WEBVTT

00:01.111 --> 00:21.729
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:40.374 --> 00:42.376
‫نفر بعدی که محصول پربرکتش
رو برای متبرک شدن

00:42.459 --> 00:45.587
‫و توقیف بی‏درنگ
‫توسط اعلی حضرت پیشکش میکنه،

00:45.671 --> 00:49.508
‫یک کشاورزـه با شش دندان.
‫و همسرش بدونِ دندان.

00:49.591 --> 00:52.511
‫"اولی" و "آلیس"!

00:53.178 --> 00:57.182
‫- اون گندم‏ـه، سرورم. گندم.
‫- چی؟

00:57.266 --> 00:58.141
‫- گندم.
‫- کجا؟

00:58.225 --> 00:59.309
‫- گندم.
‫- کِی؟

00:59.393 --> 01:00.310
‫- گندم.
‫- با چی؟

01:00.394 --> 01:01.520
‫- گندم.
‫- چرا؟

01:01.603 --> 01:02.604
‫- گندم.
‫- ها؟

01:02.688 --> 01:05.482
‫دارم سر به سرت میذارم،
‫خواستم یکم جو رو عوض کنم.

01:05.566 --> 01:06.775
‫میشه اون ماسماسک رو بهم بدی؟

01:06.858 --> 01:11.822
‫از موهای چرب تا کفش‏های پاره‏پوره
‫و کثیف‏ـتون، دعای خیر من همراه شماست.

01:11.905 --> 01:14.700
‫- اونها کفش نیستن، پاهای خودش هستن سرورم.
‫- اونا پا هستن؟

01:14.783 --> 01:17.494
‫خب، قابل‏درکه.
‫پاهام پوست کلفت شدن.

01:17.578 --> 01:19.788
‫به علاوه، چندتا تور کشیدم
‫روشون که پوست رو نگه دارن.

01:19.871 --> 01:21.331
‫بعدی!

01:21.415 --> 01:26.503
‫تدریکِ چوپان و دیزی،
‫تنها گوسفندی که هنوز نخوردینش.

01:26.587 --> 01:29.881
‫من بزرگ‏ترین، و خارش‏آور
‫پلیوری که میتونستم رو براتون بافتم،

01:29.965 --> 01:32.676
‫ولی اگر خیلی گرم‏ونرم بود، میتونین
‫بدینش به پسر چاق و بی‏جربزه‏تون.

01:32.759 --> 01:35.596
‫ولش، می‏دیمیش به "بین".

01:35.679 --> 01:38.265
‫اون اصلا به ظاهرش اهمیتی نمیده.

01:38.348 --> 01:41.393
‫بین، از این نکبتِ خوش‏قلب
‫تشکر کن، که شرّش رو کم کنه.

01:41.476 --> 01:42.561
‫کجا رفت؟

01:42.644 --> 01:45.480
‫گفت اگر بهتون بگم،
‫آقا خرسه رو خراب میکنه.

01:45.564 --> 01:46.857
‫چی؟

01:48.191 --> 01:52.946
‫هر دفعه میگم همینجا بشین و مست نکن.

01:53.030 --> 01:56.241
‫و اونم هیچکدومش رو انجام نمیده.
‫اون عصای لامصبِ من رو بده.

02:05.250 --> 02:06.752
‫پرتابِ خوبی بود بابا.

02:06.835 --> 02:10.005
‫دور بعدی به حسابِ زاگِ پادشاه.

02:10.589 --> 02:14.426
‫- و به این بنده خدا دوتا بدین.
‫- اه، آخی، چرا اینقدر مهربونی؟

02:20.724 --> 02:23.685
‫خیلی خب، خب خب، من یکی بگم.
‫این کیه؟

02:23.769 --> 02:26.605
‫"من توسطِ یه صندلی کُشته شدم."

02:26.688 --> 02:29.816
‫یکی از نامزدات؟
‫اون یارو که خودت کُشتی؟

02:29.900 --> 02:32.527
‫اسمش چی بود،
‫گایزبرتِ...فراموش‏شدنی.

02:32.611 --> 02:34.529
‫دینگ، دینگ، دینگ! ایول!

02:34.613 --> 02:37.783
‫خیلی خب، بعدی منم بچه‏ها.

02:38.283 --> 02:42.120
‫"من یه شاهِ گنده و خپل هستم،
‫و با یه مارمولک ازدواج کردم،

02:42.204 --> 02:46.041
‫و دخترمم شدیدا توی مصرف الکل مشکل داره."

02:46.124 --> 02:47.417
‫زاگ! برو بالا!

02:48.085 --> 02:51.588
‫بعدی من. بعدی من. حدس بزنین این کیه.

02:52.172 --> 02:53.757
‫"سلام، من اِلفو هستم."

02:53.840 --> 02:54.758
‫اوه، اوه، من میدونم.

02:54.841 --> 02:58.428
‫همون یارو با کفشای ضایع،
‫که دهنش بوی گند لجن و شیرین‏بیان میده...

02:58.512 --> 03:01.848
‫خیلی هم آزاردهنده‏ست.
‫اسمش چی بود؟ بذار ببینم، کُئلفو؟

03:01.932 --> 03:06.436
‫این کجا اون کجا.
‫خودمم. الفو.

03:06.520 --> 03:10.232
‫تلاش خوبی بود؟ به هر حال پیک رو بریم بالا،
‫مگه نه؟

03:12.484 --> 03:13.819
‫- مجسمه کاهی.
‫- چی؟

03:13.902 --> 03:15.821
‫نه، تقریبا مجسمه کاهی رو تمام کردن.

