WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.800 --> 00:20.220
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

00:20.220 --> 00:26.930
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

00:27.130 --> 00:34.550
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

00:34.550 --> 00:37.380
‫ما ادامه می‌دیم

00:37.380 --> 00:44.130
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

00:44.430 --> 00:48.010
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

00:48.010 --> 00:51.300
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

00:51.300 --> 00:55.340
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

00:55.340 --> 00:59.430
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

00:59.430 --> 01:02.930
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

01:02.930 --> 01:06.220
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

01:06.220 --> 01:10.430
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

01:10.430 --> 01:16.300
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

01:42.630 --> 01:45.540
‫واقعاً خون‌آشام‌ها از صبح‌ها خوششون نمیاد، نه؟

01:46.330 --> 01:51.920
‫اما اینکه لو اینجا باهام زندگی می‌کنه
‫برای خیلی چیزها بهم کمک کرده.

01:56.130 --> 01:58.960
‫الان دیگه برای نور مشکلی نداریم.

01:59.330 --> 02:01.670
‫اوه، معرکه‌ست!

02:01.670 --> 02:03.790
‫اما این فقط جادوی ابتداییه.

02:06.210 --> 02:08.830
‫خیلی طعم ضعیفی داره.

02:08.830 --> 02:11.710
‫ترجیح می‌دی تو غذاهات از نمک استفاده نکنی؟

02:11.710 --> 02:13.670
‫نه؛ فقط ندارم.

02:13.670 --> 02:14.630
‫ها؟

02:14.630 --> 02:15.670
‫نمک.

02:16.170 --> 02:18.790
‫چند وقتیه داشتم دنبالش می‌گشتم، اما پیدا نکردم.

02:18.790 --> 02:20.290
‫دیگه داشتم تسلیم می-

02:20.290 --> 02:22.330
‫نگاه ناجوری داری.

02:22.330 --> 02:23.750
‫خب، معلومه.

02:24.500 --> 02:25.540
‫همین‌جا.

02:25.540 --> 02:27.460
‫بیشترش نمکه.

02:27.460 --> 02:29.830
‫با جوشوندنش می‌شه نمک گرفت.

02:30.080 --> 02:32.250
‫زمان کَندن متوجه‌ش نشدی؟

02:34.210 --> 02:36.170
‫نگاه ناجوری داری.

02:40.670 --> 02:41.960
‫صبح بخیر.

02:41.960 --> 02:43.960
‫آره؛ صبح بخیر.

02:43.960 --> 02:45.790
‫امروز چیکار می‌کنیم؟

02:45.790 --> 02:47.170
‫بذار ببینم...

02:47.580 --> 02:49.960
‫می‌خواستم رشد درخت‌های میوه رو بررسی کنم.

02:49.960 --> 02:50.710
‫باشه.

02:51.000 --> 02:54.420
‫می‌رم صورتم رو بشورم، بعد میام اونجا.

02:55.790 --> 02:57.210
‫آه، اینا...

02:57.210 --> 02:59.080
‫به خاک اینجا پیوندشون دادی؟

02:59.080 --> 02:59.960
‫آره.

03:00.250 --> 03:02.670
‫از سبزیجات زمان بیشتری برای رشد نیاز دارن.

03:03.420 --> 03:06.170
‫این‌بار سعی کردم پرتقال و هلو بکارم.

03:06.170 --> 03:08.500
‫شاید دفعه بعد بلوط بکارم.

03:08.500 --> 03:12.080
‫جدی؟ نمی‌تونم منتظر دیدنشون بمونم.

03:13.920 --> 03:15.380
‫راستی...

03:15.380 --> 03:19.790
‫چای گیاهی که لو می‌کاره خیلی خوبه،
‫اما من چای سبز می‌خوام.

03:20.670 --> 03:23.170
‫اگه یادم باشه، چای وولانگ و چای سیاه

03:23.170 --> 03:26.330
‫از یه‌نوع برگ درست می‌شن...

03:30.790 --> 03:32.420
‫این‌بار دیگه چیه؟

03:39.210 --> 03:40.420
‫کافیه!

03:40.790 --> 03:42.670
‫لطفاً منو ببخشید!

03:42.670 --> 03:45.920
‫می‌فهمم که اشتباه من بود
‫که اول بهتون حمله کردم!

03:45.920 --> 03:47.670
‫قبلاً این صحنه رو دیدم.

03:48.580 --> 03:51.380
‫لطفاً نجاتم بدید!

03:51.380 --> 03:52.380
‫باشه.

03:55.210 --> 03:56.750
‫حالت خوبه؟

03:56.750 --> 03:58.830
‫بله، یه‌جورایی.

04:10.540 --> 04:12.830
‫اوه، محشره!

04:12.830 --> 04:15.170
‫واقعاً استفاده از جادو عالیه، نه؟

04:15.830 --> 04:16.830
‫لو؟

04:18.080 --> 04:20.710
‫پس اینجا قایم شده بودی، لولوسی!

04:20.710 --> 04:25.170
‫انقدر مقاومت نکن و زودتر تسلیم شو!

04:28.000 --> 04:29.630
‫هوی، هوی، هوی!

04:30.080 --> 04:33.750
‫واقعاً که... باورم نمی‌شه بین
‫این‌همه جا تو جنگل قایم شدی.

04:34.040 --> 04:36.380
‫خب، خیلی اتفاقا افتاد.

04:36.380 --> 04:38.750
‫اون تجربه وحشتناکی بود.

04:38.750 --> 04:41.670
‫می‌فهمم؛ با من هم همین‌کارو کردن.

04:41.670 --> 04:43.130
‫تو هم؟

04:43.130 --> 04:45.670
‫آره؛ اصلاً رحم نمی‌کنن.

