WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.790 --> 00:20.210
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

00:20.210 --> 00:26.920
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

00:27.120 --> 00:34.540
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

00:34.540 --> 00:37.370
‫ما ادامه می‌دیم

00:37.370 --> 00:44.120
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

00:44.420 --> 00:48.000
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

00:48.000 --> 00:51.290
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

00:51.290 --> 00:55.330
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

00:55.330 --> 00:59.420
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

00:59.420 --> 01:02.920
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

01:02.920 --> 01:06.210
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

01:06.210 --> 01:10.420
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

01:10.420 --> 01:16.290
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

01:33.170 --> 01:37.000
‫بهار تموم شد، و خورشید بیشتر از قبل می‌تابید.

01:37.750 --> 01:40.000
‫سبزیجات بعد از اینکه خوب آفتاب خوردن،

01:40.000 --> 01:42.080
‫خیلی سرحال‌ و خوش‌رنگ‌تر از قبل شدن.

01:46.380 --> 01:47.290
‫بچه‌ها!

01:48.000 --> 01:50.630
‫وقت استراحته؛ بیاید ناهار بخوریم.

01:50.630 --> 01:51.750
‫هورا!

01:51.750 --> 01:52.880
‫باشه!

01:53.630 --> 01:54.460
‫بریم!

01:54.460 --> 01:55.330
‫گشنم بود!

01:55.330 --> 01:56.750
‫همه‌چیزو آماده می‌کنم.

01:56.750 --> 01:57.750
‫باشه.

02:01.250 --> 02:03.500
‫این‌طوری شاید زیادی رشد کنه.

02:07.250 --> 02:11.460
‫حس می‌کنم نسبت به شروع مزرعه‌داریم،
‫الان دانش بهتری راجب این‌چیزا دارم.

02:12.040 --> 02:13.710
‫بقیه گیاه‌ها چطور...

02:13.710 --> 02:14.880
‫عزیزم!

02:15.790 --> 02:16.790
‫ها...

02:16.790 --> 02:17.750
‫لو؟

02:18.040 --> 02:20.170
‫بیا، وقت استراحته.

02:25.540 --> 02:28.540
‫باید یکم استراحت هم بکنی، می‌دونی که؟

02:29.580 --> 02:32.420
‫وقتی محصولاتو نگاه می‌کنم،
‫نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم.

02:39.130 --> 02:40.670
‫جادو واقعاً عالیه.

02:40.670 --> 02:43.130
‫گفتم که، این جادو ابتداییه.

02:44.830 --> 02:46.380
‫قشنگ زنده شدم.

02:46.380 --> 02:49.500
‫اگه زیادی کار کنی، بی‌هوش می‌شی‌ها.

02:49.500 --> 02:51.460
‫فکر کنم مشکلی پیش نمیاد.

02:51.460 --> 02:55.210
‫مهم‌تر از اون، اشکال نداره
‫اینطوری راه می‌ری؟

02:55.210 --> 02:57.170
‫آره، الان خوبم.

02:57.170 --> 03:00.000
‫تازه، شنیدم یکم ورزش بهتر هم هست.

03:00.000 --> 03:01.540
‫پس اینطوریه؟

03:01.880 --> 03:04.000
‫همگی بهم خیلی چیزا یاد دادن.

03:01.880 --> 03:06.080
‫درسته فشار آوردن به خودت
‫خوب نیست، اما از بقیه شنیدم

03:06.080 --> 03:08.960
‫که ورزش کردن بدنت رو قوی می‌کنه.

03:06.080 --> 03:07.830
‫تولید مثل و پیشرفت!

03:09.170 --> 03:14.500
‫فهمیدم که چندتا از اوگرهای خدمتکار
‫قبلاً خودشون زایمان کردن.

03:14.500 --> 03:16.000
‫خیال آدم راحت می‌شه.

03:16.000 --> 03:17.000
‫آره!

03:17.000 --> 03:19.710
‫من واقعاً هیچی راجب این چیزا نمی‌دونم.

03:21.750 --> 03:25.710
‫واقعاً اعجاب‌انگیزه که اون
‫یه بچه داخل شکمش داره.

03:25.710 --> 03:27.500
‫یعنی براش چه احساسی داره؟

03:28.540 --> 03:30.830
‫خب، واقعاً چه‌جور احساسی داره؟

03:30.830 --> 03:33.830
‫الان که انقدر بزرگ شده، حتماً سنگینه.

03:33.830 --> 03:37.330
‫درسته، فکر کنم حدوداً به اندازه دوتا کلم باشه.

03:37.330 --> 03:38.670
‫که یعنی...

03:40.210 --> 03:42.330
‫باید حس سنگینی داشته باشی.

03:42.330 --> 03:44.960
‫چه خوب؛ حسودیم می‌شه.

