170 --> 14:34.480
‫- ترکوندی.‬
‫- دمت گرم.‬

14:34.510 --> 14:36.010
‫نفر بعدی رو می‌خوایم.‬

14:36.050 --> 14:39.450
‫چلسی، جیلین،‬
‫آماده‌اید؟‬

14:39.490 --> 14:41.420
‫- بزن بریم.‬
‫- از این آماده‌تر نمی‌شم.‬

14:41.460 --> 14:44.600
‫- نوبت شماست. بیاین انجامش بدیم.‬
‫- بزنیم به دل آب.‬

14:44.600 --> 14:47.240
‫- بزن بریم.‬
‫بیا بریم بالا آبجی.‬
‫- باشه.‬

14:52.610 --> 14:55.080
‫آخرین چالشی که‬

14:55.080 --> 14:58.090
‫یه جورایی پازل داشت،‬
‫یعنی همون چالش شوک،‬

14:58.090 --> 15:01.200
‫- خب، شکست خوردم.‬
‫- چلسی، چی شده؟‬

15:01.230 --> 15:02.300
‫خب، کدوم (بوق) ـیه؟‬

15:02.400 --> 15:07.680
‫و واقعاً فکرم درگیره‬
‫و استرس دارم که دوباره شکست بخورم.‬

15:10.820 --> 15:15.090
‫- اوه.‬
‫- چلسی، جیلین، آماده‌اید؟‬

15:15.090 --> 15:18.200
‫- نه.‬
‫- خب، وقتشه برید تو.‬

15:18.230 --> 15:20.100
‫می‌تونی انجامش بدی، جیلین.‬

15:20.100 --> 15:22.670
‫ایی.‬

15:25.110 --> 15:28.320
‫- اوه .‬
‫- بدنت رو شل کن، جیلین.‬

15:28.320 --> 15:29.320
‫پاهات رو شل کن.‬

15:30.420 --> 15:35.100
‫اوه، اون فقط داره...‬

15:35.130 --> 15:36.070
‫فکر کنم از ماهی‌ها می‌ترسم، جانی.‬

15:36.100 --> 15:37.700
‫فقط دارن سلام می‌کنن.‬

15:39.410 --> 15:41.310
‫- حواست به اون یکی دستت باشه.‬
‫- اوه!‬

15:44.720 --> 15:46.820
‫باریکلا.‬

15:49.360 --> 15:52.730
‫البته بزرگ‌ترین ترسم‬
‫موقع اومدن به اینجا غرق شدن بود.‬

15:54.440 --> 15:57.270
‫این ماهی‌های سرسوسماری، ‬

15:57.280 --> 15:59.880
‫واقعاً وحشتناکن.‬

15:59.880 --> 16:03.720
‫دارم از ترس زهره‌ترک می‌شم.‬

16:11.610 --> 16:13.610
‫خب، آماده‌ای؟‬

16:17.580 --> 16:20.550
‫هیچ‌وقت توی حبس کردن نفسم‬
‫خوب نبودم، ‬

16:20.560 --> 16:22.860
‫ولی دیدم که پسرا با یه نفس‬
‫پازل رو حل کردن، ‬

16:22.890 --> 16:25.130
‫و هدفم هم همین بود.‬

16:25.160 --> 16:28.200
‫برم پایین، با یه نفس،‬
‫اون پیچ‌گوشتی رو دربیارم.‬

16:28.270 --> 16:32.950
‫ولی خیلی استرس دارم.‬
‫قلبم داره می‌ترکه.‬

16:32.980 --> 16:38.930
‫الانه که بفهمیم کی قراره‬
‫برای ۲۰۰ هزار دلار با ایتن رقابت کنه.‬

16:38.930 --> 16:42.500
‫با صدای بوق من،‬
‫مسابقه شروع می‌شه.‬

16:45.570 --> 16:49.280
‫سه، دو، یک، برو.‬

16:49.310 --> 16:52.150
‫جیلین، برو اون تو!‬

16:52.190 --> 16:55.290
‫بدو چلسی!‬
‫آروم باش، چلسی.‬

17:00.200 --> 17:01.600
‫بدو جیلین، می‌تونی.‬

17:01.640 --> 17:03.940
‫- می‌تونی. تا آخرش برو.‬
‫- بدو چلسی!‬

17:03.940 --> 17:05.680
‫بدو جیلین!‬

17:06.950 --> 17:09.550
‫پسر، اون پازل واقعاً سخته.‬

17:11.560 --> 17:12.560
‫می‌تونی انجامش بدی، چلسی.‬

17:22.210 --> 17:25.150
‫وای خدای من،‬
‫رقابت خیلی نزدیکه.‬

17:29.490 --> 17:31.730
‫چطور هنوز برای‬
‫نفس گرفتن نیومدن بالا؟‬

17:31.800 --> 17:33.700
‫من تا الان غزل خداحافظی رو خونده بودم.‬

17:33.700 --> 17:35.340
‫آروم باش. ادامه بده!‬

17:35.370 --> 17:37.840
‫- بدو جیلین!‬
‫- بدو چلسی!‬

17:37.880 --> 17:39.550
‫باریکلا دختر، چلسی!‬

17:39.610 --> 17:41.980
‫- باریکلا!‬
‫- اوه. وای خدای من.‬

17:41.990 --> 17:43.590
‫چلسی همین الان‬
‫پیچ‌گوشتی رو برداشت.‬

17:46.260 --> 17:49.170
‫بدو جیلین!‬
‫می‌تونی.‬

17:53.640 --> 17:55.480
‫حالا جیلین‬
‫پیچ‌گوشتی رو برداشت.‬

17:55.510 --> 17:58.450
‫خوبه، گرفتیش.‬

18:05.870 --> 18:07.700
‫آروم باش چلسی! نفس بکش.‬

18:14.420 --> 18:16.750
‫از اونجا بیا بیرون‬
‫و چراغ رو بزن.‬

18:16.790 --> 18:17.890
‫بدو جیلین!‬

18:19.560 --> 18:21.900
‫- فقط چند تا پیچ دیگه مونده!‬
‫- وای خدای من.‬

18:23.000 --> 18:25.100
‫ادامه بده.‬
‫بدو جیلین.‬

18:28.440 --> 18:30.750
‫فقط یک نفر زنده می‌مونه.‬

18:30.780 --> 18:32.490
‫بدو چلسی. بدو.‬

18:34.590 --> 18:37.600
‫واو، واو،‬
‫چلسی تقریباً تمومش کرده.‬

18:39.930 --> 18:41.300
‫وای خدای من.‬

18:41.300 --> 18:43.310
‫- اوه، چلسی برد!‬
‫- آره، ایول!‬

18:43.310 --> 18:46.050
‫- چلسی رفت فینال.‬
‫- وای خدای من.‬

18:46.050 --> 18:47.580
‫آآآه!‬

18:47.580 --> 18:50.920
‫- اوه، واو.‬
‫- دمت گرم چلسی.‬

18:50.920 --> 18:51.620
‫- اون واقعاً...‬
‫- دمتون گرم دخترا.‬

18:51.790 --> 18:54.760
‫- خسته نباشی جیلین.‬
‫- یه کار فوق‌العاده...‬

18:54.800 --> 18:56.630
‫وای خدای من.‬

18:56.630 --> 18:58.440
‫وای خدا.‬

18:58.440 --> 19:00.610
‫من جزو دو نفر برتر‬
‫«عامل ترس» هستم.‬

19:00.680 --> 19:03.310
‫دارم می‌رم فینال.‬
‫این دیوانه‌کننده‌ست.‬

19:03.350 --> 19:06.320
‫- وای خدای من.‬
‫- تو خیلی خفنی.‬

19:06.320 --> 19:08.060
‫- عاشقتم.‬
‫- نه، من عاشقتم.‬

19:08.060 --> 19:10.790
‫کار هر دوتون عالی بود.‬

19:10.800 --> 19:13.470
‫دلم واقعاً آشوبه‬

19:13.470 --> 19:15.870
‫چون خیلی دلم می‌خواست برنده‌ بشم

19:15.870 --> 19:19.950
‫اینکه تا این حد به فینال‬
‫نزدیک باشی و ببازی، واقعاً دردناکه.‬