04:45.670 --> 04:48.630
‫جادو روشون کار نمی‌کنه و می‌تونن جاخالی بدن.

04:48.630 --> 04:51.040
‫جنگیدن باهاشون برابر مرگه...

04:51.040 --> 04:52.080
‫آره...

04:52.080 --> 04:54.380
‫انگار تجربه یکسانی داشتن.

04:54.380 --> 04:55.670
‫راستی...

04:56.750 --> 04:58.080
‫ایشون کیه؟

04:58.080 --> 04:59.040
‫من...

04:59.040 --> 05:02.540
‫اوه، ایشون، خب...

05:04.540 --> 05:06.460
‫شوهرم هستن.

05:06.670 --> 05:08.130
‫شوهرت؟!

05:08.130 --> 05:10.080
‫تو شوهر لولوسی هستی؟!

05:10.080 --> 05:11.630
‫ها؟ آره...

05:11.630 --> 05:13.460
‫انتظارش رو نداشتم.

05:13.460 --> 05:15.580
‫امم، هیراکو هستم.

05:15.580 --> 05:17.540
‫شوهرش...

05:17.540 --> 05:20.790
‫تا حالا اینطوری صدام نزده بود.

05:21.460 --> 05:23.290
‫بذارید خودم رو معرفی کنم.

05:23.290 --> 05:24.920
‫من تیا هستم.

05:25.210 --> 05:27.330
‫همونطور که می‌بینید، یه فرشته‌م.

05:27.330 --> 05:29.670
‫یه فرشته؟! پس...

05:29.920 --> 05:32.580
‫یعنی به خدا خدمت می‌کنی، درسته؟

05:34.460 --> 05:36.630
‫اونقدرا هم مهم نیست.

05:36.630 --> 05:39.670
‫فقط یه نژاد جنگجوئن که بیشتر از عقل، زور دارن، همین.

05:40.460 --> 05:41.580
‫چقدر گستاخ!

05:41.580 --> 05:44.830
‫زمان کوتاهی هم وجود داشت که
‫ما رو می‌پرستیدن، می‌دونی که!

05:45.250 --> 05:48.080
‫خب، چرا یه فرشته‌ای مثل تو دنبال لوـه؟

05:48.080 --> 05:50.170
‫تو شهر شروع به خرابکاری کرد

05:50.170 --> 05:52.040
‫و الان بخاطرش تحت تعقیبه.

05:52.040 --> 05:53.920
‫بخاطر خرابکاری تحت تعقیبی؟

05:53.920 --> 05:58.710
‫خب، یه اشراف خیلی رو اعصاب بود که همش
‫مجبورم می‌کرد براشون معجون و دارو درست کنم.

05:58.710 --> 06:01.750
‫انقدر ول کن نبودن که باید
‫یه درس کوچیک بهشون می‌دادم...

06:01.750 --> 06:03.380
‫اصلاً هم کوچیک نبود!

06:03.790 --> 06:06.670
‫تمام مدت داشت راجب دارو و
‫معجون‌های عجیب تحقیق می‌کرد،

06:06.670 --> 06:08.630
‫و تا یه چیزی آزارش می‌داد...

06:09.330 --> 06:12.250
‫یهویی همه‌جا رو منفجر می‌کرد!
‫مشکل اینه.

06:12.250 --> 06:14.630
‫یه‌جوری نگو انگاری چندین‌بار انجامش دادم!

06:14.630 --> 06:16.710
‫فقط یه تصادف بود!

06:16.710 --> 06:20.500
‫به‌هرحال، این حقیقته که تو شرافت
‫یه اشراف رو لکه‌دار کردی!

06:20.500 --> 06:23.330
‫اصلاً می‌دونی برای تعقیبت چقدر جایزه گذاشتن؟

06:21.210 --> 06:23.330
‫انگاری خوب باهم کنار میان.

06:23.540 --> 06:26.630
‫خب، می‌دونم که یکم زیاده‌روی کردم.

06:27.130 --> 06:29.130
‫عجیبه که بهش اعتراف می‌کنی.

06:29.130 --> 06:33.830
‫حالا هرچی، این دلیلی بود که
‫داشتم از دست تیا فرار می‌کردم.

06:33.830 --> 06:36.460
‫به‌هرحال، جادوی اون از من قوی‌تره.

06:36.830 --> 06:38.330
‫البته فقط یکم.

06:38.670 --> 06:42.330
‫لولوسی، تو واقعاً تغییر کردی.

06:42.330 --> 06:46.540
‫تو هیچوقت آدمی نبودی که
‫به ضعیف بودنت اعتراف کنی.

06:46.540 --> 06:47.670
‫آره خب...

06:47.670 --> 06:50.670
‫کاملاً متوجه شدم که چقدر ضعیفم...

06:50.670 --> 06:51.670
‫که اینطور.

06:51.670 --> 06:53.830
‫جنگیدن با اون‌همه عادلانه نیست.

06:53.830 --> 06:54.880
‫آره...

06:55.330 --> 06:57.040
‫این چیزا به کنار...

06:57.040 --> 06:59.000
‫تو هم می‌خوای اینجا زندگی کنی؟

06:59.000 --> 07:00.920
‫ها؟ اینجا؟

07:00.920 --> 07:03.130
‫آره، اینجا، درسته؟

07:03.130 --> 07:04.710
‫آ ـ آره...

07:05.040 --> 07:07.790
‫زمین‌های محصولات و بقیه چیزارو نشون می‌دم.

07:07.790 --> 07:09.920
‫مطمئنم تو هم عاشق اینجا می‌شی!

07:09.920 --> 07:11.920
‫بیا بریم، باشه؟

07:11.920 --> 07:13.250
‫باشه...

07:14.750 --> 07:15.920
‫ببین!

07:16.330 --> 07:19.830
‫اینا زمین محصولات‌مونه؛
‫اینجا یه‌عالمه سبزیجات کاشتیم!

