1
00:00:04,000 --> 00:00:15,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:16,010 --> 00:00:17,350
‫سورپرایز!

3
00:00:17,350 --> 00:00:18,890
‫وای،‌ اینجا دیگه کجاس؟

4
00:00:18,890 --> 00:00:21,470
‫اینجا آتلیه‌ی جدیدتـه

5
00:00:21,470 --> 00:00:22,730
‫وای...

6
00:00:23,600 --> 00:00:25,150
‫قشنگـه

7
00:00:25,150 --> 00:00:26,900
‫اما پول‌مون بهش نمی‌رسه

8
00:00:26,900 --> 00:00:29,440
‫همین الانش هم وکلا کلی خرج
رو دست‌مون گذاشتن

9
00:00:29,440 --> 00:00:33,780
‫می‌دونم جیب‌مون خالی بوده، واسه همین
‫به یکی از رفقای قدیمی، رو انداختم

10
00:00:33,780 --> 00:00:34,820
‫اینجا...

11
00:00:36,030 --> 00:00:37,990
‫مال پیر کادوئـه

12
00:00:37,990 --> 00:00:40,240
‫و اگه می‌خوایش، مال خودتـه

13
00:00:40,240 --> 00:00:42,040
‫وای، چه لوتی

14
00:00:42,040 --> 00:00:44,870
‫اسمت رو آوردم و اون هم گفت،
‫«موردی نداره»

15
00:00:44,870 --> 00:00:48,380
‫و همچنین گفت سلام گرمش رو به
‫«زیو لورنزو» برسونم

16
00:00:49,000 --> 00:00:51,420
‫عمو لورنزو؟

17
00:00:51,420 --> 00:00:53,510
‫چندین سال واسه شرکتش کار کرد

18
00:00:53,510 --> 00:00:57,140
‫به معنی واقعی کلمه، شلوار همه رو تو
‫صنعت مُد کشیده پایین

19
00:01:00,600 --> 00:01:03,100
‫وای، اینجا...

20
00:01:03,100 --> 00:01:04,140
‫ترسناکـه؟

21
00:01:04,730 --> 00:01:08,150
‫هیجان‌انگیزه. از کِی می‌تونیم
اسباب‌کشی رو شروع کنیم؟

22
00:01:08,150 --> 00:01:10,260
‫نظرت درموردِ...

23
00:01:10,260 --> 00:01:12,040
‫الان چیـه؟!

24
00:01:15,876 --> 00:01:18,157
« امیلی در پاریس »
« فصل پنجم: قسمت نهم »

25
00:01:18,350 --> 00:01:21,356
« چهار هفته بعد »

26
00:01:19,780 --> 00:01:22,410
‫دارم درست انجامش میدم؟
‫دفعه اوله مدل اندازه‌گیری شدم

27
00:01:22,410 --> 00:01:23,790
‫- حرف نداری
‫- خیلی خب

28
00:01:23,790 --> 00:01:26,020
‫پیر کادو واسه تماس تصویری حاضره.
‫خبرهایی داره

29
00:01:26,020 --> 00:01:27,170
‫برو، برو، برو!

30
00:01:27,170 --> 00:01:28,170
‫- سلام
‫- سلام

31
00:01:29,170 --> 00:01:30,380
‫شرمنده، بچه‌ها

32
00:01:32,800 --> 00:01:35,220
‫پدربزرگ افسونگر‌مونـه

33
00:01:35,220 --> 00:01:36,380
‫چی گفتی؟

34
00:01:36,380 --> 00:01:37,550
‫بونژور، پیر

35
00:01:37,550 --> 00:01:40,010
‫باز بابت این هدیه ممنونم.
‫خیلی کمک کرد

36
00:01:40,010 --> 00:01:41,680
‫گفته بودید خبرهایی دارید

37
00:01:41,680 --> 00:01:43,810
‫خبری از هفته‌ی مُد پاریس نشد؟

38
00:01:43,810 --> 00:01:46,350
‫حالا درسته رداهای زیادی دارم اما

39
00:01:46,350 --> 00:01:47,850
‫جادوگر که نیستم

40
00:01:47,850 --> 00:01:52,360
‫ورود به هفته‌ی مُد پاریس واسه
‫یه طراح گم‌نام غیرممکنـه

41
00:01:52,360 --> 00:01:55,990
‫مخصوصاً وقتی که مامانش ازش شکایت کرده

42
00:01:55,990 --> 00:01:57,820
‫نگفته بودید خبرهای خوبی دارید؟

43
00:01:57,820 --> 00:02:00,700
‫یه مراسم خیلی شایسته‌تر براتون پیدا کردم

44
00:02:00,700 --> 00:02:02,450
‫هفته‌ی مُد ونیز

45
00:02:02,450 --> 00:02:04,620
‫ونیز هم هفته‌ی مُد داره؟

46
00:02:04,620 --> 00:02:07,210
‫بیشتر واسه طراحای نوظهوره

47
00:02:07,210 --> 00:02:08,920
‫خب، عالیـه که

48
00:02:08,920 --> 00:02:12,500
‫یه تازه وارد ایتالیایی،
توی ونیز توفان به پا می‌کنه

49
00:02:12,500 --> 00:02:14,300
‫یا غرق میشی، یا شنا می‌کنی

50
00:02:14,300 --> 00:02:17,010
‫در هر صورت، تا دو هفته دیگه
‫واسه این نمایش آماده شید

51
00:02:17,010 --> 00:02:19,300
‫چی؟ امکان نداره

52
00:02:19,300 --> 00:02:21,220
‫وای، پسر عزیزم

53
00:02:21,220 --> 00:02:24,930
‫مُد یعنی غیرممکن‌ها رو ممکن کنی

54
00:02:25,500 --> 00:02:30,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

55
00:02:31,000 --> 00:02:34,000
‫‫« ترجمه از امیر فرحناک و محمدعلی sm »

56
00:02:34,610 --> 00:02:38,360
‫پاسکال عزیز، خیلی مشتاقیم که
‫ایده‌هامون رو برای راه‌اندازی ابسنتت

57
00:02:38,360 --> 00:02:40,700
‫یعنی «رؤیای سبز» به اشتراک بذاریم

58
00:02:40,700 --> 00:02:43,660
‫به همین مناسبت، جشنی باشکوه

59
00:02:43,660 --> 00:02:45,490
‫به سبکِ «عصر طلایی» برگزار می‌کنیم

60
00:02:45,490 --> 00:02:47,370
‫رقصنده‌های کن‌کن حضور پیدا می‌کنن،

61
00:02:47,370 --> 00:02:50,250
‫پیشخدمت‌ها هم لباس‌های تاریخی به تن می‌کنن

62
00:02:50,250 --> 00:02:52,290
‫جشن ابسنتی هم که

63
00:02:52,290 --> 00:02:55,380
‫بدون حضور «پری سبز» صفایی نداره

64
00:02:55,380 --> 00:02:56,500
‫چه حرکت جالبی

65
00:02:56,500 --> 00:02:58,010
‫مهمانان که برسن،

66
00:02:58,010 --> 00:03:01,220
‫با یه پیک از «رؤیای سبز» روی حبه‌های قند،
‫ازشون پذیرایی میشه

67
00:03:01,220 --> 00:03:04,140
‫اما فقط یه ذره. نمی‌خوایم مردم
بزنه به سرشون

68
00:03:04,140 --> 00:03:07,060
‫این فقط یه افسانه‌ست دیگه؟

69
00:03:07,560 --> 00:03:09,850
‫- نکنه واقعاً توهم‌زاست؟
‫- نه، واقعیـه

70
00:03:09,850 --> 00:03:13,190
‫ابسنت نزدیک یه قرن توی فرانسه قدغن بود

71
00:03:13,190 --> 00:03:15,020
‫اکستازیِ دوران عصر طلایی به حساب میومد

72
00:03:15,020 --> 00:03:17,030
‫مگه تو چیزی از اکستازی می‌دونی؟

73
00:03:17,030 --> 00:03:19,150
‫جوری وانمود نکن انگار من رو می‌شناسی

74
00:03:19,150 --> 00:03:22,200
‫نوشیدنی قوی‌ایـه اما بهتون اطمینان میدم که

75
00:03:22,200 --> 00:03:24,070
‫رؤیای سبز هیچ شباهتی به اکستازی نداره

76
00:03:24,070 --> 00:03:26,740
‫باعث نمیشه مردم بزنه به سرشون

77
00:03:26,740 --> 00:03:29,200
‫تو دوران عصر طلایی،
محدودیت‌های سفت و سختی نبود

