1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:33,310 --> 00:01:35,690
‫‫بالاخره بهار از راه رسید.

3
00:01:44,230 --> 00:01:45,940
‫‫هی، نصفش کردی!

4
00:01:45,940 --> 00:01:46,850
‫‫عه؟

5
00:01:46,850 --> 00:01:48,980
‫به همین زودی خسته شدی؟

6
00:01:48,980 --> 00:01:50,150
‫‫چی‌میگی؟ تازه دارم گرم میشم!

7
00:01:50,150 --> 00:01:51,020
‫‫ادامه بده!

8
00:01:51,020 --> 00:01:53,100
‫‫ادامه بده!

9
00:01:51,020 --> 00:01:53,100
‫‫همه حسابی دارن تلاش می‌کنن.

10
00:01:53,100 --> 00:01:54,310
‫‫ادامه بده!

11
00:01:54,480 --> 00:01:57,350
‫‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

12
00:02:00,900 --> 00:02:04,850
‫‫با این ضعفتون، دارید آبروی
‫‫‫قلمرو شیاطین رو می‌برید!

13
00:02:04,850 --> 00:02:06,060
‫‫ده دور دیگه مونده!

14
00:02:06,060 --> 00:02:07,270
‫‫چی؟!

15
00:02:08,350 --> 00:02:09,730
‫‫حسابی دارن سنگ تموم می‌ذارن.

16
00:02:09,730 --> 00:02:12,480
‫‫خب، نظم باعث طراوت می‌شه.

17
00:02:12,850 --> 00:02:15,270
‫‫چرا همه دارن ورزش می‌کنن؟

18
00:02:15,270 --> 00:02:17,690
‫‫معلومه، برای مسابقه هنرهای رزمی.

19
00:02:17,690 --> 00:02:20,190
‫‫حتی دخترهای دفتر دهیاری هم
‫‫‫شرکت می‌کنن؟

20
00:02:20,350 --> 00:02:24,020
‫کارمندان دهکده

21
00:02:20,730 --> 00:02:23,770
‫‫اصلاً بهشون نمی‌خوره اهل مبارزه باشن.

22
00:02:24,230 --> 00:02:29,150
‫‫برای اینکه توی قلمرو شیاطین
‫‫قدرت بدست بیاری، باید مهارت رزمی هم داشت.

23
00:02:29,150 --> 00:02:30,480
‫‫جدی؟

24
00:02:30,480 --> 00:02:31,980
‫‫هی! کم‌کاری نکن!

25
00:02:31,980 --> 00:02:33,400
‫‫لو رفتم.

26
00:02:33,520 --> 00:02:35,440
‫‫پس من دیگه برم.

27
00:02:40,730 --> 00:02:42,020
‫‫وقت مبارزه‌ست!

28
00:02:42,020 --> 00:02:43,400
‫‫گیر افتادم...

29
00:02:43,400 --> 00:02:44,270
‫‫هی!

30
00:02:44,270 --> 00:02:45,480
‫‫باید درست انجامش بدی!

31
00:02:45,480 --> 00:02:46,900
‫‫اوه!

32
00:02:46,900 --> 00:02:50,400
‫‫به نظر میاد همه برای مسابقه
‫‫‫هیجان‌زده‌ان.

33
00:02:50,400 --> 00:02:52,730
‫‫هفتصد و یک!
‫‫‫هفتصد و دو!

34
00:02:53,150 --> 00:02:55,230
‫‫من میرم خونه که تمرین کنم.

35
00:02:55,230 --> 00:02:56,520
‫‫برای چی؟

36
00:02:56,520 --> 00:02:59,310
‫‫از وقتی اومدم اینجا، از تمام
‫‫‫قدرتم استفاده نکردم،

37
00:02:59,310 --> 00:03:00,730
‫‫واسه همین باید تمرین کنم.

38
00:03:01,230 --> 00:03:02,480
‫‫اون تازه تمرین‌نکرده‌ت بود؟

39
00:03:02,480 --> 00:03:04,230
‫‫خیلی با روزای اوجم فاصله دارم.

40
00:03:06,190 --> 00:03:08,400
‫‫اگه از تمام قدرتش استفاده کنه...

41
00:03:08,400 --> 00:03:10,270
‫‫اوه گه!

42
00:03:10,520 --> 00:03:11,650
‫‫راستش!

43
00:03:12,690 --> 00:03:15,190
‫‫ما برای مسابقه به داور نیاز داریم،

44
00:03:15,190 --> 00:03:17,650
‫‫و من هیچی از هنرهای رزمی
‫‫‫سرم نمی‌شه.

45
00:03:17,650 --> 00:03:18,850
‫‫ولی این که خسته‌کننده‌ست...

46
00:03:18,850 --> 00:03:21,560
‫‫داور باید آدم خیلی قدرتمندی باشه.

47
00:03:21,560 --> 00:03:24,690
‫‫کسی که بتونه به همه نشون بده
‫‫‫قدرت واقعی یعنی چی!

48
00:03:24,690 --> 00:03:27,400
‫‫فکر کنم حق با توئه.

49
00:03:27,400 --> 00:03:28,400
‫‫شهردار!

50
00:03:28,900 --> 00:03:30,900
‫‫من میرم خونه که تمرین کنم.

51
00:03:30,900 --> 00:03:32,230
‫‫غرش!

52
00:03:32,230 --> 00:03:33,730
‫‫بااا!

53
00:03:34,230 --> 00:03:36,480
‫‫من دو تا داور می‌خوام!

54
00:03:36,650 --> 00:03:38,900
‫‫دو تا متخصص!

55
00:03:38,900 --> 00:03:42,770
‫‫فقط دوتا مبارز کار بلد
‫‫‫می‌تونن داور باشن!

56
00:03:42,770 --> 00:03:43,690
‫‫فکر خوبیه!

57
00:03:43,690 --> 00:03:44,810
‫‫منطقیه.

58
00:03:44,810 --> 00:03:46,310
‫‫عالیه! رو شما دوتا حساب می‌کنم!

59
00:03:46,310 --> 00:03:47,690
‫‫ولی من هنوز می‌خوام مبارزه کنم.

60
00:03:47,690 --> 00:03:49,230
‫‫آره، مگه نه؟

61
00:03:49,230 --> 00:03:53,190
‫‫قرار شد اونا داوری مسابقه رو به عهده بگیرن
‫‫و آخر سر یه مسابقه نمایشی داشته باشن.

