WEBVTT

00:06.037 --> 00:07.599
!دستا روی فرمون

00:09.635 --> 00:11.261
!دستا روی فرمون

00:12.744 --> 00:14.879
.از ماشین پیاده شو
.دستات جایی باشن که ببینم‌شون

00:14.904 --> 00:16.557
!از ماشین پیاده شو

00:16.683 --> 00:17.883
هول نکن

00:19.381 --> 00:21.812
!از ماشین گمشو پایین. یالا

00:21.914 --> 00:23.333
بخواب رو زمین، مادرجنده

00:25.895 --> 00:27.498
یالا، بچه‌جون. با من بیا

00:28.815 --> 00:30.904
کجاست؟ کجا قایمش کردی؟

00:31.368 --> 00:35.138
لعنتی. گوش نمیدی؟ گفتم مقاومت نکن

00:36.179 --> 00:37.597
رو اعصابم نرو

00:38.543 --> 00:40.420
به گا رفتی، رفیق

00:41.325 --> 00:45.078
!یالا. بریم، مادرجنده. حرکت کن

00:45.756 --> 00:49.155
.ماشین کیریش رو بگردید
.می‌دونم عوضی جنس داره

00:49.180 --> 00:51.765
صندلی عقب چیزی نیست -
کسشعره -

00:51.874 --> 00:56.295
.همونجاست. تیکه‌پاره‌اش کنید
.مطمئنم یه چیزی هست

01:03.897 --> 01:05.960
کارِ این مادرجنده‌ها همینـه

01:07.781 --> 01:09.234
لگدت می‌کنن

01:10.499 --> 01:12.209
پاشون رو می‌ذارن رو گردنت

01:14.334 --> 01:15.534
خوب و بد

01:17.272 --> 01:18.609
درست و غلط

01:19.605 --> 01:23.867
آدمایی این کسشعرها رو تفت دادن که
تابحال کسی تفنگ نذاشته روی پیشونی‌شون

01:24.351 --> 01:27.695
مرد بودن یعنی کتک بخوری و

01:28.887 --> 01:30.388
جیکت در نیاد

01:32.477 --> 01:43.477
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:45.518 --> 01:46.718
درش بیار

01:48.886 --> 01:55.886
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:56.027 --> 02:00.027
« ترجمه از علی محمدخانی و امیر ستارزاده »

02:14.973 --> 02:16.453
بهت افتخار می‌کنم

02:19.530 --> 02:20.937
بهتره بری خودت رو بشوری

02:34.154 --> 02:36.448
♪ Little Simz and Obongjayar - Point and Kill ♪

03:35.099 --> 03:39.482
« دُزد مواد »
« فصل اول »
« قسمت پنجم: ترس از خدا »

03:43.887 --> 03:47.661
تا الان، تمام زندگیم یه دروغ بوده

03:48.557 --> 03:54.263
بچه که بودم، خانوادم فکر می‌کردن
با خدا ارتباط دارم
(شش هفته بعد از سرقت)

03:54.536 --> 03:58.630
فقط به خاطر اینکه چند باری توی
...کلیسا از حال رفتم. انگار

03:59.453 --> 04:02.234
ولی می‌دونید، یه ترفند خاصی داره

04:02.826 --> 04:05.953
فکر کنید دستیار کِشیش هستید

04:05.954 --> 04:09.019
یا دارید می‌خونید یا هر چی

04:09.044 --> 04:12.895
،اگه زانوهاتون رو محکم به هم بچسبونید

04:13.200 --> 04:15.464
جریان خون به مغزتون قطع میشه

04:15.985 --> 04:19.458
اخیراً از این بابت احساس گناه می‌کنم که

04:19.483 --> 04:21.770
...خیلی مسخره‌ست چون

04:22.721 --> 04:25.341
کلی کارهای مزخرف‌تر تو زندگیم کردم

04:27.001 --> 04:29.075
...ولی، حدود یه ماه پیش

04:31.644 --> 04:33.450
پسر

04:42.032 --> 04:43.283
...سرم رو آوردم پایین

04:48.830 --> 04:51.250
...سرم رو آوردم پایین و دیدم که

04:52.969 --> 04:54.505
خط قرمزی رو رد کردم

04:59.929 --> 05:03.044
کار خیلی بدی کردم

05:08.201 --> 05:10.536
آهای، می‌خوای بیفتیم گوشه‌ی هلفدونی؟

05:10.561 --> 05:11.978
اونا دهن‌شون قرصـه، ری

05:11.979 --> 05:13.888
رفقای بیل هستن -
جدی؟ -

05:13.913 --> 05:16.624
تو کل زندگیت اصلاً کسی رو به اسم
بیل دیدی که قابل اعتماد باشه؟

05:16.816 --> 05:18.324
داداش، فراموش کردی مخفی شدیم؟

05:18.349 --> 05:20.506
دیگه باید دور این جلسات رو
خط بکشیم، می‌دونستی که؟

05:20.531 --> 05:22.339
خدایا، می‌دونی چندتا پلیس
توی این جلسات شرکت می‌کنن؟

05:22.364 --> 05:25.465
ری، من تمام متون و این مزخرفات رو
...خوندم و به نظرم

05:25.492 --> 05:27.702
حاضرم تا کارهای بدم رو جبران کنم

05:27.703 --> 05:29.620
جبران». می‌دونستی که خیلی مونده، نه؟»

05:29.621 --> 05:31.122
خیلی راه داریم تا به جبران برسیم

05:31.123 --> 05:32.546
حتی شاید باید بذاریمش واسه اون دنیا

05:33.192 --> 05:35.334
پسر، الان بهشون گفتی چطوری
سر یه جماعت کلاه می‌ذاشتی و

05:35.335 --> 05:37.420
یهو تصمیم گرفتی که حاضری با خدا آشتی کنی؟

05:37.421 --> 05:39.255
چه مرگتـه؟ -
خیلی‌خب. اینجا رو ببین -

05:39.256 --> 05:44.260
قوانین میگن باید از تمام کسایی که
بهشون صدمه زدم عذرخواهی کنم، درستـه؟

05:44.387 --> 05:46.888
پس ازت می‌خوام به
تموم اون آدم‌های بیگناه فکر کنی

05:47.006 --> 05:49.008
،به همشون فکر کن، مثلاً مالیک

05:49.404 --> 05:53.408
...اون بچه‌های آمیش توی خونه‌ی لوبسک، همه‌ی

05:55.198 --> 05:56.398
ری؟

05:57.644 --> 05:58.844
ری؟

06:00.242 --> 06:01.476
همه‌ی اون دلقک‌های خدا بیامرز

06:01.501 --> 06:04.981
خفه‌خون بگیر -
...خب؟ مادرها، بچه‌ها -

06:06.164 --> 06:09.050
مالیک زن و بچه داره؟ -
خدایا، ایشالا که نه -

06:09.426 --> 06:12.135
ببین، تا کامل در امان نباشیم
نمی‌تونیم اون قدم‌ها رو برداریم