78
00:03:29,200 --> 00:03:31,710
‫ما هم که اون‌موقع نبودیم، پس از کجا معلوم؟

79
00:03:31,710 --> 00:03:33,790
‫کاش اون‌موقع بودم

80
00:03:34,380 --> 00:03:38,130
‫عصر طلایی دوران محدودیت نبود.
‫دورانِ تجربه بود

81
00:03:38,130 --> 00:03:42,090
‫دوران پیشرفت توی هنر، فناوری،
‫علم، همه‌چی

82
00:03:42,090 --> 00:03:43,640
‫دوران تولد سینما بود

83
00:03:43,640 --> 00:03:45,470
‫تولد برج ایفل

84
00:03:45,470 --> 00:03:47,810
‫و کانون اصلی همه‌ی این‌ها،
رستوران ماکسیم بود

85
00:03:47,810 --> 00:03:51,940
‫برای همین خیلی خیلی خوشحالم که تونستید
‫اونجا رو برای مراسم رزرو کنید

86
00:03:51,940 --> 00:03:53,600
‫جدی تونستیم؟

87
00:03:55,150 --> 00:03:58,900
‫اوه، بله، تونستیم. معلومـه

88
00:04:05,240 --> 00:04:10,040
‫لوک، چرا جشن پاسکال تویی ماکسیمـه؟
‫فکر کردم کلوب لوران رو رزرو کردی

89
00:04:10,040 --> 00:04:13,210
‫خوراکِ همین جشنـه.
‫واسه تجارتش هم به درد می‌خوره

90
00:04:13,210 --> 00:04:16,460
‫زنگ زدم تا جا بگیرم اما گفتن ندارن

91
00:04:16,460 --> 00:04:19,670
‫حتی پیشنهاد دادیم که تاریخ رو
‫عوض کنن اما قبول نکردن

92
00:04:19,670 --> 00:04:20,710
‫دوباره بپرسیم؟

93
00:04:21,880 --> 00:04:22,880
‫نه، نه

94
00:04:23,340 --> 00:04:24,380
‫دیگه دیر هم شده

95
00:04:24,970 --> 00:04:27,390
‫امیلی، امشب بی‌کاری؟

96
00:04:27,390 --> 00:04:29,843
‫حس نوستالژیک بهم دست داده و
‫خیلی دلم می‌خواد،

97
00:04:29,867 --> 00:04:32,115
‫پاریسِ عصر طلاییم رو نشونت بدم

98
00:04:32,140 --> 00:04:33,270
‫چه قشنگ

99
00:04:33,270 --> 00:04:35,850
‫مارچلو امشب سر کاره،
‫پس پایه‌م

100
00:04:35,850 --> 00:04:38,230
‫هنرمندی که تا دیروقت کار می‌کنه،

101
00:04:38,230 --> 00:04:40,480
‫قشنگ آدم رو یاد همون دوران طلایی میندازه

102
00:04:40,980 --> 00:04:43,700
‫البته بدون سفلیس و بوهای گند

103
00:04:43,700 --> 00:04:46,280
‫چیزی از «تعفن بزرگ سال ۱۸۸۰» می‌دونی؟

104
00:04:46,280 --> 00:04:47,870
‫چی؟ اَیی، نه

105
00:04:47,870 --> 00:04:50,120
‫شهر رو نمی‌شد تحمل کرد

106
00:04:51,700 --> 00:04:54,660
‫مشتاقم تا همه‌ش رو برات تعریف کنم.
‫الو؟

107
00:04:54,660 --> 00:04:55,750
‫خوش بگذره

108
00:04:59,630 --> 00:05:01,920
‫تا فردا می‌تونم برنامه بازاریابی رو بریزم

109
00:05:01,920 --> 00:05:03,860
‫اما اگه واسه خط تولید دو هفته وقت دارن،

110
00:05:03,860 --> 00:05:08,060
‫میشه حدأقل دو روز بهم وقت بدید تا
‫کارهای افتتاحیه رو انجام بدم؟

111
00:05:09,390 --> 00:05:10,930
‫باشه، ممنون

112
00:05:12,970 --> 00:05:15,480
‫انگار اوضاع خوب نبود

113
00:05:15,480 --> 00:05:16,980
‫- کی بود؟
‫- نیکو

114
00:05:16,980 --> 00:05:18,270
‫اصلاً ترس برش داشته

115
00:05:18,270 --> 00:05:21,570
‫شاید بتونی یکم بهش آسون بگیری

116
00:05:21,570 --> 00:05:22,900
‫جیبش خیلی خالیـه

117
00:05:22,900 --> 00:05:24,860
‫اون نگران پول باشه؟ واقعاً؟

118
00:05:24,860 --> 00:05:26,400
‫آره

119
00:05:26,990 --> 00:05:29,740
‫نمی‌دونی وقتی از جی‌وی‌ام‌ای رفت،

120
00:05:29,740 --> 00:05:32,370
‫قرارداد صندوق امانیش رو زیر پا گذاشت و
‫توقیف شد؟

121
00:05:32,370 --> 00:05:34,950
‫سهام‌هایی که از پدربزرگش
‫بهش رسید رو نقد کرد و

122
00:05:34,950 --> 00:05:37,790
‫در واقع داره تموم دار و ندارش رو

123
00:05:37,790 --> 00:05:39,170
‫روی تجارت مارچلو می‌ذاره

124
00:05:39,170 --> 00:05:41,440
‫وای، نمی‌دونستم

125
00:05:41,440 --> 00:05:43,210
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫خودش می‌دونه چی‌کار کنه

126
00:05:43,210 --> 00:05:46,880
‫اما حس می‌کنم باید مشارکتم رو
‫بیشتر کنم، خب؟

127
00:05:46,880 --> 00:05:49,470
‫اگه تست فردا رو بترکونم،
‫از پس اجاره‌ بر میام

128
00:05:49,470 --> 00:05:51,760
‫تست داری؟ تستِ چی؟

129
00:05:51,760 --> 00:05:53,390
‫بهت نگفته بودم؟

130
00:05:53,390 --> 00:05:56,390
‫چندتا تهیه‌کننده‌ من رو تو
اسب مجنون دیدن و

131
00:05:56,390 --> 00:05:59,190
‫ازم خواستن واسه نقش ساتین تست بدم،

132
00:05:59,190 --> 00:06:01,020
‫تو یه نسخه‌ی انیمیشنی از «مولن روژ»

133
00:06:01,020 --> 00:06:02,860
‫- وای خدا، من عاشق اون فیلمم!
‫- جداً؟

134
00:06:02,860 --> 00:06:05,230
‫- ساتین معرکه‌ای میشی!
‫- وای، ممنون

135
00:06:05,230 --> 00:06:07,740
‫خب، به فرانسوی چطوری
‫می‌تونم بگم «بترکونی؟

136
00:06:07,740 --> 00:06:09,360
‫فرانسویش میشه...

137
00:06:09,360 --> 00:06:10,580
‫«مِرد»

138
00:06:10,580 --> 00:06:11,960
‫باشه پس...

