WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:33.310 --> 01:35.690
‫‫بالاخره بهار از راه رسید.

01:44.230 --> 01:45.940
‫‫هی، نصفش کردی!

01:45.940 --> 01:46.850
‫‫عه؟

01:46.850 --> 01:48.980
‫به همین زودی خسته شدی؟

01:48.980 --> 01:50.150
‫‫چی‌میگی؟ تازه دارم گرم میشم!

01:50.150 --> 01:51.020
‫‫ادامه بده!

01:51.020 --> 01:53.100
‫‫ادامه بده!

01:51.020 --> 01:53.100
‫‫همه حسابی دارن تلاش می‌کنن.

01:53.100 --> 01:54.310
‫‫ادامه بده!

01:54.480 --> 01:57.350
‫‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

02:00.900 --> 02:04.850
‫‫با این ضعفتون، دارید آبروی
‫‫‫قلمرو شیاطین رو می‌برید!

02:04.850 --> 02:06.060
‫‫ده دور دیگه مونده!

02:06.060 --> 02:07.270
‫‫چی؟!

02:08.350 --> 02:09.730
‫‫حسابی دارن سنگ تموم می‌ذارن.

02:09.730 --> 02:12.480
‫‫خب، نظم باعث طراوت می‌شه.

02:12.850 --> 02:15.270
‫‫چرا همه دارن ورزش می‌کنن؟

02:15.270 --> 02:17.690
‫‫معلومه، برای مسابقه هنرهای رزمی.

02:17.690 --> 02:20.190
‫‫حتی دخترهای دفتر دهیاری هم
‫‫‫شرکت می‌کنن؟

02:20.350 --> 02:24.020
‫کارمندان دهکده

02:20.730 --> 02:23.770
‫‫اصلاً بهشون نمی‌خوره اهل مبارزه باشن.

02:24.230 --> 02:29.150
‫‫برای اینکه توی قلمرو شیاطین
‫‫قدرت بدست بیاری، باید مهارت رزمی هم داشت.

02:29.150 --> 02:30.480
‫‫جدی؟

02:30.480 --> 02:31.980
‫‫هی! کم‌کاری نکن!

02:31.980 --> 02:33.400
‫‫لو رفتم.

02:33.520 --> 02:35.440
‫‫پس من دیگه برم.

02:40.730 --> 02:42.020
‫‫وقت مبارزه‌ست!

02:42.020 --> 02:43.400
‫‫گیر افتادم...

02:43.400 --> 02:44.270
‫‫هی!

02:44.270 --> 02:45.480
‫‫باید درست انجامش بدی!

02:45.480 --> 02:46.900
‫‫اوه!

02:46.900 --> 02:50.400
‫‫به نظر میاد همه برای مسابقه
‫‫‫هیجان‌زده‌ان.

02:50.400 --> 02:52.730
‫‫هفتصد و یک!
‫‫‫هفتصد و دو!

02:53.150 --> 02:55.230
‫‫من میرم خونه که تمرین کنم.

02:55.230 --> 02:56.520
‫‫برای چی؟

02:56.520 --> 02:59.310
‫‫از وقتی اومدم اینجا، از تمام
‫‫‫قدرتم استفاده نکردم،

02:59.310 --> 03:00.730
‫‫واسه همین باید تمرین کنم.

03:01.230 --> 03:02.480
‫‫اون تازه تمرین‌نکرده‌ت بود؟

03:02.480 --> 03:04.230
‫‫خیلی با روزای اوجم فاصله دارم.

03:06.190 --> 03:08.400
‫‫اگه از تمام قدرتش استفاده کنه...

03:08.400 --> 03:10.270
‫‫اوه گه!

03:10.520 --> 03:11.650
‫‫راستش!

03:12.690 --> 03:15.190
‫‫ما برای مسابقه به داور نیاز داریم،

03:15.190 --> 03:17.650
‫‫و من هیچی از هنرهای رزمی
‫‫‫سرم نمی‌شه.

03:17.650 --> 03:18.850
‫‫ولی این که خسته‌کننده‌ست...

03:18.850 --> 03:21.560
‫‫داور باید آدم خیلی قدرتمندی باشه.

03:21.560 --> 03:24.690
‫‫کسی که بتونه به همه نشون بده
‫‫‫قدرت واقعی یعنی چی!

03:24.690 --> 03:27.400
‫‫فکر کنم حق با توئه.

03:27.400 --> 03:28.400
‫‫شهردار!

03:28.900 --> 03:30.900
‫‫من میرم خونه که تمرین کنم.

03:30.900 --> 03:32.230
‫‫غرش!

03:32.230 --> 03:33.730
‫‫بااا!

03:34.230 --> 03:36.480
‫‫من دو تا داور می‌خوام!

03:36.650 --> 03:38.900
‫‫دو تا متخصص!

03:38.900 --> 03:42.770
‫‫فقط دوتا مبارز کار بلد
‫‫‫می‌تونن داور باشن!

03:42.770 --> 03:43.690
‫‫فکر خوبیه!

03:43.690 --> 03:44.810
‫‫منطقیه.

03:44.810 --> 03:46.310
‫‫عالیه! رو شما دوتا حساب می‌کنم!

03:46.310 --> 03:47.690
‫‫ولی من هنوز می‌خوام مبارزه کنم.

