WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:31.770 --> 01:35.020
‫تا اینجای داستان

01:35.350 --> 01:38.520
‫ساکنین جدید زیادی به
‫دهکده‌ی درخت بزرگ اومدن.

01:39.770 --> 01:42.480
‫مثل مینوتورهای غول‌پیکر.

01:44.190 --> 01:46.940
‫سانتورها که نیمه‌اسب نیمه‌انسان هستن.

01:47.980 --> 01:50.810
‫ارواح جنگلی نیونیودافنه.

01:51.440 --> 01:54.440
‫برای خوش‌آمدگویی به ۲۰۰ ساکن جدیدمون،

01:55.400 --> 01:59.600
‫نماینده‌هایی از هر نژاد رو دعوت کردیم
‫تا در مورد ادامه‌ی کار باهم صحبت کنیم.

02:00.850 --> 02:04.440
‫بابت آماده نبودن خونه‌های
‫مناسب، عذرخواهی می‌کنم.

02:04.440 --> 02:10.060
‫می‌خواستم کمکم کنید
‫تا بتونیم مردم‌تون رو اینجا جا بدیم...

02:10.650 --> 02:12.560
‫واقعاً لازم نیست اینقدر به من احترام بذاری.

02:12.560 --> 02:15.480
این چه حرفیه! در حضور شما،

02:15.480 --> 02:18.190
‫من چیزی بیشتر از ذره غباری نیستم
که یه گوشه‌ای‌ از این اتاق افتاده.

02:18.190 --> 02:19.690
ذره غبار؟

02:20.310 --> 02:22.440
‫بیایید همه راحت باشیم و-

02:24.100 --> 02:25.310
‫کارت راهنما؟

02:28.810 --> 02:30.480
‫این بار رو ازت میگذرم.

02:30.480 --> 02:32.480
‫خودتو آدم مهمی نشون بده

02:31.020 --> 02:32.480
‫بهتره ممنون‌دار باشی.

02:32.940 --> 02:35.940
‫حالا سرت رو بلند کن، گروالد ربی کال.

02:38.100 --> 02:41.980
‫امید زیادی به کارهایی که قراره انجام بدی دارم.

02:43.230 --> 02:47.100
‫اجرا عالی بود شهردار!

02:43.560 --> 02:45.850
بله! باعث افتخارمه که به شما خدمت کنم!

02:45.850 --> 02:47.100
‫ممنون.

02:47.350 --> 02:52.350
‫حالا که با هم زندگی می‌کنیم،
‫بی خیال تشریفات شیم و راحت باشیم.

02:52.850 --> 02:56.600
برای هر نژاد جدید نماینده‌ای
مشخص کردم که هواتون رو داشته باشن.

02:57.270 --> 02:59.150
‫نارف به مینوتورها رسیدگی می‌کنه.

02:59.150 --> 03:01.150
‫لاتیاچی به سانتورها.

03:01.150 --> 03:02.980
‫باعث افتخارمه.

03:02.980 --> 03:05.480
‫و اما در مورد ارواح جنگلی...

03:05.480 --> 03:09.020
‫زن جانورنما

03:05.480 --> 03:09.020
‫مامو

03:05.900 --> 03:09.020
‫مامو هستم! در خدمتتونم.

03:10.020 --> 03:11.770
‫از اینکه اینجا هستید خوشحالیم.

03:12.020 --> 03:14.900
بله! ‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

03:15.350 --> 03:19.770
‫مامو همراه سِنا و بقیه از
‫دهکده‌ی زوزه به اینجا اومد.

03:20.310 --> 03:22.230
‫مامو از پسش برمی‌آد!

03:22.810 --> 03:28.730
‫این کار رو بعد از اینکه سِنا صلاحیت اونو برای
‫انجام کارای مهمتر تصدیق کرد بهش سپردم.

03:29.900 --> 03:33.400
‫خب، حالا باید ببینیم ‫برای هر کدوم از مردم‌
کجاها باید خونه‌شون رو بسازیم...

03:33.650 --> 03:38.150
‫دهکده‌ای که ساخته بودیم برای
‫موجودات هم‌اندازه انسان بود.

03:39.230 --> 03:44.060
‫واسه همین تصمیم گرفتیم
‫دهکده‌های جدا بسازیم، یکی برای مینوتورها، یکی برای سانتورها.

03:44.600 --> 03:48.560
‫این فکر که
‫اجازه بدیم جداگانه زندگی کنن،

03:48.560 --> 03:51.520
‫زندگی و کار با
‫مردمشون رو آسون‌تر می‌کرد.

03:52.650 --> 03:55.310
‫از مکان‌هایی که
‫لیا و بقیه پیدا کردند استفاده کردیم.

03:56.690 --> 04:00.190
‫مکان ۲

03:56.690 --> 04:00.190
‫مکان ۳

03:56.690 --> 04:00.190
‫مسیر برنامه‌ریزی شده

03:56.940 --> 03:59.560
‫جاده‌ها و کانال‌های
‫آب رسانی رو به سمت‌شون ساختیم.

04:00.440 --> 04:04.440
‫جنگل زیادی برای پاکسازی هست،
‫پس می‌تونم روی کمکتون حساب کنم.

