1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:31,770 --> 00:01:35,020
‫تا اینجای داستان

3
00:01:35,350 --> 00:01:38,520
‫ساکنین جدید زیادی به
‫دهکده‌ی درخت بزرگ اومدن.

4
00:01:39,770 --> 00:01:42,480
‫مثل مینوتورهای غول‌پیکر.

5
00:01:44,190 --> 00:01:46,940
‫سانتورها که نیمه‌اسب نیمه‌انسان هستن.

6
00:01:47,980 --> 00:01:50,810
‫ارواح جنگلی نیونیودافنه.

7
00:01:51,440 --> 00:01:54,440
‫برای خوش‌آمدگویی به ۲۰۰ ساکن جدیدمون،

8
00:01:55,400 --> 00:01:59,600
‫نماینده‌هایی از هر نژاد رو دعوت کردیم
‫تا در مورد ادامه‌ی کار باهم صحبت کنیم.

9
00:02:00,850 --> 00:02:04,440
‫بابت آماده نبودن خونه‌های
‫مناسب، عذرخواهی می‌کنم.

10
00:02:04,440 --> 00:02:10,060
‫می‌خواستم کمکم کنید
‫تا بتونیم مردم‌تون رو اینجا جا بدیم...

11
00:02:10,650 --> 00:02:12,560
‫واقعاً لازم نیست اینقدر به من احترام بذاری.

12
00:02:12,560 --> 00:02:15,480
این چه حرفیه! در حضور شما،

13
00:02:15,480 --> 00:02:18,190
‫من چیزی بیشتر از ذره غباری نیستم
که یه گوشه‌ای‌ از این اتاق افتاده.

14
00:02:18,190 --> 00:02:19,690
ذره غبار؟

15
00:02:20,310 --> 00:02:22,440
‫بیایید همه راحت باشیم و-

16
00:02:24,100 --> 00:02:25,310
‫کارت راهنما؟

17
00:02:28,810 --> 00:02:30,480
‫این بار رو ازت میگذرم.

18
00:02:30,480 --> 00:02:32,480
‫خودتو آدم مهمی نشون بده

19
00:02:31,020 --> 00:02:32,480
‫بهتره ممنون‌دار باشی.

20
00:02:32,940 --> 00:02:35,940
‫حالا سرت رو بلند کن، گروالد ربی کال.

21
00:02:38,100 --> 00:02:41,980
‫امید زیادی به کارهایی که قراره انجام بدی دارم.

22
00:02:43,230 --> 00:02:47,100
‫اجرا عالی بود شهردار!

23
00:02:43,560 --> 00:02:45,850
بله! باعث افتخارمه که به شما خدمت کنم!

24
00:02:45,850 --> 00:02:47,100
‫ممنون.

25
00:02:47,350 --> 00:02:52,350
‫حالا که با هم زندگی می‌کنیم،
‫بی خیال تشریفات شیم و راحت باشیم.

26
00:02:52,850 --> 00:02:56,600
برای هر نژاد جدید نماینده‌ای
مشخص کردم که هواتون رو داشته باشن.

27
00:02:57,270 --> 00:02:59,150
‫نارف به مینوتورها رسیدگی می‌کنه.

28
00:02:59,150 --> 00:03:01,150
‫لاتیاچی به سانتورها.

29
00:03:01,150 --> 00:03:02,980
‫باعث افتخارمه.

30
00:03:02,980 --> 00:03:05,480
‫و اما در مورد ارواح جنگلی...

31
00:03:05,480 --> 00:03:09,020
‫زن جانورنما

32
00:03:05,480 --> 00:03:09,020
‫مامو

33
00:03:05,900 --> 00:03:09,020
‫مامو هستم! در خدمتتونم.

34
00:03:10,020 --> 00:03:11,770
‫از اینکه اینجا هستید خوشحالیم.

35
00:03:12,020 --> 00:03:14,900
بله! ‫تمام تلاشم رو می‌کنم!

36
00:03:15,350 --> 00:03:19,770
‫مامو همراه سِنا و بقیه از
‫دهکده‌ی زوزه به اینجا اومد.

37
00:03:20,310 --> 00:03:22,230
‫مامو از پسش برمی‌آد!

38
00:03:22,810 --> 00:03:28,730
‫این کار رو بعد از اینکه سِنا صلاحیت اونو برای
‫انجام کارای مهمتر تصدیق کرد بهش سپردم.

39
00:03:29,900 --> 00:03:33,400
‫خب، حالا باید ببینیم ‫برای هر کدوم از مردم‌
کجاها باید خونه‌شون رو بسازیم...

40
00:03:33,650 --> 00:03:38,150
‫دهکده‌ای که ساخته بودیم برای
‫موجودات هم‌اندازه انسان بود.

41
00:03:39,230 --> 00:03:44,060
‫واسه همین تصمیم گرفتیم
‫دهکده‌های جدا بسازیم، یکی برای مینوتورها، یکی برای سانتورها.

42
00:03:44,600 --> 00:03:48,560
‫این فکر که
‫اجازه بدیم جداگانه زندگی کنن،

43
00:03:48,560 --> 00:03:51,520
‫زندگی و کار با
‫مردمشون رو آسون‌تر می‌کرد.

44
00:03:52,650 --> 00:03:55,310
‫از مکان‌هایی که
‫لیا و بقیه پیدا کردند استفاده کردیم.

45
00:03:56,690 --> 00:04:00,190
‫مکان ۲

46
00:03:56,690 --> 00:04:00,190
‫مکان ۳

47
00:03:56,690 --> 00:04:00,190
‫مسیر برنامه‌ریزی شده

48
00:03:56,940 --> 00:03:59,560
‫جاده‌ها و کانال‌های
‫آب رسانی رو به سمت‌شون ساختیم.

49
00:04:00,440 --> 00:04:04,440
‫جنگل زیادی برای پاکسازی هست،
‫پس می‌تونم روی کمکتون حساب کنم.

50
00:04:04,600 --> 00:04:05,440
‫باشه!

