1
00:00:01,380 --> 00:00:06,000
‫نمی‌دونم اوضاع اون مرد، ماچیو هیراکو،
‫خوب پیش می‌ره یا نه.

2
00:00:06,790 --> 00:00:10,750
‫چون نگران حالش بودم،
‫تصمیم گرفتم تا تماشاش کنم.

3
00:00:11,330 --> 00:00:12,830
‫من خدا هستم.

4
00:00:12,830 --> 00:00:16,000
‫رستگاری ارواح بخشی از کار منه.

5
00:00:16,500 --> 00:00:19,290
‫گرچه، حتی خدا هم اشتباه می‌کنه.

6
00:00:19,290 --> 00:00:26,710
‫به اشتباه یه زندگی درخور فردی گناهکار رو
‫برای مردی بی‌گناه نازل کردم.

7
00:00:27,040 --> 00:00:30,790
‫دخالت در کار کسانی که زندگی
‫خود رو تازه آغاز کردند، خلاف قوانینه.

8
00:00:30,790 --> 00:00:32,960
‫تلاش کردم تا برای جبران کارم،

9
00:00:32,960 --> 00:00:36,420
‫براساس خواست خودش یه فرصت
‫برای زندگی دوباره بهش دادم، اما...

10
00:00:38,290 --> 00:00:42,460
‫مگه این جنگل پر از منطقه‌ها
‫و هیولاهای خطرناک نیست؟

11
00:00:42,460 --> 00:00:44,830
‫فکر کنم اسمش جنگل مرگ بود...

12
00:00:43,210 --> 00:00:44,840
‫جنگل مرگ

13
00:00:45,000 --> 00:00:48,460
‫اونو پرت کردن تو این جنگل و
‫بهش گفتن با مزرعه‌داری زندگی بکن.

14
00:00:48,460 --> 00:00:50,130
‫این دیگه چه بازی ناجوریه؟

15
00:00:50,130 --> 00:00:52,130
‫باید سریع‌تر برگردونمش... اما نه!

16
00:00:52,130 --> 00:00:55,130
‫مگه همین الان نگفتم این خلاف قوانینه!

17
00:00:55,630 --> 00:00:59,500
‫هنوز شانسی وجود داره که دوباره
‫به عنوان روح اینجا برگرده.

18
00:00:59,500 --> 00:01:01,500
‫امیدوارم اون موقع عذرخواهیم رو بپذیره.

19
00:01:01,750 --> 00:01:04,830
‫حتی خدا هم... اشتباه می‌کنه.

20
00:01:05,000 --> 00:01:15,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

21
00:01:17,320 --> 00:01:24,740
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

22
00:01:24,740 --> 00:01:31,450
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

23
00:01:31,650 --> 00:01:39,070
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

24
00:01:39,070 --> 00:01:41,900
‫ما ادامه می‌دیم

25
00:01:41,900 --> 00:01:48,650
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

26
00:01:48,950 --> 00:01:52,530
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

27
00:01:52,530 --> 00:01:55,820
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

28
00:01:55,820 --> 00:01:59,860
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

29
00:01:59,860 --> 00:02:03,950
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

30
00:02:03,950 --> 00:02:07,450
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

31
00:02:07,450 --> 00:02:10,740
‫اگه سرشار از احساس خوشحالی شدی

32
00:02:10,740 --> 00:02:14,950
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

33
00:02:14,950 --> 00:02:20,820
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

34
00:02:36,830 --> 00:02:39,460
‫اینا نتایج من بعد استفاده از ابزارهای مطلقه.

35
00:02:39,460 --> 00:02:41,460
‫تونستم چیزای زیادی یاد بگیرم.

36
00:02:42,130 --> 00:02:45,830
‫اول، محصولاتی هستن که تونستم
‫بدون کاشتن دونه‌ای بکارم‌شون.

37
00:02:45,830 --> 00:02:47,250
‫سیب‌زمینی‌ها هستن،

38
00:02:47,580 --> 00:02:48,710
‫پیازها،

39
00:02:49,080 --> 00:02:50,290
‫گوجه‌ها، و...

40
00:02:50,580 --> 00:02:52,080
‫کلم‌ها هم همینطور.

41
00:02:52,080 --> 00:02:57,500
‫اینا دقیقاً گیاه‌هایی هستن که قبل‌تر
‫هنگام شخم‌زنی زمین بهشون فکر می‌کردم.

42
00:02:57,880 --> 00:03:01,380
‫اگه زمان استفاده از ابزار مطلق
‫به گیاهی که می‌خوام بکارم فکر کنم،

43
00:02:58,330 --> 00:03:00,790
‫بادمجون! بادمجون! بادمجون! بادمجون!

44
00:03:01,380 --> 00:03:03,330
‫دونۀ اون در زمین جوونه می‌زنه.

45
00:03:03,460 --> 00:03:05,540
‫من... کاهو... می‌خوام!

46
00:03:05,000 --> 00:03:08,080
‫وقتی دنبال ثابت کردن این نظریه خودم بودم...

47
00:03:08,080 --> 00:03:09,330
‫این اتفاق افتاد.

48
00:03:10,210 --> 00:03:12,580
‫چیزی می‌خواستم که سریع
‫بعد جوونه زدن تشخیصش بدم،

49
00:03:12,580 --> 00:03:16,880
‫پس زمان شخم‌زنی به این فکر کردم
‫که چقدر دلم سویا می‌خواد!

50
00:03:12,580 --> 00:03:18,040
‫سویا! سویا! سویا!

51
00:03:18,540 --> 00:03:21,080
‫و اون دقیقاً چیزی بود که گرفتم.

52
00:03:21,750 --> 00:03:23,750
‫مطمئنم آخرش تبدیل به سویا می‌شن.

