WEBVTT

00:03.337 --> 00:09.437
‫[شیرین کاری‌هایی که قرار است ببینید توسط افراد
‫حرفه ای طراحی و آزمایش شده اند
‫اینکارها بسیار خطرناک هستند و نباید توسط کسی، هیچ‌جا،هیچوقت،هیچ‌زمانی امتحان شود]

00:10.220 --> 00:13.890
‫آنچه گذشت...

00:13.890 --> 00:18.200
‫- به حراجِ درد خوش اومدین.‬
‫- قراره حسابی درد بکشیم.‬

00:18.230 --> 00:21.700
‫اوه، خدای من.‬

00:21.710 --> 00:23.370
‫یالا! اه!‬

00:23.380 --> 00:26.110
‫این چالشِ حذفیِ شماست،‬

00:26.110 --> 00:29.250
‫مسابقه‌ی دسر‌خوری!‬

00:29.290 --> 00:31.220
‫می‌تونید با دادنِ یه تیکه‌ی دیگه از دسر

00:31.260 --> 00:34.800
‫به رقیبتون، حالشو بگیرید.‬

00:34.800 --> 00:37.100
‫شرمنده جیلین، یه تیکه دسر دیگه به تو می‌رسه.‬

00:37.100 --> 00:39.440
‫اگه عشقِ منو هدف بگیری، منم تورو هدف می‌گیرم.‬

00:41.950 --> 00:45.250
‫- دهنتو بهمون نشون بده!‬
‫- جیلین، تو از حذف شدن نجات پیدا کردی!‬

00:47.160 --> 00:49.260
‫لنس و زک...‬

00:49.260 --> 00:52.530
‫...آخرین نفری که دسرش رو تموم کنه حذف می‌شه.‬

00:52.530 --> 00:54.370
‫- یالا زک، قورتش بده.‬
‫- برو، برو!‬

00:54.400 --> 00:56.140
‫- تمومش کن زک!‬
‫- الان وقتِ خونه رفتن نیست!‬

00:56.170 --> 00:57.740
‫اراده‌ت رو قوی کن!‬

00:58.364 --> 01:00.264
‫[عامل ترس، خانه وحشت]

01:03.420 --> 01:05.420
‫برو، برو، برو! ‬

01:05.430 --> 01:07.300
‫باید قورتش بدی. باید قورتش بدی.‬

01:07.300 --> 01:08.000
‫یالا زک.‬
‫یالا زک.‬

01:08.230 --> 01:10.270
‫- تمومش کن زک!‬
‫- کارت درسته لنس.‬

01:10.270 --> 01:11.400
‫کارت درسته لنس.‬

01:11.400 --> 01:14.010
‫شنیدن صدای زک که داشت دل و روده‌شو بالا می‌آورد‬

01:14.010 --> 01:15.810
‫واقعاً می‌تونست باعثِ باختِ من بشه.‬

01:15.850 --> 01:19.050
‫فقط قورت بده.‬
‫اون تیکه‌ی آخرو بذار تو دهنت.‬

01:19.120 --> 01:19.960
‫همه‌اش رو بخور و تمومش کن.‬

01:20.290 --> 01:21.990
‫بذارش تو دهنت.‬
‫همه نمیخوان که تو برنده بشی

01:22.030 --> 01:24.030
‫کسی نمیخواد که تو برنده بشی بر ضد تو تشویق می کنن!‬
‫پس نشون بده که میتونی

01:24.030 --> 01:24.800
‫یالا زک!‬

01:25.000 --> 01:28.040
‫- یالا زک، قورتش بده.‬
‫- کارت درسته.‬

01:28.040 --> 01:30.580
‫- زک! تمومش کن زک!‬
‫- برو، برو، برو، برو! نه!‬

01:30.610 --> 01:33.320
‫- یالا زک. قورتش بده.‬
‫- یالا زک. یالا زک.‬

01:33.350 --> 01:35.420
‫- دیگه آخراشه!‬
‫- اوه!‬

01:35.450 --> 01:38.090
‫- تمومش کن! زک، تمومش کن زک!‬
‫- زبونت رو نشون بده.‬

01:38.160 --> 01:40.190
‫- ظرفِت رو بهش نشون بده.‬
‫- تمومش کن!‬

01:40.200 --> 01:42.030
‫لنس، ظرف‌هات رو برگردون.‬

01:42.030 --> 01:44.440
‫- تو از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬
‫- بزن بریم!‬

01:44.440 --> 01:46.340
‫- دمت گرم لنس.‬
‫- بیا بترکونیم پسر.‬

01:46.410 --> 01:51.280
‫این یعنی متأسفانه زک حذف می‌شه.‬

01:56.090 --> 01:59.600
‫متأسفم زک.‬
‫توی این مراحلِ حذفی فوق‌العاده بودی،‬

01:59.600 --> 02:02.440
‫و امشب ترس واقعاً یه عاملِ تعیین‌کننده بود.‬

02:02.470 --> 02:05.480
‫اما می‌دونم که همیشه این‌طوری نمی‌مونه.‬

02:05.480 --> 02:10.350
‫همه خداحافظی کنید.‬
‫زک باید از اینجا بره.‬

02:10.360 --> 02:12.020
‫شاید بعضی‌ها بگن من آدم‌بده‌ی قصه‌ام‬

02:12.030 --> 02:15.600
‫چون تا جایی که تونستم جنجال و مشکل درست کردم.‬

02:15.600 --> 02:18.200
‫اون قطعاً داره میاد که دخلشو بیاره پسر.‬

02:18.240 --> 02:21.340
‫- هوو!‬
‫- اینو از جلوی چشمم دور کن.‬

02:21.340 --> 02:24.080
‫من قطعاً استادِ آشوبم.‬

02:24.120 --> 02:26.120
‫- برو، برو!‬
‫- یاه!‬

02:26.190 --> 02:29.230
‫واو! زک یهو از کجا پیداش شد.‬

02:29.230 --> 02:32.330
‫- چه حسی داری؟‬
‫- دیوانه‌وار.‬

02:32.370 --> 02:34.240
‫من پشیزی برای بقیه ارزش قائل نیستم

02:34.240 --> 02:37.110
‫با چیزی که هستم راحتم.‬
‫همینم که هستم

02:37.140 --> 02:38.350
‫پس همین منو به اینجا رسونده.‬

02:38.380 --> 02:41.480
‫وقتشه اینو پرت کنم و یکم آشوب به پا کنم.‬

02:41.520 --> 02:44.390
‫- هیچ‌کس در امان نیست.‬
‫- کارِ زک تمومه!‬

02:44.390 --> 02:46.530
‫زمان متوقف شده.‬

02:46.560 --> 02:49.230
‫زک برنده شد

02:50.900 --> 02:53.610
‫پس آره، دخترم قطعاً بهم افتخار می‌کنه، ‬

02:53.640 --> 02:56.820
‫ منم به خودم افتخار می‌کنم
‫ولی طاقت ندارم این مسابقه‌رو باهم تماشا کنیم

02:57.500 --> 03:03.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:04.160 --> 03:05.470
‫بعداً می‌بینمتون بچه‌ها.‬

03:08.540 --> 03:10.410
‫بسیار خب، همگی خسته نباشید.‬

03:10.480 --> 03:12.380
‫شما هشت نفر زنده موندید و نجات پیدا کردید

03:12.410 --> 03:18.360
‫یک قدم به جایزه‌ی بزرگِ ۲۰۰ هزار دلاری‌مون نزدیک‌تر شدید.‬

03:18.390 --> 03:20.660
‫توی چالشِ بعدی می‌بینمتون،‬

03:20.660 --> 03:24.300
‫ فردا قراره بازی رو به یه سطحِ جدید ببریم.‬

03:26.873 --> 03:27.873
‫[میشه بالا بیاریم؟]

03:27.710 --> 03:29.480
‫آره، گمونم

03:30.504 --> 03:37.504
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:38.730 --> 03:40.400
‫اوه، پروردگارا.‬

03:40.400 --> 03:46.150
‫جیلین، چلسی، ایتن، دیدا، همه دارن بالا می‌آرن.‬

03:49.290 --> 03:51.160
‫- اوه، خداجون.‬
‫- اینم از راب.‬

03:58.670 --> 04:01.510
‫- امروز بدترین روزِ عمرم بود.‬
‫- وحشتناک بود.‬

04:01.550 --> 04:04.080
‫ حال‌به‌هم‌زن‌ترین چیزی بود که‬
‫توی کلِ زندگیم خورده بودم.‬

04:04.120 --> 04:07.160
‫و بیشترین دردی بود که توی کلِ عمرم‬
‫حس کرده بودم.‬

04:07.160 --> 04:09.290
‫اونم همه‌اش توی یه روز.‬

04:09.330 --> 04:12.400
‫خیلی کثافت بود. وقتی بالا آوردم
‫دم موش رو هم دیدم که آوردم بالا

04:12.430 --> 04:14.200
‫- اوه، خداااایا.‬
‫- اوه.‬

04:14.240 --> 04:17.480
‫زک تقریباً تموم کرده بود، ولی بازم حذف شد.‬

04:17.510 --> 04:23.220
‫- پسر، اصلاً ازش خوشم نمی‌اومد.‬
‫- اون ریشه‌ی خیلی از این جنجال‌ها و بگو مگوها بود.‬

04:23.290 --> 04:25.590
‫خیلی خوش‌حالم که زک حذف شد، ‬

04:25.590 --> 04:28.300
‫ حقش بود چون خیلی بی‌ادب و گستاخ بود،‬

04:28.300 --> 04:30.470
‫ولی کاش لنس هم حذف می‌شد.‬

04:30.540 --> 04:33.140
‫حالت چطوره؟ امروز خیلی چیز میز خوردی.‬

04:33.170 --> 04:35.110
‫سخت بود، ولی انجامش دادم.‬

04:35.150 --> 04:39.320
‫واقعاً تعجب کردم که لنس اون تیکه دسر رو‬
‫داد به جیلین.‬

04:39.350 --> 04:41.490
‫اون گیاه‌خواره لامصب!‬

04:41.560 --> 04:42.690
‫یه جورایی برای حفظِ خودش بود.‬

04:42.730 --> 04:46.330
‫قصدِ بدی نداشتم.‬
‫می‌دونم ولی مجبور بودم

04:46.370 --> 04:48.140
‫زک آدم‌بده‌ی تابلویِ جمع بود.‬

04:48.170 --> 04:53.150
‫زک حذف شده
‫حالا لنس شده آدم‌بده

04:53.180 --> 04:57.420
‫میدونم که خیلی ها
‫منو اصلاً اولویت قرار نمیدن

04:57.420 --> 05:01.500
‫اگه می‌خواید منو از این بازی بندازید بیرون،‬
‫باید بیشتر تلاش کنید، پس انجامش بدید.‬

05:01.500 --> 05:03.640
‫شما فقط طوفانِ زک رو دیدید،‬

05:03.700 --> 05:06.540
‫ولی اون جلوی گردبادِ لنس هیچی نیست.‬

05:16.960 --> 05:19.770
‫وای خدای من! وای خدای من!‬

05:19.770 --> 05:22.470
‫بعد از دیشب،‬
‫واقعاً حالم از خودم به هم می‌خوره.‬

05:22.510 --> 05:26.050
‫- همه‌اش رو بالا آوردی؟‬
‫- نه هنوز

05:26.050 --> 05:27.380
‫خب پس هنوز تو بدنته
‫فقط داری تف میکنی چیزی بیرون نمیاد

05:27.480 --> 05:32.060
‫هی عق می‌زدم،‬
‫ولی چیزی بیرون نمی‌اومد.‬
‫امروز واقعاً حالم بده.‬

05:32.090 --> 05:35.630
‫لنس منو انتخاب کرد چون‬
‫فکر کرد گوشت نقطه ضعف منه

05:35.670 --> 05:38.040
‫- ولی نباید پا رو دم من میذاشت
‫- آره بابا، جدی می‌گم.‬

05:38.070 --> 05:41.480
‫اگه بقیه قبلاً تورو به چشمِ تهدید نمی‌دیدن،‬
‫الان دیگه می‌بینن.‬

