WEBVTT

00:04.540 --> 00:07.750
‫براساس تعداد ضربه‌ها،
‫باید از این سمت بیاد.

00:08.250 --> 00:09.250
‫اون بالا!

00:10.960 --> 00:13.250
‫یه چیز بزرگی داره میاد...

00:13.960 --> 00:16.500
‫اون چیه... یه اژدها؟

00:16.500 --> 00:18.460
‫نه، یه وایورن‌ـه!

00:18.920 --> 00:20.330
‫امکان نداره...

00:25.000 --> 00:35.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:38.830 --> 00:46.250
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

00:46.250 --> 00:52.960
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

00:53.160 --> 01:00.580
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

01:00.580 --> 01:03.410
‫ما ادامه می‌دیم

01:03.410 --> 01:10.160
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

01:10.460 --> 01:14.040
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

01:14.040 --> 01:17.330
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

01:17.330 --> 01:21.370
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

01:21.370 --> 01:25.460
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

01:25.460 --> 01:28.960
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

01:28.960 --> 01:32.250
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

01:32.250 --> 01:36.460
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

01:36.460 --> 01:42.330
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

02:15.210 --> 02:18.630
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم همچین
‫هیولایی خودشو نشون بده...

02:18.630 --> 02:20.210
‫باید دورش کنیم؟

02:20.210 --> 02:22.960
‫نه، شاید محلمون نذاره و رد بشه...

02:25.170 --> 02:26.710
‫لو-سان، دفاع!

02:36.170 --> 02:37.710
‫همگی آتیش رو خاموش کنید!

02:40.170 --> 02:41.420
‫این بده.

02:41.420 --> 02:43.330
‫آره؛ بهش حمله کنیم؟

02:43.330 --> 02:45.830
‫حتی مطمئن نیستم بتونیم حفاظش رو بشکنیم.

02:45.830 --> 02:48.080
‫نباید همینطوری وقت تلف کنم.

02:48.380 --> 02:50.330
‫به جنگل فرار کنیم؟

02:50.330 --> 02:53.000
‫نمی‌شه؛ از آسمون می‌تونه دنبالمون بیاد!

02:53.290 --> 02:56.290
‫فقط باید دورش کنم... اما چطوری؟

02:56.580 --> 02:59.750
‫اون مهم نیست، باید زود یه‌چیزی پیدا کنم،

03:00.130 --> 03:01.880
‫تا از همه محافظت کنم!

03:11.710 --> 03:13.710
‫این یه نیزه‌ست؟

03:13.920 --> 03:15.210
‫چرا؟

03:15.540 --> 03:17.750
‫نه، تنها چیزی که مهمه...

03:17.750 --> 03:19.960
‫با این قدرت...

03:21.750 --> 03:22.960
‫نابودش می‌کنم!

03:33.170 --> 03:34.170
‫غیرممکنه...

03:53.460 --> 03:56.080
‫تونستیم یه‌جوری آتیش رو خاموش کنیم.

03:56.080 --> 03:59.630
‫به برخی محصولات صدمه وارد شد،
‫اما ساختمون‌ها سالمن.

03:59.630 --> 04:00.540
‫که اینطور.

04:05.460 --> 04:07.630
‫انگار تونستم شکستش بدم.

04:08.080 --> 04:10.040
‫خیلی از این موجودات هست؟

04:10.040 --> 04:12.710
‫خب، جاهایی هست که زندگی می‌کنن...

04:12.710 --> 04:16.420
‫اما اینکه یکی‌شونو به این اندازه
‫ببینیم چیز معمولی نیست.

04:16.830 --> 04:21.170
‫امکانش هست که کسی به عمد این
‫وایورن رو برای حمله به ما فرستاده باشه؟

04:21.170 --> 04:23.130
‫فکر نمی‌کنم.

04:23.130 --> 04:25.670
‫حتی اگه کسی به اون دستور داده باشه،

04:25.670 --> 04:30.170
‫همچین موجود کمیاب و باارزشی رو
‫به تنهایی نمی‌فرستادن.

04:30.170 --> 04:32.580
‫احتمالاً یه موجود وحشی سرخود بود.

04:32.580 --> 04:34.040
‫که اینطور.

04:34.040 --> 04:38.920
‫پس، می‌شه گفت این فقط یه
‫حادثه کمیاب ناخوشایند بوده.

04:39.830 --> 04:41.000
‫راستی...

04:41.000 --> 04:42.210
‫چیه؟

04:43.710 --> 04:45.790
‫می‌تونیم بخوریمش؟

04:47.670 --> 04:50.460
‫می‌گن گوشت وایورن خیلی لذیذه.

04:50.960 --> 04:52.960
‫می‌گن انقدر لذیذه که...

04:52.960 --> 04:58.580
‫برای اینکه پادشاه بتونه مزه‌ش کنه یه ارتش رو
‫برای شکارش به لونه‌ش فرستاده.

04:58.580 --> 05:02.330
‫فکر کنم داستان اینطوری تموم شد
که همشون به آتیش کشیده شدن

05:02.330 --> 05:05.460
‫و همشون درجا خورده شدن.

05:06.750 --> 05:08.210
‫اینم اون گوشتی که ازش می‌گن.

05:09.000 --> 05:12.000
‫استیک رانِ وایورن، کباب شده با ادویه‌جات.

05:13.170 --> 05:16.170
‫گوشت سینه‌ش رو تو برگ
‫پیچوندم و بخارپز کردم.

05:16.920 --> 05:19.920
‫و گوشت دُم رو هم با سبزیجات جوشوندم.

05:21.790 --> 05:26.250
‫فکر می‌کردم خیلی سفت باشه،
‫اما این خیلی لطیفه!

05:26.250 --> 05:30.500
‫و تازه، یه چاقو معمولی حتی
‫نمی‌تونست پوستش رو بشکافه.

