WEBVTT

00:04.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.010 --> 00:17.350
‫سورپرایز!

00:17.350 --> 00:18.890
‫وای،‌ اینجا دیگه کجاس؟

00:18.890 --> 00:21.470
‫اینجا آتلیه‌ی جدیدتـه

00:21.470 --> 00:22.730
‫وای...

00:23.600 --> 00:25.150
‫قشنگـه

00:25.150 --> 00:26.900
‫اما پول‌مون بهش نمی‌رسه

00:26.900 --> 00:29.440
‫همین الانش هم وکلا کلی خرج
رو دست‌مون گذاشتن

00:29.440 --> 00:33.780
‫می‌دونم جیب‌مون خالی بوده، واسه همین
‫به یکی از رفقای قدیمی، رو انداختم

00:33.780 --> 00:34.820
‫اینجا...

00:36.030 --> 00:37.990
‫مال پیر کادوئـه

00:37.990 --> 00:40.240
‫و اگه می‌خوایش، مال خودتـه

00:40.240 --> 00:42.040
‫وای، چه لوتی

00:42.040 --> 00:44.870
‫اسمت رو آوردم و اون هم گفت،
‫«موردی نداره»

00:44.870 --> 00:48.380
‫و همچنین گفت سلام گرمش رو به
‫«زیو لورنزو» برسونم

00:49.000 --> 00:51.420
‫عمو لورنزو؟

00:51.420 --> 00:53.510
‫چندین سال واسه شرکتش کار کرد

00:53.510 --> 00:57.140
‫به معنی واقعی کلمه، شلوار همه رو تو
‫صنعت مُد کشیده پایین

01:00.600 --> 01:03.100
‫وای، اینجا...

01:03.100 --> 01:04.140
‫ترسناکـه؟

01:04.730 --> 01:08.150
‫هیجان‌انگیزه. از کِی می‌تونیم
اسباب‌کشی رو شروع کنیم؟

01:08.150 --> 01:10.260
‫نظرت درموردِ...

01:10.260 --> 01:12.040
‫الان چیـه؟!

01:15.876 --> 01:18.157
« امیلی در پاریس »
« فصل پنجم: قسمت نهم »

01:18.350 --> 01:21.356
« چهار هفته بعد »

01:19.780 --> 01:22.410
‫دارم درست انجامش میدم؟
‫دفعه اوله مدل اندازه‌گیری شدم

01:22.410 --> 01:23.790
‫- حرف نداری
‫- خیلی خب

01:23.790 --> 01:26.020
‫پیر کادو واسه تماس تصویری حاضره.
‫خبرهایی داره

01:26.020 --> 01:27.170
‫برو، برو، برو!

01:27.170 --> 01:28.170
‫- سلام
‫- سلام

01:29.170 --> 01:30.380
‫شرمنده، بچه‌ها

01:32.800 --> 01:35.220
‫پدربزرگ افسونگر‌مونـه

01:35.220 --> 01:36.380
‫چی گفتی؟

01:36.380 --> 01:37.550
‫بونژور، پیر

01:37.550 --> 01:40.010
‫باز بابت این هدیه ممنونم.
‫خیلی کمک کرد

01:40.010 --> 01:41.680
‫گفته بودید خبرهایی دارید

01:41.680 --> 01:43.810
‫خبری از هفته‌ی مُد پاریس نشد؟

01:43.810 --> 01:46.350
‫حالا درسته رداهای زیادی دارم اما

01:46.350 --> 01:47.850
‫جادوگر که نیستم

01:47.850 --> 01:52.360
‫ورود به هفته‌ی مُد پاریس واسه
‫یه طراح گم‌نام غیرممکنـه

01:52.360 --> 01:55.990
‫مخصوصاً وقتی که مامانش ازش شکایت کرده

01:55.990 --> 01:57.820
‫نگفته بودید خبرهای خوبی دارید؟

01:57.820 --> 02:00.700
‫یه مراسم خیلی شایسته‌تر براتون پیدا کردم

02:00.700 --> 02:02.450
‫هفته‌ی مُد ونیز

02:02.450 --> 02:04.620
‫ونیز هم هفته‌ی مُد داره؟

02:04.620 --> 02:07.210
‫بیشتر واسه طراحای نوظهوره

02:07.210 --> 02:08.920
‫خب، عالیـه که

02:08.920 --> 02:12.500
‫یه تازه وارد ایتالیایی،
توی ونیز توفان به پا می‌کنه

02:12.500 --> 02:14.300
‫یا غرق میشی، یا شنا می‌کنی

02:14.300 --> 02:17.010
‫در هر صورت، تا دو هفته دیگه
‫واسه این نمایش آماده شید

02:17.010 --> 02:19.300
‫چی؟ امکان نداره

02:19.300 --> 02:21.220
‫وای، پسر عزیزم

02:21.220 --> 02:24.930
‫مُد یعنی غیرممکن‌ها رو ممکن کنی

02:25.500 --> 02:30.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:31.000 --> 02:34.000
‫‫« ترجمه از امیر فرحناک و محمدعلی sm »

02:34.610 --> 02:38.360
‫پاسکال عزیز، خیلی مشتاقیم که
‫ایده‌هامون رو برای راه‌اندازی ابسنتت

02:38.360 --> 02:40.700
‫یعنی «رؤیای سبز» به اشتراک بذاریم

02:40.700 --> 02:43.660
‫به همین مناسبت، جشنی باشکوه

02:43.660 --> 02:45.490
‫به سبکِ «عصر طلایی» برگزار می‌کنیم

02:45.490 --> 02:47.370
‫رقصنده‌های کن‌کن حضور پیدا می‌کنن،

02:47.370 --> 02:50.250
‫پیشخدمت‌ها هم لباس‌های تاریخی به تن می‌کنن

02:50.250 --> 02:52.290
‫جشن ابسنتی هم که

02:52.290 --> 02:55.380
‫بدون حضور «پری سبز» صفایی نداره

02:55.380 --> 02:56.500
‫چه حرکت جالبی

02:56.500 --> 02:58.010
‫مهمانان که برسن،

02:58.010 --> 03:01.220
‫با یه پیک از «رؤیای سبز» روی حبه‌های قند،
‫ازشون پذیرایی میشه