19:19.980 --> 19:22.820
‫- خیلی ناامید شدم.‬
‫- تبریک می‌گم.‬

19:22.820 --> 19:23.820
‫ممنون.‬

19:26.490 --> 19:28.730
‫- تبریک می‌گم، چلسی.‬
‫- کارت عالی بود.‬

19:28.770 --> 19:31.070
‫- ممنون.‬
‫- تبریک می‌گم، ایتن.‬

19:31.070 --> 19:32.470
‫ممنون.‬

19:32.470 --> 19:36.880
‫خب، متأسفانه‬
‫برای راب و جیلین،‬

19:36.880 --> 19:41.820
‫ماجراجویی‌تون توی این مسابقه
‫همین‌جا تموم می‌شه.‬

19:41.820 --> 19:42.790
‫هردوتون عالی بودید.‬

19:42.860 --> 19:45.500
‫هردوتون باید به خودتون‬
‫خیلی افتخار کنید.‬

19:45.500 --> 19:47.640
‫و جیلین، باید بگم که،‬

19:47.640 --> 19:50.810
‫خانواده‌ات دیگه هیچ‌وقت‬
‫دست‌کمت نمی‌گیرن‬

19:50.880 --> 19:52.610
‫بعد از اینکه دیدن توی این‬
‫مسابقه چه کارایی کردی.‬

19:52.650 --> 19:54.850
‫- آره.‬
‫- و نمی‌خوام دیگه هیچ‌وقت‬

19:54.850 --> 19:55.920
‫خودت رو دست‌کم بگیری.‬

19:55.950 --> 19:58.520
‫خیلی ممنونم.‬
‫واقعاً به خودم افتخار می‌کنم.‬

19:58.530 --> 20:00.530
‫فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت‬
‫همچین اتفاقی بیفته.‬

20:00.530 --> 20:02.830
‫خودمو از هر نظر که‬
‫فکرشو کنی به چالش کشیدم،‬

20:02.900 --> 20:06.370
‫و هیجان‌زده‌ام که ببینم‬
‫بعد از این چی می‌شه‬

20:06.370 --> 20:08.650
‫و با چه ترس‌های دیگه‌ای‬
‫روبرو می‌شم، واسه همین...‬

20:08.680 --> 20:10.880
‫خب، فکر کنم‬
‫از پسشون بربیای.‬

20:10.950 --> 20:12.120
‫رقبای خیلی خوبی بودید،‬

20:12.150 --> 20:13.820
‫و حالا همه می‌تونید‬
‫با هم خداحافظی کنید.‬

20:13.890 --> 20:17.400
‫- ممنون، جانی.‬
‫- بچه‌ها، دیگه گریه نکنید.‬

20:17.430 --> 20:19.400
‫دوستتون دارم.‬

20:19.430 --> 20:20.730
‫- رفیق.‬
‫- خیلی دوستت دارم.‬

20:20.740 --> 20:26.980
‫من با ترس از آب‬
‫وارد این مسابقه شدم.‬

20:27.020 --> 20:29.950
‫بعد از چالش شیرجه، ‬

20:29.990 --> 20:33.760
‫انگار توی آب یه جور‬
‫بیداریِ روحی بهم دست داد.‬

20:33.760 --> 20:35.430
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.‬

20:35.430 --> 20:38.400
‫یه قدرتِ تازه‌ای‬
‫پیدا کردم.‬

20:38.440 --> 20:39.810
‫جیلین،‬
‫تو از همه جلوتر رفتی.‬

20:39.840 --> 20:43.010
‫و جیلینِ جدید قراره نترس باشه.‬

20:43.050 --> 20:44.850
‫تو یه غولی! آره، جی!‬

20:44.920 --> 20:47.060
‫من و راب رابطه‌ی‬
‫خیلی قشنگی با هم ساختیم.‬

20:47.120 --> 20:48.420
‫اون اینجا واقعاً ازم حمایت کرد.‬

20:48.420 --> 20:50.560
‫وای!‬

20:50.560 --> 20:52.770
‫- آره!‬
‫- ما تا آخرِ این مسیر‬
‫هوای همدیگه رو داشتیم‬

20:52.770 --> 20:53.900
‫توی کلِ این مدت.‬

20:53.940 --> 20:55.770
‫کارت خوب بود.‬

20:55.770 --> 20:57.080
‫دمت گرم، دمت گرم.‬

20:57.140 --> 20:59.050
‫- تو نجاتم دادی.‬
‫- دوستتون دارم بچه‌ها.‬

20:59.080 --> 21:02.180
‫- دوستتون دارم.‬
‫- عاشقتونم.‬

21:02.190 --> 21:05.590
‫وقتی به کارایی که‬
‫اینجا کردیم نگاه می‌کنم،‬

21:05.590 --> 21:07.190
‫وقتی اون گویِ تخریب رو دیدم‬

21:07.200 --> 21:09.130
‫و ارتفاع و سرعتی که‬
‫قراره داشته باشیم، ‬

21:09.170 --> 21:12.440
‫وحشت کرده بودم چون قشنگ‬

21:12.440 --> 21:14.780
‫تمامِ اون دردِ‬
‫شکستگیِ پام رو حس کردم.‬

21:17.780 --> 21:19.390
‫واقعاً سخته.‬

21:27.570 --> 21:29.970
‫ولی از پسش براومدم.‬

21:30.040 --> 21:31.440
‫آآآه!‬

21:31.480 --> 21:33.610
‫من از تک‌تکِ چالش‌ها‬
‫سربلند بیرون اومدم‬

21:33.650 --> 21:37.090
‫و حس می‌کنم الان دیگه‬
‫می‌تونم با هر چیزی روبرو بشم.‬

21:37.090 --> 21:39.890
‫- لعنتی، راب!‬
‫- باریکلا راب!‬

21:39.890 --> 21:41.660
‫تو می‌تونی، لنس. آروم باش.‬
‫خونسردیتو حفظ کن.‬

21:41.730 --> 21:42.830
‫- دارم سعی‌مو می‌کنم بچه‌ها.‬
‫- همه آروم باشید.‬

21:42.900 --> 21:46.010
‫حس می‌کنم دوباره با اون‬
‫رابِ قدیمی ارتباط گرفتم، ‬

21:46.010 --> 21:48.610
‫- همون رابِ کله‌خر.‬
‫- دمت گرم رفیق.‬

21:48.610 --> 21:50.780
‫با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا نمی‌رم،‬

