1
00:01:37,000 --> 00:01:48,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:48,024 --> 00:01:55,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:01:56,048 --> 00:02:01,048
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »

4
00:02:36,364 --> 00:02:37,781
‫از مکتب سوک ممنونم که

5
00:02:37,782 --> 00:02:41,036
‫اجازه داد فوراً برگردی اینجا

6
00:02:55,967 --> 00:02:59,470
‫از زمانی که اینجا درس می‌خوندم
‫خیلی می‌گذره

7
00:02:59,471 --> 00:03:02,140
‫ولی… هنوز هم قبل از هر چیزی
‫عضو محفل خواهری‌ام

8
00:03:05,143 --> 00:03:07,936
‫توی اسکن اولیه‌ نشونه‌ای
‫از مادۀ آتش‌زا پیدا نکردم

9
00:03:07,937 --> 00:03:10,105
‫پیدا هم نمی‌شد.
‫چون منبع حرارت داخلی بود؛

10
00:03:10,106 --> 00:03:12,692
‫یه اختلال حاد توی شبکۀ مریدیَن بدنش

11
00:03:13,693 --> 00:03:16,278
‫قبل از این اتفاق،
‫تغییر فیزیکی‌ای تو وضعیتش ندیدید؟

12
00:03:16,279 --> 00:03:18,198
‫علائم پریشانی نداشت؟

13
00:03:22,827 --> 00:03:24,662
‫یه خواب بد دیده بود

14
00:03:25,038 --> 00:03:26,998
‫هر خوابی که بود،
‫از ترس زهره‌ترک شده بود

15
00:03:27,832 --> 00:03:29,541
‫می‌دونست قراره یه اتفاقی بیفته

16
00:03:29,542 --> 00:03:31,461
‫باید به حرفش گوش می‌کردم

17
00:03:32,379 --> 00:03:35,340
‫اگر اذیت میشی،
‫می‌تونم تنهایی ادامه بدم

18
00:03:36,883 --> 00:03:38,718
‫نه، باید بفهمم چی شده

19
00:03:51,398 --> 00:03:53,399
‫چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟

20
00:03:53,400 --> 00:03:55,150
‫خواهران بنیان‌گذار حاضر بودن

21
00:03:55,151 --> 00:03:58,028
‫برای ادامۀ مسیر راکلا
‫از جون‌شون بگذرن

22
00:03:58,029 --> 00:04:00,072
‫چرا این‌قدر عطش شهادت داری؟

23
00:04:00,073 --> 00:04:02,199
‫اگه این‌قدر مشتاقی خودت رو به کُشتن بدی،
‫راه‌های ساده‌تری هم هست ها

24
00:04:02,200 --> 00:04:03,409
‫حقیقت‌سنج امپراتور

25
00:04:03,410 --> 00:04:05,829
‫درست قبل از عروسی سلطنتی کُشته شد

26
00:04:06,705 --> 00:04:08,540
‫محاله تصادفی باشه

27
00:04:09,916 --> 00:04:11,543
‫یکی ترورش کرده

28
00:04:15,714 --> 00:04:17,841
‫میگی یه نفر
‫اینجا به کاشا حمله کرده؟

29
00:04:19,009 --> 00:04:21,052
‫میگم باید مراقب باشیم

30
00:04:41,698 --> 00:04:44,498
‫معاینۀ اولیه نتیجه‌ای نداشت

31
00:04:44,951 --> 00:04:46,952
‫نذیر داره آزمایش‌های بیشتری انجام میده

32
00:04:46,953 --> 00:04:48,747
‫طول می‌کِشه تا به نتیجه برسیم

33
00:04:50,498 --> 00:04:52,751
‫من راه میفتم سمت سالوسا سکاندوس

34
00:04:53,877 --> 00:04:56,671
‫- الان؟
‫- سفینۀ امروز حامل یه پیغام هم بود

35
00:04:57,380 --> 00:04:59,090
‫پروت ریچیزی مُرده

36
00:05:00,425 --> 00:05:01,634
‫سوخته

37
00:05:03,386 --> 00:05:05,804
‫یه حملۀ دیگه؟
‫تو قصر؟

38
00:05:05,805 --> 00:05:07,098
‫تولا…

39
00:05:08,516 --> 00:05:11,603
‫این همون حقیقت سوزانـه
‫که مادر راکلا می‌گفت

40
00:05:12,937 --> 00:05:14,938
‫باید از شاهدخت محافظت کنم

41
00:05:14,939 --> 00:05:16,899
‫حالا که کاشا مُرده،
‫یکی باید جاش رو پر کنه

42
00:05:16,900 --> 00:05:18,901
‫و از برنامه‌هامون حفاظت کنه

43
00:05:18,902 --> 00:05:19,986
‫تو جاشو بگیر

44
00:05:20,570 --> 00:05:22,120
‫من می‌تونم اینجا رو اداره کنم

45
00:05:29,120 --> 00:05:30,579
‫فکر می‌کنی از پسش برنمیام

46
00:05:30,580 --> 00:05:33,041
‫احساسات آدم قضاوتش رو
‫تحت‌الشعاع قرار میده، تولا

47
00:05:34,376 --> 00:05:36,961
‫باید تصمیم‌های سختی گرفت

48
00:05:37,837 --> 00:05:39,338
‫یه تصمیم هست که

49
00:05:39,339 --> 00:05:41,465
‫احتمال موفقیت‌مون رو دوچندان می‌کنه

50
00:05:41,466 --> 00:05:44,177
‫کِی دیدی از زیر تصمیم‌های سخت شونه خالی کنم؟

51
00:05:44,969 --> 00:05:47,430
‫تصمیمـه درمورد لایلاست

52
00:05:50,517 --> 00:05:53,102
‫باید با نیاکانش ارتباط برقرار کنه

53
00:05:53,103 --> 00:05:54,186
‫اون آموزش ندیده

54
00:05:54,187 --> 00:05:56,105
‫تا حالا به همچین نیرویی برنخوردیم

55
00:05:56,106 --> 00:05:57,940
‫راه مقابله باهاش رو بلد نیستیم

56
00:05:57,941 --> 00:05:58,982
‫چون دختره رو دوست داری

57
00:05:58,983 --> 00:06:00,275
‫با این تصمیم مخالفی

58
00:06:00,276 --> 00:06:02,987
‫- من بزرگش کردم
‫- ولی بچۀ تو نیست

59
00:06:07,742 --> 00:06:11,538
‫فقط اون می‌تونه ما رو به
‫جواب سؤال‌هامون برسونه

60
00:06:13,164 --> 00:06:16,334
‫باید بفهمیم این پیشگویی
‫چطور محقق میشه

61
00:06:17,043 --> 00:06:18,043
‫خطرناکه،

62
00:06:18,044 --> 00:06:19,962
‫ولی اگه تو راهنماییش کنی،

63
00:06:19,963 --> 00:06:21,589
‫از پسش برمیاد

64
00:06:22,507 --> 00:06:24,134
‫قبلاً این کار رو کردی

65
00:06:27,846 --> 00:06:30,390
‫تا برگردم، مدرسه دست توئـه

66
00:06:32,267 --> 00:06:34,269
‫اگر لایلا فرایند عذاب رو بگذرونه…

67
00:06:35,270 --> 00:06:37,689
‫فقط جون خودش به خطر نمیفته

68
00:06:38,690 --> 00:06:39,857
‫رازهایی که زحمت کِشیدیم
‫برملا نشن هم

69
00:06:39,858 --> 00:06:41,901
‫ممکنه فاش بشن

70
00:06:42,402 --> 00:06:46,865
‫من، خودت، فرانچسکا… کاشا

71
00:06:51,703 --> 00:06:53,788
‫خطریـه که باید به جون بخریم

72
00:07:09,095 --> 00:07:12,557
‫خواهر تئودوشا…
‫یه لحظه بیا

73
00:07:22,442 --> 00:07:24,693
‫من دارم میرم سالوسا سکوندوس

74
00:07:24,694 --> 00:07:27,029
‫می‌خوام همراهم بیای

75
00:07:27,030 --> 00:07:30,075
‫از وضعیت من خبر دارید؟

76
00:07:32,577 --> 00:07:35,080
‫اگه شرایط بحرانی نبود،
‫ازت نمی‌خواستم

77
00:07:37,165 --> 00:07:39,626
‫- کی راه میفتیم؟
‫- همین الان

78
00:08:11,991 --> 00:08:13,741
‫خودش کجاست؟

79
00:08:16,621 --> 00:08:19,456
‫با عرض تأسف، امپراتور نمی‌تونن
‫برای عرض تسلیت حضور پیدا کنن

80
00:08:19,457 --> 00:08:21,792
‫به محض اینکه بتونن میان پیشمون

81
00:08:21,793 --> 00:08:23,461
‫چه جالب

82
00:08:24,212 --> 00:08:26,588
‫دوک ریچیزی،
‫این فاجعه همه‌مون رو بهم ریخته

83
00:08:26,589 --> 00:08:28,466
‫از جمله خاویکو

84
00:08:29,050 --> 00:08:30,301
‫نگاش کن

85
00:08:31,845 --> 00:08:33,054
‫به پسر من…

86
00:08:33,680 --> 00:08:35,432
‫نگاه کن…

87
00:08:36,599 --> 00:08:39,049
‫واقعاً به‌نظرت یه اسباب‌بازی
‫این بلا رو سرش آورده؟!