51
00:04:05,440 --> 00:04:06,440
‫خیلی خب.

52
00:04:06,440 --> 00:04:07,270
‫آماده‌ای؟

53
00:04:07,270 --> 00:04:08,100
‫برو!

54
00:04:12,690 --> 00:04:13,810
‫غرش!

55
00:04:13,810 --> 00:04:15,350
‫چقدرشو بیاد بسوزونیم؟

56
00:04:15,350 --> 00:04:16,900
‫لطفاً جایی رو نسوزونید!

57
00:04:17,350 --> 00:04:21,190
‫دوباره میگم، می‌خوام جاده‌ای
‫به این سمت بسازم.

58
00:04:21,690 --> 00:04:22,810
‫باشه!

59
00:04:22,940 --> 00:04:23,940
‫هوپ!

60
00:04:27,310 --> 00:04:28,690
‫چطور بود؟

61
00:04:28,690 --> 00:04:30,440
‫حداقل جهتش درسته.

62
00:04:32,480 --> 00:04:33,480
‫هومف.

63
00:04:36,730 --> 00:04:38,730
‫لستی-چان، هنوز خیلی جا داری تا به من برسی.

64
00:04:39,310 --> 00:04:40,980
من ‫هنوز همه‌ی زورمو نزدم!

65
00:04:40,980 --> 00:04:42,230
‫آروم بگیرید!

66
00:04:42,230 --> 00:04:44,980
‫جنگل مرگ

67
00:04:42,440 --> 00:04:44,980
اگه همینجوری ادامه بدن ممکنه کل جنگل رو نابود کنن.

68
00:04:44,980 --> 00:04:46,230
‫مُرد

69
00:04:46,560 --> 00:04:49,020
‫بیایید راحت باشیم، باشه؟
‫آروم باشید. آروم!

70
00:04:49,020 --> 00:04:51,940
‫بیایید راحت باشیم، باشه؟
‫آروم باشید. آروم!

71
00:04:49,020 --> 00:04:51,940
‫ازشون خواستم که در طول پیشرفت کار،
‫از تموم قدرتشون استفاده نکنن.

72
00:04:51,940 --> 00:04:53,230
‫داری واسه چی می‌رقصی؟

73
00:04:53,230 --> 00:04:55,850
‫فعلاً باید
‫کنار رودخونه بریم.

74
00:04:56,150 --> 00:04:58,060
‫اینا رو هم اگه میشه ببرید!

75
00:04:58,350 --> 00:04:59,980
‫بکن! بکن! بکن!

76
00:05:00,270 --> 00:05:01,980
‫بزن! بزن! بزن!

77
00:05:02,270 --> 00:05:05,270
‫بذار! بذار! بذار!

78
00:05:05,850 --> 00:05:06,850
‫یورش!

79
00:05:09,600 --> 00:05:10,520
‫چوپ!

80
00:05:15,150 --> 00:05:17,520
میگم، اینکار خیلی حوصله سر بره، نمیشه آتیششون بزنم؟

81
00:05:17,520 --> 00:05:18,520
‫نه.

82
00:05:18,520 --> 00:05:20,520
‫در همین حین

83
00:05:21,690 --> 00:05:23,270
با اجازه.

84
00:05:24,520 --> 00:05:26,850
‫اینارو برای آلفرد-ساما آوردم.

85
00:05:28,600 --> 00:05:30,770
‫آخرین مدل زابوتون بافته.

86
00:05:31,190 --> 00:05:33,810
‫البته یه کم بزرگ به نظر میان.

87
00:05:33,810 --> 00:05:36,770
‫مثل همیشه عجولی.

88
00:05:40,980 --> 00:05:44,770
‫توی دهکده دوم، داریم برای مینوتورها خونه می‌سازیم.

89
00:05:45,310 --> 00:05:50,150
‫اون‌ها قد بلندی دارن، واسه همین داریم
‫خونه‌های یک طبقه و بلندتری می‌سازیم.

90
00:05:51,100 --> 00:05:54,020
‫آره، نه تنها ساختمون‌ها بلندن،

91
00:05:54,020 --> 00:05:55,900
‫بلکه وسایلشونم بزرگه.

92
00:05:57,520 --> 00:06:00,060
‫این میز نیست، بلکه صندلیه.

93
00:06:00,060 --> 00:06:01,810
اون گنده تره میزه.

94
00:06:02,650 --> 00:06:05,310
‫حس می‌کنم دوباره بچه شدم.

95
00:06:06,480 --> 00:06:09,020
‫اینا تخت‌خوابن؟

96
00:06:09,940 --> 00:06:11,310
‫قطعاً منحصر به فردن.

97
00:06:11,310 --> 00:06:12,060
‫آره.

98
00:06:12,060 --> 00:06:14,940
‫طوری ساخته شدن که موقع خواب شاخمون به جایی نخوره.

99
00:06:12,060 --> 00:06:15,560
‫تخت به سبک مینوتور

100
00:06:16,650 --> 00:06:21,400
‫اینجا توی دهکده سوممون هم،
‫خونه‌هایی برای سانتورها داریم.

101
00:06:22,650 --> 00:06:24,520
‫چون بدنشون مثل اسبه،

102
00:06:24,520 --> 00:06:27,520
ظاهرا ‫خونه‌هایی که مثل
اصطبل ساخته شدن براشون مناسبتره

103
00:06:28,060 --> 00:06:30,060
‫چه ورودی بزرگی.

104
00:06:30,350 --> 00:06:32,310
‫در براشون می‌ذارید؟

105
00:06:32,310 --> 00:06:37,440
‫آره، ولی نژاد من با
‫درهای معمولی مشکل دارن.

106
00:06:39,810 --> 00:06:43,770
‫واسه همین قصد داریم به جاش یه پرده
‫با طناب اضافه کنیم.

107
00:06:43,770 --> 00:06:45,100
‫که اینطور.

108
00:06:45,810 --> 00:06:49,100
‫ظاهراً برای روزهای بارونی هم
‫درب‌های کشویی دارن.