05:41.510 --> 05:42.310
‫- آره.‬
‫- خب...‬

05:42.610 --> 05:45.380
‫- به نظرم منصفانه‌ست.‬
‫- دختر، بهت افتخار می‌کنم.‬

05:45.390 --> 05:47.360
‫- ازت می‌ترسم.‬
‫- من می‌تونم بجنگم.‬

05:48.590 --> 05:53.370
‫تهش بچه‌ها،‬
‫خوش‌حالم که یه تیکه‌ی گنده از اون دسر رو‬
‫به جیلین دادم.‬

05:53.440 --> 05:56.010
‫تمام گیاه‌خوارای دنیا‬
‫به لنس نگاه می‌کنن و می‌گن،‬

05:56.010 --> 05:58.010
‫«وای خدای من، خیلی بد عمل کردی.»‬

05:58.010 --> 05:58.680
‫- برام مهم نیست.‬
‫- نه.‬

05:58.880 --> 06:00.580
‫وقتی اعلام شد‬
‫که تو بردی،‬

06:00.650 --> 06:02.290
‫همه یه دفه کشتی هاشون غرق شد

06:02.320 --> 06:04.090
‫- آره.‬
‫- دیروز قشنگ معلوم شد‬

06:04.090 --> 06:06.090
‫که ما تهِ لیستِ بقیه هستیم.‬

06:06.090 --> 06:08.060
‫- درسته.‬
‫- یه سناریوی پنج در مقابلِ سه هست.‬

06:08.100 --> 06:10.870
‫- بیا سریع مرور کنیم.‬
‫- تو دوتا بچه داری.‬

06:12.440 --> 06:15.380
‫یه دختر داری که‬
‫بدجوری پیله کرده به یه پسره...‬

06:15.404 --> 06:17.196
‫[وجودمون برای هم دلگرمیه]

06:17.220 --> 06:20.560
‫...که اونم رسماً‬
‫داره ازش استفاده می‌کنه تا به‬
‫اون پوله برسه.‬

06:20.590 --> 06:23.390
‫بعدش هم چلسی رو داری،‬
‫ خیال‌بافِ کوچولوشون.‬

06:23.430 --> 06:25.200
‫ما فقط باید امروز ببریم،‬
‫و اگه نبریم،‬

06:25.230 --> 06:27.470
‫برمی‌گردیم و‬
‫کاری رو می‌کنیم که توش بهترینیم،‬
‫یعنی استراتژی چیدن.‬

06:27.540 --> 06:29.070
‫یه راهی براش پیدا می‌کنیم.‬

06:29.110 --> 06:31.840
‫اون طرفِ خونه‬
‫اصلاً اهلِ استراتژی نیستن.‬

06:31.850 --> 06:33.580
‫بزرگ شدن توی جنوبِ آلاباما،‬

06:33.620 --> 06:35.490
‫بچه‌ها زیاد از من خوششون نمی‌اومد‬

06:35.550 --> 06:37.090
‫چون باهوش بودم.‬

06:37.120 --> 06:40.160
‫و متأسفانه، انگار اینجا هم‬
‫داره همون اتفاق می‌افته.‬

06:40.230 --> 06:45.240
‫ولی نمی‌ذارم اونا‬
‫سدِ راهِ رویاهام برای بردنِ «عامل ترس» بشن.‬

06:45.240 --> 06:49.450
‫باید تمرکزم رو بذارم‬
‫روی حذف کردنِ یکی‬
‫از این بازیکن‌های بزرگ.‬

06:49.450 --> 06:52.920
‫بحثِ ۲۰۰ هزار دلاره.‬
‫باید بازی کنی شوخی نیست

07:02.810 --> 07:04.640
‫اوه پسر.‬

07:04.710 --> 07:07.750
‫- داداش.‬
‫- وای خدای من، ارتفاع.‬

07:07.780 --> 07:10.890
‫- امکان نداره.‬
‫- این دیگه چه کوفتیه؟‬

07:10.920 --> 07:13.900
‫خیلی بلند به نظر می‌رسه.‬
‫داریم می‌ریم یه مرحله‌ی بالاتر.‬

07:13.930 --> 07:16.470
‫- نه!‬
‫- وای خدا، دلم هُری ریخت.‬

07:16.500 --> 07:19.840
‫این قراره خیلی باحال باشه!‬
‫- این چیه؟‬

07:19.910 --> 07:21.610
‫استرس دارم.‬

07:21.610 --> 07:23.880
‫خیلی بلنده.‬
‫به طرزِ باورنکردنی‌ای بلنده.‬

07:23.880 --> 07:27.720
‫و بدتر از همه،‬
‫معده‌ام داغونه.‬

07:27.760 --> 07:29.590
‫چطوری قراره از پسِ این بربیام؟‬

07:33.400 --> 07:34.740
‫خیلی خب.‬

07:34.770 --> 07:39.010
‫به چالشِ بعدی خوش اومدید،‬
‫«قدم زدن روی تخته».‬

07:40.750 --> 07:45.630
‫توی این چالش،‬
‫شما باید روی اون تخته‌ها راه برید.‬

07:45.660 --> 07:48.500
‫ای خدای قادر متعال.‬

07:48.530 --> 07:51.500
‫شما توی تیم‌های دونفره رقابت می‌کنید.‬

07:51.510 --> 07:53.170
‫ سوارِ یه سکو می‌شید‬

07:53.170 --> 07:58.820
‫و ۳۶ متر می‌رید بالا‬
‫توی هوا، روی اون تخته‌ها.‬

07:58.890 --> 08:02.190
‫هدفتون اینه که‬
‫تا جایی که می‌تونید جلو برید‬

08:02.190 --> 08:06.200
‫قبل از اینکه تعادلتون،‬
‫جای پاتون یا جرئتتون رو از دست بدید.‬

08:06.200 --> 08:10.540
‫یکم هم باد می‌آد.‬
‫که قطعاً کمکی نمی‌کنه.‬

08:12.750 --> 08:16.350
‫حالا، در پایانِ راند،‬
‫مسافتِ شما و هم‌تیمی‌تون‬
‫با هم جمع می‌شه.‬

08:16.350 --> 08:20.160
‫- باشه.‬
‫- تیمی که بیشترین مسافتِ کل رو داشته باشه‬

08:20.160 --> 08:21.630
‫از حذف شدن در امان می‌مونه.‬

08:21.660 --> 08:25.810
‫برنده‌ها می‌تونن‬
‫یکی از بازنده‌ها رو انتخاب کنن‬
‫تا بفرستنش به بازیِ نهایی.‬

08:25.810 --> 08:27.680
‫- راحته، نه؟‬
‫- خیلی راحته خیر سرت

08:27.680 --> 08:29.810
‫- آره.‬
‫- خب، نزدیک بود یادم بره.‬

08:29.850 --> 08:33.560
‫شما باید این چشم بندارو بزنید

08:33.590 --> 08:36.160
‫- نه حـــاجــی!‬
‫- چشم‌بند.‬

08:36.160 --> 08:37.460
‫- خداوکیلی؟‬
‫- محاله!‬

08:37.530 --> 08:38.970
‫وای خدای من.‬

08:39.000 --> 08:41.400
‫چطوری؟ بدونِ اون هم‬
‫به اندازه‌ی کافی سخته.‬

08:41.440 --> 08:42.970
‫بی‌خیال بابا.‬
‫شما از پسش برمی‌آید.‬

08:42.970 --> 08:45.850
‫- داری دروغ می‌گی.‬
‫- مگه من تا حالا بهتون دروغ گفتم؟‬

08:45.850 --> 08:48.690
‫ایتن با اون چشم‌بند داره سکته می‌کنه.‬

08:48.720 --> 08:52.260
‫وای خدای من.‬

08:52.260 --> 08:54.700
‫می‌بینم که همه‌تون دارید‬
‫پرپر می‌زنید که برید اون بالا.‬

08:54.730 --> 08:57.970
‫- وای خدای من.‬
‫- پس بیاید تیم‌هامون رو مشخص کنیم.‬

08:57.970 --> 09:00.640
‫شما هم‌تیمی‌هاتون رو‬
‫به همون ترتیبی انتخاب می‌کنید‬

09:00.640 --> 09:04.580
‫که توی اون مسابقه‌ی خوشمزه‌ی خوردنِ دسر
‫دیشب تموم کردید.‬

09:04.580 --> 09:07.860
‫دنیل، تو اول انتخاب کن.‬

09:07.890 --> 09:12.100
‫اوم، من با ایتن می‌رم.‬

09:12.170 --> 09:12.770
‫- درسته.‬
‫- آره.‬

09:13.000 --> 09:14.400
‫- انتخابِ خوبیه.‬
‫- چرا ایتن؟‬

09:14.440 --> 09:17.010
‫حس می‌کنم من و اون احتمالاً‬
‫با هم خوب عمل کنیم.‬

09:17.010 --> 09:18.880
‫توی چالشِ تو آب رفتن خوب بودیم

09:18.880 --> 09:20.620
‫ فکر میکنم بتونیم خوب عمل کنیم

09:20.650 --> 09:23.020
‫من با ایتن هم‌پیمان نیستم،‬

09:23.050 --> 09:26.530
‫ولی اون یکی از برنده‌ترین‬
‫شرکت‌کننده‌های این بازیه.‬

09:26.600 --> 09:29.300
‫و اگه ببریم، باید ایتن رو مجبور کنم‬

09:29.370 --> 09:32.270
‫تا یکی از کسایی که باهاشون کار می‌کنه رو‬
‫بفرسته به بازیِ نهایی.‬

09:32.310 --> 09:35.750
‫اگه نتونیم ببریم،‬
‫خوش‌حال می‌شم که اون هم‬
‫در امان نباشه.‬

09:35.780 --> 09:37.650
‫واسه من یه بازی دو سر برده.‬

09:37.720 --> 09:41.730
‫- راب، تو باید انتخاب کنی.‬
‫- بزن بریم.‬

09:41.760 --> 09:43.760
‫- دیدا؟‬
‫- بیا انجامش بدیم.‬

09:43.760 --> 09:45.800
‫- بیا بریم تو کارش.‬
‫- خیلی خب.‬

09:47.400 --> 09:51.010
‫چه مرگش شد؟‬
‫برام عجیبه که چرا راب‬
‫اسم منو نیاورد.‬

09:51.040 --> 09:52.780
‫ما قرار بود‬
‫با هم تو این مسیر باشیم،‬

09:52.780 --> 09:56.320
‫واسه همین نمی‌فهمم‬
‫منطق این کارش چیه.‬

09:56.320 --> 09:59.790
‫- چلسی.‬
‫- جیلین، به نظرم دیشب‬
‫ترکوندی،‬

09:59.790 --> 10:01.060
‫ داری مدام نشون می‌دی‬
‫که شکست‌ناپذیری.‬

10:01.060 --> 10:04.770
‫اوه، عجب زوجی بشن اون بالا.‬

10:04.770 --> 10:09.450
‫و این ینی
‫زوج آخر بلیک و لنس هستن.‬

10:09.450 --> 10:12.050
‫حس می‌کنم لنس‬
‫رقیب خیلی خوبیه،‬
‫همون‌طور که دیشب ثابت کرد.‬

10:12.050 --> 10:14.520
‫- آره.‬
‫- و به نظرم بقیه‌ی‬
‫آدمای اینجا افتضاحن.‬

10:14.520 --> 10:16.660
‫- اوه!‬
‫- واو، بلیک.‬

10:16.700 --> 10:18.130
‫واو، یه ذره کری‌خونی.‬

10:18.154 --> 10:19.906
‫[بزن بریم بترکونیم و ببریم]

10:19.930 --> 10:23.070
‫خیلی خب، این یکی‬
‫از اون مسابقه‌های تماشاچی‌پسند نیست،‬

10:23.070 --> 10:27.820
‫پس تا وقتی نوبتتون بشه که روی تخته‬
‫راه برید، قرنطینه می‌شید.‬

10:27.820 --> 10:29.820
‫دنیل، ایتن،‬
‫شما اولید.‬

10:29.820 --> 10:33.030
‫- برید آماده شید.‬
‫- موفق باشید.‬

10:37.540 --> 10:39.870
‫- آماده اید؟‬
‫- نه ناموساً.‬

10:39.870 --> 10:44.350
‫من مهندس هوافضام. چیزی که واقعاً‬
‫می‌خوام اینه که گواهینامه‌ی خلبانیم رو بگیرم،‬