03:15.904 --> 03:17.739
‫- چی؟ مجسمه کاهی؟
‫- چرا همش چی چی میکنی، پسر؟

03:17.823 --> 03:20.492
‫من دارم مجسمه کاهی برای آتیش‏بازیِ
‫فصل برداشت رو میگم.

03:20.575 --> 03:25.497
‫بهترین شبِ سال‏ـه،
‫ولی زاگ هیچوقت نمیذاره من برم.

03:25.580 --> 03:28.041
‫به من اعتماد نداره چون فکر میکنه
‫من فقط یه بچه‏ی خنگ هستم.

03:28.125 --> 03:30.252
‫خیلی غم‏انگیزه که تو هیچوقت نمیتونی بری.

03:30.335 --> 03:33.338
‫نه، نه، من هرسال میرم.
‫فقط اون هیچوقت بهم اجازه نمیده.

03:33.422 --> 03:36.508
‫من که اصلا درک نمیکنم چرا بهت
‫اعتماد نداره.

03:36.591 --> 03:40.595
‫خیلی خب، فردا روز بزرگی در پیش داریم.
‫بیاین آخرین پیک مشروبم برای توی راه برداریم.

03:45.851 --> 03:49.187
‫مسئله اینه که من مستم و دیر هم اومدم.
‫بهتره یواشکی بریم داخل.

03:59.448 --> 04:03.744
‫کفِ اتاق، تو همیشه توی مشکلات همراهمی.
‫خیلی حمایت‏کننده هستی.

04:03.827 --> 04:07.998
‫مثل دیوارها و راه پله‏ها
‫همش سد راهم نمیشی.

04:08.081 --> 04:11.376
‫آه، "بینی"، تو یه آبروریزیِ دائم‏الخمر
‫و بی‏خاصیتی.

04:11.460 --> 04:13.754
‫و توی مملکت،
‫تو رو دستِ بقیه زدی.

04:13.837 --> 04:16.381
‫یعنی داری میگی دُمِ تو
‫خودش مغز جداگانه داره؟

04:16.465 --> 04:19.634
‫چون قبلا میگفتی، قوه ادراک داره.
‫فقط محض اطلاع.

04:19.718 --> 04:20.886
‫هیش، هیش. ببند دهنتو.

04:20.969 --> 04:23.138
‫- بابای "بین" داره سرش داد می‏کشه.
‫- آخ!

04:23.221 --> 04:26.391
‫تو از وظایفِ سلطنتی‏ـت طفره رفتی
‫تا مست کنی.

04:26.475 --> 04:30.979
‫پس متوجه رفتنم شدی؟
‫مشغولِ خانواده جدیدت نبودی؟

04:31.062 --> 04:33.482
‫جدید؟ من چندین ساله که ازدواج کردم.

04:33.565 --> 04:36.985
‫و از اون زمان تا حالا، اهمیت من
‫برای تو کمتر و کمتر شده.

04:37.068 --> 04:40.614
‫اون سالی که با یه گدا جام رو عوض کردم
‫به زور فهمیدی.

04:40.697 --> 04:43.116
‫میخوای من چیکار کنم؟

04:43.200 --> 04:46.912
‫میخوام یه نقشی توی زندگیت داشته باشم،
‫یه نقشی توی این مملکت.

04:46.995 --> 04:48.580
‫از اینکه همش احساسِ بی‏مصرفی دارم
‫خسته شدم.

04:49.706 --> 04:53.919
‫آه، بینی، خیلی سخته که
‫بدونِ داد زدن بفهمی باید چیکار کنی.

05:03.345 --> 05:08.225
‫من متوجه نمیشم مشکل چیه.
‫خب دخترت احساس بی‏مصرفی داره چون بی‏مصرف‏ـه.

05:08.308 --> 05:09.351
‫ولی اون ناراحته.

05:09.434 --> 05:13.355
‫سرنوشت اون اینه که برای متحد کردنِ
‫پادشاهی‏ها ازدواج کنه، مثل ما.

05:13.438 --> 05:15.232
‫و بچه‏هایی مثل درک به دنیا بیاره.

05:15.315 --> 05:17.776
‫من وقتی آقا خرسه این شکلیه
‫خوابم نمیبره.

05:17.859 --> 05:21.196
‫ویپ، وَپ، درک رو تا
‫اتاقش همراهی کنین.

05:21.863 --> 05:25.826
‫نمیدونم. من نمیخوام بین ناراحت باشه.
‫نمیشه براش یه استخوان پرت کنیم؟

05:25.909 --> 05:29.037
‫خب، قربان، ما یه سفر به
‫"دَنکمایر" پیش رو داریم،

05:29.120 --> 05:31.581
‫ولی این سفر یه ماموریت
‫دیپلماتیکِ حساس‏ـه.

05:31.665 --> 05:36.211
‫عالیه. بهش یه شغلِ جعلی و نخودسیاهی
‫با یه سِمَت شیک و حمایل بدین.

05:38.088 --> 05:40.966
‫مگه سِمَت سفیری رو معمولا
‫به آدمای پولدار نمیدن

05:41.049 --> 05:42.425
‫تا احساس مهم بودن بهشون دست بده؟

05:42.509 --> 05:46.137
‫چرا، و همین احساس هم میکنی.
‫قایقِ سریع‏السیر به دنکمایر.

06:02.863 --> 06:05.156
‫ایش. گردشگرا.

06:10.704 --> 06:12.247
‫تقریبا رسیدیم.

06:12.330 --> 06:16.001
‫من خیلی هیجان‏زده‏م،
‫بخاطر همین پوستم همش داره باد میکنه.

06:16.084 --> 06:19.337
‫- اونا نیشِ پشه هستن.
‫- پس دارم با هیجان می‏خارونمشون.

