1
00:00:01,360 --> 00:00:04,440
‫آنچه گذشت...

2
00:00:05,240 --> 00:00:07,010
‫خودمو توی چه دردسری انداختم؟‬

3
00:00:07,040 --> 00:00:12,690
‫همه‌تون یه هدف مشترک دارین.‬
‫باید با ترس‌هاتون روبرو بشین.‬

4
00:00:13,360 --> 00:00:16,090
‫نصفِ مسابقه رو پشت سر گذاشتین.‬

5
00:00:18,400 --> 00:00:20,200
‫این رو از جلوی چشمم دور کن!‬

6
00:00:20,240 --> 00:00:22,610
‫- بازی شروع شده.‬
‫- اوضاع داره اینجا سخت می‌شه!‬

7
00:00:22,640 --> 00:00:26,580
‫- وای خدای من!‬
‫- قلب گاو چطوره؟‬

8
00:00:30,120 --> 00:00:32,730
‫من گوشت نمی‌خورم. گیاه‌خوارم.‬

9
00:00:32,760 --> 00:00:34,670
‫- برو، برو، برو، برو، برو!‬
‫- یاه!‬

10
00:00:34,670 --> 00:00:37,640
‫زکری یه آدمِ غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬
‫از دیوونه بازی هاش میترسم.‬

11
00:00:37,640 --> 00:00:40,210
‫- باید بگم تایلر.‬
‫

12
00:00:40,240 --> 00:00:42,110
‫- این حرکتِ خیلی بدیه.‬
‫

13
00:00:42,110 --> 00:00:43,650
‫مامان خرسه داره خونه رو ترک می‌کنه.‬

14
00:00:43,650 --> 00:00:45,350
‫اینطوری می‌خواد بازی کنه؟‬

15
00:00:45,420 --> 00:00:46,560
که اینطور.‬

16
00:00:48,260 --> 00:00:50,260
‫احساسات داره بیشتر می‌شه.‬

17
00:00:50,260 --> 00:00:52,270
‫- کی رو می‌فرستی تو؟‬
‫- زکری.‬

18
00:00:52,270 --> 00:00:54,140
‫- زکری.‬
‫- پسرِ خودم، زک.‬

19
00:00:54,140 --> 00:00:56,140
‫توی هر مرحله‌ی نهایی،‬
‫هی منو می‌فرستن تو.‬

20
00:00:56,140 --> 00:00:58,410
‫فکر کنم زک
‫یکی از پسرا رو انتخاب کنه.‬

21
00:00:58,440 --> 00:01:01,480
من دیمین رو انتخاب میکنم

22
00:01:02,390 --> 00:01:05,260
‫این کلیدهای کوفتی کار نمی‌کنن!‬

23
00:01:05,290 --> 00:01:06,860
آره!‬

24
00:01:06,900 --> 00:01:09,430
‫- زک برنده شد
‫

25
00:01:09,500 --> 00:01:12,540
‫خوشحالم که باهات آشنا شدم.‬
دم دم‌های صبح میبینمتون.‬

26
00:01:12,570 --> 00:01:17,620
‫۲۴ ساعتِ آینده قراره‬
‫جهنمِ خالص و دردناک باشه.‬

27
00:01:17,644 --> 00:01:19,944
[فاکتور ترس خانه وحشت]

28
00:01:19,968 --> 00:01:26,568
‫[شیرین کاری‌هایی که قرار است ببینید توسط افراد
‫حرفه ای طراحی و آزمایش شده اند
‫اینکارها بسیار خطرناک هستند و نباید توسط کسی، هیچ‌جا،هیچوقت،هیچ‌زمانی امتحان شود]

29
00:01:27,500 --> 00:01:38,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30
00:01:39,850 --> 00:01:41,850
[چهار صبح]

31
00:01:47,680 --> 00:01:52,090
این دیگه چیه؟‬

32
00:01:52,150 --> 00:01:55,330
‫- اوه!‬
‫- چه خبره؟‬

33
00:01:55,360 --> 00:01:59,570
اسیر شدیم بخدا.‬

34
00:01:59,600 --> 00:02:00,540
‫- وای خدای من.‬
‫- ‬

35
00:02:00,800 --> 00:02:04,510
‫تا حالا نشده بود جانی انقد
زود بیدارمون کنه

36
00:02:04,580 --> 00:02:07,650
‫چه مرگشه؟‬
‫یه جای کار میلنگه.‬

37
00:02:07,720 --> 00:02:11,320
‫امروز یه روزِ معمولی‬
‫توی خانه‌ی وحشت نیست.‬

38
00:02:11,360 --> 00:02:12,590
‫فقط حس می‌کنم‬
‫حتی نتونستم‬

39
00:02:12,630 --> 00:02:15,500
‫یه استراحتِ درست و حسابی داشته باشم.‬

40
00:02:17,440 --> 00:02:18,540
‫می‌دونم.‬

41
00:02:22,710 --> 00:02:25,690
‫- - بچه‌ها، چراغِ «نگاه اول» روشنه.‬

42
00:02:25,690 --> 00:02:26,820
‫- بچه‌ها!‬
‫- صبر کن، چی؟‬

43
00:02:26,860 --> 00:02:29,230
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا؟‬

44
00:02:29,230 --> 00:02:31,360
‫- اوه نه!‬
‫- قضیه چیه؟‬

45
00:02:31,360 --> 00:02:33,500
‫- یعنی برای همه‌ست؟‬
‫- همه‌مون باید بریم تو؟‬

46
00:02:33,500 --> 00:02:35,570
‫- چی؟‬
‫- اوه، !‬

47
00:02:35,570 --> 00:02:36,710
‫باید بریم تو؟‬

48
00:02:37,640 --> 00:02:42,250
‫- که اینطور.‬
‫- اصلاً از این وضعیت خوشم نمی‌آد.‬

49
00:02:42,250 --> 00:02:43,190
‫- این نمی‌تونه خوب باشه، نه؟‬
‫- نه.‬

50
00:02:43,390 --> 00:02:46,760
‫اوضاع داره وحشتناک می‌شه.‬
‫اوضاع داره وحشتناک می‌شه.‬

51
00:02:46,830 --> 00:02:49,930
‫اوه! حراجِ درد؟‬

52
00:02:49,970 --> 00:02:52,640
‫چی؟‬

53
00:02:52,640 --> 00:02:55,280
نمی‌تونم تصور کنم اون کارو انجام بدم.‬

54
00:02:55,350 --> 00:02:57,480
‫- خیلی اوضاع داغونه.‬
‫- فلفل!‬

55
00:02:57,520 --> 00:03:00,460
‫- نه!‬
‫- وای خدای من.‬

56
00:03:00,490 --> 00:03:01,560
‫اوه!‬

57
00:03:03,530 --> 00:03:06,800
‫- اوه، اون تو حشره هست.‬
‫- اوه، نه، نه، نه، نه، نه.‬

58
00:03:06,800 --> 00:03:09,510
‫تنها چیزی که‬
‫نمی‌خوام اینجا باهاش روبرو بشم‬

59
00:03:09,540 --> 00:03:13,550
‫خوردنِ غذاهای چندش‌آورِ حشره‌ایِ حال‌به‌هم‌زنه.‬

60
00:03:13,580 --> 00:03:15,690
‫- باید از اینجا برم بیرون.‬
‫- منم میخوام بیام.‬

61
00:03:15,720 --> 00:03:18,890
‫- حالم داره به هم می‌خوره.‬
‫- سریع پنیک می‌کنم.‬

62
00:03:24,270 --> 00:03:26,010
‫- چیزی اون بیرونه؟‬
‫- شما هم صدا رو می‌شنوین؟‬

63
00:03:26,010 --> 00:03:28,880
‫- شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟‬
‫- واو.‬

64
00:03:28,910 --> 00:03:30,620
‫- وای خدای من!‬
‫

65
00:03:30,650 --> 00:03:32,290
‫اتوبوسِ وحشت!‬

66
00:03:34,020 --> 00:03:35,590
‫همگی سوار شین.‬

67
00:03:35,660 --> 00:03:37,800
‫- عجب وضعیتی.‬
‫- نمی‌خوام این کارو بکنم.‬

68
00:03:37,830 --> 00:03:40,840
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا سوارِ شدیم؟‬

69
00:03:40,840 --> 00:03:45,310
‫- حس می‌کنم باید اشهدمو بخونم.‬
‫- این برای چیه؟‬

70
00:03:45,310 --> 00:03:47,650
‫- این برای دست‌بنداتونه.‬
‫- آآآه!‬

71
00:03:50,560 --> 00:03:54,500
‫آخرین باری که سوار همچین اتوبوسی شدم،‬
‫داشتم می‌رفتم زندان.‬

72
00:03:56,740 --> 00:03:59,110
‫تنش توی فضا خیلی زیاده.‬

73
00:03:59,140 --> 00:04:01,850
‫آره، دمین رو فرستادم خونه،‬
‫ولی خب نزدیک بود منو شکست بده.‬

74
00:04:01,850 --> 00:04:05,620
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی وقتی با ترس روبرو می‌شی،‬
‫چه استعدادِ واقعی‌ای از خودت نشون می‌دی.‬

75
00:04:05,690 --> 00:04:08,290
‫اما برام مهم نیست‬
‫مردم در موردم چی فکر می‌کنن.‬

76
00:04:08,330 --> 00:04:10,500
‫این یه بازیه‬
‫و من اینجام که ببرم.‬

77
00:04:10,560 --> 00:04:12,730
‫کلِ امروز از همین الانش متفاوته.‬

78
00:04:12,730 --> 00:04:15,440
‫- بدنم داره می‌لرزه.‬
‫- آره.‬

79
00:04:15,470 --> 00:04:17,340
‫فکر می‌کنی این یه ماراتنِ ترسه؟‬

80
00:04:17,380 --> 00:04:19,480
‫همین‌طوری ترس پشتِ ترس پشتِ ترس؟‬

81
00:04:19,520 --> 00:04:21,820
‫چقدر درد رو می‌تونی تحمل کنی‬
‫قبل اینکه جا بزنی؟‬

82
00:04:22,500 --> 00:04:27,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

83
00:04:28,430 --> 00:04:30,600
‫- وای خدای من.‬
‫- اوه!‬

84
00:04:30,600 --> 00:04:32,810
‫- اوه خدایا.‬
‫- پشمام ناموساً.‬

85
00:04:32,810 --> 00:04:34,340
‫- چی؟‬
‫- این چیه؟‬

86
00:04:34,340 --> 00:04:36,850
‫وای خدای من.‬
‫قبول کنید که به فنا رفتیم‬

87
00:04:39,750 --> 00:04:42,990
‫- اوه، چه اتفاقی داره می‌افته؟‬
‫- عالی شد.‬

88
00:04:44,530 --> 00:04:48,910
‫- آره، خیلی عجیب‌غریب به نظر می‌رسه.‬
‫- این چیه؟ وای خدای من.‬

89
00:04:48,910 --> 00:04:51,340
‫رسیدیم به این معدن زغال‌سنگ،‬
‫و دارم با خودم فکر می‌کنم‬

90
00:04:51,380 --> 00:04:53,480
‫نکنه اومدیم‬
‫سرِ کارِ زک؟‬

91
00:04:53,520 --> 00:04:56,350
‫این همون چیزیه که قراره‬
‫دوباره توش بترکونه؟‬

92
00:04:56,390 --> 00:04:57,820
‫ای خدا.‬

93
00:05:03,840 --> 00:05:05,110
‫- اوه.‬
‫- کجاییم؟‬

94
00:05:05,110 --> 00:05:07,640
‫- وای خدای من.‬
‫- ای خدا.‬

95
00:05:07,640 --> 00:05:10,020
‫- چی؟‬
‫- همگی خوش اومدید.‬

96
00:05:10,080 --> 00:05:11,380
‫- اوه، نه.‬
‫- این چیه؟‬

97
00:05:11,380 --> 00:05:12,990
‫امروز قراره کلی‬
‫بهتون خوش بگذره.‬

98
00:05:12,990 --> 00:05:15,330
‫- چی؟‬
‫- اوه، نه.‬

99
00:05:15,330 --> 00:05:19,030
‫احتمالاً این آخرین باره
ولی قراره بهتون بد نگذره

100
00:05:24,140 --> 00:05:26,550
‫الانه که داغون بشیم.‬

101
00:05:26,550 --> 00:05:30,020
‫به حراجِ درد خوش اومدید.‬

102
00:05:30,060 --> 00:05:32,660
وای خدای من.‬

103
00:05:32,690 --> 00:05:35,630
‫- وای خدای من.‬
‫- چرا الان ترسیدم؟‬

104
00:05:35,670 --> 00:05:39,640
‫این ۲۴ ساعت‬
‫جهنمِ بی‌وقفه‌ست.‬

105
00:05:39,670 --> 00:05:42,710
‫- چی؟‬
‫- هر کدوم از شما ممکنه حذف بشید‬

106
00:05:42,780 --> 00:05:44,820
‫- توی ۲۴ ساعتِ آینده.‬
‫- چی؟‬

107
00:05:44,850 --> 00:05:47,960
‫وای خدا. خیلی بده.‬
‫همه‌مون توی مرحله‌ی نهایی هستیم.‬