04:04.600 --> 04:05.440
‫باشه!

04:05.440 --> 04:06.440
‫خیلی خب.

04:06.440 --> 04:07.270
‫آماده‌ای؟

04:07.270 --> 04:08.100
‫برو!

04:12.690 --> 04:13.810
‫غرش!

04:13.810 --> 04:15.350
‫چقدرشو بیاد بسوزونیم؟

04:15.350 --> 04:16.900
‫لطفاً جایی رو نسوزونید!

04:17.350 --> 04:21.190
‫دوباره میگم، می‌خوام جاده‌ای
‫به این سمت بسازم.

04:21.690 --> 04:22.810
‫باشه!

04:22.940 --> 04:23.940
‫هوپ!

04:27.310 --> 04:28.690
‫چطور بود؟

04:28.690 --> 04:30.440
‫حداقل جهتش درسته.

04:32.480 --> 04:33.480
‫هومف.

04:36.730 --> 04:38.730
‫لستی-چان، هنوز خیلی جا داری تا به من برسی.

04:39.310 --> 04:40.980
من ‫هنوز همه‌ی زورمو نزدم!

04:40.980 --> 04:42.230
‫آروم بگیرید!

04:42.230 --> 04:44.980
‫جنگل مرگ

04:42.440 --> 04:44.980
اگه همینجوری ادامه بدن ممکنه کل جنگل رو نابود کنن.

04:44.980 --> 04:46.230
‫مُرد

04:46.560 --> 04:49.020
‫بیایید راحت باشیم، باشه؟
‫آروم باشید. آروم!

04:49.020 --> 04:51.940
‫بیایید راحت باشیم، باشه؟
‫آروم باشید. آروم!

04:49.020 --> 04:51.940
‫ازشون خواستم که در طول پیشرفت کار،
‫از تموم قدرتشون استفاده نکنن.

04:51.940 --> 04:53.230
‫داری واسه چی می‌رقصی؟

04:53.230 --> 04:55.850
‫فعلاً باید
‫کنار رودخونه بریم.

04:56.150 --> 04:58.060
‫اینا رو هم اگه میشه ببرید!

04:58.350 --> 04:59.980
‫بکن! بکن! بکن!

05:00.270 --> 05:01.980
‫بزن! بزن! بزن!

05:02.270 --> 05:05.270
‫بذار! بذار! بذار!

05:05.850 --> 05:06.850
‫یورش!

05:09.600 --> 05:10.520
‫چوپ!

05:15.150 --> 05:17.520
میگم، اینکار خیلی حوصله سر بره، نمیشه آتیششون بزنم؟

05:17.520 --> 05:18.520
‫نه.

05:18.520 --> 05:20.520
‫در همین حین

05:21.690 --> 05:23.270
با اجازه.

05:24.520 --> 05:26.850
‫اینارو برای آلفرد-ساما آوردم.

05:28.600 --> 05:30.770
‫آخرین مدل زابوتون بافته.

05:31.190 --> 05:33.810
‫البته یه کم بزرگ به نظر میان.

05:33.810 --> 05:36.770
‫مثل همیشه عجولی.

05:40.980 --> 05:44.770
‫توی دهکده دوم، داریم برای مینوتورها خونه می‌سازیم.

05:45.310 --> 05:50.150
‫اون‌ها قد بلندی دارن، واسه همین داریم
‫خونه‌های یک طبقه و بلندتری می‌سازیم.

05:51.100 --> 05:54.020
‫آره، نه تنها ساختمون‌ها بلندن،

05:54.020 --> 05:55.900
‫بلکه وسایلشونم بزرگه.

05:57.520 --> 06:00.060
‫این میز نیست، بلکه صندلیه.

06:00.060 --> 06:01.810
اون گنده تره میزه.

06:02.650 --> 06:05.310
‫حس می‌کنم دوباره بچه شدم.

06:06.480 --> 06:09.020
‫اینا تخت‌خوابن؟

06:09.940 --> 06:11.310
‫قطعاً منحصر به فردن.

06:11.310 --> 06:12.060
‫آره.

06:12.060 --> 06:14.940
‫طوری ساخته شدن که موقع خواب شاخمون به جایی نخوره.

06:12.060 --> 06:15.560
‫تخت به سبک مینوتور

06:16.650 --> 06:21.400
‫اینجا توی دهکده سوممون هم،
‫خونه‌هایی برای سانتورها داریم.

06:22.650 --> 06:24.520
‫چون بدنشون مثل اسبه،

06:24.520 --> 06:27.520
ظاهرا ‫خونه‌هایی که مثل
اصطبل ساخته شدن براشون مناسبتره

06:28.060 --> 06:30.060
‫چه ورودی بزرگی.

06:30.350 --> 06:32.310
‫در براشون می‌ذارید؟

06:32.310 --> 06:37.440
‫آره، ولی نژاد من با
‫درهای معمولی مشکل دارن.

06:39.810 --> 06:43.770
‫واسه همین قصد داریم به جاش یه پرده
‫با طناب اضافه کنیم.

06:43.770 --> 06:45.100
‫که اینطور.

06:45.810 --> 06:49.100
‫ظاهراً برای روزهای بارونی هم
‫درب‌های کشویی دارن.