03:45.290 --> 03:48.330
‫یعنی قراره یه پسر باشه،
‫یا دختر باشه؟

03:48.330 --> 03:50.380
‫الان راهی برای فهمیدنش هست؟

03:50.380 --> 03:53.250
‫کاری هست که بتونیم برای
‫آرامش‌تون انجام بدیم؟

03:53.250 --> 03:55.830
‫اگه چیزی بود لطفاً بهمون بگو.

03:57.250 --> 03:59.790
‫همه انقدر مهربونن که برای فعلاً خوبم.

03:59.790 --> 04:01.750
‫الان اشتهام هم برگشته.

04:01.750 --> 04:03.880
‫فقط تنها مشکلی که دارم...

04:05.460 --> 04:07.580
‫نمی‌تونم هیچ الکلی بخورم.

04:14.790 --> 04:15.790
‫شهردار!

04:17.250 --> 04:20.750
‫با عرض پوزش، برای ارائه
‫درخواستی خدمت‌تون اومدیم.

04:20.750 --> 04:22.920
‫شما چرا اینجا اومدید؟

04:23.790 --> 04:27.630
‫درخواست داریم تا عزم
‫تیا-ساما و همه به هدر نره.

04:27.630 --> 04:31.250
‫همه به‌قدری افسرده شدن
‫که تحمل دیدنشو نداریم.

04:31.830 --> 04:32.920
‫خواهش می‌کنیم!

04:32.920 --> 04:35.670
‫لطفاً تمام الکل روستا رو بفروشید!

04:35.670 --> 04:36.580
‫ها؟

04:36.920 --> 04:40.040
‫فهمیدم؛ می‌خواید به‌خاطر لو این‌کارو کنید.

04:40.040 --> 04:41.630
‫درسته، اما...

04:41.630 --> 04:44.290
‫وقتی به اینکه نمی‌تونیم جلوش چیزی بخوریم...

04:44.290 --> 04:48.540
‫با خودمون می‌گیم، "اگه کنار این
‫الکل داشتیم خیلی خوب می‌شد!"

04:49.830 --> 04:51.170
‫همین‌طوری.

04:51.170 --> 04:52.540
‫تا این حد؟

04:52.540 --> 04:56.290
‫با این وضع تنها راهمون،
‫حذف منبع زجره.

04:56.290 --> 04:57.500
‫آروم باشید.

04:57.790 --> 04:59.670
‫خوشحالم که همه این‌کارو می‌کنید،

04:59.670 --> 05:02.540
‫اما فکر کنم بعد فروش ازش پشیمون بشید.

05:02.540 --> 05:04.830
‫و الکل چیزی نیست که
‫بشه راحت درست کرد.

05:06.130 --> 05:07.920
‫فقط این‌طوری بهش فکر کنید.

05:08.330 --> 05:11.920
‫طعم الکل با نگهداری بیشتر
‫بعد تولید بهتر می‌شه.

05:11.920 --> 05:14.710
‫مطمئنم اگه فعلاً صبر کنیم،
‫طعمش بهتر می‌شه.

05:14.960 --> 05:17.540
‫بیاید همه تا منتظرش هستیم تحمل کنیم.

05:21.330 --> 05:26.880
‫شهردار، می‌شه بگید اگه کار اشتباهی کردیم؟

05:27.790 --> 05:29.000
‫چی شده؟

05:29.000 --> 05:31.500
‫حتی با اینکه همه عاشق خوردن الکل بودن،

05:31.500 --> 05:33.880
‫هیچکس دیگه یه قطره هم نمی‌خوره.

05:33.880 --> 05:34.710
‫آه.

05:35.290 --> 05:38.250
‫واقعاً؟ پس برای این بود.

05:38.250 --> 05:41.250
‫پس اینطوری نیست که دیگه
‫از الکل ما خوششون نمیاد، نه؟

05:41.250 --> 05:42.080
‫البته که نه!

05:42.580 --> 05:45.460
‫شرمنده؛ باید زودتر بهتون می‌گفتیم.

05:45.460 --> 05:48.830
‫فکر می‌کردم باید زودتر
‫سرعت تولید رو کم کنیم،

05:48.830 --> 05:50.830
‫اما حالا انگار برعکسشه.

05:50.830 --> 05:53.830
‫آره؛ مطمئنم برای جبران این مدت،
‫بیشتر از قبل می‌خوایم.

05:53.830 --> 05:57.380
‫خیلی‌خب! سعی می‌کنیم تا
‫به سطح انتظارات همه برسیم!

06:17.710 --> 06:18.920
‫حالت خوبه؟

06:19.420 --> 06:20.830
‫خوبم.

06:20.830 --> 06:23.130
‫چون حالم بده اینجا نیومدم.

06:23.130 --> 06:25.670
‫آفتاب امروز شدیده پس اومدم داخل.

