1
00:00:01,790 --> 00:00:03,380
‫از دیدن‌تون خوشوقتم!

2
00:00:05,290 --> 00:00:07,960
‫نیمه‌حیوان‌های روستای هاولینگ به اینجا اومدن.

3
00:00:08,380 --> 00:00:11,170
‫اگه چیزی نیاز داشتید، با مدیر اماکن،
‫لامولیاس حرف بزنید.

4
00:00:11,170 --> 00:00:12,920
‫در خدمت‌تون هستم.

5
00:00:13,290 --> 00:00:14,380
‫چشم!

6
00:00:14,380 --> 00:00:16,630
‫خب، نیاز نیست انقدر رسمی باشید...

7
00:00:17,790 --> 00:00:19,630
‫ظاهراً همه اونا

8
00:00:19,630 --> 00:00:23,040
‫فکر می‌کردن وقتی میان اینجا
‫قراره باهاشون بدرفتاری بشه.

9
00:00:23,790 --> 00:00:26,130
‫طبیعتاً، ما همچین قصدی نداریم.

10
00:00:26,920 --> 00:00:30,630
‫بنظر میاد مشکل خاصی برای
‫ساکنین جدید وجود نداره، ولی...

11
00:00:30,880 --> 00:00:31,790
‫ولی؟

12
00:00:33,460 --> 00:00:35,080
‫زیاد بی‌هوش می‌شن.

13
00:00:35,080 --> 00:00:37,630
‫خب، فقط باید به همه‌چیز اینجا عادت کنن.

14
00:00:38,000 --> 00:00:46,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

15
00:00:49,850 --> 00:00:57,270
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

16
00:00:57,270 --> 00:01:03,980
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

17
00:01:04,180 --> 00:01:11,600
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

18
00:01:11,600 --> 00:01:14,430
‫ما ادامه می‌دیم

19
00:01:14,430 --> 00:01:21,180
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

20
00:01:21,480 --> 00:01:25,060
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

21
00:01:25,060 --> 00:01:28,350
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

22
00:01:28,350 --> 00:01:32,390
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

23
00:01:32,390 --> 00:01:36,480
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

24
00:01:36,480 --> 00:01:39,980
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

25
00:01:39,980 --> 00:01:43,270
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

26
00:01:43,270 --> 00:01:47,480
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

27
00:01:47,480 --> 00:01:53,350
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

28
00:02:11,080 --> 00:02:11,960
‫وایسا!

29
00:02:11,960 --> 00:02:12,920
‫زودباش!

30
00:02:19,250 --> 00:02:21,960
‫خدایا، موقع بازی بیشتر مراقب باشید.

31
00:02:22,290 --> 00:02:24,250
‫سنا، تو هم می‌تونی از جادو استفاده کنی؟

32
00:02:24,250 --> 00:02:25,750
‫بله، می‌تونم.

33
00:02:26,080 --> 00:02:29,630
‫یعنی... تنها کسی که اینجا
‫نمی‌تونه جادو استفاده کنه منم؟

34
00:02:29,630 --> 00:02:33,330
‫خب، تمام فرشته‌ها می‌تونن از جادو استفاده کنن...

35
00:02:34,540 --> 00:02:35,540
‫بله.

36
00:02:35,540 --> 00:02:37,630
‫تمام های‌الف‌ها می‌تونن جادو استفاده کنن.

37
00:02:39,250 --> 00:02:42,920
‫اوگرها می‌تونن به طور رایج
‫از جادوی آتش و آب استفاده کنن.

38
00:02:43,290 --> 00:02:45,580
‫ما توی جادو آب خوب هستیم.

39
00:02:50,540 --> 00:02:52,420
‫حتی زنبورها هم بلدن؟

40
00:02:57,630 --> 00:02:59,130
‫نگران نباشید!

41
00:02:59,130 --> 00:03:01,130
‫فقط شما نیستید که نمی‌تونه جادو بزنه!

42
00:03:01,380 --> 00:03:03,130
‫بیا باهمدیگه تمرین کنیم.

43
00:03:03,130 --> 00:03:04,710
‫آره؛ درست می‌گی.

44
00:03:04,710 --> 00:03:07,080
‫یه حسی می‌گه این بچه‌ها هم ازم جلو می‌زنن.

45
00:03:07,500 --> 00:03:10,500
‫اوه خب، آرزوی محال فایده نداره.

46
00:03:10,500 --> 00:03:12,790
‫فقط الان رو کاری که می‌تونم تمرکز می‌کنم.

47
00:03:15,960 --> 00:03:17,670
‫اون چی بود؟ زمین‌لرزه؟

48
00:03:18,750 --> 00:03:19,630
‫شهردار!

49
00:03:20,290 --> 00:03:23,670
‫تو بخش شمالی جنگل، یه خرس چنگک‌دار
‫و یه افعی خونین دارن باهم می‌جنگن!

50
00:03:23,670 --> 00:03:25,500
‫خرس و افعی؟

51
00:03:25,790 --> 00:03:27,830
‫یه خرس و یه مار؟

52
00:03:30,710 --> 00:03:33,790
‫فقط جنگیدن‌شون باعث می‌شه زمین انقدر بلرزه؟

53
00:03:34,040 --> 00:03:35,130
‫چیکار کنیم؟

54
00:03:35,130 --> 00:03:38,130
‫همم... یه خرس و یه مار؟

55
00:03:38,330 --> 00:03:40,880
‫اگه ادامه پیدا کنه، ممکنه برای روستا مشکل بشه.

56
00:03:40,880 --> 00:03:44,130
‫اما خطرناکه که بدون نقشه دخالت کنیم.

57
00:03:44,330 --> 00:03:45,750
‫درسته.

58
00:03:45,750 --> 00:03:47,170
‫فکر می‌کنی...

59
00:03:47,420 --> 00:03:48,960
‫می‌شه خوردشون؟

60
00:03:51,540 --> 00:03:56,040
‫خب، شنیده بودم بعضی وقتا
‫شکارچی‌ها گوشت خرس می‌خورن.

61
00:03:56,040 --> 00:03:58,460
‫همیشه می‌خواستم ببینم چه مزه‌ای دارن.

62
00:03:58,460 --> 00:03:59,540
‫بله...

63
00:04:00,540 --> 00:04:01,710
‫اونجان!

64
00:04:06,080 --> 00:04:08,290
‫اوه، چه بزرگن.

65
00:04:09,460 --> 00:04:10,920
‫باید برگردیم کمک بیاریم!

66
00:04:10,920 --> 00:04:13,330
‫نه؛ فقط سریع منو بذار پایین.

67
00:04:14,790 --> 00:04:16,000
‫متوجه شدم.