139
00:06:12,160 --> 00:06:13,240
‫مِرد

140
00:06:13,240 --> 00:06:14,580
‫ممنونم

141
00:06:14,580 --> 00:06:17,500
‫باید تموم زورم رو بزنم تا مِرد کنم

142
00:06:32,140 --> 00:06:35,100
‫خوشحالم تونستی وقتت رو خالی کنی

143
00:06:35,100 --> 00:06:37,430
‫انگار خیلی سرت شلوغ بود

144
00:06:37,430 --> 00:06:39,270
‫حتی فکرش هم نمی‌تونی بکنی

145
00:06:39,270 --> 00:06:41,770
‫بابت جشن ابسنت شرمنده‌م

146
00:06:41,770 --> 00:06:43,730
‫تا چند هفته‌ی دیگه جای خالی نداریم

147
00:06:43,730 --> 00:06:45,020
‫نه. طوری نیست

148
00:06:45,530 --> 00:06:46,730
‫خبر خوبیـه

149
00:06:46,730 --> 00:06:47,730
‫آره

150
00:06:52,450 --> 00:06:53,530
‫دلم برات تنگ شده بود

151
00:06:55,330 --> 00:06:58,080
‫ازم خواستی بهت فضا بدم،
‫من هم بهت فضا دادم

152
00:06:59,000 --> 00:07:00,830
‫اما خوشحالم زنگ زدی

153
00:07:03,000 --> 00:07:06,300
‫من هم خیلی از دیدنت خوشحال شدم

154
00:07:08,340 --> 00:07:10,050
‫حالا تو این مدت کجا بودی؟

155
00:07:10,630 --> 00:07:12,220
‫بیشتر جنوب بودم

156
00:07:13,140 --> 00:07:16,510
‫پاریس شلوغ بود اما سنت تروپه از اونم بدتره

157
00:07:16,510 --> 00:07:18,100
‫خوب شد گفتی

158
00:07:19,930 --> 00:07:22,230
‫اون روز یه چیزی پیدا کردم

159
00:07:23,860 --> 00:07:26,020
‫این مال افتتاحیه بود

160
00:07:26,020 --> 00:07:27,610
‫خودت عکسش رو گرفتی، آره؟

161
00:07:27,610 --> 00:07:29,990
‫آره، ژست گرفتم. با تایمر انداختم

162
00:07:29,990 --> 00:07:32,030
‫آگهیش رو طرح کردم.
‫همه کارهاش رو کردم

163
00:07:32,530 --> 00:07:34,200
‫فوق‌العاده بودی

164
00:07:35,740 --> 00:07:36,740
‫هنوز هم هستی

165
00:07:38,290 --> 00:07:41,580
‫اون‌موقع‌ها از همدیگه سیر نمی‌شدیم، مگه نه؟

166
00:07:42,330 --> 00:07:45,380
‫به گمونم اون دوران، عصر طلایی‌مون بود

167
00:07:47,880 --> 00:07:50,420
شایدم هنوز به بهترین دوران‌مون نرسیدیم

168
00:07:52,550 --> 00:07:54,260
‫اگه خودمون بخوایم

169
00:08:29,050 --> 00:08:32,970
‫اون روزی که به پاریس نقل مکان کردم،
‫اولین محله‌م اینجا بود

170
00:08:32,970 --> 00:08:35,680
‫می‌خواستم تو دنیای تولوز-لوترک باشم

171
00:08:35,680 --> 00:08:39,780
‫جایی که هنرمندهایی که درموردشون می‌خوندم
‫نقاشی و نویسندگی و باده‌نوشی می‌کردن

172
00:08:39,780 --> 00:08:42,060
‫و تا غروب آفتاب، کمرشون رو خالی می‌کردن

173
00:08:42,730 --> 00:08:45,350
‫خودم رو یه‌جور نقاش تصور می‌کردم

174
00:08:45,350 --> 00:08:47,270
‫خب اصلاً تعجبی نداره

175
00:08:47,270 --> 00:08:49,150
‫تو روح هنرمندانه‌ای داری

176
00:08:50,570 --> 00:08:51,570
‫بیا

177
00:08:53,610 --> 00:08:56,030
‫این بتو-لووآره

178
00:08:56,030 --> 00:09:00,080
‫ماتیس، کوکتو، مودیلیانی،
همه اینجا جمع می‌شدن

179
00:09:00,080 --> 00:09:02,080
‫وای، پیکاسو هم می‌اومده!

180
00:09:02,080 --> 00:09:04,580
‫آرزوم این بود بین‌شون باشم

181
00:09:04,580 --> 00:09:07,120
‫اما بیشتر شبیه اون بودم

182
00:09:07,120 --> 00:09:10,250
‫روزها آثارم رو می‌فروختم و
‫شب‌ها نقاشی جدید می‌کشیدم

183
00:09:10,250 --> 00:09:12,210
‫پس واقعاً هنرمند بودی

184
00:09:12,210 --> 00:09:13,550
‫چه شاعرانه

185
00:09:13,550 --> 00:09:15,170
‫دوران سختی بود

186
00:09:15,170 --> 00:09:16,970
‫نه پول داشتم

187
00:09:16,970 --> 00:09:18,180
‫نه می‌تونستم بخوابم

188
00:09:18,180 --> 00:09:20,180
‫فقط خودم بودم و هنرم

189
00:09:22,890 --> 00:09:24,770
‫تا حالا هیچ‌وقت اون‌طوری خوشحال نبودم

190
00:09:26,140 --> 00:09:28,270
‫- هنوز نقاشی‌هات رو داری؟
‫- نه

191
00:09:29,810 --> 00:09:31,110
‫یه چندتایی‌شون رو فروختم

192
00:09:31,650 --> 00:09:35,530
‫با بقیه‌شون هم آتیش روشن کردم چون
‫فهمیدم استعدادی ندارم

193
00:09:35,530 --> 00:09:36,700
‫اوه

194
00:09:36,700 --> 00:09:38,360
‫حالا چی می‌کشیدی؟

195
00:09:39,520 --> 00:09:42,370
‫تخصصم پُرتره بود

196
00:09:42,370 --> 00:09:43,460
‫چه باحال

197
00:09:43,460 --> 00:09:44,580
‫پُرتره‌های از خودم

198
00:09:45,790 --> 00:09:48,330
‫اگه بخوام دقیق بگم، پرتره‌های برهنه از خودم

199
00:09:48,960 --> 00:09:50,130
‫اوه

200
00:09:50,130 --> 00:09:51,600
‫کاش می‌تونستی ببینی‌شون

201
00:09:51,600 --> 00:09:53,750
‫تو جوونی‌هام واسه خودم جیگری بودم

202
00:09:54,480 --> 00:09:56,330
‫حیف شد

203
00:10:00,600 --> 00:10:02,260
‫خیلی خب، ابسنت آخر

204
00:10:03,680 --> 00:10:05,560
‫این آخرین پیکیـه که می‌‌خورم

205
00:10:05,560 --> 00:10:08,350
‫یکم دیگه بخورم، توهم برم می‌داره

206
00:10:09,230 --> 00:10:11,060
‫تو هم داری حسش می‌‌کنی؟

207
00:10:11,060 --> 00:10:12,860
‫یکم شنگول شدم

208
00:10:14,570 --> 00:10:15,718
« گابریل »

209
00:10:15,743 --> 00:10:18,583
‫اوه! شاید هم توهم برم داشته

210
00:10:19,030 --> 00:10:20,820
‫گابریل. گابریل!

211
00:10:20,820 --> 00:10:22,120
‫امکان نداره!

212
00:10:22,120 --> 00:10:23,280
‫باید جواب بدی!

213
00:10:26,870 --> 00:10:29,620
‫سلام، گابریل. چطوری؟
‫کجایی؟

214
00:10:29,620 --> 00:10:31,630
‫هنوز تو کشتی‌ای؟

215
00:10:31,630 --> 00:10:33,170
‫راستش آمستردامم

216
00:10:33,170 --> 00:10:35,380
‫کشتی رو بردن اسکله‌ی تعمیر

217
00:10:35,380 --> 00:10:37,920
‫قراره بریم خونه تابستونی هدرتون توی موناکو

218
00:10:38,510 --> 00:10:40,090
‫همم، چه باکلاس

219
00:10:40,090 --> 00:10:42,260
‫همین‌طوره اما واسه پز دادن زنگ نزدم

220
00:10:42,260 --> 00:10:43,970
‫گوش کن...

221
00:10:44,470 --> 00:10:47,140
‫این‌قدر با عجله رفتم که چندتا از
‫چاقوهام رو جا گذاشتم

222
00:10:48,140 --> 00:10:50,020
‫فردا از پاریس رد میشم اما

223
00:10:50,020 --> 00:10:52,310
‫خیلی وقت ندارم چون باید
‫سوار قطار بعدی شم،

224
00:10:52,310 --> 00:10:56,650
‫واسه همین خواستم بدونم
‫می‌تونی بیای ایستگاه قطار و

225
00:10:56,650 --> 00:10:58,150
‫چاقوهام رو برام بیاری؟

226
00:10:58,150 --> 00:10:59,610
‫می‌دونم خواسته‌ی زیادیـه

227
00:11:00,530 --> 00:11:02,410
‫اوم... چه ساعتی؟

228
00:11:02,410 --> 00:11:04,490
‫ساعت ۱ می‌رسم و یه ساعتی رو می‌مونم

229
00:11:04,490 --> 00:11:06,660
‫اگه دلت خواست می‌تونیم
‫یه نهاری هم بخوریم

230
00:11:07,580 --> 00:11:09,160
‫خیلی خوشحال میشم ببینمت

231
00:11:09,160 --> 00:11:11,920
‫آره، آره، فکر کنم بتونم بیام

232
00:11:11,920 --> 00:11:13,580
‫وای، ممنون، امیلی...

