1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,790 --> 00:00:20,210
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

3
00:00:20,210 --> 00:00:26,920
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

4
00:00:27,120 --> 00:00:34,540
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

5
00:00:34,540 --> 00:00:37,370
‫ما ادامه می‌دیم

6
00:00:37,370 --> 00:00:44,120
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

7
00:00:44,420 --> 00:00:48,000
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

8
00:00:48,000 --> 00:00:51,290
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

9
00:00:51,290 --> 00:00:55,330
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

10
00:00:55,330 --> 00:00:59,420
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

11
00:00:59,420 --> 00:01:02,920
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

12
00:01:02,920 --> 00:01:06,210
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

13
00:01:06,210 --> 00:01:10,420
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

14
00:01:10,420 --> 00:01:16,290
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

15
00:01:34,920 --> 00:01:37,830
‫امروز همه داریم از یه صبح
‫زیبای دیگه لذت می‌بریم.

16
00:01:39,000 --> 00:01:42,000
‫تازگی‌ها روستای درخت بزرگ خیلی سرزنده بوده.

17
00:01:44,790 --> 00:01:45,670
‫یک، دو...

18
00:01:45,670 --> 00:01:50,130
‫روز من وقتی شروع می‌شه که
‫آفتاب کامل طلوع کرده باشه.

19
00:01:52,210 --> 00:01:53,460
‫صبح بخیر.

20
00:01:53,880 --> 00:01:55,500
‫هی، صبح بخیر.

21
00:01:56,000 --> 00:01:57,750
‫حالت خوبه؟

22
00:01:57,750 --> 00:02:00,920
‫ای بابا، هربار منو می‌بینی اینو می‌پرسی.

23
00:02:00,920 --> 00:02:02,630
‫اوه، واقعاً؟

24
00:02:02,960 --> 00:02:05,040
‫اما مطمئنم اوضاع برات سخته.

25
00:02:05,040 --> 00:02:07,540
‫وقتی فهمیدیم که لو باردار بوده،

26
00:02:07,540 --> 00:02:10,540
‫کل روستا از شادی غوغا کردن.

27
00:02:10,790 --> 00:02:13,920
‫پس به این خاطر بوده که نمی‌تونستم تغییرشکل بدم.

28
00:02:14,040 --> 00:02:16,250
‫ا ـ اینطوری کار می‌کنه؟

29
00:02:16,250 --> 00:02:18,330
‫خودش از همه آروم‌تر بود.

30
00:02:18,670 --> 00:02:21,420
‫نیاز نیست انقدر خودت رو نگران کنی.

31
00:02:21,420 --> 00:02:23,380
‫مطمئنم همه‌چیز خوب پیش می‌ره.

32
00:02:24,710 --> 00:02:25,710
‫جدی؟

33
00:02:26,170 --> 00:02:27,170
‫آره.

34
00:02:27,460 --> 00:02:30,380
‫خب، من می‌رم به باغ
‫گیاه‌های دارویی سر بزنم.

35
00:02:30,380 --> 00:02:32,080
‫باشه؛ تنهایی مشکلی نداری؟

36
00:02:32,080 --> 00:02:33,130
‫دوباره.

37
00:02:33,130 --> 00:02:34,540
‫آه، شرمنده.

38
00:02:36,080 --> 00:02:37,960
‫برمی‌گردیم به برنامه صبگاهی‌م.

39
00:02:38,460 --> 00:02:40,080
‫به گفته آن و بقیه خدمتکارها،

40
00:02:40,080 --> 00:02:43,080
‫وظیفه منه که به همه‌چیز
‫تو این خونه نظارت کنم.

41
00:02:43,080 --> 00:02:44,460
‫صبح‌تون بخیر.

42
00:02:44,830 --> 00:02:46,460
‫هی، صبح بخیر.

43
00:02:46,460 --> 00:02:50,210
‫راستی، یه دلیلی هست که صبح‌ها زود بلند نمی‌شم.

44
00:02:51,380 --> 00:02:56,080
‫آن و بقیه خدمتکارها اصرار دارن
‫که زودتر از من بلند بشن.

45
00:02:56,580 --> 00:02:58,790
‫به‌خاطر اوناست که دیر بیدار می‌شم.

46
00:02:58,790 --> 00:03:01,080
‫اینطوری نیست که تنبلی می‌کنم.

47
00:03:01,540 --> 00:03:03,130
‫وقتی صبح‌ها می‌بینمش.

48
00:03:03,130 --> 00:03:05,330
‫می‌ذارم اگه گزارشی داره بهم بگه.

49
00:03:05,330 --> 00:03:08,460
‫دیشب اسلایمِ شراب
‫وارد انبار غذا شد

50
00:03:08,460 --> 00:03:10,380
‫و کل یه بشکه شراب رو خورد.

51
00:03:10,380 --> 00:03:13,380
‫همون بشکه‌ای که برای دور کردنش
‫از بقیه شراب‌ها گذاشته بودیم؟

52
00:03:13,380 --> 00:03:16,380
‫بله؛ نمی‌دونم باید موفقیت
‫نقشه‌مون رو جشن بگیریم،

53
00:03:16,380 --> 00:03:19,880
‫یا باید چون گذاشتیم از اول
‫وارد بشه عزاداری کنیم.

54
00:03:20,130 --> 00:03:22,630
‫خب، بیا بگیم طبق نقشه پیش رفته.

55
00:03:22,960 --> 00:03:25,710
‫وقتی به تمام خونه سر زدم، وقت صبحونه‌ست.

56
00:03:25,710 --> 00:03:28,130
‫همه نمی‌تونن همزمان داخل غذاخوری جا بشن،

57
00:03:28,130 --> 00:03:30,380
‫پس صبحونه رو به سه گروه تقسیم کردیم.

58
00:03:30,380 --> 00:03:32,250
‫برای منو اصلی صبحونه امروز،

59
00:03:32,250 --> 00:03:35,460
‫یه سوپ با تربچه، اسفناج، و کلم داریم،

60
00:03:35,460 --> 00:03:38,130
‫و همچنین خرگوش قاتل دودی‌شده داریم.

61
00:03:38,130 --> 00:03:39,500
‫ممنون.

62
00:03:39,750 --> 00:03:40,960
‫بنظر عالی میاد.

63
00:03:41,880 --> 00:03:46,130
‫یه میکروب، دو میکروب...

