1
00:00:01,000 --> 00:00:04,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:04,470 --> 00:00:07,480
‫آنچه گذشت...

3
00:00:07,480 --> 00:00:11,790
‫شماها اومدین تو مسابقه [عامل ترس]
‫فکر کردید الکیه؟‬

4
00:00:11,820 --> 00:00:14,220
‫۱۴ نفر با ترس‌هایی که‬
‫باید باهاشون روبرو می‌شدن...‬

5
00:00:14,220 --> 00:00:17,230
‫بزرگ‌ترین ترسِ زندگیم؟ آتیش.‬

6
00:00:17,230 --> 00:00:20,200
توروخدا نزارید بمیرم
من از ارتفاع می ترسم
نمیخوام بمیرم

7
00:00:20,200 --> 00:00:22,270
‫فکر کنم تقریباً از همه‌چی می‌ترسم.‬

8
00:00:22,340 --> 00:00:24,810
‫...با چالش‌های وحشتناکی‬
‫روبرو شدن...‬

9
00:00:24,850 --> 00:00:27,750
‫- آخ!‬
‫- خفگی!‬

10
00:00:27,750 --> 00:00:30,290
‫- منو بیار بیرون، جانی.‬
‫- داری شوخی می‌کنی؟‬

11
00:00:30,360 --> 00:00:32,390
‫- وای خدای من.‬
‫- ازم دورش کن.‬

12
00:00:32,390 --> 00:00:34,530
‫الانه که آسیب ببینیم.‬

13
00:00:34,530 --> 00:00:37,540
‫قطارِ درد داره‬
‫تخت‌گاز میاد.‬

14
00:00:37,600 --> 00:00:40,380
‫...و توی مراحل نهاییِ‬
‫شیطانی جنگیدن.‬

15
00:00:40,410 --> 00:00:42,810
‫وای خدای من!‬

16
00:00:42,810 --> 00:00:43,850
‫می‌خوام بیام بیرون. می‌خوام بیام بیرون.‬

17
00:00:43,880 --> 00:00:45,950
‫عجله کن!‬

18
00:00:45,950 --> 00:00:48,120
‫با اختلاف چند ثانیه ازت برد.‬

19
00:00:48,160 --> 00:00:49,260
‫کله‌گوسفنده!‬

20
00:00:49,260 --> 00:00:50,960
‫- ایش!‬
‫- همه‌مون دلمون برات تنگ می‌شه.‬

21
00:00:52,170 --> 00:00:54,440
‫هنوز صدای جیغ‌هاشون تو گوشمه

22
00:00:57,310 --> 00:00:59,710
‫زندگی با هم‬
‫توی «خانه‌ی وحشت»...‬

23
00:00:59,720 --> 00:01:00,650
‫ما یه خانواده نیستیم.‬

24
00:01:00,720 --> 00:01:03,860
‫...بزرگ‌ترین تهدیدشون‬
‫همدیگه بودن.‬

25
00:01:03,890 --> 00:01:05,530
‫هیچ‌کس توی این خونه بهت اعتماد نداره.‬

26
00:01:05,530 --> 00:01:07,700
‫از جلوی چشام
گمشو کنار

27
00:01:07,730 --> 00:01:08,970
‫می‌فهمم چی می‌گی.‬

28
00:01:08,970 --> 00:01:09,630
‫خدایی می‌فهمی؟‬
‫یا همینجوری میگی

29
00:01:09,830 --> 00:01:10,570
‫چون می‌خوای‬
‫بحث تموم شه؟‬

30
00:01:11,000 --> 00:01:14,240
‫دقیقاً همون کاری رو می‌کنم‬
‫که برای ادامه دادن لازمه.‬

31
00:01:14,240 --> 00:01:17,150
بفــــرما!‬

32
00:01:17,180 --> 00:01:18,990
‫اتحادهایی شکل گرفت...‬

33
00:01:18,990 --> 00:01:21,520
‫ می‌تونیم یه‬
‫رابطه‌ی مخفیانه داشته باشیم؟‬

34
00:01:21,530 --> 00:01:24,430
‫خوشحال می‌شیم اگه‬
‫جزو چهار نفر اول باشیم.‬

35
00:01:24,430 --> 00:01:27,440
‫- داره با لوندی خرت می‌کنه.‬
‫- ...به دوستی‌ها خیانت شد.‬

36
00:01:27,470 --> 00:01:29,070
‫این لحظه یادت می‌مونه‬
‫و پشیمون می‌شی.‬

37
00:01:29,070 --> 00:01:30,810
‫از دروغگوها خوشم نمیاد. از خیانتکارها‬
‫خوشم نمیاد.

38
00:01:30,810 --> 00:01:33,010
‫- من آدم این چیزا نیستم.‬
‫-راستشو بخوای،‬

39
00:01:33,010 --> 00:01:35,450
‫- حرکتت خیلی نامردی بود.‬
‫- اوه.‬

40
00:01:35,450 --> 00:01:40,030
‫که منجر به نتیجه‌ای شد‬
‫که هیچ‌کس براش آماده نبود.‬

41
00:01:40,030 --> 00:01:42,330
‫- پزشک؟‬
‫- حالش خوبه؟‬

42
00:01:42,400 --> 00:01:43,070
بد شد که

43
00:01:43,230 --> 00:01:45,870
‫داداش، «عامل ترس»‬
‫شوخی‌بردار نیست.‬

44
00:01:48,066 --> 00:01:50,066
[عامل ترس،خانه وحشت]

45
00:01:50,861 --> 00:01:58,361
‫[شیرین کاری‌هایی که قرار است ببینید توسط افراد
‫حرفه ای طراحی و آزمایش شده اند
‫اینکارها بسیار خطرناک هستند و نباید توسط کسی، هیچ‌جا،هیچوقت،هیچ‌زمانی امتحان شود]

46
00:02:05,850 --> 00:02:08,790
‫فوق‌العاده بود.‬
‫عجب مرحله‌ی نهاییِ وحشیانه‌ای بود.‬

47
00:02:08,820 --> 00:02:09,650
‫- ممنون.‬
‫- آره.‬

48
00:02:09,720 --> 00:02:11,860
‫رفقا، هر کی بیشتر موندگار باشه، برنده‌ست.‬

49
00:02:11,930 --> 00:02:14,330
‫- آخ!‬
‫- هوو!‬

50
00:02:14,330 --> 00:02:16,700
‫داریم می‌ریم فینال.‬
‫باورنکردنیه.‬

51
00:02:16,700 --> 00:02:19,340
‫- با راب و جیلین.‬
‫- آره، ماییم و‬
‫این کبوترهای عاشق.‬

52
00:02:19,370 --> 00:02:20,010
‫ما و کبوترهای عاشق.‬

53
00:02:20,210 --> 00:02:22,480
‫بیا این رابطه‌ی‬
‫عاشقانه رو بهم بزنیم،‬

54
00:02:22,510 --> 00:02:26,320
‫- و از اینجا بندازیمشون بیرون.‬
‫- خب، فینال امروزه.‬

55
00:02:26,320 --> 00:02:27,060
‫چه حسی داری؟‬
‫آماده‌ای؟‬

56
00:02:27,290 --> 00:02:30,660
‫می‌ترسم،‬
‫ولی خیلی دلم می‌خوام برنده بشم.‬

57
00:02:30,730 --> 00:02:32,730
‫اوایل اصلاً فکر نمی‌کردم‬
‫تا اینجاها بیام.‬

58
00:02:32,730 --> 00:02:35,740
‫احتمالاً بیشترش به‌خاطر دوست و خانواده‌ست‬

59
00:02:35,740 --> 00:02:38,280
‫که می‌گفتن:‬
‫«داری چیکار می‌کنی؟‬
‫این دیوونگیه.»‬

60
00:02:38,340 --> 00:02:39,950
‫ولی فکر کنم‬
‫دارم می‌ترکونم.‬

61
00:02:39,980 --> 00:02:42,690
‫می‌خوام به خودم ثابت کنم‬

62
00:02:42,750 --> 00:02:43,720
‫که کارداشیانِ خانواده نیستم، ‬

63
00:02:44,020 --> 00:02:48,260
‫و فکر کنم مردم باید منو توی زندگی جدی‌تر بگیرن‬

64
00:02:48,330 --> 00:02:49,770
‫و از روی ظاهر‬
‫قضاوت نکنن.‬

65
00:02:49,800 --> 00:02:54,510
‫اومدم اینجا که ۲۰۰ هزار دلار رو ببرم و می‌خوام‬

66
00:02:54,510 --> 00:02:56,750
‫یه مقداریش رو به گروه‌های حامی حقوق حیوانات بدم.‬

67
00:02:56,750 --> 00:02:59,820
‫دلم می‌خواد از این فرصت برای آگاه‌سازی استفاده کنم،‬

68
00:02:59,890 --> 00:03:02,660
‫و پیامم رو به بقیه‌ی مردم برسونم.‬

69
00:03:02,690 --> 00:03:04,800
‫- عالیه.‬
‫- هر سال برای کار، ‬

70
00:03:04,800 --> 00:03:07,540
‫به یه خیریه که خودمون انتخاب می‌کنیم کمک می‌کنیم، ‬

71
00:03:07,570 --> 00:03:09,540
‫ من همیشه یه گروه حقوق حیوانات رو انتخاب می‌کنم.‬

72
00:03:09,540 --> 00:03:11,550
‫- واقعاً باحاله.‬
‫- اوم‌هوم.‬

73
00:03:11,580 --> 00:03:13,680
‫ منم تقریباً همین حس رو دارم.‬

74
00:03:13,720 --> 00:03:17,890
‫همیشه دلم می‌خواست‬
‫آدم نترسی باشم،‬

75
00:03:17,920 --> 00:03:19,600
‫و بعدش اون تصادف برام پیش اومد.‬

76
00:03:19,660 --> 00:03:22,900
‫که باعث شد خیلی‬
‫از نظر روحی عقب بیفتم.‬

77
00:03:22,970 --> 00:03:24,500
‫توی طول این مسابقه، ‬

78
00:03:24,500 --> 00:03:28,580
‫یاد گرفتم که ترس فقط ۹۹ درصد ذهنیه،‬

79
00:03:28,650 --> 00:03:30,650
‫باید فقط باهاش رو به رو بشی

80
00:03:30,650 --> 00:03:33,520
‫می‌خوام دوباره موتور بخرم.‬
‫به مامان و بابام نگیا

81
00:03:33,560 --> 00:03:37,400
‫می‌خوام دوباره کارهای دیوانه‌وار‬
‫انجام بدم.‬

82
00:03:37,430 --> 00:03:38,900
‫یه جمله‌ی قشنگی هست که خیلی دوستش دارم.‬

83
00:03:38,900 --> 00:03:41,400
‫«گنجی که دنبالشی‬

84
00:03:41,440 --> 00:03:44,610
‫توی همون غاریه که‬
‫می‌ترسی واردش بشی.»‬

85
00:03:44,680 --> 00:03:46,950
‫و حس می‌کنم همه باید اون قدم رو‬

86
00:03:46,980 --> 00:03:50,120
‫به سمت تاریکی بردارن و ببینن چی منتظرشونه.‬

87
00:03:50,120 --> 00:03:52,330
‫رسیدیم به آخرش.‬
‫دیگه وقتشه.‬

88
00:03:52,390 --> 00:03:55,230
‫- امیدوارم بهترین بازیکن ببره.‬
‫- معلومه، بریم تو کارش

89
00:03:56,400 --> 00:03:59,370
‫فقط به این افتخار می‌کنم که‬
‫جفتمون تا اینجا اومدیم‬

90
00:03:59,370 --> 00:04:00,640
‫چون از همون اول داشتیم درباره‌اش حرف می‌زدیم.‬

91
00:04:00,640 --> 00:04:03,110
‫- واقعاً باحاله.‬
‫- خیلی باحاله.‬

92
00:04:03,110 --> 00:04:04,780
‫آره. آماده‌ای؟‬
‫می‌خوای بترکونی؟‬

93
00:04:04,820 --> 00:04:07,690
‫نمی‌دونم!‬
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.‬

94
00:04:07,690 --> 00:04:10,460
‫امیدوارم بهترینِ
‫ارزش ۲۰۰ هزار دلار رو داشته باشه.‬

95
00:04:10,530 --> 00:04:12,470
‫اوه! پول خیلی زیادیه.‬

96
00:04:12,530 --> 00:04:14,000
‫اصلاً نمی‌تونم تصورش کنم،‬
‫که چه تغییری ایجاد می‌کنه، می‌دونی؟‬