233
00:11:13,580 --> 00:11:15,170
‫واقعاً نجاتم دادی

234
00:11:15,170 --> 00:11:18,090
‫گوش کن، یه عکس برات می‌فرستم تا
‫بدونی دنبال چی باشی و

235
00:11:18,090 --> 00:11:20,380
‫به نگهبان هم میگم تا راهت بده

236
00:11:20,380 --> 00:11:22,840
باشه، فردا تو «ترین بلو» می‌بینمت

237
00:11:22,840 --> 00:11:25,220
‫ساعت ۱، ایستگاه لیون

238
00:11:25,220 --> 00:11:27,430
‫خیلی خب، باشه...

239
00:11:27,430 --> 00:11:29,140
‫باشه، فردا می‌بینمت

240
00:11:29,140 --> 00:11:30,140
‫خدافظ

241
00:11:31,890 --> 00:11:34,020
‫فقط اگه برات سؤاله،

242
00:11:34,020 --> 00:11:35,440
‫باید بگم که توهم نزده بودی،

243
00:11:35,440 --> 00:11:37,360
‫اون تماس کاملاً واقعی بود

244
00:11:37,360 --> 00:11:39,150
‫قطعاً واقعی بود

245
00:11:47,120 --> 00:11:48,950
‫مارچلو

246
00:11:48,950 --> 00:11:51,040
‫لیویا. اینجا چی‌کار می‌کنی؟

247
00:11:51,040 --> 00:11:54,080
‫پس حقیقت داره. سر و کارت افتاده به
‫آتلیه‌ی پیر کادو

248
00:11:54,080 --> 00:11:55,080
‫سلام

249
00:11:56,920 --> 00:11:59,340
‫نیکولا، ایشون خواهرم لیویا هستن

250
00:11:59,340 --> 00:12:01,340
‫سلام، لیویا. خوش‌وقتم

251
00:12:01,340 --> 00:12:03,260
‫پس همه‌ی این چیزها زیر سر توئـه

252
00:12:03,260 --> 00:12:04,590
‫این کار تصمیم خودم بود

253
00:12:05,180 --> 00:12:06,390
‫مامان تو رو فرستاده؟

254
00:12:06,410 --> 00:12:08,400
‫نمی‌دونه اومدم اینجا

255
00:12:08,400 --> 00:12:11,480
‫- من با کاری که می‌کنه موافق نیستم اما...
‫- اما؟

256
00:12:11,480 --> 00:12:13,100
‫نمی‌دونم تو داری چی‌کار می‌کنی

257
00:12:13,100 --> 00:12:14,940
‫دفعه اوله تو زندگیت طراحی می‌کنی و

258
00:12:14,940 --> 00:12:17,020
‫یه دفعه تصمیم گرفتی
‫یه کالکشن کامل بسازی

259
00:12:17,020 --> 00:12:18,320
‫با اجازه‌تون باید بگم که،

260
00:12:18,320 --> 00:12:20,610
‫برادرتون خیلی با استعداده

261
00:12:21,190 --> 00:12:22,900
‫مشخصه که خانوادگی این‌طوری هستید

262
00:12:24,160 --> 00:12:26,120
‫نظرتون چیه یه نگاه به خط تولید بندازید؟

263
00:12:26,120 --> 00:12:28,080
‫بدمون نمیاد یکی از بیرون نظرش رو بگه

264
00:12:28,080 --> 00:12:29,080
‫فکر خوبیـه

265
00:12:29,450 --> 00:12:31,790
‫خیلی دوست دارم نظرت رو بدونم

266
00:12:37,250 --> 00:12:38,250
‫همم

267
00:12:38,790 --> 00:12:40,170
‫قشنگـن

268
00:12:40,880 --> 00:12:42,590
‫واقعاً خوش‌ساختن

269
00:12:43,470 --> 00:12:48,100
‫اما مارچلو، چرا می‌خوای خونواده‌مون رو
‫سر این، از هم بپاشونی؟

270
00:12:48,100 --> 00:12:50,140
‫حتی با برند خودمون هم خیلی فرق نداره

271
00:12:50,140 --> 00:12:52,770
‫فقط یه اسب رنگی روش گذاشتی

272
00:12:52,770 --> 00:12:54,810
‫تو تموم ماجرا رو نمی‌بینی

273
00:12:54,810 --> 00:12:55,940
‫تو هم همین‌طور

274
00:12:55,940 --> 00:12:59,680
‫لطفاً تا خیلی دیر نشده، تمومش کن

275
00:13:01,780 --> 00:13:02,780
‫ببخشید

276
00:13:09,100 --> 00:13:10,768
« مارچلو »

277
00:13:10,793 --> 00:13:13,000
‫- سلام، چطوری؟
‫- امیلی

278
00:13:13,000 --> 00:13:14,830
‫باید ونیز رو کنسل کنی

279
00:13:14,830 --> 00:13:16,620
‫چی؟ یعنی چی؟

280
00:13:16,620 --> 00:13:18,580
‫باید همه‌چی رو تعطیل کنیم

281
00:13:18,580 --> 00:13:19,880
‫چی شده؟

282
00:13:19,880 --> 00:13:21,380
‫اشتباه بزرگی بود

283
00:13:21,380 --> 00:13:23,210
‫من طراح نیستم

284
00:13:23,210 --> 00:13:24,550
‫معلومـه که هستی

285
00:13:24,550 --> 00:13:26,970
‫این که تو هی میگی من طراحم که
‫باعث نمیشه باشم

286
00:13:26,970 --> 00:13:28,590
‫خیلی پول حروم کردیم

287
00:13:28,590 --> 00:13:31,810
‫نمی‌تونم این کالکشن رو به نمایش بذارم.
‫اصلاً نباید به حرفت...

288
00:13:33,140 --> 00:13:34,180
‫صبر کن

289
00:13:34,180 --> 00:13:36,230
‫چی شده؟ این حرفا از کجا اومده؟

290
00:13:36,230 --> 00:13:38,900
‫خواهرم اومد خط تولید رو ببینه

291
00:13:38,900 --> 00:13:40,440
‫و گفت اون‌قدرها خوب نیست

292
00:13:41,150 --> 00:13:42,230
‫درست هم میگه

293
00:13:42,230 --> 00:13:44,990
‫درست میگه. فقط خودم رو مسخره می‌کنم

294
00:13:44,990 --> 00:13:47,780
‫اشتباه می‌کنی، خب؟
‫نذار روت تأثیر بذاره

295
00:13:47,780 --> 00:13:48,910
‫خط تولیدت عالیـه

296
00:13:48,910 --> 00:13:50,120
‫امیلی، بس کن

297
00:13:50,120 --> 00:13:51,330
‫حق با اونـه

298
00:13:51,330 --> 00:13:52,740
‫چرنده

299
00:13:52,740 --> 00:13:54,290
‫نه، این‌طور نیست

300
00:13:54,790 --> 00:13:57,060
‫شاید بتونیم یکم خرت و پرت
‫بهش اضافه کنیم تا شاداب‌تر بشن

301
00:13:57,060 --> 00:13:59,540
‫گفتم بس کن

302
00:13:59,540 --> 00:14:02,630
‫همیشه می‌خوای همه‌چی رو درست کنی

303
00:14:02,630 --> 00:14:05,590
‫اما یه چیزهایی هستن که
نمی‌تونی درست‌شون کنی

304
00:14:07,680 --> 00:14:09,010
‫فقط بس کن

305
00:14:09,010 --> 00:14:10,140
‫خواهش می‌کنم

306
00:14:12,390 --> 00:14:13,560
‫باشه

307
00:14:13,560 --> 00:14:15,640
‫بذار ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم

308
00:14:32,910 --> 00:14:33,910
‫امیلی!

309
00:14:38,160 --> 00:14:39,160
‫وای...

