1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:12,846 --> 00:00:16,522
‫« چین، سال ۱۴۰۰ میلادی »

3
00:01:07,261 --> 00:01:10,573
<font color="#ffff00">‫سوگند به قلب اژدها،
‫امشب شبِ مبارکی‌ست</font>

4
00:01:33,862 --> 00:01:36,977
<font color="#ffff00">‫قلب اژدها پشت و پناه شما باشد</font>

5
00:01:42,833 --> 00:01:43,833
‫لعنتی!

6
00:01:45,311 --> 00:01:46,590
<font color="#ffff00">‫سر جات بمون!</font>

7
00:01:47,583 --> 00:01:49,479
‫دیگه وقت رفتنـه

8
00:01:49,504 --> 00:01:51,046
<font color="#ffff00">‫اون دزد رو بگیرید!</font>

9
00:01:51,667 --> 00:01:53,875
‫اِی داد، از اون‌ور

10
00:02:01,208 --> 00:02:02,750
‫اوه، وای!

11
00:02:04,792 --> 00:02:07,333
‫آخ!

12
00:02:48,583 --> 00:02:50,458
‫نزدیک بودها

13
00:02:54,500 --> 00:02:55,950
‫سلام و درود از چین

14
00:02:55,975 --> 00:02:59,808
‫سگ جنگی ۹۹ صحبت می‌کنه،
‫درخواست فرود دارم

15
00:02:59,833 --> 00:03:01,417
‫مأمور باشا!

16
00:03:01,500 --> 00:03:02,958
‫شما زنده‌اید؟

17
00:03:03,042 --> 00:03:05,333
‫هفته‌ها بود باهامون ارتباطی نداشتید

18
00:03:05,417 --> 00:03:06,993
‫فکر کردیم بلایی سرتون اومده

19
00:03:07,417 --> 00:03:08,833
‫فرمانده ایبو!

20
00:03:08,858 --> 00:03:11,624
‫توی کولاک گیر افتاده بودم و
‫ارتباطاتم قطع شده بود

21
00:03:11,649 --> 00:03:13,258
‫واسه همین باید بداهه پیش می‌رفتم

22
00:03:13,283 --> 00:03:15,741
‫الان با اون شیء باستانی
‫دارم برمی‌گردم خونه

23
00:03:15,766 --> 00:03:16,850
‫طبق اطلاعات ما

24
00:03:16,875 --> 00:03:20,719
‫روستا توسط یه قدرت بزرگی محافظت میشد

25
00:03:21,167 --> 00:03:25,008
‫ما تصور می‌کردیم که نفرینِ
‫اژدهای مردم محلی شما رو از بین برده بود

26
00:03:25,225 --> 00:03:27,350
‫متأسفانه باید بگم که

27
00:03:27,375 --> 00:03:31,667
‫هیچ اژدهای واقعی‌ای ندیدم،
‫فقط یه مشت خرافات محلی بود

28
00:03:31,750 --> 00:03:33,042
‫هیچ نفرینی روی من نیست

29
00:03:33,067 --> 00:03:35,808
‫وارد روستا شدم،
‫چیزی که می‌خواستم رو برداشتم و اومدم بیرون

30
00:03:35,833 --> 00:03:38,903
‫اگه لازم باشه جونم هم برای واکاندا میدم

31
00:03:43,000 --> 00:03:50,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

32
00:03:51,000 --> 00:03:54,000
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

33
00:04:58,702 --> 00:05:00,814
‫« مفقود و پیداشده »

34
00:05:26,167 --> 00:05:27,875
‫باشاست. برگشته!

35
00:05:27,958 --> 00:05:29,792
‫- ایول
‫- خوش برگشتی

36
00:05:29,875 --> 00:05:31,875
‫- موفق شدی!
‫- خوشحالم که خونه‌ام

37
00:05:31,958 --> 00:05:33,042
‫رسیدن بخیر

38
00:05:33,125 --> 00:05:35,583
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، دمتون گرم

39
00:05:36,979 --> 00:05:38,303
‫فرمانده ایبو

40
00:05:38,625 --> 00:05:42,708
‫داشت بهم برمی‌خورد که
‫فکر کردید با یه نفرین از پا درمیام

41
00:05:42,792 --> 00:05:44,875
‫شده تا به حال شما رو ناامید کنم؟

42
00:05:45,958 --> 00:05:50,708
‫آره، ولی این احتمالاً
‫اهمیتی توی گزارش مأموریت نداره

43
00:05:51,917 --> 00:05:55,625
‫واحد اطلاعات‌مون همچنان
‫فکر می‌کنه که یه جای کار می‌لنگه

44
00:05:55,708 --> 00:05:58,208
‫مطمئنی که طبق دستورالعمل‌ها پیش رفتی و

45
00:05:58,292 --> 00:06:00,500
‫بدون هیچ دردسری برگشتی؟

46
00:06:00,583 --> 00:06:03,292
‫شما که منو می‌شناسی.
‫دقیق، مثل همیشه.

