1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,790 --> 00:00:20,210
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

3
00:00:20,210 --> 00:00:26,920
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

4
00:00:27,120 --> 00:00:34,540
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

5
00:00:34,540 --> 00:00:37,370
‫ما ادامه می‌دیم

6
00:00:37,370 --> 00:00:44,120
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

7
00:00:44,420 --> 00:00:48,000
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

8
00:00:48,000 --> 00:00:51,290
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

9
00:00:51,290 --> 00:00:55,330
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

10
00:00:55,330 --> 00:00:59,420
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

11
00:00:59,420 --> 00:01:02,920
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

12
00:01:02,920 --> 00:01:06,210
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

13
00:01:06,210 --> 00:01:10,420
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

14
00:01:10,420 --> 00:01:16,290
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

15
00:01:33,170 --> 00:01:37,000
‫بهار تموم شد، و خورشید بیشتر از قبل می‌تابید.

16
00:01:37,750 --> 00:01:40,000
‫سبزیجات بعد از اینکه خوب آفتاب خوردن،

17
00:01:40,000 --> 00:01:42,080
‫خیلی سرحال‌ و خوش‌رنگ‌تر از قبل شدن.

18
00:01:46,380 --> 00:01:47,290
‫بچه‌ها!

19
00:01:48,000 --> 00:01:50,630
‫وقت استراحته؛ بیاید ناهار بخوریم.

20
00:01:50,630 --> 00:01:51,750
‫هورا!

21
00:01:51,750 --> 00:01:52,880
‫باشه!

22
00:01:53,630 --> 00:01:54,460
‫بریم!

23
00:01:54,460 --> 00:01:55,330
‫گشنم بود!

24
00:01:55,330 --> 00:01:56,750
‫همه‌چیزو آماده می‌کنم.

25
00:01:56,750 --> 00:01:57,750
‫باشه.

26
00:02:01,250 --> 00:02:03,500
‫این‌طوری شاید زیادی رشد کنه.

27
00:02:07,250 --> 00:02:11,460
‫حس می‌کنم نسبت به شروع مزرعه‌داریم،
‫الان دانش بهتری راجب این‌چیزا دارم.

28
00:02:12,040 --> 00:02:13,710
‫بقیه گیاه‌ها چطور...

29
00:02:13,710 --> 00:02:14,880
‫عزیزم!

30
00:02:15,790 --> 00:02:16,790
‫ها...

31
00:02:16,790 --> 00:02:17,750
‫لو؟

32
00:02:18,040 --> 00:02:20,170
‫بیا، وقت استراحته.

33
00:02:25,540 --> 00:02:28,540
‫باید یکم استراحت هم بکنی، می‌دونی که؟

34
00:02:29,580 --> 00:02:32,420
‫وقتی محصولاتو نگاه می‌کنم،
‫نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم.

35
00:02:39,130 --> 00:02:40,670
‫جادو واقعاً عالیه.

36
00:02:40,670 --> 00:02:43,130
‫گفتم که، این جادو ابتداییه.

37
00:02:44,830 --> 00:02:46,380
‫قشنگ زنده شدم.

38
00:02:46,380 --> 00:02:49,500
‫اگه زیادی کار کنی، بی‌هوش می‌شی‌ها.

39
00:02:49,500 --> 00:02:51,460
‫فکر کنم مشکلی پیش نمیاد.

40
00:02:51,460 --> 00:02:55,210
‫مهم‌تر از اون، اشکال نداره
‫اینطوری راه می‌ری؟

41
00:02:55,210 --> 00:02:57,170
‫آره، الان خوبم.

42
00:02:57,170 --> 00:03:00,000
‫تازه، شنیدم یکم ورزش بهتر هم هست.

43
00:03:00,000 --> 00:03:01,540
‫پس اینطوریه؟

44
00:03:01,880 --> 00:03:04,000
‫همگی بهم خیلی چیزا یاد دادن.

45
00:03:01,880 --> 00:03:06,080
‫درسته فشار آوردن به خودت
‫خوب نیست، اما از بقیه شنیدم

46
00:03:06,080 --> 00:03:08,960
‫که ورزش کردن بدنت رو قوی می‌کنه.

47
00:03:06,080 --> 00:03:07,830
‫تولید مثل و پیشرفت!

48
00:03:09,170 --> 00:03:14,500
‫فهمیدم که چندتا از اوگرهای خدمتکار
‫قبلاً خودشون زایمان کردن.

49
00:03:14,500 --> 00:03:16,000
‫خیال آدم راحت می‌شه.

50
00:03:16,000 --> 00:03:17,000
‫آره!

51
00:03:17,000 --> 00:03:19,710
‫من واقعاً هیچی راجب این چیزا نمی‌دونم.

52
00:03:21,750 --> 00:03:25,710
‫واقعاً اعجاب‌انگیزه که اون
‫یه بچه داخل شکمش داره.

53
00:03:25,710 --> 00:03:27,500
‫یعنی براش چه احساسی داره؟

54
00:03:28,540 --> 00:03:30,830
‫خب، واقعاً چه‌جور احساسی داره؟

55
00:03:30,830 --> 00:03:33,830
‫الان که انقدر بزرگ شده، حتماً سنگینه.

56
00:03:33,830 --> 00:03:37,330
‫درسته، فکر کنم حدوداً به اندازه دوتا کلم باشه.

57
00:03:37,330 --> 00:03:38,670
‫که یعنی...

58
00:03:40,210 --> 00:03:42,330
‫باید حس سنگینی داشته باشی.

