WEBVTT

00:01.790 --> 00:03.380
‫از دیدن‌تون خوشوقتم!

00:05.290 --> 00:07.960
‫نیمه‌حیوان‌های روستای هاولینگ به اینجا اومدن.

00:08.380 --> 00:11.170
‫اگه چیزی نیاز داشتید، با مدیر اماکن،
‫لامولیاس حرف بزنید.

00:11.170 --> 00:12.920
‫در خدمت‌تون هستم.

00:13.290 --> 00:14.380
‫چشم!

00:14.380 --> 00:16.630
‫خب، نیاز نیست انقدر رسمی باشید...

00:17.790 --> 00:19.630
‫ظاهراً همه اونا

00:19.630 --> 00:23.040
‫فکر می‌کردن وقتی میان اینجا
‫قراره باهاشون بدرفتاری بشه.

00:23.790 --> 00:26.130
‫طبیعتاً، ما همچین قصدی نداریم.

00:26.920 --> 00:30.630
‫بنظر میاد مشکل خاصی برای
‫ساکنین جدید وجود نداره، ولی...

00:30.880 --> 00:31.790
‫ولی؟

00:33.460 --> 00:35.080
‫زیاد بی‌هوش می‌شن.

00:35.080 --> 00:37.630
‫خب، فقط باید به همه‌چیز اینجا عادت کنن.

00:38.000 --> 00:46.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:49.850 --> 00:57.270
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

00:57.270 --> 01:03.980
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

01:04.180 --> 01:11.600
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

01:11.600 --> 01:14.430
‫ما ادامه می‌دیم

01:14.430 --> 01:21.180
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

01:21.480 --> 01:25.060
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

01:25.060 --> 01:28.350
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

01:28.350 --> 01:32.390
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

01:32.390 --> 01:36.480
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

01:36.480 --> 01:39.980
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

01:39.980 --> 01:43.270
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

01:43.270 --> 01:47.480
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

01:47.480 --> 01:53.350
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

02:11.080 --> 02:11.960
‫وایسا!

02:11.960 --> 02:12.920
‫زودباش!

02:19.250 --> 02:21.960
‫خدایا، موقع بازی بیشتر مراقب باشید.

02:22.290 --> 02:24.250
‫سنا، تو هم می‌تونی از جادو استفاده کنی؟

02:24.250 --> 02:25.750
‫بله، می‌تونم.

02:26.080 --> 02:29.630
‫یعنی... تنها کسی که اینجا
‫نمی‌تونه جادو استفاده کنه منم؟

02:29.630 --> 02:33.330
‫خب، تمام فرشته‌ها می‌تونن از جادو استفاده کنن...

02:34.540 --> 02:35.540
‫بله.

02:35.540 --> 02:37.630
‫تمام های‌الف‌ها می‌تونن جادو استفاده کنن.

02:39.250 --> 02:42.920
‫اوگرها می‌تونن به طور رایج
‫از جادوی آتش و آب استفاده کنن.

02:43.290 --> 02:45.580
‫ما توی جادو آب خوب هستیم.

02:50.540 --> 02:52.420
‫حتی زنبورها هم بلدن؟

02:57.630 --> 02:59.130
‫نگران نباشید!

02:59.130 --> 03:01.130
‫فقط شما نیستید که نمی‌تونه جادو بزنه!

03:01.380 --> 03:03.130
‫بیا باهمدیگه تمرین کنیم.

03:03.130 --> 03:04.710
‫آره؛ درست می‌گی.

03:04.710 --> 03:07.080
‫یه حسی می‌گه این بچه‌ها هم ازم جلو می‌زنن.

03:07.500 --> 03:10.500
‫اوه خب، آرزوی محال فایده نداره.

03:10.500 --> 03:12.790
‫فقط الان رو کاری که می‌تونم تمرکز می‌کنم.

03:15.960 --> 03:17.670
‫اون چی بود؟ زمین‌لرزه؟

03:18.750 --> 03:19.630
‫شهردار!

03:20.290 --> 03:23.670
‫تو بخش شمالی جنگل، یه خرس چنگک‌دار
‫و یه افعی خونین دارن باهم می‌جنگن!

03:23.670 --> 03:25.500
‫خرس و افعی؟

03:25.790 --> 03:27.830
‫یه خرس و یه مار؟

03:30.710 --> 03:33.790
‫فقط جنگیدن‌شون باعث می‌شه زمین انقدر بلرزه؟

03:34.040 --> 03:35.130
‫چیکار کنیم؟

03:35.130 --> 03:38.130
‫همم... یه خرس و یه مار؟

03:38.330 --> 03:40.880
‫اگه ادامه پیدا کنه، ممکنه برای روستا مشکل بشه.

03:40.880 --> 03:44.130
‫اما خطرناکه که بدون نقشه دخالت کنیم.

03:44.330 --> 03:45.750
‫درسته.

03:45.750 --> 03:47.170
‫فکر می‌کنی...

03:47.420 --> 03:48.960
‫می‌شه خوردشون؟

03:51.540 --> 03:56.040
‫خب، شنیده بودم بعضی وقتا
‫شکارچی‌ها گوشت خرس می‌خورن.

03:56.040 --> 03:58.460
‫همیشه می‌خواستم ببینم چه مزه‌ای دارن.

03:58.460 --> 03:59.540
‫بله...

04:00.540 --> 04:01.710
‫اونجان!

04:06.080 --> 04:08.290
‫اوه، چه بزرگن.

04:09.460 --> 04:10.920
‫باید برگردیم کمک بیاریم!

04:10.920 --> 04:13.330
‫نه؛ فقط سریع منو بذار پایین.

04:14.790 --> 04:16.000
‫متوجه شدم.

04:23.080 --> 04:25.000
‫چند وقته از این گنده‌ها نگرفته بودم.