10:44.380 --> 10:48.060
‫ولی یکی از چیزایی‬
‫که مانعم شده‬
‫ترس از ارتفاعه.‬

10:48.090 --> 10:52.030
‫- خشکم می‌زنه.‬
‫- خب، شروع کردیم.‬

10:53.300 --> 10:54.870
‫سکو قطعاً لرزونه.‬

10:57.980 --> 11:00.180
‫این یکی از بزرگ‌ترین ترس‌هامه.‬

11:00.980 --> 11:05.190
‫- گندش بزنن.‬
‫- لطفاً چشم‌بندها رو بزنید.‬

11:08.130 --> 11:11.370
‫فقط تصور کن چی‬
‫روبروته، دنیل.‬

11:11.370 --> 11:14.810
‫- بله.‬
‫- هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تو ۲۰ سالگی‬
‫همچین کاری بکنم.‬

11:14.840 --> 11:16.820
‫«اوه ایتن، بزرگ شدی‬
‫می‌خوای چیکاره شی؟‬

11:16.850 --> 11:21.720
‫دکتر؟ مهندس؟»‬

11:21.730 --> 11:25.130
‫نه. تو «عامل ترس» بترکونم

11:25.130 --> 11:29.010
‫سه، دو، یک، حرکت.‬

11:29.040 --> 11:34.020
‫- بیا بالا. خب؟‬
‫- خیلی خب، با پای راستم‬
‫می‌آم بالا.‬

11:34.050 --> 11:38.760
‫حالت خوبه؟‬

11:38.760 --> 11:39.390
‫اعتمادبه‌نفس داری؟‬

11:39.560 --> 11:41.130
‫چون من واقعاً‬
‫خیلی دارم می‌لرزم.‬

11:42.170 --> 11:44.700
‫آره، فقط مچ پاهات رو‬
‫سفت نگه دار.‬

11:47.880 --> 11:50.010
‫این اصلاً خوب نیست.‬

11:50.010 --> 11:51.150
‫- من خوبم.‬
‫- خوبی؟‬

11:51.150 --> 11:52.920
‫پس ادامه بده‬
‫چون من دارم می‌شاشم به خودم

11:52.990 --> 11:54.660
‫دنیل، بالاخره یه جا‬
‫باید دل رو بزنی به دریا بزنی و بری

11:54.720 --> 11:55.420
‫می‌دونم، می‌دونم.‬

11:55.660 --> 11:57.060
‫تنها کاری که باید بکنی‬
‫اینه که اون دست رو رها کنی.‬

11:57.130 --> 11:59.470
‫باید تو ذهنم‬
‫باهاش کنار بیام.‬

11:59.530 --> 12:01.810
‫قدم به قدم‬
‫بری جلو.‬

12:08.050 --> 12:09.920
‫ملاک، مجموعِ فاصله‌ی‬
‫هر دوی شماست.‬

12:09.920 --> 12:11.630
‫فقط کافیه‬
‫اون دست رو ول کنی.‬

12:11.690 --> 12:14.060
‫من نمی‌ترسم.‬
‫ولی نمی‌دونم چرا پاهام‬
‫دارن می‌لرزن.‬

12:14.060 --> 12:17.030
‫- خب، فکر کنم همون ترسه.‬
‫- وای خدای من.‬

12:17.040 --> 12:19.810
‫هی دنیل،‬
‫یه قلق پیدا کردم.‬

12:19.870 --> 12:22.040
‫- یک، دو، سه‬
‫با پای اول.‬
‫- خب؟‬

12:22.050 --> 12:24.050
‫با پای عقبی بیا جلو.‬

12:24.050 --> 12:27.190
‫این اصلاً خوب نیست.‬

12:27.190 --> 12:30.190
‫- به نظر می‌آد ایتن‬
‫از پسش برمی‌آد.‬
‫- خوبه.‬

12:30.190 --> 12:33.200
‫تو هم می‌تونی،‬
‫فقط کافیه دل رو بزنی به دریا‬
‫و شروع کنی.‬

12:33.230 --> 12:35.770
‫- فقط باید لرزش پاهام‬
‫قطع شه.‬
‫- اشکالی نداره.‬

12:35.810 --> 12:38.280
‫این فقط ترسه که‬
‫داره پاهات رو می‌لرزونه.‬

12:41.052 --> 12:43.052
‫[واقعا باید فقط بدوئم]

12:43.076 --> 12:44.096
‫[دویدن منطقی نیست]

12:44.120 --> 12:47.290
‫چطوره یه قدم برداری؟‬

12:48.100 --> 12:49.800
‫ باید بدوم.‬

12:49.830 --> 12:50.970
‫- داری انجامش می‌دی دنیل.‬
‫- نه، باید بدوم.‬

12:51.040 --> 12:53.670
‫- عقب‌عقب رفتن فایده نداره.‬
‫- باشه.‬

12:53.680 --> 12:55.080
‫الان دیگه‬
‫فقط باید بدوم.‬

12:55.110 --> 12:59.020
‫نه، فقط راه برو.‬
‫یه کاری بکن.‬

13:06.700 --> 13:08.440
‫- اوه!‬
‫- آآآه!‬

13:08.470 --> 13:10.070
‫اوه، دنیل باعث شد اون بیفته.‬

13:10.110 --> 13:13.750
‫- هعی بابا.‬
‫- وحشت‌زده بود.‬

13:13.820 --> 13:16.720
‫دنیل و ایتن در مجموع مسافتِ‬

13:16.760 --> 13:18.960
‫۷ متر و ۷۰ سانتی‌متر رو طی کردن،‬

13:18.990 --> 13:20.260
‫پس این رکوردیه که باید بزنید.‬

13:20.300 --> 13:22.930
‫- طنابت خورد به من.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

13:22.970 --> 13:25.870
‫داغونم.‬

13:25.940 --> 13:28.980
‫ترس من از ارتفاع،‬
‫فلج‌کننده‌ست.‬

13:28.980 --> 13:32.850
‫طنابِ دنیل می‌خوره به دستم،‬
‫و بعدش سقوط می‌کنم.‬

13:32.890 --> 13:35.260
‫پس این تقصیرِ دنیله.‬

13:35.260 --> 13:36.990
‫اون همه‌چی رو‬
‫واسم خراب کرد.‬

13:37.000 --> 13:40.040
‫این دیگه چه استراتژی‌ای بود؟‬
‫از اون طرف می‌پریدی.‬

13:40.100 --> 13:42.210
‫اون‌طوری بهش نمی‌خوردی.‬

13:45.010 --> 13:46.950
‫- از ارتفاع می‌ترسی؟‬
‫- بله.‬

13:49.020 --> 13:51.690
‫می‌دونم تو این بازی جونم‬
‫در خطره، ‬

13:51.690 --> 13:57.170
‫ولی اینکه با چشم‌بند بفرستنت‬
‫اون بالا تو آسمون، ‬

13:57.240 --> 13:59.270
‫رسماً‬
‫بدترین کابوسمه.‬

13:59.270 --> 14:02.210
‫همین الان ممکنه‬
‫بیفتم و بمیرم.‬

14:02.210 --> 14:04.550
‫شروع شد.‬

14:04.580 --> 14:08.890
‫این مهم‌ترین چالشیه که‬
‫من و لنس باید توش برنده شیم.‬

14:08.890 --> 14:10.560
‫اگه امروز تو این چالش‬
‫برنده نشیم، ‬

14:10.560 --> 14:14.140
‫صددرصد من یا لنس رو می‌فرستن‬
‫به «بازی نهایی».‬

14:15.810 --> 14:18.980
‫آقایون، چشم‌بندها رو بزنید.‬

14:25.160 --> 14:27.430
‫خیلی خب، حرکت.‬

14:27.500 --> 14:28.870
‫خیلی خب، بلیک.‬

14:35.780 --> 14:37.880
‫اه. وای خدای من.‬

14:39.150 --> 14:41.590
‫- گرفتیش؟ حواست هست؟‬
‫- وای خدای من.‬

14:41.590 --> 14:44.100
‫- دارم مثل بید می‌لرزم.‬
‫- یه لحظه صبر کن و نفس بکش.‬

14:44.160 --> 14:45.530
‫- باید دلتو بزنی به دریا، لنس.‬
‫- آره.‬

14:46.800 --> 14:48.340
‫جانی، من فقط‬
‫یکم ترسیدم.‬

14:48.340 --> 14:50.040
‫- درکت می‌کنم.‬
‫- خوبی.‬

14:50.070 --> 14:52.110
‫- فقط یه لحظه صبر کن.‬
‫- فقط می‌خوام کارت رو خوب انجام بدی.‬

14:52.180 --> 14:55.520
‫اوه، بیخیال، خواهش می‌کنم.‬

14:55.550 --> 14:56.920
‫اوه!‬

14:58.460 --> 14:59.460
‫اوه، واو.‬

15:03.800 --> 15:06.140
‫- وای خدای من.‬
‫- خوبی.‬

15:10.210 --> 15:13.520
‫- اوه، بلیک هم رفت.‬
‫- آآآه!‬

15:14.820 --> 15:16.630
‫لنس، تو تنها کسی هستی‬
‫که توی بازی مونده.‬

15:16.630 --> 15:18.330
‫یه جایی بالاخره باید‬
‫این رو ول کنی.‬

15:18.400 --> 15:19.400
‫حق با توئه.‬

15:20.970 --> 15:22.440
‫آره، آره!‬

15:27.220 --> 15:29.250
‫- گندش بزنن.‬
‫- لنس و بلیک‬

15:29.250 --> 15:32.360
‫در مجموع مسافت‬
‫۸ متر رو طی کردن،‬

15:32.390 --> 15:35.100
‫پس این رکوردیه که‬
‫الان باید زده بشه.‬

15:35.130 --> 15:38.100
‫فکر کنم خیلی شروع کردم‬
‫به شک کردن به خودم.‬

15:38.100 --> 15:41.010
‫راستش ترسناک‌تر از اون چیزی بود‬
‫که انتظار داشتم.‬

15:41.080 --> 15:42.980
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌دونی،‬
‫وقتی اون بالا هستن،‬

15:43.010 --> 15:44.950
‫نمی‌دونی بقیه قراره‬
‫چیکار کنن.‬

15:46.850 --> 15:49.130
‫نمی‌دونم قراره‬
‫تا چه ارتفاعی بریم.‬

15:49.160 --> 15:51.860
‫فکر کنم جانی گفت بالای ۳۰ متر.‬
‫این دیگه خیلی زیاده.‬

15:51.860 --> 15:53.130
‫فقط لطفاً نذار بمیرم.‬

15:53.130 --> 15:54.640
‫نمی‌خوام به خاطر ارتفاع‬
‫بمیرم، پسر.‬

15:54.670 --> 15:58.480
‫- خیلی مسخره‌ست.‬
‫- خیلی بابت این موضوع استرس دارم.‬

15:59.880 --> 16:02.420
‫- هی بچه‌ها، چه خبر؟‬
‫- چه خبر جانی؟‬

16:02.420 --> 16:04.620
‫- از دیدنت خوشحالم داداش.‬
‫- آماده‌اید یا استرس دارید؟‬

16:04.660 --> 16:06.060
‫هر دو.‬

16:08.030 --> 16:10.100
‫اینجا همه‌اش تاب خوردن و معلق شدنه.‬

16:10.140 --> 16:11.640
‫آره، من به شدت‬
‫از ارتفاع می‌ترسم.‬

16:11.670 --> 16:14.280
‫بچگی‌هام، یه درخت ۱۸ متری‬
‫توی حیاط پشتی داشتیم، ‬

16:14.310 --> 16:15.880
‫و من داشتم از درخت می‌رفتم بالا.‬

16:15.880 --> 16:18.680
‫از کل اون ۱۸ متر درخت‬
‫پرت شدم پایین‬

16:18.690 --> 16:22.430
‫و دقیقاً سه سانتی‌متر‬
‫اون‌ورترِ یه سنگ فرود اومدم.‬

16:22.430 --> 16:27.000
‫یکی از وحشتناک‌ترین تجربه‌های‬
‫زندگیم بود.‬

16:33.350 --> 16:35.180
‫تو با ارتفاع مشکل داری، دیدا؟‬

16:35.180 --> 16:37.490
‫- آره.‬
‫- الان چه حسی داری؟‬

16:37.514 --> 16:39.514
‫[یه هوا ترسیدم]