06:50.770 --> 06:53.350
‫چیه، چرا اینقدر بی‌قراری میکنی؟

06:53.810 --> 06:55.520
اگه به من ‫اجازه بدید.

06:56.900 --> 06:59.190
پس... ‫شروع کنیم.

06:59.940 --> 07:01.100
‫برو! برو! با!

07:02.900 --> 07:04.560
‫برو! برو! با!

07:06.480 --> 07:10.400
وایستا ببینم، ‫الان چیکار کردی؟ به منم نشون بده!

07:10.850 --> 07:12.270
‫رازه.

07:15.650 --> 07:17.230
‫یک ماه گذشت،

07:18.150 --> 07:22.230
‫و کار سخت همه باعث شد
‫هر دو دهکده سرو شکل بگیرن.

07:28.480 --> 07:32.100
‫فاصله تقریباً به این اندازه است،
‫با قَدَم شمرده شده.

07:32.100 --> 07:34.400
‫پس دهکده سوم اینجا قرار داره...

07:36.190 --> 07:39.020
‫خوبه که قبل از
‫زمستون تموم شدن.

07:39.020 --> 07:40.150
‫درسته.

07:40.690 --> 07:43.190
‫نمی‌تونستیم بذاریم
‫توی سرما بیرون بمونن.

07:43.400 --> 07:44.520
‫پس...

07:45.150 --> 07:47.650
‫اسم این دهکده‌ها رو چی می‌ذاریم؟

07:47.770 --> 07:49.400
‫سوال خوبیه.

07:49.690 --> 07:53.350
‫بر اساس موقعیت، می‌تونن،
‫بالادِه، میان‌دِه، و پایین‌دِه باشن...

07:50.900 --> 07:57.270
‫بالادِه

07:51.650 --> 07:58.150
‫میان‌دِه

07:52.400 --> 07:58.650
‫پایین‌دِه

07:53.350 --> 07:56.020
‫ولی اینا یجورایی درست به نظر نمی‌رسن...

07:56.020 --> 08:00.270
‫شاید بهتر باشه فقط بگیم
دهکده یک، دهکده دو، و دهکده سه.

07:57.270 --> 08:10.560
‫دهکده یک

07:58.150 --> 08:05.190
‫دهکده دو

07:58.650 --> 08:10.560
‫دهکده سه

08:00.560 --> 08:02.690
‫اینا موقتی هستن،
‫پس اگه کسی ایده‌ی بهتری داشت-

08:02.690 --> 08:05.190
‫بیایید از انجام هرکار عجیب و غریبی پرهیز کنیم، باشه؟

08:05.190 --> 08:09.560
حتما در جریان هستید که چقدر سخته
کاغذ بازیاش رو دوباره انجام بدیم؟

08:09.560 --> 08:10.560
‫درسته...

08:10.940 --> 08:14.400
‫می‌تونیم دهکده یک رو
‫فعلاً بدون اسم بذاریم،

08:14.400 --> 08:16.810
‫ولی گوردون-سان باید شهردار دهکده دوم باشه.

08:17.060 --> 08:20.650
‫و گروالد-سان شهردار دهکده سوم، درسته؟

08:20.650 --> 08:21.980
‫فکر کنم آره.

08:21.980 --> 08:26.100
‫ولی اگه همه‌شون رو مثل شهردار خودمون شهردار کنیم...

08:26.100 --> 08:32.190
حق با توعه، شاید بهتر باشه با عنوان شما
‫یه سلسله مراتب واضح‌تر ایجاد کنیم.

08:32.560 --> 08:34.310
‫مثل شهردار اعظم.

08:32.560 --> 08:34.310
‫شهردار اعظم

08:34.310 --> 08:35.810
‫یا شهردار بزرگ.

08:34.310 --> 08:35.810
‫شهردار بزرگ

08:35.810 --> 08:37.350
‫یا شهردار پادشاه.

08:35.810 --> 08:40.310
‫شهردار پادشاه

08:37.350 --> 08:39.850
ممنون میشم پیاز داغشو زیاد نکنید.

08:40.520 --> 08:41.850
در اینصورت...

08:42.190 --> 08:45.100
‫کی قراره دهکده‌ای برای مردم من ساخته شه؟

08:45.100 --> 08:47.190
‫آه، ببخشید.

08:47.190 --> 08:49.770
‫تصمیم گرفتیم دهکده ارواح
‫جنگلی نیونیودافنه نسازیم.

08:51.150 --> 08:52.560
‫واقعاً...؟

08:53.100 --> 08:55.850
‫پس رویای ما
برای پیدا کردن...

08:55.850 --> 08:57.440
‫یه خونه که توش ریشه بدیم، فقط یه رویا باقی می‌مونه.

08:55.850 --> 08:59.350
‫کاج غمگین

08:57.440 --> 08:59.150
‫صبر کن ببینم!

08:59.480 --> 09:03.850
‫یه خواهشی از مردم شما توی
‫هر کدوم از دهکده‌هامون دارم.