04:25.000 --> 04:27.250
‫یک... دو...

04:27.250 --> 04:28.250
‫چی شده؟

04:28.250 --> 04:31.630
‫تو می‌تونی با یه حمله اون هیولا رو شکست بدی؟

04:31.630 --> 04:32.710
‫غیرممکنه.

04:32.710 --> 04:35.630
‫آره... شهردار معرکه‌ست.

04:36.920 --> 04:39.880
‫از نزدیک که نگاه می‌کنم، خیلی بزرگه.

04:40.080 --> 04:43.960
‫در صورتی که بشه پختشون،
‫قصد دارید چی درست کنید؟

04:44.670 --> 04:46.000
‫یه فکری دارم.

04:48.330 --> 04:51.170
‫یکم این برگ و ادویه‌ها رو اضافه می‌کنم.

04:51.170 --> 04:53.170
‫حالا می‌ذاریم با شراب بجوشه.

04:53.170 --> 04:54.920
‫شراب با ارزش‌مون؟!

04:54.920 --> 04:57.290
‫اشکال نداره؛ این‌جور آشپزی عادیه.

04:57.420 --> 05:02.140
‫m -298 -65 l 299 -64 299 2 -296 -3

04:57.420 --> 05:02.140
‫خرس چنگک‌دار جوشانده‌شده در شراب

04:58.210 --> 05:01.670
‫و اینم از این،
‫خرس چنگک‌دار جوشیده در شراب.

05:05.540 --> 05:07.420
‫خیلی بو بدی داره.

05:07.420 --> 05:09.250
‫شراب با ارزش‌مون...

05:09.250 --> 05:11.080
‫گفتم این چیزا عادیه.

05:11.170 --> 05:15.670
‫m -301 -69 l 290 -66 289 0 -301 -3

05:11.170 --> 05:15.670
‫افعی خونین سوخاری شده

05:12.170 --> 05:14.130
‫و اینم از افعی خونین.

05:14.130 --> 05:15.670
‫سعی کردم سوخاری‌ش کنم.

05:18.920 --> 05:20.750
‫مزه مرغ سوخاری می‌ده!

05:20.750 --> 05:22.210
‫عالیه!

05:22.210 --> 05:24.000
‫خیلی با انتظارم فرق داره.

05:25.460 --> 05:27.380
‫خیلی شبیه سینه مرغه.

05:27.380 --> 05:31.080
‫که یعنی بشقابم یه چیزی اون گوشه کم داره.

05:31.200 --> 05:33.170
‫m -173 -55 l 168 -58 170 -5 -170 -9

05:31.200 --> 05:33.170
‫آزمایشگاه فلورا

05:32.290 --> 05:35.210
‫خب، چی باعث شد اینجا بیاید؟

05:35.210 --> 05:38.500
‫می‌خواستم ببینم چیزی داری تا
‫برای عامل ضدباکتری عمل کنه؟

05:38.500 --> 05:39.960
‫ضدباکتری؟

05:39.960 --> 05:43.880
‫آره؛ یه دستورپخت جدید دارم
‫که می‌خوام امتحان کنم.

05:44.580 --> 05:48.380
‫دارویی داری که بتونه
‫میکروب‌های مضر رو نابود کنن؟

05:48.380 --> 05:49.710
‫میکروب!

05:49.710 --> 05:51.830
‫همون چیزایی‌ن که راجب‌شون حرف زدی، نه؟

05:51.830 --> 05:53.460
‫آره، همونا.

05:53.710 --> 05:56.000
‫چیزی که شکم‌درد و مریضی رو درمان کنه.

05:56.000 --> 05:57.000
‫که اینطور.

05:57.000 --> 05:58.630
‫بسپاریدش به خودم!

05:58.880 --> 06:00.920
‫آه، این یکی چطوره؟

06:01.670 --> 06:04.500
‫یه‌ذرش می‌تونه هرچیزی رو
‫تا اون سر کوهستان منفجر کنه.

06:04.500 --> 06:06.710
‫چیز ملایم‌تری نداری؟

06:07.040 --> 06:08.540
‫پس این چطوره؟

06:08.880 --> 06:11.170
‫ازش می‌شه روی غذاها هم استفاده کرد.

06:11.170 --> 06:12.830
‫آره، این خوبه.

06:12.830 --> 06:13.790
‫ممنون.

06:14.130 --> 06:15.130
‫چیزی نبود.

06:15.130 --> 06:17.710
‫راستی، ساخت میسو داره چطور پیش می‌ره؟

06:18.420 --> 06:21.000
‫راستش، خیلی خوب پیش نمی‌ره.

06:21.000 --> 06:23.670
‫درست کاری که گفتید رو انجام دادم،

06:23.670 --> 06:27.250
‫اما مهم نبود چقدر صبر کنم،
‫اصلاً شروع به تخمیر نمی‌کرد.

06:31.170 --> 06:33.880
‫سه‌بار مجبور شدم
‫کلبه‌م رو بازسازی کنم.

06:33.880 --> 06:35.540
‫نباید اینطوری می‌شد.

06:35.880 --> 06:38.210
‫خب، بیا یه‌بار دیگه امتحان کنیم.

06:38.210 --> 06:39.670
‫جدی می‌گید؟!

06:40.250 --> 06:42.330
‫مواد منفجره رو به حداقل می‌رسونم!

06:42.330 --> 06:43.960
‫لطفاً کلاً استفاده نکن.

06:49.670 --> 06:51.580
‫خب، بنظر خوب میاد.

06:53.880 --> 06:56.670
‫اول، تخم‌مرغ رو هم می‌زنیم.

06:57.040 --> 06:59.420
‫بعد نمک و سرکه اضافه می‌کنیم.