06:19.421 --> 06:22.674
‫هی، هی، کوتوله، خونریزی راه ننداز.
‫خونِ تو متعلق به منه.

06:23.258 --> 06:25.427
‫خیلی جالبه.

06:25.510 --> 06:28.471
‫میدونستی دریملند، دنکمایر رو مجبور کرده
‫این آبراه رو بسازه؟

06:28.555 --> 06:31.308
‫بعد، اونها 100 سال سر اینکه آبراه
‫متعلق به کیه، جنگیدن،

06:31.391 --> 06:35.854
‫و جنگ تنها با ازدواجِ
‫شاه زاگ از دریملند، یعنی پدر تو،

06:35.937 --> 06:40.400
‫با پرنسس "اونا" از دنکمایر تمام شده.
‫همون مادرخوانده‏ی عجیب‏غریبت.

06:40.483 --> 06:41.985
‫آره، عروسی رو یادمه.

06:42.068 --> 06:44.195
‫من حسودیم شد و یه جغدِ مرده
‫انداختم توی کیک.

06:44.279 --> 06:48.283
‫- ملت همه‏ی کیک رو خوردن.
‫- هی! اینم اینجا نوشته.

07:04.883 --> 07:08.929
‫- وای! چه قشنگ‏ـه.
‫- اونا"، تو اینجا بزرگ شدی".

07:09.012 --> 07:10.931
‫میشه یه توضیحی درباره اینجا بهم بدی،

07:11.014 --> 07:13.266
‫و منم سعی کنم با اون لهجه حرفات رو
‫رمزگشایی کنم؟

07:13.350 --> 07:18.355
‫نگران نباش. از تمامِ مهمانانِ
‫دنکمایر به گرمی پذیراییِ میشه.

07:22.817 --> 07:25.487
‫شما دو دقیقه دیر کردید.

07:25.570 --> 07:28.782
‫منظور از گرم
‫گرمای افتضاح هواـست،

07:28.865 --> 07:31.660
‫نه گرمی مردم گند اخلاق و اخمو.

07:31.743 --> 07:34.037
‫پس "اونا" شوخ‏طبعیش رو از اینجا
‫به ارث برده.

07:34.120 --> 07:37.165
‫درسته. من دلقکِ کلاسم بودم.

07:37.248 --> 07:38.792
‫شوخی بود.

07:38.875 --> 07:40.126
‫یا شایدم نبود؟

07:44.005 --> 07:46.549
‫دنکمایری‏ها عاشقِ تشریفات هستند.

07:46.633 --> 07:50.095
‫اونها تعظیم کردن
‫بدونِ پیش تعظیم کردن رو گستاخانه می‏دونن.

07:50.178 --> 07:52.889
‫- میتونم از الان بگم که اینجا بدجور مزخ...
‫- ...فوق‏العاده‏ست...

07:52.973 --> 07:55.684
‫- ترکونده...
‫- انتظاراتِ ما رو.

07:55.767 --> 07:59.312
‫سرورم،
‫از طرفِ تمامِ مردم دریملند،

07:59.396 --> 08:04.150
‫باید بگم بخاطر این خوش‏آمدگوییِ
‫دلپذیر از شما ممنونم.

08:04.234 --> 08:07.153
‫و ما هم بخاطر تشکر شما ازتون ممنونیم.

08:13.034 --> 08:17.539
‫هی، هی، این شد سیاست.
‫نشون بده ببینیم دیگه چی توی چنته داری.

08:17.622 --> 08:21.084
‫آقای "چنسلر"، ما در خدمت شما هستیم

08:21.167 --> 08:25.588
‫و مشتاقیم که بیشتر فرهنگِ بومی شما
‫رو تجربه کنیم. برنامه بعدی چیه؟

08:25.672 --> 08:29.175
‫یک نمایش، در 16 پرده.

08:29.259 --> 08:30.719
‫ایفا شده توسطِ کودکان.

08:33.263 --> 08:35.348
‫اویل!

08:39.436 --> 08:43.273
‫هی، ماهی، اون کره بادوم زمینی که روی دُم‏ـم
‫بود برای خودم گذاشته بودم.

08:43.356 --> 08:46.776
‫ماهیِ مسخره، همیشه کره‏های باارزش روی بدنم
‫رو میخورن.

08:57.078 --> 09:01.458
‫قرن‏ها زمان برده، اما تمدنِ ما
‫به معنای واقعی از میانِ لجن سر برافروخت

09:01.541 --> 09:04.961
‫تا یکی از بهترین تئاترهای عمومی
‫رو در اختیار داشته باشه.

09:06.379 --> 09:10.800
‫ما اینطوری می‏گیم "هوممم".

09:11.384 --> 09:13.011
‫هوممم.

09:13.511 --> 09:16.389
‫شما عاشق این نمایش درباره‏ی
‫آبراه با شکوهِ ما میشین.

09:16.473 --> 09:19.017
‫خدا کنه موزیکال نباشه.

09:19.100 --> 09:21.019
‫نه، ولی یکی از اون نمایش‏هاییه

09:21.102 --> 09:23.730
‫که بازیگرها میان بین تماشاچیا
‫و بهشون آسیب میزنن.

09:23.813 --> 09:28.401
‫ما فقط از همین نمایش‏ها توی جهنم
‫اجرا میکنیم.

09:31.821 --> 09:35.575
‫شما نمیتونید جلوی پیشرفتِ دنکمایری‏ها
‫رو بگیرید، اهالیِ مرداب.

09:35.658 --> 09:40.455
‫حالا دست از شِکوه بردارید،
‫و برای ما پاک‏ترین آبراه دنیا رو بسازید.