108
00:05:47,960 --> 00:05:53,670
‫نمی‌تونید به هیچ‌چیزی تکیه کنید‬
‫به جز این،‬

109
00:05:53,700 --> 00:05:56,940
‫- سکه‌ی فیر فکتور.‬
‫- باشه.‬

110
00:05:56,940 --> 00:05:58,950
‫بذارید بهتون بگم‬
‫قراره چطوری پیش بره.‬

111
00:05:58,950 --> 00:06:02,950
‫حراجِ دردِ فیر فکتور‬
‫مثل هر حراجِ دیگه‌ایه،‬

112
00:06:02,950 --> 00:06:07,700
‫اما به جای قیمت دادن روی ماشین،‬
‫گاو و سبد،‬

113
00:06:07,730 --> 00:06:11,400
‫روی این قیمت می‌ذارید که چقدر‬
‫درد رو می‌تونید تحمل کنید.‬

114
00:06:11,440 --> 00:06:14,550
‫- ای خدا.‬
‫- وای خدای من.‬

115
00:06:14,550 --> 00:06:16,580
‫ما هفت تا موردِ‬

116
00:06:16,650 --> 00:06:20,660
‫به‌شدت دردناک رو به حراج می‌ذاریم.‬

117
00:06:20,690 --> 00:06:22,960
‫شما روی هر مورد‬
‫قیمت می‌ذارید‬

118
00:06:22,960 --> 00:06:26,600
‫و می‌بینید که چقدر درد‬
‫رو می‌تونید تحمل کنید.‬

119
00:06:26,670 --> 00:06:29,870
‫کسی که بالاترین قیمت رو بده،‬
‫این افتخار رو داره که ثابتش کنه.‬

120
00:06:29,910 --> 00:06:31,240
‫نمی‌تونم.‬

121
00:06:31,240 --> 00:06:34,450
‫- اوه.‬
‫- اگه پای حرفتون و قیمتی که دادید بمونید،‬
‫برنده می‌شید...‬

122
00:06:34,480 --> 00:06:35,450
‫♪ دان-دا-دا-دا‬

123
00:06:35,490 --> 00:06:37,060
‫...یه سکه‌ی فیر فکتور.‬

124
00:06:37,060 --> 00:06:39,630
‫حتماً اینو می‌خواید.‬

125
00:06:39,690 --> 00:06:41,900
‫این سکه بهتون قدرت می‌ده‬
‫که به خودتون کمک کنید‬

126
00:06:41,930 --> 00:06:45,570
‫و برای رقیبتون خرابکاری کنید.‬

127
00:06:45,610 --> 00:06:48,710
‫خب، کی بیشترین‬
‫تحملِ درد رو داره؟‬

128
00:06:48,710 --> 00:06:50,850
‫- احتمالاً زک.‬
‫- نمی‌دونم.‬

129
00:06:50,850 --> 00:06:53,760
‫حس می‌کنم خیلی وقت‌ها‬
‫واقعاً مثل بچه‌ننه می‌شم.‬

130
00:06:53,820 --> 00:06:56,860
‫- باورم نمی‌شه.‬
‫- جدی می‌گم، واقعاً فکر می‌کنم اینطوری‌ام.‬

131
00:06:56,860 --> 00:06:58,730
‫- اوه، بی‌خیال زک.‬
‫- اون حتی نمی‌تونه چیزی بنوشه.‬

132
00:06:58,770 --> 00:07:01,840
‫- همه‌اش حرفه.‬
‫- اون به بو حساسه.‬

133
00:07:01,870 --> 00:07:04,840
‫یعنی، فکر کنم باید ببینیم چی می‌شه.‬
‫مگه نه؟‬

134
00:07:04,880 --> 00:07:07,780
‫خیلی خب، بریم سراغش.‬
‫اون تابلوها رو بردارید.‬

135
00:07:07,850 --> 00:07:11,220
‫وقتِ حراجِ درده.‬

136
00:07:13,730 --> 00:07:18,870
‫اولین مورد توی لیستِ حراج،‬
‫الکتریسیته‌ست.‬

137
00:07:18,870 --> 00:07:22,750
‫- - قیمتِ شما تعدادِ ولتیه که می‌تونید تحمل کنید‬

138
00:07:22,750 --> 00:07:26,390
‫- در حالی که دو تا الکترود رو گرفتید.‬
‫- اوه.‬

139
00:07:26,450 --> 00:07:27,760
‫و وقتی به ولتاژِ مورد نظرتون رسیدید،‬

140
00:07:27,760 --> 00:07:29,900
‫باید ۱۰ ثانیه‬
‫نگهش دارید.‬

141
00:07:29,900 --> 00:07:33,770
‫حراج رو از ۴۰ ولت‬
‫شروع می‌کنیم.‬

142
00:07:33,770 --> 00:07:36,040
‫من اصلاً نمی‌دونم‬
‫ولتاژ یعنی چی.‬

143
00:07:36,040 --> 00:07:38,040
‫در واقع مثل این می‌مونه که‬
‫به باتریِ ماشین وصل شده باشی.‬

144
00:07:38,040 --> 00:07:40,520
‫- وای خدای من، یا حضرت برق
‫- ولی شماها از پسش برمی‌آید.‬

145
00:07:40,550 --> 00:07:42,520
‫بسیار خب.‬

146
00:07:42,520 --> 00:07:46,900
‫کسی ۴۰ ولت می‌خواد؟ ۵۰ ولت؟‬

147
00:07:46,930 --> 00:07:49,800
‫- - اوه، شروع شد. ۶۰ ولت؟‬

148
00:07:49,870 --> 00:07:54,950
‫- چی؟‬
‫- اوه، کسی ۷۰ ولت هست؟‬

149
00:07:55,010 --> 00:07:58,920
‫جیلین، زک و دیدا.‬
‫۸۰ ولت داریم؟‬

150
00:07:58,920 --> 00:08:02,790
‫- این بیشتر از‬
‫دو تا باتریِ ماشینه.‬
‫- وای خدای من.‬

151
00:08:02,830 --> 00:08:06,940
‫۹۰ ولت.‬
‫مثل این می‌مونه که انگشتت رو‬
‫بکنی توی پریزِ برق.‬

152
00:08:06,970 --> 00:08:08,940
‫- پسر، شماها دیوونه‌اید.‬
‫- وای خدای من.‬

153
00:08:08,970 --> 00:08:11,680
‫خیلی خب. کسی برای‬
‫۱۰۰ ولت هست؟‬

154
00:08:11,680 --> 00:08:14,580
من نمی‌تونم.‬

155
00:08:14,650 --> 00:08:16,490
‫نمی‌دونم.‬
‫در مورد این یکی مطمئن نیستم.‬

156
00:08:16,490 --> 00:08:19,660
‫می‌دونم شوکِ الکتریکی‬
‫و برق‌گرفتگی چه حسی داره.‬

157
00:08:19,730 --> 00:08:23,840
‫توی مزرعه‌ی دوستم،‬
‫به حصارِ گاوها دست زدم. بدترین چیزه.‬

158
00:08:23,900 --> 00:08:26,980
‫معلومه که می‌ترسم،‬
‫اما سکه‌ی فیر فکتور‬

159
00:08:27,040 --> 00:08:28,850
‫توی مرحله‌ی نهایی بهت برتری می‌ده،‬

160
00:08:28,910 --> 00:08:31,120
‫و من می‌خوام با یه برتری‬
‫واردِ اون مرحله بشم.‬

161
00:08:33,960 --> 00:08:36,800
‫- من انجامش می‌دم.‬
‫- اوه، ایتن!‬

162
00:08:36,830 --> 00:08:39,800
‫یک، دو،‬

163
00:08:39,830 --> 00:08:42,940
‫- فروخته شد به اون آقایی‬
‫که تیشرتِ سفید تنشه.‬
‫- وای خدای من.‬

164
00:08:43,010 --> 00:08:44,880
‫اوه، پسر.‬

165
00:08:44,940 --> 00:08:47,280
‫به عنوان معلمِ فیزیک،‬
‫نمی‌تونم این کار رو تشویق کنم.‬

166
00:08:47,350 --> 00:08:51,320
‫من فیزیکِ پیشرفته،‬
‫الکتریسیته و مغناطیس درس می‌دم.‬

167
00:08:51,320 --> 00:08:54,500
‫۱۰۰ ولت خیلی زیاده.‬

168
00:08:54,560 --> 00:08:56,840
‫قراره این دو تا الکترود‬
‫رو نگه داری.‬

169
00:08:56,870 --> 00:09:00,980
‫هر وقت دیدی خیلی زیاده،‬
‫خب، فقط ولش کن.‬

170
00:09:01,010 --> 00:09:05,180
‫اما اگه ولش کنی،‬
‫سکه‌ی فیر فکتورت رو نمی‌گیری.‬

171
00:09:05,180 --> 00:09:06,990
‫- آره.‬
‫- خیلی خب. شروع می‌کنیم.‬

172
00:09:06,990 --> 00:09:09,860
‫- می‌ریم روی ۳۰.‬
‫- ‬

173
00:09:09,860 --> 00:09:15,070
‫- آخ!‬
‫- خب. داری می‌ری روی ۴۰.‬

174
00:09:15,070 --> 00:09:16,880
‫- اوه.‬
‫- آره.‬

175
00:09:16,880 --> 00:09:20,320
‫- - قلقلکت میاد، نه؟‬
‫بامزه‌ست؟‬

176
00:09:20,350 --> 00:09:23,990
‫خب، ۵۰. آروم و ملایم.‬

177
00:09:24,020 --> 00:09:26,900
‫می‌دونم هرچی بره بالاتر،‬
‫باید بیشتر درد داشته باشه.‬

178
00:09:26,930 --> 00:09:31,200
‫اوه، ولش کن بابا.‬
‫بریم روی ۶۰؟‬

179
00:09:31,200 --> 00:09:32,870
‫- - آخ!‬

180
00:09:32,870 --> 00:09:34,740
‫اوه، ۶۰. پسر.‬
‫داره سخت می‌شه.‬

181
00:09:34,780 --> 00:09:36,880
‫- آخ!‬
‫- دستاتو برندار!‬
‫دستاتو برندار!‬

182
00:09:36,880 --> 00:09:39,020
‫- آخ!‬
‫- می‌تونی دووم بیاری؟‬

183
00:09:39,020 --> 00:09:42,690
‫آخ! انگار‬
‫استخونام دارن از تو می‌ترکن.‬

184
00:09:43,960 --> 00:09:45,030
‫هی بابا.‬

185
00:09:45,030 --> 00:09:48,910
‫- ۷۰ ولت. بفرما.‬
‫

186
00:09:48,940 --> 00:09:50,040
‫- خوبی پسر.‬
‫- عالی داری پیش می‌ری.‬

187
00:09:50,040 --> 00:09:52,780
‫- می‌تونی.‬
‫

188
00:09:52,780 --> 00:09:55,290
‫- خب، ۸۰.‬
‫ ‬

189
00:09:59,060 --> 00:10:01,200
‫- وای خدای من.‬
‫

190
00:10:01,200 --> 00:10:03,130
‫دستاتو برندار.‬
‫دستاتو برندار.‬

191
00:10:03,170 --> 00:10:05,910
‫- دستاتو برندار.‬
‫انگشتاتو جمع کن.‬
‫- دارم سعی می‌کنم.‬

192
00:10:05,910 --> 00:10:08,610
‫- آخ!‬
‫- خوبی رفیق.‬

193
00:10:08,650 --> 00:10:10,880
‫- خب، داریم می‌ریم روی ۹۰.‬
‫- یــا حضرت بــرق!‬

194
00:10:10,920 --> 00:10:11,920
‫دووم بیار رفیق.‬

195
00:10:11,950 --> 00:10:14,360
‫نمی‌تونم.‬
‫داره اشکم رو درمیاره.‬

196
00:10:14,390 --> 00:10:16,900
‫آخ! آخ!‬

197
00:10:16,930 --> 00:10:19,400
‫- - آخ!‬

198
00:10:19,400 --> 00:10:20,670
‫اینا جیغ‌های واقعیه.‬

199
00:10:20,670 --> 00:10:22,440
‫پسرمون الان داره درد می‌کشه.‬

200
00:10:22,470 --> 00:10:25,650
‫- - انگشتاشو ببین.‬
‫انگشتاشو ببین.‬

201
00:10:25,680 --> 00:10:27,720
‫- - خب، ۱۰۰.‬

202
00:10:27,780 --> 00:10:29,090
‫- ۱۰ ثانیه دووم بیار.‬
‫

203
00:10:29,090 --> 00:10:34,460
‫

204
00:10:34,500 --> 00:10:37,770
‫- ۱۰ ثانیه دووم بیار.‬
‫- دستاتو برندار!‬
‫دستاتو برندار!‬