64
00:03:42,290 --> 00:03:43,380
‫فلورا؟

65
00:03:44,130 --> 00:03:46,130
‫یعنی چند وقته نخوابیدی؟

66
00:03:46,130 --> 00:03:48,630
‫در ساخت میسو پیشرفتی نداشتم.

67
00:03:48,630 --> 00:03:54,380
‫m -141 -53 l 139 -53 135 0 -142 -3

68
00:03:48,630 --> 00:03:54,380
‫آزمودن طعم میسو

69
00:03:48,880 --> 00:03:50,920
‫فکر کنم حدود 20 درصد تکمیل باشه...

70
00:03:51,920 --> 00:03:54,380
‫چون شما همچین‌ چیزایی می‌گید.

71
00:03:55,170 --> 00:03:57,000
‫مطمئنم فقط از این چیزا بیشتر می‌خوام.

72
00:03:57,000 --> 00:03:59,420
‫معذرت می‌خوام، و خواهشاً یکم بخواب.

73
00:04:00,210 --> 00:04:02,170
‫گروه دوم صبحونه، خدمتکارها هستن.

74
00:04:02,170 --> 00:04:03,880
‫گروه سوم هم

75
00:04:03,880 --> 00:04:06,670
‫کسایی هستن که به‌موقع به گروه اول و دوم نرسیدن.

76
00:04:07,000 --> 00:04:11,830
‫بعضی‌وقتا هاکورن حتی برای
‫گروه سوم هم به‌موقع نمی‌سه.

77
00:04:12,830 --> 00:04:14,710
‫شهردار، گزارشی دارم.

78
00:04:14,710 --> 00:04:16,080
‫اتفاقی افتاده؟

79
00:04:16,380 --> 00:04:20,540
‫دیروز، یه گروه از خرگوش‌های قاتل
‫قصد نفوذ به روستا رو داشتن،

80
00:04:20,540 --> 00:04:22,580
‫اما کورو-سان و سگ‌ها
‫شکست‌شون دادن.

81
00:04:22,960 --> 00:04:25,670
‫که اینطور؛ اون خرگوش‌ها هیچوقت یاد نمی‌گیرن.

82
00:04:25,670 --> 00:04:27,790
‫خب، حداقل ما برای اینکه

83
00:04:27,790 --> 00:04:31,580
‫می‌تونیم ازشون به عنوان غذا
‫استفاده کنیم، قدردان باشیم.

84
00:04:31,580 --> 00:04:32,710
‫نکته خوبیه.

85
00:04:33,170 --> 00:04:38,040
‫اینم بگم، با وجود اینکه گرنماریا و
‫فرشته‌ها همیشه خونسرد و رسمی‌ان،

86
00:04:38,040 --> 00:04:41,170
‫وقتی خارج از شیفتن، وارد حالت تنبلی می‌شن.

87
00:04:41,920 --> 00:04:43,630
‫نمی‌تونن کار خونه‌ای انجام بدن،

88
00:04:43,630 --> 00:04:45,500
‫و خدمتکارها غذاشون رو حاضر می‌کنن؛

89
00:04:45,500 --> 00:04:49,790
‫و برای رختشویی هم، به
‫داگا و لیزاردمن‌ها تکیه می‌کنن.

90
00:04:50,750 --> 00:04:54,830
‫خب، درعوض برای حفاظت از
‫روستا سخت تلاش می‌کنن.

91
00:04:54,830 --> 00:04:56,710
‫پس از داشتن‌شون خوشحالم.

92
00:04:58,330 --> 00:05:00,170
‫هی؛ صبح بخیر.

93
00:05:02,380 --> 00:05:05,540
‫وقتی غذا خوردم، وقت کار کردن تو زمین‌ها بود.

94
00:05:06,830 --> 00:05:08,580
‫دوباره این چیزا؟

95
00:05:09,170 --> 00:05:12,790
‫هیچ‌کدوم از آفت‌های باغ که
‫می‌شناسم تو این دنیا وجود ندارن،

96
00:05:12,220 --> 00:05:17,710
‫m -242 -79 l 215 -81 219 0 -243 1

97
00:05:12,220 --> 00:05:17,710
‫آفت باغ (شاید)

98
00:05:12,790 --> 00:05:14,830
‫اما درعوض این چیزای سیاه رو داریم

99
00:05:14,830 --> 00:05:17,710
‫که با زندگی رو گیاه‌ها، برگ‌هاشون رو می‌خورن.

100
00:05:18,250 --> 00:05:22,790
‫خوشبختانه، بچه‌های زابوتون یا کورو و سگ‌ها
‫می‌تونن برامون شناسایی‌شون کنن؛

101
00:05:22,790 --> 00:05:25,630
‫پس برای فعلاً، دردسری ایجاد نکردن.

102
00:05:26,000 --> 00:05:27,710
‫و روش دفع‌شون هم...

103
00:05:29,920 --> 00:05:33,170
‫استفاده از ابزار مطلق به‌عنوان یه آبپاشه.

104
00:05:33,670 --> 00:05:36,790
‫ظاهراً، قدرت اینو داره که آفت‌ها رو دفع کنه.

105
00:05:37,630 --> 00:05:41,460
‫زمین‌هایی که آروم گسترش
‫می‌‌دادیم خیلی بزرگ شده.

106
00:05:41,460 --> 00:05:43,420
‫رسیدگی به همه‌شون یکم سخته،

107
00:05:43,790 --> 00:05:46,920
‫اما دیدن بزرگ شدن همه محصولات،

108
00:05:46,920 --> 00:05:49,830
‫با احساس رضایت از کارهام
‫باعث خوشحالیم می‌شه.

109
00:05:51,420 --> 00:05:54,210
‫وقتی مشغول کار بودم، وقت ناهار رسید.

110
00:05:54,750 --> 00:05:58,790
‫ناهاری که آن و خدمتکارها برام
‫حاضر کردن رو بین کارم می‌خورم.

111
00:06:01,420 --> 00:06:05,830
‫ظاهراً تو این دنیا خوردن ناهار یه چیز غیرعادیه.

112
00:06:06,210 --> 00:06:08,080
‫یه غذا تو بعدازظهر؟

113
00:06:08,080 --> 00:06:10,210
‫اما همین صبح خورده بودیم.

114
00:06:10,210 --> 00:06:13,040
‫منم اولین‌بار که اینجا اومدم همین حسو داشتم.

115
00:06:13,500 --> 00:06:17,630
‫لیا و های‌الف‌ها حتی راجب
‫خوردن صبحونه هم نگران بودن.