06:25.670 --> 06:27.500
‫اما تقریباً وقتشه، نه؟

06:27.830 --> 06:29.540
‫بنظر میاد.

06:29.540 --> 06:32.960
‫اگه بزرگ‌تر از این بشه،
‫واقعاً دیگه نمی‌تونم تکون بخورم.

06:34.080 --> 06:35.380
‫اون گل از کجا اومده؟

06:35.380 --> 06:38.540
‫وقتی تیا و فرشته‌ها پیشم اومدن آوردن.

06:38.540 --> 06:42.460
‫گفتن دیدن، رو یه کوهستان دور
‫زمانی که برف بود شکوفه داده.

06:42.460 --> 06:43.710
‫واقعاً قشنگه.

06:43.710 --> 06:45.330
‫یه‌جوری اتاق رو خنک‌تر می‌کنه.

06:45.330 --> 06:48.540
‫راستش، اون گل واقعاً هوای سرد آزاد می‌کنه.

06:49.830 --> 06:50.790
‫ببخشید!

06:52.040 --> 06:54.290
‫این داروی مخفی الف کوهیه

06:54.290 --> 06:56.540
‫که می‌گن برای سلامتی و انرژی مفیده.

06:56.540 --> 06:57.540
‫لطفاً بگیرید!

06:58.920 --> 07:01.040
‫این واقعاً ارزشمنده، مگه نه؟

07:01.040 --> 07:03.330
‫ترجیح می‌دم زمان نیاز استفاده بشه

07:03.330 --> 07:06.000
‫تا اینکه بخواد گوشه انبار بی‌مصرف بیفته.

07:06.000 --> 07:08.460
‫مثل یه جنس کمیاب تو بازیه.

07:08.710 --> 07:09.790
‫لو-سان!

07:09.790 --> 07:12.380
‫این جواهر تو جادوی بازیابی کمک می‌کنه.

07:12.380 --> 07:14.580
‫تو اتاق جواهرات پدرم پیداش کردم.

07:15.670 --> 07:18.460
‫بعد تلاش‌های بی‌وقفه،
‫بالأخره تکمیل شد.

07:18.830 --> 07:20.080
‫پودینگ هستش.

07:22.330 --> 07:23.210
‫بیا!

07:23.210 --> 07:24.960
‫یه تاج گل خوش‌شانسیه!

07:25.960 --> 07:27.000
‫حالت خوبه؟

07:27.000 --> 07:29.080
‫می‌خوای برات سیب پوست بکَنم؟

07:29.210 --> 07:31.710
‫اونه-ساما، حتماً گشنه‌تونه، نه؟

07:31.710 --> 07:34.040
‫سوپ میسو گوجه و توفو درست کردم.

07:34.210 --> 07:35.210
‫گوجه؟

07:36.540 --> 07:37.710
‫واقعاً خوبه.

07:37.710 --> 07:38.750
‫مگه نه؟!

07:44.330 --> 07:46.960
‫ما از تخم به دنیا اومدیم،

07:46.960 --> 07:49.960
‫پس اصلاً نمی‌دونم باید
‫برای کمک چه کاری کنم.

07:49.960 --> 07:51.210
‫اما حداقل...

07:51.670 --> 07:54.670
‫برای قوی شدن شما،
‫خون خودم رو پیشکش می‌کنم.

07:55.080 --> 07:57.710
‫فکر نکنم دندون‌هام از اون رد بشن.

08:06.540 --> 08:07.880
‫واقعاً خوشحالم.

08:08.000 --> 08:09.000
‫منم.

08:13.170 --> 08:14.460
‫این چیه؟

08:14.880 --> 08:16.210
‫چکش چوبی؟

08:16.460 --> 08:18.080
‫از طرف دونووانه.

08:18.080 --> 08:20.880
‫گفت بعداً به‌درد می‌خوره.

08:22.000 --> 08:23.460
‫به‌درد می‌خوره؟

08:23.750 --> 08:25.960
‫برای زایمان چکش چوبی می‌خوای؟

08:26.920 --> 08:28.080
‫چی شده؟

08:33.380 --> 08:36.040
‫شکمم یه‌جورایی...

08:36.500 --> 08:37.750
‫این یعنی...

08:39.290 --> 08:40.710
‫فکر کنم.

08:42.380 --> 08:44.000
‫حوله رو اینجا بیارید.

08:44.000 --> 08:45.750
‫آب گرم بیشتری بذارید.

09:02.540 --> 09:06.790
‫وقتی وقتش رسید،
‫برای مدتی وحشت‌زده بودم.

09:08.040 --> 09:12.000
‫اما الان دیگه کاری نیست
‫که برای کمک انجام بدم.

09:38.790 --> 09:40.420
‫دو ماه...

09:41.330 --> 09:44.170
‫روز اول هم از همین‌جا بهشون نگاه کردم.