205
00:10:47,860 --> 00:10:50,830
‫ ۱۰ ثانیه.‬

206
00:10:50,830 --> 00:10:51,500
‫- - ‬

207
00:10:51,700 --> 00:10:53,940
‫- وای خدای من.‬
‫

208
00:10:53,970 --> 00:10:56,980
‫- می‌تونی.‬
‫- دستاتو برندار.‬
‫دستاتو برندار.‬

209
00:10:56,980 --> 00:10:59,980
‫ وقت تمومه!‬

210
00:10:59,980 --> 00:11:02,820
‫- تونستی. انجامش دادی.‬
‫- آخ سرویس شدم!‬

211
00:11:02,850 --> 00:11:06,530
‫- واو. عالی بودی.‬
‫- اوه!‬

212
00:11:06,530 --> 00:11:09,700
‫وای خدای من!‬
‫این بدترین دردی بود که‬
‫توی کل عمرم حس کردم.‬

213
00:11:09,700 --> 00:11:11,100
‫وای خدای من.‬

214
00:11:11,140 --> 00:11:14,980
‫ولی تو سکه‌ی‬
‫«عامل ترس» رو بردی.‬

215
00:11:14,980 --> 00:11:18,990
‫بیا، بذار بذارمش‬
‫توی جیبت.‬

216
00:11:19,020 --> 00:11:22,460
‫این بدترین دردی بود که‬
‫توی کل عمرم حس کردم.‬

217
00:11:22,460 --> 00:11:25,730
‫وای خدای من.‬

218
00:11:25,730 --> 00:11:31,210
‫مورد بعدی برای مزایده‬
‫موم داغِ ذوب‌شده‌ست.‬

219
00:11:32,810 --> 00:11:38,760
‫شما روی تعداد دفعاتی که‬
‫موم داغ با ملاقه روتون ریخته می‌شه‬
‫قیمت می‌ذارید.‬

220
00:11:38,760 --> 00:11:40,860
‫- اوه.‬
‫- وای خدای من. خیلی بده.‬

221
00:11:40,900 --> 00:11:44,700
‫روی بازوهای لخت،‬
‫پاها و شکمتون ریخته می‌شه.‬

222
00:11:44,740 --> 00:11:47,040
‫- هی هی هی!‬
‫- اوه خدا.‬

223
00:11:47,110 --> 00:11:50,080
‫خب، مزایده رو از‬
‫دو ملاقه شروع می‌کنیم.‬

224
00:11:51,120 --> 00:11:52,750
‫کلی آدم داریم‬
‫که دو ملاقه می‌خوان.‬

225
00:11:52,750 --> 00:11:56,060
‫سه ملاقه داریم؟‬
‫چهار ملاقه چی؟‬

226
00:11:56,130 --> 00:12:01,300
‫- اوه.‬
‫- پنج ملاقه داریم؟‬

227
00:12:01,300 --> 00:12:05,140
‫باید یه سکه بگیرم‬
‫وگرنه حذف می‌شم.‬

228
00:12:05,180 --> 00:12:09,050
‫اوه! بلیک برای بار اول،‬
‫دوم، سوم! فروخته شد!‬

229
00:12:09,090 --> 00:12:11,690
‫- ایول! بردم.‬
‫- موم داغ رسید به بلیک.‬

230
00:12:11,760 --> 00:12:14,260
‫- بیا بالا.‬
‫- ‬

231
00:12:15,100 --> 00:12:17,100
‫اوضاع داره داغ می‌شه.‬

232
00:12:19,370 --> 00:12:21,610
‫خیلی خب، بریم که داشته باشیم.‬

233
00:12:21,680 --> 00:12:24,380
‫فحش نمی‌دم چون‬
‫ممکنه دانش‌آموزام این برنامه‌رو ببینن

234
00:12:24,420 --> 00:12:28,060
‫آخ، آخ، آخ!‬

235
00:12:28,060 --> 00:12:31,930
‫وای خدای من.‬
‫خیلی بدتر از اون چیزی بود که‬
‫فکرشو می‌کردم... آخ!‬

236
00:12:31,930 --> 00:12:35,710
‫- - اوه!‬

237
00:12:35,770 --> 00:12:38,040
واقعا بهش خوش نمیگذشت

238
00:12:38,080 --> 00:12:43,820
‫- نوبت منه!‬
‫

239
00:12:43,860 --> 00:12:45,960
‫- اوه!‬
‫- شمارو نمیدونم،‬

240
00:12:45,990 --> 00:12:47,830
‫ولی من دارم‬
‫یکم هیجان‌زده می‌شم...‬

241
00:12:47,830 --> 00:12:49,900
‫واسه سکه.‬

242
00:12:49,930 --> 00:12:52,340
‫قراره بریزه رو شکمت!‬

243
00:12:52,340 --> 00:12:54,980
‫- - و یکم هم روی نوک سینه!‬

244
00:12:55,040 --> 00:12:58,050
‫

245
00:12:58,120 --> 00:13:00,290
‫آخ! ایول!‬

246
00:13:00,290 --> 00:13:05,730
‫آخ! ایول! آخ!‬

247
00:13:05,800 --> 00:13:07,840
‫بفرمایید قربان.‬

248
00:13:07,840 --> 00:13:10,210
‫- - سکه‌ی عامل ترس.‬

249
00:13:10,240 --> 00:13:13,110
‫- کارت خوب بود بلیک.‬
‫- همه دارن تلاششون رو می‌کنن.‬

250
00:13:13,110 --> 00:13:16,290
‫ولی ببینید بچه‌ها، کلاً‬
‫هفت تا سکه هست و نُه تا بازیکن.‬

251
00:13:16,350 --> 00:13:21,300
‫شانس شما برای‬
‫بردن سکه‌ی عامل ترس‬
‫داره کمتر می‌شه.‬

252
00:13:21,360 --> 00:13:23,800
‫- ایستگاه بعدی، فلفل‌های تند.‬
‫- اوه.‬

253
00:13:23,870 --> 00:13:28,850
‫مزایده‌تون روی تعداد‬
‫فلفل‌های هابانروی کاملیه که‬
‫قراره بخورید.‬

254
00:13:28,880 --> 00:13:30,850
‫موقع خوردن‬
‫حسابی تنده،‬

255
00:13:30,880 --> 00:13:33,860
‫و باور کنید،‬
‫موقع دفع تندتر هم می‌شه.‬

256
00:13:33,860 --> 00:13:37,630
‫مزایده رو از‬
‫سه تا شروع می‌کنیم.‬

257
00:13:37,660 --> 00:13:41,300
‫برای بار اول...‬
‫اوه، دو تا سه داریم!‬
‫چهار تا داریم؟‬

258
00:13:41,370 --> 00:13:46,210
‫خیلی خب. کسی هست‬
‫که بخواد بره روی پنج تا؟‬

259
00:13:48,350 --> 00:13:51,160
‫اوه! فروخته شد!‬

260
00:13:51,160 --> 00:13:53,360
‫فلفل‌های تند رسید به چلسی.‬

261
00:13:54,330 --> 00:13:58,000
‫- برو. ای وای.‬
‫- می‌تونی چلسی.‬

262
00:13:58,040 --> 00:14:01,210
‫اوه، طوری انجامش می‌دی که انگار خیلی راحته.‬

263
00:14:03,450 --> 00:14:04,880
‫- اوه، تموم شد!‬
‫- خیلی خب.‬

264
00:14:04,920 --> 00:14:08,220
‫- خیلی خونسرده.‬
‫- اوه، سریع رفت سراغش.‬

265
00:14:08,220 --> 00:14:09,530
‫ایول، چلسی.‬

266
00:14:12,600 --> 00:14:13,900
‫الان در چه حالی؟‬

267
00:14:13,900 --> 00:14:16,410
‫اوه لعنتی! ‬

268
00:14:18,180 --> 00:14:20,920
‫- وای خدا!‬
‫- داره انجامش می‌ده. از پسش برمی‌آد.‬

269
00:14:20,920 --> 00:14:22,320
‫- واقعاً مصممه.‬
‫- سه تا؟‬

270
00:14:22,350 --> 00:14:27,330
‫- اوه خدای من.‬
‫- دمت گرم.‬

271
00:14:27,330 --> 00:14:30,200
‫- وای خدا.‬
‫- دو تای دیگه مونده‬
‫تا اون سکه مال تو بشه.‬

272
00:14:30,270 --> 00:14:33,070
‫- اییی!‬
‫- داره می‌ترکونه.‬

273
00:14:39,650 --> 00:14:41,890
‫داری می‌سوزی؟‬

274
00:14:41,930 --> 00:14:43,390
‫آتیش گرفته.‬

275
00:14:45,370 --> 00:14:47,200
‫- - یالا چلسی.‬

276
00:14:47,240 --> 00:14:48,340
‫یکی دیگه. فقط یکی دیگه، چلسی.‬

277
00:14:48,370 --> 00:14:50,440
‫- یکی دیگه.‬
‫- برو، برو، برو، برو، برو.‬

278
00:14:56,350 --> 00:14:57,560
‫- یالا.‬
‫- نشونش بده، نشونش بده.‬

279
00:14:57,590 --> 00:15:00,960
‫- آره!‬
‫- دمت گرم، چلسی.‬

280
00:15:00,960 --> 00:15:02,500
عالی بود!‬

281
00:15:02,500 --> 00:15:05,970
‫کارت حرف نداشت.‬
‫برنده‌ی این سکه‌ی «عامل ترس» شدی.‬

282
00:15:06,040 --> 00:15:07,980
‫- اون شیرو سر بکش.‬
‫- همه‌شو بخور.‬

283
00:15:08,040 --> 00:15:10,220
‫- آره! کی به کیه؟‬
‫- اوه پسر.‬

284
00:15:10,220 --> 00:15:12,290
‫- برو تو کارش. آره!‬
‫- همینه.‬

285
00:15:13,490 --> 00:15:17,100
‫- وای خدا.‬
‫- کسی هست پشیمون باشه‬
‫که اینو امتحان نکرده؟‬

286
00:15:17,130 --> 00:15:19,100
‫- نه! نه!‬
‫

287
00:15:19,130 --> 00:15:20,300
‫- - بده بره بالا، ملکه.‬

288
00:15:20,300 --> 00:15:24,110
‫- اوه پسر.‬
‫- قراره موقع ورود و خروج‬
‫حسابی بسوزونه.‬

289
00:15:24,140 --> 00:15:27,980
‫- - خوبی چلسی؟‬

290
00:15:27,980 --> 00:15:30,290
‫ چلسی.‬

291
00:15:33,510 --> 00:15:35,510
[چه احساسی داری؟]

292
00:15:34,160 --> 00:15:36,100
‫حتی تکون خوردنم درد داره.‬

293
00:15:36,100 --> 00:15:39,610
‫خب، قطارِ درد داره با سرعت پیش می‌ره.‬

294
00:15:46,990 --> 00:15:49,130
‫یهو اوضاع خراب شد.‬

295
00:15:49,160 --> 00:15:51,260
‫معده‌م داره منفجر می‌شه. وحشت کردم.‬

296
00:15:51,300 --> 00:15:54,140
‫- بذار کمکت کنیم.‬
‫

297
00:15:54,140 --> 00:15:58,280
‫حالش خوب می‌شه، ولی خب،‬
‫پنج تا فلفل خورده.‬

298
00:15:58,310 --> 00:15:59,980
‫الان به دردت چه نمره‌ای می‌دی؟‬

299
00:16:00,010 --> 00:16:01,250
‫- حدوداً هشت.‬
‫- آره.‬

300
00:16:01,280 --> 00:16:05,320
خیلی خب،‬
‫موردِ بعدی برای مزایده‬

301
00:16:05,390 --> 00:16:08,900
‫اینه که چند بار می‌تونید‬
‫یه حشره‌کش برقی رو لیس بزنید.‬

302
00:16:08,970 --> 00:16:12,440
‫لنس، بیا بالا!‬
‫آماده‌ای؟‬

303
00:16:12,510 --> 00:16:14,640
‫چرا اولی رو لیس نمی‌زنی؟‬

304
00:16:17,280 --> 00:16:19,750
‫- - ها ها! ها ها!‬

305
00:16:19,750 --> 00:16:22,560
‫- اوکی.‬
‫- اوه، ایول.‬

306
00:16:22,560 --> 00:16:25,230
‫باشه. ولی صداش بلند بود.‬
‫اوه، الان دیگه ترسیدم.‬

307
00:16:26,030 --> 00:16:28,500
‫- اوه!‬
‫- اوکی.‬

308
00:16:31,740 --> 00:16:34,580
‫- - اوه!‬

309
00:16:34,580 --> 00:16:37,460
‫- نُه بار دیگه لیس بزن.‬
‫- داره بی‌حس می‌شه.‬