116
00:06:17,630 --> 00:06:19,750
‫اشکالی نداره که امروز هم بخوریم؟

117
00:06:19,750 --> 00:06:22,130
‫با این وضع ذخیره غذایی‌مون تموم نمی‌شه؟

118
00:06:22,130 --> 00:06:25,710
‫طبق گفته‌هاشون، بعضی وقت‌ها حتی
‫نمی‌تونستن روزی یه غذا بخورن.

119
00:06:25,920 --> 00:06:28,290
‫یعنی می‌تونیم هرروز غذا بخوریم؟

120
00:06:28,290 --> 00:06:31,880
‫پس حتماً می‌خواین مارو از
‫روستا پرت کنید بیرون، نه؟

121
00:06:31,880 --> 00:06:33,790
‫چطور به این نتیجه رسید؟

122
00:06:34,330 --> 00:06:36,330
‫می‌خوام مطمئن بشم که هیچ‌کدوم‌شون

123
00:06:36,330 --> 00:06:38,580
‫تا وقتی اینجان نگران غذا نباشن.

124
00:06:39,540 --> 00:06:40,540
‫شهردار.

125
00:06:41,290 --> 00:06:43,420
‫گاوها بچه‌دار شدن.

126
00:06:43,420 --> 00:06:46,040
‫اجازه می‌خوام تا تخصیص غذاشون رو افزایش بدم.

127
00:06:46,040 --> 00:06:47,630
‫باشه، انجامش بده.

128
00:06:47,830 --> 00:06:51,290
‫شهردار، اتاق ذخیره محصولات‌مون
‫به‌زودی پر می‌شه.

129
00:06:51,290 --> 00:06:54,960
‫چطوره از مایکل-سان بخوایم تا
‫محصولات بیشتری برامون بفروشه؟

130
00:06:54,960 --> 00:06:57,710
‫باشه، بیا بعد صحبت با فلو مقدارش رو تعیین کنیم.

131
00:07:00,420 --> 00:07:03,080
‫بعد از اتمام ناهار، وقت برگشت به کاره.

132
00:07:05,290 --> 00:07:08,500
‫داشتن افراد بیشتر کمک زیادی
‫تو مزرعه‌داری کرده.

133
00:07:11,380 --> 00:07:17,250
‫اما شخم زمین‌های جدید یا کاشت محصولات جدید کاریه که خودم با ابزار مطلق انجام می‌دم.

134
00:07:21,170 --> 00:07:23,710
‫تا الان فقط محصولات خوردنی می‌کاشتم،

135
00:07:23,710 --> 00:07:25,420
‫اما اضافه کردن یکم رنگ

136
00:07:25,420 --> 00:07:28,000
‫برای متمدن شدن از واجباته.

137
00:07:28,540 --> 00:07:30,500
‫بیرون از کارهای مزرعه،

138
00:07:31,290 --> 00:07:34,670
‫روستایی‌ها ازم می‌خوان تا
‫همه‌جور چیز براشون بسازم.

139
00:07:35,670 --> 00:07:37,750
‫به لطف ابزار مطلق،

140
00:07:38,250 --> 00:07:40,750
‫حتی با اینکه تجربه‌ای تو ساخت‌وساز نداشتم

141
00:07:40,750 --> 00:07:42,460
‫تونستم از پسش بر بیام.

142
00:07:42,790 --> 00:07:44,750
‫یه‌بار دیگه، از نعمت خدا متشکرم.

143
00:07:45,420 --> 00:07:46,500
‫و اینکه...

144
00:07:48,330 --> 00:07:50,960
‫دوست دارم گهگاه به تمرینات جنگی ملحق بشم.

145
00:07:51,580 --> 00:07:54,500
‫دلم می‌خواست تو این روستا
‫به این تمرینات نیاز نداشتیم،

146
00:07:54,500 --> 00:07:58,000
‫اما آن و خدمتکارها اصرار زیادی
‫در نگه داشتن تمرینات داشتن

147
00:07:58,000 --> 00:08:00,000
‫محض این که اتفاقی بیفته.

148
00:08:00,250 --> 00:08:03,960
‫اوه خب، تمرینات بیشتر برای سلامت همه خوبه.

149
00:08:06,880 --> 00:08:09,000
‫خیلی‌خب، بیا ادامه بدیم!

150
00:08:09,000 --> 00:08:12,830
‫اگه همینطور به خوردن و خوابیدن
‫تو این روستا ادامه بدیم،

151
00:08:12,830 --> 00:08:17,040
‫یه‌روز دیگه نمی‌تونیم یونیفرم‌های
‫مقدس خدمتکاری‌مون رو بپوشیم!

152
00:08:17,580 --> 00:08:20,750
‫فکر کنم برای من الانشم یکم تنگ‌تر شده!

153
00:08:20,750 --> 00:08:21,540
‫بیا!

154
00:08:21,540 --> 00:08:23,750
‫شاید منم یکم تمرین بخوام...

155
00:08:34,790 --> 00:08:36,670
‫الانم به حدم رسیدم.

156
00:08:37,580 --> 00:08:39,380
‫مطمئنم با اون بهتر کار می‌کنم!

157
00:08:39,380 --> 00:08:40,580
‫می‌شه امتحانش کنم؟

158
00:08:40,580 --> 00:08:42,710
‫باشه، مشکلی ندارم.

159
00:08:44,670 --> 00:08:46,210
‫از انتظارم سخت‌تره.

160
00:08:48,830 --> 00:08:52,330
‫انگاری واقعاً نمی‌تونم خوب از
‫سلاح‌های عادی استفاده کنم.

161
00:08:52,330 --> 00:08:54,290
‫اما هنوزم این نیزه رو دارم!

162
00:08:58,130 --> 00:09:00,790
‫محشر بود! چطوری اون کارو کردید؟

163
00:09:00,790 --> 00:09:03,290
‫البته مطمئن نیستم کِی می‌تونم ازش استفاده کنم...

164
00:09:04,710 --> 00:09:06,330
‫وقتی خورشید داشت غروب می‌کرد،

165
00:09:06,330 --> 00:09:08,330
‫کار رو تموم  کردم و رفتم خونه.

166
00:09:08,630 --> 00:09:11,080
‫اوه، تا حالا این غذا رو ندیده بودم.

167
00:09:11,080 --> 00:09:13,540
‫این منو جدیدیه که امروز امتحان می‌کنیم.

168
00:09:13,540 --> 00:09:18,290
‫خرگوش قاتل آبپزشده به همراه
‫یه سس عسل شیرین.