21:50.850 --> 21:54.060
‫ولی با چیزی خیلی بیشتر‬
‫از اون دارم می‌رم.‬

21:56.630 --> 21:59.500
‫اوه، وای!‬

21:59.500 --> 22:02.500
‫- کارتون عالی بود بچه‌ها.‬
‫- ممنون، جانی.‬

22:02.510 --> 22:03.810
‫- شماها توی فینال هستید.‬
‫- خیلی ممنون.‬

22:03.880 --> 22:06.650
‫- آآآه! فینال!‬
‫- باورم نمی‌شه.‬

22:06.650 --> 22:10.490
‫وای خدای من.‬
‫واقعاً برات خوش‌حالم.‬

22:10.520 --> 22:13.560
‫شما توی چالشِ نهاییِ این فصل‬
‫با هم روبرو می‌شید‬

22:13.630 --> 22:18.810
‫و یکیتون برنده‌ی ۲۰۰ هزار دلار می‌شه.‬

22:18.840 --> 22:21.480
‫آره!‬

22:21.510 --> 22:23.110
‫هردوتون برگردید‬
‫به «خانه‌ی ترس»،‬

22:23.110 --> 22:24.250
‫سعی کنید یکم استراحت کنید،‬

22:24.250 --> 22:29.490
‫و توی چالشِ نهایی می‌بینمتون.‬

22:29.530 --> 22:33.130
‫۲۰۰ هزار دلار وسطِ میدونه.‬

22:33.170 --> 22:36.140
‫اوه. وای خدای من. واقعیه.‬

22:36.140 --> 22:37.940
‫- واقعیه!‬
‫- واقعاً واقعیه.‬

22:37.940 --> 22:41.850
‫باورم نمی‌شه من و ایتن دو نفرِ نهایی هستیم.‬
‫از خوش‌حالی رو ابرا سیر می‌کنم.‬

22:41.920 --> 22:45.760
‫- وای خدای من. خیلی حال داد.‬
‫- وای! از بین ۱۴ نفر!‬

22:46.960 --> 22:49.770
‫می‌خوام یه دورِ آخر رو‬
‫با رفیقم ایتن برم.‬

22:49.800 --> 22:53.010
‫اون قویه، ۲۰ سالشه و هیکلیه.‬

22:53.010 --> 22:54.510
‫بیا جلو مرد. من حاضرم.‬

22:54.540 --> 22:55.850
‫می‌دونم که می‌تونم ببرمش.‬

23:02.690 --> 23:05.830
‫اینجا خیلی ساکته، نه؟‬
‫یه جورایی مثل خونه‌ی ارواح شده.‬

23:05.870 --> 23:08.300
‫یه زمانی ۱۴ نفر توی این اتاق بودن.‬

23:08.300 --> 23:10.710
‫- دیوانه‌کننده‌ست، نه؟‬
‫- من حتی...‬

23:10.710 --> 23:15.890
‫- مثل برق و باد گذشت.‬
‫- ۲۰۰ هزار دلار وسطِ میدونه.‬

23:15.950 --> 23:18.120
‫اصلاً واقعیه؟‬
‫اصلاً زبونم بند اومده.‬

23:18.120 --> 23:20.430
‫می‌دونم. باورت می‌شه؟‬
‫اگه ببری باهاش چیکار می‌کنی؟‬

23:20.490 --> 23:24.570
‫- خب، اولین چیزی که برای خودم‬
‫می‌خرم یه دره.‬
‫- اوهوم. یه در؟‬

23:24.570 --> 23:26.810
‫آخه اتاقم در نداره.‬
‫فقط یه پرده‌ست.‬

23:26.840 --> 23:31.820
‫خیلی مطمئنم که با ۲۰۰ هزار دلار‬
‫می‌تونم یه درِ درست‌وحسابی بخرم.‬

23:31.850 --> 23:34.590
‫بعدشم یه بخشِ بزرگیش رو‬
‫می‌دم به مامانم.‬

23:34.590 --> 23:37.190
‫خانواده‌ام به این پول نیاز دارن.‬

23:37.190 --> 23:39.000
‫یه زمانی توی زندگیم بود که...‬

23:39.030 --> 23:41.100
‫مامانم از پسِ اجاره‌خونه‌ی همه‌مون برنمی‌اومد، ‬

23:41.170 --> 23:42.740
‫واسه همین مجبور شدم وسایلم رو جمع کنم‬

23:42.740 --> 23:44.010
‫و یه مدتی با بابام زندگی کنم.‬

23:44.040 --> 23:47.050
‫اون دوران واقعاً زمانِ‬
‫تاریکی توی زندگیم بود،‬

23:47.080 --> 23:48.150
‫همه‌اش دعوا و این‌جور چیزا،‬

23:48.150 --> 23:51.620
‫ یه جورایی، از روی احساسات‬
‫تصمیم‌های غلط می‌گرفتم‬

23:51.620 --> 23:53.630
‫و حتی متوجهش هم نبودم.‬

23:53.630 --> 23:57.130
‫خیلی دردناک بود، ولی الان دیگه توی سنی هستم‬

23:57.130 --> 24:00.410
‫که دارم تبدیل به یه مردِ جوان می‌شم، ‬

24:00.410 --> 24:05.650
‫و می‌خوام بعد از این،‬
‫نسخه‌ی بهتری از خودم بشم.‬

24:05.720 --> 24:09.860
‫حمایت از خانواده‌ام همیشه یکی از هدف‌های زندگیم بوده، ‬

24:09.890 --> 24:12.030
‫و حالا این فرصت رو دارم که انجامش بدم.‬

24:12.030 --> 24:14.740
‫این برام خیلی مهمه.‬
‫نباید خرابش کنم.‬

24:14.770 --> 24:16.810
‫بچه‌هام رو می‌برم یه مسافرتِ باحال.‬

24:16.870 --> 24:18.640
‫- معرکه‌ست، انگار...‬
‫- انگار داریم یه جایی می‌ریم.‬

24:18.640 --> 24:21.350
‫مسافرت، رسیدگی به خانواده،‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

24:21.380 --> 24:22.920
‫توی جریانِ طلاق، ‬

24:22.950 --> 24:23.820
‫چند سال از زندگیم رو از دست دادم، ‬

24:24.020 --> 24:27.930
‫و دیدنِ اون شادی‌هایی که از دست دادم دردناکه، ‬

24:27.960 --> 24:30.800
‫اونم با دخترهام توی یه سنِ خاص،‬
‫و این آدم رو می‌سوزونه.‬

24:30.870 --> 24:32.370
‫و فکر می‌کنم سخت‌ترین چیز همینه، ‬

24:32.370 --> 24:35.880
‫خاطراتی که از دست دادم.‬

24:35.910 --> 24:39.050
‫نمی‌خوام یه خاطره‌ی دیگه رو هم‬
‫از دست بدم.‬

24:39.050 --> 24:42.660
‫برنده شدن توی این مسابقه به دخترهام نشون می‌ده‬
‫که مامان از پسش براومد.‬