310
00:16:37,490 --> 00:16:40,800
چه بهتر
‫

311
00:16:43,170 --> 00:16:44,440
‫وای خدا.‬
‫چرا اینقدر طولانیه؟‬

312
00:16:44,470 --> 00:16:45,770
‫منو از خوش‌گذرونی نترسون.‬

313
00:16:45,770 --> 00:16:48,550
‫اوه!‬

314
00:16:53,520 --> 00:16:54,660
‫بزن بریم.‬

315
00:16:54,660 --> 00:16:57,500
‫- اوه!‬
‫- یالا.‬

316
00:16:57,560 --> 00:16:59,270
‫- یالا، یالا، یالا.‬
‫- عالیه.‬

317
00:17:01,240 --> 00:17:04,340
‫یکی دیگه، بعدش با هم انجامش می‌دیم. باشه.‬

318
00:17:04,380 --> 00:17:07,050
‫- اوه، نه جانی.‬
‫- ‬

319
00:17:07,080 --> 00:17:09,190
‫- - ‬

320
00:17:09,250 --> 00:17:13,190
‫- ایول، دمت گرم!‬
‫- کاش برای این چالش‬
‫راکت‌مو بالا برده بودم.‬

321
00:17:13,230 --> 00:17:16,470
‫- آخه خیلی راحت به نظر می‌رسید.‬
‫- سکه‌ی عامل ترس!‬

322
00:17:16,470 --> 00:17:18,300
‫نمی‌دونم با خودم چه فکری می‌کردم،‬
‫پشیمونم.‬

323
00:17:18,340 --> 00:17:19,610
‫باید حواسمو بیشتر جمع کنم.‬

324
00:17:19,610 --> 00:17:24,620
‫اوه، چلسی. برگشتی. چه حالی داری؟‬

325
00:17:24,620 --> 00:17:28,360
‫فقط لازم بود یه دقیقه دراز بکشم، جانی.‬

326
00:17:28,390 --> 00:17:30,630
‫اگه دوباره حالت بد شد، بهمون بگو.‬

327
00:17:30,630 --> 00:17:33,270
‫- نمی‌خوایم اتفاقی بیفته.‬
‫- ممنون. باشه.‬

328
00:17:33,330 --> 00:17:38,480
‫خب. موردِ بعدی برای مزایده، انجمادِ مغزه...‬

329
00:17:38,510 --> 00:17:44,120
‫مدت زمانی که می‌تونید سرتون رو‬
‫توی آبِ یخ نگه دارید.‬

330
00:17:44,120 --> 00:17:47,400
‫اوه خدای من، راب! پنج دقیقه.‬

331
00:17:47,400 --> 00:17:49,470
‫- وو!‬
‫- قراره قندیل ببندی.‬

332
00:17:49,530 --> 00:17:51,300
‫وقتشه به قولت عمل کنی.‬

333
00:17:53,340 --> 00:17:57,320
‫آماده‌ای؟‬
‫این سطل اول.‬

334
00:17:58,620 --> 00:18:00,620
‫- اوه.‬
‫- خدا.‬

335
00:18:01,820 --> 00:18:05,460
‫و اینم از سطل دوم.‬

336
00:18:07,600 --> 00:18:09,270
‫زمانت شروع شد.‬

337
00:18:09,270 --> 00:18:11,740
‫این دیگه یه سطحِ متفاوتی از‬
‫یخ زدنِ مغزه.‬

338
00:18:12,880 --> 00:18:14,420
‫با دیدنش سردم می‌شه.‬

339
00:18:14,420 --> 00:18:17,160
‫- دمت گرم راب.‬
‫- تا اینجا که عالی بوده.‬

340
00:18:17,160 --> 00:18:19,060
‫این یکی از اون کاراییه که‬
‫من اصلاً نمی‌تونستم انجام بدم.‬

341
00:18:21,200 --> 00:18:23,230
‫نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داره.‬

342
00:18:24,570 --> 00:18:26,570
‫واو، نصف راهو رفتی.‬

343
00:18:26,640 --> 00:18:28,310
‫قطعاً بیشتر از چیزی که من‬
‫می‌تونستم، دووم آورده.‬

344
00:18:28,380 --> 00:18:31,120
‫- پسرِ سخت‌کوش.‬
‫- خیلی آرومه.‬

345
00:18:31,150 --> 00:18:34,890
‫- یک دقیقه دیگه، یالا!‬
‫

346
00:18:34,890 --> 00:18:36,290
‫- یک دقیقه.‬
‫- یک دقیقه!‬

347
00:18:36,290 --> 00:18:38,360
‫- یالا!‬
‫- چیزی نمونده.‬

348
00:18:40,300 --> 00:18:42,970
‫- ۱۰ ثانیه مونده.‬
‫- خیلی نزدیکی.‬

349
00:18:42,970 --> 00:18:46,910
‫- فکر نمی‌کردم کسی‬
‫بتونه این‌قدر دووم بیاره.‬
‫- از پسش براومد.‬

350
00:18:46,910 --> 00:18:49,590
‫- سه، دو، یک.‬
‫- وای خدای من!‬

351
00:18:49,590 --> 00:18:52,190
خالیش کن
‫

352
00:18:52,230 --> 00:18:53,330
‫- آره!‬
‫- دمت گرم، راب.‬

353
00:18:53,330 --> 00:18:55,200
‫- ایول داری راب!‬
‫- وای خدای من!‬

354
00:18:55,200 --> 00:18:56,670
‫رفیق، کارت حرف نداشت.‬

355
00:18:56,700 --> 00:18:59,340
‫اگه امروز کسی لایق‬
‫گرفتن سکه باشه، اون تویی.‬

356
00:18:59,410 --> 00:19:01,180
‫- پناه بر خدا.‬
‫- لعنتی.‬

357
00:19:01,180 --> 00:19:03,780
‫- هی!‬
‫- داداش، کارت معرکه بود.‬

358
00:19:03,820 --> 00:19:05,080
‫خسته نباشی.‬

359
00:19:06,120 --> 00:19:08,490
‫جیلین طوری چسبیده بود بهش و‬
‫بغلش می‌کرد که انگار می‌خواست بگه:‬
‫«من بهت ایمان دارم.»‬

360
00:19:08,560 --> 00:19:11,500
‫الان یه سطل لازم دارم‬
‫چون دارم بالا می‌آرم.‬

361
00:19:11,560 --> 00:19:15,610
‫- اصلاً هم سخت نبود.‬
‫- خب، کی حاضره بیشتر زجر بکشه؟‬

362
00:19:15,610 --> 00:19:20,620
‫چهار نفر موندن‬
‫و دو تا سکه‌ی دیگه.‬

363
00:19:20,650 --> 00:19:26,230
‫جیلین، زکری،‬
‫دنیل و دیدا،‬

364
00:19:26,230 --> 00:19:28,800
‫باید وارد بازی بشید.‬

365
00:19:29,800 --> 00:19:33,210
‫مورد بعدی که به مزایده می‌ذاریم...‬

366
00:19:33,210 --> 00:19:37,380
‫سوزن‌های این آقاست!‬

367
00:19:37,450 --> 00:19:39,350
‫- - اوه!‬

368
00:19:39,390 --> 00:19:41,820
‫پرسینگ زن خیلی ماهریه.‬

369
00:19:41,820 --> 00:19:44,230
‫سوزن‌ها رو یکی‌یکی،‬

370
00:19:44,230 --> 00:19:47,040
‫توی بازوتون فرو می‌کنه‬
‫تا به تعداد پیشنهادتون برسه.‬

371
00:19:47,040 --> 00:19:51,710
‫- وای خدای من.‬
‫- مزایده رو از‬
‫پنج تا سوزن شروع می‌کنیم.‬

372
00:19:53,250 --> 00:19:56,620
‫کسی شش تا سوزن می‌گه؟‬
‫اوه، تحسین‌برانگیزه.‬

373
00:19:56,650 --> 00:20:00,260
‫هفت تا سوزن.‬
‫خب، شروع شد.‬

374
00:20:00,290 --> 00:20:03,330
‫هشت تا. هشت تا سوزن.‬

375
00:20:03,370 --> 00:20:04,600
‫نه تا هم خوبه.‬

376
00:20:04,640 --> 00:20:08,850
‫- همه‌تون دیوونه‌اید.‬
‫- یازده تا ما رو می‌بره به عرش.‬

377
00:20:08,880 --> 00:20:12,520
‫یازده تا سوزن. و رسیدیم به دوازده تا.‬

378
00:20:12,550 --> 00:20:16,460
‫- خیلی خب.‬
‫- کی سیزده تا سوزن نحس رو می‌خواد؟‬

379
00:20:17,400 --> 00:20:21,500
‫اوه‌اوه! دیدا!‬
‫یک، دو...‬

380
00:20:21,540 --> 00:20:24,540
‫- فروخته شد! بیا جلو.‬
‫- خیلی خب، دیدا.‬

381
00:20:24,540 --> 00:20:27,480
‫- دیدا.‬
‫- حله رئیس. مثل آب خوردنه.‬

382
00:20:28,680 --> 00:20:30,290
‫اوه، اوه.‬
‫چه سوزن بزرگیه.‬

383
00:20:30,290 --> 00:20:32,830
‫- بازی همینه دیگه.‬
‫- من از سوزن خوشم نمی‌آد.‬

384
00:20:32,830 --> 00:20:35,430
‫- چقدر استرس داری؟‬
‫- از یک تا ده،‬

385
00:20:35,430 --> 00:20:37,800
‫- احتمالاً شش یا هفت.‬
‫- شش-هفت!‬

386
00:20:37,800 --> 00:20:39,710
‫خیلی خب. خیلی خب.‬
‫قابل تحمله.‬

387
00:20:40,540 --> 00:20:43,010
‫- ای بابا، .‬
‫- کم نیار. کم نیار، دیدا.‬

388
00:20:43,010 --> 00:20:44,880
‫- نگاه نکن، دیدا.‬
‫- کم نیار.‬

389
00:20:44,880 --> 00:20:47,420
‫- اوه!‬
‫- نگاه نکن. اصلاً نگاه نکن.‬

390
00:20:47,420 --> 00:20:50,290
‫- ای وای.‬
‫- آخ! اوه!‬

391
00:20:50,330 --> 00:20:51,600
‫می‌تونی تمومش کنی؟ ‬

392
00:20:51,660 --> 00:20:54,340
‫خیلی خب، سوزن اول‬
‫تموم شد.‬

393
00:20:54,400 --> 00:20:58,280
‫- فقط ۱۲ تای دیگه مونده.‬
‫- خوبی، دیدا.‬

394
00:20:58,310 --> 00:21:00,820
‫- چیزی نیست.‬
‫- آخ! ردش کن بره!‬

395
00:21:00,850 --> 00:21:02,820
‫- طوری نیست. طوری نیست.‬
‫- اوه، واو.‬

396
00:21:02,850 --> 00:21:05,320
‫این یکی واقعاً‬
‫سخت رد شد.‬

397
00:21:05,320 --> 00:21:07,060
‫- داد بزن! بریز بیرون!‬
‫

398
00:21:07,060 --> 00:21:09,770
‫- با جیغ خودتو خالی کن.‬
‫- اوه.‬

399
00:21:12,740 --> 00:21:14,580
‫- آخ!‬
‫- خدای من.‬

400
00:21:14,580 --> 00:21:16,650
‫- یالا.‬
‫- ‬

401
00:21:23,700 --> 00:21:26,400
‫- اوه!‬
‫- فقط چهار تای دیگه مونده، پسر.‬

402
00:21:26,400 --> 00:21:29,070
‫- یالا، یالا، یالا،‬
‫یالا، یالا، یالا.‬
‫- چیزی نمونده.‬

403
00:21:29,070 --> 00:21:31,840
‫آخ! یالا!‬

404
00:21:31,880 --> 00:21:33,680
‫یالا، یالا، یالا،‬
‫یالا، یالا، یالا.‬

405
00:21:35,000 --> 00:21:42,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

406
00:21:43,300 --> 00:21:46,040
‫- - آره.‬

407
00:21:46,070 --> 00:21:48,310
‫- یالا!‬
‫- حالش خوبه.‬

408
00:21:48,340 --> 00:21:51,850
‫- می‌دونم.‬
‫فقط یکی دیگه مونده.‬

409
00:21:51,880 --> 00:21:53,390
‫- یالا.‬
‫- بزن بره. حاضرم.‬
‫حاضرم. یالا.‬

410
00:21:53,450 --> 00:21:55,320
‫- تمومش کن، دیدا.‬
‫- تو می‌تونی.‬

411
00:21:55,360 --> 00:21:58,500
‫- دمت گرم، دیدا.‬
‫- واو. اوه، خدای من!‬

412
00:21:58,500 --> 00:22:00,370
‫- یالا، دیدا!‬
‫- آخریشه.‬

413
00:22:00,370 --> 00:22:02,910
‫- - تموم شد!‬

414
00:22:02,910 --> 00:22:06,110
‫- - آره! کارت تموم شد.‬

415
00:22:06,110 --> 00:22:08,120
‫- آره!‬
‫- وای خدای من.‬

416
00:22:08,120 --> 00:22:09,850
‫- ایول، دیدا.‬
‫- خسته نباشی.‬

417
00:22:13,800 --> 00:22:15,830
‫واقعاً یکی از‬
‫بدترین دردهایی بود که تا حالا کشیدم.‬