88
00:08:41,271 --> 00:08:43,605
‫عصبانیتت رو درک می‌کنم،

89
00:08:43,606 --> 00:08:44,982
‫ولی تو هم مثل بقیه

90
00:08:44,983 --> 00:08:47,109
‫از خطرات ربات‌های اندیشمند خبر داشتی

91
00:08:47,110 --> 00:08:48,236
‫غیرقابل پیش‌بینی‌ان

92
00:08:48,862 --> 00:08:50,962
‫از اولش هم نباید
‫همچین چیزی می‌دادید دستش

93
00:08:53,908 --> 00:08:57,828
‫قبل از اینکه بخوای
‫بندازیش گردن من،

94
00:08:57,829 --> 00:08:59,788
‫بهتره یادت باشه

95
00:08:59,789 --> 00:09:01,457
‫که یه ناوگان جنگنده

96
00:09:01,458 --> 00:09:03,500
‫توی مدار این سیاره هست

97
00:09:03,501 --> 00:09:05,836
‫که هنوز هم متعلق به منـه

98
00:09:05,837 --> 00:09:08,297
‫فقط می‌خوام بگم اتفاق پیش میاد

99
00:09:08,298 --> 00:09:10,507
‫این یکی هولناک بود

100
00:09:10,508 --> 00:09:13,178
‫همه‌مون شوکه شدیم

101
00:09:15,347 --> 00:09:16,973
‫با اجازه‌تون

102
00:09:36,117 --> 00:09:38,578
‫انگار هر جا میری،
‫فاجعه هم پشت سرت میاد

103
00:09:39,371 --> 00:09:41,205
‫اول، ماجرای افرادت توی آراکیس،

104
00:09:41,206 --> 00:09:43,356
‫الان هم پاقدمت
‫باعث مرگ یه نفر توی قصر شده

105
00:09:44,334 --> 00:09:45,877
‫من اسمش رو نمی‌ذارم فاجعه

106
00:09:47,045 --> 00:09:49,714
‫اعلی‌حضرت، نمی‌خواد جلوی من
‫دست به تظاهر بزنید

107
00:09:50,382 --> 00:09:52,549
‫نظرتون دربارۀ پرووت ریچیزی

108
00:09:52,550 --> 00:09:54,176
‫و عروسی خیلی واضح بود

109
00:09:54,177 --> 00:09:55,970
‫نه، نه، نه

110
00:09:56,763 --> 00:10:00,392
‫نه، وقتی حرف زدیم، اگه من…

111
00:10:01,476 --> 00:10:03,728
‫چیزی گفتم…

112
00:10:04,771 --> 00:10:07,649
‫باید درک کنی که داشتم
‫نگرانی شخصیم رو ابراز می‌کردم

113
00:10:15,448 --> 00:10:16,658
‫البته

114
00:10:19,077 --> 00:10:20,536
‫من بهت نگفتم اون پسر رو بکُشی

115
00:10:20,537 --> 00:10:22,330
‫ولی ته دلت می‌خواستی بکُشمش

116
00:10:23,790 --> 00:10:25,792
‫به‌خاطر شما اون کارو کردم

117
00:10:26,835 --> 00:10:28,461
‫باز هم می‌تونم انجامش بدم

118
00:10:31,840 --> 00:10:35,260
‫نه، نه.
‫نه، این…

119
00:10:38,179 --> 00:10:39,597
‫این دیوونگیـه

120
00:10:42,767 --> 00:10:43,768
‫نگهبان‌ها!

121
00:10:47,105 --> 00:10:48,189
‫دستگیرش کنید

122
00:10:53,611 --> 00:10:55,211
‫منتقلش کنید به سلول تعلیق

123
00:11:02,537 --> 00:11:04,163
‫بی‌سروصدا.
‫احدی نباید بو ببره.

124
00:11:04,164 --> 00:11:06,332
‫شخصاً پیگیری می‌کنم، اعلی‌حضرت

125
00:11:47,415 --> 00:11:50,459
‫می‌دونی چرا بعد از زایمان
‫یکی از خواهران محفل

126
00:11:50,460 --> 00:11:52,003
‫بچه رو از مادرش جدا می‌کنیم؟

127
00:11:52,587 --> 00:11:56,007
‫برای جلوگیری از پیوندهایی که ممکنه
‫اهمیت بیشتری نسبت به محفل پیدا کنن

128
00:11:56,508 --> 00:11:59,511
‫این‌جوری، همه‌مون از نگاه هم برابریم

129
00:12:01,054 --> 00:12:02,681
‫چرا این رو می‌پرسید؟

130
00:12:05,058 --> 00:12:07,060
‫قبل از مرگ مادر راکلا…

131
00:12:08,895 --> 00:12:13,191
‫یه چیزی از آینده بهش الهام شد

132
00:12:13,775 --> 00:12:17,403
‫دم آخر، تیران آرافل رو پیشگویی کرد،

133
00:12:17,404 --> 00:12:21,198
‫یه نیروی ستمگر
‫که باید باهاش مقابله می‌کردیم…

134
00:12:21,199 --> 00:12:22,899
‫نیرویی که می‌تونست ما رو نابود کنه

135
00:12:23,451 --> 00:12:25,870
‫محفل خواهری رو نابود کنه؟

136
00:12:30,417 --> 00:12:32,334
‫به اعتقاد ما، روز مقابله فرا رسیده

137
00:12:32,335 --> 00:12:34,169
‫یه دشمن جدید پیدا شده که

138
00:12:34,170 --> 00:12:36,672
‫هدفش تضعیف قدرت ما هست

139
00:12:36,673 --> 00:12:39,134
‫همین نیرو مادر کاشا رو کُشت؟

140
00:12:42,387 --> 00:12:43,687
‫چه کاری از دست‌مون برمیاد؟

141
00:12:47,308 --> 00:12:48,727
‫از دست ما نه

142
00:12:49,853 --> 00:12:51,146
‫از دست تو

143
00:12:55,150 --> 00:12:58,903
‫می‌خوایم با مادر راکلا حرف بزنی

144
00:12:59,404 --> 00:13:02,031
‫فکر می‌کنیم اون راه مقابله باهاش رو بلده

145
00:13:02,032 --> 00:13:03,408
‫راکلا؟

146
00:13:08,955 --> 00:13:11,874
‫- من…
‫- تو…

147
00:13:11,875 --> 00:13:14,836
‫نوۀ نوۀ اونی

148
00:13:18,548 --> 00:13:22,092
‫اگه قفل حافظۀ ژنتیکیت رو باز کنی،

149
00:13:22,093 --> 00:13:23,969
‫شاید بتونی بهش دسترسی پیدا کنی

150
00:13:23,970 --> 00:13:26,972
‫تا اون جزئیات بیشتری
‫دربارۀ پیشگوییش بهمون بگه

151
00:13:26,973 --> 00:13:29,642
‫سال‌ها طول می‌کشه تا
‫برای عذاب آماده بشم

152
00:13:30,101 --> 00:13:32,061
‫من…

153
00:13:32,062 --> 00:13:33,688
‫من تازه شروع کردم

154
00:13:36,441 --> 00:13:38,109
‫خطر بزرگیـه

155
00:13:39,277 --> 00:13:41,780
‫ولی کمتر کسی استعداد ذاتی تو رو داره

156
00:13:42,364 --> 00:13:45,200
‫من معتقدم از پسش برمیای

157
00:13:47,494 --> 00:13:49,496
‫ولی باید خودت انتخاب کنی

158
00:14:11,851 --> 00:14:13,435
‫ماجرای مهارت‌هات

159
00:14:13,436 --> 00:14:15,647
‫زبونزد خاص و عام شده

160
00:14:16,606 --> 00:14:19,274
‫همیشه می‌خواستم بدونم راستـه یا نه

161
00:14:19,275 --> 00:14:22,277
‫نکنه نمی‌تونم انتظاراتت رو برآورده کنم؟

162
00:14:22,278 --> 00:14:25,823
‫کاش بتونی بیشتر متقاعدم کنی

163
00:14:25,824 --> 00:14:27,659
‫که این‌طور

164
00:15:32,557 --> 00:15:34,225
‫خودم رو ثابت کردم؟

165
00:15:35,477 --> 00:15:38,897
‫با افتخار، شاهزادۀ عزیزم

166
00:15:54,662 --> 00:15:57,332
‫فکر کنم راه‌های بدتری هم
‫برای عزاداری هست

167
00:15:57,749 --> 00:16:00,042
‫من که محاله یه قطره اشک هم بریزم

168
00:16:00,043 --> 00:16:02,211
‫اون توله‌سگ رو درست نمی‌شناختم

169
00:16:02,212 --> 00:16:04,713
‫پدر ما رو روی یه سیاره نگه نمی‌داشت

170
00:16:04,714 --> 00:16:08,760
‫سیارۀ من توی
‫یه منطقۀ دورافتاده‌تر بود

171
00:16:10,595 --> 00:16:13,430
‫ولی بازم هر بلایی که سرش اومده…

172
00:16:13,431 --> 00:16:18,227
‫آخرِ سنگدلی بوده

173
00:16:18,228 --> 00:16:21,272
‫بعید می‌دونم خانواده‌ام
‫باهاش کنار بیان

174
00:16:23,942 --> 00:16:28,363
‫توی بد موقعی هم کُشته شد

175
00:16:29,781 --> 00:16:31,990
‫پس دمم رو بذارم رو کولم و فرار کنم؟

176
00:16:31,991 --> 00:16:33,826
‫حالا که دیگه دوک نمی‌تونه
‫با خاندان سلطنتی

177
00:16:33,827 --> 00:16:36,627
‫وصلت کنه، به ناوگانش متوسل نمیشه
‫تا تاج‌وتخت رو تصاحب کنه؟

