1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,020 --> 00:00:22,020
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:25,330 --> 00:00:26,880
‫یه خواب بود؟

4
00:00:28,830 --> 00:00:31,080
‫خیلی وقت بود اون خوابو ندیده بودم.

5
00:00:39,920 --> 00:00:40,920
‫هیراکو-ساما!

6
00:00:41,210 --> 00:00:42,540
‫خیلی ازتون عذر می‌خوام.

7
00:00:42,540 --> 00:00:44,710
‫من هنوز کارهای صبح رو تموم نکردم...

8
00:00:45,130 --> 00:00:48,500
‫نگرانش نباش؛ من فقط زود بلند شدم، همین.

9
00:00:49,580 --> 00:00:50,960
‫اون به کنار...

10
00:00:51,250 --> 00:00:53,750
‫ممنون می‌شم اگه دیگه "ساما" بهم نگی.

11
00:00:54,460 --> 00:00:55,710
‫بسیارخب...

12
00:00:56,250 --> 00:00:57,250
‫شهردار.

13
00:00:58,040 --> 00:00:59,130
‫صبح‌تون بخیر!

14
00:00:59,130 --> 00:01:00,460
‫صبح شما هم بخیر.

15
00:01:06,920 --> 00:01:08,960
‫بی‌دقت بودم...

16
00:01:09,250 --> 00:01:10,790
‫الان داری تو آشپزخونه کار می‌کنی.

17
00:01:11,630 --> 00:01:13,460
‫فقط همش رو می‌سوزونم.

18
00:01:13,710 --> 00:01:15,960
‫نه، یکم بهش آسون بگیر.

19
00:01:22,630 --> 00:01:23,460
‫اوه؟

20
00:01:25,210 --> 00:01:28,040
‫چی شده، امروز زود بلند شدی؟

21
00:01:28,380 --> 00:01:30,830
‫آره، یکم پیش از خواب پاشدم.

22
00:01:30,830 --> 00:01:32,880
‫صبح‌تون بخیر!

23
00:01:35,460 --> 00:01:36,540
‫چی شده؟

24
00:01:36,540 --> 00:01:40,040
‫باید با گرنماری که توی
‫گشت‌زنی بود حرف می‌زدم.

25
00:01:40,040 --> 00:01:41,250
‫مشکلی هست؟

26
00:01:41,250 --> 00:01:42,250
‫نه.

27
00:01:42,250 --> 00:01:44,920
‫فقط یکم پیش راجب چیزی
‫بهم گزارش داد، و...

28
00:01:47,670 --> 00:01:49,630
‫مشکلی به وجود اومده؟

29
00:01:50,960 --> 00:01:52,580
‫نه، چیزی نیست.

30
00:01:52,830 --> 00:01:54,830
‫بعد مدت‌ها یه خوابی رو دیدم.

31
00:01:54,830 --> 00:01:55,880
‫یه خواب؟

32
00:01:55,880 --> 00:01:59,750
‫می‌گم خواب، اما بیشتر یه خاطره قدیمیه.

33
00:02:29,580 --> 00:02:34,130
‫واقعاً، اون زمان هیچوقت تصورش رو نمی‌کردم...

34
00:02:40,540 --> 00:02:43,710
‫که روزی بتونم این زندگی رؤیایی رو داشته باشم.

35
00:02:54,260 --> 00:02:56,350
‫مترجم:

36
00:02:54,260 --> 00:02:56,350
‫HADAD

37
00:02:56,390 --> 00:03:03,810
‫وقتی چشماتو باز می‌کنی و
‫نور تماماً سفیدی را می‌بینی، داستان آغاز می‌شه

38
00:03:03,810 --> 00:03:10,520
‫به دنیای جدیدی وارد می‌شیم،
‫چه‌جور گلی رو قراره شکوفه شکوفه بدیم؟

39
00:03:10,720 --> 00:03:18,140
‫حتی اگه ابری باشه،
‫حتی اگه توسط یه چاله کثیف بشیم

40
00:03:18,140 --> 00:03:20,970
‫ما ادامه می‌دیم

41
00:03:20,970 --> 00:03:27,720
‫آینده تصورناپذیری
‫برای ما وجود داره، ازش مطمئنم

42
00:03:28,020 --> 00:03:31,600
‫به قدری باهم دیدار می‌کنیم، تا به‌هم برسیم

43
00:03:31,600 --> 00:03:34,890
‫اگه تو لبخند بزنی،
‫همه اطرافیانت هم لبخند می‌زنن

44
00:03:34,890 --> 00:03:38,930
‫بیا دونۀ کوچیکی بکاریم و پرورشش بدیم

45
00:03:38,930 --> 00:03:43,020
‫روزی قراره به گل بزرگی تبدیل بشه

46
00:03:43,020 --> 00:03:46,520
‫پیشیمونی و شکست‌ها رو به محرک تبدیل کن

47
00:03:46,520 --> 00:03:49,810
‫اگه سرشار از خوشحالی باشی

48
00:03:49,810 --> 00:03:54,020
‫ما دست‌رودست هم می‌ذاریم و اشتراک می‌دیمش

49
00:03:54,020 --> 00:03:59,890
‫این حلقۀ گل رو در سراسر دنیا پخش می‌کنیم

50
00:04:17,000 --> 00:04:18,750
‫ماچیو هیراکو.

51
00:04:19,130 --> 00:04:20,880
‫تویی، درسته؟

52
00:04:21,170 --> 00:04:22,080
‫بله.

53
00:04:22,330 --> 00:04:24,080
‫امم... و شما؟

54
00:04:24,080 --> 00:04:26,630
‫من خدایی هستم که مراقب این دنیاست.

55
00:04:26,830 --> 00:04:28,130
‫شما خدایید؟

56
00:04:28,580 --> 00:04:31,000
‫آه، پس این یعنی بالأخره مُردم، درسته؟

57
00:04:31,000 --> 00:04:31,920
‫درسته.

58
00:04:32,290 --> 00:04:34,960
‫براساس تقویم این دنیا تو 39 سال زندگی کردی.

59
00:04:34,960 --> 00:04:37,040
‫و زندگی بسیار رنج‌باری هم داشتی.