03:01.220 --> 03:04.140
‫اما فقط یه ذره. نمی‌خوایم مردم
بزنه به سرشون

03:04.140 --> 03:07.060
‫این فقط یه افسانه‌ست دیگه؟

03:07.560 --> 03:09.850
‫- نکنه واقعاً توهم‌زاست؟
‫- نه، واقعیـه

03:09.850 --> 03:13.190
‫ابسنت نزدیک یه قرن توی فرانسه قدغن بود

03:13.190 --> 03:15.020
‫اکستازیِ دوران عصر طلایی به حساب میومد

03:15.020 --> 03:17.030
‫مگه تو چیزی از اکستازی می‌دونی؟

03:17.030 --> 03:19.150
‫جوری وانمود نکن انگار من رو می‌شناسی

03:19.150 --> 03:22.200
‫نوشیدنی قوی‌ایـه اما بهتون اطمینان میدم که

03:22.200 --> 03:24.070
‫رؤیای سبز هیچ شباهتی به اکستازی نداره

03:24.070 --> 03:26.740
‫باعث نمیشه مردم بزنه به سرشون

03:26.740 --> 03:29.200
‫تو دوران عصر طلایی،
محدودیت‌های سفت و سختی نبود

03:29.200 --> 03:31.710
‫ما هم که اون‌موقع نبودیم، پس از کجا معلوم؟

03:31.710 --> 03:33.790
‫کاش اون‌موقع بودم

03:34.380 --> 03:38.130
‫عصر طلایی دوران محدودیت نبود.
‫دورانِ تجربه بود

03:38.130 --> 03:42.090
‫دوران پیشرفت توی هنر، فناوری،
‫علم، همه‌چی

03:42.090 --> 03:43.640
‫دوران تولد سینما بود

03:43.640 --> 03:45.470
‫تولد برج ایفل

03:45.470 --> 03:47.810
‫و کانون اصلی همه‌ی این‌ها،
رستوران ماکسیم بود

03:47.810 --> 03:51.940
‫برای همین خیلی خیلی خوشحالم که تونستید
‫اونجا رو برای مراسم رزرو کنید

03:51.940 --> 03:53.600
‫جدی تونستیم؟

03:55.150 --> 03:58.900
‫اوه، بله، تونستیم. معلومـه

04:05.240 --> 04:10.040
‫لوک، چرا جشن پاسکال تویی ماکسیمـه؟
‫فکر کردم کلوب لوران رو رزرو کردی

04:10.040 --> 04:13.210
‫خوراکِ همین جشنـه.
‫واسه تجارتش هم به درد می‌خوره

04:13.210 --> 04:16.460
‫زنگ زدم تا جا بگیرم اما گفتن ندارن

04:16.460 --> 04:19.670
‫حتی پیشنهاد دادیم که تاریخ رو
‫عوض کنن اما قبول نکردن

04:19.670 --> 04:20.710
‫دوباره بپرسیم؟

04:21.880 --> 04:22.880
‫نه، نه

04:23.340 --> 04:24.380
‫دیگه دیر هم شده

04:24.970 --> 04:27.390
‫امیلی، امشب بی‌کاری؟

04:27.390 --> 04:29.843
‫حس نوستالژیک بهم دست داده و
‫خیلی دلم می‌خواد،

04:29.867 --> 04:32.115
‫پاریسِ عصر طلاییم رو نشونت بدم

04:32.140 --> 04:33.270
‫چه قشنگ

04:33.270 --> 04:35.850
‫مارچلو امشب سر کاره،
‫پس پایه‌م

04:35.850 --> 04:38.230
‫هنرمندی که تا دیروقت کار می‌کنه،

04:38.230 --> 04:40.480
‫قشنگ آدم رو یاد همون دوران طلایی میندازه

04:40.980 --> 04:43.700
‫البته بدون سفلیس و بوهای گند

04:43.700 --> 04:46.280
‫چیزی از «تعفن بزرگ سال ۱۸۸۰» می‌دونی؟

04:46.280 --> 04:47.870
‫چی؟ اَیی، نه

04:47.870 --> 04:50.120
‫شهر رو نمی‌شد تحمل کرد

04:51.700 --> 04:54.660
‫مشتاقم تا همه‌ش رو برات تعریف کنم.
‫الو؟

04:54.660 --> 04:55.750
‫خوش بگذره

04:59.630 --> 05:01.920
‫تا فردا می‌تونم برنامه بازاریابی رو بریزم

05:01.920 --> 05:03.860
‫اما اگه واسه خط تولید دو هفته وقت دارن،

05:03.860 --> 05:08.060
‫میشه حدأقل دو روز بهم وقت بدید تا
‫کارهای افتتاحیه رو انجام بدم؟

05:09.390 --> 05:10.930
‫باشه، ممنون

05:12.970 --> 05:15.480
‫انگار اوضاع خوب نبود

05:15.480 --> 05:16.980
‫- کی بود؟
‫- نیکو

05:16.980 --> 05:18.270
‫اصلاً ترس برش داشته

05:18.270 --> 05:21.570
‫شاید بتونی یکم بهش آسون بگیری

05:21.570 --> 05:22.900
‫جیبش خیلی خالیـه

05:22.900 --> 05:24.860
‫اون نگران پول باشه؟ واقعاً؟

05:24.860 --> 05:26.400
‫آره

05:26.990 --> 05:29.740
‫نمی‌دونی وقتی از جی‌وی‌ام‌ای رفت،

05:29.740 --> 05:32.370
‫قرارداد صندوق امانیش رو زیر پا گذاشت و
‫توقیف شد؟

05:32.370 --> 05:34.950
‫سهام‌هایی که از پدربزرگش
‫بهش رسید رو نقد کرد و

05:34.950 --> 05:37.790
‫در واقع داره تموم دار و ندارش رو

05:37.790 --> 05:39.170
‫روی تجارت مارچلو می‌ذاره

05:39.170 --> 05:41.440
‫وای، نمی‌دونستم

05:41.440 --> 05:43.210
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫خودش می‌دونه چی‌کار کنه

05:43.210 --> 05:46.880
‫اما حس می‌کنم باید مشارکتم رو
‫بیشتر کنم، خب؟

05:46.880 --> 05:49.470
‫اگه تست فردا رو بترکونم،
‫از پس اجاره‌ بر میام

05:49.470 --> 05:51.760
‫تست داری؟ تستِ چی؟

05:51.760 --> 05:53.390
‫بهت نگفته بودم؟

05:53.390 --> 05:56.390
‫چندتا تهیه‌کننده‌ من رو تو
اسب مجنون دیدن و

05:56.390 --> 05:59.190
‫ازم خواستن واسه نقش ساتین تست بدم،

05:59.190 --> 06:01.020
‫تو یه نسخه‌ی انیمیشنی از «مولن روژ»

06:01.020 --> 06:02.860
‫- وای خدا، من عاشق اون فیلمم!
‫- جداً؟

06:02.860 --> 06:05.230
‫- ساتین معرکه‌ای میشی!
‫- وای، ممنون

06:05.230 --> 06:07.740
‫خب، به فرانسوی چطوری
‫می‌تونم بگم «بترکونی؟

06:07.740 --> 06:09.360
‫فرانسویش میشه...

06:09.360 --> 06:10.580
‫«مِرد»

06:10.580 --> 06:11.960
‫باشه پس...