06:12.160 --> 06:14.415
باید فوراً بفهمیم کی دنبال‌مونـه، خب؟

06:14.416 --> 06:17.440
آره، چون ساقی‌ها و موتورسوارهای عادی نیستن

06:17.465 --> 06:20.386
اینو می‌بینی؟ شناختیش؟
(مأمور مبارزه با مواد مخدر در تیراندازی کُشته شد)

06:21.980 --> 06:23.912
ریک زده یه پلیس لامصب رو کُشته

06:23.937 --> 06:25.229
کیر توش

06:25.254 --> 06:28.429
آره، اونقدر سرگرم فرار بودیم که
اخبار نگاه نمی‌کردیم

06:28.454 --> 06:31.510
.آره، هشت‌تا مقاله اینجوری پیدا کردم
.هشت‌تا، پسر

06:31.535 --> 06:32.776
می‌دونی به‌گاییش کجاست؟

06:32.801 --> 06:34.762
تو هیچ‌کدوم اسمی از جنازه‌ی یه زن نیومده

06:37.089 --> 06:38.760
هیچ‌وقت به اخبار اعتماد نمی‌کنم

06:38.785 --> 06:42.276
،خب، این مأمور کیری
،حتماً تو عملیاتی چیزی بوده

06:42.277 --> 06:44.541
وگرنه چرا توی اون خونه بوده؟
می‌گیری چی میگم؟

06:44.566 --> 06:47.011
...اونجا بوده. پس -
...خیلی‌خب. ری. فقط -

06:47.036 --> 06:49.629
...امکان نداره که یه جور -
چیـه؟ -

06:50.202 --> 06:51.202
الان نقشه چیـه، پسر؟

06:51.203 --> 06:52.800
دنبال همینم نقشه رو پیدا کنم دیگه

06:52.825 --> 06:54.853
دارم میگم این خبر دیشب نذاشت بخوابم

06:54.878 --> 06:56.308
،وقتی تو همچین جلسه‌ای شرکت می‌کنی

06:56.333 --> 06:57.730
...باید به کاری که می‌کنی -
لازم نکرده بهم بگی -

06:57.755 --> 06:59.058
طرز کار جلسات چطوریـه -
دل بدی -

06:59.083 --> 07:01.504
.نمی‌خوام این مزخرفات رو بهم بگی
تو خودت تازه‌کاری. خب؟

07:01.505 --> 07:03.854
.ببین، منی، جدی میگم
.الکی شکاک نیستم

07:03.879 --> 07:04.882
معلومـه که نیستی

07:04.883 --> 07:05.883
نه، پسر -
پس چیـه؟ -

07:05.884 --> 07:07.676
دیشب یه فکری به سرم زد

07:07.970 --> 07:09.095
گوش کن چی میگم، خب؟

07:09.096 --> 07:12.014
...اگه این 2 دلاری یه جور

07:12.015 --> 07:14.183
رسید باشه چی، پسر؟

07:15.185 --> 07:17.630
مثل رسیدی که از خشک‌شویی می‌گیری

07:19.231 --> 07:20.677
مثل رسید خشک‌شویی

07:21.790 --> 07:23.124
یه بار نشد بفهمم چی میگی

07:23.149 --> 07:25.901
تابحال شری رو نبردی جایی که مجبور شی
کُتت رو بدی خشک‌شویی یا

07:25.926 --> 07:27.256
همچین چیزی؟ -
نه، ری -

07:27.281 --> 07:30.950
اینا هم افکار آدمی نیست که
به فکر اصلاح و جبرانـه

07:30.951 --> 07:32.493
سعی دارم اینو بگم -
فقط دارم میگم که -

07:32.494 --> 07:34.579
هنوز کلی ماجرا هست که ازشون بی‌خبریم، پسر

07:34.580 --> 07:36.539
...مربوط به مواد، پول
...نمی‌دونم

07:36.540 --> 07:38.458
خیلی‌خب. نه، من رو ببین -
ولی یه چیزایی هست -

07:39.412 --> 07:42.701
باید شروع کنم به برداشتن قدم‌ها

07:43.839 --> 07:45.898
باید کارهام رو جبران کنم

08:03.240 --> 08:05.369
نمی‌تونیم وقتی یه بچه داخل خونه‌ست
عملیات انجام بدیم

08:05.394 --> 08:08.188
.خب بچه‌ی وامونده رو ببر
.کارِت همینـه دیگه

08:47.464 --> 08:49.675
گفتن جراحاتت زندگیت رو دگرگون کرده

08:50.364 --> 08:52.210
نمی‌دونستم منظورشون صدات بوده

08:52.819 --> 08:54.237
داره بهتر میشه

09:03.877 --> 09:05.952
...حتی وقتی می‌تونستم صحبت کنم هم

09:07.701 --> 09:09.741
از عذرخواهی گوز بارم نبود

09:11.009 --> 09:15.263
پس برای همین این همه راه اومدی؟
که عذرخواهی کنی؟

09:15.326 --> 09:16.526
نه

09:17.307 --> 09:20.269
می‌دونی، من هیچی در مورد تو نمی‌دونم

09:22.216 --> 09:23.416
فقط چیزایی که جک گفته

09:24.519 --> 09:27.063
جک گفت سرسخت‌ترین آدمی هستی که می‌شناسه

09:28.026 --> 09:30.179
شاید برای همین خیلی احساس ناراحتی نمی‌کنی

09:30.362 --> 09:33.740
نه، من هم دلم براش تنگ شده

09:34.950 --> 09:37.007
گفت تو هم عزیز زیاد از دست دادی

09:39.037 --> 09:40.984
«هیچی نمی‌تونه بزنتش زمین»

09:42.914 --> 09:45.667
راه جالبیـه برای اینکه اعتراف کنی
عاشق یه نفری، مگه نه؟

09:51.341 --> 09:54.969
چند وقت پیش یه چیزی بهش دادم. یه عکس

09:54.970 --> 09:56.930
...من

09:58.557 --> 09:59.757
می‌خوام پسش بگیرم

09:59.951 --> 10:02.378
پس نیومدی اعتراف کنی که
با هم رابطه داشتید

10:04.104 --> 10:05.636
خودت از قبل خبر داشتی

10:22.414 --> 10:24.499
« سروایورز اج »

11:00.914 --> 11:03.374
چه عجب که بالاخره با مخبرهات آشنا میشم

11:25.853 --> 11:27.521
« زیادیـه. به کُشتن‌مون میدی »