09:46.920 --> 09:48.790
‫اون زمان تنها بودم.

09:49.460 --> 09:52.750
‫می‌خواستم جایی دور از هرکسی تنها زندگی کنم.

09:54.080 --> 09:55.920
‫اما الان، همه اینجان.

09:56.920 --> 09:58.630
‫برای همین مطمئنم...

10:00.710 --> 10:03.330
‫بعد اون، تو یه چشم‌ به‌هم زدن صبح شد.

10:03.330 --> 10:05.380
‫خب، بهتره که بگم

10:05.380 --> 10:07.880
‫از بعد اون خاطره‌ای ندارم.

10:14.710 --> 10:16.130
‫همه‌چی خوب پیش رفت.

10:16.130 --> 10:17.960
‫هر دوشون سالم هستن.

10:29.000 --> 10:30.630
‫بیا بغلش کن.

10:32.750 --> 10:34.040
‫می‌تونم؟

10:35.880 --> 10:37.040
‫خب...

10:38.130 --> 10:39.460
‫مراقب باشید.

10:39.460 --> 10:41.790
‫تازه به دنیا اومده؛ مراقب گردنش باشید.

10:41.790 --> 10:43.460
‫با دست دیگه هم نگه‌ش دارید.

10:43.460 --> 10:44.460
‫باشه.

10:49.250 --> 10:51.000
‫گرمه.

10:51.000 --> 10:53.130
‫و از انتظارم هم سنگین‌تره.

10:53.630 --> 10:55.630
‫حتی با اینکه انقدر کوچیکه.

10:57.170 --> 10:58.380
‫تکون خورد!

10:58.540 --> 10:59.920
‫تکون می‌خوره دیگه.

10:59.920 --> 11:02.420
‫حتی تو شکم من هم خیلی تکون می‌خورد.

11:03.670 --> 11:05.040
‫که اینطور.

11:07.170 --> 11:08.420
‫لبخند زد!

11:08.420 --> 11:09.830
‫لبخند زد، مگه نه؟

11:10.460 --> 11:13.040
‫از اینکه باباش بغلش کرده خوشحاله.

11:19.040 --> 11:20.540
‫من...

11:20.540 --> 11:22.540
‫واقعاً یه پدر شدم.

11:23.920 --> 11:27.330
‫تو دنیای اصلیم از
‫یه بیماری زجر می‌کشیدم.

11:28.170 --> 11:30.710
‫امیدوارم همچین اتفاقی برای اون نیفته.

11:31.790 --> 11:33.790
‫برای من قوی شو.

11:37.380 --> 11:39.750
‫قرار نیست فقط قوی بشه،

11:39.750 --> 11:41.630
‫ما قوی‌ش می‌کنیم،

11:41.630 --> 11:42.790
‫باهمدیگه.

11:46.210 --> 11:47.540
‫درسته.

11:51.330 --> 11:53.380
‫چی شد؟ باید چیکار کنم؟

11:53.380 --> 11:55.630
‫لطفاً آروم باشید!

11:55.630 --> 11:57.000
‫فقط آروم باش.

12:06.250 --> 12:07.500
‫تمومه!

12:07.500 --> 12:10.170
‫از زایمان لو یه هفته می‌گذشت.

12:10.710 --> 12:13.250
‫اسم پسرم آلفردـه.

12:13.250 --> 12:14.880
‫ایده لو بود.

12:15.170 --> 12:18.920
‫حدس می‌زنم نژادش منطقاً
‫باید نیمه‌خون‌آشام باشه...!

12:18.920 --> 12:21.630
‫اما فعلاً فقط شبیه یه انسان معمولیه.

12:26.790 --> 12:29.250
‫من اینجا تنها شروع به زندگی کردم.

12:33.170 --> 12:35.250
‫الان آدمای بیشتری اینجا زندگی می‌کنن؛

12:36.750 --> 12:38.580
‫ساختمون‌های بیشتری هم هست؛

12:38.830 --> 12:40.670
‫همه‌چیز رشد کرده؛

12:41.500 --> 12:43.630
‫و حالا جاییه که کنار همه زندگی می‌کنم.

12:44.920 --> 12:46.920
‫بعد یه روز شهردار شدم؛

12:50.920 --> 12:54.420
‫و حالا بالأخره یه پدر شدم.

12:55.710 --> 12:57.040
‫راستی...

12:57.500 --> 13:00.330
‫باید یه‌جوری لطف روستایی‌ها رو جبران کنم.

13:00.960 --> 13:04.580
‫همه‌شون تا الان کمک کردن
‫تا این روستا رو بسازیم.

13:08.250 --> 13:10.670
‫امروز ‫برای چی جمع‌مون کردید؟

13:11.080 --> 13:15.500
‫راستش، راجب سیستم جدیدی که می‌خوام
‫تو روستا راه بندازم فکر می‌کردم.

