WEBVTT

00:03.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.684 --> 00:15.809
چرا بهم زنگ زدی؟

00:15.834 --> 00:18.379
علی، من این جولز رو چی‌کارش کنم؟

00:18.575 --> 00:20.301
...آنچه گذشت

00:20.416 --> 00:21.768
،جالبه. وقتی بهش فکر می‌کنم

00:21.792 --> 00:23.558
هنوزم جولز رو مقصرِ تمام این قضایا می‌دونم

00:23.583 --> 00:25.101
چرا؟ -
،من پاک بودم -

00:25.125 --> 00:27.366
و خب.. می‌خواستم هم که پاک بمونم

00:27.391 --> 00:29.433
و تا حدی زیادی هم.. خوشحال بودم

00:30.487 --> 00:32.488
بعد اون جولزِ لعنتی اومد

00:33.156 --> 00:34.894
،یعنی.. بهم دروغ گفت

00:36.307 --> 00:37.910
و.. فریبم داد

00:37.935 --> 00:40.268
همه‌ش می‌گفت تا ابد با هم می‌مونیم

00:40.898 --> 00:42.642
و بعد، منو پیچوند و رفت

00:42.667 --> 00:44.223
اینو نمی‌دونستم

00:45.624 --> 00:47.393
مثل اون ماجرای ایستگاه راه‌آهن

00:47.417 --> 00:49.738
این‌که می‌خواست قانعم کنه باهاش فرار کنم

00:49.911 --> 00:52.613
جونِ من. من دوسِت دارم

00:55.231 --> 00:57.225
فکر نمی‌کردم واقعاً بذاره بره

00:57.328 --> 00:59.144
می‌دونی.. یعنی منو بذاره بره

00:59.169 --> 01:02.152
[ جولز: دلم برات تنگ شده ]

01:16.458 --> 01:18.458
خب، از کجا می‌خوای شروع کنی؟

01:24.817 --> 01:26.108
نمی‌دونم

01:26.250 --> 01:28.160
خیله‌خب. برای چی فرار کردی؟

01:43.444 --> 01:53.444
:نام اثر - نام خواننده
[ Lorde - Liability ]

01:55.000 --> 02:02.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:31.815 --> 03:41.815
(یــوفــوریــا (سرخوشی
«قسمت ویژه، بخش دوم»

04:07.037 --> 04:09.350
می‌شه درمورد این موضوع حرف نزنیم؟

04:11.024 --> 04:12.285
چرا؟

04:14.909 --> 04:16.770
...نمی‌دونم. آخه اون یه

04:16.795 --> 04:19.850
،کار احمقانه و غیر عقلانی‌ای بود

04:19.875 --> 04:24.076
و منم.. مست کرده بودم
و داشتم به قضایا عکس‌العمل نشون می‌دادم

04:25.699 --> 04:27.248
به چی دقیقاً؟

04:31.451 --> 04:33.325
...بی‌خیال دیگه، من واقعاً

04:33.350 --> 04:35.287
نمی‌خوام درموردش صحبت کنم

04:36.378 --> 04:37.753
باشه

04:38.107 --> 04:39.834
می‌خوای درمورد چی صحبت کنیم؟

04:47.726 --> 04:50.232
فکر کنم دیگه نمی‌خوام هورمون‌هامـو مصرف کنم

04:53.490 --> 04:54.951
خیله‌خب

04:57.180 --> 05:00.347
زیاد به تغییر جنسیتِ مجدد فکر می‌کنی؟
[ برگشت به جنسیت اولیه ]

05:01.183 --> 05:02.558
نه

05:02.706 --> 05:04.709
خب. پس موضوع چیه؟

05:05.850 --> 05:07.725
...نمی‌دونم. فقط این‌که

05:07.750 --> 05:10.875
چندوقته تو فکرِ قدم‌های بعدی‌ام

05:11.995 --> 05:13.620
از چه لحاظ؟

05:15.350 --> 05:16.933
...یعنی

05:18.171 --> 05:21.350
،نمی‌دونم والا. گمونم.. گمونم جالب باشه

05:21.375 --> 05:24.100
،چون.. قبل از اینکه فرار کنم

05:24.125 --> 05:28.612
رفته بودم شهر دیدنِ چندتا از
...دوستای قدیمیم، و

05:29.624 --> 05:32.892
داشتیم دقیقاً درمورد همین قضیه صحبت می‌کردیم

05:32.917 --> 05:34.417
...و

05:35.495 --> 05:37.606
...در کل بخوام بگم

05:39.809 --> 05:42.683
حس می‌کنم تمام زنونگی‌ـم رو

05:42.808 --> 05:47.300
حول مردها شکل دادم

05:48.073 --> 05:49.850
،در حالی که در واقعیت

05:49.875 --> 05:51.959
دیگه هیچ علاقه‌ای به مرد جماعت ندارم

05:53.583 --> 05:55.236
یعنی.. از نظر فلسفی

05:55.261 --> 05:57.542
یعنی.. چیزی که مَردها می‌خوان

05:58.456 --> 06:02.308
یعنی خواستۀ مردها خیلی کسل‌کننده‌ست

06:02.480 --> 06:07.225
و پیش پا افتاده‌ست و
...هیچ خلاقیتی توش نیست و

06:07.593 --> 06:09.642
همین‌طوری به خودم نگاه می‌کنم
...و میگم

06:09.667 --> 06:13.212
آخه چطوری تمام عمرم رو صرفِ

06:13.237 --> 06:15.581
...ساختنِ این کردم. یعنی

06:16.612 --> 06:19.892
،منظورم ساختنِ بدنم و شخصیتم

06:19.917 --> 06:23.245
و روحم بر اساسِ امیال

06:23.683 --> 06:26.166
و خواسته‌هاییـه که فکر می‌کنم مردها دارن؟

06:28.622 --> 06:30.288
...واقعاً

06:30.755 --> 06:32.463
خجالت‌آوره

06:33.963 --> 06:36.691
حسِ.. دو رو بودن می‌کنم

06:40.210 --> 06:42.770
به‌نظر من بحثی که پیش کشیدی
،رو خیلی بیشتر می‌شه بازش کرد، خب