11:27.604 --> 11:29.368
« بهم اعتماد کن، می‌دونم چیکار می‌کنم »

11:30.440 --> 11:31.441
« سلام »

11:38.991 --> 11:40.492
« از اون دنیا پیام میدی؟ »

11:42.911 --> 11:44.454
« کی هستی؟ »

11:57.384 --> 11:59.428
« جک رو می‌شناختم »

11:59.511 --> 12:01.763
« من هم همینطور »

12:08.896 --> 12:10.898
« بهم اختیار داده باهات صحبت کنم »

12:12.482 --> 12:13.817
‫« اگه کد رو داری... »

12:29.833 --> 12:32.544
یعنی چی، جک؟

12:33.462 --> 12:35.922
...آهای، چیکار
مامان، نباید از مسافرخونه بری

12:35.923 --> 12:37.905
مسخره‌بازی بسـه، ریموند -
یه ساعت دیگه، مامان -

12:37.930 --> 12:39.133
سه هفته‌ست اینجام

12:39.158 --> 12:41.219
،اگه هنوز دنبالمن
قدم‌شون روی چشم

12:41.244 --> 12:44.264
خیلی‌خب، وایسا. فقط باید مطمئن شم که
خونه امنـه، خب؟

12:44.313 --> 12:45.819
من دیگه صبرم سر اومده!‏

12:45.844 --> 12:46.952
آهای... فقط اینو ببین

12:46.977 --> 12:48.600
...باز از اون مزخرفات -
...باشه؟ به خاطر من. فقط -

12:48.625 --> 12:50.520
جاسوسیت نشونم نده، ریموند -
...فقط نگاه کن. یه چیزی -

12:50.521 --> 12:51.979
!این از دیشبـه. ببین

12:52.004 --> 12:55.550
ببین، یکی رفته یه چیزی گذاشته جلوی درِ پُشتی

12:56.735 --> 12:58.444
اون آشغال چیـه دیگه؟

12:58.445 --> 13:00.738
دیدی؟ فکر کن نصف شب از خواب بیدار شی و

13:00.739 --> 13:02.573
!در پُشتی رو برای شرمی باز کنی و بوم

13:02.574 --> 13:04.283
یه بمب شیمیایی

13:04.284 --> 13:06.366
بمب شیمیایی دیگه چیـه؟

13:06.391 --> 13:08.037
ببین، فقط بذار کارم رو بکنم، خب؟

13:08.038 --> 13:09.664
.بذار برم یه نگاهی بندازم
،اگه امن بود

13:09.665 --> 13:12.625
می‌تونی برگردی خونه و بقیه‌ی عمرت رو
توی قرعه‌کشی‌ها ببازی

13:15.128 --> 13:17.548
وکیله واسه کارهای بابات زنگ زد

13:17.982 --> 13:20.827
گفت نمی‌خواد پُشت تلفن بگه ولی

13:20.852 --> 13:23.424
توی پرونده‌اش پیشرفتی اتفاق افتاده

13:23.449 --> 13:26.618
الان تو دادگاهـه، ساعت یک زنگ می‌زنه

13:28.600 --> 13:31.234
فکر کنم بالاخره اتفاقات خوبی داره میفته

13:31.898 --> 13:33.771
باور کن، از این خبرها نیست

13:33.951 --> 13:35.151
یالا

13:36.398 --> 13:39.069
...چیـه؟ این کار رو نکن. این

13:39.094 --> 13:40.462
چیکار نکنم؟ -
...فقط دارم میگم که -

13:40.487 --> 13:44.323
نه، همش بدبختیـه. بیچاری، فلاکت، درموندگی

13:44.324 --> 13:45.524
چاله‌ی بی‌انتها

13:48.990 --> 13:50.325
« هشدار برای ساعت یک »

14:29.347 --> 14:31.724
از دست این همسایه‌های کیری و
کیک‌های میوه‌ای‌شون

14:33.609 --> 14:34.809
لعنتی

14:51.354 --> 14:52.354
بله؟

14:52.504 --> 14:53.704
ری

14:54.728 --> 14:55.928
حال و احوالت چطوره؟

14:59.178 --> 15:00.378
پُشت خطی؟

15:00.721 --> 15:04.224
آره. فقط تعجب کردم صدات رو شنیدم

15:05.379 --> 15:07.130
ممنون بابت اون جشن دلقک‌ها

15:08.179 --> 15:11.214
خب، اگه مسئله جدی نبود زنگ نمی‌زدم

15:11.716 --> 15:12.916
دمت گرم

15:14.795 --> 15:18.528
.کل شهر پُر از درگیریـه
اوضاع از کنترل خارج شده، خبر داشتی؟

15:18.986 --> 15:20.192
نه

15:20.544 --> 15:23.130
یه عده از شمال حمله کردن

15:23.757 --> 15:26.717
یه عده آدم از جنوب به
جنس‌مون علاقه نشون دادن

15:26.770 --> 15:30.176
جدی؟ حالا این کسکش‌ها کی هستن؟
پانتومیم‌باز؟

15:30.639 --> 15:32.598
خب، از اونا هم کمتر حرف می‌زنن

15:33.293 --> 15:36.185
کارتل، با آدمای بدی دم‌خور شدن

15:36.210 --> 15:38.855
،پول گم کردن، مواد گم کردن

15:38.856 --> 15:40.566
حالا هم بدجوری کفری‌ان

15:41.061 --> 15:42.261
،آره، خب

15:43.819 --> 15:46.801
گمونم بعضی‌وقت‌ها آدم اعتمادش رو
به دوستش از دست میده، نه؟

15:51.910 --> 15:54.204
باید توی اون درگیری کُشته میشدم؟

15:54.858 --> 15:56.192
گوش بده، ری

15:56.874 --> 15:59.501
هر روز داری از میدون مین
جون سالم به در می‌بری و

16:00.082 --> 16:03.278
خیلی زود میشی تنها کسی که
راه خروج ازش رو بلده

16:03.809 --> 16:05.262
راه خروجی وجود نداره، داداش

16:05.893 --> 16:08.856
همیشه یه راهی هستی، ریموند

16:13.140 --> 16:14.340
...آهای، منظورت

16:16.781 --> 16:17.990
منظورت چیـه؟

16:19.563 --> 16:21.981
روزهات به شماره افتاده، داش

16:23.527 --> 16:26.196
داش؟ چه کسشعرها؟

16:28.111 --> 16:29.856
روزهای همه به شماره افتاده، داداش

16:30.800 --> 16:34.309
این مریضی به جونِ کل شهر افتاده

16:35.704 --> 16:38.415
من هم دیروز موقع برگشت به خونه مریض شدم

16:39.145 --> 16:42.731
ساعت شلوغی هم نبود. گمونم 4 و ربع اینا بود

16:43.185 --> 16:45.604
نگه داشتم و یه دختره رو دیدم

16:46.407 --> 16:49.153
بهش می‌خورد 14 سالش باشه

16:50.252 --> 16:51.762
خیلی بچه‌ست، نه؟

16:52.285 --> 16:56.301
.بیا امیدوار باشیم که 20 بوده باشه
.یه 20 بیبی‌فیس

16:57.978 --> 17:02.028
یه گوشه داشت تزریق می‌کرد

17:02.874 --> 17:06.919
هنوز مطمئن نبودم چی دارم می‌بینم و
،یه دقیقه هم نشده بود که وایساده بودم