59
00:03:42,330 --> 00:03:44,960
‫چه خوب؛ حسودیم می‌شه.

60
00:03:45,290 --> 00:03:48,330
‫یعنی قراره یه پسر باشه،
‫یا دختر باشه؟

61
00:03:48,330 --> 00:03:50,380
‫الان راهی برای فهمیدنش هست؟

62
00:03:50,380 --> 00:03:53,250
‫کاری هست که بتونیم برای
‫آرامش‌تون انجام بدیم؟

63
00:03:53,250 --> 00:03:55,830
‫اگه چیزی بود لطفاً بهمون بگو.

64
00:03:57,250 --> 00:03:59,790
‫همه انقدر مهربونن که برای فعلاً خوبم.

65
00:03:59,790 --> 00:04:01,750
‫الان اشتهام هم برگشته.

66
00:04:01,750 --> 00:04:03,880
‫فقط تنها مشکلی که دارم...

67
00:04:05,460 --> 00:04:07,580
‫نمی‌تونم هیچ الکلی بخورم.

68
00:04:14,790 --> 00:04:15,790
‫شهردار!

69
00:04:17,250 --> 00:04:20,750
‫با عرض پوزش، برای ارائه
‫درخواستی خدمت‌تون اومدیم.

70
00:04:20,750 --> 00:04:22,920
‫شما چرا اینجا اومدید؟

71
00:04:23,790 --> 00:04:27,630
‫درخواست داریم تا عزم
‫تیا-ساما و همه به هدر نره.

72
00:04:27,630 --> 00:04:31,250
‫همه به‌قدری افسرده شدن
‫که تحمل دیدنشو نداریم.

73
00:04:31,830 --> 00:04:32,920
‫خواهش می‌کنیم!

74
00:04:32,920 --> 00:04:35,670
‫لطفاً تمام الکل روستا رو بفروشید!

75
00:04:35,670 --> 00:04:36,580
‫ها؟

76
00:04:36,920 --> 00:04:40,040
‫فهمیدم؛ می‌خواید به‌خاطر لو این‌کارو کنید.

77
00:04:40,040 --> 00:04:41,630
‫درسته، اما...

78
00:04:41,630 --> 00:04:44,290
‫وقتی به اینکه نمی‌تونیم جلوش چیزی بخوریم...

79
00:04:44,290 --> 00:04:48,540
‫با خودمون می‌گیم، "اگه کنار این
‫الکل داشتیم خیلی خوب می‌شد!"

80
00:04:49,830 --> 00:04:51,170
‫همین‌طوری.

81
00:04:51,170 --> 00:04:52,540
‫تا این حد؟

82
00:04:52,540 --> 00:04:56,290
‫با این وضع تنها راهمون،
‫حذف منبع زجره.

83
00:04:56,290 --> 00:04:57,500
‫آروم باشید.

84
00:04:57,790 --> 00:04:59,670
‫خوشحالم که همه این‌کارو می‌کنید،

85
00:04:59,670 --> 00:05:02,540
‫اما فکر کنم بعد فروش ازش پشیمون بشید.

86
00:05:02,540 --> 00:05:04,830
‫و الکل چیزی نیست که
‫بشه راحت درست کرد.

87
00:05:06,130 --> 00:05:07,920
‫فقط این‌طوری بهش فکر کنید.

88
00:05:08,330 --> 00:05:11,920
‫طعم الکل با نگهداری بیشتر
‫بعد تولید بهتر می‌شه.

89
00:05:11,920 --> 00:05:14,710
‫مطمئنم اگه فعلاً صبر کنیم،
‫طعمش بهتر می‌شه.

90
00:05:14,960 --> 00:05:17,540
‫بیاید همه تا منتظرش هستیم تحمل کنیم.

91
00:05:21,330 --> 00:05:26,880
‫شهردار، می‌شه بگید اگه کار اشتباهی کردیم؟

92
00:05:27,790 --> 00:05:29,000
‫چی شده؟

93
00:05:29,000 --> 00:05:31,500
‫حتی با اینکه همه عاشق خوردن الکل بودن،

94
00:05:31,500 --> 00:05:33,880
‫هیچکس دیگه یه قطره هم نمی‌خوره.

95
00:05:33,880 --> 00:05:34,710
‫آه.

96
00:05:35,290 --> 00:05:38,250
‫واقعاً؟ پس برای این بود.

97
00:05:38,250 --> 00:05:41,250
‫پس اینطوری نیست که دیگه
‫از الکل ما خوششون نمیاد، نه؟

98
00:05:41,250 --> 00:05:42,080
‫البته که نه!

99
00:05:42,580 --> 00:05:45,460
‫شرمنده؛ باید زودتر بهتون می‌گفتیم.

100
00:05:45,460 --> 00:05:48,830
‫فکر می‌کردم باید زودتر
‫سرعت تولید رو کم کنیم،

101
00:05:48,830 --> 00:05:50,830
‫اما حالا انگار برعکسشه.

102
00:05:50,830 --> 00:05:53,830
‫آره؛ مطمئنم برای جبران این مدت،
‫بیشتر از قبل می‌خوایم.

103
00:05:53,830 --> 00:05:57,380
‫خیلی‌خب! سعی می‌کنیم تا
‫به سطح انتظارات همه برسیم!

104
00:06:17,710 --> 00:06:18,920
‫حالت خوبه؟

105
00:06:19,420 --> 00:06:20,830
‫خوبم.

106
00:06:20,830 --> 00:06:23,130
‫چون حالم بده اینجا نیومدم.

107
00:06:23,130 --> 00:06:25,670
‫آفتاب امروز شدیده پس اومدم داخل.