109
00:06:50,770 --> 00:06:53,350
‫چیه، چرا اینقدر بی‌قراری میکنی؟

110
00:06:53,810 --> 00:06:55,520
اگه به من ‫اجازه بدید.

111
00:06:56,900 --> 00:06:59,190
پس... ‫شروع کنیم.

112
00:06:59,940 --> 00:07:01,100
‫برو! برو! با!

113
00:07:02,900 --> 00:07:04,560
‫برو! برو! با!

114
00:07:06,480 --> 00:07:10,400
وایستا ببینم، ‫الان چیکار کردی؟ به منم نشون بده!

115
00:07:10,850 --> 00:07:12,270
‫رازه.

116
00:07:15,650 --> 00:07:17,230
‫یک ماه گذشت،

117
00:07:18,150 --> 00:07:22,230
‫و کار سخت همه باعث شد
‫هر دو دهکده سرو شکل بگیرن.

118
00:07:28,480 --> 00:07:32,100
‫فاصله تقریباً به این اندازه است،
‫با قَدَم شمرده شده.

119
00:07:32,100 --> 00:07:34,400
‫پس دهکده سوم اینجا قرار داره...

120
00:07:36,190 --> 00:07:39,020
‫خوبه که قبل از
‫زمستون تموم شدن.

121
00:07:39,020 --> 00:07:40,150
‫درسته.

122
00:07:40,690 --> 00:07:43,190
‫نمی‌تونستیم بذاریم
‫توی سرما بیرون بمونن.

123
00:07:43,400 --> 00:07:44,520
‫پس...

124
00:07:45,150 --> 00:07:47,650
‫اسم این دهکده‌ها رو چی می‌ذاریم؟

125
00:07:47,770 --> 00:07:49,400
‫سوال خوبیه.

126
00:07:49,690 --> 00:07:53,350
‫بر اساس موقعیت، می‌تونن،
‫بالادِه، میان‌دِه، و پایین‌دِه باشن...

127
00:07:50,900 --> 00:07:57,270
‫بالادِه

128
00:07:51,650 --> 00:07:58,150
‫میان‌دِه

129
00:07:52,400 --> 00:07:58,650
‫پایین‌دِه

130
00:07:53,350 --> 00:07:56,020
‫ولی اینا یجورایی درست به نظر نمی‌رسن...

131
00:07:56,020 --> 00:08:00,270
‫شاید بهتر باشه فقط بگیم
دهکده یک، دهکده دو، و دهکده سه.

132
00:07:57,270 --> 00:08:10,560
‫دهکده یک

133
00:07:58,150 --> 00:08:05,190
‫دهکده دو

134
00:07:58,650 --> 00:08:10,560
‫دهکده سه

135
00:08:00,560 --> 00:08:02,690
‫اینا موقتی هستن،
‫پس اگه کسی ایده‌ی بهتری داشت-

136
00:08:02,690 --> 00:08:05,190
‫بیایید از انجام هرکار عجیب و غریبی پرهیز کنیم، باشه؟

137
00:08:05,190 --> 00:08:09,560
حتما در جریان هستید که چقدر سخته
کاغذ بازیاش رو دوباره انجام بدیم؟

138
00:08:09,560 --> 00:08:10,560
‫درسته...

139
00:08:10,940 --> 00:08:14,400
‫می‌تونیم دهکده یک رو
‫فعلاً بدون اسم بذاریم،

140
00:08:14,400 --> 00:08:16,810
‫ولی گوردون-سان باید شهردار دهکده دوم باشه.

141
00:08:17,060 --> 00:08:20,650
‫و گروالد-سان شهردار دهکده سوم، درسته؟

142
00:08:20,650 --> 00:08:21,980
‫فکر کنم آره.

143
00:08:21,980 --> 00:08:26,100
‫ولی اگه همه‌شون رو مثل شهردار خودمون شهردار کنیم...

144
00:08:26,100 --> 00:08:32,190
حق با توعه، شاید بهتر باشه با عنوان شما
‫یه سلسله مراتب واضح‌تر ایجاد کنیم.

145
00:08:32,560 --> 00:08:34,310
‫مثل شهردار اعظم.

146
00:08:32,560 --> 00:08:34,310
‫شهردار اعظم

147
00:08:34,310 --> 00:08:35,810
‫یا شهردار بزرگ.

148
00:08:34,310 --> 00:08:35,810
‫شهردار بزرگ

149
00:08:35,810 --> 00:08:37,350
‫یا شهردار پادشاه.

150
00:08:35,810 --> 00:08:40,310
‫شهردار پادشاه

151
00:08:37,350 --> 00:08:39,850
ممنون میشم پیاز داغشو زیاد نکنید.

152
00:08:40,520 --> 00:08:41,850
در اینصورت...

153
00:08:42,190 --> 00:08:45,100
‫کی قراره دهکده‌ای برای مردم من ساخته شه؟

154
00:08:45,100 --> 00:08:47,190
‫آه، ببخشید.

155
00:08:47,190 --> 00:08:49,770
‫تصمیم گرفتیم دهکده ارواح
‫جنگلی نیونیودافنه نسازیم.

156
00:08:51,150 --> 00:08:52,560
‫واقعاً...؟

157
00:08:53,100 --> 00:08:55,850
‫پس رویای ما
برای پیدا کردن...

158
00:08:55,850 --> 00:08:57,440
‫یه خونه که توش ریشه بدیم، فقط یه رویا باقی می‌مونه.

159
00:08:55,850 --> 00:08:59,350
‫کاج غمگین

160
00:08:57,440 --> 00:08:59,150
‫صبر کن ببینم!

161
00:08:59,480 --> 00:09:03,850
‫یه خواهشی از مردم شما توی
‫هر کدوم از دهکده‌هامون دارم.