05:30.500 --> 05:33.750
‫واهعاً به هندازه‌ای که می‌هن هوشمزه‌ست!

05:33.750 --> 05:35.000
‫اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

05:35.000 --> 05:38.500
‫همم... این گوشت عالیه.

05:36.380 --> 05:38.500
‫اول غذات رو قورت بده.

05:38.500 --> 05:41.750
‫هرچی بیشتر از گوشت دُم می‌خورم
‫طعمش از قبل بهتر می‌شه.

05:44.630 --> 05:47.000
‫هی، می‌تونستی جلوشو بگیری؟

05:47.000 --> 05:48.830
‫اون نیزه‌ای که اونجا استفاده کرد؟

05:48.830 --> 05:50.330
‫غیرممکن بود.

05:50.330 --> 05:53.210
‫حمله‌ای که بتونه حفاظ سه‌لایۀ وایورن رو سوراخ کنه

05:53.210 --> 05:56.250
‫و در همون حال سینه‌ش رو
‫سرتاسر منفجر کنه.

05:57.170 --> 06:02.170
‫شاید شانس آوردیم وقتی اینجا اومدیم
‫کورو و سگ‌ها کسایی بودن که دیدم.

06:02.170 --> 06:03.920
‫آره، درست می‌گی.

06:04.580 --> 06:05.750
‫چی شده؟

06:05.750 --> 06:07.250
‫همه استخون‌ها رو برنداشتم؟

06:07.250 --> 06:11.420
‫اوه، نه... فقط خداروشکر می‌کردیم که
‫می‌تونیم در سلامت از این غذا لذت ببریم.

06:11.420 --> 06:14.170
‫فقط داشتیم از سرنوشت‌مون تشکر می‌کردیم.

06:14.170 --> 06:15.420
‫خیلی چیز خاصی هم نیست.

06:16.170 --> 06:17.460
‫این یکی هم خوشمزه‌ست.

06:17.460 --> 06:18.330
‫واقعاً!

06:23.840 --> 06:27.060
‫m -172 -50 l 145 -50 175 -2 -142 -2

06:23.840 --> 06:27.060
‫قلمرو شیطانی گالگاردو

06:23.840 --> 06:27.060
‫m -165 -50 l 140 -50 170 -2 -135 -2

06:23.840 --> 06:27.060
‫قلعه پادشاه شیاطین

06:24.830 --> 06:27.040
‫گفتی وایورن ساقط شده؟!

06:27.170 --> 06:28.460
‫انقدر شوخی نکن!

06:28.460 --> 06:30.750
‫نه، این گزارشیه که دریافت کردیم.

06:30.750 --> 06:32.040
‫امکان نداره!

06:32.040 --> 06:36.290
‫فقط نزدیک شدن یکی‌شون باعث می‌شه
‫به تمام نیروهای نظامی‌مون آماده‌باش بدیم!

06:36.290 --> 06:37.500
‫این...

06:37.590 --> 06:40.090
‫m -476 -72 l 293 -70 293 17 -475 18

06:37.590 --> 06:40.090
‫یکی از چهار ژنرال برتر پادشاه شیاطین

06:37.590 --> 06:40.090
‫بیزل

06:37.630 --> 06:40.500
‫از سمت زمین با دو ضربه از پا در اومده.

06:40.090 --> 06:41.590
‫m -476 -72 l 293 -70 293 17 -475 18

06:40.090 --> 06:41.590
‫یکی از چهار ژنرال برتر پادشاه شیاطین

06:40.090 --> 06:41.590
‫راندان

06:40.500 --> 06:41.630
‫غیرممکنه!

06:41.590 --> 06:44.330
‫m -476 -72 l 293 -70 293 17 -475 18

06:41.590 --> 06:44.330
‫یکی از چهار ژنرال برتر پادشاه شیاطین

06:41.590 --> 06:44.330
‫گراتز

06:41.630 --> 06:43.170
‫شوخی رو تموم کن!

06:43.170 --> 06:44.330
‫حقیقته.

06:44.670 --> 06:46.750
‫نمی‌شه؛ جنگ با همچین چیزی...

06:46.750 --> 06:49.880
‫تازه تونسته بودیم تأیید بودجه امسال رو بگیریم!

06:49.880 --> 06:50.710
‫نه...

06:50.710 --> 06:51.790
‫یه شوخیه، نه؟

06:51.790 --> 06:53.000
‫بیخیالش شو دیگه.

06:53.420 --> 06:56.500
‫حالا، قبل از پخش شدن ترس بین شهروندان،

06:56.500 --> 06:58.630
‫این وظیفه ما به عنوان چهار ژنراله تا...

06:58.630 --> 06:59.750
‫فهمیدم.

06:59.750 --> 07:01.000
‫بیاید استعفا بدیم.

07:01.000 --> 07:02.000
‫هی، وایسا!

07:02.000 --> 07:04.130
‫لطفاً فرار نکن، راندان-کون!

07:07.760 --> 07:11.230
‫m -135 -50 l 105 -50 135 -2 -105 -2

07:07.760 --> 07:11.230
‫اژدهایان دربان

07:07.760 --> 07:11.230
‫m -115 -50 l 75 -50 115 -2 -75 -2

07:07.760 --> 07:11.230
‫کنام درایم

07:09.250 --> 07:11.210
‫دیدیش، گوچی؟

07:11.420 --> 07:14.000
‫بله، با چشمان خودم.

07:14.000 --> 07:18.630
‫و فکر می‌کنی چه اتفاقی میفته اگه
‫من اون ضربه رو دریافت کنم؟

07:18.630 --> 07:20.790
‫احتمالاً به طور کامل سوراخ‌تون می‌کنه!