47
00:06:03,375 --> 00:06:05,542
‫مأموریت بدون ذره‌ای مشکل انجام شد

48
00:06:05,567 --> 00:06:08,086
‫امکانش هست منو
‫تا گالری اشیای هنری برسونی؟

49
00:06:08,111 --> 00:06:09,923
‫پرواز طولانی‌ای داشتم

50
00:06:11,672 --> 00:06:16,058
‫فقط قرار بود چیزی که
‫داخل مجسمه‌ست رو بیاری

51
00:06:16,083 --> 00:06:18,208
‫یه سری مشکلات پیش اومد

52
00:06:18,292 --> 00:06:23,167
‫ما دستورالعمل‌هایی داریم تا
‫خاطرجمع شیم مأموریت‌ها بی‌سروصدا انجام میشن

53
00:06:23,250 --> 00:06:26,625
‫دوست من، شاید طبق دستورالعمل‌ها
‫پیش رفتن از پشت میز جالب باشه،

54
00:06:26,708 --> 00:06:28,458
‫ولی توی دنیای بیرون،

55
00:06:28,542 --> 00:06:31,662
‫ما نیروهای میدانی
‫باید یاد بگیریم که با فکر خودمون پیش بریم

56
00:06:34,750 --> 00:06:39,333
‫اون بیرون چیزهای بی‌نظیری دیدم،

57
00:06:39,358 --> 00:06:41,616
‫ولی هرگز از تماشای این منظره خسته نمیشم

58
00:06:41,641 --> 00:06:42,725
‫اوهوم

59
00:06:42,750 --> 00:06:44,958
‫خب، اگه رئیس شورا راکیم
‫از گزارش مأموریتت راضی نباشه،

60
00:06:45,042 --> 00:06:48,375
‫قراره این منظره رو بیشتر ببینی

61
00:06:48,458 --> 00:06:53,125
‫اون به اندازه‌ی تحسین‌کنندگانت
‫برای راه و روش‌های تو صبور نیست

62
00:06:54,708 --> 00:06:56,667
‫من کاری رو می‌کنم که باید

63
00:06:56,750 --> 00:07:00,857
‫افسانه‌ی محلی تنها چیزی نبود که
‫از این شیء محافظت می‌کرد،

64
00:07:00,882 --> 00:07:04,642
‫ولی تونستم اعتماد متصدی معبد رو جلب کنم،

65
00:07:04,667 --> 00:07:07,250
‫منتظر لحظه‌ی طلایی شدم و
‫کار رو یه‌سره کردم

66
00:07:08,333 --> 00:07:10,167
‫به نظر کار ساده‌ایـه،

67
00:07:10,940 --> 00:07:13,997
‫ولی با تو دیگه هیچی ساده نیست

68
00:07:14,375 --> 00:07:16,125
‫مگه نه، مأمور باشا؟

69
00:07:16,150 --> 00:07:19,150
‫رئیس شورا راکیم،
‫براتون پیشکش آوردم

70
00:07:19,292 --> 00:07:22,875
‫خوشحالیم که سالم برگشتی،

71
00:07:22,958 --> 00:07:25,458
‫ولی تو رو نفرستادیم اینو بیاری

72
00:07:26,958 --> 00:07:28,292
‫می‌دونم، می‌دونم

73
00:07:28,375 --> 00:07:32,286
‫ویبرانیوم رو داخل
‫این مجسمه‌ی مقدس جاگذاری کردن

74
00:07:33,083 --> 00:07:35,250
‫متأسفانه باید تخریب بشه

75
00:07:35,333 --> 00:07:37,758
‫فرمانده ایبو، لطفاً تنهامون بذارید

76
00:07:38,750 --> 00:07:41,708
‫به عنوان مأمور هماهنگی
‫مأموریت باشا، من باید...