06:12.160 --> 06:13.240
‫مِرد

06:13.240 --> 06:14.580
‫ممنونم

06:14.580 --> 06:17.500
‫باید تموم زورم رو بزنم تا مِرد کنم

06:32.140 --> 06:35.100
‫خوشحالم تونستی وقتت رو خالی کنی

06:35.100 --> 06:37.430
‫انگار خیلی سرت شلوغ بود

06:37.430 --> 06:39.270
‫حتی فکرش هم نمی‌تونی بکنی

06:39.270 --> 06:41.770
‫بابت جشن ابسنت شرمنده‌م

06:41.770 --> 06:43.730
‫تا چند هفته‌ی دیگه جای خالی نداریم

06:43.730 --> 06:45.020
‫نه. طوری نیست

06:45.530 --> 06:46.730
‫خبر خوبیـه

06:46.730 --> 06:47.730
‫آره

06:52.450 --> 06:53.530
‫دلم برات تنگ شده بود

06:55.330 --> 06:58.080
‫ازم خواستی بهت فضا بدم،
‫من هم بهت فضا دادم

06:59.000 --> 07:00.830
‫اما خوشحالم زنگ زدی

07:03.000 --> 07:06.300
‫من هم خیلی از دیدنت خوشحال شدم

07:08.340 --> 07:10.050
‫حالا تو این مدت کجا بودی؟

07:10.630 --> 07:12.220
‫بیشتر جنوب بودم

07:13.140 --> 07:16.510
‫پاریس شلوغ بود اما سنت تروپه از اونم بدتره

07:16.510 --> 07:18.100
‫خوب شد گفتی

07:19.930 --> 07:22.230
‫اون روز یه چیزی پیدا کردم

07:23.860 --> 07:26.020
‫این مال افتتاحیه بود

07:26.020 --> 07:27.610
‫خودت عکسش رو گرفتی، آره؟

07:27.610 --> 07:29.990
‫آره، ژست گرفتم. با تایمر انداختم

07:29.990 --> 07:32.030
‫آگهیش رو طرح کردم.
‫همه کارهاش رو کردم

07:32.530 --> 07:34.200
‫فوق‌العاده بودی

07:35.740 --> 07:36.740
‫هنوز هم هستی

07:38.290 --> 07:41.580
‫اون‌موقع‌ها از همدیگه سیر نمی‌شدیم، مگه نه؟

07:42.330 --> 07:45.380
‫به گمونم اون دوران، عصر طلایی‌مون بود

07:47.880 --> 07:50.420
شایدم هنوز به بهترین دوران‌مون نرسیدیم

07:52.550 --> 07:54.260
‫اگه خودمون بخوایم

08:29.050 --> 08:32.970
‫اون روزی که به پاریس نقل مکان کردم،
‫اولین محله‌م اینجا بود

08:32.970 --> 08:35.680
‫می‌خواستم تو دنیای تولوز-لوترک باشم

08:35.680 --> 08:39.780
‫جایی که هنرمندهایی که درموردشون می‌خوندم
‫نقاشی و نویسندگی و باده‌نوشی می‌کردن

08:39.780 --> 08:42.060
‫و تا غروب آفتاب، کمرشون رو خالی می‌کردن

08:42.730 --> 08:45.350
‫خودم رو یه‌جور نقاش تصور می‌کردم

08:45.350 --> 08:47.270
‫خب اصلاً تعجبی نداره

08:47.270 --> 08:49.150
‫تو روح هنرمندانه‌ای داری

08:50.570 --> 08:51.570
‫بیا

08:53.610 --> 08:56.030
‫این بتو-لووآره

08:56.030 --> 09:00.080
‫ماتیس، کوکتو، مودیلیانی،
همه اینجا جمع می‌شدن

09:00.080 --> 09:02.080
‫وای، پیکاسو هم می‌اومده!

09:02.080 --> 09:04.580
‫آرزوم این بود بین‌شون باشم

09:04.580 --> 09:07.120
‫اما بیشتر شبیه اون بودم

09:07.120 --> 09:10.250
‫روزها آثارم رو می‌فروختم و
‫شب‌ها نقاشی جدید می‌کشیدم

09:10.250 --> 09:12.210
‫پس واقعاً هنرمند بودی

09:12.210 --> 09:13.550
‫چه شاعرانه

09:13.550 --> 09:15.170
‫دوران سختی بود

09:15.170 --> 09:16.970
‫نه پول داشتم

09:16.970 --> 09:18.180
‫نه می‌تونستم بخوابم

09:18.180 --> 09:20.180
‫فقط خودم بودم و هنرم

09:22.890 --> 09:24.770
‫تا حالا هیچ‌وقت اون‌طوری خوشحال نبودم

09:26.140 --> 09:28.270
‫- هنوز نقاشی‌هات رو داری؟
‫- نه

09:29.810 --> 09:31.110
‫یه چندتایی‌شون رو فروختم

09:31.650 --> 09:35.530
‫با بقیه‌شون هم آتیش روشن کردم چون
‫فهمیدم استعدادی ندارم

09:35.530 --> 09:36.700
‫اوه

09:36.700 --> 09:38.360
‫حالا چی می‌کشیدی؟

09:39.520 --> 09:42.370
‫تخصصم پُرتره بود

09:42.370 --> 09:43.460
‫چه باحال

09:43.460 --> 09:44.580
‫پُرتره‌های از خودم

09:45.790 --> 09:48.330
‫اگه بخوام دقیق بگم، پرتره‌های برهنه از خودم

09:48.960 --> 09:50.130
‫اوه

09:50.130 --> 09:51.600
‫کاش می‌تونستی ببینی‌شون

09:51.600 --> 09:53.750
‫تو جوونی‌هام واسه خودم جیگری بودم

09:54.480 --> 09:56.330
‫حیف شد

10:00.600 --> 10:02.260
‫خیلی خب، ابسنت آخر

10:03.680 --> 10:05.560
‫این آخرین پیکیـه که می‌‌خورم

10:05.560 --> 10:08.350
‫یکم دیگه بخورم، توهم برم می‌داره

10:09.230 --> 10:11.060
‫تو هم داری حسش می‌‌کنی؟

10:11.060 --> 10:12.860
‫یکم شنگول شدم

10:14.570 --> 10:15.718
« گابریل »

10:15.743 --> 10:18.583
‫اوه! شاید هم توهم برم داشته

10:19.030 --> 10:20.820
‫گابریل. گابریل!

10:20.820 --> 10:22.120
‫امکان نداره!

10:22.120 --> 10:23.280
‫باید جواب بدی!

10:26.870 --> 10:29.620
‫سلام، گابریل. چطوری؟
‫کجایی؟

10:29.620 --> 10:31.630
‫هنوز تو کشتی‌ای؟

10:31.630 --> 10:33.170
‫راستش آمستردامم

10:33.170 --> 10:35.380
‫کشتی رو بردن اسکله‌ی تعمیر

10:35.380 --> 10:37.920
‫قراره بریم خونه تابستونی هدرتون توی موناکو

10:38.510 --> 10:40.090
‫همم، چه باکلاس

10:40.090 --> 10:42.260
‫همین‌طوره اما واسه پز دادن زنگ نزدم

10:42.260 --> 10:43.970
‫گوش کن...

10:44.470 --> 10:47.140
‫این‌قدر با عجله رفتم که چندتا از
‫چاقوهام رو جا گذاشتم

10:48.140 --> 10:50.020
‫فردا از پاریس رد میشم اما

10:50.020 --> 10:52.310
‫خیلی وقت ندارم چون باید
‫سوار قطار بعدی شم،

10:52.310 --> 10:56.650
‫واسه همین خواستم بدونم
‫می‌تونی بیای ایستگاه قطار و

10:56.650 --> 10:58.150
‫چاقوهام رو برام بیاری؟

10:58.150 --> 10:59.610
‫می‌دونم خواسته‌ی زیادیـه

11:00.530 --> 11:02.410
‫اوم... چه ساعتی؟

11:02.410 --> 11:04.490
‫ساعت ۱ می‌رسم و یه ساعتی رو می‌مونم

11:04.490 --> 11:06.660
‫اگه دلت خواست می‌تونیم
‫یه نهاری هم بخوریم

11:07.580 --> 11:09.160
‫خیلی خوشحال میشم ببینمت

11:09.160 --> 11:11.920
‫آره، آره، فکر کنم بتونم بیام

11:11.920 --> 11:13.580
‫وای، ممنون، امیلی...