06:42.794 --> 06:45.308
ولی مسئله‌ی اصلی‌ای که من حسش کردم

06:45.480 --> 06:47.667
اینه که چه‌قدر داری به خودت سخت می‌گیری

06:48.000 --> 06:50.684
این حجم از خودنکوهی‌ای
که داری تجربه‌ش می‌کنی

06:50.709 --> 06:52.083
خیلی زیاده

06:53.208 --> 06:54.625
آره

06:55.816 --> 06:58.276
ولی به‌نظرم ضروریـه

06:58.315 --> 06:59.941
مطمئنی؟

07:01.249 --> 07:03.750
خب.. امیدوارم که باشه

07:04.824 --> 07:06.507
،و گرنه

07:06.532 --> 07:09.407
من دیوونۀ کسخلی بیش نیستم

07:11.532 --> 07:13.378
تو دیوونه نیستی، جولز

07:13.917 --> 07:17.365
فقط خیلی بیشتر از اونی که باید
به خودت سخت می‌گیری

07:19.805 --> 07:21.487
آره

07:22.125 --> 07:24.208
قبول‌کردنِ این مسئله خیلی مهمه

07:26.440 --> 07:29.931
آره ولی، خب حرفم همچین بی‌راه هم نیست

07:29.956 --> 07:34.866
،یعنی من اگر از خودم انتقاد نکنم
خودمـو گم می‌کنم

07:35.878 --> 07:37.961
یا که به آزادی می‌رسی

07:39.198 --> 07:41.407
جفتِ اینا می‌تونه حس‌های ترسناکی باشه

07:45.340 --> 07:47.995
،تو واقعاً احساس می‌کنی که تمام زندگیت

07:48.419 --> 07:51.961
،چه از نظر جسمی، چه احساسی
انقدر منفعل‌ـه؟

07:53.031 --> 07:54.322
یعنی چی؟

07:54.347 --> 07:56.690
یعنی من الان به جولز نگاه نمی‌کنم؟

07:57.245 --> 08:00.919
دارم به تصویری که اون در واکنش
به دنیا ساخته، نگاه می‌کنم؟

08:01.381 --> 08:05.300
آره خب. آره، من که اینجام. می‌دونی

08:05.325 --> 08:09.298
ولی تو الان داری به
میلیون‌ها لایه از آدم‌های دیگه‌ای که

08:09.323 --> 08:12.849
من در طول عمرم ازشون تأثیر گرفتم
و چسبیدم بهشون، نگاه می‌کنی

08:13.632 --> 08:16.298
خب... این خیلی ترسناکـه

08:16.516 --> 08:17.924
یعنی، برای همین فکر می‌کنم

08:17.949 --> 08:21.323
که وقتی داشتم در این مورد
...با دوستم حرف می‌زدم یا

08:22.215 --> 08:23.340
...یا

08:23.528 --> 08:26.273
خب، والا نمی‌دونم
...گمونم این

08:26.521 --> 08:28.105
اولین جلسه‌مونـه

08:28.130 --> 08:31.382
،نمی‌خوام همه‌چی رو باز کنم
،مثل داستانای بچگی‌ام

08:31.407 --> 08:33.505
چون خیلی سنگین‌ان

08:33.782 --> 08:35.782
خسته‌کننده‌ست

08:36.032 --> 08:39.549
ولی وقتی داشتم در این مورد
،با دوستم حرف می‌زدم

08:39.805 --> 08:41.924
داشتیم می‌گفتیم که

08:42.114 --> 08:43.782
من حس می‌کنم

08:44.116 --> 08:49.310
کل زندگیم سعی کرده‌م
،زنونگی رو تسخیر کنم

08:50.073 --> 08:54.139
،ولی یه‌جایی این وسط

08:54.548 --> 08:57.090
حس می‌کنم زنونگی

08:57.115 --> 08:58.949
من رو تسخیر کرد

09:06.539 --> 09:08.164
چیه؟

09:09.373 --> 09:10.779
چی چیه؟

09:12.100 --> 09:13.766
به چی فکر کردی؟

09:14.800 --> 09:16.132
...خب

09:18.775 --> 09:20.173
..والا

09:20.404 --> 09:23.192
بیشتر دخترا، اولین باری که
،باهاشون حرف می‌زنی

09:23.217 --> 09:28.211
همین‌جوری خود به خود، آدم رو تحلیل می‌کنن
و با خودشون مقایسه می‌کنن

09:28.236 --> 09:30.337
بعدش می‌دونی، به این فکر می‌کنن
که کجای

09:30.361 --> 09:32.000
،رتبه‌بندی‌شون قرار می‌گیری

09:32.025 --> 09:35.399
و بعد طبقِ اون باهات رفتار می‌کنن

09:36.050 --> 09:37.634
چه رتبه‌بندی‌ای؟

09:38.217 --> 09:43.438
منظورم اینه که چه‌قدر به چیزی
که جمعاً دوست دارن باشن، نزدیکی

09:43.463 --> 09:45.338
یعنی تو فکرشون

09:45.732 --> 09:47.242
آها

09:47.706 --> 09:50.336
و می‌دونی، حتی اگرم استادِ این شده باشن

09:50.361 --> 09:54.278
،که با لبخند زدن
و سر تکون دادن و حرّافی‌کردن

09:54.303 --> 09:56.220
،مخفیش کنن
...خب

09:56.404 --> 09:58.610
بازم مچ‌شونـو می‌گیری

09:58.635 --> 10:01.927
مثل وقتی که با چشم‌هاشون
...ریخت و صورت‌تـو چک می‌کنن یا

10:02.135 --> 10:06.094
یا می‌دونی، وقتایی که
خیلی سریع هیکلت رو براَنداز می‌کنن

10:06.342 --> 10:10.050
یا وقتی نگاهت می‌کنن که ببین
،لباست رو بدنت چه فُرمی داره