108
00:06:25,670 --> 00:06:27,500
‫اما تقریباً وقتشه، نه؟

109
00:06:27,830 --> 00:06:29,540
‫بنظر میاد.

110
00:06:29,540 --> 00:06:32,960
‫اگه بزرگ‌تر از این بشه،
‫واقعاً دیگه نمی‌تونم تکون بخورم.

111
00:06:34,080 --> 00:06:35,380
‫اون گل از کجا اومده؟

112
00:06:35,380 --> 00:06:38,540
‫وقتی تیا و فرشته‌ها پیشم اومدن آوردن.

113
00:06:38,540 --> 00:06:42,460
‫گفتن دیدن، رو یه کوهستان دور
‫زمانی که برف بود شکوفه داده.

114
00:06:42,460 --> 00:06:43,710
‫واقعاً قشنگه.

115
00:06:43,710 --> 00:06:45,330
‫یه‌جوری اتاق رو خنک‌تر می‌کنه.

116
00:06:45,330 --> 00:06:48,540
‫راستش، اون گل واقعاً هوای سرد آزاد می‌کنه.

117
00:06:49,830 --> 00:06:50,790
‫ببخشید!

118
00:06:52,040 --> 00:06:54,290
‫این داروی مخفی الف کوهیه

119
00:06:54,290 --> 00:06:56,540
‫که می‌گن برای سلامتی و انرژی مفیده.

120
00:06:56,540 --> 00:06:57,540
‫لطفاً بگیرید!

121
00:06:58,920 --> 00:07:01,040
‫این واقعاً ارزشمنده، مگه نه؟

122
00:07:01,040 --> 00:07:03,330
‫ترجیح می‌دم زمان نیاز استفاده بشه

123
00:07:03,330 --> 00:07:06,000
‫تا اینکه بخواد گوشه انبار بی‌مصرف بیفته.

124
00:07:06,000 --> 00:07:08,460
‫مثل یه جنس کمیاب تو بازیه.

125
00:07:08,710 --> 00:07:09,790
‫لو-سان!

126
00:07:09,790 --> 00:07:12,380
‫این جواهر تو جادوی بازیابی کمک می‌کنه.

127
00:07:12,380 --> 00:07:14,580
‫تو اتاق جواهرات پدرم پیداش کردم.

128
00:07:15,670 --> 00:07:18,460
‫بعد تلاش‌های بی‌وقفه،
‫بالأخره تکمیل شد.

129
00:07:18,830 --> 00:07:20,080
‫پودینگ هستش.

130
00:07:22,330 --> 00:07:23,210
‫بیا!

131
00:07:23,210 --> 00:07:24,960
‫یه تاج گل خوش‌شانسیه!

132
00:07:25,960 --> 00:07:27,000
‫حالت خوبه؟

133
00:07:27,000 --> 00:07:29,080
‫می‌خوای برات سیب پوست بکَنم؟

134
00:07:29,210 --> 00:07:31,710
‫اونه-ساما، حتماً گشنه‌تونه، نه؟

135
00:07:31,710 --> 00:07:34,040
‫سوپ میسو گوجه و توفو درست کردم.

136
00:07:34,210 --> 00:07:35,210
‫گوجه؟

137
00:07:36,540 --> 00:07:37,710
‫واقعاً خوبه.

138
00:07:37,710 --> 00:07:38,750
‫مگه نه؟!

139
00:07:44,330 --> 00:07:46,960
‫ما از تخم به دنیا اومدیم،

140
00:07:46,960 --> 00:07:49,960
‫پس اصلاً نمی‌دونم باید
‫برای کمک چه کاری کنم.

141
00:07:49,960 --> 00:07:51,210
‫اما حداقل...

142
00:07:51,670 --> 00:07:54,670
‫برای قوی شدن شما،
‫خون خودم رو پیشکش می‌کنم.

143
00:07:55,080 --> 00:07:57,710
‫فکر نکنم دندون‌هام از اون رد بشن.

144
00:08:06,540 --> 00:08:07,880
‫واقعاً خوشحالم.

145
00:08:08,000 --> 00:08:09,000
‫منم.

146
00:08:13,170 --> 00:08:14,460
‫این چیه؟

147
00:08:14,880 --> 00:08:16,210
‫چکش چوبی؟

148
00:08:16,460 --> 00:08:18,080
‫از طرف دونووانه.

149
00:08:18,080 --> 00:08:20,880
‫گفت بعداً به‌درد می‌خوره.

150
00:08:22,000 --> 00:08:23,460
‫به‌درد می‌خوره؟

151
00:08:23,750 --> 00:08:25,960
‫برای زایمان چکش چوبی می‌خوای؟

152
00:08:26,920 --> 00:08:28,080
‫چی شده؟

153
00:08:33,380 --> 00:08:36,040
‫شکمم یه‌جورایی...

154
00:08:36,500 --> 00:08:37,750
‫این یعنی...

155
00:08:39,290 --> 00:08:40,710
‫فکر کنم.

156
00:08:42,380 --> 00:08:44,000
‫حوله رو اینجا بیارید.

157
00:08:44,000 --> 00:08:45,750
‫آب گرم بیشتری بذارید.

158
00:09:02,540 --> 00:09:06,790
‫وقتی وقتش رسید،
‫برای مدتی وحشت‌زده بودم.

159
00:09:08,040 --> 00:09:12,000
‫اما الان دیگه کاری نیست
‫که برای کمک انجام بدم.

160
00:09:38,790 --> 00:09:40,420
‫دو ماه...