68
00:04:23,080 --> 00:04:25,000
‫چند وقته از این گنده‌ها نگرفته بودم.

69
00:04:25,000 --> 00:04:27,250
‫یک... دو...

70
00:04:27,250 --> 00:04:28,250
‫چی شده؟

71
00:04:28,250 --> 00:04:31,630
‫تو می‌تونی با یه حمله اون هیولا رو شکست بدی؟

72
00:04:31,630 --> 00:04:32,710
‫غیرممکنه.

73
00:04:32,710 --> 00:04:35,630
‫آره... شهردار معرکه‌ست.

74
00:04:36,920 --> 00:04:39,880
‫از نزدیک که نگاه می‌کنم، خیلی بزرگه.

75
00:04:40,080 --> 00:04:43,960
‫در صورتی که بشه پختشون،
‫قصد دارید چی درست کنید؟

76
00:04:44,670 --> 00:04:46,000
‫یه فکری دارم.

77
00:04:48,330 --> 00:04:51,170
‫یکم این برگ و ادویه‌ها رو اضافه می‌کنم.

78
00:04:51,170 --> 00:04:53,170
‫حالا می‌ذاریم با شراب بجوشه.

79
00:04:53,170 --> 00:04:54,920
‫شراب با ارزش‌مون؟!

80
00:04:54,920 --> 00:04:57,290
‫اشکال نداره؛ این‌جور آشپزی عادیه.

81
00:04:57,420 --> 00:05:02,140
‫m -298 -65 l 299 -64 299 2 -296 -3

82
00:04:57,420 --> 00:05:02,140
‫خرس چنگک‌دار جوشانده‌شده در شراب

83
00:04:58,210 --> 00:05:01,670
‫و اینم از این،
‫خرس چنگک‌دار جوشیده در شراب.

84
00:05:05,540 --> 00:05:07,420
‫خیلی بو بدی داره.

85
00:05:07,420 --> 00:05:09,250
‫شراب با ارزش‌مون...

86
00:05:09,250 --> 00:05:11,080
‫گفتم این چیزا عادیه.

87
00:05:11,170 --> 00:05:15,670
‫m -301 -69 l 290 -66 289 0 -301 -3

88
00:05:11,170 --> 00:05:15,670
‫افعی خونین سوخاری شده

89
00:05:12,170 --> 00:05:14,130
‫و اینم از افعی خونین.

90
00:05:14,130 --> 00:05:15,670
‫سعی کردم سوخاری‌ش کنم.

91
00:05:18,920 --> 00:05:20,750
‫مزه مرغ سوخاری می‌ده!

92
00:05:20,750 --> 00:05:22,210
‫عالیه!

93
00:05:22,210 --> 00:05:24,000
‫خیلی با انتظارم فرق داره.

94
00:05:25,460 --> 00:05:27,380
‫خیلی شبیه سینه مرغه.

95
00:05:27,380 --> 00:05:31,080
‫که یعنی بشقابم یه چیزی اون گوشه کم داره.

96
00:05:31,200 --> 00:05:33,170
‫m -173 -55 l 168 -58 170 -5 -170 -9

97
00:05:31,200 --> 00:05:33,170
‫آزمایشگاه فلورا

98
00:05:32,290 --> 00:05:35,210
‫خب، چی باعث شد اینجا بیاید؟

99
00:05:35,210 --> 00:05:38,500
‫می‌خواستم ببینم چیزی داری تا
‫برای عامل ضدباکتری عمل کنه؟

100
00:05:38,500 --> 00:05:39,960
‫ضدباکتری؟

101
00:05:39,960 --> 00:05:43,880
‫آره؛ یه دستورپخت جدید دارم
‫که می‌خوام امتحان کنم.

102
00:05:44,580 --> 00:05:48,380
‫دارویی داری که بتونه
‫میکروب‌های مضر رو نابود کنن؟

103
00:05:48,380 --> 00:05:49,710
‫میکروب!

104
00:05:49,710 --> 00:05:51,830
‫همون چیزایی‌ن که راجب‌شون حرف زدی، نه؟

105
00:05:51,830 --> 00:05:53,460
‫آره، همونا.

106
00:05:53,710 --> 00:05:56,000
‫چیزی که شکم‌درد و مریضی رو درمان کنه.

107
00:05:56,000 --> 00:05:57,000
‫که اینطور.

108
00:05:57,000 --> 00:05:58,630
‫بسپاریدش به خودم!

109
00:05:58,880 --> 00:06:00,920
‫آه، این یکی چطوره؟

110
00:06:01,670 --> 00:06:04,500
‫یه‌ذرش می‌تونه هرچیزی رو
‫تا اون سر کوهستان منفجر کنه.

111
00:06:04,500 --> 00:06:06,710
‫چیز ملایم‌تری نداری؟

112
00:06:07,040 --> 00:06:08,540
‫پس این چطوره؟

113
00:06:08,880 --> 00:06:11,170
‫ازش می‌شه روی غذاها هم استفاده کرد.

114
00:06:11,170 --> 00:06:12,830
‫آره، این خوبه.

115
00:06:12,830 --> 00:06:13,790
‫ممنون.

116
00:06:14,130 --> 00:06:15,130
‫چیزی نبود.

117
00:06:15,130 --> 00:06:17,710
‫راستی، ساخت میسو داره چطور پیش می‌ره؟

118
00:06:18,420 --> 00:06:21,000
‫راستش، خیلی خوب پیش نمی‌ره.

119
00:06:21,000 --> 00:06:23,670
‫درست کاری که گفتید رو انجام دادم،

120
00:06:23,670 --> 00:06:27,250
‫اما مهم نبود چقدر صبر کنم،
‫اصلاً شروع به تخمیر نمی‌کرد.

121
00:06:31,170 --> 00:06:33,880
‫سه‌بار مجبور شدم
‫کلبه‌م رو بازسازی کنم.

122
00:06:33,880 --> 00:06:35,540
‫نباید اینطوری می‌شد.

123
00:06:35,880 --> 00:06:38,210
‫خب، بیا یه‌بار دیگه امتحان کنیم.

124
00:06:38,210 --> 00:06:39,670
‫جدی می‌گید؟!

125
00:06:40,250 --> 00:06:42,330
‫مواد منفجره رو به حداقل می‌رسونم!

126
00:06:42,330 --> 00:06:43,960
‫لطفاً کلاً استفاده نکن.

127
00:06:49,670 --> 00:06:51,580
‫خب، بنظر خوب میاد.

128
00:06:53,880 --> 00:06:56,670
‫اول، تخم‌مرغ رو هم می‌زنیم.

129
00:06:57,040 --> 00:06:59,420
‫بعد نمک و سرکه اضافه می‌کنیم.

