1
00:00:03,000 --> 00:00:06,179
‫ترس یه غریزه اولیه‌ست.

2
00:00:06,212 --> 00:00:08,651
‫مجبورت می‌کنه برای بقا بجنگی.

3
00:00:08,684 --> 00:00:10,186
‫تا رقابت‌ طلب باشی.

4
00:00:10,187 --> 00:00:12,056
‫ولی در عین حال کنترلِت هم می‌کنه.

5
00:00:14,061 --> 00:00:18,600
‫زمانی فرا میرسه که باید
‫به بدترین ترس هات غلبه کنی...

6
00:00:18,671 --> 00:00:21,242
‫و اون زمان همین حالاست.

7
00:00:21,309 --> 00:00:28,700
‫هه هه هه. من جانی ناکسویل هستم،
‫و این برنامه «عامل ترس : خانه ترس»ـه.

8
00:00:30,494 --> 00:00:35,403
‫۱۴ آدم واقعی با ترس‌ هایی کاملاً واقعی.

9
00:00:35,404 --> 00:00:37,207
!برید

10
00:00:37,241 --> 00:00:38,677
‫۱۰ هفته چالش‌‌های دیوونه‌ وار.

11
00:00:41,349 --> 00:00:44,487
‫داریم میریم تا ۹۰.
‫ها‌ها ها!

12
00:00:44,488 --> 00:00:47,226
.اوه، مرد
.خوشحالم که این بالام

13
00:00:47,227 --> 00:00:48,664
!نه -
.دووم بیارید -

14
00:00:48,698 --> 00:00:51,536
‫- اوه، نه.
‫- آآآه!

15
00:00:54,208 --> 00:00:56,111
‫اونا با بدترین ترس‌ هاشون روبرو میشن...

16
00:00:56,112 --> 00:01:00,654
‫بزرگ ترین ترس زندگیم قطعاً آتیشه.

17
00:01:00,655 --> 00:01:03,126
‫- و با هم زندگی میکنن.
‫- اوه!

18
00:01:03,159 --> 00:01:05,129
‫این رسماً همون «عامل ترس»ـه
‫ولی در ابعادی خیلی شدیدتر.

19
00:01:05,130 --> 00:01:08,403
‫اون باید بره.

20
00:01:08,470 --> 00:01:12,376
‫پایِ خونِ لخته‌ شده و پوزه خوک.

21
00:01:12,377 --> 00:01:15,250
‫امشب شبِ بالا آوردنه.

22
00:01:17,254 --> 00:01:20,127
‫اینجا فقط یه قانون وجود داره.

23
00:01:20,160 --> 00:01:22,398
‫ترست رو کنترل کن...

24
00:01:22,431 --> 00:01:24,402
‫پوستش خیلی کلفته.

25
00:01:24,435 --> 00:01:26,673
‫آخ! میخوام بیام بیرون.
‫میخوام بیام بیرون.

26
00:01:26,674 --> 00:01:29,378
‫- بازی رو کنترل کن.
‫- بالا، بالا، بالا!

27
00:01:31,650 --> 00:01:35,100
‫کار تو همینه. دروغ میگی، رابطه میسازی،
‫بعد از پشت خنجر میزنی و غافلگیر میکنی.

28
00:01:35,157 --> 00:01:36,559
‫توی این خونه هیچکس بهت اعتماد نداره.

29
00:01:36,560 --> 00:01:38,263
‫- تو یه دروغگویی و خودِ واقعیت نیستی.
‫- نه.

30
00:01:38,296 --> 00:01:41,203
‫وای! دیگه شمشیرها رو از رو بستن.

31
00:01:41,269 --> 00:01:43,240
‫چون در نهایت...

32
00:01:43,273 --> 00:01:45,744
‫- من رو بیار بیرون، جانی.
‫-‌ها‌ها ها!

33
00:01:45,745 --> 00:01:47,582
‫کسی که این کار رو بکنه...

34
00:01:49,285 --> 00:01:50,688
‫فاتح این رقابت میشه...

35
00:01:50,689 --> 00:01:53,160
‫- آره!
‫- و این حق رو پیدا می‌کنه که بگه...

36
00:01:53,193 --> 00:01:56,766
‫«ترس هیچ کاره‌ست.»

37
00:01:56,767 --> 00:01:58,570
‫- هی!
‫- از پسش بر میای.

38
00:01:58,571 --> 00:02:01,142
‫- وای، خدای من!
‫- اونا از پسش بر نمیان.

39
00:02:01,176 --> 00:02:04,000
‫وای، خدای من!

40
00:02:05,000 --> 00:02:07,500
<font color="#dfd4d6"><i><b>[ عامل ترس : خانه ترس ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</b></i></font>

41
00:02:08,000 --> 00:02:16,500
<font color="#fff610"><i><b>حرکات نمایشی که قراره ببینید توسط
.متخصصان طراحی و آزمایش شدن
این حرکات خیلی خطرناک هستن و نباید توسط
.هر کسی، در هر کجا و هر زمانی انجام بشن</b></i></font>

42
00:02:17,000 --> 00:02:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

43
00:02:25,725 --> 00:02:29,098
‫- اوه، این دیوونه‌ کننده‌ست.
‫- فکر کنم الان بیشتر ترسیدم.

44
00:02:29,165 --> 00:02:31,670
‫- این خیلی دیوونگیه.
‫- خودم رو توی چه دردسری انداختم؟

45
00:02:31,671 --> 00:02:33,940
‫- امکان نداره.
‫- اوه!

46
00:02:33,941 --> 00:02:35,476
.اوه، پسر

47
00:02:35,477 --> 00:02:38,349
‫خوش‌ شانس‌‌ها دارن میان.

48
00:02:38,350 --> 00:02:40,955
‫- الانه که بد شانس بشن.
‫- اوه!

49
00:02:40,956 --> 00:02:42,860
‫- ای وای.
‫- جانی!

50
00:02:42,926 --> 00:02:44,395
‫- جانی!
‫- سلام.

51
00:02:44,462 --> 00:02:48,600
‫من تشویق‌ کننده لیگ فوتبال ملی بودم،
‫و مردم هر حرفی درباره تشویق‌ کننده‌‌ها میزنن.

52
00:02:48,671 --> 00:02:51,007
‫مثلاً اینکه احمقیم یا ضعیفیم.

53
00:02:51,008 --> 00:02:55,450
‫ولی من اینجام تا نشون بدم
‫همه این کلیشه‌‌ها اشتباه هستن.

54
00:02:55,483 --> 00:02:57,487
‫خودم رو توی چه دردسری انداختم؟

55
00:02:57,488 --> 00:03:02,363
‫باورم نمی‌شه جلوی جانی ناکسویل وایسادم.

56
00:03:02,364 --> 00:03:05,504
‫خیلی دیوونه‌ کننده‌ست!
‫نمیدونم آمادگیش رو دارم یا نه.

57
00:03:05,505 --> 00:03:08,644
‫چه جمع خوش‌ تیپی.
‫از دیدنتون خوشحالم.

58
00:03:08,645 --> 00:03:11,517
.به "عامل ترس : خانه ترس" خوش اومدید

59
00:03:11,550 --> 00:03:14,422
‫آره!

60
00:03:14,488 --> 00:03:16,760
‫من جانی ناکسویل هستم.

61
00:03:16,793 --> 00:03:21,035
‫میدونید، همه شما دلایل واقعی‌ ای
‫پشت بزرگ ترین ترس‌ هاتون دارید.

62
00:03:21,068 --> 00:03:27,147
‫و همتون یه هدف مشترک دارید،
‫اینکه با ترس‌ هاتون روبرو بشید.

63
00:03:27,214 --> 00:03:29,384
‫- وای، خدای من.
‫- بعضی‌‌ها میرن تراپی.

64
00:03:29,385 --> 00:03:31,989
‫بعضی‌ها پادکست‌‌های خودیاری گوش میدن.

65
00:03:31,990 --> 00:03:33,994
‫شماها اومدید توی «عامل ترس».

66
00:03:33,995 --> 00:03:35,530
‫همین‌طوره.

67
00:03:35,531 --> 00:03:38,537
‫با خودتون چه فکری میکردید؟

68
00:03:38,538 --> 00:03:41,442
‫خب، براتون چند تا هدیه‌
‫خوش آمد گویی گرفتم.

69
00:03:41,476 --> 00:03:47,254
‫هر کسی که هدیه‌ش با مال شما یکی باشه،
‫توی اولین چالش امشب پارتنرتون میشه.

70
00:03:47,287 --> 00:03:49,325
‫- اوه! باشه.
‫- همین الان شروع کردیم.

71
00:03:49,392 --> 00:03:50,460
‫همیشه باید با یه غافلگیری شروع بشه.

72
00:03:50,528 --> 00:03:53,299
‫من طرفدار پروپاقرص «عامل ترس» هستم.

73
00:03:53,300 --> 00:03:57,700
‫بچه‌ که بودم، برای فصل دوم درخواست فرستادم،
‫چون ترس‌‌های زیادی دارم.

74
00:03:57,809 --> 00:04:00,814
‫ولی بزرگ ترین ترسم سس مایونزه.

75
00:04:00,815 --> 00:04:01,850
‫ممنون آقای ناکسویل.
‫اصلاً نمیترسم.

76
00:04:02,117 --> 00:04:04,822
‫- اوه پسر. نه، نه. از صورتت دورش کن.
‫- ممنون.

77
00:04:04,823 --> 00:04:09,500
‫- باشه.
‫- توی «عامل ترس» اصلی،
‫فقط توی چالش‌‌ها رقابت میکردید.

78
00:04:09,566 --> 00:04:11,836
‫اینجا، داریم با ۱۳ تا غریبه زندگی میکنیم.

79
00:04:11,837 --> 00:04:13,740
‫غافلگیری‌ هایی هست که جانی رو می‌کنه.

80
00:04:13,807 --> 00:04:16,311
‫اصلاً نمیدونم باید منتظر چی باشم.

81
00:04:16,312 --> 00:04:17,949
‫منتظر چی هستیم؟
‫بیاید بازشون کنیم.

82
00:04:20,554 --> 00:04:23,459
‫- آه! وای، خدا.
‫- وای، خیلی حالم گرفته شد.

83
00:04:23,460 --> 00:04:26,866
‫بهشون گفتم،
‫مثلاً پتوهای آنگورا بفرستن.

84
00:04:26,867 --> 00:04:29,571
‫- روی دستم خونه.
‫- روی دستت خونه؟

85
00:04:29,572 --> 00:04:31,075
‫یه ذره خون بهت آسیبی نمیزنه.

86
00:04:31,108 --> 00:04:33,446
‫من اهل ویرجینیای غربی‌ ام،
‫جایی که خیلی‌‌ها شکار میکنن.

87
00:04:33,480 --> 00:04:35,918
‫قبلاً کله‌‌های پوست‌ کنده‌ زیادی دیدم.

88
00:04:35,951 --> 00:04:40,800
‫با این حال، از خون متنفرم،
‫و خون داره از این دستِ لعنتیم می‌چکه.

89
00:04:40,861 --> 00:04:44,969
‫تیم‌‌های ما برای چالش اول : تایلر و لنس...

90
00:04:45,036 --> 00:04:50,700
‫زک و راب، ایثن و جنی،
‫جیلین و دیدا، دانیل و رادنی...

91
00:04:50,748 --> 00:04:53,887
‫بلیک و چلسی،
‫و دیمین و کریستن هستن.

92
00:04:53,888 --> 00:04:56,392
‫الان مجبورم نفس‌‌های عمیق بکشم.

93
00:04:56,425 --> 00:05:00,900
‫در طول این رقابت، ترس‌‌های شما
‫به سخت‌ ترین شکل ممکن آزمایش میشه.

94
00:05:00,901 --> 00:05:10,400
‫- وای، خدای من! این واقعی نیست.
‫- ولی در آخر، یکی از شما با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا میره.

95
00:05:10,487 --> 00:05:13,628
‫بزن بریم!

96
00:05:13,661 --> 00:05:14,830
‫بالاخره میتونم خونه‌م رو تعمیر کنم...

97
00:05:15,164 --> 00:05:18,604
‫و اتاق دخترم رو به بهترین اتاقی که
‫همیشه آرزوش رو داشته تبدیل کنم.

98
00:05:18,638 --> 00:05:19,772
‫حس میکنم الانه که از حال برم.

99
00:05:19,773 --> 00:05:21,877
‫با هم آشنا بشید،
‫برید خونه رو بگردید...

100
00:05:21,910 --> 00:05:24,649
‫به حموم و دستشویی‌‌های مشترک عادت کنید...

101
00:05:24,650 --> 00:05:27,420
‫- که بزرگ ترین ترس منه.
‫- چی؟

102
00:05:27,487 --> 00:05:28,524
‫چالش امشب می‌بینمتون.

103
00:05:28,557 --> 00:05:30,860
‫و باور کنید،
‫قراره افتضاح باشه.