11:13.580 --> 11:15.170
‫واقعاً نجاتم دادی

11:15.170 --> 11:18.090
‫گوش کن، یه عکس برات می‌فرستم تا
‫بدونی دنبال چی باشی و

11:18.090 --> 11:20.380
‫به نگهبان هم میگم تا راهت بده

11:20.380 --> 11:22.840
باشه، فردا تو «ترین بلو» می‌بینمت

11:22.840 --> 11:25.220
‫ساعت ۱، ایستگاه لیون

11:25.220 --> 11:27.430
‫خیلی خب، باشه...

11:27.430 --> 11:29.140
‫باشه، فردا می‌بینمت

11:29.140 --> 11:30.140
‫خدافظ

11:31.890 --> 11:34.020
‫فقط اگه برات سؤاله،

11:34.020 --> 11:35.440
‫باید بگم که توهم نزده بودی،

11:35.440 --> 11:37.360
‫اون تماس کاملاً واقعی بود

11:37.360 --> 11:39.150
‫قطعاً واقعی بود

11:47.120 --> 11:48.950
‫مارچلو

11:48.950 --> 11:51.040
‫لیویا. اینجا چی‌کار می‌کنی؟

11:51.040 --> 11:54.080
‫پس حقیقت داره. سر و کارت افتاده به
‫آتلیه‌ی پیر کادو

11:54.080 --> 11:55.080
‫سلام

11:56.920 --> 11:59.340
‫نیکولا، ایشون خواهرم لیویا هستن

11:59.340 --> 12:01.340
‫سلام، لیویا. خوش‌وقتم

12:01.340 --> 12:03.260
‫پس همه‌ی این چیزها زیر سر توئـه

12:03.260 --> 12:04.590
‫این کار تصمیم خودم بود

12:05.180 --> 12:06.390
‫مامان تو رو فرستاده؟

12:06.410 --> 12:08.400
‫نمی‌دونه اومدم اینجا

12:08.400 --> 12:11.480
‫- من با کاری که می‌کنه موافق نیستم اما...
‫- اما؟

12:11.480 --> 12:13.100
‫نمی‌دونم تو داری چی‌کار می‌کنی

12:13.100 --> 12:14.940
‫دفعه اوله تو زندگیت طراحی می‌کنی و

12:14.940 --> 12:17.020
‫یه دفعه تصمیم گرفتی
‫یه کالکشن کامل بسازی

12:17.020 --> 12:18.320
‫با اجازه‌تون باید بگم که،

12:18.320 --> 12:20.610
‫برادرتون خیلی با استعداده

12:21.190 --> 12:22.900
‫مشخصه که خانوادگی این‌طوری هستید

12:24.160 --> 12:26.120
‫نظرتون چیه یه نگاه به خط تولید بندازید؟

12:26.120 --> 12:28.080
‫بدمون نمیاد یکی از بیرون نظرش رو بگه

12:28.080 --> 12:29.080
‫فکر خوبیـه

12:29.450 --> 12:31.790
‫خیلی دوست دارم نظرت رو بدونم

12:37.250 --> 12:38.250
‫همم

12:38.790 --> 12:40.170
‫قشنگـن

12:40.880 --> 12:42.590
‫واقعاً خوش‌ساختن

12:43.470 --> 12:48.100
‫اما مارچلو، چرا می‌خوای خونواده‌مون رو
‫سر این، از هم بپاشونی؟

12:48.100 --> 12:50.140
‫حتی با برند خودمون هم خیلی فرق نداره

12:50.140 --> 12:52.770
‫فقط یه اسب رنگی روش گذاشتی

12:52.770 --> 12:54.810
‫تو تموم ماجرا رو نمی‌بینی

12:54.810 --> 12:55.940
‫تو هم همین‌طور

12:55.940 --> 12:59.680
‫لطفاً تا خیلی دیر نشده، تمومش کن

13:01.780 --> 13:02.780
‫ببخشید

13:09.100 --> 13:10.768
« مارچلو »

13:10.793 --> 13:13.000
‫- سلام، چطوری؟
‫- امیلی

13:13.000 --> 13:14.830
‫باید ونیز رو کنسل کنی

13:14.830 --> 13:16.620
‫چی؟ یعنی چی؟

13:16.620 --> 13:18.580
‫باید همه‌چی رو تعطیل کنیم

13:18.580 --> 13:19.880
‫چی شده؟

13:19.880 --> 13:21.380
‫اشتباه بزرگی بود

13:21.380 --> 13:23.210
‫من طراح نیستم

13:23.210 --> 13:24.550
‫معلومـه که هستی

13:24.550 --> 13:26.970
‫این که تو هی میگی من طراحم که
‫باعث نمیشه باشم

13:26.970 --> 13:28.590
‫خیلی پول حروم کردیم

13:28.590 --> 13:31.810
‫نمی‌تونم این کالکشن رو به نمایش بذارم.
‫اصلاً نباید به حرفت...

13:33.140 --> 13:34.180
‫صبر کن

13:34.180 --> 13:36.230
‫چی شده؟ این حرفا از کجا اومده؟

13:36.230 --> 13:38.900
‫خواهرم اومد خط تولید رو ببینه

13:38.900 --> 13:40.440
‫و گفت اون‌قدرها خوب نیست

13:41.150 --> 13:42.230
‫درست هم میگه

13:42.230 --> 13:44.990
‫درست میگه. فقط خودم رو مسخره می‌کنم

13:44.990 --> 13:47.780
‫اشتباه می‌کنی، خب؟
‫نذار روت تأثیر بذاره

13:47.780 --> 13:48.910
‫خط تولیدت عالیـه

13:48.910 --> 13:50.120
‫امیلی، بس کن

13:50.120 --> 13:51.330
‫حق با اونـه

13:51.330 --> 13:52.740
‫چرنده

13:52.740 --> 13:54.290
‫نه، این‌طور نیست

13:54.790 --> 13:57.060
‫شاید بتونیم یکم خرت و پرت
‫بهش اضافه کنیم تا شاداب‌تر بشن

13:57.060 --> 13:59.540
‫گفتم بس کن

13:59.540 --> 14:02.630
‫همیشه می‌خوای همه‌چی رو درست کنی

14:02.630 --> 14:05.590
‫اما یه چیزهایی هستن که
نمی‌تونی درست‌شون کنی

14:07.680 --> 14:09.010
‫فقط بس کن

14:09.010 --> 14:10.140
‫خواهش می‌کنم

14:12.390 --> 14:13.560
‫باشه

14:13.560 --> 14:15.640
‫بذار ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

14:32.910 --> 14:33.910
‫امیلی!

14:38.160 --> 14:39.160
‫وای...