06:59.880 --> 07:01.880
‫راستی، این سرکه از سیب درست شده.

07:01.880 --> 07:03.880
‫اونم خودش مخمره، درسته؟

07:04.170 --> 07:07.630
‫بعد درحالی که آروم هم می‌زنیم
‫روغن اضافه می‌کنیم.

07:07.830 --> 07:09.580
‫و حالا مایونز داریم.

07:11.130 --> 07:13.750
‫حالا دقیقاً شبیه اینه که مرغ سوخاری داریم!

07:14.250 --> 07:17.500
‫این رو می‌شه تنهایی هم خورد!

07:17.960 --> 07:20.130
‫برای سلامتیت بده، لطفاً اینکارو نکن.

07:20.540 --> 07:22.960
‫حالا، می‌‌رسیم به درست کردن میسو.

07:23.500 --> 07:26.670
‫اول سویاهای خیس‌خورده رو می‌جوشونیم.

07:26.670 --> 07:28.170
‫بعد له‌شون می‌کنیم.

07:32.670 --> 07:34.750
‫کپک، کپک، کپک، کپک!

07:34.750 --> 07:36.830
‫کپک، کپک، کپک...

07:35.080 --> 07:37.790
‫برای کپک‌زدن کوجی از ابزار مطلق استفاده کردم.

07:36.830 --> 07:38.630
‫نیاز نیست بنویسیش.

07:38.960 --> 07:41.540
‫کوجی رو با نمک ترکیب و
‫به شکل توپ کردیمش.

07:43.210 --> 07:45.210
‫حالا توی بشکه می‌ذاریمش.

07:45.670 --> 07:46.790
‫که اینطور.

07:47.210 --> 07:50.040
‫برای من چون کپک، کپک، کپک
‫نگفتم کار نکرد، درسته؟

07:50.040 --> 07:52.500
‫نه، خب... شاید.

07:53.420 --> 07:55.790
‫حالا می‌ذاریم تو زیرزمین جا بیفته.

07:55.790 --> 07:58.500
‫چند ماهی طول می‌کشه،
‫باید صبور باشیم.

07:58.500 --> 08:00.040
‫چقدر طولانی!

08:00.250 --> 08:01.210
‫آره.

08:01.210 --> 08:04.040
‫اما اون زمان طعمش رو حتی بهتر می‌کنه.

08:04.040 --> 08:06.630
‫درست مثل تحقیقات، به پشتکار نیاز داره، نه؟

08:06.630 --> 08:07.460
‫آره.

08:07.460 --> 08:09.080
‫آه، پس اینجایید.

08:09.080 --> 08:10.580
‫مهمون داریم.

08:11.170 --> 08:12.170
‫مهمون؟

08:13.670 --> 08:17.750
‫مهمون‌ها که توسط کسی به اسم دونووان
‫رهبری می‌شدن، گروهی از دورف‌ها بودن.

08:17.920 --> 08:19.630
‫کهن/پیر

08:17.920 --> 08:19.630
‫ما اِلدر دورف هستیم.

08:19.630 --> 08:21.330
‫فرقشون چیه؟

08:21.330 --> 08:23.920
‫شنیدیم این روستا الکل باکیفیتی داره،

08:23.920 --> 08:25.960
‫لطفاً باهامون به اشتراک بذاریدش.

08:26.170 --> 08:27.630
‫منظورتون شراب‌مونه؟

08:27.630 --> 08:29.080
‫مشکلی برای اشتراک ندارم...

08:29.080 --> 08:32.000
‫شهردار؛ نمی‌تونیم رایگان بدیمش.

08:32.000 --> 08:32.830
‫ها؟

08:32.830 --> 08:35.670
‫راست می‌گه؛ شراب ما خیلی ارزشمنده.

08:35.670 --> 08:37.960
‫بله، اما مهمون‌مون هستن...

08:37.960 --> 08:40.290
‫ببخشید، اما ما پولی نداریم.

08:40.290 --> 08:42.880
‫اما، تکنولوژی داریم.

08:43.130 --> 08:44.170
‫تکنولوژی؟

08:44.170 --> 08:45.250
‫درسته.

08:45.250 --> 08:48.000
‫ما زندگی‌مون رو صرف
‫یادگیری ساخت الکل کردیم،

08:48.000 --> 08:50.250
‫و راه زیادی رو تا اینجا اومدیم.

08:50.250 --> 08:53.250
‫شما محصولات خیلی خوبی تو این روستا دارید.

08:53.250 --> 08:56.250
‫ما کمک می‌کنیم تا به یه الکل خوب
‫تبدیل‌شون کنید.

08:56.250 --> 08:59.210
‫چطوره؟ می‌خوای یکم ازش بنوشی؟

09:02.380 --> 09:05.920
‫سریعاً دونووان و افرادش
‫به ساخت الکل مشغول شدن.

09:07.130 --> 09:10.750
‫تقطیر... یادم میاد تو کلاس علوم
‫از این کارا می‌کردم.

09:13.000 --> 09:15.080
‫بفرما. ویسکی ذرته.

09:15.460 --> 09:17.130
‫چقدر شفافه.

09:17.130 --> 09:20.250
‫وقتی تو بشکه جا بیفته رنگ می‌گیره.

09:20.250 --> 09:21.460
‫که اینطور.

09:23.540 --> 09:25.290
‫چقدر قویه!

09:26.500 --> 09:29.250
‫انگاری ظرفیت شهردار برای الکل کمه‌ها.

09:29.250 --> 09:33.290
‫آخرسر دونووان و افرادش به عنوان
‫آبجوساز در روستامون کار کردن.

09:34.830 --> 09:36.830
‫حالا که الکل جدید گرفتیم،

09:36.830 --> 09:39.790
‫باید برای نیمه‌حیوان‌ها و دورف‌ها
‫جشن خوش‌آمدگویی بگیریم.