178
00:16:40,458 --> 00:16:42,460
قصر اهمیتی نداره

179
00:16:43,545 --> 00:16:47,882
‫قدرت واقعی دست کسیـه که
‫سیارۀ صحرایی تو مُشتشـه

180
00:16:49,759 --> 00:16:53,471
‫خاندان‌های بزرگ،
‫اتحادیۀ فضایی، محفل خواهری

181
00:16:55,390 --> 00:16:57,267
‫همگی اینو می‌دونن

182
00:16:57,767 --> 00:17:02,772
‫مهم اون پودرهای نارنجی کوچولو و خوشگلـه

183
00:17:09,070 --> 00:17:10,321
‫آراکیس

184
00:17:11,364 --> 00:17:13,366
‫طرف از اونجا اومده

185
00:17:19,205 --> 00:17:20,832
‫کی؟

186
00:17:23,335 --> 00:17:25,545
‫سربازی که بازداشتش کردن

187
00:17:26,629 --> 00:17:29,299
‫پدرم فکر می‌کنه حواسم نیست…

188
00:17:30,216 --> 00:17:33,345
‫ولی دیدم که استاد شمشیرزنی
‫بردش تو سلول

189
00:17:35,096 --> 00:17:37,515
‫قضیه به برادرم مربوطـه؟

190
00:17:47,442 --> 00:17:50,320
‫پدرت چه خوابی واسه ناوگان دیده؟

191
00:17:50,862 --> 00:17:52,280
‫مگه گوش نمی‌کردی؟

192
00:17:53,573 --> 00:17:55,909
‫نقشه‌هاشو به من نمیگه

193
00:17:59,913 --> 00:18:02,123
‫یه ذره دیگه بزنم، از کار میفتم

194
00:18:03,708 --> 00:18:05,710
‫اصلاً هم این‌طور نیست

195
00:18:20,850 --> 00:18:24,979
‫این یه فاجعه‌ست،
‫یه فاجعۀ تمام‌عیار

196
00:18:25,397 --> 00:18:28,066
‫یکی از سربازهام پسره رو
‫زنده‌زنده سوزونده

197
00:18:28,817 --> 00:18:30,192
‫سربازی که از آراکیس اومده؟

198
00:18:30,193 --> 00:18:32,237
‫- آره
‫- چطوری؟

199
00:18:33,363 --> 00:18:35,698
‫ادعا می‌کنه یه کرم شنی قورتش داده

200
00:18:35,699 --> 00:18:38,367
‫- ادعا می‌کنه؟
‫- فیلم نظارتی اینو نشون میده

201
00:18:38,368 --> 00:18:39,952
‫داری میگی دزموند هارت

202
00:18:39,953 --> 00:18:42,703
‫از حملۀ شیءالخلود (= موجود جاودانه)
‫جون سالم به در برده؟

203
00:18:44,958 --> 00:18:46,001
‫آره

204
00:18:46,751 --> 00:18:50,546
‫میگه کرمـه یه موهبت بهش داده

205
00:18:50,547 --> 00:18:51,880
‫یه جور قدرت

206
00:18:51,881 --> 00:18:54,181
‫چه‌… چه‌می‌دونم.
‫عقلش پاره‌سنگ برداشته.

207
00:18:59,097 --> 00:19:01,447
‫می‌دونی اگه قضیه رو بشه
‫تقصیرها میفته گردن کی؟

208
00:19:01,599 --> 00:19:04,149
‫اگه ریچیزی بفهمه،
‫فکر می‌کنه من دستور دادم

209
00:19:06,187 --> 00:19:08,439
‫کاشا به اون سرباز اعتماد نداشت

210
00:19:08,440 --> 00:19:12,109
‫- وقتی لازمش داشتم کجا بود؟!
‫- آروم باش، خاویکو

211
00:19:12,110 --> 00:19:14,653
‫باید با احتیاط پیش بریم،
‫ولی می‌تونیم حلش کنیم

212
00:19:14,654 --> 00:19:16,113
‫اون‌وقت پیشنهادت چیه؟

213
00:19:16,114 --> 00:19:17,448
‫خب، جسد پسره رو که دیدی

214
00:19:17,449 --> 00:19:19,117
‫مرگش طبیعی نبود

215
00:19:21,494 --> 00:19:23,078
‫دزموند هارت هنوز می‌تونه به درد بخوره

216
00:19:23,079 --> 00:19:24,580
‫منظورت چیه؟

217
00:19:24,581 --> 00:19:26,749
‫خیلی‌ها هستن که
‫اسلحه‌شون رو به سمت ما نشونه گرفتن

218
00:19:26,750 --> 00:19:29,461
‫ولی این بابا عهد کرده از ما دفاع کنه

219
00:19:30,962 --> 00:19:33,589
‫من فقط میگم نیا با عجله

220
00:19:33,590 --> 00:19:36,801
‫دوست‌هامون رو بکُشیم…
‫تا دشمن‌هامون راضی بشن

221
00:20:12,671 --> 00:20:13,838
‫چیه؟

222
00:20:17,050 --> 00:20:21,804
‫حرفت راجع‌به… فداکاری و شهادت رو

223
00:20:21,805 --> 00:20:23,682
‫جدی گفتی؟

224
00:20:28,770 --> 00:20:29,978
‫آخر جنگ،

225
00:20:29,979 --> 00:20:32,981
‫خانوادۀ من همراه با رینا باتلر

226
00:20:32,982 --> 00:20:34,234
‫تو نبرد کورین می‌جنگیدن

227
00:20:35,485 --> 00:20:37,486
‫می‌دونستن زنده نمی‌مونن،

228
00:20:37,487 --> 00:20:38,987
‫ولی مقاومت کردن
‫تا ناوگان با بمب‌های اتمی پالسی

229
00:20:38,988 --> 00:20:40,906
‫از راه رسیدن

230
00:20:40,907 --> 00:20:42,707
‫و برای همیشه کار ربات‌ها رو تموم کردن

231
00:20:44,202 --> 00:20:46,204
‫جانِ آدمی مقدسـه

232
00:20:46,955 --> 00:20:49,457
‫برای همینـه که هیچ افتخاری
‫بالاتر شهادت نیست

233
00:20:51,543 --> 00:20:53,711
‫نباید ترس به دل‌مون راه بدیم

234
00:20:53,712 --> 00:20:57,089
‫چون بعد از مرگ، دوباره
‫به اجدادمون می‌پیوندیم

235
00:20:57,090 --> 00:20:58,341
‫واقعاً همچین اعتقادی داری؟

236
00:21:04,806 --> 00:21:07,182
‫مادران روحانی بهتر از هر کسی می‌دونن

237
00:21:07,183 --> 00:21:09,133
‫مُرده‌ها فقط دست‌شون از این دنیا کوتاه شده

238
00:21:11,229 --> 00:21:13,356
‫کاش من هم مثل تو از همه‌چی مطمئن بودم

239
00:21:26,536 --> 00:21:28,413
‫مادر تولا…

240
00:21:31,166 --> 00:21:33,585
‫می‌بینم داری سم روساک رو آماده می‌کنی

241
00:21:35,170 --> 00:21:37,046
‫آزمایش خودمـه

242
00:21:37,047 --> 00:21:39,214
‫برای یکی از مُریدهامونـه؟

243
00:21:39,215 --> 00:21:41,343
‫قراره فرآیند عذاب رو بگذرونه؟

244
00:21:45,013 --> 00:21:47,222
‫می‌تونی بری به والیا بگی که

245
00:21:47,223 --> 00:21:50,934
‫خواهر لایلا واسه خودش تصمیم می‌گیره

246
00:21:50,935 --> 00:21:52,603
‫هزار تا جاسوس هم بفرسته،

247
00:21:52,604 --> 00:21:54,730
‫باز هم نمی‌تونه همه چی رو کنترل کنه

248
00:21:54,731 --> 00:21:57,400
‫مادر والیا حق داره نگران باشه

249
00:21:58,151 --> 00:22:01,446
‫نمیشه سرنوشت امپراتوری رو
‫به دست یه بچه سپرد

250
00:22:01,988 --> 00:22:04,282
‫حق داره خودش تصمیم بگیره

251
00:22:05,784 --> 00:22:09,829
‫ولی این وسط فقط جون لایلا
‫در خطر نیست، مگه نه؟