17:07.121 --> 17:10.629
درضمن، ری، از این خیابون‌های شلوغ هم نبود

17:11.031 --> 17:13.801
مثل خیابون 12ام بود. یا یازدهم

17:15.840 --> 17:18.824
یه کسکشی پُشتم هی بوق میزد

17:19.731 --> 17:20.879
فکر کن

17:22.567 --> 17:25.668
یه بچه داره به خاطر یه مرضی جون میده و

17:25.693 --> 17:29.823
یه مادرجنده‌ای قرارِ زومش دیر شده و

17:30.509 --> 17:32.371
دستش رو از روی بوق برنمی‌داره

17:34.531 --> 17:36.473
پس تهِ این چاه کجاست، ری؟
(چیزی نگو)

17:40.185 --> 17:41.754
هنوز داریم سقوط می‌کنیم، پسر

17:42.187 --> 17:45.535
خب، باید به ته چاه برسیم تا
بتونیم دوباره بیایم بالا

17:50.552 --> 17:55.182
خب، در مورد چیزایی که دیدی، مواد، پول؟

17:56.285 --> 17:58.026
جایی هست بتونیم صحبت کنیم؟

17:58.051 --> 17:59.412
یه نقشه دارم

17:59.460 --> 18:02.713
ببین، باتریم یه دقیقه دیگه تموم میشه، خب؟

18:03.596 --> 18:04.972
از ته چاه بهت زنگ می‌زنم

18:40.245 --> 18:41.787
منتظر کسی‌ام

18:41.959 --> 18:43.159
آره، منتظر من

18:45.738 --> 18:47.292
نتونست بیاد

18:47.317 --> 18:51.309
خب، کد چنده؟

18:53.044 --> 18:54.244
لعنتی

18:57.799 --> 18:59.301
3273

19:00.595 --> 19:03.965
به نظر درستـه. ریاضیم اونقدر خوب نیست

19:04.824 --> 19:07.104
،خانم، شما داشتی به رئیس من پیام می‌دادی

19:07.105 --> 19:08.815
ایشون هم نتونست بیاد چون

19:08.840 --> 19:10.995
ترجیح میده تو مکان‌های عمومی
با کسی ملاقات نکنه، خب؟

19:11.020 --> 19:14.254
رئیست کیـه؟ این ائتلاف وامونده چیـه؟

19:15.543 --> 19:16.743
صدات چرا اینطوریـه؟

19:17.866 --> 19:19.742
رئیست گفته با من چیکار کنی؟

19:19.743 --> 19:22.401
آهای. آروم باش، خب؟

19:22.426 --> 19:24.887
اومدم یه مکالمه‌ی شیک و پیک
باهات داشته باشم

19:25.082 --> 19:26.916
.یکم با هم آشنا میشیم
.به تفاهم می‌رسیم

19:26.917 --> 19:28.084
همین، گرفتی؟

19:28.108 --> 19:29.484
مکالمه در مورد چی؟

19:32.177 --> 19:33.377
...در مورد

19:34.883 --> 19:37.354
خونه‌ای که اون هنرمندای کسشعر سوزوندن. همین

19:37.379 --> 19:40.488
،خب، رئیست مخبر پلیسـه
پس اطلاعات رو اون مهیا می‌کنه

19:41.317 --> 19:47.543
طرز کار ما و همکارت دقیقاً اینطوری نبود

19:49.231 --> 19:52.692
ما می‌پرسیدیم، اون جواب می‌داد و
به جاش قرض‌هاش رو می‌دادیم

19:52.693 --> 19:54.820
اصلاً نمی‌دونی چی دارم میگم، نه؟

19:56.761 --> 19:58.370
باشگاهتون رو می‌شناسم

19:58.395 --> 20:00.897
می‌دونم با کارتل دست‌تون تو یه کاسه‌ست

20:00.922 --> 20:02.122
باشگاهم رو می‌شناسی؟

20:03.370 --> 20:05.705
دست بر قضا من تو رو خیلی بهتر می‌شناسم

20:06.810 --> 20:08.222
نخود تو دهن جک خیس نمی‌خورد

20:11.698 --> 20:14.347
اصلاً می‌دونی اون شب چه خبر بود؟

20:15.175 --> 20:17.189
می‌خواستی بیای سهمت رو بگیری

20:17.676 --> 20:20.428
آره. ولی یکی زد زیر معامله

20:21.351 --> 20:25.347
جک در مورد معامله چی می‌دونست؟

20:27.109 --> 20:30.933
.جک معامله رو جوش داد
.واسه ما کار می‌کرد

20:33.736 --> 20:34.936
کسشعره

20:36.304 --> 20:37.504
خیلی‌خب

20:39.896 --> 20:43.024
شنیدم آدم نسبتاً باهوشی هستی

20:43.785 --> 20:46.330
چرا به حست رجوع نمی‌کنی؟ دوباره فکر کن

20:47.572 --> 20:50.526
در مورد انبارهای مخفی که

20:50.552 --> 20:53.262
توی لیست چیز می‌ذاره... اسمش چی‌چی بود؟

20:53.295 --> 20:57.456
رفع تداخل»، تا بقیه‌ی پلیس‌ها نفهمن که»

20:57.481 --> 20:59.729
داخل‌شون چه خبره، خبر داری؟

21:07.309 --> 21:11.741
عزیزدلم، جک راه و چاه رو
نشونت نمی‌داده، خب؟

21:12.971 --> 21:14.847
داشته بازیت می‌داده. ازت سوءاستفاده می‌کرده

21:16.323 --> 21:19.358
راستش خیلی در مورد تو حرف می‌زد

21:20.197 --> 21:23.783
‫گفت باهوشی و
‫شرمنده که اینو میگم،

21:23.784 --> 21:28.622
‫ولی راستش اون گفت که
‫اصلاً صبر و حوصله نداری

21:29.790 --> 21:31.542
‫همیشه زودتر از اون به ارگاسم می‌رسیدی

21:36.797 --> 21:40.467
‫پس یه کار دیگه می‌کنیم
‫[بیا کیرمو بخور]

21:42.219 --> 21:43.554
‫دشمنِ دشمنِ من...