77
00:07:41,733 --> 00:07:43,231
‫برو به گزارشات رسیدگی کن

78
00:07:43,958 --> 00:07:45,708
‫اطاعت میشه، رئیس شورا

79
00:07:47,833 --> 00:07:50,417
‫برای ما، اینا همگی آثار باستانی هستن

80
00:07:50,500 --> 00:07:54,500
‫اما اگه در دستان فرد اشتباهی بیفته،
‫می‌تونه منجر به نابودی واکاندا،

81
00:07:54,583 --> 00:07:57,458
‫یا جهان بیرون بشه

82
00:07:57,542 --> 00:07:59,375
‫نمی‌خواد بهم گوشزد کنید

83
00:07:59,400 --> 00:08:03,159
‫من چندین هفته برای برگردوندن
‫یکی از اونا توی کولاک گیر افتاده بودم

84
00:08:03,184 --> 00:08:04,267
‫درستـه

85
00:08:04,292 --> 00:08:07,783
‫سرنوشتی که تن هر مأموری رو
‫به لرزه میاره، اما با این حال...

86
00:08:08,083 --> 00:08:09,708
‫تو انگار اینطور نیستی

87
00:08:09,792 --> 00:08:12,250
‫توی میدون نبرد
‫احساسات عامل حواس‌پرتی هستن

88
00:08:12,333 --> 00:08:15,020
‫اینجا فقط مأموریتـه که
‫حائز اهمیتـه، رئیس شورا

89
00:08:15,542 --> 00:08:17,542
‫ولی به چه قیمتی، مأمور؟

90
00:08:27,000 --> 00:08:28,375
‫این یه جاییش می‌لنگه

91
00:08:44,417 --> 00:08:47,208
‫تو هفته‌ها خبری ازت نبود، باشا

92
00:08:47,843 --> 00:08:50,718
‫بگو ببینم، توی مأموریت اتفاقی افتاد؟

93
00:08:50,743 --> 00:08:52,908
‫بله. من موفق شدم

94
00:08:53,523 --> 00:08:57,606
‫نذار غرورت به اتفاقاتی که
‫از سر گذروندی غلبه کنه

95
00:08:58,223 --> 00:09:01,310
‫این یه رقابت نیست که
‫بخوای توش برنده شی

96
00:09:01,336 --> 00:09:04,128
‫داریم در مورد جون مردم حرف می‌زنیم

97
00:09:06,417 --> 00:09:07,583
‫بفرمایید؟

98
00:09:07,750 --> 00:09:09,458
‫باشا

99
00:09:09,483 --> 00:09:11,558
‫تیم فنی‌ای که مشغول بررسی سفینه‌ات بود

100
00:09:11,583 --> 00:09:14,730
‫به دلایلی هنوز گزارش پروازت رو ارسال نکرده

101
00:09:15,084 --> 00:09:16,350
‫توی سفینه‌ی من؟

102
00:09:16,375 --> 00:09:18,500
‫کسی از آشیانه جوابگو نیست

103
00:09:18,525 --> 00:09:21,067
‫باشا، تو نمی‌دونی چی شده؟

104
00:09:24,750 --> 00:09:26,887
‫باید برم یه نگاهی بندازم

105
00:09:27,083 --> 00:09:30,333
‫خیلی ممنون، رئیس شورا.
‫حرف‌هاتون تأمل‌برانگیز بود.

106
00:09:37,820 --> 00:09:39,075
‫فرمانده ایبو صحبت می‌کنه

107
00:09:39,100 --> 00:09:41,683
‫فعلاً کاری به سفینه‌ی باشا نداشته باشید

108
00:09:41,708 --> 00:09:43,458
‫می‌خوام خودم گزارش رو بخونم

109
00:09:46,125 --> 00:09:48,667
‫کسی اونجا هست؟ آهای؟
‫گزارش...

110
00:09:57,667 --> 00:09:59,750
‫تو چطور وارد شدی؟

111
00:10:00,299 --> 00:10:01,867
<font color="#ffff00">‫من دنبال باشا می‌گردم!</font>

112
00:10:02,522 --> 00:10:04,397
‫اسم باشا رو آوردی؟

113
00:10:05,852 --> 00:10:06,833
‫باشا

114
00:10:06,917 --> 00:10:10,715
‫اون... تو آخه چطوری اومدی تو؟

115
00:10:11,125 --> 00:10:15,083
‫آروم. آروم باش.
‫همه چی روبراهـه.