97
00:04:14,040 --> 00:04:15,400
‫آره، واسم باورکردنی نیست.‬

98
00:04:15,410 --> 00:04:17,280
‫- آره.‬
‫- فکر کنم فقط وقتی واقعی می‌شه‬

99
00:04:17,340 --> 00:04:21,320
‫که بیاد توی حساب بانکم‬
‫و اون موقع بگم: «الله اکبر!»‬

100
00:04:21,350 --> 00:04:23,490
‫- «این همه صفر مال منه؟ ها؟»‬
‫- آره!‬

101
00:04:23,560 --> 00:04:25,730
‫من با آدم‌های اوتیستیک کار می‌کنم.‬

102
00:04:25,730 --> 00:04:28,400
‫کارمو دوست دارم،‬
‫ولی بزرگ کردنِ دوتا بچه‬

103
00:04:28,400 --> 00:04:30,700
‫و واقعاً هشت‌م گروِ نه‌م بودن،‬

104
00:04:30,000 --> 00:04:33,580
‫از نظر مالی خیلی تحت فشارم‬
‫و واسه این پول هر کاری می‌کنم.‬

105
00:04:41,560 --> 00:04:42,930
این وامونده دیگه چیه

106
00:04:44,160 --> 00:04:46,170
‫- آره.‬
‫- دارن دست همدیگه رو می‌گیرن!‬

107
00:04:46,170 --> 00:04:49,610
‫- اوه، نه.‬
‫- اونا چی‌ان؟‬

108
00:04:49,640 --> 00:04:54,450
‫قراره چه غلطی بکنیم؟‬

109
00:04:54,450 --> 00:04:57,520
‫به فینال «عامل ترس» خوش اومدید.‬

110
00:04:57,590 --> 00:05:01,360
‫- چه لامصب دندوناشون بزرگه.‬
‫- خب، اول از همه.‬

111
00:05:01,400 --> 00:05:03,800
‫می‌دونم همه‌تون نگرانِ «دیدا» هستید.‬

112
00:05:05,440 --> 00:05:10,350
‫اون رفت بیمارستان و حالش خوب می‌شه.‬

113
00:05:10,380 --> 00:05:12,590
‫- خب.‬
‫- ممنون.‬

114
00:05:12,620 --> 00:05:15,130
‫اون می‌خواد برگردید و روی بردنِ بازی تمرکز کنید.‬

115
00:05:15,190 --> 00:05:16,130
‫- خوبه.‬
‫- عالیه.‬

116
00:05:16,190 --> 00:05:17,000
‫خیلی خب.‬

117
00:05:17,260 --> 00:05:19,500
‫تبریک می‌گم که تا اینجای کار اومدید.‬

118
00:05:19,500 --> 00:05:21,500
‫- ممنون جانی.‬
‫- منظورم اینه که، یه نگاه به اطرافتون بندازید.‬

119
00:05:21,510 --> 00:05:26,850
‫یکی از شما جایزه‌ی بزرگ ۲۰۰ هزار دلاری رو می‌بره.‬

120
00:05:26,880 --> 00:05:28,650
‫با ۱۴ نفر شروع کردیم.‬

121
00:05:28,690 --> 00:05:31,830
‫حالا همه‌چی به شما چهار نفر ختم می‌شه.‬

122
00:05:31,890 --> 00:05:35,500
‫تا الان هر کدومتون واسه رسیدن به اینجا با کلی ترس روبرو شدید.‬

123
00:05:35,500 --> 00:05:37,400
‫چلسی، تو با این هدف وارد مسابقه شدی‬

124
00:05:37,440 --> 00:05:42,310
‫که با ترسِ گیر افتادن و حشرات موذی روبرو بشی.‬

125
00:05:42,310 --> 00:05:44,650
‫- یالا چلسی! بگیرشون، بگیرشون!‬
‫- بگرد دنبالشون! با هر دو دست!‬

126
00:05:44,680 --> 00:05:47,660
‫و می‌خواستی اون ترس‌ها رو به‌خاطر خودت‬

127
00:05:47,660 --> 00:05:51,870
‫و بچه‌هات شکست بدی، و کارت فوق‌العاده بود.‬

128
00:05:51,900 --> 00:05:53,440
‫ممنون. همین‌طوره.‬

129
00:05:53,470 --> 00:05:58,140
‫جیلین، تو با ترس از آبِ عمیق و موجودات موذی اومدی اینجا.‬

130
00:05:58,180 --> 00:06:00,110
‫- وای خدای من!‬
‫- اوه! اوه!‬

131
00:06:00,110 --> 00:06:01,920
‫و با اینکه گیاه‌خواری،‬

132
00:06:01,950 --> 00:06:04,690
‫تونستی از مرحله‌ی حذف‬

133
00:06:04,720 --> 00:06:07,830
‫با خوردنِ اون دسر پوزه‌ی خوکِ کوفتی جون سالم به در ببری.‬

134
00:06:07,860 --> 00:06:10,900
‫فقط بخورش. اصلاً بهش فکر نکن.‬

135
00:06:10,940 --> 00:06:13,040
‫فکر نمی‌کردم بتونی از پسش بربیای.‬

136
00:06:13,040 --> 00:06:15,680
‫خودمم فکر نمی‌کردم بتونم.‬
‫تعجب کردم.‬

137
00:06:15,710 --> 00:06:17,920
‫فکر کردم دیگه داری تسلیم می‌شی،‬
‫ولی ازش رد شدی.‬

138
00:06:17,950 --> 00:06:21,120
‫عالی بود. مخصوصاً وقتی که‬
‫بعدش همه داشتن بالا می‌آوردن.‬

139
00:06:21,160 --> 00:06:23,560
‫اونش دیگه خیلی بهتر بود.‬

140
00:06:23,560 --> 00:06:26,330
‫ایتن، تو جوون‌ترین شرکت‌کننده‌ی اینجایی.‬

141
00:06:26,330 --> 00:06:30,010
‫تو اومدی که ترس از حبس شدن و شوک الکتریکی رو در هم بشکنی.‬

142
00:06:31,550 --> 00:06:33,620
‫و توی نیمه‌نهایی دووم آوردی،‬

143
00:06:33,680 --> 00:06:36,890
‫و با شکست دادنِ دوتا رقیب قوی به اینجا رسیدی.‬

144
00:06:36,920 --> 00:06:37,690
‫آره!‬

145
00:06:37,890 --> 00:06:40,730
‫- در کل کارت فوق‌العاده بود.‬
‫- ممنون.‬

146
00:06:40,760 --> 00:06:43,540
‫راب، تو با ترس از آسیب جسمی اومدی اینجا،‬

147
00:06:43,540 --> 00:06:46,840
‫ولی دیدیم که بارها و بارها بر اون ترس غلبه کردی.‬

148
00:06:46,840 --> 00:06:49,280
‫این یکی از تاثیرگذارترین چیزهایی بود که دیدم‬

149
00:06:49,280 --> 00:06:51,720
‫اون سطلِ پر از آبِ یخ‬

150
00:06:51,720 --> 00:06:53,560
‫که پنج دقیقه روی سرت بود.‬

151
00:06:53,560 --> 00:06:54,930
‫آره!‬

152
00:06:54,960 --> 00:06:56,060
‫آره راب!‬

153
00:06:56,060 --> 00:06:58,570
‫- آخ!‬
‫-  عالی بود.‬

154
00:06:58,570 --> 00:07:00,570
‫شنیدنِ این از زبونِ تو خیلی ارزش داره، جانی.‬

155
00:07:00,600 --> 00:07:03,640
‫خب، جایزه‌ی بزرگ در دسترسِ شماست.‬

156
00:07:03,710 --> 00:07:06,920
‫هر کدومتون می‌تونید بگیریدش، ولی قرار نیست آسون باشه.‬

157
00:07:06,980 --> 00:07:10,690
‫- اوم. به نظر هم نمیاد آسون باشه.‬
‫- آره، معلومه.‬

158
00:07:12,990 --> 00:07:16,840
‫چالش بعدی‌تون ترس از غرق شدن‬

159
00:07:16,870 --> 00:07:20,610
‫و این تمساح های مگول و بامزه هستن

160
00:07:20,610 --> 00:07:23,180
‫اسمشو گذاشتیم «زیرِ سطح».‬

161
00:07:23,180 --> 00:07:24,990
‫باید از این‌ها فرار کنید.‬

162
00:07:25,020 --> 00:07:26,990
‫شما داخل اون تانک حبس می‌شید،‬

163
00:07:26,990 --> 00:07:31,730
‫که پر از آبه و چندتا تمسحاح مَگولی هم توشه.‬

164
00:07:31,770 --> 00:07:35,340
‫تمساح های مَگول!
به مولا تمساح هستن هاااا

165
00:07:35,370 --> 00:07:38,210
‫- گاز می‌گیرن؟‬
‫- آره.‬

166
00:07:38,240 --> 00:07:39,650
‫یکم ترس فقط آدمو بیدار می‌کنه.‬

167
00:07:39,650 --> 00:07:42,790
‫وای خدای من.‬
‫یه لحظه هم نمیشه تو این برنامه آرومو قرار داشته باشیم؟‬

168
00:07:42,790 --> 00:07:44,690
‫واقعاً وحشتناک به نظر می‌رسه.‬

169
00:07:44,760 --> 00:07:47,160
حقیقتاً بامزه‌ان.‬

170
00:07:47,230 --> 00:07:49,000
‫این یه چالش انفرادیه.‬

171
00:07:49,030 --> 00:07:51,870
‫با علامتِ من، می‌رید زیرِ سطحِ آب.‬

172
00:07:51,910 --> 00:07:54,210
‫می‌تونید از طریقِ یه سوراخِ کوچیک‬

173
00:07:54,210 --> 00:07:55,880
‫که روی درِ تانکتون هست نفس بکشید.‬

174
00:07:55,910 --> 00:07:58,250
‫هر چندتا که بخواید می‌تونید نفس بکشید،‬

175
00:07:58,280 --> 00:07:59,920
‫ولی زمانِ باارزشتون رو از دست می‌دید.‬

176
00:07:59,920 --> 00:08:03,090
‫و بعدش برید پایین به سمتِ مارپیچی که کفِ تانکتونه.‬

177
00:08:03,160 --> 00:08:08,270
‫حلش کنید تا بتونید پیچ‌گوشتیِ دوسو رو بردارید.‬

178
00:08:08,270 --> 00:08:10,380
‫از اون برای باز کردنِ پیچی استفاده کنید‬

179
00:08:10,410 --> 00:08:13,720
‫که شما رو اون تو حبس کرده.‬

180
00:08:13,780 --> 00:08:15,990
‫درِ تانک رو با فشار باز کنید‬

181
00:08:16,050 --> 00:08:18,860
‫و اون دکمه رو بزنید تا زمانتون متوقف بشه.‬

182
00:08:18,930 --> 00:08:21,830
‫چالش در دو مرحله انجام می‌شه،‬

183
00:08:21,870 --> 00:08:24,840
‫و گروه‌بندی‌ها هم تصادفی انتخاب شدن.‬

184
00:08:24,910 --> 00:08:28,380
‫راند اول،‬
‫ایتن در مقابل راب.‬

185
00:08:28,380 --> 00:08:31,650
‫راند دوم،‬
‫جیلین در مقابل چلسی.‬

186
00:08:31,650 --> 00:08:36,060
‫هر کی توی هر راند سریع‌تر فرار کنه،‬
‫می‌ره فینال.‬

187
00:08:36,090 --> 00:08:41,270
‫اونی که از همه کندتره حذف می‌شه.‬
‫خب، همگی چه حسی دارید؟‬

188
00:08:41,300 --> 00:08:44,210
‫اصلاً بابت این موضوع هیجان‌زده نیستم.‬

189
00:08:44,210 --> 00:08:47,120
‫حس خوبی نداره که آدم‬
‫با یه غواص آزاد رقابت کنه،‬

190
00:08:47,120 --> 00:08:51,790
‫و امیدوارم اون بیفته توی تانکی که‬
‫ماهی‌های وحشی‌تری داره.‬