03:47.690 --> 03:49.230
‫‫آره، مگه نه؟

03:49.230 --> 03:53.190
‫‫قرار شد اونا داوری مسابقه رو به عهده بگیرن
‫‫و آخر سر یه مسابقه نمایشی داشته باشن.

03:54.810 --> 03:57.060
‫‫چرا اون‌طوری ترسناک می‌خندی؟

03:57.060 --> 04:00.560
‫‫بالاخره می‌تونم دوباره بهت مشت بزنم، تیا.

04:00.850 --> 04:06.060
‫خندیدم لولوسی، تا حالا شده مشتت
‫‫‫حتی یه بار هم به من بخوره؟

04:06.060 --> 04:07.690
‫‫نشده؟

04:09.230 --> 04:09.940
‫‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

04:09.940 --> 04:11.150
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

04:09.940 --> 04:11.150
‫‫همین الان یکی خوردی.

04:11.150 --> 04:12.190
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫‫‫اونا قبلا رقیب هم بودن.

04:11.150 --> 04:12.190
‫‫خوردم؟

04:12.190 --> 04:12.810
‫‫خوردم؟

04:12.810 --> 04:14.440
‫‫آروم باش، آروم.

04:14.440 --> 04:16.310
‫‫اوضاع داره حسابی خشن می‌شه، نه؟

04:16.310 --> 04:18.310
‫‫تو نمی‌خوای ملحق بشی؟

04:18.310 --> 04:22.060
‫‫من نقش شفاگر رو بازی می‌کنم
‫‫‫و کسایی که آسیب می‌بینن رو درمان می‌کنم.

04:22.060 --> 04:22.900
‫‫فکر کردم دلت می‌خواد همه چیز رو منفجر کنی.

04:22.900 --> 04:24.350
‫‫فکر کردم دلت می‌خواد همه چیز رو منفجر کنی.

04:22.900 --> 04:24.350
‫‫شاهد بزرگ‌ترین انفجار تاریخ باشید!

04:24.350 --> 04:25.310
‫‫شاهد بزرگ‌ترین انفجار تاریخ باشید!

04:25.650 --> 04:28.400
‫‫مواد منفجره برای استفاده روی آدم‌ها نیست.

04:28.400 --> 04:29.900
‫‫سر این یکی موافقم...

04:30.400 --> 04:36.560
‫‫باید یه استادیوم بسازیم که همه ساکنین
‫‫‫و مهمون‌هامون بتونن تماشا کنن و لذت ببرن.

04:36.850 --> 04:43.650
‫سکوی مبارزه

04:37.350 --> 04:40.520
‫‫یه سکو و جایگاه تماشاچی‌ها می‌سازیم.

04:38.770 --> 04:43.650
‫صندلی‌ها

04:40.520 --> 04:43.650
‫‫بیاید برای مغازه‌ها و رستوران‌ها هم
‫‫‫جا در نظر بگیریم.

04:40.650 --> 04:43.650
‫محوطه غرفه‌ها

04:43.900 --> 04:46.730
‫‫یعنی می‌تونن هم تماشا کنن و هم غذا بخورن؟

04:46.730 --> 04:48.350
‫‫چه باکلاس.

04:48.350 --> 04:50.980
‫‫باید چند تا خوراکی جشنواره‌ای
‫‫‫خوشمزه هم جور کنیم.

04:52.600 --> 04:54.020
‫آرامش فراوان.

04:55.480 --> 04:58.310
‫‫طولی نکشید که روز موعود فرا رسید.

05:05.270 --> 05:06.350
‫‫نگاه کن!

05:06.350 --> 05:07.350
‫‫واو!

05:09.850 --> 05:13.940
‫‫ممنون که امروز ما رو دعوت کردید.

05:10.850 --> 05:13.940
‫دختر ارباب شیاطین

05:10.850 --> 05:13.940
‫یوری

05:14.020 --> 05:15.940
‫‫آره، خیلی وقت بود ندیده بودیمتون.

05:15.940 --> 05:18.400
‫‫ایشون هم... پدر من هستن.

05:18.730 --> 05:20.650
‫‫اسمم گالگاردو هست.

05:20.650 --> 05:23.770
‫‫ارباب شیاطینِ
‫‫‫قلمرو شیاطین گالگاردو.

05:23.980 --> 05:25.150
‫‫ارباب شیاطین؟

05:25.150 --> 05:28.020
‫‫چیکار کنم؟
‫‫‫من که آداب و رسومشون رو بلد نیستم...

05:28.230 --> 05:31.060
‫‫پدر، نیازی به این‌همه تشریفات نیست.

05:31.060 --> 05:32.650
‫هوم، ‫درسته.

05:32.650 --> 05:35.600
‫‫من پدر یوری هستم. از آشنایی‌تون خوشبختم.

05:35.600 --> 05:37.600
‫‫ممنون که پیش‌ما اومدید.

05:37.600 --> 05:40.150
‫‫امیدوارم دخترامون براتون
‫‫‫دردسر درست نکرده باشن.

05:40.400 --> 05:41.810
‫‫نه، اصلاً.

05:41.810 --> 05:43.600
‫خیلی عادی حرف میزنه،

05:43.600 --> 05:47.810
‫‫ولی توی قلمرو خودش آدم مهمیه
‫‫‫و حتماً خیلی هم قویه.

05:48.350 --> 05:49.440
‫‫ببخشید.

05:50.150 --> 05:51.980
‫‫شما باید شهردار باشید.

05:51.980 --> 05:54.190
‫‫بله، خودم هستم. شما هم...؟

05:54.350 --> 05:55.980
‫‫اون پدر منه.