162
00:09:04,650 --> 00:09:10,850
‫چون ارواح نیونیودافنه بیشتر
‫مناسب موندن توی یه مکان هستن،

163
00:09:11,310 --> 00:09:13,310
‫نقشه ما این بود که اون‌ها
‫رو توی مکان‌های مهم قرار بدیم

164
00:09:13,310 --> 00:09:17,190
‫و وظیفه نگهبانی و
‫انتقال اطلاعات رو بهشون بدیم.

165
00:09:18,060 --> 00:09:23,480
‫اون‌ها می‌تونن از طریق چیزی که شبیه
‫تله‌پاتی هست، باهم ارتباط برقرار کنن.

166
00:09:23,650 --> 00:09:24,600
‫آرام.

167
00:09:24,730 --> 00:09:25,520
‫آرام.

168
00:09:25,650 --> 00:09:26,650
‫آرام.

169
00:09:27,230 --> 00:09:29,440
‫اون‌ها شبکه اطلاع رسانی عالی‌ای میشن.

170
00:09:29,650 --> 00:09:30,480
‫ملایم.

171
00:09:30,600 --> 00:09:31,400
‫ملایم.

172
00:09:31,520 --> 00:09:32,770
‫ملایم؟

173
00:09:33,150 --> 00:09:36,850
‫چرا ازشون نخواهیم که دهکده‌ای که
خالی از سکنه‌ست رو هم زیر نظر داشته باشن؟

174
00:09:36,850 --> 00:09:38,310
اوه! ‫چه فکر خوبی!

175
00:09:38,560 --> 00:09:39,900
‫خیل خب!

176
00:09:40,150 --> 00:09:44,980
‫حیف بود که بعد از این همه زحمت
‫بی‌فایده بمونه.

177
00:09:45,270 --> 00:09:49,150
میتونن شب‌ها هم با تولید نور مثل چراغ عمل کنن

178
00:09:50,770 --> 00:09:54,400
‫حالا که هر نژاد
‫خونه خودش رو پیدا کرده،

179
00:09:54,400 --> 00:09:59,400
‫می‌خوام برای ساکنین
‫دهکده یک و دو شغل تعیین کنم، ولی...

180
00:10:01,850 --> 00:10:03,230
‫هوم...

181
00:10:03,650 --> 00:10:06,190
‫مات و مبهوت

182
00:10:06,190 --> 00:10:07,190
‫شهردار...

183
00:10:08,190 --> 00:10:10,060
‫یه مشکلی داریم.

184
00:10:10,060 --> 00:10:11,980
سمت ‫ما هم همینطور.

185
00:10:11,980 --> 00:10:13,270
‫چه مشکلی؟

186
00:10:13,440 --> 00:10:18,650
‫ظاهراً مینوتورها و سانتورها
‫برای شکار تو جنگل مناسب نبودن.

187
00:10:13,440 --> 00:10:18,940
‫هدف معمول

188
00:10:20,520 --> 00:10:23,650
‫به نظر من که خیلی قوی بنظر میرسن.

189
00:10:23,940 --> 00:10:26,730
‫مینوتورها مردم آرومین.

190
00:10:26,730 --> 00:10:29,150
‫بعضی‌هاشون تو نبرد توانمند هستن،

191
00:10:29,150 --> 00:10:31,810
‫ولی این باعث نمی‌شه برای شکار مناسب باشن.

192
00:10:31,940 --> 00:10:37,730
‫بیشتر سانتورها پناهنده‌ان
‫و به سختی می‌تونن از خودشون مراقبت کنن.

193
00:10:38,310 --> 00:10:40,810
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم شکار اینقدر سخت باشه

194
00:10:40,810 --> 00:10:42,940
‫چون کورو و دارو دسته‌ش
‫این کار رو برامون انجام می‌دادن.

195
00:10:42,940 --> 00:10:46,600
دارو دسته کورو-سان قدرت باورنکردنی دارن.

196
00:10:46,940 --> 00:10:53,770
‫بهتره مردم رو از جنگل دور نگه داریم
‫و نگهبان‌های بیشتری تو هر دو دهکده بذاریم.

197
00:10:53,770 --> 00:10:55,230
فکر خوبیه.

198
00:10:55,480 --> 00:10:58,980
‫نگهبان‌های قابل اعتماد

199
00:10:55,770 --> 00:10:58,400
‫بریم با کورو و زابوتون صحبت کنیم.

200
00:10:57,400 --> 00:10:58,980
‫فهمیدم

201
00:10:59,100 --> 00:11:01,770
‫ارواح جنگلی نیونیودافنه به محافظ نیاز
‫دارن؟

202
00:11:01,770 --> 00:11:04,230
‫به نظر میاد خودشون خوب از پس خودشون برمیان.

203
00:11:04,230 --> 00:11:07,350
‫خب، راستش، می‌دونی...

204
00:11:07,520 --> 00:11:08,940
‫ما می‌تونیم انجامش بدیم!

205
00:11:08,940 --> 00:11:11,100
‫به نظر میاد خیلی قوی هستن.

206
00:11:11,100 --> 00:11:15,400
‫ولی بیشترشون با روش حمله غافلگیرانه می‌جنگن،
‫پس نمی‌تونن تعداد زیادی رو شکار کنن.

207
00:11:13,230 --> 00:11:15,230
‫مشکلات حرکتی

208
00:11:15,850 --> 00:11:17,850
‫اصلاً چطوری می‌جنگن؟

209
00:11:21,310 --> 00:11:24,850
‫تصمیم گرفتیم شکار رو
‫به کورو و بقیه بسپریم.

210
00:11:25,270 --> 00:11:28,150
‫و ما هم مشغول
‫شخم زدن زمین‌ها در هر دهکده شدیم.

211
00:11:28,400 --> 00:11:34,810
‫هدف این بود که حتی بدون شکار هم بتونن زنده بمونن، ولی...

212
00:11:35,650 --> 00:11:38,150
‫به نظر میاد هیچ‌چیزی رشد نمیکنه.

213
00:11:39,310 --> 00:11:40,900
‫چرا؟

214
00:11:41,560 --> 00:11:45,560
‫همیشه تو این فصل
‫این بذرها رو می‌کارید؟

215
00:11:45,560 --> 00:11:47,600
‫بذرها؟ اممم...