191
00:08:52,990 --> 00:08:55,000
‫دلم نمی‌خواد برم توی اون آبِ سرد.‬

192
00:08:55,030 --> 00:08:56,970
‫- مشکل بزرگ منم همینه.‬
‫- سرد هم هست؟‬

193
00:08:56,970 --> 00:09:00,310
‫- آره، گرم‌کن نداره.‬
‫- عالی شد.‬

194
00:09:00,340 --> 00:09:02,850
‫خب، ایتن و راب،‬

195
00:09:02,880 --> 00:09:05,890
‫شما اولید،‬
‫پس بیاین شروع کنیم.‬

196
00:09:11,000 --> 00:09:14,170
‫به‌به. بذار آخرین‬
‫فکرم رو بهت بگم.‬

197
00:09:14,200 --> 00:09:15,940
جووون بابا

198
00:09:15,940 --> 00:09:18,750
‫عجب تیکه‌ای! سلاملکم گل پسر!‬

199
00:09:18,750 --> 00:09:21,890
‫- بزن بریم پسرا!‬
‫- زود باشین.‬

200
00:09:21,920 --> 00:09:24,360
‫آروم باشید بچه‌ها.‬
‫وای خدای من.‬

201
00:09:26,730 --> 00:09:28,800
‫اون یکی خیلی وحشی به نظر می‌رسه.‬

202
00:09:35,850 --> 00:09:38,220
‫خیلی خب آقایون،‬
‫وقتشه برید توی تانک‌ها.‬

203
00:09:39,350 --> 00:09:41,320
‫این چالش دیوانه‌کننده‌ست.‬

204
00:09:41,360 --> 00:09:43,900
‫ایتن سخت‌ترین رقیب منه.‬

205
00:09:43,930 --> 00:09:45,870
‫من تقریباً دو برابرِ‬
‫این پسره سن دارم.‬

206
00:09:45,900 --> 00:09:48,140
‫ولی تجربه‌ام از اون بیشتره.‬

207
00:09:48,170 --> 00:09:51,340
‫استرس دارم.‬
‫قلبم داره از سینه‬
‫می‌زنه بیرون.‬

208
00:09:51,380 --> 00:09:53,050
خیلی برام مهمه

209
00:09:53,050 --> 00:09:55,620
‫خیلی به بردنِ‬
‫اون ۲۰۰ هزار دلار نزدیکم.‬

210
00:10:00,300 --> 00:10:03,030
‫الان یه جورایی‬
‫دارم پس می‌افتم.‬

211
00:10:03,030 --> 00:10:06,470
‫راب نسبت به من‬
‫یه مزیتِ بزرگ داره.‬

212
00:10:06,470 --> 00:10:08,480
‫من توی حبس کردنِ نفسم خوبم، ‬

213
00:10:08,480 --> 00:10:12,490
‫احتمالاً تا یک و نیم دقیقه زیرِ آب.‬

214
00:10:12,520 --> 00:10:14,060
‫ولی از اون طرف راب، ‬

215
00:10:14,060 --> 00:10:16,430
‫می‌گه تا چهار دقیقه می‌تونه دووم بیاره.‬

216
00:10:16,490 --> 00:10:18,830
‫و منم تمامِ تمرکزم رو گذاشتم، ‬

217
00:10:18,900 --> 00:10:22,070
‫چون می‌دونم باید راب رو‬
‫از دورِ رقابت حذف کنم.‬

218
00:10:22,070 --> 00:10:25,110
‫با صدای بوق، مسابقه شروع می‌شه.‬

219
00:10:27,220 --> 00:10:31,390
‫سه، دو، یک، برو!‬

220
00:10:32,830 --> 00:10:35,260
‫بدو ایتن!‬
‫بدو راب!‬

221
00:10:37,770 --> 00:10:39,410
‫دارن با سرعت می‌رن.‬

222
00:10:41,510 --> 00:10:42,950
‫زود باش! بدو، بدو!‬

223
00:10:42,980 --> 00:10:44,450
‫نذارید اون ماهی‌های سرسوسماری‬

224
00:10:44,520 --> 00:10:46,250
‫به جاهای حساستون نوک بزنن!‬

225
00:10:48,190 --> 00:10:49,430
‫نه! ‬

226
00:10:54,970 --> 00:10:58,040
‫بدو ایتن!‬
‫بدو راب!‬

227
00:11:01,080 --> 00:11:02,990
‫ترس باعث می‌شه آدم‬
‫توی این بازی‌ها سوتی بده، ‬

228
00:11:02,990 --> 00:11:06,930
‫و من باید توی این شرایط‬
‫خونسردی‌م رو حفظ کنم.‬

229
00:11:09,740 --> 00:11:13,010
‫- آروم باشید بچه‌ها.‬
‫- استراتژیِ من اینجا‬

230
00:11:13,070 --> 00:11:17,180
‫اینه‌ که کلِ بخشِ پازل رو‬
‫با یه نفس برم.‬

231
00:11:18,990 --> 00:11:20,960
‫قلبم داره از سینه‬
‫می‌زنه بیرون، ‬

232
00:11:20,990 --> 00:11:22,830
‫که این بدترین اتفاقِ ممکنه، ‬

233
00:11:22,860 --> 00:11:24,330
‫وقتی که لازم داری‬
‫نفست رو حبس کنی.‬

234
00:11:24,360 --> 00:11:26,230
‫خدای من.‬

235
00:11:26,270 --> 00:11:29,210
‫هیچ‌کدومشون هنوز‬
‫برای نفس گرفتن نیومدن بالا.‬

236
00:11:32,980 --> 00:11:34,880
‫باید دست از عجله کردن بردارم.‬

237
00:11:34,880 --> 00:11:37,490
‫کمکی نمی‌کنه،‬
‫چون هی دارم خرابش می‌کنم.‬

238
00:11:42,900 --> 00:11:45,470
‫زود باش!‬
‫بدو، بدو!‬

239
00:11:45,470 --> 00:11:48,410
‫ایول
ایتن هزار تو رو حل کرد

240
00:11:48,410 --> 00:11:52,150
‫- وای خدای من.‬
‫- حالا فقط باید با پیچ‌گوشتی‬
‫در رو باز کنه.‬

241
00:11:52,190 --> 00:11:53,490
‫- باریکلا راب!‬
‫- پیچ رو پیدا کن!‬

242
00:11:57,860 --> 00:12:01,170
‫- زود باش راب!‬
‫- ایول پسر، راب هم تموم کرد

243
00:12:01,170 --> 00:12:04,010
‫- اوه، شونه به شونه‌ی همن.‬
‫- بدو، بدو!‬

244
00:12:04,040 --> 00:12:07,180
‫پسر،‬
‫رقابت خیلی نزدیک شده.‬

245
00:12:07,180 --> 00:12:09,520
‫- ادامه بده، ادامه بده.‬
‫- می‌تونی.‬

246
00:12:09,520 --> 00:12:12,530
‫بدو راب!‬
‫همین‌طوری ادامه بده.‬

247
00:12:14,530 --> 00:12:16,230
‫دمت گرم ایتن.‬

248
00:12:17,640 --> 00:12:19,270
‫چیزی نمونده.‬

249
00:12:26,450 --> 00:12:31,930
‫رقابت خیلی تنگاتنگه.‬
‫ایتن اول تموم کرد،‬
‫ولی راب بهش رسید.‬

250
00:12:31,970 --> 00:12:35,200
‫- ادامه بده! پیچ رو پیدا کن!‬
‫- باریکلا راب. بدو!‬

251
00:12:35,240 --> 00:12:38,910
‫اوه نه، پیچ‌گوشتی‬
‫از دستش لیز خورد.‬

252
00:12:38,950 --> 00:12:40,220
‫اوه، گندش بزنن‬

253
00:12:40,250 --> 00:12:43,350
‫اوه، رقابت به مو بنده.‬

254
00:12:43,350 --> 00:12:46,230
‫- وای خدای من.‬
‫- وای خدا، این دیوانه‌کننده‌ست.‬

255
00:12:46,260 --> 00:12:49,670
‫حالا راب مجبوره‬
‫بیاد بالا نفس بگیره.‬

256
00:12:49,670 --> 00:12:51,300
‫زود باش، بگیرش!‬
‫می‌تونی!‬

257
00:12:51,340 --> 00:12:55,040
‫ادامه بدید پسرا!‬
‫می‌تونید. تمرکزتون رو حفظ کنید.‬

258
00:12:55,080 --> 00:12:57,420
‫- چیزی نمونده!‬
‫- زود باش! می‌تونی!‬

259
00:12:57,450 --> 00:12:59,420
‫آخراشه.‬

260
00:12:59,450 --> 00:13:02,060
‫اوه! وای خدای من.‬

261
00:13:02,090 --> 00:13:05,530
‫وای خدای من!‬
‫ایتن برد.‬

262
00:13:05,570 --> 00:13:08,100
‫- ایتن!‬
‫- اوه، واو.‬

263
00:13:08,140 --> 00:13:11,440
‫- ایتن رفت فینال.‬
‫- آره!‬

264
00:13:11,480 --> 00:13:13,350
‫ایول!‬

265
00:13:17,990 --> 00:13:20,900
‫راب، متأسفانه،‬
‫باید بره خونه.‬

266
00:13:20,960 --> 00:13:23,940
‫- ای خدا.‬
‫- هورا!‬

267
00:13:23,970 --> 00:13:27,010
‫جایگاهم رو توی فینال قطعی کردم!‬

268
00:13:27,080 --> 00:13:31,890
‫وای خدای من، راب رو بردم.‬
‫باورنکردنیه.‬

269
00:13:31,950 --> 00:13:35,890
‫متأسفم راب،‬
‫ولی این خیلی حسِ خوبی داره.‬

270
00:13:36,700 --> 00:13:39,330
‫وای خدای من.‬

271
00:13:39,370 --> 00:13:40,470
‫اشکالی نداره.‬

272
00:13:43,170 --> 00:13:47,620
‫- واو.‬
‫- خیلی نزدیک بود.‬

273
00:13:47,620 --> 00:13:50,250
‫دمتون گرم بچه‌ها.‬

274
00:13:53,230 --> 00:13:54,630
‫دمت گرم پسر.‬

275
00:13:54,630 --> 00:13:56,470
‫ممنون.‬

276
00:14:01,110 --> 00:14:03,010
‫خیلی از دست خودم شاکیم.‬

277
00:14:03,010 --> 00:14:06,050
‫چطور گذاشتم توی این یکی ببازم؟‬

278
00:14:06,120 --> 00:14:07,150
‫بین این همه چالش،‬

279
00:14:07,160 --> 00:14:09,730
‫حالا باید تو چالش غواصی میباختم!
که خیرسرم مهارت داشتم

280
00:14:09,760 --> 00:14:12,030
‫خوب بود. عیبی نداره.‬

281
00:14:12,030 --> 00:14:15,040
‫- وای خدا.‬
‫- مطمئن بودم می‌برم،‬

282
00:14:15,040 --> 00:14:18,380
‫و همینم باعث می‌شه بیشتر بسوزم.‬

283
00:14:18,380 --> 00:14:19,450
‫دمتون گرم بچه‌ها.‬

284
00:14:19,450 --> 00:14:22,350
‫واقعاً به ایتن افتخار می‌کنم.‬
‫حقش بود ببره.‬

285
00:14:22,420 --> 00:14:24,290
‫هر چی باشه، رقابت با یه غواص‬

286
00:14:24,320 --> 00:14:27,500
‫و برنده شدن توی این مسابقه،‬
‫کارش عالی بود.‬

287
00:14:27,530 --> 00:14:29,270
‫اولین فینالیستمون رو داریم‬

288
00:14:29,300 --> 00:14:33,140
‫که برای جایزه‌ی بزرگ ۲۰۰ هزار دلاری‬
‫رقابت می‌کنه.‬

289
00:14:33,170 --> 00:14:34,480
‫- ترکوندی.‬
‫- دمت گرم.‬

290
00:14:34,510 --> 00:14:36,010
‫نفر بعدی رو می‌خوایم.‬

291
00:14:36,050 --> 00:14:39,450
‫چلسی، جیلین،‬
‫آماده‌اید؟‬

292
00:14:39,490 --> 00:14:41,420
‫- بزن بریم.‬
‫- از این آماده‌تر نمی‌شم.‬

293
00:14:41,460 --> 00:14:44,600
‫- نوبت شماست. بیاین انجامش بدیم.‬
‫- بزنیم به دل آب.‬

294
00:14:44,600 --> 00:14:47,240
‫- بزن بریم.‬
‫بیا بریم بالا آبجی.‬
‫- باشه.‬

295
00:14:52,610 --> 00:14:55,080
‫آخرین چالشی که‬

296
00:14:55,080 --> 00:14:58,090
‫یه جورایی پازل داشت،‬
‫یعنی همون چالش شوک،‬

297
00:14:58,090 --> 00:15:01,200
‫- خب، شکست خوردم.‬
‫- چلسی، چی شده؟‬

298
00:15:01,230 --> 00:15:02,300
‫خب، کدوم (بوق) ـیه؟‬

299
00:15:02,400 --> 00:15:07,680
‫و واقعاً فکرم درگیره‬
‫و استرس دارم که دوباره شکست بخورم.‬