07:22.330 --> 07:23.830
‫چیکار کنیم؟

07:23.830 --> 07:25.420
‫حمله کردن حماقته.

07:26.040 --> 07:27.790
‫درسته.

07:35.130 --> 07:38.040
‫گوشت وایورن مثل گفته‌ها خیلی لذیذ بود.

07:38.040 --> 07:42.880
‫اما اگه بخوام صادق باشم،
‫هنوز یه چیز سر غذا کم بود.

07:43.290 --> 07:45.670
‫آه، الان می‌خوایم شروع کنیم؟

07:45.670 --> 07:47.080
‫بالأخره وقتش شده؟

07:48.580 --> 07:49.540
‫آره.

07:50.830 --> 07:52.540
‫الکل درست می‌کنیم!

07:54.540 --> 07:57.790
‫اگه بخوایم از انگور الکل درست کنیم،
‫تبدیل به شراب می‌شه.

07:58.210 --> 08:00.540
‫انگار شراب تو این دنیا وجود داره.

08:01.080 --> 08:03.830
‫پس همه با انگیزه انگورها رو برداشت کردن.

08:03.830 --> 08:07.790
‫حالا باید انگورها رو له کنیم
‫و بذاریم تخمیر بشن.

08:07.790 --> 08:09.960
‫و برای اون کار، چیزی که ساختیم...

08:11.080 --> 08:12.380
‫این بود!

08:12.960 --> 08:14.830
‫قراره روی این‌ها راه بریم؟

08:14.830 --> 08:17.210
‫آره؛ مطمئن بشید که خوب له می‌شن.

08:17.210 --> 08:20.460
‫از اینکه که ‫رو چیزی که می‌خوریم
‫راه بریم یکم نگرانم.

08:20.710 --> 08:23.330
‫اگه خسته شدید، بگید
‫یکی دیگه جاتونو پر کنه.

08:23.330 --> 08:24.710
‫خودت چطور؟

08:24.710 --> 08:28.460
‫من وقتی بشکه‌ها پر می‌شن عوض‌شون می‌کنم.

08:28.460 --> 08:34.960
‫راستی، این بشکه‌ها توسط های الف، لالاشا
‫که راجب بشکه‌های عایق می‌دونست ساخته شد.

08:33.470 --> 08:34.980
‫m -92 -59 l 89 -60 89 -16 -91 -18

08:33.470 --> 08:35.020
‫لالاشا

08:34.080 --> 08:34.960
‫باشه!

08:34.980 --> 08:35.020
‫m 329 216 l 348 217 346 264 329 264

08:35.790 --> 08:37.880
‫بهش سپردم تا سریع اونارو بسازه.

08:38.290 --> 08:40.580
‫خیلی‌خب، شما می‌تونید شروع کنید.

08:43.790 --> 08:46.040
‫واقعاً خیلی گوده.

08:46.880 --> 08:48.290
‫اینطوری خوبه؟

08:48.290 --> 08:49.830
‫بذار ببینم...

08:49.830 --> 08:52.790
‫سعی کنید تو حرکت دایره‌وار دورش بچرخید.

08:53.330 --> 08:54.420
‫باشه.

08:55.210 --> 08:57.210
‫پس از این سمت بریم.

08:57.210 --> 08:58.170
‫باشه.

09:04.170 --> 09:06.040
‫مراقب باشید که لیز نخورید.

09:06.710 --> 09:07.790
‫باشه.

09:14.750 --> 09:16.250
‫حالتون خوبه؟

09:16.250 --> 09:18.250
‫ف‍ ـ فکر کنم...

09:20.380 --> 09:23.170
‫ببخشید که بهت خوردم.

09:23.170 --> 09:25.710
‫نه؛ تقصیر خودم بود.

09:27.000 --> 09:30.750
‫اما فکر کنم بهتر بود که چیزی باشه
‫که باهاش ریتم‌مون رو حفظ می کردیم.

09:30.750 --> 09:33.170
‫یک... دو... یک... دو...

09:30.750 --> 09:33.170
‫ممکنه هماهنگی حرکات‌مون رو بهتر کنه.

09:33.170 --> 09:35.670
‫همم، درست می‌گی.

09:38.040 --> 09:40.920
‫پس چطوره اون آهنگی که تو روستامون

09:40.920 --> 09:43.880
‫همه زمان کار باهم می‌خوندیم رو بخونیم.

09:43.880 --> 09:45.750
‫آه! شاید کار کنه!

09:45.750 --> 09:47.420
‫یه آهنگ؟

09:47.420 --> 09:49.750
‫بله؛ اینطوریه.

09:50.750 --> 09:52.880
‫یک، دو، سه، شروع!

10:21.460 --> 10:23.290
‫انگاری ریتم پیدا کردن.

10:24.330 --> 10:25.460
‫لو-سان!

10:26.130 --> 10:28.130
‫بیا، خوش می‌گذره‌ها!

10:28.130 --> 10:30.330
‫باشه، پس تو هم بیا!

10:30.330 --> 10:31.540
‫ها؟ اما من...

10:31.540 --> 10:32.330
‫بیا بریم!

10:32.330 --> 10:33.460
‫هی، صبر کن!

10:33.460 --> 10:34.460
‫زودباش!

10:34.750 --> 10:35.750
‫زودباش!

10:44.000 --> 10:45.960
‫خیلی کار زیادی بود.

10:46.540 --> 10:49.460
‫خسته شدم، اما خیلی خوش گذشت.

10:50.000 --> 10:54.540
‫حالا باید مخمرِ روی پوست انگورها،
‫برامون تخمیرشون می‌کنه.

10:55.790 --> 10:57.710
‫فکر کنم یکم زیاد درست کردیم...

10:56.110 --> 10:57.700
‫m -202 -112 l 199 -111 199 20 -202 20

10:56.110 --> 10:57.700
‫جمعاً 16 بشکه

10:58.040 --> 10:59.500
‫اشکالی نداره.