104
00:05:30,861 --> 00:05:33,634
‫وای، خدای من.

105
00:05:40,515 --> 00:05:42,918
‫بزن بریم!
‫بزن بریم، ایول!

106
00:05:42,919 --> 00:05:44,989
‫آره، ایول!

107
00:05:46,393 --> 00:05:48,430
‫- اوه!
‫- خفه شو.

108
00:05:48,497 --> 00:05:51,201
‫- خب رفقا!
‫- خیلی خیلی قشنگه...

109
00:05:51,202 --> 00:05:54,008
‫ولی یه جورایی اون حس و حال
‫فیلم‌‌های ترسناک رو هم داره.

110
00:05:58,884 --> 00:06:00,453
‫اوه، این دیوونه‌ کننده‌ست داداش.

111
00:06:00,521 --> 00:06:01,690
‫مثلاً بزرگ ترین ترس‌ هات چیه؟

112
00:06:01,723 --> 00:06:04,796
‫از آب خوشم نمیاد.
‫از موش‌‌ها میترسم.

113
00:06:04,830 --> 00:06:07,201
‫همچنین، مثلاً زنده به گور شدن،
‫یکی از ترس‌ هامه.

114
00:06:07,234 --> 00:06:09,405
‫شناگر خوبیم.
‫فقط به خاطر اینه که نمیخوام غرق بشم.

115
00:06:09,438 --> 00:06:11,407
‫ببین، کاش منم اونطوری بودم.

116
00:06:11,408 --> 00:06:13,446
‫دوست هام میگن من
‫مثل یه «سایرن» هستم.

117
00:06:13,514 --> 00:06:17,400
‫من بامزه‌م، دوست دارم خوش بگذرونم،
‫و مردها به حرفم گوش میدن.

118
00:06:17,522 --> 00:06:19,826
‫یکی از نگرانی‌ هام اینه که گوشت نمیخورم.

119
00:06:19,860 --> 00:06:22,531
‫- گیاهخوارم. آره. به کسی نگو.
‫- گیاهخواری؟ ایول.

120
00:06:22,565 --> 00:06:23,366
‫- خب الان بهت گفتم.
‫- دهنم رو بسته نگه میدارم.

121
00:06:23,700 --> 00:06:26,574
‫میخواستم به همه بگم که
‫حساسیت به لاکتوز دارم.

122
00:06:26,607 --> 00:06:27,908
‫صداش رو در نمیارم.

123
00:06:30,848 --> 00:06:33,720
‫- یکم زمان می‌بره تا ذات واقعی آدم‌‌ها رو ببینی.
‫- آره.

124
00:06:33,721 --> 00:06:35,824
‫- من اهل لوئیزیانا هستم.
‫- کارولینای شمالی.

125
00:06:35,858 --> 00:06:37,861
‫میدونی، جفتمون اهل جنوبیم،
‫و باید اون، مثلاً...

126
00:06:37,862 --> 00:06:40,367
‫- مهمون‌ نوازی جنوبی رو نشون بدیم.
‫- از پسش بر میایم.

127
00:06:40,434 --> 00:06:42,705
‫- تمومه دیگه. رفیق شدیم.
‫- آره.

128
00:06:42,738 --> 00:06:47,514
‫- ما تنها تیم دختر و دختریم؟
‫- فکر کنم آره.

129
00:06:47,515 --> 00:06:51,590
‫- لعنتی، این یعنی ما ضعیف‌ ترینیم.
‫- دختر، داری اشتباه میزنی!

130
00:06:51,623 --> 00:06:56,700
‫به عنوان صاحب آرایشگاه از آتلانتا، جورجیا،
‫مردم همیشه من رو دست‌ کم گرفتن.

131
00:06:56,734 --> 00:06:59,907
‫ولی همه قراره ببینن
‫که چطوری میترکونم.

132
00:06:59,973 --> 00:07:01,910
‫اسم من بی‌ دلیل «دیمین» نیست، عزیزم.

133
00:07:01,977 --> 00:07:04,649
‫- کریس و دیمین.
‫- کریس و دیمین، عزیزم.

134
00:07:04,716 --> 00:07:06,285
‫مثلاً، امشب باید مردونه رفتار کنیم.

135
00:07:06,319 --> 00:07:08,824
‫- امشب قراره مردونه باشیم.
‫- ما مردترین مردهای اینجاییم.

136
00:07:09,793 --> 00:07:10,761
‫یه چیزی از گذشته‌ت بهم بگو.

137
00:07:10,795 --> 00:07:12,732
‫من توی کینگستونِ جامائیکا به دنیا اومدم.

138
00:07:12,766 --> 00:07:15,737
‫وقتی حدوداً پنج، شش سالم بود،
‫اومدیم اینجا.

139
00:07:15,738 --> 00:07:17,875
‫- تو چطور؟
‫- متولد و بزرگ‌ شده‌ بروکلینِ نیویورکم.

140
00:07:17,876 --> 00:07:20,615
‫من توی شهر نیویورک،
‫نقاشی‌‌های دیواری خیابونی میکشم.

141
00:07:20,648 --> 00:07:23,486
‫در واقع من یه کارآگاه
‫بازنشسته‌ پلیس نیویورکم.

142
00:07:23,487 --> 00:07:26,224
‫۲۵ سال خدمت کردم،
‫ولی این یه بازیه.

143
00:07:26,225 --> 00:07:29,800
‫نمیخوام زیاد از خودم بگم، چون اطلاعاتِ زیاد،
‫آدم رو به هدفِ بقیه تبدیل می‌کنه.

144
00:07:29,899 --> 00:07:32,805
‫خلاصه کلام، هیچکدوممون نمیخوایم
‫اولین نفری باشیم که حذف میشه.

145
00:07:32,872 --> 00:07:35,510
‫بذار همین موضوع،
‫بهت انگیزه بده و جلو ببرتت.

146
00:07:35,511 --> 00:07:37,515
‫این جانی ناکسویله.
‫این «عامل ترس»ـه.

147
00:07:37,548 --> 00:07:39,519
‫رسماً همون «عامل ترس»ـه،
‫ولی خیلی شدیدتر.

148
00:07:39,553 --> 00:07:40,788
‫میدونی، مثل اون جمله که میگه :
‫«عیسی چیکار میکرد؟»

149
00:07:40,821 --> 00:07:43,661
‫- جانی چیکار میکرد؟
‫- ج.چ.م.

150
00:07:43,694 --> 00:07:44,663
‫جانی چیکار میکرد؟

151
00:07:44,696 --> 00:07:47,500
‫این از اون آدم هایی نیست که
‫توی زندگی عادی باهاش بگردم.

152
00:07:47,535 --> 00:07:48,903
‫ما از دو دنیای متفاوتیم.

153
00:07:48,904 --> 00:07:51,910
‫اون یه دهاتیه،
‫و من یه پسر کالیفرنیایی‌ ام.

154
00:07:51,943 --> 00:07:53,646
‫ولی باید این بازی رو ببریم.

155
00:07:53,647 --> 00:07:56,251
‫نمیخوام با ویلچر یا توی تابوت برگردم خونه.

156
00:07:56,252 --> 00:07:58,000
‫داریم میریم به جهنم.

157
00:08:02,000 --> 00:08:04,500
<font color="#fff610"><i><b>[ سرنوشت‌‌های بسته ]
[ تنگناهراسی + خفگی ]</b></i></font>

158
00:08:05,804 --> 00:08:08,242
‫- وای، خدای من.
‫- ما کجاییم؟

159
00:08:08,309 --> 00:08:11,048
‫- واقعاً شبیه فیلم‌‌های ترسناکه.
‫- این دیگه چیه؟

160
00:08:11,115 --> 00:08:12,117
‫لحظه‌ حقیقت.

161
00:08:17,862 --> 00:08:19,265
‫- چی؟
‫- وای... اون دیگه چیه؟

162
00:08:19,298 --> 00:08:22,572
‫- اوه، اصلاً حرفش هم نزن.
‫- نه، به هیچ وجه.

163
00:08:22,639 --> 00:08:24,273
‫- نه، نه.
‫- خفگی!

164
00:08:24,274 --> 00:08:25,978
‫این مثل بدترین کابوسمه.

165
00:08:26,045 --> 00:08:28,684
‫اینجا یه فضای تنگ و محبوسه،
‫و حالم داره بد میشه.

166
00:08:28,717 --> 00:08:31,255
‫- اونا آدم واقعی‌ ان؟
‫- نه!

167
00:08:32,926 --> 00:08:34,128
‫هی!

168
00:08:34,161 --> 00:08:35,664
‫وای، خدای من.

169
00:08:35,698 --> 00:08:37,668
‫به اولین چالشتون خوش اومدید.

170
00:08:37,702 --> 00:08:40,908
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- اسمش رو گذاشتیم : «سرنوشت‌‌های مهر و موم‌ شده».

171
00:08:42,746 --> 00:08:44,516
‫- نه، نه، نه، نه، نه.
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

172
00:08:44,549 --> 00:08:49,725
‫شما و هم‌ تیمی‌تون،
‫داخل یه کیسه‌ بزرگ وکیوم‌ شده گیر میفتید.

173
00:08:49,726 --> 00:08:52,732
‫قلبم داره میزنه.
‫من به‌ شدت ترس فضای بسته دارم.

174
00:08:52,766 --> 00:08:55,571
‫اول، هوای داخل کیسه‌تون تخلیه میشه.

175
00:08:55,572 --> 00:08:57,841
‫برای نفس کشیدن،
‫یه لوله‌ هوای باریک دارید.

176
00:08:57,842 --> 00:09:04,700
‫بعد، شما و هم‌ تیمی‌تون،
‫باید حس شدید تنگناهراسی رو تحمل کنید.

177
00:09:04,722 --> 00:09:08,395
‫- چی؟ اوه.
‫- اگه از پسش بر بیاید، صدای بوق بلند میشه...

178
00:09:08,396 --> 00:09:11,134
‫و این نشونه‌ اینه که میتونید
‫با همکاری هم فرار کنید.

179
00:09:11,135 --> 00:09:13,608
‫دو تا دکمه‌ بالایی روی قاب شما وجود داره.

180
00:09:13,641 --> 00:09:16,879
‫فشارشون بدید تا کیسه‌تون باز بشه.

181
00:09:16,880 --> 00:09:20,654
‫اگه هر لحظه خواستید انصراف بدید،
‫یه دکمه‌ اضطراری هست.

182
00:09:20,721 --> 00:09:22,757
‫بزنیدش، تا آزاد بشید.

183
00:09:22,758 --> 00:09:26,799
‫ولی شما و هم تیمی‌تون،
‫در خطر حذف قرار میگیرید.

184
00:09:26,866 --> 00:09:29,400
‫اوه! همین الانش هم دارم از حال میرم.

185
00:09:29,500 --> 00:09:33,500
‫دو تیم اولی که فرار کنن،
‫و به سکوی خودشون برسن...

186
00:09:33,600 --> 00:09:38,000
‫نه تنها برنده‌ این چالش میشن،
‫بلکه یه امتیاز بزرگ هم به دست میارن.

187
00:09:38,100 --> 00:09:44,600
‫فردا شب، یه چالش حذفی داریم،
‫که بهش میگیم : «پایان بازی».

188
00:09:44,700 --> 00:09:52,100
‫دو تیمی که امروز برنده بشن، چهار بازیکنی رو
‫انتخاب میکنن که باید در «پایان بازی» با هم بجنگن.

189
00:09:52,150 --> 00:09:55,389
‫و متأسفانه، یکی از اون
‫بازیکن‌‌ها به خونه برمیگرده.

190
00:09:55,390 --> 00:09:56,827
‫- فهمیدیم.
‫- حله.

191
00:09:56,893 --> 00:09:58,898
‫برای همتون آرزوی موفقیت میکنم.

192
00:09:58,931 --> 00:10:02,772
‫یادتون باشه، ترستون رو کنترل کنید،
‫بازی رو کنترل کنید.

193
00:10:02,805 --> 00:10:05,678
‫تایلر، تو با فضاهای بسته
‫مشکلی نداری، مگه نه؟

194
00:10:05,745 --> 00:10:07,080
‫- نه، نه.
‫- نه؟

195
00:10:07,114 --> 00:10:07,882
‫نه، نه، نه، نه.

196
00:10:07,900 --> 00:10:14,900
‫به‌ طرز مسخره‌ ای نگرانم،
‫چون یکی از بزرگ ترین ترس‌‌های من فضاهای تنگه.

197
00:10:15,030 --> 00:10:22,000
‫من چهار تا بچه دارم و وقتی میترسم،
‫آشوب به پا میشه، چون اونا هم میترسن.

198
00:10:22,077 --> 00:10:25,081
‫حتی وقتی بچه‌ هام روی
‫سر و کولم میریزن هم میترسم.