21:44.680 --> 21:46.932
‫دلیل اینکه الان توی
‫این هچل افتادی، ری دریسکولـه

21:48.725 --> 21:50.769
‫پس اسمش رو می‌دونی

21:52.396 --> 21:54.857
‫پس اگه می‌دونی کجاست یا
‫کجا میشه پیداش کرد،

21:55.941 --> 21:58.026
‫می‌تونیم مشکلات زیادی رو
‫برای تو هم حل کنیم

22:03.073 --> 22:05.783
‫دستم بهت می‌رسه.
‫می‌تونم کارت رو بسازم.

22:05.784 --> 22:08.203
‫می‌تونم یه کاری کنم آرزو کنی
‫که کاش پات رو توی این شهر نمی‌ذاشتی

22:09.246 --> 22:12.332
‫من خیلی ازت جلوترم، عزیزم.
‫همه‌مون جلوتریم.

22:30.000 --> 22:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:21.193 --> 23:23.195
‫فکر نکنم تصادفی همدیگه رو دیده باشیم

23:24.279 --> 23:25.781
‫تریسا گفت خبرهای مهمی داری

23:26.365 --> 23:28.366
‫بابام رو رفع محکومیت کردی؟

23:28.367 --> 23:30.369
‫نه. خبر مهمی در کار نیست

23:31.161 --> 23:33.080
‫آسیاب به نوبت

23:34.540 --> 23:35.790
‫ولی دفتر دارما

23:35.791 --> 23:37.959
‫آره، منتها هر بار که می‌بینمت،

23:37.960 --> 23:39.920
‫باید دنبال راه خروج باشم، مگه نه؟

23:40.420 --> 23:41.620
‫مثل اکثر مردهایی که می‌شناسم

23:42.256 --> 23:44.091
‫نمکدون

23:45.592 --> 23:46.792
‫نمکدون

23:47.594 --> 23:49.555
‫توی اون کلوب چی شد؟

23:50.389 --> 23:51.472
‫خوشم نمیاد دروغ تحویلم بدن

23:51.473 --> 23:52.673
‫من هم همینطور

23:55.435 --> 23:57.353
‫می‌خواستم بیام باهات اختلاط کنم

23:57.354 --> 23:58.554
‫همین و بس

23:59.356 --> 24:01.065
‫خب کی دروغگوتره؟

24:01.066 --> 24:02.358
‫تو وکیلی خب

24:02.359 --> 24:03.776
‫تو هم کلاهبرداری

24:03.777 --> 24:05.237
‫پس گمونم مساوی می‌شیم

24:08.407 --> 24:11.827
‫می‌دونی، اون شب جفت‌مون هم
‫سعی داشتیم یه مسئله‌ای رو حل کنیم

24:12.327 --> 24:14.621
‫ولی نتونستیم، چون...

24:16.498 --> 24:18.625
‫ببین، گمونم با حرف زدن به جایی نرسیم

24:19.501 --> 24:21.336
‫تو حرف منو باور نمی‌کنی،
‫من هم حرف تو رو

24:29.761 --> 24:33.182
‫پس ملت موقعی که
‫نمی‌تونن حرف بزنن، کجا میرن؟

24:51.074 --> 24:52.274
‫خب کِی...

24:54.286 --> 24:56.121
‫خب این جلسه‌ی کوئیکر کِی شروع میشه؟

24:58.165 --> 24:59.365
‫همینـه دیگه

26:27.963 --> 26:30.966
‫اوضاع چقدر وخیمـه، ری؟
‫چیکار کردی؟

26:35.053 --> 26:36.305
‫فقط یه تیغ‌زنی ساده بود

26:39.516 --> 26:40.716
‫یکی هم صدمه دیده

27:05.375 --> 27:06.575
‫تو خوبی؟

27:07.628 --> 27:10.421
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫ببرش داخل. ببرش داخل.

29:18.217 --> 29:21.594
‫ممنون که با سامانه‌ی بحران و
‫پیشگیری از خودکشی تماس گرفتید

29:24.600 --> 29:27.226
‫برای مکالمه به زبان انگلیسی،
‫لطفاً پشت خط بمانید

29:44.743 --> 29:47.371
‫سلام، بنده وینسلو هستم.
‫و شما؟

29:51.041 --> 29:55.002
‫وینسلو؟ گفتی وینسلو؟

29:55.003 --> 29:56.337
‫بله، وینسلو

29:56.338 --> 29:59.174
‫با همچین اسمی لابد خیلی زجر کشیدی

29:59.675 --> 30:00.875
‫اسم تو چیه؟

30:01.760 --> 30:05.847
‫مشکلی نیست. فقط...
‫می‌خواستم صدای یه آدم رو بشنوم

30:05.848 --> 30:08.641
‫خودمون به بقیه یاد می‌دیم که
‫تماس بگیرن، پس جداً...

30:08.642 --> 30:13.939
‫فقط زنگ زدم از خدمات‌تون تشکر کنم

30:14.815 --> 30:16.066
‫اسم من سارائـه

30:16.733 --> 30:19.319
‫از صدات می‌خوره انگار
‫داشتی فریاد می‌زدی

30:19.987 --> 30:21.655
‫با کسی دعوات شده؟

30:24.116 --> 30:25.784
‫الان دیگه صدام همینطوریـه

30:27.452 --> 30:29.287
‫میشه چندتا سؤال ازت بپرسم؟

30:29.288 --> 30:30.706
‫می‌تونم دستورالعمل دارید

30:31.582 --> 30:33.417
‫اسلحه‌ای در دسترست هست؟

30:35.043 --> 30:36.243
‫نه

30:37.504 --> 30:40.423
‫به هر نوعی از خدمات سلامت روان
‫دسترسی داری؟

30:42.050 --> 30:43.250
‫تا دلت بخواد

30:44.928 --> 30:47.681
‫می‌خوای بهم بگی که چطوری شد
‫امروز به اینجا رسیدی؟

31:00.903 --> 31:02.738
‫اگه کسی می‌دونست که من...

31:03.238 --> 31:05.281
‫که من به قدر کافی... قوی نیستم،

31:05.282 --> 31:08.201
‫من... همین چیزهایی که
‫برام مونده رو هم از دست میدم

31:08.202 --> 31:09.994
‫تو به قدر کافی قوی هستی، سارا

31:09.995 --> 31:11.195
‫نه

31:12.247 --> 31:16.250
‫اگه به کسی زنگ می‌زنم، نگرانم می‌شدن
‫یا... برام گزارش رد می‌کردن

31:16.251 --> 31:19.504
‫هیچکس... هیچکس...
‫هیچکس... هیچکس نباید بفهمه

31:19.505 --> 31:24.550
‫می‌خواستم... یه غریبه...
‫دردم رو بشنوئـه...