24:42.660 --> 24:43.330
‫من شما رو به دنیا آوردم.‬
‫شما بخشی از وجودِ من هستید.‬

24:43.490 --> 24:44.900
‫این یعنی شما هم‬
‫می‌تونید از پسش بربیاید.‬

24:44.960 --> 24:45.800
‫در حالِ حاضر، ‬

24:45.800 --> 24:47.670
‫یه جورایی حس می‌کنم توقف‌ناپذیرم.‬

24:47.670 --> 24:49.200
‫خیلی خب، نمی‌دونم چی در انتظارمه،‬

24:49.210 --> 24:50.670
‫- ولی خوش‌حالم که اینجا با تو هستم.‬
‫- منم همین‌طور.‬

24:50.680 --> 24:52.580
در هر صورت،برات آرزوی موفقیت میکنم

24:52.610 --> 24:54.380
‫- تو هم همین‌طور.‬
‫- ببینیم فردا چی پیش می‌آد، پسر.‬

24:54.420 --> 24:58.420
‫امیدوارم بهترین بازیکنای این مسابقه بشیم

24:58.420 --> 24:59.130
‫- از این حرفت خوشم اومد.‬
‫- بغل می‌خوای؟‬

24:59.390 --> 25:01.700
‫باشه، یه بغل بده ببینم، شب بخیر!‬

25:01.730 --> 25:03.830
‫- برو یکم بخواب!‬
‫- شب بخیر!‬

25:04.900 --> 25:07.010
‫فردا صبح می‌بینمت!‬

25:13.220 --> 25:15.960
‫صبحِ بازیِ نهایی

25:15.960 --> 25:17.260
‫یه دل‌شوره‌ی عجیبی تهِ دلم دارم.‬

25:17.530 --> 25:23.140
‫با خودم می‌گم: «وای خدای من، امروز روزِ ۲۰۰ هزار دلاره.»‬
‫نباید خرابش کنم.‬

25:23.210 --> 25:26.350
‫اصلاً نمی‌دونیم برای بازیِ نهایی‬
‫باید منتظرِ چی باشیم.‬

25:26.410 --> 25:28.850
‫الان دیگه به شدت عصبی و نگرانم‬

25:28.850 --> 25:30.720
‫و فقط باید ظاهرِ با اعتمادبه‌نفسم رو حفظ کنم‬

25:30.760 --> 25:33.190
‫و فقط خودم رو برای بدترین شرایط آماده کنم.‬

25:33.230 --> 25:35.730
‫دلم برای اینجا تنگ می‌شه.‬

25:35.730 --> 25:37.300
‫واو. آخرین نگاهت رو به اینجا بنداز.‬

25:37.300 --> 25:41.140
‫اونجا رو ببین.‬

25:42.750 --> 25:45.950
‫خب، باعث افتخار بود، «خانه‌ی ترس».‬

25:49.990 --> 25:54.340
‫وحشت دارم نمیدونم جانی‬
‫چه نقشه‌ای برامون کشیده.‬

25:59.000 --> 26:06.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:29.340 --> 26:30.910
‫- آره!‬
‫- سلام جانی.‬

26:30.910 --> 26:32.810
‫- هی جانی.‬
‫- خیلی خب.‬

26:32.810 --> 26:35.050
‫- چطورید؟‬
‫- هیجان‌زده‌ام.‬

26:35.050 --> 26:37.250
‫- منم هیجان‌زده‌ام.‬
‫- آره، فکر کنم منم هستم.‬

26:38.260 --> 26:40.260
‫و حالا فقط دو نفر باقی موندن.‬

26:40.260 --> 26:42.230
‫به چالشِ نهایی خوش اومدید.‬

26:42.230 --> 26:45.800
‫و قبل از اینکه شروع کنیم، امیدوارم از اینجا‬

26:45.810 --> 26:49.010
‫به عنوانِ یکی از شادترین و هیجان‌انگیزترین دورانِ زندگیتون یاد کنید.‬

26:49.050 --> 26:51.280
‫و ممنونم که اون رو برای من هم‬
‫به یکی از همون دوران تبدیل کردید.‬

26:51.280 --> 26:52.280
‫ممنون جانی.‬

26:52.280 --> 26:53.150
‫- واقعاً همین‌طور بوده.‬
‫- تو هم همین‌طور.‬

26:53.350 --> 26:57.160
‫ما با ۱۴ شرکت‌کننده‌ی فوق‌العاده قوی شروع کردیم‬

26:57.190 --> 27:01.070
‫که اومده بودن اینجا تا بر ترس‌های واقعیشون غلبه کنن،‬

27:01.070 --> 27:05.080
‫و حالا کلِ این رقابت به شما دو نفر ختم می‌شه.‬

27:05.080 --> 27:07.980
‫- اصلاً استرس نداره. نه بابا.‬
‫- اصلاً و ابداً.‬

27:08.050 --> 27:11.920
‫یه مادر با دو تا دخترِ کوچولو از شرقِ تنسی. بزن بریم، «وُلس»!‬

27:11.960 --> 27:16.000
‫که داره با جوان‌ترین شرکت‌کننده‌مون رقابت می‌کنه.‬

27:16.070 --> 27:19.810
‫یکی از شما قراره با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا بره.‬

27:19.840 --> 27:22.580
‫اون یکی هم فقط قراره از اینجا بره.‬

27:22.580 --> 27:26.090
‫- هوم.‬
‫- برای چالشِ نهاییتون،‬

27:26.090 --> 27:29.560
‫با ترسِ از سرعت و شکست روبرو می‌شید.‬

27:29.590 --> 27:31.560
‫- باشه.‬
‫- اوه. شکست.‬

27:31.560 --> 27:33.970
‫اسمِ این مرحله رو گذاشتیم «مادر تریلی ها».‬

27:33.970 --> 27:35.940
‫
‫- بله.‬

27:35.970 --> 27:37.940
‫بخشِ نظارت می‌خواست اسمش رو بذاره (سانسور) ،‬

27:37.980 --> 27:39.850
‫و من گفتم ما این کار رو نمی‌کنیم.‬

27:39.850 --> 27:42.150
‫چون نمی‌تونیم از سدِ سانسورچی‌ها ردش کنیم.‬

27:42.150 --> 27:45.190
‫خیلی خب. شما قراره برید بالای این‌ها.‬

27:47.030 --> 27:51.840
‫- وای خدای من.‬
‫- چی؟ چطوری؟‬

27:51.870 --> 27:54.580
‫یا خدا!‬

27:54.580 --> 27:55.780
‫یا خود خدااا

27:56.980 --> 27:58.620
‫من که بدلکار نیستم.‬

27:58.620 --> 28:00.620
‫مگه داریم «مأموریت غیرممکنِ» رو می‌سازیم؟ ‬

28:00.690 --> 28:03.230
اصلاً دیوونه خونه‌اس

28:04.900 --> 28:08.440
‫لطفاً حواسِ بقیه رو از لباسم پرت نکن. ممنون.‬

28:09.570 --> 28:10.980
‫روالِ کار این‌طوریه.‬

28:11.010 --> 28:13.650
‫این یه مسابقه‌ی تن‌به‌تن خواهد بود.‬

28:13.650 --> 28:15.650
‫برنده صاحبِ همه‌چیز می‌شه.‬

28:15.650 --> 28:18.360
‫هر کدومتون روی صندلیِ شاگردِ‬
‫یه تریلیِ متفاوت می‌شینید.‬