07:19.830 --> 07:21.000
‫اوه...

07:21.250 --> 07:24.920
‫اینجا هم باغ‌مونه؛ همه‌جور میوه رو اینجا کاشتیم.

07:24.920 --> 07:26.080
‫اوه...

07:26.380 --> 07:27.790
‫و این هم...

07:28.460 --> 07:29.880
‫زابوتون‌ـه!

07:32.790 --> 07:34.960
‫بله؛ همین انتظار هم داشتم.

07:34.960 --> 07:37.210
‫شاید از عنکبوت‌ها خوشش نمیاد.

07:37.750 --> 07:38.670
‫هی!

07:39.750 --> 07:41.710
‫می‌خوایم محصولات رو برداشت کنیم.

07:41.710 --> 07:43.330
‫تو هم باهامون بیا.

07:43.330 --> 07:45.040
‫خیلی خوش می‌گذره!

07:45.540 --> 07:46.960
‫باشه...

07:49.080 --> 07:51.580
‫تنهایی تمام این‌ها رو کاشتید، هیروکا-سان؟

07:51.580 --> 07:52.580
‫آره.

07:52.580 --> 07:54.750
‫من هم یکمی کمک کردم.

07:55.250 --> 07:57.420
‫فقط به کمک‌های بیشتری نیاز داشتیم.

07:57.420 --> 07:58.580
‫کمک بزرگی هستی.

07:58.920 --> 08:02.380
‫ها؟ منظورتون اینه که منم قراره تو مزرعه کار کنم؟

08:02.380 --> 08:03.880
‫معلومه.

08:03.880 --> 08:04.830
‫بیا!

08:04.830 --> 08:07.750
‫چرا فرشته‌ای مثل من باید دست‌هاش رو کثیف کنه؟

08:07.750 --> 08:10.500
‫خب، بیاید اول با کلم‌ها شروع کنیم.

08:17.710 --> 08:19.500
‫همینطوری امتحانش کن.

08:19.500 --> 08:21.460
‫ب‍ ـ باشه...

08:28.170 --> 08:30.330
‫خیلی سنگینن، ها؟

08:30.330 --> 08:31.880
‫می‌خوای مزه بکنی‌ش؟

08:34.920 --> 08:35.920
‫بفرما.

08:36.290 --> 08:40.290
‫خب، البته فقط چندتا برگ کلم رو شستم و نمک زدم...

08:45.750 --> 08:48.130
‫خیلی خوشمزه‌ست، واقعاً!

08:48.130 --> 08:49.250
‫خوبه.

08:49.250 --> 08:53.000
‫سبزیجات تازه واقعاً طعم خوبی دارن، نه؟

08:53.000 --> 08:57.330
‫آره؛ و اونایی که خودت می‌کاری
‫حتی طعم بهتری دارن.

08:57.330 --> 08:59.000
‫درست می‌گید.

09:03.130 --> 09:05.420
‫فکر می‌کنم برای امروز بس باشه.

09:05.670 --> 09:07.630
‫آره، همینم عالیه.

09:07.630 --> 09:09.380
‫خسته شدم.

09:09.380 --> 09:13.210
‫خوبه که زیاد داریم اما برداشت‌شون دردسره.

09:15.960 --> 09:17.880
‫ای کاش منم می‌تونستم...

09:20.880 --> 09:22.630
‫خوشمزه‌ست!

09:23.080 --> 09:26.540
‫این میوه که بهش می‌گید توت‌فرنگی
‫خیلی شیرین و ترشه.

09:26.540 --> 09:27.540
‫البته.

09:27.540 --> 09:31.460
‫این کار مزرعه از چیزی که
‫فکر می‌کردم رضایت‌بخش‌تره.

09:31.460 --> 09:33.040
‫بهت خوش گذشت، مگه نه؟

09:33.040 --> 09:34.170
‫بله.

09:34.170 --> 09:36.210
‫پس، تصویب شد!

09:37.000 --> 09:39.080
‫قراره اینجا زندگی کنی، مگه نه؟

09:39.080 --> 09:39.960
‫خب...

09:39.960 --> 09:41.580
‫باشه؟ لطفاً!

09:41.830 --> 09:44.830
‫بدنم نمی‌تونه تنهایی همه‌چیزو تحمل کنه.

09:44.830 --> 09:46.130
‫ببخشید؟

09:46.330 --> 09:48.380
‫منظورت چیه؟

10:07.420 --> 10:11.130
‫تیا، این کار مزرعه واقعاً بهت میادها.

10:11.130 --> 10:13.000
‫این الان یه تعریف بود؟

10:13.000 --> 10:14.250
‫البته که بود!

10:14.630 --> 10:17.710
‫بسیارخب؛ دیگه ادامش نمی‌دیم.

10:18.170 --> 10:19.250
‫مهم‌تر از اون...

10:19.250 --> 10:20.500
‫هیراکو-سان.

10:21.040 --> 10:23.830
‫می‌تونیم بازم توت‌فرنگی درست کنیم؟

10:24.380 --> 10:28.670
‫واقعاً امیدوار بودم بتونیم، اما حتی
‫اگه زمین محصولات رو گسترش بدیم،

10:28.670 --> 10:31.000
‫نمی‌تونیم تمام‌شون رو برداشت کنیم.

10:31.000 --> 10:33.710
‫فکر می‌کنم الان این تمام ظرفیت ما باشه.

10:34.170 --> 10:35.540
‫همم...

10:35.540 --> 10:38.380
‫پس واقعاً به کمک بیشتری برای اینکار نیاز داریم.

10:38.920 --> 10:41.880
‫تیا، تو فقط می‌تونی با بیشتر
‫کار کردن جای خالی رو پر کنی.