09:04.650 --> 09:10.850
‫چون ارواح نیونیودافنه بیشتر
‫مناسب موندن توی یه مکان هستن،

09:11.310 --> 09:13.310
‫نقشه ما این بود که اون‌ها
‫رو توی مکان‌های مهم قرار بدیم

09:13.310 --> 09:17.190
‫و وظیفه نگهبانی و
‫انتقال اطلاعات رو بهشون بدیم.

09:18.060 --> 09:23.480
‫اون‌ها می‌تونن از طریق چیزی که شبیه
‫تله‌پاتی هست، باهم ارتباط برقرار کنن.

09:23.650 --> 09:24.600
‫آرام.

09:24.730 --> 09:25.520
‫آرام.

09:25.650 --> 09:26.650
‫آرام.

09:27.230 --> 09:29.440
‫اون‌ها شبکه اطلاع رسانی عالی‌ای میشن.

09:29.650 --> 09:30.480
‫ملایم.

09:30.600 --> 09:31.400
‫ملایم.

09:31.520 --> 09:32.770
‫ملایم؟

09:33.150 --> 09:36.850
‫چرا ازشون نخواهیم که دهکده‌ای که
خالی از سکنه‌ست رو هم زیر نظر داشته باشن؟

09:36.850 --> 09:38.310
اوه! ‫چه فکر خوبی!

09:38.560 --> 09:39.900
‫خیل خب!

09:40.150 --> 09:44.980
‫حیف بود که بعد از این همه زحمت
‫بی‌فایده بمونه.

09:45.270 --> 09:49.150
میتونن شب‌ها هم با تولید نور مثل چراغ عمل کنن

09:50.770 --> 09:54.400
‫حالا که هر نژاد
‫خونه خودش رو پیدا کرده،

09:54.400 --> 09:59.400
‫می‌خوام برای ساکنین
‫دهکده یک و دو شغل تعیین کنم، ولی...

10:01.850 --> 10:03.230
‫هوم...

10:03.650 --> 10:06.190
‫مات و مبهوت

10:06.190 --> 10:07.190
‫شهردار...

10:08.190 --> 10:10.060
‫یه مشکلی داریم.

10:10.060 --> 10:11.980
سمت ‫ما هم همینطور.

10:11.980 --> 10:13.270
‫چه مشکلی؟

10:13.440 --> 10:18.650
‫ظاهراً مینوتورها و سانتورها
‫برای شکار تو جنگل مناسب نبودن.

10:13.440 --> 10:18.940
‫هدف معمول

10:20.520 --> 10:23.650
‫به نظر من که خیلی قوی بنظر میرسن.

10:23.940 --> 10:26.730
‫مینوتورها مردم آرومین.

10:26.730 --> 10:29.150
‫بعضی‌هاشون تو نبرد توانمند هستن،

10:29.150 --> 10:31.810
‫ولی این باعث نمی‌شه برای شکار مناسب باشن.

10:31.940 --> 10:37.730
‫بیشتر سانتورها پناهنده‌ان
‫و به سختی می‌تونن از خودشون مراقبت کنن.

10:38.310 --> 10:40.810
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم شکار اینقدر سخت باشه

10:40.810 --> 10:42.940
‫چون کورو و دارو دسته‌ش
‫این کار رو برامون انجام می‌دادن.

10:42.940 --> 10:46.600
دارو دسته کورو-سان قدرت باورنکردنی دارن.

10:46.940 --> 10:53.770
‫بهتره مردم رو از جنگل دور نگه داریم
‫و نگهبان‌های بیشتری تو هر دو دهکده بذاریم.

10:53.770 --> 10:55.230
فکر خوبیه.

10:55.480 --> 10:58.980
‫نگهبان‌های قابل اعتماد

10:55.770 --> 10:58.400
‫بریم با کورو و زابوتون صحبت کنیم.

10:57.400 --> 10:58.980
‫فهمیدم

10:59.100 --> 11:01.770
‫ارواح جنگلی نیونیودافنه به محافظ نیاز
‫دارن؟

11:01.770 --> 11:04.230
‫به نظر میاد خودشون خوب از پس خودشون برمیان.

11:04.230 --> 11:07.350
‫خب، راستش، می‌دونی...

11:07.520 --> 11:08.940
‫ما می‌تونیم انجامش بدیم!

11:08.940 --> 11:11.100
‫به نظر میاد خیلی قوی هستن.

11:11.100 --> 11:15.400
‫ولی بیشترشون با روش حمله غافلگیرانه می‌جنگن،
‫پس نمی‌تونن تعداد زیادی رو شکار کنن.

11:13.230 --> 11:15.230
‫مشکلات حرکتی

11:15.850 --> 11:17.850
‫اصلاً چطوری می‌جنگن؟

11:21.310 --> 11:24.850
‫تصمیم گرفتیم شکار رو
‫به کورو و بقیه بسپریم.

11:25.270 --> 11:28.150
‫و ما هم مشغول
‫شخم زدن زمین‌ها در هر دهکده شدیم.

11:28.400 --> 11:34.810
‫هدف این بود که حتی بدون شکار هم بتونن زنده بمونن، ولی...

11:35.650 --> 11:38.150
‫به نظر میاد هیچ‌چیزی رشد نمیکنه.