161
00:09:41,330 --> 00:09:44,170
‫روز اول هم از همین‌جا بهشون نگاه کردم.

162
00:09:46,920 --> 00:09:48,790
‫اون زمان تنها بودم.

163
00:09:49,460 --> 00:09:52,750
‫می‌خواستم جایی دور از هرکسی تنها زندگی کنم.

164
00:09:54,080 --> 00:09:55,920
‫اما الان، همه اینجان.

165
00:09:56,920 --> 00:09:58,630
‫برای همین مطمئنم...

166
00:10:00,710 --> 00:10:03,330
‫بعد اون، تو یه چشم‌ به‌هم زدن صبح شد.

167
00:10:03,330 --> 00:10:05,380
‫خب، بهتره که بگم

168
00:10:05,380 --> 00:10:07,880
‫از بعد اون خاطره‌ای ندارم.

169
00:10:14,710 --> 00:10:16,130
‫همه‌چی خوب پیش رفت.

170
00:10:16,130 --> 00:10:17,960
‫هر دوشون سالم هستن.

171
00:10:29,000 --> 00:10:30,630
‫بیا بغلش کن.

172
00:10:32,750 --> 00:10:34,040
‫می‌تونم؟

173
00:10:35,880 --> 00:10:37,040
‫خب...

174
00:10:38,130 --> 00:10:39,460
‫مراقب باشید.

175
00:10:39,460 --> 00:10:41,790
‫تازه به دنیا اومده؛ مراقب گردنش باشید.

176
00:10:41,790 --> 00:10:43,460
‫با دست دیگه هم نگه‌ش دارید.

177
00:10:43,460 --> 00:10:44,460
‫باشه.

178
00:10:49,250 --> 00:10:51,000
‫گرمه.

179
00:10:51,000 --> 00:10:53,130
‫و از انتظارم هم سنگین‌تره.

180
00:10:53,630 --> 00:10:55,630
‫حتی با اینکه انقدر کوچیکه.

181
00:10:57,170 --> 00:10:58,380
‫تکون خورد!

182
00:10:58,540 --> 00:10:59,920
‫تکون می‌خوره دیگه.

183
00:10:59,920 --> 00:11:02,420
‫حتی تو شکم من هم خیلی تکون می‌خورد.

184
00:11:03,670 --> 00:11:05,040
‫که اینطور.

185
00:11:07,170 --> 00:11:08,420
‫لبخند زد!

186
00:11:08,420 --> 00:11:09,830
‫لبخند زد، مگه نه؟

187
00:11:10,460 --> 00:11:13,040
‫از اینکه باباش بغلش کرده خوشحاله.

188
00:11:19,040 --> 00:11:20,540
‫من...

189
00:11:20,540 --> 00:11:22,540
‫واقعاً یه پدر شدم.

190
00:11:23,920 --> 00:11:27,330
‫تو دنیای اصلیم از
‫یه بیماری زجر می‌کشیدم.

191
00:11:28,170 --> 00:11:30,710
‫امیدوارم همچین اتفاقی برای اون نیفته.

192
00:11:31,790 --> 00:11:33,790
‫برای من قوی شو.

193
00:11:37,380 --> 00:11:39,750
‫قرار نیست فقط قوی بشه،

194
00:11:39,750 --> 00:11:41,630
‫ما قوی‌ش می‌کنیم،

195
00:11:41,630 --> 00:11:42,790
‫باهمدیگه.

196
00:11:46,210 --> 00:11:47,540
‫درسته.

197
00:11:51,330 --> 00:11:53,380
‫چی شد؟ باید چیکار کنم؟

198
00:11:53,380 --> 00:11:55,630
‫لطفاً آروم باشید!

199
00:11:55,630 --> 00:11:57,000
‫فقط آروم باش.

200
00:12:06,250 --> 00:12:07,500
‫تمومه!

201
00:12:07,500 --> 00:12:10,170
‫از زایمان لو یه هفته می‌گذشت.

202
00:12:10,710 --> 00:12:13,250
‫اسم پسرم آلفردـه.

203
00:12:13,250 --> 00:12:14,880
‫ایده لو بود.

204
00:12:15,170 --> 00:12:18,920
‫حدس می‌زنم نژادش منطقاً
‫باید نیمه‌خون‌آشام باشه...!

205
00:12:18,920 --> 00:12:21,630
‫اما فعلاً فقط شبیه یه انسان معمولیه.

206
00:12:26,790 --> 00:12:29,250
‫من اینجا تنها شروع به زندگی کردم.

207
00:12:33,170 --> 00:12:35,250
‫الان آدمای بیشتری اینجا زندگی می‌کنن؛

208
00:12:36,750 --> 00:12:38,580
‫ساختمون‌های بیشتری هم هست؛

209
00:12:38,830 --> 00:12:40,670
‫همه‌چیز رشد کرده؛

210
00:12:41,500 --> 00:12:43,630
‫و حالا جاییه که کنار همه زندگی می‌کنم.

211
00:12:44,920 --> 00:12:46,920
‫بعد یه روز شهردار شدم؛

212
00:12:50,920 --> 00:12:54,420
‫و حالا بالأخره یه پدر شدم.

213
00:12:55,710 --> 00:12:57,040
‫راستی...

214
00:12:57,500 --> 00:13:00,330
‫باید یه‌جوری لطف روستایی‌ها رو جبران کنم.

215
00:13:00,960 --> 00:13:04,580
‫همه‌شون تا الان کمک کردن
‫تا این روستا رو بسازیم.