169
00:09:18,290 --> 00:09:19,500
‫چقدر خاطرجمعی؟

170
00:09:19,500 --> 00:09:20,880
‫حدود 20 درصد.

171
00:09:20,880 --> 00:09:22,250
‫چقدر کم...

172
00:09:22,330 --> 00:09:23,380
‫شیرینه!

173
00:09:23,380 --> 00:09:27,210
‫اگه می‌شه، می‌خوام فقط غذاهایی که
‫بالای 50 درصد بهشون خاطرجمعی رو...

174
00:09:27,210 --> 00:09:28,630
‫امکان‌پذیر نیست.

175
00:09:28,880 --> 00:09:31,330
‫نباید هیچ غذایی رو اسراف کنیم.

176
00:09:31,330 --> 00:09:32,750
‫درسته.

177
00:09:35,170 --> 00:09:37,790
‫تمام تلاشمو کردم تا از غذا لذت ببرم.

178
00:09:39,290 --> 00:09:42,460
‫زمان شام، که افراد بیشتری دور میز جمع می‌شن،

179
00:09:42,460 --> 00:09:45,330
‫فرصتیه تا هرچیزی نیازه بقیه بشنون رو گزارش بدیم.

180
00:09:45,580 --> 00:09:46,630
‫شهردار.

181
00:09:47,000 --> 00:09:49,250
‫یوری-ساما این نامه رو براتون فرستادن.

182
00:09:49,710 --> 00:09:50,880
‫چی هست؟

183
00:09:50,880 --> 00:09:54,920
‫خب... "می‌خوام دوباره سیب‌های روستاتون رو بخورم؛

184
00:09:54,920 --> 00:09:56,830
‫و یه لباس هم می‌خوام."

185
00:09:56,830 --> 00:09:57,880
‫این چیه؟

186
00:09:57,880 --> 00:10:01,380
‫اون واقعاً لباس‌هایی که زابوتون
‫می‌سازه رو دوست داره،

187
00:10:01,380 --> 00:10:04,170
‫و می‌خواست ببینه امکان ساخت بیشتر هست یا نه.

188
00:10:04,170 --> 00:10:05,290
‫که اینطور.

189
00:10:05,290 --> 00:10:09,540
‫ببخشید؛ بهش می‌گم تا دیگه
‫انقدر درخواست نفرسته.

190
00:10:09,540 --> 00:10:13,250
‫خب، مطمئنم زابوتون از اینکه چیزی
‫براش درست کنه خوشحالم می‌شه.

191
00:10:15,460 --> 00:10:19,130
‫وقتی یکم بعد شام استراحت کردم، وقت حموم بود.

192
00:10:20,750 --> 00:10:23,420
‫تقریباً کل حموم مردونه منحصر به خودمه.

193
00:10:23,790 --> 00:10:27,040
‫وقتی فقط یه حموم داشتیم،
‫اصلاً نمی‌تونستم راحت باشم.

194
00:10:27,040 --> 00:10:30,540
‫واقعاً از اینکه مجبورشون کردم
‫یه حموم مردونه بسازن خوشحالم.

195
00:10:32,500 --> 00:10:34,330
‫به این می‌گن بهشت.

196
00:10:35,500 --> 00:10:38,000
‫بعد از خارج شدن از حموم، وقت استراحته...

197
00:10:38,000 --> 00:10:39,920
‫یا حداقل می‌خواستم باشه.

198
00:10:40,170 --> 00:10:43,170
‫معمولاً این زمانیه که حس بدی پیدا می‌کنم.

199
00:10:47,500 --> 00:10:49,170
‫داره وارد خونه می‌شه.

200
00:10:49,540 --> 00:10:51,540
‫از اینجا حواسم بهش هست.

201
00:10:52,210 --> 00:10:54,330
‫مستقیم داره سمت اتاقش می‌ره.

202
00:10:54,880 --> 00:10:55,960
‫دریافت شد.

203
00:10:59,330 --> 00:11:03,330
‫چرا حتی داخل اتاق هم دارم
‫نگاه‌هاشون رو حس می‌کنم؟

204
00:11:05,080 --> 00:11:07,330
‫آه! یکی کمکم کنه!

205
00:11:09,960 --> 00:11:11,130
‫پوشش‌مون برملا شد.

206
00:11:11,130 --> 00:11:12,380
‫همگی، عقب‌نشینی!

207
00:11:11,130 --> 00:11:15,750
‫مطمئنم اونا فقط برای
‫امنیت خودم زیر نظرم گرفتن.

208
00:11:15,750 --> 00:11:17,420
‫این چیزیه که به خودم گفتم.

209
00:11:19,170 --> 00:11:21,630
‫خب، حتی با همچین چیزایی،

210
00:11:21,630 --> 00:11:24,710
‫نمی‌تونستم از روزمرۀ اینجام شادتر باشم.

211
00:11:25,290 --> 00:11:30,000
‫خداوندا، برای اینکه فرصت زندگی
‫دوباره رو بهم دادی، واقعاً متشکرم.

212
00:11:30,710 --> 00:11:32,880
‫فردا هم تمام تلاشم رو می‌کنم.

213
00:11:33,750 --> 00:11:37,710
‫و باید فردا اون درهای مخفی رو مهر و موم کنم.

214
00:11:38,500 --> 00:11:39,500
‫مزرعه‌داری...

215
00:11:39,500 --> 00:11:40,710
‫در...

216
00:11:40,710 --> 00:11:41,880
‫دنیای دیگر.

217
00:11:44,000 --> 00:11:46,380
‫چه شب و چه روز توی این روستا،

218
00:11:46,380 --> 00:11:49,540
‫دونووان و دورف‌ها سخت
‫درحال ساخت الکل هستن.

219
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫دورف‌ها

220
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫m -51 -34 l 56 -34 55 0 -50 -1

221
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫دونووان

222
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫m -52 -36 l 56 -37 57 -1 -52 -2

223
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫کراس

224
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫m -34 3 l 137 3 138 39 -31 37

225
00:11:49,870 --> 00:11:51,720
‫ویلکاکس

226
00:11:49,880 --> 00:11:51,960
‫وقتی حرف دورف‌ها می‌شه،

227
00:11:51,960 --> 00:11:55,170
‫این تصور رو داشتم که همیشه
‫خودشون رو با الکل مست می‌کنن، اما...

228
00:11:56,000 --> 00:12:00,330
‫امکان نداره وقتی وسط کار مست کردیم،
‫بتونیم الکل خوبی درست کنیم.