62
00:03:54,810 --> 00:03:57,060
‫‫چرا اون‌طوری ترسناک می‌خندی؟

63
00:03:57,060 --> 00:04:00,560
‫‫بالاخره می‌تونم دوباره بهت مشت بزنم، تیا.

64
00:04:00,850 --> 00:04:06,060
‫خندیدم لولوسی، تا حالا شده مشتت
‫‫‫حتی یه بار هم به من بخوره؟

65
00:04:06,060 --> 00:04:07,690
‫‫نشده؟

66
00:04:09,230 --> 00:04:09,940
‫‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

67
00:04:09,940 --> 00:04:11,150
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

68
00:04:09,940 --> 00:04:11,150
‫‫همین الان یکی خوردی.

69
00:04:11,150 --> 00:04:12,190
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

70
00:04:11,150 --> 00:04:12,190
‫‫خوردم؟

71
00:04:12,190 --> 00:04:12,810
‫‫خوردم؟

72
00:04:12,810 --> 00:04:14,440
‫‫آروم باش، آروم.

73
00:04:14,440 --> 00:04:16,310
‫‫اوضاع داره حسابی خشن می‌شه، نه؟

74
00:04:16,310 --> 00:04:18,310
‫‫تو نمی‌خوای ملحق بشی؟

75
00:04:18,310 --> 00:04:22,060
‫‫من نقش شفاگر رو بازی می‌کنم
‫‫‫و کسایی که آسیب می‌بینن رو درمان می‌کنم.

76
00:04:22,060 --> 00:04:22,900
‫‫فکر کردم دلت می‌خواد همه چیز رو منفجر کنی.

77
00:04:22,900 --> 00:04:24,350
‫‫فکر کردم دلت می‌خواد همه چیز رو منفجر کنی.

78
00:04:22,900 --> 00:04:24,350
‫‫شاهد بزرگ‌ترین انفجار تاریخ باشید!

79
00:04:24,350 --> 00:04:25,310
‫‫شاهد بزرگ‌ترین انفجار تاریخ باشید!

80
00:04:25,650 --> 00:04:28,400
‫‫مواد منفجره برای استفاده روی آدم‌ها نیست.

81
00:04:28,400 --> 00:04:29,900
‫‫سر این یکی موافقم...

82
00:04:30,400 --> 00:04:36,560
‫‫باید یه استادیوم بسازیم که همه ساکنین
‫‫‫و مهمون‌هامون بتونن تماشا کنن و لذت ببرن.

83
00:04:36,850 --> 00:04:43,650
‫سکوی مبارزه

84
00:04:37,350 --> 00:04:40,520
‫‫یه سکو و جایگاه تماشاچی‌ها می‌سازیم.

85
00:04:38,770 --> 00:04:43,650
‫صندلی‌ها

86
00:04:40,520 --> 00:04:43,650
‫‫بیاید برای مغازه‌ها و رستوران‌ها هم
‫‫‫جا در نظر بگیریم.

87
00:04:40,650 --> 00:04:43,650
‫محوطه غرفه‌ها

88
00:04:43,900 --> 00:04:46,730
‫‫یعنی می‌تونن هم تماشا کنن و هم غذا بخورن؟

89
00:04:46,730 --> 00:04:48,350
‫‫چه باکلاس.

90
00:04:48,350 --> 00:04:50,980
‫‫باید چند تا خوراکی جشنواره‌ای
‫‫‫خوشمزه هم جور کنیم.

91
00:04:52,600 --> 00:04:54,020
‫آرامش فراوان.

92
00:04:55,480 --> 00:04:58,310
‫‫طولی نکشید که روز موعود فرا رسید.

93
00:05:05,270 --> 00:05:06,350
‫‫نگاه کن!

94
00:05:06,350 --> 00:05:07,350
‫‫واو!

95
00:05:09,850 --> 00:05:13,940
‫‫ممنون که امروز ما رو دعوت کردید.

96
00:05:10,850 --> 00:05:13,940
‫دختر ارباب شیاطین

97
00:05:10,850 --> 00:05:13,940
‫یوری

98
00:05:14,020 --> 00:05:15,940
‫‫آره، خیلی وقت بود ندیده بودیمتون.

99
00:05:15,940 --> 00:05:18,400
‫‫ایشون هم... پدر من هستن.

100
00:05:18,730 --> 00:05:20,650
‫‫اسمم گالگاردو هست.

101
00:05:20,650 --> 00:05:23,770
‫‫ارباب شیاطینِ
‫‫‫قلمرو شیاطین گالگاردو.

102
00:05:23,980 --> 00:05:25,150
‫‫ارباب شیاطین؟

103
00:05:25,150 --> 00:05:28,020
‫‫چیکار کنم؟
‫‫‫من که آداب و رسومشون رو بلد نیستم...

104
00:05:28,230 --> 00:05:31,060
‫‫پدر، نیازی به این‌همه تشریفات نیست.

105
00:05:31,060 --> 00:05:32,650
‫هوم، ‫درسته.

106
00:05:32,650 --> 00:05:35,600
‫‫من پدر یوری هستم. از آشنایی‌تون خوشبختم.

107
00:05:35,600 --> 00:05:37,600
‫‫ممنون که پیش‌ما اومدید.

108
00:05:37,600 --> 00:05:40,150
‫‫امیدوارم دخترامون براتون
‫‫‫دردسر درست نکرده باشن.

109
00:05:40,400 --> 00:05:41,810
‫‫نه، اصلاً.

110
00:05:41,810 --> 00:05:43,600
‫خیلی عادی حرف میزنه،

111
00:05:43,600 --> 00:05:47,810
‫‫ولی توی قلمرو خودش آدم مهمیه
‫‫‫و حتماً خیلی هم قویه.

112
00:05:48,350 --> 00:05:49,440
‫‫ببخشید.

113
00:05:50,150 --> 00:05:51,980
‫‫شما باید شهردار باشید.

114
00:05:51,980 --> 00:05:54,190
‫‫بله، خودم هستم. شما هم...؟

115
00:05:54,350 --> 00:05:55,980
‫‫اون پدر منه.

116
00:05:55,980 --> 00:05:57,190
‫‫و پدربزرگ من!