252
00:22:11,664 --> 00:22:15,001
‫جون تمام زن‌هایی که
‫اینجا هستن هم در خطره

253
00:23:14,811 --> 00:23:17,563
‫قراره قدرتمندترین افراد امپراتوری رو ببینی

254
00:23:17,564 --> 00:23:21,650
‫هر کس اهداف خودش رو داره،

255
00:23:21,651 --> 00:23:24,194
‫منتها تو فقط با یکی‌شون سروکار داری

256
00:23:24,195 --> 00:23:25,697
‫شاهدخت

257
00:23:27,115 --> 00:23:29,117
‫محرم اسرارش شو

258
00:23:30,785 --> 00:23:32,911
‫پس محافظان سلطنتی کجان؟

259
00:23:32,912 --> 00:23:35,330
‫بهشون نگفتم میایم

260
00:23:35,331 --> 00:23:37,542
‫بهتره غافلگیر بشن

261
00:23:38,877 --> 00:23:41,253
‫ماجرای خاندان ریچیزی چطور؟

262
00:23:41,254 --> 00:23:43,298
‫اون رو خودم حل‌وفصل می‌کنم

263
00:23:50,555 --> 00:23:51,973
‫کجاست؟!

264
00:23:52,891 --> 00:23:55,726
‫قاتلِ پسر من کجاست؟

265
00:23:55,727 --> 00:23:57,269
‫من دستور دادم

266
00:23:57,270 --> 00:23:59,438
‫- تحقیقات کامل انجام بشه
‫- می‌دونم مخفیش کردی!

267
00:23:59,439 --> 00:24:01,106
‫از زیر زبون اون حروم‌زادۀ احمقت دررفت!

268
00:24:01,107 --> 00:24:03,359
‫کار یکی از سربازهای خودت بوده!

269
00:24:03,360 --> 00:24:05,194
‫می‌خوام این مظنون رو تحویل من بدی

270
00:24:05,195 --> 00:24:06,862
‫و بذاری افراد خودم بازجوییش کنن

271
00:24:06,863 --> 00:24:09,198
‫وگرنه قرارمون منتفیـه!

272
00:24:09,199 --> 00:24:10,658
‫دوک ریچیزی…

273
00:24:11,826 --> 00:24:14,245
‫چون عزادار بودی باهات راه اومدم

274
00:24:14,829 --> 00:24:17,623
‫خواهان ملاقات با من بودی،
‫درخواستت رو اجابت کردم

275
00:24:17,624 --> 00:24:19,542
‫ولی به خودت اجازه نده به من…

276
00:24:27,092 --> 00:24:28,510
‫اعلی‌حضرت

277
00:24:32,138 --> 00:24:35,141
‫مادر اعظم.
‫انتظار اومدن شما رو نداشتم.

278
00:24:40,188 --> 00:24:42,607
‫به محض اینکه خبر رو شنیدم اومدم

279
00:24:43,900 --> 00:24:46,735
‫فردیناند، اورلا،
‫فاجعه‌ای بدتر از

280
00:24:46,736 --> 00:24:49,113
‫قطع یه نهال نوشکُفته وجود نداره

281
00:24:49,114 --> 00:24:51,907
‫محفل خواهری هم در غمتون شریکـه

282
00:24:51,908 --> 00:24:54,703
‫داغ آیندۀ مشترک ما روی دل همه‌مونـه

283
00:24:56,162 --> 00:24:57,997
‫ولی اطلاعاتت اشتباهـه

284
00:25:01,084 --> 00:25:05,338
‫هیچ مظنونی در رابطه با
‫مرگ پسرت بازداشت نشده

285
00:25:08,258 --> 00:25:09,884
‫اگه دروغ بگی…

286
00:25:10,927 --> 00:25:12,380
‫ناوگانمو برمی‌دارم تا

287
00:25:12,456 --> 00:25:14,606
‫- تا برداشت اسپایست بخوابه
‫- از اینجا ببرشون

288
00:25:15,015 --> 00:25:17,975
‫شاید اون‌وقت بفهمی
‫چه آینده‌ای رو از دست دادی

289
00:25:17,976 --> 00:25:20,769
‫عالیجناب، بهتره اجازه ندیم غم و غصه

290
00:25:20,770 --> 00:25:22,814
‫روی گفتگومون تأثیر بذاره

291
00:25:23,481 --> 00:25:25,483
‫مادر اعظم تشریف آوردن

292
00:25:27,986 --> 00:25:29,195
‫باشه…

293
00:25:30,405 --> 00:25:32,490
‫ولی این ماجرا تموم نشده

294
00:25:36,828 --> 00:25:39,706
‫به‌خاطر این گستاخیش
‫باید زبونشو ببُریم

295
00:25:40,915 --> 00:25:42,167
‫تنهامون بذار

296
00:25:45,337 --> 00:25:46,379
‫کاشا کجاست؟

297
00:25:47,297 --> 00:25:50,466
‫می‌دونم داره قیام آراکیس رو
‫از من پنهان می‌کنه،

298
00:25:50,467 --> 00:25:51,884
‫منتها می‌خوام دلیلش رو بدونم

299
00:25:51,885 --> 00:25:54,219
‫- شما دستورش رو دادید؟
‫- اعلی‌حضرت،

300
00:25:54,220 --> 00:25:56,473
‫باید خبر بدی رو به سمع‌تون برسونم

301
00:25:56,890 --> 00:25:59,976
‫- کاشا جینجو مُرده
‫- چی؟

302
00:26:00,518 --> 00:26:02,145
‫سوخته

303
00:26:02,562 --> 00:26:04,773
‫- با آتیش؟
‫- نه

304
00:26:06,024 --> 00:26:08,026
‫بدنش از داخل سوخته

305
00:26:10,945 --> 00:26:14,240
‫می‌خوام مظنون قتلِ
‫پرووت ریچیزی رو بازجویی کنم

306
00:26:17,035 --> 00:26:21,039
‫گفتم که…
‫مظنونی در کار نیست

307
00:26:23,667 --> 00:26:26,502
‫اعلی‌حضرت، هر دلیلی که

308
00:26:26,503 --> 00:26:28,712
‫برای پنهان‌کردن حقیقت از دوک دارید،

309
00:26:28,713 --> 00:26:30,882
‫مطمئنم نیت خوبی پشتشـه…

310
00:26:31,633 --> 00:26:34,083
‫ولی شما یه نفر رو در رابطه با این قتل
‫زندانی کردید

311
00:26:34,719 --> 00:26:36,619
‫اگه اون پشت مرگ پسره باشه…

312
00:26:37,389 --> 00:26:40,392
‫به نظرم توی مرگ مادر کاشا هم دست داشته

313
00:26:46,064 --> 00:26:49,317
‫- اون زندانی منـه. خودم بهش رسیدگی می‌کنم
‫- خاویکو

314
00:26:49,901 --> 00:26:51,694
‫کمتر این سعادت نصیب‌مون میشه که

315
00:26:51,695 --> 00:26:55,323
‫مادر اعظم برامون حقیقت‌سنجی کنه

316
00:26:59,285 --> 00:27:00,495
‫خیلی‌خب

317
00:27:03,331 --> 00:27:05,583
‫همسرم همیشه استاد بحث‌کردن بوده

318
00:27:06,167 --> 00:27:07,460
‫باشه

319
00:27:07,752 --> 00:27:09,796
‫می‌تونید بازجویی‌تون رو انجام بدید

320
00:27:18,763 --> 00:27:22,017
‫نه، محالـه حقیقت داشته باشه

321
00:27:27,939 --> 00:27:29,774
‫تمریناتت رو به یاد بیار

322
00:27:31,693 --> 00:27:33,737
‫از جسمت بیا بیرون

323
00:27:37,657 --> 00:27:42,494
‫بذار آگاهیت گسترش پیدا کنه
‫به سمت اعصابت…

324
00:27:42,495 --> 00:27:46,791
‫به سمت جریان خونت…

325
00:28:01,056 --> 00:28:02,057
‫آفرین

326
00:28:06,936 --> 00:28:10,065
‫کاشا اگر زنده بود به الانت
‫افتخار می‌کرد، شاهدخت اینذ

327
00:28:11,483 --> 00:28:15,779
‫برامون نامه می‌نوشت.
‫می‌گفت توی درس‌هات خبره شدی.