229
00:12:00,330 --> 00:12:01,750
‫بله، درست می‌گید.

230
00:12:02,540 --> 00:12:05,000
‫حتی کسی که حواسش به آتیش هست...

231
00:12:05,000 --> 00:12:08,000
‫خوردن الکل برای کسی که
‫پای آتیش وایساده غدقنه!

232
00:12:08,000 --> 00:12:09,830
‫اگه همه‌جا آتیش بگیره چی؟

233
00:12:09,830 --> 00:12:11,130
‫بله، درست می‌گید.

234
00:12:11,420 --> 00:12:14,540
‫همینطور که معلومه،
‫شغلشون رو خیلی جدی می‌گیرن.

235
00:12:16,710 --> 00:12:18,670
‫این‌یکی خیلی خوب در اومده، نه؟

236
00:12:18,670 --> 00:12:21,210
‫نخیر؛ این الکل به‌درد نمی‌خوره.

237
00:12:21,920 --> 00:12:23,540
‫دیگه عطر و طعم نداره.

238
00:12:23,540 --> 00:12:27,170
‫این یه مشروبِ معیوبه که
‫فقط گلوت رو می‌سوزونه.

239
00:12:27,170 --> 00:12:29,540
‫پس، می‌خوای بندازیش دور؟

240
00:12:29,540 --> 00:12:30,750
‫نه؛

241
00:12:30,750 --> 00:12:32,920
‫هنوزم براش استفاده‌هایی داریم.

242
00:12:32,920 --> 00:12:37,080
‫یکم بیشتر تقطیرش می‌کنیم و
‫بعد با آبمیوه قاتیش می‌کنیم.

243
00:12:37,290 --> 00:12:39,330
‫خیلی‌خب، برمی‌گردیم سر نقشه‌کشی.

244
00:12:39,330 --> 00:12:41,580
‫بیاید دوباره راجب تقطیر کردنش فکر کنیم.

245
00:12:41,580 --> 00:12:45,670
‫برای اشتیاقی که برای ساخت
‫الکل دارن، خیلی احترام قائلم.

246
00:12:45,670 --> 00:12:47,210
‫هی، شهردار.

247
00:12:47,790 --> 00:12:50,580
‫می‌تونی مقدار انگور برداشتی رو افزایش بدی؟

248
00:12:50,580 --> 00:12:52,830
‫سه‌برابر برداشت فعلی احتیاج دارم.

249
00:12:52,830 --> 00:12:55,250
‫باشه... ببینم چی می‌شه.

250
00:12:55,670 --> 00:12:58,790
‫افزایش برداشت؛ سه‌برابر.

251
00:12:59,080 --> 00:13:01,040
‫سه‌برابر، ها؟

252
00:13:01,040 --> 00:13:03,540
‫خب، همگی اینجا شراب دوست دارن.

253
00:13:03,540 --> 00:13:04,830
‫شهردار!

254
00:13:06,040 --> 00:13:07,250
‫چی شده؟

255
00:13:08,210 --> 00:13:10,960
‫اونجا... یه مرد عجیبه...

256
00:13:11,500 --> 00:13:13,000
‫یه مرد عجیب؟

257
00:13:18,000 --> 00:13:19,460
‫یه مرد عجیبه!

258
00:13:19,460 --> 00:13:22,460
‫اصلاً از اول چطوری تا اینجا اومده؟

259
00:13:22,750 --> 00:13:26,500
‫تونست بدون جلب توجه
‫گرنماریا اینا و زابوتون وارد بشه؟

260
00:13:26,710 --> 00:13:29,040
‫اوه؟ جدّ بزرگ؟

261
00:13:29,210 --> 00:13:31,210
‫لولوسی!

262
00:13:31,210 --> 00:13:34,830
‫امم... جد بزرگ؟

263
00:13:37,130 --> 00:13:39,330
‫خیلی وقت می‌شه ندیدمتون، جد بزرگ.

264
00:13:39,330 --> 00:13:41,080
‫بنظر حال تو هم خوبه، فلورا.

265
00:13:41,080 --> 00:13:42,130
‫بله.

266
00:13:42,090 --> 00:13:47,580
‫m -352 -57 l 144 -56 152 -47 159 -42 160 70 150 75 146 83 -354 83 -361 73 -370 69 -370 -42 -360 -47

267
00:13:42,090 --> 00:13:47,580
‫جد خون‌آشام‌ها

268
00:13:42,090 --> 00:13:47,580
‫وارگریف

269
00:13:42,130 --> 00:13:44,710
‫وقتی شنیدم که لولوسی بچه‌دار شده،

270
00:13:44,710 --> 00:13:47,580
‫اول فکر می‌کردم باید
‫اشتباهی چیزی شده باشه.

271
00:13:47,880 --> 00:13:49,330
‫انگار درست بوده.

272
00:13:49,330 --> 00:13:52,130
‫آره؛ خودمم تعجب کردم.

273
00:13:52,330 --> 00:13:53,460
‫درسته؛

274
00:13:53,460 --> 00:13:57,540
‫ما خون‌آشام‌ها معمولاً نسل‌مون رو
‫با ایجاد پیمان‌های خونی ادامه می‌دیم.

275
00:13:57,540 --> 00:13:58,880
‫این کم اتفاق میفته.

276
00:13:59,460 --> 00:14:03,000
‫اما بچه‌ها مثل گنج می‌مونن،
‫پس بهتره خوب ازش مراقبت کنی.

277
00:14:03,000 --> 00:14:05,670
‫حتماً؛ خیلی ممنونم.

278
00:14:06,000 --> 00:14:07,830
‫منظورت از جد بزرگه چیه؟

279
00:14:08,880 --> 00:14:13,500
‫اگه ساده بخوام بگم، می‌تونی بگی
‫یه‌چیزی شبیه پدربزرگم می‌مونه.

280
00:14:13,500 --> 00:14:15,040
‫پدربزرگ؟

281
00:14:15,040 --> 00:14:16,210
‫درست می‌گه.

282
00:14:16,210 --> 00:14:17,960
‫من الان حدود 4,000 سالمه.

283
00:14:17,960 --> 00:14:19,250
‫4,000؟

284
00:14:19,250 --> 00:14:21,460
‫عدد دقیقش رو فراموش کردم.

285
00:14:21,630 --> 00:14:25,290
‫نمی‌تونم اونو به عنوان چیزی
‫به‌جز یه مرد جوون ساده ببینم.