11:39.310 --> 11:40.900
‫چرا؟

11:41.560 --> 11:45.560
‫همیشه تو این فصل
‫این بذرها رو می‌کارید؟

11:45.560 --> 11:47.600
‫بذرها؟ اممم...

11:47.600 --> 11:50.400
آخرین بار کی کاشتیمشون؟

11:50.400 --> 11:51.400
‫نمی‌دونم.

11:51.400 --> 11:52.480
‫اممم...

11:53.060 --> 11:58.650
‫دلیلی داشت که با وجود سال‌ها کشاورزی،
‫مطمئن نبودیم.

11:59.020 --> 12:04.690
‫تنها دلیلی که تونستم
‫محصول بکارم و وسط جنگل زندگی کنم

12:04.690 --> 12:08.690
‫این بود که قدرت الهی ‫ابزار کشاورزی نهایی رو داشتم.

12:09.270 --> 12:11.980
‫قدرت‌های الهی‌اش خاک رو حاصلخیز می‌کنه،

12:11.980 --> 12:14.900
‫بهم اجازه می‌ده هر بذری که تصور می‌کنم رو بکارم

12:14.900 --> 12:17.690
‫و باعث می‌شه محصولات سریع‌تر رشد کنن.

12:18.020 --> 12:21.520
اینکه میتونیم بدون توجه به فصل
یا آب‌وهوا محصول برداشت کنیم...

12:21.520 --> 12:24.850
‫دلیل اصلی این بود که تونستیم
‫به این اندازه رشد کنیم.

12:25.310 --> 12:28.980
‫متاسفانه، من تنها کسی هستم
‫که می‌تونه ازش استفاده کنه.

12:28.980 --> 12:31.600
‫تمام کاری که می‌تونم بکنم اینه که زمین‌های
‫خودمون رو آماده کنم.

12:31.940 --> 12:33.940
‫خیلی بزرگن!

12:33.940 --> 12:40.190
‫محصولات بومی تولید شده

12:34.310 --> 12:37.060
‫پس دهکده‌های جدید باید خودشون زمین‌هاشون رو مدیریت کنن.

12:37.060 --> 12:39.810
و محصولات مورد نیاز خودشون رو کشت کنن

12:40.310 --> 12:42.600
این سخت تر از چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

12:42.600 --> 12:44.770
‫باید به تلاش ادامه بدیم.

12:44.770 --> 12:46.060
‫اگه اینطوریه...

12:46.400 --> 12:51.850
‫با پهن کردن کاه روی خاک، برای جلوگیری از
سرد شدن خاک، شاید شانس بیشتری داشته باشیم.

12:52.150 --> 12:56.850
‫با توجه به نزدیک شدن زمستون،
‫شاید بهتر باشه گندم بکاریم.

12:56.850 --> 12:58.350
تو هم بلدیا.

12:58.350 --> 12:59.850
نفرمایید.

12:59.850 --> 13:03.440
‫من فقط بعضی وقت‌ها
‫توی دهکده قبلی‌م
‫توی کارهای مزرعه کمک می‌کردم.

13:03.440 --> 13:05.350
اوه! ‫پس تجربه هم داری!

13:05.350 --> 13:10.350
‫با راهنمایی های کشاورز-سنپای،
‫به آماده‌سازی زمین‌ها ادامه دادیم.

13:10.520 --> 13:13.230
گندمی که داریم می‌کاریم میتونه
سرمای زمستون رو تحمل کنه.

13:13.230 --> 13:15.900
‫و قبل از تابستون آماده برداشت می‌شه.

13:17.270 --> 13:20.900
‫نیم سال انتظار، هان؟
‫فکر کنم این چیز عادی‌ایه.

13:21.060 --> 13:24.100
‫ما به زمین‌های دهکده درخت بزرگ
‫خیلی عادت کردیم.

13:24.100 --> 13:25.350
واقعا که.

13:25.900 --> 13:30.850
‫رشد آناناس
‫توی این مناطق برفی هیچ رقمه عادی نیست.

13:31.520 --> 13:35.810
‫به همین دلیل بیشتر
‫سپاسگزار خدای کشاورزی شدم!

13:36.230 --> 13:37.770
‫این‌ها چی هستن؟

13:37.770 --> 13:41.600
‫مجسمه‌های خدایان آفرینش
‫و کشاورزی.

13:41.850 --> 13:45.150
‫داشتم فکر می‌کردم
‫یه زیارتگاه بسازم و اون‌ها رو اونجا بذارم.

13:45.150 --> 13:47.480
آره، لطفاً این کار رو بکنید.

13:49.480 --> 13:51.810
‫این‌ها مجسمه‌های فوق‌العاده‌ای هستن.

13:51.810 --> 13:56.020
‫اونی که چوب دستشه، خدای آفرینشه،
‫ولی اون یکی کیه؟

13:56.020 --> 13:57.980
‫ظاهراً خدای کشاورزیه.

13:58.980 --> 14:01.100
‫اینم برداشت جالبیه ازشون.

14:01.730 --> 14:05.150
‫فکر کنم سرزمین‌های مختلف
‫تفسیرهای متفاوتی ازشون دارن.