13:15.500 --> 13:16.710
‫سیستم؟

13:17.170 --> 13:18.170
‫آره.

13:18.920 --> 13:19.920
‫این.

13:20.540 --> 13:22.040
‫یه مدال پاداش.

13:22.170 --> 13:23.330
‫مدال؟

13:23.580 --> 13:25.670
‫این برای چیه؟

13:25.880 --> 13:28.250
‫می‌خوام به کسایی که
‫تو ساختن روستا کمک کردن

13:28.250 --> 13:30.790
‫این مدال‌ها رو برای تشکر بدم.

13:32.040 --> 13:34.540
‫چطور باید ازشون استفاده کنیم؟

13:34.880 --> 13:36.630
‫می‌شه برای گرفتن چیزی که می‌خواید

13:36.630 --> 13:38.710
‫یا مبادله کالاها استفاده‌شون کنید.

13:38.710 --> 13:42.080
‫پس مثل پول هستن، درسته؟

13:42.420 --> 13:43.630
‫آره.

13:43.630 --> 13:47.210
‫گفتم یه‌روزی روستای درخت بزرگ
‫به پول‌رایج خودش نیاز داره.

13:47.630 --> 13:49.880
‫الان چیزهای زیادی تو روستا داریم.

13:50.080 --> 13:53.290
‫محصولات، گوشت شکار شده، و کالاهای تجاری.

13:53.920 --> 13:57.250
‫به عنوان شهردار، خودم بهشون نظارت می‌کردم

13:57.250 --> 14:00.080
‫و بعد خودم بین همه پخش‌شون می‌کردم.

14:00.580 --> 14:04.750
‫اگه کسی چیزی می‌خواست،
‫میومد با من راجبش حرف می‌زد.

14:05.250 --> 14:07.330
‫اما با افزایش جمعیت روستا،

14:07.330 --> 14:10.420
‫رسیدن به تمام این کارها تقریباً غیرممکن شده.

14:10.420 --> 14:11.710
‫که اینطور.

14:12.080 --> 14:15.830
‫اگه خودمون بخوایم داد و ستد کنیم،
‫به پول‌رایج نیاز داریم.

14:15.830 --> 14:16.920
‫دقیقاً.

14:16.920 --> 14:19.500
‫نمی‌شه مبادله کالا به کالا کنیم؟

14:19.830 --> 14:21.580
‫اینطوری بهش فکر کنید؛

14:21.580 --> 14:23.880
‫یه سیب چندتا توت‌فرنگی می‌ارزه؟

14:23.880 --> 14:26.330
‫خب، من می‌گم حدود سه‌تا.

14:26.330 --> 14:30.130
‫من می‌گم یک برای یک،
‫چون توت‌فرنگی رو ترجیح می‌دم.

14:30.130 --> 14:32.880
‫بله؛ هرکسی متفاوت ارزش‌گذاری می‌کنه.

14:33.130 --> 14:36.460
‫برای همین می‌خوام از پول‌رایج
‫برای تبادل‌هامون استفاده کنیم.

14:36.460 --> 14:39.040
‫پس پول برای این چیزاست.

14:39.330 --> 14:41.330
‫یه سیب چندتا بشکه طلا می‌ارزه؟

14:41.330 --> 14:43.830
‫چون هیچوقت پول استفاده نکردم مطمئن نیستم.

14:44.040 --> 14:45.630
‫با بشکه حساب می‌کنید؟

14:45.630 --> 14:47.880
‫همین انتظار هم از اژدهایان می‌رفت.

14:48.250 --> 14:52.750
‫به‌هرحال، فکر کنم اگه یهو همه‌چیزو
‫به پول‌رایج تغییر بدیم غوغا می‌شه.

14:52.750 --> 14:55.170
‫پس فعلاً اونا رو به عنوان مدال پاداش می‌دم.

14:55.170 --> 14:56.500
‫نقشه اینه.

14:56.670 --> 15:00.420
‫که اینطور؛ پس بیاید یه مدت
‫ازشون استفاده کنیم.

15:00.420 --> 15:01.420
‫باشه.

15:01.420 --> 15:05.040
‫برای فعلاً بیاید به‌عنوان ضمانت
‫مبادلات حساب‌شون کنیم.

15:06.210 --> 15:10.580
‫و برای شروع، من به
‫هر روستایی سه مدال دادم.

15:11.170 --> 15:14.080
‫نتونستم به خانواده‌های
‫کورو و زابوتون مدالی بدم،

15:14.080 --> 15:15.580
‫پس به هرکدوم 30‌تا دادم.

15:16.000 --> 15:20.000
‫و اینکه، همه رو با دست ساختم
‫که نشه جعل‌شون کرد؛

15:20.000 --> 15:22.080
‫اما خب فقط تا یه
‫حدی می‌تونم بسازم.