60
00:04:37,290 --> 00:04:40,920
‫توسط دیگران بهت خیانت شد،
‫و به دامان یه بیماری لاعلاج افتادی.

61
00:04:41,250 --> 00:04:45,790
‫به این علت تصمیم گرفتم تا
‫شانس یه زندگی دوباره رو بهت بدم.

62
00:04:45,790 --> 00:04:47,500
‫واقعاً می‌تونی همچین کاری کنی؟

63
00:04:47,500 --> 00:04:48,880
‫البته.

64
00:04:48,880 --> 00:04:52,790
‫این‌بار بدنی سالم بهت می‌دم
‫تا به بیماری مبتلا نشی.

65
00:04:53,000 --> 00:04:56,040
‫می‌دونی، اینکه مجبور به زندگی...

66
00:04:56,040 --> 00:04:59,750
‫در این شرایط رنج‌باری بودی رو
‫به عنوان اشتباه خودم محسوب می‌کنم.

67
00:04:59,750 --> 00:05:00,630
‫اشتباه؟

68
00:05:00,920 --> 00:05:03,830
‫ازت می‌خوام تا این رو به عنوان
‫جبران اشتباهم بپذیری.

69
00:05:03,830 --> 00:05:04,880
‫ها...

70
00:05:05,130 --> 00:05:08,170
‫خیلی خوب نمی‌فهمم، اما باشه.

71
00:05:08,170 --> 00:05:10,920
‫برای انجام درستش، ازم درخواستی نداری؟

72
00:05:10,920 --> 00:05:14,250
‫بهت اجازه می‌دم تا هرجور دوست داری
‫زندگی جدیدت رو شروع کنی.

73
00:05:14,250 --> 00:05:15,830
‫جوری که دوست دارم؟

74
00:05:15,830 --> 00:05:18,330
‫تقریباً می‌تونم هر درخواستی رو برات انجام بدم.

75
00:05:18,330 --> 00:05:19,710
‫در این صورت...

76
00:05:19,960 --> 00:05:21,000
‫فهمیدم!

77
00:05:21,000 --> 00:05:22,460
‫می‌خوام مزرعه‌داری رو امتحان کنم.

78
00:05:22,460 --> 00:05:23,630
‫مزرعه‌داری؟

79
00:05:23,880 --> 00:05:28,380
‫وقتی رو تخت بیمارستان گیر کرده بودم،
‫خیلی از دیدن یه برنامه مزرعه‌داری خوشم میومد.

80
00:05:28,380 --> 00:05:30,630
‫البته راجب کشاورزیِ هنرمندها بود!

81
00:05:30,880 --> 00:05:34,630
‫تو زندگی قبلیم، نتونستم
‫خوب با بقیه آدما کنار بیام،

82
00:05:34,630 --> 00:05:37,130
‫پس گفتم خوب می‌شه وقتی کسی اطرافم نباشه

83
00:05:37,130 --> 00:05:40,330
‫یه‌جای دور افتاده برای خودم مزرعه‌داری کنم.

84
00:05:40,920 --> 00:05:41,830
‫امکانش نیست؟

85
00:05:41,830 --> 00:05:44,460
‫نه، فقط مزرعه‌داری بخشی
‫از حوضه کاری من نیست.

86
00:05:44,460 --> 00:05:45,460
‫حوضه کاری؟

87
00:05:45,880 --> 00:05:47,880
‫اما بذار یه زنگ بهش بزنم.

88
00:05:48,210 --> 00:05:50,250
‫آه! همم؟ فهمیدم.

89
00:05:51,500 --> 00:05:52,580
‫انجام شد.

90
00:05:52,580 --> 00:05:56,920
‫اکنون، تو یه زندگی جدید به همراه
‫بدنی سالم دریافت خواهی کرد.

91
00:05:56,920 --> 00:06:00,080
‫همچنین، من با گرفتن اجازه از خدای کشاورزی

92
00:06:00,080 --> 00:06:02,960
‫ابزارهای مطلق مزرعه‌داری رو به تو عطا می‌کنم.

93
00:06:03,460 --> 00:06:05,080
‫ابزارهای مطلق مزرعه‌داری؟

94
00:06:05,080 --> 00:06:05,920
‫اکنون...

95
00:06:06,790 --> 00:06:10,040
‫از فرصتت در زندگی دوم لذت ببر.

96
00:06:27,920 --> 00:06:29,670
‫بدنم تکون می‌خوره.

97
00:06:32,040 --> 00:06:34,580
‫از وقتی که می‌تونستم حرکت کنم
‫خیلی وقت می‌گذره.

98
00:06:34,580 --> 00:06:36,670
‫چند سال می‌شه که نتونستم سرپا وایسم؟

99
00:06:38,960 --> 00:06:41,880
‫داشتن یه بدن سالم معرکه‌ست!

100
00:06:44,170 --> 00:06:46,750
‫خیلی‌خب، به خوبی و خوشی به زندگی برگشتم.

101
00:06:48,170 --> 00:06:50,000
‫وقتشه تا زندگی دومم...

102
00:06:50,000 --> 00:06:52,670
‫و مزرعه‌ای که می‌خواستم رو شروع کنم!

103
00:07:00,250 --> 00:07:02,170
‫پس از اینجا شروع می‌کنم؟

104
00:07:02,460 --> 00:07:05,390
‫اینجا چه‌خبر شده؟

105
00:07:03,920 --> 00:07:05,390
‫بیا موقعیت رو بررسی کنیم

106
00:07:06,080 --> 00:07:07,210
‫جنگل.

107
00:07:07,500 --> 00:07:09,880
‫تا چشم می‌بینه فقط جنگله.

108
00:07:10,790 --> 00:07:13,630
‫درسته خواستم جایی برم که از مردم دور باشه،

109
00:07:13,630 --> 00:07:16,880
‫اما این شبیه جاییه که حتی
‫اگه مردم بخوان هم نمی‌تونن بیان.

110
00:07:17,080 --> 00:07:19,460
‫نه، نه؛ الان وقت ناله کردن نیست.

111
00:07:19,710 --> 00:07:21,630
‫باید فکر کنم اینجا می‌تونم چیکار کنم.