16:41.570 --> 16:44.170
‫اوه، پسر.‬

16:44.200 --> 16:47.010
‫آقایان، لطفاً‬
‫چشم‌بندهاتون رو ببندید.‬

16:53.350 --> 16:55.930
‫امیدوارم غریزه‌ی فوتبالی‌م‬
‫الان به کمکم بیاد.‬

16:55.930 --> 16:59.330
‫آره، فوتبال قراره‬
‫این بالا بهت کمک کنه.‬

16:59.330 --> 17:03.510
‫- اه.‬
‫- سه، دو، یک، برو.‬

17:05.340 --> 17:07.420
‫- دیدا، آروم و بااحتیاط.‬
‫- آروم و بااحتیاط.‬

17:11.090 --> 17:13.430
‫- چطوری؟‬
‫- خوبم.‬

17:13.430 --> 17:14.460
‫خوبه.‬

17:16.200 --> 17:19.510
‫- داری نشسته می‌ری؟‬
‫- آره، دارم نشسته می‌رم.‬

17:19.540 --> 17:20.940
‫شاید منم اونطوری امتحان کنم.‬

17:20.940 --> 17:23.920
‫ارتباط برقرار کردن، کلیدِ‬
‫هر رابطه‌ایه.‬

17:23.950 --> 17:25.080
‫خیلی خب دیدا،‬
‫داریم عالی پیش می‌ریم.‬

17:25.080 --> 17:27.320
‫آره، همینطوری باهام حرف بزن.‬

17:28.990 --> 17:32.230
‫- باهاتم.‬
‫فقط به همین حرکت ادامه بده.‬
‫- حرف بزن.‬

17:32.270 --> 17:33.030
‫فقط بهم بگو‬
‫در چه حالی.‬

17:33.300 --> 17:35.570
‫- چطوری؟‬
‫- زانوهام رو یکم خم کردم.‬

17:35.610 --> 17:38.480
‫یکم دارم می‌لرزم.‬

17:42.520 --> 17:44.920
‫صبر کن، صبر کن.‬
‫یه ذره دارم می‌لرزم.‬

17:44.920 --> 17:48.530
‫- می‌تونی پسر.‬
‫- داداش، چرا اینقدر‬
‫داره می‌لرزه؟‬

17:48.530 --> 17:50.400
‫- نمی‌دونم داداش.‬
‫از پسش برمی‌آیم.‬

17:52.210 --> 17:54.180
‫آخرش خیلی لق می‌شه.‬

17:55.210 --> 17:58.550
‫ادامه بدید بچه‌ها.‬
‫مهم اینه که هر دوتون چقدر جلو برید.‬

18:00.120 --> 18:03.190
‫- اوه، دارم می‌لرزم.‬
‫- از پسش برمی‌آیم.‬

18:04.260 --> 18:07.340
‫راب یکم می‌لرزه. اوه اوه.‬

18:08.810 --> 18:11.440
‫هر لحظه ممکن راب
‫پخش زمین بشه

18:11.510 --> 18:15.380
‫اوه، ممکنه هر دوتاشون اینجوری بشن

18:15.420 --> 18:19.160
‫- داداش، خیلی داره می‌لرزه.‬
‫- از پسش برمی‌آیم.‬

18:19.160 --> 18:20.760
‫، من افتادم. آآآه!‬

18:22.030 --> 18:23.700
‫آآآه!‬

18:26.240 --> 18:28.410
‫وای خدای من، خیلی ترسناکه.‬

18:28.410 --> 18:30.450
‫واو. راب و دیدا‬
‫بیشترین مسافت رو رفتن‬

18:30.520 --> 18:34.160
‫با مجموع مسافتِ‬
‫۱۰ متر.‬

18:34.160 --> 18:36.560
‫حالا همه چیز بستگی داره‬
‫به جیلین و چلسی.‬

18:36.560 --> 18:39.930
‫خیلی سخت‌تر از اون چیزی بود‬
‫که فکرش رو می‌کردم.‬

18:39.970 --> 18:41.440
‫این سومین باریه که‬
‫سعی می‌کنم با ترسم از ارتفاع روبرو بشم.‬

18:41.470 --> 18:42.240
‫نمی‌دونم‬
‫بهش غلبه کردم یا نه، ‬

18:42.470 --> 18:44.580
‫ولی نسبت به خودم‬
‫احساس شجاعت خیلی بیشتری دارم.‬

18:44.610 --> 18:47.580
‫باورم نمی‌شه‬
‫که این اتفاق افتاد.‬
‫انجامش دادم.‬

18:47.580 --> 18:50.620
‫فکر کنم اگه فردا بخوام‬
‫برم چتربازی،‬
‫آمادگیش رو داشته باشم.‬

18:50.660 --> 18:51.660
‫معلومه که آره.‬

18:53.060 --> 18:55.600
‫کسی از ارتفاع می‌ترسه؟‬

18:55.600 --> 18:57.570
‫من بیشتر از خودِ‬
‫سقوط می‌ترسم.‬

18:57.570 --> 19:00.140
‫- آره.‬
‫- اونم با چشم‌بند؟‬

19:00.170 --> 19:03.450
‫ندیدن یکم عجیبه.‬

19:03.450 --> 19:06.450
‫بعد از دیشب، مشخصه که آدم‌هایی هستن‬

19:06.490 --> 19:09.190
‫که می‌خوان منو از بازی حذف کنن،‬
‫مثل لنس.‬

19:09.190 --> 19:12.530
‫پس باید اینو ببرم.‬
‫باید از خودم محافظت کنم.‬

19:14.600 --> 19:17.440
‫خیلی خب،‬
‫همه چشم‌بندها رو ببندید.‬

19:19.250 --> 19:22.820
‫سه، دو، یک، برو.‬

19:24.360 --> 19:26.330
‫- خیلی خب، آماده‌ای؟‬
‫- آره. تو چی؟‬

19:26.360 --> 19:30.000
‫- آره. اوکیم.‬
‫- چطوری؟‬

19:30.000 --> 19:33.670
‫- حرف بزن.‬
‫- دارم قدم‌های خیلی‬
‫کوچیک برمی‌دارم.‬

19:34.510 --> 19:38.550
‫لبه رو حس می‌کنم.‬
‫قدم‌های کوچیک. نفس بکش.‬

19:42.490 --> 19:44.360
‫خوشم می‌آد صداتو می‌شنوم، جی.‬

19:44.400 --> 19:46.500
‫منم از شنیدن صدای تو خوشم می‌آد.‬

19:46.530 --> 19:49.240
‫فکر کنم اینجا واقعاً بهمون کمک می‌کنه.‬

19:49.240 --> 19:51.610
‫صبر کن. اوه،‬

19:51.640 --> 19:54.420
‫یالا. یالا.‬

19:54.480 --> 19:56.120
‫- یکم می‌لرزم.‬
‫- اوکی.‬

19:56.120 --> 19:57.120
‫چطوری، جی؟‬

19:57.120 --> 19:58.460
‫- باهام حرف بزن.‬
‫- هنوز خوبم.‬

19:59.590 --> 20:00.430
‫وای خدای من.‬

20:00.500 --> 20:02.130
‫- داره تکون می‌خوره.‬
‫- تا آخرش برو.‬

20:02.170 --> 20:05.340
‫وای خدای من.‬
‫شاید راب و دیدا رو ببرن.‬

20:05.370 --> 20:07.640
‫- آخ!‬
‫- صبر کن. آروم--‬

20:07.640 --> 20:10.080
‫آروم‌تر
‫این لامصب خیلی داره تکون میخوره

20:18.130 --> 20:18.800
‫
‫- صبر کن. آروم‌تر.‬

20:19.070 --> 20:20.100
‫زوجی که بیشترین‬

20:20.170 --> 20:24.280
‫- مجموع مسافت رو بره،‬
‫برنده‌ی چالش می‌شه.‬
‫- نمی‌تونم.‬

20:24.410 --> 20:25.540
‫نه. نه، نه، نه.‬

20:25.550 --> 20:28.690
‫آره، جلو رفتن عالیه.‬
‫فوق‌العاده‌ست.‬

20:28.720 --> 20:31.160
‫- مراقب حرکتت باش.‬
‫- تعادلت رو حفظ کن.‬

20:31.160 --> 20:32.690
‫دارن عالی عمل می‌کنن.‬
‫ممکنه این مرحله رو ببرن.‬

20:32.690 --> 20:35.460
‫- نفس بکش. نفس بکش.‬
‫- اوکی.‬

20:47.620 --> 20:49.430
‫کارتون حرف نداشت!‬

20:49.430 --> 20:50.360
‫اولش داشتیم‬
‫خیلی خوب پیش می‌رفتیم.‬

20:50.400 --> 20:54.100
‫- می‌دونم. همین‌طور بود.‬
‫- بچه‌ها عالی بودید!‬

20:54.100 --> 20:56.310
‫خوب بودیم.‬
‫حس می‌کنیم می‌تونستیم‬
‫بهتر عمل کنیم.‬

20:56.340 --> 20:57.510
‫- اوم-هوم.‬
‫- ولی مشکلی نیست.‬

20:57.810 --> 21:01.450
‫- تلاشمون رو کردیم.‬
‫- اگه می‌تونستم دوباره انجامش بدم،‬
‫تا تهش می‌رفتیم.‬

21:01.450 --> 21:02.280
‫- الان گفتنش راحته، می‌دونی؟‬
‫- آره.‬

21:02.520 --> 21:04.620
‫- بهت افتخار می‌کنم. انجامش دادیم.‬
‫- منم بهت افتخار می‌کنم.‬

21:04.690 --> 21:07.360
‫شاید اونا برده باشن.‬
‫مطمئن نیستم.‬

21:10.330 --> 21:13.110
‫همه توی این مرحله فوق‌العاده بودن.‬
‫خسته نباشید.‬

21:13.140 --> 21:17.110
‫راه رفتن روی تخته تو اون ارتفاع،‬
‫اونم تخته‌ای که می‌لرزه، دل و جرئت می‌خواد.‬

21:17.120 --> 21:21.220
‫توی چشم‌های بعضی‌هاتون ترس رو دیدم،‬
‫ولی باز هم انجامش دادید.‬

21:21.290 --> 21:23.590
‫یعنی، اکثرتون.‬

21:23.590 --> 21:28.340
‫هدفتون این بود که تا جایی که‬
‫می‌شه روی تخته جلو برید.‬

21:28.370 --> 21:31.280
‫خب، پیش‌بینی‌ای دارید‬
‫که کی اول شده؟‬

21:31.310 --> 21:35.450
‫- حس می‌کنم شما دوتا خوب بودید.‬
‫- آره، فکر کنم شماها‬
‫احتمالاً برنده باشید.‬

21:35.480 --> 21:37.350
‫آره. کی می‌دونه؟‬

21:37.390 --> 21:39.330
‫- اوپس، من می‌دونم.‬
‫- اوه.‬

21:39.390 --> 21:44.500
‫در نهایت، دوتا تیم‬
‫خیلی بیشتر از بقیه‬
‫جلو رفتن.‬

21:44.570 --> 21:49.910
‫اون تیم‌ها‬
‫جیلین و چلسی‬
‫و دیدا و راب هستن.‬

21:49.950 --> 21:52.220
‫هر دو تیم عالی بودن،‬

21:52.220 --> 21:55.860
‫و تیم برنده‬
‫فقط با اختلاف چند قدم برد.‬

21:55.930 --> 21:57.960
‫اوه

21:58.000 --> 21:59.430
‫اونم تیــمی نیســـت جز...