05:55.980 --> 05:57.190
‫‫و پدربزرگ من!

05:57.770 --> 05:59.310
‫‫یعنی...

05:59.730 --> 06:01.350
‫‫شما همون اژدهای امپراتور هستید؟

05:59.730 --> 06:01.350
‫اژدهای                  امپراتور

06:01.440 --> 06:03.650
‫این صرفا یه عنوان افتخاریه.

06:03.940 --> 06:05.440
‫‫می‌تونید دوز صدام کنید.

06:05.440 --> 06:06.350
‫‫پس جناب دوز.

06:06.350 --> 06:06.690
‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

06:06.350 --> 06:06.690
‫‫پس، دوز-ساما.

06:06.690 --> 06:08.190
‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

06:06.690 --> 06:08.190
‫‫فقط دوز.

06:08.190 --> 06:09.940
‫‫یعنی اون واقعاً همون اژدهای افسانه‌ایه که...؟

06:09.940 --> 06:11.940
‫‫بله. بیشتر از این حرفی نزن.

06:11.940 --> 06:12.940
‫‫و ایشون؟

06:12.940 --> 06:14.770
‫‫اوه، ایشون؟ ایشون پادشاه شیاطین هستن.

06:15.190 --> 06:16.400
‫عه، واقعاً؟

06:16.400 --> 06:18.350
‫‫آره. پدر یوریه.

06:19.600 --> 06:22.020
‫‫پس شما رهبر قلمرو شیاطین هستید؟

06:22.020 --> 06:23.690
‫‫دقیقا...

06:23.690 --> 06:25.310
‫‫همین‌طوره.

06:26.560 --> 06:29.770
‫‫ممنون که همگی اینجا جمع شدید.

06:30.060 --> 06:34.690
‫‫حالا اولین دوره مسابقات هنرهای رزمی
‫‫‫دهکده درخت بزرگ رو شروع می‌کنیم.

06:37.810 --> 06:39.770
‫‫باید جالب باشه.

06:39.770 --> 06:41.600
‫‫د-دقیقاً.

06:41.600 --> 06:43.270
‫‫همه حسابی هیجان‌زده‌ان.

06:43.270 --> 06:47.600
‫‫خب، این بزرگ‌ترین رویدادیه که
‫‫‫تا حالا برگزار کردیم.

06:47.600 --> 06:51.230
‫‫راستی، قرار بود اینجا مثلا
‫‫جای نشستن مهمون‌هامون باشه.

06:51.230 --> 06:53.600
‫همین خوبه. فقط با اعتمادبه‌نفس بشین.

06:54.440 --> 06:58.440
‫‫خب، امم، همگی سعی کنید اون وسط آسیب نبینید.

06:59.650 --> 07:01.350
‫و، ‫جمعیت حسابی به وجد اومد.

07:01.730 --> 07:02.230
‫‫دارم مضطرب می‌شم. بیاید صدمونو بذاریم وسط!

07:02.230 --> 07:04.850
‫‫و ما بخش اول رو با کسایی که دوست داشتن شرکت کنن شروع کردیم.

07:02.230 --> 07:04.850
‫‫دارم مضطرب می‌شم. بیاید صدمونو بذاریم وسط!

07:05.150 --> 07:06.560
‫‫قوانین ساده بودن.

07:06.810 --> 07:09.230
‫‫برای مبارزات تن‌به‌تن قرعه‌کشی می‌کردن.

07:07.850 --> 07:11.480
‫قوانین تورنمنت آزاد

07:09.230 --> 07:12.480
‫‫برای برنده شدن، یا باید حریف
‫‫رو از میدون مسابقه بیرون بندازن،

07:12.480 --> 07:14.850
‫‫یا اینکه بر اساس سربندهاشون تصمیم بگیریم.

07:14.850 --> 07:16.940
‫‫سربند‌هاشون با جادوی محافظ طلسم شدن

07:16.940 --> 07:20.150
‫و هروقت ضربه‌ی کاری‌ای بخورن سربند‌ها پاره میشن.

07:20.980 --> 07:25.810
‫‫دور اول بین کارمند، رُزالیند،
‫‫‫و زنِ جانورنما، مامو بود.

07:26.150 --> 07:27.400
‫‫آماده؟

07:27.400 --> 07:28.600
‫‫برید...

07:28.900 --> 07:29.650
‫‫توکارش!

07:38.440 --> 07:41.850
‫‫واو، از همون اول یه مبارزه واقعی رو شروع کردن.

07:42.020 --> 07:45.940
‫از اینکه فکر کردم قراره فقط باهم
‫‫چوب‌بازی کنن خجالت کشیدم.

07:42.020 --> 07:45.940
‫انتظارات

08:01.270 --> 08:03.730
‫‫برنده، رُزالیند-سان!

08:06.270 --> 08:08.480
‫‫می‌خوام برم پیش شفاگر...

08:08.480 --> 08:11.060
‫‫اوه، بدجور آسیب دیدی.

08:08.480 --> 08:14.150
‫درحال درمان...

08:11.060 --> 08:13.230
‫‫آم، من، واقعاً متاسفم!

08:13.230 --> 08:14.150
‫‫خوب می‌شم.

08:14.480 --> 08:17.100
‫به توجه مبارزان می‌رسونم!