300
00:15:10,820 --> 00:15:15,090
‫- اوه.‬
‫- چلسی، جیلین، آماده‌اید؟‬

301
00:15:15,090 --> 00:15:18,200
‫- نه.‬
‫- خب، وقتشه برید تو.‬

302
00:15:18,230 --> 00:15:20,100
‫می‌تونی انجامش بدی، جیلین.‬

303
00:15:20,100 --> 00:15:22,670
‫ایی.‬

304
00:15:25,110 --> 00:15:28,320
‫- اوه .‬
‫- بدنت رو شل کن، جیلین.‬

305
00:15:28,320 --> 00:15:29,320
‫پاهات رو شل کن.‬

306
00:15:30,420 --> 00:15:35,100
‫اوه، اون فقط داره...‬

307
00:15:35,130 --> 00:15:36,070
‫فکر کنم از ماهی‌ها می‌ترسم، جانی.‬

308
00:15:36,100 --> 00:15:37,700
‫فقط دارن سلام می‌کنن.‬

309
00:15:39,410 --> 00:15:41,310
‫- حواست به اون یکی دستت باشه.‬
‫- اوه!‬

310
00:15:44,720 --> 00:15:46,820
‫باریکلا.‬

311
00:15:49,360 --> 00:15:52,730
‫البته بزرگ‌ترین ترسم‬
‫موقع اومدن به اینجا غرق شدن بود.‬

312
00:15:54,440 --> 00:15:57,270
‫این ماهی‌های سرسوسماری، ‬

313
00:15:57,280 --> 00:15:59,880
‫واقعاً وحشتناکن.‬

314
00:15:59,880 --> 00:16:03,720
‫دارم از ترس زهره‌ترک می‌شم.‬

315
00:16:11,610 --> 00:16:13,610
‫خب، آماده‌ای؟‬

316
00:16:17,580 --> 00:16:20,550
‫هیچ‌وقت توی حبس کردن نفسم‬
‫خوب نبودم، ‬

317
00:16:20,560 --> 00:16:22,860
‫ولی دیدم که پسرا با یه نفس‬
‫پازل رو حل کردن، ‬

318
00:16:22,890 --> 00:16:25,130
‫و هدفم هم همین بود.‬

319
00:16:25,160 --> 00:16:28,200
‫برم پایین، با یه نفس،‬
‫اون پیچ‌گوشتی رو دربیارم.‬

320
00:16:28,270 --> 00:16:32,950
‫ولی خیلی استرس دارم.‬
‫قلبم داره می‌ترکه.‬

321
00:16:32,980 --> 00:16:38,930
‫الانه که بفهمیم کی قراره‬
‫برای ۲۰۰ هزار دلار با ایتن رقابت کنه.‬

322
00:16:38,930 --> 00:16:42,500
‫با صدای بوق من،‬
‫مسابقه شروع می‌شه.‬

323
00:16:45,570 --> 00:16:49,280
‫سه، دو، یک، برو.‬

324
00:16:49,310 --> 00:16:52,150
‫جیلین، برو اون تو!‬

325
00:16:52,190 --> 00:16:55,290
‫بدو چلسی!‬
‫آروم باش، چلسی.‬

326
00:17:00,200 --> 00:17:01,600
‫بدو جیلین، می‌تونی.‬

327
00:17:01,640 --> 00:17:03,940
‫- می‌تونی. تا آخرش برو.‬
‫- بدو چلسی!‬

328
00:17:03,940 --> 00:17:05,680
‫بدو جیلین!‬

329
00:17:06,950 --> 00:17:09,550
‫پسر، اون پازل واقعاً سخته.‬

330
00:17:11,560 --> 00:17:12,560
‫می‌تونی انجامش بدی، چلسی.‬

331
00:17:22,210 --> 00:17:25,150
‫وای خدای من،‬
‫رقابت خیلی نزدیکه.‬

332
00:17:29,490 --> 00:17:31,730
‫چطور هنوز برای‬
‫نفس گرفتن نیومدن بالا؟‬

333
00:17:31,800 --> 00:17:33,700
‫من تا الان غزل خداحافظی رو خونده بودم.‬

334
00:17:33,700 --> 00:17:35,340
‫آروم باش. ادامه بده!‬

335
00:17:35,370 --> 00:17:37,840
‫- بدو جیلین!‬
‫- بدو چلسی!‬

336
00:17:37,880 --> 00:17:39,550
‫باریکلا دختر، چلسی!‬

337
00:17:39,610 --> 00:17:41,980
‫- باریکلا!‬
‫- اوه. وای خدای من.‬

338
00:17:41,990 --> 00:17:43,590
‫چلسی همین الان‬
‫پیچ‌گوشتی رو برداشت.‬

339
00:17:46,260 --> 00:17:49,170
‫بدو جیلین!‬
‫می‌تونی.‬

340
00:17:53,640 --> 00:17:55,480
‫حالا جیلین‬
‫پیچ‌گوشتی رو برداشت.‬

341
00:17:55,510 --> 00:17:58,450
‫خوبه، گرفتیش.‬

342
00:18:05,870 --> 00:18:07,700
‫آروم باش چلسی! نفس بکش.‬

343
00:18:14,420 --> 00:18:16,750
‫از اونجا بیا بیرون‬
‫و چراغ رو بزن.‬

344
00:18:16,790 --> 00:18:17,890
‫بدو جیلین!‬

345
00:18:19,560 --> 00:18:21,900
‫- فقط چند تا پیچ دیگه مونده!‬
‫- وای خدای من.‬

346
00:18:23,000 --> 00:18:25,100
‫ادامه بده.‬
‫بدو جیلین.‬

347
00:18:28,440 --> 00:18:30,750
‫فقط یک نفر زنده می‌مونه.‬

348
00:18:30,780 --> 00:18:32,490
‫بدو چلسی. بدو.‬

349
00:18:34,590 --> 00:18:37,600
‫واو، واو،‬
‫چلسی تقریباً تمومش کرده.‬

350
00:18:39,930 --> 00:18:41,300
‫وای خدای من.‬

351
00:18:41,300 --> 00:18:43,310
‫- اوه، چلسی برد!‬
‫- آره، ایول!‬

352
00:18:43,310 --> 00:18:46,050
‫- چلسی رفت فینال.‬
‫- وای خدای من.‬

353
00:18:46,050 --> 00:18:47,580
‫آآآه!‬

354
00:18:47,580 --> 00:18:50,920
‫- اوه، واو.‬
‫- دمت گرم چلسی.‬

355
00:18:50,920 --> 00:18:51,620
‫- اون واقعاً...‬
‫- دمتون گرم دخترا.‬

356
00:18:51,790 --> 00:18:54,760
‫- خسته نباشی جیلین.‬
‫- یه کار فوق‌العاده...‬

357
00:18:54,800 --> 00:18:56,630
‫وای خدای من.‬

358
00:18:56,630 --> 00:18:58,440
‫وای خدا.‬

359
00:18:58,440 --> 00:19:00,610
‫من جزو دو نفر برتر‬
‫«عامل ترس» هستم.‬

360
00:19:00,680 --> 00:19:03,310
‫دارم می‌رم فینال.‬
‫این دیوانه‌کننده‌ست.‬

361
00:19:03,350 --> 00:19:06,320
‫- وای خدای من.‬
‫- تو خیلی خفنی.‬

362
00:19:06,320 --> 00:19:08,060
‫- عاشقتم.‬
‫- نه، من عاشقتم.‬

363
00:19:08,060 --> 00:19:10,790
‫کار هر دوتون عالی بود.‬

364
00:19:10,800 --> 00:19:13,470
‫دلم واقعاً آشوبه‬

365
00:19:13,470 --> 00:19:15,870
‫چون خیلی دلم می‌خواست برنده‌ بشم

366
00:19:15,870 --> 00:19:19,950
‫اینکه تا این حد به فینال‬
‫نزدیک باشی و ببازی، واقعاً دردناکه.‬

367
00:19:19,980 --> 00:19:22,820
‫- خیلی ناامید شدم.‬
‫- تبریک می‌گم.‬

368
00:19:22,820 --> 00:19:23,820
‫ممنون.‬

369
00:19:26,490 --> 00:19:28,730
‫- تبریک می‌گم، چلسی.‬
‫- کارت عالی بود.‬

370
00:19:28,770 --> 00:19:31,070
‫- ممنون.‬
‫- تبریک می‌گم، ایتن.‬

371
00:19:31,070 --> 00:19:32,470
‫ممنون.‬

372
00:19:32,470 --> 00:19:36,880
‫خب، متأسفانه‬
‫برای راب و جیلین،‬

373
00:19:36,880 --> 00:19:41,820
‫ماجراجویی‌تون توی این مسابقه
‫همین‌جا تموم می‌شه.‬

374
00:19:41,820 --> 00:19:42,790
‫هردوتون عالی بودید.‬

375
00:19:42,860 --> 00:19:45,500
‫هردوتون باید به خودتون‬
‫خیلی افتخار کنید.‬

376
00:19:45,500 --> 00:19:47,640
‫و جیلین، باید بگم که،‬

377
00:19:47,640 --> 00:19:50,810
‫خانواده‌ات دیگه هیچ‌وقت‬
‫دست‌کمت نمی‌گیرن‬

378
00:19:50,880 --> 00:19:52,610
‫بعد از اینکه دیدن توی این‬
‫مسابقه چه کارایی کردی.‬

379
00:19:52,650 --> 00:19:54,850
‫- آره.‬
‫- و نمی‌خوام دیگه هیچ‌وقت‬

380
00:19:54,850 --> 00:19:55,920
‫خودت رو دست‌کم بگیری.‬

381
00:19:55,950 --> 00:19:58,520
‫خیلی ممنونم.‬
‫واقعاً به خودم افتخار می‌کنم.‬

382
00:19:58,530 --> 00:20:00,530
‫فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت‬
‫همچین اتفاقی بیفته.‬

383
00:20:00,530 --> 00:20:02,830
‫خودمو از هر نظر که‬
‫فکرشو کنی به چالش کشیدم،‬

384
00:20:02,900 --> 00:20:06,370
‫و هیجان‌زده‌ام که ببینم‬
‫بعد از این چی می‌شه‬

385
00:20:06,370 --> 00:20:08,650
‫و با چه ترس‌های دیگه‌ای‬
‫روبرو می‌شم، واسه همین...‬

386
00:20:08,680 --> 00:20:10,880
‫خب، فکر کنم‬
‫از پسشون بربیای.‬

387
00:20:10,950 --> 00:20:12,120
‫رقبای خیلی خوبی بودید،‬

388
00:20:12,150 --> 00:20:13,820
‫و حالا همه می‌تونید‬
‫با هم خداحافظی کنید.‬

389
00:20:13,890 --> 00:20:17,400
‫- ممنون، جانی.‬
‫- بچه‌ها، دیگه گریه نکنید.‬

390
00:20:17,430 --> 00:20:19,400
‫دوستتون دارم.‬

391
00:20:19,430 --> 00:20:20,730
‫- رفیق.‬
‫- خیلی دوستت دارم.‬

392
00:20:20,740 --> 00:20:26,980
‫من با ترس از آب‬
‫وارد این مسابقه شدم.‬

393
00:20:27,020 --> 00:20:29,950
‫بعد از چالش شیرجه، ‬

394
00:20:29,990 --> 00:20:33,760
‫انگار توی آب یه جور‬
‫بیداریِ روحی بهم دست داد.‬

395
00:20:33,760 --> 00:20:35,430
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.‬

396
00:20:35,430 --> 00:20:38,400
‫یه قدرتِ تازه‌ای‬
‫پیدا کردم.‬

397
00:20:38,440 --> 00:20:39,810
‫جیلین،‬
‫تو از همه جلوتر رفتی.‬

398
00:20:39,840 --> 00:20:43,010
‫و جیلینِ جدید قراره نترس باشه.‬

399
00:20:43,050 --> 00:20:44,850
‫تو یه غولی! آره، جی!‬

400
00:20:44,920 --> 00:20:47,060
‫من و راب رابطه‌ی‬
‫خیلی قشنگی با هم ساختیم.‬

401
00:20:47,120 --> 00:20:48,420
‫اون اینجا واقعاً ازم حمایت کرد.‬

402
00:20:48,420 --> 00:20:50,560
‫وای!‬

403
00:20:50,560 --> 00:20:52,770
‫- آره!‬
‫- ما تا آخرِ این مسیر‬
‫هوای همدیگه رو داشتیم‬