112
00:07:22,670 --> 00:07:25,380
‫درست مثل یه روستایی تو بازی‌ها لباس پوشیدم.

113
00:07:25,670 --> 00:07:28,330
‫و یه حسی بهم می‌گه از قبل هم جوون‌تر شدم.

114
00:07:28,670 --> 00:07:30,580
‫چیزی دارم که بشه استفاده کرد؟

115
00:07:31,170 --> 00:07:33,710
‫درسته! ابزارهای مطلق مزرعه‌داری...

116
00:07:39,960 --> 00:07:41,210
‫پس اینه!

117
00:07:42,250 --> 00:07:43,500
‫حالا...

118
00:07:45,670 --> 00:07:47,920
‫شاید این جادویی چیزی باشه.

119
00:07:48,080 --> 00:07:50,040
‫هرچی ازش استفاده می‌کنم خسته نمی‌شم.

120
00:07:50,040 --> 00:07:53,580
‫می‌تونم بدون مشکل زمین سخت رو
‫شخم بزنم و از ریشه درخت‌ها رد بشم.

121
00:07:54,880 --> 00:07:56,500
‫این خاک خوب و نرمه.

122
00:07:57,130 --> 00:08:00,420
‫اگه بتونم اینطوری زمینم رو شخم بزنم،
‫حتماً می‌شه سبزیجات خوبی رشد داد...

123
00:08:00,750 --> 00:08:01,830
‫نه وایسا.

124
00:08:01,830 --> 00:08:04,290
‫اول باید نگران پیدا کردن آب و غذا باشم.

125
00:08:04,400 --> 00:08:07,330
‫هیچ‌چیزی این اطراف پیدا نمی‌شه؟

126
00:08:05,860 --> 00:08:07,330
‫بیا منطقه رو بررسی کنیم

127
00:08:08,540 --> 00:08:10,210
‫این جنگل خیلی بزرگه.

128
00:08:10,460 --> 00:08:13,080
‫سعی کردم خوب گوش بدم تا
‫صدای یه آبشارو بشنوم،

129
00:08:13,750 --> 00:08:15,880
‫اما تمام چیزی که می‌شنیدم
‫خش‌خش برگ‌ها بود.

130
00:08:17,130 --> 00:08:19,250
‫پیدا کردن گیاه خوردنی به کنار...

131
00:08:19,250 --> 00:08:21,380
‫این اطراف حتی رشد علف هم نمی‌بینم.

132
00:08:21,380 --> 00:08:22,960
‫رو حالت سخت بازی می‌کنم؟

133
00:08:27,080 --> 00:08:28,460
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

134
00:08:28,460 --> 00:08:31,580
‫احتمالش زیاده که این اطراف
‫حیوون‌های خطرناک باشن.

135
00:08:31,920 --> 00:08:34,500
‫باید زودتر یه جای امن پیدا کنم.

136
00:08:42,920 --> 00:08:44,750
‫چه درخت خوبیه.

137
00:08:45,710 --> 00:08:47,460
‫راحت می‌شه پیداش کرد.

138
00:08:47,460 --> 00:08:49,830
‫فکر کنم همین‌جا کمپ رو درست می‌کنم.

139
00:08:50,070 --> 00:08:53,000
‫پولی به‌دست میاری؟

140
00:08:51,530 --> 00:08:53,000
‫بیا منابع جمع کنیم

141
00:08:53,380 --> 00:08:57,420
‫یه مدت اطراف رو چرخ زدم، اما بنظر نمیاد
‫رودخونه یا مردابی این نزدیکی‌ها باشه.

142
00:08:58,250 --> 00:08:59,290
‫در این صورت...

143
00:09:00,000 --> 00:09:01,040
‫یه چاه می‌کَنَم!

144
00:09:01,040 --> 00:09:02,260
‫حدس و گمان

145
00:09:01,040 --> 00:09:02,260
‫روشی برای پیدا کردن چیزها

146
00:09:01,040 --> 00:09:02,260
‫که در زمین پنهان شدن

147
00:09:01,040 --> 00:09:02,260
‫براساس حرکات و نوسانات شاخه

148
00:09:02,750 --> 00:09:06,170
‫مطمئنم فکر می‌کنید احمقانه‌ست که
‫آدم اینطوری زیرزمین آب پیدا کنه.

149
00:09:06,170 --> 00:09:11,290
‫اما شنیدم که مردم از این روش برای
‫پیدا کردن لوله‌های آب استفاده می‌کنن؛ شاید.

150
00:09:12,540 --> 00:09:13,790
‫اصلاً نمی‌فهمم.

151
00:09:13,880 --> 00:09:14,790
‫بیل!

152
00:09:16,460 --> 00:09:18,670
‫واقعاً این ابزارهای مطلق مثل اسم‌شون،

153
00:09:18,670 --> 00:09:20,540
‫می‌تونن به هرچیزی تبدیل بشن.

154
00:09:20,540 --> 00:09:23,040
‫محض اطلاع، نمی‌تونن به
‫ماشین‌های پیچیده تبدیل بشن.

155
00:09:20,790 --> 00:09:21,790
‫ماشن حفاری!

156
00:09:21,790 --> 00:09:23,580
‫آه! یه چیز بزرگ و خفن!

157
00:09:26,080 --> 00:09:27,250
‫درست مثل انتظار!

158
00:09:27,250 --> 00:09:29,460
‫مهم نیست چقدر بِکَنم، اصلاً خسته نمی‌شم!

159
00:09:29,960 --> 00:09:32,960
‫حالا می‌تونم تا به آب برسم برم پایین!

160
00:09:35,170 --> 00:09:36,710
‫و گیر افتادم؟

161
00:09:36,710 --> 00:09:39,210
‫فهمیدم... اُریب می‌رم پایین!

162
00:09:46,040 --> 00:09:47,920
‫تازه شروع کرده بودم...

163
00:09:47,920 --> 00:09:49,630
‫عجب شانسی!

164
00:09:50,250 --> 00:09:53,880
‫نه، این هم احتمالاً یکی دیگه
‫از موهبت‌های خداونده.

165
00:09:54,500 --> 00:09:57,250
‫حالا که منبع آبم رو پیدا کردم،
‫وقت غذا پیدا کردنه.