09:41.164 --> 09:42.791
‫این به معنای جنگ‏ـه.

09:47.962 --> 09:48.838
‫ببند.

09:50.163 --> 09:52.763
‫(سه ساعت و نیمِ بعد)

09:53.259 --> 09:56.805
‫و بدینگونه، جنگِ 500 ساله به اتمام رسید،

09:56.888 --> 10:01.184
‫و دنکمایر و دریملند
‫آبراهِ زیبا و ازدواجی صلح‏آمیز رو

10:01.267 --> 10:03.770
‫با همدیگر شریک شدند.

10:03.853 --> 10:06.523
‫اون بچه‏ی خپل با تاج مثلا کیه؟

10:06.606 --> 10:09.526
‫زنده‏باد دنکمایر.

10:10.068 --> 10:12.362
‫ممنون که تشریف آوردین.

10:15.323 --> 10:16.658
‫این چه چرت‏وپرتی بود؟

10:16.741 --> 10:19.202
‫دارن یه جوری تظاهر میکنن انگار که
‫ما هیچ سهمی توی اون آبراه نداریم.

10:19.285 --> 10:22.205
‫به عنوان سفیر، باید بهت یادآوری کنم

10:22.288 --> 10:25.041
‫که مثل غارنشین‏ها رفتار نکنی.

10:25.125 --> 10:27.669
‫- یه تعریفی بکن.
‫- نه.

10:27.752 --> 10:33.508
‫از طرف دریملند، میخواستم
‫بگم که این نمایش واقعا با کیفیت بود.

10:33.591 --> 10:36.761
‫اون بچه‏ی درشت هیکل واقعا شاهکار بود.

10:38.763 --> 10:40.348
‫خیلی خب، کارت خوب بود.

10:40.431 --> 10:44.686
‫ماست‏مالی کردنِ آبروریزی‏های
‫مقامات بخش مهمی از شغل توئه.

10:44.769 --> 10:47.605
‫چطوره سخنرانیِ ضیافت امشب
‫رو خودت انجام بدی؟

10:47.689 --> 10:49.649
‫چی؟ من؟ سخنرانی؟

10:49.732 --> 10:53.736
‫من تا حالا سخنرانی ننوشتم.
‫گمونم میتونم یه امتحانی بکنم.

10:53.820 --> 10:55.947
‫عالی از پس‏ـش برمیای، تا زمانی که یادت باشه

10:56.030 --> 10:59.909
‫تمامِ اتحادِ شل‏وول ما
‫بستگی به خوب پیش رفتن سخنرانی داره.

10:59.993 --> 11:02.162
‫خیلی خب، خوش بگذره.

11:02.245 --> 11:05.373
‫تو نویسنده‏ی فوق‏العاده‏ای هستی.
‫من خاطراتت رو خوندم.

11:05.456 --> 11:08.168
‫من بهش نشون دادم کجا
‫قایمش کردی.

11:15.675 --> 11:20.096
‫همه چی به این سخنرانی بستگی داره.
‫خوشبختانه، بابام یادداشت‏هاش رو بهم داد.

11:21.222 --> 11:22.390
‫"سر هم کن"؟

11:27.812 --> 11:31.566
‫هی، به میخانه‏ی "مادراکرز" خوش اومدین.
‫من "چز" هستم. میخواید نوشیدنی سفارش بدین؟

11:31.649 --> 11:34.360
‫یا میخواین با همون قطعه‏ی دکوری ادامه بدین؟

11:36.446 --> 11:39.574
‫منوی مخصوص‏تون چیه؟

11:39.657 --> 11:42.994
‫طعنه‏های زخم‏دار.
‫شوخی کردم.

11:43.077 --> 11:46.331
‫چُسکل (اشاره به اسم خودش) شدین.
‫چیزی که لیاقتش رو دارین براتون میارم.

11:47.081 --> 11:48.374
‫من فقط نوشابه می‏خورم.

11:48.458 --> 11:49.792
‫ضرب‏الاجلم داره فرا میرسه.

11:50.376 --> 11:56.341
‫زمانی که در خط سیر بشریت...
‫نه، اینکه مسخره‏ست، مسخره.

11:56.966 --> 11:59.594
‫عشق...وای خدایا، من نمیتونم.

11:59.677 --> 12:01.596
‫من هیچوقت نمیتونم اینکارو
‫انجام بدم.

12:01.679 --> 12:04.098
‫من نویسنده‏های زیادی می‏شناسم.
‫اکثرشون میرن جهنم.

12:04.182 --> 12:08.728
‫و یکی از راه‏های رها کردنِ
‫خلاقیتت استفاده از معجونِ خلاقیت‏ـه (الکل).

12:08.811 --> 12:10.271
‫نه. الکل نمیخوام.

12:10.355 --> 12:13.691
‫لوسیل، بس کن.
‫داری اغفال‏گری میکنی.

12:13.775 --> 12:16.569
‫هی، من فقط تحریک‏کننده هستم.
‫خیلی فرق داره.

12:16.653 --> 12:20.823
‫بفرمایین.
‫الکل، الکل و ضدحال.

12:20.907 --> 12:22.492
‫این چیه؟

12:22.575 --> 12:25.119
‫مشروبِ فوق اثرگذارِ دنکمایری.

12:25.203 --> 12:28.581
‫یه پیک ازش براتون کافیه.
‫بخاطر همین دو پیک آوردم.

12:33.044 --> 12:35.255
‫دیدی؟ حتی هوس الکل هم نکردم.

12:48.559 --> 12:51.813
‫"بین" کدوم گوریه؟
‫من خیلی رو اون دختر حساب باز کردم.