53
00:03:24,580 --> 00:03:27,790
‫برای فعلاً، عقب وایمیستم و تماشا می‌کنم.

54
00:03:27,790 --> 00:03:31,880
‫محصولاتی که کاشتم به‌خاطر
‫ابزار مطلق خیلی سریع رشد می‌کنن.

55
00:03:32,920 --> 00:03:37,130
‫راستش، بعضی وقتا انقدر سریع رشد می‌کنن
‫که بعد از بیرون اومدن متوجه‌شون می‌شم.

56
00:03:37,670 --> 00:03:40,040
‫مثلاً این سیب‌زمینی‌ها بعد آفتاب خوردن سبز شدن.

57
00:03:40,040 --> 00:03:42,830
‫وقتی یادم میاد سیب‌زمینی سبز
‫سمّیه، یکم می‌ترسم.

58
00:03:42,830 --> 00:03:44,290
‫برای جلوگیری ازش،

59
00:03:44,290 --> 00:03:47,540
‫فکر کنم بهترین راه اینه که بغل
‫ریشه گیاه رو با خاک بپوشونیم.

60
00:03:47,750 --> 00:03:51,420
‫موقع نگاه کردن به سبزیجات
‫تو دنیای خودم هیچی نمی‌فهمیدم،

61
00:03:52,080 --> 00:03:56,000
‫اما مطمئنم کشاورزها خیلی
‫چیزها رو از تجربه‌هاشون فهمیدن.

62
00:03:56,250 --> 00:03:59,250
‫تنها انتخاب من اینه که از اشتباهاتم درس بگیرم.

63
00:04:00,920 --> 00:04:04,040
‫به‌هرحال، تنها دلیلی که می‌تونم اینجا مزرعه‌داری کنم

64
00:04:04,040 --> 00:04:05,500
‫به لطف خدایانه.

65
00:04:05,710 --> 00:04:09,040
‫برای همین تصمیم گرفتم مجسمه اون‌ها رو درست کنم.

66
00:04:09,040 --> 00:04:10,420
‫محض اطلاع،

67
00:04:10,420 --> 00:04:13,000
‫اونی که سمت چپه قراره خدای کشاورزی باشه.

68
00:04:13,630 --> 00:04:16,170
‫بنظر میاد اینجا همه‌چیز داره متمدن‌تر می‌شه.

69
00:04:16,170 --> 00:04:17,880
‫از خدایان متشکرم.

70
00:04:20,330 --> 00:04:22,630
‫من اینجا یه سبک زندگی ابتدایی دارم.

71
00:04:23,170 --> 00:04:25,670
‫ناهار امروز یه سوپ
‫درست شده از گوشت خرگوش،

72
00:04:25,670 --> 00:04:28,250
‫و سبزیجات تازه بدون مواد شیمیاییه.

73
00:04:28,250 --> 00:04:30,000
‫به عبارت دیگه، چیزای آب‌پزه.

74
00:04:30,000 --> 00:04:31,750
‫چیز دیگه‌ای برای اضافه کردن ندارم.

75
00:04:31,960 --> 00:04:33,960
‫همم، اورگانیک.

76
00:04:33,960 --> 00:04:36,290
‫تازه خوردن گوشت حیوون‌ها خیلی راحته

77
00:04:36,290 --> 00:04:38,290
‫اگه خون رو زود بعد کشتن خالی کنم.

78
00:04:39,210 --> 00:04:42,130
‫سگ‌ها هم خوردن حیوون‌ها رو
‫بدون خون بیشتر دوست دارن.

79
00:04:42,460 --> 00:04:45,210
‫بعضی وقتا نگران می‌شم که
‫دارم با این غذا لوسشون می‌کنم.

80
00:04:45,580 --> 00:04:48,920
‫خب، تا وقتی از خوردنش لذت می‌برن اشکالی نداره.

81
00:04:50,130 --> 00:04:52,500
‫فقط ای کاش یکم نمک داشتم.

82
00:04:53,250 --> 00:04:55,250
‫تصمیم گرفتم یه چیز جدید رو شروع کنم.

83
00:04:55,920 --> 00:04:58,960
‫الان فهمیدنش سخته، اما چندتا
‫درخت میوه اینجا کاشتم.

84
00:04:59,330 --> 00:05:02,790
‫اگه خوب پیش بره، رژیم غذاییم
‫خیلی سریع پیشرفت می‌کنه، اما...

85
00:05:00,460 --> 00:05:01,710
‫سیب!

86
00:05:02,790 --> 00:05:04,040
‫گلابی! گلابی!

87
00:05:03,670 --> 00:05:06,580
‫می‌گن خیلی زمان می‌بره تا درخت میوه رشد کنه.

88
00:05:05,130 --> 00:05:07,540
‫خرمالو! خرمالو! خرمالو!

89
00:05:08,130 --> 00:05:09,630
‫آماده منتظر موندن هستم.

90
00:05:09,630 --> 00:05:10,460
‫برو!

91
00:05:13,290 --> 00:05:15,210
‫آفرین! آفرین!

92
00:05:16,040 --> 00:05:18,460
‫زندگی با سگ‌ها خیلی خوش می‌گذره.

93
00:05:18,960 --> 00:05:23,210
‫احتمالاً اگه اونا رو نداشتم
‫تنهایی غیرقابل تحمل‌تر می‌شد.

94
00:05:24,250 --> 00:05:25,380
‫یه شاخ؟

95
00:05:25,380 --> 00:05:29,080
‫خب، تو یه دنیای دیگم؛
‫شاید اینجا سگ‌ها شاخ دارن.

96
00:05:32,250 --> 00:05:33,880
‫همه تو نوبت وایسادن.