166
00:09:57,250 --> 00:09:58,460
‫نقشه‌م همین بود...

167
00:09:59,210 --> 00:10:02,170
‫اما عجیبه که هیچ احساس گرسنگی‌ای ندارم.

168
00:10:02,170 --> 00:10:05,040
‫اینم شاید از یکی از قدرتای ابزار مطلق باشه.

169
00:10:05,330 --> 00:10:09,040
‫احتمالاً خطرناک باشه که بخوام
‫دوباره وسط جنگل بگردم.

170
00:10:09,500 --> 00:10:10,420
‫داس!

171
00:10:11,250 --> 00:10:13,920
‫چون می‌خوام اینجا رو به مرکز عملیات تبدیل کنم،

172
00:10:13,920 --> 00:10:16,080
‫بهتره به ساختنش با ابزارهام ادامه بدم.

173
00:10:16,080 --> 00:10:19,330
‫خوب می‌شد اگه در حین کار
‫یه چیزی برای خوردن پیدا می‌کردم...

174
00:10:20,210 --> 00:10:22,880
‫اما خب، این اطراف چیزی نمی‌بینم.

175
00:10:26,500 --> 00:10:28,920
‫اگه بخوام زمین اینجارو زراعت کنم،

176
00:10:28,920 --> 00:10:30,920
‫آخر سر این درخت سر راه میاد.

177
00:10:31,960 --> 00:10:34,210
‫بنظر درخت تنومندی میاد،

178
00:10:34,210 --> 00:10:37,000
‫اما شاید با تبدیل ابزار مطلق به تبر بشه بُریدش.

179
00:10:37,000 --> 00:10:40,000
‫فکر کنم راه درست بُریدن یه سمتش،

180
00:10:40,000 --> 00:10:42,790
‫و بعد تبرزنی از سمت دیگه‌شه.

181
00:10:43,000 --> 00:10:44,000
‫تونستم!

182
00:10:45,580 --> 00:10:46,880
‫خیلی‌خب.

183
00:10:46,880 --> 00:10:48,540
‫اول از این سمت شروع می‌کنم.

184
00:10:49,130 --> 00:10:50,540
‫نفس کش!

185
00:10:53,790 --> 00:10:54,540
‫ها؟

186
00:11:04,420 --> 00:11:06,750
‫با یه حرکت، تمیز بُریدمش...

187
00:11:06,750 --> 00:11:09,170
‫این ابزار مطلق لنگه نداره.

188
00:11:10,170 --> 00:11:11,170
‫ساتور!

189
00:11:11,420 --> 00:11:14,210
‫حالا که انداختمش، بهتره تبدیل به الوارش کنم.

190
00:11:14,210 --> 00:11:16,250
‫اول شاخه‌هاش رو برمی‌دارم،

191
00:11:16,250 --> 00:11:17,670
‫بعد پوسش رو می‌کَنم.

192
00:11:18,460 --> 00:11:21,080
‫دارم یه درخت سخت رو مثل پنیر می‌بُرم.

193
00:11:21,670 --> 00:11:25,330
‫خب، راجب این ابزار قلاب شکل
‫که باهاش دارم درخت رو می‌کِشم...

194
00:11:25,750 --> 00:11:27,250
‫نمی‌دونم اسمش چیه،

195
00:11:27,250 --> 00:11:30,710
‫اما فکر کنم می‌تونم ابزار مطلق رو
‫به هرچیزی که بخوام تبدیل کنم.

196
00:11:32,040 --> 00:11:34,210
‫حالا برای خودم الوار گیر آوردم.

197
00:11:34,710 --> 00:11:36,830
‫براساس بازی‌های مزرعه‌داری که بازی می‌کردم،

198
00:11:36,830 --> 00:11:39,460
‫دیگه وقتشه که با الوار یه کلبه کوچیک بسازم.

199
00:11:39,830 --> 00:11:43,250
‫اما آسون نیست که بخش‌های
‫دیوار و سقف رو بسازم.

200
00:11:43,250 --> 00:11:46,130
‫تازه، چسب یا میخی برای وصل کردن‌شون ندارم.

201
00:11:46,130 --> 00:11:49,380
‫ساختن یه کلبه از اولش خیلی سخته، نه؟

202
00:11:49,670 --> 00:11:50,670
‫آه...

203
00:11:50,670 --> 00:11:54,790
‫سایۀ این ستون که برای خنده گذاشتم
‫تو زمین داره شبیه یه ساعت آفتابی...

204
00:11:56,170 --> 00:11:57,250
‫ای وای!

205
00:11:57,250 --> 00:11:59,500
‫انقدر بهم خوش گذشت که حواسم به زمان نبود!

206
00:11:59,500 --> 00:12:01,380
‫آفتاب داره غروب می‌کنه و بعد شب می‌شه.

207
00:12:01,380 --> 00:12:03,630
‫و بعدش چی می‌شه؟
‫تاریک می‌شه!

208
00:12:03,630 --> 00:12:04,830
‫باید یه نور پیدا کنم.

209
00:12:04,830 --> 00:12:06,580
‫چراغ‌قوه! لامپ!

210
00:12:06,710 --> 00:12:08,500
‫جواب نمی‌ده؛ پس باید آتیش درست کنم!

211
00:12:08,500 --> 00:12:10,170
‫فندک! کبریت!

212
00:12:10,330 --> 00:12:11,380
‫نمی‌شه.

213
00:12:11,380 --> 00:12:13,750
‫حتماً این به اون حوضه کار خدا ربط داره.

214
00:12:14,000 --> 00:12:16,290
‫بعدشم، اگه ابزار مطلق رو به مشعل تبدیل کنم

215
00:12:16,290 --> 00:12:18,000
‫از دست دادنش ترسناکه!

216
00:12:18,000 --> 00:12:20,920
‫برای ساختن گرما باید
‫یه چیزی بدون سوختن پیدا کنم.

217
00:12:20,920 --> 00:12:22,000
‫فهمیدم!

218
00:12:22,000 --> 00:12:23,130
‫ذره‌بین!

219
00:12:24,250 --> 00:12:25,290
‫کار کرد!