404
00:20:52,770 --> 00:20:53,900
‫توی کلِ این مدت.‬

405
00:20:53,940 --> 00:20:55,770
‫کارت خوب بود.‬

406
00:20:55,770 --> 00:20:57,080
‫دمت گرم، دمت گرم.‬

407
00:20:57,140 --> 00:20:59,050
‫- تو نجاتم دادی.‬
‫- دوستتون دارم بچه‌ها.‬

408
00:20:59,080 --> 00:21:02,180
‫- دوستتون دارم.‬
‫- عاشقتونم.‬

409
00:21:02,190 --> 00:21:05,590
‫وقتی به کارایی که‬
‫اینجا کردیم نگاه می‌کنم،‬

410
00:21:05,590 --> 00:21:07,190
‫وقتی اون گویِ تخریب رو دیدم‬

411
00:21:07,200 --> 00:21:09,130
‫و ارتفاع و سرعتی که‬
‫قراره داشته باشیم، ‬

412
00:21:09,170 --> 00:21:12,440
‫وحشت کرده بودم چون قشنگ‬

413
00:21:12,440 --> 00:21:14,780
‫تمامِ اون دردِ‬
‫شکستگیِ پام رو حس کردم.‬

414
00:21:17,780 --> 00:21:19,390
‫واقعاً سخته.‬

415
00:21:27,570 --> 00:21:29,970
‫ولی از پسش براومدم.‬

416
00:21:30,040 --> 00:21:31,440
‫آآآه!‬

417
00:21:31,480 --> 00:21:33,610
‫من از تک‌تکِ چالش‌ها‬
‫سربلند بیرون اومدم‬

418
00:21:33,650 --> 00:21:37,090
‫و حس می‌کنم الان دیگه‬
‫می‌تونم با هر چیزی روبرو بشم.‬

419
00:21:37,090 --> 00:21:39,890
‫- لعنتی، راب!‬
‫- باریکلا راب!‬

420
00:21:39,890 --> 00:21:41,660
‫تو می‌تونی، لنس. آروم باش.‬
‫خونسردیتو حفظ کن.‬

421
00:21:41,730 --> 00:21:42,830
‫- دارم سعی‌مو می‌کنم بچه‌ها.‬
‫- همه آروم باشید.‬

422
00:21:42,900 --> 00:21:46,010
‫حس می‌کنم دوباره با اون‬
‫رابِ قدیمی ارتباط گرفتم، ‬

423
00:21:46,010 --> 00:21:48,610
‫- همون رابِ کله‌خر.‬
‫- دمت گرم رفیق.‬

424
00:21:48,610 --> 00:21:50,780
‫با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا نمی‌رم،‬

425
00:21:50,850 --> 00:21:54,060
‫ولی با چیزی خیلی بیشتر‬
‫از اون دارم می‌رم.‬

426
00:21:56,630 --> 00:21:59,500
‫اوه، وای!‬

427
00:21:59,500 --> 00:22:02,500
‫- کارتون عالی بود بچه‌ها.‬
‫- ممنون، جانی.‬

428
00:22:02,510 --> 00:22:03,810
‫- شماها توی فینال هستید.‬
‫- خیلی ممنون.‬

429
00:22:03,880 --> 00:22:06,650
‫- آآآه! فینال!‬
‫- باورم نمی‌شه.‬

430
00:22:06,650 --> 00:22:10,490
‫وای خدای من.‬
‫واقعاً برات خوش‌حالم.‬

431
00:22:10,520 --> 00:22:13,560
‫شما توی چالشِ نهاییِ این فصل‬
‫با هم روبرو می‌شید‬

432
00:22:13,630 --> 00:22:18,810
‫و یکیتون برنده‌ی ۲۰۰ هزار دلار می‌شه.‬

433
00:22:18,840 --> 00:22:21,480
‫آره!‬

434
00:22:21,510 --> 00:22:23,110
‫هردوتون برگردید‬
‫به «خانه‌ی ترس»،‬

435
00:22:23,110 --> 00:22:24,250
‫سعی کنید یکم استراحت کنید،‬

436
00:22:24,250 --> 00:22:29,490
‫و توی چالشِ نهایی می‌بینمتون.‬

437
00:22:29,530 --> 00:22:33,130
‫۲۰۰ هزار دلار وسطِ میدونه.‬

438
00:22:33,170 --> 00:22:36,140
‫اوه. وای خدای من. واقعیه.‬

439
00:22:36,140 --> 00:22:37,940
‫- واقعیه!‬
‫- واقعاً واقعیه.‬

440
00:22:37,940 --> 00:22:41,850
‫باورم نمی‌شه من و ایتن دو نفرِ نهایی هستیم.‬
‫از خوش‌حالی رو ابرا سیر می‌کنم.‬

441
00:22:41,920 --> 00:22:45,760
‫- وای خدای من. خیلی حال داد.‬
‫- وای! از بین ۱۴ نفر!‬

442
00:22:46,960 --> 00:22:49,770
‫می‌خوام یه دورِ آخر رو‬
‫با رفیقم ایتن برم.‬

443
00:22:49,800 --> 00:22:53,010
‫اون قویه، ۲۰ سالشه و هیکلیه.‬

444
00:22:53,010 --> 00:22:54,510
‫بیا جلو مرد. من حاضرم.‬

445
00:22:54,540 --> 00:22:55,850
‫می‌دونم که می‌تونم ببرمش.‬

446
00:23:02,690 --> 00:23:05,830
‫اینجا خیلی ساکته، نه؟‬
‫یه جورایی مثل خونه‌ی ارواح شده.‬

447
00:23:05,870 --> 00:23:08,300
‫یه زمانی ۱۴ نفر توی این اتاق بودن.‬

448
00:23:08,300 --> 00:23:10,710
‫- دیوانه‌کننده‌ست، نه؟‬
‫- من حتی...‬

449
00:23:10,710 --> 00:23:15,890
‫- مثل برق و باد گذشت.‬
‫- ۲۰۰ هزار دلار وسطِ میدونه.‬

450
00:23:15,950 --> 00:23:18,120
‫اصلاً واقعیه؟‬
‫اصلاً زبونم بند اومده.‬

451
00:23:18,120 --> 00:23:20,430
‫می‌دونم. باورت می‌شه؟‬
‫اگه ببری باهاش چیکار می‌کنی؟‬

452
00:23:20,490 --> 00:23:24,570
‫- خب، اولین چیزی که برای خودم‬
‫می‌خرم یه دره.‬
‫- اوهوم. یه در؟‬

453
00:23:24,570 --> 00:23:26,810
‫آخه اتاقم در نداره.‬
‫فقط یه پرده‌ست.‬

454
00:23:26,840 --> 00:23:31,820
‫خیلی مطمئنم که با ۲۰۰ هزار دلار‬
‫می‌تونم یه درِ درست‌وحسابی بخرم.‬

455
00:23:31,850 --> 00:23:34,590
‫بعدشم یه بخشِ بزرگیش رو‬
‫می‌دم به مامانم.‬

456
00:23:34,590 --> 00:23:37,190
‫خانواده‌ام به این پول نیاز دارن.‬

457
00:23:37,190 --> 00:23:39,000
‫یه زمانی توی زندگیم بود که...‬

458
00:23:39,030 --> 00:23:41,100
‫مامانم از پسِ اجاره‌خونه‌ی همه‌مون برنمی‌اومد، ‬

459
00:23:41,170 --> 00:23:42,740
‫واسه همین مجبور شدم وسایلم رو جمع کنم‬

460
00:23:42,740 --> 00:23:44,010
‫و یه مدتی با بابام زندگی کنم.‬

461
00:23:44,040 --> 00:23:47,050
‫اون دوران واقعاً زمانِ‬
‫تاریکی توی زندگیم بود،‬

462
00:23:47,080 --> 00:23:48,150
‫همه‌اش دعوا و این‌جور چیزا،‬

463
00:23:48,150 --> 00:23:51,620
‫ یه جورایی، از روی احساسات‬
‫تصمیم‌های غلط می‌گرفتم‬

464
00:23:51,620 --> 00:23:53,630
‫و حتی متوجهش هم نبودم.‬

465
00:23:53,630 --> 00:23:57,130
‫خیلی دردناک بود، ولی الان دیگه توی سنی هستم‬

466
00:23:57,130 --> 00:24:00,410
‫که دارم تبدیل به یه مردِ جوان می‌شم، ‬

467
00:24:00,410 --> 00:24:05,650
‫و می‌خوام بعد از این،‬
‫نسخه‌ی بهتری از خودم بشم.‬

468
00:24:05,720 --> 00:24:09,860
‫حمایت از خانواده‌ام همیشه یکی از هدف‌های زندگیم بوده، ‬

469
00:24:09,890 --> 00:24:12,030
‫و حالا این فرصت رو دارم که انجامش بدم.‬

470
00:24:12,030 --> 00:24:14,740
‫این برام خیلی مهمه.‬
‫نباید خرابش کنم.‬

471
00:24:14,770 --> 00:24:16,810
‫بچه‌هام رو می‌برم یه مسافرتِ باحال.‬

472
00:24:16,870 --> 00:24:18,640
‫- معرکه‌ست، انگار...‬
‫- انگار داریم یه جایی می‌ریم.‬

473
00:24:18,640 --> 00:24:21,350
‫مسافرت، رسیدگی به خانواده،‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

474
00:24:21,380 --> 00:24:22,920
‫توی جریانِ طلاق، ‬

475
00:24:22,950 --> 00:24:23,820
‫چند سال از زندگیم رو از دست دادم، ‬

476
00:24:24,020 --> 00:24:27,930
‫و دیدنِ اون شادی‌هایی که از دست دادم دردناکه، ‬

477
00:24:27,960 --> 00:24:30,800
‫اونم با دخترهام توی یه سنِ خاص،‬
‫و این آدم رو می‌سوزونه.‬

478
00:24:30,870 --> 00:24:32,370
‫و فکر می‌کنم سخت‌ترین چیز همینه، ‬

479
00:24:32,370 --> 00:24:35,880
‫خاطراتی که از دست دادم.‬

480
00:24:35,910 --> 00:24:39,050
‫نمی‌خوام یه خاطره‌ی دیگه رو هم‬
‫از دست بدم.‬

481
00:24:39,050 --> 00:24:42,660
‫برنده شدن توی این مسابقه به دخترهام نشون می‌ده‬
‫که مامان از پسش براومد.‬

482
00:24:42,660 --> 00:24:43,330
‫من شما رو به دنیا آوردم.‬
‫شما بخشی از وجودِ من هستید.‬

483
00:24:43,490 --> 00:24:44,900
‫این یعنی شما هم‬
‫می‌تونید از پسش بربیاید.‬

484
00:24:44,960 --> 00:24:45,800
‫در حالِ حاضر، ‬

485
00:24:45,800 --> 00:24:47,670
‫یه جورایی حس می‌کنم توقف‌ناپذیرم.‬

486
00:24:47,670 --> 00:24:49,200
‫خیلی خب، نمی‌دونم چی در انتظارمه،‬

487
00:24:49,210 --> 00:24:50,670
‫- ولی خوش‌حالم که اینجا با تو هستم.‬
‫- منم همین‌طور.‬

488
00:24:50,680 --> 00:24:52,580
در هر صورت،برات آرزوی موفقیت میکنم

489
00:24:52,610 --> 00:24:54,380
‫- تو هم همین‌طور.‬
‫- ببینیم فردا چی پیش می‌آد، پسر.‬

490
00:24:54,420 --> 00:24:58,420
‫امیدوارم بهترین بازیکنای این مسابقه بشیم

491
00:24:58,420 --> 00:24:59,130
‫- از این حرفت خوشم اومد.‬
‫- بغل می‌خوای؟‬

492
00:24:59,390 --> 00:25:01,700
‫باشه، یه بغل بده ببینم، شب بخیر!‬

493
00:25:01,730 --> 00:25:03,830
‫- برو یکم بخواب!‬
‫- شب بخیر!‬

494
00:25:04,900 --> 00:25:07,010
‫فردا صبح می‌بینمت!‬

495
00:25:13,220 --> 00:25:15,960
‫صبحِ بازیِ نهایی

496
00:25:15,960 --> 00:25:17,260
‫یه دل‌شوره‌ی عجیبی تهِ دلم دارم.‬

497
00:25:17,530 --> 00:25:23,140
‫با خودم می‌گم: «وای خدای من، امروز روزِ ۲۰۰ هزار دلاره.»‬
‫نباید خرابش کنم.‬

498
00:25:23,210 --> 00:25:26,350
‫اصلاً نمی‌دونیم برای بازیِ نهایی‬
‫باید منتظرِ چی باشیم.‬