199
00:10:25,082 --> 00:10:27,688
‫قراره افتضاح و جهنمی باشه.

200
00:10:27,722 --> 00:10:30,292
‫هه هه هه هه.

201
00:10:30,293 --> 00:10:32,731
‫- شروع شد.
‫- آه، خدای من.

202
00:10:32,798 --> 00:10:34,835
‫وای، خدای من.

203
00:10:34,836 --> 00:10:37,373
‫- خدایا، الان به دادم برس.
‫- آماده‌ اید؟

204
00:10:37,440 --> 00:10:40,179
‫جانی، من همین الان دارم
‫از ترس دیوونه میشم.

205
00:10:41,683 --> 00:10:43,987
‫بذارید مکش شروع بشه!

206
00:10:44,054 --> 00:10:48,428
‫- شروع شد.
‫- وای، خدای من.

207
00:10:48,429 --> 00:10:50,499
‫این هواست.
‫این مکشه.

208
00:10:50,500 --> 00:10:53,841
‫- داره تنگ‌ تر میشه.
‫- داداش، من خیلی ترس فضای بسته دارم.

209
00:10:53,874 --> 00:10:56,813
‫وای، خدای من.

210
00:10:56,847 --> 00:11:00,087
‫اگه نتونستم باهات حرف بزنم،
‫تمرکزت رو حفظ کن. تو میتونی.

211
00:11:00,120 --> 00:11:03,459
‫- باید هواتون رو ذخیره کنید!
‫- زود باش.

212
00:11:11,577 --> 00:11:12,411
‫- اوه!
‫- جانی، من نگرانم.

213
00:11:12,679 --> 00:11:17,120
‫همه هوای داخل کیسه‌ هاتون،
‫داره مکیده میشه.

214
00:11:17,154 --> 00:11:19,960
‫اون تو خیلی احساس تنگی و فشار میکنید.

215
00:11:19,993 --> 00:11:24,234
‫این هوا برای من کافی نیست.

216
00:11:27,006 --> 00:11:28,408
‫- این برای من ترسناکه.
‫- ترسناکه.

217
00:11:28,409 --> 00:11:31,281
‫من فقط ۲۰ سالمه و دانشجو هستم.

218
00:11:31,282 --> 00:11:33,686
‫تا حالا هیچ‌ وقت همچین
‫چیزی رو تجربه نکرده بودم.

219
00:11:33,687 --> 00:11:37,493
‫دلم میخواد بالا بیارم،
‫ولی اینجام و داره اتفاق میفته.

220
00:11:37,494 --> 00:11:39,364
‫اینجام تا با ترسم روبرو بشم.

221
00:11:44,007 --> 00:11:47,514
‫کسی حس می‌کنه که با نزدیک شدن دیوارها،
‫اعضای بدنش دارن تحت فشار له میشن؟

222
00:11:47,581 --> 00:11:50,219
‫- جانی. اوه!
‫- خوبی.

223
00:11:53,000 --> 00:11:54,000
.نمیتونم نفس بکشم

224
00:11:55,330 --> 00:11:56,465
‫وای، خدای من!

225
00:11:56,499 --> 00:11:59,905
‫الانه که بترسم.

226
00:11:59,906 --> 00:12:03,378
‫وای، خدای من!
‫نمیتونم نفس بکشم.

227
00:12:03,379 --> 00:12:05,382
‫این وحشتناکه.

228
00:12:05,383 --> 00:12:06,519
‫داره تنگ‌ تر میشه.

229
00:12:08,657 --> 00:12:10,359
‫خودم رو توی چه دردسری انداختم؟

230
00:12:12,330 --> 00:12:15,503
‫دیگه توش گیر افتادیم، رفیق.

231
00:12:15,504 --> 00:12:19,411
‫وای، خدای من.
‫وای، خدای من.

232
00:12:19,478 --> 00:12:20,747
‫حواست باشه چشم هات باز باشه.

233
00:12:25,925 --> 00:12:28,930
‫خیلی خب، رفقا!

234
00:12:28,931 --> 00:12:32,400
‫اگه فکر میکنید این افتضاحه،
‫نظرتون چیه چراغ‌‌ها رو خاموش کنیم؟

235
00:12:32,404 --> 00:12:33,907
‫چی رو؟

236
00:12:33,940 --> 00:12:36,580
‫یه ذره ترس از فضای بسته
‫توی تاریکی چطوره؟

237
00:12:36,646 --> 00:12:39,518
‫- آآآه!
‫- وای، خدای من.

238
00:12:40,588 --> 00:12:43,059
‫هیچی نمیتونم ببینم!

239
00:12:43,092 --> 00:12:45,664
‫اینجا داره خیلی تنگ میشه!

240
00:12:45,697 --> 00:12:48,101
‫یادتون باشه،
‫وقتی بوق رو زدم...

241
00:12:48,102 --> 00:12:53,100
‫برید بالا، هر دو تا چراغ رو روشن کنید،
‫بعد سریع خودتون رو به سکو برسونید.

242
00:12:53,112 --> 00:12:58,300
‫فقط دو جفت اولی که فرار کنن،
‫از شرکت در مرحله نهایی در امان میمونن.

243
00:12:58,356 --> 00:13:02,197
‫بقیه در خطر حذف شدن قرار میگیرن.

244
00:13:02,231 --> 00:13:05,436
‫نمیتونم تکون بخورم.
‫داره تنگ‌ تر میشه.

245
00:13:16,125 --> 00:13:18,162
‫شرط می‌بندم این خیلی
‫بهتر از توی معدن بودنه!

246
00:13:18,229 --> 00:13:21,001
‫آره بابا. این عالیه پسر. راحته.

247
00:13:21,034 --> 00:13:22,704
‫من حدود ۱۰، ۱۱ سال
‫معدنچی زغال‌ سنگ بودم.

248
00:13:22,705 --> 00:13:27,200
‫واسه همین گیر افتادن توی یه فضای بسته،
‫و تلاش برای نفس کشیدن اذیتم نمی‌کنه.

249
00:13:27,247 --> 00:13:28,582
‫منم میترسم،
‫اشتباه برداشت نکن.

250
00:13:28,583 --> 00:13:30,987
‫ولی این یکی از اون ترس‌‌ها نیست.

251
00:13:30,988 --> 00:13:33,426
‫از پسش بر میای رفیق.

252
00:13:33,459 --> 00:13:36,598
‫از پسش بر میای.
‫تو میتونی.

253
00:13:36,599 --> 00:13:39,304
‫- بهت افتخار میکنم.
‫- جی؟

254
00:13:39,371 --> 00:13:41,442
‫- بله؟
‫- باهام حرف بزن. دارم از ترس سکته میکنم.

255
00:13:41,475 --> 00:13:43,312
‫نه، نه، نه، نه، نه.

256
00:13:43,379 --> 00:13:49,100
‫تنها راه نجات از این وضعیت،
‫کنترل کردن ترستونه یا اینکه دکمه انصراف رو بزنید.

257
00:13:49,158 --> 00:13:53,967
‫ما از اینجا میایم بیرون.
‫دکمه رو فشار نده.

258
00:13:57,575 --> 00:14:00,012
‫کیسه‌ هاتون حالا کاملاً کیپ شدن.

259
00:14:00,013 --> 00:14:02,284
‫حتی جای تکون دادن یه انگشت هم نیست.

260
00:14:02,317 --> 00:14:05,189
‫این شمایید و محدودیت‌‌های خودتون.

261
00:14:05,256 --> 00:14:07,995
‫- دارم تلاشم رو میکنم. دارم سعی میکنم رفقا.
‫- نمیتونم نفس بکشم.

262
00:14:08,028 --> 00:14:11,335
‫قلبم داره به تپش میفته.
‫فکر کنم اثر آدرنالینه.

263
00:14:11,401 --> 00:14:14,575
‫گیر کردن توی این وضعیت،
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

264
00:14:14,576 --> 00:14:17,615
‫نمیدونم چقدر دیگه میتونم دووم بیارم.

265
00:14:26,231 --> 00:14:28,302
‫وای، خدای من...

266
00:14:28,335 --> 00:14:30,406
‫داری با ترس‌ هات روبرو میشی.
‫از پسش بر میای.

267
00:14:30,439 --> 00:14:33,178
‫به این فکر کن که بچه‌ هات
‫چقدر بهت افتخار میکنن.

268
00:14:33,179 --> 00:14:39,100
‫دارم همه تلاشم رو میکنم که گریه نکنم،
‫ولی نمیتونم جا بزنم.

269
00:14:39,191 --> 00:14:42,500
‫باید این چالش رو
‫به خاطر بچه‌ هام تموم کنم.

270
00:14:43,000 --> 00:14:44,000
.پروردگارا، این سفر رو برکت بده

271
00:14:44,000 --> 00:14:45,000
.لطفاً اجازه بده به بالا برسیم

272
00:14:45,269 --> 00:14:46,304
‫خیلی بهت افتخار میکنم.

273
00:14:49,646 --> 00:14:52,451
‫وای، خدای...
‫وای، خدای من.

274
00:14:52,518 --> 00:14:53,553
‫وای، خدای من!

275
00:14:55,122 --> 00:14:57,293
‫- باهام حرف بزن.
‫- هوات رو دارم.

276
00:15:02,236 --> 00:15:05,700
‫پاها و ساق پاهات رو یکم تکون بده،
‫تا گردش خونت قطع نشه.

277
00:15:05,811 --> 00:15:07,782
‫اون صعود تعیین‌ کننده میشه.

278
00:15:07,815 --> 00:15:09,819
‫فقط منتظرم صدای بوق رو بشنوم.

279
00:15:09,852 --> 00:15:12,557
‫خیلی خب.
‫سعی کند فرار کنید!

280
00:15:14,695 --> 00:15:16,231
‫خیلی خب.
‫شروع کردیم.

281
00:15:16,265 --> 00:15:18,368
‫مثل قورباغه فشار بیار، رفیق.

282
00:15:18,369 --> 00:15:22,243
‫- واقعاً تنگه.
‫- اصلاً نمیتونم تکون بخورم.

283
00:15:22,244 --> 00:15:24,247
‫از کمرت مایه بذار، رفیق.
‫از کمرت مایه بذار.

284
00:15:24,280 --> 00:15:27,688
‫- نمیتونم بیام بالا.
‫- یکم تکون بخور!

285
00:15:27,721 --> 00:15:30,125
‫وای. ایثن رفت.

286
00:15:30,159 --> 00:15:32,865
‫تا وقتی هر دو چراغ سبز نشن،
‫نمیتونید از اونجا بیاید بیرون.

287
00:15:32,898 --> 00:15:37,239
‫- یالا برو.
‫- از کمرت مایه بذار.

288
00:15:37,240 --> 00:15:40,378
‫تایلر و لنس هر دوشون نزدیک به بالان.

289
00:15:40,379 --> 00:15:44,756
‫اگه میخوام برنده بشم،
‫باید به ترسم از گیر افتادن غلبه کنم.

290
00:15:44,822 --> 00:15:47,527
‫زک و راب دارن میترکونن.

291
00:15:47,528 --> 00:15:50,734
‫- یالا.
‫- اوه! چراغ سبز شد.

292
00:15:50,767 --> 00:15:52,638
‫ایثن!

293
00:15:52,704 --> 00:15:55,778
‫و تایلر هم مال خودش رو روشن کرد.

294
00:15:55,844 --> 00:15:57,413
‫- این شد دو تا!
‫- آره!

295
00:15:57,414 --> 00:15:58,482
‫- بیارش پایین.
‫- لنس!

296
00:15:58,517 --> 00:16:01,155
‫- یالا عزیزم. از پسش بر میای!
‫- اوه، جیلین!

297
00:16:01,188 --> 00:16:02,891
‫ایثن مال جنی رو گرفت.

298
00:16:02,892 --> 00:16:05,196
‫و دیدا! وای، خدای من.
‫خیلی نزدیکه.

299
00:16:05,263 --> 00:16:06,566
‫اوه، آره.

300
00:16:06,600 --> 00:16:09,470
‫یالا! یالا! یالا!

301
00:16:17,153 --> 00:16:19,558
‫- یالا! یالا! یالا!
‫- دارم میام.

302
00:16:19,559 --> 00:16:21,629
‫وای خدای من. خیلی فشرده‌ست.
‫خیلی نزدیکه.

303
00:16:21,662 --> 00:16:22,898
‫خیلی خب،
‫برو، برو، برو، برو.

304
00:16:22,932 --> 00:16:24,568
‫ها ها! خیلی خب.
‫دارن میرن.

305
00:16:24,602 --> 00:16:26,772
‫زود باش.
‫برو، برو، برو.

306
00:16:26,806 --> 00:16:28,709
‫- اوه!
‫- برو، برو، برو، برو!

307
00:16:28,710 --> 00:16:31,916
‫راب و زک اول شدن!

308
00:16:31,917 --> 00:16:33,620
‫ایول!