130
00:06:59,880 --> 00:07:01,880
‫راستی، این سرکه از سیب درست شده.

131
00:07:01,880 --> 00:07:03,880
‫اونم خودش مخمره، درسته؟

132
00:07:04,170 --> 00:07:07,630
‫بعد درحالی که آروم هم می‌زنیم
‫روغن اضافه می‌کنیم.

133
00:07:07,830 --> 00:07:09,580
‫و حالا مایونز داریم.

134
00:07:11,130 --> 00:07:13,750
‫حالا دقیقاً شبیه اینه که مرغ سوخاری داریم!

135
00:07:14,250 --> 00:07:17,500
‫این رو می‌شه تنهایی هم خورد!

136
00:07:17,960 --> 00:07:20,130
‫برای سلامتیت بده، لطفاً اینکارو نکن.

137
00:07:20,540 --> 00:07:22,960
‫حالا، می‌‌رسیم به درست کردن میسو.

138
00:07:23,500 --> 00:07:26,670
‫اول سویاهای خیس‌خورده رو می‌جوشونیم.

139
00:07:26,670 --> 00:07:28,170
‫بعد له‌شون می‌کنیم.

140
00:07:32,670 --> 00:07:34,750
‫کپک، کپک، کپک، کپک!

141
00:07:34,750 --> 00:07:36,830
‫کپک، کپک، کپک...

142
00:07:35,080 --> 00:07:37,790
‫برای کپک‌زدن کوجی از ابزار مطلق استفاده کردم.

143
00:07:36,830 --> 00:07:38,630
‫نیاز نیست بنویسیش.

144
00:07:38,960 --> 00:07:41,540
‫کوجی رو با نمک ترکیب و
‫به شکل توپ کردیمش.

145
00:07:43,210 --> 00:07:45,210
‫حالا توی بشکه می‌ذاریمش.

146
00:07:45,670 --> 00:07:46,790
‫که اینطور.

147
00:07:47,210 --> 00:07:50,040
‫برای من چون کپک، کپک، کپک
‫نگفتم کار نکرد، درسته؟

148
00:07:50,040 --> 00:07:52,500
‫نه، خب... شاید.

149
00:07:53,420 --> 00:07:55,790
‫حالا می‌ذاریم تو زیرزمین جا بیفته.

150
00:07:55,790 --> 00:07:58,500
‫چند ماهی طول می‌کشه،
‫باید صبور باشیم.

151
00:07:58,500 --> 00:08:00,040
‫چقدر طولانی!

152
00:08:00,250 --> 00:08:01,210
‫آره.

153
00:08:01,210 --> 00:08:04,040
‫اما اون زمان طعمش رو حتی بهتر می‌کنه.

154
00:08:04,040 --> 00:08:06,630
‫درست مثل تحقیقات، به پشتکار نیاز داره، نه؟

155
00:08:06,630 --> 00:08:07,460
‫آره.

156
00:08:07,460 --> 00:08:09,080
‫آه، پس اینجایید.

157
00:08:09,080 --> 00:08:10,580
‫مهمون داریم.

158
00:08:11,170 --> 00:08:12,170
‫مهمون؟

159
00:08:13,670 --> 00:08:17,750
‫مهمون‌ها که توسط کسی به اسم دونووان
‫رهبری می‌شدن، گروهی از دورف‌ها بودن.

160
00:08:17,920 --> 00:08:19,630
‫کهن/پیر

161
00:08:17,920 --> 00:08:19,630
‫ما اِلدر دورف هستیم.

162
00:08:19,630 --> 00:08:21,330
‫فرقشون چیه؟

163
00:08:21,330 --> 00:08:23,920
‫شنیدیم این روستا الکل باکیفیتی داره،

164
00:08:23,920 --> 00:08:25,960
‫لطفاً باهامون به اشتراک بذاریدش.

165
00:08:26,170 --> 00:08:27,630
‫منظورتون شراب‌مونه؟

166
00:08:27,630 --> 00:08:29,080
‫مشکلی برای اشتراک ندارم...

167
00:08:29,080 --> 00:08:32,000
‫شهردار؛ نمی‌تونیم رایگان بدیمش.

168
00:08:32,000 --> 00:08:32,830
‫ها؟

169
00:08:32,830 --> 00:08:35,670
‫راست می‌گه؛ شراب ما خیلی ارزشمنده.

170
00:08:35,670 --> 00:08:37,960
‫بله، اما مهمون‌مون هستن...

171
00:08:37,960 --> 00:08:40,290
‫ببخشید، اما ما پولی نداریم.

172
00:08:40,290 --> 00:08:42,880
‫اما، تکنولوژی داریم.

173
00:08:43,130 --> 00:08:44,170
‫تکنولوژی؟

174
00:08:44,170 --> 00:08:45,250
‫درسته.

175
00:08:45,250 --> 00:08:48,000
‫ما زندگی‌مون رو صرف
‫یادگیری ساخت الکل کردیم،

176
00:08:48,000 --> 00:08:50,250
‫و راه زیادی رو تا اینجا اومدیم.

177
00:08:50,250 --> 00:08:53,250
‫شما محصولات خیلی خوبی تو این روستا دارید.

178
00:08:53,250 --> 00:08:56,250
‫ما کمک می‌کنیم تا به یه الکل خوب
‫تبدیل‌شون کنید.

179
00:08:56,250 --> 00:08:59,210
‫چطوره؟ می‌خوای یکم ازش بنوشی؟

180
00:09:02,380 --> 00:09:05,920
‫سریعاً دونووان و افرادش
‫به ساخت الکل مشغول شدن.

181
00:09:07,130 --> 00:09:10,750
‫تقطیر... یادم میاد تو کلاس علوم
‫از این کارا می‌کردم.

182
00:09:13,000 --> 00:09:15,080
‫بفرما. ویسکی ذرته.

183
00:09:15,460 --> 00:09:17,130
‫چقدر شفافه.

184
00:09:17,130 --> 00:09:20,250
‫وقتی تو بشکه جا بیفته رنگ می‌گیره.

185
00:09:20,250 --> 00:09:21,460
‫که اینطور.

186
00:09:23,540 --> 00:09:25,290
‫چقدر قویه!

187
00:09:26,500 --> 00:09:29,250
‫انگاری ظرفیت شهردار برای الکل کمه‌ها.

188
00:09:29,250 --> 00:09:33,290
‫آخرسر دونووان و افرادش به عنوان
‫آبجوساز در روستامون کار کردن.

189
00:09:34,830 --> 00:09:36,830
‫حالا که الکل جدید گرفتیم،

190
00:09:36,830 --> 00:09:39,790
‫باید برای نیمه‌حیوان‌ها و دورف‌ها
‫جشن خوش‌آمدگویی بگیریم.