10:59.500 --> 11:02.000
‫مطمئنم می‌تونیم خیلی سریع همه رو بخوریم.

11:02.000 --> 11:04.670
‫آره، نمی‌تونم منتظر نوشیدنش بمونم.

11:04.670 --> 11:06.670
‫شاید به‌قدر کافی درست نکردیم...

11:07.250 --> 11:10.540
‫ببین! داره بهش خوش می‌گذره.

11:10.540 --> 11:13.000
‫پس، نمی‌شه کاری که کردمو ببخشی؟

11:13.000 --> 11:14.460
‫ابداً!

11:13.000 --> 11:14.470
‫m -127 -103 l 125 -102 125 16 -126 15

11:13.000 --> 11:14.470
‫الهه کشاورزی

11:15.040 --> 11:18.420
‫تو به اشتباه روح یه انسان
‫بی‌گناه رو مجازات کردی،

11:18.420 --> 11:20.250
‫و به‌جای نجات دادنش

11:20.250 --> 11:23.330
‫به اون جنگل مرگ خطرناک فرستادیش!

11:24.250 --> 11:26.170
‫از طرف دیگه، اون نیزه رو بهش دادی!

11:26.170 --> 11:29.040
‫چطور تونستی یه نسخه از
‫نیزه مقدس گرایم رو بهش بدی؟

11:29.040 --> 11:32.630
‫خب... الان فقط داره ازش به عنوان
‫ابزار مزرعه‌داری استفاده می‌کنه.

11:32.630 --> 11:34.630
‫تازه، من اول اجازه گرفتم، یادته؟

11:34.630 --> 11:37.210
‫راجب اینکه می‌خوای به
‫یه انسان بدیش چیزی نگفتی!

11:37.210 --> 11:40.960
‫اون وسیله کل نیروی زندگی‌شون
‫رو می‌مکه و درجا می‌میرن!

11:40.960 --> 11:43.500
‫اما الان که مشکلی نداره.

11:43.500 --> 11:46.500
‫و مطمئنم چون یه بدن سلامت بهش دادم

11:46.500 --> 11:49.130
‫قدرت درمان سریع هم داشته باشه...

11:49.130 --> 11:51.420
‫دارم می‌گن زیادی بی‌احتیاطی!

11:51.960 --> 11:53.040
‫و تازه...

11:53.040 --> 11:54.170
‫و تازه!

11:56.210 --> 12:00.250
‫چرا مجسمه‌ای که قراره
‫من باشم جاش یه پیرمرده؟

11:59.800 --> 12:01.020
‫m -65 -96 l 66 -98 64 29 -64 29

11:59.800 --> 12:01.020
‫پیرمرد

12:00.710 --> 12:03.040
‫اون که تقصیر من نیست.

12:03.040 --> 12:04.210
‫نمی‌خوام بهانه بشنوم!

12:04.210 --> 12:06.880
‫برای مجازات باید 300 سال
‫اینجا بشینی، پدر بی‌احتیاطم!

12:06.880 --> 12:09.920
‫لطفاً منو ببخش، دختر عزیزم!

12:23.960 --> 12:27.000
‫حس می‌کنم قبلاً این صحنه رو دیدم.

12:27.000 --> 12:28.080
‫فلورا؟!

12:28.080 --> 12:31.290
‫اونه-ساما!

12:29.380 --> 12:31.290
‫پس واقعاً باهم نسبت دارن.

12:31.960 --> 12:32.830
‫بله!

12:33.170 --> 12:37.920
‫وقتی شنیدم شما دارید توسط اون
‫فرشته منفور سنگدل تعقیب می‌شید،

12:37.920 --> 12:39.580
‫تا اینجا دنبال‌تون اومدم.

12:39.580 --> 12:41.460
‫به کی می‌گی سنگدل؟

12:41.460 --> 12:43.330
‫چرا اون اینجاست؟

12:43.330 --> 12:45.330
‫فقط چیزی که شنیده بودم رو گفتم!

12:45.330 --> 12:48.710
‫این چیزی بود می‌شنیدم لو معمولاً می‌گفت.

12:45.330 --> 12:48.710
‫ظاهراً اون دختر، فلورا هم یه خون‌آشامه.

12:48.710 --> 12:50.880
‫اوه، لو اینو گفت؟

12:49.080 --> 12:50.880
‫و با لو فامیله.

12:50.880 --> 12:52.790
‫اونه-ساما، کمکم کن!

12:53.130 --> 12:57.290
‫خب حالا که اینجایی، چطوره یکم
‫استراحت کنی و همین‌جا بمونی؟

12:57.290 --> 12:58.420
‫باشه...

12:58.960 --> 13:01.790
‫نمی‌تونم باور کنم اون شوهر اونه-ساماست.

13:01.790 --> 13:03.710
‫یه چیزی مشکوکه.

13:05.420 --> 13:06.960
‫نه؛ غلط کردم!

13:07.460 --> 13:11.750
‫اون مسئول اینجا، و ارباب همه
‫گرگ‌های جهنمی اینجاست.

13:11.750 --> 13:13.500
‫حتی یه وایورن هم شکست داد.

13:14.170 --> 13:15.750
‫که اینطور.

13:16.250 --> 13:18.040
‫بابت رفتار گستاخانه‌م عذر می‌خوام.

13:16.250 --> 13:19.470
‫فروتن

13:18.040 --> 13:19.460
‫نه، نگرانش نباش.

13:19.750 --> 13:21.250
‫راستی...

13:21.250 --> 13:24.210
‫نمی‌دونستم شماها گرگ هستید، کورو.

13:25.170 --> 13:27.000
‫اون قسمت جهنمی چطور؟

13:28.830 --> 13:31.000
‫اوه! چه خفن!