309
00:16:33,687 --> 00:16:38,730
‫و تایلر و لنس، ایثن و جنی رو دقیقاً
‫با اختلاف یه ثانیه شکست دادن.

310
00:16:38,763 --> 00:16:42,804
‫- آخ! هوو، میتونم نفس بکشم.
‫- تیم اولیم، داداش.

311
00:16:42,871 --> 00:16:44,172
‫- انجامش دادیم! انجامش دادیم!
‫- انجامش دادیم.

312
00:16:44,173 --> 00:16:46,311
‫الان نفس کشیدن حس خیلی عجیبی داره.

313
00:16:46,312 --> 00:16:49,316
‫- وای، خدای من.
‫- زک، راب، چه حسی دارید؟

314
00:16:49,317 --> 00:16:51,555
‫داشتم میگفتم که حاضرم
‫دوباره انجامش بدم.

315
00:16:51,589 --> 00:16:56,500
‫من و راب دو نفری هستیم که میتونیم
‫بقیه رو توی لیست حذف قرار بدیم.

316
00:16:56,565 --> 00:17:00,472
‫و وقتی همچین قدرتی داری، فوق‌ العاده‌ست.
‫واقعاً منتظرم.

317
00:17:00,473 --> 00:17:02,611
‫تایلر، تو قبلاً داشتی از ترس سکته میکردی.

318
00:17:02,644 --> 00:17:05,500
‫- اون تو داشتم از ترس سکته میکردم.
‫- من کنارش بودم چون میدونستم
‫خیلی بابت این موضوع نگرانه.

319
00:17:05,551 --> 00:17:07,588
‫شنیدم داشتی باهاش حرف میزدی.
‫خیلی مهربونانه‌ست.

320
00:17:07,621 --> 00:17:13,400
‫واقعاً به خودم افتخار میکنم چون تونستم به یکی از
‫بزرگ ترین ترس‌ هام غلبه کنم، یعنی محیط‌‌های بسته.

321
00:17:13,465 --> 00:17:17,240
‫بچه‌ هام فکر میکنن خیلی باحال بودم.

322
00:17:17,306 --> 00:17:20,613
‫زک و راب، لنس و تایلر برنده شدن.

323
00:17:20,614 --> 00:17:25,724
‫بقیه همگی برای حذف شدن
‫در «مرحله نهایی» در خطرن.

324
00:17:25,758 --> 00:17:29,229
‫چهار نفر با هم روبرو میشن.
‫اونا قراره کیا باشن؟

325
00:17:29,230 --> 00:17:32,003
‫خب، این دیگه به برنده‌ هامون بستگی داره.

326
00:17:32,036 --> 00:17:36,144
‫من با ترسم روبرو شدم،
‫ولی سرنوشتم توی دست‌های بقیه‌ست.

327
00:17:36,177 --> 00:17:39,651
‫یکم نگرانم که ممکنه همین الان
‫برای حذف شدن انتخاب بشم.

328
00:17:39,652 --> 00:17:42,189
‫حالا برگردید به خونه.
‫فردا می‌بینمتون.

329
00:17:47,535 --> 00:17:49,873
‫- موفق شدیم!
‫- همه‌مون انجامش دادیم.

330
00:17:49,939 --> 00:17:51,575
‫انجامش دادیم.

331
00:17:52,511 --> 00:17:54,514
‫حالا برای چیزهای دیگه استرس دارم.

332
00:17:54,515 --> 00:17:56,520
‫با خودم میگم،
‫اگه اون برام انقدر سخت بود...

333
00:17:56,553 --> 00:17:59,524
‫- دیگه چی در انتظارمونه؟
‫- آره.

334
00:17:59,525 --> 00:18:05,300
‫چهار برنده، یعنی خودم، لنس، راب و زک،
‫باید یه تصمیم خیلی بزرگ بگیریم.

335
00:18:05,403 --> 00:18:08,809
‫اون چهار نفری که قراره برن
‫به مرحله نهایی کیا هستن؟

336
00:18:08,810 --> 00:18:12,884
‫- استرس دارم.
‫- من در مورد ترس‌ هام خیلی رک بودم.

337
00:18:12,885 --> 00:18:14,588
‫من از موش میترسم.

338
00:18:14,655 --> 00:18:16,291
‫ترست رو به کسی گفتی؟

339
00:18:16,324 --> 00:18:20,766
‫من جلوی عنکبوت و مار خیلی بزدلم.

340
00:18:20,767 --> 00:18:22,302
‫- درسته. منم همین‌طور.
‫- آره.

341
00:18:22,303 --> 00:18:24,441
‫راستش حتی نمیتونم بهش فکر کنم.

342
00:18:24,509 --> 00:18:27,813
‫وقتی کوچیک بودم،
‫برای تولدم یه مار خواستم.

343
00:18:27,814 --> 00:18:30,887
‫پدر و مادرم خواسته‌م رو برآورده کردن.
‫یه مار صورتی برام گرفتن.

344
00:18:30,888 --> 00:18:35,000
‫ولی دقیقاً توی جشن تولدم،
‫ماره دستم رو نیش زد.

345
00:18:35,029 --> 00:18:37,567
‫و از اون موقع به بعد،
‫از مارها متنفر شدم.

346
00:18:37,568 --> 00:18:39,904
‫باورم نمی‌شه به این زودی
‫یکی داره میره خونه.

347
00:18:39,905 --> 00:18:41,543
‫این واقعاً بهم استرس میده.

348
00:18:41,576 --> 00:18:45,550
‫اینکه منم بخشی از این تصمیم‌ گیری ام،
‫بهم استرس میده، میدونی؟

349
00:18:45,584 --> 00:18:47,520
‫توی زندگی روزمره‌م به عنوان
‫یه مهماندار هواپیمای بین‌ المللی...

350
00:18:47,521 --> 00:18:51,327
‫با انواع و اقسام آدم‌ ها،
‫از پیشینه‌‌های مختلف معاشرت میکنم...

351
00:18:51,328 --> 00:18:56,400
‫و مثل یه اسفنج اطلاعات رو جذب میکنم،
‫و آماده‌م تا در بهترین زمان ازشون استفاده کنم.

352
00:18:56,438 --> 00:18:59,545
‫کریستن بهمون گفت که از مار میترسه.

353
00:18:59,578 --> 00:19:01,848
‫و جیلین هم از موش میترسه.

354
00:19:01,849 --> 00:19:05,122
‫نمیدونم این چیزی هست
‫که لازم باشه بدونم یا نه...

355
00:19:05,123 --> 00:19:10,064
‫ولی اگه برای مرحله نهایی به یه قربانی
‫نیاز داشته باشیم، گزینه‌ هایی دارم.

356
00:19:10,065 --> 00:19:11,735
‫این همون چیزیه که براش ثبت‌ نام کردیم.

357
00:19:11,736 --> 00:19:15,510
‫روبرو شدن با ترس‌ ها.
‫بازی استراتژی اجتماعی.

358
00:19:15,577 --> 00:19:18,616
‫آماده‌م که از پشت خنجر بزنم،
‫حساب چند نفر رو برسم...

359
00:19:18,650 --> 00:19:20,720
‫و بعداً با عواقبش روبرو بشم.

360
00:19:27,100 --> 00:19:30,472
‫صبح بخیر.
‫صبح بخیر.

361
00:19:30,473 --> 00:19:33,513
‫- پنکیک دوست داری یا وافل؟
‫- انتخاب سختیه.

362
00:19:33,579 --> 00:19:35,717
‫واقعاً سوال سختیه. پنکیک.

363
00:19:35,784 --> 00:19:38,321
‫منم همین‌طور.

364
00:19:38,355 --> 00:19:39,957
‫واقعاً یه جورایی باهات حال میکنم.

365
00:19:39,958 --> 00:19:41,093
‫چون من از مامانت بزرگ ترم.

366
00:19:41,094 --> 00:19:42,463
‫چون تو مثل مامانمی.

367
00:19:42,497 --> 00:19:44,535
‫دارم حسابی عرق میریزم، پس...

368
00:19:44,602 --> 00:19:47,273
‫- داریم انجامش میدیم دختر.
‫- جیلین خیلی باحال به نظر میرسه.

369
00:19:47,306 --> 00:19:51,648
‫اون بانمکه. یه جوری نگاهم می‌کنه که
‫انگار چشم‌های مظلوم یه توله‌ سگ رو داره.

370
00:19:51,649 --> 00:19:53,820
‫و این نقطه ضعف بزرگ منه.

371
00:19:53,854 --> 00:19:55,957
‫اوه! چه قدرتی.

372
00:19:55,991 --> 00:19:59,699
‫- خب.
‫- این چیه؟

373
00:19:59,766 --> 00:20:01,569
‫- وای، خدای من.
‫- اوه، داره اسکات میزنه.

374
00:20:01,636 --> 00:20:03,639
‫میدونی که اون داره
‫از تک‌ تک لحظاتش لذت می‌بره.

375
00:20:03,640 --> 00:20:05,509
‫همین الان میتونم تپش قلبم رو حس کنم.

376
00:20:05,510 --> 00:20:08,114
‫راب قطعاً بهم حس داره.

377
00:20:08,115 --> 00:20:10,086
‫و منم فکر میکنم اون واقعاً باحاله.

378
00:20:10,119 --> 00:20:12,424
‫تو میتونی دختر.
‫بدو، چهار.

379
00:20:12,490 --> 00:20:19,600
‫ولی در ضمن، اون برنده چالش ما بود،
‫پس قطعاً میتونم یکم براش دلبری کنم.

380
00:20:19,638 --> 00:20:23,000
‫میدونی، این یه جورایی به نفع منه.

381
00:20:24,000 --> 00:20:25,000
.ماهیچه ساق پام یه جورایی درد می‌کنه

382
00:20:25,000 --> 00:20:26,000
.احتمالاً نیاز به ماساژ داره

383
00:20:26,000 --> 00:20:27,000
چرا؟ داری پیشنهاد میدی؟

384
00:20:27,000 --> 00:20:28,000
.میتونه انجام بشه

385
00:20:28,590 --> 00:20:32,964
‫به نظرم راب یه آدم هالوئه،
‫و جیلین هم مثل لجن کف استخره...

386
00:20:32,965 --> 00:20:36,506
‫که میتونه به هر کسی بچسبه،
‫و روی هر چیزی رشد کنه.

387
00:20:36,539 --> 00:20:39,010
‫اون انگار خیلی تابلوئه،
‫و من از این خوشم نمیاد.

388
00:20:43,953 --> 00:20:46,024
‫بلیک، باید از زندگی عشقیت برامون بگی.

389
00:20:46,025 --> 00:20:49,130
‫اوه، باشه.
‫خب، اوم، من همجنسگرام.

390
00:20:49,163 --> 00:20:50,166
‫- ایول.
‫- سلام.

391
00:20:50,199 --> 00:20:52,035
‫وایسا. تو هم همجنسگرایی؟

392
00:20:52,036 --> 00:20:53,840
‫باشه، باشه.
‫من نمیخواستم...

393
00:20:53,873 --> 00:20:58,616
‫من توی ۳۶ سالگی، تا حالا توی رابطه نبودم.
‫اصلاً هم دنبالش نیستم.

394
00:20:58,683 --> 00:21:01,588
‫بلیک دقیقاً فازِ «شلدون جوان» رو میده.

395
00:21:01,589 --> 00:21:04,962
‫اون کسیه که احتمالاً بتونم
‫توی این بازی باهاش کار کنم.

396
00:21:04,995 --> 00:21:08,435
‫اتحاد و تعداد بالا،
‫پادشاه رو به تاج و تخت میرسونه.

397
00:21:08,503 --> 00:21:12,578
‫- کی یوگا درس میده؟
‫- من آکروبات درس میدم،
‫چون تشویق‌ کننده «ان‌ اف‌ ال» بودم.

398
00:21:12,611 --> 00:21:14,414
‫- برای کی؟
‫- برای تیم «کارولینا پنترز».

399
00:21:14,447 --> 00:21:15,382
‫خالی نبند!
‫نه، نبودی.

400
00:21:15,617 --> 00:21:19,189
‫و بعدش هم برای «آریزونا کاردینالز»،
‫یعنی برای دو تا تیم.

401
00:21:23,600 --> 00:21:25,002
‫خب، الان اینجاییم.
‫دیگه خودمونیم و خودمون.

402
00:21:25,035 --> 00:21:27,373
‫دیگه اون همه آدم اونجا نیستن،
‫که به حرف هامون گوش بدن.

403
00:21:27,406 --> 00:21:29,476
‫- درسته.
‫- اون دختری که داشتی اینجا باهاش اسکات میزدی؟

404
00:21:29,477 --> 00:21:31,615
‫- مگه چیه؟
‫- داره برات تله عسلی می‌ذاره.

405
00:21:31,616 --> 00:21:33,485
‫- فکر میکنی داره برام تله عسلی می‌ذاره؟
‫- آره.