97
00:05:35,080 --> 00:05:38,130
‫داشتن این سگ‌ها تو یه چیز دیگه هم کمک می‌کنه.

98
00:05:39,540 --> 00:05:42,920
‫اونا می‌تونن بدون گم شدن از جنگل رد بشن.

99
00:05:43,460 --> 00:05:46,290
‫به لطف اونا، می‌تونم قسمت بیشتری
‫از جنگل رو جستوجو کنم.

100
00:05:46,920 --> 00:05:48,000
‫و بالأخره...

101
00:05:49,580 --> 00:05:52,080
‫آبشار رو برای منبع آب پیدا کردم.

102
00:05:52,080 --> 00:05:55,000
‫یه آبشار کوچیک برای بالا بردن
‫سطح رودخونه وجود داره.

103
00:05:55,540 --> 00:05:58,750
‫فکر کنم شاید بتونم یه مسیر
‫برای کشوندن آب به خونه‌م بکشم.

104
00:05:59,130 --> 00:06:02,170
‫اگه نیم ساعت مسیر راه رفتنه، پس خیلی کار داره...

105
00:06:02,170 --> 00:06:04,540
‫اما اگه کم‌کم کار کنم مشکلی نیست.

106
00:06:05,000 --> 00:06:07,170
‫گفتم چون می‌خوام یه مدتی بیرون خونه کار کنم،

107
00:06:07,170 --> 00:06:09,040
‫پس یه دستشویی ساختم.

108
00:06:09,040 --> 00:06:11,080
‫بله، بله، خیلی متمدنه.

109
00:06:17,290 --> 00:06:19,880
‫ابزار مطلق رو به فرقون تبدیل کردم.

110
00:06:19,880 --> 00:06:22,750
‫وقتی از ابزار مطلق استفاده می‌کنم اصلاً خسته نمی‌شم،

111
00:06:22,750 --> 00:06:27,080
‫پس بدون خسته شدن می‌تونم رفت و آمد کنم
‫و ساخت‌وساز رو سرعت بدم.

112
00:06:32,130 --> 00:06:34,630
‫البته فکر کنم اول باید جاده رو تعمیر کنم.

113
00:06:38,420 --> 00:06:39,670
‫توی خونه،

114
00:06:39,670 --> 00:06:43,290
‫قسمت بیشتری از جنگل رو تمیز کردم
‫و زمین محصولاتم رو گسترش دادم.

115
00:06:43,880 --> 00:06:45,920
‫برای روغن، گل دانه‌روغنی می‌کارم،

116
00:06:44,220 --> 00:06:47,320
‫گل‌های دانه روغنی

117
00:06:44,220 --> 00:06:47,320
‫می‌تونی از دونه‌شون

118
00:06:44,220 --> 00:06:47,320
‫روغن بگیری

119
00:06:45,920 --> 00:06:47,290
‫از اون می‌شه روغن گرفت.

120
00:06:47,670 --> 00:06:48,670
‫گندم.

121
00:06:48,200 --> 00:06:52,070
‫گندم

122
00:06:48,200 --> 00:06:52,070
‫خیلی راحت

123
00:06:48,200 --> 00:06:52,070
‫به‌دست میاد

124
00:06:48,670 --> 00:06:52,250
‫نگه‌داریش راحته، و وقتی تبدیل به
‫آردش کنم، می‌شه خیلی کارا باهاش کرد.

125
00:06:52,710 --> 00:06:55,420
‫نیشکر، چون یه‌چیز شیرین می‌خوام...

126
00:06:52,960 --> 00:06:55,420
‫نیشکر

127
00:06:52,960 --> 00:06:55,420
‫شیرینه

128
00:06:55,880 --> 00:06:59,170
‫راستی، قبل اینکه بدونم اون دونه‌ها
‫که کاشتم به سویا تبدیل شدن.

129
00:06:59,170 --> 00:07:01,330
‫می‌خواستم یکم سویای تازه بخورم، اما...

130
00:07:02,290 --> 00:07:05,130
‫براش نمک نیاز دارم، که هیچی ندارم.

131
00:07:05,670 --> 00:07:08,290
‫نمی‌دونم اگه این اطراف سنگ نمکی هست یا نه.

132
00:07:09,500 --> 00:07:11,380
‫مزرعه‌داری در دنیای دیگر.

133
00:07:09,970 --> 00:07:12,440
‫درختان میوه

134
00:07:09,970 --> 00:07:12,440
‫رودخانه و آبشار

135
00:07:09,970 --> 00:07:12,440
‫زمین محصولات جدید

136
00:07:13,960 --> 00:07:17,250
‫از زمانی که شروع به زندگی
‫تو اینجا کردم چقدر می‌گذره؟

137
00:07:22,040 --> 00:07:24,210
‫یه‌روز، داشت سرد می‌شد.

138
00:07:24,670 --> 00:07:27,210
‫راستش، برای بودن تو این لباسا زیادی سرده.

139
00:07:27,880 --> 00:07:30,130
‫از دور می‌تونم برفِ کوه‌ها رو ببینم.

140
00:07:30,130 --> 00:07:32,960
‫موندم زمستون‌های اینجا چقدر سرده؟

141
00:07:33,830 --> 00:07:36,420
‫باید برای سرما یه چیزایی آماده کنم.

142
00:07:37,460 --> 00:07:40,500
‫همش از پوست خرگوش‌های گنده استفاده می‌کردم،

143
00:07:40,920 --> 00:07:42,750
‫اما خیلی بوی بدی می‌دادن

144
00:07:42,750 --> 00:07:45,460
‫و نگران فاسد شدنشون بودم، پس بیخیال شدم.

145
00:07:45,960 --> 00:07:49,000
‫فکر کنم تنها چارم آتیش
‫روشن کردن و موندن تو کلبمه.