216
00:13:08,250 --> 00:13:10,670
‫امروز ‫برای چی جمع‌مون کردید؟

217
00:13:11,080 --> 00:13:15,500
‫راستش، راجب سیستم جدیدی که می‌خوام
‫تو روستا راه بندازم فکر می‌کردم.

218
00:13:15,500 --> 00:13:16,710
‫سیستم؟

219
00:13:17,170 --> 00:13:18,170
‫آره.

220
00:13:18,920 --> 00:13:19,920
‫این.

221
00:13:20,540 --> 00:13:22,040
‫یه مدال پاداش.

222
00:13:22,170 --> 00:13:23,330
‫مدال؟

223
00:13:23,580 --> 00:13:25,670
‫این برای چیه؟

224
00:13:25,880 --> 00:13:28,250
‫می‌خوام به کسایی که
‫تو ساختن روستا کمک کردن

225
00:13:28,250 --> 00:13:30,790
‫این مدال‌ها رو برای تشکر بدم.

226
00:13:32,040 --> 00:13:34,540
‫چطور باید ازشون استفاده کنیم؟

227
00:13:34,880 --> 00:13:36,630
‫می‌شه برای گرفتن چیزی که می‌خواید

228
00:13:36,630 --> 00:13:38,710
‫یا مبادله کالاها استفاده‌شون کنید.

229
00:13:38,710 --> 00:13:42,080
‫پس مثل پول هستن، درسته؟

230
00:13:42,420 --> 00:13:43,630
‫آره.

231
00:13:43,630 --> 00:13:47,210
‫گفتم یه‌روزی روستای درخت بزرگ
‫به پول‌رایج خودش نیاز داره.

232
00:13:47,630 --> 00:13:49,880
‫الان چیزهای زیادی تو روستا داریم.

233
00:13:50,080 --> 00:13:53,290
‫محصولات، گوشت شکار شده، و کالاهای تجاری.

234
00:13:53,920 --> 00:13:57,250
‫به عنوان شهردار، خودم بهشون نظارت می‌کردم

235
00:13:57,250 --> 00:14:00,080
‫و بعد خودم بین همه پخش‌شون می‌کردم.

236
00:14:00,580 --> 00:14:04,750
‫اگه کسی چیزی می‌خواست،
‫میومد با من راجبش حرف می‌زد.

237
00:14:05,250 --> 00:14:07,330
‫اما با افزایش جمعیت روستا،

238
00:14:07,330 --> 00:14:10,420
‫رسیدن به تمام این کارها تقریباً غیرممکن شده.

239
00:14:10,420 --> 00:14:11,710
‫که اینطور.

240
00:14:12,080 --> 00:14:15,830
‫اگه خودمون بخوایم داد و ستد کنیم،
‫به پول‌رایج نیاز داریم.

241
00:14:15,830 --> 00:14:16,920
‫دقیقاً.

242
00:14:16,920 --> 00:14:19,500
‫نمی‌شه مبادله کالا به کالا کنیم؟

243
00:14:19,830 --> 00:14:21,580
‫اینطوری بهش فکر کنید؛

244
00:14:21,580 --> 00:14:23,880
‫یه سیب چندتا توت‌فرنگی می‌ارزه؟

245
00:14:23,880 --> 00:14:26,330
‫خب، من می‌گم حدود سه‌تا.

246
00:14:26,330 --> 00:14:30,130
‫من می‌گم یک برای یک،
‫چون توت‌فرنگی رو ترجیح می‌دم.

247
00:14:30,130 --> 00:14:32,880
‫بله؛ هرکسی متفاوت ارزش‌گذاری می‌کنه.

248
00:14:33,130 --> 00:14:36,460
‫برای همین می‌خوام از پول‌رایج
‫برای تبادل‌هامون استفاده کنیم.

249
00:14:36,460 --> 00:14:39,040
‫پس پول برای این چیزاست.

250
00:14:39,330 --> 00:14:41,330
‫یه سیب چندتا بشکه طلا می‌ارزه؟

251
00:14:41,330 --> 00:14:43,830
‫چون هیچوقت پول استفاده نکردم مطمئن نیستم.

252
00:14:44,040 --> 00:14:45,630
‫با بشکه حساب می‌کنید؟

253
00:14:45,630 --> 00:14:47,880
‫همین انتظار هم از اژدهایان می‌رفت.

254
00:14:48,250 --> 00:14:52,750
‫به‌هرحال، فکر کنم اگه یهو همه‌چیزو
‫به پول‌رایج تغییر بدیم غوغا می‌شه.

255
00:14:52,750 --> 00:14:55,170
‫پس فعلاً اونا رو به عنوان مدال پاداش می‌دم.

256
00:14:55,170 --> 00:14:56,500
‫نقشه اینه.

257
00:14:56,670 --> 00:15:00,420
‫که اینطور؛ پس بیاید یه مدت
‫ازشون استفاده کنیم.

258
00:15:00,420 --> 00:15:01,420
‫باشه.

259
00:15:01,420 --> 00:15:05,040
‫برای فعلاً بیاید به‌عنوان ضمانت
‫مبادلات حساب‌شون کنیم.

260
00:15:06,210 --> 00:15:10,580
‫و برای شروع، من به
‫هر روستایی سه مدال دادم.

261
00:15:11,170 --> 00:15:14,080
‫نتونستم به خانواده‌های
‫کورو و زابوتون مدالی بدم،

262
00:15:14,080 --> 00:15:15,580
‫پس به هرکدوم 30‌تا دادم.