310
00:14:45,090 --> 00:14:48,220
‫سری‌لانکا خیلی قشنگ بود.
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

311
00:14:48,220 --> 00:14:50,050
‫اما فکر می‌کنم بهترین جا تایلند بود

312
00:14:50,050 --> 00:14:51,890
‫مردمش خیلی خاکی بودن

313
00:14:51,890 --> 00:14:54,260
‫غذاش هم که... نگم برات!

314
00:14:54,260 --> 00:14:56,500
‫باید دعوتت کن برنامه‌ی «میز سرآشپز»

315
00:14:58,480 --> 00:15:01,525
‫هنوز باورم نمیشه که
‫بار و بندیل رو جمع کردی و رفتی

316
00:15:01,525 --> 00:15:04,194
‫هیچ آدم عاقلی همچین کاری نمی‌کرد،

317
00:15:04,715 --> 00:15:06,175
‫ولی مجبور بودم

318
00:15:06,634 --> 00:15:09,971
‫به همه‌ی خواسته‌هام رسیده بودم و
‫احساس بیچارگی می‌کردم

319
00:15:11,410 --> 00:15:13,412
‫واسه همین تصمیم گرفتم خلافش رو انجام بدم

320
00:15:13,412 --> 00:15:15,372
‫جای یه زندگی ثابت و روزمره،

321
00:15:15,956 --> 00:15:17,458
‫به سمت دنیای ناشناخته فرار کردم

322
00:15:18,751 --> 00:15:20,628
‫انگار که چشمام رو باز کرد

323
00:15:21,170 --> 00:15:22,588
‫نمی‌دونم. من...

324
00:15:23,505 --> 00:15:25,507
‫انگاری شدم متکلم وحده

325
00:15:25,507 --> 00:15:26,717
‫از خودت بگو

326
00:15:26,717 --> 00:15:30,012
‫من خوبم. آره، همون همیشگی

327
00:15:32,514 --> 00:15:34,558
‫من و مارچلو برگشتیم به همدیگه

328
00:15:34,558 --> 00:15:35,684
‫حال‌تون چطوره؟

329
00:15:35,684 --> 00:15:38,479
‫- اگه نمی‌خوای، لازم نیست در موردش...
‫- نه، نه، نه. طوری نیست

330
00:15:38,479 --> 00:15:40,314
‫رابطه‌مون خوبـه

331
00:15:40,314 --> 00:15:42,191
‫می‌خواد یه شرکت مد تأسیس کنه

332
00:15:42,191 --> 00:15:44,526
‫اتفاقاً طراحی کالکشن با خودشـه

333
00:15:44,526 --> 00:15:46,330
‫نمی‌دونستم طراح لباسـه

334
00:15:46,674 --> 00:15:47,886
‫از اولش که نبود،

335
00:15:47,886 --> 00:15:51,158
‫ولی بعد طراح خودمون رو از دست دادیم و
‫من هم دیدم مارچلو طراحی‌هاش فوق‌العاده‌ان

336
00:15:51,158 --> 00:15:54,554
‫واسه همین اصرار کردم که
‫خودش طراحی رو انجام بده

337
00:15:55,496 --> 00:15:57,581
‫قرار بود توی هفته‌ی مُد نشونش بدیم،

338
00:15:57,581 --> 00:16:00,602
‫ولی الان می‌خواد کل کالکشن رو
‫دور بریزه، پس...

339
00:16:00,602 --> 00:16:03,689
‫خیلی چیزها رو از دست دادم

340
00:16:03,689 --> 00:16:05,172
‫همه چی سریع اتفاق افتاد

341
00:16:05,172 --> 00:16:06,882
‫شاید زیادی سریع اتفاق افتاد

342
00:16:07,849 --> 00:16:10,476
‫شاید نباید بهش این‌قدر اصرار می‌کردم

343
00:16:14,098 --> 00:16:15,557
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

344
00:16:15,557 --> 00:16:16,600
‫البته

345
00:16:16,985 --> 00:16:18,338
‫به تو خیلی اصرار کردم؟

346
00:16:18,644 --> 00:16:20,020
‫سرِ جایزه‌ی میشلین

347
00:16:21,154 --> 00:16:23,336
جایزه‌ی  میشلین رؤیای من بود

348
00:16:23,336 --> 00:16:25,147
‫ولی عاصی شده بودی و

349
00:16:25,484 --> 00:16:29,405
‫واسه فرار ازش رفتی اون‌سرِ دنیا و...

350
00:16:30,489 --> 00:16:31,490
‫...چمیدونم

351
00:16:32,582 --> 00:16:34,102
‫شاید می‌خواستی از من فرار کنی

352
00:16:35,792 --> 00:16:39,186
‫امیلی، فقط این رو بدون که تو پشتم بودی

353
00:16:39,654 --> 00:16:41,208
‫بهم باور داشتی

354
00:16:41,208 --> 00:16:43,293
‫احتمالاً بیشتر از چیزی که لایقش بودم

355
00:16:43,961 --> 00:16:45,212
‫این اتفاق خوبیـه

356
00:16:45,657 --> 00:16:48,424
‫آخه فکر نمی‌کنم مارچلو هم
‫همچین حسی داشته باشه

357
00:16:48,424 --> 00:16:51,885
‫خیلی ناراحتـه و حس می‌کنم همش تقصیر منـه

358
00:16:52,919 --> 00:16:54,254
‫البته...

359
00:16:55,097 --> 00:16:57,391
‫شاید ناراحتیش به خاطر شکایت باشه

360
00:16:57,391 --> 00:16:59,576
‫چون سَوای تمام اتفاقات،
‫مامانش هم داره ازش شکایت می‌کنه

361
00:16:59,601 --> 00:17:00,567
‫چقدر بد!

362
00:17:00,592 --> 00:17:01,895
‫شریکش هم، نیکو...

363
00:17:01,895 --> 00:17:03,981
‫دوست‌پسر میندی رو یادتـه دیگه؟

364
00:17:03,981 --> 00:17:06,475
‫- همون میلیاردره؟
‫- خب، الان دیگه میلیاردر نیست

365
00:17:06,475 --> 00:17:08,961
‫داستانش مفصلـه

366
00:17:09,684 --> 00:17:12,120
‫می‌دونی چیـه، به‌کل یادم رفته بود
‫پاریس چقدر پر حاشیه‌ست

367
00:17:17,703 --> 00:17:19,329
‫چه رستوران قشنگیـه

368
00:17:19,329 --> 00:17:22,082
‫باید مهمونی عصر طلایی‌مون رو
همین‌جا می‌گرفتیم

369
00:17:22,082 --> 00:17:23,459
‫هنرِ نوئه، درستـه؟

370
00:17:23,459 --> 00:17:25,910
‫می‌دونی چیـه؟ فکر کنم هنر نو باشه

371
00:17:26,754 --> 00:17:29,131
‫ببین چقدر با فرهنگ پاریسی خو گرفتی

372
00:17:29,131 --> 00:17:32,176
‫یه زمان حتی نمی‌دونستی کدوم طبقه‌ای

373
00:17:32,176 --> 00:17:34,665
‫خدایا. باورت میشه یه زمان
‫بزرگ‌ترین مشکلم همین بود؟

374
00:17:37,056 --> 00:17:39,933
‫حس می‌کنم همون دوره
‫عصر طلایی من بود

375
00:17:39,933 --> 00:17:42,728
‫همه چی تاره و هیجان‌انگیز بود

376
00:17:43,228 --> 00:17:44,772
‫مثل یه رؤیا

377
00:17:45,939 --> 00:17:47,316
‫الان همه چی انگار...

378
00:17:48,400 --> 00:17:49,610
‫سخت و...

379
00:17:50,569 --> 00:17:51,820
‫واقعی شده

380
00:17:52,224 --> 00:17:54,811
‫آدم دوست داره همیشه
‫به گذشته رنگ و لعاب بده

381
00:17:54,811 --> 00:17:56,938
‫همون موقع هم وضعیت سخت بود

382
00:17:57,826 --> 00:17:59,903
‫نمی‌دونستی داری با کارت چی‌کار می‌کنی

383
00:18:00,496 --> 00:18:03,373
‫آدمایی رو می‌بوسیدی که
‫دوست‌دختر داشتن

384
00:18:03,373 --> 00:18:05,000
‫من که نمی‌دونستم!