12:51.896 --> 12:56.025
‫اون...نه...اون...گفتین کی؟

12:56.109 --> 12:57.902
‫اومد.
‫برو تو کارش، بین.

13:02.407 --> 13:04.826
‫ردایِ مجلسیش. برعکس‏ـه.

13:06.202 --> 13:10.248
‫اوخ روم سیاه.
‫بذار یه دور بچرخونمش.

13:10.748 --> 13:13.042
‫حالا چطوره؟

13:13.126 --> 13:14.794
‫وای خدایا. چیکار داری میکنی؟

13:17.005 --> 13:20.383
‫- چه بلایی سرت اومده؟
‫- تقصیرِ اون نیست.

13:20.466 --> 13:21.968
‫درسته. تقصیرِ توئه.

13:22.051 --> 13:23.386
‫جلوی من رو نگرفتی.

13:23.469 --> 13:28.349
‫باید به من افتخار کنی، بابا.
‫من هم سخنرانیم رو تمام کردم هم چیپس‏ها رو.

13:28.433 --> 13:31.019
‫تو الان توی وضعیتی نیستی که بخوای
‫سخنرانی کنی.

13:31.102 --> 13:33.604
‫بگیر بشین و صداتم در نیاد.

13:33.688 --> 13:35.857
‫درک رو می‏ذارم سخنرانی کنه.

13:35.940 --> 13:38.985
‫اون نصف دنکمایری‏ـه.
‫حداقل چند نفر راضی میشن.

13:39.068 --> 13:43.323
‫چی؟ میخوای آینده‏ی مملکت‏مون
‫رو بسپاری دست اون اسکل؟

13:43.406 --> 13:46.159
‫با در نظر گرفتن اینکه
‫همین اسکل احتمالا وارث تاج‏وتخت‏ـه

13:46.242 --> 13:49.996
‫میشه همون شخصی که آینده‏ی
‫مملکت‏مون بهش وابسته‏ست، پس آره.

13:51.331 --> 13:52.665
‫ضیافت رو شروع کنیم.

13:52.749 --> 13:57.253
‫با غذای سنتیِ دنکمایر شروع می‏کنیم،
‫لمپری ویوانت.

13:57.337 --> 13:58.338
‫واویلا!

13:58.421 --> 14:01.132
‫جوونن دیگه...

14:01.215 --> 14:04.260
‫تا وقتی گلابی پخته نذاری جلوشون،
‫لب نمی‏زنن.

14:05.094 --> 14:07.847
‫زودباشین. شروع کنین دیگه.

14:09.640 --> 14:11.517
‫من میتونم. من میتونم.

14:13.895 --> 14:16.606
‫ببین کی داره از غذاش لذت میبره.

14:19.859 --> 14:22.737
‫گوش کن پسر، خواهرت حالش
‫زیر خط فقرـه.

14:22.820 --> 14:24.197
‫و یه ذره هم زیر میز.

14:24.280 --> 14:27.533
‫پس چطوره بلند بشی و چند کلمه
‫برامون سخنرانی کنی؟

14:27.617 --> 14:30.161
‫کی، من؟ ولی من نمیدونم چطوری...

14:30.244 --> 14:32.705
‫فقط یکم چرب‏ونرم‏ـشون کن.
‫(چاپلوسی)

14:32.789 --> 14:34.457
‫باشه، سعیم رو می‏کنم.

14:36.417 --> 14:40.963
‫سلام همگی. اسم من "بانی پرنس درک‏"
‫از دریملندـه.

14:41.047 --> 14:45.259
‫من امشب اینجا هستم که شما رو چرب‏ونرم
‫کنم. درسته، بابا؟

14:45.343 --> 14:47.970
‫غیر از اینکه نمیدونم چطوری.

14:48.054 --> 14:50.306
‫همیشه خدمتکارم اینکارو برام میکنه.

14:50.390 --> 14:52.683
‫بعضی وقتا با مربا هم دوست دارم.

14:53.184 --> 14:57.063
‫تا حالا کره‏ی سیب رو امتحان کردین؟
‫من شاید اونم امتحان کنم.

14:57.146 --> 14:59.690
‫من کمکت میکنم، داداش.

15:01.401 --> 15:05.613
‫خانم‏ها و آقایان،
‫من سفیرِ شریف

15:05.696 --> 15:09.909
‫"تیابینی ماریابینی دِلا روشمبو درانکوویتز"
‫هستم.

15:09.992 --> 15:13.162
‫اسمم رو بخاطر بسپارین.
‫چهره‏م رو به خاطر بسپارین.

15:13.246 --> 15:17.250
‫اون نمایشی که پدر من اون پسر چاق‏ـه بود رو
‫یادتون میاد؟

15:17.333 --> 15:19.252
‫اون نمایش عالی بود.

15:19.335 --> 15:22.922
‫متاسفم که ما اون جنگِ طولانی
‫رو با هم داشتیم.

15:23.005 --> 15:24.465
‫آخه، خیلی چیز افتضاحی بود.

15:24.549 --> 15:28.636
‫ولی گمونم همه‏ی ما سر یک چیز توافق داریم:

15:28.719 --> 15:30.471
‫ما دهنتون رو سرویس کردیم.

15:31.889 --> 15:35.643
‫هی، اینجا رو.
‫آستین‏های من شبیهِ بال خفاشن.

15:38.938 --> 15:40.815
‫هی، بت‏بین، پرواز کن بیا اینجا.

15:44.819 --> 15:48.406
‫مراقب باشین. مراقب باشین، وگرنه من...

15:50.199 --> 15:51.617
‫برعکس آویزون شو.