146
00:07:49,000 --> 00:07:52,460
‫باید برای زمستون هیزم و غذا جمع کنم.

147
00:07:57,880 --> 00:08:00,250
‫یه بالشتک بزرگ سیاه؟

148
00:08:00,500 --> 00:08:02,330
‫نه، یه عنکبوته؟

149
00:08:11,790 --> 00:08:14,040
‫این بنظر خیلی پارچه خوبی میاد.

150
00:08:14,040 --> 00:08:15,290
‫یه دستماله؟

151
00:08:15,290 --> 00:08:17,080
‫حتی گلدوزیش هم کرده!

152
00:08:17,380 --> 00:08:19,500
‫محشره؛ ممنونم.

153
00:08:20,630 --> 00:08:24,080
‫عنکبوت شروع به زندگی روی درخت بزرگ کرد.

154
00:08:24,580 --> 00:08:26,670
‫و غذای مورد علاقش هم سیب‌زمنیه.

155
00:08:26,670 --> 00:08:30,670
‫فقط پارچه درست نمی‌کنه،
‫حتی لباس‌ها هم خوب درست می‌کنه.

156
00:08:31,130 --> 00:08:34,790
‫حتی تونست پوست حیوونایی که بیخیالشون
‫شده بودم رو به یه چیز خوب تبدیل کنه.

157
00:08:35,790 --> 00:08:37,710
‫با این می‌تونم زمستون رو تحمل کنم!

158
00:08:39,420 --> 00:08:41,290
‫تخت پر شده با برگ!

159
00:08:40,810 --> 00:08:41,990
‫تمدن

160
00:08:41,750 --> 00:08:43,540
‫جلوگیری از باد با پرده!

161
00:08:42,140 --> 00:08:44,290
‫تمدن

162
00:08:44,710 --> 00:08:48,830
‫فقط داشتن وسایل با پارچه
‫باعث شده اینجا خیلی متمدن‌تر بشه.

163
00:08:49,580 --> 00:08:51,420
‫راستی، به عنکبوت یه اسم دادم.

164
00:08:49,580 --> 00:08:57,040
‫زابوتون

165
00:08:51,420 --> 00:08:53,830
‫براساس اولین تصورم، بهش می‌گم زابوتون.

166
00:08:54,330 --> 00:08:56,330
‫حالا یکی دیگه هم اینجا زندگی می‌کنه.

167
00:08:59,130 --> 00:09:01,210
‫بالأخره زمستون رسید.

168
00:09:01,670 --> 00:09:03,750
‫بیرون حسابی سرد شده،

169
00:09:03,750 --> 00:09:06,830
‫اما به لطف آماده‌سازی‌های قبلیم، از پسش براومدم.

170
00:09:07,290 --> 00:09:09,580
‫سگ‌ها داخل خیلی راحتن.

171
00:09:09,920 --> 00:09:12,040
‫زابوتون شاید تو خواب زمستونی باشه.

172
00:09:12,040 --> 00:09:13,880
‫چون چند وقتیه از درخت پایین نیومده.

173
00:09:16,040 --> 00:09:19,880
‫اینجا برف میاد، اما خوشبختانه خیلی نمیشینه.

174
00:09:19,880 --> 00:09:23,500
‫اگه تو این منطقه برف سنگین میومد،
‫کلبم با خاک یکسان می‌شدم.

175
00:09:27,040 --> 00:09:29,080
‫هنوز یکم نگرانم.

176
00:09:29,710 --> 00:09:32,420
‫غذایی که زودتر نگه داشته بودم باید کافی باشه.

177
00:09:32,880 --> 00:09:37,170
‫مشکل جدی‌ای برای زندگی تو اینجا ندارم،
‫اما ای کاش یکم نمک داشتم.

178
00:09:37,920 --> 00:09:42,250
‫به دلایلی این تازگی‌ها خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

179
00:09:44,630 --> 00:09:45,920
‫سرده...

180
00:09:46,670 --> 00:09:50,540
‫چند وقت می‌گذره از وقتی که
‫با یه‌نفر صحبت کردم؟

181
00:09:51,290 --> 00:09:54,000
‫با این وضع، شاید حرف زدن یادم بره.

182
00:09:56,580 --> 00:09:58,750
‫بالأخره، سرما کم‌کم آروم شد.

183
00:09:59,040 --> 00:10:00,830
‫برف شروع به آب شدن کرد.

184
00:10:00,830 --> 00:10:03,170
‫و خیلی زود، حس بهار می‌داد.

185
00:10:07,250 --> 00:10:10,580
‫همون زمان‌ها، یه اتفاقی داشت
‫برای سگ‌ها می‌افتاد.

186
00:10:10,830 --> 00:10:12,880
‫همشون وارد جنگل شدن.

187
00:10:12,880 --> 00:10:15,080
‫وقتش شده بود که لونه رو ترک کنن.

188
00:10:15,080 --> 00:10:18,960
‫از دیدن رفتن‌شون هم خوشحال شدم، و هم ناراحت.

189
00:10:20,960 --> 00:10:23,000
‫وقتی غرق این تفکرات شده بودم...

190
00:10:23,000 --> 00:10:24,330
‫طبیعت همینه...

191
00:10:25,830 --> 00:10:28,080
‫چند روز بعدش برگشتن.

192
00:10:28,080 --> 00:10:30,920
‫ظاهراً، همشون رفته بودن دنبال زوج بگردن.

193
00:10:31,710 --> 00:10:34,380
‫نمی‌دونم اگه وارد جنگ با یه رقیب شدن یا نه،

194
00:10:34,880 --> 00:10:36,880
‫دنیای سگ‌ها هم سخته.