117
00:05:57,770 --> 00:05:59,310
‫‫یعنی...

118
00:05:59,730 --> 00:06:01,350
‫‫شما همون اژدهای امپراتور هستید؟

119
00:05:59,730 --> 00:06:01,350
‫اژدهای                  امپراتور

120
00:06:01,440 --> 00:06:03,650
‫این صرفا یه عنوان افتخاریه.

121
00:06:03,940 --> 00:06:05,440
‫‫می‌تونید دوز صدام کنید.

122
00:06:05,440 --> 00:06:06,350
‫‫پس جناب دوز.

123
00:06:06,350 --> 00:06:06,690
‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

124
00:06:06,350 --> 00:06:06,690
‫‫پس، دوز-ساما.

125
00:06:06,690 --> 00:06:08,190
‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

126
00:06:06,690 --> 00:06:08,190
‫‫فقط دوز.

127
00:06:08,190 --> 00:06:09,940
‫‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

128
00:06:09,940 --> 00:06:11,940
‫‫بله. بیشتر از این حرفی نزن.

129
00:06:11,940 --> 00:06:12,940
‫‫و ایشون؟

130
00:06:12,940 --> 00:06:14,770
‫‫اوه، ایشون؟ ایشون پادشاه شیاطین هستن.

131
00:06:15,190 --> 00:06:16,400
‫عه، واقعاً؟

132
00:06:16,400 --> 00:06:18,350
‫‫آره. پدر یوریه.

133
00:06:19,600 --> 00:06:22,020
‫‫پس شما رهبر قلمرو شیاطین هستید؟

134
00:06:22,020 --> 00:06:23,690
‫‫دقیقا...

135
00:06:23,690 --> 00:06:25,310
‫‫همین‌طوره.

136
00:06:26,560 --> 00:06:29,770
‫‫ممنون که همگی اینجا جمع شدید.

137
00:06:30,060 --> 00:06:34,690
‫‫حالا اولین دوره مسابقات هنرهای رزمی
‫‫‫دهکده درخت بزرگ رو شروع می‌کنیم.

138
00:06:37,810 --> 00:06:39,770
‫‫باید جالب باشه.

139
00:06:39,770 --> 00:06:41,600
‫‫د-دقیقاً.

140
00:06:41,600 --> 00:06:43,270
‫‫همه حسابی هیجان‌زده‌ان.

141
00:06:43,270 --> 00:06:47,600
‫‫خب، این بزرگ‌ترین رویدادیه که
‫‫‫تا حالا برگزار کردیم.

142
00:06:47,600 --> 00:06:51,230
‫‫راستی، قرار بود اینجا مثلا
‫‫جای نشستن مهمون‌هامون باشه.

143
00:06:51,230 --> 00:06:53,600
‫همین خوبه. فقط با اعتمادبه‌نفس بشین.

144
00:06:54,440 --> 00:06:58,440
‫‫خب، امم، همگی سعی کنید اون وسط آسیب نبینید.

145
00:06:59,650 --> 00:07:01,350
‫و، ‫جمعیت حسابی به وجد اومد.

146
00:07:01,730 --> 00:07:02,230
‫‫دارم مضطرب می‌شم. بیاید صدمونو بذاریم وسط!

147
00:07:02,230 --> 00:07:04,850
‫‫و ما بخش اول رو با کسایی که دوست داشتن شرکت کنن شروع کردیم.

148
00:07:02,230 --> 00:07:04,850
‫‫دارم مضطرب می‌شم. بیاید صدمونو بذاریم وسط!

149
00:07:05,150 --> 00:07:06,560
‫‫قوانین ساده بودن.

150
00:07:06,810 --> 00:07:09,230
‫‫برای مبارزات تن‌به‌تن قرعه‌کشی می‌کردن.

151
00:07:07,850 --> 00:07:11,480
‫قوانین تورنمنت آزاد

152
00:07:09,230 --> 00:07:12,480
‫‫برای برنده شدن، یا باید حریف
‫‫رو از میدون مسابقه بیرون بندازن،

153
00:07:12,480 --> 00:07:14,850
‫‫یا اینکه بر اساس سربندهاشون تصمیم بگیریم.

154
00:07:14,850 --> 00:07:16,940
‫‫سربند‌هاشون با جادوی محافظ طلسم شدن

155
00:07:16,940 --> 00:07:20,150
‫و هروقت ضربه‌ی کاری‌ای بخورن سربند‌ها پاره میشن.

156
00:07:20,980 --> 00:07:25,810
‫‫دور اول بین کارمند، رُزالیند،
‫‫‫و زنِ جانورنما، مامو بود.

157
00:07:26,150 --> 00:07:27,400
‫‫آماده؟

158
00:07:27,400 --> 00:07:28,600
‫‫برید...

159
00:07:28,900 --> 00:07:29,650
‫‫توکارش!

160
00:07:38,440 --> 00:07:41,850
‫‫واو، از همون اول یه مبارزه واقعی رو شروع کردن.

161
00:07:42,020 --> 00:07:45,940
‫از اینکه فکر کردم قراره فقط باهم
‫‫چوب‌بازی کنن خجالت کشیدم.

162
00:07:42,020 --> 00:07:45,940
‫انتظارات

163
00:08:01,270 --> 00:08:03,730
‫‫برنده، رُزالیند-سان!

164
00:08:06,270 --> 00:08:08,480
‫‫می‌خوام برم پیش شفاگر...

165
00:08:08,480 --> 00:08:11,060
‫‫اوه، بدجور آسیب دیدی.

166
00:08:08,480 --> 00:08:14,150
‫درحال درمان...

167
00:08:11,060 --> 00:08:13,230
‫‫آم، من، واقعاً متاسفم!

168
00:08:13,230 --> 00:08:14,150
‫‫خوب می‌شم.

169
00:08:14,480 --> 00:08:17,100
‫به توجه مبارزان می‌رسونم!

170
00:08:17,100 --> 00:08:21,270
‫‫می‌تونم شکستگی‌های استخون رو درمان کنم،
‫‫‫ولی وصل کردن اعضای کنده شده کار سختیه.

171
00:08:21,270 --> 00:08:23,650
‫‫پس لطفاً چیزی رو از سر جاش نکنید!

172
00:08:23,650 --> 00:08:25,100
‫‫چه اعلامیه ترسناکی.