08:17.100 --> 08:21.270
‫‫می‌تونم شکستگی‌های استخون رو درمان کنم،
‫‫‫ولی وصل کردن اعضای کنده شده کار سختیه.

08:21.270 --> 08:23.650
‫‫پس لطفاً چیزی رو از سر جاش نکنید!

08:23.650 --> 08:25.100
‫‫چه اعلامیه ترسناکی.

08:25.100 --> 08:26.770
‫بخش اول تورنمنت جنگجوها

08:32.600 --> 08:35.230
‫‫هوم. همین بود؟

08:35.230 --> 08:36.350
‫‫یاالله!

08:37.480 --> 08:39.020
‫‫دونوان برنده شد!

08:39.020 --> 08:40.810
‫‫اصلاً شانسی نداشتم.

08:40.810 --> 08:45.020
‫‫سی سال دیگه صبر کنی، عالی می‌شی.

08:45.020 --> 08:48.600
‫‫این برای متوقف کردن یه دورف پیر کافی نیست.

08:48.600 --> 08:51.900
‫‫اون‌ها از جنگل‌های پر از هیولا
‫‫‫رد شدن تا به اینجا برسن.

08:51.900 --> 08:52.770
‫‫درسته.

08:52.770 --> 08:55.190
‫‫بعد از اون هم تعداد بیشتری اومدن.

08:55.190 --> 08:56.650
‫‫شنیدم اینجا بساط عیش و نوش به راهه.

08:56.650 --> 08:58.270
‫اوه، چقدر دیر اومدی.

08:58.520 --> 09:02.150
‫‫آماده باش برای رویارویی با گرووالد رابی کول!

09:02.560 --> 09:04.940
‫‫نه! دور شو!

09:05.400 --> 09:06.520
‫‫تمومه!

09:06.730 --> 09:08.350
‫‫روآجو-سان برنده شد!

09:09.020 --> 09:10.770
‫‫زیادی دور شدم؟!

09:10.770 --> 09:12.310
‫‫هایا!

09:18.400 --> 09:19.770
‫‫برنده.

09:19.770 --> 09:21.060
‫موفقیت.

09:21.060 --> 09:23.560
‫‫چند تا مبارزه آروم‌تر هم بود.

09:26.310 --> 09:29.810
‫‫مبارزه نهایی تورنمنت آزاد
‫‫‫بین فلو و سنا بود.

09:30.980 --> 09:33.810
‫‫فلو از شمشیر و جادو استفاده می‌کرد.

09:34.810 --> 09:38.850
‫‫ولی سنا... دست‌خالی بود؟

09:41.310 --> 09:44.100
‫‫فلو! خیلی خفنی!

09:44.100 --> 09:45.600
‫‫سربلندمون کن!

09:45.600 --> 09:46.810
‫‫من بزرگ‌ترین طرفدارتم!

09:46.810 --> 09:48.190
‫‫آماده‌ای؟

09:48.190 --> 09:49.190
‫‫مبارزه!

09:51.020 --> 09:52.480
‫‫قدرت‌های باد!

10:12.100 --> 10:13.190
‫‫بگیرش!

10:13.190 --> 10:14.310
‫‫تو می‌تونی!

10:13.190 --> 10:14.310
‫‫واو!

10:14.310 --> 10:14.850
‫‫عجب.

10:15.230 --> 10:19.560
‫دارن ‫خیلی بیشتر از همیشه تهاجمی‌ رفتار می‌کنن.

10:20.480 --> 10:22.980
‫‫سنا از کی کشتی‌گیر شده؟

10:23.100 --> 10:24.810
‫‫ف-ل-و! تو فوق‌العاده‌ای!

10:24.810 --> 10:27.100
‫‫ف-ل-و! تو فوق‌العاده‌ای!

10:24.810 --> 10:27.100
‫‫همون‌جا! کارش رو تموم کن!

10:31.100 --> 10:32.230
‫‫بگیرش!

10:32.690 --> 10:33.810
‫‫از پشت گرفتش؟!

10:35.310 --> 10:36.310
‫‫اوه نه...

10:36.310 --> 10:37.560
‫‫آآآه!

10:38.600 --> 10:39.810
‫‫اوه...

10:40.810 --> 10:43.560
‫‫هر دوشون با هم افتادن، پس...
‫‫‫مساوی شد!

10:45.650 --> 10:47.600
‫‫چه مبارزه عالی‌ای بود.

10:47.600 --> 10:50.600
‫‫تورنمنت آزاد همین‌جا تموم می‌شه.

10:50.600 --> 10:51.940
‫‫تبریک می‌گم.

10:51.940 --> 10:54.480
‫‫مبارزه‌هاتون از چیزی که فکر می‌کردم
‫‫‫تحسین‌برانگیزتر بود.

10:54.810 --> 10:58.400
‫‫به برنده‌ها مدال افتخاری داده شد.

10:58.400 --> 11:01.690
‫‫لطفاً یه بار دیگه برای مبارزهای
‫‫‫شجاعمون دست بزنید.

11:01.690 --> 11:02.730
‫‫عالی بود!

11:01.690 --> 11:02.730
‫‫فلو...

11:02.730 --> 11:03.730
‫‫خیلی خفن بودی!

11:02.730 --> 11:03.730
‫‫بله؟

11:03.730 --> 11:04.730
‫‫نزدیک بود ببری!

11:03.730 --> 11:04.730
‫‫آه...

11:04.810 --> 11:08.520
‫‫ولی اون تازه بخش اول بود.