31:24.551 --> 31:29.306
‫- و... من خیلی تنهام و ترسیدم
‫- من کنارتم

31:31.391 --> 31:34.435
‫من اون دنیا رو دیدم و... خیلی...

31:34.436 --> 31:37.688
‫بی‌آلایش بود، خیلی راحت بود

31:37.689 --> 31:40.858
‫از این دنیا... راحت‌تر بود

31:40.859 --> 31:44.154
‫ولی نرفتی اون دنیا، سارا.
‫زنگ زدی به من.

31:50.118 --> 31:53.663
‫نمی‌خوام مجبور بشی
‫فرمی چیزی پر کنی

31:53.664 --> 31:58.125
‫من... بهتر شدم.
‫ممنون. ممنون.

31:58.126 --> 32:01.421
‫فقط خوشحالم که یکی واقعاً داره
‫به وظیفه‌ی کوفتیش عمل می‌کنه

32:03.257 --> 32:06.133
‫مادامی که مطمئن نشدم واسه امروزت برنامه
‫داری، نمی‌تونم تماس رو قطع کنم، سارا

32:06.134 --> 32:08.220
‫که همینجا پیش‌مون بمونی

32:15.227 --> 32:17.229
‫توی ماشینم هستم

32:18.272 --> 32:23.150
‫میرم سمت خونه، سر راه نگه می‌دارم و
‫هاش براون می‌خرم

32:23.151 --> 32:25.444
‫صبحونه نخوردم

32:25.445 --> 32:27.071
‫پس صبحونه می‌خوری، سارا؟

32:27.072 --> 32:28.949
‫قول میدم

32:30.450 --> 32:31.617
‫خوبه

32:31.618 --> 32:35.205
‫اسمم هم سارا نیست، وینسلو

32:36.498 --> 32:38.292
‫♪ Bob Hope and Shirley Ross - Thanks for the Memory ♪

32:53.000 --> 32:54.223
‫میشه یه نگاهی بهش بندازم؟

32:54.224 --> 32:55.424
‫این...

32:56.101 --> 32:57.895
‫طوری نیست. چیزیم نیست

32:58.395 --> 32:59.770
‫- بذار نگاهش کنم
‫- بس کن

32:59.771 --> 33:01.898
‫این فقط... بیخیال. می‌دونی...

33:01.899 --> 33:05.944
‫آدمی مثل من چندتا خراش و بخیه
‫واسش عادیـه

33:06.528 --> 33:08.600
‫اگه نمی‌خواستی بری توی دهن شیر

33:08.601 --> 33:10.699
‫اصلاً با من قاتی نمی‌شدی، مگه نه؟

33:17.956 --> 33:19.458
‫قبلاً دادیار بودم

33:21.376 --> 33:22.576
‫آره

33:22.878 --> 33:25.631
‫آدم بدها رو می‌نداختم پشت میله‌ها.
‫خیلی حال می‌داد.

33:27.257 --> 33:30.719
‫بعدش... وقتی اومدم سراغ وکالت...

33:32.721 --> 33:33.846
‫پیچیده بود

33:33.847 --> 33:38.643
‫یعنی همه‌ی اون آدمایی که قبلاً مجرم بودن،
‫دیگه شده بودن بی‌گناه

33:41.438 --> 33:47.402
‫به خودم گفتم که هر کسی
‫به نوعی قربانیـه

33:47.421 --> 33:48.819
‫« منی: لازمت دارم. فوری‌فوتیـه »

33:48.820 --> 33:50.489
‫آره، متوجهم

33:54.743 --> 33:57.703
‫یه بار یه پرونده داشتم که باید تأیید وثیقه‌ی
‫دو قاچاقچی مواد رو جلوتر می‌نداختم

33:57.704 --> 34:00.958
‫یه زوج متأهل که هروئین حمل می‌کردن

34:02.668 --> 34:05.170
‫فقط لنگِ پولش بودن

34:06.213 --> 34:09.674
‫پرونده رو با این استدلال جلو بردم که
‫این افراد قربانی واقعی هستن و

34:09.675 --> 34:12.052
‫وثیقه‌شون رو به صفر رسوندم

34:13.846 --> 34:15.973
‫آزاد شدن

34:17.349 --> 34:21.812
‫فرداش، هشت نفر توی
‫دادگاهی در مکزیک کُشته شدن

34:22.813 --> 34:24.013
‫اونا قاتل بودن

34:25.190 --> 34:26.390
‫اون آدما...

34:27.900 --> 34:31.864
‫که باهاشون همدردی کرده بودم و
‫ازشون دفاع کرده بودم،

34:33.447 --> 34:34.908
‫هشت نفر رو کُشتن

34:37.411 --> 34:42.291
‫از اون موقع به بعد، همدردی من
‫فقط جنبه‌ی حرفه‌ای داشته

34:43.000 --> 34:46.085
‫انگار که دیگه آدم ِواقعی رو نمی‌بینم،
‫فقط پرونده

34:47.170 --> 34:50.674
‫تا قبل از تو... می‌دونی؟

34:52.676 --> 34:56.221
‫اومدم دفترم، هزینه‌ی
‫مادرخونده‌ات رو دادی،

34:56.972 --> 34:59.600
‫من هم با خودم گفتم...

35:01.685 --> 35:04.438
‫«این آدم سعی داره
‫کارِ درست رو انجام بده،

35:06.064 --> 35:07.264
‫کار محبت‌آمیز.»

35:10.402 --> 35:13.655
‫آدمی رو دیدم که داشت خودش رو
‫پاره می‌کرد تا آدم خوبی باشه

35:14.781 --> 35:16.491
‫ولی اصلاً نمی‌دونست معنیش چیه

35:24.500 --> 35:27.500
‫« ایالت پنسیلوانیا، شهرستان لنکستر »

35:31.924 --> 35:33.925
‫رفیق، گفتی فوری‌فوتیـه

35:33.926 --> 35:35.801
‫وضعیت روحی‌ات فوری‌فوتی نیست

35:35.802 --> 35:38.471
‫داداش، الان هیچی
‫مهم‌تر از روحم نیست

35:50.609 --> 35:52.401
‫رفیق، اینجا رو نگاه

35:52.402 --> 35:54.112
‫مگه میشه اسم نداشته باشن؟ چطوری...

35:55.572 --> 35:57.240
‫از کجا می‌فهمن کدوم قبرِ کیه؟

35:57.241 --> 35:58.908
‫اینجا روال‌شون فرق داره گمونم

35:58.909 --> 36:00.869
‫یعنی نگاه...