286
00:14:25,290 --> 00:14:29,290
‫رمز این زندگی طولانی، اینه که
‫هر چند وقت یه‌بار حافظتو پاک کنی.

287
00:14:29,290 --> 00:14:30,420
‫حافظه رو؟

288
00:14:30,420 --> 00:14:34,580
‫مطمئن می‌شم چیزای مهم
‫مثل اسم و قبیله‌م رو یادم بمونه،

289
00:14:34,580 --> 00:14:37,540
‫و بعد هرچیز دیگه‌ای
‫پوف می‌شه و می‌ره کنار.

290
00:14:37,540 --> 00:14:40,790
‫پوف می‌شه؟ این یه‌جورایی ترسناک نیست؟

291
00:14:40,790 --> 00:14:44,710
‫دفعه اول ترسناک بود،
‫اما دیگه بهش عادت کردم.

292
00:14:44,710 --> 00:14:47,580
‫یه 200 سال از بار آخری که
‫حافظمو پاک کردم می‌گذره،

293
00:14:47,580 --> 00:14:50,250
‫پس الان یه‌جورایی حس جوون بودن دارم.

294
00:14:50,580 --> 00:14:53,330
‫نمی‌دونستم خون‌آشام‌ها همچین قابلیتی دارن.

295
00:14:53,330 --> 00:14:56,250
‫نداریم؛ براش از جادو استفاده کردم.

296
00:14:56,250 --> 00:14:58,540
‫این جادو واقعاً به‌درد بخوره‌ها.

297
00:14:58,750 --> 00:15:03,250
‫راستی، خیلی متأسفم که
‫بدون اطلاع قبلی وارد روستاتون شدم.

298
00:15:03,250 --> 00:15:06,330
‫در اصل می‌خواستم
‫یکم اطرافو بگردم و سریع برم.

299
00:15:06,330 --> 00:15:08,920
‫اما وجود چیزی توجهم رو جلب کرد.

300
00:15:08,920 --> 00:15:09,830
‫وجود چیزی؟

301
00:15:09,830 --> 00:15:12,330
‫همون مجسمه‌ای که
‫زیر اون درخت بزرگه!

302
00:15:12,330 --> 00:15:14,210
‫واقعاً فوق‌العاده بود!

303
00:15:14,210 --> 00:15:17,080
‫شباهت بی‌همتایی که
‫به خالقِ بزرگ داشت!

304
00:15:17,080 --> 00:15:18,960
‫ناخودآگاه بهش تعظیم کرده بودم.

305
00:15:18,960 --> 00:15:20,830
‫آه، پس برا همین بود.

306
00:15:21,080 --> 00:15:23,920
‫این یعنی شما قبلاً خدا رو ملاقات کردید؟

307
00:15:23,920 --> 00:15:26,790
‫بله؛ درست زمانی که متولد شدم.

308
00:15:26,790 --> 00:15:30,460
‫گفت حتی با اینکه کمی بدن
‫غیرعادی‌ای دارم، تمام تلاشمو بکنم.

309
00:15:30,580 --> 00:15:32,880
‫از بدن غیرعادی منظورش خون‌آشام بودنه؟

310
00:15:32,880 --> 00:15:34,210
‫اینطور فکر می‌کنم.

311
00:15:34,210 --> 00:15:36,590
‫به‌لطف اون از خیلی سختی‌ها گذشتم

312
00:15:36,590 --> 00:15:39,380
‫و حس می‌کنم دفعات زیادی جونمو نجات داده...

313
00:15:39,380 --> 00:15:42,500
‫اما از اونجایی که
‫خاطراتمو پاک کردم یادم نیست!

314
00:15:42,500 --> 00:15:45,040
‫اما فکر می‌کنم تمام تلاشمو کرده باشم.

315
00:15:46,670 --> 00:15:47,500
‫آها.

316
00:15:47,830 --> 00:15:50,920
‫با این‌حال، هنوزم خالق رو به‌یاد دارم.

317
00:15:51,250 --> 00:15:54,500
‫اما به دلایلی نمی‌تونم
‫شکل دقیقش رو به خاطر بیارم.

318
00:15:54,500 --> 00:15:56,540
‫اون یه پیرمرد بود؟

319
00:15:56,540 --> 00:15:58,250
‫یا شایدم یه مرد جوون؟

320
00:15:58,250 --> 00:16:00,500
‫چه رنگ چشمی داشت؟
‫موهاش چه رنگی بود؟

321
00:16:00,500 --> 00:16:03,630
‫چندین بار تلاش کردم تا
‫چیزی شبیه‌ش رو بسازم،

322
00:16:03,630 --> 00:16:06,460
‫اما هیچوقت چیزی
‫به اون صحت نساخته بودم.

323
00:16:07,000 --> 00:16:09,500
‫مطمئنم زندگی در نزدیکی همچین شاهکاری...

324
00:16:09,500 --> 00:16:12,750
‫باعث می‌شه زندگی
‫خیلی محشری رو تجربه کنی...

325
00:16:12,750 --> 00:16:14,250
‫واقعاً باید عالی باشه!

326
00:16:14,250 --> 00:16:15,960
‫چقدر حسودیم می‌شه!

327
00:16:16,630 --> 00:16:18,000
‫می‌خوادش، مگه نه؟

328
00:16:18,750 --> 00:16:21,040
‫امم، درباره اون مجسمه...

329
00:16:21,580 --> 00:16:25,130
‫اون متعلق به روستائه،
‫پس فکر نمی‌کنم بتونم به شما بدمش.

330
00:16:25,790 --> 00:16:28,920
‫البته؛ متوجهم؛ چقدر بد شد...

331
00:16:29,380 --> 00:16:30,790
‫اما واقعاً بد شد...

332
00:16:30,790 --> 00:16:33,290
‫وقعاً بده، ها؟

333
00:16:35,790 --> 00:16:37,380
‫چقدر بد...

334
00:16:36,130 --> 00:16:37,380
‫اگه مشکلی ندارید...

335
00:16:38,040 --> 00:16:40,040
‫می‌تونم براتون یکی دیگه بسازم...

336
00:16:40,040 --> 00:16:44,210
‫من یه مجسمه‌ساز نیستم،
‫پس نمی‌دونم اگه واقعاً می‌خواید یا نه.

337
00:16:44,210 --> 00:16:45,290
‫واقعاً؟

338
00:16:45,290 --> 00:16:46,920
‫واقعاً عالی می‌شه!