418
00:22:17,500 --> 00:22:20,640
‫اوه، اون یکی درد داشت.‬
‫خیلی درد داشت.‬

419
00:22:20,640 --> 00:22:22,510
‫احتمالاً تلویزیون رو نگاه می‌کنید و می‌گید،‬

420
00:22:22,510 --> 00:22:24,120
‫«آره بابا، منم می‌تونم انجامش بدم.»‬

421
00:22:24,120 --> 00:22:26,990
‫نه. اصلاً این‌طوری نیست.‬

422
00:22:26,990 --> 00:22:28,520
‫خیلی خب، دیدا، انجامش دادی.‬

423
00:22:28,520 --> 00:22:32,400
‫- یکی از آخرین سکه‌های‬
‫باقی‌مونده رو گرفتی.‬
‫- ماشالا، دیدا!‬

424
00:22:32,400 --> 00:22:34,700
‫عالی بود.‬
‫دمت گرم رفیق.‬

425
00:22:34,770 --> 00:22:37,410
‫من سوزن‌ها رو می‌خواستم،‬
‫ولی از طرفی هم بد نبود‬

426
00:22:37,440 --> 00:22:39,950
‫که ببینم دیدا داره‬
‫از درد و عذاب جیغ می‌کشه.‬

427
00:22:39,950 --> 00:22:43,420
‫راستش، فقط دلم می‌خواست‬ بگم

‫«یه کم خایه داشته باش!»‬

428
00:22:43,420 --> 00:22:45,860
‫ولی نگفتم‬
‫چون آدم مهربونی هستم.‬

429
00:22:45,930 --> 00:22:50,000
‫مورد آخرتون‬
‫مارهای گزنده است.‬

430
00:22:52,410 --> 00:22:53,410
‫وای خدای من.‬

431
00:22:53,410 --> 00:22:55,550
‫آخ! من توی فلوریدا بزرگ شدم.‬

432
00:22:55,580 --> 00:22:57,550
‫وقتی بچه بودم‬
‫مارها نیشم می‌زدن.‬

433
00:22:57,550 --> 00:22:58,820
‫این برای من‬
‫بدترین چیز ممکن بود.‬

434
00:22:58,850 --> 00:23:01,020
‫فکر نکنم بتونم دوباره اون کارو بکنم.‬

435
00:23:01,060 --> 00:23:04,700
‫این آخرین سکه‌ی موجودمونه.‬

436
00:23:04,700 --> 00:23:06,530
‫می‌تونه باعثِ تفاوتِ...‬

437
00:23:06,570 --> 00:23:09,710
‫موندنت یا خونه رفتنت بشه.‬

438
00:23:09,710 --> 00:23:14,680
‫جیلین، زکری، دانیل، باید واردِ بازی بشید.‬

439
00:23:14,720 --> 00:23:18,560
‫خب، مزایده رو از یک شروع می‌کنیم.‬

440
00:23:18,590 --> 00:23:21,060
‫کی می‌خواد... اوه، همه!‬

441
00:23:21,060 --> 00:23:23,540
‫کسی هست بخواد دو بار نیش بخوره؟‬

442
00:23:23,570 --> 00:23:28,480
‫کسی هست بخواد سه بار نیش بخوره؟ خیلی خب.‬

443
00:23:28,550 --> 00:23:33,450
‫کی می‌خواد چهار بار نیش بخوره؟‬

444
00:23:33,450 --> 00:23:38,160
‫بسیار خب. کسی پایه‌ی پنج تا نیش هست؟‬

445
00:23:38,200 --> 00:23:39,570
‫اوه-هو!‬

446
00:23:39,600 --> 00:23:45,010
‫یک، دو، فروخته شد!‬

447
00:23:45,010 --> 00:23:49,090
‫نیشِ مار برای دنیل. بیا پایین!‬

448
00:23:49,120 --> 00:23:51,020
‫وحشت کردم.‬

449
00:23:51,020 --> 00:23:53,390
‫تا حالا مار نیشم نزده،‬

450
00:23:53,460 --> 00:23:56,270
‫ولی می‌دونم که خیلی اون سکه رو می‌خوام.‬

451
00:23:56,300 --> 00:23:59,470
‫فقط امیدوارم با انتخابِ این یکی اشتباه نکرده باشم.‬

452
00:23:59,470 --> 00:24:02,180
‫- بریم که نیش بخوریم.‬
‫- فقط انجامش بده.‬

453
00:24:02,240 --> 00:24:03,750
‫فقط قلقلکشون بده. جوری رفتار کن‬
‫انگار می‌خوای قلقلکشون بدی.‬

454
00:24:03,750 --> 00:24:04,820
‫- - آره.‬

455
00:24:04,820 --> 00:24:07,390
‫- یکیشونو نیشگون بگیر.‬
‫- داره هر کاری که لازمه رو انجام می‌ده.‬

456
00:24:07,460 --> 00:24:10,060
‫- آخ!‬
‫- اوه، این یه نیشو خورد.‬

457
00:24:10,090 --> 00:24:11,960
‫اوه!‬

458
00:24:11,960 --> 00:24:13,500
‫داره خون می‌آد.‬

459
00:24:17,110 --> 00:24:19,510
‫- وای خدای من.‬
‫- آخ!‬

460
00:24:19,550 --> 00:24:20,950
‫اوه، حالا دیگه عصبانی شدن.‬
‫الان دیگه قاطی کردن.‬

461
00:24:21,020 --> 00:24:22,820
‫- اینم دو تا نیش.‬
‫

462
00:24:22,890 --> 00:24:27,800
‫اون یکی رو برگردون تو.‬
‫داری عالی پیش می‌ری.‬

463
00:24:27,800 --> 00:24:30,100
‫این مارها عاشقِ قلقلک داده شدن هستن.‬

464
00:24:31,900 --> 00:24:35,010
‫- آخ!‬
‫- اوه، سه تا نیش خوردیم.‬

465
00:24:36,550 --> 00:24:39,820
‫داری عالی پیش می‌ری.‬
‫دو تای دیگه و سکه مالِ توئه.‬

466
00:24:39,890 --> 00:24:41,460
‫- کجان؟‬
‫- تکونشون بده.‬

467
00:24:41,460 --> 00:24:44,900
‫آره، نگاه کن...‬
‫اوه، این خوب بود.‬
‫اینم چهار تا نیش.‬

468
00:24:44,930 --> 00:24:46,430
‫- یه نیشِ دیگه. اون عالی بود.‬
‫- یکی دیگه، دانیل.‬

469
00:24:46,500 --> 00:24:48,510
‫- داری عالی پیش می‌ری دانیل.‬
‫- یکی دیگه!‬

470
00:24:48,570 --> 00:24:51,080
‫- اوه، اون یکی؟ آره، داره می‌ره که...‬
‫- ‬

471
00:24:51,080 --> 00:24:53,720
‫اینم پنجمی، دانیل!‬
‫عالی بودی!‬

472
00:24:53,780 --> 00:24:56,690
‫- می‌خوای یه جورایی بگیریش...‬
‫- بزار زیر بغلم.‬

473
00:24:56,690 --> 00:25:01,560
‫- آره، آره، آره. دمت گرم.‬
‫- انجامش دادی دختر.‬

474
00:25:01,600 --> 00:25:03,700
‫خودم هم می‌خواستم سکه بگیرم،‬

475
00:25:03,770 --> 00:25:04,840
‫ولی اراده‌ی خیلی زیادی می‌خواد‬

476
00:25:04,900 --> 00:25:06,140
‫که آدم بتونه بره اون تو‬

477
00:25:06,170 --> 00:25:07,810
‫و سر به سرِ چند تا «آناکوندا» بذاره.‬

478
00:25:07,810 --> 00:25:10,180
‫پنج بار نیش خوردن از مارها؟‬

479
00:25:10,250 --> 00:25:12,950
‫عمراً، به هیچ وجه.‬

480
00:25:12,990 --> 00:25:15,560
‫متأسفانه مواردِ مزایده‌مون تموم شد،‬

481
00:25:15,590 --> 00:25:18,060
‫ولی هنوز کلی اتفاقِ دیگه در راهه.‬

482
00:25:18,100 --> 00:25:20,700
‫به این فکر کنید که کی رو می‌خواید هدف قرار بدید‬

483
00:25:20,700 --> 00:25:23,980
‫با «سکه‌های ترسِتون» توی»فینالِ» امشب.‬

484
00:25:23,980 --> 00:25:26,980
‫جیلین، زک، شما سکه نگرفتید،‬

485
00:25:27,010 --> 00:25:30,120
‫پس امشب بدونِ سکه واردِ فینال می‌شید.‬

486
00:25:30,120 --> 00:25:32,990
‫بازیکن‌های زیادی هستن که علیهِ منن‬

487
00:25:33,030 --> 00:25:34,560
‫و سکه‌های ترس دارن که ازشون استفاده کنن.‬

488
00:25:34,600 --> 00:25:36,000
‫و با خودم می‌گم، عالی شد.‬

489
00:25:36,030 --> 00:25:37,700
‫نمی‌دونم لنس با سکه‌اش چی‌کار می‌خواد بکنه،‬

490
00:25:37,700 --> 00:25:40,580
‫واسه همین با خودم می‌گم، خب، من همین الان دخترِ موردعلاقه‌شو فرستادم خونه،‬

491
00:25:40,580 --> 00:25:42,910
‫پس شاید بخواد از سکه‌اش استفاده کنه تا تلافی کنه.‬

492
00:25:43,950 --> 00:25:46,620
‫به‌زودی برای یه دسرِ مختصر می‌بینمتون.‬

493
00:25:46,690 --> 00:25:48,860
‫- - کیه که دسر دوست نداشته باشه؟‬

494
00:25:48,860 --> 00:25:52,200
‫- من عاشقِ دسرم.‬
‫- من هیچ دسری نمی‌خوام.‬

495
00:26:07,160 --> 00:26:08,900
‫- چه خبر جانی؟‬
‫- سلام به همگی.‬

496
00:26:08,900 --> 00:26:10,570
‫- اه.‬
‫- اوه، سلام جانی.‬

497
00:26:10,600 --> 00:26:13,210
‫- بوی گند می‌ده.‬
‫- اه.‬

498
00:26:14,780 --> 00:26:16,010
‫بفرمایید صندلی بردارید و بشینید.‬

499
00:26:16,010 --> 00:26:18,750
‫امروز همین‌طوری داره بهتر و بهتر می‌شه.‬

500
00:26:18,750 --> 00:26:21,620
‫این چالشِ حذفیِ شماست،‬

501
00:26:21,620 --> 00:26:24,000
‫مسابقه‌ی پای‌خوری!‬

502
00:26:25,030 --> 00:26:27,670
‫امیدوارم گرسنه اومده باشید، چون تنها راهی که‬

503
00:26:27,740 --> 00:26:29,670
‫می‌تونید به این رقابت ادامه بدید‬

504
00:26:29,740 --> 00:26:34,780
‫اینه که تا آخرین ذره‌ی توی بشقابتون رو بخورید.‬

505
00:26:34,780 --> 00:26:36,750
‫آخرین نفری که تموم کنه‬

506
00:26:36,790 --> 00:26:38,890
‫متأسفانه حذف می‌شه.‬

507
00:26:43,370 --> 00:26:45,870
‫امشب شبِ بالا آوردنه.‬

508
00:26:45,910 --> 00:26:49,680
‫این شامِ آخرِ جهنمیه.‬

509
00:26:49,750 --> 00:26:52,620
‫مثلِ روزِ شکرگزاریه، ولی با بالا آوردنِ بیشتر.‬

510
00:26:52,650 --> 00:26:53,790
‫فکر می‌کردم چالشِ خوردن رو پشتِ سر گذاشتم،‬

511
00:26:53,790 --> 00:26:56,630
‫- و باز هم اینجاییم.‬
‫- حرفی برای گفتن ندارم.‬

512
00:26:56,660 --> 00:26:58,060
‫- نمی‌خوام انجامش بدم.‬
‫

513
00:26:58,060 --> 00:27:03,010
‫- چندش‌آوره پسر.‬

514
00:27:07,980 --> 00:27:10,250
‫این چالشِ حذفیِ شماست،‬

515
00:27:10,290 --> 00:27:13,830
‫مسابقه‌ی غذاخوری.‬

516
00:27:13,830 --> 00:27:15,670
‫خب، قبل از اینکه این غذاها بیشتر از این فاسد بشن،‬