10:41.880 --> 10:44.920
‫خودت چطور؟ مطمئنی که تنبلی نمی‌کنی؟

10:46.000 --> 10:47.790
‫فکر نمی‌کنم بکنه.

10:47.790 --> 10:50.790
‫تازه، اگه بیش‌ازحد بکاریم،

10:50.790 --> 10:53.630
‫شاید نتونیم تمام برداشت‌هامون رو بخوریم.

10:55.170 --> 10:57.750
‫اوه، سگ کوچولوهای جدیدن.

10:58.000 --> 11:00.290
‫الان هم شاخ‌هاشون در اومده.

11:03.540 --> 11:04.710
‫پسر خوب.

11:06.750 --> 11:08.830
‫بچه‌های کورو و یوکی...

11:08.830 --> 11:11.630
‫هرکدوم بچه‌های خودشون رو داشتن.

11:11.630 --> 11:14.290
‫و الان دیگه یه خانواده بزرگ از سگ‌ها شدن.

11:15.540 --> 11:19.080
‫خیلی زود، این بچه‌ها هم می‌رن
‫برای خودشون یه زوج پیدا می‌کنن.

11:19.080 --> 11:21.540
‫این یعنی سگ‌های بیشتری میان؟

11:22.460 --> 11:26.290
‫حالا که اینو گفتی، این اتاقک براشون زیادی کوچیکه.

11:26.410 --> 11:26.450
{=0}‫باغ

11:26.450 --> 11:26.490
{=0}‫باغ

11:26.490 --> 11:26.540
{=0}‫باغ

11:26.540 --> 11:26.580
{=0}‫باغ

11:26.580 --> 11:26.620
{=0}‫باغ

11:26.620 --> 11:26.660
{=0}‫باغ

11:26.660 --> 11:26.700
{=0}‫باغ

11:26.700 --> 11:26.740
{=0}‫باغ

11:26.740 --> 11:26.790
{=0}‫باغ

11:26.790 --> 11:26.830
{=0}‫باغ

11:26.830 --> 11:26.870
{=0}‫باغ

11:26.870 --> 11:26.910
{=0}‫باغ

11:26.910 --> 11:26.950
{=0}‫باغ

11:26.950 --> 11:26.990
{=0}‫باغ

11:26.990 --> 11:27.040
{=0}‫باغ

11:27.000 --> 11:31.670
‫و اینطوری، تصمیم گرفتیم که
‫یه منطقه سگ‌ها کنار باغ بسازیم.

11:27.040 --> 11:27.080
{=0}‫باغ

11:27.080 --> 11:27.120
{=0}‫باغ

11:27.120 --> 11:27.160
{=0}‫باغ

11:27.160 --> 11:27.200
{=0}‫باغ

11:27.200 --> 11:27.240
{=0}‫باغ

11:27.240 --> 11:27.290
{=0}‫باغ

11:27.290 --> 11:27.330
{=0}‫باغ

11:27.330 --> 11:27.370
{=0}‫باغ

11:27.370 --> 11:27.410
{=0}‫باغ

11:27.410 --> 11:27.450
{=0}‫باغ

11:27.450 --> 11:27.490
{=0}‫باغ

11:27.490 --> 11:27.540
{=0}‫باغ

11:27.540 --> 11:27.580
{=0}‫باغ

11:27.580 --> 11:27.620
{=0}‫باغ

11:27.620 --> 11:27.660
{=0}‫باغ

11:27.660 --> 11:27.700
{=0}‫باغ

11:27.700 --> 11:27.750
{=0}‫باغ

11:27.750 --> 11:27.790
{=0}‫باغ

11:27.790 --> 11:27.830
{=0}‫باغ

11:27.830 --> 11:27.870
{=0}‫باغ

11:27.870 --> 11:27.910
{=0}‫باغ

11:27.910 --> 11:27.950
{=0}‫باغ

11:27.950 --> 11:28.000
{=0}‫باغ

11:28.000 --> 11:28.040
{=0}‫باغ

11:28.040 --> 11:28.080
{=0}‫باغ

11:28.080 --> 11:28.120
{=0}‫باغ

11:28.120 --> 11:28.160
{=0}‫باغ

11:28.160 --> 11:28.200
{=0}‫باغ

11:28.200 --> 11:28.250
{=0}‫باغ

11:28.250 --> 11:28.290
{=0}‫باغ

11:28.290 --> 11:28.330
{=0}‫باغ

11:28.330 --> 11:28.370
{=0}‫باغ

11:28.370 --> 11:28.410
{=0}‫باغ

11:28.410 --> 11:28.450
{=0}‫باغ

11:28.450 --> 11:28.500
{=0}‫باغ

11:28.500 --> 11:28.540
{=0}‫باغ

11:28.540 --> 11:28.580
{=0}‫باغ

11:28.580 --> 11:28.620
{=0}‫باغ

11:28.620 --> 11:28.660
{=0}‫باغ

11:28.660 --> 11:28.700
{=0}‫باغ

11:28.700 --> 11:28.750
{=0}‫باغ

11:28.750 --> 11:28.790
{=0}‫باغ

11:28.790 --> 11:28.830
{=0}‫باغ

11:28.830 --> 11:28.870
{=0}‫باغ

11:28.870 --> 11:28.910
{=0}‫باغ

11:28.910 --> 11:28.950
{=0}‫باغ

11:28.950 --> 11:29.000
{=0}‫باغ

11:29.000 --> 11:29.040
{=0}‫باغ

11:29.040 --> 11:29.080
{=0}‫باغ

11:29.080 --> 11:29.120
{=0}‫باغ

11:29.120 --> 11:29.160
{=0}‫باغ

11:29.160 --> 11:29.200
{=0}‫باغ

11:29.200 --> 11:29.250
{=0}‫باغ

11:29.250 --> 11:29.290
{=0}‫باغ

11:29.290 --> 11:29.330
{=0}‫باغ

11:29.330 --> 11:29.660
{=0}‫باغ

11:29.420 --> 11:31.650
‫منطقه سگ‌ها

11:29.660 --> 11:30.040
{=0}‫باغ

11:30.040 --> 11:30.710
{=0}‫باغ

11:30.710 --> 11:31.670
{=0}‫باغ

11:33.460 --> 11:38.330
‫بیشتر شبیه یه طویله اسب شد،
‫اما با خودم فکر می‌کنم که خیلی هم بد نیست.