10:10.075 --> 10:14.008
یا می‌گردن ببینن مارکِ لباست چیه

10:14.033 --> 10:17.938
،که ببینن از کجا خرید می‌کنی
یا مثلاً به دستات نگاه می‌کنن که ببینن

10:18.362 --> 10:22.086
،پوستِ انگشتات رو خوردی
یا لاکت پریده یا نه

10:24.434 --> 10:26.060
...والا راستش

10:26.085 --> 10:28.002
یه‌جورایی حس شهوانی‌ای به آدم دست می‌داد

10:28.027 --> 10:31.078
اگه لامصب انقدر ترسناک نبود

10:33.342 --> 10:35.634
پس می‌خوان عیب‌هات رو پیدا کنن

10:37.328 --> 10:39.995
آره.. بیشتر دخترا

10:40.631 --> 10:42.464
ولی «رو» نه

10:50.390 --> 10:52.836
اولین چیزی که ازش به ذهنت می‌رسه چیه؟

11:06.503 --> 11:09.516
هیچ دختری تا حالا اون‌طوری که
رو» نگاهم می‌کرد، نگاهم نکرده بود»

11:17.884 --> 11:19.383
سلام

11:22.836 --> 11:26.544
راستش حس می‌کنم که
رو» اولین دختری بود که»

11:26.569 --> 11:29.819
فقط بهم نگاه نمی‌کرد

11:31.173 --> 11:33.875
یعنی.. اون واقعاً خودِ من رو می‌دید

11:34.698 --> 11:37.489
یعنی نمی‌خوام حرفِ لوسی بزنمـا

11:37.514 --> 11:39.813
آخه لوسـه دیگه، نه؟
...خب

11:39.838 --> 11:42.055
والا، خیالِ منو که راحت کرد

11:44.159 --> 11:46.094
...آره خب

11:47.811 --> 11:50.383
،ولی یعنی، وقتی میگم من

11:50.408 --> 11:53.658
منظورم اون منی بود که
...چند دقیقه پیش بهتون گفتم. یعنی

11:53.967 --> 11:58.203
همون منی که
زیرِ میلیون‌ها لایه‌ی غیر من وجود داره

12:00.169 --> 12:02.920
تصورشـم سخته که چه حس‌وحالی داشته

12:04.078 --> 12:05.412
آره

12:07.063 --> 12:08.896
آره، حس خوبی داشت

12:17.182 --> 12:19.974
یه‌جورایی مثلِ دیدیـه که مامانت بهت داره

12:21.703 --> 12:23.797
همین فکرو ادامه بده

12:24.247 --> 12:25.915
خب یعنی

12:26.122 --> 12:29.438
اون‌طوری که مامانت می‌بیندت
قبل از اینکه چیزی شده باشی

12:29.659 --> 12:33.032
و.. به همون خاطر دوسِت داره

12:33.912 --> 12:37.245
و فقط کافیه که بشینی و زندگی‌تـو بکنی

12:38.171 --> 12:40.379
مامان خودت هم همچین دیدی بهت داشت؟

12:43.646 --> 12:48.211
نمی‌دونم والا. این زمانی که من میگم

12:48.487 --> 12:51.320
دوره‌ای از بچگیـه که آدم به یاد نمیاردش
...واسه همین

12:51.591 --> 12:52.967
نمی‌دونم

12:52.992 --> 12:55.446
حالا فکر می‌کنی مامانت
تو رو این‌طوری نگاه می‌کرد؟

13:01.383 --> 13:03.133
امیدوارم

13:20.799 --> 13:22.456
حرفمـو پس می‌گیرم

13:22.481 --> 13:24.897
نمی‌خوام راجع‌به مامانم حرف بزنم

13:25.733 --> 13:28.136
بهت قول میدم که من هیچ هدف خاصی ندارم

13:28.161 --> 13:30.281
می‌تونیم راجع‌به هر چی که
خودت می‌خوای صحبت کنیم

13:30.814 --> 13:32.605
...خب

13:32.904 --> 13:36.894
آره. فکر می‌کنم که
واقعاً می‌خوام هورمون‌هامـو بذارم کنار

13:38.553 --> 13:40.136
خب

13:40.161 --> 13:43.925
یا... خب نه همه‌شون رو هـا

13:44.008 --> 13:46.097
احتمالاً فقط «بلاکر»هام رو
[ دارویی که بلوغ را به تأخیر می‌اندازد ]