191
00:09:39,960 --> 00:09:41,460
‫همگی بنوشید!

192
00:09:46,080 --> 00:09:50,420
‫واقعاً می‌شه زمان خوردن
‫این الکل، عطرش رو مزه کرد.

193
00:09:50,420 --> 00:09:52,790
‫واقعاً از این مایونز خوشم اومد.

194
00:09:53,670 --> 00:09:55,790
‫ترکیبش با مشروب حرف نداره.

195
00:09:55,790 --> 00:09:58,000
‫بیاید کل شب الکل بخوریم!

196
00:09:58,250 --> 00:09:59,790
‫دوباره قایمکی اومد...

197
00:09:59,790 --> 00:10:03,710
‫با اومدنش مشکلی ندارم،
‫اما همیشه زیادی می‌خوره.

198
00:10:03,710 --> 00:10:08,130
‫خیلی‌خب! وقتشه تا تکنیک‌های
‫ویژه‌م رو به رخ‌تون بکشم!

199
00:10:11,130 --> 00:10:13,170
‫شهردار، بابت همه‌چیز ممنون.

200
00:10:13,170 --> 00:10:16,000
‫از اینکه هممون رو قبول کردی ممنونم.

201
00:10:16,000 --> 00:10:18,790
‫نه بابا؛ همه از اینکه اینجایید خوشحالیم.

202
00:10:19,380 --> 00:10:22,420
‫آره، خیلی‌ها تو این روستا عاشق خوردن الکلن.

203
00:10:23,580 --> 00:10:28,540
‫راستی، بالأخره تونستم چندتا
‫مرد بزرگسال رو وارد روستا کنم.

204
00:10:29,290 --> 00:10:30,790
‫به هرحال، دونووان.

205
00:10:30,790 --> 00:10:33,210
‫دلیل خاصی نداره، اما...

206
00:10:34,000 --> 00:10:35,830
‫دختری هست که چشم‌تون رو بگیره؟

207
00:10:35,830 --> 00:10:38,540
‫یا با خودتون بگید "وای، چقدر خوشگله"؟

208
00:10:39,880 --> 00:10:42,040
‫خب اینجا همه خوش‌قیافه‌ن،

209
00:10:42,040 --> 00:10:46,250
‫اما می‌دونی، فکر می‌کنم اونا
‫زیادی برای من جوونن...

210
00:10:46,250 --> 00:10:50,080
‫اگه حداقل نتونن یه ریش در بیارن،
‫بدرد من نمی‌خورن.

211
00:10:51,000 --> 00:10:52,500
‫ر ـ ریش؟

212
00:10:52,500 --> 00:10:55,380
‫ای بابا، چرا مجبورم می‌کنی بلند بگمش...

213
00:10:55,380 --> 00:10:57,290
‫اختلاف فرهنگی بیداد می‌کنه.

214
00:10:58,830 --> 00:10:59,670
‫مزرعه‌داری...

215
00:10:59,670 --> 00:11:00,710
‫دررر...

216
00:11:00,710 --> 00:11:01,790
‫دنیای دیگر.

217
00:11:15,420 --> 00:11:17,040
‫نگو که یه وایورن دیگه اومده؟

218
00:11:17,250 --> 00:11:18,670
‫نه، یه اژدها؟

219
00:11:19,130 --> 00:11:21,080
‫مستقیم داره میاد سمت ما،

220
00:11:21,080 --> 00:11:22,920
‫و بنظر دوستانه نمیاد.

221
00:11:22,920 --> 00:11:26,080
‫باید تا این یکی به روستا آسیب نزده
‫کارشو تموم کنم.

222
00:11:30,130 --> 00:11:31,000
‫چی؟

223
00:11:31,290 --> 00:11:33,250
‫اون... درایم‌ـه؟!

224
00:11:33,420 --> 00:11:34,880
‫باهم می‌جنگن؟

225
00:11:34,880 --> 00:11:37,080
‫اما الان فقط به همدیگه نگاه می‌کنن.

226
00:11:39,380 --> 00:11:40,580
‫یکی دیگه؟!

227
00:11:42,000 --> 00:11:43,500
‫اون‌یکی خطرناکه!

228
00:11:43,520 --> 00:11:47,520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

229
00:11:48,130 --> 00:11:49,330
‫خطا زدم...؟

230
00:11:51,130 --> 00:11:52,460
‫اما بعدی خطا نمی‌ره!

231
00:11:52,790 --> 00:11:54,250
‫لطفاً صبر کنید!

232
00:11:54,250 --> 00:11:56,500
‫اونا دشمن نیست!

233
00:11:59,380 --> 00:12:01,920
‫بخاطر آشفتگی خیلی عذر می‌خوام.

234
00:12:02,250 --> 00:12:06,000
‫این دو، همسر اربابم و دخترشون هستن.

235
00:12:06,380 --> 00:12:08,330
‫لاستیسمون هستم.

236
00:12:08,330 --> 00:12:10,460
‫گرافالون هستم.

237
00:12:10,790 --> 00:12:13,250
‫خ‍ ـ خوشوقتم؛ ماچیو هیراکو هستم.

238
00:12:13,710 --> 00:12:16,080
‫چرا همسر و دخترتون اینجان؟

239
00:12:16,080 --> 00:12:17,960
‫خب، راستش...

240
00:12:17,960 --> 00:12:21,920
‫ظاهراً، درایم برای اومدن به روستا
‫مدام قایمکی فرار می‌کرده

241
00:12:21,920 --> 00:12:24,420
‫و این باعث مشکوک بودنش شده.

242
00:12:25,210 --> 00:12:29,170
‫آخه وقتی هرشب قایمکی می‌رفت
‫باید چه فکری می‌کردیم؟

243
00:12:29,420 --> 00:12:32,250
‫اگه معلوم می‌شد داره
‫کاریو می‌کنه که نباید بکنه...

244
00:12:34,630 --> 00:12:37,080
‫عجب تهمت مسخره‌ای.

245
00:12:37,080 --> 00:12:40,330
‫اما همیشه داشتی با
‫چیزمیزهای خزانه می‌رفتی!

246
00:12:40,330 --> 00:12:42,290
‫و هربار تا صبح برنمی‌گشتی.

247
00:12:42,290 --> 00:12:44,290
‫آه، فهمیدم.

248
00:12:44,290 --> 00:12:46,540
‫همون هدیه‌هایی که هربار میاورد.

249
00:12:46,540 --> 00:12:52,040
‫m -170 -65 l 173 -64 171 -1 -170 -1

250
00:12:46,540 --> 00:12:52,040
‫خانه درایم

251
00:12:47,040 --> 00:12:49,580
‫و منم نگران بودم که مست بخواد برگرده خونه،

252
00:12:49,580 --> 00:12:51,790
‫شاید ساختن یه خونه براش اشتباه بود.