499
00:25:26,410 --> 00:25:28,850
‫الان دیگه به شدت عصبی و نگرانم‬

500
00:25:28,850 --> 00:25:30,720
‫و فقط باید ظاهرِ با اعتمادبه‌نفسم رو حفظ کنم‬

501
00:25:30,760 --> 00:25:33,190
‫و فقط خودم رو برای بدترین شرایط آماده کنم.‬

502
00:25:33,230 --> 00:25:35,730
‫دلم برای اینجا تنگ می‌شه.‬

503
00:25:35,730 --> 00:25:37,300
‫واو. آخرین نگاهت رو به اینجا بنداز.‬

504
00:25:37,300 --> 00:25:41,140
‫اونجا رو ببین.‬

505
00:25:42,750 --> 00:25:45,950
‫خب، باعث افتخار بود، «خانه‌ی ترس».‬

506
00:25:49,990 --> 00:25:54,340
‫وحشت دارم نمیدونم جانی‬
‫چه نقشه‌ای برامون کشیده.‬

507
00:25:59,000 --> 00:26:06,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

508
00:26:29,340 --> 00:26:30,910
‫- آره!‬
‫- سلام جانی.‬

509
00:26:30,910 --> 00:26:32,810
‫- هی جانی.‬
‫- خیلی خب.‬

510
00:26:32,810 --> 00:26:35,050
‫- چطورید؟‬
‫- هیجان‌زده‌ام.‬

511
00:26:35,050 --> 00:26:37,250
‫- منم هیجان‌زده‌ام.‬
‫- آره، فکر کنم منم هستم.‬

512
00:26:38,260 --> 00:26:40,260
‫و حالا فقط دو نفر باقی موندن.‬

513
00:26:40,260 --> 00:26:42,230
‫به چالشِ نهایی خوش اومدید.‬

514
00:26:42,230 --> 00:26:45,800
‫و قبل از اینکه شروع کنیم، امیدوارم از اینجا‬

515
00:26:45,810 --> 00:26:49,010
‫به عنوانِ یکی از شادترین و هیجان‌انگیزترین دورانِ زندگیتون یاد کنید.‬

516
00:26:49,050 --> 00:26:51,280
‫و ممنونم که اون رو برای من هم‬
‫به یکی از همون دوران تبدیل کردید.‬

517
00:26:51,280 --> 00:26:52,280
‫ممنون جانی.‬

518
00:26:52,280 --> 00:26:53,150
‫- واقعاً همین‌طور بوده.‬
‫- تو هم همین‌طور.‬

519
00:26:53,350 --> 00:26:57,160
‫ما با ۱۴ شرکت‌کننده‌ی فوق‌العاده قوی شروع کردیم‬

520
00:26:57,190 --> 00:27:01,070
‫که اومده بودن اینجا تا بر ترس‌های واقعیشون غلبه کنن،‬

521
00:27:01,070 --> 00:27:05,080
‫و حالا کلِ این رقابت به شما دو نفر ختم می‌شه.‬

522
00:27:05,080 --> 00:27:07,980
‫- اصلاً استرس نداره. نه بابا.‬
‫- اصلاً و ابداً.‬

523
00:27:08,050 --> 00:27:11,920
‫یه مادر با دو تا دخترِ کوچولو از شرقِ تنسی. بزن بریم، «وُلس»!‬

524
00:27:11,960 --> 00:27:16,000
‫که داره با جوان‌ترین شرکت‌کننده‌مون رقابت می‌کنه.‬

525
00:27:16,070 --> 00:27:19,810
‫یکی از شما قراره با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا بره.‬

526
00:27:19,840 --> 00:27:22,580
‫اون یکی هم فقط قراره از اینجا بره.‬

527
00:27:22,580 --> 00:27:26,090
‫- هوم.‬
‫- برای چالشِ نهاییتون،‬

528
00:27:26,090 --> 00:27:29,560
‫با ترسِ از سرعت و شکست روبرو می‌شید.‬

529
00:27:29,590 --> 00:27:31,560
‫- باشه.‬
‫- اوه. شکست.‬

530
00:27:31,560 --> 00:27:33,970
‫اسمِ این مرحله رو گذاشتیم «مادر تریلی ها».‬

531
00:27:33,970 --> 00:27:35,940
‫
‫- بله.‬

532
00:27:35,970 --> 00:27:37,940
‫بخشِ نظارت می‌خواست اسمش رو بذاره (سانسور) ،‬

533
00:27:37,980 --> 00:27:39,850
‫و من گفتم ما این کار رو نمی‌کنیم.‬

534
00:27:39,850 --> 00:27:42,150
‫چون نمی‌تونیم از سدِ سانسورچی‌ها ردش کنیم.‬

535
00:27:42,150 --> 00:27:45,190
‫خیلی خب. شما قراره برید بالای این‌ها.‬

536
00:27:47,030 --> 00:27:51,840
‫- وای خدای من.‬
‫- چی؟ چطوری؟‬

537
00:27:51,870 --> 00:27:54,580
‫یا خدا!‬

538
00:27:54,580 --> 00:27:55,780
‫یا خود خدااا

539
00:27:56,980 --> 00:27:58,620
‫من که بدلکار نیستم.‬

540
00:27:58,620 --> 00:28:00,620
‫مگه داریم «مأموریت غیرممکنِ» رو می‌سازیم؟ ‬

541
00:28:00,690 --> 00:28:03,230
اصلاً دیوونه خونه‌اس

542
00:28:04,900 --> 00:28:08,440
‫لطفاً حواسِ بقیه رو از لباسم پرت نکن. ممنون.‬

543
00:28:09,570 --> 00:28:10,980
‫روالِ کار این‌طوریه.‬

544
00:28:11,010 --> 00:28:13,650
‫این یه مسابقه‌ی تن‌به‌تن خواهد بود.‬

545
00:28:13,650 --> 00:28:15,650
‫برنده صاحبِ همه‌چیز می‌شه.‬

546
00:28:15,650 --> 00:28:18,360
‫هر کدومتون روی صندلیِ شاگردِ‬
‫یه تریلیِ متفاوت می‌شینید.‬

547
00:28:18,360 --> 00:28:20,460
‫یه تریلیِ متفاوت می‌شینید.‬

548
00:28:20,460 --> 00:28:23,330
‫این دوتا تریلیِ ۱۸ چرخ گازشو می‌گیرن‬
‫و با سرعت کنارِ هم توی پیست حرکت می‌کنن.‬

549
00:28:23,400 --> 00:28:27,140
‫و با سرعت کنارِ هم‬
‫توی پیست حرکت می‌کنن.‬

550
00:28:27,140 --> 00:28:28,910
‫وقتی این کامیون‌ها دارن‬
‫با سرعت توی پیست می‌رن،‬

551
00:28:28,910 --> 00:28:31,980
‫باید با استراتژی مسیری رو طی کنید که‬

552
00:28:32,020 --> 00:28:35,260
‫از داخل و بیرونِ‬
‫هر دوتا تریلی می‌گذره.‬

553
00:28:35,290 --> 00:28:37,630
‫همون‌طور که دارن با سرعتِ زیاد‬
‫توی پیست می‌رن،‬

554
00:28:37,630 --> 00:28:40,030
‫باید از کابین بیاید بیرون.‬

555
00:28:40,070 --> 00:28:42,670
‫باید خودتونو به کنارِ تریلی برسونید‬

556
00:28:42,670 --> 00:28:45,210
‫و بتونید تا ته برید.‬

557
00:28:45,280 --> 00:28:49,380
‫و وقتی رسیدید اونجا،‬
‫باید بین یه مشت جعبه بگردید.‬

558
00:28:49,390 --> 00:28:50,050
‫- باشه.‬
‫- چی؟‬

559
00:28:50,220 --> 00:28:52,960
‫دنبال یه دسته‌کلید می‌گردید.‬

560
00:28:52,960 --> 00:28:55,670
‫و وقتی پیداش کردید،‬
‫دوباره بیاید بیرون.‬

561
00:28:55,700 --> 00:28:57,200
‫دوباره باید از تریلی بالا برید‬

562
00:28:57,200 --> 00:28:59,910
‫اونم وقتی که داره با سرعت‬
‫توی پیست می‌تازه،‬

563
00:28:59,940 --> 00:29:02,210
‫از نردبون برید بالای سقفِ‬
‫ تریلی،‬

564
00:29:02,280 --> 00:29:05,220
‫طناب رو باز کنید و بعد بپرید‬
‫روی اون یکی تریلی.‬

565
00:29:05,280 --> 00:29:08,190
‫و یادتون باشه، هر سقوطی باعث می‌شه‬
‫زیرِ چرخ‌ها له بشید.‬

566
00:29:08,190 --> 00:29:10,360
‫اوضاع قراره حسابی خفن بشه.‬

567
00:29:10,430 --> 00:29:12,930
‫حالا این قسمتیه که ازش خوشتون می‌آد.‬

568
00:29:12,970 --> 00:29:17,540
‫- همم.‬
‫- روی اون یکی تریلی یه جعبه‌ی بزرگِ پُر از پوله.‬

569
00:29:17,540 --> 00:29:19,080
‫- اوه.‬
‫- آره.‬

570
00:29:19,080 --> 00:29:23,690
‫- پول؟‬
‫- کلیدِ درست رو از دسته‌کلید پیدا کنید تا جعبه رو باز کنید.‬

571
00:29:23,720 --> 00:29:27,230
‫اولین نفری که این کارو بکنه‬
‫برنده‌ی کلِ مسابقه می‌شه.‬

572
00:29:27,230 --> 00:29:31,640
‫- خدای من.‬
‫- ۲۰۰ هزار دلار و این حق که بگید‬

573
00:29:31,670 --> 00:29:35,480
‫- ترس براتون معنایی نداره.‬
‫- وای خدای من.‬

574
00:29:35,510 --> 00:29:38,880
‫خب، فقط می‌خوام ببینم‬
‫هر دوتون چه حسی دارید.‬

575
00:29:38,880 --> 00:29:42,590
‫- قلبم الان داره از دهنم میزنه بیرون.‬
‫- آره، تهِ دلم یه جوریه.‬

576
00:29:42,590 --> 00:29:43,960
‫- می‌دونم.‬
‫- سعی می‌کنم بهش فکر نکنم.‬

577
00:29:43,960 --> 00:29:46,500
‫توی این مسابقه، بازیِ روانی خیلی مهمه.‬

578
00:29:46,530 --> 00:29:49,140
‫- آره.‬
‫- و راستش، واسه همینه که هر دوتون اینجایید.‬

579
00:29:49,140 --> 00:29:51,470
‫- پس امروز تا تهش برید.‬
‫- آره.‬

580
00:29:51,480 --> 00:29:52,480
‫- ممنون.‬
‫- قبوله.‬

581
00:29:52,480 --> 00:29:53,550
‫بریم انجامش بدیم.‬

582
00:29:56,020 --> 00:29:59,590
‫ترسناک به نظر می‌رسه.‬
‫خیلی هم خطرناک

583
00:29:59,630 --> 00:30:01,130
‫این تریلی‌ها خیلی غول‌پیکرن.‬

584
00:30:01,130 --> 00:30:04,470
‫ممکنه پرت بشی پایین‬
‫و بمیری.‬

585
00:30:04,540 --> 00:30:05,540
‫ترس‌های زیادی وجود داره.‬

586
00:30:11,550 --> 00:30:14,320
‫خب.‬
‫داریم آماده می‌شیم که شروع کنیم.‬

587
00:30:14,320 --> 00:30:16,360
‫این مسابقه سرِ همه‌چیزه.‬

588
00:30:19,270 --> 00:30:21,840
‫کلِ این فصل،‬
‫همه‌اش به همین‌جا ختم می‌شه.‬

589
00:30:23,770 --> 00:30:27,180
‫- موفق باشی.‬
‫- وای، عجب فینالی

590
00:30:29,050 --> 00:30:31,820
‫بودن کنارِ این تریلی‌ها یه جورایی حالمو بد می‌کنه‬

591
00:30:31,860 --> 00:30:36,030
‫چون چند وقت پیش تصادف کردم‬
‫و مقصر هم خودم بودم.‬

592
00:30:36,070 --> 00:30:37,630
‫فقط حواسم نبود.‬

593
00:30:37,640 --> 00:30:39,370
‫خیلی شانس آوردم که زنده‌ام، ‬

594
00:30:39,410 --> 00:30:41,440
‫و یه جورایی دارم اون صحنه‌ها رو دوباره می‌بینم.‬

595
00:30:41,510 --> 00:30:44,780
‫قلبم داره تالاپ‌تولوپ می‌زنه.‬

596
00:30:44,850 --> 00:30:48,260
‫و قشنگ حس می‌کنم داره‬
‫از سینه‌ام می‌زنه بیرون.‬