385
00:18:05,000 --> 00:18:06,752
‫تازه، اونا هم من رو بوسیدن

386
00:18:06,752 --> 00:18:08,337
‫درستـه، ولی فقط اون نبود

387
00:18:08,337 --> 00:18:11,423
‫راز و پیمان بود و

388
00:18:11,423 --> 00:18:13,725
‫بازرس قلابی میشلین

389
00:18:14,051 --> 00:18:15,596
‫خاطرات خوبی هم بود

390
00:18:16,011 --> 00:18:17,346
‫سکس روی پشت‌بوم

391
00:18:17,930 --> 00:18:20,599
‫حالا کی داره به گذشته رنگ و لعاب میده؟

392
00:18:21,683 --> 00:18:22,726
‫می‌دونی،

393
00:18:23,687 --> 00:18:27,551
‫وقتی رفتم توی کشتی کار کنم،
‫فکر می‌کردم هنوز مونده تا دوران اوجم

394
00:18:29,170 --> 00:18:31,340
‫ولی الان واسه آینده هیجان‌زده‌ام

395
00:18:31,340 --> 00:18:32,966
‫هر چی که باشه. من...

396
00:18:35,176 --> 00:18:37,256
‫به نظرم تو هم باید براش هیجان‌زده باشی

397
00:18:40,684 --> 00:18:46,106
‫♪ این حس برام تازگی داره ♪

398
00:18:47,668 --> 00:18:53,382
‫♪ انگار اولین باره چشمم به آسمون میفته ♪

399
00:18:55,217 --> 00:19:00,677
‫♪ بوسه‌ی تو برام از آسمون ماه رو میاره ♪

400
00:19:02,224 --> 00:19:08,124
‫♪ هر روز عشقت بیشتر به دلم میفته ♪

401
00:19:08,522 --> 00:19:11,817
‫♪ به صدای قلبم گوش کن ♪

402
00:19:11,817 --> 00:19:15,112
‫♪ می‌شنوی زمزمه‌هاش رو؟ ♪

403
00:19:16,363 --> 00:19:23,036
‫♪ می‌شنوی که میگه ♪
‫♪ دار و ندارت رو بریز به پاش؟ ♪

404
00:19:23,787 --> 00:19:26,874
‫♪ فصل‌ها عوض میشن، ♪

405
00:19:26,874 --> 00:19:29,376
‫♪ زمستون تموم میشه و بهار میاد ♪

406
00:19:29,376 --> 00:19:31,511
‫مرسی که اومدی

407
00:19:31,753 --> 00:19:33,338
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم

408
00:19:34,639 --> 00:19:36,395
‫یکم به مارچلو زمان بده

409
00:19:36,717 --> 00:19:38,318
‫شما دوتا زوج خوبی هستید

410
00:19:39,311 --> 00:19:41,048
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

411
00:19:42,681 --> 00:19:44,683
‫چون توی رُم دیدم‌تون

412
00:19:45,893 --> 00:19:47,519
‫کِی رُم بودی؟

413
00:19:49,688 --> 00:19:51,273
‫بعد از این که تصمیم گرفتی از پاریس بری،

414
00:19:51,273 --> 00:19:54,610
‫به سرم زد بیام دنبالت

415
00:19:54,610 --> 00:19:55,611
‫بعدش...

416
00:19:56,904 --> 00:19:58,106
‫دیدم با اونی

417
00:19:58,106 --> 00:20:00,052
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

418
00:20:00,052 --> 00:20:01,520
‫چون به نظر...

419
00:20:02,390 --> 00:20:03,910
‫خوشحال میومدی

420
00:20:06,622 --> 00:20:08,765
‫من هم همیشه خوشحالیت رو می‌خواستم

421
00:20:10,533 --> 00:20:12,989
‫من هم همیشه همین رو برات می‌خواستم

422
00:20:15,422 --> 00:20:16,506
‫برای جفت‌مون

423
00:20:20,684 --> 00:20:22,884
‫می‌دونستی بعد از این که اون دوران تموم شد،

424
00:20:22,884 --> 00:20:25,322
‫اسمش رو عصر طلایی گذاشتن؟

425
00:20:25,682 --> 00:20:27,731
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کِی داره
‫عصر طلایی خودش رو زندگی می‌کنه

426
00:20:27,756 --> 00:20:29,367
‫شاید الان توی عصر طلایی خودمون باشیم

427
00:20:34,816 --> 00:20:36,777
‫یادت نره برام کارت پستال بفرستی

428
00:20:37,860 --> 00:20:40,087
‫یه واقعیش، با تمبر

429
00:20:41,573 --> 00:20:46,245
‫♪ نه هیچ قله‌ای دست‌نیافتنی و ♪

430
00:20:46,245 --> 00:20:49,915
‫♪ نه هیچ رودخونه‌ای اون‌قدر وسیع ♪

431
00:20:50,749 --> 00:20:53,252
‫♪ این آهنگ رو بخون... ♪

432
00:20:53,252 --> 00:20:54,294
‫خداحافظ

433
00:20:54,747 --> 00:20:55,747
‫خداحافظ

434
00:20:58,006 --> 00:21:00,968
‫♪ شاید ابرهای تیره جمع شن، ♪

435
00:21:00,968 --> 00:21:04,346
‫♪ ستاره‌ها به هم برخورد کنن... ♪

436
00:21:04,346 --> 00:21:07,557
‫اوه، ای وای!
‫گابریل، چاقوهات!

437
00:21:08,058 --> 00:21:09,058
‫وایسا!

438
00:21:11,353 --> 00:21:12,854
‫گابریل! گابریل!

439
00:21:16,149 --> 00:21:17,609
‫چاقوهات!

440
00:21:18,550 --> 00:21:19,907
‫مرسی

441
00:21:24,992 --> 00:21:26,451
‫دوست خوب منی

442
00:21:32,708 --> 00:21:41,352
‫♪ دوستت خواهم داشت ♪

443
00:21:42,301 --> 00:21:48,098
‫♪ انگار که یهو ♪
‫♪ کم و کاستی‌های دنیا از بین میره ♪

444
00:21:49,531 --> 00:21:50,531
‫سلام

445
00:21:51,184 --> 00:21:52,561
‫بقیه کجان؟

446
00:21:52,561 --> 00:21:54,104
‫فرستادم‌شون خونه

447
00:21:55,480 --> 00:21:57,399
‫نمایش ونیز رو کنسل کردی؟

448
00:21:57,915 --> 00:21:59,166
‫هنوز نه

449
00:21:59,901 --> 00:22:01,882
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

450
00:22:01,882 --> 00:22:04,051
‫کاریـه که باید انجام بشه

451
00:22:06,283 --> 00:22:08,327
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها که
‫کارها نتیجه نمیدن،

452
00:22:08,327 --> 00:22:11,473
‫بدک نیست که
‫جور دیگه‌ای بهشون نگاه کنیم

453
00:22:11,473 --> 00:22:13,121
‫خلافش رو انجام بده

454
00:22:13,121 --> 00:22:16,372
‫مثلاً وقتی تو فکرم مشکیـه،
‫میرم سمت سفید

455
00:22:16,372 --> 00:22:17,372
‫چی؟

456
00:22:17,816 --> 00:22:20,730
‫سیاه همون سفیده، بالا همون پایینـه

457
00:22:20,730 --> 00:22:22,561
‫یه همچین چیزی، آره

458
00:22:23,884 --> 00:22:27,179
‫همه‌ی فکر و ذکرم اینـه که
‫چقدر دارم بقیه رو ناامید می‌کنم

459
00:22:27,468 --> 00:22:29,595
‫خب، پس خلافش رو فکر کن

460
00:22:30,307 --> 00:22:33,769
‫ببین، من نمی‌خوام که تو طراح باشی

461
00:22:34,269 --> 00:22:37,522
‫یا غولِ صنعت مُد

462
00:22:38,023 --> 00:22:42,235
‫یا هر چیزی غیر از
‫مرد فوق‌العاده‌ای که هستی

463
00:22:47,824 --> 00:22:50,216
‫هر تصمیمی که بگیری، من باهاتم

464
00:22:53,906 --> 00:22:55,517
‫« کافه دو مگو »