328
00:28:16,279 --> 00:28:18,614
‫مطمئن بود که یه روز

329
00:28:18,615 --> 00:28:20,867
‫یه مادر روحانی میشی

330
00:28:21,743 --> 00:28:24,162
‫الان می‌بینم که حق داشته

331
00:28:28,541 --> 00:28:30,626
‫تو رو خدا منو از اینجا ببرید

332
00:28:30,627 --> 00:28:32,836
‫هنوز هم می‌خوام
‫باهاتون بیام و درس بخونم

333
00:28:32,837 --> 00:28:34,963
‫محفل هم همینو می‌خواد

334
00:28:34,964 --> 00:28:38,008
‫باید با پدرت مشورت کنم

335
00:28:38,009 --> 00:28:39,636
‫تا اون موقع…

336
00:28:40,095 --> 00:28:42,138
‫می‌سپارمت دست خواهر تئودوشا

337
00:28:42,806 --> 00:28:45,266
‫یکی از آینده‌دارترین مُریدهامونـه

338
00:28:46,351 --> 00:28:48,143
‫قرار بود هم‌اتاقی بشید

339
00:28:48,144 --> 00:28:51,480
‫- هنوز هم ممکنه بشید
‫- میشیم

340
00:28:51,481 --> 00:28:53,358
‫مطمئنم

341
00:29:04,577 --> 00:29:06,037
خب، چی می‌خوای بدونی؟

342
00:29:06,955 --> 00:29:09,207
می‌تونم دربارۀ کلاس‌هامون بهت بگم

343
00:29:09,874 --> 00:29:11,710
کتابخونه‌مون فوق‌العاده‌ست

344
00:29:11,710 --> 00:29:13,628
بعضی جلدها هستن که
مال دوران خمیر کاغذن

345
00:29:13,628 --> 00:29:16,881
می‌خوام بهم بگی کاشا
دقیقاً چطوری مُرد

346
00:29:45,744 --> 00:29:47,328
دزموند هارت

347
00:29:48,580 --> 00:29:50,832
تو واقعاً کی هستی؟

348
00:29:51,583 --> 00:29:53,710
من سرباز امپراتوری‌ای بیش نیستم

349
00:29:53,710 --> 00:29:56,338
بیخیال. تو بیشتر از این حرفایی

350
00:29:57,714 --> 00:30:00,342
من جرأت دروغ گفتن به شما رو ندارم، مادر اعظم

351
00:30:03,261 --> 00:30:04,846
اهل کجایی؟

352
00:30:06,014 --> 00:30:07,265
بلات

353
00:30:10,143 --> 00:30:12,354
واسه یه بچه سیارۀ بی‌رحمیـه

354
00:30:15,690 --> 00:30:17,525
علت اومدنت به قصر چیـه؟

355
00:30:20,612 --> 00:30:22,864
ایمان

356
00:30:23,239 --> 00:30:27,285
،توصیه می‌کنم من رو بازی ندی
چون برنده‌اش خودمم

357
00:30:28,244 --> 00:30:30,288
من چیزی برای مخفی کردن ندارم

358
00:30:31,539 --> 00:30:34,292
ولی این برای شما و
خواهرهاتون هم صدق می‌کنه؟

359
00:30:34,292 --> 00:30:37,462
اونی که توی سلولـه من نیستم -
هنوز نه -

360
00:30:39,005 --> 00:30:41,091
تو پرووت ریچیزی رو کُشتی؟

361
00:30:41,091 --> 00:30:42,425
بله

362
00:30:44,094 --> 00:30:46,721
به خیانتت اعتراف می‌کنی؟ -
اعتراف می‌کنم عدالت رو اجرا کردم -

363
00:30:46,721 --> 00:30:50,392
با اجازۀ کی چنین حکمی رو صادر کردی؟

364
00:31:02,946 --> 00:31:05,532
تو مادر روحانی کاشا رو کُشتی؟

365
00:31:05,532 --> 00:31:08,034
اون لیاقت حضور
کنار امپراتور رو نداشت

366
00:31:08,034 --> 00:31:10,704
من فساد داخل قلبش رو دیدم

367
00:31:11,162 --> 00:31:14,207
همونطور که ردِ خون رو توی
تک‌تکِ قدم‌هات می‌بینم

368
00:31:24,134 --> 00:31:25,343
می‌بینی»؟»

369
00:31:29,389 --> 00:31:31,975
منظورت چیـه؟

370
00:31:31,975 --> 00:31:35,812
شیءالخلود چشمم رو ازم گرفت و
موهبتی بهم عطا کرد که باهاش

371
00:31:35,812 --> 00:31:38,023
می‌تونم چیزایی رو ببینم که
حتی تو هم نمی‌تونی

372
00:31:40,108 --> 00:31:41,735
تو سرباز کی هستی؟

373
00:31:41,735 --> 00:31:43,278
امپراتوری

374
00:31:44,696 --> 00:31:47,365
فقط و فقط امپراتوری

375
00:31:54,998 --> 00:31:56,207
همم

376
00:31:57,459 --> 00:31:59,544
،از دید خودش داره حقیقت رو میگه

377
00:31:59,544 --> 00:32:01,504
ولی ادعاش دروغـه

378
00:32:01,504 --> 00:32:04,174
من ذات حقیقی حقیقت‌سنجِ شما رو دیدم

379
00:32:04,174 --> 00:32:06,217
اون غرایز شما رو زیر سؤال می‌برد و

380
00:32:06,217 --> 00:32:07,427
،ذره‌ذره قدرت‌تون رو ازتون گرفت

381
00:32:07,427 --> 00:32:09,888
تا جایی که مجبور شدید جلوی
افراد حقیرتر سر خم کنید

382
00:32:09,888 --> 00:32:12,265
جناب امپراتور، این مرد خودش
اعتراف کرد که قاتلـه

383
00:32:12,265 --> 00:32:14,726
ممنونم، مادر اعظم

384
00:32:15,268 --> 00:32:17,395
فکر کنم هر چی لازم بود رو شنیدیم

385
00:32:17,395 --> 00:32:18,855
.اطلاعات زیادی بهمون دادید
.بهشون فکر می‌کنیم

386
00:32:18,855 --> 00:32:20,565
به چی می‌خواید فکر کنید؟

387
00:32:21,775 --> 00:32:23,818
...اون عروسی رو به هم زده و

388
00:32:24,402 --> 00:32:27,072
زنی که می‌تونست دروغ‌هاش رو
تشخیص بده رو کُشته

389
00:32:30,158 --> 00:32:32,160
از این سر کهکشان؟

390
00:32:33,328 --> 00:32:35,580
داخل یه بازۀ زمانی؟

391
00:32:37,165 --> 00:32:40,001
توضیح بدید چطوری همچین کاری کرده

392
00:32:41,753 --> 00:32:44,964
تا وقتی مدرکی ندارید، دستور میدم
چیزی در این باره به کسی نگید

393
00:32:45,632 --> 00:32:49,135
...اینطوری ترس و شایعات کل امپراتوری رو

394
00:32:49,135 --> 00:32:50,762
وارد هرج و مرج می‌کنن

395
00:32:55,600 --> 00:32:57,394
دیگه کافیـه

396
00:32:57,769 --> 00:33:00,063
زندانی رو دوباره وارد حالت تعلیق کنید

397
00:33:07,087 --> 00:33:14,087
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

398
00:33:20,375 --> 00:33:22,585
...وقتی من -
باید دوک رو کنترل کنی -

399
00:33:22,585 --> 00:33:24,337
،توصیه‌ها و مشورت‌های من حد و حدودی دارن

400
00:33:24,337 --> 00:33:27,090
مخصوصاً تحت چنین شرایط خاصی

401
00:33:27,090 --> 00:33:28,967
واسم مهم نیست چطوری اینکارو می‌کنی

402
00:33:28,967 --> 00:33:31,177
باید افسارش رو بگیریم دست‌مون

403
00:33:31,177 --> 00:33:33,013
دزموند هارت چی؟

404
00:33:34,305 --> 00:33:36,307
،هنوز نمی‌دونم داستانش چیـه

405
00:33:36,307 --> 00:33:39,477
ولی مشخصاً هدفش اینـه که
به تاج‌و‌تخت نزدیک شه

406
00:33:40,687 --> 00:33:43,148
به هیچ وجه نباید ناوگان رو از دست بدیم

407
00:33:44,065 --> 00:33:45,608
کورینو داره از چنگ‌مون میره و

408
00:33:45,608 --> 00:33:48,486
باید ارزش‌مون رو بهش یادآوری کنیم

409
00:33:48,945 --> 00:33:51,448
امشب دوباره باهاش حرف می‌زنم

410
00:33:51,448 --> 00:33:53,033
ولی قبلش باید برم ملاقات

411
00:33:53,033 --> 00:33:54,826
یکی از رابط‌هامون توی زیمیا

412
00:34:14,971 --> 00:34:17,515
پس تو از نوادگان بنیان‌گذارمونی؟

413
00:34:19,059 --> 00:34:21,519
شباهت چندانی بین‌تون نمی‌بینم

414
00:34:24,647 --> 00:34:26,316
،مادر تولا میگه بلایی که سر کاشا اومد

415
00:34:26,316 --> 00:34:27,942
...در راستای یه حساب‌رسیـه که

416
00:34:29,235 --> 00:34:31,446
کل محفل خواهری رو تهدید می‌کنه

417
00:34:32,030 --> 00:34:33,740
لازمـه راکلا چیزی که بهش

418
00:34:33,740 --> 00:34:36,368
،الهام شده رو توضیح بده
تا بتونن با این تهدید مقابله کنن