11:39.000 --> 11:41.170
‫برای نسل‌های بعد از کورونه و خواهر برادراش

11:41.170 --> 11:43.670
‫هنوز نتونستم به اسمی فکر کنم.

11:43.670 --> 11:45.790
‫دلم می‌خواد بهشون اسم بدم،

11:44.460 --> 11:50.420
‫کورو

11:44.660 --> 11:50.420
‫یوکی

11:44.980 --> 11:50.420
‫کورونه

11:45.210 --> 11:50.420
‫آلیس

11:45.510 --> 11:50.420
‫کورودو

11:45.710 --> 11:50.420
‫لیلیس

11:45.790 --> 11:49.540
‫اما انقدر زیاد شدن که پیدا کردن
‫اسم برای همشون خیلی سخته.

11:46.000 --> 11:50.420
‫کوروسه

11:46.200 --> 11:50.420
‫اونو

11:46.500 --> 11:50.420
‫کوروچهار

11:46.710 --> 11:50.420
‫الیس

11:50.540 --> 11:52.960
‫از طرف دیگه، بچه‌های زابوتون...

11:54.170 --> 11:55.460
‫چی شده؟

12:01.420 --> 12:04.040
‫...با استفاده از باد یه سفر جدید رو شروع می‌کنن.

12:04.500 --> 12:07.380
‫که اینطور، پس همشون دارن می‌رن.

12:07.920 --> 12:11.170
‫نقشه داشتم باغ رو به خونه
‫جدیدشون تبدیل کنم، اما خب...

12:14.460 --> 12:17.460
‫انگار هنوز چندتایی‌شون پیش ما می‌مونن.

12:17.460 --> 12:18.460
‫هی.

12:19.540 --> 12:21.750
‫من هم برای یه مدت می‌رم بیرون.

12:22.540 --> 12:24.630
‫تیا، تو هم می‌خوای تنهامون بذاری؟

12:24.630 --> 12:27.130
‫نه، مدت زیادی نمی‌رم.

12:27.130 --> 12:28.130
‫پس فعلاً.

12:30.960 --> 12:32.630
‫نمی‌دونم داره کجا می‌ره.

12:32.630 --> 12:34.880
‫خب، خیلی زود برمی‌گرده.

12:34.880 --> 12:36.290
‫واقعاً؟

12:36.830 --> 12:37.960
‫مزرعه‌داری...

12:37.960 --> 12:39.170
‫در...

12:39.170 --> 12:40.250
‫دنیای دیگر

12:42.420 --> 12:43.750
‫چند روز گذشت،

12:43.750 --> 12:46.630
‫همونطور که لو گفت تیا برگشت.

12:46.630 --> 12:49.500
‫و چندتا دختر رو با خودش آورد.

12:49.830 --> 12:51.130
‫اِلف؟

12:51.130 --> 12:54.040
‫های الف هستیم، اما می‌تونید الف صدامون بزنید.

12:54.040 --> 12:55.670
‫فرقشون چیه؟

12:55.670 --> 12:57.920
‫دوستان، لطفاً خودتون رو معرفی کنید.

12:57.920 --> 12:59.000
‫لیا هستم.

12:59.000 --> 13:00.000
‫لیف هستم.

13:00.000 --> 13:01.170
‫لیکوت هستم.

13:01.170 --> 13:02.170
‫لیزه هستم.

13:02.170 --> 13:03.170
‫لیلی هستم.

13:03.170 --> 13:04.170
‫لیتا هستم.

13:04.170 --> 13:05.170
‫لیز هستم.

13:05.170 --> 13:06.920
‫همتون لی هستین.

13:06.920 --> 13:09.460
‫آه، منظورتون اسمامونه؟

13:09.460 --> 13:12.670
‫ما اسم‌های مشابه داریم چون باهم فامیل هستیم.

13:12.670 --> 13:15.580
‫بعد از پیشنهاد تیا-سان تصمیم به اومدن گرفتیم.

13:15.580 --> 13:18.580
‫لطفاً بذارید ما کنار شما اینجا زندگی کنیم!

13:18.830 --> 13:20.040
‫خب...

13:20.540 --> 13:24.420
‫راستش، اونا همشون گذشته غمگینی دارن.

13:24.420 --> 13:28.710
‫اونا در گذشته داخل روستایی
‫تو شمال اینجا زندگی می‌کردن.

13:29.500 --> 13:33.460
‫اما بیشتر مردم‌شون بعد درگیر شدن
‫در جنگ انسان‌ها از بین رفتن.

13:34.130 --> 13:36.960
‫نژادشون در سرزمین سرگردون بودند

13:36.960 --> 13:40.420
‫و دنبال جایی می‌گشتن تا بتونن خونه صدا کنند.

13:41.630 --> 13:46.080
‫تمام این مدت داشتیم در میان جنگل زندگی می‌کردیم.

13:46.080 --> 13:50.500
‫بدون داشتن جایی که مستقر بشیم،
‫نمی‌تونیم نژادمون رو دوباره افزایش بدیم.

13:50.920 --> 13:52.630
‫خواستار کمکتون هستیم!

13:52.630 --> 13:54.080
‫خواهش ‌می‌کنیم!