173
00:08:25,100 --> 00:08:26,770
‫بخش اول تورنمنت جنگجوها

174
00:08:25,100 --> 00:08:26,770
‫بخش اول تورنمنت جنگجوها

175
00:08:32,600 --> 00:08:35,230
‫‫هوم. همین بود؟

176
00:08:35,230 --> 00:08:36,350
‫‫یاالله!

177
00:08:37,480 --> 00:08:39,020
‫‫دونوان برنده شد!

178
00:08:39,020 --> 00:08:40,810
‫‫اصلاً شانسی نداشتم.

179
00:08:40,810 --> 00:08:45,020
‫‫سی سال دیگه صبر کنی، عالی می‌شی.

180
00:08:45,020 --> 00:08:48,600
‫‫این برای متوقف کردن یه دورف پیر کافی نیست.

181
00:08:48,600 --> 00:08:51,900
‫‫اون‌ها از جنگل‌های پر از هیولا
‫‫‫رد شدن تا به اینجا برسن.

182
00:08:51,900 --> 00:08:52,770
‫‫درسته.

183
00:08:52,770 --> 00:08:55,190
‫‫بعد از اون هم تعداد بیشتری اومدن.

184
00:08:55,190 --> 00:08:56,650
‫‫شنیدم اینجا بساط عیش و نوش به راهه.

185
00:08:56,650 --> 00:08:58,270
‫اوه، چقدر دیر اومدی.

186
00:08:58,520 --> 00:09:02,150
‫‫آماده باش برای رویارویی با گرووالد رابی کول!

187
00:09:02,560 --> 00:09:04,940
‫‫نه! دور شو!

188
00:09:05,400 --> 00:09:06,520
‫‫تمومه!

189
00:09:06,730 --> 00:09:08,350
‫‫روآجو-سان برنده شد!

190
00:09:09,020 --> 00:09:10,770
‫‫زیادی دور شدم؟!

191
00:09:10,770 --> 00:09:12,310
‫‫هایا!

192
00:09:18,400 --> 00:09:19,770
‫‫برنده.

193
00:09:19,770 --> 00:09:21,060
‫موفقیت.

194
00:09:21,060 --> 00:09:23,560
‫‫چند تا مبارزه آروم‌تر هم بود.

195
00:09:26,310 --> 00:09:29,810
‫‫مبارزه نهایی تورنمنت آزاد
‫‫‫بین فلو و سنا بود.

196
00:09:30,980 --> 00:09:33,810
‫‫فلو از شمشیر و جادو استفاده می‌کرد.

197
00:09:34,810 --> 00:09:38,850
‫‫ولی سنا... دست‌خالی بود؟

198
00:09:41,310 --> 00:09:44,100
‫‫فلو! خیلی خفنی!

199
00:09:44,100 --> 00:09:45,600
‫‫سربلندمون کن!

200
00:09:45,600 --> 00:09:46,810
‫‫من بزرگ‌ترین طرفدارتم!

201
00:09:46,810 --> 00:09:48,190
‫‫آماده‌ای؟

202
00:09:48,190 --> 00:09:49,190
‫‫مبارزه!

203
00:09:51,020 --> 00:09:52,480
‫‫قدرت‌های باد!

204
00:10:12,100 --> 00:10:13,190
‫‫بگیرش!

205
00:10:13,190 --> 00:10:14,310
‫‫تو می‌تونی!

206
00:10:13,190 --> 00:10:14,310
‫‫واو!

207
00:10:14,310 --> 00:10:14,850
‫‫عجب.

208
00:10:15,230 --> 00:10:19,560
‫دارن ‫خیلی بیشتر از همیشه تهاجمی‌ رفتار می‌کنن.

209
00:10:20,480 --> 00:10:22,980
‫‫سنا از کی کشتی‌گیر شده؟

210
00:10:23,100 --> 00:10:24,810
‫‫ف-ل-و! تو فوق‌العاده‌ای!

211
00:10:24,810 --> 00:10:27,100
‫‫ف-ل-و! تو فوق‌العاده‌ای!

212
00:10:24,810 --> 00:10:27,100
‫‫همون‌جا! کارش رو تموم کن!

213
00:10:31,100 --> 00:10:32,230
‫‫بگیرش!

214
00:10:32,690 --> 00:10:33,810
‫‫از پشت گرفتش؟!

215
00:10:35,310 --> 00:10:36,310
‫‫اوه نه...

216
00:10:36,310 --> 00:10:37,560
‫‫آآآه!

217
00:10:38,600 --> 00:10:39,810
‫‫اوه...

218
00:10:40,810 --> 00:10:43,560
‫‫هر دوشون با هم افتادن، پس...
‫‫‫مساوی شد!

219
00:10:45,650 --> 00:10:47,600
‫‫چه مبارزه عالی‌ای بود.

220
00:10:47,600 --> 00:10:50,600
‫‫تورنمنت آزاد همین‌جا تموم می‌شه.

221
00:10:50,600 --> 00:10:51,940
‫‫تبریک می‌گم.

222
00:10:51,940 --> 00:10:54,480
‫‫مبارزه‌هاتون از چیزی که فکر می‌کردم
‫‫‫تحسین‌برانگیزتر بود.

223
00:10:54,810 --> 00:10:58,400
‫‫به برنده‌ها مدال افتخاری داده شد.

224
00:10:58,400 --> 00:11:01,690
‫‫لطفاً یه بار دیگه برای مبارزهای
‫‫‫شجاعمون دست بزنید.

225
00:11:01,690 --> 00:11:02,730
‫‫عالی بود!

226
00:11:01,690 --> 00:11:02,730
‫‫فلو...

227
00:11:02,730 --> 00:11:03,730
‫‫خیلی خفن بودی!

228
00:11:02,730 --> 00:11:03,730
‫‫بله؟

229
00:11:03,730 --> 00:11:04,730
‫‫نزدیک بود ببری!

230
00:11:03,730 --> 00:11:04,730
‫‫آه...

231
00:11:04,810 --> 00:11:08,520
‫‫ولی اون تازه بخش اول بود.

232
00:11:09,100 --> 00:11:11,690
‫‫نمی‌دونم تورنمنت جنگجوها
‫‫‫چطور قراره پیش بره.

233
00:11:11,980 --> 00:11:16,400
‫‫صبر کن، اسم شهردار رو توی لیست
‫‫‫نمی‌بینم.