220
00:12:25,290 --> 00:12:26,710
‫با این آتیش روشن می‌کنم.

221
00:12:26,920 --> 00:12:29,290
‫یا حداقل وقتی روز بود.

222
00:12:34,250 --> 00:12:36,250
‫آخرش تو بدنه درخت یه سوراخ درست کردم،

223
00:12:36,250 --> 00:12:38,880
‫پس حداقل یه‌جور سرپناه دارم.

224
00:12:39,380 --> 00:12:41,580
‫کندن یه حفره تو زمین به ذهنم اومد،

225
00:12:41,580 --> 00:12:44,250
‫اما بعد، فکر زنده به گور شدن پشیمونم کرد.

226
00:12:44,420 --> 00:12:47,790
‫این لیوان هم یه حالت دیگه از ابزار مطلقه،

227
00:12:48,960 --> 00:12:53,580
‫اما انگاری ساختن یه صندلی یا کلبه
‫به کلی آزمون و خطا نیاز داره.

228
00:12:55,290 --> 00:12:57,330
‫نگران بودم که نتونم تو تاریکی ببینم،

229
00:12:57,330 --> 00:12:59,920
‫اما تعجب کردم که تو شب می‌تونم خوب ببینم.

230
00:12:59,920 --> 00:13:03,750
‫شاید وقتی خدا بهم بدن سالم عطا کرد،
‫بینایی‌م هم بهتر شده.

231
00:13:03,750 --> 00:13:05,000
‫یا شاید...

232
00:13:05,290 --> 00:13:06,710
‫برای اونا.

233
00:13:06,710 --> 00:13:09,250
‫دو ماه که نور پخش می‌کنن.

234
00:13:10,880 --> 00:13:12,000
‫واقعاً...

235
00:13:12,880 --> 00:13:15,080
‫تو یه دنیای دیگه اومدم، نه؟

236
00:13:17,050 --> 00:13:19,520
‫لونه کنده‌کاری‌شده در بدنه درخت

237
00:13:17,050 --> 00:13:19,520
‫چاه

238
00:13:17,050 --> 00:13:19,520
‫ستون

239
00:13:23,540 --> 00:13:26,290
‫برای کار با الوارها کلی آزمون و خطا انجام دادم،

240
00:13:26,290 --> 00:13:28,210
‫و دیگه صبح شد.

241
00:13:36,540 --> 00:13:39,330
‫فعلاً بنظر میاد از نظر آب مشکلی ندارم.

242
00:13:39,330 --> 00:13:41,290
‫درسته! قبل اینکه یادم بره...

243
00:13:47,630 --> 00:13:49,540
‫و حالا دیگه آتیش هم راه انداختم.

244
00:13:49,540 --> 00:13:50,460
‫خیلی‌خب...

245
00:13:50,460 --> 00:13:54,500
‫از اونجا، برای زراعت زمین
‫به تمیز کردن محوطه پرداختم.

246
00:13:54,750 --> 00:13:58,750
‫وقتی از ابزار مطلق استفاده می‌کنم
‫خسته یا گرسنه نمی‌شم،

247
00:13:58,750 --> 00:14:02,790
‫اما مطمئنم انجام این کارها
‫از استقامت بدنم استفاده می‌کنه.

248
00:14:02,960 --> 00:14:05,500
‫ذره‌ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.

249
00:14:06,170 --> 00:14:09,380
‫به عبارت دیگه، بالأخره وقتش
‫رسیده که منم چیزی بخورم.

250
00:14:09,380 --> 00:14:11,080
‫شاید باید دلمو به دریا بزنم

251
00:14:11,080 --> 00:14:13,330
‫و برم یکم دورتر از اینجارو بگردم؟

252
00:14:18,330 --> 00:14:20,130
‫ا ـ اون دیگه چیه؟!

253
00:14:27,540 --> 00:14:29,670
‫خب، حادثه خوشایندی بود.

254
00:14:30,250 --> 00:14:32,000
‫چاره‌ای جز کشتنش نداشتم.

255
00:14:32,000 --> 00:14:34,170
‫چنگال و چیزای ترسناک داشت.

256
00:14:35,330 --> 00:14:38,170
‫فقط به یه ضربه تو گردن با ابزار مطلق نیاز داشت.

257
00:14:38,420 --> 00:14:42,500
‫کله خرگوش بزرگ رو شخم زدم
‫و تبدیل به یه خاک خوب و نرم شد.

258
00:14:42,960 --> 00:14:46,630
‫بعد از ابزار مطلق استفاده کردم
‫و بخشی از بدنش رو برداشتم.

259
00:14:46,630 --> 00:14:50,080
‫حداقل از اینکه با استفاده ازش
‫سیر می‌شم سپاس‌گذارم.

260
00:14:50,080 --> 00:14:51,630
‫خرگوش کبابی...

261
00:14:53,250 --> 00:14:55,330
‫یه طعم خیلی معمولی داره.

262
00:14:55,330 --> 00:14:57,380
‫یا بیشتر بدبو و خونیه.

263
00:14:57,380 --> 00:15:00,250
‫بازم، قدردانم که چیزی برای خوردن دارم.

264
00:15:01,540 --> 00:15:04,170
‫هرچی بخورم بالأخره از اون‌طرف میاد.

265
00:15:04,540 --> 00:15:06,500
‫چیزی بعدی که ساختم دستشویی بود.

266
00:15:07,580 --> 00:15:09,040
‫صندلی از کُنده ساخته شد.

267
00:15:09,280 --> 00:15:09,780
‫صندلی دستشویی

268
00:15:09,670 --> 00:15:11,540
‫زیر اون، یه حفره کَندم.

269
00:15:10,950 --> 00:15:11,540
‫صندلی دستشویی

270
00:15:10,950 --> 00:15:11,540
‫مخزن

271
00:15:11,040 --> 00:15:11,540
‫رهاسازی گاز

272
00:15:11,540 --> 00:15:12,260
‫صندلی دستشویی

273
00:15:11,540 --> 00:15:12,260
‫رهاسازی گاز

274
00:15:11,540 --> 00:15:12,260
‫برای تخلیه

275
00:15:11,540 --> 00:15:12,260
‫مخزن

276
00:15:15,000 --> 00:15:17,040
‫حالا می‌تونم راحت باشم و کارمو بکنم.