339
00:16:46,920 --> 00:16:49,460
‫خیلی خوشحالم؛ ممنونم!

340
00:16:53,000 --> 00:16:54,670
‫این بنظرتون چطوره؟

341
00:16:55,670 --> 00:16:57,380
‫انگاری خوشش اومده.

342
00:16:57,380 --> 00:16:58,670
‫آره فکر کنم.

343
00:16:58,670 --> 00:17:01,210
‫واقعاً خیلی بهت زحمت دادم.

344
00:17:01,500 --> 00:17:03,210
‫باید براش چقدر پرداخت کنم؟

345
00:17:03,210 --> 00:17:05,710
‫هیچی؛ نمی‌تونم براش پولی قبول کنم.

346
00:17:06,210 --> 00:17:09,210
‫خدا چیزی نیست که بتونی بفروشیش.

347
00:17:09,500 --> 00:17:10,630
‫که اینطور.

348
00:17:11,080 --> 00:17:14,130
‫پس به روش دیگه‌ای برای قدردانی فکر می‌کنم.

349
00:17:14,130 --> 00:17:14,960
‫لو.

350
00:17:15,580 --> 00:17:17,080
‫بچه سالمی به‌دنیا بیاری‌ها.

351
00:17:17,080 --> 00:17:18,170
‫حتماً.

352
00:17:18,170 --> 00:17:19,710
‫فلورا، تو هم مراقب خودت باش.

353
00:17:19,710 --> 00:17:21,460
‫چشم، شما هم همینطور.

354
00:17:22,920 --> 00:17:25,250
‫شهردار، برای همه‌چیز ممنونم.

355
00:17:25,710 --> 00:17:27,710
‫هم برای مجسمه و هم لو،

356
00:17:27,710 --> 00:17:29,880
‫واقعاً ممنونم.

357
00:17:29,880 --> 00:17:31,920
‫بازم ازش خوب مراقبت کن، باشه؟

358
00:17:31,920 --> 00:17:32,920
‫چشم.

359
00:17:36,500 --> 00:17:39,880
‫اولش یکم تعجب کردم،
‫اما بنظر آدم خونسردی میاد، نه؟

360
00:17:39,880 --> 00:17:40,960
‫آره واقعاً.

361
00:17:40,960 --> 00:17:44,250
‫و فکر اینکه همچین کسی
‫انقدر آدم رده بالایی باشه.

362
00:17:45,880 --> 00:17:47,920
‫واقعاً انقدر آدم مهمیه؟

363
00:17:48,540 --> 00:17:50,630
‫اعلی‌حضرت!

364
00:17:50,880 --> 00:17:52,920
‫خوش برگشتید.

365
00:17:52,920 --> 00:17:55,380
‫زمان زیادی گذشته؛
‫چند سال تا الان شده؟

366
00:17:55,380 --> 00:17:58,170
‫فکر می‌کنم تا الان 50 سالی شده باشه.

367
00:17:58,170 --> 00:18:01,630
‫همون‌طور که می‌بینید،
‫حالا دیگه یه پیرمرد شدم.

368
00:18:02,330 --> 00:18:04,380
‫پس تو الان مسئول معبدی؟

369
00:18:04,380 --> 00:18:07,040
‫بله، برای 30 سال می‌شه.

370
00:18:07,040 --> 00:18:09,580
‫خب تو همیشه یه مؤمن واقعی بودی.

371
00:18:09,580 --> 00:18:11,250
‫این راست‌کار خودته.

372
00:18:11,250 --> 00:18:13,130
‫خیلی ازتون ممنونم.

373
00:18:13,580 --> 00:18:14,920
‫چیزی تغییر کرده؟

374
00:18:14,920 --> 00:18:18,830
‫خیر؛ همه‌چیز مثل همیشه‌ست.

375
00:18:18,830 --> 00:18:19,880
‫که اینطور.

376
00:18:19,880 --> 00:18:21,750
‫واقعاً باعث خوشحالیه،

377
00:18:21,750 --> 00:18:23,960
‫اما از امروز قراره تغییر بزرگی رخ بده.

378
00:18:23,960 --> 00:18:25,920
‫و اون چی می‌تونه باشه؟

379
00:18:25,920 --> 00:18:28,630
‫می‌خوام این مجسمه رو
‫به عنوان ضریح اینجا بذارم.

380
00:18:28,630 --> 00:18:31,250
‫واقعاً؟ اون دیگه چه‌جور مجسمه‌ایه؟

381
00:18:31,250 --> 00:18:33,040
‫فقط باید منتظر دیدنش باشی.

382
00:18:33,040 --> 00:18:35,170
‫می‌خوام اینو توی بهترین محل اینجا بذاری.

383
00:18:35,420 --> 00:18:37,670
‫خب، این یعنی...

384
00:18:37,670 --> 00:18:41,080
‫ما مجبوریم مجسمه خالقی که
‫مجسمه‌ساز، توروک ساخته بود رو...

385
00:18:41,080 --> 00:18:43,460
‫از محلش جابه‌جا کنیم.

386
00:18:43,460 --> 00:18:46,830
‫فکر نمی‌کنم امکانش باشه
‫همچین مجسمه محبوبی رو

387
00:18:46,830 --> 00:18:48,210
‫از آرامگاهش برداریم...

388
00:18:48,210 --> 00:18:50,170
‫آره؛ معلومه که می‌تونیم.

389
00:18:50,420 --> 00:18:51,540
‫چ‍ ـ چشم!

390
00:18:55,330 --> 00:18:59,670
‫این واقعاً... چه هنر دست باشکوهیه.

391
00:18:59,670 --> 00:19:02,750
‫این حتماً باید توسط مجسمه‌ساز
‫معروفی ساخته شده باشه.

392
00:19:02,750 --> 00:19:06,080
‫باید مطمئن بشیم که حتماً اسمش
‫احترام کافی رو کسب کنه.

393
00:19:06,080 --> 00:19:07,960
‫بنظرم بهتره که اینکارو نکنیم.

394
00:19:08,540 --> 00:19:12,290
‫اون آدمی بنظر نمیاد که
‫به این‌چیزا علاقه‌ای داشته باشه.

395
00:19:12,670 --> 00:19:16,040
‫تازه، نمی‌خوام چیزی
‫مزاحم زندگی آرومش بشه.

396
00:19:16,670 --> 00:19:18,460
‫واقعاً مایه تأسفه.