13:54.080 --> 13:56.750
‫می‌تونیم به عنوان کارگرهای
‫عالی روشون حساب کنیم.

13:56.750 --> 13:58.830
‫من هم درخواست می‌کنم کمکشون کنید.

13:58.830 --> 14:00.750
‫منم فکر می‌کنم ایده خوبی باشه.

14:00.750 --> 14:03.710
‫شنیدم های الف‌ها نژاد خیلی با استعدادی‌ن.

14:03.710 --> 14:06.330
‫شماها هنوز خیلی جوونید، نه؟

14:06.580 --> 14:10.290
‫من بزرگ‌ترینم، و تازه 400 سال رو رد کردم.

14:10.290 --> 14:13.540
‫من جوون‌ترینم، و حدود 300 سالمه.

14:13.540 --> 14:15.580
‫با 100 سال فاصله فرقشون رو نمی‌فهمم.

14:16.000 --> 14:17.250
‫چی فکر می‌کنی؟

14:17.250 --> 14:19.130
‫خوبه، نه؟

14:19.540 --> 14:23.040
‫خب، ما اینجا هم‌خونه‌ای‌های دیگه‌ای هم داریم،

14:23.040 --> 14:25.880
‫اما اگه می‌تونید باهاشون کنار بیاید مشکلی ندارم.

14:27.080 --> 14:28.880
‫خیلی ازتون ممنونیم!

14:29.170 --> 14:31.750
‫راستی، هم‌خونه‌ای‌های دیگه کی‌ن؟

14:33.630 --> 14:35.130
‫زابوتون‌ـه.

14:37.920 --> 14:39.750
‫و همینطور...

14:39.750 --> 14:40.880
‫سگ‌ها.

14:44.130 --> 14:46.500
‫بله، همین انتظار رو هم داشتم.

14:47.250 --> 14:49.210
‫یهو تعداد روستایی‌ها زیاد شد،

14:49.210 --> 14:50.880
‫پس جایی برای زندگی‌شون نیاز داشتیم.

14:51.330 --> 14:54.380
‫لیا گفت همشون می‌خوان کنار هم زندگی کنن،

14:54.380 --> 14:56.420
‫پس تصمیم گرفتیم یه خونه بزرگ بسازیم.

14:57.130 --> 15:00.040
‫اول، از چاه و نرده‌های چوبی شروع کردیم.

15:00.330 --> 15:03.500
‫بعد، دستشویی و محل دفع زبالۀ خودشون رو ساختیم.

15:07.790 --> 15:10.380
‫اون یه درخت تنومنده که از آهن هم سخت‌تره.

15:10.380 --> 15:11.920
‫به این راحتی بُریدش.

15:12.380 --> 15:15.170
‫وقتی بحث ساخت‌وساز باشه،
‫اونا بیشتر از من می‌دونن.

15:15.170 --> 15:17.170
‫و خیلی هم ماهر بودن.

15:17.630 --> 15:19.920
‫حتی تونستم راجب الوار و کُنده‌ها

15:19.920 --> 15:21.750
‫خیلی چیزا ازشون یاد بگیرم.

15:22.540 --> 15:24.830
‫من فقط دستوراتشون رو پیروی می‌کردم،

15:25.210 --> 15:26.830
‫و روی چاله کَندن،

15:27.130 --> 15:28.750
‫صاف کردن زمین،

15:29.290 --> 15:31.290
‫و جمع‌آوری الوار تمرکز می‌کردم.

15:32.040 --> 15:34.040
‫ده روز طول کشید، و حالا...

15:34.420 --> 15:35.710
‫تموم شد.

15:35.710 --> 15:36.670
‫آره

15:36.830 --> 15:38.290
‫معرکه‌ست.

15:38.290 --> 15:40.790
‫این خیلی بهتر از کلبه کوچیکِ ماست.

15:40.790 --> 15:42.040
‫واقعاً هست.

15:43.540 --> 15:44.790
‫حسودی...

15:45.500 --> 15:46.960
‫قهر کرده؟

15:46.960 --> 15:48.420
‫انگاری.

15:48.960 --> 15:52.380
‫اما من یادش گرفتم... تکنیک اونارو!

15:53.750 --> 15:57.790
‫ممکنه فکر خوبی باشه اگه کلبه‌ای که
‫توش می‌خوابیم رو بازسازی کنیم.

15:59.040 --> 16:02.290
‫اینجا مثل یه مثلث بلنده که
‫از شرق به غرب کشیده شده.

16:02.290 --> 16:04.210
‫اتاق نشیمنی که داریم

16:04.210 --> 16:06.290
‫دوبرابر یه اتاق پذیراییه.

16:06.630 --> 16:10.250
‫جاییه که می‌تونیم باهم کار کنیم
‫ و پیش هم غذا بخوریم.

16:10.880 --> 16:15.130
‫در سمت راست و چپ اتاق نشیمن، انبارها هستن.

16:11.090 --> 16:13.810
‫اتاق پذیرایی

16:12.590 --> 16:13.810
‫انبار

16:15.630 --> 16:17.630
‫کل خونه اتاق نشیمنه.

16:17.630 --> 16:19.590
‫نورا هم با جادو کار شدن.

16:19.960 --> 16:23.340
‫و طبقه دوم درست روی انبار ساخته شده.

16:24.130 --> 16:26.340
‫تو این طبقه هرکس اتاق جداگانه داره.

16:29.840 --> 16:34.210
‫امیدوارم این خونه‌ای بشه که
‫بتونن با صلح و آرامش توش زندگی کنن.

16:41.710 --> 16:44.460
‫بنظر همه به زندگی تو اینجا عادت کردن.

16:44.460 --> 16:45.590
‫آره.

16:45.590 --> 16:48.040
‫برداشت سبزیجات خیلی خوب پیش می‌ره.