11:09.100 --> 11:11.690
‫‫نمی‌دونم تورنمنت جنگجوها
‫‫‫چطور قراره پیش بره.

11:11.980 --> 11:16.400
‫‫صبر کن، اسم شهردار رو توی لیست
‫‫‫نمی‌بینم.

11:16.730 --> 11:20.270
‫‫هیس، حتماً قراره سورپرایز باشه.

11:20.650 --> 11:23.400
‫‫ببخشید، نزدیک بود لو بدمش.

11:23.400 --> 11:26.100
‫‫من که شخصیت مخفی نیستم که
‫‫قراره آخر بازی آزاد بشه، فهمیدید؟

11:28.650 --> 11:32.560
‫‫حالا تورنمنت جنگجوها رو شروع می‌کنیم!

11:32.900 --> 11:35.310
‫‫قوانین توی این بخش ساده‌تره.

11:35.310 --> 11:37.980
‫‫برنده‌ وقتی مشخص می‌شده که
‫‫‫طرف مقابل بیهوش یا تسلیم بشه.

11:37.980 --> 11:40.020
‫‫هیچ محدودیتی ‌هم برای سلاح نداره.

11:40.020 --> 11:43.770
‫‫فقط کسایی اجازه ورود داشتن که
‫‫‫بتونن با این قوانین بجنگن.

11:44.190 --> 11:47.350
‫طبق جدول تورنمنت اولین مبارزه بین...

11:45.310 --> 11:51.940
دور اول تورنمنت جنگجوها

11:45.310 --> 11:51.940
‫دور اول تورنمنت جنگجوها

11:47.350 --> 11:51.940
‫گرگ جهنمی

11:47.350 --> 11:51.940
‫اونو

11:47.360 --> 11:49.600
‫‫اونو، یه گرگ جهنمی

11:49.600 --> 11:51.940
‫لامیا

11:49.600 --> 11:51.940
‫جونیا

11:49.610 --> 11:51.650
‫‫و جونیا، یه لامیا بود.

11:54.520 --> 11:55.940
‫‫من از پسش برمیام.

11:55.940 --> 11:58.150
‫‫این دفعه تک‌به‌تکه...

11:58.440 --> 12:00.900
‫‫انگار خیلی درگیره.

12:00.900 --> 12:04.810
‫‫خب، گرگ‌ها نزدیک بود تقریباً کل نژادش رو منقرض کنن.

12:04.810 --> 12:08.480
‫‫آره، اون تقصیر من بود.

12:08.980 --> 12:11.190
‫مبارزه شروع شد!

12:21.310 --> 12:22.400
‫‫عجب!

12:22.400 --> 12:24.690
‫‫داره از تمام توان بدنش استفاده می‌کنه.

12:26.900 --> 12:29.270
‫‫این همون چیزیه که مدت‌ها براش تمرین کردم.

12:29.270 --> 12:30.690
‫‫تسلیم می‌شی؟

12:42.310 --> 12:43.560
‫‫چه کنیم؟

12:43.560 --> 12:45.350
‫‫تسلیم می‌شم!

12:46.940 --> 12:49.020
‫‫نمی‌دونستم می‌تونن از این کارا هم بکنن.

12:49.020 --> 12:54.440
‫ظاهرا داستان‌هایی که میگن یه گرگ جهنمی
‫‫میتونه کل یه شهر رو نابود کنه واقعی بودن.

12:54.440 --> 12:56.100
‫‫اونو برنده شد!

12:57.980 --> 13:01.650
‫‫دور بعدی بین داگا، مرد مارمولکی

13:03.440 --> 13:06.730
‫‫و یکی از بچه‌های زابوتون، ماکورا بود.

13:07.060 --> 13:08.770
‫نگاهی به قبل

13:07.310 --> 13:08.770
‫‫می‌خوای شرکت کنی؟

13:09.270 --> 13:13.730
‫‫باشه، ولی اون موقع دیگه نمی‌تونیم بهت بگیم
‫‫‫«بچه زابوتون».

13:13.730 --> 13:15.560
‫‫یه اسم لازم داری...

13:15.850 --> 13:19.350
‫چون ‫تُپُلی هستی، نظرت راجب «ماکورا» که
‫‫معنیش میشه بالش چیه؟

13:19.940 --> 13:22.190
‫‫اوه، انگار ازش خوشت اومد.

13:19.940 --> 13:22.190
‫نام جدید: ماکورا

13:25.100 --> 13:26.310
‫‫هاپ!

13:26.730 --> 13:27.940
‫‫سعی!

13:28.270 --> 13:29.770
‫فقط داره جاخالی میده.

13:29.770 --> 13:31.480
‫فعلا ‫داگا دست بالا رو داره.

13:31.480 --> 13:33.020
‫‫مطمئنی؟

13:37.730 --> 13:39.730
‫‫دیگه راهی برای فرار نمونده...

13:42.100 --> 13:43.520
‫‫من شکست خوردم.

13:43.520 --> 13:45.100
‫‫برنده ماکورا‌ست!

13:46.560 --> 13:48.020
‫‫اصلاً شانسی نداشتم...

13:50.100 --> 13:51.520
‫‫واقعاً باید انقدر قوی باشه؟

13:51.520 --> 13:52.520
‫‫موفق باشی!

13:52.520 --> 13:53.690
‫‫برو که بترکونی!

13:53.690 --> 13:55.520
‫و حالا ‫دور سوم!