517
00:27:15,700 --> 00:27:17,400
‫بذارید درباره‌ی منومون بهتون بگم.‬

518
00:27:17,400 --> 00:27:22,010
دمِ موش داریم.‬

519
00:27:24,020 --> 00:27:25,420
‫ چشمِ ماهی.‬

520
00:27:28,090 --> 00:27:31,700
قارچ و میوه‌ی استفراغی،‬
‫محبوبِ منه.‬

521
00:27:32,500 --> 00:27:35,040
‫ کانجی و‬
‫شاه‌ماهیِ تخمیر شده.‬

522
00:27:36,310 --> 00:27:37,980
‫نه.‬

523
00:27:37,980 --> 00:27:39,810
‫پایِ ترشیِ عقرب.‬

524
00:27:40,880 --> 00:27:44,190
و تخم‌مرغِ گندیده.‬

525
00:27:45,690 --> 00:27:47,860
ریدم به این وضعیت!‬

526
00:27:47,860 --> 00:27:50,700
‫هر کدوم‌تون یه اسلایس از اینا سفارش می‌دید،‬

527
00:27:50,700 --> 00:27:53,840
‫که من با لبخند براتون سرو می‌کنم.‬

528
00:27:53,840 --> 00:27:56,810
‫هر کسی که سکه‌ی «عامل ترس» داره‬

529
00:27:56,850 --> 00:28:00,190
‫فقط یه تیکه پای می‌خوره.‬

530
00:28:00,190 --> 00:28:02,460
‫- بله.‬
‫- اوهوم.‬

531
00:28:02,460 --> 00:28:05,900
‫زکری و جیلین دو برابر می‌خورن‬

532
00:28:05,970 --> 00:28:08,270
‫چون سکه نبردن.‬

533
00:28:08,270 --> 00:28:12,710
‫نه فقط این، شماهایی که سکه دارید یه امتیاز دیگه هم دارید.‬

534
00:28:12,750 --> 00:28:14,720
‫می‌تونید حالِ رقیب‌تون رو بگیرید‬

535
00:28:14,750 --> 00:28:17,760
‫با دادنِ یه اسلایس دیگه بهشون.‬

536
00:28:17,790 --> 00:28:20,960
‫- اوه.‬
‫- اما نه هر چیزی.‬

537
00:28:23,970 --> 00:28:27,010
‫خونِ لخته شده و پوزه‌ی خوک،‬

538
00:28:27,040 --> 00:28:29,750
‫- معروف به «دسر شیطانی».‬

539
00:28:29,750 --> 00:28:31,850
‫- ممم.‬
‫- نه.‬

540
00:28:31,880 --> 00:28:33,020
اوه.‬

541
00:28:33,050 --> 00:28:34,720
‫و آخرین چیزی که قراره بهتون بدیم‬

542
00:28:34,760 --> 00:28:37,230
‫سطل‌های استفراغِ هستن.‬

543
00:28:37,230 --> 00:28:38,770
‫اگه مجبور شدید ازشون استفاده کنید،‬

544
00:28:38,770 --> 00:28:41,100
‫اما اگه این کارو کنید،‬
‫حدس بزنید چی گیرتون می‌آد؟‬

545
00:28:41,100 --> 00:28:42,940
دسرهای بیشتر.‬

546
00:28:45,080 --> 00:28:47,380
‫این بدترین کابوسِ منه.‬

547
00:28:47,380 --> 00:28:48,950
‫همین الانش دوتا پای دارم،‬

548
00:28:49,020 --> 00:28:51,790
‫پس امیدوارم بقیه اون‌قدر بهم احترام بذارن‬

549
00:28:51,790 --> 00:28:55,300
‫که اون دسر شیطانی رو به من ندن، چون من گیاه‌خوارم.‬

550
00:28:56,770 --> 00:28:58,770
‫خب،‬
‫بریم سراغِ سفارش‌ها.‬

551
00:28:58,770 --> 00:29:00,740
‫وقتی اسمتون رو صدا زدم،‬

552
00:29:00,780 --> 00:29:03,380
‫بهم بگید کدوم خوراکیِ خوشمزه رو می‌خواید بخورید.‬

553
00:29:03,410 --> 00:29:04,320
‫بلیک، تو چی می‌خوای؟‬

554
00:29:04,550 --> 00:29:07,790
‫می‌دونی، یه بار توی یه رستورانِ شیک چشمِ ماهی خوردم‬

555
00:29:07,820 --> 00:29:08,930
‫چون عاشقِ اینجا هستم.‬

556
00:29:08,930 --> 00:29:10,960
‫پس بریم سراغِ همون پایِ چشمِ ماهی.‬

557
00:29:11,030 --> 00:29:14,940
‫اوه، عالیه.‬
‫بفرمایید قربان.‬

558
00:29:14,940 --> 00:29:17,070
بوش تا اینجا داره میاد

559
00:29:17,070 --> 00:29:19,810
‫- راب؟‬
‫- می‌دونی که من عاشقِ پروتئینم، جانی.‬

560
00:29:19,810 --> 00:29:24,820
‫- من همون تخم‌مرغ‌های گندیده رو برمی‌دارم.‬
‫- باشه.‬

561
00:29:24,860 --> 00:29:27,730
‫این خوشمزه به نظر می‌آد.‬

562
00:29:27,800 --> 00:29:29,230
‫بریم بعدی، چلسی؟‬

563
00:29:29,230 --> 00:29:30,940
‫اسمِ کاملش یادم نیست،‬

564
00:29:30,940 --> 00:29:32,000
‫ولی یه چیزی که توش شاه‌ماهی داشت.‬

565
00:29:32,300 --> 00:29:36,180
‫منظورت دسر کانجی و شاه‌ماهیِ تخمیر شده‌ست.‬

566
00:29:36,250 --> 00:29:38,220
‫به به.‬

567
00:29:38,220 --> 00:29:42,460
‫- فکر کنم این حسابی معده‌ت رو آروم کنه.‬
‫- دقیقاً.‬

568
00:29:42,530 --> 00:29:44,960
‫این بوش خیلی بده.‬

569
00:29:44,960 --> 00:29:47,070
‫- ایتن؟‬
‫- من اون موشیه رو برمی‌دارم.‬

570
00:29:47,100 --> 00:29:49,270
چه جسورانه.‬

571
00:29:49,340 --> 00:29:51,210
‫اوه، یه تیکه‌هایی مثلِ مارشمالو توش داره.‬

572
00:29:51,240 --> 00:29:54,980
‫- اه.‬
‫- بفرمایید قربان.‬

573
00:29:54,980 --> 00:29:58,990
‫- وای خدای من.‬
‫واقعاً احمقانه‌ست.‬
‫- خیلی چندش به نظر می‌آد.‬

574
00:29:59,030 --> 00:30:01,260
‫وای خدای من،‬
‫بوش تا اینجا داره میاد داداش.‬

575
00:30:01,300 --> 00:30:04,400
نفرِ بعدی دیدا انتخاب می‌کنه.‬
‫- من چشمِ ماهی‌ها رو برمی‌دارم.‬

576
00:30:04,440 --> 00:30:06,740
‫چشمِ ماهی‌ها.‬

577
00:30:06,810 --> 00:30:09,750
‫حدس می‌زنم توی این مورد انتخابِ درستی وجود نداره.‬

578
00:30:09,810 --> 00:30:11,980
‫قشنگ‌ترین نیست، ولی خوشمزه‌ست.‬

579
00:30:11,980 --> 00:30:14,360
‫- اوه، .‬
‫- و لنس؟‬

580
00:30:14,390 --> 00:30:19,100
‫- همون شاه‌ماهی و کانجی.‬
‫-مثل اینکه این دسر خیلی طرفدار داره

581
00:30:20,100 --> 00:30:23,780
‫بسیار خب.‬
‫خواهش می‌کنم.‬

582
00:30:23,840 --> 00:30:26,880
‫- دنیل؟‬
‫- من دسر عقرب رو امتحان می‌کنم.‬

583
00:30:26,880 --> 00:30:30,790
‫ممم.‬
بگیر که اومد

584
00:30:30,860 --> 00:30:32,890
‫- آره.‬
‫- بفرما.‬

585
00:30:32,890 --> 00:30:35,900
‫زک، تو دوتا اسلایس گیرت می‌آد.‬

586
00:30:35,930 --> 00:30:39,140
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- امم، میوه‌ی استفراغی.‬

587
00:30:39,140 --> 00:30:43,780
‫دوتا اسلایس از دسر قارچ و میوه‌ی استفراغی.‬

588
00:30:43,850 --> 00:30:46,450
‫- بفرما.‬
‫- این خیلی حال‌به‌هم‌زنه.‬

589
00:30:46,490 --> 00:30:49,330
‫- خیلی بو می‌ده.‬
‫- اوه!‬

590
00:30:49,390 --> 00:30:54,900
‫ قارچ و استفراغ‬
‫بوش خیلی بده.‬

591
00:30:54,900 --> 00:30:59,280
‫وای، من به محضِ اینکه بویِ استفراغ بفهمم بالا می‌آرم.‬

592
00:30:59,310 --> 00:31:02,380
‫جیلین، تو کدوم اسلایسِ رو می‌خوای؟‬

593
00:31:02,380 --> 00:31:04,190
‫امم...‬

594
00:31:04,190 --> 00:31:07,160
‫می‌دونم اگه  قارچ و استفراغ رو بردارم،‬

595
00:31:07,190 --> 00:31:08,500
‫نمی‌تونم بخورمش.‬

596
00:31:08,530 --> 00:31:10,130
‫ولی بدم می‌آد چیزی رو بخورم‬

597
00:31:10,170 --> 00:31:11,440
‫که یه زمانی زنده بوده.‬

598
00:31:11,440 --> 00:31:15,210
‫واقعاً دارم شرایطِ سختی رو اینجا می‌گذرونم.‬

599
00:31:19,050 --> 00:31:21,160
‫فکر کنم همون عقرب رو انتخاب کنم.‬

600
00:31:21,190 --> 00:31:24,530
ممم.‬
‫چه انتخابِ فوق‌العاده‌ای.‬

601
00:31:28,540 --> 00:31:30,980
‫- اوه.‬
‫- بسیار خب.‬

602
00:31:31,040 --> 00:31:32,750
‫همه یه تیکه دسر دارن.‬

603
00:31:32,750 --> 00:31:37,450
‫حالا وقتشه اون سکه‌ها رو که با زحمت به دست آوردید خرج کنید.‬

604
00:31:37,490 --> 00:31:43,200
‫اگه بخواید، می‌تونید حالِ یکی از رقیب‌هاتون رو بگیرید.‬

605
00:31:43,230 --> 00:31:46,010
‫با یه تیکه دسر خبیثانه.‬

606
00:31:48,010 --> 00:31:51,180
‫فقط امیدوارم و دعا می‌کنم که اون پایِ پوزه‌ی خوک بهم نیفته.‬

607
00:31:51,220 --> 00:31:53,090
‫آخه واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.‬

608
00:31:53,090 --> 00:31:54,960
‫بدبخت شدم چون سکه ندارم.‬

609
00:31:54,960 --> 00:31:55,760
‫هیچ‌کس از من خوشش نمی‌آد.‬

610
00:31:55,990 --> 00:31:58,260
‫نمی‌دونم  قراره چی بشه.‬

611
00:31:58,330 --> 00:32:01,300
‫دوست داری به کی دسر خبیثانه بدی؟‬

612
00:32:09,690 --> 00:32:15,330
‫حالا وقتشه اون سکه‌هایی که با زحمت به دست آوردین رو خرج کنین.‬

613
00:32:16,130 --> 00:32:18,700
‫دیدا، تو این دسر خبیثانه رو به کسی میدی

614
00:32:18,700 --> 00:32:20,240
قراره به کی برسه؟‬

615
00:32:20,270 --> 00:32:23,710
‫آره، پایِ خبیثانه می‌دم. می‌رسه به لنس.‬

616
00:32:23,710 --> 00:32:26,020
اوه، می‌رسه به لنس.‬

617
00:32:26,090 --> 00:32:30,160
‫ اوه خدای من. ممم.‬

618
00:32:30,230 --> 00:32:32,900
‫- بفرما
زحمت کشیدی

619
00:32:32,930 --> 00:32:37,140
‫شنیدم دیروز منو برای بازیِ حذف کاندید کردی.‬

620
00:32:37,140 --> 00:32:38,410
‫من تورو برای بازیِ حذف کاندید کردم؟‬

621
00:32:38,410 --> 00:32:39,750
‫شنیدم اسمم وردِ زبونت بوده‬

622
00:32:39,750 --> 00:32:41,180
‫از این و اون شنیدم.‬

623
00:32:41,250 --> 00:32:42,920
‫دیدا تورو برای بازیِ نهایی انتخاب کرد.‬

624
00:32:42,950 --> 00:32:45,560
‫بعضی وقتا باید بهشون نشون بدی که اگه بخوان باهات بازی کنن،‬

625
00:32:45,560 --> 00:32:48,800
‫این تویی که اونا رو می‌فرستی پیشِ ماماناشون.‬

626
00:32:48,830 --> 00:32:50,940
‫- فکر می‌کردم با هم اوکی هستیم، ولی...
منم همین فکرو میکردم

627
00:32:50,940 --> 00:32:53,810
کاش ازم میپرسیدی که چی شده و چی گفتم

628
00:32:53,840 --> 00:32:57,150
‫- خب، چی بگم. - رفیق، من چیزای زیادی درباره‌ت شنیدم.‬

629
00:32:57,180 --> 00:32:59,120
‫پس من تنها کسی‌ام که توی هر بازیِ نهایی بهش رأی می‌دن؟‬