263
00:15:16,000 --> 00:15:20,000
‫و اینکه، همه رو با دست ساختم
‫که نشه جعل‌شون کرد؛

264
00:15:20,000 --> 00:15:22,080
‫اما خب فقط تا یه
‫حدی می‌تونم بسازم.

265
00:15:22,670 --> 00:15:24,420
‫همه واکنش‌های مختلفی داشتن.

266
00:15:24,420 --> 00:15:25,670
‫شراب می‌خوام.

267
00:15:27,080 --> 00:15:29,500
‫بعضیا فوراً با شراب
‫مبادله‌ش می‌کنن؛

268
00:15:30,330 --> 00:15:32,830
‫بعضیا هم باهاش
‫وسایل خونه گرفتن؛

269
00:15:33,670 --> 00:15:36,880
‫بعضیا هم با سلاح‌های
‫درایم مبادله‌ش کردن.

270
00:15:38,170 --> 00:15:39,380
‫و بعضیا هم...

271
00:15:40,000 --> 00:15:42,040
‫فقط اتاق‌شونو
‫باهاش تزئین کردن.

272
00:15:42,290 --> 00:15:45,500
‫اما ترجیح می‌دادم
‫خرجش کنن و دستشون نباشه.

273
00:15:45,920 --> 00:15:50,330
‫برای همین مدال‌های پاداش، که پیش‌درآمد
‫پول‌رایج هستن رو معرفی کردم، اما...

274
00:15:50,630 --> 00:15:52,040
‫بذار ببینم.

275
00:15:52,670 --> 00:15:54,210
‫اوه! فهمیدم.

276
00:15:54,630 --> 00:15:58,500
‫این باعث شد تا اسباب و
‫اثاثیهٔ چوبی خیلی محبوب بشه.

277
00:15:58,750 --> 00:16:01,540
‫یا حداقل، کار من بیشتر شده.

278
00:16:03,380 --> 00:16:05,540
‫آه، یکم اگه می‌شه بهم وقت بدید.

279
00:16:05,540 --> 00:16:09,130
‫و اینکه، می‌خواستم به‌عنوان
‫منبع قیمت‌ها استفاده‌شون کنم.

280
00:16:09,710 --> 00:16:13,420
‫اما بعضی وقت‌ها سخته که
‫مشخص کنی یدونه مدال چقدر می‌ارزه.

281
00:16:13,960 --> 00:16:15,210
‫شهردار!

282
00:16:16,130 --> 00:16:19,250
‫می‌خوام... بهم یه بچه بدید!

283
00:16:20,540 --> 00:16:21,960
‫برای اینم می‌شه؟

284
00:16:21,960 --> 00:16:22,920
‫نخیر!

285
00:16:23,210 --> 00:16:24,920
‫حتی اگه سه‌تا بهتون بدم؟

286
00:16:24,920 --> 00:16:27,540
‫اون الان مشکل ما نیست.

287
00:16:30,130 --> 00:16:34,960
‫آخرشم، قرار گذاشتیم که شهردار رو
‫برای یه‌روز بهشون اجاره بدیم.

288
00:16:36,210 --> 00:16:38,170
‫و یکم بعدش...

289
00:16:49,630 --> 00:16:53,380
‫...بالأخره زمان جشن
‫برای تولد پسرم بود.

290
00:16:55,040 --> 00:16:55,880
‫به سلامتی!

291
00:16:56,080 --> 00:16:57,290
‫به سلامتی!

292
00:17:01,960 --> 00:17:04,000
‫یه‌جورایی حس بدی دارم...

293
00:17:04,210 --> 00:17:06,040
‫که انقدر همه رو منتظر گذاشتیم.

294
00:17:06,040 --> 00:17:08,750
‫آره بعد از زایمانت هم
‫می‌تونستیم یه جشن بگیریم.

295
00:17:09,000 --> 00:17:12,330
‫اما خب، الان که بنظر
‫داره بهشون خوش‌ می‌گذره.

296
00:17:12,750 --> 00:17:15,750
‫فقط یکم نگران
‫اینم که زیادی بخورن.

297
00:17:16,000 --> 00:17:19,710
‫نازی، نازی! من فلورا اونه-سانم‌ها!

298
00:17:20,250 --> 00:17:21,960
‫راستی، اون...

299
00:17:22,210 --> 00:17:23,330
‫آره؛

300
00:17:23,330 --> 00:17:26,830
‫دونووان بهم گفت که
‫امروز با خودم بیارمش.

301
00:17:28,830 --> 00:17:30,960
‫شرمنده منتظرتون گذاشتم.

302
00:17:33,290 --> 00:17:34,540
‫این چیه؟

303
00:17:35,380 --> 00:17:39,250
‫یه شراب مخصوصه که
‫فقط برا شماها درستش کردم.

304
00:17:39,250 --> 00:17:42,920
‫ما اینطوری جشن می‌گیریم،
‫پس خوب از خودتون پذیرایی کنید!

305
00:17:43,130 --> 00:17:44,500
‫الان دیگه وقت استفادشه!

306
00:17:44,790 --> 00:17:46,000
‫این؟

307
00:17:46,000 --> 00:17:48,080
‫که اینطور؛ پس برای همینه.

308
00:17:51,380 --> 00:17:52,830
‫یک، دو...

309
00:17:55,210 --> 00:17:57,880
‫تبریک می‌گم، شهردار!

310
00:18:01,830 --> 00:18:03,920
‫واقعاً حس خوبی داشت.

311
00:18:03,920 --> 00:18:05,500
‫آره، درست می‌گی.