13:46.122 --> 13:51.705
یه تراشۀ علمی‌تخیلی‌طورِ عجیبی
توی دستم ایمپلنت شده

13:51.925 --> 13:54.050
ساپرلین؟ -
...آره، و -

13:54.075 --> 13:56.519
باعث می‌شه صدام کلفت نشه

13:57.233 --> 14:00.199
و تخم‌هام گنده‌تر نشن، می‌دونی؟

14:00.224 --> 14:03.558
چیزایی که از نظر مردها جذاب نیست

14:08.622 --> 14:10.542
...نمی‌دونم

14:11.138 --> 14:13.980
بلوغ همیشه از نظر من

14:14.481 --> 14:16.621
یه‌جور وسیع‌شدن

14:17.065 --> 14:20.706
،یا عمیق‌تر شدن
یا نوعی کلفت‌شدن بود

14:21.276 --> 14:24.817
که گمونم برای همینه که
انقدر ازش می‌ترسیدم، می‌دونی؟

14:24.842 --> 14:27.199
چون تو ذهنم، زن‌ها همیشه

14:27.224 --> 14:30.808
...ریز و نحیف و لاغر بودن و

14:31.932 --> 14:36.316
،می‌دونی، برای همین تصورِ بلوغ
...یعنی این

14:36.490 --> 14:38.324
دگرگونیِ لعنتیِ

14:38.349 --> 14:42.581
برگشت‌ناپذیر و همیشگی واقعاً
خیلی برام وحشتناک بود

14:42.889 --> 14:45.261
و می‌دونی، فکر می‌کردم
وقتی این اتفاق بیفته

14:45.286 --> 14:47.328
سر از اون طرف در میارم

14:47.353 --> 14:49.449
و اونجا گیر می‌کنم

14:49.474 --> 14:53.266
!یا حتی بدتر.. میشم مثل.. مردها

14:53.291 --> 14:55.347
یعنی، از هر نظر

14:55.372 --> 14:58.706
و بعد زنونگی تا ابد یه چیزِ

14:58.964 --> 15:02.800
دور و فرّاری میشه برام، می‌دونی؟

15:03.618 --> 15:05.441
یعنی.. دست‌نیافتنی

15:05.703 --> 15:07.691
،ولی.. ولی بعد

15:07.716 --> 15:10.382
به چیزای زیبای دیگه‌ای فکر می‌کنم

15:10.407 --> 15:14.285
که اونا هم وسیع و عمیق

15:14.317 --> 15:18.605
...و کلفت‌ان، و چیزی مثل

15:19.113 --> 15:21.667
دریا میاد تو ذهنم

15:26.826 --> 15:28.701
...حس می‌کنم

15:29.993 --> 15:33.479
که دوست دارم به زیباییِ دریا بشم

15:34.654 --> 15:37.323
چون دریا تا دسته قویـه

15:37.348 --> 15:38.848
و تا دسته هم زنونه‌ست

15:38.873 --> 15:41.873
و یعنی دقیقاً همین دوتا ویژگی‌ان
که دریا رو دریاش می‌کنن

15:43.348 --> 15:46.120
مامان‌بزرگم هم قبلاً لب دریا زندگی می‌کرد

15:47.900 --> 15:50.524
،و وقتایی که می‌رفتیم دیدنش

15:50.685 --> 15:52.737
می‌رفتیم لب ساحل

15:55.387 --> 15:58.054
...و من چشمام رو می‌بستم

15:59.459 --> 16:03.597
و فقط و فقط شنا می‌کردم

16:03.622 --> 16:07.413
و اصلاً هم مهم نبود
،که به چه سمتی میرم

16:07.438 --> 16:09.563
یا چه اتفاقی ممکن بود بیفته

16:10.827 --> 16:13.198
بعضی‌وقتا به درگاه دریا دعا می‌کنم

16:23.861 --> 16:28.733
حداقل برای من، ترنس‌بودن عرفانیـه

16:28.758 --> 16:30.018
می‌دونی.. مذهبی نیستش

16:30.043 --> 16:32.834
برای گروه‌های مذهبی نیست

16:32.859 --> 16:35.859
مخصوصِ خودمـه. مال خودمه
به خودم تعلق داره

16:37.286 --> 16:40.042
و منم هیچ‌وقت نمی‌خوام ثابت بمونم

16:40.245 --> 16:44.136
یعنی دوست دارم زندگی کنم

16:45.207 --> 16:48.440
...خب، همۀ این کارها برای همین بوده

16:49.963 --> 16:52.046
زنده‌موندن

17:02.456 --> 17:04.714
...تنها مشکلش اینجاست که

17:05.881 --> 17:08.881
فکر می‌کنم شاید «رو» رو از دست داده باشم

17:10.522 --> 17:11.980
منظورت چیه؟

17:12.204 --> 17:14.745
،آخه یه چند دفعه‌ای بهش زنگ زدم

17:14.770 --> 17:18.698
...و جوابم رو نداده و

17:19.983 --> 17:22.768
...خب فکر کنم
فکر کنم بدجوری گند زدم

17:24.732 --> 17:26.523
ولی خب.. وحشت کرده بودم

17:26.548 --> 17:28.840
جداً وحشت کرده بودم

17:34.149 --> 17:37.691
...بدون اینکه.. شلوغش کنم

17:48.372 --> 17:50.893
این 6 ماه خیلی بهم سخت گذشته

17:54.255 --> 17:57.756
یعنی نقل‌مکان به اینجا
کلاً خیلی برام سخت بوده

17:59.584 --> 18:02.709
...و.. نمی‌دونم. یه‌جورایی

18:03.050 --> 18:06.854
...یه‌سری داستان هم‌زمان اتفاق افتادن و

18:07.641 --> 18:09.761
خب منم رد دادم

18:09.786 --> 18:11.869
یعنی ترسیدم و حس کردم اگه

18:11.894 --> 18:14.409
از اونجا نمی‌رفتم، قطعاً می‌مُردم

18:17.570 --> 18:18.946
چطوری؟

18:24.263 --> 18:28.974
فکر کنم صحبت‌کردن درموردش
الان یه‌کمی برام سخته

18:30.803 --> 18:33.302
تو فکرِ این بودی که
به خودت آسیبی بزنی؟

18:42.281 --> 18:43.934
...خب

18:43.959 --> 18:46.302
یه فرقی هست

18:46.675 --> 18:50.302
...بین فکر کردن به خودکشی و

18:50.327 --> 18:52.410
...خواستنِ خودکشی. ولی

18:53.901 --> 18:57.151
فکر کنم مرز بین‌شون داشت محو می‌شد

19:13.782 --> 19:15.490
برای همینم فرار کردم

19:22.011 --> 19:25.046
و کسی رو ترکش کردم که خیلی دوستش دارم