630
00:32:59,150 --> 00:33:00,220
‫درسته، درسته. آره، بقیه هم هستن.‬

631
00:33:00,320 --> 00:33:01,160
‫- آره، بقیه هم هستن. - باشه، قبول. بریم.‬

632
00:33:01,460 --> 00:33:07,170
‫اوه! لنس، تو می‌خوای به کسی دسر خبیثانه بدی؟‬

633
00:33:07,170 --> 00:33:10,340
‫- آره، حتماً. - خب، بیا جلو.‬

634
00:33:10,410 --> 00:33:12,310
‫نمی‌خوام تلافی کنم، ولی متأسفم جیلین.‬

635
00:33:12,310 --> 00:33:14,450
‫چون اکیپِ تو می‌خوان اونطوری پیش برن،‬

636
00:33:14,480 --> 00:33:16,190
‫- یه تیکه از این نصیبت می‌شه. - اکیپِ من؟‬

637
00:33:16,190 --> 00:33:18,060
اوه، واو! چرا جیلین؟‬

638
00:33:18,090 --> 00:33:19,360
‫فکر می‌کردم بری سراغِ دیدا.‬

639
00:33:19,430 --> 00:33:21,060
نیازی نیست برم سراغش.‬

640
00:33:21,060 --> 00:33:21,830
‫آخرِ سر، بحثِ حفظِ خودمه.‬

641
00:33:22,060 --> 00:33:24,570
‫اون همین الانشم دو تیکه گرفته و گیاه‌خواره،‬

642
00:33:24,570 --> 00:33:27,340
‫پس ببینیم می‌تونه سومی رو هم بخوره یا نه.‬

643
00:33:27,410 --> 00:33:31,080
‫من احمق نیستم. دیدا یه غوله.‬

644
00:33:31,120 --> 00:33:34,460
‫پس چرا باید امتیازم رو روی کسی هدر بدم که قراره بترکونه؟‬

645
00:33:34,490 --> 00:33:37,860
‫جیلین ۱۶ ساله که گیاه‌خواره،‬

646
00:33:37,900 --> 00:33:41,200
‫و فکرِ اینکه یه تیکه گوشت توی بشقابش ببینه‬

647
00:33:41,200 --> 00:33:43,210
‫ممکنه واقعاً باعث بشه بکشه کنار‬

648
00:33:43,210 --> 00:33:44,910
‫ به من زمانِ بیشتری بده که بتونم دسرمو تموم کنم

649
00:33:44,980 --> 00:33:47,880
‫- جیلین، چه حسی داری؟ - غافلگیر شدم.‬

650
00:33:47,920 --> 00:33:50,320
‫می‌دونستم اگه اول اونا بهم حمله کنن، منم این کارو می‌کنم.‬

651
00:33:50,350 --> 00:33:52,090
‫اونا؟ من جزوِ... اونا کی‌ان؟‬

652
00:33:52,090 --> 00:33:54,700
‫باور کن هستی. باور کن هستی. بهم اعتماد کن.‬

653
00:33:54,730 --> 00:33:56,200
‫نمی‌فهمم منظورت چیه.‬

654
00:33:56,230 --> 00:33:58,370
‫باور کن جیلین، این اصلاً به تو ربطی نداره.‬

655
00:33:58,440 --> 00:34:00,240
‫- نداره. - خب، الان یه جورایی داره.‬

656
00:34:00,310 --> 00:34:01,140
‫فقط بحثِ حفظِ خودمه.‬

657
00:34:01,180 --> 00:34:03,080
‫نمی‌دونم جزوِ کدوم «اونا» هستم‬

658
00:34:03,080 --> 00:34:05,620
‫به جز احتمالاً راب.‬

659
00:34:05,620 --> 00:34:09,090
‫راب، با اون آتیشی که توی چشماته، تو هم می‌خوای بدی؟‬

660
00:34:09,090 --> 00:34:10,490
‫بیخیال. داره میاد که واسه یکی برداره

661
00:34:10,490 --> 00:34:14,100
تو به کی میدی، راب؟‬

662
00:34:14,100 --> 00:34:16,370
‫لنس، تو برای حفظِ خودت این کارو کردی،‬

663
00:34:16,410 --> 00:34:18,840
‫ولی خودت یه تیکه‌ی اضافه نصیبت می‌شه.‬

664
00:34:18,840 --> 00:34:21,080
‫تو دخترِ منو هدف گرفتی، منم تورو هدف می‌گیرم.‬

665
00:34:21,120 --> 00:34:24,520
‫به این یارو نمی‌شه اعتماد کرد. از اینجا بندازینش بیرون.‬

666
00:34:24,520 --> 00:34:29,400
‫خب، ایتن، تو به کسی دسر خبیثانه می‌دی؟‬

667
00:34:29,400 --> 00:34:34,170
‫- همم. آره. - به کی می‌دی؟‬

668
00:34:35,110 --> 00:34:39,350
‫- متأسفم، بلیک. - اوه، خدای من!‬

669
00:34:39,390 --> 00:34:43,260
‫می‌دونم مامانم بهم افتخار می‌کنه.‬

670
00:34:43,260 --> 00:34:45,760
‫- مامانش تایلره. - اوه!‬

671
00:34:46,930 --> 00:34:51,540
‫اوه، خب، بلیک، تو به کسی دسر میدی؟‬

672
00:34:51,540 --> 00:34:55,250
‫- آره! - خیلی خب بلیک، بیا جلو.‬

673
00:34:55,280 --> 00:34:58,290
‫دوست داری به کی بدی؟‬

674
00:34:58,290 --> 00:35:01,060
‫- دوستِ ایتن، دیدا. - ها ها!‬

675
00:35:01,130 --> 00:35:03,430
‫امشب استراتژی‌های عجیبی اینجا داره اجرا می‌شه.‬

676
00:35:03,430 --> 00:35:06,370
‫در واقع تصمیم گرفتم دسر خودم رو به ایتن ندم‬

677
00:35:06,410 --> 00:35:09,380
‫چون فکر نمی‌کنم که‬

678
00:35:09,410 --> 00:35:11,420
‫نتیجه‌ی بازی رو تغییر بده.‬

679
00:35:11,420 --> 00:35:14,390
‫فکر کنم امشب همون شبی هستش که دیدا رو می‌فرستم خونه.‬

680
00:35:14,420 --> 00:35:18,600
‫خب، دنیل، تو چی؟‬

681
00:35:18,630 --> 00:35:20,470
‫فکر کنم آره.‬

682
00:35:20,530 --> 00:35:23,270
به کی می‌دی؟‬

683
00:35:23,310 --> 00:35:25,180
‫میخوام به دیدا بدم

684
00:35:25,180 --> 00:35:27,350
اوه، واو.‬

685
00:35:27,410 --> 00:35:30,320
‫دیدا توی همه چیز خیلی قویه.‬

686
00:35:30,320 --> 00:35:33,190
‫هنوز توی این بازی نتونستم هدف قرارش بدم.‬

687
00:35:33,230 --> 00:35:35,670
‫فکر کنم الان وقتِ خوبیه که از این فرصت استفاده کنم.‬

688
00:35:35,670 --> 00:35:39,540
‫لنس و جیلین رو داریم،‬

689
00:35:39,570 --> 00:35:42,310
‫و حالا دیدا با سه تیکه.‬

690
00:35:42,310 --> 00:35:46,490
‫چلسی، تو آخرین نفری هستی که سکه‌ داره.‬

691
00:35:46,550 --> 00:35:49,490
‫می‌خوای به کسی دسر بدی؟‬

692
00:35:51,700 --> 00:35:54,330
‫به خرابکاری برای زکری فکر می‌کردم،‬

693
00:35:54,330 --> 00:35:57,640
‫ولی این شدیدترین چالشیه که تا حالا دیدم.‬

694
00:35:57,710 --> 00:36:00,210
‫همه دارن زیرِ پایِ همدیگه رو خالی می‌کنن.‬

695
00:36:00,250 --> 00:36:03,250
‫نمی‌خوام‬
‫دیگه واسه خودم دشمن درست کنم.‬

696
00:36:03,320 --> 00:36:06,530
‫- بیخیالش می‌شم.‬
‫- اوه اوه.‬

697
00:36:06,590 --> 00:36:09,230
‫داره از خیرِ دسر دادن به کسی می گذره

698
00:36:09,230 --> 00:36:11,600
‫وای خدای من.‬
‫هیچ‌کس دسر اضافه به من نداد

699
00:36:11,600 --> 00:36:13,110
‫که باعث شد با خودم بگم،‬

700
00:36:13,170 --> 00:36:14,810
‫خیلی خب، این مرحله‌ی نهایی مالِ خودته.‬

701
00:36:14,840 --> 00:36:17,720
‫خب، همه پایِ خودشون رو دارن.‬

702
00:36:17,750 --> 00:36:22,590
‫آخرین نفری که توی بشقابش غذا بمونه‬
‫حذف می‌شه.‬

703
00:36:22,660 --> 00:36:23,960
‫نوش جان.‬

704
00:36:23,960 --> 00:36:27,540
‫حاضر، آماده، حرکت!‬

705
00:36:29,240 --> 00:36:31,310
‫- - یالا بچه‌ها. نذارید بیاد بالا.‬

706
00:36:32,380 --> 00:36:35,250
‫- نمی‌تونم.‬

707
00:36:35,250 --> 00:36:39,860
‫- نه، نه.‬
‫

708
00:36:39,890 --> 00:36:42,230
‫- نمی‌تونم.‬
‫- خیلی کثیفه پسر!‬

709
00:36:45,640 --> 00:36:47,240
وای خدایا این چه کوفتیه

710
00:36:47,240 --> 00:36:49,650
‫از این کار متنفرم.‬

711
00:36:49,650 --> 00:36:52,480
‫وای پروردگارا.‬
‫این چندش‌آوره.‬

712
00:36:52,520 --> 00:36:55,260
‫- وای خدا.‬
ناموسا این چیه

713
00:36:55,260 --> 00:36:56,790
‫- وای خدا.‬
‫ اوه پسر.‬

714
00:36:56,790 --> 00:36:59,300
‫جیلین به مشکل خورده.‬
‫راب هم همین‌طور.‬

715
00:36:59,360 --> 00:37:02,540
‫لنس...‬
‫همه به مشکل خوردن.‬

716
00:37:02,540 --> 00:37:05,980
‫‬

717
00:37:06,010 --> 00:37:08,550
‫وای خدای من.‬

718
00:37:08,580 --> 00:37:12,020
‫- اه، تمومش کن زک.‬

719
00:37:12,020 --> 00:37:15,260
‫بلیک داره با تمام توان می‌خوره.‬

720
00:37:15,300 --> 00:37:17,430
‫چلسی داره‬
‫از ترفندِ گرفتنِ بینی استفاده می‌کنه.‬

721
00:37:17,500 --> 00:37:18,770
‫- - اوه پسر.‬

722
00:37:18,800 --> 00:37:20,310
‫می‌تونی،‬
‫می‌تونی، از پسش برمی‌آی.‬

723
00:37:20,370 --> 00:37:21,610
‫- یالا. بذارش دهنت.‬
‫- نه، نه.‬

724
00:37:21,680 --> 00:37:24,580
‫- من نگاه نمی‌کنم،‬
‫ولی تو می‌تونی.‬
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم.‬

725
00:37:25,650 --> 00:37:28,320
‫اوه.‬

726
00:37:28,390 --> 00:37:32,300
‫هیچ‌کس نمی‌خواد اونی باشه‬
‫که امشب می‌ره خونه.‬

727
00:37:32,330 --> 00:37:34,900
‫- نذار بیاد بالا. تو...‬
‫- نه، نه. نمی‌تونم حقیقتاً نمیتونم

728
00:37:46,590 --> 00:37:48,300
‫- نه. نه، نمی‌تونم.‬
‫- می‌تونی. از پسش برمی‌آی.‬

729
00:37:48,330 --> 00:37:50,330
‫- یالا. بذارش دهنت.‬
‫- نه، نه.‬

730
00:37:50,400 --> 00:37:52,270
‫یه تیکه‌ی کوچیک امتحان کن.‬
‫بعدش تف کن بیرون.‬

731
00:37:52,300 --> 00:37:53,910
‫امکان نداره.‬

732
00:37:56,450 --> 00:37:58,450
‫- یالا جی. نذار بیاد بالا.‬
‫- نه، نه.‬

733
00:37:58,480 --> 00:38:00,290
‫- ما... - شاید فقط بگم‬

734
00:38:00,320 --> 00:38:02,060
‫ترس یه عامله‬
‫و پاشم برم.‬

735
00:38:02,060 --> 00:38:05,330
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم.‬

736
00:38:05,330 --> 00:38:08,940
‫- وای خدا.‬
‫- ‬

737
00:38:11,040 --> 00:38:14,480
‫دنیل داره با سرعت می‌خوره.‬

738
00:38:14,480 --> 00:38:17,760
‫- تموم شد. آخ! آخ!‬
‫- دنیل تموم کرد.‬

739
00:38:17,790 --> 00:38:21,430
‫می‌تونی بشقابت رو برگردونی.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