234
00:11:16,730 --> 00:11:20,270
‫‫هیس، حتماً قراره سورپرایز باشه.

235
00:11:20,650 --> 00:11:23,400
‫‫ببخشید، نزدیک بود لو بدمش.

236
00:11:23,400 --> 00:11:26,100
‫‫من که شخصیت مخفی نیستم که
‫‫قراره آخر بازی آزاد بشه، فهمیدید؟

237
00:11:28,650 --> 00:11:32,560
‫‫حالا تورنمنت جنگجوها رو شروع می‌کنیم!

238
00:11:32,900 --> 00:11:35,310
‫‫قوانین توی این بخش ساده‌تره.

239
00:11:35,310 --> 00:11:37,980
‫‫برنده‌ وقتی مشخص می‌شده که
‫‫‫طرف مقابل بیهوش یا تسلیم بشه.

240
00:11:37,980 --> 00:11:40,020
‫‫هیچ محدودیتی ‌هم برای سلاح نداره.

241
00:11:40,020 --> 00:11:43,770
‫‫فقط کسایی اجازه ورود داشتن که
‫‫‫بتونن با این قوانین بجنگن.

242
00:11:44,190 --> 00:11:47,350
‫طبق جدول تورنمنت اولین مبارزه بین...

243
00:11:45,310 --> 00:11:51,940
دور اول تورنمنت جنگجوها

244
00:11:45,310 --> 00:11:51,940
‫دور اول تورنمنت جنگجوها

245
00:11:47,350 --> 00:11:51,940
‫گرگ جهنمی

246
00:11:47,350 --> 00:11:51,940
‫اونو

247
00:11:47,360 --> 00:11:49,600
‫‫اونو، یه گرگ جهنمی

248
00:11:49,600 --> 00:11:51,940
‫لامیا

249
00:11:49,600 --> 00:11:51,940
‫جونیا

250
00:11:49,610 --> 00:11:51,650
‫‫و جونیا، یه لامیا بود.

251
00:11:54,520 --> 00:11:55,940
‫‫من از پسش برمیام.

252
00:11:55,940 --> 00:11:58,150
‫‫این دفعه تک‌به‌تکه...

253
00:11:58,440 --> 00:12:00,900
‫‫انگار خیلی درگیره.

254
00:12:00,900 --> 00:12:04,810
‫‫خب، گرگ‌ها نزدیک بود تقریباً کل نژادش رو منقرض کنن.

255
00:12:04,810 --> 00:12:08,480
‫‫آره، اون تقصیر من بود.

256
00:12:08,980 --> 00:12:11,190
‫مبارزه شروع شد!

257
00:12:21,310 --> 00:12:22,400
‫‫عجب!

258
00:12:22,400 --> 00:12:24,690
‫‫داره از تمام توان بدنش استفاده می‌کنه.

259
00:12:26,900 --> 00:12:29,270
‫‫این همون چیزیه که مدت‌ها براش تمرین کردم.

260
00:12:29,270 --> 00:12:30,690
‫‫تسلیم می‌شی؟

261
00:12:42,310 --> 00:12:43,560
‫‫چه کنیم؟

262
00:12:43,560 --> 00:12:45,350
‫‫تسلیم می‌شم!

263
00:12:46,940 --> 00:12:49,020
‫‫نمی‌دونستم می‌تونن از این کارا هم بکنن.

264
00:12:49,020 --> 00:12:54,440
‫ظاهرا داستان‌هایی که میگن یه گرگ جهنمی
‫‫میتونه کل یه شهر رو نابود کنه واقعی بودن.

265
00:12:54,440 --> 00:12:56,100
‫‫اونو برنده شد!

266
00:12:57,980 --> 00:13:01,650
‫‫دور بعدی بین داگا، مرد مارمولکی

267
00:13:03,440 --> 00:13:06,730
‫‫و یکی از بچه‌های زابوتون، ماکورا بود.

268
00:13:07,060 --> 00:13:08,770
‫نگاهی به قبل

269
00:13:07,060 --> 00:13:08,770
‫نگاهی به قبل

270
00:13:07,310 --> 00:13:08,770
‫‫می‌خوای شرکت کنی؟

271
00:13:09,270 --> 00:13:13,730
‫‫باشه، ولی اون موقع دیگه نمی‌تونیم بهت بگیم
‫‫‫«بچه زابوتون».

272
00:13:13,730 --> 00:13:15,560
‫‫یه اسم لازم داری...

273
00:13:15,850 --> 00:13:19,350
‫چون ‫تُپُلی هستی، نظرت راجب «ماکورا» که
‫‫معنیش میشه بالش چیه؟

274
00:13:19,940 --> 00:13:22,190
‫‫اوه، انگار ازش خوشت اومد.

275
00:13:19,940 --> 00:13:22,190
‫نام جدید: ماکورا

276
00:13:25,100 --> 00:13:26,310
‫‫هاپ!

277
00:13:26,730 --> 00:13:27,940
‫‫سعی!

278
00:13:28,270 --> 00:13:29,770
‫فقط داره جاخالی میده.

279
00:13:29,770 --> 00:13:31,480
‫فعلا ‫داگا دست بالا رو داره.

280
00:13:31,480 --> 00:13:33,020
‫‫مطمئنی؟

281
00:13:37,730 --> 00:13:39,730
‫‫دیگه راهی برای فرار نمونده...

282
00:13:42,100 --> 00:13:43,520
‫‫من شکست خوردم.

283
00:13:43,520 --> 00:13:45,100
‫‫برنده ماکورا‌ست!

284
00:13:46,560 --> 00:13:48,020
‫‫اصلاً شانسی نداشتم...

285
00:13:50,100 --> 00:13:51,520
‫‫واقعاً باید انقدر قوی باشه؟

286
00:13:51,520 --> 00:13:52,520
‫‫موفق باشی!

287
00:13:52,520 --> 00:13:53,690
‫‫برو که بترکونی!

288
00:13:53,690 --> 00:13:55,520
‫و حالا ‫دور سوم!

289
00:13:55,810 --> 00:14:01,900
‫«یا» از الف‌های کوهستان در مقابل
‫‫‫مهمانمون از دهکده هاولینگ(زوزه)، گارف-سان!