09:39.960 --> 09:41.460
‫همگی بنوشید!

09:46.080 --> 09:50.420
‫واقعاً می‌شه زمان خوردن
‫این الکل، عطرش رو مزه کرد.

09:50.420 --> 09:52.790
‫واقعاً از این مایونز خوشم اومد.

09:53.670 --> 09:55.790
‫ترکیبش با مشروب حرف نداره.

09:55.790 --> 09:58.000
‫بیاید کل شب الکل بخوریم!

09:58.250 --> 09:59.790
‫دوباره قایمکی اومد...

09:59.790 --> 10:03.710
‫با اومدنش مشکلی ندارم،
‫اما همیشه زیادی می‌خوره.

10:03.710 --> 10:08.130
‫خیلی‌خب! وقتشه تا تکنیک‌های
‫ویژه‌م رو به رخ‌تون بکشم!

10:11.130 --> 10:13.170
‫شهردار، بابت همه‌چیز ممنون.

10:13.170 --> 10:16.000
‫از اینکه هممون رو قبول کردی ممنونم.

10:16.000 --> 10:18.790
‫نه بابا؛ همه از اینکه اینجایید خوشحالیم.

10:19.380 --> 10:22.420
‫آره، خیلی‌ها تو این روستا عاشق خوردن الکلن.

10:23.580 --> 10:28.540
‫راستی، بالأخره تونستم چندتا
‫مرد بزرگسال رو وارد روستا کنم.

10:29.290 --> 10:30.790
‫به هرحال، دونووان.

10:30.790 --> 10:33.210
‫دلیل خاصی نداره، اما...

10:34.000 --> 10:35.830
‫دختری هست که چشم‌تون رو بگیره؟

10:35.830 --> 10:38.540
‫یا با خودتون بگید "وای، چقدر خوشگله"؟

10:39.880 --> 10:42.040
‫خب اینجا همه خوش‌قیافه‌ن،

10:42.040 --> 10:46.250
‫اما می‌دونی، فکر می‌کنم اونا
‫زیادی برای من جوونن...

10:46.250 --> 10:50.080
‫اگه حداقل نتونن یه ریش در بیارن،
‫بدرد من نمی‌خورن.

10:51.000 --> 10:52.500
‫ر ـ ریش؟

10:52.500 --> 10:55.380
‫ای بابا، چرا مجبورم می‌کنی بلند بگمش...

10:55.380 --> 10:57.290
‫اختلاف فرهنگی بیداد می‌کنه.

10:58.830 --> 10:59.670
‫مزرعه‌داری...

10:59.670 --> 11:00.710
‫دررر...

11:00.710 --> 11:01.790
‫دنیای دیگر.

11:15.420 --> 11:17.040
‫نگو که یه وایورن دیگه اومده؟

11:17.250 --> 11:18.670
‫نه، یه اژدها؟

11:19.130 --> 11:21.080
‫مستقیم داره میاد سمت ما،

11:21.080 --> 11:22.920
‫و بنظر دوستانه نمیاد.

11:22.920 --> 11:26.080
‫باید تا این یکی به روستا آسیب نزده
‫کارشو تموم کنم.

11:30.130 --> 11:31.000
‫چی؟

11:31.290 --> 11:33.250
‫اون... درایم‌ـه؟!

11:33.420 --> 11:34.880
‫باهم می‌جنگن؟

11:34.880 --> 11:37.080
‫اما الان فقط به همدیگه نگاه می‌کنن.

11:39.380 --> 11:40.580
‫یکی دیگه؟!

11:42.000 --> 11:43.500
‫اون‌یکی خطرناکه!

11:43.520 --> 11:47.520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

11:48.130 --> 11:49.330
‫خطا زدم...؟

11:51.130 --> 11:52.460
‫اما بعدی خطا نمی‌ره!

11:52.790 --> 11:54.250
‫لطفاً صبر کنید!

11:54.250 --> 11:56.500
‫اونا دشمن نیست!

11:59.380 --> 12:01.920
‫بخاطر آشفتگی خیلی عذر می‌خوام.

12:02.250 --> 12:06.000
‫این دو، همسر اربابم و دخترشون هستن.

12:06.380 --> 12:08.330
‫لاستیسمون هستم.

12:08.330 --> 12:10.460
‫گرافالون هستم.

12:10.790 --> 12:13.250
‫خ‍ ـ خوشوقتم؛ ماچیو هیراکو هستم.

12:13.710 --> 12:16.080
‫چرا همسر و دخترتون اینجان؟

12:16.080 --> 12:17.960
‫خب، راستش...

12:17.960 --> 12:21.920
‫ظاهراً، درایم برای اومدن به روستا
‫مدام قایمکی فرار می‌کرده

12:21.920 --> 12:24.420
‫و این باعث مشکوک بودنش شده.

12:25.210 --> 12:29.170
‫آخه وقتی هرشب قایمکی می‌رفت
‫باید چه فکری می‌کردیم؟

12:29.420 --> 12:32.250
‫اگه معلوم می‌شد داره
‫کاریو می‌کنه که نباید بکنه...

12:34.630 --> 12:37.080
‫عجب تهمت مسخره‌ای.

12:37.080 --> 12:40.330
‫اما همیشه داشتی با
‫چیزمیزهای خزانه می‌رفتی!

12:40.330 --> 12:42.290
‫و هربار تا صبح برنمی‌گشتی.

12:42.290 --> 12:44.290
‫آه، فهمیدم.

12:44.290 --> 12:46.540
‫همون هدیه‌هایی که هربار میاورد.