277
00:15:23,750 --> 00:15:25,000
‫راحت نیستم.

278
00:15:26,000 --> 00:15:29,000
‫از دانشی که دیشب یاد گرفتم استفاده کردم.

279
00:15:29,380 --> 00:15:31,830
‫آخرش از جایی که دیشب خوابیدم
‫بهتر در اومد، اما...

280
00:15:32,460 --> 00:15:36,250
‫یه دستشوییِ آرامش‌بخش برای
‫هرنوع زندگی متمدنی نیازه.

281
00:15:41,210 --> 00:15:43,040
‫تا اینجا چندتا راه فرعی رفتم،

282
00:15:43,040 --> 00:15:45,380
‫اما بالأخره شخم زدن زمینو شروع کردم.

283
00:15:46,080 --> 00:15:49,290
‫برای کمک به زندگیم باید چی بکارم؟

284
00:15:49,960 --> 00:15:51,540
‫چیزایی می‌خوام که خوب بمونن.

285
00:15:51,540 --> 00:15:52,630
‫سیب‌زمینی؟

286
00:15:52,630 --> 00:15:53,630
‫پیاز؟

287
00:15:53,920 --> 00:15:55,500
‫گوجه و خیار هم خوبه.

288
00:15:55,500 --> 00:15:57,250
‫اونارو می‌شه درجا خورد.

289
00:15:57,880 --> 00:15:59,290
‫کلم یا اسفناج.

290
00:15:59,290 --> 00:16:01,710
‫ترب؛ کاهو؛ هویج.

291
00:16:01,710 --> 00:16:04,630
‫اوه، یکم ذرت آب‌پز هم می‌خوام.

292
00:16:06,880 --> 00:16:08,750
‫اینجا بود که چیزی رو فهمیدم.

293
00:16:09,500 --> 00:16:13,330
‫حتی اگه زمین رو شخم بزنم، دونه یا نهالی ندارم.

294
00:16:14,540 --> 00:16:17,630
‫فکر کنم مجبورم برم تو جنگل دنبال یه چیزی بگردم.

295
00:16:18,330 --> 00:16:20,290
‫با شکم پر از گوشت خرگوش خوابیدم،

296
00:16:20,290 --> 00:16:21,790
‫و وقتی صبح پاشدم.

297
00:16:22,960 --> 00:16:25,290
‫از چیزی که با چشمام دیدم غافلگیر شدم.

298
00:16:26,670 --> 00:16:30,330
‫یعنی گیاه‌های دنیای جادویی حتی
‫اگه دونه‌شون رو نکاری رشد می‌کنن؟

299
00:16:30,330 --> 00:16:32,670
‫یا نکنه این به‌خاطر ابزارهای مطلقه؟

300
00:16:33,040 --> 00:16:34,920
‫جوونه داره از همه ردیف‌ها بیرون میاد.

301
00:16:34,920 --> 00:16:36,380
‫و فقط تو یه شب!

302
00:16:36,750 --> 00:16:40,130
‫اما جوونه‌هاشون با چیزایی که
‫تا حالا دیدم فرق دارن...

303
00:16:40,330 --> 00:16:43,040
‫اونا شبیه پیازچه‌ن، البته خم شدن.

304
00:16:43,460 --> 00:16:45,130
‫خب، مطمئن نیستم چی هستن.

305
00:16:45,130 --> 00:16:48,040
‫با اینکه مطمئن نیستم،
‫اما حالا می‌دونم باید چیکار کنم!

306
00:16:48,330 --> 00:16:50,830
‫باید از زمین‌ها مقابل اون
‫خرگوش‌های گنده

307
00:16:50,830 --> 00:16:52,540
‫و هر هیولای دیگه‌ای محافظت کنم!

308
00:16:54,210 --> 00:16:56,750
‫اول، دور محیط نرده می‌سازم.

309
00:16:57,330 --> 00:17:00,170
‫و بعد، یه چاله کنار نرده‌ها می‌کَنم.

310
00:17:00,630 --> 00:17:04,040
‫هنوز یکم نگرانم، اما با ساخت اینا
‫حس خیلی بهتری دارم.

311
00:17:04,960 --> 00:17:08,380
‫بعد از چند روز، ساخت نرده و چاله‌ها تموم شد.

312
00:17:08,670 --> 00:17:11,130
‫توی اون زمان، خودم رو با یه خرگوش دیگه

313
00:17:11,130 --> 00:17:13,080
‫که به زمین حمله کرد سیر کردم.

314
00:17:13,380 --> 00:17:15,790
‫اصلاً چرا این چیزا همش با عجله حمله می‌کنن؟

315
00:17:15,790 --> 00:17:17,830
‫شاید من کسی‌م که می‌خوان بخورن.

316
00:17:20,630 --> 00:17:22,000
‫طبیعت...

317
00:17:23,130 --> 00:17:25,830
‫اگه با آب‌پاش از ابزار مطلق بهشون آب بدم،

318
00:17:25,830 --> 00:17:27,580
‫هرروز بزرگ‌تر می‌شن.

319
00:17:27,830 --> 00:17:31,080
‫اونا از گیاه‌های معمولی سریع‌تر رشد می‌کنن.

320
00:17:31,790 --> 00:17:34,040
‫هنوز مطمئن نیستم چی دارم پرورش می‌دم،

321
00:17:34,040 --> 00:17:36,540
‫اما امیدوارم چیزی باشه که بتونم بخورم.

322
00:17:36,880 --> 00:17:39,210
‫اگه آخرسر همشون گیاه‌های تزئینی باشن...

323
00:17:42,540 --> 00:17:45,210
‫مطمئنم تو ناامیدی به زانوهام میفتم.

324
00:17:46,040 --> 00:17:47,250
‫چند روز دیگه گذشت.

325
00:17:47,790 --> 00:17:51,000
‫بعد از همه کارهام،
‫تونستم یه کلبه کوچیک بسازم.

326
00:17:51,580 --> 00:17:53,580
‫تو چوب‌ها شیار گذاشتم و رو هم چیدم‌شون.