195
00:10:37,630 --> 00:10:39,580
‫و یه غافلگیری دیگه هم بود.

196
00:10:41,210 --> 00:10:45,580
‫بعد از اینکه چند وقت ندیده بودمش،
‫زابوتون با چندتا بچه برگشت.

197
00:10:46,630 --> 00:10:48,420
‫فکر کنم دختر بوده...

198
00:10:48,710 --> 00:10:51,130
‫خب، همه اینا خبر خوبیه.

199
00:10:51,920 --> 00:10:55,670
‫همگی یه خانواده بزرگ‌تر دارن؛
‫راستش یه‌جورایی حسودیم می‌شه.

200
00:10:58,790 --> 00:11:00,830
‫و اینطوری، نون‌خورهامون زیاد شدن.

201
00:11:00,830 --> 00:11:03,920
‫و به این معنی بود که باید
‫زمین محصولاتم رو بزرگ‌تر می‌کردم.

202
00:11:08,290 --> 00:11:09,420
‫اون...

203
00:11:12,040 --> 00:11:13,920
‫زابوتون داره هشدار می‌ده؟

204
00:11:13,920 --> 00:11:16,000
‫چیز خطرناکی داره این‌سمتی میاد؟

205
00:11:22,920 --> 00:11:26,040
‫کورو منو به وسط جنگل کشوند.

206
00:11:26,790 --> 00:11:29,920
‫ملاقات با یه فرد جدید، همیشه غیرمنتظره‌ست.

207
00:11:34,130 --> 00:11:35,580
‫اون قطعاً...

208
00:11:36,250 --> 00:11:37,710
‫یه دختر بچه‌ست.

209
00:11:37,710 --> 00:11:39,830
‫چرا اینجا وسط جنگله؟

210
00:11:39,830 --> 00:11:41,380
‫چرا تو این وضعیته؟

211
00:11:48,290 --> 00:11:49,580
‫هی، وایسید، وایسید!

212
00:11:49,580 --> 00:11:51,500
‫کمکم کن! لطفاً!

213
00:11:51,670 --> 00:11:53,380
‫حرفم رو فهمید...

214
00:11:53,380 --> 00:11:54,380
‫باشه.

215
00:11:54,710 --> 00:11:57,130
‫مطمئن نیستم اینجا چه‌خبره،

216
00:11:58,420 --> 00:12:01,920
‫اما از وقتی که صدای کس
‫دیگه‌ای رو شنیدم خیلی می‌گذره.

217
00:12:24,670 --> 00:12:26,210
‫بزرگ شد؟

218
00:12:27,710 --> 00:12:29,580
‫برای نجاتم ازت ممنونم.

219
00:12:29,750 --> 00:12:31,630
‫اون دیگه کیه؟

220
00:12:31,830 --> 00:12:34,830
‫اون یه هیولا یا یه همچین چیزیه؟

221
00:12:41,580 --> 00:12:43,790
‫هی! نه! وایسید!

222
00:12:43,790 --> 00:12:46,380
‫وایسا! دست بده! یعنی، بشین!

223
00:12:49,170 --> 00:12:51,170
‫دوباره کوچیک شد.

224
00:12:51,540 --> 00:12:56,750
‫خب... چیزه، تو... دشمنِ منی؟

225
00:12:56,750 --> 00:12:58,540
‫اومدی به ما آسیب بزنی؟

226
00:12:58,540 --> 00:13:01,790
‫نه! انقدر سگ‌هات رو به جونم ننداز!

227
00:13:01,790 --> 00:13:03,790
‫اما الان خونم رو مکیدی.

228
00:13:04,210 --> 00:13:06,710
‫ببخشید، اما چاره دیگه‌ای نداشتم!

229
00:13:06,710 --> 00:13:08,250
‫تقصیر اونا بود!

230
00:13:09,130 --> 00:13:11,040
‫می‌گم بس کنید دیگه!

231
00:13:14,630 --> 00:13:16,710
‫خب، بنظر بی‌آزار میاد.

232
00:13:17,380 --> 00:13:21,170
‫طبق حرف‌هاش، ملاقات ما فقط یه تصادف بود.

233
00:13:21,580 --> 00:13:24,750
‫و دلیلی که خونم رو مکید،
‫برای برگردوندن قدرتش بود.

234
00:13:24,750 --> 00:13:26,580
‫گفت از قدرت زیادی استفاده کرده

235
00:13:26,580 --> 00:13:29,420
‫و دیگه نمی‌تونست حالت بدن
‫یا لباس‌هاش رو نگه داره.

236
00:13:29,960 --> 00:13:33,630
‫اصلاً از اول چرا همه بهش حمله کردن؟

237
00:13:34,290 --> 00:13:37,540
‫فکر می‌کردم حداقل می‌تونم جلوی یکی‌شون وایسم...

238
00:13:37,540 --> 00:13:40,880
‫بله؛ کسی که اول حمله کرده خودش بوده.

239
00:13:41,130 --> 00:13:44,880
‫اما بازم، از اینکه چقدر بد کتکش زدن دلم سوخت.

240
00:13:44,880 --> 00:13:48,500
‫پس بهش پیشنهاد دادم تا
‫برای بهبودیش خون بیشتری ازم بمکه.

241
00:13:51,420 --> 00:13:54,580
‫بنظر میومد داره خون زیادی می‌مکه...

242
00:13:54,580 --> 00:13:56,830
‫اما هیچ تأثیری حس نمی‌کنم.

243
00:13:56,830 --> 00:13:59,830
‫اینم یکی دیگه از مزیت‌های یه بدن سالمه؟

244
00:14:05,960 --> 00:14:08,830
‫تاحالا خونی با انقدر انرژی نچشیده بودم.

245
00:14:08,830 --> 00:14:11,250
‫تو باید زندگی سالمی داشته باشی.