12:46.540 --> 12:52.040
‫m -170 -65 l 173 -64 171 -1 -170 -1

12:46.540 --> 12:52.040
‫خانه درایم

12:47.040 --> 12:49.580
‫و منم نگران بودم که مست بخواد برگرده خونه،

12:49.580 --> 12:51.790
‫شاید ساختن یه خونه براش اشتباه بود.

12:52.290 --> 12:55.000
‫اونا همش به‌خاطر روابط سیاسی بوده!

12:55.000 --> 12:56.630
‫برای سیاست و این چیزا، و می‌دونید خب...

12:56.630 --> 12:58.460
‫داره یه چیزی رو قایم می‌کنه.

12:58.460 --> 12:59.330
‫بله.

12:59.630 --> 13:00.830
‫اینطوری...

13:00.830 --> 13:02.330
‫شکّم...

13:02.330 --> 13:04.420
‫کاملاً تأیید می‌شه.

13:04.420 --> 13:05.290
‫ترسناکه.

13:05.290 --> 13:06.830
‫وایسید ببینم!

13:06.830 --> 13:07.830
‫خوب بهش فکر کنید!

13:07.830 --> 13:09.080
‫فکر کردید این مرد...

13:09.080 --> 13:10.580
‫برای انجام این کارا...

13:10.580 --> 13:13.080
‫اصلاً جربزه داره؟!

13:13.380 --> 13:14.750
‫نکته خوبی بود.

13:14.750 --> 13:16.210
‫آه، خداروشکر.

13:16.210 --> 13:17.630
‫همین کافی بود؟

13:17.790 --> 13:19.210
‫امم، ببخشید.

13:19.210 --> 13:22.460
‫با اینکه نمی‌دونستم کی هستید،
‫برای اون کارم شرمنده.

13:22.460 --> 13:25.540
‫نه، نه، نگرانش نباش؛
‫همش تقصیر خودمون بود.

13:25.540 --> 13:28.170
‫آهای، شماها، عذرخواهی کنید!

13:28.580 --> 13:30.080
‫چون فکر کردم پدرم اینجاست

13:30.080 --> 13:32.710
‫و اینکه قصد آتیش‌زدن
‫روستا رو داشتم ببخشید.

13:32.920 --> 13:37.920
‫و من هم از اینکه می‌خواستم مرد گستاخی که
‫به دخترم نیزه پرت کرد رو نابود کنم عذر می‌خوام.

13:37.920 --> 13:38.960
‫ترسناکن!

13:39.130 --> 13:41.830
‫خب، انگاری دیگه همه‌چیز حل و فصل شد.

13:41.830 --> 13:45.630
‫اما عزیزم، تو هنوزم نباید شب‌ها
‫بیرون بری تا اون‌شکلی مست کنی.

13:45.630 --> 13:47.130
‫راجب چی حرف می‌زنی؟!

13:47.130 --> 13:49.790
‫درسته؛ تو بدجوری مست می‌کنی!

13:49.790 --> 13:52.880
‫خب، فقط خوشحالم که باهم کنار میان.

13:53.500 --> 13:55.170
‫باشه، مراقب خودتون باشید.

13:55.170 --> 13:56.170
‫باشه.

13:58.170 --> 14:00.210
‫الان فهمیدی چیکار می‌کردم، نه؟

14:00.210 --> 14:01.210
‫بله.

14:02.540 --> 14:06.630
‫روابط ما با این روستا برای ما بسیار مهمه.

14:07.000 --> 14:11.920
‫با وجود تعداد کمشون، هنوز قدرت لازم
‫برای مقابله با ما رو دارن.

14:11.920 --> 14:15.210
‫تصور نمی‌کردم کسی رو ببینیم
‫که از ما قدرتمندتر باشه.

14:15.210 --> 14:16.380
‫درست می‌گید...

14:16.670 --> 14:20.380
‫شما چون نمی‌تونستید اون ضربه
‫رو دفاع کنید مجبور به جاخالی شدید.

14:20.750 --> 14:22.920
‫حتی اون هم به لطف اون عنکبوت بود.

14:22.920 --> 14:23.830
‫عنکبوت؟

14:23.830 --> 14:26.210
‫بله؛ یکی از دوستان قدیمی‌م.

14:27.040 --> 14:31.630
‫اگه اون موقع نجات پیدا نکرده بودم،
‫شاید الان اینجا نبودم.

14:32.040 --> 14:32.880
‫لاستی.

14:32.880 --> 14:33.960
‫ب‍ ـ بله؟

14:33.960 --> 14:36.670
‫برات یه کار خیلی مهم دارم.

14:37.460 --> 14:39.670
‫می‌خوام یه مدت تو این روستا زندگی کنی.

14:40.540 --> 14:41.710
‫مادر؟

14:41.710 --> 14:43.290
‫چ‍ ـ چرا حالا انقدر یهویی؟

14:43.290 --> 14:45.210
‫لطفاً شما ساکت باش.

14:45.210 --> 14:46.040
‫چشم.

14:46.040 --> 14:48.420
‫ما نمی‌تونیم این قدرتو نادیده بگیریم.

14:48.830 --> 14:51.040
‫انتظار ندارم که جلوشو بگیری.

14:51.040 --> 14:53.130
‫فقط انتظار داریم در مقابل ما اژدهایان

14:53.130 --> 14:55.580
‫از اون قدرت استفاده نشه.

14:55.580 --> 14:56.790
‫متوجهی چی می‌گم؟

14:57.290 --> 14:59.710
‫بله؛ تلاشمو می‌کنم.

15:00.000 --> 15:01.330
‫دربارش مطمئنی؟

15:01.330 --> 15:06.250
‫بله؛ مطمئنم که این مسیر قراره
‫بهترین نتیجه رو برای لاستی داشته باشه.

15:06.250 --> 15:07.920
‫من همچین احساسی دارم.

15:08.960 --> 15:12.130
‫باشه، مشکلی باهاش ندارم.