597
00:30:48,290 --> 00:30:51,660
‫این آخرین و نهایی‌ترین چالشه.‬

598
00:30:51,660 --> 00:30:53,300
‫همه‌چیز در خطره.‬

599
00:30:53,300 --> 00:30:54,800
‫اینو بیشتر از هر چیزی می‌خوام ببرم‬

600
00:30:54,800 --> 00:30:57,270
مهم ترین چیزیه که تو زندگیم
دوست دارم ببرم

601
00:31:05,690 --> 00:31:08,530
‫بریم که شروع کنیم. لحظه‌ی سرنوشت‌ساز!‬

602
00:31:09,370 --> 00:31:15,040
‫گازشو بگیرید و برید جلو! شروع!‬

603
00:31:24,200 --> 00:31:26,800
‫این مسابقه سرِ همه‌چیزه.‬

604
00:31:26,800 --> 00:31:30,510
‫برنده صاحبِ همه‌چیز می‌شه.‬
‫بریم.‬

605
00:31:46,800 --> 00:31:49,200
مرجع هر آنچه نمی‌یابید

606
00:31:48,940 --> 00:31:51,420
‫برو!‬

607
00:31:54,460 --> 00:31:56,330
‫مانیتورم کجاست؟‬
‫باید ببینم.‬

608
00:31:58,230 --> 00:32:00,930
‫خب،‬
‫دارن به موتور فشار می‌آرن.‬

609
00:32:00,940 --> 00:32:03,340
‫خب، اومدن بیرون.‬

610
00:32:03,370 --> 00:32:06,610
‫چلسی همین الانشم بالاست.‬
‫ایتن یه ذره کُندتره.‬

611
00:32:06,650 --> 00:32:11,260
‫یالا رفیق. اوه پسر،‬
‫داره از بغل با سرعت می‌ره.‬

612
00:32:11,290 --> 00:32:16,070
‫داره پرواز می‌کنه. وای خدای من،‬
‫این دیگه خیلی زیاده.‬

613
00:32:17,740 --> 00:32:21,340
‫اوه، دارن با تمامِ توان می‌رن جلو.‬

614
00:32:21,380 --> 00:32:23,380
‫بیرونِ یه تریلی بودن‬

615
00:32:23,410 --> 00:32:25,480
‫اونم با این سرعت، وحشتناکه.‬

616
00:32:25,480 --> 00:32:27,390
‫یه میله‌ی بزرگ دور تا دورِ‬

617
00:32:27,390 --> 00:32:28,890
‫کلِ محیطِ تریلی هست، ‬

618
00:32:28,960 --> 00:32:30,530
‫و من باید تعادلمو حفظ کنم.‬

619
00:32:30,530 --> 00:32:33,130
‫واقعاً دارم برای نجاتِ جونم‬
‫بهش می‌چسبم.‬

620
00:32:33,170 --> 00:32:35,610
‫عجب صحنه‌ی دراماتیکیه اینجا، دوستان.‬

621
00:32:38,540 --> 00:32:42,080
‫خب،‬
‫چلسی داره سرعت می‌گیره.‬

622
00:32:42,990 --> 00:32:44,520
‫- آخ!‬
‫- وای.‬

623
00:32:44,560 --> 00:32:46,760
‫پاهای ایتن‬
‫از روی ریل سُر خورد.‬

624
00:32:48,300 --> 00:32:51,340
‫اوه خدای من،‬
‫چلسی رسید به تهِ تریلی.‬

625
00:32:53,740 --> 00:32:55,880
‫همین الانشم‬
‫داره جعبه‌ها رو پرت می‌کنه بیرون.‬

626
00:32:55,910 --> 00:32:59,550
‫ولی کی می‌دونه؟‬
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.‬

627
00:32:59,550 --> 00:33:02,630
‫خب، توی یکی از اون جعبه‌ها یه دسته‌کلیده.‬

628
00:33:03,860 --> 00:33:05,760
‫چلسی داره با عصبانیت و سرعت می‌گرده.‬

629
00:33:09,210 --> 00:33:11,910
‫اوه، بفرما.‬
‫ایتن بالاخره رسید به تهِ تریلی.‬

630
00:33:11,940 --> 00:33:13,650
‫و بریم که داشته باشیم.‬

631
00:33:13,650 --> 00:33:17,620
‫اوه وای. داره سریع حرکت می‌کنه.‬

632
00:33:22,530 --> 00:33:25,100
‫پسر، دارن حسابی تلاش می‌کنن!‬

633
00:33:26,870 --> 00:33:28,640
‫واقعاً خیره‌کننده‌ست!‬

634
00:33:32,450 --> 00:33:34,560
‫وای، کلی جعبه هست‬
‫که باید بگردن.‬

635
00:33:38,760 --> 00:33:40,430
‫وای خدای من. همه‌ی اون‌ها رو ببین.‬

636
00:33:40,500 --> 00:33:42,810
‫دارن حرکت می‌کنن.‬

637
00:33:42,810 --> 00:33:44,710
‫اون توئه. پیداش کن.‬

638
00:33:49,490 --> 00:33:51,790
‫کی قراره زودتر‬
‫مال خودشو پیدا کنه؟‬

639
00:33:51,790 --> 00:33:53,430
‫یالا.‬

640
00:34:02,710 --> 00:34:05,650
‫ایتن کلیداشو پیدا کرد.‬
‫ایتن کلیداشو پیدا کرد.‬

641
00:34:05,680 --> 00:34:07,420
‫آره!‬

642
00:34:10,160 --> 00:34:12,730
‫ایتن کلیدا رو گرفت،‬
‫ولی هنوز باید بره‬
‫بالای کامیون،‬

643
00:34:12,770 --> 00:34:18,280
‫از روی تور برگرده‬
‫و بره جلوی اون یکی کامیون‬
‫تا پولو برداره.‬

644
00:34:18,340 --> 00:34:20,950
‫و کلی کلید داره‬
‫که باید امتحانشون کنه.‬

645
00:34:20,980 --> 00:34:22,750
‫ببینیم چلسی بهش می‌رسه یا نه.‬

646
00:34:26,360 --> 00:34:29,570
‫ایتن بالای کامیونه و‬
‫الانه که رد بشه.‬

647
00:34:32,740 --> 00:34:34,140
‫وای خدای من.‬

648
00:34:42,760 --> 00:34:44,460
‫خب.‬

649
00:34:45,670 --> 00:34:48,870
‫چلسی کلیداشو پیدا کرد.‬
‫داره خودشو می‌رسونه.‬

650
00:34:51,510 --> 00:34:53,850
‫- اوه!‬
‫- ایتن باید رد بشه،‬

651
00:34:53,880 --> 00:34:55,620
‫و این کار اصلاً راحت نیست.‬

652
00:34:55,650 --> 00:34:58,320
‫شروع شد.‬

653
00:34:58,390 --> 00:35:00,390
‫خب، برای اینکه از یه‬
‫کامیون بره اون یکی،‬

654
00:35:00,390 --> 00:35:02,330
‫باید طنابشو باز کنه.‬

655
00:35:04,000 --> 00:35:06,710
‫اوه، شروع شد. اوه!‬

656
00:35:06,740 --> 00:35:08,410
‫اوه یا پیغمــــبر

657
00:35:08,440 --> 00:35:10,110
‫خب، چلسی اومد بیرون.‬

658
00:35:10,110 --> 00:35:12,690
‫داره سعی می‌کنه بره‬
‫بالای کامیون.‬

659
00:35:12,720 --> 00:35:15,520
‫و اون جاکلیدی‬
‫ده‌ها تا کلید داره.‬

660
00:35:15,560 --> 00:35:19,330
‫پیدا کردن کلید اصلی‬
‫قراره سخت باشه.‬

661
00:35:20,670 --> 00:35:23,040
‫همه‌ی پولا توی اون جعبه‌ست.‬

662
00:35:23,070 --> 00:35:26,310
‫شروع شد.‬

663
00:35:26,350 --> 00:35:27,580
‫چلسی بالای کامیون خودشه،‬

664
00:35:27,620 --> 00:35:29,520
‫ولی باید بره اون طرف.‬

665
00:35:33,430 --> 00:35:35,100
‫وای خدای من!‬

666
00:35:35,160 --> 00:35:36,700
‫اوه، هو هو هو!‬

667
00:35:36,730 --> 00:35:40,010
‫داره می‌رسه بهش.‬
‫کلیداشو داره.‬

668
00:35:40,010 --> 00:35:41,440
‫جفتشون دارن باهاش کلنجار می‌رن.‬

669
00:35:41,480 --> 00:35:45,920
‫- آخ!‬
‫- هنوز معلوم نیست کی برنده می‌شه.‬

670
00:35:51,160 --> 00:35:56,040
‫وای خدای من. این دیوانه‌کننده‌ست.‬

671
00:35:56,040 --> 00:35:58,680
‫رقابت خیلی تنگاتنگه.‬

672
00:35:58,710 --> 00:36:00,550
‫خیلی نزدیکه.‬

673
00:36:03,790 --> 00:36:07,960
‫پسر، دارن جون می‌کَنن!‬
‫یه راهی پیدا کنین!‬

674
00:36:09,100 --> 00:36:12,040
‫- آخ!‬
‫- اوه، همه‌چی به همین لحظه بستگی داره،‬

675
00:36:12,040 --> 00:36:14,170
‫کلِ این فصل.‬

676
00:36:14,240 --> 00:36:16,810
‫داره تموم می‌شه!‬
‫رسیدیم به آخرش!‬

677
00:36:18,000 --> 00:36:25,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

678
00:36:27,640 --> 00:36:29,740
‫اولین کسی که‬
‫کلید درست رو پیدا کنه‬

679
00:36:29,770 --> 00:36:33,850
‫و جعبه‌شو باز کنه،‬
‫جایزه‌ی ۲۰۰ هزار دلاری رو می‌بره.‬

680
00:36:33,850 --> 00:36:35,350
‫وای خدا.‬

681
00:36:37,450 --> 00:36:39,320
‫آخ!‬

682
00:36:40,960 --> 00:36:44,840
‫وای خدای من. آخ!‬

683
00:36:47,210 --> 00:36:50,450
‫وای خدای من.‬

684
00:36:55,160 --> 00:36:57,830
ایـــــــــول

685
00:36:57,860 --> 00:37:01,740
‫ترس اصلاً معنا نداره!‬

686
00:37:04,710 --> 00:37:07,920
‫اوه! ایتن برد!‬

687
00:37:07,980 --> 00:37:12,890
‫آره!‬

688
00:37:12,890 --> 00:37:16,160
‫آره ایتن! هوو!‬

689
00:37:16,170 --> 00:37:19,140
‫- آره!‬
‫- آره ایتن!‬

690
00:37:19,140 --> 00:37:22,140
‫آره رفیق!‬

691
00:37:22,140 --> 00:37:23,550
‫هوو!‬

692
00:37:23,550 --> 00:37:29,560
‫آره!‬

693
00:37:29,560 --> 00:37:33,170
‫- ووهوو هو!‬
‫- ها ها!‬

694
00:37:33,170 --> 00:37:36,810
‫اوه، ایول! حقش بود،‬

695
00:37:36,870 --> 00:37:38,740
‫ولی اون یکی هم خیلی نزدیک بود

696
00:37:38,810 --> 00:37:41,310
‫جفتشون داشتن‬
‫کلیدا رو امتحان می‌کردن.‬

697
00:37:41,320 --> 00:37:43,050
‫دیگه از این بهتر نمی‌شد

698
00:37:44,050 --> 00:37:47,490
حـــالا امیــــد جهـــــان...
کیلی لی لی لی

699
00:37:47,560 --> 00:37:50,300
‫من همین الان برنده‌ی مسابقه شدم.‬

700
00:37:50,300 --> 00:37:53,170
‫- یه چـــی بده دود کنم برم هــــوااااا!‬
‫- پسر.‬

701
00:37:53,170 --> 00:37:55,580
‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬
‫- وای خدای من.‬

702
00:37:55,580 --> 00:37:58,920
‫این انگار...
نمیدونم چی بگم
لال مادرزاد شدم انگار

703
00:38:04,090 --> 00:38:06,200
‫برای جفتتون خیلی خوش‌حالم.‬

704
00:38:06,200 --> 00:38:07,730
‫- ممنون.‬
‫- منظورم اینه که چلسی،‬

705
00:38:07,740 --> 00:38:11,410
‫تو تمام این...‬
‫نمی‌خوام گریه کنم.‬

706
00:38:13,880 --> 00:38:18,820
‫تو تمام این بازی رو‬
‫با وقار تمام انجام دادی.‬