465
00:22:56,249 --> 00:22:57,667
‫بالأخره اومدی

466
00:22:57,667 --> 00:22:58,835
‫«بالأخره»؟

467
00:22:58,835 --> 00:23:01,530
‫مامان، تازه یه ساعتـه زنگ زدی

468
00:23:01,530 --> 00:23:03,483
‫خوب شد گفتم اضطراریـه

469
00:23:04,800 --> 00:23:07,006
‫من هم از دیدنت خوشحالم

470
00:23:07,006 --> 00:23:08,568
‫مورد اضطراریت چی بود؟

471
00:23:09,137 --> 00:23:10,931
‫اخیراً شوهرت رو ندیدی؟

472
00:23:10,931 --> 00:23:12,808
‫همین دیشب دیدمش

473
00:23:12,808 --> 00:23:16,843
‫از هم دور بودیم، ولی
‫تازه رابطه‌مون داره بهتر میشه

474
00:23:16,843 --> 00:23:18,522
‫چقدر هم عالی

475
00:23:18,522 --> 00:23:20,857
‫میشه بهش بگی یه زنگی بهم بزنه و

476
00:23:20,857 --> 00:23:23,402
‫بگه چرا طلبکارهاش دربه‌در دنبال منن؟

477
00:23:23,402 --> 00:23:24,569
‫چی؟

478
00:23:24,569 --> 00:23:26,363
‫تمام اقساطش عقب افتادن

479
00:23:27,197 --> 00:23:30,617
‫از پروانه‌ی مشروب‌فروشیش بگیر،
‫تا دستفروش‌ها و حتی بعضی از کارمندهاش

480
00:23:30,617 --> 00:23:31,910
‫متوجه نمیشم

481
00:23:31,910 --> 00:23:33,912
‫به من که گفته کار و کاسبی خوبـه

482
00:23:33,912 --> 00:23:36,790
‫این هم بهت گفت که واسه رهن خونه

483
00:23:36,790 --> 00:23:38,125
‫یه وام دو میلیون یورویی گرفت؟

484
00:23:38,125 --> 00:23:39,668
‫خبرش رو وکیلم بهم داد

485
00:23:39,668 --> 00:23:41,628
‫مامان، مطمئنی؟

486
00:23:41,628 --> 00:23:43,130
‫معلومـه که مطمئنم

487
00:23:43,130 --> 00:23:45,549
‫خودش که آه در بساط نداره،
‫طلبکارهاش دارن میان سراغ من

488
00:23:46,988 --> 00:23:48,997
هیچ‌وقت نباید با اون مرد
‫وارد هر نوع رابطه‌ای می‌شدم

489
00:23:49,022 --> 00:23:50,523
‫تو هم همین‌طور!

490
00:24:28,967 --> 00:24:31,011
‫واقعاً ازتون ممنونم

491
00:24:31,011 --> 00:24:32,012
‫حرف نداره

492
00:24:32,012 --> 00:24:35,176
‫ماکسیم رو توی دوران طلایی
‫دقیقاً همین‌جوری تصور کرده بودم

493
00:24:35,176 --> 00:24:37,792
‫ممنون. باعث افتخاره

494
00:24:37,792 --> 00:24:41,295
‫حالا اگه من رو ببخشید،
‫با پری سبز قرار دارم

495
00:24:41,938 --> 00:24:43,356
‫عاشقم شده

496
00:24:48,778 --> 00:24:52,073
‫مطمئنی خیالاتیت نکرده؟

497
00:24:54,868 --> 00:24:56,495
‫همه چی روبه‌راهـه؟

498
00:24:57,245 --> 00:24:59,498
‫فکر کردم اینجا خیلی بهت خوش می‌گذره

499
00:24:59,498 --> 00:25:04,248
‫نه، اینجا عالیـه،
‫ولی حالا که وسط این همه زیبایی‌ام،

500
00:25:04,248 --> 00:25:06,846
‫به خودم میگم کاش بیخیال هنرم نمی‌شدم

501
00:25:08,256 --> 00:25:10,852
‫لوک، فکر کنم داری
‫به گذشته رنگ و لعاب اضافه میدی

502
00:25:11,218 --> 00:25:12,969
‫یادت رفته چقدر سخت گذشت؟

503
00:25:12,969 --> 00:25:14,095
‫حالا ببین به کجا رسیدی!

504
00:25:14,095 --> 00:25:16,473
‫یه زندگی عالی داری

505
00:25:16,473 --> 00:25:19,684
‫دوست‌های خوب و کارِ خوب داری

506
00:25:19,684 --> 00:25:22,229
‫و... خب، تو...

507
00:25:22,229 --> 00:25:24,106
‫توی قایق زندگی می‌کنی

508
00:25:24,523 --> 00:25:26,066
‫آره، درستـه

509
00:25:26,733 --> 00:25:29,653
‫ولی بهرحال اون‌قدرها بااستعداد نبودم

510
00:25:30,820 --> 00:25:32,589
‫یه رؤیای دیگه که از دست رفت

511
00:25:34,086 --> 00:25:37,152
‫لوک، باید بیای این رو ببینی

512
00:25:48,290 --> 00:25:50,167
‫خدای من. اون...

513
00:25:51,216 --> 00:25:52,759
‫منم

514
00:25:53,843 --> 00:25:56,179
‫تمام این سال‌ها،
‫نقاشیم توی ماکسیم بود

515
00:25:56,179 --> 00:25:58,943
‫اونم با دم‌ودستگاهت!

516
00:25:59,147 --> 00:26:00,553
‫آزادی هنری

517
00:26:00,892 --> 00:26:01,935
‫باورم نمیشه

518
00:26:01,935 --> 00:26:03,645
‫من یه هنرمند موفق بودم

519
00:26:03,645 --> 00:26:06,706
‫امیلی، میشه یه عکس از من و شاهکارم بگیری؟

520
00:26:06,706 --> 00:26:08,309
‫البته. آره

521
00:26:08,525 --> 00:26:11,069
‫خب، بذار ببینم...

522
00:26:11,069 --> 00:26:13,071
‫می‌دونی چیـه؟
‫بیا، میشه این رو بگیری؟

523
00:26:13,071 --> 00:26:14,114
‫خیلی خب

524
00:26:14,114 --> 00:26:15,907
‫یکم بالاتر

525
00:26:16,408 --> 00:26:18,618
‫یکم ببرش چپ. بالا، بالا، بالا

526
00:26:19,212 --> 00:26:20,759
‫عالی شد

527
00:26:24,207 --> 00:26:25,207
‫سلام

528
00:26:26,126 --> 00:26:27,294
‫اجازه هست؟

529
00:26:27,294 --> 00:26:29,015
‫حتماً

530
00:26:29,015 --> 00:26:30,505
‫ولی رقص بی رقص

531
00:26:30,505 --> 00:26:31,613
‫قبولـه

532
00:26:31,613 --> 00:26:33,243
‫من که اصلاً رقصِ کن‌کن بلد نیستم

533
00:26:37,429 --> 00:26:38,429
‫حالت خوبـه؟

534
00:26:39,055 --> 00:26:41,182
‫خیلی مسخره‌ست

535
00:26:41,766 --> 00:26:43,184
‫بگو ببینم

536
00:26:43,184 --> 00:26:45,312
‫خب، گمونم بالأخره باید به یکی بگم

537
00:26:46,187 --> 00:26:48,523
‫نقشِ ساتین توی «مولن روژ» رو گرفتم

538
00:26:48,523 --> 00:26:50,775
‫یه انیمیشن موزیکالـه

539
00:26:50,775 --> 00:26:53,653
‫خب، تبریک میگم. این که عالیـه

540
00:26:53,653 --> 00:26:54,716
‫مگه نه؟

541
00:26:54,716 --> 00:26:56,072
‫چرا

542
00:26:56,072 --> 00:26:58,158
‫پولش رو نیاز دارم

543
00:26:58,158 --> 00:27:01,620
‫چون خیلی ذوق داشتم به نیکو بگم که
‫اجاره‌ی خونه رو یه مدت خودم میدم

544
00:27:01,620 --> 00:27:02,537
‫ولی؟

545
00:27:02,537 --> 00:27:05,165
‫ولی تازه برام فیلمنامه و
‫چندتا از طراحی‌ها رو فرستادن و

546
00:27:05,165 --> 00:27:08,793
‫عنوان کاملش «مولن موشه‌»ست!

547
00:27:09,543 --> 00:27:10,895
‫من یه موشم!