14:05.980 --> 14:10.940
!!شکل یه پیرمرد کردن

14:05.980 --> 14:10.940
دوباره منو

14:07.400 --> 14:10.400
زندگیِ کشاورزی در دنیایی دیگر ۲!

14:12.600 --> 14:16.060
‫در حالی که مینوتورها
‫کشاورزی رو انجام می‌دادن...

14:16.270 --> 14:17.480
جا نمونید!

14:17.770 --> 14:18.650
‫بله قربان!

14:18.650 --> 14:23.020
‫سانتورها از توانایی‌هاشون
‫برای یه کار جدید استفاده کردن.

14:23.020 --> 14:28.520
‫پیک سانتور

14:23.900 --> 14:28.310
‫سرویس پیک سانترور
‫شروع به حمل کالا بین دهکده‌ها کرد.

14:28.900 --> 14:31.270
‫برای شکار مناسب نبودن،

14:31.270 --> 14:33.900
‫ولی توانایی بیشتری توی در رفتن از دست هیولاها داشتن.

14:32.650 --> 14:34.270
‫پیک سانتور

14:32.650 --> 14:34.270
‫دهکده درخت بزرگ

14:32.650 --> 14:34.270
‫دهکده دو

14:32.650 --> 14:34.270
‫دهکده سه

14:34.400 --> 14:40.020
‫سانتورهای بزرگسال
‫هر کدوم مسئول تحویل‌های منظم بارها بودن.

14:44.900 --> 14:46.900
‫رکورد جدید این مسیر!

14:49.600 --> 14:50.770
‫آخ...

14:50.770 --> 14:52.440
‫شاید یه کم تند رفتیم.

14:52.440 --> 14:55.400
‫فقط امیدوارم اولویتشون ایمنی باشه.

14:57.060 --> 15:00.100
‫شهردار، اگه اجازه بدید یه لحظه.

15:00.100 --> 15:01.310
‫چی شده؟

15:01.310 --> 15:05.270
‫متوجه شدم که یه اسب توی مزرعه‌تون دارید.

15:05.270 --> 15:07.310
‫آره، داریم.

15:07.310 --> 15:12.310
‫پیشنهادات من!!

15:07.310 --> 15:12.310
‫اسب

15:07.310 --> 15:12.310
‫بععععع~

15:07.310 --> 15:12.310
‫بز

15:07.310 --> 15:12.310
‫مرغ

15:07.320 --> 15:12.310
‫دوست تاجر ما مایکل-سان یکی رو همراه
‫با بزها و مرغ‌ها برامون آورد.

15:12.850 --> 15:16.150
شاید گفتنی نباشه، ولی ‫همیشه
دلم می‌خواست اسب‌سواری کنم.

15:16.310 --> 15:17.770
ولی...

15:17.770 --> 15:19.060
‫هی!

15:19.310 --> 15:21.810
‫نگاه کن! یه هویج دارم!

15:22.440 --> 15:25.020
‫به هیچ کدوم از حرفام گوش نمی‌ده.

15:25.650 --> 15:31.310
‫اگه می‌تونی با اسب‌ها حرف بزنی، می‌تونی
ازش بخوای یخورده با من راه بیاد؟

15:31.560 --> 15:36.060
‫متاسفم، من نمیتونم به زبون اسب‌ها حرف بزنم.

15:36.060 --> 15:41.190
‫ولی اگه اون اسب،
‫اسب وفادارت نیست...

15:44.850 --> 15:46.600
‫هوپ!

15:47.480 --> 15:49.100
‫خیل خب. من آماده‌م.

15:49.350 --> 15:51.190
پس ‫شروع کنیم.

15:55.100 --> 15:58.100
‫وای، چقدر اومدیم بالا!

15:58.100 --> 15:59.940
‫اگه بخوای میتونی شونه‌هام رو بگیر.

16:01.020 --> 16:02.850
‫محکم بگیر یه وقت نیوفتی.

16:05.100 --> 16:07.270
‫وای! چقدر تکون میخوره.

16:07.480 --> 16:09.400
سرعت رو بیشتر می‌کنیم.

16:14.350 --> 16:15.350
‫ببخشید.

16:15.350 --> 16:16.560
‫اصلا مهم نیست.

16:17.350 --> 16:21.900
راستی‫چه حسی داره؟ اولین سواریت!

16:22.650 --> 16:24.150
آره، ‫عالیه!

16:25.150 --> 16:26.770
‫روز بعد

16:26.770 --> 16:28.020
‫هوم؟

16:28.520 --> 16:30.600
‫یهو چی شده؟

16:31.270 --> 16:34.270
نکنه، حالا یاد گرفتی چطور بذاری کسی سوارت
‫بشه، آره؟

16:34.560 --> 16:36.770
‫خب، به پیش!

16:37.230 --> 16:39.940
‫خوبه! همین‌طور ادامه بده.

16:42.440 --> 16:44.020
‫چطور ممکنه؟!

16:44.230 --> 16:45.730
‫کارت خوب بود.

16:46.650 --> 16:47.940
نازی، نازی، نازی.

16:49.690 --> 16:50.770
‫چی؟!

16:54.600 --> 16:56.600
او، حسابی سرحالیا...