406
00:21:33,519 --> 00:21:35,623
‫- پسر، شک نکن داره برات تله عسلی می‌ذاره.
‫- حالا می‌بینیم.

407
00:21:35,624 --> 00:21:37,760
‫میخواد خودش رو توی دلت جا کنه،
‫تا به حذف شدنش رای ندی.

408
00:21:37,761 --> 00:21:40,132
‫- فقط چون خوشگله.
‫- و تو هم عاشقش میشی.

409
00:21:40,199 --> 00:21:41,768
‫«آره، نمیتونم به حذف شدنش رای بدم.»

410
00:21:41,769 --> 00:21:43,840
‫- دخترها توی این کار استادن.
‫- من هیچ‌ وقت همچین کاری نمیکنم.

411
00:21:43,873 --> 00:21:45,944
‫- همه همین رو میگن.
‫- برام مهم نیست.

412
00:21:46,700 --> 00:21:51,700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

413
00:21:52,524 --> 00:21:53,291
‫- بیا تو!
‫- اوه.

414
00:21:53,492 --> 00:21:55,630
‫- قراره چی بشه؟
‫-‌ها ها!

415
00:21:55,631 --> 00:21:57,199
‫سلام!

416
00:21:57,232 --> 00:22:00,105
‫جانی! اون اینجاست!
‫وای، خدای من!

417
00:22:00,138 --> 00:22:03,680
‫اوه، نه.
‫این اصلاً نمیتونه خوب باشه.

418
00:22:03,746 --> 00:22:06,117
‫برای مرحله نهایی خیلی استرس دارم.

419
00:22:06,151 --> 00:22:07,921
‫- اوه، نه!
‫- اوه، نه.

420
00:22:07,954 --> 00:22:16,500
‫خیلی خب، راب، زک، لنس، تایلر،
‫شما اولین چالش ما رو بردید.

421
00:22:16,506 --> 00:22:21,114
‫پس به یه بخش ویژه توی «خانه ترس»
‫دسترسی پیدا میکنید.

422
00:22:23,151 --> 00:22:25,121
‫ما بهش میگیم «اتاق نگاه اول».

423
00:22:25,122 --> 00:22:28,060
‫- اوه.
‫- وای.

424
00:22:28,061 --> 00:22:32,003
‫پشت این درها،
‫قراره شبیه‌ سازی مرحله نهایی رو ببینید.

425
00:22:36,144 --> 00:22:43,000
‫شما چهار نفر این قدرت رو به دست آوردید که
‫چهار نفر رو برای شرکت در چالش حذف انتخاب کنید...

426
00:22:43,058 --> 00:22:47,365
‫جایی که یکی از اونا به خونه میره،
‫و دیگه به بازی برنمیگرده.

427
00:22:47,366 --> 00:22:51,006
‫حالا، هدف این ویدیو اینه که
‫بهتون کمک کنه روی اهدافتون تمرکز کنید.

428
00:22:51,007 --> 00:22:52,978
‫وای، خدای من.

429
00:22:53,045 --> 00:22:55,516
‫میدونید، شما رفقا چیزهای زیادی
‫درباره ترس‌‌های همدیگه یاد گرفتید.

430
00:22:55,583 --> 00:23:00,959
‫البته اگه همه ترس‌ هاشون رو بگن.
‫بعضی‌‌ها چیزی نمیگن.

431
00:23:00,960 --> 00:23:03,064
‫- بعضی‌‌ها قسم میخورن که نترس هستن.
‫- خیلی خب.

432
00:23:03,098 --> 00:23:06,673
‫این امتیازِ «نگاه اول»،
‫یه تغییر دهنده بزرگ توی بازیه.

433
00:23:06,739 --> 00:23:10,846
‫نباید با این آدم‌‌ها درباره بعضی
‫از ترس‌ هام انقدر صادق می‌بودم.

434
00:23:10,847 --> 00:23:14,300
‫حالا اونا قراره ازش علیه من استفاده کنن،
‫و احتمالاً من رو بفرستن خونه.

435
00:23:14,320 --> 00:23:21,300
‫پس برای اولین بار در تاریخ،
‫لطفاً وارد اتاق «اولین نگاه» بشید.

436
00:23:21,335 --> 00:23:23,272
‫- اوه، من...
‫- وای، خدای من.

437
00:23:23,305 --> 00:23:25,042
‫آره!

438
00:23:25,075 --> 00:23:26,310
‫اوه!

439
00:23:29,885 --> 00:23:32,222
‫واقعاً شبیه یه فیلم ترسناکه.

440
00:23:32,289 --> 00:23:35,596
‫- وای، خدای من!
‫- خیلی ترسناکه.

441
00:23:35,597 --> 00:23:37,868
‫- این دیوونه‌ کننده‌ست.
‫- وقتی داریم تصمیم میگیریم که...

442
00:23:37,901 --> 00:23:42,000
‫کی قراره به «مرحله نهایی» بره،
‫باید فکر کنیم که کی از همه دل‌ نازک‌ تره...

443
00:23:42,009 --> 00:23:44,347
‫یا کی میتونه در اون لحظه،
‫با ترس‌ هاش روبرو بشه.

444
00:23:44,380 --> 00:23:46,652
‫این یه اتفاق سرنوشت‌ ساز توی بازیه.

445
00:23:46,719 --> 00:23:49,223
‫پای جونِ یه نفر در میونه،
‫و ما قدرت زیادی داریم.

446
00:23:49,257 --> 00:23:51,227
‫این حس فیلم «پولترگایست» رو میده.

447
00:23:52,998 --> 00:23:53,967
‫خیلی خب همگی، شروع شد.

448
00:23:59,076 --> 00:24:00,613
.خیلی خب

449
00:24:00,614 --> 00:24:02,449
‫اوه، این داره جالب میشه.

450
00:24:08,964 --> 00:24:10,198
‫اوه.

451
00:24:12,837 --> 00:24:13,973
‫آه! اوه!

452
00:24:14,006 --> 00:24:16,078
‫- اوه، نه.
‫- حشره.

453
00:24:16,111 --> 00:24:18,014
‫- وای.
‫- اوه، نه.

454
00:24:18,081 --> 00:24:20,118
‫- مار؟
‫- خیلی عجیبه.

455
00:24:20,119 --> 00:24:21,487
‫افتضاحه.

456
00:24:24,093 --> 00:24:26,798
‫امکان نداره.

457
00:24:26,799 --> 00:24:28,837
‫- وای خدا. اوه!
‫- من هیجان‌ زده‌م.

458
00:24:28,870 --> 00:24:34,013
‫کریستن از چیزهایی که توی ویدیو دیدیم
‫بیشتر از همه میترسه، مخصوصاً مارها.

459
00:24:34,046 --> 00:24:36,118
‫اگه اون رو توی اون
‫موقعیت سخت قرار بدیم...

460
00:24:36,151 --> 00:24:37,821
‫داریم خودمون رو برای
‫موفقیت آماده میکنیم.

461
00:24:37,887 --> 00:24:40,192
‫- آره.
‫- اون تا حد مرگ میترسه...

462
00:24:40,225 --> 00:24:41,829
‫- و فکر نمیکنم بتونه دووم بیاره.
‫- دقیقاً.

463
00:24:41,896 --> 00:24:44,700
‫میخوام اونا از اون اتاق بیان بیرون،
‫و میخوام ازشون بازجویی کنم.

464
00:24:45,068 --> 00:24:47,574
‫- آره.
‫- میتونی راب رو به حرف بیاری، این رو میدونم.

465
00:24:47,608 --> 00:24:52,683
‫- خنده‌ داره.
‫- نظرتون درباره زن‌‌های این خونه چیه؟

466
00:24:52,684 --> 00:24:54,989
‫- جیلین، از شرش خلاص شو.
‫- اون خیلی ریزه‌ میزه‌ست.

467
00:24:55,055 --> 00:24:57,794
‫- داشت اون بیرون بلندش میکرد و اسکات میزد.
‫- کاملاً درسته.

468
00:24:57,827 --> 00:25:00,699
‫- نذار جثه‌ش گولت بزنه.
‫- میتونیم فقط دخترها رو حذف کنیم.

469
00:25:00,700 --> 00:25:05,000
‫همه میدونن دخترها از مار و عنکبوت میترسن،
‫حشرات موذی، چیزهایی مثل این، میدونی که؟

470
00:25:05,075 --> 00:25:08,315
‫- خب، بزرگ ترین تهدیدها کیا هستن؟
‫- ایثن شکست‌ ناپذیره.

471
00:25:08,382 --> 00:25:10,953
‫ولی بلیک، اون ساکته.
‫آتیش زیر خاکستره.

472
00:25:10,954 --> 00:25:14,092
‫درباره رادنی حرف نزدیم.
‫خیلی نترس به نظر میرسه.

473
00:25:14,093 --> 00:25:15,797
‫واقعاً دارید کاری میکنید همین الان عرق کنم.

474
00:25:15,831 --> 00:25:17,432
‫- می‌بینم که نگران شدی.
‫- دارم استرس میگیرم.

475
00:25:17,433 --> 00:25:20,072
‫- استرس‌ آوره.
‫- این برای من پر از استرسه.

476
00:25:24,113 --> 00:25:25,716
‫خب، خب، خب.

477
00:25:25,717 --> 00:25:29,190
‫- وای، خدای من.
‫- آماده‌ اید؟

478
00:25:29,223 --> 00:25:31,327
‫حشرات.

479
00:25:31,328 --> 00:25:33,833
‫موجودات موذی.

480
00:25:33,866 --> 00:25:36,437
‫- حشرات؟
‫- آره، نظرتون درباره حشرات چیه؟

481
00:25:36,438 --> 00:25:39,510
‫این بدترین کابوس منه.

482
00:25:39,511 --> 00:25:43,051
‫- فقط همین رو میتونید بگی؟
‫- این چیزیه که توافق کردیم بهتون بگیم.

483
00:25:44,487 --> 00:25:46,725
‫دارم میلرزم.
‫سوسک‌‌ها گاز میگیرن.

484
00:25:46,759 --> 00:25:48,228
‫میتونن زیر پوستت تخم گذاری کنن.

485
00:25:51,869 --> 00:25:54,306
‫یه اتفاق وحشتناک قراره بیفته.

486
00:26:01,655 --> 00:26:05,764
‫اگه توی لیست حذف باشم،
‫همینجا میشینم و میترسم.

487
00:26:05,797 --> 00:26:07,100
‫تکلیف‌تون با کسی که انتخاب میکنید روشنه؟

488
00:26:07,467 --> 00:26:12,275
‫لنس، زک، راب و تایلر باید انتخاب کنن
‫که کی به مرحله نهایی بره.

489
00:26:12,276 --> 00:26:16,016
‫میدونم که قراره موجودات و حشرات باشن.

490
00:26:16,017 --> 00:26:19,758
‫پاهام داره از ترس میلرزه.
‫نمیخوام این کار رو انجام بدم.

491
00:26:19,791 --> 00:26:21,226
‫همه حسابی گیج و سردرگمیم.

492
00:26:21,227 --> 00:26:22,262
‫آره، اسمت رو آوردم وسط.

493
00:26:24,902 --> 00:26:27,906
‫- شوخی میکنی! واقعاً؟
‫- ولی آوردم، مگه نه لنس؟

494
00:26:27,907 --> 00:26:30,947
‫- قطعاً آورد.
‫- چرا ازم متنفری؟

495
00:26:31,013 --> 00:26:34,688
‫بعدش گفتم که میتونیم
‫اون رو هم حذف کنیم.

496
00:26:37,192 --> 00:26:39,230
‫- چرا میخوای ما حذف بشیم؟
‫- من نمیخوام کسی حذف بشه.

497
00:26:39,297 --> 00:26:43,070
‫فقط برام خنده‌ داره
‫که اسم بقیه رو بیارم.

498
00:26:43,071 --> 00:26:46,477
‫اون فکر می‌کنه فقط چون من یه تشویق‌ کننده‌م،
‫نمیتونم از پس این کار بر بیام.

499
00:26:46,512 --> 00:26:48,000
‫این یارو اصلاً من رو نمیشناسه.

500
00:26:49,000 --> 00:26:50,000
چرا اون میخواد ما رو حذف کنه؟

501
00:26:50,000 --> 00:26:51,500
‫فکر کنم چون خوشگلیم اینطوری می‌کنه.

502
00:26:52,000 --> 00:26:54,000
.اون از دخترهای ناز متنفره

503
00:26:54,795 --> 00:26:56,000
‫توی فکر و ذکر شما چی میگذره؟

504
00:26:56,000 --> 00:26:57,000
!وایسا، در رو ببند

505
00:26:57,199 --> 00:27:00,500
‫ما فقط میدونیم که زک قراره
‫یکی از ما رو انتخاب کنه.