22:01.770 --> 22:04.380
‫چلسی و جیلین!‬
‫(دوست پسرش عن شد،دلم خنک شد دیوث)

22:04.380 --> 22:06.980
‫اوه، واو!‬

22:09.650 --> 22:12.360
‫- آره!‬
‫- خیلی نزدیک بود.‬

22:12.390 --> 22:14.360
‫جیلین،‬
‫تو از همه بیشتر جلو رفتی.‬

22:14.400 --> 22:15.400
‫- هوو!‬
‫- آره، همین‌طوره.‬

22:15.400 --> 22:17.230
‫می‌دونستم از من جلوتری.‬

22:17.240 --> 22:18.540
‫من و چلسی بردیم، ‬

22:18.610 --> 22:20.340
‫پس راب، باید یه ذره‬
‫بیشتر از این دخترا بترسی‬

22:20.410 --> 22:24.650
‫چون من بیشتر از اون چیزی که نشون میدم
‫از پسش برمیام

22:24.650 --> 22:28.490
‫- کارتون عالی بود، هر دوتون.‬
‫- فکر می‌کردم نفر آخر می‌شیم!‬

22:28.530 --> 22:31.560
‫خیلی قدرت‌بخش بود که دوتا زن‬
‫با هم این مرحله رو بردن.‬

22:31.630 --> 22:34.370
‫زن‌ها برای اولین بار‬
‫کنترل این بازی رو به دست گرفتن.‬

22:34.440 --> 22:38.240
‫خیلی خب، توی «خانه‌ی وحشت» یه نگاه‬
‫کوتاه به بازی نهایی می‌ندازید.‬

22:38.280 --> 22:41.520
‫و شما تصمیم می‌گیرید یه نفر‬

22:41.550 --> 22:44.290
‫به مرحله‌ی حذف‬
‫بره.‬

22:44.290 --> 22:46.530
‫اما اینکه اون آدم چند نفر رو‬

22:46.560 --> 22:49.670
‫برای بازی نهاییِ امشب انتخاب می‌کنه‬
‫مثل یه راز باقی می‌مونه.‬

22:49.700 --> 22:52.440
‫- وای خدای من.‬
‫- خیلی استرس دارم.‬

23:00.560 --> 23:02.690
‫بهت افتخار می‌کنم.‬
‫باورم نمی‌شه.‬

23:02.690 --> 23:05.460
‫وای توی بدترین وضعیت بودیم
‫-حاجی دیروز رو یادت هست؟‬

23:05.530 --> 23:08.900
‫- تو چه کصافتی بودیم
‫- اوه، خدای من.‬

23:08.910 --> 23:11.210
‫همه داشتن بالا می‌آوردن.‬

23:11.240 --> 23:13.750
‫مسئله اینه که اون همه سختی رو‬
‫بی‌خودی تحمل نکردیم.‬

23:13.810 --> 23:14.620
‫- می‌دونی؟‬
‫- دقیقاً.‬

23:14.850 --> 23:17.590
‫- امروز نتیجه‌اش رو داد!‬
‫- نتیجه داد. ایول!‬

23:17.620 --> 23:20.790
‫خیلی خوشحالم. این‬
‫بزرگ‌ترین بردمون بود.‬

23:20.800 --> 23:22.500
‫خوب بودیم.‬

23:24.040 --> 23:26.840
‫خوب نیست

23:26.870 --> 23:32.120
‫می‌ترسم چون حس می‌کنم‬
‫یه «بازی نهایی» در انتظارمه.‬

23:32.120 --> 23:34.420
‫درسته. چون تو هم هنوز‬
‫توی هیچ «بازی نهایی»‌ای نبودی.‬

23:34.460 --> 23:38.130
‫از باختن توی این چالش،‬
‫حالم گرفته‌ست.‬

23:38.130 --> 23:42.270
‫و حالا من و بلیک‬
‫ممکنه بریم توی‬
‫«بازی نهایی».‬

23:42.270 --> 23:46.180
‫ولی چه من باشم،‬
‫چه بلیک،‬
‫ما تسلیم نمی‌شیم.‬

23:46.250 --> 23:49.620
‫با تمام وجود می‌جنگیم‬
‫تا به این خونه برگردیم‬

23:49.650 --> 23:51.120
‫و واقعاً غوغا به پا کنیم.‬

23:51.160 --> 23:54.260
‫ترس‌هامون هر چی که باشن،‬
‫باید از پسش بربیایم

23:54.300 --> 23:57.270
‫- درسته.‬
‫- و ترس نباید برای هیچ‌کدوممون‬
‫مانع بشه.‬

23:57.270 --> 24:00.610
‫درسته.‬
‫و چیزی که من در مورد نسخه‌ی اصلی‬
‫«عامل ترس» خیلی دوست دارم‬

24:00.640 --> 24:03.280
‫تماشای آدم‌هاییه که‬
‫بر ترس‌هاشون غلبه می‌کنن‬

24:03.280 --> 24:05.790
‫و با اعتمادبه‌نفس بیشتر، مثل‬
‫یه نسخه‌ی بهتر از خودشون میان بیرون.‬

24:05.850 --> 24:06.690
‫آره، تو اعتمادبه‌نفس‬
‫خیلی زیادی به دست آوردی.‬

24:06.720 --> 24:08.890
‫یه نسخه‌ی بهتر‬
‫از خودشون. می‌دونم.‬

24:08.930 --> 24:09.830
‫با بودن در اینجا اعتمادبه‌نفس‬
‫خیلی زیادی به دست آوردی.‬

24:10.090 --> 24:13.800
‫انگار روز اول، حس می‌کردم‬
‫به اینجا تعلق ندارم.‬

24:13.870 --> 24:16.310
‫ولی کم‌کم از لاکم اومدم بیرون،‬

24:16.310 --> 24:20.650
‫قطعاً هر روزی که اینجا می‌گذره،‬
‫اعتمادبه‌نفسم بیشتر می‌شه.‬

24:20.680 --> 24:24.760
‫من نیومدم اینجا که با ترس بازی کنم.‬

24:24.790 --> 24:27.660
‫پس هر ترسی که درباره‌ی‬

24:27.660 --> 24:29.460
‫«بازی نهایی» دارم رو از ذهنم می‌ریزم بیرون.‬

24:29.470 --> 24:33.470
‫و اگه قرار باشه برم تو، وقتشه که‬
‫خودی نشون بدم و یه حرکتی بزنم.‬

24:33.510 --> 24:35.640
‫حاضرم که بزنم زیرِ همه چیز.‬

24:35.650 --> 24:38.620
‫- از پسش برمی‌آی.‬
‫- عالیه.‬

24:42.890 --> 24:45.530
‫نظرتون چیه اگه بگیم یه نفر رو انتخاب می‌کنیم،‬

24:45.530 --> 24:46.300
‫و اون آدم سه نفر دیگه رو انتخاب کنه.‬

24:46.430 --> 24:48.200
‫به نظرتون بهترین حالت چیه؟‬

24:48.240 --> 24:52.210
‫بیاین ریسک نکنیم.‬
‫به نظرم باید دنیل رو انتخاب کنی.‬

24:52.210 --> 24:55.590
‫اون یه قدم برمی‌داره، اونم بعد از اینکه‬
‫من به آخرش رسیدم.‬

24:55.650 --> 24:57.460
‫اون افتاد و باعث شد منم پرت بشم.‬

24:57.520 --> 24:59.590
‫- واو.‬
‫- استراتژیش همین بود؟‬

24:59.660 --> 25:01.800
‫حس می‌کنم اگه شما دنیل رو انتخاب کنین،‬

25:01.830 --> 25:04.300
‫- اونم بلیک و لنس رو انتخاب می‌کنه.‬
‫- آره.‬

25:04.340 --> 25:06.910
‫نمی‌دونم، حس می‌کنم با لنس خیلی جوره.‬

25:06.940 --> 25:08.780
‫فکر نکنم الان دیگه این چیزا مهم باشه.‬

25:08.810 --> 25:09.780
‫فکر نکنم با کسی صمیمی باشه.‬

25:09.810 --> 25:11.550
‫از حذف شدن وحشت داره.‬

25:11.550 --> 25:12.920
‫- نمی‌خواد بره.‬
‫- آره.‬

25:12.950 --> 25:15.220
‫حس می‌کنم لنس، کارِت راحته‬

25:15.220 --> 25:18.560
‫- چون اون دسر رو بهت داد.‬
‫- لنس راحت‌ترین گزینه‌ برای حذفه.‬

25:18.560 --> 25:21.240
‫- آره.‬
‫- برای من یا لنسه یا بلیک.‬

25:21.240 --> 25:24.370
‫- خیلی ترسناکه پسر.‬
‫- آره ترسناکه.‬
‫تصمیمِ بزرگیه.‬

25:24.380 --> 25:26.380
‫ما فقط یه نفر رو برای رفتن به «بازی نهایی» انتخاب می‌کنیم،‬

25:26.410 --> 25:29.380
‫ولی اصلاً نمی‌دونم چند نفر دیگه قراره باهاش برن.‬

25:29.390 --> 25:33.660
‫سخته. کی رو انتخاب کنیم‬
‫و اون کیا رو انتخاب کنه؟‬

25:37.540 --> 25:40.980
‫خیلی خوش‌حالم که بردید.‬
‫به نظرم بقیه تو خونه باید ازتون بترسن.‬

25:40.980 --> 25:43.580
‫- معلومه که باید بترسن
‫- راستش بهت شک داشتم، ولی...‬

25:43.580 --> 25:45.580
‫فکر کنم کل این مدت دست‌کمم گرفته بودی

25:45.590 --> 25:48.160
‫- دقیقاً، همین‌طوره.‬
‫- تا همین لحظه.‬

25:49.830 --> 25:52.460
‫ببین، ببین، ببین، ببین، ببین.‬

25:52.470 --> 25:54.600
‫«فرست لوک»!‬
‫چراغِ»فرست لوک» روشنه!‬

25:54.600 --> 25:57.610
‫- چلسی!‬
‫- من کاملاً حاضرم.‬

25:57.640 --> 26:00.010
‫- منم باهاتون بیام تو؟‬
‫- ام، نه مرسی.‬

26:00.010 --> 26:01.880
‫نه، مشکلی نیست.‬
‫آره، خودمون از پسش برمی‌آیم.‬

26:01.920 --> 26:03.650
‫باشه.‬
‫اون تو موفق باشین.‬

26:03.720 --> 26:07.230
‫تو برو.‬
‫شبِ خیلی خیلی سختی داشتی خواهر.‬

26:07.260 --> 26:09.060
‫- واقعاً همین‌طور بود.‬
‫- خب.‬

26:10.870 --> 26:13.640
‫- اوه، فقط دخترا!‬
‫- فقط دخترا!‬

26:13.710 --> 26:16.650
‫حسِ خوبی دارم که امشب قدرت دستِ منه.‬

26:16.680 --> 26:20.790
‫قراره بدجنس باشم یا مهربون؟‬
‫نمی‌دونم.‬

26:20.860 --> 26:24.660
‫بده به من.‬
‫بده به من جانی.‬
‫بده به من جانی.‬

26:25.500 --> 26:26.700
‫اوه خدا.‬

26:27.940 --> 26:31.640
‫- اوه نه. اوه!‬

26:31.680 --> 26:33.610
‫وای خدای من.‬
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

26:33.650 --> 26:36.750
‫از کرمِ و حشره متنفرم.‬

26:36.790 --> 26:38.560
‫- اوف!‬
‫- این کوفتی واقعاً حال بهم زنه.‬

26:38.620 --> 26:42.000
‫واقعاً چندش و کثافطه

26:47.780 --> 26:49.780
‫- اوه!‬

26:49.780 --> 26:50.820
‫- تله‌موش.‬
‫- اوه.‬

26:50.880 --> 26:52.620
‫شبیه کیکه.‬

26:54.360 --> 26:55.930
‫- ایش.‬
‫- اه!‬

26:55.930 --> 26:58.260
‫وای خدای من.‬

26:58.260 --> 26:59.830
‫اه.‬

27:01.100 --> 27:03.340
‫خب، پس بیاین درباره‌ی‬
‫گزینه‌هامون حرف بزنیم.‬

27:03.340 --> 27:06.080
‫خب، اولین کسی که مد نظرمونه،‬
‫طبیعتاً لنسه.‬

27:06.080 --> 27:08.280
‫دیشب واقعاً بدجوری بهت نارو زد.‬

27:08.280 --> 27:10.690
‫۱۶ سال گیاه‌خوار بودنم رو به باد داد،‬

27:10.690 --> 27:12.590
‫و این موضوع برای من خیلی حیاتیه.‬

27:12.630 --> 27:17.770
‫استراتژیِ ما اینه که از پسرامون،‬
‫راب، ایتن و دیدا محافظت کنیم.‬

27:17.800 --> 27:22.040
‫ لنس با اون کاری که کرد منو دور زد و من عصبانیم.‬

27:22.110 --> 27:23.480
‫دارم از عصبانیت می‌ترکم.‬

27:23.480 --> 27:26.550
‫خب میدونم که برای لنس
‫دلیل خوبی داره

27:26.550 --> 27:28.320
‫- آره.‬
‫- منم برای بلیک دلیل دارم.‬

27:28.360 --> 27:30.960
‫تلافیِ کارِ تایلر. هنوز.‬
‫هنوز حقم رو نگرفتم.‬

27:30.960 --> 27:34.370
‫مسئله اینه که فکر کنم بلیک و لنس‬
‫هر دو دنیل رو انتخاب می‌کنن.‬