216
00:11:47,600 --> 00:11:50,400
آخرین بار کی کاشتیمشون؟

217
00:11:50,400 --> 00:11:51,400
‫نمی‌دونم.

218
00:11:51,400 --> 00:11:52,480
‫اممم...

219
00:11:53,060 --> 00:11:58,650
‫دلیلی داشت که با وجود سال‌ها کشاورزی،
‫مطمئن نبودیم.

220
00:11:59,020 --> 00:12:04,690
‫تنها دلیلی که تونستم
‫محصول بکارم و وسط جنگل زندگی کنم

221
00:12:04,690 --> 00:12:08,690
‫این بود که قدرت الهی ‫ابزار کشاورزی نهایی رو داشتم.

222
00:12:09,270 --> 00:12:11,980
‫قدرت‌های الهی‌اش خاک رو حاصلخیز می‌کنه،

223
00:12:11,980 --> 00:12:14,900
‫بهم اجازه می‌ده هر بذری که تصور می‌کنم رو بکارم

224
00:12:14,900 --> 00:12:17,690
‫و باعث می‌شه محصولات سریع‌تر رشد کنن.

225
00:12:18,020 --> 00:12:21,520
اینکه میتونیم بدون توجه به فصل
یا آب‌وهوا محصول برداشت کنیم...

226
00:12:21,520 --> 00:12:24,850
‫دلیل اصلی این بود که تونستیم
‫به این اندازه رشد کنیم.

227
00:12:25,310 --> 00:12:28,980
‫متاسفانه، من تنها کسی هستم
‫که می‌تونه ازش استفاده کنه.

228
00:12:28,980 --> 00:12:31,600
‫تمام کاری که می‌تونم بکنم اینه که زمین‌های
‫خودمون رو آماده کنم.

229
00:12:31,940 --> 00:12:33,940
‫خیلی بزرگن!

230
00:12:33,940 --> 00:12:40,190
‫محصولات بومی تولید شده

231
00:12:34,310 --> 00:12:37,060
‫پس دهکده‌های جدید باید خودشون زمین‌هاشون رو مدیریت کنن.

232
00:12:37,060 --> 00:12:39,810
و محصولات مورد نیاز خودشون رو کشت کنن

233
00:12:40,310 --> 00:12:42,600
این سخت تر از چیزیه که فکرش رو می‌کردم.

234
00:12:42,600 --> 00:12:44,770
‫باید به تلاش ادامه بدیم.

235
00:12:44,770 --> 00:12:46,060
‫اگه اینطوریه...

236
00:12:46,400 --> 00:12:51,850
‫با پهن کردن کاه روی خاک، برای جلوگیری از
سرد شدن خاک، شاید شانس بیشتری داشته باشیم.

237
00:12:52,150 --> 00:12:56,850
‫با توجه به نزدیک شدن زمستون،
‫شاید بهتر باشه گندم بکاریم.

238
00:12:56,850 --> 00:12:58,350
تو هم بلدیا.

239
00:12:58,350 --> 00:12:59,850
نفرمایید.

240
00:12:59,850 --> 00:13:03,440
‫من فقط بعضی وقت‌ها
‫توی دهکده قبلی‌م
‫توی کارهای مزرعه کمک می‌کردم.

241
00:13:03,440 --> 00:13:05,350
اوه! ‫پس تجربه هم داری!

242
00:13:05,350 --> 00:13:10,350
‫با راهنمایی های کشاورز-سنپای،
‫به آماده‌سازی زمین‌ها ادامه دادیم.

243
00:13:10,520 --> 00:13:13,230
گندمی که داریم می‌کاریم میتونه
سرمای زمستون رو تحمل کنه.

244
00:13:13,230 --> 00:13:15,900
‫و قبل از تابستون آماده برداشت می‌شه.

245
00:13:17,270 --> 00:13:20,900
‫نیم سال انتظار، هان؟
‫فکر کنم این چیز عادی‌ایه.

246
00:13:21,060 --> 00:13:24,100
‫ما به زمین‌های دهکده درخت بزرگ
‫خیلی عادت کردیم.

247
00:13:24,100 --> 00:13:25,350
واقعا که.

248
00:13:25,900 --> 00:13:30,850
‫رشد آناناس
‫توی این مناطق برفی هیچ رقمه عادی نیست.

249
00:13:31,520 --> 00:13:35,810
‫به همین دلیل بیشتر
‫سپاسگزار خدای کشاورزی شدم!

250
00:13:36,230 --> 00:13:37,770
‫این‌ها چی هستن؟

251
00:13:37,770 --> 00:13:41,600
‫مجسمه‌های خدایان آفرینش
‫و کشاورزی.

252
00:13:41,850 --> 00:13:45,150
‫داشتم فکر می‌کردم
‫یه زیارتگاه بسازم و اون‌ها رو اونجا بذارم.

253
00:13:45,150 --> 00:13:47,480
آره، لطفاً این کار رو بکنید.

254
00:13:49,480 --> 00:13:51,810
‫این‌ها مجسمه‌های فوق‌العاده‌ای هستن.

255
00:13:51,810 --> 00:13:56,020
‫اونی که چوب دستشه، خدای آفرینشه،
‫ولی اون یکی کیه؟

256
00:13:56,020 --> 00:13:57,980
‫ظاهراً خدای کشاورزیه.

257
00:13:58,980 --> 00:14:01,100
‫اینم برداشت جالبیه ازشون.

258
00:14:01,730 --> 00:14:05,150
‫فکر کنم سرزمین‌های مختلف
‫تفسیرهای متفاوتی ازشون دارن.

259
00:14:05,980 --> 00:14:10,940
!!شکل یه پیرمرد کردن

260
00:14:05,980 --> 00:14:10,940
دوباره منو

261
00:14:07,400 --> 00:14:10,400
زندگیِ کشاورزی در دنیایی دیگر ۲!