19:37.620 --> 19:42.155
ببخشید. نمی‌دونم واسه چی دارم گریه می‌کنم

19:44.357 --> 19:46.108
به‌خاطر اینکه دردناکـه

19:50.323 --> 19:52.296
...آره

20:16.742 --> 20:18.499
لعنت بشه

20:19.071 --> 20:21.320
،ولی در عین حال

20:21.345 --> 20:23.220
خیلی هم از دست «رو» عصبانی‌ام

20:26.398 --> 20:28.566
...حس می‌کنم

20:28.591 --> 20:30.561
...پاک‌موندنش

20:30.586 --> 20:34.288
کاملاً به اینکه من باهاش باشم یا نه
بستگی داره

20:35.468 --> 20:37.710
می‌دونی؟
یعنی

20:37.735 --> 20:39.193
بهم می‌گفت شب پیشش بمونم

20:39.218 --> 20:42.134
،و منم می‌گفتم نه، به هر دلیلی

20:42.159 --> 20:45.241
چون که مثلاً وسط هفته بود یا هر چی

20:45.266 --> 20:47.530
...و

20:49.128 --> 20:51.920
بعد یه باری رو حس می‌کردم

20:53.831 --> 20:55.976
،یه بارِ فوق سنگینی روی دوشم

20:56.001 --> 20:57.667
...و با خودم می‌گفتم

20:59.056 --> 21:02.138
اگه دوباره مصرف کنه، چی؟

21:04.672 --> 21:07.757
اگه به‌خاطر اینکه من پیشش نیستم
باز مصرف کنه چی؟

21:16.982 --> 21:19.409
...ولی گمونم این حس دو طرفه‌ست، چون

21:19.434 --> 21:20.601
...می‌دونی

21:26.758 --> 21:29.180
منم به‌شدتِ عاشق اون شدم

22:13.105 --> 22:14.481
!حله

22:14.506 --> 22:15.964
وای خدا

22:16.231 --> 22:18.622
!ایول! تونستی

22:18.647 --> 22:20.605
مرسی

22:29.758 --> 22:31.768
امروز با مامانت حرف زدم

22:32.120 --> 22:34.275
از کمپ ترک اعتیاد اومده بیرون

22:34.300 --> 22:36.534
الان 9 ماهـه که پاکـه

22:37.475 --> 22:38.760
این‌طوری نکن

22:38.785 --> 22:41.237
خواهش می‌کنم
چشماتـو اون‌طوری نچرخون

22:41.352 --> 22:43.352
بی‌خیال. مامانـه‌ها -
آره -

22:43.377 --> 22:45.221
،می‌تونی ازش عصبانی باشی

22:45.246 --> 22:46.621
،و منم اینو درک می‌کنم

22:46.646 --> 22:49.159
ولی نمی‌تونی خوبی‌هاشـم ندید بگیری

22:49.510 --> 22:51.784
خب، حق دارم شک داشته باشم

22:53.000 --> 23:00.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:02.115 --> 23:04.508
اینو هم گفت که می‌خواد ببیندت

23:08.517 --> 23:09.945
می‌دونستم

23:10.150 --> 23:11.710
می‌دونستم این صحبت‌مون

23:11.734 --> 23:14.586
صرفاً دربارۀ حال و احوالِ مامان نیست

23:15.682 --> 23:19.297
،خب می‌تونی از طرف من بهش بگی
«نه، قربونت»

23:22.938 --> 23:24.192
باشه

23:27.508 --> 23:29.344
می‌ترسیدم با «رو» درمورد

23:29.369 --> 23:31.289
،داستانای مامانم صحبت کنم

23:31.314 --> 23:34.875
چون اون‌موقع فکر می‌کرد
همون حسی که به مامانم دارم رو

23:34.900 --> 23:36.922
به اونـم دارم

23:37.245 --> 23:39.079
خب، همین‌طور نیست؟

23:39.623 --> 23:41.109
چی؟

23:43.034 --> 23:45.812
تو همون حسی که به مامانت داری
رو به «رو» هم نداری؟

23:47.301 --> 23:48.301
نه

23:48.326 --> 23:50.015
همین‌الان گفتی که به‌خاطر عدم تعادلی

23:50.040 --> 23:52.458
که «رو» تو رابطه‌تون
به‌وجود آورده بود، ازش عصبانی‌ای

23:52.740 --> 23:55.875
پس درسته که بگیم
تو از این عدم تعادل متنفر بودی؟

23:57.123 --> 24:00.109
،که همون آدمی که تو رو دید
،خودِ واقعیت رو دید

24:00.134 --> 24:02.483
،همون‌طوری که مادرت توی بچگی تو رو می‌دید

24:02.508 --> 24:05.844
اون هم متوجه نبود که اعتیادش
چه تأثیری روی تو داشته

24:07.651 --> 24:10.133
..خب.. گمونم

24:10.158 --> 24:13.566
تا حالا این‌طوری بهش فکر نکرده بودم

24:18.273 --> 24:19.829
!مامان. مامان

24:19.979 --> 24:21.566
بس.. کن

24:21.591 --> 24:24.634
بهت که گفتم
الان جلسه دارم و بعدش میام خونه

24:25.177 --> 24:27.386
آره. خوبم

24:28.493 --> 24:30.493
خوبِ خوبم

24:31.467 --> 24:32.939
خیله‌خب

24:32.964 --> 24:35.267
باشه، وقتی راه افتادم پیام میدم

24:35.599 --> 24:37.001
دوسِت دارم

24:37.026 --> 24:39.775
حس می‌کنم زندگیِ واقعی
همیشه بدجوری مایۀ ناامیدیـه

24:40.027 --> 24:43.251
منظورت چیه؟ -
...نمی‌دونم. فقط اینکه -

24:43.276 --> 24:46.777
آنلاین حرف‌زدن با آدما راحت‌تره

24:48.199 --> 24:51.657
می‌تونی روتر، و صادق‌تر

24:51.682 --> 24:54.640
و.. آسیب‌پذیرتر باشی

24:56.724 --> 24:59.400
:پسر خجالتی 118
[ امروز خیلی دلم برات تنگ شده بود ]

25:00.384 --> 25:03.931
واقعاً می‌خوای واسه دانشگاه بری نیویورک؟

25:06.259 --> 25:07.758
:جولز
[ امیدوارم ]

25:09.017 --> 25:12.415
:جولز
[ چطور... تو هم می‌خوای باهام بیای؟ ]

25:14.410 --> 25:17.529
:پسر خجالتی 118
[ دوست داری بیام؟ ]

25:19.131 --> 25:22.154
:جولز
[ آرزومـه ]