36:04.206 --> 36:05.540
‫بیا بریم داخل اون انبار و بپرسیم

36:05.541 --> 36:07.542
‫چه غلطی... چیکار...
‫شوخیت گرفته؟

36:07.543 --> 36:08.459
‫- بیا بریم
‫- آهای

36:08.460 --> 36:11.505
‫دیگه تا آخر عمرم نمی‌خوام نزدیک
‫هیچ انبار وامونده‌ای بشم، منی

36:17.719 --> 36:18.919
‫وای نه

36:24.643 --> 36:28.187
‫نه، من اهل برزیلم...

36:28.188 --> 36:29.730
‫منی، بیا بریم لامصب

36:29.731 --> 36:32.300
‫می‌خوام درمورد قبرستون و

36:32.301 --> 36:34.360
‫- اون دو تا پسر بپرسم
‫- اون جواب نمیده لعنتی!

36:34.361 --> 36:36.655
‫آقا، اون دو تا بچه. اسم‌هاشون...

36:39.116 --> 36:43.077
‫اسم‌شون کِیلب و هریسون اشتولزفوسـه

36:43.078 --> 36:46.164
‫متأسفانه اونا توی خونه‌ی لوبسک کُشته شدن

36:46.748 --> 36:51.253
‫ما مثل شما روی قبر گل نمی‌ذاریم

36:51.837 --> 36:54.464
‫این رسم انگلیشرهاست
‫(غیر آمیشی‌ها)

36:55.090 --> 36:57.675
‫خب، نمی‌دونستم، آقا.
‫من... من...

36:57.676 --> 37:00.470
‫منی، آهای، لطفاً بیا
‫گورمون رو از اینجا گم کنیم

37:01.054 --> 37:02.597
‫اون بابا الان بهمون گفت انگلیسی؟

37:02.598 --> 37:03.681
‫کسشعرش رو هم انگلیسی بلغور کرد دیگه

37:03.682 --> 37:05.099
‫اون دری‌وری‌هایی که
‫قبلش گفت رو نمی‌دونم...

37:05.100 --> 37:07.060
‫بیا بریم رفیق.
‫بیا گورمون رو گم کنیم.

37:07.853 --> 37:09.687
‫- منی، الان هدفت از این کار چیه؟
‫- این...

37:09.688 --> 37:11.522
‫نمی‌شد بگی با یارو دوست بودیم

37:11.523 --> 37:13.107
‫یا از اون مادرمُرده‌ها اثاثیه خریده بودیم؟

37:13.108 --> 37:15.693
‫به نظرم اینجا فقط مبل و اثاثیه نمی‌فروشن

37:15.694 --> 37:17.612
‫آره. چشم بسته غیب گفتی، منی

37:17.613 --> 37:19.488
‫نگران چی هستی، ری؟

37:19.489 --> 37:21.991
‫- پلیس نیست که. شلوارش رو نگاه
‫- ممکنه برن سراغ پلیس

37:21.992 --> 37:23.075
‫کجا؟ توی انبار؟

37:23.076 --> 37:24.952
‫آره رفیق، شاید پلیس ِخودشون رو
‫داشته باشن، منی

37:24.953 --> 37:26.037
‫من چه بدونم لامصب

37:26.038 --> 37:28.456
‫- آهای، رفقا، ما نمی‌خوایم...
‫- پس شما پلیس هستید؟

37:28.457 --> 37:32.168
‫ما صد سال سیاه پلیس نیستیم.
‫نگاه، ما رو چه به پلیس بودن؟ نه، نه

37:32.169 --> 37:34.046
‫آلبرشت گفت اون روز اونا رو دیدید

37:34.630 --> 37:36.005
‫اون‌موقع زنده بودن؟

37:36.006 --> 37:36.964
‫نه، رفیق. نه

37:36.965 --> 37:38.841
‫ما هم یکی از دوستامون رو
‫از دست دادیم و این رفیقم

37:38.842 --> 37:41.135
‫می‌خواد با اون حادثه‌ی دردناک
‫کنار بیاد. واسه همین اومدیم اینجا.

37:41.136 --> 37:43.472
‫پس اونایی که دوست‌تون رو کُشتن،
‫دنبال ما هم هستن

37:44.181 --> 37:45.264
‫بیاید داخل اصطبل

37:45.265 --> 37:47.141
‫- نه. همینطوری راحتیم. اینجا راحتیم
‫- لازم نکرده

37:47.142 --> 37:49.101
‫ما می‌ریم. ماشین‌مون اونجاست

37:49.102 --> 37:50.895
‫شماها با دسته‌ی
‫موتورسوارهای شمالی هستید؟

37:50.896 --> 37:53.690
‫واقعاً خیال می‌کنید همه‌ی
‫غیر آمیشی‌ها مثل هم هستن؟

37:54.399 --> 37:55.599
‫موتورسوارها؟

37:56.610 --> 37:59.362
‫دوستاتون با موتورسوارها هم
‫حشر و نشر داشتن

37:59.363 --> 38:01.740
‫کیلب و هریسون الان پیش خدان

38:02.241 --> 38:03.441
‫تصمیمش با خداست

38:03.825 --> 38:05.327
‫لازم نیست کفاره‌شون رو بدید

38:06.286 --> 38:08.830
‫اونا توی مراسم رقص به گردشگرها
‫جنس می‌فروختن

38:09.331 --> 38:10.531
‫اونا شیشه می‌فروختن؟

38:11.083 --> 38:12.751
‫کیلب سعی کن منو هم وارد ماجرا کنه

38:13.460 --> 38:15.045
‫قَسمش دادم که دست برداره

38:15.838 --> 38:17.797
‫وایسا. تو رو وارد چه ماجرایی کنه؟

38:17.798 --> 38:22.218
‫با یکی آشنا شدن که گفته پیکـه

38:22.219 --> 38:23.804
‫یه غیر آمیشی

38:24.721 --> 38:26.764
‫وقتی این پاندمی دنیاتون رو تعطیل کرد،

38:26.765 --> 38:29.268
‫گفت نمی‌تونسته پول رو
‫به مقصد مورد نظر برسونه

38:30.018 --> 38:33.647
‫اومد سراغ دوست‌تون دنی،
‫دنبال جایی واسه مخفی کردنش بود

38:34.189 --> 38:37.317
‫تقسیمش کردن و روش نشونه گذاشتن
‫تا کسی جز خودش نفهمه

38:38.277 --> 38:41.822
‫کیلب و هریسون طمع کردن،
‫یه مقدارش رو توی اصطبل‌هامون قایم کردن