13:55.810 --> 14:01.900
‫«یا» از الف‌های کوهستان در مقابل
‫‫‫مهمانمون از دهکده هاولینگ(زوزه)، گارف-سان!

14:02.730 --> 14:04.230
‫‫آماده...

14:04.730 --> 14:05.900
‫‫بجنگید!

14:06.230 --> 14:07.480
‫آماده‌باش.

14:16.400 --> 14:18.940
‫‫به نظر برای گارف آسون میاد.

14:18.940 --> 14:20.850
‫‫خیلی خونسرد به نظر می‌رسه.

14:21.020 --> 14:23.770
‫‫اون بزرگ‌ترین جنگجوی
‫‫‫دهکده‌ی هاولینگه!

14:24.980 --> 14:28.810
‫‫باید برای «یا» سخت باشه با اون سلاحی که داره جلوش بجنگه.

14:28.810 --> 14:31.190
‫‫بله، این براش یه نقطه ضعفه.

14:31.190 --> 14:33.020
‫‫که باعث میشه فقط یه راه براش باقی بمونه.

14:34.480 --> 14:36.980
‫‫یه تک ضربه‌ پر از قدرت جادویی!

14:37.270 --> 14:40.850
‫‫هاااا!

14:46.730 --> 14:47.650
‫‫اوپ!

14:47.650 --> 14:50.520
‫‫هوف، نزدیک بود.

14:50.520 --> 14:53.350
‫‫ای بابا، زاویه‌اش درست نبود!

14:53.350 --> 14:56.810
‫‫یا تسلیم شد و گارف
‫‫‫برنده دور سوم شد.

14:56.810 --> 14:58.100
‫‫برو بترکون!

14:58.100 --> 14:59.690
‫‫بعدش نوبت دور چهارم رسید.

14:59.690 --> 15:00.810
‫مبارزان ‫بعدی...

15:01.520 --> 15:04.270
‫‫نماینده‌ی های‌الف‌ها(الف‌های والا)، لیا-سان.

15:05.190 --> 15:08.600
‫‫حریفش، فرشته گرانماریا-سان!

15:09.150 --> 15:11.270
‫‫قوانین این دور یکم تغییر می‌کنه.

15:11.270 --> 15:13.900
‫‫خارج‌شدن از سکو دیگه به معنی باختن نیست.

15:13.900 --> 15:16.440
‫‫چون یکی‌شون می‌تونه پرواز کنه، عادلانه نبود.

15:16.850 --> 15:19.270
‫‫از سلاح همیشگیت استفاده نمی‌کنی؟

15:19.270 --> 15:20.690
‫‫نه...

15:20.690 --> 15:23.940
‫‫اگه از نیزه‌ام استفاده کنم،
‫‫‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

15:23.940 --> 15:26.940
‫‫من کاملاً آماده‌ام که با تمام قدرتت بجنگم.

15:27.520 --> 15:29.060
‫‫آماده‌اید؟

15:29.060 --> 15:30.270
‫‫بجنگید!

15:43.400 --> 15:45.600
‫‫خوب بلدی خودت رو قایم کنی. اما...

15:49.480 --> 15:51.600
‫‫از بالا، همه چیز مشخصه...

15:58.060 --> 15:59.060
‫‫هااا!

16:07.600 --> 16:10.850
‫‫چی میگی؟ نمی‌خوای تسلیم بشی؟

16:10.850 --> 16:12.100
‫‫هرگز!

16:12.520 --> 16:16.350
‫‫فکر کردی اگه یه آدم کوچیک مثل من رو
‫‫‫زمین‌گیر کنی، برنده می‌شی؟

16:16.350 --> 16:20.480
‫‫ولی وزن تو حتی نصفِ
‫‫‫وزن نیزه من هم نیست!

16:24.230 --> 16:26.230
‫‫داری دیوونه بازی درمیاری!

16:27.060 --> 16:28.770
‫راه دیگه‌ای برام نذاشتی!

16:38.150 --> 16:40.310
‫دقیقا کدوممون دیوونه بازی درآورد؟

16:42.690 --> 16:46.440
‫‫فقط کافیه بایستم تا ببرم.

16:49.350 --> 16:51.190
‫‫ولی نمی‌تونم...

16:53.690 --> 16:55.480
‫‫مساوی شد؟

16:55.480 --> 16:57.810
‫‫نبرد حماسی‌ای بود.

16:58.150 --> 17:03.230
‫ولی، نبردهای اصلی هنوز شروع نشده بودن.

16:59.980 --> 17:04.150
‫دور پنجم مسابقات جنگجوها

17:02.230 --> 17:04.150
‫تیا

17:03.230 --> 17:06.270
‫کودل

17:04.230 --> 17:06.270
‫‫اصلاً کمکاری نکنیا.

17:06.350 --> 17:08.480
‫‫عه، چشم...

17:09.060 --> 17:10.270
‫‫شروع...

17:11.810 --> 17:13.230
‫‫تیا برنده شد!

17:13.230 --> 17:15.480
‫‫آخ! هیچ‌کس نمی‌تونه حریفش بشه!

17:15.470 --> 17:17.400
‫دور ششم مسابقات جنگجوها

17:15.850 --> 17:19.150
‫کورونه

17:16.480 --> 17:17.400
لو ‫لولوسی

17:17.480 --> 17:19.150
‫‫بیا جلو ببینم.

17:19.230 --> 17:20.480
‫‫کارم تمومه...