290
00:14:02,730 --> 00:14:04,230
‫‫آماده...

291
00:14:04,730 --> 00:14:05,900
‫‫بجنگید!

292
00:14:06,230 --> 00:14:07,480
‫آماده‌باش.

293
00:14:16,400 --> 00:14:18,940
‫‫به نظر برای گارف آسون میاد.

294
00:14:18,940 --> 00:14:20,850
‫‫خیلی خونسرد به نظر می‌رسه.

295
00:14:21,020 --> 00:14:23,770
‫‫اون بزرگ‌ترین جنگجوی
‫‫‫دهکده‌ی هاولینگه!

296
00:14:24,980 --> 00:14:28,810
‫‫باید برای «یا» سخت باشه با اون سلاحی که داره جلوش بجنگه.

297
00:14:28,810 --> 00:14:31,190
‫‫بله، این براش یه نقطه ضعفه.

298
00:14:31,190 --> 00:14:33,020
‫‫که باعث میشه فقط یه راه براش باقی بمونه.

299
00:14:34,480 --> 00:14:36,980
‫‫یه تک ضربه‌ پر از قدرت جادویی!

300
00:14:37,270 --> 00:14:40,850
‫‫هاااا!

301
00:14:46,730 --> 00:14:47,650
‫‫اوپ!

302
00:14:47,650 --> 00:14:50,520
‫‫هوف، نزدیک بود.

303
00:14:50,520 --> 00:14:53,350
‫‫ای بابا، زاویه‌اش درست نبود!

304
00:14:53,350 --> 00:14:56,810
‫‫یا تسلیم شد و گارف
‫‫‫برنده دور سوم شد.

305
00:14:56,810 --> 00:14:58,100
‫‫برو بترکون!

306
00:14:58,100 --> 00:14:59,690
‫‫بعدش نوبت دور چهارم رسید.

307
00:14:59,690 --> 00:15:00,810
‫مبارزان ‫بعدی...

308
00:15:01,520 --> 00:15:04,270
‫‫نماینده‌ی های‌الف‌ها(الف‌های والا)، لیا-سان.

309
00:15:05,190 --> 00:15:08,600
‫‫حریفش، فرشته گرانماریا-سان!

310
00:15:09,150 --> 00:15:11,270
‫‫قوانین این دور یکم تغییر می‌کنه.

311
00:15:11,270 --> 00:15:13,900
‫‫خارج‌شدن از سکو دیگه به معنی باختن نیست.

312
00:15:13,900 --> 00:15:16,440
‫‫چون یکی‌شون می‌تونه پرواز کنه، عادلانه نبود.

313
00:15:16,850 --> 00:15:19,270
‫‫از سلاح همیشگیت استفاده نمی‌کنی؟

314
00:15:19,270 --> 00:15:20,690
‫‫نه...

315
00:15:20,690 --> 00:15:23,940
‫‫اگه از نیزه‌ام استفاده کنم،
‫‫‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

316
00:15:23,940 --> 00:15:26,940
‫‫من کاملاً آماده‌ام که با تمام قدرتت بجنگم.

317
00:15:27,520 --> 00:15:29,060
‫‫آماده‌اید؟

318
00:15:29,060 --> 00:15:30,270
‫‫بجنگید!

319
00:15:43,400 --> 00:15:45,600
‫‫خوب بلدی خودت رو قایم کنی. اما...

320
00:15:49,480 --> 00:15:51,600
‫‫از بالا، همه چیز مشخصه...

321
00:15:58,060 --> 00:15:59,060
‫‫هااا!

322
00:16:07,600 --> 00:16:10,850
‫‫چی میگی؟ نمی‌خوای تسلیم بشی؟

323
00:16:10,850 --> 00:16:12,100
‫‫هرگز!

324
00:16:12,520 --> 00:16:16,350
‫‫فکر کردی اگه یه آدم کوچیک مثل من رو
‫‫‫زمین‌گیر کنی، برنده می‌شی؟

325
00:16:16,350 --> 00:16:20,480
‫‫ولی وزن تو حتی نصفِ
‫‫‫وزن نیزه من هم نیست!

326
00:16:24,230 --> 00:16:26,230
‫‫داری دیوونه بازی درمیاری!

327
00:16:27,060 --> 00:16:28,770
‫راه دیگه‌ای برام نذاشتی!

328
00:16:38,150 --> 00:16:40,310
‫دقیقا کدوممون دیوونه بازی درآورد؟

329
00:16:42,690 --> 00:16:46,440
‫‫فقط کافیه بایستم تا ببرم.

330
00:16:49,350 --> 00:16:51,190
‫‫ولی نمی‌تونم...

331
00:16:53,690 --> 00:16:55,480
‫‫مساوی شد؟

332
00:16:55,480 --> 00:16:57,810
‫‫نبرد حماسی‌ای بود.

333
00:16:58,150 --> 00:17:03,230
‫ولی، نبردهای اصلی هنوز شروع نشده بودن.

334
00:16:59,980 --> 00:17:04,150
‫دور پنجم مسابقات جنگجوها

335
00:16:59,980 --> 00:17:04,150
‫دور پنجم مسابقات جنگجوها

336
00:17:02,230 --> 00:17:04,150
‫تیا

337
00:17:03,230 --> 00:17:06,270
‫کودل

338
00:17:04,230 --> 00:17:06,270
‫‫اصلاً کمکاری نکنیا.

339
00:17:06,350 --> 00:17:08,480
‫‫عه، چشم...

340
00:17:09,060 --> 00:17:10,270
‫‫شروع...

341
00:17:11,810 --> 00:17:13,230
‫‫تیا برنده شد!

342
00:17:13,230 --> 00:17:15,480
‫‫آخ! هیچ‌کس نمی‌تونه حریفش بشه!

343
00:17:15,470 --> 00:17:17,400
‫دور ششم مسابقات جنگجوها

344
00:17:15,470 --> 00:17:17,400
‫دور ششم مسابقات جنگجوها

345
00:17:15,850 --> 00:17:19,150
‫کورونه

346
00:17:16,480 --> 00:17:17,400
لو ‫لولوسی

347
00:17:17,480 --> 00:17:19,150
‫‫بیا جلو ببینم.

348
00:17:19,230 --> 00:17:20,480
‫‫کارم تمومه...

349
00:17:20,480 --> 00:17:21,560
‫‫شروع...