506
00:27:01,000 --> 00:27:02,000
اون واقعاً من رو عصبی می‌کنه

507
00:27:02,000 --> 00:27:05,000
شما رفقا، اوم، با کسی کار میکنید؟

508
00:27:05,500 --> 00:27:10,959
‫من روغن جادو زدم چون میدونستم،
‫باید یکی رو پیدا کنم که اینجا ازم محافظت کنه.

509
00:27:10,960 --> 00:27:14,366
‫شاید اون راب باشه.
‫شاید روش اثر کرده.

510
00:27:14,367 --> 00:27:16,804
‫میتونیم توافق کنیم که
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم؟

511
00:27:16,805 --> 00:27:18,408
‫- آره.
‫- حله.

512
00:27:26,424 --> 00:27:27,960
‫چرا همه‌مون فقط یه اسم رو نگیم؟

513
00:27:27,961 --> 00:27:31,000
‫- من با بلیک موافقم.
‫- بلیک یه تهدیده.

514
00:27:31,067 --> 00:27:34,406
‫اون خیلی باهوشه.
‫فکر کنم بتونه همه‌مون رو حذف کنه.

515
00:27:34,440 --> 00:27:39,116
‫من شخصاً نمیتونم بهش رأی بدم.

516
00:27:39,150 --> 00:27:41,387
‫برای من، انتخاب بین ایثن و دیداست.

517
00:27:41,388 --> 00:27:44,392
‫اینطوری دو تا کله‌ گنده میرن تو،
‫که برای هیچکدوم‌مون عواقبی نداره.

518
00:27:44,393 --> 00:27:46,463
‫- حرکت هوشمندانه‌ ای نیست.
‫- ایثن احتمالاً برمیگرده.

519
00:27:46,464 --> 00:27:48,969
‫- آره.
‫- از این خوشم نمیاد.

520
00:27:49,003 --> 00:27:50,807
‫میخوایم بلیک رو کاندید کنیم؟

521
00:27:50,840 --> 00:27:54,246
‫- رأی من بلیکه.
‫- شد سه تا.

522
00:27:54,280 --> 00:27:59,123
‫- خب، سه تا رأی برنده‌ست، پس...
‫- تو هم باید مشارکت کنی.

523
00:27:59,157 --> 00:28:01,861
‫من داشتم مشارکت میکردم.
‫هر کاری که کردم بقیه باهاش مخالفت کردن...

524
00:28:01,862 --> 00:28:06,437
‫برای همین دارم به جایی میرسم
‫که دیگه برام اهمیتی...

525
00:28:06,470 --> 00:28:07,540
‫- ردیفی پسر؟
‫- ایثن؟

526
00:28:07,874 --> 00:28:10,345
‫شماها خوبید؟
‫راب، قرار نیست اون نقش رو برای من بازی کنی.

527
00:28:10,378 --> 00:28:12,148
‫من نوچه کوچولوی تو نیستم.

528
00:28:12,149 --> 00:28:16,124
‫من مثل اون بقیه نیستم که ازت میترسن.

529
00:28:16,191 --> 00:28:18,896
‫یه دختر رو بفرستید تو.

530
00:28:18,930 --> 00:28:20,431
‫جِی رو نمیفرستیم.
‫کریس رو هم نمیفرستید.

531
00:28:20,432 --> 00:28:24,005
‫منم میتونم همون کاری رو بکنم
‫که بقیه میکنن.

532
00:28:24,006 --> 00:28:25,610
‫من اینجا نیستم که کسی رو راضی نگه دارم.

533
00:28:25,644 --> 00:28:28,115
‫اومدم تا هوش استراتژیکِ
‫اجتماعیم رو نشون بدم.

534
00:28:28,148 --> 00:28:30,920
‫این مرحله‌ نهایی قراره
‫همه رو انگشت‌ به‌ دهن کنه.

535
00:28:30,987 --> 00:28:34,460
‫میتونیم جِی رو بفرستیم.
‫میخواید به جِیلین رأی بدید؟

536
00:28:40,907 --> 00:28:43,278
‫اینجا همونجاییه که گندِ کار در میاد.

537
00:28:45,082 --> 00:28:48,087
‫- وای، خدای من. باشه.
‫- اوه، اصلاً حرفش هم نزن.

538
00:28:50,694 --> 00:28:52,195
‫- این چیه؟
‫- این دیگه چه صیغه‌ ایه؟

539
00:28:52,196 --> 00:28:55,068
‫پلکسی‌ گلس توی «عامل ترس»،
‫هیچ‌ وقت نشونه‌ خوبی نیست.

540
00:28:55,069 --> 00:28:58,909
‫- تالار مشاهیر؟
‫- اینا چهار تا محفظه‌ پلکسی‌ گلس غول‌ پیکرن...

541
00:28:58,910 --> 00:29:02,500
‫که من به عنوان یه طرفدارِ دو آتیشه‌ «عامل ترس»،
‫میدونم قراره چه اتفاقی بیفته.

542
00:29:02,551 --> 00:29:03,418
‫قراره آدم‌‌ها برن اون تو.

543
00:29:03,686 --> 00:29:05,923
‫موجوداتِ «عامل ترس»،
‫قراره از بالا بیان پایین.

544
00:29:05,924 --> 00:29:08,060
‫نه داداش.
‫روی سر نه.

545
00:29:08,061 --> 00:29:09,930
‫خدایا خواهش میکنم،
‫این کارِ من نیست.

546
00:29:09,931 --> 00:29:12,468
‫- جانی!
‫- جانی!

547
00:29:12,469 --> 00:29:16,144
‫خوش اومدید به جایی که
‫همه چی میتونه تغییر کنه.

548
00:29:16,177 --> 00:29:17,914
‫مرحله‌ نهایی.

549
00:29:17,948 --> 00:29:20,252
‫قراره کارِ یکی از شما رو تموم کنه.

550
00:29:20,319 --> 00:29:25,100
‫حالا، زک و راب، تایلر و لنس،
‫شما چالش اول رو بردید...

551
00:29:25,195 --> 00:29:30,500
‫یعنی بزرگ ترین امتیاز رو به دست آوردید،
‫قدرتِ خیمه‌ شب‌ بازی.

552
00:29:30,540 --> 00:29:37,200
‫- ای بابا.
‫- حالا، شما چهار تا از دوست‌ های
‫سابق‌تون رو برای این چالش انتخاب میکنید.

553
00:29:37,253 --> 00:29:43,500
‫بهش میگیم «تالار مشاهیر» چون شامل
‫بعضی از محبوب‌ ترین‌‌های طرفدارهاست...

554
00:29:45,537 --> 00:29:47,472
‫از سریِ اصلیِ «عامل ترس».

555
00:29:47,540 --> 00:29:49,376
‫- اوه!
‫- آره!

556
00:29:49,377 --> 00:29:52,784
‫و قراره خیلی زود اونا رو
‫توی اینا ملاقات کنید.

557
00:29:52,817 --> 00:29:56,525
‫شما وارد یکی از این اتاقک‌‌ها میشید.

558
00:29:56,558 --> 00:30:00,264
‫و با علامت من،
‫یه سطل روتون خالی میشه.

559
00:30:00,265 --> 00:30:05,209
‫داخلش دو چیز هست :
‫کپسول‌‌ها و موجودات.

560
00:30:05,242 --> 00:30:09,115
‫به هر کدوم از شما،
‫موجودات تصادفی میرسه.

561
00:30:09,116 --> 00:30:12,121
‫حالا، در هر بار ریزش،
‫یه کپسول هست که توش یه کده.

562
00:30:12,122 --> 00:30:15,395
‫اون کد رو پیدا کنید،
‫و توی صفحه‌ کلیدتون وارد کنید.

563
00:30:15,429 --> 00:30:19,169
‫این کار باعث میشه یه سری دیگه
‫از موجودات و کپسول‌‌ها آزاد بشن...

564
00:30:19,236 --> 00:30:23,311
‫که باز هم،
‫فقط یکی از کپسول‌‌ها حاوی کده.

565
00:30:23,378 --> 00:30:27,418
‫این چرخه کپسول و موجودات،
‫در مجموع سه بار تکرار میشه.

566
00:30:27,419 --> 00:30:33,599
‫اولین کسی که هر سه کد رو وارد کنه،
‫فرصت موندن پیدا می‌کنه.

567
00:30:33,632 --> 00:30:39,000
‫اولین کسی که انصراف بده،
‫یا آخرین نفری که توی اتاقکش گیر بیفته...

568
00:30:39,010 --> 00:30:41,447
‫متأسفانه حذف میشه.

569
00:30:41,481 --> 00:30:44,320
‫- وای، خدای من.
‫- وای.

570
00:30:44,387 --> 00:30:47,326
‫برنده‌ ها، لطفاً بیاید اینجا کنار من وایسید.

571
00:30:47,393 --> 00:30:52,036
‫وقتشه تصمیم بگیرید که
‫کی با خطر حذف روبرو بشه.

572
00:30:52,069 --> 00:30:53,437
‫وای، خدای من.
‫خیلی استرس دارم.

573
00:30:53,471 --> 00:30:58,000
‫خدایا، واقعاً امیدوارم بازی اجتماعیم اونقدر
‫خوب بوده باشه که من رو از این وضعیت دور نگه داره.

574
00:30:58,300 --> 00:31:01,700
‫زک، اولین نفری که گروه برای
‫«مرحله نهایی» انتخاب می‌کنه کیه؟

575
00:31:06,264 --> 00:31:08,301
‫دخترِ تشویق‌ کننده.

576
00:31:08,334 --> 00:31:11,641
‫کریستن، میشه بیای وسط، لطفاً؟

577
00:31:11,642 --> 00:31:12,442
‫پسر، دست از سرم بردار.

578
00:31:12,610 --> 00:31:16,000
‫فقط چون اگه توی خیابون از کنارم رد میشدی،
‫حتی نگاهت هم نمیکردم...

579
00:31:16,050 --> 00:31:18,700
‫دلیل نمی‌شه که بخوای من رو هدف قرار بدی.

580
00:31:18,790 --> 00:31:20,458
‫چرا کریستن رو انتخاب کردی؟

581
00:31:20,459 --> 00:31:22,461
‫منظورم اینه که، خب،
‫اون یکم درباره خودش بهمون گفته.

582
00:31:22,462 --> 00:31:25,334
‫اون تشویق‌ کننده "ان‌ اف‌ ال" هست،
‫پس بدنش رو فرمه.

583
00:31:25,335 --> 00:31:28,074
‫این ذهنیت آدم‌‌های حسوده.
‫واقعاً همین‌طوره.

584
00:31:28,075 --> 00:31:28,776
‫اون میتونست یه مرد رو انتخاب کنه...

585
00:31:29,000 --> 00:31:32,500
‫و میتونست به خاطر دخترش خودش رو نشون بده،
‫و نه اینکه دختری رو انتخاب کنه که ترسیده بود.

586
00:31:32,550 --> 00:31:34,554
‫اوه!

587
00:31:34,588 --> 00:31:36,591
‫- ولی...
‫- ایول!

588
00:31:36,625 --> 00:31:40,700
‫دخترش می‌بینه که اون چطور دنبال زن‌‌ها میفته،
‫همونطوری که توی این خونه رفتار کرده.

589
00:31:40,733 --> 00:31:42,436
‫بهش ثابت کن که اشتباه می‌کنه، کریستن.

590
00:31:43,505 --> 00:31:45,600
‫خیلی خب، راب،
‫گروه نفر بعدی رو کی انتخاب می‌کنه؟

591
00:31:45,709 --> 00:31:47,547
‫ما انتخاب کردیم...

592
00:31:50,251 --> 00:31:54,193
‫- ایثن.
‫- اوه، ایثن.

593
00:31:54,226 --> 00:31:57,600
‫- آره.
‫- چرا ایثن رو انتخاب کردید؟

594
00:31:57,634 --> 00:32:00,371
‫- بیا جلو.
‫- چون اون یه رقیب به تمام معناست.

595
00:32:00,372 --> 00:32:02,711
‫- اون یه تهدیده، آره.
‫- من یه تهدیدم. من یه تهدیدم.

596
00:32:02,744 --> 00:32:04,948
‫- قطعاً.
‫- لنس؟

597
00:32:06,685 --> 00:32:08,755
‫رادنی.

598
00:32:08,822 --> 00:32:11,500
‫هنوز خیلی زوده که من برم خونه،
‫ولی من لقمه راحتی نیستم.

599
00:32:11,528 --> 00:32:13,665
‫من اهل بروکلینم.
‫ما به این راحتی‌‌ها نمیمیریم.

600
00:32:13,666 --> 00:32:17,740
‫در حال حاضر، خیلی‌ها دقیقاً
‫از ترس‌‌های تو خبر ندارن...

601
00:32:17,807 --> 00:32:19,308
‫واسه همین نمیدونیم
‫توی چه وضعیتی هستی.

602
00:32:19,309 --> 00:32:20,378
‫باشه.