16:48.040 --> 16:49.000
‫آره.

16:50.460 --> 16:52.920
‫دارن سیر خامی که برداشتنو می‌خورن.

16:52.920 --> 16:54.380
‫واقعاً جنگلی‌ان.

16:55.380 --> 16:56.460
‫ها؟

16:56.460 --> 16:59.210
‫از آتیش استفاده می‌کنید و گوشتم می‌خورید؟

16:59.210 --> 17:01.000
‫آره، البته.

17:01.000 --> 17:02.670
‫وقتی به الف‌ها فکر می‌کنم...

17:03.170 --> 17:06.170
‫توی جنگل زندگی می‌کنن و با طبیعت یکی‌ان،

17:06.170 --> 17:08.000
‫و از آتیش و اینا هم بدشون میاد.

17:08.920 --> 17:10.750
‫همچین چیزیو از کجا شنیدی؟

17:10.750 --> 17:12.340
‫اشتباه می‌کنم؟

17:12.750 --> 17:16.000
‫چطور کسی می‌تونه بدون آتیش زنده بمونه؟

17:16.000 --> 17:18.210
‫گفتم که، با طبیعت یکی می‌شید...

17:18.210 --> 17:19.420
‫مثلاً چطوری؟

17:19.420 --> 17:21.250
‫ها؟ خب...

17:21.250 --> 17:22.790
‫با طلوع آفتاب پا می‌شید؛

17:22.790 --> 17:24.750
‫با غروب کردنشم می‌خوابید؛

17:24.920 --> 17:26.630
‫از درختا میوه می‌خورید؛

17:26.630 --> 17:28.420
‫و اونارو خیلی دوست دارید؛

17:28.420 --> 17:31.000
‫با پوشیدن هرچیز آهنی‌ای مخالفید...

17:31.000 --> 17:32.540
‫ببخشید، هیراکو-سان.

17:32.540 --> 17:33.500
‫همم؟

17:33.750 --> 17:35.880
‫لطفاً‌ طبیعت رو دست‌کم نگیرید.

17:35.880 --> 17:39.500
‫اگه بخواید اینطوری توی جنگل زندگی کنید،
‫درجا می‌میریدا.

17:39.500 --> 17:41.130
‫ک‍ ـ که اینطور...

17:41.130 --> 17:42.290
‫خوبه.

17:42.290 --> 17:44.540
‫واقعاً تو زنده موندن رو دست ندارن.

17:44.540 --> 17:48.000
‫راستی، برای تشکر از اینکه
‫اجازه دادید اینجا بمونیم،

17:48.000 --> 17:51.290
‫در نظر داشتیم کارای
‫معدن‌کاری و آهنگری‌تونو انجام بدیم.

17:51.290 --> 17:53.090
‫ها؟ می‌تونید همچین کاری کنید؟

17:53.090 --> 17:54.040
‫بله.

17:54.040 --> 17:57.340
‫اول باید یه کوره برای ذوب آهن بسازیم.

17:58.210 --> 18:00.750
‫همیشه فکر می‌کردم دورف‌ها از این کارا می‌کنن.

18:00.750 --> 18:02.630
‫اما بنظر اینجا فرق می‌کنه.

18:04.290 --> 18:08.040
‫و با دستور‌العمل‌های لی، محل آهنگری رو برپا کردن.

18:08.040 --> 18:10.880
‫زغال و پودر آهن رو از روخونه می‌گیرن.

18:09.330 --> 18:13.850
‫زغال

18:10.580 --> 18:13.850
‫پودر آهن

18:10.880 --> 18:13.210
‫و داخل کورۀ گِلی ذوبش می‌کنن.

18:13.210 --> 18:15.460
‫و بعد اونو با چکش شکل می‌دن.

18:13.850 --> 18:14.220
‫زغال

18:13.850 --> 18:14.010
‫پودر آهن

18:18.500 --> 18:19.790
‫این عالیه!

18:19.790 --> 18:21.380
‫تمدن یعنی این!

18:21.380 --> 18:22.960
‫خیلی ازتون ممنونیم.

18:23.500 --> 18:25.590
‫واقعاً‌ هرکاری می‌تونید بکنید، مگه نه؟

18:25.590 --> 18:27.040
‫خب، یه‌جورایی...

18:27.040 --> 18:30.540
‫از اونجایی که 200 سال آواره بودیم،
‫این چیزا رو هم یاد گرفتیم.

18:30.540 --> 18:31.840
‫که اینطور.

18:31.840 --> 18:34.420
‫تنها کاری که نتونستیم بکنیم...

18:35.090 --> 18:38.090
‫این بود که بتونیم تولید مثل کنیم!

18:38.290 --> 18:40.500
‫خب، بنظر الانشم ترتیب اون داده شده!

18:40.960 --> 18:42.880
‫الان که بهش فکر می‌کنم،

18:42.880 --> 18:45.040
‫بهتر بود چیزی درباره اون نمی‌گفتم.

18:50.590 --> 18:53.290
‫واقعاً خیلی خوشحالم که شماها به اینجا اومدید.

18:53.290 --> 18:54.340
‫منم همینطور.

18:54.340 --> 18:57.380
‫واقعاً منم خوشحال می‌کنه که شما اینطور فکر می‌کنید.

18:58.340 --> 19:00.590
‫بیاید برای امروز تمومش کنیم.

19:00.590 --> 19:01.710
‫ببخشید.

19:02.670 --> 19:05.880
‫فکر می‌کنم که یه زمین گندم اون‌طرف‌تر دیدم.

19:05.880 --> 19:07.920
‫آره، یدونه داریم،

19:07.920 --> 19:11.420
‫اما ما همه گندمی که می‌خواستیم رو
‫برداشت کردیم و به انبار بردیم.