350
00:17:22,940 --> 00:17:24,520
‫‫برنده لو-سان!

351
00:17:25,480 --> 00:17:27,810
‫‫فکر کردم کارم تمومه.

352
00:17:25,480 --> 00:17:30,150
‫کاملاً درمان شدن

353
00:17:25,480 --> 00:17:30,150
‫کاملاً درمان شدن

354
00:17:27,810 --> 00:17:28,900
‫‫اوه...

355
00:17:28,900 --> 00:17:30,150
‫‫بالاخره وقتش رسید!

356
00:17:30,600 --> 00:17:33,520
‫‫باید شکوه عظمت خواهرم، وقتی که داره
‫‫می‌جنگه رو، تمام و کمال ثبت و ضبط کنم!

357
00:17:33,520 --> 00:17:36,150
‫اشکالی نداره شفاگرمون این بالا باشه؟

358
00:17:36,150 --> 00:17:36,980
‫‫هاع؟

359
00:17:36,980 --> 00:17:39,350
‫اونه-ساما که هیچ وقت چیزیش نمیشه.

360
00:17:39,350 --> 00:17:40,850
‫واقعا؟

361
00:17:45,020 --> 00:17:47,400
‫‫اونه-سامــــــــا(خواهر بزرگه)!

362
00:17:54,060 --> 00:17:56,020
‫خب؟ ‫شروع کنیم؟

363
00:17:57,520 --> 00:17:58,520
‫‫بزن بریم.

364
00:17:58,980 --> 00:18:00,690
‫‫آماده...

365
00:18:01,810 --> 00:18:03,020
‫‫بجنگید!

366
00:18:07,350 --> 00:18:08,400
‫‫چی؟!

367
00:18:09,480 --> 00:18:10,850
‫‫این دیگه چیه؟

368
00:18:10,850 --> 00:18:13,060
‫‫حتی نمی‌‌تونم بفهمم که
‫‫‫چه اتفاقی داره می‌افته!

369
00:18:13,400 --> 00:18:15,100
‫‫لوسی! لوسی! لوسی!

370
00:18:15,100 --> 00:18:17,230
‫‫بقیه میتونن ببینن داره چی میشه؟

371
00:18:15,100 --> 00:18:17,230
‫‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

372
00:18:17,230 --> 00:18:17,940
‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

373
00:18:17,940 --> 00:18:19,270
‫پس...

374
00:18:17,940 --> 00:18:19,270
‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

375
00:18:24,560 --> 00:18:26,440
‫می‌بینمشون!

376
00:18:28,440 --> 00:18:31,770
‫ابزار کشاورزی نهایی واقعاً
‫‫توانایی‌های جسمیم رو بالا می‌بره.

377
00:18:31,770 --> 00:18:34,310
‫‫چشمام به زور می‌تونن دنبالشون کنن.

378
00:18:41,730 --> 00:18:43,190
‫‫این فوق‌العاده‌ست!

379
00:18:43,190 --> 00:18:44,690
‫‫همینه! منفجرش کن!

380
00:18:44,690 --> 00:18:46,350
‫دارم میام برات!

381
00:18:52,940 --> 00:18:53,940
‫‫چی؟!

382
00:18:56,230 --> 00:18:57,690
‫‫همون‌طور که گفتم.

383
00:18:57,690 --> 00:18:59,690
‫‫بالاخره دوباره می‌تونم بهت مشت بزنم.

384
00:19:00,100 --> 00:19:02,600
‫‫خوبه ، پس بزن بریم!

385
00:19:04,980 --> 00:19:06,230
‫‫اووف...

386
00:19:06,230 --> 00:19:07,480
‫اینو بگیر!

387
00:19:07,600 --> 00:19:09,230
‫‫حسابی دارن با هم می‌جنگن.

388
00:19:09,230 --> 00:19:10,350
‫‫بس کن!

389
00:19:10,350 --> 00:19:12,230
‫ولی ‫به نظر میاد که دارن خوش می‌گذرونن.

390
00:19:12,230 --> 00:19:13,310
‫‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

391
00:19:13,310 --> 00:19:14,730
‫‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

392
00:19:13,310 --> 00:19:14,730
‫‫بدک نیستی.

393
00:19:14,730 --> 00:19:16,230
‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

394
00:19:14,730 --> 00:19:16,230
‫تو هم همینطور.

395
00:19:16,690 --> 00:19:17,900
‫‫چطور جرئت می‌کنی!

396
00:19:17,900 --> 00:19:18,810
‫‫چطور جرئت می‌کنم چی؟!

397
00:19:18,810 --> 00:19:19,020
‫‫شاید این مشت‌ها از روی
‫‫‫دوستی و رفاقت باشه...

398
00:19:18,810 --> 00:19:19,020
‫‫چطور جرئت می‌کنم چی؟!

399
00:19:19,020 --> 00:19:21,850
‫‫شاید این مشت‌ها از روی\دوستی و رفاقت باشه...

400
00:19:19,020 --> 00:19:21,850
‫‫آخ! قرار بود نوبتی بزنیم!

401
00:19:21,850 --> 00:19:22,440
‫‫شاید این مشت‌ها از روی
‫‫‫دوستی و رفاقت باشه...

402
00:19:21,850 --> 00:19:22,440
‫‫من همچین قانونی رو یادم نمیاد!

403
00:19:22,440 --> 00:19:23,480
‫‫من همچین قانونی رو یادم نمیاد!

404
00:19:30,310 --> 00:19:31,810
‫‫ای بابا.

405
00:19:31,810 --> 00:19:33,980
‫‫این اصلاً عادلانه نیست!

406
00:19:33,980 --> 00:19:34,230
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

407
00:19:33,980 --> 00:19:35,900
‫از فاصله‌ای ایمن

408
00:19:33,980 --> 00:19:35,900
‫از فاصله‌ای ایمن

409
00:19:34,230 --> 00:19:35,900
‫‫برنده تیاست.

410
00:19:34,230 --> 00:19:35,900
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

411
00:19:35,900 --> 00:19:36,600
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

412
00:19:37,190 --> 00:19:39,060
‫‫فکر کنم دیگه تموم شد.

413
00:19:39,060 --> 00:19:40,480
‫‫عزیزم!

414
00:19:40,480 --> 00:19:42,600
‫‫تیا داره اذیتم می‌کنه!