14:45.090 --> 14:48.220
‫سری‌لانکا خیلی قشنگ بود.
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

14:48.220 --> 14:50.050
‫اما فکر می‌کنم بهترین جا تایلند بود

14:50.050 --> 14:51.890
‫مردمش خیلی خاکی بودن

14:51.890 --> 14:54.260
‫غذاش هم که... نگم برات!

14:54.260 --> 14:56.500
‫باید دعوتت کن برنامه‌ی «میز سرآشپز»

14:58.480 --> 15:01.525
‫هنوز باورم نمیشه که
‫بار و بندیل رو جمع کردی و رفتی

15:01.525 --> 15:04.194
‫هیچ آدم عاقلی همچین کاری نمی‌کرد،

15:04.715 --> 15:06.175
‫ولی مجبور بودم

15:06.634 --> 15:09.971
‫به همه‌ی خواسته‌هام رسیده بودم و
‫احساس بیچارگی می‌کردم

15:11.410 --> 15:13.412
‫واسه همین تصمیم گرفتم خلافش رو انجام بدم

15:13.412 --> 15:15.372
‫جای یه زندگی ثابت و روزمره،

15:15.956 --> 15:17.458
‫به سمت دنیای ناشناخته فرار کردم

15:18.751 --> 15:20.628
‫انگار که چشمام رو باز کرد

15:21.170 --> 15:22.588
‫نمی‌دونم. من...

15:23.505 --> 15:25.507
‫انگاری شدم متکلم وحده

15:25.507 --> 15:26.717
‫از خودت بگو

15:26.717 --> 15:30.012
‫من خوبم. آره، همون همیشگی

15:32.514 --> 15:34.558
‫من و مارچلو برگشتیم به همدیگه

15:34.558 --> 15:35.684
‫حال‌تون چطوره؟

15:35.684 --> 15:38.479
‫- اگه نمی‌خوای، لازم نیست در موردش...
‫- نه، نه، نه. طوری نیست

15:38.479 --> 15:40.314
‫رابطه‌مون خوبـه

15:40.314 --> 15:42.191
‫می‌خواد یه شرکت مد تأسیس کنه

15:42.191 --> 15:44.526
‫اتفاقاً طراحی کالکشن با خودشـه

15:44.526 --> 15:46.330
‫نمی‌دونستم طراح لباسـه

15:46.674 --> 15:47.886
‫از اولش که نبود،

15:47.886 --> 15:51.158
‫ولی بعد طراح خودمون رو از دست دادیم و
‫من هم دیدم مارچلو طراحی‌هاش فوق‌العاده‌ان

15:51.158 --> 15:54.554
‫واسه همین اصرار کردم که
‫خودش طراحی رو انجام بده

15:55.496 --> 15:57.581
‫قرار بود توی هفته‌ی مُد نشونش بدیم،

15:57.581 --> 16:00.602
‫ولی الان می‌خواد کل کالکشن رو
‫دور بریزه، پس...

16:00.602 --> 16:03.689
‫خیلی چیزها رو از دست دادم

16:03.689 --> 16:05.172
‫همه چی سریع اتفاق افتاد

16:05.172 --> 16:06.882
‫شاید زیادی سریع اتفاق افتاد

16:07.849 --> 16:10.476
‫شاید نباید بهش این‌قدر اصرار می‌کردم

16:14.098 --> 16:15.557
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

16:15.557 --> 16:16.600
‫البته

16:16.985 --> 16:18.338
‫به تو خیلی اصرار کردم؟

16:18.644 --> 16:20.020
‫سرِ جایزه‌ی میشلین

16:21.154 --> 16:23.336
جایزه‌ی  میشلین رؤیای من بود

16:23.336 --> 16:25.147
‫ولی عاصی شده بودی و

16:25.484 --> 16:29.405
‫واسه فرار ازش رفتی اون‌سرِ دنیا و...

16:30.489 --> 16:31.490
‫...چمیدونم

16:32.582 --> 16:34.102
‫شاید می‌خواستی از من فرار کنی

16:35.792 --> 16:39.186
‫امیلی، فقط این رو بدون که تو پشتم بودی

16:39.654 --> 16:41.208
‫بهم باور داشتی

16:41.208 --> 16:43.293
‫احتمالاً بیشتر از چیزی که لایقش بودم

16:43.961 --> 16:45.212
‫این اتفاق خوبیـه

16:45.657 --> 16:48.424
‫آخه فکر نمی‌کنم مارچلو هم
‫همچین حسی داشته باشه

16:48.424 --> 16:51.885
‫خیلی ناراحتـه و حس می‌کنم همش تقصیر منـه

16:52.919 --> 16:54.254
‫البته...

16:55.097 --> 16:57.391
‫شاید ناراحتیش به خاطر شکایت باشه

16:57.391 --> 16:59.576
‫چون سَوای تمام اتفاقات،
‫مامانش هم داره ازش شکایت می‌کنه

16:59.601 --> 17:00.567
‫چقدر بد!

17:00.592 --> 17:01.895
‫شریکش هم، نیکو...

17:01.895 --> 17:03.981
‫دوست‌پسر میندی رو یادتـه دیگه؟

17:03.981 --> 17:06.475
‫- همون میلیاردره؟
‫- خب، الان دیگه میلیاردر نیست

17:06.475 --> 17:08.961
‫داستانش مفصلـه

17:09.684 --> 17:12.120
‫می‌دونی چیـه، به‌کل یادم رفته بود
‫پاریس چقدر پر حاشیه‌ست

17:17.703 --> 17:19.329
‫چه رستوران قشنگیـه

17:19.329 --> 17:22.082
‫باید مهمونی عصر طلایی‌مون رو
همین‌جا می‌گرفتیم

17:22.082 --> 17:23.459
‫هنرِ نوئه، درستـه؟

17:23.459 --> 17:25.910
‫می‌دونی چیـه؟ فکر کنم هنر نو باشه

17:26.754 --> 17:29.131
‫ببین چقدر با فرهنگ پاریسی خو گرفتی

17:29.131 --> 17:32.176
‫یه زمان حتی نمی‌دونستی کدوم طبقه‌ای

17:32.176 --> 17:34.665
‫خدایا. باورت میشه یه زمان
‫بزرگ‌ترین مشکلم همین بود؟

17:37.056 --> 17:39.933
‫حس می‌کنم همون دوره
‫عصر طلایی من بود

17:39.933 --> 17:42.728
‫همه چی تاره و هیجان‌انگیز بود

17:43.228 --> 17:44.772
‫مثل یه رؤیا

17:45.939 --> 17:47.316
‫الان همه چی انگار...

17:48.400 --> 17:49.610
‫سخت و...

17:50.569 --> 17:51.820
‫واقعی شده

17:52.224 --> 17:54.811
‫آدم دوست داره همیشه
‫به گذشته رنگ و لعاب بده

17:54.811 --> 17:56.938
‫همون موقع هم وضعیت سخت بود

17:57.826 --> 17:59.903
‫نمی‌دونستی داری با کارت چی‌کار می‌کنی

18:00.496 --> 18:03.373
‫آدمایی رو می‌بوسیدی که
‫دوست‌دختر داشتن

18:03.373 --> 18:05.000
‫من که نمی‌دونستم!