116
00:10:15,167 --> 00:10:16,625
‫باشا

117
00:10:16,708 --> 00:10:19,333
‫باشه، باشه. دنبال باشا می‌گردی؟

118
00:10:20,083 --> 00:10:21,875
‫بیا. دنبالم بیا

119
00:10:23,974 --> 00:10:27,868
‫بذار تو رو به چندتا از
‫بهترین جنگجوهامون معرفی کنم

120
00:10:28,833 --> 00:10:30,809
‫متجاوز! حمله کنید!

121
00:10:31,458 --> 00:10:34,425
‫نه! نه، نه، نه، نه!

122
00:10:42,284 --> 00:10:43,396
<font color="#ffff00">‫ریدم توش!</font>

123
00:10:51,667 --> 00:10:53,775
‫نه، نه، نه!
‫داره از پشت میاد...

124
00:11:05,877 --> 00:11:08,504
‫نه! بگیریدش! داره در میره!

125
00:11:18,208 --> 00:11:20,333
‫تو! اینا زیر سر توئـه!

126
00:11:20,417 --> 00:11:22,792
‫چی؟ خودت اومدی سمتم

127
00:11:23,417 --> 00:11:25,708
‫باید حواست رو بیشتر جمع کنی

128
00:11:25,792 --> 00:11:29,216
‫تو به عنوان اولین کسی که
‫نفرین رو به واکاندا میاره این حرف‌ها رو نزن

129
00:11:29,241 --> 00:11:31,533
‫چی؟ من؟ نه

130
00:11:31,558 --> 00:11:34,350
‫اسم تو رو به زبون آورد، باشا

131
00:11:34,375 --> 00:11:37,417
‫بهت که گفتم واحد اطلاعات‌مون
‫به یه چیزی مشکوک شده

132
00:11:37,442 --> 00:11:39,142
‫ولی تو گوش شنوا نداشتی

133
00:11:39,167 --> 00:11:40,583
‫قضیه چیـه؟

134
00:11:41,667 --> 00:11:42,875
‫چی شده؟

135
00:11:42,958 --> 00:11:45,208
‫تصویرش برام محوه

136
00:11:45,292 --> 00:11:48,333
‫هرگز ندیده بودم
‫یکی به این سرعت حرکت کنه

137
00:11:48,917 --> 00:11:50,125
‫بعدش هم یهو غیب شد

138
00:11:50,208 --> 00:11:53,326
‫مهاجم نقاب و لباس خارجی داشت، قربان

139
00:11:53,351 --> 00:11:56,267
‫ولی چطور ممکنـه
‫یکی از دنیای بیرون وارد اینجا بشه؟

140
00:11:56,292 --> 00:11:59,349
‫امکان نداره. مگه این که...

141
00:11:59,633 --> 00:12:02,583
‫مگه این که دنبال کسی راه افتاده باشه و

142
00:12:02,667 --> 00:12:06,917
‫امروز فقط یه نفر وارد واکاندا شده

143
00:12:07,202 --> 00:12:08,202
‫باشا

144
00:12:08,792 --> 00:12:10,792
‫مأمور باشا رو می‌گید، قربان؟

145
00:12:10,875 --> 00:12:13,292
‫اون این موجود رو وارد واکاندا کرده

146
00:12:13,507 --> 00:12:18,049
‫ایشون و فرمانده ایبو
‫هر دو باید جوابگو باشن

147
00:12:20,583 --> 00:12:23,375
‫باید بریم پیشش،
‫اعتراف کنیم که چه اتفاقی افتاده

148
00:12:23,400 --> 00:12:25,817
‫بیخیال، ایبو، هنوز می‌تونیم برنده شیم

149
00:12:26,075 --> 00:12:27,700
‫اوضاع همیشه به‌هم می‌ریزه

150
00:12:27,725 --> 00:12:29,225
‫اون توی میدون جنگـه!

151
00:12:29,250 --> 00:12:30,792
‫اینجا مقر اصلیـه!