28:18.360 --> 28:20.460
‫یه تریلیِ متفاوت می‌شینید.‬

28:20.460 --> 28:23.330
‫این دوتا تریلیِ ۱۸ چرخ گازشو می‌گیرن‬
‫و با سرعت کنارِ هم توی پیست حرکت می‌کنن.‬

28:23.400 --> 28:27.140
‫و با سرعت کنارِ هم‬
‫توی پیست حرکت می‌کنن.‬

28:27.140 --> 28:28.910
‫وقتی این کامیون‌ها دارن‬
‫با سرعت توی پیست می‌رن،‬

28:28.910 --> 28:31.980
‫باید با استراتژی مسیری رو طی کنید که‬

28:32.020 --> 28:35.260
‫از داخل و بیرونِ‬
‫هر دوتا تریلی می‌گذره.‬

28:35.290 --> 28:37.630
‫همون‌طور که دارن با سرعتِ زیاد‬
‫توی پیست می‌رن،‬

28:37.630 --> 28:40.030
‫باید از کابین بیاید بیرون.‬

28:40.070 --> 28:42.670
‫باید خودتونو به کنارِ تریلی برسونید‬

28:42.670 --> 28:45.210
‫و بتونید تا ته برید.‬

28:45.280 --> 28:49.380
‫و وقتی رسیدید اونجا،‬
‫باید بین یه مشت جعبه بگردید.‬

28:49.390 --> 28:50.050
‫- باشه.‬
‫- چی؟‬

28:50.220 --> 28:52.960
‫دنبال یه دسته‌کلید می‌گردید.‬

28:52.960 --> 28:55.670
‫و وقتی پیداش کردید،‬
‫دوباره بیاید بیرون.‬

28:55.700 --> 28:57.200
‫دوباره باید از تریلی بالا برید‬

28:57.200 --> 28:59.910
‫اونم وقتی که داره با سرعت‬
‫توی پیست می‌تازه،‬

28:59.940 --> 29:02.210
‫از نردبون برید بالای سقفِ‬
‫ تریلی،‬

29:02.280 --> 29:05.220
‫طناب رو باز کنید و بعد بپرید‬
‫روی اون یکی تریلی.‬

29:05.280 --> 29:08.190
‫و یادتون باشه، هر سقوطی باعث می‌شه‬
‫زیرِ چرخ‌ها له بشید.‬

29:08.190 --> 29:10.360
‫اوضاع قراره حسابی خفن بشه.‬

29:10.430 --> 29:12.930
‫حالا این قسمتیه که ازش خوشتون می‌آد.‬

29:12.970 --> 29:17.540
‫- همم.‬
‫- روی اون یکی تریلی یه جعبه‌ی بزرگِ پُر از پوله.‬

29:17.540 --> 29:19.080
‫- اوه.‬
‫- آره.‬

29:19.080 --> 29:23.690
‫- پول؟‬
‫- کلیدِ درست رو از دسته‌کلید پیدا کنید تا جعبه رو باز کنید.‬

29:23.720 --> 29:27.230
‫اولین نفری که این کارو بکنه‬
‫برنده‌ی کلِ مسابقه می‌شه.‬

29:27.230 --> 29:31.640
‫- خدای من.‬
‫- ۲۰۰ هزار دلار و این حق که بگید‬

29:31.670 --> 29:35.480
‫- ترس براتون معنایی نداره.‬
‫- وای خدای من.‬

29:35.510 --> 29:38.880
‫خب، فقط می‌خوام ببینم‬
‫هر دوتون چه حسی دارید.‬

29:38.880 --> 29:42.590
‫- قلبم الان داره از دهنم میزنه بیرون.‬
‫- آره، تهِ دلم یه جوریه.‬