25:22.500 --> 25:25.029
بعضی از جدی‌ترین روابطی که تو عمرم داشتم

25:25.054 --> 25:27.067
با کسایی بوده که اصلاً حضوری ندیدم‌شون

25:32.513 --> 25:35.097
باید می‌دونستم که دارم میرم تو تلۀ خودم

25:37.667 --> 25:39.875
یا شایدم می‌دونستم

25:42.716 --> 25:45.873
شاید در واقع اینه که
منو جذبِ خودش می‌کنه

25:48.258 --> 25:50.550
شاید همینه که ارضاءم می‌کنه

25:56.452 --> 25:57.869
همون حس ناامیدی

26:02.029 --> 26:04.987
این‌که.. هیچ بخشیش واقعی نیست

26:11.286 --> 26:13.161
و همه‌ش ساختۀ ذهنـه

26:15.375 --> 26:19.654
:جولز
[ من حتی نمی‌دونم تو چه شکلی‌ای ]

26:21.045 --> 26:23.631
:پسر خجالتی 118
[ خب، چطوری تصورم می‌کنی؟ ]

26:55.795 --> 26:58.212
تو حتی یه‌بارم از نزدیک ندیدیش

26:59.534 --> 27:01.412
نیازی نیست

27:01.722 --> 27:03.931
همین‌طوری هم خیلی خوب شناختمش

27:04.797 --> 27:06.004
باشه

27:06.667 --> 27:08.500
جدی میگم

27:08.748 --> 27:11.771
یعنی بهتر از هر کس دیگه‌ای

27:11.928 --> 27:13.803
به غیر از تو

27:16.386 --> 27:18.386
البته که ممکنه دروغ بگه

27:19.374 --> 27:21.416
رو، هر کسی ممکنه دروغ بگه

27:24.900 --> 27:27.490
باور کن، رو. توهم نزدم

27:28.569 --> 27:31.170
اتفاقاً فکر می‌کنم شما دوتا
خوب با هم کنار بیاید

27:33.000 --> 27:35.670
من به سادگیِ هر چه تمام، عاشق می‌شم

27:36.464 --> 27:39.255
جدی میگم
تا یه حدی اصلاً خجالت‌آوره

27:40.675 --> 27:42.592
چرا این‌طور فکر می‌کنی؟

27:45.370 --> 27:50.389
چون نیمی از تمام رابطه‌هام
تصورات ذهنیِ خودمـه

28:14.008 --> 28:15.675
چیه؟

28:16.039 --> 28:18.252
هیچی فقط خوشحالم که باهات آشنا شدم

28:23.823 --> 28:25.323
منم

28:32.907 --> 28:34.393
وایسا ببینم، رو

28:34.418 --> 28:36.807
تو دو هفته‌ست که پاکی

28:37.829 --> 28:40.453
!رو! شوخی نکن

28:44.702 --> 28:46.830
!خیلی بهت افتخار می‌کنمـا

28:55.270 --> 28:58.354
خیلی موقع‌ها بود که می‌خواستم ببوسمش

29:31.732 --> 29:33.398
ولی.. نبوسیدم

29:33.592 --> 29:37.521
میرم.. یه لیوان آب بخورم -
باشه -

29:42.807 --> 29:45.717
من از تمام آدمای این دنیا متنفرم، جز تو

29:46.703 --> 29:48.787
...و وقتی بالأخره اون منو بوسید

29:52.397 --> 29:55.224
ببخشید. ببخشید. بهتره من برم

29:59.638 --> 30:01.081
خشکم زد

30:02.115 --> 30:03.928
به‌نظرت دلیلش چی بود؟

30:05.343 --> 30:08.176
چون تا حالا دختری رو نبوسیده بودم

30:11.393 --> 30:15.060
اصلاً تا حالا انقدر با دختری
صمیمی نشده بودم

30:16.831 --> 30:18.521
،برای همین وقتی اون اتفاق افتاد

30:18.546 --> 30:20.865
...فقط به یک چیز فکر می‌کردم

30:21.021 --> 30:22.865
از دستش نده

30:23.133 --> 30:25.435
سلام

30:25.706 --> 30:28.539
می‌خواستم ببینم میشه
،درمورد اتفاقی که افتاد صحبت کنیم

30:28.564 --> 30:31.232
چون.. می‌دونم خیلی عجیب رفتار کردم و

30:31.257 --> 30:33.959
اصلاً همچین منظوری نداشتم

30:34.193 --> 30:37.920
...پس آره دیگه

30:37.945 --> 30:40.998
فقط می‌خوام باهات حرف بزنم
لطفاً بهم زنگ بزن

30:41.464 --> 30:42.756
خدافظ

30:48.147 --> 30:50.480
چرا فکر کردی ممکنه از دست بدیش؟

30:51.270 --> 30:52.729
...چون که

30:54.075 --> 30:56.783
آخه چطور ممکن بود که
،همون‌قدر که من عاشقِ «رو» بودم

30:56.808 --> 30:58.795
اونم عاشقِ من بوده باشه؟

31:06.425 --> 31:08.341
فکر می‌کنم سؤال بهتر اینه که

31:08.366 --> 31:11.672
چرا فکر می‌کنی همچین چیزی محاله؟

31:31.630 --> 31:35.967
:پسر خجالتی 118
[ خب، کِی بالأخره می‌تونم از نزدیک ببینمت؟ ]

31:36.584 --> 31:39.256
باورت نمیشه چند دفعه شده بود که

31:39.281 --> 31:42.615
...ساعت‌ها با هم چت بکنیم

31:42.749 --> 31:47.000
بعد یهو ببینم که ساعت 4 صبح شده

31:47.025 --> 31:50.691
،و هنوز نخوابیده بودم
و نمی‌خواستمم که بخوابم

31:52.829 --> 31:55.224
...یعنی.. محاله اینو به «رو» بگم، ولی

31:55.693 --> 31:59.068
حس می‌کنم اون پسر رو
از «رو» هم بیشتر شناختمش

32:03.320 --> 32:05.779
ما همیشۀ خدا سکس‌چت می‌کردیم

32:07.228 --> 32:10.436
یعنی.. دربارۀ هر چی که بگی

32:12.633 --> 32:15.787
...می‌دونم شاید یه‌کمی عجیب بنظر برسه، ولی

32:17.071 --> 32:21.246
من واقعاً بهترین سکسِ عمرم
رو با اون تجربه کردم

32:23.440 --> 32:25.690
از چه نظر انقدر ارضاءکننده بود؟

32:30.182 --> 32:34.849
آخه کلاً.. ساخته‌ی قوۀ تخیلم بود دیگه

32:53.638 --> 32:56.459
از صبح تا حالا تو فکرت بودم

33:02.010 --> 33:04.219
و درباره‌ت رؤیاپردازی می‌کردم

33:06.841 --> 33:09.748
و دربارۀ تمام کارایی که می‌خوام باهات بکنم

33:14.896 --> 33:18.240
:جولز
[ الان رفتم در اتاق‌مـو قفل کردم ]