548
00:27:10,895 --> 00:27:12,255
‫وایسا ببینم

549
00:27:12,255 --> 00:27:14,174
‫فکر نکنم ترجمه‌ش این‌جوری باشه

550
00:27:14,174 --> 00:27:16,009
‫موش به فرانسوی چی میشه؟

551
00:27:16,009 --> 00:27:17,135
‫میشه همون موش!

552
00:27:17,135 --> 00:27:18,053
‫چی؟

553
00:27:18,053 --> 00:27:20,305
‫اسمم جای ساتین، راتینـه

554
00:27:20,305 --> 00:27:21,723
‫راتین دیگه کیـه؟

555
00:27:21,723 --> 00:27:23,850
‫- یه موش کارتونیِ فاحشه
‫- پشمام

556
00:27:23,850 --> 00:27:27,187
‫واسه همین نمی‌خواستم به نیکو بگم.
‫آبروی آدم میره

557
00:27:27,187 --> 00:27:29,397
‫کسی چه اهمیتی میده؟
‫پولش رو بذار تو جیبت

558
00:27:29,397 --> 00:27:31,113
‫اگه اون موشِ فاحشه بود
‫همین کار رو می‌کرد

559
00:27:31,113 --> 00:27:32,901
‫آره واقعاً

560
00:27:32,901 --> 00:27:34,110
‫راستش، آره

561
00:27:35,070 --> 00:27:36,321
‫شب به‌خیر

562
00:27:36,321 --> 00:27:37,697
‫سلام. خوبی، رفیق؟

563
00:27:37,697 --> 00:27:38,782
‫چی شده؟

564
00:27:38,782 --> 00:27:40,659
‫من...

565
00:27:41,409 --> 00:27:42,410
‫من...

566
00:27:42,410 --> 00:27:43,621
‫یه نقشی گرفتم

567
00:27:44,037 --> 00:27:45,622
‫اسمم راتینـه

568
00:27:45,622 --> 00:27:47,186
‫این که عالیـه

569
00:27:47,457 --> 00:27:49,209
‫- آره
‫- وایسا ببینم، کی؟

570
00:27:49,209 --> 00:27:51,628
‫- یه موش فاحشه که کلاه سرشـه
‫- تمومش کن

571
00:27:52,879 --> 00:27:56,637
‫نه، نه، نه.
‫همون فیلم مولن روژه ولی با موش‌ها

572
00:27:57,967 --> 00:27:59,594
‫گرفتم چی شد. بامزه‌ست

573
00:27:59,594 --> 00:28:00,929
‫نه، نه، نه، اون‌قدرها بامزه نیست

574
00:28:00,929 --> 00:28:03,406
‫ولی پولش خیلی خوبـه و

575
00:28:03,406 --> 00:28:05,725
‫من می‌تونم اجاره رو بدم

576
00:28:05,725 --> 00:28:07,227
‫این عالیـه

577
00:28:07,227 --> 00:28:08,353
‫واقعاً؟

578
00:28:13,624 --> 00:28:15,451
‫من برم یه نوشیدنی دیگه بگیرم

579
00:28:17,941 --> 00:28:19,078
‫مبارکت باشه

580
00:28:19,078 --> 00:28:24,208
‫« امیلی »
‫« اوضاع و احوالت چطوره؟ »

581
00:28:24,208 --> 00:28:26,081
‫« مارچلو »
‫« می‌تونی یه سر بیای آتلیه؟ »

582
00:28:26,081 --> 00:28:28,665
‫« امیلی »
‫« زود خودم رو می‌رسونم »

583
00:28:28,665 --> 00:28:29,833
‫امیلی

584
00:28:30,417 --> 00:28:32,293
‫خبری از لوران نشد؟

585
00:28:32,293 --> 00:28:35,004
‫هنوز ندیدمش، ولی فقط
‫یه ساعتِ اول رو جلوی ورودی بودم

586
00:28:35,004 --> 00:28:37,048
‫اوه، فکر کنم همین الان اومد

587
00:28:39,926 --> 00:28:40,969
‫لوران

588
00:28:43,722 --> 00:28:44,889
‫لوران

589
00:28:45,651 --> 00:28:46,804
‫عزیزم

590
00:28:49,109 --> 00:28:50,533
‫بهم دروغ گفتی

591
00:28:51,187 --> 00:28:53,231
‫ماجرای وام رو می‌دونم

592
00:28:53,231 --> 00:28:54,691
‫می‌تونم توضیح بدم

593
00:28:54,691 --> 00:28:56,690
‫باید یه سری از بدهی‌های
‫سنت تروپه رو صاف می‌کردم

594
00:28:56,690 --> 00:28:58,611
‫برام مهم نیست چرا وام گرفتی

595
00:28:58,611 --> 00:29:00,530
‫از مادرم سوءاستفاده کردی

596
00:29:01,478 --> 00:29:02,866
‫هر چی بین‌مون بوده تمومـه

597
00:29:02,866 --> 00:29:03,892
‫سیلوی، خواهش می‌کنم

598
00:29:03,892 --> 00:29:05,435
‫طلاق می‌خوام

599
00:29:17,255 --> 00:29:18,423
‫سلام، چی شده؟

600
00:29:18,423 --> 00:29:20,675
‫امیلی، بابت امروز متأسفم

601
00:29:20,675 --> 00:29:22,510
‫تو خیلی توی این قضیه
‫هوام رو داشتی

602
00:29:22,510 --> 00:29:25,048
‫خیلی بهم سخت گذشت و...

603
00:29:25,048 --> 00:29:26,973
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

604
00:29:27,570 --> 00:29:29,474
‫- می‌خوای تولید رو کنسل کـ...
‫- دوستت دارم

605
00:29:29,474 --> 00:29:30,977
‫- کنسل؟
‫- چی؟

606
00:29:30,977 --> 00:29:32,645
‫نه، بگو چی می‌خواستی بگی

607
00:29:32,645 --> 00:29:35,123
‫دوستت دارم، امیلی

608
00:29:35,899 --> 00:29:38,693
‫عاشق اینم که به رؤیاهای محالم
‫باور داری، حتی وقتی که خودم ندارم

609
00:29:38,693 --> 00:29:41,543
‫عاشق اینم که نمی‌ذاری تسلیم شم

610
00:29:41,543 --> 00:29:43,365
‫من هم دوستت دارم

611
00:29:43,907 --> 00:29:45,147
‫همیشه که بهت گفتم،

612
00:29:45,171 --> 00:29:47,499
‫هیچ کدوم از این مسائل کاری
برام اهمیتی ندارن

613
00:29:47,524 --> 00:29:49,367
‫امیدوارم این‌طور نباشه

614
00:29:50,247 --> 00:29:51,707
‫بیا

615
00:29:55,585 --> 00:29:57,337
‫اینجا چه خبره؟

616
00:29:57,337 --> 00:30:00,062
‫به حرفت گوش کردم که گفتی
‫نگاهم رو عوض کنم و

617
00:30:00,062 --> 00:30:01,424
‫حالا دارم خلافش رو انجام میدم

618
00:30:01,424 --> 00:30:04,511
‫مسابقه‌ی پالیو روشن و برجسته‌ست.
‫کالکشن هم باید همین شکلی باشه

619
00:30:04,511 --> 00:30:06,846
‫نه این که یه اسب پا کوتاه رنگی
‫روی پارچه‌ی خنثی

620
00:30:06,846 --> 00:30:09,682
‫باید یه اسب خنثی روی
‫طراحی‌های رنگی بزرگ و برجسته باشه

621
00:30:09,682 --> 00:30:12,268
‫ولی روی راه‌پله
‫داشتی با کی حرف می‌زدی؟

622
00:30:12,268 --> 00:30:13,770
‫فکر کردم ناراحتی

623
00:30:13,770 --> 00:30:15,855
‫اون تأمین‌کننده‌ی پارچه بود و

624
00:30:15,855 --> 00:30:18,514
‫من هم عصبانی نبودم.
‫هیجان‌زده بودم

625
00:30:20,276 --> 00:30:23,947
‫اگه قراره توی جشنواره‌ی ونیز شرکت کنیم،
‫وقت زیادی نداریم

626
00:30:25,114 --> 00:30:27,559
‫- قراره بریم ونیز؟
‫- اوهوم

627
00:30:30,523 --> 00:30:33,068
‫قراره بریم ونیز!

628
00:30:34,504 --> 00:30:54,504
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