13:32.000 --> 13:34.540
‫بعد این‌همه مدت هنوز نمی‌دونستی؟

13:34.540 --> 13:37.500
‫فکر می‌کنم هیولاهای جادویی معروفی باشن...

13:41.790 --> 13:45.920
‫اینو می‌تونی به عنوان عذرخواهی بابت
‫کاری که کورو و گرگ‌ها انجام دادن بدونی.

13:45.920 --> 13:47.790
‫زودتر برات شام آماده کردیم.

13:51.500 --> 13:52.540
‫عالیه!

13:53.330 --> 13:55.170
‫همشون فوق‌العادن.

13:55.170 --> 13:57.540
‫این چیزای نرم سفید چی‌ن؟

13:57.540 --> 13:59.420
‫اوه، بهش می‌گن توفو.

13:59.420 --> 14:01.880
‫بعد کلی تلاش، بالأخره تونستم درستش کنم.

14:01.880 --> 14:04.000
‫اونا از یه نوع لوبیا به اسم سویا درست می‌شن.

14:04.000 --> 14:06.540
‫اوه، اینا از لوبیا ساخته می‌شن؟

14:06.920 --> 14:10.580
‫مزه دادن به سوپ با نمک هم خوبه،
‫اما دلم یکم میسو می‌خواست.

14:11.000 --> 14:14.080
‫تازه، می‌خواستم روی چیزایی که
‫می‌خورم سس سویا بریزم.

14:14.540 --> 14:16.710
‫میسو؟ سس سویا؟

14:16.710 --> 14:20.920
‫هردو میسو و سس سویا رو از مخمر سویا درست می‌کنن
‫و به عنوان چاشنی به غذا اضافه می‌شن.

14:20.920 --> 14:22.330
‫مخمر؟!

14:22.500 --> 14:23.710
‫خلاصه...

14:23.710 --> 14:29.000
‫بنظر میاد تو این دنیا غذاهای تخمیرشده
‫مثل انگور و پنیر وجود داره.

14:29.830 --> 14:33.460
‫اما از میکروب‌هایی که باعث
‫فرایند تخمیر می‌شن خبر ندارن.

14:33.460 --> 14:34.960
‫که اینطور.

14:35.420 --> 14:38.710
‫اگه موجوداتی وجود داشته باشن
‫که نمی‌تونیم با چشم ببینیم،

14:38.710 --> 14:42.460
‫و اون موجودات می‌تونن بدون جادو
‫باعث تغییر در ماده‌ها بشن،

14:42.460 --> 14:45.000
‫پس می‌تونه تمام این‌ها رو توضیح بده.

14:45.000 --> 14:47.630
‫یا بخور یا حرف بزن.

14:46.130 --> 14:49.670
‫انگاری اون هم مثل لو
‫خیلی برای تحقیقاتش مشتاقه.

14:50.330 --> 14:53.460
‫یه موضوع جذاب جدید برای تحقیقم پیدا کردم!

14:54.040 --> 14:57.380
‫مطمئن می‌شم تا عجایب میسو و
‫سس سویا رو به تمام سرزمین برسونم.

14:57.710 --> 15:02.380
‫و یه روزی همراه با سوپ میسو و
‫توفو سرد جشن خواهیم گرفت!

15:03.540 --> 15:05.500
‫بعد از اینکه فلورا چند روز موند،

15:05.500 --> 15:09.000
‫با عجله و هیجان رفت تا برای سفرش آماده بشه.

15:08.960 --> 15:12.330
‫m -164 -115 l 148 -113 150 -7 -163 -8

15:08.960 --> 15:12.330
‫1 ماه بعد

15:10.500 --> 15:12.330
‫من برگشتم!

15:12.500 --> 15:13.500
‫ب‍ ـ باشه...

15:13.500 --> 15:15.380
‫چقدر سریع برگشتی.

15:15.380 --> 15:17.670
‫حتی خدمتکارها هم با خودت آوردی.

15:19.670 --> 15:21.130
‫از دیدن‌تون خوشوقتم.

15:21.130 --> 15:24.880
‫من به عنوان نماینده از طرف
‫خدمتکارها حرف می‌زنم، آن هستم.

15:24.880 --> 15:28.330
‫لطفاً هرجور که مایلید از ما استفاده کنید، ارباب.

15:28.330 --> 15:31.420
‫آه، واقعاً نیاز نیست انقدر رسمی باشید.

15:32.170 --> 15:33.750
‫راستی، اونا چی‌ن؟

15:34.380 --> 15:37.540
‫اونا فقط گاو‌های معمولی‌ن، مگه نه؟

15:37.540 --> 15:39.170
‫آره، درسته.

15:39.170 --> 15:42.290
‫مطمئن شدم تا گاوهایی رو با خودم
‫بیارم که بهمون شیر بدن.

15:43.790 --> 15:47.380
‫عالیه؛ حالا می‌تونیم کره و پنیر درست کنیم!

15:49.630 --> 15:50.290
‫خون‌آشام‌ها و قبیله‌شون

15:49.630 --> 15:50.290
‫زیادن

15:51.130 --> 15:51.790
‫الف‌ها

15:51.130 --> 15:51.790
‫زیادن

15:52.630 --> 15:53.290
‫گرگ‌ها

15:52.630 --> 15:53.290
‫زیادن

15:54.130 --> 15:54.790
‫عنکبوت‌ها

15:54.130 --> 15:54.790
‫زیادن

15:55.630 --> 15:57.630
‫فرشته‌ها

15:55.910 --> 15:57.630
‫تنها

15:56.130 --> 15:57.630
‫خیلی کم

15:56.410 --> 15:57.630
‫m -61 -71 l -29 -67 -3 -70 90 -61 109 -30 47 0 -71 -4 -86 -27

15:56.410 --> 15:57.630
‫ضعیف

15:58.000 --> 15:58.920
‫ببخشید!