419
00:34:39,037 --> 00:34:42,582
.من می‌تونم این ارتباط رو برقرار کنم
.من خیلی بهشون مدیونم

420
00:34:42,582 --> 00:34:44,501
چرت و پرت نگو

421
00:34:44,501 --> 00:34:46,378
دارن ازت سوءاستفاده می‌کنن

422
00:34:47,504 --> 00:34:49,547
همش همینو بهمون میگن

423
00:34:50,382 --> 00:34:52,384
«محفل خواهری اولویت اولـه»

424
00:34:54,302 --> 00:34:55,970
نه خود خواهرا

425
00:34:56,721 --> 00:34:58,723
هیچ اهمیتی به تو نمیدن

426
00:34:59,265 --> 00:35:01,351
نه اونقدر که به کلیّت محفل اهمیت میدن

427
00:35:01,351 --> 00:35:03,269
محفل برای من هم مهمـه

428
00:35:05,563 --> 00:35:07,232
اینجا خونۀ منـه

429
00:35:08,149 --> 00:35:09,567
اینا خانوادمن

430
00:35:10,610 --> 00:35:12,070
من به هدف‌مون باور دارم

431
00:35:12,487 --> 00:35:14,739
اگه بمیری، هدفت مُفت نمی‌ارزه

432
00:35:58,199 --> 00:36:00,243
ببخشید! فقط بگو چیکار می‌تونم بکنم

433
00:36:00,243 --> 00:36:02,287
!دهنت رو باز نکن

434
00:36:02,829 --> 00:36:04,956
برگرد سازت رو بزن

435
00:36:26,603 --> 00:36:29,814
درآمدمون از سرقت آراکیس

436
00:36:31,608 --> 00:36:34,110
منهای مقداری که قاچاقچی‌های اسپایست
اضافه‌برسازمان برداشتن

437
00:36:34,110 --> 00:36:36,946
خب، انگیزۀ همه وفاداری به آرمان‌مون نیست

438
00:36:46,456 --> 00:36:49,793
.ببین کی اینجاست
.همگی صاف وایسید

439
00:36:49,793 --> 00:36:52,962
ایشون شمشیرزن شخصی امپراتور هستن

440
00:36:52,962 --> 00:36:57,467
از نسل قهرمان برجستۀ جنگ، ووریان آتریدیز

441
00:36:57,467 --> 00:36:58,718
،هوراس، خفه شو

442
00:36:58,718 --> 00:37:00,720
وگرنه پای برجسته‌ام رو می‌کنم تو کونت

443
00:37:05,475 --> 00:37:09,145
مراسم ختم چطور بود؟ -
حواس کل قصر پرت بود -

444
00:37:09,145 --> 00:37:11,356
.نقشۀ کامل قصر رو گیر آوردم
.حتی اتاق پادشاهی

445
00:37:11,940 --> 00:37:13,775
هیچکس کوچیکترین بویی نبرد

446
00:37:20,615 --> 00:37:22,242
اوه

447
00:37:23,535 --> 00:37:25,578
آفرین

448
00:37:26,496 --> 00:37:28,540
یه چیز دیگه هم می‌خوایم

449
00:37:30,125 --> 00:37:32,544
بعدش می‌تونیم به خود کورینو حمله کنیم

450
00:37:34,754 --> 00:37:36,589
مطمئنی الان وقت خوبیـه؟

451
00:37:38,133 --> 00:37:39,843
عروسی شاهدخت به هم خورده

452
00:37:39,843 --> 00:37:42,012
دل مردم خیلی به حال‌شون می‌سوزه

453
00:37:42,012 --> 00:37:45,348
انگار یه نفر نمک‌گیر زندگیِ
مرفهِ داخل قصر شده

454
00:37:45,348 --> 00:37:46,766
...می‌خوای با اون اسم معروفت

455
00:37:46,766 --> 00:37:48,768
،من اعتبار و مهارت‌هام رو گذاشتم پای قیام

456
00:37:48,768 --> 00:37:51,521
چون خاندان‌های بزرگ دارن
اسپایس رو احتکار می‌کنن و

457
00:37:51,521 --> 00:37:53,398
مردم رو مجبور می‌کنن برای رفع نیازهاشون

458
00:37:53,398 --> 00:37:55,442
به خشونت متوسل بشن

459
00:37:55,442 --> 00:37:57,610
اگه تنها راه تموم کردن این وضع
،خون و خونریزی باشه

460
00:37:57,610 --> 00:38:01,573
پس یه لحظه هم به وفاداریم
به آرمان شک نکن

461
00:38:02,073 --> 00:38:05,368
این انگیزۀ آتریدیز رو می‌بینی؟
اگه بخوایم دست این جنایتکارها رو

462
00:38:05,368 --> 00:38:08,079
از لندزراد کوتاه کنیم، همچین روحیه‌ای لازم داریم

463
00:38:11,041 --> 00:38:14,085
خیلی وقتـه که دارن ما رو لگدمال می‌کنن

464
00:38:16,129 --> 00:38:20,133
باید جوری این قیام رو علنی کنیم که
هیچکس نتونه انکارش کنه

465
00:38:26,598 --> 00:38:27,766
بیاید یه نوشیدنی بخوریم

466
00:38:35,815 --> 00:38:40,653
شاید اون بهت اعتماد داشته باشه، ولی من
چند شب پیش کنار شاهدخت دیدمت

467
00:38:41,446 --> 00:38:44,949
مراقب باش. نمی‌تونیم اجازه بدیم
بشی وبال گردن‌مون

468
00:38:54,376 --> 00:38:56,002
یه چیزی بگم؟

469
00:38:56,002 --> 00:38:58,588
...توی این همه سال که داخل محفل بزرگ شدم

470
00:38:59,297 --> 00:39:01,800
قدیما وانمود می‌کردم شما مادرمی

471
00:39:03,635 --> 00:39:06,054
.خب، بذار یه رازی رو بهت بگم
.من هم همینطور

472
00:39:08,473 --> 00:39:11,559
فکر می‌کنی چرا باارزش‌ترین
یادگاریم رو دادم به تو؟

473
00:39:14,729 --> 00:39:16,981
کاش باهاش آشنا می‌شدی

474
00:39:18,233 --> 00:39:21,152
شما...مادرم رو می‌شناختید؟

475
00:39:22,028 --> 00:39:23,029
آره

476
00:39:24,864 --> 00:39:26,282
الان کجاست؟

477
00:39:29,452 --> 00:39:31,454
فوت کرده. متأسفم

478
00:39:31,871 --> 00:39:33,873
حین زایمان مُرد

479
00:39:37,877 --> 00:39:39,129
آها

480
00:39:42,716 --> 00:39:48,138
پس...یعنی توی چاه خاطراتم می‌تونم ببینمش

481
00:39:48,138 --> 00:39:51,558
نمیشه چاه خاطرات رو کنترل کرد

482
00:39:51,558 --> 00:39:54,811
،معلوم نیست وقتی واردش میشی
چه صداهایی میان سراغت

483
00:39:54,811 --> 00:39:58,481
اگه بهت قول بدم مادرت رو می‌بینی، دروغ گفتم

484
00:39:58,481 --> 00:40:01,359
ولی ممکنـه اونجا باشه؟ -
ممکنـه -

485
00:40:03,528 --> 00:40:05,530
...ولی اگه آمادگیش رو نداری

486
00:40:07,574 --> 00:40:09,993
می‌تونیم راه‌های دیگه‌ای پیدا کنیم

487
00:40:52,035 --> 00:40:54,371
از دیدنتون خوشحالم، خواهر مکیلا

488
00:40:54,371 --> 00:40:57,248
متأسفم که تحت چنین شرایطی اومدم

489
00:40:59,084 --> 00:41:01,503
راستش وقتی خبر رو شنیدم باورم نمی‌شد

490
00:41:02,420 --> 00:41:04,422
می‌دونید، کاشا الگوی من بود

491
00:41:06,049 --> 00:41:08,134
به خاطر تمام قدرتی که
،بیخ گوشِ امپراتور داشت

492
00:41:08,134 --> 00:41:10,428
نه داخل سایه‌ها

493
00:41:10,428 --> 00:41:12,681
سایه‌ها هم قدرت خودشون رو دارن

494
00:41:13,556 --> 00:41:15,225
الان این حرف‌تون رو درک می‌کنم

495
00:41:15,225 --> 00:41:17,018
کشمکش‌های قدرت

496
00:41:18,103 --> 00:41:21,064
ما به خاندان‌های بزرگ
قدرت حفظ نظم رو میدیم و

497
00:41:21,064 --> 00:41:24,067
با قیام‌هامون نمی‌ذاریم افسارگسیخته بشن

498
00:41:24,567 --> 00:41:26,403
حملۀ شورشی‌ها به برداشت‌گر

499
00:41:26,403 --> 00:41:29,572
حقۀ خیلی قشنگی بود -
ممنونم -

500
00:41:29,572 --> 00:41:31,908
ولی الان می‌خوام اسامی تمام شورشی‌هایی که

501
00:41:31,908 --> 00:41:33,618
توی حملات آراکیس دست داشتن رو بهم بدی

502
00:41:34,536 --> 00:41:37,080
صبر کنید. می‌خواید کل گروهک رو از بین ببرید؟

503
00:41:37,080 --> 00:41:39,290
،خب، باید نفوذمون رو تقویت

504
00:41:39,290 --> 00:41:41,584
و نگرانی‌های امپراتور رو رفع کنیم

505
00:41:41,584 --> 00:41:44,421
ضعفش دیگه برامون برگ برنده محسوب نمیشه

506
00:41:44,421 --> 00:41:48,133
الان باید تقویتش کنیم تا
شرِ لاشخورها رو کم کنه