18:05.000 --> 18:06.752
‫تازه، اونا هم من رو بوسیدن

18:06.752 --> 18:08.337
‫درستـه، ولی فقط اون نبود

18:08.337 --> 18:11.423
‫راز و پیمان بود و

18:11.423 --> 18:13.725
‫بازرس قلابی میشلین

18:14.051 --> 18:15.596
‫خاطرات خوبی هم بود

18:16.011 --> 18:17.346
‫سکس روی پشت‌بوم

18:17.930 --> 18:20.599
‫حالا کی داره به گذشته رنگ و لعاب میده؟

18:21.683 --> 18:22.726
‫می‌دونی،

18:23.687 --> 18:27.551
‫وقتی رفتم توی کشتی کار کنم،
‫فکر می‌کردم هنوز مونده تا دوران اوجم

18:29.170 --> 18:31.340
‫ولی الان واسه آینده هیجان‌زده‌ام

18:31.340 --> 18:32.966
‫هر چی که باشه. من...

18:35.176 --> 18:37.256
‫به نظرم تو هم باید براش هیجان‌زده باشی

18:40.684 --> 18:46.106
‫♪ این حس برام تازگی داره ♪

18:47.668 --> 18:53.382
‫♪ انگار اولین باره چشمم به آسمون میفته ♪

18:55.217 --> 19:00.677
‫♪ بوسه‌ی تو برام از آسمون ماه رو میاره ♪

19:02.224 --> 19:08.124
‫♪ هر روز عشقت بیشتر به دلم میفته ♪

19:08.522 --> 19:11.817
‫♪ به صدای قلبم گوش کن ♪

19:11.817 --> 19:15.112
‫♪ می‌شنوی زمزمه‌هاش رو؟ ♪

19:16.363 --> 19:23.036
‫♪ می‌شنوی که میگه ♪
‫♪ دار و ندارت رو بریز به پاش؟ ♪

19:23.787 --> 19:26.874
‫♪ فصل‌ها عوض میشن، ♪

19:26.874 --> 19:29.376
‫♪ زمستون تموم میشه و بهار میاد ♪

19:29.376 --> 19:31.511
‫مرسی که اومدی

19:31.753 --> 19:33.338
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم

19:34.639 --> 19:36.395
‫یکم به مارچلو زمان بده

19:36.717 --> 19:38.318
‫شما دوتا زوج خوبی هستید

19:39.311 --> 19:41.048
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

19:42.681 --> 19:44.683
‫چون توی رُم دیدم‌تون

19:45.893 --> 19:47.519
‫کِی رُم بودی؟

19:49.688 --> 19:51.273
‫بعد از این که تصمیم گرفتی از پاریس بری،

19:51.273 --> 19:54.610
‫به سرم زد بیام دنبالت

19:54.610 --> 19:55.611
‫بعدش...

19:56.904 --> 19:58.106
‫دیدم با اونی

19:58.106 --> 20:00.052
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

20:00.052 --> 20:01.520
‫چون به نظر...

20:02.390 --> 20:03.910
‫خوشحال میومدی

20:06.622 --> 20:08.765
‫من هم همیشه خوشحالیت رو می‌خواستم

20:10.533 --> 20:12.989
‫من هم همیشه همین رو برات می‌خواستم

20:15.422 --> 20:16.506
‫برای جفت‌مون

20:20.684 --> 20:22.884
‫می‌دونستی بعد از این که اون دوران تموم شد،

20:22.884 --> 20:25.322
‫اسمش رو عصر طلایی گذاشتن؟

20:25.682 --> 20:27.731
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کِی داره
‫عصر طلایی خودش رو زندگی می‌کنه

20:27.756 --> 20:29.367
‫شاید الان توی عصر طلایی خودمون باشیم

20:34.816 --> 20:36.777
‫یادت نره برام کارت پستال بفرستی

20:37.860 --> 20:40.087
‫یه واقعیش، با تمبر

20:41.573 --> 20:46.245
‫♪ نه هیچ قله‌ای دست‌نیافتنی و ♪

20:46.245 --> 20:49.915
‫♪ نه هیچ رودخونه‌ای اون‌قدر وسیع ♪

20:50.749 --> 20:53.252
‫♪ این آهنگ رو بخون... ♪

20:53.252 --> 20:54.294
‫خداحافظ

20:54.747 --> 20:55.747
‫خداحافظ

20:58.006 --> 21:00.968
‫♪ شاید ابرهای تیره جمع شن، ♪

21:00.968 --> 21:04.346
‫♪ ستاره‌ها به هم برخورد کنن... ♪

21:04.346 --> 21:07.557
‫اوه، ای وای!
‫گابریل، چاقوهات!

21:08.058 --> 21:09.058
‫وایسا!

21:11.353 --> 21:12.854
‫گابریل! گابریل!

21:16.149 --> 21:17.609
‫چاقوهات!

21:18.550 --> 21:19.907
‫مرسی

21:24.992 --> 21:26.451
‫دوست خوب منی

21:32.708 --> 21:41.352
‫♪ دوستت خواهم داشت ♪

21:42.301 --> 21:48.098
‫♪ انگار که یهو ♪
‫♪ کم و کاستی‌های دنیا از بین میره ♪

21:49.531 --> 21:50.531
‫سلام

21:51.184 --> 21:52.561
‫بقیه کجان؟

21:52.561 --> 21:54.104
‫فرستادم‌شون خونه

21:55.480 --> 21:57.399
‫نمایش ونیز رو کنسل کردی؟

21:57.915 --> 21:59.166
‫هنوز نه

21:59.901 --> 22:01.882
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

22:01.882 --> 22:04.051
‫کاریـه که باید انجام بشه

22:06.283 --> 22:08.327
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها که
‫کارها نتیجه نمیدن،

22:08.327 --> 22:11.473
‫بدک نیست که
‫جور دیگه‌ای بهشون نگاه کنیم

22:11.473 --> 22:13.121
‫خلافش رو انجام بده

22:13.121 --> 22:16.372
‫مثلاً وقتی تو فکرم مشکیـه،
‫میرم سمت سفید

22:16.372 --> 22:17.372
‫چی؟

22:17.816 --> 22:20.730
‫سیاه همون سفیده، بالا همون پایینـه

22:20.730 --> 22:22.561
‫یه همچین چیزی، آره

22:23.884 --> 22:27.179
‫همه‌ی فکر و ذکرم اینـه که
‫چقدر دارم بقیه رو ناامید می‌کنم

22:27.468 --> 22:29.595
‫خب، پس خلافش رو فکر کن

22:30.307 --> 22:33.769
‫ببین، من نمی‌خوام که تو طراح باشی

22:34.269 --> 22:37.522
‫یا غولِ صنعت مُد

22:38.023 --> 22:42.235
‫یا هر چیزی غیر از
‫مرد فوق‌العاده‌ای که هستی

22:47.824 --> 22:50.216
‫هر تصمیمی که بگیری، من باهاتم

22:53.906 --> 22:55.517
‫« کافه دو مگو »