740
00:38:22,700 --> 00:38:25,070
‫اوه.‬

741
00:38:26,940 --> 00:38:29,580
‫راب داره نزدیک می‌شه.‬

742
00:38:29,610 --> 00:38:32,750
‫اوه، راب تموم کرد.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

743
00:38:32,790 --> 00:38:36,590
‫- بشقابت رو برگردون.‬
‫- می‌تونی. یالا.‬

744
00:38:36,630 --> 00:38:38,360
زک، یالا.‬

745
00:38:38,360 --> 00:38:39,500
‫باید با اونی که جلوته بجنگی.‬

746
00:38:39,500 --> 00:38:40,700
‫آره، دارم سعی می‌کنم.‬

747
00:38:46,380 --> 00:38:48,880
‫اوه، سطل‌های استفراغ رو‬
‫واسه زک آوردن.‬

748
00:38:48,950 --> 00:38:51,520
‫ اوه.‬

749
00:38:53,830 --> 00:38:55,930
‫- آخ!‬
‫- ایتن، کارت تمومه.‬

750
00:38:55,930 --> 00:38:58,600
‫بشقابت رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

751
00:38:58,640 --> 00:39:00,540
‫جیلین، هنوز کلی مونده

752
00:39:00,610 --> 00:39:02,550
‫- نه، نه.‬
‫- فقط ادامه بده.‬

753
00:39:02,610 --> 00:39:04,380
‫- نمی‌تونم.‬
‫- فقط لقمه لقمه کن بخور

754
00:39:04,380 --> 00:39:06,920
‫یه لقمه‌ی کوچیک.‬
‫سیب‌زمینیه. توفوعه.‬

755
00:39:06,920 --> 00:39:08,920
‫الانه که گریه‌ام بگیره.‬
‫واقعاً نمی‌تونم انجامش بدم.‬

756
00:39:08,920 --> 00:39:11,860
واسه چلسی فقط‬ ‫یه تیکه‌ی کوچیک مونده.

757
00:39:13,800 --> 00:39:15,770
‫چلسی هم تموم کرد

758
00:39:15,800 --> 00:39:19,410
‫بشقابت رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

759
00:39:19,410 --> 00:39:22,520
‫به نظر می‌رسه واسه بلیک‬
‫فقط یه تیکه پای مونده.‬

760
00:39:22,550 --> 00:39:25,220
‫راحت‌تر می‌شه.‬
‫راحت‌تر می‌شه. حالت خوبه.‬

761
00:39:25,220 --> 00:39:27,430
‫- - هیچ‌کس نمی‌خواد اونی باشه‬
‫که امشب می‌ره خونه.‬

762
00:39:27,430 --> 00:39:30,530
تسلیم نشو.‬

763
00:39:30,570 --> 00:39:32,670
- ‫- می‌دونستم این مرحله‬ ‫منو حذف می‌کنه.

764
00:39:32,710 --> 00:39:34,580
‫دروغ چرا، این صداها داره حالم رو بهم میزنه

765
00:39:34,640 --> 00:39:37,550
‫می‌تونی. هر چی که‬
‫عقرب و پوزه‌ی خوک نیست رو بخور.‬

766
00:39:37,580 --> 00:39:40,320
‫- با اونا شروع کن. راحته.‬
‫- منو چک کن

767
00:39:40,350 --> 00:39:44,830
‫بلیک، اون بشقاب‌ها رو برگردون.‬
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

768
00:39:44,830 --> 00:39:46,830
‫خیالم راحت شد‬
‫که دنیل تموم کرد،‬

769
00:39:46,830 --> 00:39:49,840
‫ولی به لنس که نگاه می‌کنم،‬
‫وحشت می‌کنم.‬

770
00:39:49,840 --> 00:39:52,850
‫اون تقریباً هیچ‬
‫پیشرفتی نکرده.‬

771
00:39:52,850 --> 00:39:57,860
‫پس لنس، زک،‬
‫جیلین و دیدا باقی موندن.‬

772
00:39:57,860 --> 00:40:02,060
‫- می‌تونی. نذار بیاد بالا.‬
‫

773
00:40:03,470 --> 00:40:06,870
‫اگه می‌تونی سریع‌تر انجامش بده.‬

774
00:40:06,940 --> 00:40:09,880
‫پسر، امروز روزِ‬
‫افتضاحی داشتید.‬

775
00:40:11,580 --> 00:40:14,050
‫دیدا خیلی به‬
‫تموم کردن نزدیکه.‬

776
00:40:14,090 --> 00:40:15,520
‫خیلی نزدیکی.‬

777
00:40:17,460 --> 00:40:19,460
نزار بیاد بالا

778
00:40:19,460 --> 00:40:21,070
‫بجنب

779
00:40:21,070 --> 00:40:22,840
‫ادامه بده.‬
‫یالا. یه لقمه بخور.‬

780
00:40:22,870 --> 00:40:23,570
‫واو، سه تیکه.‬

781
00:40:23,840 --> 00:40:26,650
‫دیدا، کارت تمومه.‬
‫بشقابتو برگردون.‬

782
00:40:26,710 --> 00:40:29,750
‫- از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬
‫- باریکلا پسر. باریکلا.‬

783
00:40:29,790 --> 00:40:30,890
‫- از اینجا بزن به چاک، داداش.‬
‫- اوم!‬

784
00:40:30,920 --> 00:40:35,660
‫لنس، جیلین،‬
‫و زک باقی موندن.‬

785
00:40:36,730 --> 00:40:38,640
‫- - خوبی. حالت خوبه.‬

786
00:40:38,700 --> 00:40:40,470
‫خوبی. حالت خوبه.‬
‫خوبی.‬

787
00:40:40,470 --> 00:40:42,580
‫خوبی. حالت خوبه.‬
‫اون فکرو از سرت بیرون کن.‬

788
00:40:42,610 --> 00:40:44,220
‫اشکالی نداره. نه، نه.‬

789
00:40:44,220 --> 00:40:46,650
‫دارم جلوی اشکامو می‌گیرم.‬

790
00:40:46,720 --> 00:40:48,890
‫قلبم داره‬
‫از سینه‌ام می‌زنه بیرون،‬

791
00:40:48,920 --> 00:40:51,900
‫فقط دارم فکر می‌کنم که چطوری‬
‫تمومش کنم

792
00:40:51,900 --> 00:40:55,400
‫واو، زک داره یه حرکتی می‌زنه.‬
‫داره برمی‌گرده به بازی.‬

793
00:40:55,440 --> 00:40:59,510
‫فقط ادامه بده.‬
‫همین‌طوری ادامه بده.‬
‫داری خیلی خوب پیش می‌ری.‬

794
00:40:59,510 --> 00:41:01,310
‫فقط بخورش.‬
‫بهش فکر نکن چیه

795
00:41:01,310 --> 00:41:03,650
‫- همینه. آره، جی. آره!‬
‫- خوبه. تو یه غولی!‬

796
00:41:03,650 --> 00:41:04,920
‫- اوه، پسر.‬
‫- آره، جی!‬

797
00:41:04,960 --> 00:41:06,430
‫جیلین، زک، لنس، یالا.‬

798
00:41:06,490 --> 00:41:07,960
‫همه‌اش رو بردار.‬
‫بذارش توی دهنت.‬

799
00:41:08,030 --> 00:41:09,700
‫می‌تونی، داداش.‬
‫یالا، به خاطر من تمرکز کن.‬

800
00:41:09,770 --> 00:41:10,670
‫یالا، جی، می‌تونی.‬

801
00:41:13,510 --> 00:41:15,680
فقط بخورش
بهش فکر نکن که چیه

802
00:41:15,750 --> 00:41:17,780
‫- آره، جی! آره!‬
‫- خوبه. تو یه غولی!‬

803
00:41:17,780 --> 00:41:18,550
‫- اوه، پسر.‬
‫- آره، جی!‬

804
00:41:18,750 --> 00:41:21,520
‫می‌تونی. از پسش برمی‌آی.‬
‫می‌تونی.‬

805
00:41:21,560 --> 00:41:24,900
‫- می‌تونی.‬
‫- می‌تونی، جی.‬

806
00:41:24,930 --> 00:41:26,930
‫دهنتو بهش نشون بده.‬
‫دهنتو بهش نشون بده.‬

807
00:41:26,930 --> 00:41:28,940
- ‫- جیلین،‬ ‫بشقاب‌هاتو برگردون.

808
00:41:28,940 --> 00:41:30,140
‫- آره!‬
‫- از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

809
00:41:31,140 --> 00:41:33,280
‫- - واو! آره!‬

810
00:41:33,280 --> 00:41:35,920
‫خوش‌حالم که نجات پیدا کردم.‬

811
00:41:35,950 --> 00:41:39,830
‫ناراحتم که باید این اتفاق‬
‫می‌افتاد تا من اینجا باشم.‬

812
00:41:39,830 --> 00:41:44,540
‫به لنس نگاه می‌کنم.‬
‫حتی نزدیک به‬
‫تموم کردن هم نیست.‬

813
00:41:44,570 --> 00:41:46,910
‫کسی رو شکست دادم‬
‫که منو انداخت توی این وضعیت.‬

814
00:41:46,940 --> 00:41:51,680
‫- گیاه‌خوارها قوی‌ان.‬
‫-  رقابت بین لنس و زکه.‬

815
00:41:51,680 --> 00:41:55,690
‫آخرین نفری که دسر خودش رو‬
‫تموم کنه، حذف می‌شه.‬

816
00:41:55,690 --> 00:41:57,330
‫- تمومش کن، زک!‬
‫- زک، الان وقت خونه رفتن نیست!‬

817
00:41:57,360 --> 00:41:59,570
‫- اراده بالاتر از جسمه!‬
‫- یالا، اونا دارن بر ضد تو‬
‫تشویق می‌کنن.‬

818
00:41:59,600 --> 00:42:02,970
‫- برو، برو، برو، برو! نه!‬
‫- یالا، زک، قورتش بده.‬

819
00:42:03,010 --> 00:42:05,980
‫لنس و زک‬
‫پا به پای هم دارن پیش می‌رن،‬
‫و من فقط دارم دعا می‌کنم.‬

820
00:42:06,010 --> 00:42:07,850
‫خواهش می‌کنم لنس باشه.‬
‫خواهش می‌کنم لنس باشه.‬

821
00:42:07,850 --> 00:42:11,690
‫اون همین الان به دوست دختر من «دسر چندش » داد.‬
‫حالا با هم خرده‌حساب داریم.‬

822
00:42:11,720 --> 00:42:14,330
‫- امیدوارم امشب بره خونه.‬
‫- فقط قورت بده.‬

823
00:42:14,330 --> 00:42:16,500
‫اون تیکه‌ی آخری رو‬
‫بذار توی دهنت.‬

824
00:42:16,570 --> 00:42:19,370
‫زک واقعاً داره‬
‫به سختی تلاش می‌کنه.‬

825
00:42:19,370 --> 00:42:22,110
‫اون یه تهدیده.‬
‫این ممکنه تنها شانس‌مون‬
‫برای بیرون انداختنش باشه.‬

826
00:42:22,110 --> 00:42:25,120
‫- یالا، زک!‬
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد امشب بره.‬

827
00:42:25,120 --> 00:42:26,080
‫همه‌اش رو بردار.‬
‫بذارش توی دهنت.‬

828
00:42:26,350 --> 00:42:28,890
‫- می‌تونی، داداش.‬
‫یالا، به خاطر من تمرکز کن.‬
‫- یالا، زک.‬

829
00:42:34,270 --> 00:42:37,710
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

830
00:42:37,740 --> 00:42:41,350
‫- رقابت بین لنس و زکه.‬
‫- یالا، زک، قورتش بده.‬

831
00:42:41,350 --> 00:42:42,050
‫باید تمومش کنی، زک!‬

832
00:42:42,280 --> 00:42:44,620
‫همه‌شون دارن بر ضد تو تشویق می‌کنن!‬
‫همین الان انجامش بده!‬

833
00:42:44,660 --> 00:42:47,330
‫از حذف شدن نجات پیدا کردی.‬

834
00:42:47,390 --> 00:42:49,770
‫«اوه، ایتن، وقتی بزرگ شدی‬
‫می‌خوای کاره بشی؟»‬

835
00:42:49,770 --> 00:42:52,610
‫«دکتر؟ مهندس؟»‬

836
00:42:52,610 --> 00:42:54,980
‫نه. «عامل ترس.»‬

837
00:42:57,150 --> 00:42:59,650
‫باید قدم به قدم‬
‫پیش بری.‬

838
00:42:59,720 --> 00:43:01,390
‫- - سر جات محکم وایسا.‬

839
00:43:01,420 --> 00:43:04,030
‫- - امیدوارم غریزه‌ی فوتبالی‌ام‬
‫الان به کمکم بیاد.‬

840
00:43:04,030 --> 00:43:06,970
‫آره، فوتبال قراره‬
‫این بالا بهت کمک کنه.‬

841
00:43:07,500 --> 00:43:27,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