246
00:14:12,330 --> 00:14:13,330
‫چیه؟

247
00:14:14,500 --> 00:14:16,580
‫از دفعه قبل کوچیک‌تر نیستی؟

248
00:14:16,580 --> 00:14:19,880
‫ها؟ اما اگه خون بیشتری بخورم، ممکنه زندگیت...

249
00:14:19,880 --> 00:14:22,330
‫مشکلی نیست؛ هر چقدر که می‌خوای بخور.

250
00:14:22,330 --> 00:14:23,540
‫ب‍ ـ باشه...

251
00:14:28,460 --> 00:14:31,880
‫اصلاً فکرشو نمی‌کردم
‫همچین جایی وسط جنگل باشه!

252
00:14:32,170 --> 00:14:34,710
‫همه اینا محصولات توئن؟

253
00:14:36,040 --> 00:14:38,670
‫تاحالا همچین گیاهایی رو ندیده بودم.

254
00:14:39,880 --> 00:14:41,380
‫این چیه؟

255
00:14:41,380 --> 00:14:43,080
‫اینی که میوه قرمز داره.

256
00:14:43,250 --> 00:14:44,880
‫واقعاً خیلی خوشگلن.

257
00:14:44,880 --> 00:14:46,500
‫گیاهای تزئینی‌ن؟

258
00:14:46,500 --> 00:14:49,040
‫گوجه‌ن؛ تاحالا ازشون ندیدی؟

259
00:14:49,040 --> 00:14:50,750
‫نه؛ این اولین‌باره.

260
00:14:50,750 --> 00:14:53,790
‫که اینطور؛ پس اینجا بنظر معمول نیستن.

261
00:14:57,460 --> 00:14:59,830
‫بذار ببینم؛ کدومش خوبه؟

262
00:15:01,080 --> 00:15:03,000
‫بیا؛ امتحان می‌کنی؟

263
00:15:03,000 --> 00:15:05,500
‫همینطوری می‌شه خوردشون؟

264
00:15:12,080 --> 00:15:14,540
‫بافت عجیبی داره، اما...

265
00:15:15,880 --> 00:15:17,330
‫خوشمزه‌ست!

266
00:15:17,330 --> 00:15:18,790
‫خیلی آبداره!

267
00:15:19,750 --> 00:15:22,670
‫واقعاً خیلی خوبه که یه‌نفر از کارت تعریف کنه.

268
00:15:24,330 --> 00:15:27,040
‫هی، می‌خوام بقیه محصولاتت هم ببینم.

269
00:15:27,170 --> 00:15:28,170
‫حتماً.

270
00:15:58,290 --> 00:16:03,170
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که یه‌روزی بتونم
‫درباره این‌همه گونه‌های مختلف یاد بگیرم.

271
00:16:04,040 --> 00:16:06,580
‫فکر کنم اون جادو باشه.

272
00:16:06,580 --> 00:16:08,210
‫واقعاً که یه دنیای دیگه‌ست.

273
00:16:08,880 --> 00:16:11,380
‫اسم اون لولوسی لوـه.

274
00:16:11,380 --> 00:16:13,250
‫یه خون‌آشامه.

275
00:16:13,250 --> 00:16:17,130
‫خب، تا الان هم کلی خونم رو خورده،
‫پس اونقدر هم تعجب‌آور نیست.

276
00:16:17,420 --> 00:16:21,130
‫گفته که داره رو گیاهای دارویی تحقیق می‌کنه.

277
00:16:21,130 --> 00:16:23,250
‫و برای همینم به جنگل اومده...

278
00:16:23,250 --> 00:16:25,500
‫یه‌خورده با چندتا اشرافی دعوام شد.

279
00:16:25,500 --> 00:16:28,630
‫می‌خواستن تحقیقاتمو ازم بدزدن.

280
00:16:28,630 --> 00:16:32,920
‫بعد از اینکه فرار کردم،
‫یه آدم خیلی رو مخو دنبالم فرستادن.

281
00:16:32,920 --> 00:16:37,210
‫تصمیم گرفتم که یه‌مدت
‫آفتابی نشم تا یکم اوضاع آروم بشه.

282
00:16:37,790 --> 00:16:40,290
‫اون موقع درباره این جنگل شنیدم.

283
00:16:40,290 --> 00:16:44,250
‫فکرشو می‌کردم تو تحقیقات کمکم کنه،
‫اما دیگه از این بهتر نمی‌شه.

284
00:16:44,460 --> 00:16:47,920
‫موندم چند وقت طول می‌کشه
‫تا همه‌چیو اینجا بررسی کنم؟

285
00:16:47,920 --> 00:16:49,710
‫واقعاً کنجکاو شدم.

286
00:16:50,540 --> 00:16:54,330
‫خب البته یکم پیش داشت دخلم میومد.

287
00:16:54,330 --> 00:16:57,500
‫واقعاً مثل آوازه‌ای که داره خیلی جای خشنیه.

288
00:16:57,500 --> 00:16:59,330
‫همم؟ آوازه‌ش؟

289
00:17:00,250 --> 00:17:03,170
‫دربارش نمی‌دونی؟ با اینکه اینجا زندگی می‌کنی؟

290
00:17:03,170 --> 00:17:04,040
‫آره...

291
00:17:04,040 --> 00:17:06,580
‫و تو همه اون حیوون‌هارو رام کردی...

292
00:17:07,750 --> 00:17:10,170
‫خیلی نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.

293
00:17:10,670 --> 00:17:13,420
‫و اینکه، اون جادویی که استفاده می‌کنی...

294
00:17:13,420 --> 00:17:15,920
‫تاحالا جادویی که چیزی بسازه ندیده بودم.