19:12.210 --> 19:16.380
‫اگه باهاش مشکلی ندارید،
‫می‌خواستم یکم نون بپزم.

19:16.380 --> 19:19.170
‫نون؟ لطفاً مهمون من باشید!

19:20.090 --> 19:21.130
‫اون چیه؟

19:21.420 --> 19:25.090
‫این چیزا باعث پف کردن نون، موقع پختن‌ش می‌شه.

19:46.710 --> 19:49.250
‫اون نون پخته‌شده معرکه بود.

19:53.960 --> 19:55.500
‫این واقعاً خوشمزه‌ست!

19:55.500 --> 19:56.840
‫آره واقعاً.

19:56.840 --> 19:59.960
‫اینکه ازش خوشتون اومده، مارو هم خوشحال می‌کنه.

20:01.210 --> 20:05.880
‫اون ظرف حتماً توش یه مخمّر طبیعی بوده
‫که باعث پف کردن نون از داخل شده.

20:06.250 --> 20:10.460
‫حالا که می‌تونیم نون درست کنیم،
‫دوست دارم زمینای گندم رو هم بزرگ‌تر کنم...

20:13.130 --> 20:15.170
‫می‌دونم یکم دیر شده،

20:15.170 --> 20:17.920
‫اما این زمینا متعلق به کسیه؟

20:17.920 --> 20:19.710
‫منظورت این جنگله؟

20:19.710 --> 20:20.540
‫آره.

20:22.040 --> 20:25.290
‫فکر نمی‌کنم کسی مالک این قسمت بخصوص باشه،

20:25.290 --> 20:28.040
‫اما فکر کنم می‌شه گفت
‫تحت کنترل پادشاه شیاطینه.

20:28.040 --> 20:29.460
‫پادشاه شیاطین؟!

20:30.090 --> 20:31.630
‫نمی‌دونم چیه، اما ترسیدم.

20:31.630 --> 20:33.540
‫مشکلی پیش اومده؟

20:33.540 --> 20:36.290
‫خب... این پادشاه

20:36.290 --> 20:39.840
‫قرار نیست با زمینایی که
‫اینجا ساختم ‫مشکلی داشته باشه؟

20:39.840 --> 20:42.210
‫این چیزیه که دربارش نگرانی؟

20:42.210 --> 20:45.960
‫موقع ساختن این ساختمونا، از کسی کمک گرفتی؟

20:45.960 --> 20:47.380
‫نه؛ اصلاً.

20:47.790 --> 20:49.630
‫پس چیزی برای نگرانی نیست.

20:50.170 --> 20:54.540
‫اگه اینجارو خودت تنهایی ساختی،
‫پس این زمینا هم متعلق به خودته.

20:55.090 --> 20:56.590
‫فکر کنم اینطور باشه.

20:56.790 --> 20:58.420
‫آره، همینطوریه!

21:00.880 --> 21:04.350
‫باغ

21:00.880 --> 21:04.350
‫منطقه سگ‌ها

21:00.880 --> 21:04.350
‫خانه الف‌ها

21:06.250 --> 21:09.290
‫هیراکو-سان همیشه آدمو غافلگیر می‌کنه.

21:09.750 --> 21:12.380
‫منم اولش همش اینطوری غافلگیر می‌شدم.

21:12.750 --> 21:16.630
‫نه تنها تمام گرگ‌های جهنمی رو رام کرده،

21:16.630 --> 21:19.630
‫حتی یه عنکبوت شیطانی رو هم رام کرده.

21:20.000 --> 21:21.840
‫واقعاً آدم خاصیه.

21:21.880 --> 21:24.130
‫و این محصولات...

21:24.540 --> 21:27.920
‫واقعاً خاک اینجا به‌قدر کافی
‫برای کاشتن اینا خوب هست؟

21:27.920 --> 21:30.540
‫نمی‌دونم! هیچوقت ازش نپرسیدم.

21:30.540 --> 21:34.000
‫مطمئنم هیراکو-سان آدم با استعدادیه.

21:35.250 --> 21:39.250
‫گرچه، تعجب‌آوره که چه دانش کمی
‫راجب دنیای اطرافش داره.

21:39.250 --> 21:41.330
‫آه! منظورت رو می‌فهمم.

21:41.330 --> 21:47.500
‫می‌گفت فکر می‌کرده الف‌ها نژادی‌ن که
‫از آتیش استفاده نمی‌کنن و گوشت نمی‌خورن.

21:47.830 --> 21:49.170
‫این دیگه چیه؟

21:49.540 --> 21:52.790
‫انگاری اینم نمی‌دونست که فرشته‌ها چی‌ن.

21:52.790 --> 21:55.710
‫اینطوری وضعش از دانشِ کم هم بدتره.

21:55.960 --> 21:57.420
‫درسته.

22:05.250 --> 22:08.210
‫اوه راستی، تو ساختن مسیر آب پیشرفتی نداشتم.

22:09.000 --> 22:11.420
‫شاید از لیا و بقیه کمک بخوام.

22:11.920 --> 22:14.170
‫برای فردا خیلی کارها هست.

22:16.000 --> 22:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:30.220 --> 22:38.970
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

22:39.310 --> 22:47.890
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

22:47.890 --> 22:52.680
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

22:52.680 --> 22:57.100
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

22:57.100 --> 23:06.720
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

23:08.060 --> 23:13.060
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

23:13.060 --> 23:17.600
‫چون تو در کنار منی

23:17.600 --> 23:22.180
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

23:22.430 --> 23:26.970
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

23:26.970 --> 23:34.140
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

23:46.000 --> 23:50.980
‫دفعه بعدی

23:46.410 --> 23:50.980
‫قسمت چهارم

23:46.410 --> 23:50.980
‫آبراه‌ها باعث تکمیل زندگی می‌شن