262
00:14:12,600 --> 00:14:16,060
‫در حالی که مینوتورها
‫کشاورزی رو انجام می‌دادن...

263
00:14:16,270 --> 00:14:17,480
جا نمونید!

264
00:14:17,770 --> 00:14:18,650
‫بله قربان!

265
00:14:18,650 --> 00:14:23,020
‫سانتورها از توانایی‌هاشون
‫برای یه کار جدید استفاده کردن.

266
00:14:23,020 --> 00:14:28,520
‫پیک سانتور

267
00:14:23,900 --> 00:14:28,310
‫سرویس پیک سانترور
‫شروع به حمل کالا بین دهکده‌ها کرد.

268
00:14:28,900 --> 00:14:31,270
‫برای شکار مناسب نبودن،

269
00:14:31,270 --> 00:14:33,900
‫ولی توانایی بیشتری توی در رفتن از دست هیولاها داشتن.

270
00:14:32,650 --> 00:14:34,270
‫پیک سانتور

271
00:14:32,650 --> 00:14:34,270
‫دهکده درخت بزرگ

272
00:14:32,650 --> 00:14:34,270
‫دهکده دو

273
00:14:32,650 --> 00:14:34,270
‫دهکده سه

274
00:14:34,400 --> 00:14:40,020
‫سانتورهای بزرگسال
‫هر کدوم مسئول تحویل‌های منظم بارها بودن.

275
00:14:44,900 --> 00:14:46,900
‫رکورد جدید این مسیر!

276
00:14:49,600 --> 00:14:50,770
‫آخ...

277
00:14:50,770 --> 00:14:52,440
‫شاید یه کم تند رفتیم.

278
00:14:52,440 --> 00:14:55,400
‫فقط امیدوارم اولویتشون ایمنی باشه.

279
00:14:57,060 --> 00:15:00,100
‫شهردار، اگه اجازه بدید یه لحظه.

280
00:15:00,100 --> 00:15:01,310
‫چی شده؟

281
00:15:01,310 --> 00:15:05,270
‫متوجه شدم که یه اسب توی مزرعه‌تون دارید.

282
00:15:05,270 --> 00:15:07,310
‫آره، داریم.

283
00:15:07,310 --> 00:15:12,310
‫پیشنهادات من!!

284
00:15:07,310 --> 00:15:12,310
‫اسب

285
00:15:07,310 --> 00:15:12,310
‫بععععع~

286
00:15:07,310 --> 00:15:12,310
‫بز

287
00:15:07,310 --> 00:15:12,310
‫مرغ

288
00:15:07,320 --> 00:15:12,310
‫دوست تاجر ما مایکل-سان یکی رو همراه
‫با بزها و مرغ‌ها برامون آورد.

289
00:15:12,850 --> 00:15:16,150
شاید گفتنی نباشه، ولی ‫همیشه
دلم می‌خواست اسب‌سواری کنم.

290
00:15:16,310 --> 00:15:17,770
ولی...

291
00:15:17,770 --> 00:15:19,060
‫هی!

292
00:15:19,310 --> 00:15:21,810
‫نگاه کن! یه هویج دارم!

293
00:15:22,440 --> 00:15:25,020
‫به هیچ کدوم از حرفام گوش نمی‌ده.

294
00:15:25,650 --> 00:15:31,310
‫اگه می‌تونی با اسب‌ها حرف بزنی، می‌تونی
ازش بخوای یخورده با من راه بیاد؟

295
00:15:31,560 --> 00:15:36,060
‫متاسفم، من نمیتونم به زبون اسب‌ها حرف بزنم.

296
00:15:36,060 --> 00:15:41,190
‫ولی اگه اون اسب،
‫اسب وفادارت نیست...

297
00:15:44,850 --> 00:15:46,600
‫هوپ!

298
00:15:47,480 --> 00:15:49,100
‫خیل خب. من آماده‌م.

299
00:15:49,350 --> 00:15:51,190
پس ‫شروع کنیم.

300
00:15:55,100 --> 00:15:58,100
‫وای، چقدر اومدیم بالا!

301
00:15:58,100 --> 00:15:59,940
‫اگه بخوای میتونی شونه‌هام رو بگیر.

302
00:16:01,020 --> 00:16:02,850
‫محکم بگیر یه وقت نیوفتی.

303
00:16:05,100 --> 00:16:07,270
‫وای! چقدر تکون میخوره.

304
00:16:07,480 --> 00:16:09,400
سرعت رو بیشتر می‌کنیم.

305
00:16:14,350 --> 00:16:15,350
‫ببخشید.

306
00:16:15,350 --> 00:16:16,560
‫اصلا مهم نیست.

307
00:16:17,350 --> 00:16:21,900
راستی‫چه حسی داره؟ اولین سواریت!

308
00:16:22,650 --> 00:16:24,150
آره، ‫عالیه!

309
00:16:25,150 --> 00:16:26,770
‫روز بعد

310
00:16:26,770 --> 00:16:28,020
‫هوم؟

311
00:16:28,520 --> 00:16:30,600
‫یهو چی شده؟

312
00:16:31,270 --> 00:16:34,270
نکنه، حالا یاد گرفتی چطور بذاری کسی سوارت
‫بشه، آره؟

313
00:16:34,560 --> 00:16:36,770
‫خب، به پیش!

314
00:16:37,230 --> 00:16:39,940
‫خوبه! همین‌طور ادامه بده.

315
00:16:42,440 --> 00:16:44,020
‫چطور ممکنه؟!

316
00:16:44,230 --> 00:16:45,730
‫کارت خوب بود.

317
00:16:46,650 --> 00:16:47,940
نازی، نازی، نازی.

318
00:16:49,690 --> 00:16:50,770
‫چی؟!

319
00:16:54,600 --> 00:16:56,600
او، حسابی سرحالیا...

320
00:16:56,600 --> 00:16:58,440
‫چطور جرئت می‌کنی...

321
00:17:01,980 --> 00:17:04,190
‫صبح بخیر، شهردار!