27:34.370 --> 27:36.970
‫- منم همین‌طور فکر می‌کنم.‬
‫- پس فکر کنم بی‌خطره که...‬

27:36.970 --> 27:38.680
‫- پس بی‌خطره که‬
‫یکی‌شون رو انتخاب کنیم.‬
‫- ...یکی‌شون رو.‬

27:38.710 --> 27:40.820
‫بین این دوتا بدجوری گیر کردم.‬

27:44.120 --> 27:46.990
‫لنس، از تصمیمت برای دادنِ اون تیکه دسر‬
‫به جیلین پشیمونی؟‬

27:47.030 --> 27:48.900
‫هیچ‌وقت این‌طوری نبود که بگم،‬

27:48.970 --> 27:51.040
‫«اوه، ازت متنفرم و می‌خوام از این بازی بری بیرون.»‬

27:51.064 --> 27:53.064
‫[امیدوارم بدونی که از روی نفرت نبود]

27:54.070 --> 27:57.110
‫اوه نه. تو گفتی:‬
‫«من جیلین رو انتخاب می‌کنم چون گیاه‌خواره.»‬

27:57.110 --> 28:01.020
‫یا باید خودمو نجات میدادم یا یه گیاه خوار رو
‫پس سخت بود دیگه نه

28:01.090 --> 28:03.760
‫همه‌مون می‌خوایم اینجا باشیم و 200 هزار دلار رو می‌خوایم،‬

28:03.830 --> 28:08.670
‫خب اون راهی بود که فکر کردم به موندنم کمک می‌کنه.‬

28:08.670 --> 28:12.610
‫پس همه‌تون دارین به این فکر می‌کنین که می‌خواین‬
‫چالشِ نهایی رو با کی انجام بدین؟‬

28:12.610 --> 28:13.710
‫من که دارم به همین فکر می‌کنم.‬

28:13.750 --> 28:14.880
‫اگه امشب از اینجا‬
‫جونِ سالم به در ببرم،‬

28:14.880 --> 28:18.620
‫با کی بیشترین شانس رو دارم؟‬

28:18.630 --> 28:19.830
‫خواهیم دید.‬

28:21.000 --> 28:28.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:30.750 --> 28:34.390
‫- اون چیه؟‬
‫- اوه، صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬

28:34.420 --> 28:36.760
‫- این چیه؟‬
‫- اینا دیگه چی چیه؟‬

28:36.760 --> 28:39.030
‫یه شبِ شنبه‌ی باحاله.‬

28:39.070 --> 28:41.770
‫- فکر کنم اونا تله‌موشن.‬
‫- اوه، تله‌موشه!‬

28:41.800 --> 28:43.140
‫فکر کردم دردا تموم شده.‬

28:43.170 --> 28:46.440
‫دارم یه عالمه تله موش میبینم

28:46.450 --> 28:50.720
‫و چهارتا کیکِ واقعاً‬
‫حال‌به‌هم‌زن می‌بینم.‬

28:50.760 --> 28:55.260
‫برخلافِ دسرهایی که‬
‫توی بازی نهایی قبلی داشتیم،‬
‫این لامصبا زنده ان

28:56.370 --> 28:58.910
‫سلاملکم

28:58.940 --> 29:01.180
‫به بازی نهایی خوش اومدید.‬

29:01.210 --> 29:04.450
‫- اسمش رو گذاشتیم «تله‌موش».‬
‫- اوه!‬

29:04.450 --> 29:07.190
‫این چالش هم آستانه‌ی‬
‫تحملِ دردتون رو امتحان می‌کنه‬

29:07.220 --> 29:10.390
‫و هم همزمان‬
‫واکنش حال به هم زدنتون رو

29:12.030 --> 29:15.200
‫جیلین و چلسی، از اونجایی که‬
‫چالشِ قبلی رو بردید،‬

29:15.200 --> 29:18.810
‫باید یه نفر رو برای‬
‫حذف شدن انتخاب کنید.‬

29:18.810 --> 29:21.220
‫و اون آدم هم یه‬
‫بازنده‌ی دیگه رو انتخاب می‌کنه‬

29:21.250 --> 29:23.890
‫تا با خودش به‬
‫بازی نهایی بکشونه.‬

29:27.730 --> 29:29.230
‫وای خدای من، خیلی استرس دارم.‬

29:29.230 --> 29:31.600
‫فقط دو نفر توی‬
‫اینجا بازی میکنن

29:31.600 --> 29:36.210
‫پس ممکنه شرایطی پیش بیاد‬
‫که منو بندازن وسط‬

29:36.250 --> 29:39.950
‫فقط چون تنها زنی‌ام که‬
‫توی این خونه مصونیت نداره.‬

29:39.950 --> 29:41.520
‫روالِ کار‬
‫این‌طوریه.‬

29:41.590 --> 29:45.730
‫باید با پای برهنه از روی‬
‫این تله‌موش‌ها رد بشید.‬

29:45.800 --> 29:50.070
‫- وای خدای من.‬
‫- ۱۴۰۰ تا هستن.‬

29:51.080 --> 29:52.140
‫واو.‬

29:52.210 --> 29:54.850
‫اون وسط چهارتا میز هست‬

29:54.850 --> 29:56.250
‫با پنیرهای خوشمزه‬

29:56.290 --> 29:59.120
‫که البته روش پر از‬
‫کرمه.‬

29:59.130 --> 30:01.860
‫- وای خدای من.‬
‫- ممم، ممم، ممم.‬

30:01.860 --> 30:04.970
‫قشنگ دارن روش می‌لولن.‬

30:04.970 --> 30:07.240
‫از سر و کول کیکه میرن بالا !‬

30:07.240 --> 30:09.150
‫جیلین،‬
‫چرا داری این اداهارو در میاری

30:09.210 --> 30:10.750
‫تو که داخل این بازی نمیری

30:10.820 --> 30:13.320
‫وای، از کرم متنفرم.‬

30:13.320 --> 30:14.720
‫خب، بسیار خب،‬

30:14.760 --> 30:16.990
‫وسطِ هر توده‌ی‬
‫پنیرِ کرم‌زده‬

30:17.030 --> 30:19.260
‫یه دیسکِ «عامل ترس» هست.‬

30:19.270 --> 30:24.280
‫فقط با دهنتون، باید هر‬
‫چهارتا دیسک رو بیرون بیارید‬

30:24.310 --> 30:26.280
‫و بندازیدشون‬
‫توی دایره‌تون.‬

30:26.310 --> 30:29.750
‫وقتی هر چهارتا دیسک‬
‫رو گذاشتید اونجا،‬

30:29.790 --> 30:32.190
‫باید برید سمتِ‬
‫اون درِ کوچیک،‬

30:32.260 --> 30:35.760
‫دستتون رو بکنید تو،
‫و بذارید تله موش بگیرتتون

30:35.770 --> 30:38.000
‫- وای خدای من.‬
‫- می‌دونید، توی زندگی،‬

30:38.000 --> 30:39.540
‫پنیر به موشِ دوم می‌رسه،‬

30:39.570 --> 30:42.280
‫ولی امشب موشِ اوله‬
‫که برنده‌ست.‬

30:42.310 --> 30:45.750
‫کسی که همه‌ی این کارها رو‬
‫سریع‌تر انجام بده، می‌بره.‬

30:45.790 --> 30:49.330
‫بازنده هم متأسفانه‬
‫حذف می‌شه.‬

30:49.360 --> 30:50.800
‫باشه.‬

30:50.830 --> 30:56.570
‫حالم از این بازی نهایی
‫پنیری و کرم‌زده به هم می‌خوره.‬

30:56.570 --> 30:58.840
‫چلسی و جیلین قطعاً‬
‫منو انتخاب می‌کنن‬

30:58.840 --> 31:03.790
‫چون می‌دونن بدترین‬
‫حالتِ تهوعِ دنیا رو دارم، ‬

31:03.790 --> 31:07.060
‫واسه همین قلبم داره می‌کوبه

31:07.060 --> 31:10.000
‫چلسی، جیلین،‬
‫شما چالش رو بردید.‬

31:10.030 --> 31:11.840
‫پس بیاید اینجا پیشِ من‬

31:11.840 --> 31:15.780
‫تا حرف بزنیم ببینیم کی رو‬
‫می‌خواید بفرستید توی بازی نهایی.‬

31:15.780 --> 31:17.080
‫کسی هست که بخواد‬
‫از خودش دفاع کنه‬

31:17.150 --> 31:19.990
‫که چرا نمی‌خواد‬
‫توی بازی نهایی باشه؟‬

31:21.820 --> 31:23.190
‫اوم، خب، می‌دونید،‬

31:23.230 --> 31:26.600
‫من قطعاً دیروز یه کارِ‬
‫خیلی دیوانه وار انجام دادم،‬

31:26.600 --> 31:29.110
‫ولی اگه هوای منو داشته باشید،‬
‫منم هوای شما رو دارم.‬

31:29.170 --> 31:32.140
‫خیلی بهتون مدیون میشم،‬
‫پس امیدوارم انتخابتون من نباشم.‬

31:34.180 --> 31:35.920
‫من اینجا هیچی نبردم.‬

31:35.990 --> 31:39.890
‫از نظر فنی، توی چالشی بودم‬
‫که تیمم برد، ولی من انصراف دادم.‬

31:39.890 --> 31:43.640
‫پس فکر می‌کنم گزینه‌ی خوبی‬
‫باشم که باهام بیاید فینال.‬

31:43.670 --> 31:48.040
‫و بیاید از الان به فکر باشید،‬
‫چون فینال نزدیکه‬

31:48.080 --> 31:51.950
‫و دور و برم پر از‬
‫رقیب‌های سرسخته.‬

31:51.950 --> 31:54.760
‫- باشه.‬
‫- آره، می‌فهمیم چی می‌گی.‬

31:54.790 --> 31:58.130
‫جیلین و چلسی،‬
‫کی رو می‌خواید بفرستید توی بازی نهایی؟‬

31:58.200 --> 32:01.600
‫انتخابِ بدیهی کسیه که‬
‫دیشب منو به‬

32:01.640 --> 32:04.110
‫بدترین وضعیتم توی‬
‫این مسابقه رسوند.‬

32:04.110 --> 32:06.610
‫ولی خب، ملکه‌تون پیروز شد

32:06.650 --> 32:09.450
‫اما خب این وسط منم که میخوام
‫تلافی کنم

32:12.160 --> 32:13.490
‫پس «بلیک» رو انتخاب می‌کنیم.‬

32:15.430 --> 32:17.940
‫اوه! پسر.‬

32:17.970 --> 32:19.300
‫به خاطرِ تایلر.‬

32:21.940 --> 32:23.950
‫به جانی گفتم که اونا‬
‫هنوز خیلی ناراحتن.‬

32:23.980 --> 32:24.780
‫- همیشه همین‌طوره.‬
‫- فکر نکنم بفهمن که‬

32:24.850 --> 32:27.990
‫این یه بازیِ استراتژیکه‬
‫برای ۲۰۰ هزار دلار.‬

32:28.020 --> 32:31.130
‫من فقط بازی کردم‬
‫اما شما هنوز ازم ناراحتید

32:31.130 --> 32:33.600
‫خب، دیگه تیر از‬
‫کمان رها شده،‬

32:33.630 --> 32:35.300
‫پس تو انتخاب شدی.‬

32:35.370 --> 32:38.340
‫با کمال میل، چون خیلی از‬
‫این بازی نهایی ها لذت می‌برم.‬