295
00:17:15,920 --> 00:17:17,880
‫اون یه‌جور ابزار جادوییه؟

296
00:17:18,080 --> 00:17:20,500
‫ابزار جادویی؟ شاید.

297
00:17:20,500 --> 00:17:23,290
‫اوه، واقعاً چه روزی بود!

298
00:17:23,670 --> 00:17:28,130
‫تا الان کلی زندگی کردم،
‫اما انگار هنوز درباره خیلی چیزا نمی‌دونم.

299
00:17:31,630 --> 00:17:34,830
‫درسته؛ امروز واقعاً کلی اتفاق افتاد.

300
00:17:36,130 --> 00:17:38,250
‫اینکه همچین کسی رو ببینم.

301
00:17:39,630 --> 00:17:41,130
‫درسته.

302
00:17:41,130 --> 00:17:44,460
‫نمی‌دونم اگه همچین اتفاقی
‫قراره دوباره بیفته یا نه.

303
00:17:44,460 --> 00:17:47,380
‫می‌گم، تو هنوزم می‌خوای اینجا زندگی کنی؟

304
00:17:47,380 --> 00:17:50,580
‫اگه مشکلی نداری، دوست دارم که بازم اینجا بیام!

305
00:17:50,580 --> 00:17:51,670
‫درخواستی دارم!

306
00:17:52,330 --> 00:17:53,540
‫اگه...

307
00:17:54,210 --> 00:17:56,040
‫اگه مشکلی نداشته باشی،

308
00:17:56,040 --> 00:17:58,420
‫می‌تونی اینجا با من زندگی کنی؟

309
00:17:58,420 --> 00:17:59,250
‫ها؟

310
00:17:59,250 --> 00:18:04,080
‫خب خیلی خوب می‌شه اگه اینجا
‫یکم بیشتر بتونم روی تحقیقاتم کار کنم...

311
00:18:04,080 --> 00:18:06,130
‫می‌خوام تا اینجا پیش من زندگی کنی!

312
00:18:06,130 --> 00:18:07,330
‫اگه بشه تا ابد!

313
00:18:09,080 --> 00:18:11,080
‫ها؟ د ـ داری می‌گی...

314
00:18:11,080 --> 00:18:12,080
‫دقیقاً!

315
00:18:13,580 --> 00:18:15,330
‫ی‍ ـ یه لحظه و ـ وایسا!

316
00:18:15,330 --> 00:18:17,710
‫این خیلی یهوییه!

317
00:18:17,710 --> 00:18:19,710
‫نمی‌خوام این شانسو از دست بدم!

318
00:18:20,290 --> 00:18:25,250
‫اما، مگه بهت نگفتم...
‫که یه‌سری‌ها دنبالمن.

319
00:18:25,250 --> 00:18:26,380
‫اهمیتی نداره.

320
00:18:26,380 --> 00:18:27,750
‫من خون‌آشامم!

321
00:18:27,750 --> 00:18:28,880
‫مشکلی نیست!

322
00:18:35,380 --> 00:18:37,420
‫من خودمم تعجب کردم.

323
00:18:39,170 --> 00:18:42,000
‫یکی از دلایلی که به اینجا اومدم اینه که...

324
00:18:42,000 --> 00:18:45,830
‫چون نمی‌تونستم با بقیه کنار بیام،
‫خواستم تنها زندگی کنم.

325
00:18:46,630 --> 00:18:49,040
‫اما اینجا تنها بودن رو...

326
00:18:49,920 --> 00:18:52,750
‫نمی‌دونم تا چند سال دیگه می‌تونم تحمل کنم.

327
00:18:58,420 --> 00:19:00,040
‫باشه، قبوله.

328
00:19:01,670 --> 00:19:03,580
‫باهاش مشکلی ندارم، ولی...

329
00:19:04,540 --> 00:19:07,040
‫یکم زیادی یهوییه.

330
00:19:07,040 --> 00:19:07,920
‫پس...

331
00:19:07,920 --> 00:19:08,790
‫پس چی؟

332
00:19:08,790 --> 00:19:10,960
‫آمم، من مشکلی ندارم که اینجا بمونم.

333
00:19:10,960 --> 00:19:12,630
‫جای دیگه‌ای هم برای رفتن ندارم.

334
00:19:12,630 --> 00:19:13,460
‫واقعاً؟

335
00:19:13,460 --> 00:19:16,830
‫اما ما فقط تازه همدیگه رو دیدیم.

336
00:19:16,830 --> 00:19:20,210
‫اونو که وقتی اینجا باشیم درباره هم یاد می‌گیریم.

337
00:19:20,210 --> 00:19:22,630
‫اما بازم... انقدر یهویی.

338
00:19:24,290 --> 00:19:28,580
‫خیلی یهویی خواستگاری کردی...

339
00:19:29,250 --> 00:19:30,420
‫خواستگاری؟

340
00:19:30,420 --> 00:19:33,040
‫گفتی که پیشت بمونم، مگه نه؟

341
00:19:33,040 --> 00:19:33,960
‫اوه آره.

342
00:19:33,960 --> 00:19:36,830
‫اینجا خیلی دلگیره،
‫سر همین گفتم باهمدیگه باشیم.

343
00:19:36,830 --> 00:19:40,330
‫اینکه گفتی تا ابد پیشت باشم،
‫مگه همین منظورت نبود؟

344
00:19:41,880 --> 00:19:43,540
‫تازه خجالت می‌کشی؟

345
00:19:43,540 --> 00:19:45,420
‫نه، درسته...

346
00:19:45,420 --> 00:19:47,210
‫من واقعاً خواستگاری کردم.

347
00:19:47,630 --> 00:19:49,210
‫منظورت اون نبود؟

348
00:19:49,210 --> 00:19:50,210
‫نه همین بود!