312
00:18:06,000 --> 00:18:10,630
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم تو این دنیا
‫بشکه شراب برای جشن باز کنم؛

313
00:18:10,630 --> 00:18:14,040
‫اما خب بنظرم همه‌جا این نوع چیزا،
‫جشنا رو جذاب‌تر می‌کنه.

314
00:18:14,170 --> 00:18:17,040
‫بچه‌ها، هرچقدر می‌خواید بخورید!

315
00:18:24,290 --> 00:18:28,170
‫وای، مشروب عالیه!
‫غذا معرکه‌ست! واقعاً تبریک می‌گم.

316
00:18:28,170 --> 00:18:30,130
‫حالا زمان تکنیک سرّی‌مه!

317
00:18:34,580 --> 00:18:36,130
‫حالش خوبه؟

318
00:18:36,830 --> 00:18:39,170
‫خب، شرابم چطوره؟

319
00:18:39,170 --> 00:18:40,290
‫دونووان...

320
00:18:40,290 --> 00:18:41,710
‫خب راستش...

321
00:18:42,750 --> 00:18:45,040
‫آه، که اینطور.

322
00:18:45,290 --> 00:18:49,210
‫خیلی شرمنده، گفتن تا موقعی که
‫با سینه شیر می‌دم باید خودداری کنم.

323
00:18:49,210 --> 00:18:51,710
‫درسته؛ تا وقتی ‫بچه‌ست نمی‌تونی.

324
00:18:51,710 --> 00:18:53,040
‫آها فهمیدم؛

325
00:18:53,040 --> 00:18:55,540
‫برای الان، می‌ذارم
‫اونا به‌جام بخورن.

326
00:18:55,540 --> 00:18:59,330
‫من تا وقتی صورت خندون‌شونو
‫ببینم، از شراب لذت می‌برم.

327
00:19:00,420 --> 00:19:01,750
‫پس این چطوره؛

328
00:19:01,750 --> 00:19:05,420
‫قبل از اینکه همه تمومش کنن،
‫یکم‌شو ذخیره کنیم تا طعمش بهتر شه؟

329
00:19:05,420 --> 00:19:07,170
‫آره، فکر خوبیه!

330
00:19:07,170 --> 00:19:10,250
‫می‌تونیم نگه‌ش داریم که وقتی
‫آلفرد سنش بیشتر شد بتونه بخورتش.

331
00:19:10,250 --> 00:19:11,380
‫ایده خوبیه!

332
00:19:11,380 --> 00:19:12,420
‫خیلی‌خب!

333
00:19:12,750 --> 00:19:16,460
‫مطمئن می‌شم که خوب نگهداری می‌شه،
‫تا بهترین شرابو تحویل‌تون بدم!

334
00:19:16,460 --> 00:19:17,790
‫فوراً شروعش می‌کنیم!

335
00:19:17,790 --> 00:19:20,210
‫اگه معطل کنیم، همه رو می‌خورن.

336
00:19:19,000 --> 00:19:20,210
‫بیشتر می‌خوام!

337
00:19:21,250 --> 00:19:25,080
‫روزی که بتونم با پسرم شراب بخورم؛
‫واقعاً نمی‌تونم منتظرش بمونم.

338
00:19:25,380 --> 00:19:27,290
‫مطمئنم می‌تونی؛

339
00:19:27,290 --> 00:19:29,830
‫تا وقتی از زندگی الانت
‫لذت کافی رو ببری.

340
00:19:31,040 --> 00:19:32,380
‫نگاه کن!

341
00:19:32,380 --> 00:19:37,210
‫آلفرد، فلورا اونه-سان‌شو
‫خیلی دوست داره!

342
00:19:37,460 --> 00:19:40,040
‫فکر کنم خودش می‌خواد بچه من باشه!

343
00:19:40,040 --> 00:19:41,210
‫نه وایسا ببینم.

344
00:19:42,170 --> 00:19:44,040
‫درباره روستای درخت بزرگ...

345
00:19:44,040 --> 00:19:45,460
‫این‌دفعه دیگه چیه؟!

346
00:19:45,460 --> 00:19:49,130
‫بچه‌ای به‌دنیا آوردن؛
‫پسر صحیح و سالمی هم هست.

347
00:19:49,130 --> 00:19:50,790
‫اوه، چقدر خوب.

348
00:19:50,790 --> 00:19:53,000
‫طبق اطلاعاتی که
‫تا الان بهمون رسیده،

349
00:19:53,000 --> 00:19:57,330
‫فکر می‌کنم حتی خیال به
‫چالش کشیدشون هم غیرممکن باشه.

350
00:19:57,330 --> 00:19:59,000
‫تازه اینو فهمیدی؟

351
00:19:59,000 --> 00:20:00,750
‫ما باید به فکر این باشیم که

352
00:20:00,750 --> 00:20:03,170
‫روابط دوستانه‌ای باهاشون ایجاد کنیم.

353
00:20:03,380 --> 00:20:06,380
‫اگه روزی بتونیم کسی رو از
‫قلمرو شیاطین با اون روستا وصلت بدیم،

354
00:20:06,380 --> 00:20:08,630
‫اون‌وقت امنیت‌مون تضمین شده‌ست!

355
00:20:08,630 --> 00:20:09,830
‫امکانش نیست.

356
00:20:10,040 --> 00:20:10,880
‫جان؟

357
00:20:10,880 --> 00:20:12,460
‫عمراً یوری رو بدم بره!

358
00:20:12,460 --> 00:20:14,130
‫به هیچکسی نمی‌دمش!

359
00:20:14,130 --> 00:20:15,960
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌دم!

360
00:20:15,960 --> 00:20:17,290
‫لطفاً آروم باشید.