16:56.600 --> 16:58.440
‫چطور جرئت می‌کنی...

17:01.980 --> 17:04.190
‫صبح بخیر، شهردار!

17:04.190 --> 17:05.810
روز قشنگیه، مگه نه؟

17:07.310 --> 17:09.100
‫اینجا چه خبره؟

17:09.100 --> 17:11.730
شما دارید میرید،درسته؟
لطفا سوار من بشید!

17:11.730 --> 17:17.560
چنین، چنین موجود عجیب و وحشی‌ای برای سوار شدن خطرناکه.

17:17.560 --> 17:18.940
‫ولی این اسب منه.

17:18.940 --> 17:20.150
‫می‌بینی؟ خطرناکه!

17:20.150 --> 17:21.560
ولی ‫وحشی نیست اصلا.

17:21.560 --> 17:24.270
‫بیا آروم باشیم و دوست بشیم، باشه؟

17:24.270 --> 17:26.100
‫دوست!

17:24.270 --> 17:26.100
‫چرا دارید می‌رقصید؟

17:26.100 --> 17:26.560
‫دوست!

17:26.560 --> 17:28.190
حرف زدیما.

17:29.270 --> 17:32.270
‫نمی‌خواستم هر روز
‫صبح منتظرم بمونن،

17:32.270 --> 17:34.560
‫واسه همین قول دادم هر روز صبح سوار یکی‌شون بشم.

17:40.690 --> 17:41.810
‫خب، اممم!

17:41.810 --> 17:44.600
‫کاری هست که بتونم براتون انجام بدم؟

17:47.400 --> 17:49.980
آم... ‫چیزی لازم دارید؟

17:49.980 --> 17:51.650
‫یا چیزی هست که متوجه نشده باشید؟

17:51.650 --> 17:54.310
‫هر چیزی هست تعارف نکنید و بپرسید!

17:55.400 --> 17:56.480
‫آسمون.

17:56.480 --> 17:57.650
‫بله؟

17:58.940 --> 18:00.150
‫آبیه.

18:00.150 --> 18:02.650
‫آره! هوا عالیه!

18:08.230 --> 18:13.770
‫ریشه‌ی محصولات کشاورزی بیشتر از تصورمون
رشد می‌کنه، پس بهتره عمیقتر شخم بزنیم.

18:13.770 --> 18:15.650
چشم، گوردون-سنپای!

18:15.650 --> 18:17.810
‫به نظر می‌رسه همه چی مرتبه.

18:17.810 --> 18:19.020
‫آره.

18:19.350 --> 18:24.100
‫اولش نگران بودم که میخوایم با این
حجم زیاد ورودی‌های یوهویی چیکار کنیم.

18:24.440 --> 18:26.190
‫حالت چطوره؟

18:26.190 --> 18:27.850
‫خوبم، ممنون.

18:27.850 --> 18:32.440
‫امیدوارم هر دهکده بتونه
‫در نهایت روی پای خودش بایسته.

18:32.690 --> 18:35.440
‫فعلاً همه‌شون به تو متکی هستن.

18:35.440 --> 18:37.560
‫خوبه که مفید باشم.

18:37.560 --> 18:41.850
‫اما دوست دارم بتونن
‫بعضی چیزا رو خودشون حل کنن.

18:42.440 --> 18:47.230
درسته، بیش از حد متکی بودن
به راحتی ابزار کشاورزی نهایی

18:47.230 --> 18:49.440
‫من رو برای آینده نگران می‌کنه.

18:49.850 --> 18:53.850
‫به لطف نیروهای الهی
‫تا الان سالم و سرحال موندم، اما...

18:56.730 --> 19:01.690
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی که کی ممکنه
سرماخوردگی منو از پا دربیاره، درسته؟

19:03.190 --> 19:05.440
هروقت همچین اتفاقی افتاد راجبش فکر میکنیم.

19:07.060 --> 19:13.060
‫هر چقدر هم که نگران باشی، به‌ این زودیا
نمی‌تونی با خیال راحت بازنشسته بشی.

19:13.730 --> 19:15.730
‫پس شاید بهتر باشه یکم راحت بگیری.

19:17.190 --> 19:18.480
اینطور فکر می‌کنی؟

19:18.480 --> 19:19.770
‫آره!

19:20.480 --> 19:22.100
‫فکر کنم همین‌طور باشه.

19:25.650 --> 19:27.230
‫چی شده؟

19:28.400 --> 19:29.940
‫اوه، بو جواب سوالم میاد.

19:29.940 --> 19:31.560
‫عمداً دادیش دست من، مگه نه؟

19:31.560 --> 19:33.900
خیل خب، ‫بهتره پوشکش رو عوض کنی!

19:35.190 --> 19:39.190
درحالی که داشتم بیش از حد به
آینده خودم فکر می‌کردم،

19:39.190 --> 19:42.980
‫یه مشکل مهم دیگه رو یادم اومد ‫که باهاش درگیر بودیم.

19:43.600 --> 19:47.600
‫دهکده درخت بزرگ پر از زنه.

19:48.150 --> 19:50.650
بیشتر از پر؛ رسما سرریز شده!

19:52.440 --> 19:55.350
‫در مقایسه،
‫تقریباً هیچ مردی وجود نداره.