349
00:19:50,210 --> 00:19:51,710
‫راستش، همینو می‌خواستم بگم!

350
00:19:51,710 --> 00:19:52,880
‫التماست می‌کنم!

351
00:19:53,460 --> 00:19:55,420
‫بس کن! گفتم باشه دیگه.

352
00:20:00,330 --> 00:20:04,630
‫واقعاً که... مگه نگفتم قبول می‌کنم؟

353
00:20:10,000 --> 00:20:11,580
‫ایول!

354
00:20:12,460 --> 00:20:13,540
‫ممنونم!

355
00:20:13,540 --> 00:20:17,880
‫گفتم که،‌ خیلی سریع داری پیش می‌ری!

356
00:20:32,500 --> 00:20:33,790
‫صبح بخیر.

357
00:20:36,500 --> 00:20:37,920
‫صبح بخیر.

358
00:20:37,920 --> 00:20:41,250
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫همچین خوش‌آمد کوچیکی انقدر خوشحالم کنه.

359
00:20:42,670 --> 00:20:44,250
‫چرا دوباره کوچیک شدی؟

360
00:20:44,250 --> 00:20:45,920
‫برای محافظت از خودمه.

361
00:20:45,920 --> 00:20:48,670
‫اینطور دیگه فکر
‫دست زدن‌ بهم رو نمی‌کنی، مگه نه؟

362
00:20:48,670 --> 00:20:51,210
‫ب‍ ـ باشه... دیگه انجامش نمی‌دم.

363
00:20:51,670 --> 00:20:53,830
‫الان داری رو چی کار می‌کنی؟

364
00:20:53,830 --> 00:20:57,170
‫خب، تو فکرم بود سیب‌زمینی شیرین بکارم.

365
00:20:57,170 --> 00:20:58,250
‫اوه؟

366
00:20:58,250 --> 00:21:00,210
‫راحت آماده و خورده می‌شن؛

367
00:21:00,210 --> 00:21:01,670
‫و نفرات هم زیادن.

368
00:21:02,500 --> 00:21:05,670
‫اوه درسته، تو اولین کسی هستی که به اینجا اومده.

369
00:21:05,670 --> 00:21:07,540
‫این تو رو اولین روستاییِ اینجا می‌کنه.

370
00:21:07,540 --> 00:21:10,290
‫این یعنی چی؟
‫مگه اینجا یه روستائه؟

371
00:21:10,290 --> 00:21:13,960
‫خب، نه؛ هنوز در اون حد نیست.

372
00:21:16,170 --> 00:21:18,670
‫شماها اول اینجا زندگی می‌کردید، نه؟

373
00:21:18,670 --> 00:21:21,710
‫زابوتون و خانوادش هم اینجان؛
‫و کلی هم بچه داره.

374
00:21:21,710 --> 00:21:26,080
‫خب لو، این تو رو... سی‌امین روستایی‌مون می‌کنه.

375
00:21:26,540 --> 00:21:29,330
‫این دیگه چه‌جور لقبیه؟
‫مگه اهمیتی هم داره؟

376
00:21:29,580 --> 00:21:33,790
‫اوه درسته؛ می‌خواستم بپرسم که
‫اینجا می‌شه گیاهای دارویی هم کاشت؟

377
00:21:34,380 --> 00:21:37,330
‫شاید بتونیم؛ بیا امتحان کنیم.

378
00:21:37,330 --> 00:21:38,080
‫باشه!

379
00:21:38,080 --> 00:21:40,710
‫فقط باید یه راهی برای گرفتن
‫دونه‌های درست پیدا کنیم.

380
00:21:40,710 --> 00:21:43,630
‫نه؛ راستش ما هیچ دونه‌ای احتیاج نداریم.

381
00:21:43,630 --> 00:21:45,460
‫ها؟ چرا؟

382
00:21:52,000 --> 00:22:06,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

383
00:22:06,780 --> 00:22:15,530
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

384
00:22:15,870 --> 00:22:24,450
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

385
00:22:24,450 --> 00:22:29,240
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

386
00:22:29,240 --> 00:22:33,660
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

387
00:22:33,660 --> 00:22:43,280
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

388
00:22:44,620 --> 00:22:49,620
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

389
00:22:49,620 --> 00:22:54,160
‫چون تو در کنار منی

390
00:22:54,160 --> 00:22:58,740
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

391
00:22:58,990 --> 00:23:03,530
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

392
00:23:03,530 --> 00:23:10,700
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

393
00:23:23,540 --> 00:23:25,580
‫آره... یادمه

394
00:23:25,580 --> 00:23:28,500
‫جنگل مرگ طرف دیگۀ کوهستانه.

395
00:23:28,920 --> 00:23:30,580
‫که اینطور.

396
00:23:30,580 --> 00:23:34,460
‫واقعاً که، تازگی‌ها دارم کلی مشتری عجیب می‌بینم.

397
00:23:34,460 --> 00:23:37,170
‫نمی‌دونم اگه دنبال کسی هستی یا نه،
‫بهتره بیخیال بشی.

398
00:23:37,170 --> 00:23:39,960
‫مگه اینکه بال دربیاری و پرواز کنی.

399
00:23:40,420 --> 00:23:42,630
‫که اینطور؛ متوجه شدم.

400
00:23:42,630 --> 00:23:45,130
‫از محبت‌تون خیلی متشکرم.

401
00:23:45,590 --> 00:23:47,040
‫دفعه بعدی

402
00:23:46,000 --> 00:23:50,560
‫قسمت سوم

403
00:23:46,000 --> 00:23:50,560
‫هم‌اتاقی‌های بیشتر

404
00:23:47,040 --> 00:23:50,560
‫دفعه بعدی