397
00:19:18,750 --> 00:19:22,210
‫اما فکر نمی‌کنم مشکلی
‫تو حمایتش از پشت‌پرده باشه.

398
00:19:22,210 --> 00:19:23,330
‫بله درسته.

399
00:19:23,330 --> 00:19:25,830
‫بیا به بقیه هم توی معبد بگیم؛

400
00:19:25,830 --> 00:19:30,960
‫بهشون بگو که باید به اون،
‫و همینطور روستای درخت بزرگ احترام بذارن.

401
00:19:30,960 --> 00:19:32,040
‫الساعه.

402
00:19:33,670 --> 00:19:35,130
‫حالتون خوبه؟

403
00:19:35,130 --> 00:19:36,670
‫آ ـ آره.

404
00:19:36,670 --> 00:19:38,710
‫فقط یهو زهره ترک شدم.

405
00:19:38,710 --> 00:19:41,210
‫چند وقتی می‌شه عطسه نکرده بودم.

406
00:19:44,250 --> 00:19:47,460
‫جد بزرگ پیانوی محشری رو برای ما فرستاد.

407
00:19:48,210 --> 00:19:50,420
‫من قبول نکردم که برای مجسمه چیزی بگیرم.

408
00:19:50,420 --> 00:19:52,750
‫پس گفت که این یه هدیه برای زایمان لوـه.

409
00:19:52,750 --> 00:19:54,960
‫برای آدم به این مهمی واقعاً با ملاحظه‌ست.

410
00:19:56,880 --> 00:19:59,170
‫یه‌مدت برای اینکه کجا بذاریمش حرف زدیم.

411
00:19:59,170 --> 00:20:01,080
‫خیلی‌خب.

412
00:20:01,540 --> 00:20:03,880
‫تصمیم شد تا توی غذاخوریِ روستا بذاریمش.

413
00:20:03,880 --> 00:20:05,750
‫ممنون؛ خسته نباشید.

414
00:20:05,750 --> 00:20:07,170
‫شما هم خسته نباشید.

415
00:20:07,670 --> 00:20:09,330
‫اون پیانو...

416
00:20:09,330 --> 00:20:12,580
‫اون همونی نیست که فقط
‫تو معبد بزرگ پیدا می‌کنی؟

417
00:20:12,580 --> 00:20:16,460
‫آره؛ اون یه‌جور پیانوئه که فقط
‫تو مراسم‌های بزرگ استفاده می‌شه.

418
00:20:16,460 --> 00:20:18,830
‫هی، هی، فکر می‌کنید می‌تونیم باهاش بزنیم؟

419
00:20:18,830 --> 00:20:20,920
‫درسته، اینو فقط یه‌بار-

420
00:20:20,920 --> 00:20:24,330
‫نه... هیچوقت نمی‌شه
‫فرصتش رو تو زندگی پیدا کرد.

421
00:20:25,380 --> 00:20:28,000
‫پس یعنی اگه الان بتونیم اجراش کنیم،

422
00:20:28,000 --> 00:20:30,750
‫تا آخر عمر می‌تونیم پزش رو بدیم، نه؟

423
00:20:34,830 --> 00:20:36,290
‫شما می‌تونید اول بزنید.

424
00:20:37,420 --> 00:20:39,170
‫منم با بعداً زدن مشکلی ندارم.

425
00:20:43,250 --> 00:20:46,420
‫این حتی برای اجرا کردن ما هم زیادی ترسناکه!

426
00:20:46,420 --> 00:20:48,500
‫دست‌های منم خیلی عرق می‌کنن!

427
00:20:48,500 --> 00:20:51,380
‫اگه بشکنیمش، دیگه زندگی‌مون تمومه!

428
00:20:52,500 --> 00:20:54,330
‫یه پیانو دیگه می‌خواید؟

429
00:20:54,330 --> 00:20:56,250
‫ب‍ ـ برای تمرین کردن.

430
00:20:56,250 --> 00:20:59,880
‫خواهشاً؛ حتی اگه قدیمی و
‫داغون هم باشه اشکال نداره.

431
00:20:59,880 --> 00:21:02,380
‫راستش، داغون باشه بهتره.

432
00:21:02,750 --> 00:21:04,540
‫با همون پیانو که داریم نمی‌شه؟

433
00:21:04,540 --> 00:21:06,670
‫نه، نمی‌شه!

434
00:21:06,670 --> 00:21:09,080
‫ها؟ گریه می‌کنید؟

435
00:21:09,880 --> 00:21:14,130
‫به مایکل-سان سپردیم تا
‫یه پیانو برامون فراهم کنه.

436
00:21:18,000 --> 00:21:20,210
‫خیلی چیزی راجب اینا نمی‌دونم،

437
00:21:20,210 --> 00:21:23,130
‫اما اونی که جد بزرگ داد تجملی‌تر میاد.

438
00:21:23,130 --> 00:21:26,540
‫حالا از اینکه چنین چیز خوبی
‫بهمون داده احساس بدی دارم.

439
00:21:30,960 --> 00:21:33,670
‫پیانو عالی بود؛ و همه
‫می‌خواستن استفاده‌ش کنن.

440
00:21:35,580 --> 00:21:37,210
‫تنها کسایی که بلد بودن

441
00:21:37,210 --> 00:21:39,790
‫فلورم و دخترهای قلمرو شیطانی بودن،

442
00:21:41,130 --> 00:21:44,670
‫اما انگار همه دارن از تمرین
‫و بهتر شدن لذت می‌برن.

443
00:21:45,000 --> 00:21:55,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

444
00:22:11,580 --> 00:22:13,790
‫فقط ای کاش نصف‌شب انجامش ندن...

445
00:22:15,000 --> 00:22:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

446
00:22:30,220 --> 00:22:38,970
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

447
00:22:39,310 --> 00:22:47,890
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

448
00:22:47,890 --> 00:22:52,680
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

449
00:22:52,680 --> 00:22:57,100
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

450
00:22:57,100 --> 00:23:06,720
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

451
00:23:08,060 --> 00:23:13,060
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

452
00:23:13,060 --> 00:23:17,600
‫چون تو در کنار منی

453
00:23:17,600 --> 00:23:22,180
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

454
00:23:22,430 --> 00:23:26,970
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

455
00:23:26,970 --> 00:23:34,140
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

456
00:23:46,000 --> 00:23:50,980
‫دفعه بعدی

457
00:23:46,410 --> 00:23:50,980
‫قسمت دوازدهم

458
00:23:46,410 --> 00:23:50,980
‫تولد