603
00:32:20,400 --> 00:32:27,727
‫- خیلی خب، تایلر، آخرین نفری که
‫شما چهار نفر انتخاب میکنید کیه؟
‫- ما انتخاب کردیم...

604
00:32:29,263 --> 00:32:34,500
‫جیلین. چون تو یه زن آلفای لعنتی هستی،
‫و چون یه تهدید به حساب میای.

605
00:32:34,641 --> 00:32:37,179
‫و این رو به بهترین شکل ممکن میگم.

606
00:32:37,245 --> 00:32:38,782
‫جیلین، تو از پسش بر میای.

607
00:32:38,849 --> 00:32:41,588
‫وای خدای من، جیلین.

608
00:32:41,655 --> 00:32:45,495
‫الان خیلی شاکی‌ ام.
‫دروغ نمیگم.

609
00:32:45,496 --> 00:32:46,699
‫احساس میکنم غافلگیر شدم.

610
00:32:46,765 --> 00:32:51,074
‫راب کسی بود که با پیشنهاد اتحاد
‫پیش من و کریستن اومد...

611
00:32:51,107 --> 00:32:55,916
‫پس میخوام بدونم از اون موقع تا حالا
‫چی عوض شده، چون اون بهم دروغ گفت.

612
00:32:55,950 --> 00:33:00,892
‫امشب یکی از این چهار نفر به خونه میره.

613
00:33:00,893 --> 00:33:03,631
‫دلم نمیخواد هیچکس حذف بشه.

614
00:33:03,632 --> 00:33:05,101
‫بریم سراغ اتاقک‌ هاتون.

615
00:33:07,172 --> 00:33:09,143
‫اگه امشب من حذف بشم چی؟

616
00:33:09,176 --> 00:33:10,446
‫ممکنه آخر خط باشه، رفیق.
‫ممکنه تموم بشه.

617
00:33:10,479 --> 00:33:13,316
‫واقعاً الان ترسیدم.

618
00:33:13,317 --> 00:33:15,789
‫اصلاً دلم نمیخواد این کار رو انجام بدم.

619
00:33:15,790 --> 00:33:16,924
‫جور دیگه‌ ای نمی‌شه بیانش کرد.

620
00:33:16,925 --> 00:33:18,361
‫این بدترین کابوس منه.

621
00:33:29,183 --> 00:33:30,318
‫خیلی ساده‌ست.

622
00:33:30,351 --> 00:33:33,291
‫از اتاقک فرار کنید،
‫و از حذف شدن نجات پیدا کنید.

623
00:33:33,324 --> 00:33:35,663
‫- وای، خدای من!
‫- راحته. کاری نداره، کاری نداره.

624
00:33:35,697 --> 00:33:38,501
‫- از پسش بر میاید.
‫- آماده؟ برید.

625
00:33:39,705 --> 00:33:40,472
‫اوه، اوه، اوه، اوه.

626
00:33:40,506 --> 00:33:42,643
‫جیرجیرک؟

627
00:33:42,710 --> 00:33:46,685
‫- وای، خدای من. رفقا!
‫- وای خدا، دارم میمیرم.

628
00:33:46,718 --> 00:33:49,323
‫وای، خدای من.

629
00:33:49,357 --> 00:33:53,300
‫دارم دیوونه میشم، ولی باید تمرکز کنم،
‫و به استراتژی فکر کنم، وگرنه حذف میشم.

630
00:33:53,398 --> 00:33:55,969
‫جیرجیرک‌ ها.
‫دارن از سر و کولش بالا میرن، پسر.

631
00:33:55,970 --> 00:34:00,111
‫اوه! این جیرجیرک‌‌ها خیلی رو اعصابن!

632
00:34:00,144 --> 00:34:04,554
‫ترسیدم، و عصبانی ام که من رو
‫توی این موقعیت قرار دادن.

633
00:34:04,555 --> 00:34:08,500
‫ولی مصمم هستم،
‫و کاری که باید انجام بدم رو انجام میدم.

634
00:34:08,529 --> 00:34:11,700
‫خب، حالا نوبت موجودات موذی رسیده.

635
00:34:11,701 --> 00:34:13,672
‫به هر کدومتون یه چیز متفاوت میرسه.

636
00:34:13,739 --> 00:34:16,945
‫- جیلین، اینم چند تا موش برای تو.
‫- وای، خدای من!

637
00:34:16,978 --> 00:34:19,382
‫- خواهش میکنم.
‫- وای، خدای من!

638
00:34:19,383 --> 00:34:21,988
‫ایثن، مال تو کبوتره.

639
00:34:21,989 --> 00:34:25,361
‫- ایثن! داداش!
‫- رادنی، به تو مارمولک میرسه.

640
00:34:25,395 --> 00:34:27,398
‫- وای، خدای من!
‫- نه، نه، نه، نه!

641
00:34:27,399 --> 00:34:29,536
‫- نه، نه، نه!
‫- و کریستن...

642
00:34:29,537 --> 00:34:34,380
‫- برای تو مار داریم.
‫- وای، خدای من! وای، خدای من.

643
00:34:36,417 --> 00:34:37,954
‫- وای، خدای من.
‫- میخوام بیام بیرون.

644
00:34:37,987 --> 00:34:38,555
‫میخوام بیام بیرون.
‫میخوام بیام بیرون.

645
00:34:38,789 --> 00:34:41,628
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- تو میتونی!

646
00:34:41,662 --> 00:34:42,863
‫- خواهش میکنم من رو بیارید بیرون.
‫- تو میتونی.

647
00:34:42,864 --> 00:34:44,265
‫آآآه!

648
00:34:44,266 --> 00:34:46,871
‫- وای، خدای من.
‫- نه. نه، نه، نه، نه، نه!

649
00:34:46,872 --> 00:34:49,376
‫- تو میتونی.
‫- اون میخواد بیاد بیرون!

650
00:34:49,410 --> 00:34:51,680
‫- نه، نه، نه!
‫- بمون. نه، نه. بمون.

651
00:34:51,681 --> 00:34:54,285
‫خیلی خب، کپسول‌‌ها دارن میان.

652
00:34:54,286 --> 00:34:55,690
‫جدی؟
‫جدی؟

653
00:34:55,700 --> 00:35:00,567
‫توی یکی‌شون اولین کد از سه تا کد هست،
‫که برای بیرون اومدن لازم دارید.

654
00:35:00,600 --> 00:35:03,673
‫- رفقا، من نمیتونم.
‫- تو از پسش بر میای!

655
00:35:03,706 --> 00:35:07,612
‫- تو میتونی. تو میتونی.
‫- وای، خدای من.

656
00:35:07,613 --> 00:35:08,815
‫وای خدای من! بمون!

657
00:35:08,816 --> 00:35:12,455
‫تنها چیزی که می‌بینم دوست هام هستن،
‫که دارن تشویقم میکنن.

658
00:35:12,523 --> 00:35:14,326
‫- پس ادامه میدم.
‫- آره، توپ. توپ.

659
00:35:14,393 --> 00:35:17,900
‫توی این لحظه با خودم میگم :
‫«زودتر تمومش کن.»

660
00:35:17,901 --> 00:35:20,739
‫تو میتونی.
‫رادنی! رادنی!

661
00:35:22,042 --> 00:35:24,413
‫با اون مارمولک‌‌ها نگاهش کن!

662
00:35:24,446 --> 00:35:27,419
‫جکوها و مارمولک‌ ها،
‫دارن روی چشمم میخزن.

663
00:35:27,452 --> 00:35:32,000
‫- وای، خدای من.
‫- و تنها فکرم اینه که خواهش میکنم
‫نرید توی دماغم یا توی گوشم.

664
00:35:32,095 --> 00:35:35,334
‫تو میتونی.
‫تو میتونی. یالا!

665
00:35:35,335 --> 00:35:37,573
‫رادنی اولین کدش رو پیدا کرد.

666
00:35:37,606 --> 00:35:40,613
‫خیلی خب،
‫یه سطل دیگه هم خالی شد.

667
00:35:42,550 --> 00:35:45,889
‫- ایول! برو بریم!
‫- توپ‌‌های سیاه رو بردار.

668
00:35:45,923 --> 00:35:48,695
‫من از موش‌‌ها میترسم، ولی...

669
00:35:48,762 --> 00:35:50,732
‫نمیتونم بازش کنم!

670
00:35:50,733 --> 00:35:53,337
‫فقط دارم سعی میکنم اون کد رو
‫تا جایی که میتونم سریع پیدا کنم،

671
00:35:53,338 --> 00:35:55,074
‫چون میخوام توی این مسابقه بمونم.

672
00:35:55,075 --> 00:35:56,342
‫۱۲!

673
00:35:56,343 --> 00:35:58,280
‫جیلین اولین کدش رو پیدا کرد.

674
00:36:00,085 --> 00:36:01,354
‫وای، خدای من!

675
00:36:01,387 --> 00:36:05,395
‫خوشحالم که امشب توی
‫این مرحله نهایی نیستم.

676
00:36:05,462 --> 00:36:08,768
‫- دومین سطل برای جیلین.
‫- فقط نفس بکش.

677
00:36:08,769 --> 00:36:11,373
‫نفس بکش! بهش نگاه نکن.
‫فقط نفس بکش.

678
00:36:11,440 --> 00:36:13,076
‫برش دار. تو میتونی. نگاه نکن!

679
00:36:13,077 --> 00:36:14,747
‫نگاه نکنم؟
‫همه جا هستن!

680
00:36:14,748 --> 00:36:17,687
‫اون یکی رو ببین که داره
‫از دیواره بالا میره، پسر!

681
00:36:17,720 --> 00:36:19,489
‫اوه، آره! اوه!

682
00:36:19,524 --> 00:36:21,594
‫زک الان داره واقعاً بدجنس‌ بازی در میاره.

683
00:36:21,628 --> 00:36:23,464
‫بیخیال زک،
‫اصلاً کار قشنگی نیست.

684
00:36:23,498 --> 00:36:25,101
‫اون یکی الانه که بهش برسه، پسر.

685
00:36:25,102 --> 00:36:27,439
‫- داداش.
‫- پسر، ایثن رو ببین!

686
00:36:27,472 --> 00:36:31,380
‫- وای، خدای من!
‫- حس میکنم مثل یه دیوونه دارم
‫سعی میکنم از این جعبه بیام بیرون.

687
00:36:31,381 --> 00:36:34,419
‫اصلاً نمیخوام امشب برم خونه.

688
00:36:34,486 --> 00:36:37,560
‫ایثن اولین کدش رو پیدا کرد.

689
00:36:37,627 --> 00:36:39,564
‫بفرما، اینم از موجودات
‫دوست‌ داشتنیِ بیشتر برای تو.

690
00:36:39,631 --> 00:36:42,535
‫- وای، خدای من!
‫- سطل دوم خالی شد.

691
00:36:42,536 --> 00:36:46,110
‫کریستن، تو میتونی.
‫از پسش بر میای دختر.

692
00:36:46,143 --> 00:36:48,616
‫جیلین دومین کدش رو پیدا کرد.

693
00:36:50,820 --> 00:36:53,991
‫- یه نفس عمیق بکش.
‫- سطل سوم.

694
00:36:53,992 --> 00:36:55,495
‫جیلین الان جلوتر از بقیه‌ست.

695
00:36:55,529 --> 00:36:59,670
‫- داره میره سمت کمرش!
‫- وای، خدای من!

696
00:36:59,671 --> 00:37:02,944
‫وای خدای من. دارم دیوونه میشم.
‫انگار کل بدنم داره میخاره.

697
00:37:02,977 --> 00:37:05,516
‫- داری عالی پیش میری.
‫- داری انجامش میدی! کارت خوبه!

698
00:37:05,549 --> 00:37:09,891
‫- وای، خدای من!
‫- کریستن اولین کدش رو پیدا کرد. داره انجامش میده!

699
00:37:09,924 --> 00:37:11,159
‫باریکلا، کریستن!

700
00:37:11,160 --> 00:37:14,332
‫رفقا؟ آآآه!

701
00:37:16,972 --> 00:37:19,844
‫- رفقا؟
‫- زود باش.

702
00:37:22,550 --> 00:37:25,755
‫ایثن حالا کد دومش رو داره.
‫فقط یکی مونده.

703
00:37:25,756 --> 00:37:27,660
‫آره، زود باش.
‫بیا جلو.

704
00:37:28,696 --> 00:37:30,933
‫- رادنی کد دومش رو گرفت.
‫- رادنی!

705
00:37:30,999 --> 00:37:33,436
‫- رقابت نزدیکه.
‫- زود باش!

706
00:37:33,437 --> 00:37:37,178
‫جیلین! موش‌‌ها روی گردنت هستن.

707
00:37:37,179 --> 00:37:38,950
‫ولی فقط یه عدد دیگه و آزاد میشی.

708
00:37:39,016 --> 00:37:40,953
‫نمیتونم توپ رو پیدا کنم!