507
00:41:49,676 --> 00:41:52,137
در وهلۀ اول می‌تونید جاسوس‌شون
داخل قصر رو لو بدید

508
00:41:52,971 --> 00:41:54,973
اسمش کیران آتریدیزه

509
00:41:56,307 --> 00:41:57,726
آتریدیز؟

510
00:41:58,309 --> 00:42:00,311
چطور؟ مشکلی هست؟

511
00:42:02,939 --> 00:42:03,982
نه

512
00:42:35,221 --> 00:42:36,890
حرکت قشنگی بود

513
00:42:38,850 --> 00:42:41,144
مشخصاً تمرین کردی

514
00:42:41,144 --> 00:42:42,854
فقط نه چیزایی که من یادت دادم رو

515
00:42:44,314 --> 00:42:47,567
نمی‌دونم بهم بربخوره، یا تحسینت کنم

516
00:42:47,567 --> 00:42:49,027
کاشا چندتا حرکت یادم داد تا

517
00:42:49,027 --> 00:42:51,529
برای ورودم به مدرسه آماده‌ام کنه

518
00:42:54,115 --> 00:42:55,700
می‌خوای دربارش صحبت کنی؟

519
00:42:56,743 --> 00:42:58,370
اصلاً نمی‌خوام صحبت کنم

520
00:42:59,996 --> 00:43:01,664
پس بیا حرف نزنیم

521
00:43:37,200 --> 00:43:40,245
زخمی شدی؟ -
حالم خوبـه -

522
00:43:43,373 --> 00:43:45,250
همش میان جلوی چشم‌هام

523
00:43:47,002 --> 00:43:49,838
کاشا و...پرووت

524
00:43:50,755 --> 00:43:52,340
اون فقط یه بچه بود

525
00:43:57,178 --> 00:43:58,805
،وقتی هم‌سنِ اون بودم

526
00:43:58,805 --> 00:44:02,892
،پدرم روی یکی از سیارات دوردست
با یه شورش درگیر بود

527
00:44:02,892 --> 00:44:05,437
«یادمـه. گروه «پیوند فروپاشیده

528
00:44:07,272 --> 00:44:10,442
.فقط یه سیاره بودن
.در اصل یه قمر

529
00:44:11,317 --> 00:44:14,154
در برابر ارتش امپراتوری شانسی نداشتن

530
00:44:15,989 --> 00:44:17,615
...پس یه شب

531
00:44:19,200 --> 00:44:21,619
...یه سری‌شون مخفیانه وارد قصر شدن و

532
00:44:23,496 --> 00:44:25,457
من رو از تختم دزدیدن

533
00:44:26,249 --> 00:44:28,460
...کنستانتین نتونست جلوشونو بگیره

534
00:44:29,502 --> 00:44:31,963
واسه همین بهشون گفت اون رو هم ببرن

535
00:44:32,964 --> 00:44:34,591
تابحال این رو نشنیده بودم

536
00:44:34,591 --> 00:44:37,635
پدر و مادرم نمی‌خواستن جلوی
،خاندان‌های بزرگ ضعیف به نظر بیان

537
00:44:37,635 --> 00:44:39,679
واسه همین قضیه رو مخفی کردن

538
00:44:41,222 --> 00:44:43,641
کنستانتین هم هیچوقت
در این باره حرف نمی‌زنه

539
00:44:46,978 --> 00:44:48,813
موضوع کلاً سیاسی بود

540
00:44:51,566 --> 00:44:54,194
ما فقط حکم مهره‌های بازی دستیابی

541
00:44:55,153 --> 00:44:59,240
به قدرت و اسپایس رو داشتیم

542
00:45:21,012 --> 00:45:22,013
درست نیست

543
00:45:24,057 --> 00:45:26,685
وقتی قرار بود از سیاره برم
...موضوع فرق داشت، ولی

544
00:45:29,688 --> 00:45:30,855
حق با توئـه

545
00:45:32,107 --> 00:45:34,109
واسه جفتمون بد میشه

546
00:46:07,100 --> 00:46:10,562
تو پیامبری، دزموند هارت؟

547
00:46:11,062 --> 00:46:13,732
اگه چند وقت پیش این رو
می‌پرسیدید، خنده‌ام می‌گرفت

548
00:46:14,774 --> 00:46:17,986
به هیچی اعتقاد نداشتم -
الان چی؟ -

549
00:46:19,779 --> 00:46:21,239
نمی‌دونم

550
00:46:24,367 --> 00:46:26,786
من یه کارهایی می‌تونم بکنم

551
00:46:29,414 --> 00:46:30,790
...کارهای قشنگ و

552
00:46:32,917 --> 00:46:34,919
وحشتناک

553
00:46:36,838 --> 00:46:38,882
،به نظرم اگه موهبتی داری
بهتره ازش استفاده کنی تا

554
00:46:38,882 --> 00:46:40,925
مبادا از دستش بدی

555
00:46:42,260 --> 00:46:44,220
دوک ریچیزی می‌خواد ناوگانش رو پس بگیره و

556
00:46:44,220 --> 00:46:46,264
تهدید کرده آراکیس رو تصاحب می‌کنه

557
00:46:46,264 --> 00:46:50,101
چرا تو رو دودستی تقدیمش نکنیم تا
تمام مشکلات‌مون حل بشه؟

558
00:46:50,101 --> 00:46:52,145
من هنوزم سرباز شمام

559
00:46:54,022 --> 00:46:56,649
گوش‌به‌فرمان شمام و
زندگیم دست شماست

560
00:46:58,735 --> 00:47:01,571
چطوره بذارید نشون‌تون بدم چطوری کسایی که
...خواستن ازتون اخاذی کنن

561
00:47:01,571 --> 00:47:04,157
...یا با مشورت مغرضانه کنترل‌تون کنن رو

562
00:47:04,157 --> 00:47:07,202
سر جاشون می‌شونم؟

563
00:47:14,501 --> 00:47:17,796
،بحران، بقا

564
00:47:19,047 --> 00:47:21,424
پیشرفت

565
00:47:21,424 --> 00:47:24,928
بنیان‌گذارمون، مادر راکلا، مسموم شد

566
00:47:25,929 --> 00:47:30,100
،اون برای اینکه زنده بمونه
کنترل ترکیبات بدنش رو به دست گرفت و

567
00:47:30,100 --> 00:47:33,144
ماهیت سموم رو در سطح سلولی تغییر داد

568
00:47:34,979 --> 00:47:39,150
با این کار به چیز حکیمانه‌تری
توی وجودش دست پیدا کرد

569
00:47:40,735 --> 00:47:42,779
،ندای مادرش

570
00:47:42,779 --> 00:47:44,823
مادرِ مادرش و الی آخر

571
00:47:44,823 --> 00:47:47,325
،تا جایی که تمام مادران قبل از اون

572
00:47:47,325 --> 00:47:49,911
درهای ذهن‌شون رو باز و
باهاش صحبت کردن

573
00:47:51,079 --> 00:47:55,709
...لایلا چو گریس نابرتو انیرول

574
00:48:00,171 --> 00:48:02,841
وقتشـه مادرانی که بهت
حیات بخشیدن رو بیدار کنی

575
00:48:03,758 --> 00:48:07,178
این یک عذابـه، ولی فقط همین یه باره

576
00:48:08,304 --> 00:48:10,348
...وقتی دیدی داخل تاریکی هستی

577
00:48:11,349 --> 00:48:12,726
دنبال نور بگرد

578
00:48:13,518 --> 00:48:17,188
،اجدادی که باهاشون مواجه میشی
وحشی و گرسنه هستن

579
00:48:19,899 --> 00:48:21,901
نذار بهت مسلط بشن

580
00:48:24,029 --> 00:48:27,240
فقط نوره که مهمـه

581
00:48:38,376 --> 00:48:40,795
تو رو به زندگی برمی‌گردونه

582
00:48:43,423 --> 00:48:45,050
برمی‌گردونه پیش ما

583
00:48:47,635 --> 00:48:49,888
...بعدش میشی یه

584
00:48:50,388 --> 00:48:52,182
مادر روحانی

585
00:49:12,410 --> 00:49:16,414
این سم هیچ پادزهری نداره

586
00:49:18,291 --> 00:49:21,378
آروم نفس بکش. تمرکز کن

587
00:49:21,378 --> 00:49:24,255
بعد وارد چاه خاطراتت شو

588
00:49:28,343 --> 00:49:30,261
فقط صدای من رو دنبال کن

589
00:49:31,262 --> 00:49:34,683
بذار صدام هدایتت کنه، و نفس بکش

590
00:49:59,916 --> 00:50:01,167
دَم

591
00:50:03,878 --> 00:50:05,130
!دَم

592
00:50:06,589 --> 00:50:09,342
سم رو طوری تجزیه کن که
فقط مولکول‌هاش باقی بمونن