15:58.920 --> 16:00.170
‫چرا انقدر نزدیکی؟

16:00.170 --> 16:02.290
‫من باید برای مدت کوتاهی برم.

16:02.290 --> 16:03.460
‫باشه...

16:04.380 --> 16:06.790
‫موندم این‌بار می‌خواد چیکار کنه.

16:09.550 --> 16:11.520
‫m -115 -108 l 104 -108 102 -1 -114 -2

16:09.550 --> 16:11.520
‫ملاقات

16:10.880 --> 16:12.670
‫من برگشتم!

16:12.960 --> 16:13.960
‫اوه...

16:13.960 --> 16:16.920
‫و همراه خودم زیردست‌هام رو آوردم!

16:16.920 --> 16:19.040
‫اسم من گرنماریاست.

16:19.750 --> 16:21.080
‫کودل هستم.

16:21.630 --> 16:24.420
‫کورونه هستم؛ از دیدن‌تون خوشوقتم.

16:24.750 --> 16:27.630
‫من نماینده لیزاردمن‌ها، داگا هستم.

16:27.630 --> 16:30.380
‫و همچنین اینی که اینجاست رو آماده کردم!

16:30.710 --> 16:32.460
‫یه مرغه!

16:32.460 --> 16:33.710
‫نفس آتشین داره؟

16:33.960 --> 16:34.960
‫نداره.

16:34.960 --> 16:36.210
‫تخم چطور؟

16:36.210 --> 16:37.460
‫می‌ذاره!

16:37.460 --> 16:38.880
‫ممنونم.

16:41.290 --> 16:45.170
‫به لطف همگی، این مکان خیلی متمدن‌تر شد.

16:46.420 --> 16:49.170
‫برای اتاق‌های این سمت، لامولیاس،

16:49.170 --> 16:51.500
‫می‌خوام قبل از شستن زمین، گردگیری‌شون کنی.

16:51.500 --> 16:52.790
‫اطاعت.

16:54.000 --> 16:55.790
‫آه، برای مزاحمت شرمنده.

16:55.790 --> 16:56.790
‫مشکلی نیست.

16:56.790 --> 16:59.880
‫خدمتکارها متعلق به نژاد اوگرها هستن.

17:00.380 --> 17:02.880
‫چون تو کارشون ماهرن، انتظار هم می‌رفت،

17:02.880 --> 17:06.210
‫اما از وقتی اون‌ها اومدن تمام کارهای
‫روزمره سریع‌تر انجام می‌شد.

17:06.750 --> 17:07.830
‫اما...

17:08.500 --> 17:12.830
‫اهالی این دنیا بنظر پختن
‫هیچ غذای پیچیده‌ای رو بلد نیستن.

17:13.090 --> 17:13.840
‫سرخ کردن

17:13.840 --> 17:14.590
‫جوشاندن

17:13.960 --> 17:17.630
‫سعی کردم بهشون همه روش‌های
‫مختلف آشپزی رو یاد بدم.

17:14.590 --> 17:15.340
‫تفت دادن

17:15.340 --> 17:16.090
‫سوخاری کردن

17:16.090 --> 17:16.840
‫آب‌پز کردن

17:16.840 --> 17:17.590
‫سالاد درست کردن

17:17.590 --> 17:18.340
‫بخارپز کردن

17:18.340 --> 17:23.840
‫کنترل حرارت

17:19.920 --> 17:23.830
‫این بنظر باعث شد ناگهان همشون
‫به آشپزی علاقه‌مند بشن.

17:25.040 --> 17:26.580
‫ممنون که منتظر موندید.

17:26.580 --> 17:30.130
‫امروز سعی کردم غذایی رو با
‫خرگوش قاتل و سبزیجات بومی درست کنم.

17:30.130 --> 17:33.630
‫اوه؛ پس اسم اون چیزا خرگوش قاتل بود؟

17:35.630 --> 17:37.130
‫بنظر جنگلی میاد.

17:37.130 --> 17:40.790
‫اونا برخلاف ظاهرشون خیلی قوی هستن.

17:40.790 --> 17:44.920
‫می‌تونن به طور همزمان ادب
‫و قدرت رو به رخ بکشن.

17:45.670 --> 17:47.790
‫و بعد سه فرشته‌ای که تیا با خودش آورده.

17:47.790 --> 17:51.420
‫حالا، هرکدوم از شما بخش متفاوتی
‫از جنگل رو گشت‌زنی می‌کنید.

17:51.420 --> 17:54.250
‫گرنماریا، کودل، و کورونه.

17:51.880 --> 17:54.250
‫می‌خوام حواستون به کوچک‌ترین حرکات هم باشه.

17:54.250 --> 17:55.250
‫اطاعت.

17:54.250 --> 17:57.170
‫به خودم می‌گفتم چرا با همچین
‫زره‌های سختی اومدن.

17:57.540 --> 17:59.830
‫انگاری بعد از حمله وایورن،

17:59.830 --> 18:02.460
‫می‌خواستن برای تضمین
‫امنیت نگهبان‌مون باشن.

18:02.460 --> 18:04.420
‫اینطوری احساس امن‌تری دارم.

18:04.420 --> 18:08.290
‫کارهای بیرون که به قدرت نیاز
‫داشت رو به لیزاردمن‌ها سپردیم.

18:05.880 --> 18:06.960
‫هی.

18:08.290 --> 18:10.170
‫بله، چند لحظه دیگه میام اونجا.

18:10.170 --> 18:13.170
‫بله لطف اونا، ساخت‌وسازهامون
‫خیلی سریع‌تر انجام می‌شن.