17:20.480 --> 17:21.560
‫‫شروع...

17:22.940 --> 17:24.520
‫‫برنده لو-سان!

17:25.480 --> 17:27.810
‫‫فکر کردم کارم تمومه.

17:25.480 --> 17:30.150
‫کاملاً درمان شدن

17:27.810 --> 17:28.900
‫‫اوه...

17:28.900 --> 17:30.150
‫‫بالاخره وقتش رسید!

17:30.600 --> 17:33.520
‫‫باید شکوه عظمت خواهرم، وقتی که داره
‫‫می‌جنگه رو، تمام و کمال ثبت و ضبط کنم!

17:33.520 --> 17:36.150
‫اشکالی نداره شفاگرمون این بالا باشه؟

17:36.150 --> 17:36.980
‫‫هاع؟

17:36.980 --> 17:39.350
‫اونه-ساما که هیچ وقت چیزیش نمیشه.

17:39.350 --> 17:40.850
‫واقعا؟

17:45.020 --> 17:47.400
‫‫اونه-سامــــــــا(خواهر بزرگه)!

17:54.060 --> 17:56.020
‫خب؟ ‫شروع کنیم؟

17:57.520 --> 17:58.520
‫‫بزن بریم.

17:58.980 --> 18:00.690
‫‫آماده...

18:01.810 --> 18:03.020
‫‫بجنگید!

18:07.350 --> 18:08.400
‫‫چی؟!

18:09.480 --> 18:10.850
‫‫این دیگه چیه؟

18:10.850 --> 18:13.060
‫‫حتی نمی‌‌تونم بفهمم که
‫‫‫چه اتفاقی داره می‌افته!

18:13.400 --> 18:15.100
‫‫لوسی! لوسی! لوسی!

18:15.100 --> 18:17.230
‫‫بقیه میتونن ببینن داره چی میشه؟

18:15.100 --> 18:17.230
‫‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

18:17.230 --> 18:17.940
‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

18:17.940 --> 18:19.270
‫پس...

18:17.940 --> 18:19.270
‫اونه-سامـــا!‫ اونه-سامـــا! ‫اونه-سامـــا!

18:24.560 --> 18:26.440
‫می‌بینمشون!

18:28.440 --> 18:31.770
‫ابزار کشاورزی نهایی واقعاً
‫‫توانایی‌های جسمیم رو بالا می‌بره.

18:31.770 --> 18:34.310
‫‫چشمام به زور می‌تونن دنبالشون کنن.

18:41.730 --> 18:43.190
‫‫این فوق‌العاده‌ست!

18:43.190 --> 18:44.690
‫‫همینه! منفجرش کن!

18:44.690 --> 18:46.350
‫دارم میام برات!

18:52.940 --> 18:53.940
‫‫چی؟!

18:56.230 --> 18:57.690
‫‫همون‌طور که گفتم.

18:57.690 --> 18:59.690
‫‫بالاخره دوباره می‌تونم بهت مشت بزنم.

19:00.100 --> 19:02.600
‫‫خوبه ، پس بزن بریم!

19:04.980 --> 19:06.230
‫‫اووف...

19:06.230 --> 19:07.480
‫اینو بگیر!

19:07.600 --> 19:09.230
‫‫حسابی دارن با هم می‌جنگن.

19:09.230 --> 19:10.350
‫‫بس کن!

19:10.350 --> 19:12.230
‫ولی ‫به نظر میاد که دارن خوش می‌گذرونن.

19:12.230 --> 19:13.310
‫‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

19:13.310 --> 19:14.730
‫‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

19:13.310 --> 19:14.730
‫‫بدک نیستی.

19:14.730 --> 19:16.230
‫اگه این یه مانگای شونن بود، بعد دعوا
‫‫رفیق جینگ هم می‌شدن.

19:14.730 --> 19:16.230
‫تو هم همینطور.

19:16.690 --> 19:17.900
‫‫چطور جرئت می‌کنی!

19:17.900 --> 19:18.810
‫‫چطور جرئت می‌کنم چی؟!

19:18.810 --> 19:19.020
‫‫شاید این مشت‌ها از روی
‫‫‫دوستی و رفاقت باشه...

19:18.810 --> 19:19.020
‫‫چطور جرئت می‌کنم چی؟!

19:19.020 --> 19:21.850
‫‫شاید این مشت‌ها از روی\دوستی و رفاقت باشه...

19:19.020 --> 19:21.850
‫‫آخ! قرار بود نوبتی بزنیم!

19:21.850 --> 19:22.440
‫‫شاید این مشت‌ها از روی
‫‫‫دوستی و رفاقت باشه...

19:21.850 --> 19:22.440
‫‫من همچین قانونی رو یادم نمیاد!

19:22.440 --> 19:23.480
‫‫من همچین قانونی رو یادم نمیاد!

19:30.310 --> 19:31.810
‫‫ای بابا.

19:31.810 --> 19:33.980
‫‫این اصلاً عادلانه نیست!

19:33.980 --> 19:34.230
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

19:33.980 --> 19:35.900
‫از فاصله‌ای ایمن

19:34.230 --> 19:35.900
‫‫برنده تیاست.

19:34.230 --> 19:35.900
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

19:35.900 --> 19:36.600
‫‫اصلاً عادلانه نیست!

19:37.190 --> 19:39.060
‫‫فکر کنم دیگه تموم شد.

19:39.060 --> 19:40.480
‫‫عزیزم!