152
00:12:30,875 --> 00:12:34,708
‫الان هم شده میدون جنگ و

153
00:12:34,792 --> 00:12:37,213
‫کسی اینجا رو بهتر از تو نمی‌شناسه

154
00:12:39,042 --> 00:12:41,917
‫مهاجم حتماً دنبالم اومده تا
‫مجسمه رو پس بگیره

155
00:12:42,000 --> 00:12:44,625
‫نباید بذاریم نزدیک گالری اشیای هنری بشه

156
00:12:44,708 --> 00:12:46,333
‫نیروهای رئیس شورا رو چیکار کنیم؟

157
00:12:46,417 --> 00:12:49,792
‫تو تموم تونل‌های خدماتی و
‫راهروهای مخفی اینجا رو می‌شناسی

158
00:12:49,875 --> 00:12:51,167
‫اونا رو ببر به اسلحه‌خونه و

159
00:12:51,250 --> 00:12:53,333
‫یه حواس‌پرتی ایجاد کن تا
‫توجه راکیم رو جلب کنی

160
00:12:53,417 --> 00:12:57,417
‫این مهاجم یه‌تنه ترتیب همه‌ی
‫سگ‌های جنگی توی غذاخوری رو داد

161
00:12:57,500 --> 00:12:59,771
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی
‫تنهایی از پسش بربیای؟

162
00:13:00,000 --> 00:13:03,250
‫اگه نتونم قبل از این که
‫پاشو به گالری بذاره بگیرم،

163
00:13:03,333 --> 00:13:05,333
‫اونوقت باید همونجا جلوش رو بگیریم

164
00:13:05,417 --> 00:13:06,417
‫باهمدیگه

165
00:13:11,784 --> 00:13:14,171
‫خیلی‌خب.
‫عامل حواس‌پرتی، عامل حواس‌پرتی

166
00:13:14,750 --> 00:13:17,197
‫آهان! سیستم هشدار اسلحه‌خونه

167
00:13:17,580 --> 00:13:19,871
‫این کار رو درمیاره

168
00:13:29,455 --> 00:13:32,809
‫توی محدوده‌ی قرمز
‫سیستم هشدار فعال شده، جناب رئیس

169
00:13:34,917 --> 00:13:36,417
‫داره سمت اسلحه‌خونه میره

170
00:13:36,500 --> 00:13:39,067
‫تمام واحدها رو بفرستید!
‫حالا!

171
00:13:50,000 --> 00:13:57,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

172
00:14:10,983 --> 00:14:11,983
<font color="#ffff00">‫تو کی هستی؟</font>

173
00:14:12,008 --> 00:14:13,008
<font color="#ffff00">‫چطور دنبالم اومدی؟</font>

174
00:14:18,871 --> 00:14:20,245
‫جورانی؟

175
00:15:36,667 --> 00:15:40,571
‫برخلاف تمام غرایزم،
‫تو رو آوردم خونه‌ام

176
00:15:41,323 --> 00:15:43,031
‫تا ببینم چه نقشه‌ای تو سرتـه

177
00:15:43,250 --> 00:15:45,148
‫گمونم نقشه‌ات همین بود

178
00:15:45,417 --> 00:15:47,802
‫نباید دنبالم می‌اومدی، جورانی

179
00:15:47,827 --> 00:15:50,614
‫پس تو اهل اینجایی؟

180
00:15:50,714 --> 00:15:53,885
‫تو عمرم همچین جایی رو ندیده بودم

181
00:15:54,448 --> 00:15:55,619
‫بی‌نظیره

182
00:15:57,083 --> 00:16:02,244
‫تموم این مدت فکر می‌کردم که
‫تو واقعاً بهم اهمیت میدی

183
00:16:02,269 --> 00:16:05,685
‫بخش غم‌انگیزش اینـه که
‫کم‌کم داشتی برام مهم می‌شدی

184
00:16:06,208 --> 00:16:08,292
‫ولی راستش رو بخوای،
‫یه مقدار بهم بر خورده بود که

185
00:16:08,375 --> 00:16:11,458
‫فکر کردی باور می‌کنم که تو
‫یه مسافری که راهش رو گم کرده

186
00:16:11,542 --> 00:16:13,208
‫خب، حقیقت تلخـه

187
00:16:13,292 --> 00:16:14,958
‫اوه، درستـه

188
00:16:15,917 --> 00:16:18,327
‫مگه این که اون چیزی که
‫ازمون دزدیدی رو پس بگیرم

189
00:16:19,083 --> 00:16:22,083
‫دزدیدم؟ نه، یکی اونو از ما دزدیده بود!

190
00:16:22,167 --> 00:16:23,875
‫ما هرگز چیزی رو نمی‌دزدیم

191
00:16:23,958 --> 00:16:26,342
‫من تو رو از لای کولاک بیرون کشیدم و
‫آوردمت خونه‌ی خودم!