361
00:20:19,380 --> 00:20:21,380
‫تمام کالاها رو جمع کردید؟

362
00:20:21,380 --> 00:20:22,290
‫بله.

363
00:20:22,580 --> 00:20:26,130
‫اگه خوب بهشون تبریک نگیم،
‫می‌تونه باعث دلخوری بشه؛

364
00:20:26,130 --> 00:20:28,580
‫باید همه‌چیز عالی باشه.

365
00:20:28,580 --> 00:20:32,130
‫می‌خوام تا رابطه‌مون با
‫اون روستا طولانی‌مدت باشه.

366
00:20:40,710 --> 00:20:42,670
‫مشکلی پیش اومده؟

367
00:20:42,670 --> 00:20:44,630
‫نه، چیزی نیست.

368
00:20:45,330 --> 00:20:47,540
‫بعد مدت‌ها یه خوابی رو دیدم.

369
00:20:57,880 --> 00:20:59,170
‫ممکنه که...

370
00:20:59,170 --> 00:21:00,830
‫مست بودی؟

371
00:21:00,830 --> 00:21:03,130
‫اما دیشب که اصلاً چیزی نخوردی.

372
00:21:03,460 --> 00:21:05,750
‫نه؛ الان دیگه خوبم.

373
00:21:08,170 --> 00:21:13,380
‫در این‌صورت، می‌خواستم درباره چیزی که
‫گرنماریا و بقیه بهم گفتن باهات صحبت کنم.

374
00:21:13,960 --> 00:21:15,540
‫کسایی که می‌خوان اینجا بیان؟

375
00:21:15,540 --> 00:21:16,710
‫بله.

376
00:21:16,710 --> 00:21:19,460
‫تو یه جنگل دیگه زندگی می‌کردن،

377
00:21:19,460 --> 00:21:22,130
‫و دنبال جای جدیدی
‫برای زندگی می‌گشتن.

378
00:21:22,130 --> 00:21:26,080
‫درایم-چان هم گفت یه‌کسایی
‫به‌خاطر جنگ از خونه‌هاشون بیرون شدن.

379
00:21:26,080 --> 00:21:30,750
‫پدرمم گفتن یه‌سری مهاجر به‌خاطر جنگ با
‫کشور فول‌هاردت جایی برای موندن ندارن.

380
00:21:30,750 --> 00:21:31,960
‫کلاً چقدرن؟

381
00:21:31,960 --> 00:21:33,210
‫خیلی دقیق نیست، اما...

382
00:21:33,210 --> 00:21:34,000
‫بذار ببینن...

383
00:21:34,000 --> 00:21:35,330
‫بخوام حدودی بگم...

384
00:21:35,330 --> 00:21:36,960
‫از صدگان هم گذشتیم.

385
00:21:37,130 --> 00:21:41,080
‫فکر می‌کنم برای این‌همه نفر به
‫یه روستای دیگه احتیاج داریم.

386
00:21:41,080 --> 00:21:42,790
‫پس بیا انجامش بدیم.

387
00:21:43,500 --> 00:21:46,960
‫بیا برا کسایی که می‌خوان
‫به اینجا بیان، خونه بسازیم.

388
00:21:47,210 --> 00:21:48,460
‫بنظر عالی میاد!

389
00:21:48,460 --> 00:21:50,960
‫اینطوری کلی آدم می‌تونن اینجا بیان.

390
00:21:50,960 --> 00:21:53,000
‫پس اونم می‌شه روستای درخت بزرگ 2؟

391
00:21:53,000 --> 00:21:56,130
‫یه لحظه وایسید،
‫این مگه خیلی کار نمی‌بره؟

392
00:21:56,130 --> 00:21:57,750
‫کلی آماده‌سازی و منابع می‌خواد.

393
00:21:57,750 --> 00:21:59,460
‫تمام تلاش‌مونو می‌کنیم!

394
00:22:00,500 --> 00:22:03,210
‫این روستا همه‌مون رو نجات داده.

395
00:22:03,210 --> 00:22:06,790
‫اگه کسی کمک‌مون رو بخواد،
‫نمی‌تونیم تنهاشون رو بذاریم، مگه نه؟

396
00:22:07,250 --> 00:22:10,540
‫اما باید برای این همه‌چیزو
‫با دقت برنامه‌ریزی کنیم.

397
00:22:10,540 --> 00:22:12,250
‫باید کجا بسازیمش؟

398
00:22:13,080 --> 00:22:15,250
‫فهمیدم؛ بیاید سریع راجبش جلسه بذاریم.

399
00:22:15,250 --> 00:22:17,080
‫بچه‌ها، رو کمک‌تون حساب می‌کنم.

400
00:22:17,080 --> 00:22:18,170
‫چشم!

401
00:22:18,190 --> 00:22:33,190
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

402
00:22:35,180 --> 00:22:43,930
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

403
00:22:44,270 --> 00:22:52,850
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

404
00:22:52,850 --> 00:22:57,640
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

405
00:22:57,640 --> 00:23:02,060
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

406
00:23:02,060 --> 00:23:11,680
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

407
00:23:13,020 --> 00:23:18,020
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

408
00:23:18,020 --> 00:23:22,560
‫چون تو در کنار منی

409
00:23:22,560 --> 00:23:27,140
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

410
00:23:27,390 --> 00:23:31,930
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

411
00:23:31,930 --> 00:23:39,100
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

412
00:23:45,950 --> 00:23:50,930
‫مترجم:

413
00:23:45,950 --> 00:23:50,930
‫HADAD