327
00:17:53,580 --> 00:17:55,000
‫در اصل یه اتاقک چوبیه.

328
00:17:56,210 --> 00:17:58,750
‫از یه جا به بعد دیگه نتونستم تخته‌ها رو بلند کنم،

329
00:17:59,500 --> 00:18:02,670
‫پس زمین رو کَندم تا فضای بیشتری داشته باشم.

330
00:18:03,040 --> 00:18:05,080
‫برای سقف از تنه درخت‌ها استفاده کردم

331
00:18:05,080 --> 00:18:07,330
‫و با میخ‌های چوبی محکم‌شون کردم.

332
00:18:08,580 --> 00:18:09,880
‫اگه تو یه قصه بودم،

333
00:18:09,880 --> 00:18:12,630
‫یه گرگ می‌تونست با فوت خونه‌م رو بفرسته هوا،

334
00:18:12,630 --> 00:18:15,630
‫اما این حداقل از زندگی تو حفرۀ درخت متمدن‌تره.

335
00:18:16,960 --> 00:18:19,710
‫نمی‌تونم منتظر بمونم تا نتیجه محصولاتم رو بینم.

336
00:18:20,630 --> 00:18:24,080
‫تازگی‌ها پرانگیزه‌ترم، و برای هرروز چشم‌انتظارم.

337
00:18:25,170 --> 00:18:28,750
‫اون وقتی بود که تونستم به
‫زندگی جدیدم تو اینجا عادت کنم.

338
00:18:32,130 --> 00:18:33,250
‫سگ؟

339
00:18:34,330 --> 00:18:35,420
‫چه بزرگن.

340
00:18:36,210 --> 00:18:38,460
‫بنظر نمی‌خوان بهم حمله کنن.

341
00:18:38,460 --> 00:18:41,040
‫و انگار تو وضع ناجوری هم هستن.

342
00:18:47,380 --> 00:18:48,540
‫بیا اینجا.

343
00:18:50,880 --> 00:18:52,580
‫تازه یه گراز رو کشته بودم،

344
00:18:52,580 --> 00:18:54,670
‫و گوشت اضافی همراهم داشتم.

345
00:18:55,380 --> 00:18:58,670
‫داشت نرده‌ها رو خراب می‌کرد،
‫پس مجبور شدم بکشمش.

346
00:18:59,670 --> 00:19:01,750
‫یکی‌شون شکمش ورم کرده.

347
00:19:02,080 --> 00:19:04,080
‫بنظر می‌خواست جای بهتری بره

348
00:19:04,080 --> 00:19:06,670
‫که توسط حیوون‌های دیگه بهش حمله شد.

349
00:19:07,500 --> 00:19:11,420
‫این منو یاد وقتی که بچه بودم
‫و یه سگ می‌خواستم انداخت.

350
00:19:12,250 --> 00:19:14,500
‫می‌گن سگا دوست مزرعه‌دارن.

351
00:19:14,500 --> 00:19:16,880
‫خیلی خوشحال می‌شم اگه این اطراف باشن.

352
00:19:19,130 --> 00:19:20,380
‫چی شده؟

353
00:19:22,580 --> 00:19:25,000
‫نکنه قراره زایمان کنه؟!

354
00:19:25,290 --> 00:19:26,710
‫الان؟ اینجا؟!

355
00:19:27,250 --> 00:19:28,540
‫چیکار کنم؟

356
00:19:28,540 --> 00:19:29,830
‫چطوری کمک کنم؟

357
00:19:31,080 --> 00:19:33,500
‫خب، حداقل بهتر از بیرون بودنه.

358
00:19:33,500 --> 00:19:35,040
‫اتاقک چوبی رو بهشون دادم.

359
00:19:36,040 --> 00:19:38,420
‫چقدر طول می‌کشه تا زایمان کنه؟

360
00:19:38,420 --> 00:19:40,420
‫آب برای خوردن نیاز داره؟

361
00:19:41,130 --> 00:19:44,040
‫موقع غروب سرد می‌شه؛ آتیش روشن کنم.

362
00:19:44,040 --> 00:19:45,630
‫اما اینجارو دود می‌گیره.

363
00:19:45,630 --> 00:19:47,080
‫شاید بیرون راه بندازمش.

364
00:19:52,920 --> 00:19:56,460
‫هر کاری که می‌تونست کمک کنه رو انجام دادم.

365
00:19:56,460 --> 00:20:00,460
‫و گفتم شاید اگه یه آدم اطراف باشه
‫زیاد راحت نیستن،‌ پس نموندم.

366
00:20:02,380 --> 00:20:06,750
‫امیدوارم با زیاد کمک کردنم اذیت نشده باشن.

367
00:20:07,290 --> 00:20:11,540
‫اگه موقع زایمان و وقتی نمی‌تونست تکون بخوره
‫اون گراز بزرگ حمله می‌کرد...

368
00:20:15,420 --> 00:20:17,790
‫شاید بخاطر نور بغل کلبه‌ست،

369
00:20:17,790 --> 00:20:19,880
‫اما همه‌چیز خیلی تاریک بنظر میاد.

370
00:20:28,290 --> 00:20:30,540
‫ای وای، خوابم گرفت!

371
00:20:37,040 --> 00:20:38,960
‫آه، میام داخل.

372
00:20:45,790 --> 00:20:48,040
‫حالا که تموم شده بنظر آروم میان.

373
00:20:48,040 --> 00:20:50,290
‫آما مطمئنم شب سختی رو گذروندن.

374
00:20:50,580 --> 00:20:51,420
‫اوه درسته.

375
00:20:52,880 --> 00:20:57,330
‫برای جشن گرفتن، بهترین بخش‌های گراز رو
‫که خوشمزه‌تر بنظر میومدنو براتون جدا کردم.

376
00:20:59,040 --> 00:21:03,420
‫فکر می‌کردم سگ‌ها بعد از زایمان
‫قراره یه‌جای دیگه برن، اما...

377
00:21:03,420 --> 00:21:05,880
‫انگاری قراره همین‌جا بمونن.