15:51.701 --> 15:57.248
‫خب، در کل، دریملند هرگز
‫دوستی بهتر از دنکمایر نداشته،

15:57.331 --> 15:59.375
‫و من امیدوارم این مسئله هرگز تغییر نکنه.

16:04.839 --> 16:07.008
‫ردا پوشیدن خیلی دردسر داره.

16:07.091 --> 16:11.846
‫به سفیر لختِ آویزون از لوستر توجهی نکنین.

16:11.929 --> 16:14.265
‫ایش!

16:14.348 --> 16:15.433
‫وای پسر.

16:17.560 --> 16:20.521
‫بذار...
‫بذار کمکت کنم تمیزش کنی.

16:22.190 --> 16:24.984
‫- بذار الان...
‫- بس کن. داری بدتر پخشش می‏کنی.

16:25.067 --> 16:26.277
‫این هتک حرمت‏ـه.

16:26.360 --> 16:28.529
‫با منصوب کردنِ سفیر تیابینی،

16:28.613 --> 16:31.616
‫شما تمام چیزهایی که باید
‫در مورد اتحاد بین‏ـمون بدونیم رو رسوندین.

16:31.699 --> 16:35.661
‫دیگه تمامه. این یعنی جنگ! دوباره.

16:35.745 --> 16:38.372
‫نگهبان‏ها! پیشخدمت‏ها! دستگیرشون کنید!

16:38.456 --> 16:40.958
‫نه! نه، نه، نه، نه.

16:45.421 --> 16:47.131
‫بجنبین. از این طرف.

16:48.341 --> 16:50.676
‫از کجا فهمیدی این در اینجاست؟

16:50.760 --> 16:53.179
‫برعکسِ بعضیا،
‫من کتاب راهنما رو میخونم.

17:00.269 --> 17:03.856
‫یه بار شد ما بریم تعطیلاتِ خانوادگی
‫و مجبور نشیم فریادزنان فرار کنیم؟

17:07.610 --> 17:09.612
‫تا من گره قایق رو باز می‏کنم، معطلشون کنین.

17:09.695 --> 17:11.614
‫من پدر این عوضیا رو در میارم.

17:13.032 --> 17:15.284
‫مگه از رو جسد من رد بشین.

17:35.346 --> 17:37.390
‫خیلی خب، بریم. بریم. یالا!

17:43.187 --> 17:44.689
‫سریع باشین، دروازه.

18:02.248 --> 18:04.250
‫توی خونه می‏بینمتون!

18:04.333 --> 18:06.669
‫مامان، من می‏ترسم!

18:06.752 --> 18:11.007
‫- فقط نزدیکِ پدرت بمون!
‫- بخاطر همین می‏ترسم.

18:18.264 --> 18:23.185
‫گل کاشتی، "بین" و امیدوارم بتونی
‫توی حالِ نئشگی‏ـت طعنه‏ی من رو حس کنی.

18:23.269 --> 18:25.646
‫آره، آره، من افتضاحم.
‫درک، بپر رو کولِ بابا.

18:31.902 --> 18:33.112
‫من می‏گیرمتون.

18:33.696 --> 18:34.697
‫مگر اینکه برید.

18:34.780 --> 18:38.117
‫- دنبالشون بریم؟
‫- لطفا بگو نه. لطفا بگو نه.

18:38.200 --> 18:41.621
‫نیازی نیست. اونا دارن
‫میرن وسطِ قلمروی موش‏های آبی.

18:41.704 --> 18:44.290
‫هیولای مرداب ازشون پذیرایی می‏کنه.

18:44.373 --> 18:48.127
‫آخی چه ناز.
‫آها، اونجور "پذیرایی" رو میگین.

18:50.838 --> 18:52.715
‫و همانطور که آهسته در مرداب
‫پیش می‏رفتیم،

18:52.798 --> 18:56.552
‫من متوجه شدم که لباس‏هایم
‫گِلی شده‏اند.

18:56.636 --> 19:01.015
‫هی! بهت گفتم شرح حال روایت نکنی.

19:01.098 --> 19:05.436
‫پسر، من بدجور گند زدم.
‫دیوانه بودم که فکر میکردم میتونم سفیر باشم.

19:05.519 --> 19:08.356
‫بخاطر همین همیشه بهت میگم چیزی
‫رو امتحان نکنی.

19:08.439 --> 19:12.068
‫- بس کن. توی خیلی دلسردش میکنی.
‫- تویی که خیلی ترغیب‏ـش میکنی.

19:12.151 --> 19:14.570
‫عه، جدی؟
‫چرا یه کاری درباره‏ش نمی‏کنی؟

19:14.654 --> 19:16.781
‫یالا دیگه. من دارم ترغیب‏ـت میکنم.

19:16.864 --> 19:18.449
‫آخ!

19:20.493 --> 19:22.953
‫بس کن!

19:24.372 --> 19:26.040
‫تو حتی یه ذره محبت هم نداری.

19:26.123 --> 19:29.210
‫میدونی تو چی هستی؟
‫تو تمامِ وجودت بدی‏ـه،

19:29.293 --> 19:32.755
‫از سر دُمِ تیزت تا
‫سر گوش‏های تیزـت.

19:32.838 --> 19:36.217
‫وای، وای! تو به من گوش‏های سر تیزِ
‫من گیر میدی؟

19:36.300 --> 19:37.843
‫تا حالا خودتو توی آیینه دیدی؟

19:38.928 --> 19:39.887
‫وای خدای من.

19:40.471 --> 19:41.889
‫من عجیب‏الخلقه‏ـم.

19:46.894 --> 19:51.065
‫بس کنین. کافیه.
‫هردوتاتون گوش‏های عجیب‏غریب دارین.