253
00:12:52,290 --> 00:12:55,000
‫اونا همش به‌خاطر روابط سیاسی بوده!

254
00:12:55,000 --> 00:12:56,630
‫برای سیاست و این چیزا، و می‌دونید خب...

255
00:12:56,630 --> 00:12:58,460
‫داره یه چیزی رو قایم می‌کنه.

256
00:12:58,460 --> 00:12:59,330
‫بله.

257
00:12:59,630 --> 00:13:00,830
‫اینطوری...

258
00:13:00,830 --> 00:13:02,330
‫شکّم...

259
00:13:02,330 --> 00:13:04,420
‫کاملاً تأیید می‌شه.

260
00:13:04,420 --> 00:13:05,290
‫ترسناکه.

261
00:13:05,290 --> 00:13:06,830
‫وایسید ببینم!

262
00:13:06,830 --> 00:13:07,830
‫خوب بهش فکر کنید!

263
00:13:07,830 --> 00:13:09,080
‫فکر کردید این مرد...

264
00:13:09,080 --> 00:13:10,580
‫برای انجام این کارا...

265
00:13:10,580 --> 00:13:13,080
‫اصلاً جربزه داره؟!

266
00:13:13,380 --> 00:13:14,750
‫نکته خوبی بود.

267
00:13:14,750 --> 00:13:16,210
‫آه، خداروشکر.

268
00:13:16,210 --> 00:13:17,630
‫همین کافی بود؟

269
00:13:17,790 --> 00:13:19,210
‫امم، ببخشید.

270
00:13:19,210 --> 00:13:22,460
‫با اینکه نمی‌دونستم کی هستید،
‫برای اون کارم شرمنده.

271
00:13:22,460 --> 00:13:25,540
‫نه، نه، نگرانش نباش؛
‫همش تقصیر خودمون بود.

272
00:13:25,540 --> 00:13:28,170
‫آهای، شماها، عذرخواهی کنید!

273
00:13:28,580 --> 00:13:30,080
‫چون فکر کردم پدرم اینجاست

274
00:13:30,080 --> 00:13:32,710
‫و اینکه قصد آتیش‌زدن
‫روستا رو داشتم ببخشید.

275
00:13:32,920 --> 00:13:37,920
‫و من هم از اینکه می‌خواستم مرد گستاخی که
‫به دخترم نیزه پرت کرد رو نابود کنم عذر می‌خوام.

276
00:13:37,920 --> 00:13:38,960
‫ترسناکن!

277
00:13:39,130 --> 00:13:41,830
‫خب، انگاری دیگه همه‌چیز حل و فصل شد.

278
00:13:41,830 --> 00:13:45,630
‫اما عزیزم، تو هنوزم نباید شب‌ها
‫بیرون بری تا اون‌شکلی مست کنی.

279
00:13:45,630 --> 00:13:47,130
‫راجب چی حرف می‌زنی؟!

280
00:13:47,130 --> 00:13:49,790
‫درسته؛ تو بدجوری مست می‌کنی!

281
00:13:49,790 --> 00:13:52,880
‫خب، فقط خوشحالم که باهم کنار میان.

282
00:13:53,500 --> 00:13:55,170
‫باشه، مراقب خودتون باشید.

283
00:13:55,170 --> 00:13:56,170
‫باشه.

284
00:13:58,170 --> 00:14:00,210
‫الان فهمیدی چیکار می‌کردم، نه؟

285
00:14:00,210 --> 00:14:01,210
‫بله.

286
00:14:02,540 --> 00:14:06,630
‫روابط ما با این روستا برای ما بسیار مهمه.

287
00:14:07,000 --> 00:14:11,920
‫با وجود تعداد کمشون، هنوز قدرت لازم
‫برای مقابله با ما رو دارن.

288
00:14:11,920 --> 00:14:15,210
‫تصور نمی‌کردم کسی رو ببینیم
‫که از ما قدرتمندتر باشه.

289
00:14:15,210 --> 00:14:16,380
‫درست می‌گید...

290
00:14:16,670 --> 00:14:20,380
‫شما چون نمی‌تونستید اون ضربه
‫رو دفاع کنید مجبور به جاخالی شدید.

291
00:14:20,750 --> 00:14:22,920
‫حتی اون هم به لطف اون عنکبوت بود.

292
00:14:22,920 --> 00:14:23,830
‫عنکبوت؟

293
00:14:23,830 --> 00:14:26,210
‫بله؛ یکی از دوستان قدیمی‌م.

294
00:14:27,040 --> 00:14:31,630
‫اگه اون موقع نجات پیدا نکرده بودم،
‫شاید الان اینجا نبودم.

295
00:14:32,040 --> 00:14:32,880
‫لاستی.

296
00:14:32,880 --> 00:14:33,960
‫ب‍ ـ بله؟

297
00:14:33,960 --> 00:14:36,670
‫برات یه کار خیلی مهم دارم.

298
00:14:37,460 --> 00:14:39,670
‫می‌خوام یه مدت تو این روستا زندگی کنی.

299
00:14:40,540 --> 00:14:41,710
‫مادر؟

300
00:14:41,710 --> 00:14:43,290
‫چ‍ ـ چرا حالا انقدر یهویی؟

301
00:14:43,290 --> 00:14:45,210
‫لطفاً شما ساکت باش.

302
00:14:45,210 --> 00:14:46,040
‫چشم.

303
00:14:46,040 --> 00:14:48,420
‫ما نمی‌تونیم این قدرتو نادیده بگیریم.

304
00:14:48,830 --> 00:14:51,040
‫انتظار ندارم که جلوشو بگیری.

305
00:14:51,040 --> 00:14:53,130
‫فقط انتظار داریم در مقابل ما اژدهایان

306
00:14:53,130 --> 00:14:55,580
‫از اون قدرت استفاده نشه.

307
00:14:55,580 --> 00:14:56,790
‫متوجهی چی می‌گم؟

308
00:14:57,290 --> 00:14:59,710
‫بله؛ تلاشمو می‌کنم.

309
00:15:00,000 --> 00:15:01,330
‫دربارش مطمئنی؟

310
00:15:01,330 --> 00:15:06,250
‫بله؛ مطمئنم که این مسیر قراره
‫بهترین نتیجه رو برای لاستی داشته باشه.

311
00:15:06,250 --> 00:15:07,920
‫من همچین احساسی دارم.

312
00:15:08,960 --> 00:15:12,130
‫باشه، مشکلی باهاش ندارم.

313
00:15:12,330 --> 00:15:14,330
‫ازتون خیلی ممنونم!