322
00:17:04,190 --> 00:17:05,810
روز قشنگیه، مگه نه؟

323
00:17:07,310 --> 00:17:09,100
‫اینجا چه خبره؟

324
00:17:09,100 --> 00:17:11,730
شما دارید میرید،درسته؟
لطفا سوار من بشید!

325
00:17:11,730 --> 00:17:17,560
چنین، چنین موجود عجیب و وحشی‌ای برای سوار شدن خطرناکه.

326
00:17:17,560 --> 00:17:18,940
‫ولی این اسب منه.

327
00:17:18,940 --> 00:17:20,150
‫می‌بینی؟ خطرناکه!

328
00:17:20,150 --> 00:17:21,560
ولی ‫وحشی نیست اصلا.

329
00:17:21,560 --> 00:17:24,270
‫بیا آروم باشیم و دوست بشیم، باشه؟

330
00:17:24,270 --> 00:17:26,100
‫دوست!

331
00:17:24,270 --> 00:17:26,100
‫چرا دارید می‌رقصید؟

332
00:17:26,100 --> 00:17:26,560
‫دوست!

333
00:17:26,560 --> 00:17:28,190
حرف زدیما.

334
00:17:29,270 --> 00:17:32,270
‫نمی‌خواستم هر روز
‫صبح منتظرم بمونن،

335
00:17:32,270 --> 00:17:34,560
‫واسه همین قول دادم هر روز صبح سوار یکی‌شون بشم.

336
00:17:40,690 --> 00:17:41,810
‫خب، اممم!

337
00:17:41,810 --> 00:17:44,600
‫کاری هست که بتونم براتون انجام بدم؟

338
00:17:47,400 --> 00:17:49,980
آم... ‫چیزی لازم دارید؟

339
00:17:49,980 --> 00:17:51,650
‫یا چیزی هست که متوجه نشده باشید؟

340
00:17:51,650 --> 00:17:54,310
‫هر چیزی هست تعارف نکنید و بپرسید!

341
00:17:55,400 --> 00:17:56,480
‫آسمون.

342
00:17:56,480 --> 00:17:57,650
‫بله؟

343
00:17:58,940 --> 00:18:00,150
‫آبیه.

344
00:18:00,150 --> 00:18:02,650
‫آره! هوا عالیه!

345
00:18:08,230 --> 00:18:13,770
‫ریشه‌ی محصولات کشاورزی بیشتر از تصورمون
 رشد می‌کنه، پس بهتره عمیقتر شخم بزنیم.

346
00:18:13,770 --> 00:18:15,650
چشم، گوردون-سنپای!

347
00:18:15,650 --> 00:18:17,810
‫به نظر می‌رسه همه چی مرتبه.

348
00:18:17,810 --> 00:18:19,020
‫آره.

349
00:18:19,350 --> 00:18:24,100
‫اولش نگران بودم که میخوایم با این
حجم زیاد ورودی‌های یوهویی چیکار کنیم.

350
00:18:24,440 --> 00:18:26,190
‫حالت چطوره؟

351
00:18:26,190 --> 00:18:27,850
‫خوبم، ممنون.

352
00:18:27,850 --> 00:18:32,440
‫امیدوارم هر دهکده بتونه
‫در نهایت روی پای خودش بایسته.

353
00:18:32,690 --> 00:18:35,440
‫فعلاً همه‌شون به تو متکی هستن.

354
00:18:35,440 --> 00:18:37,560
‫خوبه که مفید باشم.

355
00:18:37,560 --> 00:18:41,850
‫اما دوست دارم بتونن
‫بعضی چیزا رو خودشون حل کنن.

356
00:18:42,440 --> 00:18:47,230
درسته، بیش از حد متکی بودن
به راحتی ابزار کشاورزی نهایی

357
00:18:47,230 --> 00:18:49,440
‫من رو برای آینده نگران می‌کنه.

358
00:18:49,850 --> 00:18:53,850
‫به لطف نیروهای الهی
‫تا الان سالم و سرحال موندم، اما...

359
00:18:56,730 --> 00:19:01,690
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی که کی ممکنه
سرماخوردگی منو از پا دربیاره، درسته؟

360
00:19:03,190 --> 00:19:05,440
هروقت همچین اتفاقی افتاد راجبش فکر میکنیم.

361
00:19:07,060 --> 00:19:13,060
‫هر چقدر هم که نگران باشی، به‌ این زودیا
نمی‌تونی با خیال راحت بازنشسته بشی.

362
00:19:13,730 --> 00:19:15,730
‫پس شاید بهتر باشه یکم راحت بگیری.

363
00:19:17,190 --> 00:19:18,480
اینطور فکر می‌کنی؟

364
00:19:18,480 --> 00:19:19,770
‫آره!

365
00:19:20,480 --> 00:19:22,100
‫فکر کنم همین‌طور باشه.

366
00:19:25,650 --> 00:19:27,230
‫چی شده؟

367
00:19:28,400 --> 00:19:29,940
‫اوه، بو جواب سوالم میاد.

368
00:19:29,940 --> 00:19:31,560
‫عمداً دادیش دست من، مگه نه؟

369
00:19:31,560 --> 00:19:33,900
خیل خب، ‫بهتره پوشکش رو عوض کنی!

370
00:19:35,190 --> 00:19:39,190
درحالی که داشتم بیش از حد به
آینده خودم فکر می‌کردم،

371
00:19:39,190 --> 00:19:42,980
‫یه مشکل مهم دیگه رو یادم اومد ‫که باهاش درگیر بودیم.

372
00:19:43,600 --> 00:19:47,600
‫دهکده درخت بزرگ پر از زنه.

373
00:19:48,150 --> 00:19:50,650
بیشتر از پر؛ رسما سرریز شده!

374
00:19:52,440 --> 00:19:55,350
‫در مقایسه،
‫تقریباً هیچ مردی وجود نداره.