18:13.670 --> 18:17.880
‫و اینکه، مجبورشون کردم تا رهبرشون،
‫داگا، یه پارچه دور دستش بذاره.

18:17.880 --> 18:21.830
‫حس بدی دارم، اما بدون اون نمی‌تونستم
‫فرق بین‌شون رو تشخیص بدم.

18:20.330 --> 18:22.790
‫فکر کنم با عقل جور در میاد.

18:23.750 --> 18:27.500
‫اما حالا که فکر می‌کنم، ساکنین اینجا
‫همین‌جوری داره بیشتر می‌شه.

18:28.170 --> 18:30.290
{=0}‫جمعیت

18:28.330 --> 18:29.960
‫الان چند نفریم؟

18:30.290 --> 18:30.330
{=0}‫جمعیت

18:30.330 --> 18:30.380
{=0}‫جمعیت

18:30.380 --> 18:30.420
{=0}‫جمعیت

18:30.420 --> 18:30.460
{=0}‫جمعیت

18:30.460 --> 18:30.500
{=0}‫جمعیت

18:30.500 --> 18:30.540
{=0}‫جمعیت

18:30.540 --> 18:30.580
{=0}‫جمعیت

18:30.580 --> 18:30.630
{=0}‫جمعیت

18:30.630 --> 18:30.670
{=0}‫جمعیت

18:30.670 --> 18:30.710
{=0}‫جمعیت

18:30.710 --> 18:30.750
{=0}‫جمعیت

18:30.750 --> 18:30.790
{=0}‫جمعیت

18:30.790 --> 18:30.830
{=0}‫جمعیت

18:30.830 --> 18:30.880
{=0}‫جمعیت

18:30.880 --> 18:30.920
{=0}‫جمعیت

18:30.920 --> 18:30.960
{=0}‫جمعیت

18:30.960 --> 18:31.000
{=0}‫جمعیت

18:31.000 --> 18:31.040
{=0}‫جمعیت

18:31.040 --> 18:31.080
{=0}‫جمعیت

18:31.080 --> 18:31.130
{=0}‫جمعیت

18:31.130 --> 18:31.170
{=0}‫جمعیت

18:31.170 --> 18:31.210
{=0}‫جمعیت

18:31.210 --> 18:31.250
{=0}‫جمعیت

18:31.250 --> 18:31.290
{=0}‫جمعیت

18:31.290 --> 18:31.340
{=0}‫جمعیت

18:31.340 --> 18:31.380
{=0}‫جمعیت

18:31.380 --> 18:31.420
{=0}‫جمعیت

18:31.420 --> 18:31.460
{=0}‫جمعیت

18:31.460 --> 18:31.500
{=0}‫جمعیت

18:31.500 --> 18:31.540
{=0}‫جمعیت

18:31.540 --> 18:31.590
{=0}‫جمعیت

18:32.380 --> 18:33.380
‫خیلی.

18:33.380 --> 18:34.380
‫هیراکو-سان!

18:35.380 --> 18:38.040
‫همه الف‌هایی که هنوز توی
‫جنگل بودن رو اینجا آوردم.

18:38.040 --> 18:39.290
‫اوه...

18:41.380 --> 18:43.210
‫ح‍ ـ حالا حتی بیشتر شدیم...

18:43.210 --> 18:44.670
‫همشون زن هستن؟

18:44.670 --> 18:46.960
‫مردهاتون کجان؟ نمی‌بینم باشن.

18:47.330 --> 18:50.170
‫راستش مردی نمونده که زنده باشه.

18:50.170 --> 18:51.500
‫آها.

18:52.040 --> 18:53.880
‫اما مشکلی نیست.

18:54.170 --> 18:56.540
‫فقط می‌تونیم باز بیشتر درست کنیم!

18:58.080 --> 18:59.790
‫امیدوارم خوب پیش بره!

18:59.790 --> 19:02.250
‫تصمیم گرفتم ازشون نپرسم
‫چطوری انجامش می‌دن.

19:02.850 --> 19:05.320
‫m -142 -92 l 144 -89 144 11 -142 10

19:02.850 --> 19:05.320
‫چند روز بعد

19:04.710 --> 19:06.790
‫هی، چه‌خبر شده؟

19:06.790 --> 19:10.040
‫نمی‌دونم. من فقط چون ازم
‫خواستن اینجا اومدم.

19:10.040 --> 19:13.500
‫گفته بود همه نماینده‌ها رو
‫امروز اینجا جمع کنیم...

19:13.500 --> 19:16.500
‫یعنی یه‌جور مشکلی پیش اومده؟

19:16.750 --> 19:21.500
‫هی، ببخشید که اینطوری اینجا صداتون زدم.

19:22.540 --> 19:24.880
‫امروز می‌خواستم راجب چیزی باهاتون حرف بزنم.

19:26.210 --> 19:29.500
‫می‌دونید، می‌خوام یه اسم برای اینجا پیدا کنم.

19:29.500 --> 19:32.080
‫اینجا رو می‌گید؟

19:32.080 --> 19:33.000
‫آره.

19:33.500 --> 19:36.500
‫اولش فقط کلبه کوچیک و چندتا زمین بود،

19:36.500 --> 19:40.170
‫اما بعد ساختمون‌های بیشتری
‫ساخته شدن و افراد بیشتری اومدن.

19:40.170 --> 19:42.130
‫الان شبیه یه روستا شده، نه؟

19:42.580 --> 19:46.000
‫بنابراین می‌خوام یه اسم
‫برای این روستا پیدا کنم.

19:46.000 --> 19:47.460
‫ایده خوبیه!

19:47.460 --> 19:49.750
‫یه اسم برای دهکده‌مون!

19:50.000 --> 19:53.830
‫خب نمی‌شه اسم خودت که
‫سازندشی رو بذاریم؟

19:53.830 --> 19:54.790
‫نه...