19:40.480 --> 19:42.600
‫‫تیا داره اذیتم می‌کنه!

19:42.600 --> 19:44.440
‫‫آخ! آخ! درد می‌کنه! آخ!

19:44.440 --> 19:46.480
‫‫آخ! آخ! درد می‌کنه! آخ!

19:44.440 --> 19:46.480
‫نامردیه ‫الان از این کارا بکنی!

19:46.810 --> 19:50.270
‫‫بعد از یه نبرد فوق‌العاده،
‫‫‫تیا، لو رو شکست داد.

19:51.190 --> 19:53.770
‫‫و حریفش توی مرحله نهایی کسی نبود جز...

19:57.060 --> 19:58.060
‫‫ها؟

19:58.810 --> 20:01.810
‫‫من برای این کار ساخته نشدم!

20:01.810 --> 20:04.440
‫‫منو یاد قدیما انداخت.

20:05.810 --> 20:09.690
‫‫ماکورا، قهرمانیت توی تورنمنت جنگجوها رو بهت تبریک می‌گم.

20:09.940 --> 20:12.440
‫‫جایزه‌اش این تاجه، اما...

20:12.980 --> 20:14.940
‫‫می‌خوای اونجا بذاریش؟

20:17.270 --> 20:19.730
‫‫ما اصلاً شانسی نداشتیم.

20:21.150 --> 20:23.940
‫‫باز هم از همه‌تون ممنونم.

20:24.230 --> 20:26.520
‫‫فقط یه جمله می‌گم.

20:26.520 --> 20:29.100
‫تمامی مبارزات فوق‌العاده بودن.

20:29.100 --> 20:31.230
‫‫حالا برید استراحت کنید-

20:31.230 --> 20:32.980
‫‫ای آقــــــــا!

20:32.980 --> 20:34.730
‫‫نوبت ما چی؟

20:32.980 --> 20:34.730
‫‫هو! هو!

20:32.980 --> 20:37.150
‫اعتراض

20:34.730 --> 20:37.150
‫‫ما هم می‌خوایم مبارزه کنیم!

20:37.230 --> 20:38.850
‫‫آه، درسته.

20:38.850 --> 20:44.520
‫‫برای حسن ختام، داورهای ما
‫‫‫یه نبرد نمایشی انجام می‌دن.

20:47.900 --> 20:49.350
‫‫دارم میام!

20:49.600 --> 20:51.190
‫‫بیا جلــــــــو!

21:06.150 --> 21:10.600
‫‫می‌گن این انفجار حتی از قلمرو شیاطین هم دیده می‌شد.

21:13.900 --> 21:18.650
‫‫مغازه‌ها که نابود شدن،
‫‫‫ولی حداقل نوشیدنی‌مون سالمه!

21:18.650 --> 21:19.900
‫‫خدا رو شکر.

21:19.900 --> 21:22.770
‫‫اون کسی بود که همه توانش رو گذاشت.

21:22.770 --> 21:24.400
‫‫انگار تو نذاشتی.

21:24.400 --> 21:26.230
‫‫می‌تونستی حداقل یکم مراعات کنی.

21:26.230 --> 21:27.480
‫‫منم همین‌طور!

21:26.230 --> 21:27.480
‫‫مراعات کردم.

21:27.480 --> 21:28.810
‫‫پس بیشتر مراعات می‌کردی.

21:28.810 --> 21:30.900
‫خب، ‫من بودم که بهشون اجازه دادم بجنگن.

21:31.190 --> 21:33.230
‫‫هاکورن این دور رو برد.

21:33.230 --> 21:34.440
‫‫باید بیشتر تمرین کنی.

21:34.440 --> 21:35.400
‫‫واااای!

21:36.270 --> 21:39.690
‫‫دیدم که لاستی یه آپرکات انفجاری زد.

21:39.690 --> 21:42.310
‫‫یعنی نقطه کورش اون پایینه؟

21:42.650 --> 21:45.770
‫‫خیلی وقت بود که یه مبارزه
‫‫‫این‌قدر بهم حال نداده بود!

21:45.770 --> 21:48.900
‫‫نمی‌خوای با من مبارزه کنی، ارباب شیاطین؟

21:49.850 --> 21:51.150
‫شوخیه بامزه‌ای بود.

21:51.150 --> 21:55.440
‫‫با وجود همه چی، خداروشکر اوضاع خوب پیش رفت.

21:55.440 --> 21:56.440
‫‫آره.

21:56.980 --> 21:59.690
‫‫اگه بشه اسم این رو گذاشت خوب پیش رفتن.

22:00.150 --> 22:02.400
‫‫ولی به همه خوش گذشت.

22:02.400 --> 22:04.190
‫‫برای یه جشنواره همین کافیه.

22:04.190 --> 22:09.900
‫‫باید در مورد استحکام سازه‌ها تجدید نظر کنیم،
‫‫‫ولی کی قراره جشنواره بعدی رو برگزار کنیم؟

22:09.900 --> 22:10.810
‫‫اممم...

22:12.230 --> 22:15.230
‫‫فکر کنم تا یه مدت همین بس باشه...

22:15.250 --> 22:25.250
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:46.060 --> 23:50.940
‫قسمت بعد

23:47.350 --> 23:50.940
‫قسمت 5

23:47.350 --> 23:50.940
‫‫یه روز آروم دیگه

23:47.350 --> 23:50.940
‫یه روز آروم دیگه