19:51.565 --> 19:54.819
‫وای، این تنه درخت خیلی سفته.
‫دلم برای تُشک‏ـم تنگ شده.

19:54.902 --> 19:58.280
‫- دلت برای تُشک‏ـت تنگ شده، آره؟
‫- وای، خیلی زیاد.

19:58.364 --> 20:02.785
‫و همینطور قوـهای عروسکیت؟
‫و اون سورتمه‏ی کوچولو برای خرس اسباب‏بازیت؟

20:02.868 --> 20:04.120
‫برای اونا هم دلتنگی؟

20:04.203 --> 20:06.205
‫- نه.
‫- بمیرم برات.

20:06.288 --> 20:08.666
‫گمشو پایین و یه چاله بِکن
‫تا توش بخوابیم.

20:08.749 --> 20:10.084
‫باشـــه.

20:10.167 --> 20:13.254
‫به نفع‏ـتونه دهن باز نکونین.
‫(لهجه لاتی)

20:13.337 --> 20:17.675
‫شما آقایون کلاهتون توی بد مردابی اوفتاده.
‫شوما دیگه واس مایین. یعنی کل‏ـتون واس ماس.

20:17.758 --> 20:23.347
‫مال شما؟ کسی صاحب من نیست.
‫منم که صاحبِ بقیه‏م. من شاه زاگ هستم!

20:23.848 --> 20:24.765
‫زاگ؟

20:24.849 --> 20:27.852
‫- شوما شاهِ دریملند نیستی؟
‫- خودِ خودمم.

20:30.146 --> 20:34.066
‫ما قراره یکم تفریحِ شاهانه
‫با شوما داشته باشیم پسر.

20:38.738 --> 20:39.739
‫دیگه خسته شدم.

20:39.822 --> 20:44.243
‫نفر بعدی که دست روی اون یکی بلند کنه
‫ولش میکنم میرم، خب؟

20:45.494 --> 20:46.912
‫تبریک میگم، دوستان.

20:46.996 --> 20:50.791
‫شما اولین کسایی هستین که مجبورم کردین بگم،
‫"کاش پیش بابام بودم".

20:52.918 --> 20:53.878
‫بابا؟

20:59.633 --> 21:02.636
‫چی میخواین؟ طلا؟ جواهرات؟

21:02.720 --> 21:04.388
‫بیا، بگیر، تاج‏ـم رو بگیرین.

21:04.472 --> 21:09.894
‫خب، به خیال من که ما به هیچکدومِ اینا
‫نیاز نداریم. ما فقط میخوایم حساب صاف کنیم.

21:09.977 --> 21:11.854
‫حساب صاف کنین؟ مگه من چیکار کردم؟

21:11.937 --> 21:16.358
‫میدونم ساختن این آبراه کار شوماها بوده.
‫باعث شد من و آبا اجدادم از
‫سرزمین‏هامون رونده بشیم.

21:16.442 --> 21:19.820
‫بیخیال. اون که تقصیر من نبود.
‫من فقط دستورش رو دادم.

21:19.904 --> 21:24.200
‫دستور؟ بر حسب اتفاق ما هم قراره از
‫دستورالعمل آشپزیِ

21:25.284 --> 21:30.289
‫شاهِ شاهان و میگوی کبابی
‫براتون استفاده کنیم. نه شوخی میکنم.

21:30.372 --> 21:32.583
‫ما فقط توی یکم کره سرخ‏ـتون میکنیم.

21:34.960 --> 21:38.339
‫- نگران نباشین. ما نمی‏خوریمتون.
‫- معلوم بود.

21:38.422 --> 21:42.051
‫ما شوما رو برای
‫هیولای مرداب سرخ می‏کنیم.

22:00.945 --> 22:03.572
‫بابا، اندازه‏ی این ماهیتابه رو نگاه کن.

22:03.656 --> 22:05.407
‫هیچکس پدر من رو سرخ نمی‏کنه.

22:05.491 --> 22:11.080
‫جدی؟ کدومتون میخواد جلوی ما رو بگیره؟
‫دختر لاغرمردنی؟ پیشی کوچولو؟ یا جوجه اردک زشت؟

22:11.163 --> 22:14.208
‫بهت گفت جوجه اردک زشت.

22:14.291 --> 22:18.087
‫الفو، لوسی، بیاین به این
‫دهاتی‏ها نشون بدیم شهری‏ها چند مرده حلاجن.

22:18.671 --> 22:19.797
‫اوخ!

22:21.507 --> 22:22.633
‫وقتی که ست قابلمه رو گرفتیم،

22:22.716 --> 22:25.636
‫اصلا فکر نمی‏کردم این کوچیک‏هاش
‫به کار بیان.

22:28.806 --> 22:34.270
‫از اونجایی همتون سر سرخ کردن عین بچه‏ها
‫جیغ می‏کشیدین، رفتیم سراغ نقشه دوم:

22:34.353 --> 22:36.730
‫خام می‏دیمتون به هیولا.

22:38.649 --> 22:41.443
‫خیلی خب، نقشه‏ی سوم: با خرده نون پُرشون کن.

22:41.527 --> 22:42.611
‫نه! نه!

22:44.488 --> 22:50.077
‫بی‏نزاکت نباش، بابا. بذار به رسم‏ورسومِ
‫میزبان‏های مهربونمون احترام بذاریم.

22:50.160 --> 22:53.430
‫میتونم پیشنهاد بدم یه سر
‫سلامتی بزنیم؟

22:53.456 --> 22:56.525
‫من یه‏ذره مشروبِ بُنجل توی فلاسک،
‫داخل جیب شلوارم دارم.