15:12.330 --> 15:14.330
‫ازتون خیلی ممنونم!

15:14.330 --> 15:16.960
‫اگه مشکل ندارید،
‫می‌تونید لاستی صدام کنید!

15:16.960 --> 15:18.630
‫حتماً، خوشوقتم.

15:18.830 --> 15:20.960
‫خب، من اینجا باید چیکار کنم؟

15:20.960 --> 15:22.750
‫بذار ببینم...

15:20.960 --> 15:22.750
‫و اینطوری لاستی، بلافاصله
‫کارشو توی روستا شروع کرد.

15:22.750 --> 15:24.710
‫چطوره که تو برداشت کمک‌مون کنی؟

15:22.750 --> 15:24.710
‫و اینطوری لاستی، بلافاصله
‫کارشو توی روستا شروع کرد.

15:25.540 --> 15:27.130
‫همه تلاشمو می‌کنم!

15:27.540 --> 15:29.920
‫ش‍ ـ شما یه اژدها هستید؟

15:30.420 --> 15:31.500
‫اما...

15:32.670 --> 15:33.670
‫ها؟

15:36.670 --> 15:39.380
‫...اژدهایان همینطوری خیلی خارق‌العادن.

15:39.710 --> 15:41.040
‫آروم...

15:41.210 --> 15:42.710
‫آروم...

15:49.710 --> 15:52.880
‫بنظر یکم قراره طول بکشه که به کارش عادت کنه.

15:55.210 --> 15:56.130
‫وایسا!

15:56.130 --> 15:58.080
‫خب حالا دربارش چیکار کنیم؟

15:58.420 --> 16:01.540
‫حالا نمی‌خواد مجبورش کنیم
‫کاری که توش خوب نیستو انجام بده.

16:02.250 --> 16:05.750
‫اما درایم گفت که
‫این اطراف بهش یه‌کاری بدم.

16:07.250 --> 16:08.290
‫چی شده؟

16:08.290 --> 16:11.630
‫از وقتی گرافلون و بقیه اینجا اومدن، اینطوری شدن.

16:11.920 --> 16:15.130
‫گاو و مرغ‌ها هم همه‌شون ترسیدن؛

16:15.130 --> 16:17.290
‫و شیر و تخم‌مرغی هم نتونستیم بگیریم.

16:17.290 --> 16:18.250
‫آه...

16:18.380 --> 16:30.130
‫m -95 -85 l 100 -87 97 16 -97 14

16:18.380 --> 16:30.130
‫اون‌شکلی

16:18.960 --> 16:21.750
‫درایم همش اون‌شکلی بود،
‫پس فکرشو نکردم،

16:21.750 --> 16:24.790
‫اما همه معمولا از اژدهایان می‌ترسن، نه؟

16:25.040 --> 16:27.750
‫فقط به‌خاطر قدرتی که دارن هم نیست.

16:27.750 --> 16:30.130
‫دانش و خِردشون هم خیلی بالاست.

16:31.540 --> 16:32.830
‫پس در این‌صورت...

16:36.420 --> 16:37.920
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

16:37.920 --> 16:39.170
‫نه اصلاً...

16:40.170 --> 16:43.210
‫از الان بنده قراره مسئول معاملات باشم،

16:43.210 --> 16:45.170
‫لاستیسمون هستم.

16:45.170 --> 16:47.790
‫ن‍ ـ نگو که تو دختر اون اژدهایی...

16:47.790 --> 16:50.420
‫بله! می‌تونید لاستی صدام بزنید.

16:50.670 --> 16:53.500
‫امروز برای درخواست چیزی به اینجا اومدید؟

16:53.500 --> 16:58.130
‫ب‍ ـ بله، می‌خواستم یه‌سری از همون
‫میوه‌های خوش‌رنگِ دفعه قبلی بگیرم...

16:58.130 --> 16:59.670
‫منظورت‌تون پرتقاله؟

16:59.670 --> 17:02.460
‫متأسفانه الان یه‌ذره تعداد کمی ازشون داریم...

17:02.830 --> 17:05.210
‫چطوره به‌جاش بهتون توت‌فرنگی بدم؟

17:05.210 --> 17:06.830
‫رسیده هم هستن‌ها.

17:06.830 --> 17:10.330
‫د ـ در این‌صورت، یه ده جعبه از همونا می‌برم.

17:10.330 --> 17:12.210
‫خیلی ازتون ممنونم!

17:12.210 --> 17:15.830
‫علاقه دارید که یکم هم
‫سیب و گلابی همراه‌شون ببرید؟

17:15.830 --> 17:18.080
‫خرمالو و هندونه هم داریم.

17:18.080 --> 17:20.210
‫چ‍ ـ چشم، اونارم می‌برم.

17:21.210 --> 17:22.710
‫اینم از درخواست‌تون.

17:22.710 --> 17:24.170
‫خیلی ممنون.

17:24.170 --> 17:26.250
‫می‌خواید اونارو شمارش کنید؟

17:26.250 --> 17:27.960
‫احتیاجی بهش نیست!

17:27.960 --> 17:30.330
‫خب پس؛ امیدوارم که
‫دوباره همدیگه رو ببینیم.

17:30.330 --> 17:32.580
‫بنظر دیگه داره قلقش دستش میاد.

17:32.880 --> 17:34.210
‫چی؟!

17:34.210 --> 17:36.830
‫الان دیگه اژدها اونجا دارن؟
‫شوخیت گرفته؟!

17:36.830 --> 17:39.960
‫قدرت نظامی اون روستا
‫هر روز داره بیشتر می‌شه.

17:39.960 --> 17:41.960
‫لازمه که زیرنظر بگیریم‌شون.