192
00:16:26,367 --> 00:16:28,409
‫من حین مأموریت بودم

193
00:16:28,434 --> 00:16:30,392
‫و حالا منم اومدم مأموریت

194
00:16:30,417 --> 00:16:32,125
‫جورانی، خواهش می‌کنم

195
00:16:32,208 --> 00:16:35,417
‫مردم من اجازه نمیدن
‫زنده از اینجا بیرون بری

196
00:16:36,825 --> 00:16:37,950
‫موردی نیست

197
00:16:40,542 --> 00:16:43,625
‫شک نکن که نیروهای کمکی
‫دارن به ناحیه‌ی نارنجی میرن،

198
00:16:43,708 --> 00:16:45,833
‫پس اگه فکر کردی که
‫دستت به مجسمه می‌رسه،

199
00:16:45,917 --> 00:16:47,417
‫کور خوندی

200
00:16:48,667 --> 00:16:50,417
‫گفتی ناحیه‌ی نارنجی؟

201
00:16:51,971 --> 00:16:52,971
‫مرسی

202
00:16:57,417 --> 00:16:58,417
‫لعنتی!

203
00:17:03,792 --> 00:17:05,875
‫هوف!

204
00:17:19,333 --> 00:17:22,792
‫- تو کی هستی؟
‫- همون احمقی که دلِ یه دزد رو برد

205
00:17:22,875 --> 00:17:25,937
‫وایسا ببینم.
‫نه، نه، نه. من بودم که دل تو رو بردم

206
00:17:26,667 --> 00:17:28,125
‫خیلی بامزه‌ای

207
00:17:44,042 --> 00:17:49,125
‫من نمی‌خواستم اینجوری بشه، جورانی،
‫ولی اولویت من مأموریتمـه

208
00:18:01,208 --> 00:18:02,475
‫این کارو نکن

209
00:18:02,500 --> 00:18:05,500
‫- به قول خودت، اولویت با مأموریتـه
‫- جورانی، نه!

210
00:18:43,090 --> 00:18:45,569
‫پس کارت اینـه

211
00:18:45,905 --> 00:18:48,079
‫دزدی از فرهنگ‌های دیگه

212
00:18:48,104 --> 00:18:50,770
‫اینا همه‌ش برات
‫یه فتح و تصرف دیگه بود؟

213
00:18:51,542 --> 00:18:52,805
‫من هم همینجوری دیدی؟

214
00:18:54,042 --> 00:18:55,550
‫اون شکلی نیست

215
00:18:56,000 --> 00:18:57,583
‫تو هیچوقت مأموریت من نبودی

216
00:18:58,333 --> 00:19:00,167
‫ولی با این حال بهم دروغ گفتی

217
00:19:00,250 --> 00:19:03,833
‫جورانی، اون فلزی که
‫داخل مجسمه‌ست داراییِ واکانداست

218
00:19:03,917 --> 00:19:06,917
‫که هزار سال پیش از ما دزدیده شده

219
00:19:07,000 --> 00:19:08,667
‫و توی اون هزار سال،

220
00:19:08,750 --> 00:19:12,917
‫اهمیت اون مجسمه برای مردم من
‫خیلی بیشتر از مردم شما شده

221
00:19:13,000 --> 00:19:16,125
‫متأسفم، جورانی.
‫تو نمی‌تونی مجسمه رو ببری.

222
00:19:21,542 --> 00:19:23,500
‫واسه بار آخر میگم. خواهش می‌کنم!

223
00:19:23,583 --> 00:19:25,000
‫من ازت خوشم میاد، باشا

224
00:19:25,025 --> 00:19:29,505
‫تموم سعیم رو کردم که بهت آسیبی نزنم،
‫ولی صبرم دیگه داره سر میاد

225
00:19:29,653 --> 00:19:31,998
‫برو کنار

226
00:19:33,165 --> 00:19:34,408
‫نه

227
00:20:01,466 --> 00:20:02,841
‫واقعاً مبارز خوبی هستی

228
00:20:02,866 --> 00:20:05,606
‫من تموم عمرم رو صرف این کار کردم

229
00:20:05,682 --> 00:20:07,140
‫من هم همینطور

230
00:20:29,375 --> 00:20:30,833
‫کور شدم

231
00:20:57,000 --> 00:20:58,083
‫هـو!

232
00:21:07,042 --> 00:21:09,000
‫چطور این کارها رو می‌کنی؟

233
00:21:10,726 --> 00:21:13,517
‫اسم من جورانیـه.
‫محافظ کوه‌ها.