33:28.630 --> 33:31.474
کاش می‌تونستم صورتتـو ببینم

33:34.316 --> 33:36.881
و رنگ و لعاب توی چشمات رو

33:42.489 --> 33:45.451
اگه بهت بگم عاشقتم، سرخ میشی؟

33:49.092 --> 33:51.107
:پسر خجالتی 118
[ الان انقدر می‌کُنمت که ]

33:52.428 --> 33:53.849
[ خیسِ عرق بشی ]

33:54.900 --> 33:57.670
الان انقدر می‌کُنمت که خیسِ عرق بشی

34:26.491 --> 34:27.700
تایلر؟

34:29.938 --> 34:32.177
چرا ما هیچ عکسی نداریم؟

34:43.029 --> 34:46.612
چون اون کسی که داشتم باهاش حرف می‌زدم
اصلاً وجودِ خارجی نداشت

34:58.927 --> 35:00.218
تایلر؟

35:02.524 --> 35:04.857
جولز، چیزی نیست

35:05.125 --> 35:06.667
بیا اینجا

35:09.677 --> 35:12.170
چطور ممکنه هیچ جاش واقعی نبوده باشه؟

35:17.448 --> 35:19.451
خیلی واقعی به‌نظر میومد

35:25.048 --> 35:27.214
کاش هیچ‌وقت باهاش آشنا نشده بودم

35:31.487 --> 35:33.881
من هنوزم عاشق تایلرم

35:36.528 --> 35:39.528
و نمی‌دونم حسم کِی قراره تغییر کنه

36:32.500 --> 36:34.106
...رو

37:14.055 --> 37:15.471
به صورتم نگاه نکن

37:23.164 --> 37:24.356
رو

37:27.090 --> 37:28.488
رو

37:32.123 --> 37:33.504
رو

37:33.810 --> 37:35.774
بگو چی شده؟

37:35.799 --> 37:37.215
!رو

37:40.677 --> 37:42.010
رو؟

37:49.515 --> 37:50.682
!رو

37:50.707 --> 37:53.762
شاید به‌خاطر ماجراهای مامانم باشه

37:54.170 --> 37:56.434
...ولی یه‌شب

37:56.459 --> 37:59.207
یه کابوس وحشتناکی دربارۀ

37:59.482 --> 38:02.106
زندگی تو نیویورک با «رو» دیدم

38:03.972 --> 38:06.246
...وقتی رسیدم خونه

38:07.231 --> 38:09.426
اون توی دستشویی بود

38:10.449 --> 38:12.309
رو؟

38:12.693 --> 38:14.785
میشه لطفاً جواب بدی؟

38:15.266 --> 38:17.981
ولی.. در رو از تو قفل کرده بود

38:20.021 --> 38:21.938
!رو، خواهش می‌کنم

38:26.613 --> 38:29.176
!رو، درو باز کن

38:31.171 --> 38:32.715
...بعد

38:32.740 --> 38:34.865
...دیگه تا من بخوام درو باز کنم

38:42.114 --> 38:44.948
نمی‌تونم به زبون بیارمش

38:45.009 --> 38:48.009
!رو! رو

38:49.083 --> 38:51.314
...رو! بی‌خیال دیگه

38:56.000 --> 38:57.334
!رو

39:00.593 --> 39:02.574
...رو! این درِ عنـو

39:06.201 --> 39:08.949
!لعنتی این کارو با من نکن

39:18.823 --> 39:20.365
سلام، جولز

39:20.981 --> 39:22.440
سلام

39:22.656 --> 39:24.323
خیلی خوشگل شدی

39:25.818 --> 39:27.775
...می‌خواستم یه سلامی بکنم و

39:33.943 --> 39:35.776
عیب نداره. تو همین‌جا بمون

39:52.204 --> 39:55.262
ببینم چطوری تونستی
این‌طوری برام کمین کنی؟

39:56.434 --> 39:58.778
آخه چطور تونستی این‌کارو باهام بکنی؟

39:58.803 --> 40:01.332
چرا اول درموردش صحبت نکردیم؟

40:01.773 --> 40:04.315
چون‌که می‌دونستم بهش فرصتی نمیدی

40:04.549 --> 40:05.799
آره

40:06.188 --> 40:08.270
آره، خب دلیل داره

40:08.295 --> 40:10.670
ببین من الان توانش رو ندارم

40:10.765 --> 40:14.486
اگر فکر می‌کردم توانش رو نداری
که این کارو نمی‌کردم

40:15.783 --> 40:18.775
چی؟ یعنی مثلاً به‌خاطر صلاح خودمـه؟

40:19.768 --> 40:22.643
جولز، اون چند ماهه که پاکـه
حالش خیلی خوبه

40:22.668 --> 40:24.960
فقط می‌خواد به‌عنوان
بخشی از پروسۀ درمانیش

40:24.985 --> 40:26.955
ابراز پشیمونی کنه

40:27.883 --> 40:29.215
صبرکن ببینم، چی؟

40:30.708 --> 40:32.833
می‌خواد معذرت‌خواهی کنه

40:35.024 --> 40:37.106
حتماً شوخیت گرفته دیگه

40:38.615 --> 40:41.073
می‌خواد ببخشمش؟

40:42.137 --> 40:44.192
من ببخشمش؟

40:44.217 --> 40:46.354
،که چی
که به‌خاطر حس عذاب‌وجدانش

40:46.379 --> 40:48.629
خودشـو با مشروب خفه نکنه؟

40:48.654 --> 40:51.229
!بی‌رحم نباش لامصب

40:52.963 --> 40:55.643
!برام مهم نیست -
چرا. هست -

40:55.668 --> 40:59.111
،بابا، به خدا قسم
!من تخمم هم نیست