415
00:19:42,600 --> 00:19:44,440
‫‫آخ! آخ! درد می‌کنه! آخ!

416
00:19:44,440 --> 00:19:46,480
‫‫آخ! آخ! درد می‌کنه! آخ!

417
00:19:44,440 --> 00:19:46,480
‫نامردیه ‫الان از این کارا بکنی!

418
00:19:46,810 --> 00:19:50,270
‫‫بعد از یه نبرد فوق‌العاده،
‫‫‫تیا، لو رو شکست داد.

419
00:19:51,190 --> 00:19:53,770
‫‫و حریفش توی مرحله نهایی کسی نبود جز...

420
00:19:57,060 --> 00:19:58,060
‫‫ها؟

421
00:19:58,810 --> 00:20:01,810
‫‫من برای این کار ساخته نشدم!

422
00:20:01,810 --> 00:20:04,440
‫‫منو یاد قدیما انداخت.

423
00:20:05,810 --> 00:20:09,690
‫‫ماکورا، قهرمانیت توی تورنمنت جنگجوها رو بهت تبریک می‌گم.

424
00:20:09,940 --> 00:20:12,440
‫‫جایزه‌اش این تاجه، اما...

425
00:20:12,980 --> 00:20:14,940
‫‫می‌خوای اونجا بذاریش؟

426
00:20:17,270 --> 00:20:19,730
‫‫ما اصلاً شانسی نداشتیم.

427
00:20:21,150 --> 00:20:23,940
‫‫باز هم از همه‌تون ممنونم.

428
00:20:24,230 --> 00:20:26,520
‫‫فقط یه جمله می‌گم.

429
00:20:26,520 --> 00:20:29,100
‫تمامی مبارزات فوق‌العاده بودن.

430
00:20:29,100 --> 00:20:31,230
‫‫حالا برید استراحت کنید-

431
00:20:31,230 --> 00:20:32,980
‫‫ای آقــــــــا!

432
00:20:32,980 --> 00:20:34,730
‫‫نوبت ما چی؟

433
00:20:32,980 --> 00:20:34,730
‫‫هو! هو!

434
00:20:32,980 --> 00:20:37,150
‫اعتراض

435
00:20:32,980 --> 00:20:37,150
‫اعتراض

436
00:20:34,730 --> 00:20:37,150
‫‫ما هم می‌خوایم مبارزه کنیم!

437
00:20:37,230 --> 00:20:38,850
‫‫آه، درسته.

438
00:20:38,850 --> 00:20:44,520
‫‫برای حسن ختام، داورهای ما
‫‫‫یه نبرد نمایشی انجام می‌دن.

439
00:20:47,900 --> 00:20:49,350
‫‫دارم میام!

440
00:20:49,600 --> 00:20:51,190
‫‫بیا جلــــــــو!

441
00:21:06,150 --> 00:21:10,600
‫‫می‌گن این انفجار حتی از قلمرو شیاطین هم دیده می‌شد.

442
00:21:13,900 --> 00:21:18,650
‫‫مغازه‌ها که نابود شدن،
‫‫‫ولی حداقل نوشیدنی‌مون سالمه!

443
00:21:18,650 --> 00:21:19,900
‫‫خدا رو شکر.

444
00:21:19,900 --> 00:21:22,770
‫‫اون کسی بود که همه توانش رو گذاشت.

445
00:21:22,770 --> 00:21:24,400
‫‫انگار تو نذاشتی.

446
00:21:24,400 --> 00:21:26,230
‫‫می‌تونستی حداقل یکم مراعات کنی.

447
00:21:26,230 --> 00:21:27,480
‫‫منم همین‌طور!

448
00:21:26,230 --> 00:21:27,480
‫‫مراعات کردم.

449
00:21:27,480 --> 00:21:28,810
‫‫پس بیشتر مراعات می‌کردی.

450
00:21:28,810 --> 00:21:30,900
‫خب، ‫من بودم که بهشون اجازه دادم بجنگن.

451
00:21:31,190 --> 00:21:33,230
‫‫هاکورن این دور رو برد.

452
00:21:33,230 --> 00:21:34,440
‫‫باید بیشتر تمرین کنی.

453
00:21:34,440 --> 00:21:35,400
‫‫واااای!

454
00:21:36,270 --> 00:21:39,690
‫‫دیدم که لاستی یه آپرکات انفجاری زد.

455
00:21:39,690 --> 00:21:42,310
‫‫یعنی نقطه کورش اون پایینه؟

456
00:21:42,650 --> 00:21:45,770
‫‫خیلی وقت بود که یه مبارزه
‫‫‫این‌قدر بهم حال نداده بود!

457
00:21:45,770 --> 00:21:48,900
‫‫نمی‌خوای با من مبارزه کنی، ارباب شیاطین؟

458
00:21:49,850 --> 00:21:51,150
‫شوخیه بامزه‌ای بود.

459
00:21:51,150 --> 00:21:55,440
‫‫با وجود همه چی، خداروشکر اوضاع خوب پیش رفت.

460
00:21:55,440 --> 00:21:56,440
‫‫آره.

461
00:21:56,980 --> 00:21:59,690
‫‫اگه بشه اسم این رو گذاشت خوب پیش رفتن.

462
00:22:00,150 --> 00:22:02,400
‫‫ولی به همه خوش گذشت.

463
00:22:02,400 --> 00:22:04,190
‫‫برای یه جشنواره همین کافیه.

464
00:22:04,190 --> 00:22:09,900
‫‫باید در مورد استحکام سازه‌ها تجدید نظر کنیم،
‫‫‫ولی کی قراره جشنواره بعدی رو برگزار کنیم؟

465
00:22:09,900 --> 00:22:10,810
‫‫اممم...

466
00:22:12,230 --> 00:22:15,230
‫‫فکر کنم تا یه مدت همین بس باشه...

467
00:22:15,250 --> 00:22:25,250
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

468
00:23:46,060 --> 00:23:50,940
‫قسمت بعد

469
00:23:47,350 --> 00:23:50,940
‫قسمت 5

470
00:23:47,350 --> 00:23:50,940
‫قسمت 5

471
00:23:47,350 --> 00:23:50,940
‫‫یه روز آروم دیگه

472
00:23:47,350 --> 00:23:50,940
‫یه روز آروم دیگه