234
00:21:13,542 --> 00:21:16,690
‫من اژدهای جاودان، شو-لائو رو
‫شکست دادم و

235
00:21:16,715 --> 00:21:19,090
‫از قلب ذوب شده‌اش قدرت گرفتم

236
00:21:19,667 --> 00:21:20,708
‫چی؟

237
00:21:21,542 --> 00:21:24,000
‫من مشت آهنین‌ام!

238
00:21:39,042 --> 00:21:40,125
‫جورانی، وایسا

239
00:21:40,875 --> 00:21:42,997
‫از جات جُم نخور!

240
00:21:43,866 --> 00:21:45,116
‫ایبو

241
00:21:45,141 --> 00:21:49,100
‫ایبو، لطفاً بیارش پایین

242
00:21:49,125 --> 00:21:50,333
‫چی؟ چرا؟

243
00:21:50,417 --> 00:21:52,958
‫تو کاملاً نگرانی‌های من
‫در مورد مأموریت رو نادیده گرفتی و

244
00:21:52,983 --> 00:21:54,933
‫الان هم کارمون به اینجا کشیده

245
00:21:54,958 --> 00:21:57,375
‫خواهش می‌کنم.
‫تو متوجه نیستی.

246
00:21:57,458 --> 00:21:59,917
‫نه، تویی که متوجه نیستی و

247
00:22:00,000 --> 00:22:03,542
‫حالا همه باید گندکاری تو رو جمع کنن

248
00:22:03,625 --> 00:22:06,583
‫ایبو، این زن خیلی قدرتمنده

249
00:22:06,667 --> 00:22:10,020
‫اگه می‌خوایم اوضاع درست شه،
‫باید یه راه چاره‌ای پیدا کنیم که

250
00:22:10,583 --> 00:22:12,292
‫به یه تفاهمی برسیم و

251
00:22:13,500 --> 00:22:17,083
‫چه بخوای، چه نخوای،
‫هر کاری که امروز انجام دادم،

252
00:22:17,108 --> 00:22:22,321
‫به این خاطر بوده که
‫اون مجسمه رو ازش دور نگه دارم

253
00:22:23,208 --> 00:22:24,807
‫- وایسا، وایسا، وایسا
‫- نه، نه، نه!

254
00:22:30,458 --> 00:22:32,292
‫گمونم این مال شما باشه

255
00:22:33,833 --> 00:22:37,582
‫اگه همون اول اینو می‌گفتی،
‫کمکت می‌کردم

256
00:22:39,463 --> 00:22:42,392
‫چی؟ یعنی تنها کاری که
‫باید انجام می‌دادی همین بود و

257
00:22:42,417 --> 00:22:44,417
‫دیگه این اتفاقات نمیفتاد؟

258
00:22:44,500 --> 00:22:45,833
‫من فقط...

259
00:22:51,167 --> 00:22:53,551
‫فکرش هم نمی‌کردم بتونم به اون...

260
00:22:53,917 --> 00:22:55,931
‫یا به هیچکسی اعتماد کنم

261
00:22:56,833 --> 00:23:00,250
‫متأسفم، ایبو.
‫تو همیشه هوام رو داشتی.

262
00:23:00,333 --> 00:23:03,125
‫باید به حرفت گوش می‌کردم و...

263
00:23:03,532 --> 00:23:06,557
<font color="#ffff00">‫باید می‌فهمیدم که تو کی بودی و</font>

264
00:23:06,703 --> 00:23:09,578
<font color="#ffff00">‫چه زحمت‌ها برام کشیدی</font>

265
00:23:10,714 --> 00:23:13,723
<font color="#ffff00">‫ازت معذرت می‌خوام، جورانی</font>

266
00:23:15,750 --> 00:23:18,208
‫هر دوی شما ازم مراقبت کردید و

267
00:23:18,292 --> 00:23:21,875
‫من از بس که درگیر اهدافم بودم
‫ازش غافل شدم و

268
00:23:22,750 --> 00:23:26,667
‫نتونستم در حقتون جبران کنم

269
00:23:27,698 --> 00:23:31,335
‫اگه این کارو می‌کردم،
‫شاید الان تو این وضع نبودیم

270
00:23:32,167 --> 00:23:33,685
‫این چه وضعیـه؟

271
00:23:39,247 --> 00:23:41,218
‫مشکلت چیـه؟

272
00:23:41,792 --> 00:23:44,042
‫فقط بهم اعتماد کن و
‫کاری که میگم رو انجام بده