41:06.694 --> 41:08.400
خیله‌خب. باشه

41:08.425 --> 41:10.604
،اگه واقعاً برات مهم نیست

41:10.629 --> 41:13.296
،و این واقعاً هیچ معنی‌ای برات نداره

41:13.321 --> 41:16.072
خب پاشو برو پایین

41:16.097 --> 41:18.097
و بذار معذرت‌خواهی‌شـو بکنه

41:22.974 --> 41:24.766
حتی اگر واقعی نباشه؟

41:27.058 --> 41:28.892
آره، حتی اگر واقعی نباشه

41:33.775 --> 41:34.995
باشه

41:35.020 --> 41:36.775
باشه. قبول

42:19.978 --> 42:21.269
جولز

42:28.780 --> 42:30.611
یک هفته گذشت

42:30.880 --> 42:32.546
روز هالووین بود

42:33.056 --> 42:35.322
خب، آره

42:36.096 --> 42:38.408
چند وقت گم شده بود؟

42:39.998 --> 42:41.697
خدای بزرگ

42:41.722 --> 42:44.322
و... توی اتاقش بطری مشروب پیدا کردین؟

42:45.546 --> 42:47.254
...ای خدایا

42:49.442 --> 42:52.192
بیمارستان تا کِی می‌خواد نگه‌ش داره؟

42:56.623 --> 42:58.159
...جولز

42:59.586 --> 43:01.200
رو» ـه»

43:01.225 --> 43:03.151
هی.. جولز

43:05.653 --> 43:07.351
جولز، درو باز کن

43:07.376 --> 43:08.752
باید بیای خونه، جولز

43:08.777 --> 43:10.339
نمی‌تونم برگردم

43:10.435 --> 43:13.393
تو کلاً 17 سالته
نمی‌تونی که تنهایی زندگی کنی

43:13.522 --> 43:16.128
!این زندگیِ واقعی نیست، جولز

43:16.586 --> 43:19.359
«نمی‌تونم، نمی‌تونم برگردم «ایست‌هایلند

43:20.784 --> 43:22.343
این درو باز کن

43:22.520 --> 43:23.812
با من میای می‌ریم خونه

43:23.837 --> 43:25.628
!من بدون تو جایی نمیرم

43:26.270 --> 43:27.854
جای من اونجا نیستش

43:28.574 --> 43:30.785
جولز، ازت خواهش می‌کنم

43:33.956 --> 43:35.456
!این درو باز کن

44:05.860 --> 44:08.420
باشه، خب، وقتِ جلسۀ این هفته‌مون تموم شد

44:08.592 --> 44:11.359
ببخشید اگه کلی ورّاجی کردم

44:12.258 --> 44:15.091
من تنها کسی‌ام که هیچ‌وقت
لازم نیست ازش عذرخواهی کنی

44:16.720 --> 44:18.136
مرسی

44:18.492 --> 44:20.325
می‌دونم این جلسۀ اول‌مون بود

44:20.350 --> 44:22.683
،و تو هم نمی‌خواستی بیای
ولی خوشحالم که اومدی

44:22.708 --> 44:24.874
امیدوارم تو هم همچین حسی داشته باشی

44:26.234 --> 44:30.276
باشه؟ خب فقط به خودت فرصت بده

44:32.278 --> 44:34.070
و سالِ نوی خوبی هم داشته باشی

44:35.099 --> 44:37.266
کریسمس‌تون مبارک

44:37.654 --> 44:38.944
من یهودی‌ام

44:38.969 --> 44:41.510
شرمنده

44:41.758 --> 44:43.175
شرمنده نباش

44:43.200 --> 44:45.242
این خیلی تعطیلاتِ بهتریـه

44:47.882 --> 44:49.337
خب دیگه

45:00.018 --> 45:02.517
جولز؟ -
رو؟ -

45:08.831 --> 45:10.336
سلام

45:19.100 --> 45:20.474
..من

45:21.709 --> 45:23.732
...داشتم

45:23.951 --> 45:25.943
با دوچرخه می‌رفتم

45:26.118 --> 45:29.193
،که علی رو ببینم
و از کنار خونۀ شما رد شدم

45:31.323 --> 45:33.032
...و

45:33.057 --> 45:36.343
...نمی‌دونم. خب
...کریسمسـه و

45:37.455 --> 45:39.062
...منم

45:39.875 --> 45:41.921
بابات درو برام باز کرد

45:42.209 --> 45:45.710
آره. خیلی ازم عصبانیـه

45:45.735 --> 45:49.062
جریمه‌م.. حبس تو خونه‌ست

45:49.286 --> 45:52.679
...و جلسات روان‌کاوی. واسه همین

45:59.769 --> 46:01.435
خیلی دلم برات تنگ شده بود

46:06.648 --> 46:08.422
منم همین‌طور

46:15.065 --> 46:17.788
و خیلیم شرمنده‌تـم بابت

46:17.813 --> 46:20.855
،اون اتفاقایی که تو ایستگاه راه‌آهن افتاد

46:20.880 --> 46:23.047
...و من گذاشتم رفتم و

46:27.451 --> 46:29.484
واقعاً حماقتِ محض بود

46:29.509 --> 46:31.676
دهنتو. نمی‌دونم چرا گریه‌م گرفت

46:31.701 --> 46:35.796
آخه تو دوران تعطیلات
خیلی احساساتی می‌شم، همین

46:36.536 --> 46:38.637
...عیبی نداره

46:39.930 --> 46:42.640
آره دیگه، کریسمست مبارک، جولز

47:32.928 --> 47:52.928
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