22:56.249 --> 22:57.667
‫بالأخره اومدی

22:57.667 --> 22:58.835
‫«بالأخره»؟

22:58.835 --> 23:01.530
‫مامان، تازه یه ساعتـه زنگ زدی

23:01.530 --> 23:03.483
‫خوب شد گفتم اضطراریـه

23:04.800 --> 23:07.006
‫من هم از دیدنت خوشحالم

23:07.006 --> 23:08.568
‫مورد اضطراریت چی بود؟

23:09.137 --> 23:10.931
‫اخیراً شوهرت رو ندیدی؟

23:10.931 --> 23:12.808
‫همین دیشب دیدمش

23:12.808 --> 23:16.843
‫از هم دور بودیم، ولی
‫تازه رابطه‌مون داره بهتر میشه

23:16.843 --> 23:18.522
‫چقدر هم عالی

23:18.522 --> 23:20.857
‫میشه بهش بگی یه زنگی بهم بزنه و

23:20.857 --> 23:23.402
‫بگه چرا طلبکارهاش دربه‌در دنبال منن؟

23:23.402 --> 23:24.569
‫چی؟

23:24.569 --> 23:26.363
‫تمام اقساطش عقب افتادن

23:27.197 --> 23:30.617
‫از پروانه‌ی مشروب‌فروشیش بگیر،
‫تا دستفروش‌ها و حتی بعضی از کارمندهاش

23:30.617 --> 23:31.910
‫متوجه نمیشم

23:31.910 --> 23:33.912
‫به من که گفته کار و کاسبی خوبـه

23:33.912 --> 23:36.790
‫این هم بهت گفت که واسه رهن خونه

23:36.790 --> 23:38.125
‫یه وام دو میلیون یورویی گرفت؟

23:38.125 --> 23:39.668
‫خبرش رو وکیلم بهم داد

23:39.668 --> 23:41.628
‫مامان، مطمئنی؟

23:41.628 --> 23:43.130
‫معلومـه که مطمئنم

23:43.130 --> 23:45.549
‫خودش که آه در بساط نداره،
‫طلبکارهاش دارن میان سراغ من

23:46.988 --> 23:48.997
هیچ‌وقت نباید با اون مرد
‫وارد هر نوع رابطه‌ای می‌شدم

23:49.022 --> 23:50.523
‫تو هم همین‌طور!

24:28.967 --> 24:31.011
‫واقعاً ازتون ممنونم

24:31.011 --> 24:32.012
‫حرف نداره

24:32.012 --> 24:35.176
‫ماکسیم رو توی دوران طلایی
‫دقیقاً همین‌جوری تصور کرده بودم

24:35.176 --> 24:37.792
‫ممنون. باعث افتخاره

24:37.792 --> 24:41.295
‫حالا اگه من رو ببخشید،
‫با پری سبز قرار دارم

24:41.938 --> 24:43.356
‫عاشقم شده

24:48.778 --> 24:52.073
‫مطمئنی خیالاتیت نکرده؟

24:54.868 --> 24:56.495
‫همه چی روبه‌راهـه؟

24:57.245 --> 24:59.498
‫فکر کردم اینجا خیلی بهت خوش می‌گذره

24:59.498 --> 25:04.248
‫نه، اینجا عالیـه،
‫ولی حالا که وسط این همه زیبایی‌ام،

25:04.248 --> 25:06.846
‫به خودم میگم کاش بیخیال هنرم نمی‌شدم

25:08.256 --> 25:10.852
‫لوک، فکر کنم داری
‫به گذشته رنگ و لعاب اضافه میدی

25:11.218 --> 25:12.969
‫یادت رفته چقدر سخت گذشت؟

25:12.969 --> 25:14.095
‫حالا ببین به کجا رسیدی!

25:14.095 --> 25:16.473
‫یه زندگی عالی داری

25:16.473 --> 25:19.684
‫دوست‌های خوب و کارِ خوب داری

25:19.684 --> 25:22.229
‫و... خب، تو...

25:22.229 --> 25:24.106
‫توی قایق زندگی می‌کنی

25:24.523 --> 25:26.066
‫آره، درستـه

25:26.733 --> 25:29.653
‫ولی بهرحال اون‌قدرها بااستعداد نبودم

25:30.820 --> 25:32.589
‫یه رؤیای دیگه که از دست رفت

25:34.086 --> 25:37.152
‫لوک، باید بیای این رو ببینی

25:48.290 --> 25:50.167
‫خدای من. اون...

25:51.216 --> 25:52.759
‫منم

25:53.843 --> 25:56.179
‫تمام این سال‌ها،
‫نقاشیم توی ماکسیم بود

25:56.179 --> 25:58.943
‫اونم با دم‌ودستگاهت!

25:59.147 --> 26:00.553
‫آزادی هنری

26:00.892 --> 26:01.935
‫باورم نمیشه

26:01.935 --> 26:03.645
‫من یه هنرمند موفق بودم

26:03.645 --> 26:06.706
‫امیلی، میشه یه عکس از من و شاهکارم بگیری؟

26:06.706 --> 26:08.309
‫البته. آره

26:08.525 --> 26:11.069
‫خب، بذار ببینم...

26:11.069 --> 26:13.071
‫می‌دونی چیـه؟
‫بیا، میشه این رو بگیری؟

26:13.071 --> 26:14.114
‫خیلی خب

26:14.114 --> 26:15.907
‫یکم بالاتر

26:16.408 --> 26:18.618
‫یکم ببرش چپ. بالا، بالا، بالا

26:19.212 --> 26:20.759
‫عالی شد

26:24.207 --> 26:25.207
‫سلام

26:26.126 --> 26:27.294
‫اجازه هست؟

26:27.294 --> 26:29.015
‫حتماً

26:29.015 --> 26:30.505
‫ولی رقص بی رقص

26:30.505 --> 26:31.613
‫قبولـه

26:31.613 --> 26:33.243
‫من که اصلاً رقصِ کن‌کن بلد نیستم

26:37.429 --> 26:38.429
‫حالت خوبـه؟

26:39.055 --> 26:41.182
‫خیلی مسخره‌ست

26:41.766 --> 26:43.184
‫بگو ببینم

26:43.184 --> 26:45.312
‫خب، گمونم بالأخره باید به یکی بگم

26:46.187 --> 26:48.523
‫نقشِ ساتین توی «مولن روژ» رو گرفتم

26:48.523 --> 26:50.775
‫یه انیمیشن موزیکالـه

26:50.775 --> 26:53.653
‫خب، تبریک میگم. این که عالیـه

26:53.653 --> 26:54.716
‫مگه نه؟

26:54.716 --> 26:56.072
‫چرا

26:56.072 --> 26:58.158
‫پولش رو نیاز دارم

26:58.158 --> 27:01.620
‫چون خیلی ذوق داشتم به نیکو بگم که
‫اجاره‌ی خونه رو یه مدت خودم میدم

27:01.620 --> 27:02.537
‫ولی؟

27:02.537 --> 27:05.165
‫ولی تازه برام فیلمنامه و
‫چندتا از طراحی‌ها رو فرستادن و

27:05.165 --> 27:08.793
‫عنوان کاملش «مولن موشه‌»ست!

27:09.543 --> 27:10.895
‫من یه موشم!