32:39.780 --> 32:44.190
‫بسیار خب بلیک، الان تو‬
‫همه‌کاره‌ا‌ی میدونی که

32:44.260 --> 32:46.660
‫- رئیسِ بزرگ.‬
‫- باشه، باشه.‬

32:46.690 --> 32:50.330
‫کی رو می‌خوای با خودت‬
‫بکشی توی بازی نهایی؟‬

32:56.450 --> 32:59.390
‫دارم به فینال‬
‫فکر می‌کنم،‬

32:59.420 --> 33:02.190
‫و می‌خوام از این فرصت‬
‫برای حمله استفاده کنم،‬

33:02.260 --> 33:05.100
‫پس می‌خوام یه حرکتی بزنم.‬

33:06.030 --> 33:08.240
‫این جوون داره‬
‫دل رو می‌زنه به دریا.‬

33:11.540 --> 33:13.780
‫وای خدای من.‬

33:19.360 --> 33:22.060
‫بسیار خب بلیک،‬
‫کی رو می‌خوای با خودت‬

33:22.060 --> 33:24.370
‫بکشی توی بازی نهایی؟‬

33:29.550 --> 33:31.920
‫ایتن، بیا پایین.‬

33:31.920 --> 33:34.960
‫اوه!‬

33:35.020 --> 33:37.390
‫- اوه!‬
‫- چی؟‬

33:37.430 --> 33:38.300
‫اووه!‬

33:38.330 --> 33:40.670
‫دیروز اون دسر خبیثانه رو بهم داد،‬

33:40.670 --> 33:42.400
‫حالا امروز چهار تا گیرش می‌آد.‬

33:44.480 --> 33:48.080
‫الان واقعاً شوکه‌ام.‬
‫اصلاً انتظارشو نداشتم.‬

33:48.080 --> 33:51.090
‫نمی‌دونم بلیک چه فکری پیش خودش کرده.‬

33:51.090 --> 33:53.360
‫به نظرم دمش گرم که بلیک دلشو داشت‬

33:53.390 --> 33:54.330
‫که بره سراغِ همچین رقیبِ قدری.‬

33:54.530 --> 33:57.670
‫از نظر استراتژیک، احتمالاً این یکی از بهترین حرکت‌هاست‬

33:57.670 --> 33:59.440
‫اگه بتونه این بازی رو ببره.‬

33:59.470 --> 34:02.180
‫ایتن، یکم درمونده به نظر می‌رسی.‬

34:02.210 --> 34:04.220
‫ناراحتی که افتادی توی مرحله‌ی نهایی؟‬

34:04.250 --> 34:07.320
‫معلومه، ولی خب اون منو انتخاب کرد.‬

34:07.350 --> 34:09.490
‫مطمئنی که می‌تونی بلیک رو شکست بدی؟‬

34:09.490 --> 34:10.560
‫- یا... آره؟‬
‫- آره، آره، آره.‬

34:10.860 --> 34:14.570
‫- حتماً.‬
‫- بلیک، تو مطمئنی که می‌تونی ایتن رو ببری؟‬

34:14.570 --> 34:17.110
‫نه، اصلاً.‬

34:17.110 --> 34:18.410
‫فکر می‌کنم احتمالِ خیلی زیادی هست که منو ببره.‬

34:18.480 --> 34:19.580
‫ولی اگه بتونه توی این مرحله منو ببره

34:19.910 --> 34:22.520
‫توی فینال هم می‌تونه، اون‌وقت‬
‫دیگه من اینجا چیکار می‌کنم؟‬

34:22.520 --> 34:25.390
‫- اوه.‬
‫- پس بچه‌ها، باید از الان به فکرِ آینده باشیم.‬

34:25.390 --> 34:27.530
‫نمی‌شه فقط مرحله به مرحله پیش رفت.‬

34:27.530 --> 34:30.400
‫باید بفهمید که فقط یک نفر برنده‌ی این بازی می‌شه.‬

34:30.470 --> 34:32.170
‫اینقدر ترسو بازی نکنید.‬

34:32.170 --> 34:34.810
‫واقعاً جوری بازی کنید که باید بازی کرد.‬

34:34.880 --> 34:39.380
‫- اوه! واو!‬
‫- فقط کاش با بازیکن های واقعی‌تری طرف بودم،‬

34:39.380 --> 34:41.520
‫نه فقط یه مشت آدم که می‌خوان با دوست‌دخترشون لاس بزنن.‬

34:41.520 --> 34:43.530
‫- این برنامه از اون مدل‌ها نیست.‬
‫- اوهوهو!‬

34:43.530 --> 34:45.000
‫امشب داری کلی دوست واسه خودت پیدا می‌کنی.‬

34:45.000 --> 34:47.170
‫مهمه مگه؟

34:47.230 --> 34:48.540
‫ما که خانواده نیستیم.‬

34:48.540 --> 34:50.710
‫همه‌مون داریم واسه ۲۰۰ هزار دلار رقابت می‌کنیم.‬

34:50.740 --> 34:52.980
‫بتازون حاجی. خوشم اومد.‬

34:53.010 --> 34:55.280
‫بچه‌ها، اردوی تابستونی تموم شد.‬

34:55.320 --> 34:57.320
‫همون موقعی که تایلر رو فرستادم خونه تموم شد.‬

34:58.160 --> 34:59.460
‫- پسر، همه‌چیز که حولِ محورِ تو نمی‌چرخه.‬
‫- نه، نمی‌چرخه.‬

34:59.530 --> 35:02.130
‫بیشترِ شماها دیگه هیچ‌وقت با من حرف نمی‌زنید.‬

35:02.200 --> 35:06.140
‫- تو باهاشون حرف می‌زنی؟‬
‫- منظورم اینه که اگه اونا بخوان با من حرف بزنن، منم باهاشون حرف می‌زنم.‬

35:06.140 --> 35:08.280
‫ولی بیرون از اینجا آدمِ خیلی اجتماعی‌ای نیستم.‬

35:08.310 --> 35:10.210
‫سرم خیلی شلوغه. یه سگ دارم.‬

35:12.480 --> 35:14.420
‫اوه! دلم.‬

35:14.460 --> 35:18.460
‫- داداش، طرف دیوونه‌ست.‬
‫- شناختنش کارِ سختیه.‬

35:18.484 --> 35:20.484
‫[دعوا داره اصن]

35:21.540 --> 35:24.310
‫اگه تایلر رو نمی‌فرستادی خونه یا طبقِ نقشه پیش می‌رفتی،‬

35:24.340 --> 35:25.110
‫می‌تونستیم بهت اعتماد کنیم.‬

35:25.310 --> 35:25.810
‫شاید اصلاً نمی‌خواستم با شماها کار کنم.‬

35:26.210 --> 35:26.610
‫چرا نمی‌خواستی باهاشون کار کنی؟‬

35:27.210 --> 35:29.820
‫نمی‌دونم. واقعاً باهاشون حال نمی‌کنم،‬

35:29.850 --> 35:32.290
‫اون‌جوری که با بقیه‌ی آدمای توی خونه حال می‌کنم.‬

35:32.320 --> 35:35.530
‫تحسینت می‌کنم که داری همه‌چیز رو به آتیش می‌کشی.‬

35:38.270 --> 35:41.010
‫- دلشو داری، ولی...‬
‫- خواهیم دید.‬

35:41.080 --> 35:43.010
‫بیاین از بازی بندازیمش بیرون داداش.‬
‫زود باشین. بزن بریم.‬

35:43.080 --> 35:46.790
‫اوه! امشب توی صحنه‌ی «عاملِ ترس»‬
‫خنجرهاست که دارن پرتاب می‌شن.‬

35:46.790 --> 35:49.420
‫من موافقم.‬

35:49.460 --> 35:52.460
‫فکر کنم هر چی لازم بود رو گفتیم.‬

35:52.500 --> 35:54.670
‫- بیاین انجامش بدیم. آره.‬
‫- بریم تو کارش

35:57.470 --> 36:00.350
‫راستش، خوشم می‌آد که بلیک داره فضا رو داغ می‌کنه.‬

36:00.380 --> 36:04.220
‫اگه قراره حذف بشی، با شکوه و جلال حذف شو.‬

36:04.220 --> 36:06.290
‫دمت گرم عزیزم.‬

36:10.330 --> 36:13.170
‫بوی اون پنیر رو از اینجا حس می‌کنم. اه.‬

36:13.840 --> 36:14.580
‫یا خدا.‬

36:14.740 --> 36:18.210
‫اینجا ۱۴۰۰ تا تله‌موش هست،‬

36:18.220 --> 36:20.220
‫ولی سعی نمی‌کنم ازشون جاخالی بدم.‬

36:20.220 --> 36:21.420
‫فقط می‌خوام با سرعت برم.‬

36:21.420 --> 36:24.290
‫چون اگه امشب ایتن رو ببرم، کلِ این بازی عوض می‌شه.‬

36:24.290 --> 36:28.270
‫بسیار خب رفقا، چالش با صدای بوقِ من شروع می‌شه.‬

36:28.340 --> 36:31.110
‫و یادتون باشه، نمی‌تونید از دستاتون استفاده کنید. حاضرید؟‬

36:31.110 --> 36:32.340
‫- آره!‬
‫- بله قربان.‬

36:32.380 --> 36:35.220
‫بسیار خب. بزن بریم!‬

36:38.690 --> 36:43.670
‫- آخ! وای!‬
‫- زود باش ایتن! برو تو کارش.‬

36:43.670 --> 36:45.510
‫- وای خدای من.‬
‫- اوه! چه کثافتیه پسر!‬

36:45.540 --> 36:47.510
‫پنیرش خیلی غلیظه پسر،‬

36:47.540 --> 36:50.110
‫و تا حالا همچین بویی به مشامم نخورده بود.‬

36:50.110 --> 36:51.520
‫بوش تا اینجا می‌آد.‬

36:51.520 --> 36:53.420
‫این واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.‬