378
00:21:06,750 --> 00:21:11,210
‫از اونجایی که انقدر کلبه رو
‫دوست داشتن که دیگه نمی‌تونستم بیرون‌شون کنم،

379
00:21:11,210 --> 00:21:12,830
‫برای خودم یکی دیگه ساختم.

380
00:21:14,540 --> 00:21:17,420
‫می‌خوام که فکر کنم از خونه اولی بهتر ساختمش.

381
00:21:17,960 --> 00:21:20,460
‫وقتی که دیگه توله‌ها می‌تونستن ورجه‌وورجه کنن،

382
00:21:20,460 --> 00:21:23,420
‫گیاها به قدری بزرگ شده بودن
‫که می‌شد برداشت‌شون کرد.

383
00:21:23,790 --> 00:21:25,500
‫اینا گوجه‌ن.

384
00:21:25,500 --> 00:21:27,710
‫ول‌شون کردم و اینطوری به‌هم پیچ خوردن.

385
00:21:28,210 --> 00:21:32,040
‫برداشت‌شون یه‌ذره سخته
‫و بنظر یکم کوچیک هم میان.

386
00:21:33,920 --> 00:21:36,170
‫اما بدون شک گوجه‌ن!

387
00:21:37,130 --> 00:21:41,290
‫سگا شکارها رو انجام می‌دن
‫و از محوطه به‌جام محافظت می‌کنن.

388
00:21:41,710 --> 00:21:44,670
‫و اینکه، یکم سخت شده که فقط بهشون «سگ» بگم،

389
00:21:42,710 --> 00:21:45,830
‫کورو (سیاه)

390
00:21:43,710 --> 00:21:45,830
‫یوکی (برف)

391
00:21:44,670 --> 00:21:46,540
‫پس براشون اسم گذاشتم.

392
00:21:46,540 --> 00:21:48,750
‫پسره کوروـه؛ دختره یوکی‌ـه.

393
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫کورو (سیاه)

394
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫یوکی (برف)

395
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫کورونه

396
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫کورودو

397
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫کوروسه

398
00:21:48,460 --> 00:21:50,190
‫کوروچهار

399
00:21:48,750 --> 00:21:50,170
‫البته خز سیاه هم داره.

400
00:21:50,540 --> 00:21:51,920
‫کورو؛ یوکی.

401
00:21:54,040 --> 00:21:56,500
‫فکر نمی‌کردم سگا بتونن سبزیجات بخورن،

402
00:21:57,210 --> 00:21:59,440
‫انقدر با اشتها می‌خورن‌شون

403
00:21:59,440 --> 00:22:02,880
‫که دلم می‌خواد سبزیجات بهتری
‫برای تغذیه‌شون درست کنم.

404
00:22:04,000 --> 00:22:06,460
‫سرم خیلی با برداشت سبزیجات گرم بوده،

405
00:22:06,080 --> 00:22:14,830
‫می‌تونم بادهای ملایم فصلی که به آرومی
‫روی انگشتانم حرکت می‌کنند رو احساس کنم

406
00:22:06,460 --> 00:22:08,330
‫که واقعاً خوشحالم می‌کنه.

407
00:22:08,330 --> 00:22:10,500
‫نیازه تا براشون انبار درست کنم.

408
00:22:10,880 --> 00:22:12,920
‫می‌خوام وسایل و ابزارم درست کنم.

409
00:22:13,380 --> 00:22:15,630
‫کلی کار هست که می‌خوام انجام بدم...

410
00:22:15,170 --> 00:22:23,750
‫بیا بر روی ابرهای شناور آسمان،
‫برای چیزی که دوست داریم کاوش کنیم

411
00:22:17,880 --> 00:22:20,210
‫اما خب، عجله‌ای ندارم.

412
00:22:21,250 --> 00:22:23,290
‫کم‌کم تلاشمو براش می‌کنم.

413
00:22:23,750 --> 00:22:28,540
‫عقربه‌های ساعت رو برای الان فراموش کن

414
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫چاه

415
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫نرده و گودال آب

416
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫کلبه 1

417
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫کلبه 2

418
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫دستشویی

419
00:22:25,010 --> 00:22:28,440
‫زمین سبزیجات

420
00:22:28,540 --> 00:22:42,540
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

421
00:22:28,540 --> 00:22:32,960
‫سعی کن تا یه نفس عمیق بکشی

422
00:22:32,960 --> 00:22:42,580
‫چشم‌انداز رنگین‌کمون
‫قلب من رو به طنین میندازه

423
00:22:43,920 --> 00:22:48,920
‫مطمئنم هر آرزویی که دارم به واقعیت می‌پیونده

424
00:22:48,920 --> 00:22:53,460
‫چون تو در کنار منی

425
00:22:53,460 --> 00:22:58,040
‫تو هر روز رو برای من مثل یه رویا می‌کنی

426
00:22:58,290 --> 00:23:02,830
‫توی جایی پرحرارت و بامحبت

427
00:23:02,830 --> 00:23:10,000
‫صورت خندونت رو تا ابد بهم نشون بده

428
00:23:20,540 --> 00:23:22,290
‫می‌خوای از کوهستان رد بشی؟

429
00:23:22,290 --> 00:23:26,790
‫گوش کن خانومی، وقتی مست کردی،
‫نباید همچین چیزیایی رو به زبون بیاری.

430
00:23:26,790 --> 00:23:29,330
‫درباره جنگل مرگ چیزی نشنیدی؟

431
00:23:29,330 --> 00:23:32,380
‫اون چیزیه که اون‌طرف کوهستان گیرت میاد.

432
00:23:32,380 --> 00:23:34,330
‫پر هیولاهای خطرناکه.

433
00:23:34,330 --> 00:23:36,630
‫اگه حتی چندتاشونم بیان اینجا،

434
00:23:36,630 --> 00:23:39,920
‫بیست‌وچهار ساعته باید از شهر محافظت بشه.

435
00:23:42,500 --> 00:23:44,580
‫شاید واقعاً دنبال همچین جایی باشم.

436
00:23:45,510 --> 00:23:50,480
‫دفعه بعدی

437
00:23:46,010 --> 00:23:50,480
‫قسمت دوم

438
00:23:46,010 --> 00:23:50,480
‫اولین روستایی