38:42.906 --> 38:44.825
‫حالا نمی‌تونیم از شر این نفرین خلاص شیم

38:45.325 --> 38:48.119
‫پس اون پیک، دیگه برنگشت؟

38:48.120 --> 38:50.956
‫به احتمال زیاد مُرده یا
‫از راه به در شده

38:51.915 --> 38:53.750
‫گفتی که پول رو علامت‌گذاری کردن؟

38:54.459 --> 38:56.295
‫کیلب فقط اینو بهم داد

38:57.129 --> 38:59.923
‫اینو بهتون میگم چون خدا شما رو فرستاده

39:01.049 --> 39:04.094
‫من هم یه بنده‌ی خدا،
‫التماس‌تون می‌کنم

39:05.179 --> 39:07.514
‫این سرطان رو از ما دور نگه دارید

39:15.898 --> 39:19.276
‫رفیق، وقتی از این مسافرخونه بریم،
‫بهمون کارت عضویت الماسی میدن

39:22.029 --> 39:23.989
‫گفتن اون پیک انگلیسی بوده

39:24.740 --> 39:26.073
‫آره، ولی گمونم منظورشون

39:26.074 --> 39:28.827
‫هر کسی غیر از فرقه‌ی خودشونـه

39:33.165 --> 39:35.875
‫این کوفتی‌ها هر چی که هستن،
‫لابد بدجور لازمشون دارن

39:35.876 --> 39:38.169
‫گمونم واسه همینـه که
‫هنوز ما رو نکُشتن

39:38.170 --> 39:39.630
‫بیا جدا نگهشون داریم. خب؟

39:40.422 --> 39:41.715
‫اونو بذار پیش بقیه‌ی جاسازها

39:42.341 --> 39:45.134
‫آره، واسه گرفتن کُت استفاده‌اش می‌کنم

39:45.135 --> 39:48.429
‫باورم نمیشه که کل عمرت

39:48.430 --> 39:50.389
‫یه کُت تحویل نگرفتی

39:50.390 --> 39:51.590
‫خدایی

39:56.104 --> 39:57.304
‫ردیفی؟

39:57.814 --> 39:59.315
‫کفاره‌ات به کجا رسید؟

40:01.193 --> 40:05.321
‫دیدی؟ واسه همین بهت میگم
‫باید قدم به قدم پیش بریم

40:05.322 --> 40:08.659
‫اولین قدم اینـه که
‫ناتوانی خودت رو بپذیری

40:10.077 --> 40:11.277
‫آره

40:11.578 --> 40:14.413
‫آره، دارم یاد می‌گیرم

40:18.000 --> 40:19.836
‫« تریسا: برگشتم خونه. هیچ لولویی نیست.
‫یه سورپرایز حسابی واست دارم. »

40:19.837 --> 40:23.256
‫دیگه نمی‌تونم پا به پای این جماعت بیام

40:23.257 --> 40:26.635
‫- من باید برم، رفیق
‫- باشه

40:27.219 --> 40:29.555
‫- می‌خوامت
‫- من هم می‌خوامت رفیق. برو

40:30.889 --> 40:32.400
‫قشنگ روی فرمی

40:58.500 --> 40:59.750
‫موبایلت همش میره روی پیغامگیر

40:59.751 --> 41:01.127
‫پس پیغام بذار

41:01.128 --> 41:02.420
‫صندوق صوتی‌ات پُره

41:02.421 --> 41:03.621
‫تو پرش کردی دیگه

41:07.968 --> 41:12.000
‫علی‌رغم علاقه‌ات به کاردستی،

41:12.001 --> 41:14.474
‫یجوری تونستی از آزمون
‫صلاحیت وظیفه قبول بشی

41:16.560 --> 41:17.760
‫تبریک میگم

41:18.228 --> 41:19.479
‫کِی دریسکول رو دستگیر می‌کنید؟

41:20.022 --> 41:22.565
‫ما دنبال آدمایی هستیم که
‫به خونش تشنه هستن

41:22.566 --> 41:24.151
‫این وسواس هم برات خوب نیست

41:25.652 --> 41:30.616
‫حس می‌کنم همه‌چی رو
‫با روان‌شناس در میون نذاشتی

41:32.409 --> 41:35.244
‫بن‌مایه‌ی تحقیق خوب، انتقام نیست

41:35.245 --> 41:37.455
‫همه دور دریسکول می‌چرخن

41:37.456 --> 41:41.209
‫آره، اون محور توفانـه،
‫ولی اگه زودتر از موعد دستگیرش کنیم...

41:41.210 --> 41:44.046
‫پس می‌خوای توفان بیاد.
‫همه‌چی زیر توفان دفن میشه.

41:47.883 --> 41:49.551
‫من هیچ آزاری بهت نرسوندم

41:51.011 --> 41:52.221
‫کار من نبوده

41:53.055 --> 41:56.600
‫هیچ کدوم از اقداماتِ جک
‫توی دادگاه قابل استناد نیستن

41:57.559 --> 42:01.479
‫پرونده‌ی پردردسری رفته توی پاچه‌ام که
‫ممکنه بودجه‌ی کل دفتر قطع بشه،

42:01.480 --> 42:04.065
‫هر آشغالی هم که جک
‫توی جنگل جا گذاشته بود،

42:04.066 --> 42:07.152
‫من اومدم تمیزش کنم تا
‫گریبان‌گیر ما نشه

42:07.653 --> 42:10.656
‫پس صندوق صوتی‌ات رو خالی کن و
‫منتظر دستورالعمل باش

42:16.161 --> 42:17.538
‫اگه دریسکول اطلاعاتی داشته باشه...

42:19.498 --> 42:20.698
‫بدستش میاریم

42:20.999 --> 42:22.416
‫بدون اینکه دستگیرش کنیم؟

42:22.417 --> 42:24.001
‫رابط‌هایی داره که می‌تونیم بریم سراغشون

42:24.002 --> 42:28.340
‫شریک، خانواده، پدرش توی زندان چستر

42:29.341 --> 42:32.719
‫مأمور ویژه؟

42:33.303 --> 42:34.721
‫اگه می‌خوای همه‌چی دفن بشه،

42:35.597 --> 42:40.644
‫اون توفان باید اندازه‌ی کیر خر باشه

43:00.000 --> 43:04.000
‫« میشل وکیل: یادت افتادم.
‫وقت کردی بهم زنگ بزن »

43:23.187 --> 43:24.437
‫گوه توش

43:25.606 --> 43:27.107
‫لعنتی! لعنتی!

43:27.983 --> 43:31.402
‫کیر توش!

43:31.403 --> 43:33.112
‫گوه توش!

43:33.113 --> 43:34.989
‫- نه، نه، نه! لعنتی!
‫- اعداد کوفتی رو بده بهم

43:34.990 --> 43:36.325
‫وای لعنتی!

43:51.548 --> 43:52.748
‫تف توش

43:55.511 --> 43:57.846
‫سگ برینه!

44:13.000 --> 44:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

44:36.218 --> 44:38.906
‫لعنتی، چه خوشمزه‌ست