15:22.670 --> 15:24.420
‫همه واکنش‌های مختلفی داشتن.

15:24.420 --> 15:25.670
‫شراب می‌خوام.

15:27.080 --> 15:29.500
‫بعضیا فوراً با شراب
‫مبادله‌ش می‌کنن؛

15:30.330 --> 15:32.830
‫بعضیا هم باهاش
‫وسایل خونه گرفتن؛

15:33.670 --> 15:36.880
‫بعضیا هم با سلاح‌های
‫درایم مبادله‌ش کردن.

15:38.170 --> 15:39.380
‫و بعضیا هم...

15:40.000 --> 15:42.040
‫فقط اتاق‌شونو
‫باهاش تزئین کردن.

15:42.290 --> 15:45.500
‫اما ترجیح می‌دادم
‫خرجش کنن و دستشون نباشه.

15:45.920 --> 15:50.330
‫برای همین مدال‌های پاداش، که پیش‌درآمد
‫پول‌رایج هستن رو معرفی کردم، اما...

15:50.630 --> 15:52.040
‫بذار ببینم.

15:52.670 --> 15:54.210
‫اوه! فهمیدم.

15:54.630 --> 15:58.500
‫این باعث شد تا اسباب و
‫اثاثیهٔ چوبی خیلی محبوب بشه.

15:58.750 --> 16:01.540
‫یا حداقل، کار من بیشتر شده.

16:03.380 --> 16:05.540
‫آه، یکم اگه می‌شه بهم وقت بدید.

16:05.540 --> 16:09.130
‫و اینکه، می‌خواستم به‌عنوان
‫منبع قیمت‌ها استفاده‌شون کنم.

16:09.710 --> 16:13.420
‫اما بعضی وقت‌ها سخته که
‫مشخص کنی یدونه مدال چقدر می‌ارزه.

16:13.960 --> 16:15.210
‫شهردار!

16:16.130 --> 16:19.250
‫می‌خوام... بهم یه بچه بدید!

16:20.540 --> 16:21.960
‫برای اینم می‌شه؟

16:21.960 --> 16:22.920
‫نخیر!

16:23.210 --> 16:24.920
‫حتی اگه سه‌تا بهتون بدم؟

16:24.920 --> 16:27.540
‫اون الان مشکل ما نیست.

16:30.130 --> 16:34.960
‫آخرشم، قرار گذاشتیم که شهردار رو
‫برای یه‌روز بهشون اجاره بدیم.

16:36.210 --> 16:38.170
‫و یکم بعدش...

16:49.630 --> 16:53.380
‫...بالأخره زمان جشن
‫برای تولد پسرم بود.

16:55.040 --> 16:55.880
‫به سلامتی!

16:56.080 --> 16:57.290
‫به سلامتی!

17:01.960 --> 17:04.000
‫یه‌جورایی حس بدی دارم...

17:04.210 --> 17:06.040
‫که انقدر همه رو منتظر گذاشتیم.

17:06.040 --> 17:08.750
‫آره بعد از زایمانت هم
‫می‌تونستیم یه جشن بگیریم.

17:09.000 --> 17:12.330
‫اما خب، الان که بنظر
‫داره بهشون خوش‌ می‌گذره.

17:12.750 --> 17:15.750
‫فقط یکم نگران
‫اینم که زیادی بخورن.

17:16.000 --> 17:19.710
‫نازی، نازی! من فلورا اونه-سانم‌ها!

17:20.250 --> 17:21.960
‫راستی، اون...

17:22.210 --> 17:23.330
‫آره؛

17:23.330 --> 17:26.830
‫دونووان بهم گفت که
‫امروز با خودم بیارمش.

17:28.830 --> 17:30.960
‫شرمنده منتظرتون گذاشتم.

17:33.290 --> 17:34.540
‫این چیه؟

17:35.380 --> 17:39.250
‫یه شراب مخصوصه که
‫فقط برا شماها درستش کردم.

17:39.250 --> 17:42.920
‫ما اینطوری جشن می‌گیریم،
‫پس خوب از خودتون پذیرایی کنید!

17:43.130 --> 17:44.500
‫الان دیگه وقت استفادشه!

17:44.790 --> 17:46.000
‫این؟

17:46.000 --> 17:48.080
‫که اینطور؛ پس برای همینه.

17:51.380 --> 17:52.830
‫یک، دو...

17:55.210 --> 17:57.880
‫تبریک می‌گم، شهردار!

18:01.830 --> 18:03.920
‫واقعاً حس خوبی داشت.

18:03.920 --> 18:05.500
‫آره، درست می‌گی.