17:41.960 --> 17:44.000
‫باید یه جاسوس اونجا بفرستیم؟

17:44.000 --> 17:46.630
‫اگه بفهمن،
‫تو بد دردسری میفتیم‌ها!

17:47.130 --> 17:50.790
‫چاره دیگه‌ای نداریم؛
‫من یه نقشه دارم.

17:51.960 --> 17:53.170
‫عذر می‌خوام.

17:53.710 --> 17:55.750
‫شما صدام زدید، پدر؟

17:55.750 --> 17:56.750
‫آره.

17:56.750 --> 17:59.250
‫فلورم، یه‌لحظه اونجا بشین.

18:00.960 --> 18:02.130
‫که اینطور.

18:02.500 --> 18:05.420
‫پس قراره که اون
‫روستا رو بازرسی کنم، درسته؟

18:05.420 --> 18:08.750
‫آره؛ مخصوصاً قدرت نظامی‌شون رو.

18:08.750 --> 18:11.670
‫اما، نباید کار عجولانه‌ای بکنی.

18:11.670 --> 18:14.750
‫باید به ایمنی‌ت بیشتر از
‫هرچیز دیگه‌ای اهمیت بدی.

18:14.960 --> 18:16.040
‫متوجه شدم.

18:16.330 --> 18:19.540
‫اما بالأخره من دختر شما هستم؛

18:19.540 --> 18:21.830
‫به قابلیت‌های جادوییم مطمئنم.

18:21.830 --> 18:23.420
‫لازم نیست نگران باشید.

18:30.710 --> 18:33.920
‫با یه نگاه، بنظر فقط
‫یه روستای معمولی میاد، اما...

18:34.210 --> 18:36.670
‫بین این‌همه هیولای وحشتناک

18:36.670 --> 18:39.540
‫چطور تونستن همچین
‫روستایی رو گسترش بدن؟

18:39.920 --> 18:42.170
‫به روستای درخت بزرگ خوش اومدید.

18:42.170 --> 18:45.170
‫من سرپرست روابط سیاسی، لاستیسمون هستم.

18:45.170 --> 18:47.210
‫ا ـ از دیدنتون خوشوقتم.

18:47.210 --> 18:49.880
‫برای یه‌مدت قراره تو این روستا بمونی، نه؟

18:49.880 --> 18:51.750
‫از بیزل-سان شنیدم.

18:51.750 --> 18:53.420
‫می‌تونی لاستی صدام کنی.

18:53.420 --> 18:55.670
‫مگه لاستیسمون...

18:55.670 --> 18:59.290
‫همون اژدهای معروفی که
‫همه ازش ترس دارن نیست؟

18:59.670 --> 19:02.170
‫باورم نمی‌شه همچین
‫فرد قدرتمندی رو انقدر زود ببینم.

19:03.670 --> 19:05.000
‫چیزی شده؟

19:05.000 --> 19:06.580
‫اطراف روستا رو بهت نشون می‌دم.

19:06.580 --> 19:07.790
‫چ‍ ـ چشم!

19:08.290 --> 19:10.710
‫و اینجا باغ انگورمونه.

19:10.710 --> 19:13.540
‫می‌تونیم با اینا کلی
‫شراب خوشمزه درست کنیم.

19:13.540 --> 19:15.130
‫پدرم گفته که شراب اینجا
‫بین تمام منطقه‌ها از همه خوشمزه‌تره.

19:15.130 --> 19:17.380
‫پدرم گفته که شراب اینجا
‫بین تمام منطقه‌ها از همه خوشمزه‌تره.

19:15.130 --> 19:17.380
‫اینجا فقط مثل یه باغ معمولی میاد.

19:17.380 --> 19:17.710
‫اینجا فقط مثل یه باغ معمولی میاد.

19:18.080 --> 19:19.080
‫کاو!

19:19.080 --> 19:19.710
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

19:19.710 --> 19:21.250
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

19:19.710 --> 19:21.250
‫کاو! کاو!

19:21.250 --> 19:22.210
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

19:22.210 --> 19:23.500
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

19:22.210 --> 19:23.500
‫کاو!

19:23.500 --> 19:23.920
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

19:23.920 --> 19:26.630
‫و اینکه، پدرم بهم اینم گفت که...

19:27.750 --> 19:29.460
‫ببخشید که حرف‌تونو قطع می‌کنم.

19:29.460 --> 19:31.670
‫پیام‌رسان روستای هاولینگ شناسایی شده.

19:31.670 --> 19:33.710
‫اوه، که اینطور!

19:33.710 --> 19:36.920
‫شرمنده، باید برم به یه‌کاری برسم.

19:36.920 --> 19:38.630
‫اصلاً خودتو نگران نکن.

19:38.630 --> 19:40.130
‫یکم اطرافو می‌چرخم.

19:40.130 --> 19:41.710
‫خب، پس بعداً‌ می‌بینمت.

19:42.880 --> 19:44.500
‫این داره خوب پیش می‌ره.

19:44.500 --> 19:47.750
‫حالا فرصت دارم که
‫قدرت نظامی‌شونو بررسی کنم.

19:50.790 --> 19:52.670
‫اونا لیزاردمنن.

19:53.040 --> 19:55.250
‫نیمه‌حیوان و اوگر؛

19:55.250 --> 19:57.040
‫حتی دورف هم دارن؟

19:57.420 --> 19:59.710
‫ممکنه مقابله باهاشون یکم سخت باشه،

19:59.710 --> 20:02.710
‫اما با قدرت نظامی‌مون
‫ممکنه بتونیم یه‌کاریش کنیم.

20:03.540 --> 20:05.630
‫اینجا باید مقر اصلی باشه.

20:05.630 --> 20:07.790
‫پرنسس خون‌آشام،

20:06.500 --> 20:08.790
‫اینطوری به‌قدر کافی قدرت نداره.