27:10.895 --> 27:12.255
‫وایسا ببینم

27:12.255 --> 27:14.174
‫فکر نکنم ترجمه‌ش این‌جوری باشه

27:14.174 --> 27:16.009
‫موش به فرانسوی چی میشه؟

27:16.009 --> 27:17.135
‫میشه همون موش!

27:17.135 --> 27:18.053
‫چی؟

27:18.053 --> 27:20.305
‫اسمم جای ساتین، راتینـه

27:20.305 --> 27:21.723
‫راتین دیگه کیـه؟

27:21.723 --> 27:23.850
‫- یه موش کارتونیِ فاحشه
‫- پشمام

27:23.850 --> 27:27.187
‫واسه همین نمی‌خواستم به نیکو بگم.
‫آبروی آدم میره

27:27.187 --> 27:29.397
‫کسی چه اهمیتی میده؟
‫پولش رو بذار تو جیبت

27:29.397 --> 27:31.113
‫اگه اون موشِ فاحشه بود
‫همین کار رو می‌کرد

27:31.113 --> 27:32.901
‫آره واقعاً

27:32.901 --> 27:34.110
‫راستش، آره

27:35.070 --> 27:36.321
‫شب به‌خیر

27:36.321 --> 27:37.697
‫سلام. خوبی، رفیق؟

27:37.697 --> 27:38.782
‫چی شده؟

27:38.782 --> 27:40.659
‫من...

27:41.409 --> 27:42.410
‫من...

27:42.410 --> 27:43.621
‫یه نقشی گرفتم

27:44.037 --> 27:45.622
‫اسمم راتینـه

27:45.622 --> 27:47.186
‫این که عالیـه

27:47.457 --> 27:49.209
‫- آره
‫- وایسا ببینم، کی؟

27:49.209 --> 27:51.628
‫- یه موش فاحشه که کلاه سرشـه
‫- تمومش کن

27:52.879 --> 27:56.637
‫نه، نه، نه.
‫همون فیلم مولن روژه ولی با موش‌ها

27:57.967 --> 27:59.594
‫گرفتم چی شد. بامزه‌ست

27:59.594 --> 28:00.929
‫نه، نه، نه، اون‌قدرها بامزه نیست

28:00.929 --> 28:03.406
‫ولی پولش خیلی خوبـه و

28:03.406 --> 28:05.725
‫من می‌تونم اجاره رو بدم

28:05.725 --> 28:07.227
‫این عالیـه

28:07.227 --> 28:08.353
‫واقعاً؟

28:13.624 --> 28:15.451
‫من برم یه نوشیدنی دیگه بگیرم

28:17.941 --> 28:19.078
‫مبارکت باشه

28:19.078 --> 28:24.208
‫« امیلی »
‫« اوضاع و احوالت چطوره؟ »

28:24.208 --> 28:26.081
‫« مارچلو »
‫« می‌تونی یه سر بیای آتلیه؟ »

28:26.081 --> 28:28.665
‫« امیلی »
‫« زود خودم رو می‌رسونم »

28:28.665 --> 28:29.833
‫امیلی

28:30.417 --> 28:32.293
‫خبری از لوران نشد؟

28:32.293 --> 28:35.004
‫هنوز ندیدمش، ولی فقط
‫یه ساعتِ اول رو جلوی ورودی بودم

28:35.004 --> 28:37.048
‫اوه، فکر کنم همین الان اومد

28:39.926 --> 28:40.969
‫لوران

28:43.722 --> 28:44.889
‫لوران

28:45.651 --> 28:46.804
‫عزیزم

28:49.109 --> 28:50.533
‫بهم دروغ گفتی

28:51.187 --> 28:53.231
‫ماجرای وام رو می‌دونم

28:53.231 --> 28:54.691
‫می‌تونم توضیح بدم

28:54.691 --> 28:56.690
‫باید یه سری از بدهی‌های
‫سنت تروپه رو صاف می‌کردم

28:56.690 --> 28:58.611
‫برام مهم نیست چرا وام گرفتی

28:58.611 --> 29:00.530
‫از مادرم سوءاستفاده کردی

29:01.478 --> 29:02.866
‫هر چی بین‌مون بوده تمومـه

29:02.866 --> 29:03.892
‫سیلوی، خواهش می‌کنم

29:03.892 --> 29:05.435
‫طلاق می‌خوام

29:17.255 --> 29:18.423
‫سلام، چی شده؟

29:18.423 --> 29:20.675
‫امیلی، بابت امروز متأسفم

29:20.675 --> 29:22.510
‫تو خیلی توی این قضیه
‫هوام رو داشتی

29:22.510 --> 29:25.048
‫خیلی بهم سخت گذشت و...

29:25.048 --> 29:26.973
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

29:27.570 --> 29:29.474
‫- می‌خوای تولید رو کنسل کـ...
‫- دوستت دارم

29:29.474 --> 29:30.977
‫- کنسل؟
‫- چی؟

29:30.977 --> 29:32.645
‫نه، بگو چی می‌خواستی بگی

29:32.645 --> 29:35.123
‫دوستت دارم، امیلی

29:35.899 --> 29:38.693
‫عاشق اینم که به رؤیاهای محالم
‫باور داری، حتی وقتی که خودم ندارم

29:38.693 --> 29:41.543
‫عاشق اینم که نمی‌ذاری تسلیم شم

29:41.543 --> 29:43.365
‫من هم دوستت دارم

29:43.907 --> 29:45.147
‫همیشه که بهت گفتم،

29:45.171 --> 29:47.499
‫هیچ کدوم از این مسائل کاری
برام اهمیتی ندارن

29:47.524 --> 29:49.367
‫امیدوارم این‌طور نباشه

29:50.247 --> 29:51.707
‫بیا

29:55.585 --> 29:57.337
‫اینجا چه خبره؟

29:57.337 --> 30:00.062
‫به حرفت گوش کردم که گفتی
‫نگاهم رو عوض کنم و

30:00.062 --> 30:01.424
‫حالا دارم خلافش رو انجام میدم

30:01.424 --> 30:04.511
‫مسابقه‌ی پالیو روشن و برجسته‌ست.
‫کالکشن هم باید همین شکلی باشه

30:04.511 --> 30:06.846
‫نه این که یه اسب پا کوتاه رنگی
‫روی پارچه‌ی خنثی

30:06.846 --> 30:09.682
‫باید یه اسب خنثی روی
‫طراحی‌های رنگی بزرگ و برجسته باشه

30:09.682 --> 30:12.268
‫ولی روی راه‌پله
‫داشتی با کی حرف می‌زدی؟

30:12.268 --> 30:13.770
‫فکر کردم ناراحتی

30:13.770 --> 30:15.855
‫اون تأمین‌کننده‌ی پارچه بود و

30:15.855 --> 30:18.514
‫من هم عصبانی نبودم.
‫هیجان‌زده بودم

30:20.276 --> 30:23.947
‫اگه قراره توی جشنواره‌ی ونیز شرکت کنیم،
‫وقت زیادی نداریم

30:25.114 --> 30:27.559
‫- قراره بریم ونیز؟
‫- اوهوم

30:30.523 --> 30:33.068
‫قراره بریم ونیز!

30:34.504 --> 30:54.504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