314
00:15:14,330 --> 00:15:16,960
‫اگه مشکل ندارید،
‫می‌تونید لاستی صدام کنید!

315
00:15:16,960 --> 00:15:18,630
‫حتماً، خوشوقتم.

316
00:15:18,830 --> 00:15:20,960
‫خب، من اینجا باید چیکار کنم؟

317
00:15:20,960 --> 00:15:22,750
‫بذار ببینم...

318
00:15:20,960 --> 00:15:22,750
‫و اینطوری لاستی، بلافاصله
‫کارشو توی روستا شروع کرد.

319
00:15:22,750 --> 00:15:24,710
‫چطوره که تو برداشت کمک‌مون کنی؟

320
00:15:22,750 --> 00:15:24,710
‫و اینطوری لاستی، بلافاصله
‫کارشو توی روستا شروع کرد.

321
00:15:25,540 --> 00:15:27,130
‫همه تلاشمو می‌کنم!

322
00:15:27,540 --> 00:15:29,920
‫ش‍ ـ شما یه اژدها هستید؟

323
00:15:30,420 --> 00:15:31,500
‫اما...

324
00:15:32,670 --> 00:15:33,670
‫ها؟

325
00:15:36,670 --> 00:15:39,380
‫...اژدهایان همینطوری خیلی خارق‌العادن.

326
00:15:39,710 --> 00:15:41,040
‫آروم...

327
00:15:41,210 --> 00:15:42,710
‫آروم...

328
00:15:49,710 --> 00:15:52,880
‫بنظر یکم قراره طول بکشه که به کارش عادت کنه.

329
00:15:55,210 --> 00:15:56,130
‫وایسا!

330
00:15:56,130 --> 00:15:58,080
‫خب حالا دربارش چیکار کنیم؟

331
00:15:58,420 --> 00:16:01,540
‫حالا نمی‌خواد مجبورش کنیم
‫کاری که توش خوب نیستو انجام بده.

332
00:16:02,250 --> 00:16:05,750
‫اما درایم گفت که
‫این اطراف بهش یه‌کاری بدم.

333
00:16:07,250 --> 00:16:08,290
‫چی شده؟

334
00:16:08,290 --> 00:16:11,630
‫از وقتی گرافلون و بقیه اینجا اومدن، اینطوری شدن.

335
00:16:11,920 --> 00:16:15,130
‫گاو و مرغ‌ها هم همه‌شون ترسیدن؛

336
00:16:15,130 --> 00:16:17,290
‫و شیر و تخم‌مرغی هم نتونستیم بگیریم.

337
00:16:17,290 --> 00:16:18,250
‫آه...

338
00:16:18,380 --> 00:16:30,130
‫m -95 -85 l 100 -87 97 16 -97 14

339
00:16:18,380 --> 00:16:30,130
‫اون‌شکلی

340
00:16:18,960 --> 00:16:21,750
‫درایم همش اون‌شکلی بود،
‫پس فکرشو نکردم،

341
00:16:21,750 --> 00:16:24,790
‫اما همه معمولا از اژدهایان می‌ترسن، نه؟

342
00:16:25,040 --> 00:16:27,750
‫فقط به‌خاطر قدرتی که دارن هم نیست.

343
00:16:27,750 --> 00:16:30,130
‫دانش و خِردشون هم خیلی بالاست.

344
00:16:31,540 --> 00:16:32,830
‫پس در این‌صورت...

345
00:16:36,420 --> 00:16:37,920
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

346
00:16:37,920 --> 00:16:39,170
‫نه اصلاً...

347
00:16:40,170 --> 00:16:43,210
‫از الان بنده قراره مسئول معاملات باشم،

348
00:16:43,210 --> 00:16:45,170
‫لاستیسمون هستم.

349
00:16:45,170 --> 00:16:47,790
‫ن‍ ـ نگو که تو دختر اون اژدهایی...

350
00:16:47,790 --> 00:16:50,420
‫بله! می‌تونید لاستی صدام بزنید.

351
00:16:50,670 --> 00:16:53,500
‫امروز برای درخواست چیزی به اینجا اومدید؟

352
00:16:53,500 --> 00:16:58,130
‫ب‍ ـ بله، می‌خواستم یه‌سری از همون
‫میوه‌های خوش‌رنگِ دفعه قبلی بگیرم...

353
00:16:58,130 --> 00:16:59,670
‫منظورت‌تون پرتقاله؟

354
00:16:59,670 --> 00:17:02,460
‫متأسفانه الان یه‌ذره تعداد کمی ازشون داریم...

355
00:17:02,830 --> 00:17:05,210
‫چطوره به‌جاش بهتون توت‌فرنگی بدم؟

356
00:17:05,210 --> 00:17:06,830
‫رسیده هم هستن‌ها.

357
00:17:06,830 --> 00:17:10,330
‫د ـ در این‌صورت، یه ده جعبه از همونا می‌برم.

358
00:17:10,330 --> 00:17:12,210
‫خیلی ازتون ممنونم!

359
00:17:12,210 --> 00:17:15,830
‫علاقه دارید که یکم هم
‫سیب و گلابی همراه‌شون ببرید؟

360
00:17:15,830 --> 00:17:18,080
‫خرمالو و هندونه هم داریم.

361
00:17:18,080 --> 00:17:20,210
‫چ‍ ـ چشم، اونارم می‌برم.

362
00:17:21,210 --> 00:17:22,710
‫اینم از درخواست‌تون.

363
00:17:22,710 --> 00:17:24,170
‫خیلی ممنون.

364
00:17:24,170 --> 00:17:26,250
‫می‌خواید اونارو شمارش کنید؟

365
00:17:26,250 --> 00:17:27,960
‫احتیاجی بهش نیست!

366
00:17:27,960 --> 00:17:30,330
‫خب پس؛ امیدوارم که
‫دوباره همدیگه رو ببینیم.

367
00:17:30,330 --> 00:17:32,580
‫بنظر دیگه داره قلقش دستش میاد.

368
00:17:32,880 --> 00:17:34,210
‫چی؟!

369
00:17:34,210 --> 00:17:36,830
‫الان دیگه اژدها اونجا دارن؟
‫شوخیت گرفته؟!

370
00:17:36,830 --> 00:17:39,960
‫قدرت نظامی اون روستا
‫هر روز داره بیشتر می‌شه.

371
00:17:39,960 --> 00:17:41,960
‫لازمه که زیرنظر بگیریم‌شون.

372
00:17:41,960 --> 00:17:44,000
‫باید یه جاسوس اونجا بفرستیم؟

373
00:17:44,000 --> 00:17:46,630
‫اگه بفهمن،
‫تو بد دردسری میفتیم‌ها!