29:42.590 --> 29:43.960
‫- می‌دونم.‬
‫- سعی می‌کنم بهش فکر نکنم.‬

29:43.960 --> 29:46.500
‫توی این مسابقه، بازیِ روانی خیلی مهمه.‬

29:46.530 --> 29:49.140
‫- آره.‬
‫- و راستش، واسه همینه که هر دوتون اینجایید.‬

29:49.140 --> 29:51.470
‫- پس امروز تا تهش برید.‬
‫- آره.‬

29:51.480 --> 29:52.480
‫- ممنون.‬
‫- قبوله.‬

29:52.480 --> 29:53.550
‫بریم انجامش بدیم.‬

29:56.020 --> 29:59.590
‫ترسناک به نظر می‌رسه.‬
‫خیلی هم خطرناک

29:59.630 --> 30:01.130
‫این تریلی‌ها خیلی غول‌پیکرن.‬

30:01.130 --> 30:04.470
‫ممکنه پرت بشی پایین‬
‫و بمیری.‬

30:04.540 --> 30:05.540
‫ترس‌های زیادی وجود داره.‬

30:11.550 --> 30:14.320
‫خب.‬
‫داریم آماده می‌شیم که شروع کنیم.‬

30:14.320 --> 30:16.360
‫این مسابقه سرِ همه‌چیزه.‬

30:19.270 --> 30:21.840
‫کلِ این فصل،‬
‫همه‌اش به همین‌جا ختم می‌شه.‬

30:23.770 --> 30:27.180
‫- موفق باشی.‬
‫- وای، عجب فینالی

30:29.050 --> 30:31.820
‫بودن کنارِ این تریلی‌ها یه جورایی حالمو بد می‌کنه‬

30:31.860 --> 30:36.030
‫چون چند وقت پیش تصادف کردم‬
‫و مقصر هم خودم بودم.‬

30:36.070 --> 30:37.630
‫فقط حواسم نبود.‬

30:37.640 --> 30:39.370
‫خیلی شانس آوردم که زنده‌ام، ‬

30:39.410 --> 30:41.440
‫و یه جورایی دارم اون صحنه‌ها رو دوباره می‌بینم.‬

30:41.510 --> 30:44.780
‫قلبم داره تالاپ‌تولوپ می‌زنه.‬

30:44.850 --> 30:48.260
‫و قشنگ حس می‌کنم داره‬
‫از سینه‌ام می‌زنه بیرون.‬

30:48.290 --> 30:51.660
‫این آخرین و نهایی‌ترین چالشه.‬

30:51.660 --> 30:53.300
‫همه‌چیز در خطره.‬

30:53.300 --> 30:54.800
‫اینو بیشتر از هر چیزی می‌خوام ببرم‬

30:54.800 --> 30:57.270
مهم ترین چیزیه که تو زندگیم
دوست دارم ببرم

31:05.690 --> 31:08.530
‫بریم که شروع کنیم. لحظه‌ی سرنوشت‌ساز!‬

31:09.370 --> 31:15.040
‫گازشو بگیرید و برید جلو! شروع!‬

31:24.200 --> 31:26.800
‫این مسابقه سرِ همه‌چیزه.‬

31:26.800 --> 31:30.510
‫برنده صاحبِ همه‌چیز می‌شه.‬
‫بریم.‬

31:46.800 --> 31:49.200
مرجع هر آنچه نمی‌یابید

31:48.940 --> 31:51.420
‫برو!‬

31:54.460 --> 31:56.330
‫مانیتورم کجاست؟‬
‫باید ببینم.‬

31:58.230 --> 32:00.930
‫خب،‬
‫دارن به موتور فشار می‌آرن.‬

32:00.940 --> 32:03.340
‫خب، اومدن بیرون.‬

32:03.370 --> 32:06.610
‫چلسی همین الانشم بالاست.‬
‫ایتن یه ذره کُندتره.‬

32:06.650 --> 32:11.260
‫یالا رفیق. اوه پسر،‬
‫داره از بغل با سرعت می‌ره.‬

32:11.290 --> 32:16.070
‫داره پرواز می‌کنه. وای خدای من،‬
‫این دیگه خیلی زیاده.‬

32:17.740 --> 32:21.340
‫اوه، دارن با تمامِ توان می‌رن جلو.‬

32:21.380 --> 32:23.380
‫بیرونِ یه تریلی بودن‬

32:23.410 --> 32:25.480
‫اونم با این سرعت، وحشتناکه.‬

32:25.480 --> 32:27.390
‫یه میله‌ی بزرگ دور تا دورِ‬

32:27.390 --> 32:28.890
‫کلِ محیطِ تریلی هست، ‬

32:28.960 --> 32:30.530
‫و من باید تعادلمو حفظ کنم.‬

32:30.530 --> 32:33.130
‫واقعاً دارم برای نجاتِ جونم‬
‫بهش می‌چسبم.‬

32:33.170 --> 32:35.610
‫عجب صحنه‌ی دراماتیکیه اینجا، دوستان.‬

32:38.540 --> 32:42.080
‫خب،‬
‫چلسی داره سرعت می‌گیره.‬

32:42.990 --> 32:44.520
‫- آخ!‬
‫- وای.‬

32:44.560 --> 32:46.760
‫پاهای ایتن‬
‫از روی ریل سُر خورد.‬

32:48.300 --> 32:51.340
‫اوه خدای من،‬
‫چلسی رسید به تهِ تریلی.‬

32:53.740 --> 32:55.880
‫همین الانشم‬
‫داره جعبه‌ها رو پرت می‌کنه بیرون.‬

32:55.910 --> 32:59.550
‫ولی کی می‌دونه؟‬
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.‬

32:59.550 --> 33:02.630
‫خب، توی یکی از اون جعبه‌ها یه دسته‌کلیده.‬

33:03.860 --> 33:05.760
‫چلسی داره با عصبانیت و سرعت می‌گرده.‬

33:09.210 --> 33:11.910
‫اوه، بفرما.‬
‫ایتن بالاخره رسید به تهِ تریلی.‬

33:11.940 --> 33:13.650
‫و بریم که داشته باشیم.‬

33:13.650 --> 33:17.620
‫اوه وای. داره سریع حرکت می‌کنه.‬

33:22.530 --> 33:25.100
‫پسر، دارن حسابی تلاش می‌کنن!‬

33:26.870 --> 33:28.640
‫واقعاً خیره‌کننده‌ست!‬

33:32.450 --> 33:34.560
‫وای، کلی جعبه هست‬
‫که باید بگردن.‬

33:38.760 --> 33:40.430
‫وای خدای من. همه‌ی اون‌ها رو ببین.‬

33:40.500 --> 33:42.810
‫دارن حرکت می‌کنن.‬

33:42.810 --> 33:44.710
‫اون توئه. پیداش کن.‬

33:49.490 --> 33:51.790
‫کی قراره زودتر‬
‫مال خودشو پیدا کنه؟‬

33:51.790 --> 33:53.430
‫یالا.‬

34:02.710 --> 34:05.650
‫ایتن کلیداشو پیدا کرد.‬
‫ایتن کلیداشو پیدا کرد.‬

34:05.680 --> 34:07.420
‫آره!‬

34:10.160 --> 34:12.730
‫ایتن کلیدا رو گرفت،‬
‫ولی هنوز باید بره‬
‫بالای کامیون،‬

34:12.770 --> 34:18.280
‫از روی تور برگرده‬
‫و بره جلوی اون یکی کامیون‬
‫تا پولو برداره.‬