375
00:19:53,400 --> 00:19:58,150
‫مردا

376
00:19:53,400 --> 00:19:58,150
‫زنا

377
00:19:55,350 --> 00:19:58,150
‫این من رو نگران
‫آینده‌‌ی دهکده‌مون می‌کنه.

378
00:19:58,150 --> 00:20:01,150
من چندتا ساکن مرد جدید خواستم،

379
00:20:01,150 --> 00:20:03,270
ولی یجورایی موفق نشدم.

380
00:20:03,730 --> 00:20:06,810
‫اما حالا تعداد
‫زیادی تازه‌وارد داریم!

381
00:20:06,810 --> 00:20:09,230
‫این باید نگرانی‌هام رو برطرف کنه!

382
00:20:09,560 --> 00:20:11,900
‫مردها؟

383
00:20:12,480 --> 00:20:16,730
‫از ۷۲ نفر ما، ۲۸ نفر مرد هستن.

384
00:20:16,730 --> 00:20:18,850
اوه، ‫واقعاً؟

385
00:20:18,850 --> 00:20:21,650
‫نکنه... به سرباز نیاز دارید؟

386
00:20:21,850 --> 00:20:25,650
یعنی باید به جنگ فرستاده بشیم؟

387
00:20:25,650 --> 00:20:27,650
‫نه! اصلاً از این خبرا نیست.

388
00:20:27,650 --> 00:20:30,190
ببین قضیه این‌طوریه، خب؟

389
00:20:27,650 --> 00:20:33,940
‫توضیح دادن

390
00:20:30,190 --> 00:20:32,480
که معنیش میشه ‫این و اون!

391
00:20:32,480 --> 00:20:33,940
‫می‌فهمم...

392
00:20:34,150 --> 00:20:39,940
‫رسم مینوتورها اینه
‫که با مینوتورهای دیگه ازدواج کنن.

393
00:20:39,940 --> 00:20:43,230
بخش اصلی‌ش هم، ‫به خاطر جثه‌مون هست.

394
00:20:43,230 --> 00:20:45,440
‫به این فکر نکرده بودم.

395
00:20:45,900 --> 00:20:52,190
‫متاسفانه، مینوتورها باید
‫با همدیگه ازدواج کنن.

396
00:20:52,650 --> 00:20:54,730
بعدی نوبت سانتورهاست.

397
00:20:54,730 --> 00:20:57,400
‫احساس بدی داشتم که
‫این سوال رو از زن‌ها بپرسم،

398
00:20:57,400 --> 00:20:59,560
‫...اما برای آینده‌ دهکده‌مون لازم بود
‫این کار رو انجام بدم!

399
00:20:59,940 --> 00:21:02,060
‫مردان ما؟

400
00:21:02,440 --> 00:21:08,150
سی نفر از ما مرد هستن،
‫ولی همه فقط پسر بچه هستن.

401
00:21:08,150 --> 00:21:10,810
‫بزرگسالاها توی جنگ هستن.

402
00:21:10,810 --> 00:21:12,100
که اینطور...

403
00:21:12,100 --> 00:21:14,600
‫پس پسر بچه دارید، ولی مرد نه.

404
00:21:15,350 --> 00:21:19,850
جواب دادن به این سوال ممکنه براتون سخت باشه، ولی مهمه.

405
00:21:21,100 --> 00:21:23,230
‫مربوط به ازدواج سانتورهاست.

406
00:21:23,230 --> 00:21:25,100
‫من مجردم!

407
00:21:25,100 --> 00:21:26,980
‫باشه، ولی...

408
00:21:27,230 --> 00:21:31,600
‫سانتورها با نژادهای دیگه ازدواج می‌کنن؟

409
00:21:31,600 --> 00:21:33,900
‫معمولاً نه.

410
00:21:33,900 --> 00:21:36,480
‫فکر کنم این یه مانع بزرگه.

411
00:21:36,900 --> 00:21:41,900
‫ممکنه برای سانتورها سخت باشه
‫که با نژادهای دیگه جفت بشن.

412
00:21:42,230 --> 00:21:47,600
‫ولی اگه... به عنوان بهای موندنمون یکی از زن‌های مارو بخواید...

413
00:21:47,600 --> 00:21:49,230
‫نه، قضیه این نیست.

414
00:21:49,600 --> 00:21:51,270
‫ازتون می‌خوام که منو ببرید!

415
00:21:51,270 --> 00:21:52,980
‫آماده‌ام تا بهتون خدمت کنم!

416
00:21:52,980 --> 00:21:53,900
‫چــــــــی؟!

417
00:21:53,900 --> 00:21:56,690
‫آروم باش، من همچین چیزی نمی‌خوام.

418
00:21:56,690 --> 00:21:57,600
‫چرا نه؟

419
00:21:57,600 --> 00:21:58,480
‫چرا؟!

420
00:21:58,480 --> 00:22:02,190
مگه ‫مردها از مسلط شدن روی بدن زن‌های قوی لذت نمی‌برن؟

421
00:22:02,190 --> 00:22:03,270
‫کی بهت اینو گفت؟

422
00:22:03,690 --> 00:22:05,730
‫فقط آروم باش، باشه؟ آروم باش...

423
00:22:05,730 --> 00:22:07,350
‫آروم باش. راحت باش...

424
00:22:05,730 --> 00:22:07,350
‫چرا داری می‌رقصی؟

425
00:22:07,350 --> 00:22:11,520
‫امیدوارم سانتورها هم
‫بین خودشون خوب پیش برن.

426
00:22:11,520 --> 00:22:13,980
نکنه ‫دوست داری بیشتر تحقیرت کنم؟!

427
00:22:13,980 --> 00:22:15,810
‫قضیه این نیست!

428
00:22:15,830 --> 00:22:25,830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

429
00:23:46,020 --> 00:23:50,980
‫قسمت بعد

430
00:23:47,270 --> 00:23:50,980
‫قسمت 3

431
00:23:47,270 --> 00:23:50,980
‫قسمت 3

432
00:23:47,270 --> 00:23:50,980
زمستان

433
00:23:47,270 --> 00:23:50,980
زمستان