707
00:38:18,860 --> 00:38:21,760
‫تو واقعاً خفنی.‬

708
00:38:21,800 --> 00:38:25,940
‫بچه‌هات خیلی خوش‌شانسن که‬
‫همچین الگوی زنِ قوی‌ای دارن.‬

709
00:38:29,340 --> 00:38:33,090
‫باعث افتخار خودت شدی.‬
‫باعث افتخار اونا شدی.‬

710
00:38:34,620 --> 00:38:36,860
‫و همین‌طور کلِ ایالت تنسی.‬

711
00:38:40,030 --> 00:38:44,340
‫طاقت ندارم ببینم‬
‫بعدش برات چی پیش می‌آد.‬

712
00:38:44,370 --> 00:38:46,450
‫- کارت عالی بود.‬
‫- ممنون.‬

713
00:38:48,920 --> 00:38:51,560
‫وقتی رقابت این‌قدر‬
‫نزدیکه، خیلی سخته.‬

714
00:38:51,620 --> 00:38:53,460
‫داستان می‌تونست جور دیگه‌ای باشه،‬
‫ولی این تجربه‬

715
00:38:53,490 --> 00:38:57,100
‫خیلی پراحساس‌تر و عمیق‌تر‬
‫از اون چیزی بود که‬
‫فکرشو می‌کردم.‬

716
00:39:02,950 --> 00:39:05,650
‫از نظر ذهنی خیلی‬
‫به خودم غلبه کردم.‬

717
00:39:05,650 --> 00:39:08,990
‫فضاهای بسته،‬
‫جونورای چندش‌آور، ‬

718
00:39:09,020 --> 00:39:10,790
‫قطعاً باهاشون روبرو شدم.‬

719
00:39:10,830 --> 00:39:13,670
‫- نفس بکش.‬
‫- اون اعتمادبه‌نفسی که‬

720
00:39:13,670 --> 00:39:16,770
‫وقتی از پسِ این جنگ‌ها‬
‫برمی‌آی می‌گیری، غیرقابل‌توصیفه.‬

721
00:39:16,810 --> 00:39:17,610
‫یه جورایی حس می‌کنم‬
‫یه آدمِ جدید شدم.‬

722
00:39:17,910 --> 00:39:21,480
‫و دوری از دخترام‬
‫واقعاً سخت بوده.‬

723
00:39:23,290 --> 00:39:25,390
‫این بزرگ‌ترین چالشم بود.‬

724
00:39:30,400 --> 00:39:33,270
‫اونا اصلاً روحشون هم خبر نداره‬
‫مامانشون داشته چیکار می‌کرده، ‬

725
00:39:33,270 --> 00:39:36,880
‫واسه همین امیدوارم‬
‫بهم افتخار کنن.‬

726
00:39:36,880 --> 00:39:38,280
‫اونا عاشق ابرقهرمانان.‬

727
00:39:38,280 --> 00:39:41,120
‫و هیجان‌زده‌ام که‬
‫کنارشون بشینم‬

728
00:39:41,190 --> 00:39:44,760
‫و بهشون نشون بدم که اونا هم‬
‫یه روزی از پسِ چه کارایی برمی‌ان.‬

729
00:39:47,000 --> 00:39:49,300
‫یه تجربه‌ای که فقط‬
‫یه بار تو زندگی پیش می‌آد،‬

730
00:39:49,300 --> 00:39:51,810
‫و خوش‌حالم که اینجا بودم،‬

731
00:39:51,840 --> 00:39:53,810
‫ خوش‌حالم که اگه قرار بود به کسی‬
‫ببازم، اون تو بودی.‬

732
00:39:53,850 --> 00:39:57,150
‫- ای جان. بزن قدش!‬
‫- بزن قدش. خیلی خب.‬

733
00:39:58,020 --> 00:40:02,200
‫ایتن، تو همین الان ۲۰۰ هزار دلار بردی.‬
‫خیلی هیجان داره

734
00:40:02,230 --> 00:40:03,430
‫برنامه‌ات چیه که‬
‫میخوای با اون پول چه ها کنی حاجی؟‬

735
00:40:03,470 --> 00:40:04,970
‫اولین کاری که می‌خوام بکنم،‬

736
00:40:05,000 --> 00:40:07,880
‫آرزوی تمامِ عمرم این بوده‬
‫که به مامانم کمک کنم...‬

737
00:40:07,940 --> 00:40:11,420
‫- ای جان.‬
‫- ...به بابام و خانواده ام کمک کنم.‬

738
00:40:11,450 --> 00:40:15,990
‫الان این فرصت رو دارم‬
‫که از خانواده‌ام حمایت کنم‬

739
00:40:16,030 --> 00:40:19,130
‫یه مردِ خونه باشم

740
00:40:19,130 --> 00:40:22,470
‫و کلی از استرسِ‬
‫خانواده‌مون کم کنم.‬

741
00:40:22,470 --> 00:40:23,840
‫- ای جان.‬
‫- و اولین چیزی که‬

742
00:40:23,870 --> 00:40:25,880
‫می‌خوام واسه خودم‬
‫بخرم یه دره‬

743
00:40:25,910 --> 00:40:28,220
‫- چون من در ندارم.‬
‫- یه در؟‬

744
00:40:28,250 --> 00:40:30,920
‫به نظرم واسه‬
‫اولین خرید عالیه.‬

745
00:40:30,990 --> 00:40:32,860
‫- حسِ خیلی خوبی قراره داشته باشه.‬
‫- موافقم. تو به یه در احتیاج داری.‬

746
00:40:32,890 --> 00:40:34,360
‫- به یه در احتیاج دارم.‬
‫- تو ۲۰ سالته.‬

747
00:40:34,360 --> 00:40:38,000
‫- دیگه واسه خودم مردی شدم.‬
‫- تبریک می‌گم پسر.‬

748
00:40:38,040 --> 00:40:42,310
‫ایتن، فکر کنم دیگه این‬
‫حق رو به دست آوردی که بگی‬

749
00:40:42,340 --> 00:40:44,480
‫ترس اصلاً مانع نیست.‬

750
00:40:44,480 --> 00:40:47,020
‫ترس اصلاً مانع نیست، ایول!‬

751
00:40:47,050 --> 00:40:50,160
‫- ووهو!‬
‫- خیلی خب، یه بار دیگه.‬

752
00:40:50,160 --> 00:40:52,930
‫- یه بار دیگه. آخرین بغل رو بدید ببینم
‫- خیلی خوش‌حالم که دیدمتون بچه‌ها.‬

753
00:40:53,000 --> 00:40:54,870
‫- ممنون. عجب دورانی بود.‬
‫- دوستت دارم، جانی.‬

754
00:40:54,900 --> 00:40:58,240
‫این یه رویای محقق شده‌ست.‬

755
00:40:58,280 --> 00:41:00,410
‫بر کلی از ترس‌هام غلبه کردم، ‬

756
00:41:00,480 --> 00:41:02,750
‫که با گیر افتادن‬
‫توی یه جای خیلی تنگ شروع شد‬

757
00:41:02,790 --> 00:41:05,260
‫تا جایی که نمی‌تونستم تکون بخورم،‬
‫و توی اون نبرد پیروز شدم.‬

758
00:41:05,260 --> 00:41:07,190
‫قلبم داره تند می‌زنه.‬
‫ترسناکه.‬

759
00:41:07,190 --> 00:41:11,170
‫بیشترین ترس رو توی‬
‫چالشِ شوک داشتم.‬

760
00:41:11,170 --> 00:41:14,040
‫بعد از اون هنوز از‬
‫برق می‌ترسیدم، ‬

761
00:41:14,070 --> 00:41:17,780
‫ولی الان با خودم می‌گم:‬
‫«وای خدای من، روبرو شدن با‬
‫ترس‌ها حسِ خوبی داره.»‬

762
00:41:17,780 --> 00:41:20,190
‫- سه، چهار، پنج، شش.‬
‫- بهت افتخار می‌کنم.‬

763
00:41:20,190 --> 00:41:22,490
‫و توی تمامِ‬
‫این فراز و نشیب‌ها، ‬

764
00:41:22,520 --> 00:41:24,060
‫یاد گرفتم چیزایی رو رها کنم‬

765
00:41:24,060 --> 00:41:26,070
‫که از کنترلم خارجه‬
‫و فقط قبولشون کنم.‬

766
00:41:26,100 --> 00:41:28,100
‫این چیزی بود که «ترس اصلاً مانع نیست»‬
‫بهم یاد داد، ‬

767
00:41:28,140 --> 00:41:28,940
‫و این بزرگترین چیزیه که‬

768
00:41:28,970 --> 00:41:30,440
‫از اینجا با خودم‬
‫می‌برم.‬

769
00:41:30,510 --> 00:41:32,080
‫آره!‬

770
00:41:32,080 --> 00:41:35,780
‫- نمی‌تونم واسه گفتنش به مامانم صبر کنم.‬
‫- منم همین‌طور، که تو‬

771
00:41:35,820 --> 00:41:37,550
‫- به مامانت بگی.‬
‫- مامانم قراره شاخ دربیاره پسر.‬

772
00:41:37,560 --> 00:41:40,630
‫تموم شد. اینم از فصلِ اول.‬

773
00:41:44,130 --> 00:41:46,710
‫به‌زودی می بینید...

774
00:41:46,810 --> 00:41:50,510
‫با چهره‌های کاملاً جدید‬
‫و ترس‌های کاملاً جدید.‬

775
00:41:50,550 --> 00:41:53,920
‫به «ترس اصلاً مانع نیست:‬
‫۴۸ ساعت ترس» خوش اومدید،‬

776
00:41:53,950 --> 00:41:58,900
‫یه نسخه ویژه که طراحی شده‬
‫تا شما رو بیشتر از همیشه به چالش بکشه.‬

777
00:42:01,440 --> 00:42:06,010
‫شما توی پنج چالشِ‬
‫حماسی رقابت می‌کنید.‬

778
00:42:06,080 --> 00:42:09,220
‫اما یه کارِ حیاتی هست‬
‫که انجامش نمی‌دید.‬

779
00:42:09,280 --> 00:42:11,020
‫- خوابیدن.‬
‫- اوه!‬

780
00:42:11,090 --> 00:42:14,160
‫این دقیقاً‬
‫بدترین کابوسِ منه.‬

781
00:42:15,300 --> 00:42:18,570
‫بدنتون با زنبور پوشیده می‌شه.‬
‫هزاران زنبور.‬

782
00:42:18,570 --> 00:42:22,810
‫- وای خدای من.‬
‫- ما بهش می‌گیم مزایده درد.‬

783
00:42:22,850 --> 00:42:25,580
‫یا اون‌طوری که من صداش می‌کنم، بهشت.‬

784
00:42:25,580 --> 00:42:28,990
‫کوتاهیِ موی جهنمی!‬
‫سوزن‌ها!‬

785
00:42:28,990 --> 00:42:30,860
‫من اصلاً با خون‬
‫میونه‌ی خوبی ندارم.‬

786
00:42:30,890 --> 00:42:32,460
‫- رتیل‌ها.‬
‫- نیش می‌زنن؟‬

787
00:42:32,460 --> 00:42:35,470
‫- امیدوارم.‬
‫- سوشیِ شیطانی!‬

788
00:42:35,470 --> 00:42:39,810
‫باید هر چی توی‬
‫بشقابتونه رو بخورید.‬

789
00:42:39,810 --> 00:42:41,310
‫اه!‬

790
00:42:41,350 --> 00:42:43,150
‫فقط واسه اینکه کمک کنیم‬
‫خوابتون نبره...‬

791
00:42:43,190 --> 00:42:47,230
‫- اوه نه.‬
‫- باید قلاده‌های شوک‌دار ببندیم؟‬

792
00:42:47,260 --> 00:42:48,260
‫این دیگه رسماً دیوونه بازیه

793
00:42:50,370 --> 00:42:53,370
‫- نه، نه، نه!‬
‫- اینجا جهنمه.‬

794
00:42:53,440 --> 00:42:55,510
‫خیلی کم‌خوابی کشیدم.‬

795
00:42:55,580 --> 00:42:58,010
‫۴۸ ساعت‬
‫چالش‌های مداوم.‬

796
00:42:58,020 --> 00:43:01,120
‫- داری سعی می‌کنی انصراف بدی؟‬
‫- ترسِ مداوم.‬

797
00:43:01,190 --> 00:43:02,990
‫چی، چی، چی، چی؟‬

798
00:43:03,030 --> 00:43:04,930
‫اصلاً نمی‌دونم‬
‫واردِ چه جهنمی شدم.‬

799
00:43:05,000 --> 00:43:06,530
‫- بفرما، شروع شد.‬
‫- آخ! این دیگه چه...‬

800
00:43:07,000 --> 00:43:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