34:18.340 --> 34:20.950
‫و کلی کلید داره‬
‫که باید امتحانشون کنه.‬

34:20.980 --> 34:22.750
‫ببینیم چلسی بهش می‌رسه یا نه.‬

34:26.360 --> 34:29.570
‫ایتن بالای کامیونه و‬
‫الانه که رد بشه.‬

34:32.740 --> 34:34.140
‫وای خدای من.‬

34:42.760 --> 34:44.460
‫خب.‬

34:45.670 --> 34:48.870
‫چلسی کلیداشو پیدا کرد.‬
‫داره خودشو می‌رسونه.‬

34:51.510 --> 34:53.850
‫- اوه!‬
‫- ایتن باید رد بشه،‬

34:53.880 --> 34:55.620
‫و این کار اصلاً راحت نیست.‬

34:55.650 --> 34:58.320
‫شروع شد.‬

34:58.390 --> 35:00.390
‫خب، برای اینکه از یه‬
‫کامیون بره اون یکی،‬

35:00.390 --> 35:02.330
‫باید طنابشو باز کنه.‬

35:04.000 --> 35:06.710
‫اوه، شروع شد. اوه!‬

35:06.740 --> 35:08.410
‫اوه یا پیغمــــبر

35:08.440 --> 35:10.110
‫خب، چلسی اومد بیرون.‬

35:10.110 --> 35:12.690
‫داره سعی می‌کنه بره‬
‫بالای کامیون.‬

35:12.720 --> 35:15.520
‫و اون جاکلیدی‬
‫ده‌ها تا کلید داره.‬

35:15.560 --> 35:19.330
‫پیدا کردن کلید اصلی‬
‫قراره سخت باشه.‬

35:20.670 --> 35:23.040
‫همه‌ی پولا توی اون جعبه‌ست.‬

35:23.070 --> 35:26.310
‫شروع شد.‬

35:26.350 --> 35:27.580
‫چلسی بالای کامیون خودشه،‬

35:27.620 --> 35:29.520
‫ولی باید بره اون طرف.‬

35:33.430 --> 35:35.100
‫وای خدای من!‬

35:35.160 --> 35:36.700
‫اوه، هو هو هو!‬

35:36.730 --> 35:40.010
‫داره می‌رسه بهش.‬
‫کلیداشو داره.‬

35:40.010 --> 35:41.440
‫جفتشون دارن باهاش کلنجار می‌رن.‬

35:41.480 --> 35:45.920
‫- آخ!‬
‫- هنوز معلوم نیست کی برنده می‌شه.‬

35:51.160 --> 35:56.040
‫وای خدای من. این دیوانه‌کننده‌ست.‬

35:56.040 --> 35:58.680
‫رقابت خیلی تنگاتنگه.‬

35:58.710 --> 36:00.550
‫خیلی نزدیکه.‬

36:03.790 --> 36:07.960
‫پسر، دارن جون می‌کَنن!‬
‫یه راهی پیدا کنین!‬

36:09.100 --> 36:12.040
‫- آخ!‬
‫- اوه، همه‌چی به همین لحظه بستگی داره،‬

36:12.040 --> 36:14.170
‫کلِ این فصل.‬

36:14.240 --> 36:16.810
‫داره تموم می‌شه!‬
‫رسیدیم به آخرش!‬

36:18.000 --> 36:25.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

36:27.640 --> 36:29.740
‫اولین کسی که‬
‫کلید درست رو پیدا کنه‬

36:29.770 --> 36:33.850
‫و جعبه‌شو باز کنه،‬
‫جایزه‌ی ۲۰۰ هزار دلاری رو می‌بره.‬

36:33.850 --> 36:35.350
‫وای خدا.‬

36:37.450 --> 36:39.320
‫آخ!‬

36:40.960 --> 36:44.840
‫وای خدای من. آخ!‬

36:47.210 --> 36:50.450
‫وای خدای من.‬

36:55.160 --> 36:57.830
ایـــــــــول

36:57.860 --> 37:01.740
‫ترس اصلاً معنا نداره!‬

37:04.710 --> 37:07.920
‫اوه! ایتن برد!‬

37:07.980 --> 37:12.890
‫آره!‬

37:12.890 --> 37:16.160
‫آره ایتن! هوو!‬

37:16.170 --> 37:19.140
‫- آره!‬
‫- آره ایتن!‬

37:19.140 --> 37:22.140
‫آره رفیق!‬

37:22.140 --> 37:23.550
‫هوو!‬

37:23.550 --> 37:29.560
‫آره!‬

37:29.560 --> 37:33.170
‫- ووهوو هو!‬
‫- ها ها!‬

37:33.170 --> 37:36.810
‫اوه، ایول! حقش بود،‬

37:36.870 --> 37:38.740
‫ولی اون یکی هم خیلی نزدیک بود

37:38.810 --> 37:41.310
‫جفتشون داشتن‬
‫کلیدا رو امتحان می‌کردن.‬

37:41.320 --> 37:43.050
‫دیگه از این بهتر نمی‌شد

37:44.050 --> 37:47.490
حـــالا امیــــد جهـــــان...
کیلی لی لی لی

37:47.560 --> 37:50.300
‫من همین الان برنده‌ی مسابقه شدم.‬

37:50.300 --> 37:53.170
‫- یه چـــی بده دود کنم برم هــــوااااا!‬
‫- پسر.‬

37:53.170 --> 37:55.580
‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬
‫- وای خدای من.‬

37:55.580 --> 37:58.920
‫این انگار...
نمیدونم چی بگم
لال مادرزاد شدم انگار

38:04.090 --> 38:06.200
‫برای جفتتون خیلی خوش‌حالم.‬

38:06.200 --> 38:07.730
‫- ممنون.‬
‫- منظورم اینه که چلسی،‬

38:07.740 --> 38:11.410
‫تو تمام این...‬
‫نمی‌خوام گریه کنم.‬

38:13.880 --> 38:18.820
‫تو تمام این بازی رو‬
‫با وقار تمام انجام دادی.‬

38:18.860 --> 38:21.760
‫تو واقعاً خفنی.‬

38:21.800 --> 38:25.940
‫بچه‌هات خیلی خوش‌شانسن که‬
‫همچین الگوی زنِ قوی‌ای دارن.‬

38:29.340 --> 38:33.090
‫باعث افتخار خودت شدی.‬
‫باعث افتخار اونا شدی.‬

38:34.620 --> 38:36.860
‫و همین‌طور کلِ ایالت تنسی.‬

38:40.030 --> 38:44.340
‫طاقت ندارم ببینم‬
‫بعدش برات چی پیش می‌آد.‬

38:44.370 --> 38:46.450
‫- کارت عالی بود.‬
‫- ممنون.‬

38:48.920 --> 38:51.560
‫وقتی رقابت این‌قدر‬
‫نزدیکه، خیلی سخته.‬

38:51.620 --> 38:53.460
‫داستان می‌تونست جور دیگه‌ای باشه،‬
‫ولی این تجربه‬

38:53.490 --> 38:57.100
‫خیلی پراحساس‌تر و عمیق‌تر‬
‫از اون چیزی بود که‬
‫فکرشو می‌کردم.‬

39:02.950 --> 39:05.650
‫از نظر ذهنی خیلی‬
‫به خودم غلبه کردم.‬

39:05.650 --> 39:08.990
‫فضاهای بسته،‬
‫جونورای چندش‌آور، ‬

39:09.020 --> 39:10.790
‫قطعاً باهاشون روبرو شدم.‬

39:10.830 --> 39:13.670
‫- نفس بکش.‬
‫- اون اعتمادبه‌نفسی که‬

39:13.670 --> 39:16.770
‫وقتی از پسِ این جنگ‌ها‬
‫برمی‌آی می‌گیری، غیرقابل‌توصیفه.‬

39:16.810 --> 39:17.610
‫یه جورایی حس می‌کنم‬
‫یه آدمِ جدید شدم.‬

39:17.910 --> 39:21.480
‫و دوری از دخترام‬
‫واقعاً سخت بوده.‬

39:23.290 --> 39:25.390
‫این بزرگ‌ترین چالشم بود.‬

39:30.400 --> 39:33.270
‫اونا اصلاً روحشون هم خبر نداره‬
‫مامانشون داشته چیکار می‌کرده، ‬

39:33.270 --> 39:36.880
‫واسه همین امیدوارم‬
‫بهم افتخار کنن.‬

39:36.880 --> 39:38.280
‫اونا عاشق ابرقهرمانان.‬

39:38.280 --> 39:41.120
‫و هیجان‌زده‌ام که‬
‫کنارشون بشینم‬

39:41.190 --> 39:44.760
‫و بهشون نشون بدم که اونا هم‬
‫یه روزی از پسِ چه کارایی برمی‌ان.‬

39:47.000 --> 39:49.300
‫یه تجربه‌ای که فقط‬
‫یه بار تو زندگی پیش می‌آد،‬

39:49.300 --> 39:51.810
‫و خوش‌حالم که اینجا بودم،‬

39:51.840 --> 39:53.810
‫ خوش‌حالم که اگه قرار بود به کسی‬
‫ببازم، اون تو بودی.‬

39:53.850 --> 39:57.150
‫- ای جان. بزن قدش!‬
‫- بزن قدش. خیلی خب.‬

39:58.020 --> 40:02.200
‫ایتن، تو همین الان ۲۰۰ هزار دلار بردی.‬
‫خیلی هیجان داره

40:02.230 --> 40:03.430
‫برنامه‌ات چیه که‬
‫میخوای با اون پول چه ها کنی حاجی؟‬

40:03.470 --> 40:04.970
‫اولین کاری که می‌خوام بکنم،‬

40:05.000 --> 40:07.880
‫آرزوی تمامِ عمرم این بوده‬
‫که به مامانم کمک کنم...‬

40:07.940 --> 40:11.420
‫- ای جان.‬
‫- ...به بابام و خانواده ام کمک کنم.‬

40:11.450 --> 40:15.990
‫الان این فرصت رو دارم‬
‫که از خانواده‌ام حمایت کنم‬

40:16.030 --> 40:19.130
‫یه مردِ خونه باشم

40:19.130 --> 40:22.470
‫و کلی از استرسِ‬
‫خانواده‌مون کم کنم.‬

40:22.470 --> 40:23.840
‫- ای جان.‬
‫- و اولین چیزی که‬

40:23.870 --> 40:25.880
‫می‌خوام واسه خودم‬
‫بخرم یه دره‬

40:25.910 --> 40:28.220
‫- چون من در ندارم.‬
‫- یه در؟‬

40:28.250 --> 40:30.920
‫به نظرم واسه‬
‫اولین خرید عالیه.‬

40:30.990 --> 40:32.860
‫- حسِ خیلی خوبی قراره داشته باشه.‬
‫- موافقم. تو به یه در احتیاج داری.‬