22:56.584 --> 23:00.629
‫لطفا به عنوان هدیه از طرف سرزمین من
‫به...اینجا قبولش کنین.

23:00.713 --> 23:02.590
‫خب، چاکر شوما، آبجی...

23:02.673 --> 23:05.551
‫ایشون سفیرِ شریف،
‫تیابینی...

23:05.634 --> 23:08.971
‫هیش. من بین هستم، خب؟
‫از خودتون پذیرایی کنین.

23:09.054 --> 23:11.682
‫مرام‏ـتون رو می‏رسونه.

23:11.765 --> 23:13.309
‫گمونم شاید یه دنیای دیگه باشه

23:13.392 --> 23:16.687
‫که ما میتونیم بذاریم شوما برید،
‫و بتونیم با هم دوست باشیم.

23:17.354 --> 23:20.065
‫آره. هی، شما دهاتی‏ها، هر دوتاتون بخورین.

23:20.149 --> 23:21.567
‫الان ما رو چی صدا کرد؟

23:21.650 --> 23:24.862
‫گمونم به ما گفت دهاتی، "اسلیم".

23:24.945 --> 23:26.947
‫اوه، اصلا نباید اینکارو می‏کرد.

23:27.031 --> 23:30.618
‫باید می‏دونستم.
‫همه‏ی شما سلطنتی‏ها سر و ته یه کرباسین.

23:30.701 --> 23:33.787
‫فکر می‏کنین ما همگی یه مشت دهاتیِ
‫ساده‏لوح، پشت‏کوهی،

23:33.871 --> 23:36.123
‫و جاهلِ از همه‏جا بی‏خبر هستیم!

23:36.206 --> 23:39.960
‫- خب، من بهتون میگم ما چی می‏دونیم.
‫- ما چی می‏دونیم؟

23:40.044 --> 23:43.047
‫میدونیم قراره به خوردِ
‫هیولای مرداب بدیم‏ـشون.

23:43.130 --> 23:46.425
‫چون میدونین هیولای مرداب
‫جوابِ نه از کسی قبول نمی‏کنه.

23:46.508 --> 23:49.470
‫وقتی که اصلا انتظارش رو ندارین میاد سراغ...

23:53.682 --> 23:55.476
‫- وای، نه!
‫- ژون.

24:15.871 --> 24:20.709
‫میدونی، من متوجه شدم که تو
‫بین رو به خیلی چیزها ترغیب هم میکنی؛

24:20.793 --> 24:24.088
‫مشروب خوردن، دزدکی بیرون رفتن،
‫دروغ گفتن.

24:24.171 --> 24:27.049
‫آره، درست فهمیدی پسر.
‫دزدی، خیانت، بازی با احساسات.

24:27.132 --> 24:29.426
‫آره دقیقا.

24:29.510 --> 24:32.763
‫- بیا ببینم رفیق.
‫- عجب. باید بگم تحت تاثیر قرار گرفتم.

24:35.474 --> 24:37.351
‫شدیدا تحت تاثیر قرار گرفتم.

24:37.476 --> 24:39.269
‫خیلی خب. هی بس کن.

24:39.353 --> 24:41.313
‫الفو. الفو، بس کن.
‫دُمم رو بهم پس بده.

24:41.397 --> 24:43.816
‫پس‏ـش بده. بهم پس‏ـش بده.

24:43.899 --> 24:46.527
‫عجب سیاستی به خرج دادی.

24:46.610 --> 24:50.030
‫با اون وحشی‏ها یه جوری حرف زدی
‫انگار همسایه‏شون بودی.

24:50.114 --> 24:53.325
‫بدونِ رو در وایسی، اصلا هیچی.

24:53.409 --> 24:56.370
‫همونطور که همیشه میگم بین،
‫من بهت افتخار میکنم.

24:57.287 --> 24:59.498
‫تا حالا هرگز نگفتی من بهت افتخار میکنم.

24:59.581 --> 25:03.002
‫خب، امروز خیلی نزدیک بود بگم.

25:10.926 --> 25:13.137
‫هی، بابا، اشکال نداره برم؟

25:13.220 --> 25:16.974
‫بعضی وقتا، قسم میخورم
‫انگار دارم به مادرـت نگاه میکنم.

25:17.057 --> 25:21.270
‫- برو، ولی تا صبح بیای خونه، وگرنه...
‫- همه‏ی انگشت‏هام رو می‏چینی.

25:21.353 --> 25:23.313
‫یکیش رو برای خوش‏شانسی نمی‏چینم.

25:24.106 --> 25:25.190
‫ممنون.

25:30.487 --> 25:32.614
‫راستش، اون مجسمه شبیه توئه، بابا.

25:32.698 --> 25:36.160
‫آره، میدونم. بریم خونه. بدو.

25:36.869 --> 25:38.912
‫میدونی وقتی برسیم خونه چیکار می‏کنیم؟

25:38.996 --> 25:41.290
‫- اون خرس رو خاک می‏کنیم.
‫- باشه.

25:41.373 --> 25:45.044
‫راستش، میتونیم یه
‫قبرستونِ کامل برای اسباب‏بازیا درست کنیم.

25:45.127 --> 25:48.881
‫میتونیم با هم انجامش بدیم. یا بهتر از
‫اون، میتونیم به خدمتکارا بگیم درستش کنن.

25:48.964 --> 25:53.343
‫آره، به اندازه کافی امروز سختی کشیدیم.
‫شایدم راحت بگیریم بخوابیم؟

25:53.427 --> 25:57.431
‫وای، من کابوسِ اون ماهیتابه رو می‏بینم.

25:57.514 --> 26:01.685
‫وای پسر، چقدر بزرگ بود.

26:02.010 --> 26:22.510
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