374
00:17:47,130 --> 00:17:50,790
‫چاره دیگه‌ای نداریم؛
‫من یه نقشه دارم.

375
00:17:51,960 --> 00:17:53,170
‫عذر می‌خوام.

376
00:17:53,710 --> 00:17:55,750
‫شما صدام زدید، پدر؟

377
00:17:55,750 --> 00:17:56,750
‫آره.

378
00:17:56,750 --> 00:17:59,250
‫فلورم، یه‌لحظه اونجا بشین.

379
00:18:00,960 --> 00:18:02,130
‫که اینطور.

380
00:18:02,500 --> 00:18:05,420
‫پس قراره که اون
‫روستا رو بازرسی کنم، درسته؟

381
00:18:05,420 --> 00:18:08,750
‫آره؛ مخصوصاً قدرت نظامی‌شون رو.

382
00:18:08,750 --> 00:18:11,670
‫اما، نباید کار عجولانه‌ای بکنی.

383
00:18:11,670 --> 00:18:14,750
‫باید به ایمنی‌ت بیشتر از
‫هرچیز دیگه‌ای اهمیت بدی.

384
00:18:14,960 --> 00:18:16,040
‫متوجه شدم.

385
00:18:16,330 --> 00:18:19,540
‫اما بالأخره من دختر شما هستم؛

386
00:18:19,540 --> 00:18:21,830
‫به قابلیت‌های جادوییم مطمئنم.

387
00:18:21,830 --> 00:18:23,420
‫لازم نیست نگران باشید.

388
00:18:30,710 --> 00:18:33,920
‫با یه نگاه، بنظر فقط
‫یه روستای معمولی میاد، اما...

389
00:18:34,210 --> 00:18:36,670
‫بین این‌همه هیولای وحشتناک

390
00:18:36,670 --> 00:18:39,540
‫چطور تونستن همچین
‫روستایی رو گسترش بدن؟

391
00:18:39,920 --> 00:18:42,170
‫به روستای درخت بزرگ خوش اومدید.

392
00:18:42,170 --> 00:18:45,170
‫من سرپرست روابط سیاسی، لاستیسمون هستم.

393
00:18:45,170 --> 00:18:47,210
‫ا ـ از دیدنتون خوشوقتم.

394
00:18:47,210 --> 00:18:49,880
‫برای یه‌مدت قراره تو این روستا بمونی، نه؟

395
00:18:49,880 --> 00:18:51,750
‫از بیزل-سان شنیدم.

396
00:18:51,750 --> 00:18:53,420
‫می‌تونی لاستی صدام کنی.

397
00:18:53,420 --> 00:18:55,670
‫مگه لاستیسمون...

398
00:18:55,670 --> 00:18:59,290
‫همون اژدهای معروفی که
‫همه ازش ترس دارن نیست؟

399
00:18:59,670 --> 00:19:02,170
‫باورم نمی‌شه همچین
‫فرد قدرتمندی رو انقدر زود ببینم.

400
00:19:03,670 --> 00:19:05,000
‫چیزی شده؟

401
00:19:05,000 --> 00:19:06,580
‫اطراف روستا رو بهت نشون می‌دم.

402
00:19:06,580 --> 00:19:07,790
‫چ‍ ـ چشم!

403
00:19:08,290 --> 00:19:10,710
‫و اینجا باغ انگورمونه.

404
00:19:10,710 --> 00:19:13,540
‫می‌تونیم با اینا کلی
‫شراب خوشمزه درست کنیم.

405
00:19:13,540 --> 00:19:15,130
‫پدرم گفته که شراب اینجا
‫بین تمام منطقه‌ها از همه خوشمزه‌تره.

406
00:19:15,130 --> 00:19:17,380
‫پدرم گفته که شراب اینجا
‫بین تمام منطقه‌ها از همه خوشمزه‌تره.

407
00:19:15,130 --> 00:19:17,380
‫اینجا فقط مثل یه باغ معمولی میاد.

408
00:19:17,380 --> 00:19:17,710
‫اینجا فقط مثل یه باغ معمولی میاد.

409
00:19:18,080 --> 00:19:19,080
‫کاو!

410
00:19:19,080 --> 00:19:19,710
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

411
00:19:19,710 --> 00:19:21,250
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

412
00:19:19,710 --> 00:19:21,250
‫کاو! کاو!

413
00:19:21,250 --> 00:19:22,210
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

414
00:19:22,210 --> 00:19:23,500
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

415
00:19:22,210 --> 00:19:23,500
‫کاو!

416
00:19:23,500 --> 00:19:23,920
‫چرا این اژدهای افسانه‌ای داره پز
‫محصولاتی که کاشتن رو می‌ده؟

417
00:19:23,920 --> 00:19:26,630
‫و اینکه، پدرم بهم اینم گفت که...

418
00:19:27,750 --> 00:19:29,460
‫ببخشید که حرف‌تونو قطع می‌کنم.

419
00:19:29,460 --> 00:19:31,670
‫پیام‌رسان روستای هاولینگ شناسایی شده.

420
00:19:31,670 --> 00:19:33,710
‫اوه، که اینطور!

421
00:19:33,710 --> 00:19:36,920
‫شرمنده، باید برم به یه‌کاری برسم.

422
00:19:36,920 --> 00:19:38,630
‫اصلاً خودتو نگران نکن.

423
00:19:38,630 --> 00:19:40,130
‫یکم اطرافو می‌چرخم.

424
00:19:40,130 --> 00:19:41,710
‫خب، پس بعداً‌ می‌بینمت.

425
00:19:42,880 --> 00:19:44,500
‫این داره خوب پیش می‌ره.

426
00:19:44,500 --> 00:19:47,750
‫حالا فرصت دارم که
‫قدرت نظامی‌شونو بررسی کنم.

427
00:19:50,790 --> 00:19:52,670
‫اونا لیزاردمنن.

428
00:19:53,040 --> 00:19:55,250
‫نیمه‌حیوان و اوگر؛

429
00:19:55,250 --> 00:19:57,040
‫حتی دورف هم دارن؟

430
00:19:57,420 --> 00:19:59,710
‫ممکنه مقابله باهاشون یکم سخت باشه،

431
00:19:59,710 --> 00:20:02,710
‫اما با قدرت نظامی‌مون
‫ممکنه بتونیم یه‌کاریش کنیم.

432
00:20:03,540 --> 00:20:05,630
‫اینجا باید مقر اصلی باشه.

433
00:20:05,630 --> 00:20:07,790
‫پرنسس خون‌آشام،

434
00:20:06,500 --> 00:20:08,790
‫اینطوری به‌قدر کافی قدرت نداره.