19:53.400 --> 19:58.150
‫مردا

19:53.400 --> 19:58.150
‫زنا

19:55.350 --> 19:58.150
‫این من رو نگران
‫آینده‌‌ی دهکده‌مون می‌کنه.

19:58.150 --> 20:01.150
من چندتا ساکن مرد جدید خواستم،

20:01.150 --> 20:03.270
ولی یجورایی موفق نشدم.

20:03.730 --> 20:06.810
‫اما حالا تعداد
‫زیادی تازه‌وارد داریم!

20:06.810 --> 20:09.230
‫این باید نگرانی‌هام رو برطرف کنه!

20:09.560 --> 20:11.900
‫مردها؟

20:12.480 --> 20:16.730
‫از ۷۲ نفر ما، ۲۸ نفر مرد هستن.

20:16.730 --> 20:18.850
اوه، ‫واقعاً؟

20:18.850 --> 20:21.650
‫نکنه... به سرباز نیاز دارید؟

20:21.850 --> 20:25.650
یعنی باید به جنگ فرستاده بشیم؟

20:25.650 --> 20:27.650
‫نه! اصلاً از این خبرا نیست.

20:27.650 --> 20:30.190
ببین قضیه این‌طوریه، خب؟

20:27.650 --> 20:33.940
‫توضیح دادن

20:30.190 --> 20:32.480
که معنیش میشه ‫این و اون!

20:32.480 --> 20:33.940
‫می‌فهمم...

20:34.150 --> 20:39.940
‫رسم مینوتورها اینه
‫که با مینوتورهای دیگه ازدواج کنن.

20:39.940 --> 20:43.230
بخش اصلی‌ش هم، ‫به خاطر جثه‌مون هست.

20:43.230 --> 20:45.440
‫به این فکر نکرده بودم.

20:45.900 --> 20:52.190
‫متاسفانه، مینوتورها باید
‫با همدیگه ازدواج کنن.

20:52.650 --> 20:54.730
بعدی نوبت سانتورهاست.

20:54.730 --> 20:57.400
‫احساس بدی داشتم که
‫این سوال رو از زن‌ها بپرسم،

20:57.400 --> 20:59.560
‫...اما برای آینده‌ دهکده‌مون لازم بود
‫این کار رو انجام بدم!

20:59.940 --> 21:02.060
‫مردان ما؟

21:02.440 --> 21:08.150
سی نفر از ما مرد هستن،
‫ولی همه فقط پسر بچه هستن.

21:08.150 --> 21:10.810
‫بزرگسالاها توی جنگ هستن.

21:10.810 --> 21:12.100
که اینطور...

21:12.100 --> 21:14.600
‫پس پسر بچه دارید، ولی مرد نه.

21:15.350 --> 21:19.850
جواب دادن به این سوال ممکنه براتون سخت باشه، ولی مهمه.

21:21.100 --> 21:23.230
‫مربوط به ازدواج سانتورهاست.

21:23.230 --> 21:25.100
‫من مجردم!

21:25.100 --> 21:26.980
‫باشه، ولی...

21:27.230 --> 21:31.600
‫سانتورها با نژادهای دیگه ازدواج می‌کنن؟

21:31.600 --> 21:33.900
‫معمولاً نه.

21:33.900 --> 21:36.480
‫فکر کنم این یه مانع بزرگه.

21:36.900 --> 21:41.900
‫ممکنه برای سانتورها سخت باشه
‫که با نژادهای دیگه جفت بشن.

21:42.230 --> 21:47.600
‫ولی اگه... به عنوان بهای موندنمون یکی از زن‌های مارو بخواید...

21:47.600 --> 21:49.230
‫نه، قضیه این نیست.

21:49.600 --> 21:51.270
‫ازتون می‌خوام که منو ببرید!

21:51.270 --> 21:52.980
‫آماده‌ام تا بهتون خدمت کنم!

21:52.980 --> 21:53.900
‫چــــــــی؟!

21:53.900 --> 21:56.690
‫آروم باش، من همچین چیزی نمی‌خوام.

21:56.690 --> 21:57.600
‫چرا نه؟

21:57.600 --> 21:58.480
‫چرا؟!

21:58.480 --> 22:02.190
مگه ‫مردها از مسلط شدن روی بدن زن‌های قوی لذت نمی‌برن؟

22:02.190 --> 22:03.270
‫کی بهت اینو گفت؟

22:03.690 --> 22:05.730
‫فقط آروم باش، باشه؟ آروم باش...

22:05.730 --> 22:07.350
‫آروم باش. راحت باش...

22:05.730 --> 22:07.350
‫چرا داری می‌رقصی؟

22:07.350 --> 22:11.520
‫امیدوارم سانتورها هم
‫بین خودشون خوب پیش برن.

22:11.520 --> 22:13.980
نکنه ‫دوست داری بیشتر تحقیرت کنم؟!

22:13.980 --> 22:15.810
‫قضیه این نیست!

22:15.830 --> 22:25.830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:46.020 --> 23:50.980
‫قسمت بعد

23:47.270 --> 23:50.980
‫قسمت 3

23:47.270 --> 23:50.980
زمستان