40:32.890 --> 40:34.360
‫- به یه در احتیاج دارم.‬
‫- تو ۲۰ سالته.‬

40:34.360 --> 40:38.000
‫- دیگه واسه خودم مردی شدم.‬
‫- تبریک می‌گم پسر.‬

40:38.040 --> 40:42.310
‫ایتن، فکر کنم دیگه این‬
‫حق رو به دست آوردی که بگی‬

40:42.340 --> 40:44.480
‫ترس اصلاً مانع نیست.‬

40:44.480 --> 40:47.020
‫ترس اصلاً مانع نیست، ایول!‬

40:47.050 --> 40:50.160
‫- ووهو!‬
‫- خیلی خب، یه بار دیگه.‬

40:50.160 --> 40:52.930
‫- یه بار دیگه. آخرین بغل رو بدید ببینم
‫- خیلی خوش‌حالم که دیدمتون بچه‌ها.‬

40:53.000 --> 40:54.870
‫- ممنون. عجب دورانی بود.‬
‫- دوستت دارم، جانی.‬

40:54.900 --> 40:58.240
‫این یه رویای محقق شده‌ست.‬

40:58.280 --> 41:00.410
‫بر کلی از ترس‌هام غلبه کردم، ‬

41:00.480 --> 41:02.750
‫که با گیر افتادن‬
‫توی یه جای خیلی تنگ شروع شد‬

41:02.790 --> 41:05.260
‫تا جایی که نمی‌تونستم تکون بخورم،‬
‫و توی اون نبرد پیروز شدم.‬

41:05.260 --> 41:07.190
‫قلبم داره تند می‌زنه.‬
‫ترسناکه.‬

41:07.190 --> 41:11.170
‫بیشترین ترس رو توی‬
‫چالشِ شوک داشتم.‬

41:11.170 --> 41:14.040
‫بعد از اون هنوز از‬
‫برق می‌ترسیدم، ‬

41:14.070 --> 41:17.780
‫ولی الان با خودم می‌گم:‬
‫«وای خدای من، روبرو شدن با‬
‫ترس‌ها حسِ خوبی داره.»‬

41:17.780 --> 41:20.190
‫- سه، چهار، پنج، شش.‬
‫- بهت افتخار می‌کنم.‬

41:20.190 --> 41:22.490
‫و توی تمامِ‬
‫این فراز و نشیب‌ها، ‬

41:22.520 --> 41:24.060
‫یاد گرفتم چیزایی رو رها کنم‬

41:24.060 --> 41:26.070
‫که از کنترلم خارجه‬
‫و فقط قبولشون کنم.‬

41:26.100 --> 41:28.100
‫این چیزی بود که «ترس اصلاً مانع نیست»‬
‫بهم یاد داد، ‬

41:28.140 --> 41:28.940
‫و این بزرگترین چیزیه که‬

41:28.970 --> 41:30.440
‫از اینجا با خودم‬
‫می‌برم.‬

41:30.510 --> 41:32.080
‫آره!‬

41:32.080 --> 41:35.780
‫- نمی‌تونم واسه گفتنش به مامانم صبر کنم.‬
‫- منم همین‌طور، که تو‬

41:35.820 --> 41:37.550
‫- به مامانت بگی.‬
‫- مامانم قراره شاخ دربیاره پسر.‬

41:37.560 --> 41:40.630
‫تموم شد. اینم از فصلِ اول.‬

41:44.130 --> 41:46.710
‫به‌زودی می بینید...

41:46.810 --> 41:50.510
‫با چهره‌های کاملاً جدید‬
‫و ترس‌های کاملاً جدید.‬

41:50.550 --> 41:53.920
‫به «ترس اصلاً مانع نیست:‬
‫۴۸ ساعت ترس» خوش اومدید،‬

41:53.950 --> 41:58.900
‫یه نسخه ویژه که طراحی شده‬
‫تا شما رو بیشتر از همیشه به چالش بکشه.‬

42:01.440 --> 42:06.010
‫شما توی پنج چالشِ‬
‫حماسی رقابت می‌کنید.‬

42:06.080 --> 42:09.220
‫اما یه کارِ حیاتی هست‬
‫که انجامش نمی‌دید.‬

42:09.280 --> 42:11.020
‫- خوابیدن.‬
‫- اوه!‬

42:11.090 --> 42:14.160
‫این دقیقاً‬
‫بدترین کابوسِ منه.‬

42:15.300 --> 42:18.570
‫بدنتون با زنبور پوشیده می‌شه.‬
‫هزاران زنبور.‬

42:18.570 --> 42:22.810
‫- وای خدای من.‬
‫- ما بهش می‌گیم مزایده درد.‬

42:22.850 --> 42:25.580
‫یا اون‌طوری که من صداش می‌کنم، بهشت.‬

42:25.580 --> 42:28.990
‫کوتاهیِ موی جهنمی!‬
‫سوزن‌ها!‬

42:28.990 --> 42:30.860
‫من اصلاً با خون‬
‫میونه‌ی خوبی ندارم.‬

42:30.890 --> 42:32.460
‫- رتیل‌ها.‬
‫- نیش می‌زنن؟‬

42:32.460 --> 42:35.470
‫- امیدوارم.‬
‫- سوشیِ شیطانی!‬

42:35.470 --> 42:39.810
‫باید هر چی توی‬
‫بشقابتونه رو بخورید.‬

42:39.810 --> 42:41.310
‫اه!‬

42:41.350 --> 42:43.150
‫فقط واسه اینکه کمک کنیم‬
‫خوابتون نبره...‬

42:43.190 --> 42:47.230
‫- اوه نه.‬
‫- باید قلاده‌های شوک‌دار ببندیم؟‬

42:47.260 --> 42:48.260
‫این دیگه رسماً دیوونه بازیه

42:50.370 --> 42:53.370
‫- نه، نه، نه!‬
‫- اینجا جهنمه.‬

42:53.440 --> 42:55.510
‫خیلی کم‌خوابی کشیدم.‬

42:55.580 --> 42:58.010
‫۴۸ ساعت‬
‫چالش‌های مداوم.‬

42:58.020 --> 43:01.120
‫- داری سعی می‌کنی انصراف بدی؟‬
‫- ترسِ مداوم.‬

43:01.190 --> 43:02.990
‫چی، چی، چی، چی؟‬

43:03.030 --> 43:04.930
‫اصلاً نمی‌دونم‬
‫واردِ چه جهنمی شدم.‬

43:05.000 --> 43:06.530
‫- بفرما، شروع شد.‬
‫- آخ! این دیگه چه...‬

43:07.000 --> 43:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