273
00:23:44,125 --> 00:23:47,458
‫چه بلایی سر اینجا آوردید؟

274
00:23:47,542 --> 00:23:49,542
‫خب، جناب رئیس شورا

275
00:23:49,625 --> 00:23:52,458
‫داشتیم باهم تمرین می‌کردیم

276
00:23:52,542 --> 00:23:55,167
‫فرمانده ایبو دستورش رو دادن تا

277
00:23:55,250 --> 00:23:59,583
‫آمادگی مردها و زن‌های این تأسیسات رو
‫برای مقابله با مهاجمین بسنجیم

278
00:23:59,667 --> 00:24:02,083
‫ولی فرمانده ایبو زودتر ما رو ترک کردن،

279
00:24:02,167 --> 00:24:05,625
‫یه سیگنال رادیویی دروغین
‫از آشیانه‌ی مرکزی فرستادن

280
00:24:08,000 --> 00:24:10,542
‫خواستم همه باور کنن

281
00:24:10,567 --> 00:24:11,725
‫موفق هم شدی

282
00:24:11,750 --> 00:24:15,625
‫بعدش نقاب گذاشتن و
‫تظاهر کردن که نیروی دشمن هستن

283
00:24:15,708 --> 00:24:17,917
‫چندتا از نیروهای توی غذاخوری رو زدن،

284
00:24:18,000 --> 00:24:21,042
‫که البته عملکرد خوبی داشتن،
‫ولی جای پیشرفت داشت

285
00:24:21,125 --> 00:24:22,792
‫چون، خب...

286
00:24:22,875 --> 00:24:26,941
‫ایبویی که اینجاست
‫واسه خودش یه‌پا هیولائـه، قربان

287
00:24:27,375 --> 00:24:30,167
‫- واقعاً؟ هیولا؟
‫- مشخصاً

288
00:24:30,250 --> 00:24:32,417
‫زمانی هم که من اینجا رسیدم،

289
00:24:32,500 --> 00:24:37,292
‫ایبو جوری که انگار باشنگا
‫دوباره متولد شده باشه با من جنگید

290
00:24:37,375 --> 00:24:42,277
‫ما همه جا رو به‌هم ریختیم، رئیس شورا،
‫ولی می‌دونیم که کجای کارمون جای پیشرفت داره

291
00:24:42,583 --> 00:24:46,962
‫پس تمام این ماجراها فکر تو بود، فرمانده؟

292
00:24:48,000 --> 00:24:49,611
‫بله، قربان. فکر خودم بود

293
00:24:50,949 --> 00:24:55,363
‫پس انگاری توی بخش حراست
‫اشیای هنری داری حروم میشی، ایبو

294
00:24:55,388 --> 00:24:57,638
‫باید تو هم وارد میدون جنگ کنیم

295
00:24:58,417 --> 00:24:59,533
‫بله، قربان

296
00:24:59,930 --> 00:25:03,308
‫و باشا، ترتیب نظافت اینجا رو بده

297
00:25:03,333 --> 00:25:05,500
‫اینجا محل شرافت و احترامـه

298
00:25:05,583 --> 00:25:07,458
‫کاری کن مثل روز اولش بشه

299
00:25:07,483 --> 00:25:08,641
‫بله، قربان

300
00:25:16,542 --> 00:25:20,001
‫این هم مال منـه. فکر کنم
‫به اندازه‌ی کافی ازمون دزدی کردی

301
00:25:21,083 --> 00:25:23,792
‫من و تو دیگه هیچوقت
‫راجع‌به این ماجرا صحبت نمی‌کنیم، باشا

302
00:25:23,817 --> 00:25:25,817
‫حواست باشه ایشون هم چیزی نگه

303
00:25:25,842 --> 00:25:27,216
‫خودم می‌دونم!

304
00:25:27,917 --> 00:25:30,792
‫اگه می‌خوای برسونیش به آشیانه،
‫دنبالم بیا

305
00:25:30,817 --> 00:25:33,376
‫می‌تونم بدون این که کسی بفهمه
‫تو رو سوار سفینه‌ات کنم

306
00:25:33,401 --> 00:25:36,942
‫هر چی شما بگی، مأمور ایبو

307
00:25:38,167 --> 00:25:41,593
‫مأمور ایبو! خوشم اومد

308
00:25:42,365 --> 00:26:12,365
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