36:53.490 --> 36:57.260
‫بوی پنیرِی رو می‌ده که زیرِ آفتابِ داغِ فلوریدا مونده،‬

36:57.260 --> 36:59.360
‫- ولی باید ادامه بدم.‬
‫- اوه پسر.‬

36:59.400 --> 37:02.740
‫یه صورتِ پر از کرم. چه شبی بشه امشب.‬

37:02.770 --> 37:03.740
‫برو تو کارش!‬

37:05.540 --> 37:07.580
‫اوه!‬
‫بلیک اولین دیسکشو پیدا کرد.‬

37:07.650 --> 37:09.550
‫بلیک یکی گرفت.‬

37:09.550 --> 37:11.420
‫خیلی درد داره.‬

37:11.460 --> 37:12.930
‫هر بار که پامو می‌ذارم روی تله‌موش،‬

37:12.960 --> 37:15.760
‫انگار انگشتت لای درِ ماشین بمونه،‬

37:15.770 --> 37:17.640
‫ولی الان انگشت پام اینجوره

37:20.140 --> 37:24.150
‫- اوه خدا!‬
‫- اوه، ایتن داره می‌ره تو دلِ ماجرا.‬

37:24.150 --> 37:26.420
‫برو تو کارش پسر. برو جلو.‬

37:26.420 --> 37:28.790
‫- اوه!‬
‫- برو پیداش کن، برو پیداش کن!‬

37:30.690 --> 37:32.670
‫- پشت‌وروِش کن.‬
‫- ایول. برو تو کارش.‬

37:32.700 --> 37:34.430
‫از دستات نمی‌تونی استفاده کنی.‬

37:34.430 --> 37:36.170
‫- عجله کن.‬
‫- نه، نه.‬

37:36.170 --> 37:38.940
‫باریکلا ایتن. همینه. همون‌جا.‬

37:38.980 --> 37:41.780
‫- باریکلا، باریکلا.‬
‫ادامه بده. باریکلا.‬
‫- عجله کن!‬

37:43.920 --> 37:46.320
‫آره. آره، همینه.‬

37:46.330 --> 37:48.230
‫- دمت گرم ایتن!‬
‫- اوه!‬

37:48.300 --> 37:51.100
‫- اوه خدا.‬
‫- وای، چقدر تیکه‌تیکه‌ست.‬

37:51.140 --> 37:53.610
‫بلیک هنوز داره دنبال‬
‫دیسک دوم می‌گرده.‬

37:53.670 --> 37:55.580
‫اوه، بلیک دومیش رو پیدا کرد.‬

37:55.610 --> 37:59.180
‫- یالا ایتن.‬
‫- بجنب!‬

37:59.190 --> 38:00.550
‫- همینه.‬
‫- تونستی.‬

38:01.790 --> 38:02.790
‫ادامه بده، ادامه بده.‬

38:02.790 --> 38:05.360
‫آه، آه، آه!‬

38:05.430 --> 38:08.330
‫ادامه بده، ادامه بده.‬
‫همینه، همینه.‬

38:08.340 --> 38:10.470
‫- آره پسر.‬
‫- ایتن اولین دیسکش رو پیدا کرد.‬

38:10.510 --> 38:14.520
‫- آی!‬
‫- اوه، ایتن اولیش رو پیدا کرد.‬

38:14.580 --> 38:17.520
‫- عجله کن!‬
‫- می‌ره سراغ دیسک دوم.‬

38:17.590 --> 38:19.530
‫بچرخونش، بچرخونش.‬
‫همینه. اونجا.‬

38:19.590 --> 38:21.360
‫- ادامه بده، ادامه بده.‬
‫- تونستی، تونستی.‬

38:21.360 --> 38:25.740
‫- برو توش.‬
‫- پسر، بلیک داره می‌ترکونه.‬

38:25.740 --> 38:28.510
‫- می‌ره سراغ دیسک سوم.‬
‫- باریکلا، باریکلا.‬

38:28.580 --> 38:30.480
‫- ادامه بده. باریکلا.‬
‫- عجله کن!‬

38:30.510 --> 38:32.350
‫همینه. ادامه بده.‬
‫اصلاً نگران اون نباش.‬

38:32.350 --> 38:35.220
‫خوبی. بفرستش بره خونه‌اش!‬

38:35.220 --> 38:38.030
‫- قشنگ بگرد اون تو.‬
‫- اوه!‬

38:38.030 --> 38:41.640
‫- نمی‌تونه پیدا-- اوه!‬
‫- عجله کن، عجله کن، عجله کن!‬

38:41.640 --> 38:44.980
‫بلیک دیسک سومش رو پیدا کرد.‬

38:46.510 --> 38:49.480
‫اوه، ایتن هنوز داره دنبال‬
‫دیسک دوم می‌گرده.‬

38:49.520 --> 38:53.560
‫- پسر، عجب می‌گرده اون تو.‬
‫- یالا ایتن!‬

38:53.630 --> 38:56.570
‫ووو! برو، برو، برو، برو، برو!‬

38:56.630 --> 38:58.700
‫بالا نیار.‬

39:05.350 --> 39:07.690
‫بلیک هنوز دنبال‬
‫دیسک چهارمه،‬

39:07.760 --> 39:11.730
‫- در حالی که ایتن فقط یکی داره.‬
‫- یالا ایتن!‬

39:13.570 --> 39:16.370
‫اوه، ایتن دومیش رو پیدا کرد.‬
‫می‌ره سراغ سومی.‬

39:16.410 --> 39:18.340
‫- آه!‬
‫- باریکلا. برو توش.‬

39:18.380 --> 39:20.980
‫خب، امشب داریم چیزای زیادی‬
‫درباره‌ی ایتن می‌فهمیم.‬

39:22.820 --> 39:26.090
‫- ادامه بده.‬
‫داری می‌ترکونی.‬
‫- اوه پسر.‬

39:26.090 --> 39:29.570
‫ایتن توی هر اپلیکیشن دیتینگی‬
‫که این بچه‌ها استفاده می‌کنن،‬
‫حسابی می‌ترکونه.‬

39:31.500 --> 39:35.680
‫اوه، ایتن سومیش رو گرفت!‬
‫و مساوی شدیم.‬

39:35.680 --> 39:38.620
‫- آه!‬
‫- عجب بازگشتی داشت ایتن.‬

39:39.450 --> 39:40.750
‫باریکلا پسر.‬

39:44.400 --> 39:47.400
‫عجله کن، عجله کن، عجله کن.‬

39:47.430 --> 39:48.640
‫- کنار سرت رو چک کن!‬
‫- عجله کن.‬

39:48.640 --> 39:50.710
‫همه چیز بستگی به این داره‬
‫که کی بتونه‬

39:50.710 --> 39:54.820
‫اول باید دیسک آخر رو پیدا کنه‬
‫و دستش رو بکنه توی‬
‫اون تله‌موش.‬

39:56.090 --> 39:58.320
‫- تمومش کن!‬
‫- تونستی.‬

39:58.320 --> 39:59.460
‫اصلاً نگران اون نباش.‬
‫حالت خوبه.‬

39:59.460 --> 40:00.260
‫- اوه!‬
‫- دستت رو بکن تو.‬

40:00.530 --> 40:03.870
‫ایتن دیسک چهارمش رو پیدا کرد‬
‫و جلو افتاد.‬

40:03.900 --> 40:06.570
‫- عجله کن!‬
‫- ولی هنوز کارش تموم نشده.‬

40:06.570 --> 40:09.110
‫- برو انگشتت رو بکن اون تو!‬
‫- همینه پسر.‬

40:09.140 --> 40:11.720
‫- بفرستش بره خونه‌اش!‬
‫- اوه خدای من!‬

40:11.720 --> 40:13.690
‫انگشتت رو بکن توی اون چیزه!‬

40:13.720 --> 40:15.590
‫ایتن هنوز باید انگشتش رو‬
‫بکنه توی اون لونه موش.‬

40:15.620 --> 40:16.560
‫- آه!‬
‫- عجله کن، عجله کن.‬

40:16.830 --> 40:18.930
‫- تمومش کن، تمومش کن.‬
‫- یالا بلیک.‬

40:18.930 --> 40:20.700
‫ادامه بده.‬

40:21.870 --> 40:24.440
‫همینه.‬

40:24.470 --> 40:26.040
‫- تموم شد.‬
‫- همینه پسر! تموم کردیم!‬

40:26.080 --> 40:29.350
‫- ایتن برنده شد.‬
‫- آه!‬

40:29.350 --> 40:32.490
‫واو.‬

40:32.490 --> 40:35.100
‫- کارت عالی بود ایتن.‬
‫- آخی.‬

40:35.100 --> 40:37.940
‫بلیک حذف شد.‬

40:37.940 --> 40:40.440
‫اوه!‬

40:40.470 --> 40:42.880
‫اه. توی این بازی عالی هستی.‬

40:42.910 --> 40:46.690
‫بلیک، متأسفانه امشب‬
‫حذف شدی،‬

40:46.720 --> 40:50.890
‫ولی فکر می‌کنم دانش‌آموزات‬
‫به رفتاری که از خودت نشون دادی،‬
‫واقعاً افتخار می‌کنن.‬

40:50.900 --> 40:53.630
‫فکر می‌کنم خانواده‌ات هم‬
‫بهت افتخار کنن.‬

40:53.670 --> 40:55.400
‫می‌دونم اومدی اینجا‬
‫تا با ترس‌هات روبرو بشی،‬

40:55.470 --> 40:58.640
‫ولی امشب تو‬
‫به اندازه‌ی کافی سریع نبودی.‬

40:58.680 --> 41:00.380
‫چرا با بقیه‬
‫خداحافظی نمی‌کنی؟‬

41:00.380 --> 41:01.650
‫بچه‌ها می‌خواید‬
‫باهام خداحافظی کنید‬

41:01.650 --> 41:02.320
‫یا از دستم عصبانی هستید؟‬

41:02.550 --> 41:04.790
‫باشه، معذرت می‌خوام.‬
‫معذرت می‌خوام. معذرت می‌خوام.‬

41:04.820 --> 41:06.690
‫آرزوم بوده که توی «عامل ترس» باشم‬

41:06.760 --> 41:10.170
‫از ۱۱ ژوئن ۲۰۰۱،‬
‫فصل ۱، قسمت ۱.‬

41:10.200 --> 41:12.370
‫وقتی اولین قسمت‬
‫«عامل ترس» رو دیدم،‬

41:12.400 --> 41:14.440
‫یه چیزی رو توی وجودم‬
‫بیدار کرد.‬

41:14.440 --> 41:19.320
‫ترس از شکست مدام مانع‬
‫عملکردم توی این چالش‌ها می‌شد.‬

41:19.320 --> 41:24.660
‫و هر روزی که موفق می‌شدم،‬
‫اون ترس از شکست‬
‫شروع می‌کرد به کوچیک‌تر شدن.‬

41:24.660 --> 41:26.930
‫می‌خوام بیشتر خودم رو‬
‫نشون بدم،‬

41:26.970 --> 41:29.770
‫و از ریسک کردن توی‬
‫زندگی روزمره‌ام نترسم.‬

41:29.810 --> 41:32.850
‫حس می‌کنم دیگه اون‬
‫«بچه‌ی عامل ترس» نیستم.‬

41:32.910 --> 41:35.520
‫دارم به عنوان «مردِ عامل ترس» اینجا رو ترک می‌کنم.‬

41:35.550 --> 41:38.150
‫کی می‌خواد با من یه قرار بزاره؟

41:38.160 --> 41:39.160
‫- خیلی خب، خداحافظ بچه‌ها.‬
‫- خداحافظ!‬

41:39.190 --> 41:40.890
‫می‌بینمتون.‬

41:42.600 --> 41:45.940
‫خیلی خب،‬
‫هفت دلاور.‬

41:45.970 --> 41:51.520
‫شما هفت نفر خیلی به اون جایزه‌ی‬
‫بزرگ ۲۰۰ هزار دلاری نزدیکید.‬

41:51.550 --> 41:53.420
‫- بزن بریم.‬
‫- خیلی خب.‬

41:53.450 --> 41:54.960
‫برگردید به خانه‌ی وحشت،‬

41:54.960 --> 41:56.160
‫و توی چالش بعدی‬
‫می‌بینمتون.‬

41:56.460 --> 42:00.070
‫ آماده باشید، چون باید‬
‫با چنگ و دندون از پسش بربیاید.‬

42:00.130 --> 42:02.670
‫- اوه!‬
‫- وای!‬

42:02.710 --> 42:05.610
‫مستقیم هدف قرار گرفته شدم
‫و بازم جون سالم به در بردم.‬

42:05.680 --> 42:07.450
‫و دارم با ترس‌هام روبرو می‌شم، ‬

42:07.450 --> 42:09.690
‫ من‬
‫رقیب خیلی سرسختی هستم.‬

42:09.720 --> 42:11.820
‫- خداحافظ، جانی!‬
‫- شب بخیر.‬

42:11.860 --> 42:15.260
‫«با چنگ و دندون راهت رو باز کن.»‬

42:15.260 --> 42:17.800
‫از اتحادمون فقط من‬
‫و دنیل باقی موندیم، ‬

42:17.840 --> 42:20.670
‫و واقعاً باید‬
‫خودمون رو جمع‌وجور کنیم‬

42:20.710 --> 42:22.750
‫اگه می‌خوایم جایزه رو ببریم.‬

42:22.810 --> 42:25.690
‫یه نبرد سخت و‬
‫نفس‌گیر در پیش داریم، ‬

42:25.720 --> 42:28.490
‫ولی من اومدم اینجا که ببرم.‬

42:28.560 --> 42:30.830
‫حواستون باشه پسرا.‬
‫نفر بعدی که میام سراغش شمایین.‬

42:30.860 --> 42:33.570
‫وای خدای من،‬
‫خیلی چندش بود.‬

42:34.900 --> 42:38.480
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید

42:38.510 --> 42:41.580
‫تو تبدیل به چنگک می‌شی.‬

42:41.620 --> 42:43.390
‫- پایین، پایین، پایین.‬
‫- نه!‬

42:43.420 --> 42:48.260
‫داشتم برای فکر رسیدن‬
‫به قدرت له‌له می‌زدم...‬

42:48.300 --> 42:51.740
‫- وای خدای من!‬
‫- ...چون می‌دونم که بقیه‬
‫می‌خوان بیان سراغم.‬

42:51.740 --> 42:55.740
‫- این چیه؟‬
‫- وای خدای من.‬

42:55.740 --> 42:57.880
‫این واقعاً‬
‫بدترین کابوسمه.‬

42:57.920 --> 43:00.220
‫تا اینجا موذی‌ترین آدم‬
‫راب بوده.‬

43:00.220 --> 43:01.590
‫تو این خونه هیچ‌کس بهت اعتماد نداره.‬

43:01.620 --> 43:02.620
‫قطعاً‬
‫ازتون نمی‌ترسم.‬

43:02.620 --> 43:03.760
‫- سوتی داد.‬
‫- برو بابا.‬

43:03.760 --> 43:05.330
‫نوع بازی من و حقیقت‬
‫همه چیز رو ثابت می‌کنه.‬

43:05.400 --> 43:07.580
‫- داشتی دروغ پخش می‌کردی.‬
‫- واو! دیگه شمشیر رو از رو بستن!‬

43:08.000 --> 43:28.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