435
00:20:07,790 --> 00:20:10,500
‫شنیده بودم از دست
‫اشراف‌زاده‌ها داره فرار می‌کنه،

436
00:20:10,000 --> 00:20:12,330
‫خیلی‌خب، پس بیا دوبرابر بیشتر بریزیم.

437
00:20:10,500 --> 00:20:12,330
‫توی همچین جایی چیکار می‌کنه؟

438
00:20:12,920 --> 00:20:16,130
‫اخیراً به دفاع‌های هوایی ما
‫توی این منطقه خیلی بی‌توجهی شده.

439
00:20:13,710 --> 00:20:15,630
‫فرشته نابودی، تیا.

440
00:20:16,330 --> 00:20:19,040
‫چرا توی اون و لولوسی توی یه روستائن؟

441
00:20:16,790 --> 00:20:19,040
‫بیاید مطمئن بشیم نهایت تلاش‌مونو می‌کنیم.

442
00:20:19,040 --> 00:20:22,210
‫امنیت این روستا توی دستان ماست.

443
00:20:20,130 --> 00:20:25,080
‫اگه اشتباه نکنم، به اونا
‫لقب سه فرشته قاتل رو دادن.

444
00:20:22,210 --> 00:20:23,380
‫بله.

445
00:20:25,790 --> 00:20:28,380
‫اینجا حتی های‌الف هم دارن؟

446
00:20:27,960 --> 00:20:29,630
‫بنظر خواب‌آلود میای.

447
00:20:28,380 --> 00:20:30,540
‫شنیدم که اونا آدم‌خوارهایی هستن که

448
00:20:29,630 --> 00:20:30,830
‫صبح بخیر.

449
00:20:30,540 --> 00:20:33,790
‫پسرهای جوون رو
‫شکار می‌کنن و می‌دزدن‌شون.

450
00:20:31,460 --> 00:20:32,580
‫صبح بخیر.

451
00:20:33,790 --> 00:20:35,210
‫با پنج‌تاشون که اینجان

452
00:20:35,210 --> 00:20:37,170
‫همینطوری قدرت نظامی‌مون کم میاره.

453
00:20:37,790 --> 00:20:39,000
‫چطور ممکنه؟!

454
00:20:39,000 --> 00:20:41,170
‫حتی گرگ جهنمی و
‫عنکبوت شیطانی هم دارن!

455
00:20:41,170 --> 00:20:43,000
‫و یه دسته هم تشکیل دادن!

456
00:20:43,960 --> 00:20:50,420
‫تا الان، به خودم می‌بالیدم که یکی از
‫بهترین کاربرای جادو تو قلمرو شیطانی‌م، اما...

457
00:20:50,420 --> 00:20:52,960
‫الان حس می‌کنم اعتماد بنفس‌مو از دست دادم.

458
00:20:55,420 --> 00:20:57,630
‫برای فرماندهی همچین ارتش قدرتمندی،

459
00:20:57,630 --> 00:21:01,830
‫منطقی بود که کسی مثل لاستیسمون رهبرش باشه،

460
00:21:01,830 --> 00:21:07,250
‫اما کسی حتی بالاتر از اون ملقب به
‫شهردار هست که به همه‌چیز حکمرانی می‌کنه.

461
00:21:08,170 --> 00:21:11,420
‫واقعاً با چه‌جور هیولای
‫وحشتناکی سر و کله می‌زنم؟

462
00:21:13,290 --> 00:21:14,290
‫ها؟

463
00:21:14,670 --> 00:21:16,210
‫فقط یه انسانه؟

464
00:21:16,630 --> 00:21:19,170
‫چرا یه انسان تو همچین جاییه؟

465
00:21:19,500 --> 00:21:21,500
‫اینجا داری چیکار می‌کنی؟

466
00:21:21,710 --> 00:21:23,460
‫نکنه شاید گم شده باشی؟

467
00:21:23,460 --> 00:21:25,500
‫نمی‌خواد نگرانم باشید!

468
00:21:25,500 --> 00:21:29,040
‫نیازی ندارم که یه انسان ضعیف نگرانم باشه.

469
00:21:30,960 --> 00:21:32,960
‫چی؟ اون الان شهردار بود؟!

470
00:21:32,960 --> 00:21:35,750
‫آره؛ اون شهردارمونه.

471
00:21:35,960 --> 00:21:38,210
‫اما مگه فقط یه انسان معمولی نیست؟

472
00:21:38,210 --> 00:21:41,210
‫اون انسانیه که تونست مامانمو شکست بده.

473
00:21:41,460 --> 00:21:42,710
‫امکان نداره!

474
00:21:42,710 --> 00:21:44,170
‫بهش سلام کردی؟

475
00:21:44,420 --> 00:21:48,040
‫سلام که هیچی،
‫حتی باهاش بی‌ادب هم بودم...

476
00:21:49,460 --> 00:21:50,710
‫خیلی‌خب.

477
00:21:54,960 --> 00:21:57,790
‫فهمیدم که اون دخترِ بیزل-سان بوده.

478
00:21:58,080 --> 00:22:00,000
‫انگار یه‌مدت قراره اینجا بمونه.

479
00:22:00,670 --> 00:22:02,130
‫بذار کمکت کنم.

480
00:22:01,460 --> 00:22:04,000
‫بنظر داره با لاستی جور می‌شه.

481
00:22:04,000 --> 00:22:05,500
‫این چیز خوبیه، اما...

482
00:22:05,710 --> 00:22:07,750
‫صبح‌تون بخیر، شهردار!

483
00:22:07,750 --> 00:22:09,290
‫ص‍ ـ صبح بخیر.

484
00:22:09,290 --> 00:22:11,330
‫امیدوارم روز دلپذیری داشته باشید!

485
00:22:11,630 --> 00:22:14,830
‫...به دلایلی
‫یه‌مدت این‌شکلی رفتار کرد.

486
00:22:16,000 --> 00:22:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

487
00:22:30,180 --> 00:22:38,930
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

488
00:22:39,270 --> 00:22:47,850
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

489
00:22:47,850 --> 00:22:52,640
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

490
00:22:52,640 --> 00:22:57,060
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

491
00:22:57,060 --> 00:23:06,680
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

492
00:23:08,020 --> 00:23:13,020
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

493
00:23:13,020 --> 00:23:17,560
‫چون تو در کنار منی

494
00:23:17,560 --> 00:23:22,140
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

495
00:23:22,390 --> 00:23:26,930
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

496
00:23:26,930 --> 00:23:34,100
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

497
00:23:45,960 --> 00:23:50,940
‫دفعه بعدی

498
00:23:46,370 --> 00:23:50,940
‫قسمت نهم

499
00:23:46,370 --> 00:23:50,940
‫تاجر و اژدها