20:07.790 --> 20:10.500
‫شنیده بودم از دست
‫اشراف‌زاده‌ها داره فرار می‌کنه،

20:10.000 --> 20:12.330
‫خیلی‌خب، پس بیا دوبرابر بیشتر بریزیم.

20:10.500 --> 20:12.330
‫توی همچین جایی چیکار می‌کنه؟

20:12.920 --> 20:16.130
‫اخیراً به دفاع‌های هوایی ما
‫توی این منطقه خیلی بی‌توجهی شده.

20:13.710 --> 20:15.630
‫فرشته نابودی، تیا.

20:16.330 --> 20:19.040
‫چرا توی اون و لولوسی توی یه روستائن؟

20:16.790 --> 20:19.040
‫بیاید مطمئن بشیم نهایت تلاش‌مونو می‌کنیم.

20:19.040 --> 20:22.210
‫امنیت این روستا توی دستان ماست.

20:20.130 --> 20:25.080
‫اگه اشتباه نکنم، به اونا
‫لقب سه فرشته قاتل رو دادن.

20:22.210 --> 20:23.380
‫بله.

20:25.790 --> 20:28.380
‫اینجا حتی های‌الف هم دارن؟

20:27.960 --> 20:29.630
‫بنظر خواب‌آلود میای.

20:28.380 --> 20:30.540
‫شنیدم که اونا آدم‌خوارهایی هستن که

20:29.630 --> 20:30.830
‫صبح بخیر.

20:30.540 --> 20:33.790
‫پسرهای جوون رو
‫شکار می‌کنن و می‌دزدن‌شون.

20:31.460 --> 20:32.580
‫صبح بخیر.

20:33.790 --> 20:35.210
‫با پنج‌تاشون که اینجان

20:35.210 --> 20:37.170
‫همینطوری قدرت نظامی‌مون کم میاره.

20:37.790 --> 20:39.000
‫چطور ممکنه؟!

20:39.000 --> 20:41.170
‫حتی گرگ جهنمی و
‫عنکبوت شیطانی هم دارن!

20:41.170 --> 20:43.000
‫و یه دسته هم تشکیل دادن!

20:43.960 --> 20:50.420
‫تا الان، به خودم می‌بالیدم که یکی از
‫بهترین کاربرای جادو تو قلمرو شیطانی‌م، اما...

20:50.420 --> 20:52.960
‫الان حس می‌کنم اعتماد بنفس‌مو از دست دادم.

20:55.420 --> 20:57.630
‫برای فرماندهی همچین ارتش قدرتمندی،

20:57.630 --> 21:01.830
‫منطقی بود که کسی مثل لاستیسمون رهبرش باشه،

21:01.830 --> 21:07.250
‫اما کسی حتی بالاتر از اون ملقب به
‫شهردار هست که به همه‌چیز حکمرانی می‌کنه.

21:08.170 --> 21:11.420
‫واقعاً با چه‌جور هیولای
‫وحشتناکی سر و کله می‌زنم؟

21:13.290 --> 21:14.290
‫ها؟

21:14.670 --> 21:16.210
‫فقط یه انسانه؟

21:16.630 --> 21:19.170
‫چرا یه انسان تو همچین جاییه؟

21:19.500 --> 21:21.500
‫اینجا داری چیکار می‌کنی؟

21:21.710 --> 21:23.460
‫نکنه شاید گم شده باشی؟

21:23.460 --> 21:25.500
‫نمی‌خواد نگرانم باشید!

21:25.500 --> 21:29.040
‫نیازی ندارم که یه انسان ضعیف نگرانم باشه.

21:30.960 --> 21:32.960
‫چی؟ اون الان شهردار بود؟!

21:32.960 --> 21:35.750
‫آره؛ اون شهردارمونه.

21:35.960 --> 21:38.210
‫اما مگه فقط یه انسان معمولی نیست؟

21:38.210 --> 21:41.210
‫اون انسانیه که تونست مامانمو شکست بده.

21:41.460 --> 21:42.710
‫امکان نداره!

21:42.710 --> 21:44.170
‫بهش سلام کردی؟

21:44.420 --> 21:48.040
‫سلام که هیچی،
‫حتی باهاش بی‌ادب هم بودم...

21:49.460 --> 21:50.710
‫خیلی‌خب.

21:54.960 --> 21:57.790
‫فهمیدم که اون دخترِ بیزل-سان بوده.

21:58.080 --> 22:00.000
‫انگار یه‌مدت قراره اینجا بمونه.

22:00.670 --> 22:02.130
‫بذار کمکت کنم.

22:01.460 --> 22:04.000
‫بنظر داره با لاستی جور می‌شه.

22:04.000 --> 22:05.500
‫این چیز خوبیه، اما...

22:05.710 --> 22:07.750
‫صبح‌تون بخیر، شهردار!

22:07.750 --> 22:09.290
‫ص‍ ـ صبح بخیر.

22:09.290 --> 22:11.330
‫امیدوارم روز دلپذیری داشته باشید!

22:11.630 --> 22:14.830
‫...به دلایلی
‫یه‌مدت این‌شکلی رفتار کرد.

22:16.000 --> 22:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:30.180 --> 22:38.930
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

22:39.270 --> 22:47.850
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

22:47.850 --> 22:52.640
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

22:52.640 --> 22:57.060
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

22:57.060 --> 23:06.680
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

23:08.020 --> 23:13.020
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

23:13.020 --> 23:17.560
‫چون تو در کنار منی

23:17.560 --> 23:22.140
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

23:22.390 --> 23:26.930
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

23:26.930 --> 23:34.100
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

23:45.960 --> 23:50.940
‫دفعه بعدی

23:46.370 --> 23:50.940
‫قسمت نهم

23:46.370 --> 23:50.940
‫تاجر و اژدها