18:06.000 --> 18:10.630
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم تو این دنیا
‫بشکه شراب برای جشن باز کنم؛

18:10.630 --> 18:14.040
‫اما خب بنظرم همه‌جا این نوع چیزا،
‫جشنا رو جذاب‌تر می‌کنه.

18:14.170 --> 18:17.040
‫بچه‌ها، هرچقدر می‌خواید بخورید!

18:24.290 --> 18:28.170
‫وای، مشروب عالیه!
‫غذا معرکه‌ست! واقعاً تبریک می‌گم.

18:28.170 --> 18:30.130
‫حالا زمان تکنیک سرّی‌مه!

18:34.580 --> 18:36.130
‫حالش خوبه؟

18:36.830 --> 18:39.170
‫خب، شرابم چطوره؟

18:39.170 --> 18:40.290
‫دونووان...

18:40.290 --> 18:41.710
‫خب راستش...

18:42.750 --> 18:45.040
‫آه، که اینطور.

18:45.290 --> 18:49.210
‫خیلی شرمنده، گفتن تا موقعی که
‫با سینه شیر می‌دم باید خودداری کنم.

18:49.210 --> 18:51.710
‫درسته؛ تا وقتی ‫بچه‌ست نمی‌تونی.

18:51.710 --> 18:53.040
‫آها فهمیدم؛

18:53.040 --> 18:55.540
‫برای الان، می‌ذارم
‫اونا به‌جام بخورن.

18:55.540 --> 18:59.330
‫من تا وقتی صورت خندون‌شونو
‫ببینم، از شراب لذت می‌برم.

19:00.420 --> 19:01.750
‫پس این چطوره؛

19:01.750 --> 19:05.420
‫قبل از اینکه همه تمومش کنن،
‫یکم‌شو ذخیره کنیم تا طعمش بهتر شه؟

19:05.420 --> 19:07.170
‫آره، فکر خوبیه!

19:07.170 --> 19:10.250
‫می‌تونیم نگه‌ش داریم که وقتی
‫آلفرد سنش بیشتر شد بتونه بخورتش.

19:10.250 --> 19:11.380
‫ایده خوبیه!

19:11.380 --> 19:12.420
‫خیلی‌خب!

19:12.750 --> 19:16.460
‫مطمئن می‌شم که خوب نگهداری می‌شه،
‫تا بهترین شرابو تحویل‌تون بدم!

19:16.460 --> 19:17.790
‫فوراً شروعش می‌کنیم!

19:17.790 --> 19:20.210
‫اگه معطل کنیم، همه رو می‌خورن.

19:19.000 --> 19:20.210
‫بیشتر می‌خوام!

19:21.250 --> 19:25.080
‫روزی که بتونم با پسرم شراب بخورم؛
‫واقعاً نمی‌تونم منتظرش بمونم.

19:25.380 --> 19:27.290
‫مطمئنم می‌تونی؛

19:27.290 --> 19:29.830
‫تا وقتی از زندگی الانت
‫لذت کافی رو ببری.

19:31.040 --> 19:32.380
‫نگاه کن!

19:32.380 --> 19:37.210
‫آلفرد، فلورا اونه-سان‌شو
‫خیلی دوست داره!

19:37.460 --> 19:40.040
‫فکر کنم خودش می‌خواد بچه من باشه!

19:40.040 --> 19:41.210
‫نه وایسا ببینم.

19:42.170 --> 19:44.040
‫درباره روستای درخت بزرگ...

19:44.040 --> 19:45.460
‫این‌دفعه دیگه چیه؟!

19:45.460 --> 19:49.130
‫بچه‌ای به‌دنیا آوردن؛
‫پسر صحیح و سالمی هم هست.

19:49.130 --> 19:50.790
‫اوه، چقدر خوب.

19:50.790 --> 19:53.000
‫طبق اطلاعاتی که
‫تا الان بهمون رسیده،

19:53.000 --> 19:57.330
‫فکر می‌کنم حتی خیال به
‫چالش کشیدشون هم غیرممکن باشه.

19:57.330 --> 19:59.000
‫تازه اینو فهمیدی؟

19:59.000 --> 20:00.750
‫ما باید به فکر این باشیم که

20:00.750 --> 20:03.170
‫روابط دوستانه‌ای باهاشون ایجاد کنیم.

20:03.380 --> 20:06.380
‫اگه روزی بتونیم کسی رو از
‫قلمرو شیاطین با اون روستا وصلت بدیم،

20:06.380 --> 20:08.630
‫اون‌وقت امنیت‌مون تضمین شده‌ست!

20:08.630 --> 20:09.830
‫امکانش نیست.

20:10.040 --> 20:10.880
‫جان؟

20:10.880 --> 20:12.460
‫عمراً یوری رو بدم بره!

20:12.460 --> 20:14.130
‫به هیچکسی نمی‌دمش!

20:14.130 --> 20:15.960
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌دم!

20:15.960 --> 20:17.290
‫لطفاً آروم باشید.

20:19.380 --> 20:21.380
‫تمام کالاها رو جمع کردید؟

20:21.380 --> 20:22.290
‫بله.

20:22.580 --> 20:26.130
‫اگه خوب بهشون تبریک نگیم،
‫می‌تونه باعث دلخوری بشه؛

20:26.130 --> 20:28.580
‫باید همه‌چیز عالی باشه.

20:28.580 --> 20:32.130
‫می‌خوام تا رابطه‌مون با
‫اون روستا طولانی‌مدت باشه.

20:40.710 --> 20:42.670
‫مشکلی پیش اومده؟

20:42.670 --> 20:44.630
‫نه، چیزی نیست.

20:45.330 --> 20:47.540
‫بعد مدت‌ها یه خوابی رو دیدم.

20:57.880 --> 20:59.170
‫ممکنه که...

20:59.170 --> 21:00.830
‫مست بودی؟

21:00.830 --> 21:03.130
‫اما دیشب که اصلاً چیزی نخوردی.

21:03.460 --> 21:05.750
‫نه؛ الان دیگه خوبم.

21:08.170 --> 21:13.380
‫در این‌صورت، می‌خواستم درباره چیزی که
‫گرنماریا و بقیه بهم گفتن باهات صحبت کنم.

21:13.960 --> 21:15.540
‫کسایی که می‌خوان اینجا بیان؟

21:15.540 --> 21:16.710
‫بله.

21:16.710 --> 21:19.460
‫تو یه جنگل دیگه زندگی می‌کردن،

21:19.460 --> 21:22.130
‫و دنبال جای جدیدی
‫برای زندگی می‌گشتن.

21:22.130 --> 21:26.080
‫درایم-چان هم گفت یه‌کسایی
‫به‌خاطر جنگ از خونه‌هاشون بیرون شدن.

21:26.080 --> 21:30.750
‫پدرمم گفتن یه‌سری مهاجر به‌خاطر جنگ با
‫کشور فول‌هاردت جایی برای موندن ندارن.

21:30.750 --> 21:31.960
‫کلاً چقدرن؟

21:31.960 --> 21:33.210
‫خیلی دقیق نیست، اما...

21:33.210 --> 21:34.000
‫بذار ببینن...

21:34.000 --> 21:35.330
‫بخوام حدودی بگم...

21:35.330 --> 21:36.960
‫از صدگان هم گذشتیم.

21:37.130 --> 21:41.080
‫فکر می‌کنم برای این‌همه نفر به
‫یه روستای دیگه احتیاج داریم.

21:41.080 --> 21:42.790
‫پس بیا انجامش بدیم.

21:43.500 --> 21:46.960
‫بیا برا کسایی که می‌خوان
‫به اینجا بیان، خونه بسازیم.

21:47.210 --> 21:48.460
‫بنظر عالی میاد!

21:48.460 --> 21:50.960
‫اینطوری کلی آدم می‌تونن اینجا بیان.

21:50.960 --> 21:53.000
‫پس اونم می‌شه روستای درخت بزرگ 2؟

21:53.000 --> 21:56.130
‫یه لحظه وایسید،
‫این مگه خیلی کار نمی‌بره؟

21:56.130 --> 21:57.750
‫کلی آماده‌سازی و منابع می‌خواد.

21:57.750 --> 21:59.460
‫تمام تلاش‌مونو می‌کنیم!

22:00.500 --> 22:03.210
‫این روستا همه‌مون رو نجات داده.

22:03.210 --> 22:06.790
‫اگه کسی کمک‌مون رو بخواد،
‫نمی‌تونیم تنهاشون رو بذاریم، مگه نه؟

22:07.250 --> 22:10.540
‫اما باید برای این همه‌چیزو
‫با دقت برنامه‌ریزی کنیم.

22:10.540 --> 22:12.250
‫باید کجا بسازیمش؟

22:13.080 --> 22:15.250
‫فهمیدم؛ بیاید سریع راجبش جلسه بذاریم.

22:15.250 --> 22:17.080
‫بچه‌ها، رو کمک‌تون حساب می‌کنم.

22:17.080 --> 22:18.170
‫چشم!

22:18.190 --> 22:33.190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.180 --> 22:43.930
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

22:44.270 --> 22:52.850
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

22:52.850 --> 22:57.640
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

22:57.640 --> 23:02.060
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

23:02.060 --> 23:11.680
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

23:13.020 --> 23:18.020
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

23:18.020 --> 23:22.560
‫چون تو در کنار منی

23:22.560 --> 23:27.140
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

23:27.390 --> 23:31.930
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

23:31.930 --> 23:39.100
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

23:45.950 --> 23:50.930
‫مترجم:

23:45.950 --> 23:50.930
‫HADAD