19:54.750 --> 20:00.250
‫خوش اومدید

19:54.750 --> 19:56.630
‫به روستای هیراکو

19:54.750 --> 19:56.630
‫بیاید!

19:55.210 --> 19:57.170
‫اینطوری یه چیزی شبیه روستای هیراکو،

19:56.630 --> 20:00.250
‫در دهکده ماچیو

19:56.630 --> 20:00.250
‫جمع بشید!

19:57.170 --> 19:58.710
‫یا دهکده ماچیو می‌شه.

19:58.710 --> 20:00.250
‫اسم ضایعی نیست؟

20:00.630 --> 20:04.250
‫پس چطوره نامش رو از روی اسم جنگلی
‫که توش هستیم انتخاب کنیم؟

20:04.250 --> 20:06.170
‫بنظر ایده خوبی میاد.

20:06.170 --> 20:08.670
‫اصلاً اسم این جنگل چی هست؟

20:08.630 --> 20:11.880
‫جنگل مرگ

20:08.670 --> 20:10.290
‫جنگل مرگ.

20:10.290 --> 20:11.580
‫این چیه؟ ترسناکه.

20:11.580 --> 20:13.500
‫اینطوری می‌شه روستای مرگ.

20:11.880 --> 20:16.640
‫روستای مرگ

20:13.500 --> 20:14.750
‫انگار شهر ارواحه.

20:14.750 --> 20:16.630
‫بنظر میاد مرداب‌های سمّی داره.

20:18.670 --> 20:19.880
‫چیه؟

20:21.790 --> 20:23.380
‫این در؟

20:24.330 --> 20:25.920
‫بازش کنم؟

20:32.460 --> 20:34.210
‫روستای درخت بزرگ.

20:45.960 --> 20:47.960
‫سلام به همگی.

20:47.960 --> 20:52.000
‫از الان، تصمیم گرفتیم که به اینجا
‫روستای درخت بزرگ بگیم.

20:52.580 --> 20:54.830
‫برای بزرگداشت این روز،

20:54.830 --> 20:56.420
‫قراره جشن بگیریم!

20:58.000 --> 21:00.330
‫و هیچ جشنی بدون این نمی‌شه!

21:00.330 --> 21:03.750
‫اولین مجموعه شرابی که
‫تو روستامون ساخته شده!

21:05.040 --> 21:07.460
‫همگی، لطفاً لذت ببرید!

21:09.500 --> 21:11.000
‫شهردار!

21:11.750 --> 21:12.960
‫شهردار!

21:15.960 --> 21:19.040
‫شهردار! شهردار!

21:15.960 --> 21:19.040
‫نه، اون چیزیه که باید بعداً
‫باهمدیگه تصمیم بگیریم.

21:19.040 --> 21:20.710
‫داری چی می‌گی؟

21:20.710 --> 21:22.830
‫کسی غیر از خودت نمی‌شه.

21:23.130 --> 21:26.130
‫درست می‌گه؛ ببین،
‫همه الان هم دارن صدات می‌زنن!

21:28.040 --> 21:30.040
‫ک‍ ـ که اینطور.

21:30.060 --> 21:40.060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:59.420 --> 22:01.240
‫تخمیر

22:02.000 --> 22:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:25.290 --> 22:26.790
‫واقعاً مستی، نه؟

22:27.210 --> 22:30.790
‫چی شده؟ تنهایی با خودت نشستی؟

22:31.210 --> 22:32.540
‫چیزی نیست.

22:31.690 --> 22:40.440
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

22:33.210 --> 22:39.250
‫فقط داشتم فکر می‌کردم انقدر از این
‫خوشحالم که بیشتر شبیه یه رؤیاست.

22:40.780 --> 22:49.360
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

22:40.960 --> 22:42.880
‫یه رؤیا نیست.

22:42.880 --> 22:46.580
‫ما قراره کنار هم زندگی کنیم
‫و از زندگی لذت ببریم.

22:47.790 --> 22:49.420
‫درست می‌گی.

22:49.360 --> 22:54.150
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

22:49.420 --> 22:51.040
‫از این خوشم میاد.

22:51.040 --> 22:52.330
‫پس!

22:54.150 --> 22:58.570
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

22:54.210 --> 22:56.830
‫به سلامتی روستای درخت بزرگ.

22:58.570 --> 23:08.190
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

22:58.630 --> 22:59.670
‫آره.

23:00.420 --> 23:01.630
‫به سلامتی.

23:04.080 --> 23:05.540
‫قبول نیست!

23:05.750 --> 23:08.710
‫منم می‌خوام لیوانمو بزنم!

23:09.380 --> 23:11.460
‫بیدار بودی؟

23:09.530 --> 23:14.530
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

23:11.710 --> 23:13.040
‫بیاید دیگه!

23:13.040 --> 23:15.330
‫دیگه چاره‌ای نیست.

23:14.530 --> 23:19.070
‫چون تو در کنار منی

23:16.710 --> 23:18.540
‫چند سال گذشته؟

23:18.540 --> 23:19.630
‫به سلامتی!

23:19.070 --> 23:23.650
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

23:19.630 --> 23:23.170
‫از آخرین‌باری که شراب خوردم
‫خیلی خوش‌طعم‌تر شده.

23:23.170 --> 23:24.290
‫یکی دیگه!

23:23.900 --> 23:28.440
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

23:28.440 --> 23:35.610
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

23:38.080 --> 23:40.460
‫فکر کنم امتحانش می‌کنم،

23:40.460 --> 23:41.710
‫شهردار بودنو.

23:46.050 --> 23:51.030
‫دفعه بعدی

23:46.460 --> 23:51.030
‫قسمت هفتم

23:46.460 --> 23:51.030
‫یک قلب مهمان‌نواز