709
00:37:44,460 --> 00:37:46,965
‫رادنی کد سومش رو گرفت.
‫داره میاد بیرون.

710
00:37:47,032 --> 00:37:49,571
‫رادنی از حذف شدن در امان موند.

711
00:37:49,604 --> 00:37:53,443
‫- کارت خوب بود!
‫- اوه، آره لعنتی! بزن بریم، بزن بریم.

712
00:37:53,444 --> 00:37:56,618
‫من در امانم. اومدم که بازی کنم.
‫اینا باید حواسشون رو جمع کنن.

713
00:37:56,685 --> 00:37:58,922
‫نه.

714
00:37:59,858 --> 00:38:02,362
‫جیلین هنوز دنبال اون کد سوم میگرده.

715
00:38:03,665 --> 00:38:05,736
‫اینجاست. ۸۳.

716
00:38:05,770 --> 00:38:08,474
‫ایثن کد سومش رو گرفت!
‫اون آزاده.

717
00:38:08,475 --> 00:38:11,648
‫- آره، ایثن، زود باش!
‫- ایثن اومد بیرون! ایثن!

718
00:38:11,714 --> 00:38:13,618
‫من از حذف شدن در امانم.

719
00:38:13,619 --> 00:38:15,889
‫- حالا رقابت بین جیلین و کریستنه.
‫- رفقا؟

720
00:38:15,890 --> 00:38:18,026
‫اوضاع خیلی آشفته‌ست.

721
00:38:18,027 --> 00:38:21,900
‫کریستن باید اون کد دوم رو پیدا کنه،
‫ولی داره به سختی تلاش می‌کنه.

722
00:38:21,901 --> 00:38:24,641
‫کریستن، توپ رو بردار!

723
00:38:24,708 --> 00:38:25,843
‫- تو میتونی!
‫- زود باش! زود باش!

724
00:38:25,910 --> 00:38:26,845
‫فقط یه توپ دیگه!

725
00:38:26,912 --> 00:38:28,849
‫نه.

726
00:38:28,916 --> 00:38:30,887
‫خواهش میکنم!
‫کجاست؟

727
00:38:30,920 --> 00:38:34,760
‫اون یکی رو اونجا ببین پسر.
‫داره میاد.

728
00:38:34,761 --> 00:38:39,600
‫زک دقیقاً بیرونِ جعبه کریستنه،
‫و داره مسخره‌ش می‌کنه...

729
00:38:39,637 --> 00:38:44,500
‫و با این کارش استرس اون رو حتی بیشتر می‌کنه،
‫طوری که حتی نمیتونه روی کارش تمرکز کنه.

730
00:38:44,547 --> 00:38:47,787
‫اون قطعاً داره میاد
‫که بگیرتش پسر. اوه!

731
00:38:47,820 --> 00:38:50,793
‫این رو از جلوی چشمم دور کن.

732
00:38:50,827 --> 00:38:54,701
‫در حال حاضر فقط حس میکنم
‫کلی خشم توی بدنم جمع شده.

733
00:38:54,768 --> 00:38:57,807
‫خیلی عصبانی ام که توی
‫این موقعیت قرار گرفتم.

734
00:38:57,840 --> 00:38:58,842
‫اوه!

735
00:38:59,911 --> 00:39:01,714
‫بگرد، به گشتن ادامه بده.

736
00:39:06,758 --> 00:39:08,929
‫حالا رقابت بین جیلین و کریستنه.

737
00:39:08,962 --> 00:39:12,703
‫- اوه، اوضاع خیلی آشفته‌ست.
‫- خواهش میکنم! کجاست؟

738
00:39:12,770 --> 00:39:15,074
‫- ادامه بده جیلین.
‫- اونا دارن...

739
00:39:15,075 --> 00:39:19,149
‫- فقط یه توپ دیگه.
‫- موش‌‌ها دارن همه جا جیش و پی‌ پی میکنن.

740
00:39:19,183 --> 00:39:20,552
‫این دیگه چه کوفتیه؟

741
00:39:20,553 --> 00:39:24,559
‫ای وای من! رفقا!

742
00:39:24,560 --> 00:39:27,966
‫مارها دور کپسول‌‌ها جمع شدن...

743
00:39:27,967 --> 00:39:32,844
‫پس مجبورم دستم رو لای توده‌ ای از مارها ببرم،
‫تا کپسول‌‌ها رو بردارم.

744
00:39:32,911 --> 00:39:35,548
‫- وو! اوه، هو، هو، هو!
‫- نه!

745
00:39:35,549 --> 00:39:36,316
‫- هه.
‫- نه!

746
00:39:36,483 --> 00:39:39,556
‫- کریستن، تو میتونی.
‫- نه، نه، نه!

747
00:39:39,557 --> 00:39:42,294
‫خواهش میکنم مارها رو از من دور کنید.

748
00:39:42,295 --> 00:39:44,700
‫آه! وایسا، داره فیس‌ فیس می‌کنه.
‫داره فیس‌ فیس می‌کنه.

749
00:39:44,734 --> 00:39:47,973
‫- اوه!
‫- میترسم. میخوام بیام بیرون.

750
00:39:48,007 --> 00:39:51,714
‫دیگه نمیتونم ادامه بدم.
‫این بزرگ ترین ترس منه.

751
00:39:51,715 --> 00:39:53,183
‫ترجیح میدم برم خونه.

752
00:39:53,184 --> 00:39:54,153
‫- آه!
‫- باید انصراف بدم.

753
00:39:54,420 --> 00:39:58,561
‫- لطفاً من رو از اینجا بیارید بیرون.
‫- اوه، وای. کریستن داره انصراف میده.

754
00:39:58,595 --> 00:39:59,830
‫- کارش تمومه.
‫- تموم شد.

755
00:39:59,864 --> 00:40:01,901
‫- آآآه!
‫- خوبی. طوری نیست.

756
00:40:01,968 --> 00:40:04,707
‫تموم شد!

757
00:40:04,741 --> 00:40:08,081
‫کریستن انصراف داد،
‫پس من میمونم.

758
00:40:08,147 --> 00:40:10,552
‫واقعاً خیالم راحت شد.

759
00:40:10,586 --> 00:40:12,824
‫نه، واقعاً افتضاح بود.

760
00:40:12,857 --> 00:40:15,563
‫جدی میگم، اصلاً شوخی نمیکنم.
‫وحشتناک بود.

761
00:40:15,596 --> 00:40:18,835
‫فکر کنم میتونستم بیشتر دووم بیارم،
‫ولی اشکالی نداره.

762
00:40:18,868 --> 00:40:21,841
‫به هر حال به ترسم غلبه کردم،
‫و اینه که ارزش داره.

763
00:40:21,875 --> 00:40:24,613
‫کریستن، تو تصمیم گرفتی
‫از محفظه‌ت بیای بیرون...

764
00:40:24,614 --> 00:40:27,887
‫پس این پایان بازی برای توئه.

765
00:40:27,920 --> 00:40:32,161
‫متأسفانه برای تو،
‫ترس واقعاً یه عامل تعیین‌ کننده بود.

766
00:40:32,162 --> 00:40:36,637
‫- همگی باهاش خداحافظی کنید.
‫- خیلی ناراحتم.

767
00:40:36,638 --> 00:40:38,140
‫باید برم.
‫باید برم.

768
00:40:38,141 --> 00:40:43,350
‫اینکه میدونم این‌ همه مدت توی
‫جعبه‌ ای پر از مار دووم آوردم...

769
00:40:43,351 --> 00:40:45,589
‫باعث میشه به خودم افتخار کنم.

770
00:40:45,623 --> 00:40:51,600
‫- موفق باشی.
‫- چیزی که یاد گرفتم اینه که مار واقعی خودِ زکریه.

771
00:40:53,071 --> 00:40:56,244
‫امیدوارم دیگه هیچ‌ وقت
‫چشمم به قیافه زکری نیفته.

772
00:40:56,277 --> 00:40:58,781
‫- هیچ وقت.
‫- خداحافظ، کریستن!

773
00:40:58,782 --> 00:41:00,786
‫به خاطر من تمرین رقصت رو ادامه بده!

774
00:41:00,819 --> 00:41:03,500
‫- دمت گرم کریستن!
‫- هووو!

775
00:41:09,000 --> 00:41:12,374
‫- زک، فکر میکردی اینطوری بشه که...؟
‫- اوه، آره.

776
00:41:12,375 --> 00:41:13,043
‫فکر میکردی اینطوری پیش بره؟

777
00:41:13,277 --> 00:41:14,500
‫آره، میدونستم اون همینقدر ضعیفه.

778
00:41:14,600 --> 00:41:15,600
‫- فکر نمیکردم اینطوری بشه.
‫- کارش تمومه!

779
00:41:15,682 --> 00:41:18,922
‫- با خودم گفتم «اون دیگه رفتنیه».
‫- وای، خدای من.

780
00:41:18,955 --> 00:41:21,927
‫- اون اصلاً روح نداره.
‫- دقیقاً.

781
00:41:21,928 --> 00:41:24,799
‫«عامل ترس» قرار نیست آسون باشه.

782
00:41:24,800 --> 00:41:29,811
‫فقط یادتون باشه، کسی که باهاش در افتادید،
‫ممکنه بعداً براتون عواقب داشته باشه.

783
00:41:29,844 --> 00:41:35,121
‫خب، تبریک میگم که این بار
‫با ترس‌ هاتون روبرو شدید.

784
00:41:35,154 --> 00:41:39,900
‫برگردید به «خانه‌ ترس»،
‫و برای چالش فردا آماده بشید...

785
00:41:39,964 --> 00:41:43,103
‫چون قراره حسابی سخت،
‫و غافلگیر کننده باشه.

786
00:41:43,104 --> 00:41:48,000
‫نمیدونم «عامل ترس» چی توی چنته داره،
‫ولی خدایا، خودت کمکم کن.

787
00:41:48,114 --> 00:41:51,821
‫وای خدای من.
‫قراره دیوونه‌ وار باشه.

788
00:41:51,854 --> 00:41:55,294
‫جانی دیگه چه نقشه‌ ای برامون کشیده؟

789
00:41:58,234 --> 00:42:01,305
‫این فصل در «عامل ترس : خانه‌ ترس».

790
00:42:03,310 --> 00:42:05,081
‫این برای من یه کابوسه.

791
00:42:07,018 --> 00:42:10,057
‫من هیچ‌ وقت برای نقشه‌ هایی
‫که جانی کشیده، آماده نیستم.

792
00:42:11,059 --> 00:42:13,699
‫اوضاع قراره خیلی بدتر بشه.

793
00:42:13,732 --> 00:42:17,673
‫به «حراج درد» خوش اومدید!

794
00:42:17,707 --> 00:42:20,946
‫- آخ!
‫- برای خوش‌ شانسی، پنج تا سوزن آخری رو لیس زدم.

795
00:42:20,979 --> 00:42:24,887
‫- آخ!
‫- خون خوک و سیرابی گاو.

796
00:42:24,954 --> 00:42:27,192
‫اگه توی لیوان بالا آوردی،
‫باید همش رو تا ته بخوری.

797
00:42:28,261 --> 00:42:29,729
‫نمیتونم، نمیتونم،
‫نمیتونم، نمیتونم.

798
00:42:32,469 --> 00:42:33,705
‫ما یه خانواده نیستیم.

799
00:42:33,738 --> 00:42:35,007
‫همه‌مون داریم برای
‫۲۰۰ هزار دلار رقابت میکنیم.

800
00:42:35,041 --> 00:42:37,144
‫- وای، خدای من!
‫- اصلاً برام مهم...

801
00:42:37,145 --> 00:42:42,022
‫- من تشنه‌ خونم.
‫- توی همچین رقابتی نباید به هیچکس اعتماد کنی.

802
00:42:42,055 --> 00:42:45,227
‫- استراتژیت چیه، ایثن؟
‫- دوست رو نزدیک نگه دار، دشمن رو نزدیک‌ تر.

803
00:42:45,228 --> 00:42:47,164
‫- آخ!
‫- اشکالی نداره.

804
00:42:47,200 --> 00:42:52,910
‫- من با تمام وجودم تلاش میکنم تا مطمئن بشم
‫که تو در نهایت با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا نمیری.
‫- وقت کاره، دیوا.

805
00:42:52,977 --> 00:42:55,147
‫منم کارم رو میکنم، دیوا.
‫آرزوته که جای من باشی، عزیزم.

806
00:42:55,148 --> 00:43:00,800
‫وای! این چالش‌‌ها میتونن مریضت کنن،
‫و حتی میتونن به کشتنت بدن.

807
00:43:00,893 --> 00:43:02,495
‫میشه یه پزشک بیاد؟

808
00:43:02,496 --> 00:43:06,871
‫حالش خوبه؟

809
00:43:06,905 --> 00:43:08,000
‫وای، خدای من.

810
00:43:08,500 --> 00:43:28,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