593
00:50:22,647 --> 00:50:24,232
همینـه، خواهر

594
00:50:26,651 --> 00:50:27,861
بازدم

595
00:50:31,322 --> 00:50:33,533
انرژیش رو آزاد کن

596
00:50:33,533 --> 00:50:35,201
بذار وجودت رو فرا بگیره

597
00:52:43,371 --> 00:52:44,789
راکلا

598
00:52:50,086 --> 00:52:52,088
...آنکه حساب‌رسی را محقق می‌کند

599
00:52:52,088 --> 00:52:54,966
.فردی‌ست با دو تولد
...یک تولد

600
00:52:54,966 --> 00:52:56,426
...حاصل خون

601
00:52:56,426 --> 00:52:58,553
دیگری حاصل اسپایس

602
00:52:59,346 --> 00:53:01,014
فردی با دو تولد. یعنی کی؟

603
00:53:01,389 --> 00:53:04,559
از گور برخاستۀ زخم‌خورده

604
00:53:04,809 --> 00:53:07,270
...سلاحی حاصل جنگ

605
00:53:07,270 --> 00:53:09,689
در مسیری بس کوتاه

606
00:53:10,148 --> 00:53:11,775
ماهیت این قدرت چیـه؟

607
00:53:11,775 --> 00:53:13,109
چطوری باهاش مقابله کنیم؟

608
00:53:23,203 --> 00:53:25,538
چه خبر شده؟

609
00:53:25,538 --> 00:53:27,165
!راکلا

610
00:53:28,500 --> 00:53:29,668
!راکلا

611
00:53:30,627 --> 00:53:33,046
،دست در دستِ هم مسیرمان را طی می‌کنیم

612
00:53:33,046 --> 00:53:35,298
و تنها یک نور راهنمای ماست

613
00:53:35,298 --> 00:53:38,134
قدم‌هایمان را کوتاه و باصلابت برمی‌داریم

614
00:53:38,134 --> 00:53:40,762
می‌دانیم که در جهان آخرت
تولدی دوباره خواهیم داشت

615
00:53:42,681 --> 00:53:45,058
!راکلا

616
00:53:50,522 --> 00:53:52,524
بره کوچولوی من

617
00:53:53,358 --> 00:53:55,860
بره کوچولوی من

618
00:53:57,237 --> 00:53:58,446
مامان

619
00:53:59,739 --> 00:54:01,366
خودتی؟

620
00:54:03,034 --> 00:54:05,036
این وعده‌ایـه که بهت دادن؟

621
00:54:05,704 --> 00:54:07,539
تا راضیت کنن بیای اینجا؟

622
00:54:08,456 --> 00:54:10,834
متأسفم، نوۀ عزیزم

623
00:54:10,834 --> 00:54:12,502
اون اینجا نیست

624
00:54:15,922 --> 00:54:18,383
ولی من منتظرت بودم

625
00:54:19,050 --> 00:54:22,554
‫وایسا!

626
00:54:35,734 --> 00:54:37,235
...هارکونن

627
00:54:39,279 --> 00:54:42,115
تو آیندۀ من رو دزدیدی

628
00:54:43,324 --> 00:54:45,702
حالا امیدت رو ازت می‌گیرم

629
00:54:50,331 --> 00:54:52,709
!لایلا...بیا بیرون

630
00:54:52,709 --> 00:54:54,169
!صدامو دنبال کن

631
00:54:55,211 --> 00:54:56,379
!نور

632
00:55:09,267 --> 00:55:10,894
!باید بیای بیرون

633
00:55:29,162 --> 00:55:30,830
لایلا

634
00:55:30,830 --> 00:55:32,290
!لایلا، نه

635
00:55:39,255 --> 00:55:43,301
.نه، لایلا، برگرد
.لایلا، خواهش می‌کنم

636
00:55:47,097 --> 00:55:48,973
می‌دونم از دست دادن بچه چه حسی داره

637
00:55:49,641 --> 00:55:51,643
بدترین درد دنیاست

638
00:55:53,228 --> 00:55:55,563
...ولی اینکه برگشتی خانوادم رو تهدید می‌کنی و

639
00:55:56,147 --> 00:55:58,983
،می‌زنی زیر قرارمون سر ناوگان

640
00:55:58,983 --> 00:56:01,027
اصلاً قابل‌چشم‌پوشی نیستن

641
00:56:05,156 --> 00:56:06,866
ای کودن بی‌عرضه

642
00:56:06,866 --> 00:56:09,786
خیال کردی می‌تونی دهن من رو ببندی؟

643
00:56:09,786 --> 00:56:12,956
من از اون تخت پادشاهی جدات می‌کنم و

644
00:56:12,956 --> 00:56:14,833
به خورد گرگ‌ها می‌دمت و

645
00:56:15,375 --> 00:56:17,585
!می‌ذارم دلی از عزا در بیارن

646
00:56:22,507 --> 00:56:24,009
تو دیگه کی هستی؟

647
00:56:34,686 --> 00:56:36,563
...تویی. همونی که

648
00:56:36,563 --> 00:56:38,064
...هیس

649
00:56:45,488 --> 00:56:47,699
!چیکار می‌کنه؟ -
چی؟ -

650
00:56:47,699 --> 00:56:49,242
!خواهش می‌کنم! تمومش کن

651
00:56:59,294 --> 00:57:02,297
!تو رو خدا...رحم کنید
!رحم کنید

652
00:57:03,214 --> 00:57:05,216
!رحم کنید

653
00:57:26,404 --> 00:57:30,241
برگرد خونه. پسرت رو دفن کن

654
00:57:33,286 --> 00:57:34,913
حرفی دربارۀ اتفاقی که
اینجا افتاد نزن

655
00:57:34,913 --> 00:57:36,081
...ما هم نمی‌ذاریم

656
00:57:37,290 --> 00:57:39,918
این وضعیت ناگوار توی تاریخ ثبت بشه

657
00:58:39,602 --> 00:58:41,312
...مادر اعظم

658
00:58:43,690 --> 00:58:47,193
انگار در نبودم ورق برگشته

659
00:58:48,236 --> 00:58:52,157
خب...من کسی نیستم که
خیلی توی غل و زنجیر بمونم

660
00:58:52,157 --> 00:58:54,451
باید با امپراتور کورینو صحبت کنم

661
00:58:54,451 --> 00:58:56,828
من اطلاعاتی دربارۀ
خطر شورشی‌ها دارم

662
00:58:56,828 --> 00:59:02,125
متأسفانه خاندان کورینو دیگه نیازی
به خدمات شما نداره

663
00:59:02,667 --> 00:59:06,838
اختیارات‌تون توی قصر...سلب شدن

664
00:59:10,008 --> 00:59:11,676
پس بازیت اینـه

665
00:59:13,595 --> 00:59:15,597
خیال کردی می‌تونی جای منو بگیری؟

666
00:59:26,733 --> 00:59:29,152
دنبال چی هستی؟ -
بهت گفتم دنبال چی‌ام -

667
00:59:29,611 --> 00:59:32,030
من خیر و صلاح امپراتوری رو می‌خوام

668
00:59:32,864 --> 00:59:34,866
واسه همین باید تو و تمام خواهرات رو

669
00:59:34,866 --> 00:59:37,535
از صفحۀ روزگار محو کنم

670
00:59:38,286 --> 00:59:40,747
من مدیر مدرسۀ دخترهای کم‌سنم

671
00:59:41,331 --> 00:59:44,167
ما تهدیدی برای کسی محسوب نمیشیم -
جفتمون هم می‌دونیم دروغ میگی -

672
00:59:44,167 --> 00:59:46,878
تو به اشتباه خیال می‌کنی من ترسیدم

673
00:59:48,505 --> 00:59:52,509
من یه پسربچۀ نُه ساله نیستم -
کاشا جینجو هم نبود -

674
00:59:52,509 --> 00:59:55,553
!بس کن! خنجرت رو در بیار

675
01:00:05,105 --> 01:00:06,773
!بگیرش جلوی گردنت

676
01:00:14,072 --> 01:00:16,908
!حالا بکُنش توی گلوت

677
01:00:29,170 --> 01:00:30,839
!بکُنش توی گلوت

678
01:00:55,280 --> 01:00:58,283
همیشه کنجکاو بودم بدونم
بزرگترین ترست چیـه

679
01:01:01,119 --> 01:01:03,163
حالا به چشم دیدمش

680
01:01:03,163 --> 01:01:05,165
این نیست که کسی حرف‌هات رو نشنوه

681
01:01:05,957 --> 01:01:07,959
...اینـه که بشنوه و

682
01:01:08,710 --> 01:01:10,712
کوچکترین اهمیتی نده

683
01:01:11,536 --> 01:01:31,536
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
